سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری


آخرین مطالب


جستجو



 



 

لذا به نظر نگارنده با توجه به اختیارات حاصل از قوانین موجود اگر مدیریت شوراها به نحوی سوق داده شود که اولاً) اعضای شورا به عنوان نیروی انسانی که به عنوان سرمایه ممتاز هر جامعه می‌باشد از بین جوامع مدنی و با مشارکت جوامع مدنی اداره شود ثانیاًً) برخی دعاوی مانند چک که قابلیت پیگیری در مراجع اجرائی دارد به مراجع اداری واجرائی ذیصلاح محول شود تا بدون مداخله یا عنداللزوم ‌با کمترین امکان مداخله شورا در دعاوی مذکور، فرصت کافی برای اعضای شورا در جهت ایجاد زمینه سازش و تعالی رشد فرهنگ صلح و سازش مهیاء شود. که شرح هر یک ذیلاً به تفصیل بیان می‌گردد:

 

الف) شوراهای حل اختلاف و مشارکت مدنی:

 

توجهاً به ترکیب اعضای شورا و نحوه فعالیت و مدیریت حاکم بر آن مسلم است که قانون‌گذار در کنار مقام قضائی مداخله و مشارکت افراد واجد شرایط غیر قاضی را پیش‌بینی ‌کرده‌است که در عرف به مشارکت مدنی مصطلح است. ولی بنظر نگارنده این اصطلاح در جایگاه قوه قضائیه که ملتزم به استفاده صحیح از الفاظ و عبارات می‌باشد نامأنوس است چرا که در علم حقوق مشارکت مدنی دارای معنای خاص (اجتماع قهری یا اختیاری حقوق مالکین متعدد در شیئ واحد به نحو اشاعه) می‌باشد که هیچ سنخیتی با موضوع شورا ندارد، به نظر نگارنده بهتر است از عبارت «مشارکت جامعه مدنی» استفاده شود زیرا هم بار معنای حقوق دارد و هم در جامعه قابل ملموس است.

 

اگر جامعه مدنی را اجتماع اختیاری واحدهایی دانست که اعضای آن با مشارکت معنوی و یا مادی فعالیت و مأموریت واحدی را جهت نیل به چشم انداز و هدف غائی انجام و پیگیری می‌کنند می توان نهادها و مؤسسات مدنی غیر دولتی نام برد که عموماً به صورت ثبت در اداره ثبت شرکت‌ها و یا به موجب قانون شخصیت حقوقی می‌یابند (دفاتر اسنا رسمی، و دفاتر رسمی ازدواج و طلاق و کانون یا جوامع یا انجمنهای خیریه های که برای حمایت از کودکان بی سرپرست، حمایت از خانواده، و امثالهم) که هم از حیث علمی و تخصصی با مأموریت شوراء مأنوس بوده و در شأن دستگاه قضائی و مأموریت او به عنوان دستگاه حکومتی است و هم از جهت تعدد از فراوانی خوبی برخوردار است. بدین ترتیب با مشارکت جوامع مدنی و انتخاب نیرو از بین این جوامع بجای مشارکت مدنی افراد جامعه در مأموریت شورا می توان خروجی مطلوب و مقبول تری در جهت نیل به اهداف عالیه شورا را انتظار داشت.

 

ب) واگذاری اختیارات قانونی به برخی مراجع ذیصلاح اجرائی:

 

با اندک ملاحظه آمار مراجعین به شوراها به سادگی می‌تواند نتیجه گرفت که اکثریت پروندهای شورا را دعاوی مطالبه وجه چک تشکیل می‌دهد که تعباً این پرونده ها وقت زیادی از اعضا و قاضی شورا را به خود اختصاص می‌دهد، لذا ادعای اینکه آمار ورودی پرونده به دادگستری کم شده است به نظر صحیح نیست زیرا مسیر جریان دادرسی تغییر و پرونده به طور غیر مستقیم (پس از جری تشریفات لازم در شورا) به نظر قضات دادگستری (با عنوان قاضی شورا) می‌رسد و لاجرم او نیز باید وقت و زمانی را صرف و تصمیم نهایی را اتخاذ کند. در حالی که در قانون صدور چک در خصوص اعتبار و نحوه وصول و الزام صادر کننده و ظهر نویس آن تکلیف مشخص شده است که شرح مختصری از آن ذیلاً تبیین می‌گردد.

 

۲-۲-۴جایگاه الزام صادر کننده چک به تأدیه وجه آن:

 

اصول ۶۱ و ۱۵۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مواد ۲ و ۳ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب (در امور مدنی) مبیّن صلاحیت ذاتی مراجع قضائی در رسیدگی به کلیه دعاوی مدنی و بازرگانی است، و هدف از طرح دعوی در محاکم اثبات حق و اخذ اعتبار و رسمیت ‌در مورد دعوی متنازع فیه بین طرفین متعارض می‌باشد. با این وصف صرف مطالبه وجه چک، دعوی حقوقی و یا بازرگانی تلقی نمی شود زیرا قانون‌گذار در ماده ۲ قانون صدور چک با اعتبار دادن به آن (در حکم اسناد لازم الاجراء) مستتراً ذیحق بودن دارنده آن را نسبت به مطالبه و وصول وجه آن به رسمیت شناخته است و ‌به این اعتبار دارنده آن بدون نیاز به مراجعه به محاکم و اثبات اصالت و صحت صدور آن، می‌تواند به بانک محال علیه برای دریافت وجه آن مراجعه و در صورت برگشت از بانک، در مرجع اجرائی مربوط (که برابر ماده ۲ قانون صدور چک اجرای اداره ثبت اسناد تعیین شده است) درخواست صدور اجرائیه و وصول وجه آن را بنماید و این مرجع نیز مکلف به پذیرش درخواست و صدور برگ اجرائیه و انجام عملیات اجرائی است.

 

بدیهی است که اگر قانون‌گذار می خواست در مقام اجرای چک، دادگاه و اداره ثبت اسناد را در عرض هم قرار دهد تا دارنده آن توانایی و اختیار انتخاب یکی از دو مرجع را داشته باشد، در ماده ۲ قانون صدور چک، در کنار صلاحیت اداره ثبت، به صلاحیت دادگاه نیز تصریح می کرد، و عدم تصریح به صلاحیت دادگاه به علت صلاحیت عام دادگستری نسبت به سایر مراجع نمی باشد بلکه از این جهت است که طرح دعوی در دادگاه برای مطالبه وجه چک موضوعاً منتفی است.

 

۳-۲-۴جایگاه طرح دعوی حقوقی چک

 

از تعارض حق و تکلیف ناشی از صدور چک ممکن است بین طرفین آن دعوائی در صلاحیت شورا و یا دادگاه حاصل شود؛ اگر در مرحله اجرای چک در اجرای ثبت، صادر کننده چک یا قائم مقام قانونی آن ادعا و ایرادی نماید که وصف تجریدی چک را تحت تأثیر خود قرار دهد؛ (از قبیل اینکه رابطه حقوقی سابق که منشاء و علت صدور چک متنازع فیه بوده به جهتی از جهات قانونی یا تراضی منحل یا به جهت فقد یکی از شرایط صحت عقد باطل بوده یا پس از صدور چک تعهد صادر کننده به یکی از طرق سقوط تعهدات از بین رفته یا این سند به موجب سند دیگر در ید دارنده چک امانت بوده است و یا چک مفقود یا سرقت یا جعل شده و یا از طریق کلاهبرداری یا جرائم دیگر تحصیل گردیده است)، در اینگونه موارد که از یک طرف دارنده چک به استناد آن خود را مستحق مطالبه و وصول وجه آن می‌داند و از طرف دیگر صادر کننده چک متنازع فیه خود را مدیون و مکلف به ادای وجه آن قلمداد نمی کند بین طرفیت اختلاف و دعوی حادث می شود، لذا صادر کننده چک می‌تواند دستور موقت مبنی بر توقف عملیات اجرائی تا تعیین تکلیف حسب مورد در شورا و صدور حکم قطعی را تقاضا کند و بدیهی است شورا ‌به این درخواست منطقی ترتیب اثر خواهد داد. و بدین ترتیب طرح دعوی صادر کننده چک به عنوان خواهان در شورا قابلیت استماع پیدا می‌کند و شورا با بررسی ادله طرفین و تشخیص صحت ادعای هر یک از طرفین حکم مقتضی را نفیاً یا اثباتاً صادر و دعوی را حل و فصل می کند.

 

این نظریه در صورت عملیاتی شدن فواید و آثار ذیل الذکر را می‌تواند در پی داشته باشد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-22] [ 02:27:00 ق.ظ ]




 

نتایج کلی پژوهش

 

    1. تقریبا تمامی معلمین معتقدند که استفاده و کاربرد مواد و وسایل کمک آموزشی در ایجاد انگیزه یادگیری ،تمرکز و پیشرفت تحصیلی ضرورت دارد.

 

      1. تقریبا یک چهارم معلمین از آشنایی و مهارت کافی در استفاده از مواد و وسایل کمک آموزشی برخوردارند.

 

    1. قریب به اتفاق معلمین معتقدند که مطالب کتاب علوم تجربی را می توان ضمن تدریس با آزمایش همراه کرد.

 

    1. اکثر مدارس ناحیه یک اسلامشهر فاقد آزمایشگاه و تجهیزات مورد نیاز در این زمینه هستند.

 

    1. اکثر معلمین این ناحیه آزمایش‌های کتاب را به دلیل نداشتن آزمایشگاه در کلاس درس انجام می‌دهند.

 

    1. در بیشتر مدارس این ناحیه آزمایش‌های کتاب به وسیله معلم انجام می شود و دانش آموزان در انجام این فعالیت نقشی ندارند.

 

    1. بیش از نیمی از معلمان و متصدیان آزمایشگاه در ساخت وسایل آموزشی فعال هستند.

 

    1. تقریبا تمامی معلمان از مشارکت شاگردان در تهیه و ساخت وسایل آموزشی مناسب استفاده می‌کنند.

 

    1. اکثر معلمین این ناحیه دانش آموزان را به استفاده از مجلات رشد و کتب تکنولوژی آموزشی هدایت و ترغیب می‌کنند.

 

    1. همه معلمین معتقدند که برقراری کلاس‌های ضمن خدمت در بالا بردن سطح آگاهی معلمین از نحوه استفاده و کاربرد وسایل کمک آموزشی مفید است.

 

    1. اکثر معلمین و متصدیان آزمایشگاه تجهیزات آزمایشگاه مرکزی را مؤثر و قابل استفاده می دانند ولی از این امکانات استفاده نمی کنند.

 

    1. تقریبا در نیمی از مدارس این ناحیه مجلات رشد و کتاب‌های تکنولوژی آموزشی وجود دارد.

 

    1. تقریبا تمامی مدیران علاقه مندی و پیگیری لازم برای تهیه و یا تعمیر وسایل آزمایشگاهی را دارند.

۱۳-۲- تحقیق در مقطع راهنمایی منطقه بوئین زهرا

 

  • پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی در رشته علوم تجربی

موضوع : بررسی وضع موجود و مطلوب کاربرد مواد و وسایل کمک آموزشی در مقطع راهنمایی منطقه بوئین زهرا

 

استاد راهنما : آفای دکتر سید مجید محمودیان

 

محقق : عباسعلی قنبرلو

 

سال اجرا: شهریور ماه سال ۷۶

 

مرکز آموزش عالی ضمن خدمت فرهنگیان حکیم ابوالقاسم فردوسی

 

بیان مسئله : وضع موجود و مطلوب کاربرد مواد و وسایل کمک آموزشی در مقطع راهنمایی بوئین زهرا چقدر با یکدیگر فاصله دارند و دلایل این فاصله چیست ؟

 

هدف تحقیق : عمده ترین هدف این تحقیق شناسایی علل عدم کاربرد مواد آموزشی در مدارس راهنمایی بوئین زهرا و روستاهای تابعه می‌باشد.

 

اهمیت و ضرورت تحقیق : یکی از اساسی ترین مسائل آموزش و پرورش مسئله یادگیری دانش آموزان است زیرا بدون آن آموزش و پرورش بی معنی خواهد بود. مقصد نهایی همه دستگاه های آموزشی فراهم ساختن شرایط مساعدی است که به پیروی از برنامه های منظم و مؤثر امر یادگیری انجام پذیرد پس می توان گفت : یادگیری مهمترین قسمت فعالیت دستگاه های آموزشی است و بر هیچ کس پوشیده نیست که یادگیری بیشتر از راه دیدن و لمس کردن و در یک کلام از راه تکنولوژی آموزشی میسر است.

 

فرضیه های تحقیق :

 

    1. در صورت امکان دبیران از ابزار و مواد آموزشی کمک می گیرند.

 

    1. معلمان راهنمایی درحد متوسطی از تکنولوژی آموزشی موجود استفاده می‌کنند.

 

    1. معلمان راهنمایی بیشتر با کمبود امکانات آموزشی روبرو هستند.

 

    1. معلمان راهنمایی بیشتر با کمبود شدید ابزارهای دیداری و شنیداری روبرو هستند.

 

    1. مدارس این منطقه مجهز به آزمایشگاه و کارگاه مخصوص نیستند.

 

    1. بعضی از دبیران این منطقه مهارت استفاده از ابزار آموزشی را ندارند.

 

  1. اکثر دبیران از کمبود وقت برای کارهای عملی ناراضی هستند.

جامعه آماری : ۳۰۳ نفر از همکاران مقطع راهنمایی منطقه بوئین زهرا می‌باشند که ۱۰ نفر آن ها به صورت تصادفی انتخاب شدند و مورد سوال قرار گرفتند.

 

ابزار گرد آوری اطلاعات : در این تحقیق به دلیل گسترده بودن جامعه آماری از روش پرسشنامه استفاده شده است.

 

طرح مسئله : بدون شک ابزار و مواد آموزشی در دنیای امروز باید در رأس اولویت‌های آموزشی مدارس و آموزش و پرورش هر کشور باشد، چرا که به ‌عنوان مثال تا دانش آموز سلول واقعی را در زیر میکروسکوپ نبیند و سوختن آهن را در شرایطی که دمای آهن بالا و اکسیژن خالص در کنار آن قرار دارد نبیند و تا دانش آموزان با چشم نبینند پدیده‌های فیزیکی و شیمیایی و یا اثرات آن پدیده ها را، دانش آموز هرگز به هدف آموزشی آموزش و پرورش نخواهد رسید و فقط مطالب درسی را حفظ خواهد کرد و کاملا درک نخواهد کرد به همین منظور وضع موجود تکنولوژی آموزشی باید بررسی شود و مشکلات رفع گردد.

 

نتایج پژوهش :

 

در مدارس مقطع راهنمایی شهرستان بوئین زهرا و روستاهای تابعه شرایط زیر از لحاظ کاربرد مواد و وسایل کمک آموزشی حاکم بود.

 

همکاران از حداقل ابزار و مواد کمک آموزشی استفاده می‌کنند و بر اهمیت ابزار آموزشی تا حدود زیادی پی برده اند اما علل ذیل مانع از انجام تمام و کمال فعالیت های آموزشی با بهره گرفتن از تکنولوژی آموزشی می‌شوند :

 

    1. بعضی از ابزار آموزشی در تمام مواد درسی کاربرد ندارند و لذا ‌در همه موارد استفاده نمی شود.

 

    1. نبود امکانات کافی بزرگترین مشکل مدارس است.

 

    1. مدارس ما از امکانات سمعی بصری حداقلی هم برخودار نیست.

 

    1. کمبود وقت هم مشکلی قابل توجه در کاربرد تکنولوژی آموزشی است.

 

  1. مهارت نداشتن همکاران در استفاده از ابزار آموزشی هم مانع از کاربرد تکنولوژی آموزشی می شود.

۱۴-۲- تحقیق بر روی مدارس ابتدایی منطقه آبیک

 

  • پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی رشته آموزش ابتدایی

موضوع : بررسی تاثیر استفاده معلمین ابتدایی منطقه آبیک از وسایل کمک آموزشی در تدریس درس علوم

 

استاد راهنما : علیرضا میرجد

 

محقق : علی پرند آور

 

سال تحصیلی ۷۷-۷۶

 

مرکز آموزش عالی ضمن خدمت فرهنگیان حکیم ابوالقاسم فردوسی

 

اهداف تحقیق :

 

    1. شناسایی وضعیت مدارس از لحاظ داشتن وسایل کمک آموزشی علوم.

 

    1. راه های ایجاد علاقه و انگیزه در معلمان جهت استفاده بهتر از وسایل کمک آموزشی در جهت تفهیم مطالب درسی .

 

    1. بررسی نگرش و میزان اعتقاد معلمان نسبت به ثمر بخشی و نقش مواد و وسایل کمک آموزشی در تدریس .

 

    1. بررسی نحوه تسلط و آگاهی آموزگاران در استفاده از وسایل کمک آموزشی در تدریس .

 

    1. راه های ایجاد تغییر و تحول در روش تدریس معلمان و تشویق آن ها به کاربرد وسایل کمک آموزشی .

 

    1. آگاهی از متناسب بودن حجم کتاب با زمان آموزش.

 

    1. عینیت بخشیدن به مطالب تئوری کتاب.

 

    1. ارائه راه حل های لازم در زمینه بهبود وضع وسایل کمک آموزشی در مدارس.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:52:00 ق.ظ ]




 

 

 

مقدمه فصل: توافقنامه های فیمابین سازمان تجارت جهانی و سازمان بهداشت جهانی:

 

سازمان تجارت جهانی و سازمان بهداشت جهانی در زمینه‌های مشترک مابین تجارت و بهداشت همکاری های گسترده ای با هم انجام داده‌اند ، با این وجود تاکنون هیچ توافق نامه رسمی مابین این دو سازمان منعقد نشده است[۷۴] ولی این بدان معنا نیست که دو سازمان تعاملی با یکدیگر نداشته اند بلکه این تعاملات اثرات مثبت زیادی در عرصه های مختلف داشته است و تنها به عنوان موافقتنامه مستقیم بین این دو سازمان سندی تنظیم نشده است . به عنوان نمونه یکی از تعاملات دو سازمان حضور سازمان بهداشت جهانی به عنوان عضو ناظر در در کمیته های موافقت نامه اقدامات بهداشتی و بهداشت گیاه(نباتی) و موافقت نامه موانع فنی فرا راه تجارت و همینطور در شوراهای گاتس(تجارت خدمات) و شورای تریپس(مالکیت فکری) است تا ‌در مورد تصمیماتی که در ارتباط مستقیم و غیر مستقیم با بهداشت عمومی است و ممکن است بهداشت عمومی را به خطر بیاندازد ‌به این کمیته و شورا ها مشورت بدهند. همچنین تعاملات گسترده ای بین دبیرخانه دو سازمان در زمینه بهداشت و اقدامات بهداشتی وجود دارد که این همکاری ها برای رسیدن به بالاترین انسجام ممکن در سیاست‌های تجاری و بهداشتی همچنان ادامه دارد .[۷۵]در این راستا اشاره ای به نمونه هایی از این همکاری‌های مشترک دو سازمان قابل ذکر است.

 

۱-کارگاه آموزشی مشترک سازمان بهداشت جهانی و سازمان تجارت جهانی برای داروهای ارزان قیمت در آپریل ۲۰۰۱ [۷۶]

 

۲-بیانیه توافقنامه تریپس و بهداشت عمومی در سال ۲۰۰۱(مشهور به بیانیه دوحه)

 

۳- ایجاد یک کارگروه مابین سازمان جهانی بهداشت ،سازمان تجارت جهانی، بانک جهانی و سازمان غذا و کشاورزی برای کمک به کشورهای در حال توسعه برای اجرای موافقتنامه اقدامات بهداشتی و گیاه است که در سال ۲۰۰۱ شکل گرفت.[۷۷]

 

۴-مطالعات مشترک دبیرخانه های سازمان تجارت جهانی و سازمان بهداشت جهانی و انتشار کتابی با مضمون توافقنامه های سازمان تجارت جهانی و بهداشت عمومی در سال ۲۰۰۲

 

۵- استراتژی جهانی در رژیم غذایی، فعالیت بدنی و سلامت در سال۲۰۰۴[۷۸]( این استراتژی ها توسط سازمان بهداشت جهانی انتشار یافته است که دبیرخانه ی سازمان تجارت جهانی در تنظیم آن با دبیرخانه سازمان بهداشت جهانی همکاری داشته است)

 

۶-همکاری در تهیه پیش نویس کنوانسیون کنترل دخانیات توسط سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۵

 

۷-همکاری در تهیه استراتژی جهانی برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیر مسری منتشر شده توسط سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۸ (در این سند برای پیش گیری و کنترل بیماری‌های غیر مسری چهار عامل پیش‌بینی شده از جمله مصرف دخانیات و مضرات استفاده از الکل که محدود کردن آن ها ممکن است به نحوی بر روی تجارت بین الملل تاثیر گذار باشد.)[۷۹]

 

۸-نشست معاون دبیرکل سازمان تجارت جهانی و مقامات سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۹

 

۹-بیانیه مشترک سازمان بهداشت جهانی،سازمان تجارت جهانی ،سازمان غذا و کشاورزی[۸۰] و سازمان بهداشت جهانی دام[۸۱] ‌در مورد آنفولانزا و ایمنی از گوشت خوک در سال۲۰۰۹

 

۱۰- استراتژی جهانی برای کاهش مضرات استفاده از الکل در سال ۲۰۱۰

 

۱۱-همکاری سه جانبه ‌در مورد مالکیت فکری و بهداشت عمومی و انتشار کتابی با مضمون ارتقای دسترسی به فن آوری های پزشکی و نوآوری ‌در سال‌ ۲۰۱۲ با همکاری سه سازمان وایپو،سازمان تجارت جهانی و سازمان بهداشت جهانی

 

این موارد تنها نمونه هایی از همکاریهایی است که دو سازمان در سطوح مختلف باهم انجام داده‌اند تا در حد امکان از وجود هر گونه اختلاف بین قواعد و عملکرد دو سازمان جلوگیری شود و تا حد امکان نوعی انسجام گرایی در سیاست‌های دو سازمان ایجاد شود. حال باید در عمل دید که این حد از تعامل عملا باعث از بین رفتن تفاوت‌ها در قواعد دو سازمان می شود یا خیر ؟ با این حال از نظر تئوری زمانی که دو سازمان ‌در مورد موضوعات مختلف بایکدیگر موافقتنامه منعقد کرده باشند تعامل بهتری بین آن ها برقرار است و در صورت بروز اختلاف در قواعد دو سازمان نزدیک کردن نظرات آن ها به یکدیگر آسان تر است ‌بنابرین‏ به نظر می‌رسد هرچه سریعتر باید دبیرخانه های دو سازمان با تعاملات بیشتر موقعیت انعقاد موافقتنامه در موضوعات مختلف بین این دو سازمان را ایجاد کنند تا بهداشت عمومی و تجارت در کنار یکدیگر به سلامت و رفاه جوامع مختلف کمک کنند و در کنار آن آزادی تجاری که مدنظر سازمان تجارت جهانی است هم حفظ شود.

 

 

 

بخش اول: موافقتنامه های سازمان تجارت جهانی در ارتباط با بهداشت

 

یکی از دغدغه های دولت ها همواره حفظ بهداشت عمومی بوده و در این راستا تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا این موضوع با خطری مواجه نشود و ‌در مورد الحاق به سازمان تجارت جهانی نیز یکی از مسائل مورد مجادله بوده است.[۸۲] در نگاه اول شاید به نظر برسد که قواعد سازمان تجارت جهانی ممکن است بهداشت عمومی کشورها را با تهدید روبه رو کند از این رو یکی از مباحثی که چه به طور مستقیم و چه به طور غیر مستقیم در سازمان تجارت جهانی مورد بحث قرار می‌گیرد بهداشت عمومی است و تاثیری که تجارت آزاد می‌تواند بر روی بهداشت عمومی بگذارد.از این رو در موافقتنامه های سازمان تجارت جهانی هم به صورت مستقیم و هم غیر مستقیم به بهداشت عمومی توجه شده است که در این بخش پس از مقدمه ای کوتاه هریک از موافقتنامه ها را به طور مجزا مورد بررسی قرار می‌دهیم.

 

موافقتنامه های سازمان تجارت جهانی که مرتبط با بهداشت عمومی هستند عبارتند از:

 

۱-موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت(گات)[۸۳]

 

۲-موافقتنامه تجارت خدمات(گاتس)[۸۴]

 

۳-موافقتنامه جنبه‌های تجاری مرتبط با حقوق مالکیت فکری(تریپس)[۸۵]

 

۴-موافقتنامه موانع فنی فرا راه تجارت[۸۶]

 

۵-موافقتنامه اقدامات بهداشتی و بهداشت گیاه[۸۷]

 

با توجه به مفادی که در موافقتنامه های فوق وجود دارد، در مواردی که اعضاسازمان تجارت جهانی تمایل به محدودیت تجارت به وسیله اهداف مشروع مانند بهداشت عمومی را دارند توسط این موافقتنامه ها مورد قبول واقع شده است.در قواعد سازمان تجارت جهانی هم در موارد متعدد تأکید شده که اعضای سازمان تجارت جهانی حق تعیین سطحی از بهداشت و سلامت را که مناسب بدانند را دارند و سازمان تجارت جهانی سلامت انسان‌ها را در بالاترین سطح به رسمیت شناخته است.[۸۸]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:16:00 ق.ظ ]




 

۲-۱-۱– ادله موافقین عربیت، در صیغه عقد نکاح

 

در خصوص شرط بودن عربیت در صیغه عقد نکاح، آیات و روایاتی که به صراحت بیان کننده این معانی باشد، وجود ندارد، عمده دلایلی که از سوی طرفداران این نظر بیان شده است، پنج دلیل می‌باشد که در ذیل به بررسی آن ها خواهیم پرداخت .

 

۲-۱-۱-۱ – اصاله الفساد

 

مقتضای اصاله الفساد این است که بدون عربیت، عقد نکاح باطل است، اصاله الفساد، همان استصحاب عدم زوجیت است، برای مثال : زن و مرد، زوج و زوجه نبوده اند، نمی دانیم با عقد فارسی به زوجیت هم در آمده اند یا نه ؟ در اینجا می گویم اصل عدم حصول زوجیت است و ترتب آثار نکاح دلیل می‌خواهد . ( مکارم شیرازی ، ۱۴۲۴ ، ج۱ : ۹۱ )

 

۲-۱-۱-۲– انصراف اطلاقات باب نکاح

 

‌به این معنا که اطلاقات در باب نکاح، منصرف به عربیت است، چون لسان شارع و محیط شارع عربی بوده است، لذا اطلاقات کلامشان هم منصرف به عربی است . ( حسینی مراغی ، ۱۳۹۲ ، ج ۱ : ۲۸۱ و نجفی ، ۱۳۹۳ ، ج ۲ : ۱۳۰ ) به همین دلیل است که بسیاری از فقها در خصوص لزوم یا عدم لزوم عربیت در صیغه عقد نکاح جنبه احتیاط را رعایت نموده اند و جز در صورت ضرورت، صیغه عقد نکاح را به غیر عربی مجاز ندانسته اند ، برای مثال می توان به چند نمونه از این اقوال اشاره نمود : شهید ثانی در کتاب شرح لمعه در این باره می فرماید : « با وجود قدرت بر اجرای عقد به زبان عربی جایز نیست ایجاب و قبول را در عقد به غیر عربی جاری ساخت؛ چون آنچه که از صاحب شرع معهود می‌باشد، عربی بودن است و این شرط، همچنان که در سایر عقود لازم و جاری است، در عقد نکاح به طریق اولی جریان دارد . » ( شهید ثانی ، ۱۳۸۹ : ۳۷۷ ) میرزا ابوالقاسم قمی، صاحب کتاب جامع الشتات، در خصوص این پرسش که آیا عقد زن به زبان ترکی یا فارسی، در جایی که توکیل عربی میسر ، جایز است یا خیر ؟ فرموده اند که : « با وجود امکان به لفظ عربی، جایز نیست از برای زوجین به هیچ لغتی دیگر…و در ادامه اشاره می نمایند که هرگاه، یکی از طرفین عربی نداند و دیگری بداند، آن که می‌داند به عربی بگوید و آن دیگری به لغت خودش؛ به شرطی که هر یک مراد دیگری را بفهمند، هرچند به واسطه مترجم ثقه { معتمد } باشد . و ظاهراًً یک مترجم کافی است . و اگر عربی را هیچ یک ندانند و تعلم هم متعذر یا متعسر باشد، به هر لغت که می دانند بخوانند و توکیل غیر واجب نیست . ( میرزا قمی ، ۱۳۸۰، ج ۳ : ۱۴۰ ) همچنین، امام خمینی ( ره ) نیز در خصوص جواز اجرای صیغه عقد نکاح به غیر عربی ، معتقدند که : « احوط آن است که که ایجاب و قبول به لفظ عربی باشد، مگر در صورت عجز از آن . » ( خمینی ، ۱۳۹۰ ، ۳۶۲ )

 

۲-۱-۱-۳– کنایه بودن، عقد غیر عربی

 

طرفداران عربیت در صیغه عقود معتقد هستند که، صراحت فقط مختص الفاظ عربی است، و الفاظ غیر عربی ، کنایه هستند و دارای صراحت کافی نیستند .آیت الله مکارم شیرازی در نقد این دلیل، در کتاب نکاح خود آورده اند که : « اینکه گفته شده است که غیر عربی کنایه است، آیا منظورشان این است که کلام صریح مخصوص عرب هاست و دیگر زبان ها، حقیقت و مجاز ندارند و همه الفاظشان کنایه است ؟ این نظر باطل است، چون زبانهای دیگر هم حقیقت و مجاز و کنایه دارند … اما در خصوص اینکه ، آیا می شود با کنایات صیغه عقد خواند ؟ در جواب می گوییم بله، { زیرا } کنایاتی که مصداق الکنایه ابلغ من التصریح باشند، اشکالی ندارند، چون مدار در صیغه عقد، ظهور عرفی است . » ( مکارم شیرازی ، ۱۴۲۴ ، ج۱ : ۹۲ ) به نظر نگارنده هم، این نظر قابل دفاع می‌باشد، زیرا صریح بودن کلام، فقط مخصوص زبان عربی نمی باشد، بلکه سایر زبانها نیز ، دارای چنین ویژگی می‌باشند . ‌بنابرین‏ کنایه بودن زبانهای غیر عربی منطقاً قابل پذیرش نمی باشد .

 

۲-۱-۱-۴- اصل لزوم

 

طرفداران این دلیل، در توجیح آن می‌گویند که : اصل بر لزوم عربی بودن است ، و منظور از اصل، آن است که انتقال و آثار دیگری که بر ایقاع و عقود غیر تملیک کنند ه بار می شود، حاصل نمی شود مگر از راه اسبابی که دلیل بر سببیت انتقال آن ها وجود داشته باشد و آنچه که دلیل بر سببیت آن ها وجود دارد، ایقاع و عقودی است که با زبان عربی منعقد می شود، و برای سایر عقود و ایقاعات ، دلیل وجود ندارد، به طور خلاصه آنکه، اصل بر آن است که ایقاعات و عقود غیر عربی، سبب انتقال نباشند، چون فقط ‌در مورد عقود و ایقاعات عربی، دلیل وجود دارد . ( حسینی مراغی ، ۱۳۹۳ ، ج ۱ : ۲۸۱ ) به نظر نگارنده این دلیل قابل انتقاد می‌باشد، زیرا چه خدشه ای می توان، بر صحت عقود و ایقاعاتی که به زبان غیر عربی منعقد شده اند و تمامی شرایط لازم برای انعقاد آن عقد را رعایت نموده اند وارد نمود ، مضافاً بر اینکه خیلی از فقهای بزرگ، قایل به پذیرش اجرای عقد به زبانهای دیگر می‌باشند و صحت انعقاد عقد را محدود به زبان عربی نمی دانند، برای مثال : شیخ انصاری ( ره ) در کتاب مکاسب، پس ایراد بر، نظر طرفداران عربییت صیغه عقود، در این باره می فرمایند : « قول قوی تر در این خصوص، صحت عقد با لفظ غیر عربی است . » ( انصاری ، ۱۳۹۲ ، ج ۴ : ۲۴۰ ) همچنین مرحوم آیت الله خویی ( ره )، در کتاب مصباح الفقاهه در این خصوص فرموده اند که : « میزان کلی در صحت عقود و ایقاعات، صدق عنوان عقد یا ایقاع بر معنی است، با هر چه ابراز شود، فرقی نمی کند . ‌بنابرین‏، دلیل ندارد که مظهر را به لفظ اختصاص دهیم . و بالاتر از آن وجهی وجود ندارد که مظهر را به زبان خاص اختصاص بدهیم . » ( خویی ، بی تا ، ج۲ : ۳۰۲ ) یعنی : برای اینکه ما عقد یا ایقاعی را صحیح بدانیم، ملاک آن است که، چیزی که به وسیله آن عقد یا ایقاع می‌خواهد منعقد شود، دلالت بر وقوع عقد یا ایقاع بنماید، و فرقی نمی کند که به چه وسیله ای بیان شود، می‌خواهد لفظ باشد یا چیز دیگر مانند کتابت . همچنین دلیلی هم وجود ندارد که مظهرات را منحصر به زبان خاص مانند زبان عربی بدانینم ، بلکه به وسیله زبانهای دیگر نیز می توان عقد را منعقد نمود .

