سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری


آخرین مطالب


جستجو



 



تحریک تعارض: عبارت است از خلق و استفاده از تعارض به وسیله مدیریت. منظور از تحریک تعارض فراهم آوردن موقعیت هایی است که در آن نظریه های و عقیده های مختلف در معرض قضاوت گذارده می شوند تا به وسیله یکدیگر مورد سنجش قرار گیرند. (مورهد،گریفین،۱۳۷۴)

برای تحریک تعارض در موقعیت های کنترل شده شیوه های متعددی وجود دارد. در این راستا می توان از تغییر مکان فیزیکی گروه ها برای تحریک مراوده بیشتر، تشویق برای استفاده بیشتر از منابع مشترک و دیگر تغییرها در روابط بین گروه ها نام برد. علاوه بر این می توان از برنامه های آموزشی به منظور بالا بردن آگاهی کارکنان از وجود مشکل های بالقوه در تصمیم گیری و مراودات گروهی استفاده کرد. یکی دیگر از شیوه های تحریک تعارض بین گروه ها اختیار کردن نقش مدافع موضوع هایی که مورد تأیید دیگران نمی باشد در جلسه های بحث و گفتگو است. مدیریت تعارض فرایند تشخیص نقش مناسب تعارض در بین گروه ها و استفاده از فنون بر طرف کردن یا تحریک آن برای اثربخشی سازمان می باشد. (مورهد،گریفین،۱۳۷۴)

 

۲-۲-۱۵ گروه اثربخش

گروه اثربخش، گروهی است که سطوح عالی عملکرد کاری و حفظ و نگهداری نیروی انسانی را طی زمان کسب کند. این گروه می تواند از جنبه عملکرد کاری به هدف های کارکردی خود در کوتاه ترین زمان ممکن دست یابد و نتایج عالی ارائه دهد.

محیط سازمانی، ماهیت کار، ویژگی های اعضا و اندازه ی گروه بر اثربخشی گروه تاثیر می گذارند:

محیط می تواند بر نزدیکی روانی اعضای گروه، میزان همکاری با یکدیگر و یا رقابت و برقراری ارتباط خوب با همدیگر اثر بگذارد. هدف های روشن و چالشی، سیستم پاداش خوب به ایجاد و حفظ انگیزش اعضای گروه برای سخت کوشی و کار با یکدیگر در حمایت از موفقیت های گروهی  کمک می کند.بهترین محیط برای گروه، محیطی است که بر کمالات گروه تاکید داشته، موجب شناسایی گروه شده، منابع و فن آوری های مورد نیاز را فراهم کرده، مشوق کار گروهی بوده، به آن بها دهد و دارای ساختارهای حامی کار گروهی باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1400-03-01] [ 01:18:00 ب.ظ ]




چون مدیران تصور می کنند که اگر کارکنان سازمان در قالب گروه های کاری با یکدیگر کار کنند، وظایف سازمانی بهتر انجام می گیرد و هماهنگ می شوند. از این رو مباردت به تشکیل گروه های فرماندهی می کنند. از طرف دیگر ممکن است افراد به دلایل گوناگون دیگری اقدام به تشکیل گروه متغیر رسمی نموده یا به عضویت گروه های غیررسمی موجود درآیند که یکی از مهمترین آنها میل به تعلق و وابستگی به گروه جهت ارضا نیاز می باشد. منابع تأمین نیازها را می توان به دو دسته تقسیم کرد: منابعی که در داخل گروه هستند(منابع داخلی)، منابعی که در خارج از گروه هستند(منابع خارجی).

* منابع داخلی ارضا نیاز فرد: ۱) جذابیت روابط بین افراد (مکان، جذابیت ظاهری، توانایی ادراک شده، شباهت های موجود بین طرز تلقی ها و باورها و جنس و نژاد و جنسیت) ؛ ۲) فعالیت های گروهی ؛ ۳) هدف های گروهی ؛ ۴) تعلق اجتماعی.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

* منابع خارجی ارضا نیاز فرد: ۱) جذابیت اشخاص ؛ ۲) هدف های خارج از گروه. (مورهد،گریفین،۱۳۷۴)

 

۲-۲-۱۲ مراحل تشکیل گروه

۱) پذیرش متقابل: اعضای گروه در اولین مرحله تشکیل و شکل گیری از طریق مبادله اطلاعات مربوط به خود با یکدیگر آشنا می شوند. آنها اغلب از طریق بحث درباره موضوعاتی که ارتباط چندانی هم به گروه ندارد افکار و عقاید یکدیگر را می سنجند. ممکن است در این مرحله بعضی از ابعاد وظایف گروه، از جمله اهداف رسمی آن نیز مورد بحث و گفتگو قرار گیرند. به هر حال از آنجاییکه اعضای گروه با یکدیگر بیگانه هستند و نمی دانند چگونه نظرهای یکدیگر را ارزیابی کنند، احتمالاًً انجام چنین بحث هایی چندان سازنده نخواهد بود.

کسب آگاهی ؛ شریک شدن در اطلاعات ؛ بحث درباره موضوعات مرتبط با وظیفه ؛ آزمودن یکدیگر ؛ حالت دفاع به خود گرفتن و ایراد گرفتن.

۲) ارتباطات و تصمیم گیری: وقتی اعضا گروه شروع به پذیرش یکدیگر می کنند، گروه احساسات و عقاید اعضا را آشکارتر مورد بحث قرار می دهد. در طی این مرحله ممکن است اعضای گروه در برابر دیدگاه های مخالف، تحمل و بردباری از خود نشان دهند و برای دستیابی به یک راه حل و یا تصمیم مناسب با عقاید مختلفی آشنا شوند. اعضای گروه هدف های گروه را مورد بحث قرار داده، در نهایت بر سر آنها به توافق می رسند، سپس به هر یک از اعضا نقش یا وظیفه ای جهت تحقق هدف سازمان واگذار  می شود.

بیان طرز تلقی ؛ استقرار هنجارها ؛ استقرار هدف ها ؛ بحث آشکار درباره وظایف.

۳) انگیزش و بهره وری: در این مرحله توجه اعضا از دیدگاه ها و ملاحظه های شخصی به طرف فعالیت هایی که گروه از آنها نفع می برد، جلب خواهد شد. اعضا با یکدیگر تشریک مساعی کرده به دیگران کمک می کنند تا به هدف های خود دست یابند. اعضا دارای انگیزه بالایی بوده، ممکن است وظایف خود را با خلاقیت انجام دهند. در این مرحله وظیفه گروه در حال انجام است و خود گروه نیز به سوی مرحله نهایی حرکت می کند.

Efficiency بهره وری

همکاری ؛ انجام فعالانه وظایف ؛ ابداع کردن و مبتکر بودن.