 

۲-۱-۱-۵– توقیفیه بودن عقد نکاح

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 10:38:00 ب.ظ ]




 

فرضیه شماره ۳:

 

بین میزان یادگیری مفاهیم مشکل شناختی هندسی در شش گروه مورد مطالعه تفاوت موجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول (۷-۴). نتایج تحلیل واریانس یک‌طرفه میزان یادگیری مفاهیم مشکل شناختی دانش آموزان ۶ گروه گروه ها میانگین انحراف معیار انحراف معیار برآورد میانگین مقدار F معناداری فراکتال با کاغذ ۲۳/۶۸ ۲۲/۲۳ ۳۴/۷ ۵۲۰/۳ ۰۰۸/۰ کتاب سازی ۵۷/۲۴ ۱۷ ۳۸/۵ موزاییک کاری با کامپیوتر ۶۶/۳۷ ۶۸/۲۹ ۸۹/۹ فراکتال با کامپیوتر ۷۵/۵۱ ۸۵/۲۷ ۸۱/۸ اوریگامی ۳۷/۵۴ ۵۱/۳۰ ۲/۹ موزاییک کاری با کاغذ ۹۹/۳۲ ۹۵/۳۱ ۲۲/۹ مجموع ۸۱/۴۴ ۰۹/۳۰ ۸۲/۳

نتایج همان گونه که در جدول (۷-۴) دیده می شود نشان می‌دهد که بین دانش آموزان شش از نظر سطح نمرات میزان یادگیری مفاهیم متوسط شناختی (تفاضل نمرات پیش آزمون از پس آزمون) تفاوت معنادار وجود دارد (۰۰۸/۰=Sig ؛ ۵۲۰/۳=F). به عبارتی حداقل یکی از گروه ها به طور معناداری از سایر گروه ها متفاوت است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول (۸-۴). نتایج تحلیل کوواریانس میزان یادگیری مفاهیم مشکل شناختی بعد از تعدیل اثر پیش آزمون ضریب تأثیر Sig F میانگین مجذورات درجه آزادی مجموع مجذورات منبع تغییر ۴۱۰/۰ ۰۰۰/۰ ۳۸۲/۶ ۹۶۱/۲۴۸ ۶ ۷۶۸/۱۴۹۳ الگوی تصحیح شده ۷۳۷/۰ ۰۰۰/۰ ۳۴/۱۵۴ ۲۹۶/۶۰۲۰ ۱ ۲۹۶/۶۰۲۰ مقدار ثابت ۱۳۶/۰ ۰۰۵/۰ ۶۵/۸ ۳۳۹/۳۳۷ ۱ ۳۳۹/۳۳۷ پیش آزمون ۲۹۳/۰ ۰۰۲/۰ ۵۶/۴ ۷۱/۱۷۷ ۵ ۵۵۱/۸۸۸ گروه ۰۰۷/۳۹ ۵۵ ۴۰۹/۲۱۴۵ خطا ۶۲ ۵/۱۶۱۲۹ مجموع

 

 

به منظور بررسی این فرضیه که آیا بین دانش آموزان شش گروه در زمینه سطح نمرات میزان یادگیری مفاهیم مشکل شناختی تفاوت معنادار وجود دارد یا خیر از آزمون تجزیه و تحلیل کوواریانس استفاده گردید. نتایج همان گونه که در جدول (۸-۴) مشاهده می شود حاکی از این است که تأثیر نوع آموزش در این زمینه معنادار (۰۰۲/۰=Sig ؛ ۵۶/۴=F) می‌باشد و ضریب مجذور اتا شدت این تأثیر را در حد ۲۹۳/۰ برآورد می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول (۹-۴). مقایسه میانگین‌های ‌گروه‌های شش گانه قبل و بعد از تعدیل اثر پیش آزمون در میزان یادگیری مفاهیم مشکل شناختی پس از تعدیل بر اساس پیش آزمون قبل از تعدیل بر اساس پیش آزمون انحراف معیار میانگین انحراف معیار میانگین فراوانی گروه ها ۹۸/۱ ۵۲/۱۹ ۸۹/۴ ۲/۱۹ ۱۰ فراکتال با کاغذ ۰۳/۲ ۰۴/۸ ۲۹/۴ ۶۵/۶ ۱۰ کتاب سازی ۰۸/۲ ۴۱/۱۲ ۷۶/۷ ۳۳/۱۲ ۹ موزاییک کاری با کامپیوتر ۰۲/۲ ۰۶/۱۷ ۲۱/۵ ۳۵/۱۸ ۱۰ فراکتال با کامپیوتر ۸۸/۱ ۵۹/۱۶ ۸ ۷۳/۱۶ ۱۱ اوریگامی ۸۱/۱ ۶۳/۱۱ ۱۸/۸ ۹۲/۱۱ ۱۲ موزاییک کاری با کاغذ ۷۲/۷ ۱۹/۱۴ ۶۲ مجموع

 

    1. National council of teachers of mathematics (NCTM) ↑

 

    1. Sherrard ↑

 

    1. Bouleris ↑

 

    1. Heskett ↑

 

    1. Origami ↑

 

    1. Song ↑

 

    1. Fractal ↑

 

    1. Tessellation ↑

 

    1. Book Making ↑

 

    1. Bennie ↑

 

    1. Garcia ↑

 

    1. Burger & shaughnessy ↑

 

    1. Crowley ↑

 

    1. Fuys ↑

 

    1. Gutierrez ↑

 

    1. Halat ↑

 

    1. Clements & Battissa ↑

 

    1. Mitchelmore ↑

 

    1. Mullis ↑

 

    1. White ↑

 

    1. Asuman & Ubuz ↑

 

    1. Asuman & Ubuz ↑

 

    1. Optics ↑

 

    1. Making Maps ↑

 

    1. Making Models ↑

 

    1. Pattern of the notes ↑

 

    1. Ozdemir ↑

 

    1. Mandelbrrot ↑

 

    1. Knuchel ↑

 

    1. Baek & Layne ↑

 

    1. Gonzales ↑

 

    1. Geometry ↑

 

    1. Asytvtyps ↑

 

    1. Origami ↑

 

    1. Sierpinski ↑

 

    1. Tim Granger ↑

 

    1. Ises ↑

 

    1. Lasco ↑

 

    1. Altamira ↑

 

    1. Thomas Edison ↑

 

    1. Cuban ↑

 

    1. Dynamic ↑

 

    1. Dynamic geometry ↑

 

    1. .Marnat ↑

 

    1. Chanlin ↑

 

    1. Animation to teach students of different knowledge levels ↑

 

    1. Kosa & Karakus ↑

 

    1. Yazlik & Ardahan ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:41:00 ب.ظ ]




 

 

 

تصویر (۲-۱) : دیدگاه جاکوبز ‌در مورد اجرای CPTED در خیابان و مغازه

 

اسکلامو آنجل[۳۳]:

 

از دیگر نظریه پردازان، می توان از اسکلامو آنجل که همواره تأکید بر اهمیت محیط کالبدی برای پیشگیری از جرم داشت، نام برد. آنجل بر آن بود که با مشخص کردن حدود مالکیت، کاهش و یا افزایش دسترسی به محل و انجام اقداماتی در خصوص نظارت و مراقبت شهروندان و پلیس که از طریق محیط کالبدی صورت می‌گیرد، در کاهش جرایم تأثیر مستقیم اعمال نمود (صالحی، ۲۷:۱۳۹۰).

 

آنجل با کتاب «کاهش جرم از طریق طراحی شهری» خاطر نشان کرد که چگونه شهروندان می‌توانند در جلوگیری از وقوع جرم نقش فعّالی را ایفا کنند، او بیان کرد که استفادۀ بسیار زیاد از یک قسمت شهر، توسط مردم موجب افزایش تعداد ناظران و شاهدان می شود (تصویر ۲-۲). همچنین تراکم پایین کاربری های یک منطقه و محیط سبب کاهش تعداد قربانیان بالقوه ناشی از ارتکاب جرم می شود که هر دو عامل فوق می‌توانند منجر به ایجاد مانع برای ارتکاب جرم شوند. ولی از طرف دیگر، در مناطق مذبور، به سبب عدم وجود شاهدان کافی، امکان وقوع جرم افزایش می‌یابد (صالحی، ۲۷:۱۳۹۰).

 

 

 

تصویر (۲-۲) : دیدگاه آنجل ‌در مورد اجرای CPTED در خیابان

 

کتاب آنجل ‌به این امر اشاره داشت که چگونه شهروندان می‌توانند نقش فعالی در پیشگیری از جرم داشته باشند. وی کار خود را با مشخص کردن محیط هایی که در آن ها قابلیت ایجاد فرصت برای ارتکاب جرم بیشتر بود، آغاز کرد. وی بر این عقیده بود که بعضی از مناطق از میزان جرایم بیشتر در مقایسه با مناطق دیگر برخوردارند، زیرا این مناطق فرصت بیشتری برای مجرمان در جهت ارتکاب جرم فراهم می آورند. به عبارت دیگر مجرمان، آماج های مورد نظر خود را انتخاب می نمایند و در این فرایند، تلاش و خطر رسیدن به نتیجۀ حاصله را کاملاً مورد ارزیابی قرار می‌دهند. هر چه فرصت و احتمال رسیدن به نتیجۀ حاصله به طور بالقوه بیشتر باشد، احتمال اینکه حداقل یک آماج، بزه دیده شود، بیشتر است (نیومن[۳۴]، ۱۳۲:۱۹۷۳).

 

همان طور که می بینیم در این دهه، بیشتر فعالیت ها مبتنی بر اثبات رابطه میان محیط فیزیکی و جرم قرار داده شده است. در این دوره با بهره گرفتن از اصول شهر سازی و طراحی آن دوره که مبتنی بر خیابان های خلوت و عدم تعامل مردم و اهالی با یکدیگر و عدم نظارت طبیعی بر محله بوده است، آغاز می شود و سپس مفاهیم اولیه CPTED در این دوره شکل می‌گیرد. در واقع این دوره را می توان دورۀ انتقاد از وضع موجود و تأکید بر توجه به نقش محیط دانست.

 

۲-۵-۲- دهۀ ۷۰ :

 

سی.ری جفری[۳۵]:

 

جفری در اصل عبارت «پیشگیری ازجرم از طریق طراحی محیطی» (CPTED) را ابداع کرد. او همچنین چندین کتاب مؤثر در زمینه جرم و عوامل آن نوشت. اگر چه او اخیراًً اظهار داشت، که ابتکار CPTED مدرن اساس کار نیومن است تا کار خودش(صالحی ۴۰:۱۳۹۰).

 

جفری در کتاب «پیشگیری بزهکاری از طریق طراحی محیطی» پیشنهاداتی برای طراحی شهری ارائه نمود و برای اصلاح طراحی خیابان­ها، پارک­ها، ترمینال­ها، بزرگراه­ها و… نکاتی بیان کرد تا بدین طریق و با بهره گرفتن از این شیوه طراحی، فرصت­های بزهکاری کاهش یابد و از وقوع بزه پیشگیری شود(جیسون، ۶:۱۳۸۷).

 

اسکار نیومن[۳۶]: (نظریه فضای قابل دفاع[۳۷])

 

نظریه فضای قابل دفاع اسکار نیومن نیز یک نظریه مهم است. تمام آثار قبلی به ویژه آثار جاکوبز، در اثر اسکار نیومن در سال ۱۹۷۲ تحت عنوان «فضای قابل دفاع» به اوج خود رسیدند. در سال ۱۹۷۰ و در راستای اندیشه‌های پیشگیری جرم از طریق طراحی محیط، نیومن دیدگاه فضای مقاوم در برابر جرم (فضای قابل دفاع) را مطرح نمود. به نظر وی این ایده به طراحان محیط شهر کمک می‌کند در ساخت فضاهای کالبدی، به نوعی شهروندان را در کنترل رفتارهای اجتماعی سهیم نمایند. نیومن در این نظریه به خودیاری مردم، بیش از مداخلۀ دولت اهمیت می‌دهد و همچنین به قابلیت طراحی کالبدی در افزایش سطح نظارت طبیعی مردم توجه بسیار ‌کرده‌است (رحمت، ۱۱۱:۱۳۸۸).

 

نیومن بر خلاف جاکوبز از توصیف و تجزیه و تحلیل کمی رابطه میان اشکال خاص طراحی و جرم، گامی فراتر نهاد و پیشنهاد های ارزشمندی را در زمینۀ جزئیات طراحی محیط به منظور ایجاد فضای قابل دفاع از طریق افزایش نظارت و مراقبت و کاهش تعداد راه های فرار مجرمین ارائه نمود. جاکوبز بر مراقبت به معنای عام آن تأکید داشت، در حالی که نیومن عقایدش را دربارۀ مراقبت و کاربرد محیط و حمایت از محیط کالبدی بر سلسله مراتبی که در بر دارنده چهار منطقه که حدود آن ها به وسیلۀ حصارهایی تعیین شده است بنا نهاد(تصویر ۲-۳) :

 

۱- فضای عمومی

 

۲- فضای نیمه عمومی

 

۳- فضای نیمه خصوصی

 

۴- فضای خصوصی (روزبنام و ویولیس، ۴۴:۱۳۷۹)

 

 

 

تصویر (۲-۳) : فضای قابل دفاع: که اصول مهم آن را اسکار نیومن طراحی کرد

 

 

 

طبق نظریات نیومن بازداشتن از ارتکاب جرم و کاهش جرایم یعنی:

 

– توانمندی طراحی کالبدی در ایجاد یک «قلمرو حس مالکیت در فرد» (تقویت غریزۀ طبیعی مالکیت و قلمرو)

 

– توانمندی طراحی کالبدی در ایجاد موقعیت نظارت و مراقبت شهروندان

 

– قادر بودن طراحی کالبدی در آگاهی دادن به جدایی حریم های عمومی از خصوصی و نیمه عمومی و نیمه خصوصی

 

– توانمندی طراحی کالبدی محیط در تشویق شهروندان به حضور در فضاهای عمومی و حفظ آزادی رفت و آمد به مکان های عمومی و حفظ اموال شخصی

 

– توانمندی طراحی کالبدی به سخت کردن اهداف مجرمانه و منصرف شدن آن ها از ارتکاب جرم

 

– توانمندی طراحی کالبدی به ترغیب حس مسئولیت پذیری شهروندان نسبت به فضاهای عمومی (حشمتی، ۴۴:۱۳۸۲)

 

این اصول بعد ها توسط دیگران برای پوشش زیرمقوله ها و مفاهیم مرتبط تکمیل شدکه به طور اصولی بر روی “قلمرو”، “نظارت”، “تعریف مرز” و “کنترل دسترسی” به عنوان اصول اساسی فضای قابل دفاع تمرکز کردند (اشنایدر[۳۸] و تدکچین[۳۹]، ۹۲:۲۰۰۲).

 

نیومن فضای قابل دفاع را این گونه تعریف می‌کند:

 

«فضای قابل دفاع»، واژها ی برای سلسله ای از نظام های فضایی شامل، موانع واقعی و نمادین، حوزه های نفوذ تعریف شده و امکان مراقبت بیشتر است که به همراه هم یک محیط را به کنترل اهالی در می آورد. «فضای قابل دفاع» در یک محیط به گونه ای سامان داده می شود که امنیت اهالی، همسایگان و دوستان را تأمین کند. ‌بنابرین‏ «فضای قابل دفاع»، فضایی است که تشخیص و کنترل فعالیت ها را برای اهالی آسان می‌سازد (صالحی، ۲۹:۱۳۹۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:12:00 ب.ظ ]




از دیگر تفاوت‌های بین این دو قرارداد مدت زمان دوره تولید و مدت قرارداد می‌باشد، دوره تولید نفت و گاز در قراردادهای مشارکت در تولید بسیار طولانی تر از قراردادهای بیع متقابل می‌باشد، در نتیجه در قراردادهای مشارکت، پیمانکاران انگیزه بیشتری برای به دست آوردن اقتصادی ترین نرخ تولید از طریق استفاده از تکنولوژی پیشرفته، دانش فنی و مهارت‌ها دارند؛ ولی در قراردادهای بیع متقابل نگرانی و دغدغه عمده پیمانکاران عبارت است از رسیدن به یک نرخ متعارف محصول در طول سال‌های بازپرداخت هزینه­ های انجام شده و نیز رسیدن به سطح تولید معین در قرارداد که این دوره بسیار کوتاهتر از قراردادهای مشارکت ‌می‌باشد. ‌بنابرین‏ در قراردادهای بیع متقابل این نگرانی وجود دارد که پیمانکار بر اهداف کوتاه مدت و نه اقتصادی و بهینه تمرکز کند. در حالی که در قراردادهای مشارکت در تولید، تولید صیانتی که عبارت است از تولید بهینه با توجه به عمر مخزن، بهتر رعایت می­ شود؛ چون پیمانکار نیز در تولید شریک کارفرما است و همانند قراردادهای بیع متقابل تنها یک پیمانکار و خدمتکار و مجری صرف برای توسعه میدان نفتی نمی باشد[۱۲۹].

 

تفاوت بعدی بین این قراردادها در ریسک آن ها ‌می‌باشد؛ بدین صورت که در قراردادهای مشارکت در تولید ریسک هزینه های تولید و سود حاصل از فروش نفت هر دو تابعی از سطح تولیدات و قیمت نفت یا گاز می­باشند[۱۳۰]. به عبارت دیگر تولید بالاتر مساوی است با سود بیشتر اما در قراردادهای بیع متقابل، ریسک پیمانکار، افزایش هزینه­ های سرمایه­ای به منظور رسیدن به اهداف مندرج در قرارداد برای تحقق سطح تولید است. در این صورت هزینه­ های سرمایه­ای پیمانکار تنها تا میزان سقف مورد توافق در قرارداد توسط کارفرما باز پرداخت می­ شود و بیش از آن قابل مطالبه نیست. ‌بنابرین‏، اگر اینگونه هزینه­ ها بالا رود کارفرما وظیفه ­ای در پرداخت ندارد و این به ضرر پیمانکار است[۱۳۱].

 

قراردادهای مشارکت در سرمایه گذاری[۱۳۲]:

 

قراردادهای مشارکت در سرمایه ­گذاری، نوع پیشرفته­تری از قراردادهای مشارکتی به شمار می­آیند. ‌بر اساس این قراردادها، کشور صاحب نفت و شرکت عامل در سود و ریسک توافق نامه های نفتی سهیم می‌شوند. میزان مشارکت در عقد قراردادهای مختلف متفاوت است. در این قرارداد دولت همانند شریک در تولیدی که بر اساس قرارداد انجام می­ شود، سهیم است. سهم هزینه دولت مستقیم و یا از طریق اختصاص بخشی از سهم تولید به شرکت نفتی پرداخت می­ شود. در قراردادهای مشارکت در سرمایه گذاری، کشور میزبان افزون بر مالیات درصدی از سود واقعی سرمایه ­گذاری را نیز به خود اختصاص خواهد داد. در این نوع قرارداد در صورت موفق نبودن عملیات اکتشاف یا نبود امکان بهره برداری تجاری از آن، هزینه ها به عهده سرمایه­ گذار خواهد بود.

 

عده­ایی از حقوق ‌دانان از این قراردادها به قراردادهای، مشارکت انتفاعی نام برده ­اند[۱۳۳]. زیرا جوینت ونچر همواره به شکل شرکت نبوده و سرمایه گذاری نیز یکی از فعالیت‌های ناشی از آن می‌باشد. جوینت ونچر دو شکل عمده دارد: قراردادی و شرکتی و از آنجا که شکل شرکتی معمول تر است، معادل فارسی (شرکت مشترک) برای آن برگزیده شده است[۱۳۴].

 

قراردادهای خدماتی[۱۳۵]:

 

قراردادهای خدماتی از قدیمی ترین شکل های روابط قراردادی شناخته شده میان افراد از یک سو و جوامع از

 

سوی دیگر به شمار می­آیند. قراردادهای خدماتی به سه دسته قراردادهای صرفاً خدماتی، قراردادهای خرید خدمات همراه با ریسک و قراردادهای خدماتی بیع متقابل تقسیم می‌شوند.

 

قراردادهای خرید خدمات همراه با ریسک در قیاس با انواع دیگر قراردادها کاربرد کمتری دارد و تنها زمانی که ریسک در میان باشد، به آن توجه می شود که ریسک مربوط به کشف میدان­های نفت و گاز باشد. اگر کشفی صورت نگیرد، قرارداد به خودی خود لغو خواهد شد، اما اگر نفت یا گاز کشف شود، شرکت ملزم است آن را به مرحله تولید برساند. در این نوع قرارداد تولید در اختیار کشور میزبان قرار خواهد گرفت و شرکت عامل طبق شرایط قرارداد یا از مبلغی مقطوع به عنوان بازپرداخت سرمایه به همراه نرخ بهره و ریسک بهره­مند خواهد شد و یا ‌بر اساس درآمد حاصل از میزان نفت تولید شده پس از کسر مالیات سهم خواهد برد. در قرارداد بیع متقابل، شرکت سرمایه گذار خارجی کلیه وجوه سرمایه ­گذاری همچون نصب تجهیزات، راه ‌اندازی و انتقال فناوری را برعهده می‌گیرد و پس از راه اندازی به کشور میزبان واگذار می‌کند. بازگشت سرمایه، همچنین سود سرمایه شرکت سرمایه گذار از طریق دریافت محصولات تولیدی انجام می شود. علت طبقه بندی قرارداد بیع متقابل در رده قراردادهای خرید خدمت این است که انجام بازپرداخت اصلی و سود سرمایه ­گذاری از محل مایعات گازی، نفت خام و فرآورده های نفتی صورت می‌گیرد[۱۳۶].

 

این نوع قراردادها در کشورهایی که قوانین آن ها هر گونه مالکیت بخش خصوصی و یا خارجی را بر صنعت نفت منتفی می­دانند، استفاده می­ شود. در این قراردادها، پیمانکار وظیفه تأمین مالی طرح، مسئولیت اجرایی و مهندسی، مسئولیت سفارش­ها، ساخت و نصب، تصویب خواهی از کشور میزبان به وسیله کمیته مشترک مدیریت، انتقال فناوری، آموزش و راه اندازی و تحویل میدان پس از توسعه آن به کشور میزبان را دارد و همه مراحل یاد شده با نظارت فنی و مالی کشور میزبان صورت می‌گیرد.

 

به طور کلی هیچ یک از قراردادها به خودی خود، خوب یا بد نیست. نوع قرارداد تنها چارچوب و ظرفی برای تقسیم منافع ناشی از همکاری است. از این نظر، این که چه نوع قراردادی در چه شرایطی بتواند منافع طرفین قرارداد را تأمین کند و ظرف قرارداد با چه مظروفی پر شود، به عوامل متعدد بستگی دارد. شرکت های نفتی و کشورهای میزبان با توجه به شرایط متفاوت، به انواع گوناگون قرارداد علاقه نشان می­ دهند، اما این گرایش عمومی ‌به این معنا نیست که نوع انتخاب شده، بهترین نوع قرارداد است و می‌تواند منافع طرفین را تضمین کند. مناسبات سیاسی در عرصه های بین‌المللی و قوانین داخلی کشورهای میزبان از جمله عواملی است که ممکن است عقد شکل خاصی از قرارداد را شدنی یا به عکس از عقد شکل دیگری از قرارداد جلوگیری کند. ‌می‌توان گفت که نوع قرارداد به کاری بستگی دارد که می­خواهد انجام شود. عامل ریسک یکی از متغیرهای بسیار مؤثر در نوع عقد قرارداد و نرخ های آن است. پیچیدگی های سیاسی اقتصادی همگی در تعیین قرارداد و نوع آن اثر گذار است. میزان توانمندی­های یک کشور عامل اساسی به شمار می رود؛ به گونه ای که کشورهای ضعیف به قراردادهایی تن می­ دهند که هزینه فرصت بیشتری برای آن­ها دارد؛ ‌بنابرین‏ عوامل انسانی، غیر انسانی و مدیریتی خاص در قرارداد نهفته است[۱۳۷].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:25:00 ب.ظ ]




 

    1. – سازمان های تخصصی وابسته از قبیل: سازمان بین‌المللی کار، سازمان بهداشت جهانی، سازمان هواپیمایی کشوری، سازمان جهانی مالکیت معنوی و … ↑

 

    1. – سازمان تخصصی غیروابسته مانند: سازمان بین‌المللی انرژی اتمی. ↑

 

    1. – Economic and Social Council (ECOSOC) ↑

 

    1. – همان، صص ۴۲۶-۴۲۱٫ ↑

 

    1. – Case concerning legality of the Use by a State of Nuclear Weapons in a Conflict, ICJ Reports (8 june 1996), pp. 197-201. ↑

 

    1. – همان، صص ۴۲۹-۴۲۶٫ ↑

 

    1. – آقایی، بهمن، پیشین، صص ۴۱۱-۴۰۸٫ ↑

 

    1. – همان ↑

 

    1. ۵- Discretion ↑

 

    1. -Compelling Reasons ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص۴۳۴ – ۴۱۸٫ ↑

 

      1. – میرعباسی، سیدباقر وسادات می‌دانی، سید حسین، دادرسی های بین‌المللی دیوان بین‌المللی دادگستری مسائل روز، چکیده آرای و اسناد، پیشین، ص ۱۸۷٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر وسادات می‌دانی، سید حسین، دادرسی های بین‌المللی دیوان بین‌المللی دادگستری در تئوری و عمل، پیشین، صص ۲۵۷-۲۵۶٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۴۳۸-۴۳۶٫ ↑

 

    1. – در فرهنگ حقوقی بهمن آمده است: «منظور از مسائل انتزاعی، هر مسئله ای است که موجودیت آن به واقعیت یا حقوق متکی نباشد». ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر وسادات می‌دانی، سیدحسین، دادرسی های بین‌المللی دیوان دادگستری مسائل روز، چکیده آرا و اسناد، پیشین، صص ۱۸۵-۱۸۴٫ ↑

 

    1. ICJ Reports 1950, pp. 230-233, paras. 11-12., ICJ Reports 1996(I), p. 234, para. 14. ↑

 

    1. -دولتشاه، حجت، پیشین، صص ۲۴-۲۲٫ ↑

 

    1. – مجمع عمومی در قضیه کنگو و قضیه مستعمرات پرتغال (۱۹۶۱)، با آن که این قضایا در دستور کار شورای امنیت قرار داشتند، توصیه هایی را نمود. ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر وسادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، ص ۱۸۵٫ ↑

 

    1. – سیفی، سیدجمال، پیشین، صص ۲۸-۲۶٫ ↑

 

    1. ۱- Zimmermann, Andreas and others, ”The Statute of the International Court of Justice, A Commentary”, Oxford Univesity Press, 2006, pp.181-183. ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، دادرسی های بین‌المللی دیوان بین‌المللی دادگستری در تئوری و عمل، پیشین، ص ۴۲۸ ↑

 

    1. – عبدالهی، محسن، “تبیین و توسعه حقوق کارگزاران سازمان های بین‌المللی در رویه دیوان بین‌المللی دادگستری”، همایش نقش دیوان بین‌المللی دادگستری در تداوم و توسعه حقوق بین الملل، مجموعه مقالات ارائه شده، (تهران: انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد، ۱۳۸۸)، ص ۱۱۵٫ ↑

 

    1. – همان، ص ۱۲۲-۱۲۰٫ ↑

 

    1. – همان ص ۱۲۲٫ ↑

 

    1. – همان ص ۱۲۳٫ ↑

 

    1. -Staff ↑

 

    1. -Experts ↑

 

    1. -Convention on the Privileges and Immunities of the United Nations (General Convetion), 1U.N.T.S. 15,13 feb 1946. ↑

 

    1. – همان، صص ۱۱۷-۱۱۶٫ ↑

 

    1. ICJ Reports 1989, p.194, para 47. ↑

 

    1. – همان، صص ۱۲۰-۱۱۹٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۱۲۵-۱۲۴٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر وسادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۴۴۰- ۴۳۸٫ ↑

 

    1. – عبدالهی، محسن، پیشین، ص ۱۲۸٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، ص ۴۲۸٫ ↑

 

    1. – عبدالهی، محسن، پیشین، صص ۱۱۷-۱۱۵٫ ↑

 

    1. – همان، ص ۱۱۷٫ ↑

 

    1. – موسی زاده، رضا، “استدلالات دیوان بین‌المللی دادگستری در رد ایرادات وارده بر صلاحیت و رسیدگی ماهوی به قضیه آثار حقوقی ساخت دیوار در سرزمین های اشغالی فلسطین”، همایش نقش دیوان بین‌المللی دادگستری در تداوم و توسعه حقوق بین الملل، مجموعه مقالات ارائه شده، (تهران: انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد، ۱۳۸۸)، صص ۱۷۴-۱۷۳٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۱۹۰-۱۷۵٫ ↑

 

    1. -Opinion ↑

 

    1. -Advisory ↑

 

    1. – همان، ص ۱۹۱٫ ↑

 

    1. – میرعباسی،سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، دادرسی های بین‌المللی دیوان بین‌المللی دادگستری مسائل روز، چکیده آرای و اسناد، پیشین، صص ۱۹۵-۱۸۳٫ ↑

 

    1. – همان، صص ۱۹۷-۱۹۶٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، دادرسی های بین‌المللی دیوان بین‌المللی دادگستری در تئوری و عمل، پیشین، صص ۴۴۱-۴۴۰٫ ↑

 

    1. – لازم به ذکر است که مجمع عمومی در سال ۱۹۹۶ با صدور قطعنامه ای مبادرت به حذف این ماده نموده است. ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، دادرسی های بین‌المللی دیوان بین‌المللی دادگستری مسائل روز، چکیده آرای و اسناد، پیشین، صص ۵۸-۵۶٫ ↑

 

    1. – دولتشاه، حجت، پیشین، ص ۹۵٫ ↑

 

    1. – صلح چی، محمدعلی و نژندی منش، هیبت الله، پیشین، صص ۱۱۳-۱۱۲٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، پیشین، صص ۵۸-۵۷٫ ↑

 

    1. – میرعباسی، سیدباقر و سادات می‌دانی، سیدحسین، دادرسی های بین‌المللی دیوان بین‌المللی دادگستری در تئوری و عمل، پیشین، صص ۴۴۲-۴۴۰٫ ↑

 

      1. – عمده ترین ضعف های جامعه ملل را می توان ضعف قانونی، ضعف ساختاری و ضعف سیاسی مطرح نمود و دلایل آن: عدم منع توسل به زور، صلاحیت های مشترک مجمع و شورا در حفظ صلح و امنیت بین‌المللی و ضعف در ضمانت اجرا را می توان ذکر نمود. برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به: موسی زاده، رضا، حقوق سازمان های بین‌المللی، صص ۹۴-۹۳٫ ↑

 

    1. – ضیایی بیگدلی، محمدرضا، حقوق جنگ، چاپ نخست، (تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۷۳)، صص ۱۳-۵٫ ↑

 

    1. – ضیایی، بیگدلی، محمدرضا، حقوق بین الملل عمومی، پیشین، ص ۵۰٫ ↑

 

    1. – ضیایی بیگدلی، محمدرضا، حقوق جنگ، پیشین، صص ۱۶-۱۳٫ ↑

 

    1. – ظریف، محمدجواد و سجادپور، سیدمحمدکاظم، پیشین، صص ۵۴۰-۵۳۹٫ ↑

 

    1. – دولتشاه، حجت، پیشین، ص ۱۸٫ ↑

 

    1. – ضیایی، بیگدلی، محمدرضا، حقوق بین الملل عمومی، پیشین، صص ۴۸۷- ۴۸۵٫ ↑

 

    1. – ضیایی، بیگدلی، محمدرضا، حقوق جنگ، پیشین، ص ۲۷٫ ↑

 

    1. – جوانی، مارگریت، “نقش آرای دیوان بین‌المللی دادگستری، در حفظ صلح و امنیت بین‌المللی”، مجله کانون وکلا، شماره ۱۸۸٫۱۸۹، بهار و تابستان ۱۳۸۴، ص ۱۹۶٫ ↑

 

    1. – زمانی، قاسم، “سیاست قضایی دیوان بین‌المللی دادگستری در قبال اصل ممنوعیت توسل به زور،” همایش نقش دیوان بین‌المللی دادگستری در تداوم توسعه حقوق بین الملل“، مجموعه مقالات ارائه شده، (تهران: انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد، ۱۳۸۸)، ص ۶۵٫ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:56:00 ب.ظ ]




 

۳- خودانگیختگی: این مؤلفه مربوط به تمرکز بر هیجان‌ها برای دستیابی به اهداف باقدرت، اطمینان، توجه و خلاقیت می‌باشد. افراد خودانگیخته ارضا و سرکوب خواسته‌ها را به تأخیر می‌اندازند و اغلب به تکمیل اعمال انتخابی می‌پردازند(گلمن، ۱۹۹۸؛ به نقل از باقرزاده و گلمکانی، ۱۳۸۴).

 

۴- تشخیص هیجان‌ها در دیگران: همدلی اساس مهارت‌های مردمی است. افراد همدل با سرنخ‌های ظرفیت اجتماعی و تعامل‌هایی که بیانگر نیازها و خواسته‌های دیگران باشد، مأنوس و آشنا هستند. گلمن(۱۹۹۵) معتقد است برای افزایش حس همدلی باید توانایی گوش دادن را در خود پرورش دهیم. زیرا هرچه افراد احساس مسئولیت بیشتری بکنند، تحمل بیشتری برای گوشش دادن به حرف‌های دیگران خواهند گذاشت و در نتیجه درک بهتری از احساس طرف مقابل خواهند رسید.

 

۵- کنترل روابط: سه بخش نخست هوش هیجانی، مهارت‌های مدیریتی هستند و مؤلفه‌های آخر یعنی همدلی و کنترل روابط به توانایی فرد در اداره و کنترل روابط با دیگران مربوط می‌شود. مهارت در این حیطه با توانایی مشترک در کنترل هیجان و تعامل سازگارانه با دیگران همراه است.

 

همان‌ طور که مشاهده شد دو نظریه کلی در ارتباط با هوش هیجانی وجود دارد که به طور خلاصه به آن ها اشاره شد. در مطالعه ی حاضر هوش هیجانی ‌به این دلیل مورد مطالعه قرار گرفت که توانایی‌های اولیه­ ابراز و ارزیابی از هیجان و همچنین بهره ­برداری از هیجان را مورد سنجش قرار می­دهد. پژوهش های زیادی در ارتباط با ارزیابی از هیجان و تشخیص جلوه­های چهره در افراد ADHD انجام گرفته، اما بیشتر این پژوهش­ها مبتنی بر آزمایه­های روانشناختی بودند و البته بیشتر این مطالعه­ها در کودکان انجام گرفته است . همچنین با مرور ادبیات پژوهشی ‌به این موضوع پی برده می­ شود که پژوهش­های اندکی به بررسی نقش مؤلفه‌ ­های هوش هیجانی در علائم ADHD پرداخته­اند. به همین سبب پژوهش حاضر به بررسی نقش هوش هیجانی در علائم ADHD بزرگسال علاقه­مند است.

 

نارسایی کنش­های اجرایی، نظم جویی شناختی هیجان، هوش هیجانی و علائم ADHD بزرگسال

 

در رابطه با ارتباط مؤلفه‌ ­های کنش‌های اجرایی، نظم­جویی هیجانی و هوش هیجانی با علائم ADHD بزرگسال می توان از طریق دو نظریه به بحث پرداخت. نظریه اول مبتنی بر مدل ‌بار کلی‌ است که بر نقش کنش‌های اجرایی تأکید می­ کند. ‌بار کلی‌ بر نقش عوامل شناختی در بروز علائم ADHD تأکید می‌کند و ادعا می­ کند که ابزارهای عصب­روانشناختی نمی توانند به طور جامع و مانعی بیانگر کنش­های اجرایی باشند. پژوهش­های مختلف نیز نشان داده ­اند که آزمایه های روان­شناختی که در محیط غیرطبیعی بر روی افراد ADHD برای سنجش کنش­های اجرایی به کار می­رود در بهترین حالت دارای اندازه ی اثر کم تا متوسط برای جدا کردن افراد ADHD از افراد عادی هستند. به نظر او مشکلات مربوط به نظم جویی هیجان در افراد ADHD به مشکل اولیه در بازداری واکنش‌های هیجانی که به وسیله رخدادها برانگیخته می‌شوند و همچنین خود­نظم­جویی وضعیت هیجانی به‌طوری‌که ازلحاظ اجتماعی برای رسیدن به اهداف بلندمدت متناسب‌تر باشد مرتبط است. به عبارت دیگر او مشکلات مربوط به نااستواری هیجانی، خلق تحریک پذیر، عدم تحمل ناکامی و دیگر مشکلات هیجانی را ثانوی بر نقص در کنش‌های اجرایی می‌داند. به تبع به عقیده ‌بار کلی‌ اگر نقص در کنش­های اجرایی برطرف گردد، مشکلات مربوط به نظم­جویی هیجان نیز برطرف می‌گردد. از سوی دیگر نظریاتی وجود دارند که بیشتر بر نقش هیجان و تشخیص و ارزیابی از هیجان به عنوان مشکل اساسی افراد ADHD که منجر به نارسایی نظم­جویی هیجان می شود تأکید می‌کنند. مؤلفه‌­­ی کفایت هیجانی می‌تواند تا حدودی به فهم نظریه دوم کمک کند. کفایت هیجانی شامل مهارت های ابراز هیجان، تشخیص و ارزیابی هیجان­های خود و دیگران و همچنین نظم­جویی هیجان می‌باشد. بنا بر نظریه دوم مهارت­ های دخیل در کفایت هیجانی حالت سلسله مراتبی دارند و به نوعی دست یابی به یکی از آن­ها زمینه را برای دستیابی به مهارت دیگر فراهم می‌کند. افراد برای آن که بتوانند ارزیابی درستی از هیجان داشته باشند، ابتدا می بایست بتوانند قادر به فهم هیجان­های خود و دیگران ‌بر اساس تفسیر جلوه­های چهره ای و زبان بدن باشند. به همین ترتیب نظم­جویی هیجان پیشرفته­ترین مهارت در کفایت هیجانی­می‌باشد. به نوعی می توان گفت، کسی که دارای مهارت نظم­جویی هیجان مناسب است حتما دارای مهارت ابراز هیجان و ارزیابی از هیجان مناسب نیز هست. در رابطه با ADHD نظریه پردازانی که بر نقش هیجان به عنوان مؤلفه‌­ی اولیه تأکید می‌کنند، نقص اولیه در تشخیص و ارزیابی از هیجان را علت نقص در نظم­جویی هیجان می دانند و به نوعی نقص در نظم­جویی هیجان ثانوی بر نارسایی در تشخیص و ارزیابی از هیجان است.