۴) کنترل و سازمان: گروه در این مرحله به طور مؤثر در جهت تحقق اهدافش تلاش می کند. وظایف بر اساس توافق دو جانبه و متناسب با توانایی واگذار می شود. در یک گروه بالغ، فعالیت های اعضا با طیب خاطر و با قابلیت انعطاف انجام می گیرند و نیازی به انجام کارها در قالب ساختارهای خشک سازمانی نمی باشد. یک گروه بالغ می تواند فعالیت ها و نتایج بالقوه حاصل از این فعالیت ها را ارزیابی کرده، در صورت لزوم دست به انجام اقدامات تصحیحی بزند.

وابسته کردن وظایف به یکدیگر ؛ واگذاری وظایف بر اساس توانایی ها ؛ انجام وظایف با طیب خاطر ؛ داشتن قابلیت انعطاف. (مورهد،گریفین،۱۳۷۴)

 

۲-۲-۱۳ عوامل مؤثر بر عملکرد گروه

در یک گروه با عملکرد بالا، معمولاً تونایی کل گروه که در آن عملکرد گروه بیشتر از کمک فردی هر یک از اعضا می باشد، مشاهده می شود. این افزایش عملکرد گروه را می توان ناشی از عوامل متعددی دانست: ترکیب ؛ اندازه ؛ هنجارها ، انسجام. (مورهد،گریفین،۱۳۷۴)

ترکیب: ترکیب گروه اغلب به تجانس و یا عدم تجانس گروه تعبیر می شود. گروهی را متجانس می نامند که اعضای آن در یک یا چند مورد از زمینه های مرتبط با کار گروه مانند سن، تجربه کاری، تحصیلات، تخصص فنی یا سوابق فرهنگی با یکدیگر شباهت داشته باشند. معمولاً یک گروه متجانس هنگامی بهره وری بالایی خواهد داشت که وظیفه گروه ساده باشد، نیاز به تشریک مساعی بوده، وظایف گروه متوالی باشد و یا اقدام سریع ضرورت داشته باشد. ( و بالعکس)

اندازه: بر طبق تعریفی که شاو ارائه داده است، گروه می تواند تعداد دو نفر و یا آن تعداد عضو داشته باشد که اعضا بتوانند با یکدیگر مراوده داشته و بر هم اثر بگذارند. اگر گروه دارای اعضا بیشتری باشد منابع بیشتری در اختیار دارد و ممکن است به تنایی قادر به انجام تعداد زیادی وظایف نسبتاً مستقل باشد. البته اگر تعداد اعضا گروه از حد معینی فراتر رود، ممکن است پیچیدگی مراودات و ارتباطات، دستیابی بهتوافق گروهی را مشکل تر کند.

گروه کوچک (مراودات مکرر/ جریان آزاد اطلاعات/ دستیابی ساده تر به توافق) ؛ گره بزرگ (مراودات منحصر به بخشی از اعضا گروه/ ارتباطات رسمی/ استفاده از دستور جلسه در ملاقات ها/ تاحدودی محدودیت در مشارکت/ تمایل به تقسیم شدن به گروه های فرعی).

هنجارها: یک هنجار معیاری است که متناسب بودن رفتار با آن سنجیده می شود. بنابراین هنجار عبارت از رفتار مورد انتظار با الگوی رفتاری در موقعیت خاص می باشد. هنجارهای گروهی معمولاً در مرحله دوم تشکیل گروه (ارتباطات و تصمیم گیری) ایجاد می شوند و به مرحله بلوغ انتقال می یابند. هنجارها با ایجاد مبنایی جهت پیش بینی رفتار دیگران، اشخاص را قادر به تنظیم رفتارهایی متقابل می سازند. فعالیت های داخلی یک گروه بدون وجود هنجارها تبدیل به هرج و مرج خواهند شد. هنجارها نتیجه ترکیب ویژگی های شخصی اعضا، موقعیت، وظیفه و سنت های تاریخی گروه می باشند. ممکن است نتیجه عدم تبعیت از هنجارهای گروهی، سرزنش و دشنام، تنبیه بدنی، محرومیت و یا طرد از گروه باشد. به هر حال هنجارهای گروهی فقط در مورد اقداماتی که برای اعضا اهمیت دارند تقویت می شوند.

هنجارها تأمین کننده چهار منظور می باشند: ۱) هنجارها به بقای گروه کمک می کنند ؛ ۲) هنجارها رفتار مورد انتظار از اعضا گروه را ساده تر و قابل پیش بینی تر می کنند ؛ ۳) هنجارها به گروه کمک می کنند تا از موقیعیت های پیچیده و مغشوش پرهیز کنند ؛ ۴) هنجارها ارزش های واقعی گروه را بیان کرده و گروه را به دیگران معرفی می کنند.

هنجارها به طور معمول بیش از آنکه تنظیم کننده افکار و احساسات اعضا باشند، تنظیم کننده رفتار آنها می باشند. بنابراین ممکن است اعضا به منظور حفظ عضویت خود در گروه، رفتاری را بر خلاف نظر خود انجام دهند. هنجارها بر چگونگی تعیین اهداف، تعریف رفتار مناسب برای اعضا و محدود کردن رفتار آنها اثر می گذارند. (مورهد،گریفین،۱۳۷۴)

انسجام: انسجام گروهی برآیند تمام نیروهایی است که بر اعضا اثر می گذارند و باعث باقی ماندن آنها در گروه می شوند. نیروهایی که باعث ایجاد انسجام می شوند عبارتند از: جذابیت گروه، مقاومت در برابر ترک گروه و انگیزش حفظ عضویت گروه. انسجام گروه به ابعادی متعددی از پویایی گروه مانند بلوغ، تجانس و اندازه گروه مرتبط می باشد. «موفقیت، موفقیت می آورد»(مورهد،گریفین،۱۳۷۴)

عواملی که باعث افزایش انسجام می شوند (ترکیب متجانس/ توسعه متقابل/ اندازه نسبتاً بزرگ/ مراودات مکرر/ اهداف روشن/ موفقیت). پیامدهای انسجام زیاد (تحقق هدف/ رضایت شخصی اعضا/ افزایش کیفیت و کمیت مراودات/ تفکر گروهی) و بالعکس. (مورهد،گریفین،۱۳۷۴)

 

۲-۲-۱۴ تعارض در سازمان ها

در زندگی سازمانی تعارض با قدرت و سیاست در ارتباط می باشد. تعرض ممکن است بین افراد در پایین گروه ها به وجود آید و اغلب وقت ها با رفتار سیاسی آغاز می شود. تعرض به خصوص زمانی به وجود می آید که اعضای گروه تصور کنند کوشش هایشان برای دستیابی به هدف های مورد نظر به وسیله گروهی دیگر خنثی می شود. (مورهد،گریفین،۱۳۷۴)

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:18:00 ب.ظ ]




ضرورت کار جمعی را می توان از جوانب گوناگون مورد مطالعه و بررسی قرار داد؛ زیرا انجام برخی کارها به صورت فردی امکان پذیر نیست، و لازم است تا به صورت گروهی صورت بگیرد، مثل بلند کردن یک وزنه سنگین که به نیروی افراد زیادی نیاز دارد. گاهی نیز هر چند امکان انجام کار به صورت فردی وجود دارد، اما مستلزم تحمل هزینه فراوان و فشار زیاد است، که از لحاظ کیفیت اجرا نیز قابل مقایسه با صورت جمعی آن نیست. گروهی انجام ندادن کار، به معنی عدم استفاده از امکاناتی است که در اختیار داریم، کسانی که قابلیت قرارگرفتن در کنار ما و در یک گروه را دارند، با توانایی های مختلف خود، هر یک سرمایه بالقوه ای هستند که بی توجهی به آن ها عقلایی نیست. هم چنین ما در عصر جهش های تکنولوژیک، در یک شرایط رقابتی سنگین در همه عرصه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی قرار داریم. در شرایطی که رقبا با بهره گرفتن از بهره فعالیت های جمعی، پروژه های بزرگی را اجرا می کنند و بدین وسیله سلطه خود را بر جهان می افزایند، بی تفاوتی نسبت به فواید کار جمعی می تواند موقعیت ما را در جهان تضعیف کند. علاوه بر این که بدون فعالیت های گروهی آگاهانه و هماهنگ، ممکن است ما کار یکدیگر را خنثی، تخریب و یا تکرار کنیم.(قهار،بوسلیکی، نوری،۱۳۸۸)

عکس مرتبط با اقتصاد

 

۲-۲-۷ بهره ها و برکات کار گروهی

    • همفکری و تقویت اندیشه ها: از گرد هم آمدن افراد، ایده های قوی و آرای محکم تولید می شود. وقتی افرادی برای انجام یک کار گرد هم می آیند و نسبت به چگونگی آن فکر و اظهار نظر می کنند، طرح اولیه انجام کار بسیار غنی و جامع از آب در می آید، در صورتی که اگر تنها یک نفر در آن موضوع اندیشه کند، حاصل نهایی آن چندان ممتاز و ویژه نخواهد بود.
    • همدلی و تقویت انگیزه ها: انگیزه انسان در جمع، تشدید می شود. وقتی ما با دیگران پیوند می یابیم، امیدمان به اتمام کار بیشتر می شود و استقامت ما برای پافشاری در پی گیری مقصد افزایش می یابد. مشاهده حرکت و عمل دیگران ما را به تحرک و عمل وا می دارد و فرسایش انگیزه را به مرور ترمیم می کند.
    • هم افزایی در کمیت و کیفیت محصول: کار گروهی سبب می شود که کمیت و کیفیت کار انجام شده، بالاتر و بهتر از کار فردی باشد. به تعبیر دیگر، نتیجه کار گروهی از جمع توان افراد همواره بیشتر است.
    • بالارفتن همت ها: انسان به صورت فردی به اهداف بزرگ و فوق العاده نمی اندیشد، اما وقتی که خود را میان یک جمع احساس کند تصور پدید آوردن آثار بزرگ برای او امکان پذیر خواهد بود. به عنوان مثال هیچ یک از ما به تنهایی تصور ساختن یک آپارتمان را نمی کند و برای آن نقشه نمی کشد، اما اگر یک گروه همدل، گرد هم آیند، ممکن است برای ساختن یک آپارتمان بزرگ اهتمام و اقدام نمایند.

  • تربیت نیرو: کار گروهی موجب رشد قدرت فکری و عملی اعضا می شود. در گروه، افراد از یکدیگر کار می آموزند و به سرعت و سهولت بیشتری نیروی انسانی پدید می آید. و این قدرت ناشی از آن است که اندیشه های انسان را در جمع، در معرض آزمایش و نقد می گذارد و نقاط ضعف و قوت آن آشکار می گردد. تجارب انسانی نیز به صورتی انباشته فراهم می آید. کسانی که به صورت فردی کار می کنند، هرچند ممکن است منشأ پیدایش آثار بزرگی شوند، اما با رفتن آنان کسی که راهشان را ادامه دهد و جایگزین آنان شود، یافت نمی شود. اما در یک گروه همه باهم رشد می کنند و از یکدیگر بهره می برند و فعالیت گروهی قائم به شخص نخواهد بود.
  • احساس تعلق نسبت به دیگران: در کار جمعی همه اعضا نسبت به کار احساس مسؤولیت دارند و خود را منسوب و متعلق به آن می بینند. همه با یک رسالت و یک هدف حرکت می کنند و از این که می بینند جز با همکاری دیگران کار پیش نمی رود نسبت به دیگران نیز احساس وابستگی می کنند. همه در یک جبهه هستند و مانند یک پیکر واحد عمل می کنند. بدین ترتیب، پیروزی و موفقیت هر یک، پیروزی همه و موجب سرفرازی و خوشحالی همه است و شکست و ناکامی هر یک، ناکامی همه. امتیازی که هر شخص از فعالیت موفقیت آمیز خود به دست می آورد تنها مال خود او نیست و به پای تیم او نوشته می شود. در یک تیم، وقتی یک نفر گل بزند همه خوشحال می شوند. همه در مقابل موفقیت دیگران احساس مسؤولیت دارند و نه تنها احساس رقابت و حسادت از بین می رود، که تلاش برای موفقیت دیگران و رشد توانمندی ها و فراورده های آنان لازم شمرده می شود. .(قهار،بوسلیکی، نوری،۱۳۸۸)

۲-۲-۸ آسیب شناسی کار گروهی

باید توجه داشت که یک گروه کاری، تنها جمع عده ای داوطلب برای مشارکت در یک فعالیت نیست، بلکه از سازماندهی ویژه ای نیز برخوردار است، که بدون آن، ارزش افزوده حاصل نمی شود. یک گروه کاری علاوه بر اعضای گروه، نیاز به راهبر و نظام ارتباطی؛ یعنی شیوه و گردش کار ویژه ای دارد که اعضا را به هم و به راهبر گروه مرتبط سازد. نظیر این که اگر قرار باشد چند کامپیوتر در یک شبکه با هم همکاری کنند به یک سرور مرکزی نیاز خواهد بود، که از سیستم عامل ویژه ای برخوردار است. بنابراین، نارسایی در کار گروهی را می توان در یکی از این سه عامل جستجو کرد: اعضای صاحب صلاحیت، راهبری کارا، شیوه های مناسب(قهار،بوسلیکی، نوری،۱۳۸۸).