 

با وجود موارد مطرح شده و اهمیت خود­نظم­جویی هیجان در هر دو نظریه، هنوز فرایند­های دخیل در نظم­جویی هیجان ناشناخته باقی مانده است. یکی از مهمترین فرایندها در خود نظم­جویی هیجان، فرایندهای شناختی است. به عبارتی راهبردهای نظم­جویی شناختی هیجان فرایندهای شناختی هستند که افراد برای مدیریت اطلاعات هیجان‌آور و برانگیزاننده به کار می­ گیرند و بر جنبه شناختی مقابله تأکید دارند.

 

از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نارسایی کنش­های اجرایی، نظم­جویی شناختی هیجان و هوش هیجانی در علائم ADHD بزرگسال انجام گرفت.

 

فصل سوم

 

روش پژوهش

 

در این فصل روش به‌کاررفته در پژوهش حاضر توضیح داده شده، جامعه‌ آماری، حجم نمونه و روش نمونه‌گیری مشخص گردیده و در ادامه ابزار جمع‌ آوری داده ها و روش بررسی روایی و پایایی پژوهش مطرح می‌شود، و در پایان فصل به شیوه جمع‌ آوری و تحلیل داده ها اشاره می­گردد.

 

طرح پژوهش

 

با توجه به ماهیت و هدف پژوهش، روش توصیفی – همبستگی انتخاب گردید. پژوهش توصیفی شامل مجموعه روش‌هایی است که هدف آن‌ ها توصیف کردن شرایط یا پدیده‌های مورد بررسی است. این پژوهش از حیث روش همبستگی است. (سرمد و همکاران،۱۳۷۹). واژه‌ همبستگی همچنین در بافت پژوهش همبستگی مطرح می‌شود و این پژوهش ها از پژوهش ها آزمایشی متمایز می‌شوند. پژوهش ها همبستگی شامل مطالعه‌ روابط بالقوه بین متغیرهایی که به طور طبیعی رخ‌داده‌اند می‌باشند و این کار از طریق اندازه‌گیری متغیرها و تعیین رابطه‌ آماری بین آن‌ ها انجام می‌شود (پیسر[۲۲۳]، ۲۰۱۳).

 

جامعه‌ آماری

 

جامعه‌ آماری پژوهش حاضر را کلیه دانشجویان پسر و دختر دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه خوارزمی در سال ۹۳ تشکیل می‌دهند.

 

حجم نمونه و روش نمونه‌گیری

 

با توجه به طرح پژوهش همبستگی و تعداد متغیرهای پیش‌بین به توصیه فیلد (۲۰۰۹) برای هر متغیر پیش­بین ۱۵ آزمودنی در نظر گرفت شد. همچنین با توجه به استفاده از روش رگرسیون گام­به­گام به توصیه تاپاچنیک و فیدل (۲۰۱۳) حجم نمونه ی بیشتری از مقدار اولیه درنظر گرفته شد. در پژوهش حاضر حجم نمونه ۳۱۷ نفر تعیین گردید. با توجه به در اختیار نداشتن لیست دانشجویان، از روش نمونه‌گیری داوطلبانه استفاده گردید.

 

روش و ابزار گرداوری اطلاعات

 

برای گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر با توجه به سؤالات پژوهش از پرسشنامه استفاده شده است.

 

مقیاس درجه‌بندی ADHD بزرگ‌سالان ‌بار کلی‌ (BAARS-IV)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:28:00 ب.ظ ]




 

در این مورد صانعی در مسئله دیگر چنین می فرماید : « هر گاه تخمدان زن قدرت آزاد کردن و وارد کردن تخمک به داخل لوله را نداشته باشد در این صورت جایز است که با عمل جراحی تخمک را از شکم بیرون آورده و در خارج آن را با اسپرم شوهر مخلوط نموده و سپس به رحم زن وارد نمایند ».[۱۳۴]

 

برخی از حقوق ‌دانان برجسته معتقدند : اشاره قانون به نزدیکی زن و شوهر ناظر به راه متعارف و عادی ایجاد جنین است و از آن بر نمی آید که نزدیکی را وسیله منحصر مشروع ساختن نسب قرار داده باشد و ‌به این دلیل هم، در مشروع بودن نسب طفلی که در اثر تفخیذ یا سایر تماسهای بدنی بین زن و شوهر ایجاد شده باشد تردید وجود ندارد . در نتیجه اینکه در تلقیح مصنوعی رابطه زوجیت بین زن و مردی که پدر و مادر او محسوب می‌شوند وجود دارد و طفل نیز بنا به فرض ما از ترکیب نطفه های این دو ایجاد شده است ؛ سپس باید به وسیله انزال را از یاد برد و با تحقق این شرایط، نسب را مشروع دانست [۱۳۵].

 

در عین حال برخی از فقها چون بروجردی و میلانی این مورد را محل اشکال و تأمل دانسته اند[۱۳۶] .

 

ولی چون نظر این عده از فقها در اقلیت می‌باشد مجالی برای پرداختن به طرح مسائل و استدلالهای آن ها نمی باشد .

 

‌بنابرین‏، با توجه به فتاوی صادره و آرای فقها و حقوق ‌دانان برجسته و با جمع بندی آن ها به نظر می‌رسد، این عمل چه در داخل رحم زن انجام پذیرد و چه در محیط خارج از رحم و آزمایشگاه بلااشکال بوده و اگر عده ای جواز به کارگیری این روش را مورد تردید قرار داده‌اند، احتمالاً به جهت بیم از ارتکاب پاره ای امور مقدماتی حرام نظیر اخذ از زن توسط مرد نامحرم و یا اخذ اسپرم به روش غیر مجاز بوده وگرنه هیچ دلیلی ‌بر حرمت این عمل به نظر نمی رسد.

 

مبحث دوم: بررسی وضعیت فقهی و حقوقی تلقیح اسپرم مرد به رحم زن نامحرم

 

در برخی موارد نطفه شوهر قدرت بارور کردن زوجه را ندارد و یا شوهر اصولاً فاقد اسپرم می‌باشد و یا دستگاه اسپرم ساز مرد دارای نواقص و معایبی است که سبب عقیم شدن وی می‌گردد، در این موارد تلقیح مصنوعی با نطفه شوهر امکان پذیر نیست و تنها راه حل موجود استفاده از اسپرم مرد بیگانه برای لقاح مصنوعی و بارور نمودن زن ممکن می شود . (A.I.D) که در این فرض مسائلی قابل طرح است که آیا اصولاً تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه جایز است یا خیر ؟ وضع حقوقی آن چگونه است و نیز مشروعیت و قابلیت انتساب طفل به دنیا آمده ناشی از این عمل چگونه است ؟ این مورد نیز از شبهات بدوی تحریمی است و ‌در مورد آن نیز، برائت شرعی و عقلی جاری می‌گردد، اگر چه رعایت احتیاط، موجب حفظ و تحصیل واقع می شود و بدون استناد آن به شارع در همه موارد نیکوست. اما در کتاب سنت عموماتی است که برخی از آن ها به گونه ای بر حرمت این قسم ؛ دلالت دارد که شایسته بررسی است و نیز موافقان اندکی دارد که به خلاصه ای از آن ها می پردازیم .

 

گفتار یکم : استناد به آیات قرآن

 

قرآن کریم، که مهمترین و مستندترین منبع احکام به شمار می‌آید در ابتدا باید معیار قرار گیرد :

 

« قد افلح المومنون … والذین هم لفرجوهم حافظون، الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین، فمن ابتغی وراء ذلک فأولئک هم العادون »[۱۳۷] یعنی همانا اهل ایمان به رستگاری رسیدند… ‌آنان که فروج و اندامشان را از عمل حرام نگه می دارند مگر بر جفتهاشان یا کنیزان ملکی متصرف آن ها که هیچگونه ملامتی (در مباشرت این زنان ) بر آن ها نیست . بنابر جمله « فمن ابتغی …. » هر عمل منافی با حفظ فرج، تعدی و تجاوز از حدود شرعی است، مگر اینکه از راه ازدواج یا ملک شرعی انجام گیرد. اشکال این استدلال نیز این است که: آنچه به طور ارتکازی از « حفظ فرج » متبادر می شود، نگهداری آن از آمیزش است و منظور از حفظ فرج نیز ممکن است نگاه کردن باشد [۱۳۸].

 

در آیه ی دیگر آمده : « حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم …. و حلائل ابنائکم الذین من اصلابکم و ان تجمعوا بین الاختین الا ما قد سلف ان الله کان غفوراً رحیماً »[۱۳۹]. با توجه به اینکه تکلیف (حرمت)، تنها به افعال تعلق می‌گیرد نه امهات و بنات، ناچار باید در اینجا فعلی را در تقدیر بگیریم و چون حذف متعلق مفید عموم است، فعل مقدر به گونه ای باید باشد که تلقیح را نیز شامل شود، روشن است که اراده چنین عمومی، صحیح نیست، زیرا موجب تخصیص اکثر می شود. ‌بنابرین‏، باید فعلی را که در نظرگاه عرف مناسب این مقام است در تقدیر گرفت وآن آمیزش است. جمله « و ان تجمعوا بین الاختین » در آخر آیه نیز، گواه این مطلب است .

 

در آیه ۳۰ از سوره مبارکه نور آمده است: « قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن »، یعنی ای پیامبر به زنان مومنه بگو که چشمهای خود را فرو پوشانند و فروج خویش را نگه دارند . این آیه شریفه به حفظ فروج امر نموده است و چون متعلق حفظ در این آیه بیان نشده است و عدم ذکر متعلق نیز افاده عموم می کند، مقتضی آیه کریمه لزوم حفظ از هر چیز، حتی تلقیح مصنوعی است .از این رو، مدلول آیه مذبور منحصر به حفظ فرج از نزدیکی یا مقاربت نامشروع نیست، بلکه سایر انواع روابط نامشروع از قبیل مساحقه و تفخیذ … را نیز شامل است که تلقیح مصنوعی نیز از آن موارد می‌باشد[۱۴۰]

 

با توجه به آیات فوق و با نظر به تفاسیر مختلف که از این آیات صورت گرفته مشخص می شود که بر اساس آیات قرآن کریم، اصل و قاعده اساسی و اولیه درباره اعمال مربوط به فرج ها، وجوب حفظ آن ها از همه کس و همه گونه اعمال است . در قرآن و احادیث درباره این قاعده فقط یک استثناء وجود دارد که آنهم در سوره مومنون وارد شده، و همسر و کنیز را ذیل حکومت این قاعده عمومی خارج نموده است یعنی هر گونه اعمال مربوط به فروج که بین مردی که با همسر و کنیزش نباشد حرام است، مگر اینکه مخصص و دلیل دیگری که مورد قبول شرع است یافت شود که بتواند عموم این آیات را تخصیص دهد .[۱۴۱]

 

به عبارت دیگر، مخالفان با توجه به آیات مذکور عقیده دارند که هر عملی که با حفظ فروج منافات داشته باشد، تجاوز از حدود مقررات شرعی است و با نبود رابطه زوجیت و یا فقدان اجازه شرعی و قانونی، هر گونه عملی در فرج از جمله تلقیح مصنوعی مجاز نمی باشد. ممکن است با توجه به آیه ۳۰ از سوره مبارکه نور گفته شود که اگر شوهر که محرم تمام بدن زوجه خویش است و یا خود زوجه عمل تلقیح را انجام و نطفه مرد اجنبی را در رحم قرار دارد مشمول آیه مبارکه از آیه ۳۰ سوره نور نشود [۱۴۲]. ولی مخالفان در پاسخ می‌گویند که « حفظ فرج » از ادخال نطفه اجنبی هر چند توسط شوهر یا خود زن باشد از لوازم و شئونات حفظ از غیر است و از این رو، اطلاق حفظ از غیر، مقتضی حرمت ادخال نطفه غیر شوهر به رحم زن است[۱۴۳].

 

نظر مفسرین اهل سنت نیز ‌در مورد آیات فوق عدم جواز ‌به این عمل است و این دیدگاه است که آیه شریفه نور امر به ستر و پوشاندن فروج می کند .

 

گفتار دوم : استناد به پاره ای از روایات

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:30:00 ب.ظ ]




 

اضطراب حالتی است که تا حدودی برای همه رخ می­دهد. بیشتر مردم، به هنگام مواجهه با شرایط خاص، نظیر شرکت در یک ازمون، هنگامی که به دنبال انجام کاری به نحو احسن هستند و یا آن­گاه که می­خواهند برای ارائه­ سخنرانی و یا بیان مطلبی مقابل گروهی بایستند، دچار اضطراب می­شوند. اندکی اضطراب، طبیعی و گاه مفید است و باعث می­ شود تا انسان انگیزه­ لازم را برای انجام بایسته­ی کارها و یا تمرکز بیشتر به دست بیاورد. آنچه نامطلوب و یا مضر است، بی تفاوتی محض و یا اضطراب بسیار شدید است که قدرت عمل را از فرد سلب می­ کند(رضایی، ۱۳۸۴).

 

۲-۱-۱-۱- ابعاد اضطراب

 

اسپیلبرگر (۱۹۷۲) اضطراب را به دو بعد صفت اضطراب و حالت اضطراب تقسیم کرد و مورد بررسی قرار داد. در حالت اضطراب فرد فقط در موقعیت تهدید کننده واکنش نشان می­دهد. حالت اضطراب به عواطف موقتی که با نگرانی و تنش همراه است اطلاق می­ شود. حالت اضطراب احساسات مبهم و ناخوشایندی است که از ترس و نگرانی برمی­خیزد. افراد با حالت اضطراب در زمینه­ برخورد و واکنش نسبت به اتفاقات اطراف خود و همچنین خطرات ناشناخته دچار اضطراب و تشویش می­شوند.

 

در مقابل، صفت اضطراب به عنوان نوعی ویژگی شخصیتی است که به خصوصیات باثبات و دیرپای فرد و تفاوت­های فردی بادوام در افراد مستعد ابتلا به اضطراب اشاره دارد. افرادی که دارای سطح بالایی از صفت اضطراب هستند، بیش­تر اوقات در حالت اضطراب هستند. این افراد موقعیت­های بی­خطر را تهدیدآمیز می­دانند و به صورت حالت اضطراب به آن پاسخ می­ دهند(رأس، ۱۳۷۳). صفت اضطراب استعداد و آمادگی بلندمدت فرد برای مضطرب شدن در بسیاری از موقعیت­ها اطلاق می­ شود. که شخص تقریباً همه موقعیت­ها را تهدیدکننده ارزیابی می­ کند(اسپیبرگر، ۱۹۷۲). صفت اضطراب به تفاوت­های فردی نسبتاً ثابت آمادگی برای اضطراب اشاره دارد(آیزنک[۲۰]، ۲۰۰۰). سطوح بالای صفت اضطراب، سطح توجه افراد را نسبت به عوامل تهدید کننده خارجی بالا می­برد(کوپر[۲۱] و رو[۲۲] ، ۲۰۰۸). افرادی که صفت اضطراب بالایی دارند در مقابل تهدیدی نظیر ارزیابی منفی، که به عزت نفس آن­ها لطمه می­زند، حالت اضطراب شدیدتری از خود نشان می­ دهند(رأس، ۱۳۷۳).

 

بر اساس تحقیقات انجام شده اضطراب صفت در طول زمان پایایی دارد، ولی حالت اضطراب به محض تغییر موقعیت­های تهدید آمیز تغییر می­ کند. هم­چنین، افرادی که از نظر صفت اضطراب متفاوت هستند، از نظر شدت واکنش حالت اضطراب نسبت به موقعیت­های تهدیدآمیز نیز با هم متفاوتند (رأس، ۱۳۷۳).

 

در گذشته، مطالعات گوناگونی ‌در مورد اضطراب انجام شده است. تا قبل از دهه ۷۰ میلادی، اکثر پژوهش­هایی که در زمینه اضطراب انجام گرفته، آن را از دیدگاه روان­شناسی و پزشکی مورد بررسی قرار داده است. از آن زمان، بررسی­ های کاربردی در این زمینه آغاز گردید و اضطراب در آموزش عالی به طور گسترده مورد توجه قرار گرفت. این رو، اضطراب یکی از کلیدی­ترین متغیرهای روان­شناسی در بحث آموزش محسوب می­ شود. پژوهش­هایی گذشته، انواع گوناگونی از اضطراب­هایی را که ممکن است افراد در جوامع علمی و دانشگاهی به آن دچار شوند، مورد بررسی قرار داده ­اند، از آن جمله ‌می‌توان به اضطراب رایانه­ای[۲۳]، اضطراب اینترنتی[۲۴]، اضطراب اطلاعاتی[۲۵]، اضطراب کتابخانه ­ای، اضطراب پژوهش کتابخانه ­ای[۲۶] و اضطراب پژوهش[۲۷] نام برد ( کلیر، ۱۹۹۰؛ به نقل از دیدگاه، ۱۳۹۰). همان گونه که اشاره شد، این اضطراب­ها از نوع حالتی و محدود به موقعیت، زمان و مکان خاص بوده و از طریق آموزش مهارت ­ها قابل نظارت و کاهش است.

 

۲-۱-۲- اضطراب کتابخانه ­ای

 

اضطراب کتابخانه ­ای را ‌می‌توان ” ترس و اضطراب هنگام استفاده و یا حتّی هنگام تفکر استفاده از کتابخانه ” تعریف کرد ( ملون، ۱۹۸۶). به عبارت دیگر، اضطراب کتابخانه ­ای هر گونه
نشانه­ های عاطفی منفی هنگام استفاده و یا تفکر استفاده از کتابخانه از قبیل ترس، نگرانی، تردید، اضطراب، احساس عدم توانایی و کفایت، احساس تنهایی، احساس آشفتگی و غیره را شامل می­گردد. این اضطراب همواره مانعی روان­شناختی، برای بسیاری از کاربران کتابخانه­ ها بوده، عوارض گوناگون شناختی، عاطفی و رفتاری را در آن­ها موجب گردیده و سطح عملکرد آن­ها را کاهش می­دهد. اضطراب کتابخانه ­ای باعث می­ شود کاربر هنگام حضور و استفاده از کتابخانه، آرامش و احساس راحتی نداشته و در نتیجه کتابخانه را قبل از پایان پژوهش خود ترک کرده و یا تمایل کمتری به استفاده از کتابخانه پیدا کند ( هیگینز[۲۸]، ۲۰۰۱، به نقل از عرفان­منش و دیدگاه، ۱۳۸۸).

 

سوآپ[۲۹] و کتزر[۳۰](۱۹۷۲؛ به نقل از خدیوی، ۱۳۸۳) اولین بررسی درباره اضطراب کتابخانه ­ای را در میان دانشجویان دانشگاه انجام دادند. این بررسی با بهره گرفتن از شیوه­ هایی از قبیل برقراری ارتباط، انجام مصاحبه و مشاوره در زمینه علوم کتابداری، در زمانی محدود درصدد کشف و جست­وجوی این موضوع بود که چرا برخی دانشجویان از کتابداران کمک نمی­گیرند. این بررسی درصدد رسیدن به پاسخ این سؤال بود که چرا دانشجویانی که از کتابخانه استفاده ‌می‌کنند تمایل به بهره گیری از همکاری کتابداران ندارند.

 

در مصاحبه های انجام گرفته با دانشجویان انتخاب شده به طور تصادفی، در سه زمینه کار کتابخانه این سؤال مطرح می­شد که آیا هنگام استفاده از کتابخانه از کتابداران و یا هم دوره ای های خود کمک می گیرند یا خیر؟ از دانشجویان مصاحبه شده، ۴۱ درصد ‌در مورد استفاده از کتابخانه سؤالاتی داشتند. با این وجود، ۶۵ درصد از این دانشجویان اقرار کردند که نمی­خواستند سؤالات خود را با کتابداران مطرح نمایند، و این امر مؤیّد آن است که در محیط دانشگاهی دانشجویانی هستند که علی­رغم داشتن سؤال از کتابداران به دلایلی از سؤال کردن خودداری ‌می‌کنند. هدف این تحقیق مشخص کردن وجود دانشجویانی با اضطراب کتابخانه ­ای بود و این به نظر نگارنده اولین قدم پژوهش در زمینه اضطراب کتابخانه ای­ است زیرا اولین تحقیقی است که در پی شناسایی دانشجویانی است که به دلایلی در استفاده از کتابخانه دچار نگرانی می­شوند ( خدیوی، ۱۳۸۳ ).

 

در ۱۹۸۶ ملون مقاله ای بنیادی نوشت و در آن اصطلاح اضطراب کتابخانه ­ای را به کار برد و زمینه را برای تحقیق بیشتر آماده نمود. پژوهش او از نوع کیفی بود و به دلیل آن­که از دانشجویان می­خواست در کلاس­های انشاء احساس خود را نسبت به جست­وجوهای کتابخانه ­ای به صورت خاطرات روزانه بیان کنند، منحصر به فرد بود. در پایان نیم سال نیز از دانشجویان خواسته شده بود انشائی بنویسند و در آن به چهار سؤال دیگر درباره استفاده از کتابخانه پاسخ دهند و این­که طی نیم سال گذشته احساس آن­ها نسبت به کتابخانه چه تغییری یافته است؟ این پژوهش نه تنها از جهت کاری که از دانشجویان خواسته شده بود، بلکه از جهت همکاری بسیار زیادی که از اعضای هیئت علمی می­طلبید منحصر به فرد بود، همکاری­ ای که گاه دشوار به دست می‌آید. اطلاعات لازم طی دو سال جمع شد و به دلیل آن­که ۷۵ تا ۸۵ درصد از دانشجویان هر کلاس واکنش اولیه خود را نسبت به کتابخانه از نظر میزان اضطراب و یا ترس بیان نمودند پژوهشی قابل توجه است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:43:00 ب.ظ ]




در حوزه روانشناسی، موسیقی را همچون زبان های رایج دنیا نوعی زبان دانسته اند که مناطق خاص خود را در مغز دارد و همچون زبان، درک آن نیازمند آموزش است(کیهانی و شریعت پناهی،۱۳۸۷). یک تجربه لذت بخش می‌تواند بیماران را در برابر شرایط ناامید کننده یا ناخوشایند زندگی تامین و حمایت کند. با توجه به اینکه بسیاری از دیدگاه ها به تاثیر موسیقی به مثابه یکی از روش های درمان در بهبود عملکرد کودکان دارای اختلال ویژه معتقدند و با نظر به اهمیت موسیقی درمانی، پژوهش حاضر با هدف بررسی این شیوه بر کاهش اختلال یادگیری کودکان انجام می شود.

 

۱-۴- اهداف پژوهش:

 

۱-۴-۱- هدف کلی:

 

نقش آموزش مبتنی بر موسیقی بر کاهش اختلال یادگیری دانش آموزان پسر پایه سوم ابتدایی شهرستان گیلانغرب در سال ۹۳-۹۲

 

۱-۴-۲- اهداف فرعی:

 

۱-نقش آموزش مبتنی بر موسیقی بر کاهش اختلال خواندن دانش آموزان ابتدایی شهرستان گیلانغرب.

 

۲- نقش آموزش مبتنی بر موسیقی بر کاهش اختلال نوشتن دانش آموزان ابتدایی شهرستان گیلانغرب.

 

۳- نقش آموزش مبتنی بر موسیقی ‌بر کاهش اختلال ریاضی دانش آموزان ابتدایی شهرستان گیلانغرب.

 

۴-نقش آموزش مبتنی بر موسیقی بر کاهش اضطراب اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهرستان گیلانغرب.

 

۵-نقش آموزش مبتنی بر موسیقی بر افزایش شناخت اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهرستان گیلانغرب.

 

۱-۵- فرضیه ‏های تحقیق:

 

۱-آموزش مبتنی بر موسیقی در کاهش اختلالات یادگیری دانش آموزان تاثیر دارد.

 

۲-آموزش مبتنی بر موسیقی در کاهش اختلال خواندن دانش آموزان تاثیر دارد.

 

۳- آموزش مبتنی بر موسیقی در کاهش اختلال نوشتن دانش آموزان تاثیر دارد.

 

۴- آموزش مبتنی بر موسیقی در کاهش اختلال ریاضی دانش آموزان تاثیر دارد.

 

۵- آموزش مبتنی بر موسیقی در کاهش اضطراب اجتماعی دانش آموزان تاثیر دارد.

 

۶- آموزش مبتنی بر موسیقی در افزایش شناخت اجتماعی دانش آموزان تاثیر دارد.

 

۱-۶- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها:

 

۱-۶-۱- تعاریف مفهومی:

 

موسیقی: شکلی از هنر است که احساس، عاطفه، ادراک و شناخت انسان را بدون نیاز به تکلم و زبان منتقل می‌کند. استفاده بشر از موسیقی امری آسان و قابل دسترس بوده چون ریتم و ملودی به عنوان دو رکن اساسی موسیقی، در سرشت انسان وجود داشته است(زاده محمدی، ۱۳۸۴).

 

اختلال یادگیری: کمیته مشورتی ملی برای کودکان معلول آمریکا اختلال یادگیری را چنین تعریف ‌کرده‌است: اختلال یادگیری یک اصطلاح عام است که به گروه ناهمگنی از مشکلات اطلاق می شود. وجه مشخصه این مشکل وجود مشکلات مهم در کسب و استفاده از توانایی‌های شنیدن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، استدلال و یا توانایی‌های ریاضی می‌باشد(کرک و همکاران،۱۳۷۷،ص۲۰).

 

اختلال ریاضی: ناتوانی در انجام مهارت های ریاضی که با توجه به ظرفیت هوش و سطح آموزش از کسی انتطار می رود(احدی، کاکاوند، ۱۳۸۷).

«خواندن» فرایندی شناختی است که در آن دیدگاه های خواننده و فرایند خواندن ارتباط زیادی با مطلبی که بناست فراگرفته شود، پیدا می‌کنند. در واقع فرایندی پیچیده و عالی است که اجزای بسیار متفاوتی را در بر می‌گیرد(خرازی، ۱۳۸۳، ص ۱۷۱).

 

۱-۶-۲- تعاریف عملیاتی:

 

آموزش مبتنی بر موسیقی: آموزشی در قالب کلمات ریتمیک توسط معلم برای بیان و ارائه درس و تکرار آن از جانب دانش آموز برای یادگرفتن مطلب ارائه شده، و استفاده از موسیقی بی کلام برای ایجاد انگیزه و هیجان در دانش آموزان.

 

دانش آموزان با اختلال یادگیری: شامل دانش آموزانی می‌شوند که در پایه سوم ابتدایی در حال تحصیل هستند که دارای هوش طبیعی و حواس سالم (بینایی، شنوایی و …) با مراجعه به دفترچه سلامت آزمودنی ها می‌باشند و ‌بر مبنای‌ پرسشنامه اختلال یادگیری، اختلال دانش آموزان مورد تأیید باشد.

 

اختلال ریاضی: ناتوانی در انجام مهارت های ریاضی، سوالات ۱۶، ۱۸، ۱۹ و۲۰ پرسشنامه مشکلات یادگیری کلورادو این اختلال را اندازه گیری می‌کند. دانش آموز در پایان بتواند محاسبات ریاضی را به درستی انجام دهد و بتواند در آزمون نمره قبولی را کسب کند.

 

اختلال خواندن: دانش آموز در خواندن کند است و هنگام خواندن کلمات را اشتباه و جابجا می‌خواند. سوالات ۲ تا ۶ پرسشنامه مشکلات یادگیری کلورادو این اختلال را اندازه گیری می‌کند.

 

اختلال نوشتن:دانش آموز با ناتوانی در بیان نوشتاری کلمات، همچنین نوشته هایش آشفته،کثیف و بدخط می‌باشد.سوالات ۱ و ۱۴، ۱۵ پرسشنامه مشکلات یادگیری کلورادر این اختلال ‌را اندازه گیری می‌کند.

 

اضطراب اجتماعی: سوالات ۶، ۸، ۱۲، و ۱۳ پرسشنامه مشکلات یادگیری کلورادو این اختلال را اندازه گیری می‌کند.

 

شناخت اجتماعی: سوالات ۷، ۹، ۱۰، ۱۱ و ۱۷ پرسشنامه، این اختلال را اندازه گیری می‌کند.

 

 

 

فصل دوم

 

ادبیات ‌و پیشینه پژوهش

 

۱-۲- مقدمه:

 

از سال ۱۹۵۰ به بعد، توجه مربیان، روانشناسان و پزشکان به گروه خاصی از کودکان و آموزش آن ها معطوف گشت، که از نظر جسمی و مغزی دارای هیچ گونه عارضه ی مشخصی نیستند، ولی دچار نارسایی های ویژه یادگیری و گاهی اوقات نابهنجاری های رفتاری می‌باشند. متخصصان آموزشی با بسیاری از کودکان روبه رو می‌شوند که دچار اختلالات یادگیری هستند ولی علم پزشکی هیچ گونه علامتی از نابهنجاری های عصبی، یا ضایعات مغزی در آن ها نمی یابد. این گونه کودکان با وجود هوش بهنجار در یک یا چند زمینه مانند: خواندن، نوشتن، سخن گفتن، فهم ریاضی و غیره دچار ناتوانی یا اشکالات یادگیری هستند(نادری، نراقی، ۱۳۸۲، ص ۱۱-۱۲). با اینکه وضعیت کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری، به تازگی مورد توجه قرار گرفته است اما علاقه در این زمینه پیشینه ای طولانی دارد. به رغم وجود پیکره ی گسترده ای از ادبیات خاص اختلالات یادگیری، میزان بسیار اندکی از اطلاعات جامع در زمینه ی راه های درمانی مؤثر بر کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری در دست است؛ در حقیقت هنگامی که دکتر «دوریس جانسون» در سال ۱۹۸۷ تحقیق درباره اختلالات یادگیری را برای کنفرانس بین‌المللی ناتوانی های یادگیری خلاصه کرد، متوجه شد که از چهار صد پژوهش موجود تنها پنج درصد از آن ها مرتبط با درمان بوده است(بارابارا و همکاران، ۱۳۸۱، ص ۹۳-۹۴). کنترل رفتار جهت توسعه مهارت ها و یادگیری در افراد دچار ناتوانی یادگیری ضروری است. موسیقی همراه با نظم و ساختار توام می‌تواند به عنوان تقویت کننده ای جهت تسهیل رفتار و کنترل تحریکات استفاده می شود(زاده محمدی، ۱۳۸۰). رشته موسیقی درمانی در حقیقت یکی از شاخه های علوم درمانی است که در آن «موسیقی درمانگر» مانند پزشک که از دارو یا وسایل جراحی استفاده می‌کند، از موسیقی و فعالیت های گوناگون همراه با موسیقی به عنوان ابزار درمانی استفاده می کند(نعمتیان، ۱۳۷۸، ص ۱۳۴).

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:14:00 ب.ظ ]




 

    1. زرکلام، ستار، «قانون تجارت الکترونیکی و امضای الکترونیکی»، مجموعه مقالات همایش بررسی ابعاد حقوقی اطلاعات، کمیته مبارزه با جرایم رایانه‌ای مرکز مطالعات راهبردی و توسعه قضایی، تهران، خرداد ۱۳۸۳٫

 

      1. زندی، محمد رضا، «حمایت کیفری از حقوق مصرف‌کننده در تجارت الکترونیک»

 

    1. شیروی، عبدالحسین و میری، حمید، «بررسی تطبیقی انتقال الکترونیکی اسناد تجاری»، مجله اندیشه‌های حقوقی خصوصی، سال پنجم، شماره سیزدهم، پاییز و زمستان ۱۳۸۷٫

 

    1. طیبه جمال زاده بهاء آبادی کرمانی، «اعتبار و آثار حقوقی اسناد الکترونیکی در قراردادهای بین‌المللی»، پایگاه نشر مقالات حقوقی، حق گستر، ۱۳۹۰٫

 

    1. عرفانی، محمود، «اسناد الکترونیکی»، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره ۷۰، زمستان ۱۳۸۴٫

 

    1. غلامرضا شهری، حقوق ثبت اسناد و املاک، نشر میزان، چاپ پانزدهم، پاییز ۱۳۸۴، ص ۱۴۱٫

 

    1. فیضی چکاب، غلام نبی، «اعتبار حقوقی دلیل و امضای الکترونیکی (مرور اجمالی برخی منابع ملی و بین‌المللی)، ویژه نامه هفته پژوهش سال ۱۳۸۸٫

 

    1. قاجار قوینلو، سیامک، (۱۳۸۶)، اسناد تجاری الکترونیکی، مجله اقتصاد و تجارت نوین، تابستان، شماره ۹٫

 

      1. گلادمن، برایان، الیسون، کارل و بوهم، نیکلاس، «امضاهای دیجیتالی، گواهی امضاهای الکترونیکی و تجارت الکترونیک»، ترجمه سلیمان فدوی و محمدرضا ملکی، ماهنامه کانون سردفتران و دفتریاران قوه قضائیه، سال چهل و هشتم، شماره ۶۰، فروردین ۱۳۸۵٫

 

    1. محسن ‌پنج‌تنی، ارکان سند رسمی، مجله کانون سردفتران و دفتریاران قوه قضائیه، سال پنجاه و سوم، شماره ۱۲۳، ۱۳۹۰٫

 

    1. محمد زاده، محمود، «تجارت الکترونیک و امضای الکترونیک»، ماهنامه کانون سردفتران و دفتریاران قوه قضائیه، سال چهل و هشتم، دوره دوم، تیر ۱۳۸۵ – شماره ۶۲٫

 

    1. محمود تفکریان، شناخت دفاتر اسناد رسمی، چاپ دوم، تهران، انتشارات نگاه بینه، ص ۱۳۸۵٫

 

    1. مظاهری، رسول و ناظم، علیرضا، «ماهیت و آثار امضای الکترونیکی در حقوق ایران، مقررات آنسیترال»، ماهنامه کانون سردفتران و دفتریاران قوه قضائیه، شماره ۸۶، آبان ۱۳۸۷٫

 

    1. نعناکار، محمد جعفر، «تأثیر امضای دیجیتالی بر مکاتبات الکترونیکی در دعاوی خارجی»، وزارت بازرگانی، شرکت مارد تخصصی بازرگانی دولتی ایران، مرداد ۱۳۸۸٫

 

  1. وصالی ناصح، مرتضی، «امضای الکترونیک و جایگاه آن در ادلّه اثبات دعوا»، مجله کانون سردفتران و دفتریاران قوه قضائیه، سال چهل و هشتم، دوره دوم، شماره ۵۹، بهمن و اسفند ۱۳۸۴٫

فهرست منابع لاتین

 

    1. Gladman, Brian, Ellison, Carl and Bohm, Nicholas. Digital Signatures, Certificates & Electronic Commerce, Version 1.1, revised 8th June 1999, Digital Signatures, Certificates and Electronic Commerce.

 

    1. Leff, Laurence LeffLaurence, Notaries and Electronic Notarization, Western Illinois University 2002.

 

    1. Leff, Laurence LeffLaurence, Notaries and Electronic Notarization, Western Illinois University 2002. p. 3.

 

    1. Lekkas, Dimitris & Gritzalis, Dimitris. Cumulative Notarization for Long-Term Preservation of Digital Signatures, Computer & Security Information 2004.

 

    1. The Model Notary Act Published As A Public Service By The NATIONAL NOTARY ASSOCIATION A Non-Profit Educational Organization, September 1, 2002, Article 14. Electronic Notary

 

    1. The Model Notary Act, September 1, 2002. Published As A Public Service by the National Notary Association. P. 75. Op cit, P.80

 

    1. www.abolghasemshamabadi.blogfa.com

 

    1. www.dadgostari-es.ir/Default.aspxArticleView&articleId=72370

 

    1. www.HaghGostar.ir

 

    1. www.jya.com/bg/digsig

 

    1. www.lawworld.blogfa.com/

 

    1. www.mibgroup.ir/articles/126.

 

    1. www.modiriat.asiacollege.ir/electronic-commerce

 

  1. www.vakil.net/index.php/maghalat/31-1389-06-07-00-04-20/793-1390-01-29-08-38-00.

Abstract

 

Electronic records are relatively new concept is emerging. Due to this and the lack of electronic records to establish offices in the country, to find the meaning of this phrase to refer to the rights and procedures in the field of the pioneer countries. Traditional and electronic nature of the relationship in terms of the principles and rules governing the classification of the unit makes it notarized certificate of registration and any effect in the world of proof and the real and only in the event of a dispute or necessary confidence and reason, “prove” it facilitates.

 

Taking advantage of the new technologies of communication in today’s life and growth of electronic commerce, the transformation of traditional structures is inevitable. The digital world is an inseparable part of human life. The rules are no choice but to accept it. Registered mail to the traditional concept of waiver and registration is not removed, apart from the traditional observance of the principles mentioned in the registration binding, paper is still the official document, tangible benefits to and not to forget the experience of different social classes in paper documents.

 

Keywords: electronic document, official documents, electronic records, official document

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:46:00 ب.ظ ]




۰۰۴/۰۰۵/۰معنادار.ارتباط مستقیممتوسط

۴انزوای اجتماعی/بیگانگی۸۱۴/۰۰۱۳/۰۰۵/۰معنادار.ارتباط مستقیمخیلی قوی۵نقص وشرم۵۲۵/۰۱۱۵/۰۰۵/۰فاقد ارتباط معنادارفاقد ارتباط۶شکست خورده۴۵۱/۰۰۱۷/۰۰۵/۰معنادار.ارتباط مستقیممتوسط۷وابستگی/بی کفایتی۱۵۳/۰۰۸۹/۰۰۵/۰فاقد ارتباط معنادارفاقد ارتباط۸آسیب پذیری در برابر ضرر و بیماری۵۳۴/۰ –۰۱۲/۰۰۵/۰معنادار.ارتباط معکوسمتوسط۹گرفتاری۳۱۵/۰۱۰۹/۰۰۵/۰فاقد ارتباط معنادارفاقد ارتباط۱۰اطاعت۷۱۹/۰ –۰۰۲/۰۰۵/۰معنادار.ارتباط معکوسقوی۱۱ایثار۲۱۵/۰ –۰۲۱/۰۰۵/۰فاقد ارتباط معنادارضعیف و معکوس۱۲بازداری هیجانی۴۶۹/۰ –۰۰۸/۰۰۵/۰معنادار.ارتباط معکوسمتوسط و معکوس۱۳معیار سرسختانه۲۴۴/۰۱۱۹/۰۰۵/۰فاقد ارتباط معنادارفاقد ارتباط۱۴استحقاق۲۸۹/۰۱۹۳/۰۰۵/۰فاقد ارتباط معنادارفاقد ارتباط۱۵خویشتن داری/خود انظباطی۲۶۳/۰ –۰۱۵/۰۰۵/۰معنادار.ارتباط معکوسضعیف و معکوس

جدول۹-۴- بررسی همبستگی ابعاد الگوهای نا سازگار اولیه و بزهکاری اطفال

 

طبق جدول ۹-۴ نتایج زیر به دست می‌آید :

 

۱) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰ P-Value < (006/0P-Value=)شد و ضریب هبستگی برابر ۵۴۵/۰ گردید(۵۴۵/۰R=) ‌بنابرین‏ بین محرومیت هیجانی کودک و بزهکاری وی ارتباط مستقیم و متوسط وجود دارد . یعنی هر چه محرومیت اجتماعی کودک بیشتر شود، احتمال بزهکار شدن وی نیز به طور نسبی بیشتر خواهد شد .

 

۲) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰ P-Value < (001/0P-Value=)شد و ضریب هبستگی برابر ۷۶۳/۰ گردید(۷۶۳/۰R=) ‌بنابرین‏ بین رها شدگی کودک و بزهکاری وی ارتباط مستقیم و قوی وجود دارد . یعنی هر چه میزان رها شدگی کودک بیشتر شود، احتمال بزهکار شدن وی نیز به طور شدیدی، بیشتر خواهد شد .

 

۳) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰ P-Value < (004/0P-Value=)شد و ضریب هبستگی برابر ۴۶۶/۰ گردید(۴۶۶/۰R=) ‌بنابرین‏ بین بی اعتمادی(بدرفتاری)به کودک و بزهکاری وی ارتباط مستقیم و متوسط وجود دارد . یعنی هر چه میزان بی اعتمادی(بدرفتاری کودک بیشتر شود، احتمال بزهکار شدن وی نیز به طور نسبی بیشتر خواهد شد.

 

۴) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰ P-Value < (013/0P-Value=)شد و ضریب هبستگی برابر ۸۱۴/۰ گردید(۸۱۴/۰R=) ‌بنابرین‏ بین انزوای اجتماعی(احساس بیگانگی) کودک و بزهکاری وی ارتباط مستقیم و قوی وجود دارد . یعنی هر چه میزان انزوای اجتماعی(احساس بیگانگی) کودک بیشتر شود، احتمال بزهکار شدن وی نیز به طور شدیدی، بیشتر خواهد شد .

 

۵) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰ P-Value > (115/0P-Value=)شد ‌بنابرین‏ بین نقص و شرم کودک و بزهکاری وی ارتباط معنادار وجودندارد.

 

۶) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰ P-Value < (017/0P-Value=)شد و ضریب هبستگی برابر ۴۵۱/۰ گردید(۴۵۱/۰R=) ‌بنابرین‏ بین احساس شکست خوردگی کودک و بزهکاری وی ارتباط مستقیم و متوسط وجود دارد . یعنی هر چه احساس شکست خوردگی بیشتر شود، احتمال بزهکار شدن وی نیز به طور نسبی بیشتر خواهد شد.

 

۷) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰ P-Value > (089/0P-Value=)شد ‌بنابرین‏ بین وابستگی(بی کفایتی) کودک و بزهکاری وی ارتباط معنادار وجودندارد.

 

۸) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰ P-Value < (012/0P-Value=)شد و ضریب هبستگی برابر ۵۲۳/۰ -گردید(۵۳۴/۰-R= ) ‌بنابرین‏ بین آسیب پذیری در برابر ضرر و بیماری کودک و بزهکاری وی ارتباط مستقیم و متوسط وجود دارد . یعنی هر چه میزان آسیب پذیری در برابر ضرر و بیماری بیشتر شود، احتمال بزهکار شدن وی نیز به طور نسبی بیشتر خواهد شد.

 

۹) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰P-Value > (109/0P-Value=)شد ‌بنابرین‏ بین گرفتاری کودک و بزهکاری وی ارتباط معنادار وجودندارد .

 

۱۰) ازآنجاییکه مقدار ۰۵/۰ P-Value<(002/0P-Value=)شد و ضریب هبستگی برابر ۷۱۹/۰-گردید(۷۱۹/۰R= – ) ‌بنابرین‏ بین حس اطاعت کودک و بزهکاری وی ارتباط معکوی و قوی وجود دارد . یعنی هر چه میزان اطاعت کودک بیشتر شود، احتمال بزهکار شدن وی به طور به شدت، کاهش خواهد شد .

 

۱۱) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰ P-Value < (021/0P-Value=)شد و ضریب هبستگی برابر ۲۱۵/۰- گردید(۲۱۵/۰R= – ) ‌بنابرین‏ بین حس ایثار کودک و بزهکاری وی ارتباط معکوس و ضعیف وجود دارد. یعنی هر چه میزان ایثار کودک بیشتر شود، احتمال بزهکار شدن وی به طور جزیی، کاهش خواهد شد .

 

۱۲) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰ P-Value < (008/0P-Value=)شد و ضریب هبستگی برابر ۴۶۹/۰ -گردید(۴۶۹/۰-R=)بین بازداری هیجانی کودک و بزهکاری وی ارتباط معکوس و متوسط وجود دارد. یعنی هر چه میزان بازداری هیجانی کودک بیشتر شود، احتمال بزهکار شدن وی به طور نسبی ، کاهش خواهد شد

 

۱۳) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰P-Value > (109/0P-Value=)شد ‌بنابرین‏ بین سر سختانه بودن کودک و بزهکاری وی ارتباط معنادار وجودندارد.

 

۱۴) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰P-Value > (193/0P-Value=)شد ‌بنابرین‏ بین استحقاق کودک و بزهکاری وی ارتباط معنادار وجودندارد.

 

۱۵) از آنجایی که مقدار ۰۵/۰ P-Value < (006/0P-Value=)شد و ضریب هبستگی برابر ۲۶۳/۰-گردید(۲۶۳/۰-R=) ‌بنابرین‏ بین حس خویشتن داری(خود انظباطی) کودک و بزهکاری وی ارتباط معکوس و ضعیف وجود دارد . یعنی هر چه میزان خویشتن داری(خود انظباطی)کودک بیشتر شود، احتمال بزهکار شدن وی به طور جزیی، کاهش خواهد شد .

 

فصل پنجم

 

بحث و

 

نتیجه گیری

 

الف) خلاصه فصل پنجم :

 

در این پژوهش تلاش گردید تا ارتباط میان شیوه تربیت والدین و بزهکاری اطفال، در کودکان کانون اصلاح تربیت شهرستان گرگان، مورد بررسی قرار گیرد.در نهایت نتایج بررسی آمار توصیفی و استنباطی بیانگر این بود که بین شیوه تربیت والدین و بزهکاری اطفال ارتباط معنا دار وجود دارد که این وابستگی از نوع معکوس بوده و برابر ۷۰۴/۰ – R= می‌باشد.این بدان معنا می‌باشد. یعنی هر چه شیوه تربیت والدین بهتر باشد، احتمال بزهکاری اطفال کمتر است

 

ب) نتایج آمار توصیفی

 

با توجه به جداول آمار توصیفی، آمارها نشان می‌دهد ۲۳ نفر (۵/۵۷ درصد) کودکان، والدین عادی و ۱۷ نفر(۵/۴۲ درصد) والدینشان از هم جدا شده اند.طبق این نتیجه، کودکان با والدین عادی درصد بیشتری را به خود اختصاص داده‌اند اما با این حال درصد کودکان با والدین مطلقه قابل توجه می‌باشد .

 

همچنین ‌در مورد شرائط مالی خانواده کودکان بزهکار، با این نتیجه رسیدیم که ۲۹ نفر (۵/۷۲ درصد) کودکان، در خانواده وضعیت مالی خوبی نداشته اند و ۱۷ نفر(۵/۴۲ درصد) نیز در خانواده مشکل مالی نداشته اند.طبق این نتیجه، خانوده اکثر کودکان بزهکار، وضعیت مالی خوبی نداشتند .

 

آمارها ‌در مورد وضعیت کودکانی که پدرشان فوت کرده حاکی از این است که ۱۶ نفر (۴۰ درصد) ‌از کودکان، پدرشان را از دست داده بودند و ۲۴ نفر(۶۰ درصد) پدرشان در حیات بوده است. طبق این نتیجه، کودکانی که پدرشان زنده بوده و در حیات می‌باشد درصد بیشتری را به خود اختصاص داده‌اند اما با این حال درصد کودکانی که پدرشان فوت شده بود نیز قابل توجه می‌باشد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:17:00 ب.ظ ]




 

آموزش را می توان جریانی دانست که افرادی طی آن مهارت ها ، طرز تلقی ها و گرایش های مناسب را برای ایفای نقش خاص در جهت تحقق هدفی معین می آموزند. جریان آموزش شامل محتوا ، جهت و تأکیدهای خاص است. طی این جریان معلومات در ذهن فرد جایگزین و باآگاهی های قبلی وی تلفیق می‌شوند.و در نتیجه در رفتار و نحوه ی دید فرد تغییراتی به وجود می‌آید.(شمس السادات زاهدی ، ۱۳۸۳، ۲۰۸ )

 

شرکت کننده

 

آموزش

 

اصلاح رفتار شرکت کننده

 

اعتلای اثر بخش سازمان

 

مؤسسه

 

سازمان

 

بازخورد

 

بهبود و اصلاح آموزش

 

بهبود و اصلاح سازمان

 

 

 

 

 

(نمودار ۲-۱، نمودار جریان آموزش (شمس السادات زاهدی ،۱۳۸۳، ۲۰۸ )

 

یک ضعف در تعداد زیادی از نظام های مدیریت عملکرد این است مدیران و سر پرستان به قدر کافی به آموزش کارکنانشان اهمیت نمی دهندودر نهایت بازخورلازم را دریافت نمی کنند. ( ۲۰۰۳ ،EillenB ).

 

۲-۱-۲- آموزش کارکنان:

 

آموزش کارکنان به عنوان فرآیندی قلمداد گردیده است که برای سازگاری افراد با محیط متحول سازمانی و در نتیجه انطباق سازمان با محیط بیرونی و تغییرات در تکنولوژی اعمال می شود.(مشبکی ،۱۳۷۷، ۳۴۲ ) تافلر ، مهمترین فعالیت و راه رویارویی باتحولات عظیم در زندگی آینده را برای پذیرش تغییر، آموزش می‌داند. آموزش مؤثر و پر مایه به افراد کمک می‌کند تا آن ها بتوانند به رشد و توانایی کافی در شغل خود دست یابند و با کارایی بیشتری کار کنند . بدیهی است که افراد هر چقدر از دانش و آموزش بهتر ‌در مورد کار خود برخوردار باشند فرایند یادگیری آن ها بهتراست و به ارائه اندیشه ها و نظریات مفیدتری برای بهبود کار می پردازند. ( الحسینی ، ۱۳۷۹،۱۰۳ ).

 

برخی از عواملی که آموزش کارکنان را ضروری می‌سازد عبارتند از :

 

    • شتاب فزاینده علوم بشری در تمام زمینه ها؛

 

    • تغییرشکل یا جابجایی شغل؛

 

    • روابط انسانی و مشکلات انسانی ؛

 

    • ارتقاء و ترفیع کارکنان ؛

 

    • اصلاح عملکرد شغلی ؛

 

    • نیازهای تخصصی و حرفه ای نیروی انسانی

 

    • کارکنان جدیدالاستخدام ؛ (آقایار ،۱۳۸۶، ۱۷۱ )

 

  • و نیاز به افزایش بهره وری ؛ (مشبکی ، ۱۳۷۷، ۳۴۶ )

      1. – تاریخچه آموزش کارکنان:

‌بر اساس اطلاعات موجود در سال ۱۳۱۸ ،آموزشگاهی جهت آموزش کارکنان دروزارت پست وتلگراف آغاز به کار کرد. این روند باتأسیس مراکز آموزشی در بانک کشاورزی ، شرکت ملی نفت وسایرمؤسسات وسازمان ها دنبال گردید.(صفری ،۱۳۵۷ )

 

ازسال ۱۳۲۷ که مقارن بااولین برنامه عمرانی هفت ساله کشوربود به آموزش کارکنان دولت توجه بیشتری نشان داده شد وبرنامه های آموزشی کارکنان جزء طرح های دولت قرار گرفت ‌و دوره های آموزشی دروزارتخانه های مختلف با توجه به نیازهایشان برگزار گردید. اجرای برنامه های آموزشی به طور منظم ‌و مداوم با اصول صحیح برای کارکنان از زمان تأسیس شورای عالی اداره کشور ‌در سال‌ ۱۳۴۲ شروع شده است. این سازمان درمقام راهنمایی ‌مسئولان آموزشی کلیه سازمان های دولتی برآمده وبرنامه هایی رانیز مورد اجرا درآورده بود.‌تا این هنگام اگر چه تلاش ها برای آموزش کارکنان کم کم شکل یافت ولی ‌از هماهنگی وانسجام لازم برخوردار نبود تا اینکه این امر همگام با قانون جدید استخدام کشوری در سال ۱۳۴۵ حاصل گردید. ‌بر اساس این قانون وزارتخانه ها وسازمان های دولتی موظف شدند که به امر آموزش برنامه های آموزشی یا کار آموزی کارکنان خود بپردازند. منتهی ‌بر اساس این قانون ، آموزش کارکنان باید قبل از اجرا به تصویب سازمان امور اداری واستخدامی می رسید.( صفری ، ۱۳۵۷ )

 

در ایران نیز همانند بسیاری از ممالک آموزش ضمن خدمت به صورت استاد – شاگردی از گذشته وجود داشته ولی آموزش ضمن خدمت نیروی انسانی به شیوه امروزی و به صورت مؤسسه ای تا اواسط دهه ی ۱۳۱۰ مطرح نبوده است. با وجود این اطلاعات موجود حاکی از این است که قبل از این دهه و در دهه های قبل آموزش کارکنان به صورت موردی و پراکنده وجود داشته است. ازسال۱۳۲۷ آموزش ضمن خدمت کارکنان در قلمرو فعالیت های دولت قرار گرفت و وزارتخانه های مختلف دوره ها و برنامه های آموزشی مختلفی را به تناسب نیاز و به صورت موردی به مرحله اجرا گذاشتند. ‌در سال‌ ۱۳۴۷ با تأسیس شورای عالی اداری کشور ، آموزش ضمن خدمت و تربیت نیروی انسانی وضعیت بهتری پیدا کرد. و با تشکیل واحدها و مراکز آموزش ضمن خدمت کارکنان در سازمان ها و وزارتخانه ها برگزاری دوره های کوتاه مدت وسپس بلند مدت توسعه یافت.

 

مطالعه سوابق رضایت شغلی نشان می‌دهد که تا قبل از ۱۹۴۰ تحقیق ‌در مورد رضایت شغلی در مدیریت صنعتی و بویژه در مهندسی صنایع و همزمان باشیوه مدیریت علمی فردریک تیلور ۱۹۱۵-۱۸۵۶ ‌در مورد

عواملی مانند امنیت شغلی،انگیزه ، رغبت و عوامل محیطی صورت گرفته است. در دهه های ۱۹۲۰و۱۹۴۰

 

با شیوه مدیریت نهضت روابط انسان با توجه بیشتری به گروه همکاران ، ‌گروه‌های غیر رسمی ، نظارت و سرپرستی در تعیین میزان رضایت شغلی معطوف گردید از جمله می توان تحقیقات معروف هاثورن و دیکسون را در کارخانه وسترن الکتریک توسط آلتون مایو (۱۳۹۳ ) و ورتایس بربرکر نام برد. در دهه های۱۹۷۰ – ۱۹۵۰ خانم پاتریشیاکین اسمیت و همکاران پنج عامل را در ر ضایت شغلی مؤثر دانسته اند که عبارت است از: درآمد، ماهیت شغل، فرصت‌های ارتقاء شغلی، نظارت ‌و سرپرستی و گروه همکاران. رول ودیگر همکارانش نیز در زمینه رضایت شغلی ‌به این نتیجه رسیدند که سازمان های آموزشی می باید فرصت های واقعی ایجاد کنند. تا قدرتمند شوند، از خلاقیت خود استفاده کنند ‌و بهتر بتوانند ‌در مورد کیفیت آموزش بحث کنند. همچنین باید به اثرات اجتماعی رضایت شغلی توجه کنند و به سوی حذف موانع یادگیری حرکت کنند ( عباس زادگان ، ۱۳۷۹،۲۱۶ ).

 

۲-۱-۴- اصول آموزش کارکنان:

 

آموزش ماهیتاَ در بستر های متفاوت ، کارکرد انتقال اطلاعات ، دانش ، معلومات و مهارت های خاصی را به فراگیران بر عهده دارد. ولی این کارکرد ، در شرایط متفاوت از ساز وکار ها و اصول متفاوتی پیروی می‌کند.هر چه این ساز و کار هاو اصول با شرایط و زمینه‌های مربوط هماهنگی بیشتری داشته باشند، آموزش را کارا تر و موفق تر خواهند نمود.اصول آموزش کارکنان با توجه به مقتضیات سنی، شغلی، زمانی ، محتوی و. . . شرایطی را بر آموزش ها حاکم می‌کند که از یک سو فراگیران ، توانایی ساز گاری با آن را داشته باشند و از سوی دیگر ، آموزش ها قادر باشند حداکثر اطلاعات،دانش و مهارت های مورد نیاز کارکنان رادرشرایط زمانی محدود منتقل نمایند.لذا بهره برداری صحیح از مزایای آموزش کارکنان و تحقق اهداف سازمان مستلزم توجه به اصولی چند می‌باشد :

 

۱٫ هماهنگی رسالت ها و اهداف کلی آموزش کارکنان با ویژگی های نظام آموزش رسمی جامعه:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:48:00 ب.ظ ]




 

به طور کلی اکثر نظریه پردازان، شخصیت را به صورت الگو های رفتاری و الگوهای هیجانی و فکری ثابتی تعریف می‌کنند که از فردی به فرد دیگر متغیر است. همچنین اکثر نظریه پردازان شخصیت به کلیت انسان و نیز به فردیت آن ها به عنوان موجودی پیچیده توجه دارند، به عبارت دیگر آن ها نه تنها به ماهیت انسان به طور کلی و به تفاوت های فردی توجه دارند، بلکه سعی می‌کنند روابط پیچیده میان جنبه‌های مختلف کنش انسان و روابط آن ها با یکدیگر را نیز بررسی کنند (جوادی و کدیور، ۱۳۸۲).

 

ب) ویژگی های شخصیتی

 

اولین دانشمندی که در زمینه ویژگی های شخصیتی فرضیه هایی داشت، بقراط[۸۳] بود که نظریه انواع مزاج‌ها را بیان نمود. وی تصور می کرد که آمیزه ها یا خلط ها (صفرا، دم، سودا و بلغم) در انسان به نسبت‌های مختلف با هم ترکیب می‌شوند. او معتقد بود زمانی که این اخلاط چهارگانه به طریق مشخص با هم ترکیب می‌شوند، از نظر روانی فرد متعادلی را به وجود می آورند، اما اگر نیرومندی یکی از آن ها بر یکی دیگر از مایعات غلبه کند، شخصیت حاصل بر اساس آن مایع غالب خواهد بود، مثلا دم (خون) مزاج دموی را حاصل می آورد که در نتیجه آن فرد امیدوار، خوش بین، خونگرم و فعال به نظر می‌رسد. صفراوی‌ها عصبی مزاج، سوداوی ها غمگین و گرفته، و بلغمی ها سست و بی حال خواهند بود(گنجی، ۱۳۸۴).

 

یکی دیگر از قدیمی ترین طبقه بندی هایی که در زمینه ویژگی های شخصیتی صورت گرفته است، تقسیم بندی یکی از شاخه های مکتب بودیسم[۸۴] (۵۳۵-۴۳۸ق.م) به نام ابهیدهاما[۸۵] است، که شخصیت را به سه ریخت اصلی با عنوان های : ریخت حسی[۸۶] (مؤدب، مهربان، منظم، تمیز و هدفدار)، ریخت نفرت انگیز[۸۷] (عجول، خشن، بی‌‌توجه به دیگران، پرسروصدا، بی نظم، حسود و عیب جو) و ریخت هذیانی (بی نظم، کثیف، تنبل، بی توجه به خوراک و پوشاک، تلقین پذیر، مضطرب و بی اراده) تقسیم نموده است (شاملو،۱۳۸۲).

 

امروزه در زمینه ویژگی های شخصیتی نظریه های گوناگونی وجود دارد. هر یک از اندیشمندان و روانشناسان با توجه به اهمیتی که برای عوامل مختلف مؤثر در رفتار انسان قائل شده اند، نظریه ای را ارائه نموده اند. به طور کلی نظریه های شخصیت در روانشناسی به سه دسته کلی تقسیم می‌شوند: رویکرد ویژگی‌های جسمانی، رویکرد روان تحلیل‌گری و رویکرد صفات. با توجه ‌به این که در این تحقیق از نظریه صفات شخصیت استفاده شده است، لذا در این فصل نظریه های صفات شخصیت بیشتر مورد بحث قرار خواهد گرفت.

 

طبقه بندی شخصیت بر اساس ویژگی های جسمانی

 

طبقه بندی کرچمر[۸۸]

 

ارنست کرچمر(۱۹۲۱) روانپزشکی آلمانی بود که در حدود سال ۱۹۲۰ میلادی نظریه خود را در زمینه شخصیت ارائه کرد. او در طی سال‌ها برخورد با بیماران روانی ‌به این نتیجه رسید که رابطه نزدیکی بین خصوصیات جسمانی افراد و رفتار آن‌ ها و بخصوص بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، مانیک‌ و دپرسیو وجود دارد ( نقل از شالچیان،۱۳۷۰).

 

وی با مشاهده بیماران و مطالعه حالات آنان بر پایه ویژگی های جسمانی، شخصیت افراد را به چهار ریخت تقسیم نموده است(کریمی،۱۳۸۴،ص۱۲۴) :

 

ریخت پیک نیک[۸۹] : افراد این دسته شکل بدنشان چاق و کروی است و دارای استخوان بندی و قامتی کوتاه می‌باشند. این گونه افراد معمولا خمود و افسرده، ولی خوش معاشرت و مورد علاقه دیگران هستند. بعضی از آن ها افسردگی های مانیایی دارند.

کرچمر می‌گوید:” این‌گونه افراد در میانسالی دارای قدی متوسط هستند و سر، سینه و شکم آن‌ ها نسبت به سایر بخش‌های بدن رشد بیشتری دارد و سر و صورت درشتی نیز دارند. پوست بندشان به سرخی می‌زند و معمولا تاس می‌شوند. اعصاب سمپاتیک آن‌ ها فعالیت زیادی دارد و مستعد بیماری‌هایی چون رماتیسم، سنگ کلیه، تصلب شرائین و مرض قند هستند. افراد این تیپ از نظر روانی، خوش برخورد، خوش خوراک و خوش‌گذران، اجتماعی و خون‌گرم‌اند. از نظر عقلانی به نظریه ها و اصول منطقی چندان پای‌بند نیستند، کینه‌جویی ندارند و از نظر عاطفی بی‌ثبات‌اند، زود دل می‌بندند و زود هم دل برمی‌گیرند”(همان منبع).

 

ریخت آستنیک[۹۰] : افراد این گروه قدی بلـند و استخوان های دراز و باریک دارند و معمولا لاغر اندام هسـتند. اندامی باریک دارند و استخوان‌ های دنده‌های آن‌ ها از زیر پوسـت نمایان و صورتی لاغر دارند. به عقیده کرچمر، در لاغرتنان فعالیت اعصاب پاراسـمپاتیک شـدید است و مستعد بیماری‌هایی چون سردرد و زخم معده هستند. این افراد از نظر روانی، افرادی گوشـه‌گیر، خیال ‌باف، دیرجوش و اهل دلیل و منـطق می‌باشند و در عقاید خود تعصـب نشان می‌دهند. همچـنین بسـیار زودرنج و حساس بوده و دیر به چیـزی پای‌بند می‌شـوند، اما در صورت دل‌بستـن به چـیزی دیر از آن دل می‌کنـند. این افراد از جامعه کناره گـیری می کـننـد و غالبا در عالم خیال به سـر می بـرند. دائما از دیگران انتـقاد کرده و هنـگامی که مورد انتـقاد قرار می گیرند نیز حساسـیت نشان می‌دهند(همان منبع).

 

ریخت هیپو پلاستیک[۹۱] : این گروه شامل افرادی است که از لحاظ جسمی ناهنجار و غیرعادی می‌باشند افراد این گروه از لحاظ بدنی کم رشد هستند و روی همین اصل، رفتار آن ها نیز غیر عادی است و غالبا احساس حقارت می‌کنند.

 

ریخت آتلتیک[۹۲] : افراد این دسته مانند ورزشکاران اندام و عضلات ورزیده دارند. معمولا فرد نمونه و کامل در این دسته قرار دارد. این افراد سازگاری خوبی دارند و بیشتر مورد توجه دیگران قرار می گیرند. از نظر جسمی، این گروه دارای استخوان‌های محکم و عضلاتی نیرومند و قوی می‌باشند و از نظر روانی و اخلاقی، افراد این گروه علاقه فراوانی به فعالیت‌های بدنی و شرکت در مسابقات دارند. افرادی پرخاش‌گر و زورگو هستند و حساسیت لاغرتنان را ندارند، بلکه تا حدودی خونسرد و عمدتاً محافظه‌کار هستند (کریمی،۱۳۸۴، ص۱۲۴).

 

 

 

طبقه بندی شلدون[۹۳]

 

ویلیام شلدون پزشک و روانشناس آمریکایی دانشگاه هاروارد نیز مانند کرچمر به وجود رابطه بین ویژگی‌های جسمی و خصوصیات شخصیتی در انسان اعتقاد داشت. اما برعکس کرچمر این رابطه را علت و معلولی نمی‌دانست بلکه به وجود رابطه همبستگی بین تن و روان باور پیدا کرده بود. او با بررسی عکس های هزاران نفر، با توجه به خصوصیات جسمانی، افراد را به سه گروه تقسیم بندی کرد(کریمی،۱۳۸۴،ص۱۲۵):

 

 

 

اندومورف[۹۴] (لذت گرایی) : افراد این گروه چاق و خپل و دارای شکم بزرگ می‌باشند. آندومورف ها از نظر فیزیک بدنى معمولا داراى دور کمر پهن و شانه هاى باریک و کم عرض هستند. گوشتالو، فربه و گلابى شکل هستند ولى قوزک پاهایشان و مچ دست هایشان باریک و لاغر است که سبب بیشتر به چشم آمدن دیگر نواحى بدنشان مى شود. خصایص شخصیتى: لذت گرا، خوش مشرب، بردبار، راحت طلب، صلح جو، شوخ طبع، خیره سر، آسوده خاطر، خواب سنگین و طولانى مدت، عاشق خوراکى، محتاج محبت، خونسرد و کارها را پشت گوش مى اندازند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:59:00 ق.ظ ]




 

همچنین‌ در صورت‌ ارائـه‌ مجدد، سالهایی‌ را که‌ مورد تجدید نظر واقع‌ شده‌ است‌، باید مشخص‌ کرد. تعدیلات‌ انباشته‌ ناشی از تغییر در رویه‌های‌ حسابداری‌، همچنین‌ به عنوان‌ آخرین‌ قلم‌ در صورت‌ سود و زیان‌ جامع‌ منعکس‌ می‌شود تا اثر این‌ تعدیلات‌ برای‌ استفاده‌ کنندگان‌ مشخص‌ گردد.

 

۳-۲-۸-۲- اصلاح‌ اشتباه‌

 

بند۴۱ . ممکن‌ است‌ در دوره‌ جاری‌ اشتباهاتی‌ مربوط‌ به‌ صورت‌های‌ مالی‌ یک‌ یا چند دوره‌ مالی‌ گذشته‌ کشف‌ گردد. این‌ اشتباهات‌ می‌تواند ازجمله‌، ناشی از موارد زیر باشد:

 

    • اشتباهات‌ ریاضی‌،

 

    • شتباه‌ در به کارگیری‌ رویه‌های‌ حسابداری‌،

 

    • تعبیر نادرست‌ یا نادیده‌ گرفتن‌ واقعیت‌های‌ موجود در زمان‌ تهیه‌ صورت‌های‌ مالی‌،

 

    • تغییر از یک‌ رویه‌ غیر استاندارد حسابداری‌ به‌ یک‌ رویه‌ استاندارد حسابداری‌، و

 

  • موارد تقلب‌.

اصلاح‌ این‌ اشتباهات‌ در صورتی‌ که‌ با اهمیت‌ نباشد، در سود یا زیان‌ خالص‌ دوره‌ جاری‌ منظور می‌گردد.

 

بند۴۲ . در مواردی‌ ممکن‌ است‌ صورت‌های‌ مالی‌ منتشر شده‌ یک‌ یا چند دوره‌ قبل‌ شامل‌ اشتباهات‌ با اهمیتی‌ باشد که‌ تصویر مطلوب‌ را مخدوش‌ و در نتیجه‌ قابلیت‌ اتکای‌ صورت‌های‌ مالی‌ مذبور را کاهش‌ دهد. اصلاح‌ چنین‌ اشتباهاتی‌ نباید از طریق‌ منظور کردن‌ آن‌ در سود و زیان‌ سال‌ جاری‌ انجام‌ گیرد، بلکه‌ باید با ارائـه‌ مجدد ارقام‌ صورت‌های‌ مالی‌ سال‌(های‌) قبل‌ به چنین‌ منظوری‌ دست‌ یافت‌. در نتیجه‌، مانده‌ افتتاحیه‌ سود (زیان‌) انباشته‌ نیز بدین‌ ترتیب‌ تعدیل‌ خواهد شد. تعدیلات‌ سنواتی‌ ناشی از اصلاح‌ اشتباهات‌ همچنین‌ به عنوان‌ آخرین‌ قلم‌ در صورت‌ سود و زیان‌ جامع‌ منعکس‌ می‌شود.

 

بند ۴۳ . براوردهای‌ حسابداری‌ ماهیتاً عبارت‌ از تخمینهایی‌ است‌ که‌ با کسب‌ اطلاعات‌ اضافی‌ در دوره های‌ بعد ممکن‌ است‌ تغییر یابد. ‌بنابرین‏‌ اصلاح‌ اشتباه‌ را باید از این‌گونه‌ تغییرات‌ تمیز داد. به‌ گونه‌ مشابه‌، سود یا زیانی‌ را که‌ پس‌ از مشخص‌ شدن‌ پیامد یک‌ پیشامد احتمالی‌ مورد شناخت‌ قرار می‌گیرد و براورد دقیق‌ آن‌ قبلاً میسر نبوده‌ است‌ نمی‌توان‌ به عنوان‌ اشتباه‌ با اهمیت‌ قلمداد کرد(عبدلی و رویایی ،۱۳۸۸،۷۴)۱.

 

فصل سوم

 

روش‌ اجرای تحقیق

 

۱-۳ مقدمه

 

در این فصل فرضیه های تحقیق و روش آزمون فرضیه‌ها تشریح می شود و به طور کلی ‌در مورد چارچوب تحقیق از لحاظ موضوعی ، زمانی ، مکانی نیز صحبت به میان خواهد آمد در قسمت پایانی فصل نیز روش های آماری و علت انتخاب این روش‌ها توضیح داده می شود و تعیین خواهد شد که فرضیه‌ها از چه روش آماری مورد آزمون و بررسی قرار خواهد گرفت .

 

۲-۳- روش تحقیق

 

فرایند تحقیق ، فرایندی است که طی آن محقق می کوشد با پردازش علمی و منظم درون داده ها ، فرضیه های خود را به بوته آزمایش بگذارد .هدف اصلی در پژوهش علمی شناخت پدیده‌های طبیعی و کشف رابطه میان آن ها‌ است . پژوهش علمی کوشش ‌نظام‌داری برای پاسخ دادخ به پرسشها می‌باشد و ساختار آن متکی به نظام منطقی است که روش علمی نامیده می شود . محقق پس از انتخاب و تعیین موضوع تحقیق باید به دنبال تعیین روش تحقیق باشد پایه هر علمی روش شناخت آن است و اعتبار و ارزش قوانین هر علمی به روش شناختی مبتنی است که درآن علم به کار می رود (خاکی ، ۱۳۸۶ ،۸۴)۱.

 

انتخاب روش تحقیق بستگی به هدفها ، ماهیت موضوع تحقیق و امکانات اجرائی آن دارد . ‌بنابرین‏ هنگامی می توان ‌در مورد بررسی و انجام تحقیق تصمیم گرفت که هدفها ، ماهیت موضوع تحقیق و نیز وسعت و دامنه آن مشخص باشد . به عبارت دیگر ، هدف ار انتخاب روش تحقیق آن است که محقق مشخص نماید چه روش و شیوه ای او را دقیق تر و آسان تر در دستیابی به پاسخ پرسش‌های تحقیق مورد نظر یاری نماید .

 

تحقیق حاضر از نوع تحقیقات کاربردی می‌باشد ، امید است تحقیق حاضر راهگشایی برای تدوین سیاست ها و استانداردهای مؤثر و کارآی حسابداری در کشور و الگویی برای انجام تحقیقات آتی جهت بررسی رابطه فرهنگ و موضوع حسابداری و حسابرسی باشد .

 

تحقیق حاضر از حیث روش اجرای تحقیق ازجمله تحقیقات همبستگی یا همخوانی می‌باشد. این تحقیقات بر کسب اطلاع از وجود رابطه بین متغیرها انجام می پذیرد ولی الزاماًً کشف رابطع علت و معلولی مورد نظر نیست .

 

 

 

۳-۳- فرضیه‌ها

 

با توجه به اهداف مطرح شده و مدل تحلیلی تحقیق ، فرضیه های تحقیق به شرح ذیل می‌باشد :

 

فرضیه اول: بین میزان فاصله قدرت و میزان اشتباهات حسابداری کشف شده در شرکت‌ها رابطه با اهمیتی وجود دارد :

 

فرضیه دوم : بین میزان فردگرایی و میزان اشتباهات حسابداری کشف شده در شرکت‌ها رابطه با اهمیتی وجود دارد .