 

۲-۲-۸-۱ برخی از آسیب های محتمل فعالیت های جمعی:

  1. کار گروهی رشد فردی را تحت الشعاع قرار می دهد. کسانی که قدرت رشد فردی بالاتری دارند، به دلیل این که باید با گروه همراه و هماهنگ شوند، مجبوراند از سرعت خود بکاهند و به پای افراد کند و ضعیف گروه حرکت کنند.
  2. نقایص افراد در جمع پنهان می شود، به گونه ای که برای افرادی که ضعیف تر از بقیه هستند، این توهم پیش می آید که به دلیل همگروه بودن با افراد قوی می توانند مشکلات خود را نادیده و احیانا از آن ها غافل شوند و در صدد حل و رفع آن برنیایند. افراد ضعیف در کنار افراد قوی ناخودآگاه گمان می کنند که همواره کارها به خوبی پیش می رود و نیازی به بازسازی شخصیت و مهارت افزایی وجود ندارد.
  3. حرکت در کار گروهی کندتر از کار فردی است و سبب تأخیر در اقدام می شود. به این معنی که اگر افراد انگیزه های لازم را داشته باشند، به دلیل این که در گروه نیاز به هماهنگی و همراهی همه یا اکثر افراد دارند، باید زمانی را برای هماهنگ شدن و همراه شدن با دیگر اعضای گروه صرف کنند و حال آن که در حالت فردی چنین هماهنگی نیاز نیست و به لحاظ زمان بازدهی بیشتری خواهند داشت.
  4. ناامیدی و بی اعتمادی از نخستین نشانه های برخورد با موانع و مشکلات در یک حرکت جمعی است. در بسیاری از مواقع، وقتی یک حرکت جمعی با مشکلی مواجه می شود، که سرعت حرکتش را کند می کند، یا حتی خطر آن می رود که به صورت کامل متوقفش کند، یکی از ساده ترین «واکنش»ها این است که ماهیت «جمعی بودن» آن را زیر سؤال ببریم. سستی و جداشدن بعضی از اعضای گروه درخلال، باعث می شود که کار گروه ابتر بماند . به عبارت دیگر اگر کار جمعی تا انتها به سرانجام نرسد، ممکن است هیچ بهره ای از کار حاصل نشود، حال آن که در کار فردی، شخص در هیچ لحظه ای معطل کسی نمی ماند و بنابراین، احتمال این که کارش از ناحیه دیگران بی ثمر شود، بسیار پایین می آید.
  5. در کار گروهی لازم است بخشی از انرژی، در سازماندهی، نظارت و کنترل در کار صرف شود، در حالی که در کار فردی این انرژی نیاز نیست. اگر این هماهنگی نباشد ممکن است نتیجه کار افراد توسط دیگران خنثی یا معکوس شود.
  6. در شبکه روابط گروهی باید مهارت حفظ روابط، و حل تناقضات، مشکلات و مسائل وجود داشته باشد. اگر این مهارت ها وجود نداشته باشد، گروه ها دچار مشکل می شوند، نداشتن مهارت های کار جمعی، یکی از مشکلات و آسیب های آن به شمار می رود .(قهار،بوسلیکی، نوری،۱۳۸۸).

۲-۲-۹ ماهیت کار گروهی

کار گروهی عبارت است از: مجموعه تلاش های آگاهانه، منسجم و هماهنگ افرادی که برای دست یابی به هدف یا اهدافی مشترک صورت می گیرد و هم افزایی در محصول (نتیجه) را در پی دارد. در این تعریف سه نکته اساسی وجود دارد، که باید تحلیل شود. .(قهار،بوسلیکی، نوری،۱۳۸۸)

 

۲-۲-۹-۱ ارادی و آگاهانه بودن

قید آگاهانه در این تعریف آن دسته از تلاش هایی را که به صورت قهری و ناخودآگاه در قالب جمعی صورت می گیرد، خارج می کند. به عبارت دیگر، اگر برخی فعالیت های فردی، در شرایطی کاملا اتفاقی با فعالیت های فردی دیگران هماهنگ شود و نوعی هم افزایی را به وجود آورد، در نظر ما کار گروهی محسوب نمی شود. به دیگر بیان چون اراده ما تاثیری در شکل گیری چنین فعالیتی به صورت گروهی نداشته است، در این جا مورد بررسی قرار نمی گیرد. به عنوان مثال، نیاز جامعه به انواع لباس (کت و شلوار، لباس ورزش، لباس احرام، لباس عروس، لباس کار، لباس نوزاد، لباس زیر، لباس عزا، لباس زمستانی و…) نیاز گسترده ای است که جز با اهتمام جمعی تأمین نمی شود، اما از آن جا که تولید کنندگان لباس، بدون نقشه و هماهنگی قبلی هریک تنها به سلیقه و تشخیص خود بخشی از این نیاز گسترده را بر عهده گرفته و به رفع آن می کوشند، لذا این تلاش جمعی از تعریف ما خارج است. .(قهار،بوسلیکی، نوری،۱۳۸۸)

 

۲-۲-۹-۲ انسجام و هماهنگی

هماهنگی میان اعضای گروه در دو سطح قابل تصور است: یکی این که فعالیت هر عضو گروه، ضدیتی با کار سایر اعضای گروه نداشته باشد و مخل به فعالیت های دیگران نباشد. سطح دوم و بالاتر این که فعالیت هر فرد علاوه بر این، کمک به کار آن ها نیز محسوب شود. سطح مطلوب در یک کار گروهی بهینه، سطح دوم است و لذا در این قسمت لازم است تا روشن کنیم که چگونه می توان به این سطح از هماهنگی میان اعضا دست یافت. دو دسته عامل در بین اعضای گروه وجود دارد که می توان از طریق آن ها سطح هماهنگی گروه را بالا برد: یکی عوامل مشترک که به چگونگی قرار گرفتن اعضا در گروه بازمی گردد و دیگری عوامل درونی و فردی است. این دو، هم بر انسجام گروهی و هم بر یکدیگر نقش تاثیرگذاری دارند. عوامل دسته اول هنگام طراحی گروه باید به شکل بهینه مد نظر باشد و عوامل درونی باید توسط اعضای گروه به طور شخصی مورد توجه و عمل قرار گیرند تا سطح بالایی از انسجام گروهی حاصل گردد . .(قهار،بوسلیکی، نوری،۱۳۸۸)

که ما در این جا به برخی از این عوامل شخصی اشاره می کنیم:

  1. اعتقاد به کار گروهی.
  2. داشتن مهارت های کار گروهی.
  3. روحیه اطاعت از رهبر منتخب.
  4. نظم و انضباط ویژه در امور شخصی.
  5. روحیه کار تشکیلاتی، از جمله این که:
  • محدوده ها، حدود، وظایف و اختیارات تعریف شده در گروه را به رسمیت بشناسند.
  • همراهی با جمع را حتی در امور مخالف نظر شخصی شان را داشته باشند. (مخالفت باید قبل از تصمیم گیری و در مرحله تضارب آرا باشد، ولی بعد از تصمیم گیری گروهی، نظرات شخصی کنار گذاشته شود و همدلانه برای تحقق اهداف گروه تلاش شود.تعهد و وظیفه شناسی داشته باشند، (خیال همه راحت باشد که فرد وظایف محوله را به نحو احسن انجام خواهد داد)
  • به اندازه توان مسولیت قبول کنند.
  • در تصمیم گیری ها، اصل مشورت را رعایت کنند.
  • توان تصمیم گیری در محدوده اختیارات و مسئولیت مربوطه شان را داشته باشند (فرد برای همه جزئیات منتظر تصمیم گروه نباشد.