 

همان‌ طور که در فصل اول تشریح گردید هر فرضیه اصلی به ۱۲ فرضیه فرعی تجزیه گردیده است همچنین به منظور تاثیر و اندازه گیری متغیر تعدیل گر (نوع مالکیت ) کل فرضیه های مذبور با درنظر گرفتن متغیر تعدیل گر مورد آزمون قرار خواهند گرفت .

 

 

 

۴-۳- جامعه آماری تحقیق

 

جامعه آماری تحقیق شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشند علت انتخاب این شرکت‌ها ارائه اطلاعات شفاف و استاندارد بر اساس استانداردهای حسابداری و انجام حسابرسی در چند مقطع از سال می‌باشد .برای بررسی فرضیات تحقیق، جامعه آماری باید بواسطه چندین فاکتور مورد تعدیل قرار گیرد .این فاکتورها عبارتند از :

 

    1. مقطع پایان سال مالی شرکت‌ها پایان اسفند ماه باشد .

 

    1. شرکت‌های گروه مالی شامل بانک‌ها شرکت‌های سرمایه گذاری هلدینگها و . . به دلیل ماهیتشان از جامعه آماری حذف می‌گردند.

 

  1. اطلاعات مالی شرکت‌ها در دسترس باشندو در دوره مالی مد نظر پذیرفته شده در بورس باشند.

 

۵-۳- نمونه آماری

 

با توجه به تجانس جامعه آماری و راهنمایی‌های آماری نمونه مورد بررسی به روش منظم یا سیستماتیک انتخاب گردیده است و شامل ۸۱ شرکت می‌باشد که در طی مراحل انجام تحقیق به ۷۰ شرکت کاهش یافت .

 

 

 

۶-۳- مدل مفهومی تحقیق

 

در این تحقیق رابطه بین مؤلفه‌ های فرهنگی فاصله قدرت و فرد گرایی با میزان و نوع اشتباهات حسابداری از جنبه‌های مشروح در مدل مفهومی چان و لین و لان مو (۲۰۰۳) ذیل را مورد بررسی قرار داده ایم :

 

 

 

 

 

نمودار ۱-۳ مدل تحلیلی تحقیق

 

(چان و همکاران ،۲۰۰۳،۹۱) [۱۸]

 

۷-۳- روش و ابزار گردآوری داده ها

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:37:00 ق.ظ ]




 

رفتار ضد اجتماعی

 

در دوره نوجوانی آرام آرام شخصیت نوجوان پس از طی سلسله بحران­های گوناگون از هر لحاظ شکفته می­ شود و شخصیت وی در جست و جوی تعادل جدیدی است، وظیفه روانشناختی اصلی در این مرحله سازش دادن شخصیت با شرایط جدیدی است که بر اثر تغییرات بدنی به وقوع پیوسته است و از این زاویه ‌می‌توان پدیده روانی مشخص­کننده بلوغ را به منزله اقداماتی در جهت بازسازی تعادل از دست رفته دانست. اگر عوامل تأثیر­گذار بر شخصیت شکل­یافته کودک(والدین، خانواده، محیط اجتماعی، فرهنگ و …) به گونه ­ای سازمان یافته باشند که در هویت­یابی و همانندسازی نوجوان را یاری کنند، مسایل حاد بروز نخواهد کرد، اگر این عوامل بحران ‌را تشدید کنند، نوجوان، آسیب­پذیر و مستعد نابهنجاری و یا به بیان مشخص­تر رفتار ضداجتماعی خواهد شد. در طی دو دهه اخیر”رفتارهای ضداجتماعی” در نوجوانان توجه محققان زیادی را به خود جلب ‌کرده‌است زیرا گزارش­های زیادی از افزایش بزهکاری نوجوانان و جوانان، مصرف و سوء­مصرف مواد، خشونت و … خبر می­ دهند(سهرابی و حسنی، ۱۳۸۶).

 

روابط خانوادگی، اجتماعی و مدرسه­ای

 

محیط خانواده اولین محیطی است که الگوهای جسمی، عاطفی و شخصیتی فرد در آن پی­ریزی می­ شود و نقش مهمی در تعالی و پیشرفت فرد دارد. وظیفه خانواده مراقبت از فرزندان و تربیت آن ها، برقراری ارتباط سالم اعضا با هم و کمک به استقلال فرزندان است. با توجه به نقش حیاتی خانواده در تربیت فرزندان،هر گونه اقدام تربیتی باید از خانواده آغاز شود. از سوی دیگر، نقش والدین برای یادگیری مادام­العمر ضروری و اساسی است. تعلیم و تربیت فراهم کردن شرایط مساعد و مناسب برای بروز و ظهور استعدادها و توانمندی­هایی است که در نهاد آدمیان وجود دارد و ‌به این اعتبار زمینه ­های تربیت فرزندان عبارتند از: خانه، مدرسه و جامعه. تحقیقات نشان داده است که فضای فرهنگی و تربیتی خانه و معیارها و ارزش­هایی که پدران و مادران در خانهبرقرار ‌می‌کنند و برداشت آن ها از مدرسه از جمله مهم­ترین عوامل مؤثر در پیشرفت تحصیلی، پرورشی و دانش ­آموزان است. ستیر[۷۱](۱۹۷۷) معتقد بود که مشکلات در خانواده از سه جنبه ناشی می­ شود: ۱) نادانی اعضای خانواده ‌در مورد نقش، وظایف و مراحل رشد، ۲) ارتباطات نادرست و ۳)ارزش­های متضاد(حقیقتیان و همکاران، ۱۳۹۰).

 

والدین توانا کسانی هستند که از دانایی و توانایی لازم برای تربیت فرزندان برخوردار باشند. خانواده­ای سالم و پویا است که میان والدین و فرزندان رابطه­ای انسانی و دوستانه حاکم باشد. این ارتباط در پیشگیری از گرایش فرزندان به انحرافات اجتماعی و افت تحصیلی آنان مؤثر است. در دوره نوجوانی، نوجوان با دو مسأله اساسی درگیر است: بازنگری و بازسازی ارتباط با والدین، بزرگسالان و جامعه و بازسازی و بازشناسی خود به عنوان یک فرد مستقل. اگر کانون خانواده دربرگیرنده محیط سالم و سازنده و روابط گرم و تعامل بین فردی صمیمی باشد، موجب رشد و پیشرفت همه جانبه اعضای خانواده می­ شود. ارتباط سازنده در خانواده بستگی به توانایی اعضای خانواده در برقراری ارتباط مؤثر و اتخاذ دیدگاهی مثبت نسبت به همدیگر دارد. صنعتی شدن و شهرنشینی، ساختار خانواده را متحول کرده و نیازها و انتظارات جدیدی را آفریده است. بزرگترین مشکل انسان­ها فقر ارتباطی و ناهماهنگی میان والدین و فرزندان است. به خاطر داشته باشیم که نوجوانان و جوانان امروز بیش از گذشته به روابط محبت­آمیز، حمایت رفیقانه، هدایت حکیمانه، منطق و صلابت شخصیت، بردباری و صبوری والدین و مصونیت عاطفی نیاز دارند(شماعی­زاده و احمدی، ۱۳۸۷)

 

 

نوجوانان به دلیل دوره­ خاص رشد خود با رویدادهای انتقالی بسیاری از نظر بیولوژیکی، تحصیلی و اجتماعی رو به رو می­شوند. آنان می­بایست راه ­حل­هایی برای حل مشکلات و مقابله با آن­ها بیابند. تغییرات عمیق و تحولات سریع دوران نوجوانی از یک طرف و بحران­های اجتماعی و کاهش شبکه­ روابط اجتماعی و خانوادگی از سویی زمینه­ ساز بروز مشکلات زیادی در نوجوانان می­ شود. در این میان مشکلات خانوادگی و ارتباط با همسالان، انتقاد معلمان، مشکلات تحصیلی و… برای دختران بیشتر از پسران مشکل ایجاد می­ کند. نوجوانانی که در روابط اجتماعی کارآمدی خود را مثبت یا بالا ارزیابی ‌می‌کنند، کمتر احساس ناتوانی ‌می‌کنند، با پیامدهای دردناک اعّم از جسمی و روانی، سازگاری بهتری دارند و در تعاملات اجتماعی با خانواده، هم­کلاسی­ها و سایرین مشکلات کمتری دارند(آقامحمدی و همکاران، ۱۳۹۰). نوجوانانی که در خانواده و اجتماع خود روابط مساعدی با اطرافیان خود دارند، از روابط مدرسه­ای مساعدی در محیط مدرسه برخوردارند. ‌بنابرین‏ داشتن روابط مؤثر در محیط خانه، اجتماع و مدرسه، شرایط سازگاری اجتماعی دانش ­آموزان را فراهم می­ کند.

 

۲-۱-۲-۲-پایه­ های نظریه سازگاری اجتماعی

 

نظریه ­ها، راهنمای روان­شناسان اجتماعی در انتخاب موضوع­های اصلی برای پژوهش و طرح­ریزی مطالعه می­باشند. آن­ها چهارچوب­های منطقی خاصی هستند که جنبه­ های گوناگون رفتار و تفکر اجتماعی را تبیین ‌می‌کنند. پیش ­بینی­های ناشی از نظریه ­ها به وسیله­ تحقیق به محک آزمایش گذاشته می­ شود، اگر تأیید شد، اعتماد به درستی نظریه افزایش می­یابد و اگر رد شد، چنین اعتمادی کاهش می­یابد. عمومأ نظریه ­ها در پژوهش­های روان­شناسی نقش قاطع سودمندی دارند.سازگاری اجتماعی در سال‌های اخیر جایگاه ویژه­ای در پژوهش­های مربوط به جامعه ­شناسی، روانشناسی، علم سیاست و تجارت به خود اختصاص داده است. این دانش بشری به دنبال آن است تا رابطه میان فرد و جامعه را تبیین کند و میزان تأثیر هر یک را بر دیگری بررسی نماید. بر این اساس، نظریه­ های گوناگونی پدید آمده­اند که با شاخص­ های خاصی به پژوهش در این زمینه­ ها می ­پردازد(شکری، ۱۳۸۹: ۱۲).

 

نظریه روان­پویشی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:16:00 ق.ظ ]




 

به عنوان مثال برخی در این زمینه چنین می‌گویند: “این مبنا در توجیه وظیفه ی پزشک به تلاش برای برطرف کردن ابهامات بیمار، با شکست روبرو شده است؛ پزشک موظف است در صورتی که بیمار موضوعات پزشکی را اشتباه متوجه شده است، این خطاها و سوء تفاهم ها را تصحیح کند؛ حتی اگر قبلاً توضیحات کامل ارائه ‌کرده‌است و حتی چناچه قبلاً این توضیحات برای بیماران مشابه کافی بوده است و در نتیجه از اتهام فریب و یا رفتار سوء استفاده گرانه مبری باشد.”[۳۵]

 

اشکال دیگر این مبنا آن است که این نظریه هم در قلمرو اخلاق آرمانگرا و هم در قلمرو اخلاق عملگرا دچار نقصان است؛

 

در زمینه ی علت امر، گفته می شود که اولاً اخلاق آرمانگرا بر تمام نتایج بد تأکید دارد، نه فقط بر رفتار توهین آمیز و سوءاستفاده گرانه و نتایج و پیامدهای آن؛ ثانیاًً اخلاق عملگرا نیز به خاطر نسبی بودن، نمی تواند دلیل قوی و محکمی برای ممانعت از خطاهایی ارائه دهد که در آینده ممکن است رخ دهند؛ به ویژه اگر این خطاها توسط دیگران انجام شوند؛ از این رو این مبنا دلیل قوی و محکمی برای ایجاد تعهد اخلاقی پزشک به اخذ رضایت از بیمار نیست؛ هرچند برخی از الزامات رضایت را ضروری می کند. نکته ی دیگر اینکه این مبنا نمی تواند از حق رضایت بیمار در مواردی حمایت کند که اجبار و فشار، توسط شخص ثالث، غیر از پزشک معالج، بر بیمار اعمال می شود؛ مثلاً زمانی که بیمار در نتیجه ی فشار خانواده اش، رضایت داده است که کلیه ی خود را بفروشد.[۳۶]

 

د ـ اصل حقّ مالکیت بر خود [۳۷]

 

در نظام کامن لا، یکی دیگر از دلایل و مبانی فلسفی- اخلاقی رضایت بیمار، مالکیت بر نفس است؛ این مبنا در راستای نظریات جان لاک[۳۸] در سال ۱۹۹۸ ظهور پیدا ‌کرده‌است. وی می‌گوید: “هر انسانی دارای حقّ مالکیت بر نفس خویش است.”[۳۹]

 

از این منظر فرض بر این است که انسان حقّ انحصاری مالکیت بر بدن خویش دارد همان گونه که حق مالکیت انحصاری بر اموال خویش دارد.

 

بر این اساس به محض آنکه مالک، رضایت خود را ابراز می‌کند، ممنوعیت انحصاری مورد ادعا، برای دسترسی و اقدام پزشک، برداشته می شود.

 

به نظر می‌رسد این مبنا بهتر می‌تواند توجیه کند که چرا رضایت بیمار لازم است و اینکه چرا به طور طبیعی شخص باید اعطاء اجازه کند و به بیان دیگر مجوّز اقدام صادر کند؛ حتی برای مداخلات پزشکی ای که ایمن، بی خطر و کاملاً به نفع بیمار می‌باشد.

 

به نظر برخی از نویسندگان، تصرف بر جسم شخص، تجاوز به حریم خصوصی تلقی می شود و ممنوع است؛ حتّی اگر مالک بدن، خودخواهانه و احمقانه، آن اقدام را رد کند.[۴۰]

 

در انتقاد از این مبنا گفته شده است که مالکیت بر نفس، بدین معنا است که شخص آخرین کسی است که می‌تواند ‌در مورد مسایل شخصی خود، داوری و تصمیم گیری کند و از این رو این مبنا نشان می‌دهد که رضایت بیمار، صرفاً، یک شرط لازم است و به سختی می‌تواند توجیه عقلانی لزوم رضایت باشد.[۴۱]

 

شایان ذکر است مسأله ی سلطه و مالکیت انسان بر نفس خویش در فقه، به گونه ای دیگر مطرح است و موافقان و مخالفان، هریک ادله ای در این باره آورده اند؛ مثلاً مرحوم امام خمینی(ره)، ضمن تفکیک سلطه و مالکیت، انسان را دارای سلطنت بر بدن خود می دانند اما مالکیت انسان بر جسم خویش را نپذیرفته اند: “سلطه ی مردم بر نفوسشان امری است عقلائی؛ پس همان گونه که انسان بر اموال خود مسلط است، بر نفس خود نیز مسلط است و ‌بنابرین‏ در آن به هر گونه که بخواهد می‌تواند تصرف کند؛ اگر در این راه از نظر عقلاء منع قانونی و از نظر شرع منع شرعی نداشته باشد و مردم از نظر عقلاء همان گونه که مسلط بر اموال خود هستند، مسلط بر نفس خود نیز می‌باشند؛ پس سلطنت مردم بر نفوسشان عقلائی است؛ اما مالکیت انسان نسبت به نفس خود، به ظاهر، مورد اعتبار قرار نگرفته و انسان نمی تواند مالک نفس خود باشد.”[۴۲]

 

آیت الله مکارم شیرازی، در بحث “الناس مسلطون علی انفسهم”، چنین می‌گویند: “‌به این نوع سلطه در آیه و روایتی اشاره نشده است اما مفاد چنین امری بر اساس بنای عقلاء ثابت است و البته این نوع سلطه تخصیص پذیر است و شامل هر نوع تصرفی نمی شود.”[۴۳]

 

یکی دیگر از فقها در زمینه ی سلطه ی انسان بر نفس خود چنین می‌گوید: “مالکیت انسان بر نفس و متعلقات نفس و بدن، به صورت مالکیت اعتباری نیست و اگر چه رابطه ی انسان با متعلقات نفسش نظیر رابطه ی وی با پول و لباس و چنین مواردی نیست، مراد از مالکیت، تحت سلطه بودن و اختیار داشتن بر امر مورد نظر است و انسان نسبت به نفس خود از چنین اختیار و سلطه ای برخوردار است.”[۴۴]

 

معدودی از فقها قائل به مالکیت انسان بر نفس خود شده اند و فقهائی نظیر سید صادق روحانی[۴۵]، محمد آصف محسنی[۴۶] معتقدند که انسان نسبت به متعلقات نفس خویش دارای مالکیت است.

 

برای مثال یکی از فقها ضمن پذیرش مالکیت انسان بر نفس خود، در این خصوص چنین می‌گوید: “انسان نسبت به نفس، اعضاء، افعال و ذمه ی خود، مالک است که این مالکیت از نوع مالکیت ذاتیه ی اولیه است.”[۴۷]

 

“معنای اعتباری ملک از معنای دیگری که حقیقی است و آن نیز ملک نامیده می شود، اخذ می‌گردد و آن رابطه ای است که میان اجزای وجودی ما، نیروها و قوای ما و نفس ما وجود دارد؛ پس برای ما چشم، گوش و دست و پائی است و معنای این تعلق داشتن، ملک است و این اعضاء از نظر وجودی قائم به وجود ماست و برای ما این امکان و قدرت وجود دارد که در آن ها آن گونه که خود می‌خواهیم، تصرف کنیم و این مالکیت، مالکیت حقیقی است.”[۴۸]

 

از سوی دیگر برخی از فقها اساساً نه مالکیت انسان بر نفس یا اعضای خود را پذیرفته اند و نه سلطه اش را. “در تفکر اسلامی انسان مالک خود نیست که هر گونه بخواهد در آن تصرف کند؛ به نظر می‌رسد بر اساس دعای “لا یملک لنفسه نفعاً و لا ضرّاً و لا حیاتاً و لا نشوراً”[۴۹]، انسان نسبت به اعضایش مالکیت تکوینی ندارد و لذا حق هر گونه تصرف را هم ندارد و باید حقوق خود را ادا کند.”[۵۰]

 

یکی دیگر از فقها ضمن رد رابطه ی مالکیت، چنین می‌گوید: “رابطه ی انسان نسبت به اعضا و جوارح بدن خود رابطه ی مالکیت نیست که هرنوع تصرف مالکانه در آن ها جایز باشد؛ بلکه رابطه ی استحقاق استفاده است؛ یعنی: انسان حق دارد از این اعضاء و جوارح بهره برداری و استفاده ی معقول نماید.”[۵۱]

 

“مالک حقیقی جسم و روح انسان خداوند متعال است و انسان نسبت به جسد خود امانت دار است و از او خواسته شده است از جسم خود در برابر آنچه که موجب هلاکت و تباهی و آزار و اذیت آن می‌گردد محافظت کند؛ چرا که خداوند فرمود: لا تلقوا بأیدیکم الی التهلکه…؛ به همین دلیل عاقبت خودکشی و انتحار، جاودانگی در آتش است و ‌بنابرین‏ انسان نسبت به ذات و اجزای ذات خود مالکیتی ندارد.” [۵۲]

 

“انسان آزاد فقط ملک خداوند است و نه کلی و نه جزئی به تملک در نمی آید و همان گونه که انسان غیر مسلط بر نفس خود است، همان‌ طور غیر مسلط بر اعضاء و جوارح خود است و قتل نفس از احکام الهی است و به عبارت دیگر جعل حکم قصاص و دیه نشانگر حکم الله و حق الله بودن این امور است و لذا انسان مالک نفس خود و اعضاء خود نیست.”[۵۳]

 

ه ـ اصل عدم سلطه ی غیر[۵۴]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:54:00 ق.ظ ]




 

۱۰- اثر عرضه اولیه سهام

 

بنگاهی که به شرکت سهامی عام تبدیل می‌شود به یک عرضه عمومی اولیه مبادرت می ورزد. به علت مخاطره ای که پذیره نویسان به دلیل نامعلوم بودن قیمت در هنگام فروش سهام جدید الانتشار با آن مواجه هستند ممکن است جهت رابه قیمت عرضه IPO تضمین فروش سریع آن ،سهم جدید را زیر قیمت ارزیابی کنند. سرمایه گذارانی که بتوانند اولیه خریداری کنند، ممکن است بتوانند سود غیر معمول کسب نمایند. ولی سرمایه گذارانی که سهام جدید را اندک زمانی پس از انتشار خریداری کنند ممکن است نتوانند از آن فرصت سود کسب کنند. جنگ هاون [۴۴](۲۰۰۳) بر اساس مطالعات افراد دیگر همچون ریتلر[۴۵] (۱۹۹۱) و سروییز[۴۶] (۱۹۹۶)شواهدی را یافت که حاکی از آن است که سهام جدید الانتشار که با قیمت عرضه اولیه مبادرت به خریداری شدند برای سرمایه گذاران خوش شانسی که فرصت خرید آن ها را یافته اند بازده غیر معمول به ارمغان می آورد. هر چند که سرمایه گذارانی که اندک زمانی پس از عرضه اولیه مبادرت به خرید می نمایند به دلیل تعدیل و IPO سازگار شدن سریع قیمت سهم به ارزش ذاتی خود نمی توانند به IPO سود های غیر معمول دست یابند. اثراشاره دارد که طی یک دوره کوتاه پس از انتشار اولیه سهام، بازده سهام جدید غیر معمول مثبت می‌باشد. ولی طی دوره بلند مدت به عنوان مثال بعد از سه سال از انتشار اولیه سهام شرکت ها عمدتأعملکرد ضعیف تری نسبت به بازار از خود نشان می‌دهند (مک نیچول[۴۷]،۱۹۹۶)

 

۱۱- اثر شاخص

 

هریس و گورل[۴۸] (۱۹۸۶) با بررسی شاخص S&P500 و نحوه تغییر قیمت سهام شرکت هایی که در این شاخص می گیرند و یا از آن خارج می‌شوند اظهار کردنند که قیمت سهام شرکت هایی که به شاخص همچون S&P500 اضافه می‌شوند به سرعت افزایش می‌یابد و با لیست شدن در این شاخص بازده غیر معمول کسب می‌کند. ‌بنابرین‏ سرمایه گذاران باید به سرعت سهامی که قرار است جزء شاخص S&P500 قرار گیرند، بخرند و از سهامی که قرار است از این شاخص خارج شوند دوری گزینند.

 

۱۲- اثر تأخیر در ارائه گزارش سود آوری

 

گاین معتقد است شرکت‌های که گزارش سود های خود را نسبت به سایر شرکت ها با تأخیر ارائه می‌دهند اغلب اثری منفی بر قیمت سهام خود می‌گذارند.

 

‌بنابرین‏ این شرکت ها جهت عدم کاهش ارزش سهام خود باید گزارشات عادی را در موعد مقرر در اختیار بئرس و سهام‌داران قرار دهند.

 

۱۳- اثر سود های شگفت آور

 

این اثر در سهامی شکل می‌گیرد که گزارش سود آوری و اعلامیه سود آن به میزان قابل توجهی به آنچه که سهام‌داران و تحلیل گران پیش‌بینی کرده‌اند متفاوت باشد(گاین[۴۹]، ۲۰۰۵ ). قیمت سهام در این حالت طی چند هفته پیوسته در جهتی مشخص حرکت می‌کند و سرمایه پذاران می‌توانند طی چند هفته شاهد تغییر قیمت مشخصی در سهام باشند.

 

۱۴- اثر شرکت از قلم افتاده

 

شرکت هایی که توسط سرمایه گذاران نهادی و تحلیل گران خبره بازار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد بنا به مطاله آقای آربیل و استربیل[۵۰] (۱۹۸۳) معمولأبازده های بالاتری نسبت به سایر شرکت ها دارند.

 

۱۵- اثر بازگشت به میانگین طی دوره بلند مدت

 

قیمت سهام در مقطع زمانی بلند مدت به سمت میانگین میل می‌کند. به عبارت دیگر بزرگترین سرمایه گذار زیان دیده در طول ۳ تا ۵ سال در دوره مشابه ۳ تا ۵ سال بعد به بزرگترین سرمایه گذار سودآور تبدیل می‌شوند(تالر و دبونت[۵۱]، ۱۹۸۵)

 

۲-۷ پیشینه تجربی

 

در خصوص سوابق و پیشینه تجربی این موضوع تحقیقات زیادی صورت گرفته و فراد زیادی به بررسی کارایی بورس اوراق بها دار پرداخته و این مطالعات بیشتر شکل ضعیف کارایی بازار سرمایه را هدف قرار داده‌اند. و علت آن است که بازار بورس در کشورهای جهان سوم توسعه چندانی ندارد و کوچک می‌باشد و معمولا کارا نیستند و بعضی ممکن است کارایی در سطح ضعیف داشته باشند.بورس اوراق بهادار در کشور های پیشرفته بشکل قوی و نیمه قوی کارا بوده و تحقیق در شکل کارایی ضعیف ‌در مورد آن ها معنا ندارد .

 

به منظور تعیین رابطه حرکت بازده سهام با فرضیه بازارکارا در سطح ضعیف دو دسته آزمون انجام گرفته است.

 

دسته اول آزمون های استقلال می‌باشند بر اساس این آزمون ها چنانچه رابطه همبستگی تغییرات سهام کوچک باشد می توان نتیجه گرفت بررسی تاریخی تغییرات قیمت سهام ارزش چندانی ندارد . آزمون های استقلال بنام آزمون گردش ،خود همبستگی ،همبستگی پیاپی معروفند .

 

دسته دوم آزمون ها قاعده مبادله است . این قاعده با بهره گرفتن از قیمت سهام راهبرد هایی برای انجام مبادله پیشنهاد می‌کند . رایج ترین فن مبادله قاعده فیلتر است وقتی سرمایه گزار ارزش سهام را از یک حد قیلتر شده بالاتر رود مبادله می‌کند . قاعده فیلتر برای آزمون نظریه بازارکارا در شکل ضعیف به کار گرفته می‌شود بر اساس این قاعده اگر قیمت سهام از یک درصد معینی نسبت به قیمت قبلی بیشتر شد خرید سهام پیشنهاد و چنانچه قیمت سهام از درصد معینی نسبت به قیمت قبلی کاهش یافت فروش سهام توصیه می‌کند . در اینجا به تحقیقاتی که وجود یا عدم وجود کارایی بورس اوراق بهادار را از طریق آزمون های مختلف بررسی کرده‌اند می پردازیم.

 

۱- مکینلی[۵۲]( ۲۰۱۲ )در تحقیقی تحت عنوان قیمت های سهام بطرف گام تصادفی حرکت نمی کنند . به آزمون فرضیه گام تصادفی در بازار های سهام برای دوره های زمانی ۱۹۸۵-۱۹۶۳ پرداخته و با مقایسه نسبت واریانس‌ها نتیجه گیری می‌کند مدل گام تصادفی در دوره های مورد نظر رد می‌شود .

 

۲-گوریشانکار[۵۳] و انور سادات( ۲۰۱۲)در تحقیقی با عنوان آیا بازار سهام در هند از گام تصادفی پیروی می‌کند ؟

 

به بررسی رفتار بازده سهام در دو بازار بمبی و بازارسهام ملی هند پرداخته و در صدد آن است فرضیه گام تصادفی در این دو بازار آزمون نماید . روند حرکت در این دو بازار با بهره گرفتن از آزمون نسبت واریانس ها و خود همبستگی صورت گرفته است نتایج به دست آمده ترکیبی از گام تصادفی و غیر تصادفی است .

 

۳- لاکشمی و بیجان روی [۵۴](۲۰۱۲)در یک بر رسی تحت عنوان آزمون مدل گام تصادفی در بازار سهام هند در صدد آزمون گام تصادفی در بازارز سهام بر آمده و فرضیه گام تصادفی را به صورت روزانه و هفتگی و ماهانه برای شش بازار سهام طی سال های ۲۰۰۹-۲۰۰۰ با استفاده آزمون های جارکو –برا و تست نرمال بودن بازده زمانی آزمون نمودندنتایج به دست آمده نشان می‌دهد بازده سهام در بازار های مورد نظر از گام تصادفی پیروی نمی کنند.

 

۴- سمیران جانا[۵۵] (۲۰۱۲)در یک تحقیق تحت عنوان شکل ضعیف فرضیه بازار کارا به بر رسی رفتار گام تصادفی در قیمت های سهام پرداخته و نتیجه گیری می‌کند جران گام تصادفی در ده بازار مورد مطالعه متفاوت است و شاخص قیمت های سهام در هشت بازار گام غیر تصادفی داشته و حتی تداوم آن در آینده قابل پیش‌بینی است .

 

۵- ماریا روزا[۵۶]( ۲۰۰۸) در تحقیقی تحت عنوان فرضیه بازار کارا در بازار های سهام اروپا به آزمون شکل ضعیف کارایی بازار در بازار های سهام فرانسه .آلمان .اوکراین .یونان .پرتقال و اسپانیا طی سال های ۲۰۰۷-۱۹۹۳پرداخته و با بهره گرفتن از آزمون همبستگی . دیکی فولر و نسبت واریانس ها نتیجه گیری می‌کند که شاخص بازارسهام در این کشور ها از گام تصادفی پیروی می‌کند .آزمون های بعمل آمده با توجه به داده های روزانه و ماهانه برای دوره های زمانی ۲۰۰۷-۲۰۰۳نشان داده شاخص بازار سهام در شش کشور مورد مطالعه گام تصادفی دارند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:45:00 ق.ظ ]




 

طائفه اول : اخباری که بر تصدیق واقعی بعض روایات ثقات دلالت دارند ( هذا دینی و دین آبایی و هو الحق کله )

 

طائفه دوم : اخباری که متضمن ترغیب بر حفظ و تحمل احادیث است ( من حفظ علی امتی اربعین حدیثا بعثه الله فقیها عالما یوم القیامه )

 

طائفه سوم : اخباری که دلالت بر امر به نقل بعضی از نکات و مضامین ( کلام معصوم ) را دارد ( یا ابان اذا قدمت الکوفه فارو هذا الحدیث )

 

طائفه چهارم : اخباری که دلالت بر این معنی دارند که گاهی شنونده روایت بیش از راویان ‌بهره‌مند می‌شود ( فرب حامل فقه الی من هوا فقه منه )

 

طائفه پنجم : اخباری که بر ذم دروغ بستن به معصومین دلالت دارد ( اگر خبر واحد مقبول نبود دروغ بستن اثری نداشت تا مذموم شد و مورد تحذیر )

 

طائفه ششم : اخباری که ‌در مورد ارجاع اصحاب ائمه صلوات الله علیهم اجمعین وارد شده بدون این که ضابطه ای کلی برای ارجاع بیان نماید ( اذا اردت حدیثا فعلیک بهذا الجالس ( فاسال عنه عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی و اقراه منی السلام )

 

طائفه هفتم : اخباری که دلالت بر ذم کسانی دارد که به مجرد عدم قبول طبعشان نسبت به یسمع الحدیث ینسب النیا و یروی عنا فلم یقبله اشئزمنه و حجده و کفر من دان به هو لایدری لعل الحدیث من عندنا خرج والینا اسند )

 

طائفه هشتم : اخباری که ‌در مورد خبرین متعارضین وارد شده و مرجح را موافقت کتاب و مخالفت عامه دانسته ، چرا که اگر خبر واحد حجت نبود معنایی برای فرض تعارض و اعمال مرجحات نبود .

 

طائفه نهم : اخباری که ‌در مورد خبرین متعارضین وارد شده و مرجع را او ثقیت راوی و صفاتی که موجب افزایش ارزش خبر و تقویت ظن به صدور آن می‌باشد دانسته با استدلال فوق .

 

طائفه دهم : اخباری که دلالت بر ارجاع به کلی فرد ثقه داشته حال یا ابتداء و یا به صورت تعلیل برای ارجاع به اشخاص معین به گونه ای که ضابطه و ملاک کلی از این اخبار قابل استخراج است . ایشان این طائفه را بهترین طوایف موجود برای استدلال بر موضوع می‌دانند اگر چه معتقدند در این دسته نیز اخباری وجود دارند که قابل مناقشه‌اند اما آن‌هایی که از این گروه در آن مناقضه راهی ندارد مانند خبری است

 

که محمد بن عیسی نقل شده است :(… افیونس بن عبدالرحمن ثقه آخذ عنه ما احتاج البه من معالم دینی ، فقال : نعم ) [۴۲]۱

 

دوم : سیره

 

شهید صدر طریق دیگری را که برای اثبات سنت انتخاب نموده‌اند سیره است ، به دو تقریب : تقریب اول : استدلال به سیره متشرعه از اصحاب ائمه بر عمل به اخبار ثقات [۴۳]۲

 

تقریب دوم : استدلال به سیره عقلا به تکیه نمودن به اخبار ثقات

 

سوم : اجماع

 

در تقریر اجماع وجوه مختلفی ذکر شده ،[۴۴]۳ و نسبت به حجیت و عدم حجیت خبر واحد از ناحیه علمای امامیه نقل اجماع شده است شیخ انصاری (ره ) در کتاب رسائل وجوه جمعی بر این دو نقل مخالف ذکر نموده‌اند و از کلامشان رایحه قبول اجماع بر حجیت خبر واحد استشمام می‌شود مرحوم مظفر نیز ایشان را تأیید نموده و بعضی همچون مرحوم آخوند صاحب کفایه ادعای اجماع را رد می‌نمایند .

 

۳-دیدگاه‌های فقهی :

 

فقهای شیعه ، شهادت را « تکلیف » دانسته و ادای شهادت را واجب شمرده‌اند [۴۵]۱و اجماع علما بر این است که ادای شهادت واجب کفایی است [۴۶]۲، اما بعضی آن را واجب عینی دانسته‌اند . [۴۷]۳

 

عده ای در مقابل قول مشهور ، قائل به تفصیل شده‌اند و فرموده‌اند : « در صورتی که شاهد به تحمل شهادت فرا خوانده شده باشد ، ادای آن واجب است ، اما در صورتی که از او برای تحمل شهادت ، دخواست نشده باشد ، ادای شهادت واجب نیست . [۴۸]۴

 

ب- مبانی قانونی

 

۱-در دوران قبل از انقلاب

 

در قانون آئین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۱۸ در خصوص شهود و احضار آن ها در مواد ۱۳۹ تا ۱۵۶مورد بررسی قرار گرفته است . [۴۹]۵

 

ماده ۱۳۹-بازپرس اشخاصی را که در ضمن شکایت نامه یا اخبار و اعلام مقامات رسمی اسم برده شده یا متهم معرفی می کند و نیز کسانیرا که بازپرس شخصا می‌داند که از واقعه یا اوضاع و احوال آن مطلعند موافق اصل مقرره احضار می کند .

 

ماده ۱۴۰-ضهود تحقیق و مطلعین به توسط مامورین اجرا یا در صورت نبودن آن ها توسط مامورین نظمیه یا ژاندارم به تقاضای مدعی العموم احضار می‌شوند .

 

ماده ۱۴۱-ژاندارم برای احضار شهود تحقیق و مطلعین مامور نخواهد شد جز در مواردیکه مشارالیهم از حاضر شدن امتناع نمایند .

 

ماده ۱۴۲-در صورتی که یکی از شهود تحقیق یا مطلعین از تابعین نظامی باشد با احضار او را لااقل در مدت ۲۴ ساعت قبل از زمان تحقیق و محاکمه از رئیس آن دسته که شخص مذبور در آن جا مستخدم است بخواهند و رئیس نظامی مکلف است که شخص احضار شده را در موقع مقرر به عدلیه بفرستد .

 

ماده ۱۴۳-مستنطق شهود تحقیق و مطلعین را فردا فرد بدون حضور متهم احضار و سوالات لازمه را می کند و منشی اطلاعات ایشان را نوشته به مهر و امضای آنان می رساند تجدید استعلام از شهود و مطلعین و مواجهه آنان در صورت اختلاف جایز است .

 

ماده ۱۴۴-استنطاق در هر موقع غیر علنی است

 

ماده ۱۴۵-شهود تحقیق و مطلعین قبل از اظهار اطلاعات باید به شرح زیر سوگند یاد نمایند ( خداوند متعال را در نظر گرفته و سوگند یاد می کنم که جز به راستی چیزی نگویم و تمام حقایق را بیان نمایم ) و بازپرس قبل از شروع به پازپرسی اسم و اسم پدر و شغل و حلی را که در آن متوطن است و درجه قرابت سببی یا نسبی و خادم یا مخدوم بودن مطلع را نسبت به مدعی خصوصی یا متهم سوال کرده ، منشی می نویسد در کلیه دادگاه های جزائی نیز که از گواه و مطلع تحقیق می شود مراتب فوق لازم الرعایه است .