 

  1. گذشتن از علایق شخصی به نفع اهداف گروه .
  2. تحمل کندی رشد شخصی به خاطر همرهی با گروه.
  3. تحمل کندی طبیعی انجام کار گروهی.
  4. مدارا با افراد سطح پایین تر و تشویق آنان به رشد و پیشرفت به جای سرزنش زبانی و عملی آنان.
  5. پذیرش عضویت در گروه تنها در صورت هماهنگی میان اهداف شخصی با اهداف گروهی است، در غیر این صورت، نه گروه را معطل خودشان کنند و نه خودشان را معطل گروه.
  6. تنظیم برنامه سایر فعالیت ها با لحاظ برنامه های جمعی و ایجاد هماهنگی میان آن ها.
  7. جدیت در انجام وظیفه محوله به صورتی که نوع کار، رفتار دیگران و سایر عوامل در اراده و جدیت فرد تاثیری نگذارد.
  8. اخلاص در انجام وظیفه؛ یعنی هر عضو فقط به دنبال بهبود رابطه با خدا باشد نه چیزهایی؛ از قبیل امتیازجویی و رقابت با دیگران.

نکته: کار گروهی تنها در صورتی پیش می رود، که اعضای گروه بتوانند به کار دیگران اعتماد کنند. بنابراین، اگر اعضای گروه به کار دیگری اعتماد نداشته باشد، لاجرم باید آن کار را یا خودش انجام دهد و یا مجددا آن را چک و بازنگری کند، که این مسئله کار را از گروهی بودن خارج می سازد. .(قهار،بوسلیکی، نوری،۱۳۸۸)

 

۲-۲-۹-۳ هم افزایی

شرط هم افزایی، که در تعریف آمده، روشن می کند که اگر عده ای دور هم جمع شوند و کار گروهی انجام دهند، ولی ثمره کارشان برابر با مجموع تلاش انفرادی آن ها باشد، این کار، کار گروهی محسوب نمی شود. اجتماع مورچگانی را در نظر بگیرید که به یک انبار گندم دست یافته و برای انتقال این گندم ها به لانه خود، هر کدام گندمی را به دوش می گیرند و تا لانه می برند. این کار که علی الظاهر به دلیل تعداد زیاد مورچگان و اجتماعشان در محلی واحد، نوعی کار گروهی تلقی می شود، به دلیل این که هم افزایی ندارد، از حوزه تعریف ما بیرون است.

در برخی موارد ممکن است ثمره کار گروهی حتی از کار فردی نیز پائین تر باشد؛ یعنی نه تنها هم افزایی وجود ندارد، بلکه هم کاهی نیز رخ داده است. مثل این که اجتماع مورچگان برای انتقال گندم از انبار به لانه، سبب ترافیک و بند آمدن مسیر شود و مثلا به جای این که در یک ساعت هر یک ۲۰ دانه گندم جابجا کنند، فقط موفق به انتقال ۱۰ دانه شوند، که این مورد هم از تعریف ما خارج است. .(قهار،بوسلیکی، نوری،۱۳۸۸)

۲-۲-۱۰ انواع گروه ها

اولین قدم در شناخت فرآیندهای گروهی، شناسایی انواع گروه به منظور پی بردن به پویایی آنهاست. گروه ها را می توان هر چند با دقت کم، بر حسب درجه رسمی بودن(رسمی یا غیررسمی) و یا بر حسب درجه ثبات آنها(نسبتاً دائمی یا نسبتاً موقت) تقسیم بندی نمود

 

جدول) ۲-۱(:انواع گروه ها

  به نسبت موقت به نسبت دائمی
رسمی گروه های وظیفه ای گروه های فرماندهی
غیررسمی گروه های ذینفع گروه های دوستی
     
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:18:00 ب.ظ ]




بانک صادرات ایران

بانک صادرات ایران نیز همچون سایر بانکهای کشور اقداماتی را در خصوص بانکداری الکترونیکی انجام داده است که به دو مورد آن یعنی صدور کارت و طرح سپهر اشاره می شود .

کارت بانک صادرات که در حال حاضر  مورد استفاده قرار می گیرد از نوع کارت بدهکار می باشد. بانک صادرات علاوه بر ارائه کارت بدهکار در حال برنامه ریزی جهت صدور کارت اعتباری در سه نوع سبز سیمین و زرین می باشد .

همچنین بانک صادرات دارای ۴۳ شعبه سوئیفتی می باشد که خدمات بانکی بین المللی از قبیل گشایش اعتبار ، ضمانت نامه ارزی ، برداشت ارزی و حواله جات ارزی  با بهره گرفتن از سیستم سوئیفت انجام می شود. از دیگر اقدامات بانک صادرات ارائه خدمات از طریق POS و ATM ، ارائه اطلاعات از طریق اینترنت ، ارسال صورت حساب از طریق SMS ،ایجاد سیستم اینترانت ، ارائه کارت  Debit و کارت اعتباری ، اتصال به شبکه شتاب ، استفاده از استاندارد  SSL [1]درعملیات بانکداری الکترونیکی بوده و همچنین مجهز به سیستم پرداخت قبوض از طریق تلفنبانک و ATM  می باشد.

دانلود پایان نامه

 

۳۶-سیستم مالی مالزی

 

۳۶-۱-ساختار سیستم مالی در مالزی

سیستم مالی مالزی براساس دو تقسیم بندی اصلی شکل گرفته است :

مؤسسات مالی و بازار مالی

مؤسسات مالی به دوبخش سیستم بانکداری و واسطه های مالی غیر بانکی تقسیم می شوند. بازار مالی در مالزی به چهار بازار اصلی به  نامهای : بازار پول و ارزخارجی ، بازار مشتقات و بازار فرامنطقه ای[۲] تقسیم می شود.

ساختار سیستم مالی در مالزی :

الف-سیستم بانکی

  • بانک مرکزی مالزی
  • مؤسسات بانکی

۱-۲- بانک های اسلامی

۲-۲- بانک های تجاری

۳-۲- شرکت های مالی

  • سایر

۱-۳-مؤسسه تنزیل ، نماینده دفاتر بانک های خارجی

ب- واسطه های مالی غیر بانکی

               ۱-صندوق تأمین و بازنشستگی

               ۲-شرکتهای بیمه ( شامل تکفل)

               ۳-مؤسسه مالی توسعه

               ۴-مؤسسه پس انداز

                            ۱-۴ – شرکت های تعاونی

                            ۲-۴- بانک پس انداز ملی

               ۵-سایر

                            ۱-۵- هیئت سرمایه مهاجرین

                            ۲-۵- Cagamas Berhad

۳-۵- شرکت های لیزینگ

۴-۵- شرکت های سرمایه گذاری مخاطره آمیز

۵-۵- مؤسسات سرمایه گذار

۶-۵- مؤسسات اعتباری مسکن

۷-۵-شرکت تضمین اعتبار

۸-۵-شرکت های عامل

 

ج-بازار پول ارز خارجی

۱-بازار پول

۲-بازار ارز خارجی

 

د-بازار سرمایه

۱-بازار اوراق قرضه

  • اوراق قرضه خصوصی

۲-۱-  اوراق قرضه عمومی

۲-بازار اوراق بهادر

 

ه – بازار مشتقات

  • قرارداد های آتی KLIBOR
  • قرارداد های آتی KLSE CI

۳-قراردادهای آتی کالا

و- بازار فرا منطقه ای

            ۱-مرکز مالی فرا منطقه ای بین المللی لابوان (IOFC)

 

 

۳۶-۲-سیستم بانکی مالزی

سیستم بانکی شامل بانک مرکزی مالزی ( بانک نگارا)[۳]، مؤسسات بانکی،  بانکهای تجاری ، شرکت های مالی  ، بانکهای اسلامی و گروه های متفرقه ( مؤسسات تنزیل و دفاتر نمایندگی بانک های خارجی ) می باشد. سیستم بانکی بزرگترین بخش سیستم مالی می باشد ، در حدود ۶۷%درصد از کل دارائی های سیستم مالی .

 

۳۶-۲-۱-بانک مرکزی مالزی ( بانک نگارا)

بانک نگارا مالزی در ۲۶ ژوئن ۱۹۵۹ و براساس حکم بانک مرکزی مالایا تأسیس شد. اهداف BNM عبارتند از:

ـ انتشار پول ، کنترل و حفاظت از ارزش پول ملی .

ـ عمل به عنوان بانکدار وناظر مالی برای دولت.

ـ توسعه ثبات پولی و ساختار مالی سالم .

ـ تأثیر گذاری برشرایط اعتباری در راستای منافع مالزی

اهداف BNM ، در اصل ، توسعه رشد اقتصادی  با ثبات قیمتی و حفظ ثبات مالی وپولی خلاصه می شود.

عکس مرتبط با اقتصاد

معرفی فعالیت مؤسسات مالی وبانکی در سال ۱۹۸۹، قدرتBNM را در خصوص نظارت و سازماندهی مؤسسات مالی ومؤسسات سپرده پذیر افزایش داد به طوری که در قوانین مالی واعتباری نیز گنجانده شده است.

 

۳۶-۲-۲-بانک های تجاری

بانک های تجاری بزرگترین و مهمترین تأمین کنندگان سرمایه در سیستم بانکی می باشند ، درحال حاضر ۲۴ بانک تجاری ( به غیر از بانک های اسلامی) فعالیت می کنند که ۱۳تای آن از طریق بانک های خارجی به صورت محلی شکل گرفته اند .

فعالیت های اصلی بانک های تجاری فراهم کردن:

ـ امکانات مالی تجاری شامل: اعتبار اسنادی ، تنزیل بروات تجاری ، ضمانت های حمل ، اعلام وصول های امانت و پذیره نویسی بانکداری .

ـ سرویس های خزانه داری .

ـ سرویس های پرداخت[۴]

ـ سرویس های حفاظت از قبیل : سپرده های امن و حفاظت سهم .

همچنین بانک های تجاری اجازه دارند تا در ارزهای خارجی معامله کنند وتنها مؤسسات مالی واداری مجاز به ارائه امکانات حساب جاری می باشند.

 

۳۶-۲-۳-شرکت های مالی

شرکت های مالی دومین گروه بزرگ مؤسسات سرمایه پذیر در مالزی را تشکیل می دهند . شرکتهای مالی در ابتدا توسط BNM و از طریق سند شرکتهای مالی سال ۱۹۶۹ رسمیت پیدا کردند. این سند در سال ۱۹۸۹ توسط سند مؤسسات مالی و بانکی جایگزین شد، در حال حاضر ۱۲ شرکت مالی وجود دارند . فعالیت شرکت مالی بر اساس زیر تعریف می شود:

ـ فعالیت در راستای پذیرش  سرمایه در حساب سرمایه ، حساب پس انداز و یا حساب های مشابه دیگر .

ـ قرض دادن پول .

ـ فعالیت لیزینگ و یا خرید اقساطی.

ـ سایر فعالیت های مشابه BNM با اجازه وزیر.

 

 

 

۳۶-۲-۴-بانکهای سرمایه ای ( تجاری )

بانکهای تجاری از تاریخ ۱۹۷۰ در مالزی پدیدار شدند و مرحله مهمی در توسعه سیستم مالی در کنار توسعه شرکت های این کشور ایجاد نمودند . بانکهای تجاری در بازار پولی کوتاه مدت و فعالیت های افزایش سرمایه شامل تأمین سرمایه ، فعالیت تخصصی در زمینه نمایندگی ، مشاوره مدیریت مالی شرکتها ، آماده سازی جهت انتشار و نام نویسی سهام به همراه مدیریت پر تفوی سرمایه گذاری نقش ایفا می کنند. در حال حاضر ۱۰ بانک تجار در مالزی وجود دارد.

 

۳۶-۲-۵-بانکداری اسلامی

در مالزی ، قوانین اسلامی و مقررات بانکداری به طور مستقل در کنار سیستم بانکی متعارف وجود دارد. اساس قانونی برای تأسیس بانکهای اسلامی ، سند بانکداری اسلامی مصوب ۷ آوریل ۱۹۸۳ می باشد. IBA [5]وظیفه نظارت و سازماندهی بانکهای اسلامی را مشابه سایر بانکهای دارای مجوز ، برای BNM به عهده دارد . فعالیت های بانکداری بانک های اسلامی بر اساس مفاهیم شریعت می باشد.