 

ماده ۱۴۶-در صورتی که یکی از مطلعین به واسطه ارتکاب تقصیری به مجازات محکوم شده یا به حد بلوغ نرسیده باشد مستنطق او را ملزم نمایند سوالات از او فقط برای مزید اطلاعات است کلیتا در باب گرفتن التزام از شهود تحقیق و مطلعین مستنطق موافق مواد ۲۴۴ الی ماده ۲۴۸ رفتار می کند .

 

ماده ۱۴۷-پس از آن ها شهادت یا اظهار اطلاعی با تمام رسید منشی محکمه آن را قرائت نموده و به مهر و امضاء شاهد تحقیق یا مطلع می رساند و اگر از مهر و امضاء امتناع ورزند یا اینکه نتوانند امضاء کنند مراتب در ورقه استنطاقیه قید می شود و هر یک از صفحات اوراق تحقیق باید به امضاء و مهر مستنطق و کاتب برسد .

 

ماده ۱۴۸-قبل از آنکه شهود تحقیق و مطلعین شروع به اظهار و دادن اطلاعات نمایند مستنطق آنان را حاضر و غائب نموده پس از آن هر کدام را صلاح می‌داند مقدم یا موخر احضار می‌کند

 

ماده ۱۴۹-مستنطق و منشی کلیه ترتیباتی را که در چهار ماه قبل ذکر شده باید کاملا مراعات نمایند و نقض کننده اگر منشی است ده تومان از مقرری او کسر می شود و اگر مستنطق است مورد شکایت و مسئولیت خواهد بود

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:05:00 ق.ظ ]




 

.یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَهَ وَأَنتُمْ سُکَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ

 

ای اهل ایمان،هرگز در حال مستی به نماز نیایید تا بدانید چه می‌گویید.

 

O you who believe! Do not go near prayer when you are intoxicated until you know well what you say.

 

۴)مرحله چهارم: حکم تحریم شراب. (سوره ی مائده،آیه ی۹۰،۹۱،۹۲)

 

_ ۹۰ یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون._۹۱ انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضاء فى الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلوه فهل انتم منتهون. _۹۲و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و احذروا فان تولیتم فاعلموا انما على رسولنا البلاغ المبین.

 

اى کسانى که ایمان آورده اید،جزاین نیست که شراب وقمار و بت ها،یا سنگ هائى که براى قربانى نصب شده وچوبه هاى قرعه،پلیدوازعملیات شیطان است.پس دورى کنیدازآنها،شایدکه رستگارشوید(۹۰). و جزاین نیست که شیطان می خواهدبه وسیله شراب وقماربین شماعداوت وخشم بیندازدوشما رااز ذکرخدا واز نماز باز دارد،پس آیا دست بردار از آن ها هستید؟(۹۱). فرمانبرى خدا و اطاعت رسول کنیدودورى کنید از منهیات،چه اگر گوش ندهیدواعراض کنید باید بدانید که تنها برعهده رسول ما ابلاغ آشکار است و بس(۹۲).

 

O you who believe! Intoxicants and games of chance and sacrificing to stones set up and dividing by arrows are only uncleanness, the Satan’s work; shun it therefore that you may be successful.

 

از منظر علوم تربیتی،این روش مؤثر چهار مرحله ای،در برخورد با پدیده‌های انحرافی درجامعه،می‌تواند الگوی مناسبی برای ایجاد تغییرات ومبارزه با مفاسد اجتماعی حاد باشد. (درتاج،۱۳۸۹،۱۳-۱۲)

 

 

 

 

در قرآن کریم خداوند طی چهارمرحله به صورت گام به گام باشراب خواری برخوردکرده که اثرات تربیتی ارزشمندی در جامعه گذاشته و تغییر و تحول عمیقی در جامعه ایجاد ‌کرده‌است.

 

۱)مرحله اول:نامطلوب بودن شراب. (سوره ی نحل،آیه ی ۶۷)

 

و من ثمرات النّخیل والاعناب تتخذون منه سکرا ً و رزقا ًحسنا ً انّ فی ذلک لایه ً لقوم ٍ یعقلون.

 

و از میوه های درخت خرما و انگور نیز نوشیدنی های مست کننده ورزق نیکو می گیرید.همانا در این امر نیز نشانه ای روشن برای اهل تفکر است.

 

And of the fruits of the palms and the grapes, You obtain from them intoxication and goodly provision, most surely. There is a sign in this for a people who ponder.

 

 

 

۲)مرحله دوم: اشاره به منافع اقتصادی و مضرات شراب خواری. (سوره ی بقره،آیه ی ۲۱۹)

 

یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فیهِما إِثْمٌ کَبیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما.

 

از تو درباره شراب و قمار می پرسند،بگو: در ارتکاب آن دو گناهی است بزرگ و سودهایی برای مردم،و گناه آن ها بزرگتر از سودشان است.

 

They ask you about intoxications and games of chance say: in both of them there is a great sin and means of profit far men and their sin is greater than their profit.

 

۳) مرحله سوم: نهی از شراب خواری هنگام نماز خواندن. (سوره ی نساء ،آیه ی ۴۳)

 

.یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَهَ وَأَنتُمْ سُکَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ

 

ای اهل ایمان،هرگز در حال مستی به نماز نیایید تا بدانید چه می‌گویید.

 

O you who believe! Do not go near prayer when you are intoxicated until you know well what you say.

 

۴)مرحله چهارم: حکم تحریم شراب. (سوره ی مائده،آیه ی۹۰،۹۱،۹۲)

 

_ ۹۰ یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون._۹۱ انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضاء فى الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلوه فهل انتم منتهون. _۹۲و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و احذروا فان تولیتم فاعلموا انما على رسولنا البلاغ المبین.

 

اى کسانى که ایمان آورده اید،جزاین نیست که شراب وقمار و بت ها،یا سنگ هائى که براى قربانى نصب شده وچوبه هاى قرعه،پلیدوازعملیات شیطان است.پس دورى کنیدازآنها،شایدکه رستگارشوید(۹۰). و جزاین نیست که شیطان می خواهدبه وسیله شراب وقماربین شماعداوت وخشم بیندازدوشما رااز ذکرخدا واز نماز باز دارد،پس آیا دست بردار از آن ها هستید؟(۹۱). فرمانبرى خدا و اطاعت رسول کنیدودورى کنید از منهیات،چه اگر گوش ندهیدواعراض کنید باید بدانید که تنها برعهده رسول ما ابلاغ آشکار است و بس(۹۲).

 

O you who believe! Intoxicants and games of chance and sacrificing to stones set up and dividing by arrows are only uncleanness, the Satan’s work; shun it therefore that you may be successful.

 

از منظر علوم تربیتی،این روش مؤثر چهار مرحله ای،در برخورد با پدیده‌های انحرافی درجامعه،می‌تواند الگوی مناسبی برای ایجاد تغییرات ومبارزه با مفاسد اجتماعی حاد باشد. (درتاج،۱۳۸۹،۱۳-۱۲)

گفتار دوم : دیدگاه معصومین پیرامون مشروبات الکلی

 

دربین مباحث تغذیه ای مسئله ای که درخصوص آن بیشترین روایت ‌از قول معصومان نقل شده،مسئله استفاده از مسکرات است.این امر می‌تواند به خاطر همین آثار سوء و عوارض جسمی و روانی فراوان این مواد باشد. (فتاحی معصوم و زروندی ،۱۳۸۴،۱۷۱)

 

برای جلوگیری از شیوع شراب خواری،برای این عمل حد شرعی معین شده است.

 

۱)” وجب الحد على من تناول المسکر أو الفقاع و إن لم یکن مسکرا بشرط أن یکون المتناول بالغا عاقلا مختار عالما بالحکم و الموضوع “. ‌بر کسی که مسکر یا آبجو بنوشد،هر چند که فقاع،مسکر نباشد،حد جاری می شوددر صورتی که بالغ،عاقل،مختاروعالم به حرمت شرب خمر باشد و بداندآنچه می نوشد خمراست. (مویدی،۱۳۸۳،۳۰)

 

۲)” لا إشکال فى أن المسکر قلیله و کثیره سواء فى ثبوت الحد بتناوله و لو کان قطره منه و لو یکن مسکرا فعلا ، فما کان کثیره مسکرا یکون فى قلیله حد “. بدون تردید میگساری موجب حد می‌گردد خواه مقدارآن کم باشدیازیاد،حتی اگر یک قطره ازآن باشدوبر اثر کم بودن،مست نکندزیرا هرچیزی که زیاد آن مست کننده باشد مقدار کم آن نیز موجب حد می شود. (مویدی،۱۳۸۳،۳۰)

 

۳)” الحد فى الشرب ثمانون جلده کان الشارب رجلا أو امرأه”.حد شراب خواری هشتاد ضربه شلاق است خواه مرد باشد یا زن. (مویدی،۱۳۸۳،۳۰)

 

۴)” یضرب الشارب على ظهره و کتفیه و سائر جسده ،و یتقى وجهه و رأسه و فرجه “. بر پشت و کتف ها و سایر اعضای بدن شراب خوار شلاق زده می شود اما از زدن به صورت،سر و عورت او اجتناب می‌گردد. (مویدی،۱۳۸۳،۳۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ق.ظ ]




 

بررسی پایایی آزمون بک نشان داده است که درجه همسانی درونی آن بالا است، به طوری که بین نمره های هر پرسش با نمره کل همبستگی زیادی وجود دارد. آلوی و کاین[۶۳] (به نقل از خانجانی، ۱۳۸۲) در مطالعه خود پایایی درونی پرسشنامه را ۹۰/۰ اعلام کردند. تشکری و مهریار (به نقل از خانجانی، ۱۳۸۲) در یک مطالعه بر دانشجویان ایرانی با بهره گرفتن از آزمون بک نشان دادند این ابزار می‌تواند به عنوان آزمون مفید در تشخیص افسردگی دانشجویان به کار رود.

 

پرسشنامه اضطراب بک (BAI)

 

پرسشنامه اضطراب بک (بک و ‌همکاران، ۱۹۹۶) یک پرسشنامه خود گزارشی برای اندازه گیری شدت اضطراب در نوجوانان و بزرگسالان است. این پرسشنامه یک مقیاس ۲۱ ماده ای است که آزمودنی در هر ماده یکی از چهار گزینه ای را که نشان دهنده شدت اضطراب اوست، انتخاب می‌کند. چهار گزینه هر سوال در یک طیف چهار بخشی از ۰ تا ۳ نمره گذاری می شود. هر یک از ماده های آزمون یکی از علائم شایع اضطراب (علائم ذهنی، بدنی و هراس) را توصیف می‌کند. ‌بنابرین‏ نمره کل این پرسشنامه در دامنه ای از ۰ تا ۶۳ قرار می‌گیرد.

 

این پرسشنامه به گونه ای تدوین شده که علائم افسردگی را شامل نشود (بک و اپشتاین[۶۴]، براون و استیر، ۱۹۸۸).

 

روایی و پایایی آزمون اضطراب بک

 

مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که این آزمون از پایایی و اعتبار بالایی برخوردار است. ضریب همسانی درونی آن ۹۲/۰، پایایی آن با روش باز آزمایی به فاصله یک هفته ۷۵/۰ و همبستگی ماده های آن از ۳۰/۰ تا ۷۶/۰ متغیر است. پنج نوع اعتبار محتوا، همزمان، سازه، تشخیصی و عاملی برای این آزمون سنجیده شده اند که همگی نشان دهنده کارایی بالای این آزمون در اندازه گیری شدت اضطراب می‌باشد(بک و استیر، ۱۹۹۳).تحقیقاتی نیز در ایران ‌در مورد خصوصیات روانسنجی این آزمون انجام گرفته است. به عنوان مثال غرایی (۱۳۷۲) ضریب پایایی آن را با روش بازآزمایی و به فاصله دو هفته ۸۰/۰ و بخشانی (به نقل از غرایی ۱۳۷۲) ضریب پایایی آن را از طریق بازآزمایی به فاصله یک هفته ۷۰/۰ گزارش کرده اند.

 

روش اجرا و جمع‌ آوری داده ها

 

شیوه اجرا در این پژوهش ‌به این صورت بود که با تهیه معرفی نامه از طرف دانشگاه و مشخص نمودن نمونه در دانشکده ها حضور یافته و سپس با مراجعه به پرونده بالینی افراد، به انجام مصاحبه بالینی با دانشجویان پرداخته شد و آزمودنی ها مورد مصاحبه و آزمون قرار گرفتند. در ابتدا با توجه به سابقه بالینی افراد، دو گروه ۵۰ نفری از میان دانشجویان انتخاب شدندکه از هر گروه پرسشنامه افسردگی و اضطراب گرفته شده بود تا سطح افسردگی و اضطراب آن ها مشخص شود. بعد از انتخاب افراد به هر یک پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز، طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ و بهزیستی روانی ریف داده شد تا به مقایسه نتایج آن پرداخته شود.

 

روش تجزیه و تحلیل آماری داده ها

 

پس از نمره گذاری پاسخنامه ها، داده ها از دو جهت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. و همچنین از نرم افزار spss-19 جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.

 

تجزیه و تحلیل توصیفی: آمار توصیفی در جداول فراوانی جهت سازماندهی داده ها و نمره های خام و نیز در شاخص های مرکزی مانند میانگین جهت تعیین مقادیر متوسط آزمودنی ها مورد استفاده قرار گرفت.

 

تجزیه و تحلیل استنباطی: با توجه به هدف پژوهش، نوع متغیرها و مقیاس اندازه گیری آن ها از تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) برای تحلیل فرضیه‌ها استفاده شد.

 

فصل چهارم:

 

یافته های پژوهش

 

مقدمه

 

در این فصل به تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه‌ها پرداخته می شود. تجزیه و تحلیل در دو مرحله اعمال می شود. مرحله اول آمار توصیفی می‌باشد که در آن جداول توصیفی مربوط به بررسی خصوصیات پاسخگویان، ابعاد اصلی و فرعی ارائه شده است. مرحله دوم شامل آمار استنباطی می باشد که در آن به ارتباط و تاثیر هریک از متغیرها پرداخته خواهد شد. لازم به توضیح است که نتایج تحقیق در دو بخش توصیفی و استنباطی تنظیم شد. که در قسمت نتایج توصیفی جداول یک بعدی تحقیق خواهد آمد و در ادامه آن نتایج استنباطی تحقیق می‌آید.

 

نتایج توصیفی تحقیق (جداول یک بُعدی)

 

توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب سن

 

بر اساس یافته های جدول (۴-۱) ملاحظه می‌گردد که میانگین سنی دانشجویان مورد نظر در پژوهش حاضر ۵۴/۱≠۲۳ می‌باشد و همگی مذکر می‌باشند.

 

جدول ۴-۱: داده های توصیفی بر حسب میانگین و انحراف معیار سن جامعه نمونه

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد میانگین سنی جنس ۱۰۰ نفر ۵۴/۱≠۲۳ مذکر

 

توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب مقطع تحصیلاتی

 

بر اساس یافته های جدول (۴-۲) ملاحظه می‌گردد که بیشترین تعداد پاسخ گویان با ۷۲ درصد دانشجوی لیسانس و کمترین تعداد با ۲۸ درصد دانشجوی فوق لیسانس و دکترا می‌باشند.

 

جدول ۴-۲: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تحصیلات فراوانی درصد لیسانس ۷۲ ۷۲ فوق لیسانس و دکترا ۲۸ ۲۸ کل ۱۰۰ ۱۰۰

نمودار ۴-۱: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب مقطع تحصیلاتی

 

توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب وضعیت تاهل

 

بر اساس یافته های جدول (۴-۳) ملاحظه می‌گردد که بیشترین تعداد پاسخ گویان با ۳۱ درصد دانشجویان متاهل و کمترین تعداد با ۶۹ درصد دانشجویان مجرد می‌باشند.

 

جدول ۴-۳: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت تاهل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وضعیت تاهل فراوانی درصد متاهل ۳۱ ۳۱ مجرد ۶۹ ۶۹ کل ۱۰۰ ۱۰۰

نمودار ۴-۲: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت تاهل

 

یافته های توصیفی

 

یافته های جدول (۴-۴) میانگین نمرات افسردگی و اضطراب دانشجویان را نشان می‌دهد که با بهره گرفتن از پرسشنامه افسردگی بک، میانگین نمره افسردگی دانشجویان و با اجرای پرسشنامه اضطراب بک، میانگین نمره اضطراب دانشجویان مورد نظر در پژوهش حاضر به دست آمده است که نشان دهنده علائم افسردگی و اضطراب جامعه نمونه است که شامل دو گروه ۵۰ نفره می‌باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر میانگین و انحراف استاندارد تعداد افسردگی ۶۲/۵≠۲۰ ۵۰ اضطراب ۶۹/۱۱≠۲۴ ۵۰

جدول ۴-۴: نمره میانگین و انحراف استاندارد میزان افسردگی و اضطراب دانشجویان

 

بر اساس یافته های جدول ۴-۴ نمره میانگین و انحراف استاندارد افسردگی دانشجویان ملاحظه می گردد که نشان می‌دهد جامعه نمونه دارای علائم افسردگی می‌باشند. همچنین نمره میانگین و انحراف استاندارد اضطراب دانشجویان در ردیف آخر ملاحظه می شود که نشان می‌دهد جامعه نمونه دارای علائم اضطرابی نیز می‌باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 11:50:00 ب.ظ ]




زیرا قبل از انتفاع از اتومبیل ب نظر مثبت وی را جلب ‌کرده‌است حال در همین مثال فرض کنید که الف ابتدا از اتومبیل انتفاع ببرد و استفاده کنند و بعد از انتفاع خویش از اتومبیل نظر مثبت ب را جلب کند که این شق هم معرف مفهوم اجازه است .

 

البته مفاهیم فوق الذکر ( تفاوت اجازه و اذن ) خوشبختانه جایگاهی در حقوق ما ندارد و شاهد این هستیم که مقنن بعضاً اجازه و اذن را به جای یکدیگر هم به کار می‌برد و اگر نه در غیر این صورت ماده ۱۰۴۳ ماده ای بی پایه واساسی بود که هر کودکی می‌توانست برآن ایرادی وارد آورد.

 

حال آنکه اجازه در این ماده به جای کلمه اذن به کار گرفته شده باید دید کیفیت این اجازه (اذن ) و جلب نظر ولی چگونه است.

 

اولاً این رضایت ( اجازه ) باید صریح باشد اما اینکه به فعل هم ممکن است یا نه قانون‌گذار سکوت گذاشته است اما فی الواقع برای آن معنی مشاهده نمی شود یعنی رضایت ولی به فعل هم ممکن است . دوماً آیا سکوت ولی ( پدر یا جد پدری)دال بر رضایت وی است یا اینکه خیر حتماً باید اراده انشایی داشته باشد برای ابراز اراده خود که باز هم از آنجایی که در روال حقوقی سکوت علامت رضا نیست یعنی حتماً باید رضایت خود را ابراز کند.

 

درضمن ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی اظهاری دارد ، « . . . موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست . . .»

 

در اینجا هم این ابهام به وجود می‌آید که آیا اذن پدر ارجح است یا اذن پدربزرگ (جد پدری ) یا اینکه تقدم زمانی این ارجحیت را مشخص می‌کند یعنی اینکه اگر پدر یا جد پدری هر کدام موافقت را زودتر ابراز کنند نکاح به صحت منعقد می شود . که به نظر می‌رسد با بهره گرفتن از واژه ( یا ) در عبارت « پدر یا جد پدری او است. » قانون گذار اجازه پدر و جد پدری را در عرض یکدیگر دانسته ، اما اگر محل اختلاف بین نظر پدر و جد پدری پیش آمد تکلیف چیست ؟ یعنی مرجع صلاحیت دار برای فصل اختلاف کیست و کجاست . که قانون‌گذار در این مورد هم مسیر سکوت و مسامحه خود را پیش گرفته است .
ـ خلاف اصل بودن ولایت از آنجایی که ولایت در دختری که بالغ شده است خلاف اصل است لذا قانون‌گذار دایره شمول آن را حد المقدور محدود و محصور ‌کرده‌است که ذیلاً به
آن می پردازیم .

 

اولاً : مقنن این صلاحیت را به پدر و جد پدری داده است و موافقت یکی از آنان نیز اکتفا می‌کند.
ثانیاًً : اجازه پدر و جد پدری فقط ‌در مورد دختری لازم است که باکره باشد در غیر این صورت یعنی اگر باکره نیازی به اجازه پدر وجد پدری نیست که البته مقنن تعریفی از باکره ارائه نداده است .

 

ثالثاً : حدود و صلاحیت پدر یا جد پدری فقط و فقط در اجازه به دختر باکره است که آن را تحت عنوانی جدا بررسی خواهیم کرد .

 

حدود وصلاحیت پدریا جدپدری در اجازه در فقه پنج نظر راجع به حدود صلاحیت پدر ذکر شده است که به بیان یک ، یک آن ها خواهیم پرداخت .

 

دختر همچنان تحت ولایت پدر وجد پدری است و ولی می‌تواند مستقلاً دختر باکره رشیده خود را به عقد ازدواج دیگری در آورد.

 

این نظر در بین فقهای اهل سنت نظر فقهای شافعی ، مالکی وعده محدودی از فقهای امامیه مثل شیخ طوسی در کتاب نهایه و شیح یوسف بحرانی صاحب حدائق است و به ولی (پدر ) در اینجا ولی مجبّر گفته می شود یعنی کسی که می‌تواند مولی علیه خود را به اجبار به عقد دیگری در آورد .
پدر و جد پدری ولایتی بر باکره رشیده ندارد و او خود می‌تواند مستقلاً اقدام به نکاح نماید.
ابوحنیفه ولایت پدر بر دختر باکره رشیده ساقط می‌داند و می‌گوید دختر خود مستقلاً می‌تواند مبادرت به عقد نکاح نماید و هیچکس حق اعتراض به او را ندارد مگر اینکه به غیر کفو یا کمتر از مهر المثل ازدواج کند که در این صورت ولی حق اعتراض دارد و می‌تواند در دادگاه حق فسخ بخواهد .
تشریک در ولایت یعنی لزوم اذن ولی و دختر در عقد نکاح یا به تعبیر دیگر دختر اگر بخواهد ازدواج کند باید اجازه ولی را بگیرد .

 

از این قول به عنوان قول مشهور در بین فقهای امامیه یاد شده است در بین فقهای معاصر می توان به نظر امام خمینی ( ره ) ، آیت ا. . . مکارم شیرازی ، آیت ا. . . صانعی ، آیت ا . . . صافی و دیگر فقهای امامیه یادکرد و دربین فقهای متقدمین می توان به فقهای بزرگی مثل : سید مرتضی ، ابن جنیف ، سلاز ، ابن ادریس ، علامه حلی در کتاب تذکره و قواعد ، شهید اول و شهید ثانی در لمعه و شرح لمعه و محقق کرکی و صاحب جواهر اشاره کرد و فقهای یاد شده اذن پدر را حمل بر اصل استصحاب می دانند .
در عقد منقطع دختر مستقل است و نیازی به اذن ولی ندارد ولی در عقد نکاح دائم اجازه ولی لازم است .
عکس نظر فوق یعنی در عقد دائم دختر مستقل است و در نکاح منقطع اجازه ولی لازم است این قول که محقق آن را در شرایع نقل کرده گوینده آن معلوم نیست.

 

همچنین دو نظر بالا تقریباً خلاف نظر اکثر قریب به اتفاق فقها است زیر فقها در فتوای و اقوال خود بین نکاح دائم و منقطع تفاوتی نگذاشته و منظور ایشان از نکاح مطلق نکاح است چه دائم و چه منقطع .
موارد سقوط اذن اعتبار ولی در بعضی از موارد اعتبار اذن ولی ساقط می‌گردد و دختر باکره می‌تواند بدون اذن پدر یا جد پدری خویش اقدام به ازدواج کند و چنین ازدواجی هم صحیح و نافذی می‌باشد که این موارد را به تفکیک توضیح می‌دهیم اما پیش از آن به مطلبی بسیار مهم می پردازیم . ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی این طور مقرر می‌دارد که (. . . هرگاه پدر ویا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می‌تواند با معرفی کامل مردی که . . . ) همان‌ طور که در ماده فوق مشاهده می شود در جایی که پدر یا جد پدری بدون علت موجه اجازه ندهد بنابر نص صریح قانون اجازه او ساقط می شود اما متاسفانه مشاهدهمی شود که در بعضی از منابع و کتب حقوقی وفقهی مثل مناحج المتقین و شرح لمعه و همچنین مختصر حقوق خانواده دکتر امامی و صفایی صفحه ۸۲ از عبارت « ولایت او ساقط خواهد شد و دختر در نکاح استقلال خواهد داشت » بهره برده اند که این ابهام را ایجاد می‌کند که مگر ولایت هم قبل از رسیدن فرزند به بلوغ قابلاسقاط است ؟

 

یعنی اینکه به علت کوتاه پدر نه در امر اجازه در نکاح د ختر باکره خویش بلکه در هر موضوع دیگری ( مثل ندادن نفقه به دخترش و . . . ) نسبت به مولی علیه آیا می توان ولایت پدر را اسقاط کرد ؟

 

مگر نه اینکه ولایت پدر ( و جد پدری ) بر فرزند خود اکتسابی است نه انتخابی . یعنی پدر صرف پدر بودنش ولی فرزند نابالغ خویش است . والاّ اگر غیر از این بود و ولایت فقط و فقط مخصوص پدر ( جد پدری ) نبود مادر هم می‌توانست ولی اولاد خویش باشد در صورتی که این امر شدنی نیست یعنی مادر نمی تو اند ولی فرزند خویش باشد . حال با توصیف و تفاسیر فوق چطور می توان نظریه بعضی از علماء حقوق مثل : دکتر صفایی و دکتر امامی و همینطور فقهای بنام مثل : شهید ثانی را توجیح کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:11:00 ب.ظ ]




هر فردی مایل است در کار خود قبول مسئولیت کند و در تحقق اهداف سازمان از طریق مدیریت مشارکت جویانه خود را متعهد احساس کنند. این نظریه در سیمدیریت بر مبنای هدف تاثیر گذاشته و جنبه هایی از آن که مبتنی بر کنترل فرد به وسیله خود فرد در انجام فعالیت ها می‌باشد، متاثر از این نظریه است. (مک گریگور ،۱۹۶۰)

نظرات هامیل در توسعه این سیستم از مدیریت نقش مهمی داشته است. او معتقد به دو جنبه در این سیستم بوده است : یک جنبه فنی و دیگری جنبه انسانی، به نظر او این دو جنبه کاملا به هم آمیخته اند و در عمل باید هر دوی این جنبه ها را در نظر داشت، چرا که توجه و تأکید بر یک جنبه با باعث کاهش اثر بخشی سیستم و عدم توفیق آن خواهد شد.

لیکرت نیز در سیستم چهارگانه مدیریت خود وقتی به سیستم مشارکت هرچه بیشتر افراد اشاره می‌کند، جنبه مهمی از سیستم مدیریت بر مبنای هدف را را بازگو می کند. چه اساس این سیستم مدیریت بر مشارکت است و سیستم چهارم لیکرت نیز کوششی است در جهت آنکه تمامی فعالیت ها در سازمان از طریق مشارکت و تعاون انجام پذیرد.( لیکرت،۱۹۶۷)

به طور به طور خلاصه در یک تقسیم بندی کلی می توان نتایج و فواید مربوط بر عملکرد مدیران و کارکنان را چنین بیان کرد:

به کار می رود.(اودیورنه، ۱۹۶۵)

ویژگی این مدیریت مشارکت و همکاری همگانی در سازمان است بدین معنی که در این مدیریت سلسله مراتب سنتی سازمان به کنار نهاده می شود و هر فرد خود به کنترل خود می پرازد و اساس کار ، مشارکت و همکاری

– بهبود روحیه کارکنان

– کمک به افراد برای شناسایی هر چه بهتر اهداف سازمان

-بهبود در رابطه میان فرادست و زیر دست

– ایجاد جوی مناسب برای رشد و ارتقاء

– شناسایی نقاط تعارض و برطرف کردن آن و به دنبال آن کاهش فشار روانی و تنش درون سازمان.

– برانگیختن مدیریت مبتنی بر پیشگیری پیش از وقوع فاجعه

– کمک به افزایش مهارت‌های رهبری.

– اعتلاء کمی و کیفی عملکرد مدیر در ایجاد رابطه با زیردستان

– ترغیب و تشویق مدیران در ایجاد امکان رشد و توسعه در زمینه‌های مختلف مرتبط با سازمان و در نتیجه بهره وری سازمان

– ایجاد انگیزه در مدیران برای اقدام به دادن استقلال به کارکنان

و در صورت عدم اجرای آن تبعاتی وخیم به همراه خواهد داشت که می توان به مواردی همچون:

– عدم ایجاد رابطه سازنده بین فرادستان و زیردستان

– افزایش بروز حوادث و ضایعات در حین کار ناشی از غفلت مدیران

– کاهش انگیزه های درون سازمانی با توجه به غفلت هایی که صورت می‌گیرد

– عدم بهره وری سازمان به طور اعم یا اخص

– افزایش و ریسک برنامه ریزی نشده

– عدم تمرکز توانایی بر وظیفه محوله

– عدم شناخت مهارت‌ها و دانش افراد در نتیجه احراز پست های نابجا اشاره نمود.

در مثلث مدیریت مبتنی بر هدف که رأس آن مدیران، در ضلع دیگر آن کارکنان و ضلع سوم بهره وران (افراد جامعه) قرار دارند تحت تاثیر مستقیم یا غیرمستقیم این سیستم مدیریتی قرار می گیرند.

برای مثال به هنگام بروز یک سانحه یا تصادف که فرد مصدوم قرار است از خدمات بهداشتی و درمانی استفاده نماید، از یک فرد که در رأس مثلث (مدیر) قرار گرفته و تک تک افرادی که این خدمات را ارئه می‌دهند با آن فرد مصدوم به نحوی به هم مرتبط می‌شوند. از اینرو مشارکت بین فردی کارکنان درون سازمان و نظارت مشارکتی مدیر در هر چه سالم تر نمودن این خدمات نقش بسزایی دارد.

‌بنابرین‏ ارتقاء بهبود کیفی تلاش بسیار می طلبد و در کنار آموزش های تخصصی اصلاح نگرش‌ها و تعدیل ارزش های فردی نیز احساس می شود. از این رو جلب رضایت کارکنان و علاقه مند کردن بیشتر آن ها به شغل مورد تصدی و در نتیجه برآورده شدن اهداف سازمانی از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار است. چنانچه (زهرا نجفی، ۱۳۸۷) در مقاله خود با عنوان “بررسی نظریه انگیزش “اظهار می‌دارد که انگیزش از موضوعات و مفاهیم اساسی در مدیریت سرمایه داری انسانی به شمار رفته و آثار و نوشته های بسیاری در خصوص انگیزش و مشارکت کارکنان مطرح شده است که هم از نظر تئوری و هم تجربی برای بهبود عملکرد افراد و کارکنان مورد بحث قرار گرفته است.

یکی از جهات اهمیت و ضرورت این تحقیق می‌تواند ارائه راهکارهایی برای مدیران در جهت پر رنگ کردن نقش مشارکت کارکنان و استفاده از نظریات و پیشنهادات کارآمد آن ها در جهت تعالی سازمان، همچنین ارائه برنامه هایی در جهت آموزش مناسب برای تبدیل نگرش های کارکنان به فرصت های علمی و نیز طراحی برنامه هایی برای رفع موانع و چالش های پیش روی سازمان، مدیران و کارکنان باشد.

اهمیت و ضرورت دیگر تحقیق فقدان تنظیم برنامه هایی عملیاتی با استناد به تعریف اهداف عملیاتی در برنامه های مشارکتی کارکنان و نیز طراحی برنامه هایی برای بهبود عملکرد کارکنان در افزایش تعهد مسئولیت پذیری سازمان می‌باشد.

۱-۴- اهداف تحقیق

اهداف تحقیق عبارتند از:

۱-۴-۱- هدف اصلی تحقیق

شناسایی و رتبه بندی موانع و راهبرد های اجرای مدیریت مبتنی بر هدف جهت بهبود عملکرد کارکنان مرکز بهداشت شهرستان بندر عباس در سال ۱۳۹۲٫

۱-۴-۲- اهداف فرعی تحقیق

شناسایی موانع نیروی انسانی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

شناسایی موانع مالی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

شناسایی موانع اداری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

شناسایی موانع مدیریتی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

شناسایی موانع ساختاری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

شناسایی راهبردهای نیروی انسانی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

شناسایی راهبردهای مالی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

شناسایی راهبردهای اداری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

شناسایی راهبردهای مدیریتی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

شناسایی راهبردهای ساختاری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

رتبه بندی موانع نیروی انسانی در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

رتبه بندی موانع مالی در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

رتبه بندی موانع اداری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

رتبه بندی موانع مدیریتی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

رتبه بندی موانع ساختاری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

رتبه بندی راهبردهای نیروی انسانی در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

رتبه بندی راهبردهای مالی در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

رتبه بندی راهبردهای اداری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

رتبه بندی راهبردهای مدیریتی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

رتبه بندی راهبردهای ساختاری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان

۱-۵- سوالات پژوهشی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:56:00 ب.ظ ]




ویلیامز[۲۲۵]، دالی[۲۲۶]، برنساید[۲۲۷] و هاموند-راولی[۲۲۸] (۲۰۱۰) عقیده دارند که هوش هیجانی با آسیب روانی، هنگامی که همزمان اندازه گیری می‌شوند، همبسته هستند؛ اما اطلاعات ‌در مورد اعتبار پیش بین[۲۲۹] این یافته ها بسیار محدود است. ‌بنابرین‏، آنان پژوهشی طولی را بر روی ۲۴۷ دانش آموز در انتقال از دوره ابتدایی به دوره دبیرستان انجام دادند. دانش آموزان دو ارزیابی از صفت هوش هیجانی[۲۳۰]، سه ارزیابی عینی از توانایی هیجانی و سیاهه افسردگی کودکان بک را در هر دو زمان تکمیل کردند. در هر دو زمان صفت هوش هیجانی با آسیب شناسی روانی همبسته بود در حالی که ارزیابی عینی از توانایی هیجانی با هوش هیجانی همبستگی نداشت. تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی[۲۳۱] نشان داد که صفت هوش هیجانی نمی تواند آسیب روانی مربوط به آینده را پیش‌بینی کند. تحلیل رگرسیون تکمیلی[۲۳۲] نشان داد که خودپنداره صفت هوش هیجانی را پیش‌بینی می‌کند. ریورز[۲۳۳] و همکاران (۲۰۱۰) نشان دادند که کودکانی که نمره بالایی در هوش هیجانی کسب کردند، توسط معلم های خود، در مشکلات برونی سازی[۲۳۴] (مثل بیش فعالی، پرخاشگری و اختلال سلوک)، مشکلات درونی سازی[۲۳۵] (مثل اضطراب و افسردگی) و مشکلات مدرسه پایین تر ارزیابی شدند.