اولین بانک اسلامی تأسیس شده ، بانک اسلامی برهاد مالزی[۶] (BIMB) می  باشد که فعالیت خود را در اول جولای ۱۹۸۳ آغاز کرد. در تاریخ اول اکتبر ۱۹۹۹ دومین بانک اسلامی به نام بانک معلـّمات برهاد مالزی [۷] تأسیس گردید.

جدا از بانکهای اسلامی ، سایر مؤسسات مالی  سرویس های بانکداری اسلامی را از طریق  « طرح بانکداری اسلامی »  ارائه می کنند. از دیدگاه محصولات ، نهاد بانکداری اسلامی محصولات بانکی را براساس مفاهیم اسلامی ارائه می کند.

جدول زیر مفاهیم اسلامی اصلی در بانکداری ، توضیحات مرتبط و مثال هایی از محصولات بانکی ارائه شده را نشان می دهد.

ردیف مفاهیم اسلامی توضیح هدف محصولات بانکی
۱ الودیعه وظیفه ضمانت

برای محصولات

سپرده پذیر

سپرده جاری ،سپرده پس انداز
۲ المضاربه اشتراک سود سپرده های سرمایه ای حساب های عادی و ویژه سرمایه ای ، تأمین مالی پروژه ، فروش و خرید مجدد قرارداد ها
۳ المرابحه هزینه اضافی برای امکانات مالی تأمین مالی سرمایه کار ، اوراق تجاری و اوراق قرضه
۴ بیع بثمن عاجل فروش با پرداخت مدت دار برای تأمین مالی خانه وام خانه ، ابزار قابل معامله سپرده، تأمین مالی دارایی تجاری ، کارت اعتباری ، تأمین مالی حج عمره ، تأمین مالی پروژه
۵ الاجاره لیزینگ برای لیزینگ و تأمین مالی وسایل نقلیه لیزینگ ماشین ، تأمین مالی وسیله نقلیه ، نمایندگی تأمین مالی واوراق قرضه
۶ المشارکه استراک سود وزیان برای تأمین مالی پروژه تأمین مالی پروژه ، تأمین مالی مؤسسه سرمایه گذار ، نمایندگی تأمین مالی

نگاره ۲-۲  مفاهیم اسلامی اصلی در یانکداری اسلامی مالزی

 

۳۶-۲-۶-مؤسسات تنزیل

مؤسسات تنزیل فعالیت خود را از سال ۱۹۶۳ در مالزی آغاز کردند . به طور کلی مؤسسات تنزیل در بازار پولی کوتاه مدت و سپرده های تجهیز شده مؤسسات و شرکتهای مالی در قالب پول عندالمطالبه ، پول در طول شب و سپرده های کوتاه مدت به صورت تخصصی فعال می باشند.

سپرده های تجهز شده در اوراق خزانه مالزی ، اوراق دولتی مالزی[۸] (MGS) ، پذیره نویسی بانکی[۹] (BAS) ، گواهینامه قابل معامله سپرده[۱۰] (NCDS) اوراق قرضه کاگاماس[۱۱] (Cagamas) و گواهینامه سپرده قابل معامله نرخ شناور(FRNCDS)[12]   به همراه فراهم کردن یک بازار ثانویه فعال برای این فعالیت ها سرمایه گذاری می شود.

 

۳۶-۲-۷-دفاتر نمایندگی بانکهای خارجی در مالزی

۳۲ بانک خارجی دارای دفاتر نمایندگی مستقر در کوالالامپور در مالزی وجود دارند . اصلیت بیشتر بانکها اروپا وژاپن می باشند . دفتر نمایندگی فقط یک دفتر ارتباطی است و محصولات بانکی را به صورت مستقیم به بازار مالزی عرضه نمی کند.

 

۳۷-بانکداری الکترونیک در مالزی

بانکداری الکترونیک سنتی در مالزی در استفاده مشتریان از دستگاه های ATM  جهت گرفتن پول و چک کردن مانده حساب تعریف می شود . هزینه بانکداری شامل خدمات مالی الکترونیک مانند سپرده گذاری پول نقد، ارائه درخواست وام ، معاملات سهام و غیره نیز می شود.

در سوی دیگر ، بانکداری الکترونیک به عنوان یک بخش توسعه یافته بانکداری، بالاتر از این تبادلات قرار گرفته و یک کانال تحویل متفاوت در یک جایگاه مجزا را ارائه می کند.

اولین قدم در فرایند تبادلات به صورت آنلاین ، معرفی ماشین های گویای اتوماتیک (ATMS) در ابتدای سال ۱۹۸۰ بود که به دنبال آن بانکداری تلفنی و بانکداری رایانه شخصی در اواخر سال ۱۹۸۰ معرفی شد.

در مالزی شش جزء اصلی بانکداری الکترونیک با عنوان دستگاه خودپرداز، بانکداری تلفنی ، بانکداری تلفن همراه ، بانکداری کامپوتر شخصی ، مراکز بانکداری اتوماتیک (کیوسک ها ) و بانکداری اینترنتی وجود دارد.

 

۳۷-۱-دستگاه خودپرداز (ATM)

دستگاه های خود پرداز وسایل کامپیوتری هستند که بانکها را در ارائه خدمات به مشتریان کمک می کنند . سرویسهای ATM  در بین مؤسسات مالی متفاوت بوده ولی اساساً خدماتی مرتبط با حساب های جاری ، پس انداز ، وام و کارت اعتباری ارائه می کنند.

تبادلات قابل ارائه توسط دستگاه های خود پرداز به صورت کلی عبارت است از:

ـ برداشت پول نقد

ـ سپردن پول نقد / چک

ـ انتقال وجوه بین حساب ها

ـ درخواست الکترونیکی سهام

ـ درخواست الکترونیکی سهام

ـ ارائه نقدینگی از طریق کارت اعتباری

ـ در خواست مانده حساب

ـ در خواست چند تراکنش اخیر

ـ درخواست برای ارسال دست چک به صورت پستی

ـ در خواست برای ارسال صورتحساب به صورت پستی

ـ خلاصه صورتحساب

ـ پرداخت قبوض

 

در مالزی ، کاوانکو[۱۳] اولین کانال انتشار ATM را از طریق بانک مالایان برهاد[۱۴] (Maybank) در سال ۱۹۸۱ معرفی کرد . از آن پس سایر بانکهای تجاری این کانال را جهت ارائه خدمات بهتر به مشتریان خود به کار گرفتند. ATM  ها دریافت پول نقد را به راحتی و به صورت ۲۴ ساعته وبدون وارد شدن به شعبه به مشتریان ارائه می کنند. همچنین امکان استقرار این دستگاه ها در خارج از شعب بانکی مانند فروشگاه های زنجیره ای امکان دسترسی راحت تر را برای مشتریان فراهم می کند.