 

در پژوهش دیگری فرناندز-بروکال[۲۳۶]، سالووی، ورا[۲۳۷]، اکسترمرا[۲۳۸] و راموس[۲۳۹] (۲۰۰۵) به بررسی تاثیر عوامل فرهنگی[۲۴۰] به عنوان عوامل تعدیل کننده، در همبستگی بین هوش هیجانی ادراک شده[۲۴۱](PEI) و افسردگی پرداختند. عوامل فرهنگی به کار رفته در این پژوهش، ابعاد جمع گرایی-فردگرایی[۲۴۲] و زنانگی-مردانگی[۲۴۳] بود. شرکت کننده از سه فرهنگ مختلف (آمریکا، شیلی و اسپانیا)، به مقیاس صفت فرا خلقی (TMMS) با سه خرده مقیاس (توجه، وضوح و اصلاح) و سیاهه افسردگی بک[۲۴۴](BDI) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که، خرده مقیاس توجه با نمره بالا در افسردگی و وضوح و اصلاح با سطح پایین افسردگی در همه فرهنگ ها همبستگی داشت. اما توجه و وضوح برای افسردگی در فرهنگ های زنانه، نسبت به فرهنگی مردانه، پیش‌بینی کننده های قوی تری بودند؛ و نیز در فرهنگ های فردگرا همبستگی بین صفت فرا خلقی و افسردگی بیشتر از فرهنگ های جمع گرا بود. ترنتاکوستا[۲۴۵]، ایزارد، موستو[۲۴۶] و فاین[۲۴۷] (۲۰۰۶) در پژوهشی با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی و توانش توجه[۲۴۸] در دانش آموزان کلاس های اول و دوم دبستان ‌به این نتیجه رسیدند که دانش آموزانی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردار هستند، میزان توجه بالاتری نشان می‌دهند.

 

همچنین، در ارتباط با افزایش هوش هیجانی در نتیجه آموزش مهارت های هوش هیجانی نیز پژوهش‌هایی انجام شده است. نلیس[۲۴۹]، کوادباچ[۲۵۰]، میکولاژاک[۲۵۱] و هانسن[۲۵۲] (۲۰۰۹) پژوهشی آزمایشی انجام دادند، که در آن گروه آزمایش مهارت های هوش هیجانی را دریافت کردند گروه گواه هیچ آموزشی را دریافت نکردند. نتایج نشان داد که نمره های هوش هیجانی گروه آزمایش به طور معنی دار افزایش یافته است. پیگیری ها نشان داد که این افزایش در هوش هیجانی گروه آزمایش، پس از گذشت شش ماه همچنان پایدار بود. همچنین، لی[۲۵۳] (۲۰۱۰) پژوهشی انجام داد که آزمودنی های آن دانش اموزان کلاس چهارم دبستان بودند و هدف آن بررسی تاثیر دوره های آموزش هوش هیجانی بر افزایش هوش هیجانی بود. بدین منظور او ده دانش آموز را در هر یک از گروه‌های آزمایش و کنترل قرار داد و ده جلسه هشتاد دقیقه ای، به صورت یک جلسه در هفته، را به آموزش مهارت های هوش هیجانی به گروه آزمایش اختصاص داد و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. تحلیل آماری با بهره گرفتن از شیوه آنکوای ‌یک‌راهه نشان داد که دوره آموزشی هوش هیجانی تفاوت معنی داری را بین گروه آزمایش و کنترل، از نظر میزان هوش هیجانی، ایجاد ‌کرده‌است. در مرحله پس آزمون نیز بین دو گروه از لحاظ دانش هیجانی، مدیریت هیجانی خود، خود ترغیبی[۲۵۴] و مدیریت روابط بین فردی تفاوت معنی دار وجود داشت. پزوهش دیگر، به وسیله کلب[۲۵۵] و وید[۲۵۶] (۲۰۰۱) بر روی دانش آموزان ۳ تا ۵ ساله دوره پیش از کودکستان صورت گرفت. مداخله شامل آموزش فعالیت همکاری، هوش هیجانی، یکپارچه سازی مباحث هوشی چندگانه، مهارت های اجتماعی و برنامه پیشگیری از خوشنت بود. نتایج حاکی از افزایش رفتارهای اجتماع پسند و هوش هیجانی در گرو آزمایش بود. به علاوه، یولوتاس و امروگلو (۲۰۰۷) نیز در پژوهش بر روی کودکان ۶ ساله نشان دادند که آموزش هوش هیجانی باعث افزایش سطح هوش هیجانی در کودکان این رده سنی می شود.

 

پژوهش های مختلفی به بررسی رابطه بین هوش هیجانی و عملکرد تحصیلی پرداخته‌اند، که در اینجا به تعدادی از آن ها اشاره می شود. هوگان[۲۵۷] و همکاران (۲۰۱۰) می نویسند، تلاش های قابل ملاحظه در زمینه یادگیری هیجانی و اجتماعی و روانشناسی مثبت نشان داده است که پیشرفت تحصیلی با سازگاری اجتماعی و هیجانی در محیط مدرسه همبسته است. موفقیت تحصیلی نیاز به تمرین جهت یادگیری خود تنظیمی، تقویت تلاش ها و مدیریت استرس و زمان دارد. یکی از سازه هایی که از طریق بهبود تعاملات اجتماعی و افزایش میزان انگیزه فرد برای عملکرد تحصیلی مؤثر شناخته شده است، هوش هیجانی است.

 

به علاوه، مک کان[۲۵۸]، فوگارتی[۲۵۹]، زیدنر[۲۶۰] و رابرتز[۲۶۱] (۲۰۱۱) دو پژوهش را گزارش کردند که در هر دو هوش هیجانی و سبک های مقابله ای[۲۶۲] به طور معنی داری با عملکرد تحصیلی همسبسته بودند. در آزمون اول که ۱۵۹ دانشجو در آن شرکت داشتند متغیرهای مقابله ای به طور معنی دار ارتباط بین هوش هیجانی و معدل تحصیلی را برای خرده مقیاس های ادراک هیجان[۲۶۳]، تسهیل هیجانی تفکر[۲۶۴] و مدیریت هیجان میانجی گری می کرد. در پژوهش دوم که ۲۹۳ دانش آموز دوره راهنمایی در آن شرکت داشتند. متغیرهای مقابله ای، مجدداً برای ارتباط هوش هیجانی و معدل تحصیلی نقش میانجی را داشتند. در هر دو پژوهش، مقابله مسئله مدار[۲۶۵] میانجی معنی دار بود. در مجموع نتایج این دو پژوهش پیشنهاد می‌کنند که برون داده های تحصیلی ممکن است به وسیله مهارت‌های هدفمند مرتبط با مدیریت و مقابله مسئله مدار پیشرفت کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:57:00 ب.ظ ]




به طور کلی، امید و مؤلفه های آن، سازه‌های شناختی هستند که با فرایند اجتماعی شدن کودکان رابطه ای نزدیک دارند. دلبستگی به مراقبان، مواجهه با چالش ها و موانع محیطی و نیز تغییرات در رشد شناختی می‌تواند چگونگی شکل گیری و رشد این نوع تفکر را تعیین کند. امید به عنوان یک سازه ی شناختی می‌تواند پیامدهای عاطفی و شناختی متعددی به دنبال داشته باشد (به نقل از سماوی، ۱۳۹۱).

 

سازگاری روانشناختی

 

منظور از سازگاری، انطباق متوالی با تغییرات و ایجاد ارتباط بین خود و محیط به نحوی است که حداکثر خویشتن سازی را همراه با رفاه اجتماعی، ضمن رعایت حقایق خارجی امکان پذیر می‌سازد، بدین ترتیب سازگاری به معنی همرنگ شدن با جماعت نیست. سازگاری یعنی شناخت این حقیقت که هر فرد باید هدف های خود را با توجه به چارچوب های فرهنگی، اجتماعی تعقیب نماید (راجرز[۲۹]، به نقل از فرید، ۱۳۸۵). وقتی می گوییم فردی سازگار است که پاسخ هایی را که او را به تعامل با محیطش قادر می‌کند آموخته باشد تا در نتیجه به طریق قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا احتیاجاتی در او ارضا شوند. یک فرد در یک موقعیت اجتماعی خاص می‌تواند خود را به طریق مختلف با آن موقعیت تطبیق دهد یا سازگار کند (مک دانلد[۳۰]، به نقل از فرید، ۱۳۸۵). هرگاه تعادل جسمی و روانی فرد به گونه ای دچار اختلال شود که حالت ناخوشایندی به وی دست می‌دهد و برای ایجاد توازن نیازمند به کار گیری نیروهای درونی و حمایت های خارجی باشد و در این اسلوب ساز و کارهای جدید موفق شود و مسأله را به نفع خود حل کند، گویند فرایند سازگاری به وقوع پیوسته است (اسلامی نسب، ۱۳۷۳). سازگاری فرایندی در حال رشد و تحول پویا است که شامل توازن بین آن چه افراد می خواهند و آن چه جامعه شان می پذیرد. به عبارت دیگر سازگاری یک فرایند دوسویه است؛ از یک طرف به صورت مؤثر با اجتماع تماس برقرار می‌کند و از طرف دیگر، اجتماع نیز ابزارهایی را تدارک می بیند که فرد از طریق آن ها توانایی‌های بالقوه خویش را واقعیت می بخشد. در این تعامل، فرد و جامعه دستخوش تغییر و دگرگونی شده و سازشی نسبتاً پایدار به وجود می‌آید (به نقل از شادمان، ۱۳۸۳). ابعاد سازگاری، شامل سازگاری جسمانی، سازگاری روانی، سازگاری اجتماعی قرار دارد پیش درآمد رسیدن به سازگاری های روانی، اخلاقی و جسمانی، سازگار شدن از لحاظ اجتماعی است (به نقل از شادمان، ۱۳۸۳).

 

سازگاری فرایندی است در حا ل رشد و پویا که شامل توازن بین آن چه افراد می خواهند و آن چه جامعه شان می پذیرد است .به عبارت دیگر سازگاری یک فرایند دو سویه است، از یک طرف فرد به صورت مؤثر با اجتما ع تماس برقرار می‌کند و از طر ف دیگر اجتماع نیز ابزارهایی را تدارک می بیند که فرد از طریق آن ها توانایی‌های بالقوه ی خویش را واقعیت می بخشد. در این تعامل فرد و جامعه دستخوش تغییر و دگرگونی شده و سازشی نسبتاً پایدار به وجود می‌آید (به نقل از شادمان، ۱۳۸۳). به طور کلی سازگاری به تسلط فرد بر محیط و احساس کنار آمدن با خود اشار ه دارد. هر یک از ما به محیط و تغییراتی که در آن روی می‌دهد پاسخ می‌دهیم . از این رو سازگاری مهارتی است که باید آموخته شود و کیفیت آن مانند سایر آموخته ها، بستگی به میزان علاقه و کوشش فرد برای یادگیری آن دارد. محیط خانواده، مدرسه و وسایل ارتباط جمعی در فراهم ساختن امکان یادگیری سازگاری با محیط نقش و مسئولیت مهمی بر عهده دارند. سازگار شدن با محیط مهم ترین منظور و غایت تمام فعالیت های ارگانیزم است، به طوری که تمام افراد در تمام دوران زندگی خود، در هر روز و هر ساعت سرگرم آن هستند که خود دگرگون شده و دگرگون نشده را با محیط دگرگون شده و دگرگون نشده سازگار کنند. در واقع زندگی کردن چیزی جز عمل سازگاری نیست (به نقل از شادمان، ۱۳۸۳).

 

ملاک و معیار سازگاری

 

در فرایند سازگاری مشکلات و مسائل روانی– شناختی بروز می‌کند. انگیزش و نیازهای اکتسابی، نیازهای غالب و متفاوت، ناکامی، تعارض ها، اضطراب ها و رفتارهای دفاعی در این فرایند آشکار می‌شوند. شاید به همین علت باشد که سلامتی و بهنجاری افراد را به منزله ی سازش و سازگاری با توقعات جهان بیرون در نظر گرفته می شود. ناسازگاری در یک موقعیت گذشته برای سازگاری در موقعیت هایی در آینده لازم و ضروری است. ‌بنابرین‏ بهتر است که توانایی فرد برای سازگاری را در نظر گرفت. بر این اساس هر فردی که بتواند با مسائل و مشکلات خود کنار بیابد با خود و اطرافیانش سازش یابد و در برابر تعارض های اجتناب پذیر درونی از خود سازگاری نشان دهد، انسانی به هنجار تلقی می‌گردد. چنین فردی واجد توانایی‌های دفاعی و سازشی است و می‌تواند بین خود و نیازهای کشاننده ای خود و واقعیت، تعادل برقرار سازد (دادستان، به نقل از شادمان، ۱۳۸۳).

 

ناسازگاری می‌تواند جزیی یا کلی باشد. ناسازگاری جزیی مربوط به برخی از جنبه‌های شخصیت و رفتار فرد است. ولی ناسازگاری کلی مجموعه ی فرایندهای اجتماعی شدن فرد را به مخاطره می اندازد. پس می بایست ناسازگاری به معنای خاص را از ناسازگاری به علت عدم استعداد برای نگهداری یک موقعیت سازش یافته متمایز دانست. در سازگاری با محیط درونی، هدف این است که تنش هایی که سلامت و تعادل فرد را مورد تهدید قرار می‌دهد، کاهش یابد. اما برای کاهش این تنش ها برآوردن توقعات محیط بیرونی کافی نیست. ممکن است رفتار یک فرد منحرف با واقعیت درونی خود سازگاری یافته باشد، بدون این که با واقعیت اجتماعی سازگار باشد. پس یک تعامل پویایی میان این دو واقعیت وجود دارد، سازگاری بیرونی در واقع مستلزم درجه ای سازش با واقعیت درونی است (به نقل از شادمان، ۱۳۸۳).

 

معیارهای معینی برای ارزیابی کفایت سازگاری یک فرد نسبت به محیط ابداع شده اند. برای مثال، ویژگی های زیر برای ارزیابی به عنوان پیشرفت اهمیت زیادی دارند.

 

آسودگی یا آرامش روان شناختی: یکی از ضروری ترین علائم ناتوانی در سازگاری آن است که احساس گناه یا ترس از بیماری و غیره در فرد شکل می‌گیرد. تجربه کردن ناراحتی اغلب به معنای بی کفایتی در سازگاری روان شناختی است.

 

کارایی شغلی: نشانه دیگری که شاخص مشکلات سازگاری است، ناتوانی دیگر در استفاده ی کامل از قابلیت های اجتماعی است.

 

نشانه های جسمانی: گاهی تنها علامت سازگاری نامناسب به شکل آسیب به بافت های بدن جلوه می‌کند. یک شخص بهنجار و دارای سازگاری خوب نباید از نشانه های جسمانی رنج بکشد.

 

پذیرش اجتماعی: بعضی از افراد سازگار از نظر اجتماعی مورد پذیرش هستند، یعنی افرادی هستند که دیگران آن ها را می‌پذیرند (به نقل از شادمان، ۱۳۸۳).

 

برخی از خصوصیات انسان سازگار به شرح زیر است:

 

– به میزان کافی می‌تواند فعالیت کند و برای کاری که بر عهده گرفته است شایستگی لازم را دارد و لزومی نمی بیند که شغل خود را مرتب تغییر دهد.

 

– از اضطراب و تعارضی که او را از فعالیت سود بخش باز دارد، دوری می جوید.

 

– بتواند با مشکلات مواجه شود و درباره آن ها بیندیشد و تصمیم بگیرد و عمل کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:08:00 ب.ظ ]




۱- ایجاد ملاک های رسمی برای تدریس به عنوان یک فعالیت علمی

 

۲- مستندسازی تدریس

 

۳- تضمین یک نظام امین و قابل اطمینان در ارزشیابی

 

ارزشیابی تدریس می‌تواند از طریق استانداردهای کیفی ذیل مورد بررسی قرار گیرد:

 

۱- اهداف شفاف: اهداف واضح و شفاف به عنوان یک عنصر از سازمان و تشکیلات یک تدریس مؤثر از طریق تحقیقات شناخته شده است. داشتن اهداف واضح، شفاف، واقعی و قابل دسترس نشانه ای از درک ماهیت یک تدریس و یادگیری خوب است اما اگر ‌به این اهداف شفاف و واضح امکان دسترسی وجود نداشته باشد ارزش آن ها دیگر ناچیز خواهد بود.

 

۲- آمادگی لازم و کافی داشتن: آمادگی شامل شناخت و گردآوری منابع و موضوعاتی است که پشتوانه تدریس را تشکیل می‌دهد.

 

۳- روش های مناسب: روش ها و رویکردهای مناسب در ارتباط با اهداف و ‌چارچوب کاری خود را ضمن انجام عمل تدریس انتخاب و به طور مؤثر پیاده کرده و تغییرات لازم را در آن انجام دهید.

 

روش ها تأثیر عمده را در تدریس از خود به جای می‌گذارند، از روش های به کار گرفته شده برای سازماندهی و ارائه خلاصه درس گرفته تا یادگیری و اتخاذ روش های مناسب تدریس و ترتیبات اتخاذ شده برای ارزیابی کار دانشجویان.

 

۴- نتایج معنی دار: در نهایت تدریس از طریق نتایج، کیفیت و همچنین درستی عملکرد آن مورد قضاوت قرار خواهد گرفت. ما اغلب ‌در مورد نتایج یادگیری در پرسشنامه های ارائه شده به دانشجویان سوال می‌کنیم، مثلاً آیا استاد در دانشجویان ایجاد انگیزه می‌کند یا توانایی آن ها در کار کردن به طور مستقل افزایش پیدا کرده و یا میزان درک آن ها از مطالب و موضوعات درسی چقدر است.

 

۵- ارائه مؤثر مطالب و موضوعات درسی: اهمیت ارائه مطالب در تدریس حالا می‌خواهد این ارائه در یک برنامه تدریس سنتی یا ارائه مطالب آموزشی از طریق کاربرد فناوری الکترونیکی باشد از اهمیت بسزایی برخوردار است. یک تدریس پر بار از نظر علمی در نهایت بایستی از طریق انتشار آن به صورت مقالات و یا ارائه در کنفرانس ها در اختیار همکاران و دانشجویان شما قرار گیرد.

 

۶- انتقاد از خود: این آخرین ملاک یک تدریس خوب است که آگاهی استاد را از کار خود از طریق جستجوی فعال در بازخورد و از خود توسط دیگران را بیان می‌کند و از این طریق است که کل فرایند تدریس می‌تواند مورد بازبینی قرار گرفته و رفع اشکال گردد. یک بازتاب نقدآمیز از تدریس شما باید در این جا بیان گردد (کانون و نیوبل[۴۱] ، ۱۳۸۴).

 

۱۳-۱-۲- منابع ارزشیابی تدریس اثربخش

 

ارزشیابی کیفیت آموزش بدون شناخت عوامل و عناصر اساسی تشکیل دهنده آن مقدور نخواهد شد، اما نکته قابل توجه آن است که در ارتباط با عوامل و عناصر تشکیل دهنده آموزش دانشگاهی، توافق چندانی وجود ندارد زیرا ‌گروه‌های مختلف ذینفع و ذی ربط هریک برای برخی عوامل اهمیت بیشتر و برای برخی دیگر، اهمیت کمتری قائل هستند ) نیستانی،۱۳۸۳ (برخی کیفیت آموزش در دانشگاه را تابعی از کیفیت دانشجویان به عنوان دریافت کنندگان و متقاضیان آموزش، کیفیت مدرسان به عنوان عرضه کنندگان و ارائه دهندگان آموزش، کیفیت امکانات و تجهیزات آموزشی، خدمات اداری و سازمانی به عنوان محیط حمایتی و پشتیبانی کننده از آموزش می دانند که هرکدام از این عوامل نیز خود به زیرعامل های مختلفی قابل تقسیم هستند )عمادزاده، (.۱۳۸۴ برخی دیگر کیفیت آموزش را متشکل از کیفیت دروندادها، شامل ویژگی‌های مدرسان )مدرک تحصیلی، سن، تجربه، رشته تحصیلی، توانایی تخصصی و نگرش(، فضا، امکانات، تجهیزات، ویژگی های تشکیلاتی و سازمانی، فرایندها، شامل رفتار سازمانی، رفتار مدرس و رفتار یادگیرنده و بروندادها، شامل سطح دانش، مهارت و نگرش های کسب شده می دانند )بازرگان، (.۱۳۸۳ افراد دیگری آن را شامل برنامه های آموزشی، هیئت علمی، دانشجویان، کارکنان غیر هیئت علمی، کتابخانه و مرکز اسناد و اطلاع رسانی، تجهیزات و آزمایشگاه و کارگاه، فضاهای آموزشی و تحقیاتی، مدیریت در سطوح مختلف، قوانین و مقررات و آیین نامه ها، سازمان و تشکیلات، منابع مالی، خدمات مشاوره ای و اجرایی در زمینه آموزش و تحقیقات )ایران نژاد پاریزی،۱۳۷۵ (، عوامل زیربنایی شامل اعضای هیئت علمی، دانشجویان، تجهیزات و امکانات، فضاهای آموزشی و غیرآموزشی، کارکنان غیر هیئت علمی، سیستم ها، روش ها و رویه ها، کارایی تحصیلی شامل ویژگی های فردی، خانوادگی و تحصیلی دانشجویان، جو آموزشی، ویژگی های فردی و حرف های معلم، روش های تدریس و مدیریت دانشگاهی، فرهنگ سازمانی و رضایت مندی شغلی و پژوهشی اعضای هیئت علمی می دانند )شفیعا،۱۳۸۰ (. کیفیت تدریس ابعاد مختلفی دارد و از عوامل متعددی متأثر می شود. در ارزشیابی آن باید این ابعاد در نظر گرفته شوند و به جای یک منبع واحد از اطلاعات، تمام ابعاد تدریس و منابع چندگانه اطلاعات مورد استفاده قرار گیرند. صاحب نظران مهم ترین منابع جمع‌ آوری اطلاعات را به منظور قضاوت درباره عملکرد مدرس، شامل خودارزشیابی مدرسان، نظرخواهی از دانشجویان، مشاهده کلاس درس، نظرخواهی از همکاران، مدیران و مسئولان، آزمون قابلیت‌های تخصصی مدرسان می دانند و اعتقاد دارند هریک از این منابع به تنهایی نمی تواند نمایانگر ویژگی‌های مدرسان باشند و برای دستیابی به تصویر واقعی باید تلفیقی از منابع فوق را مورد استفاده قرار داد )بازرگان،۱۳۸۳ (. راهبردها و منابع جمع‌ آوری اطلاعات یکی دیگر از مؤلفه هایی است که در صحت و سقم جمع‌ آوری اطلاعات نقش عمده ای دارند. بازرگان بر این باور است که برای سنجش جنب ههای مختلف آموزش مدرسان مانند تسلط بر موضوع درسی، نگرش نسبت به آموزش و یادگیری، و مهار تهای مدیریت کلاس درس می توان از ابزارها و روش هایی چون مصاحبه، مشاهده و پرسش نامه استفاده کرد. برخی از این روش ها مانند پرسش نامه دانشجویان، ضبط صوتی و تصویری و کارپوشه تدریس علاوه بر اینکه روشی برای جمع‌ آوری اطلاعات محسوب می‌شوند، منبعی برای ارزشیابی عملکرد نیز به حساب می‌آیند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:20:00 ب.ظ ]




۴-۱-۲-۲-۶ تعیین مهلت اعتراض

 

همان گونه که ذکر گردید، قانون‌گذار با علم و آگاهی ‌به این موضوع که مالکیت خصوصی باید محترم شمرده شود، مهلت۱۰ روزه ی اعتراض را که در قانون اراضی شهری مشخص شده بود، حذف کرده و در قانون زمین شهری لحاظ ننمود. تا بدین وسیله حقوق مالکین را تا حد امکان رعایت نماید. اما علی رغم پیش‌بینی قانون‌گذار، مجمع تشخیص مصلحت نظام در تاریخ ۳/۱۱/۱۳۷۰ اقدام به تصویب ماده واحده ای نمود که تمام محاسبات قانون‌گذار را به هم ریخت. متن ماده واحده مذکور به شرح ذیل می‌باشد «وزارت مسکن و شهرسازی مکلف است نظریه خود را در تشخیص نوع زمین اعم از آنچه تا کنون صادر نموده و به آن اعتراض نشده یا آنچه بعداً صادر می کند به مالکین اعلام نماید. مهلت حق اعتراض از تاریخ اعلام سه ماه تعیین می‌گردد. در صورت عدم دسترسی یا استنکاف مالک از دریافت نظریه، بایستی طی دو نوبت به فاصله ده روز نظریه مذکور، در روزنامه کثیر الانتشار آگهی، تا سه ماه از تاریخ آخرین آگهی، مدعیان می‌توانند اعتراض خود را به دادگاه تسلیم نمایند. در صورت عدم وصول اعتراض در مهلت مذکور، تشخیص قطعی و لازم الاجرا است.

 

ناگفته نماند که در ماده واحدۂ مجمع، اصل بر این است که نظریه باید اعلام شود. و در صورت عدم دسترسی و یا استنکاف مالک اعلان گردد. ‌بنابرین‏ در صورت اعتراض مالک، سازمان مسکن و شهرسازی باید یکی از دو نکته زیر را اثبات نماید: ۱-مالک در دسترس نبوده ۲-مالک در دسترس بوده و از گرفتن نظریه استنکاف نموده است.

 

ذیلا ً به نمونه ای از لایحه اعتراضی سازمان مسکن و شهرسازی اشاره می‌گردد تا مطالب گفته شده روشنتر گردد.

 

«…قضات محترم دادگاه تجدید نظر

 

…بدواً به استحضار می رساند: پیرو دفاعیات سابق خصوصاًً لایحه قدیمی به شماره ۲۹۵۷۴/۹۴۰ مورخ ۷/۹/۱۳۷۹ مضبوط در پرونده و با توجه به مدارک استنادی ضمیمه تقدیمی آن دائر به ابلاغ نظریه کمیسیون ماده ۱۲ قانون زمین شهری اساساً دعوی تجدید نظر خواه به لحاظ انقضا مهلت اعتراض قابلیت استماع نداشته و به جهت قطعیت رأی کمیسیون ماده ۱۲ دعوی تجدید نظر خوانده محکوم به رد بوده و می‌باشد».

 

هر چند که به متن دادنامه دادگاه بدوی دسترسی نداشتیم، ولی با دقت در لایحه اعتراض سازمان مسکن و شهرسازی به وضوح مشخص می‌باشد که شخصی خارج از مهلت مقرر قانونی به نظریه کمیسیون اعتراض کرده و دادگاه بدوی نیز اعتراض وی را پذیرفته است.

 

اینجا است که نقش قضات محترم در اجرای عدالت به وضوح به چشم می‌خورد. و می‌توانند با آرای خود از اجرای مصوبه ها و مقرراتی که خلاف روح قانون می‌باشد و عدالت نیز آن را موجه نمی داند جلوگیری کنند.

 

۴-۱-۲-۲-۷ بار اثباتی

 

مطابق اصول عملیه اعتراض مالک به تشخیص وزارت مسکن و شهرسازی کافی است. و وزارتخانه مذکور می بایست موات بودن را اثبات نماید. زیرا مالک به موجب تصرف یا سند مالکیت یا هر دلیل دیگری به عنوان مالک شناخته می شود و این وزارتخانه است که بر خلاف اصل ادعایی می‌کند و ادعای موات بودن زمین را دارد. ولی رویه عملی دادگاه ها بدین صورت می‌باشد که مالک باید اثبات نماید که ملک مذکور موات نمی باشد.

 

البته در زمینهایی که برای آن ها اسناد مالکیت صادر گردیده است، وجود سند در دست مالک، نشانگر این موضوع می‌باشد که مالک، زمین را به قصد تملک احیاء کرده و بعد از آن توانسته است سند مالکیت دریافت کند. یا زمین از کسی ملک را احیاء ‌کرده‌است به وی انتقال یافته است. حال اگر احیاء سابق زمین را پذیرفته باشیم، طبق تعریفی که از زمین موات و بایر گردید، دیگر نمی توان زمین مذکور را موات دانست. حتی اگر به حالتی برگشته باشد که آبادانی در آن دیده نشود.

 

در ضمن این استدلال که در گذشته بعضی افراد، بدون احیاء زمین برای زمین موات سند مالکیت دریافت نموده اند نیز نمی تواند دلیل مناسبی برای تحمیل اثبات موات نبودن به عهده مالک باشد. زیرا اگر سندی در گذشته صادر گردیده، پس از طی مراحل قانونی بوده و اثبات خلاف قانون بودن آن نیز به عهده مدعی است که در فرض موجود وزارت مسکن و شهرسازی می‌باشد.

 

البته طی تحقیقی که از وزارت مسکن و شهر سازی به عمل آمد و مستند به هیچ مدرکی نیست، وزارت مسکن و شهرسازی اعتقاد دارد که معترضین، مدعی اشتباه بودن تشخیص کمیسیون می‌باشند. ‌بنابرین‏ وی باید بار اثبات خلاف قانون بودن نظریه را به دوش بکشد.

 

برای اثبات موات نبودن زمین هر ادله ای پذیرفته می شود ولی باید یادآوری نماییم که طبق ماده یک آیین نامه قانون زمین شهری مواردی از قبیل شخم غیر مسبوق به احیاء، تحجیر، ریختن مصالح در زمین، حفر چاه و نظایر آن احیاء و عمران محسوب نمی شود. در عمل نیز مالکین، به دلایلی از قبیل نقشه های هوایی، عکس های هوایی و دلایلی از نظیر قرار داشتن در بافت زراعی دست آویز می‌شوند. وچون تشخیص این مسائل نیز از توان دادگاه خارج است عملاً موضوع به کارشناسی ارجاع می شود.

 

۴-۱-۲-۲-۸ رعایت تشریفات در کمیسیون

 

در جهت اجرای این قانون مسائل شکلی خاصی هم باید رعایت ‌گردد که عدم رعایت این مسائل باعث ابطال مراحل بعدی و در نتیجه ابطال تملک می‌گردد که ذیلا به آن ها اشاره می‌گردد:

 

۱-ارجاع توسط مرجع ذیصلاح: کمیسیون فقط نسبت به پلاک هایی اظهار نظر می‌کند که توسط مراجع رسمی و ذیصلاح جهت تشخیص و تعیین ماهیت ارجاع می شود. ‌بنابرین‏ کمیسیون مذکور به غیر از مواردی که نیاز به زمینی داشته باشد و نیاز مذبور نیز توسط مرجع ذیصلاح تأیید گردیده باشد، نمی تواند رأساً نسبت به هیچ پلاکی اظهار نظر نماید.

 

۲-داخل حوزه شهر بودن پلاک ها: رسیدگی به پلاک های خارج از حوزه خدماتی، قانونی و استحفاظی شهر در صلاحیت کمیسیون مذکور نبوده و کمیسیون فقط نسبت به پلاک هایی اظهار نظر می‌کند که داخل در حوزه های مذکور باشد این موضوع در ماده دو قانون زمین شهری ذکر گردیده و علاوه بر شهرها، شهرک ها نیز ذکر گردیده است.

 

۳-ممنوعیت طرح پلاک دولتی:پلاک های دولتی قابلیت طرح در کمیسیون را ندارند زیرا منطقی نیست که دولت سندی را تملک کند و دوباره برعلیه خود اقدام نماید.

 

۴-عدم صدور گواهی عمران: این مورد نیز به دلایلی که در بند قبلی گفته شد قابلیت طرح ندارد.

 

۵- عدم صدور رأی قبلی توسط کمیسیون: هر پلاک فقط یک بار می‌تواند موضوع تشخیص کمیسیون قرار گیرد و ابطال نظریه قبلی فقط با رأی دادگاه ممکن خواهد بود.

 

۶-بازدید اعضاء از محل و تطبیق مدارک با محل: این مورد نیز از مواردی است که برای پیشگیری از صدور نظریه های خلاف قانون پیش‌بینی گردیده است. در صورت لزوم تحقیق از مطلعین و معتمدین نیز پیش‌بینی گردیده است.

 

 

۷-لزوم شرکت تمام اعضاء در کمیسیون: شرکت تمام اعضاء در کمیسیون الزامی بوده و عدم حضور حتی یک عضو باعث ابطال نظریه کمیسیون می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:00:00 ب.ظ ]




و همچنین مواردی که از دید کنوانسیون اروپایی تابعیت یک شخص تابعیت خود را از دست می‌دهد از جمله بندهای ذیل می‌باشد.

 

الف: شخص با میل و اراده خود تابعیت دولت دیگر را کسب نماید.

 

ب: شخص تابعیت دولت عضو را به نحو متقلبانه اتخاذ کند مثلاً شخص اطلاعات نادرست راجع به خود بدهد یا اینکه واقعیتی را که منتسب به خود می‌باشد را مخفی کند.

 

پ: خدمت داوطلبانه شخصی در نیروی نظامی کشور خارجی.

 

ت: رفتاری که جداً مغایر با منافع حیاتی کشور عضو باشد.

 

ث: فقدان علقه و روابط اصیل میان دولت عضو و تبعه هایی که به ظاهر در کشور عضو اقامت دارند ولی به صورت عرفی رد خارج از کشور اقامت دارند.

 

ج: اگر مسلم شود که در دوران طفولیت فرد شرایط مقرره بوسیله قانون داخلی که منجر به تحصیل قانون تابعیت آن دولت عضو می‌گردد، رعایت شده است.

 

چ: به فرزند خواندگی گرفتن طفل چنانچه آن طفل تابعیت خارجی یکی از والدین یا هر دوی کسانی که او را به فرزندخواندگی گرفته اند داشته باشد یا تحصیل نماید.

 

بنظر می‌رسد که تدوین کنندگان کنوانسیون اروپایی تابعیت علاقه خاصی به متن کنوانسیون کاهش موارد بی تابعیتی داشته اند زیر در بسیاری از موارد آن ها دقیقاً همان عباراتی که در بعضی از مواد کنوانسیون کاهش موارد بی تابعیتی بود را تکرار ‌کرده‌است.

 

و اما در خصوصی بازگشت به تابعیت کنوانسیون از ‌دولت‌های‌ عضو می‌خواهد که بر طبق قانون داخلی خودشان و طبق ضوابط معین شده تا جائیکه امکان آن وجود داشته باشد زمینه مساعد را برای بازگشت اتباع خود اماده کنند.

 

و اما نکته مثبت دیگری که در خصوص کنوانسیون اروپایی تابعیت وجود دارد، طرز بیان متفاوت قانون‌گذار ‌در مورد اختلاف می‌باشد، یعنی اینکه در هر موضوعی و با توجه به درجه اهمیت آن لحن قانون‌گذار متفاوت خواهد بود و در یک جا لحن قانون‌گذار جنبه الزام آور و قطعی بخود می‌گیرد و در آن مورد کشورها ملزم به انجام خواسته کنوانسیون می‌باشند.[۴۶]

 

به ‌عنوان مثال ‌در مورد بالا که موارد از دست دادن تابعیت را مشخص می‌کند و کشورهای عضو باید بر طبق موارد بالا اقدام به سلب تابعیت نمایند و از طریق دیگری نمی توانند اقدام به سلب تابعیت نمایند و اینجا لحن قانون‌گذار الزام آور می‌باشد.

 

ولی در جای دیگر لحن قانون‌گذار جنبه توصیه ای به خود می‌گیرد و از کشورها می‌خواهد که در مسئله ای به شکل خاص رفتار کنند ولی به آن ها این آزادی را هم می‌دهد که بر طبق روش های خودشان عمل کنند و همچنین بر طبق قانون داخلی خودشان و بعضی از کشورها ممکن است به صورت ۱۰۰% به خواسته های قانون‌گذار احترام بگذارند و بعضی دیگر تا حدودی دست به اجرای این توصیه ها بزنند یا اصلاً به عمل نکنند همچون موردی که کنوانسیون از کشور عضو می‌خواهد برای کسب تابعیت عده ای از اشخاص خاص که خودش نام برده است شرایط و تسهیلاتی فراهم آورده شود.

 

در بعضی از موارد کنوانسیون نه به صورت الزام آور با کشورها صحبت می‌کند و نه حتی به کشورهای عضو توصیه ای می‌کند بلکه کاملاً مورد را به آن ها واگذار می‌کند و می‌گوید که در آن مورد خاص باید به قانون داخلی کشور عضو مراجعه شود، مانند موردی که کنوانسیون سن کودکی را به قانون داخلی کشورها واگذار ‌کرده‌است.

 

این تقسیم بندی در مواد کنوانسیون اروپایی تابعیت نشان دهنده انعطاف بالای این قانون و حجم مطالعات بسیار زیاد بر روی این کنوانسیون است که باعث شده کنوانسیون در جایی که نیاز می بیند جنبه دستوری و الزام آور بخود می‌گیرد و در جای دیگر که نیاز به توصیه و راهنمایی باشد ‌به این امر بسنده کند و در جای دیگر که باید اختیار کار دست ‌دولت‌های‌ عضو باشد اختیار را به دست آن ها می‌دهد. این دیدگاه کنوانسیون باعث به وجود آمدن یک نظام منطقی و تعادلی در بحث تابعیت شده است که همه کشورها از آن راضی می‌باشند و ترسی از پیوستن ‌به این کنوانسیون ندارند و هم راه را برای اجرای هر چه بهتر کنوانسیون باز ‌کرده‌است.

 

نکته ای دیگر در خصوص این فصل از کنوانسیون اروپای تابعیت در خصوص تأکید این فصل همچون سایر فصول بر کاهش موارد بی تابعیتی می‌باشد، به طوری که مشخص است، دغدغه اصلی قانون‌گذار به نوعی مقابله با مشکلات تابعیتی و بالاخص مشکل بی تابعیتی می‌باشد، به طوری که چه به صورت الزام آور مانند جایی که می‌گوید: «از دست دادن تابعیت جز در موارد زیر ممکن نمی باشد.» که نشان دهنده این است که قانون‌گذار نمی خواهد کشورهای عضو به صورت خودسرانه دست به سلب تابعیت افراد بزنند و خود قانون‌گذار مواردی را عنوان ‌کرده‌است و از کشورها خواسته است که فقط در قالب همین موارد دست به سلب تابعیت افراد آن هم در صورت احراز شرایط بزنند.

 

در همین خصوص ‌در مورد تقلب نسبتب ه قانون و حیله افراد برای به دست آوردن تابعیت یکی از کشورهای عضو می‌گوید که باید این عمل از جانب خود شخص سر بزند و اگر عمل تقلب انجام شود ولی توسط شخص دیگری صورت بپذیرد، نمی توان این امر را دلیل بی تابعیتی شخصی در نظر بگیریم.

 

در قسمت دیگر و در خصوص اقامت شخص به صورت زیرکانه کلمه عرفاً را آورده است تا سوء استفاده نسبت به قانون صورت نپذیرد و در همان ماده در بند بعدی می‌گوید: «چنانچه رابطه اصیل و علقه میان شخص و دولت عضو عرفاً وجود داشته باشد» در اینجا قانون‌گذار کلمه عرفاً را برای این آورده است که افراد از قانون کشورهای عضو در خصوص تابعیت استفاده نکنند و دارای چند تابعیت بشوند و اگر می گفت قانوناً مسلماًً نمی شد تا از این افراد سلب تابعیت گردد چون به صورت قانونی تبعه دولت عضو محسوب می‌گردند ولی به صورت عرفی در کشور دیگر سکونت دارد یا محل کار وی در کشور دیگر می‌باشد و در اینجا است که به کشورهای عضو اجازه داده است تا در صورت احراز شرایط تابعیت خود را از این افراد سلب کنند.[۴۷]

 

و در جای دیگر می بینیم که قانون‌گذار از کشورهای خواهد به آن ها توصیه می‌کند که از راهکارهایی در قانون خود استفاده کنند که باعث کاهش موارد بی تابعیتی گردد و به لحاظ درجه اهمیت، قانون‌گذار این موارد را در حد توصیه کافی دیده است وگرنه از جنبه الزام آور دستورات خود استفاده می کرد. همچون موردی که در این بخش و در بند «ج» آمده است و ‌در مورد فرزندخواندگی می‌باشد و جالب است که در این مورد هم صحبت کنیم لذا موضوعی بکر می‌باشد.

 

بنده قانون تابعیت بسیاری از کشورها را برای نگارش این پایان نامه بررسی کرده ام تا شاید نکته جدیدی برای حل معضل بی تابعیتی در این قوانین پیدا کنم و همچنین قوانین کنوانسیون های بین‌المللی مرتبط در این را هم به صورت کامل بررسی کردم ولی در هیچکدام از آن ها به موردی بر نخوردم که در آن ‌در مورد فرزند خواندگی و تابعیت کودکی که به فرزند خواندگی گرفته می شود.

 

بحث گردد، ولی این کنوانسیون به صورت بسیار هوشمندانه این مسئله را هم پیش‌بینی ‌کرده‌است و از کشورها خواسته است تا با دیده تساهل و اغماض نسبت ‌به این قضیه نگاه کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:47:00 ب.ظ ]




– دکتر ناصر کاتوزیان، عقود معین، ج اول، ش ۹۴، ص ۱۴۲٫ ↑

 

    1. – دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی، فلسفه عمومی حقوق بر پایه اصالت عمل، تئوری موازنه، گنج دانش، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص ۱۱٫ ↑

 

      1. – همان، ص ۱۴؛ برای مطالعه بیشتر ر.ک: همان، ص ۱۸ به بعد. ↑

 

    1. – همان، ص ۱۶٫ ↑

 

    1. – برای مطالعه بیشتر ر.ک: همان، ص ۲۱ به بعد. ↑

 

    1. – دکتر منوچهر طباطبایی مؤتمنی، حقوق اداری، سمت، چاپ چهاردهم، ۱۳۸۷، صص۳۵۵ و ۳۵۶٫ ↑

 

    1. – همان، ص ۳۵۶ و ۳۵۷٫ ↑

 

    1. – حسن عمید، فرهنگ عمید، ج سوم، انتشارات امیرکبیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۵، ص ۲۲۷۹٫ ↑

 

    1. – دکتر سید مرتضی قاسم زاده، اصول قراردادها و تعهدات، دادگستر، چاپ چهاردهم، ص۱۲۱٫ ↑

 

    1. – دکتر مهدی شهیدی، تشکیل قراردادها و تعهدات، جلد اول، ص۳۴۲٫ ↑

 

    1. – دکتر سید مرتضی قاسم زاده، مختصر قراردادها و تعهدات، دادگستر، چاپ چهارم،۱۳۹۰،ص۱۱۷٫ ↑

 

    1. – برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است: ۱- قصد طرفین و رضای آن ها ۲- اهلیت موضوع ۳- موضوع مورد معین که مورد معامله باشد ۴- مشروعیت جهت معامله ↑

 

      1. – مورد معامله باید مبهم نباشد مگر در موارد خاصه که علم اجمال به آن کافی است. ↑

 

    1. – به نقل از دکتر مهدی شهیدی، منبع یاد شده، ص ۳۱۶٫ ↑

 

    1. – مقدار و جنس و وصف مبیع باید معلوم باشد و تعیین مقدار آن به وزن یا کیل یا عدد یا ذرع یا مساحت یا مشاهده تابع عرف بلد است. ↑

 

    1. – ابی اسحاق ابراهیم بن علی بن یوسف فیروز آبادی شیرازی، المهذب فی فقه الامام الشافعی، ج ۱، انتشارات دارالفکر، بیروت-لبنان، سال ۱۴۱۴ ه­.ق، ص ۳۶۸٫ ↑

 

    1. – سید مسعود نوری، بیع با ثمن شناور از دیدگاه فقه، نامه مفید، ‌فصل‌نامه دانشگاه مفید، ش ۲۲، ص ۳۸٫ ↑

 

    1. – دکتر ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی، عقود معین، ج ۱، ص ۱۳۳٫ ↑

 

    1. – برای مطالعۀ بیشتر ر.ک : دکتر سید مرتضی قاسم زاده، همان. ↑

 

    1. – در صورتی که مبیع کلی یعنی صادق بر افراد عدیده باشد بیع وقتی صحیح است که مقدار و جنس و وصف مبیع ذکر بشود. ↑

 

    1. – دکتر حسین طاهرخانی، قرارداد با عوض شناور، نشر دادگستر، چاپ اول، ص ۶۰٫ ↑

 

    1. – همان منبع، ص ۶۲٫ ↑

 

    1. – همان، ص ۶۴٫ ↑

 

    1. – ماده ۲۹- شرایط عمومی پیمان – تغییر مقادیر کار، قیمت های جدید، تعدیل نرخ پیمانالف)در ضمن اجرای کار، ممکن است مقادیر درج شده در فهرست بها و مقادیر منضم به پیمان تغییر کند. تغییر مقادیر به وسیله مهندس مشاور محاسبه می­ شود و پس از تصویب کارفرما به پیمانکار ابلاغ می شود. پیمانکار با دریافت ابلاغ تغییر مقادیر کار ، موظف به انجام با نرخ پیمان است، به شرط آنکه مبلغ ناشی از تغییر مقادیر کار، از حدود تعیین شده در زیر بیشتر نشود.افزایش مقادیر باید در چارچوب موضوع پیمان به پیمانکار ابلاغ شود. جمع مبلغ مربوط به افزایش مقادیر و مبلغ کار های با قیمت جدید (موضوع بند ج ) نباید از ۲۵ درصد مبلغ اولیه پیمان بیشتر شود.

      تبصره : اگر نرخ پیمان مشمول تعدیل آحاد بها باشد، برای محاسبه افزایش مبلغ پیمان به سبب قیمت های جدید، ابتدا قیمت های جدید به مبنای نرخ پیمان تعدیل می شود و سپس ملاک محاسبه قرار ‌می‌گیرد.

       

      جمع مبلغ مربوط به کاهش مقادیر و حذف آن ها نباید از ۲۵ درصد مبلغ اولیه پیمان بیشتر شود. اگر این مبلغ، از حد تعیین شده بیشتر شود و پیمانکار با اتمام کار با نرخ پیمان موافق باشد، عملیات موضوع پیمان در چارچوب پیمان انجام می شود. ولی در صورتی که پیمانکار مایل به اتمام کار نباشد، پیمان طبق ماده ۴۸ خاتمه داده می شود.

       

      تبصره ۱- در صورت حذف قسمت‌هایی از کار به استناد بند ج ماده ۲۸، برای تعیین حد افزایش یا کاهش مقادیر طبق بند های ۱و۲، به جای مبلغ اولیه پیمان، مبلغ اولیه پیمان پس از کسر مبلغ کار های حذف شده به وسیله پیمانکار، ملاک قرار ‌می‌گیرد.

       

      تبصره ۲- اضافه یا کاهش مقادیر کار طبق مفاد بند های (الف-۱) و (الف-۲) این ماده تا ۱۰ درصد با دستور مهندس مشاور عمل می شود، ولی اضافه بر آن با تصویب کارفرما قابل اجرا است.

       

      ب)در صورتی که پس از تکمیل کار و تصویب صورت وضعیت قطعی مشخص شود، مقادیر کار بدون آنکه از سوی کارفرما کم شده باشد، نسبت به مقادیر منضم به پیمان کاهشی بیش از حد تعیین شده در بند ( الف-۲) داشته باشد، در این حالت نیز نرخ پیمان ملاک عمل است.

       

      ج) اگر در چارچوب موضوع پیمان، کارهایی به پیمانکار ابلاغ کارهایی به پیمانکار ابلاغ شود که برای آن ها قیمت و مقدار در فهرست بها و مقادیر منضم به پیمان پیش‌بینی نشده است، پیمانکار باید بی درنگ پس از دریافت ابلاغ مهندس مشاور، قیمت پیشنهادی خود را برای اجرای کار های یاد شده، همراه با تجزیه قیمت، به مهندس مشاور تسلیم نماید. قیمتی که با توافق پیمانکار و مهندس مشاور تعیین می شود و به تصویب کارفرما برسد، ملاک پرداخت است. قیمت های جدیدی که ‌به این صورت تعیین می شود باید بر حسب هزینه اجرای کار در محل اجرا محاسبه گردد. از این رو، تنها ضریب هزینه بالاسری پیمان به قیمت های جدید اعمال می­ شود.

       

      تبصره– در صورتی که پیمان با بهره گرفتن از فهرست های بهای واحد پایه منعقد شده باشد، چگونگی تعیین قیمت جدید، علاوه بر مفاد این بند، ‌تابع دستورالعمل نحوه استفاده از قیمت های پایه در تعیین قیمت جدید با اولویت یاد شده است.

       

      د) جمع بهای قیمت های جدید، علاوه بر آنکه تابع سقف تعیین شده در بند الف است، نباید از ۱۰ درصد مبلغ اولیه پیمان بیشتر شود.

       

      ه) تعدیل نرخ پیمان طبق شرایط پیش‌بینی شده در شرایط خصوصی است. ↑

 

    1. – زیرا علم متعاملین به مورد معامله به وسیله بیان اوصاف از حیث کمیت و کیفیت حاصل می‌گردد، سید حسن امامی، حقوق مدنی ، کتابفروشی اسلامیه، جلد اول، چاپ ششم، ۱۳۵۶، ص ۲۱۳٫ ↑

 

    1. – گرچه امروزه با وجود قوانین مدون، عرف و عادت اهمیت و نقش سابق خود را از دست داده است، اما با این حال عرف و عادت اگر مستقیماً در حقوق کشورها تأثیر نداشته باشند به طور غیر مستقیم در حقوق هر کشوری مؤثر است؛ ‌به این معنی که قانون‌گذار مادام که منظور رفع احتیاجات اجتماعی و اقتصادی است، نمی تواند عرف و عادت را نادیده بگیرد؛ زیرا عرف و عادت نتیجه طبیعی معاملات مردم است و بر حوائج زندگی آنان انطباق دارد و قانون‌گذار نباید بر خلاف عرف و عادت و احتیاجات مردم قواعدی وضع کند و بر فرض اینکه چنین قواعدی وضع کند دیر یا زود از بین خواهد رفت. دلایل دیگر لزوم معلوم بودن مورد معامله علاوه بر رفع غرر از معامله، اجماع، روایات خاص و عقل و سیرۀ عقلا نیز ذکر شده است. برای مطالعه بیشتر ر.ک: دکتر سید مصطفی محقق داماد و همکاران، حقوق قراردادها در فقه امامیه، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، سمت، چاپ اول، ۱۳۸۹، ص ۴۲۴ تا ۴۲۸٫ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:04:00 ق.ظ ]




نفقه زن پس از انحلال عقد نکاح دائم :

 

طلاق و نفقه زن

 

مراد از انحلال نکاح امر با دلیلی که باعث از بین رفتن زوجیت می شود مثل طلاق و وفات … که در ماده ۱۱۲۰ ق . م ‌به این امر اشاره شده است عقد نکاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل می شود و آنچه در این جل مورد بحث قرار می‌گیرد نفقه زوجه بعد از طلاق ووفات زوج است .

 

طلاق خود بر۲ نوع است :

 

۱-طلاق رجعی : طلاقی که مرد در عده ی زن می‌تواند به او بدون عقد جدید رجوع کند .

 

۲-طلاق بائن : طلاقی که مرد پس از آن حق رجوع به همسرش را ندارد مگر دوباره او را عقد نماید .

 

انواع طلاق بائن :

 

۱-طلاق خلع : طلاق زنی که به شوهرش مایل نیست و مهریه یا مال دیگرش را در قبال این کراهت به او می بخشد .

 

۲-طلاق مبارات : طلاقی که در نتیجه تنفر زن و مرد از یکدیگر و دادن مقداری مال از طرف زن به شوهر واقع می شود .

 

۳-طلاق زن یائسه : مراد زنی که دیگر حیض نمی بیند .

 

۴-طلاق دختری که به سن نه سالگی نرسیده هر چند آمیزش شده باشد .

 

۵-طلاق قبل از آمیزش

 

۶-طلاق سوم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوع طلاق حکم نفقه استثناء ۱-طلاق بائن نفقه تعلق نمی‌گیرد حامله باشد ۲-طلاق رجعی نفقه تعلق می‌گیرد در زمان عده

 

 

 

 

 

 

احکام طلاق بائن احکام طلاق رجعی ۱-شوهر بعد ازطلاق حق بازگشت ندارد . خواه زنان در عده باشد یا نباشد .

 

۲-آثار زوجیت و همسری بروی مطلقا مرتب نیست .

 

۳-عده ندارد و نفقه تعلق نمی گیرد

۱-تا زمانی که در عده است حق نفقه دارد در صورتی که ناشزه نباشد .

 

۲-ارث از یکدیگر می‌برند .

 

۳-نمیتوان در این دوران خواهر وی را به زنی گرفت .

 

۴-مرد حق رجوع دارد خواه رجوع نماید یا نه

نفقه زوجه مطلقه رجعی :

 

زنی که در دوران عده طلاق رجعی باشد از نظر فقهی حکم زوجه را دارد و بسیاری از احکام از جمله همین وجوب نفقه براو مترتب است د راین دوران فرقی بین زن باردار و غیر باردار نیست مستند این حکم روایات بسیاری از جمله :

 

ان المطلقه تلاتا لیس لها نفقه علی زوجها . ائما ذلک للتی لزوجها علیها رجعه .

 

راه از امام باقر (ع) نقل می‌کند که همانا زن سه مطالقه نفقه او برعهده زوج نیست نفقه زنی که به طلاق رجعی مطلقه شده برعهده زوج است[۱۳۵] .

 

مراد از عده در ماده ۱۱۵۰ ق . م به آن اشاره شده است .

 

عده را عبارت از مدتی دانسته اند که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمیتواند شوهر دیگری اختیار کند[۱۳۶] .

 

برحسب ماده ۱۱۵۱ ق و م زمان عده طلاق و فسخ نکاح سه طهر پاکی است سه پاکی و طاهر شده زنی از عادت ماهانه مگر این که زن به اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت عده او سه ماه است[۱۳۷] .

 

فلسفه عده را ممانعت از فرو پاشی زندگی زناشویی و یا جلوگیری از اختلاط نسل می‌باشد وایجاب می کند که در این مدت زن از امکاات و لوازم زندگی برخوردار باشد بخصوص اگر زن حامله باشد لذا مدت عده تا وضع حمل می‌باشد (ماده ۱۱۵۳ ق . م ‌به این امر اشاره شده است ) عده طلاق ‌در مورد زن حامله تا وضع حمل می‌باشد [۱۳۸].

 

نکته حائز اهمیت این است که برزوجه حرام است که (در ایام عده رجعی ) از منزلی که در آن طلاق داده شده بیرون رود و برشوهر هم حرام است که او را از آنجا بیرون کند مگر آنکه زن مرتکب گناهی شود که موجب حد گردد یا اهل خانه را مورد آزار قرار دهد[۱۳۹] که در آیه ذیل ‌به این امر اشاره شده است :

 

یا ایها النبی اطلقتم النساء فطلقوهن لعد تهن واحصوا العده و اتقوالله ربکم لاتخرجوهن من بیوتهن و لایخرجن الا ان یاتین بفحشه مبینته .

 

ای پیامبر چون زنان را طلاق گویید در (زمان ) عده آنان را طلاقشان گویید و حساب آن عده را نگه دارید و از خدا پروردگار تان بترسید آنان را از خانه هایشان بیرون مکنید بیرون نروند مگر آنکه مرتکب کار زشت آشکاری شده باشند[۱۴۰] .

 

در این آیه چند نکته به چشم می‌خورد :

 

۱-باید اوقات عده را بشمارید زیرا در ایام عده نفقه و سکنی برعهده مرد است و بعد از عده زن حق ازدواج با دیگران را دارد .

 

۲-در ایام عده نباید زوجه را از منزل بیرون کرد و برخودش نیز خارج شده حرام است

 

۳-از جمله احصوا العده نکاتی چون : ۱-طلاق در طهرغیر مواقعه ۲- شمردن روزهای عده استنباط می شود[۱۴۱] .

 

۲-نشوز در ایام عده :

 

زنی که د رهنگام طلاق ناشزه باشد یا بخاطر نشوز طلاق داده شده باشد و یا حتی پس از طلاق ناشزه شود ناشزه محسوب می شود و همانند زوجه ناشزه مستحق نفقه نخواهد بود چرا که مطلقه رجعیه در حکم زوجه غیر مطلقه می‌باشد و در این امر ناشزه بودن نیز یکسان است[۱۴۲] .(که ماده ۱۱۰۹ ق . م ‌به این امر اشاره ‌کرده‌است )

 

نفقه مطلقه رجعیه در زمان عده برعهده شوهر است مگر این که طلاق در حال نشور واقع شده باشد لیکن اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد .

 

مگردر صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل نفقه خواهد داشت [۱۴۳].

 

قانون مدنی تنها معترض طلاق در حالت نشوز است و معلوم نیست چرا حکم زنی که به علت خروج از وظایف مقرر در زمان عده ناشزه گردیده است معترض نشده است .

 

نفقه مطلقه بائن :

 

زنی که به طلاق بائن مطلقه شده است یعنی رابطه زوجیت میان زوجه و زوج کاملا قطع شده است و ایام عده را می‌گذارند چنانچه حملی از شوعر نداشته باشد نفقه و سکنای او (زوجه ) در ایام عده ساقط می‌گردد . مگر در یک صورت آن زمانی که حامله باشد و مادامی که وضع حمل نکرده مستحق نفقه و سکنا است و این نفقه را که به زوجه تعلق می‌گیرد در این ایام بخاطر بچه دانسته اند[۱۴۴] .

 

نفقه ای که به مطلقه باینه در ایام حمل تعلق می‌گیرد ‌در مورد تعلق نفقه آن که به خاطر مادر است یا بچه دو قول وجود دارد که در ذیل به آن اشاره شده است .

 

۱-شیخ طوسی و گروهی به پیروی از او معتقدند که نفقه از آن حمل است .

 

۲-مشهور فقهاء عقیده دارند که نفقه از آن مادر است [۱۴۵].

 

و هر دو گروه برنظارت خودشان فروعی مترتب می‌گردد که به آن اشاره می نمائیم

 

با توجه ‌به این که نفقه زوجه دینی است که برذمه زوج قرار می‌گیرد و. چنانچه زوج نپردازد باید آن را قضاء کند بنابرین چنانچه زوج نفقه زوجه مطلقه حامله را مدتی نپردازد بنا برقول اول قضاء آن واجب نیست و حال آنکه به موجب نظریه دوم قضای آن واجب است .

 

نفقه زوجه در عده وفات

 

زمانی که زوجه در عده وفات زوج بسر می‌برد نفقه او به چه صورتی می‌باشد ؟

 

زنی که شوهرش با او نزدیکی نکرده است عده ندارد مگر در یک صورت که شوهرش فوت کرده باشد که در این صورت زن چهار ماه و ده روز عده نگه می‌دارد خواه با او نزدیکی کرده باشد یا نه خواه صغیره باشد یا کبیره[۱۴۶] .

 

درباره نفقه ی زنی که آبستن می‌باشد و زوج او فوت شده و در عده وفات است دو قول وجود دارد :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 10:46:00 ب.ظ ]




در حقوق فعلی ایران و با توجه به بررسی به عمل آمده در زمینه حقوق مؤلف متوجه شدیم که اصل بر عدم رعایت تشریفات است که قاعدتاً به دلیل عدم تفکیک حقوق مرتبط از حقوق مؤلف این ویژگی در حوزه حقوق مرتبط نیز مجری می‌باشد. لیکن در ماده ۴ قانون ترجمه و تکثیر کتب و آثار صوتی… در ارتباط با آثار صوتی آمده است : « صفحات یا نوارهای موسیقی و صوتی در صورتی حمایت می شود که روی هر نسخه یا جلد آن علامت بین‌المللی(p ) لاتین در داخل دایره و تاریخ انتشار و نام و نشان تولید کننده و نماینده انحصاری و علامت تجارتی ذکر شده باشد.» مطابق این مقرره آثار صوتی در صورتی مورد حمایت قرار می گیرند که شرایط مذکور در ماده را دارا باشند ، بدین تعبیر رعایت این شرط الزامی است. ثبت آثار حقوق مرتبط نیز مطابق ماده ۲۱ قانون حمایت حقوق مولفان ، مصنفان … اختیاری است. با وجود این ‌بر اساس بند الف ماده اول آئین نامه اجرایی ماده مذکور درخواست کننده ثبت اثر می‌تواند ، علاوه بر شخص حقیقی شخص حقوقی همانند صدا و سیما نیز باشد. بر این اساس اجرای اجراکنندگان یا آثار صوتی می‌تواند توسط یک تولیدکننده حقیقی یا حقوقی در یک حامل تثبیت شده و با نام و علامت خاصی نیز به ثبت برسد. که از لحاظ جنبه اثباتی و حفظ حقوق مادی و معنوی اثر بسیار مثمر ثمر می‌باشد. در ارتباط با آثار رادیویی و تلویزیونی سازمان های پخش به عنوان یک شخصیت حقوقی به منظور مصون ماندن آثار شان از دستبرد و نتیجتاً حفظ آن ها اقدام به ثبت اثر ، درج نام و علامت خاص سازمان بر روی آثار می نمایند. سازمان صدا و سیمای ایران با تأسيس مؤسسه‌ صوتی و تصویری سروش مرکز انحصاری فروش آثار رادیویی و تلویزیونی را با آرم سازمان فراهم نموده که بدون شک از جهت جنبه حمایت از آثار پخش شده بسیار حائز اهمیت می‌باشد.

 

فصل سوم

 

 

 

انواع حقوق مالکیت ادبی و هنری در آثار تلویزیونی و ضمانت اجرای آن

 

مبحث اول : حمایت از آثار تلویزیونی به موجب حق مؤلف(کپی رایت)

 

پس از شناسایی آثار تلویزیونی به عنوان یکی از آثار ادبی و هنری قابل حمایت در نظام حق مؤلف (کپی رایت) باید به بررسی روابط حقوقی میان آن ها و مولفان چنین آثاری بپردازیم. در نظام حمایتی حق مؤلف بین پدیدآورنده اثر فکری و اثر خلق شده دو نوع رابطه حقوقی تصور شده که شامل حقوق مادی و حقوق معنوی می‌باشد ، واضح است که هر یک از این حقوق دارای اقسام و ویژگی های خاص خود می‌باشند. به عبارت دیگر اگر چه بین حقوق مادی و معنوی نوعی ارتباط وجود دارد ، اما تمایز آن ها را نمی توان نادیده گرفت.

 

‌بنابرین‏ در رابطه با آثار تلویزیونی که غالباً به صورت گروهی تهیه می‌شوند ، یعنی دارای آفرینندگان متعدد و مرتبط هستند ، بررسی حقوق مادی و معنوی از اهمیت به سزایی برخوردار می‌باشد. زیرا در ساده ترین شکل ممکن بدون رضایت آفرینندگان چنین آثاری سازمان صدا و سیما حق پخش و نمایش آثار تلویزیونی را نخواهد داشت. از طرف دیگر حقوق معنوی دست اندرکاران چنین آثاری نیز نباید با تغییر و تحریف در اثر نهایی مورد خدشه قرار بگیرد. در این مبحث ابتدائاً به دسته بندی پدید آورندگان آثار تلویزیونی پرداخته شده ، سپس اقسام حقوق مادی و معنوی آثار تلویزیونی و در نهایت ضمانت اجرای تجاوز به حقوق مذکور در قالب ضمانت اجرای مدنی و کیفری به موجب نظام حق مؤلف (کپی رایت ) مورد بررسی خواهد گرفت.

 

گفتار اول : پدیدآورندگان

 

به طور کلی نخستین مالک حقوق مادی در اثر ادبی و هنری کسی است که اثر در نتیجه خلاقیت او پدید آمده باشد. در قانون حمایت حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان این قاعده صراحتاً بیان نشده است ، ولی به طور ضمنی و از فحوای مواد می توان آن را مورد استناد قرار داد ، اما در ماده ۵۲ پیش نویس لایحه جدید صراحتاً ‌به این مقرره اشاره شده است. در خصوص اثر ثانوی (اشتقاقی) حقوق مادی اثر نهایی با رعایت حقوق اثر از پیش موجود ، متعلق به پدیدآورنده اثر ثانوی است. اما در رابطه با مالکان حقوق مادی در اثر مشترک به دلیل پدیدآورندگان متعدد بحث بسیار است ؛ زیرا از یک طرف کنوانسیون ها و مقررات بین‌المللی تعیین پدیدآورندگان در چنین آثاری را به حقوق داخلی کشورها واگذار نموده اند. از طرف دیگر قوانین داخلی کشورها در این زمینه رویه واحدی اتخاذ ننموده اند : برخی کشورها مانند آلمان ، فنلاند ، دانمارک ، هلند و سوئد لیستی از مولفان مشترک آثار سمعی و بصری ارائه نکرده و تشخیص مولفان را منوط به استفاده از قواعد استاندارد مولفین مشترک کرده‌اند که خود موجب بروز بلاتکلیفی و تردید خواهد شد. بر همین مبنا و به ترتیب مواد ۷ و ۸ قانون مالکیت فکری آلمان مقرر می دارند : « در حالت عادی شخصی که اثر را خلق می‌کند ، مؤلف آن است. » « اگر چندین نفر اثر مشترک خلق کنند و نتوان از سهام هریک از آن ها جداگانه بهره برداری کرد ، آن ها مولفان مشترک اثر فرض می‌شوند.» با این تفاسیر و ‌بر اساس عدم تفکیک پذیری سهم شرکای ، تنها کارگردان ، مدیر فیلمبرداری و در صورت امکان تدوین گر می‌توانند ، ادعای حق تالیف مشترک اثر سمعی و بصری را داشته باشند.[۲۲۴]در برخی دیگر از کشورها نظیر فرانسه ، بلژیک ، ایتالیا ، پرتغال و اسپانیا با اندک تفاوتی نسبت به هم لیستی از مولفان آثار مشترک ارائه شده است. کشور فرانسه پدیدآورندگان مشترک اثر سمعی و بصری را شامل: مؤلف نمایشنامه ، مؤلف اقتباس ، مؤلف دیالوگ ، مؤلف موسیقی و کارگردان در نظر گرفته است. لیست ارائه شده ، لیستی باز است و دیگر پدیدآورندگان اثر مانند تهیه کننده ، تدوین گر و بازیگر در صورت بروز خلاقیت می‌توانند ، حق تالیف در فیلم را برای خود اثبات نمایند. هر چند دادگاه های فرانسه نسبت به افزایش اشخاص مورد حمایت این لیست بی میل هستند. ‌در مقابل‌ کشور ایتالیا لیستی بسته و محدود به مؤلف نمایشنامه ، آهنگساز و کارگردان ارائه نموده است.[۲۲۵] ‌بنابرین‏ می توان نقش پدیدآورندگان خلاق در تولید اثر مشترک را بدین شکل دسته بندی نمود : اشخاصی که همیشه در خلق اثر سهیم هستند[۲۲۶] ؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-14] [ 01:51:00 ب.ظ ]




فصل سوم:

 

روش پژوهش

 

در این فصل ابتدا به بررسی نوع پژوهش و بخش‌های مختلف آن پرداخته و سپس خلاصه‌ای از دستورالعمل مورد استفاده در جلسات گروه ارائه می‌گردد. در ادامه نیز جامعه، نمونه و روش نمونه گیری توضیح داده می‌شود. پس از آن انواع ابزارهای به کار رفته، مشخصه‌ های روانسنجی و ویژگی آن‌ ها بررسی خواهد شد. در پایان نیز روش تجزیه و تحلیل داده ها شرح داده شده است.

 

طرح پژوهش

 

تحقیق حاضر به بررسی اثر بخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش درآمیختگی فکر- عمل، فرونشانی فکر و افزایش کیفیت زندگی مبتلایان به اختلال وسواس شستشو می‌پردازد، لذا پژوهش حاضر نیز مطالعه‌ کاربردی است و با توجه ‌به این که در این مطالعه متغیر مستقل مورد مداخله قرار گرفته و تغییرات متغیر وابسته بررسی گردیده است، همچنین به دلیل وجود گروه آزمایش و کنترل و نیز روش نمونه‌گیری غیر تصادفی به کار رفته در این طرح، این مطالعه، یک پژوهش شبه آزمایشی می‌باشد. طرح‌های شبه آزمایشی الگوهای کاملی از آزمایش واقعی‌اند که توانایی کنترل برخی ملاک‌های کنترل درونی را دارند (دلاور، ۱۳۸۵). برای مطالعات شبه آزمایشی طرح‌های بسیاری وجود دارد که در این مطالعه از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده خواهد شد.

 

شرکت کنندگان (جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری)

 

جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه ی زنان ۲۰ تا ۳۵ ساله مبتلا به اختلال وسواس شستشو مراجعه کننده به کلینیک‌های درمانی و مشاوره‌ای شهر مشهد می‌باشد.

 

حجم نمونه در این مطالعه شامل ۲۰ نفر بوده که حجم گروه مداخله برای درمان با رویکرد گروهی ۱۰ نفر و همچنین حجم گروه کنترل ۱۰ نفر در نظر گرفته شد. در گروه مداخله دو نفر به علت عدم حضور پیوسته و منظم از گروه کنار گذاشته شد. حداکثر غیبت در جلسات گروه دو جلسه و حداقل غیبت صفر جلسه بوده است.

 

روش نمونه گیری در این پژوهش به شیوه غیر تصادفی و از نوع در دسترس بود. زیرا به دلیل وجود محدودیتهای مختلف امکان استفاده از نمونه گیری تصادفی وجود نداشت. روش نمونه گیری در دسترس یک روش رایج در تحقیقات علوم انسانی است و در دو مرحله انجام می‌شود. در مرحله اول با ارائه اطلاعات لازم، آزمودنی‌هایی را که مایل به شرکت در پژوهش هستند انتخاب کرده و در مرحله دوم آن ها را به صورت تصادفی در شرایط مختلف تحقیق جایگزین می‌کنند (دلاور، ۱۳۸۵).

 

۳۰ نفر مبتلا به اختلال وسواس شستشو به کلینیک ارجاع داده شدند

 

۱۰ نفر از ۳۰ نفر ریزش کردند و ۲۰ نفر باقی مانده

 

۱۰ نفر به صورت تصادفی در گروه کنترل قرار گرفتند

 

۱۰ نفر به صورت تصادفی در گروه آزمایش قرار گرفتند

 

۱۰ نفر گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماندند

 

از ۱۰ نفر گروه آزمایش،۲ نفر در طی جلسات گروه حذف شدند و ۸ نفر باقی ماندند

 

شکل ۳-۱ : شیوه گمارش نمونه

 

ملاک‌های ورود و خروج آزمودنی‌ها در این پژوهش عبارتند از: ۱- تشخیص اختلال وسواسی- جبری طبق DSM؛ ۲- حداقل سن ۲۰ سال؛ ۳- تحصیلات حداقل دیپلم؛ ۴- مورد هنگام دریافت این درمان، درمان روانشناختی دیگری دریافت نکند و درمان‌های روانشناختی قبلی را می‌بایست تا یک ماه قبل از ورود به درمان به اتمام رسانده باشد؛ ۵- مورد نباید تشخیص اختلال پیکوتیک داشته یا مبتلا به اختلال روانی ارگانیکی باشد که با شرکت در مداخله تداخل دارد؛ ۶-مورد در یک ماه گذشته درمان روانپزشکی جدیدی شروع نکرده باشد و در این یک ماه تغییری نیز در دوز داروها ایجاد نکرده باشد.

 

ابزار پژوهش

 

مقیاس وسواس فکری- عملی ییل براون ([۱۰۷]YBOCS)

 

یک مصاحبه نیمه ساختار یافته که دارای مقیاس شدت و مقیاس علائم وسواس فکری و عملی است و با ۱۰ گزینه میزان شدت وسواس را در شرایط کنونی بیماری می‌سنجد. این مقیاس شامل: ۱- مدت زمان صرف شده؛ ۲- میزان تداخل؛ ۳- میزان ناراحتی؛ ۴- میزان مقاومت و ۵- میزان کنترل می‌باشد و علائم افکار وسواسی و اعمال وسواسی را جداگانه می‌سنجد (گودمن و پرایس، ۱۹۸۹). دادفر و همکاران (۱۳۸۲) اعتبار بین مصاحبه کنندگان را برای این مقیاس (۹۸/۰r=)، ضریب همسانی درونی آن را (۸۹/۰a=) و ضریب پایایی آن را به روش بازآزمایی را در دو هفته (۸۴/۰r=) گزارش کردند. همچنین روایی تشخیصی آن با پرسشنامه افسردگی بک و مقیاس درجه بندی اضطراب هامیلتون به ترتیب ۶۴/۰ و ۵۹/۰ گزارش شده است (به نقل از ایزدی و همکاران، ۱۳۹۱).

 

پرسشنامه وسواسی- اجباری مادزلی (MOCI[108])

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:54:00 ق.ظ ]