 

نگاره ۳-۲ ، رشد دستگاه های خود پرداز در مالزی

درصد رشد تعداد سال
۲۲ ۲۷۸ ۱۹۸۵
۸/۱۸ ۳۳۰ ۱۹۸۶
۵/۸۴ ۶۰۹ ۱۹۸۷
۵/۴۲ ۸۶۸ ۱۹۸۸
۳/۱۸ ۱۰۲۷ ۱۹۸۹
۱/۱۷ ۱۲۰۲ ۱۹۹۰
۱/۱۱ ۱۳۳۵ ۱۹۹۱
۸/۷ ۱۴۳۹ ۱۹۹۲
۳/۸ ۱۵۵۸ ۱۹۹۳
۸/۲۶ ۱۹۷۵ ۱۹۹۴
۹/۱۲ ۲۲۳۰ ۱۹۹۵
۳/۴ ۲۳۲۶ ۱۹۹۶
۷/۸ ۲۵۲۸ ۱۹۹۷
۷/۴ ۲۶۴۷ ۱۹۹۸
۳/۲۵ ۳۳۱۷ ۱۹۹۹
۷/۹ ۳۰۰۴ ۲۰۰۰
۵/۱۲ ۳۳۷۹ ۲۰۰۱

منبع: گزارش سالیانه BNM

 

۳۷-۲-بانکداری تلفنی

بانکداری تلفنی را به شکل بانکداری مجازی و یا از راه دور می توان در نظر گرفت که اساساً خدمات مالی شعبه را از طریق وسایل ارتباط تلفنی ارائه می کند. امکان بانکداری تلفنی در اواسط سال ۱۹۸۰ در مالزی فراهم شد. در آگوست سال ۲۰۰۱ بانک برهاد هونگ لونگ[۱۵] مرکز تماس بانکداری تلفنی خود را به راه انداخت . ۱۵ میلیون رینگیت سرمایه گذاری ، مرکز تماس یکپارچه ای فراهم کرد که نه تنها سرویس ۲۴ ساعته به مشتریان ارائه می کند ، بلکه به عنوان یک کانال مهم برای بانک جهت معرفی محصولات و خدمات به مشتریان می باشد . به طورکلی مرکز تماس هونگ لونگ وام های خانه ، درخواست های کارت اعتباری ، محصولات سپرده ، تأمین مالی سود سهام ، وام های خودرو و محصولات بیمه را پشتیبانی می کند.

 

۳۷-۳-بانکداری تلفن همراه[۱۶]

در مالزی دوشرکت اصلی ارتباطات تلفنی ،  ارتباطات ماکسیس برهاد[۱۷] و سلکام[۱۸] ، سرویس اینترنتی موبایل را به راه انداختند. بانک  OCBCبرهاد سرویسی برپایه تلفن همراه به نام WAP i را در ماه می سال ۲۰۰۰ به  راه انداخت که به مشتریان اجازه می دهد به حسابهای OCBC خودشان از طریق تلفن های همراه دسترسی پیدا کنند.

[۱] Security Socket Layer

[۲] Offshore

[۳] Bank Negara Malaysia (BNM)

[۴] Cross Border

[۵] Islamic Banking Act

[۶] Bank Islam Malaysia Berhad

[۷] Bank Mualamat Malaysia Berhad

[۸] Malaysian Government  Securities

[۹] Banker Acceptances

[۱۰] Negotiable Certificate of Deposits

[۱۱] Cegamas

[۱۲] Floating Rate Negotiable Certificates of Deposit

[۱۳] KAWANKU

[۱۴] Malayan Banking (Maybank) Berhad

[۱۵] Hong Leong Bank Berhad

[۱۶] Mobile Phone Banking (Wap Banking)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:17:00 ب.ظ ]




مـِی بانک برهاد[۲]و بانک آلیانس برهاد[۳] این دو سرویس را در مالزی ارائه می کنند. بانکداری کامپیوترشخصی در  مالزی در حال فراگیرتر شدن در میان مشتریان شرکتی می باشد . فواید بانکداری سیستم شخصی عبارت است از  : کاهش هزینه ها ، افزایش سرعت وتوسعه انعطاف پذیری تبادلات تجاری است .

دانلود پایان نامه

 

۳۷-۵-مرکز بانکداری اتوماتیک[۴]

تحول دیگر درخدمات بانکداری ، مرکز بانکداری اتوماتیک (ABC) می باشد. ABC در حقیقت یک شعبه است، با این تفاوت که تمام سرویس های ارائه شده دراین بانک به صورت اتوماتیک می باشد . بانک هونگ لونگ برهاد اولین ABC خود را در سپتامبر ۱۹۹۹ به کار انداخت . سرویس های ارائه شده در این شعبه عبارت است از : پرداخت قبوض ، انتقال وجه ، درخواست صورتحساب ، درخواست چک و تعیین سپرده ثابت .

ABC  از ساعت ۷ صبح تا ۱۱ شب باز می باشد . به این صورت امکان فعالیت خارج از ساعات عادی بانکی فراهم می گردد. همچنین یک سیستم کنترل امنیت مرکزی به علاوه نگهبانان امنیتی جهت اطمینان مشتریان از امنیت شعب در این مراکز مستقر می باشند.

۳۷-۶-بانکداری اینترنتی در مالزی

اینترنت یکی دیگر از کانالهای توزیع ارائه شده توسط بانک ها به مشتریان می باشد.

بانک نگارای مالزی (BNM) بانکداری اینترنتی را به سه دسته اطلاعاتی ، ارتباطی و تبادلی تقسیم بندی می کند.در یک حالت ، هر گروه یک سری از سرویسهای پیشرفته مرتبط به فرایند خود را ارائه می کنند . مفهوم دسته اطلاعاتی عبارت است از پوشش اطلاعات محصولات ، خدمات ، اصطلاحات سرویس ها، رفع کردن ادعاها ، افشا سازی های قانونی وسایر اشکال اطلاعاتی که اطمینان و دلگرمی مشتریان موجود وبالقوه را به همراه خواهد داشت.

BNM  در ماه جولای سال ۲۰۰۰ به بانک های بومی اجازه فعالیت در بانکداری اینترنتی را صادرکرد. در حال حاضر تمام بانکهای مالزیایی یک درگاه اینترنتی راه اندازی کرده اند . لیکن سایت های آنها بیشتر اطلاعاتی بوده و تعداد کمی از آنها ارتباطی می باشد.

در ماه جولای ۲۰۰۰  مـِی بانک برهاد ، پرتال خود را در سایت   www.maybank2u.com  راه اندازی کرده و اولین بانک ارائه کننده سرویس های بانکداری اینترنتی در مالزی گردید. سرویس های ارائه شده در این پرتال عبارت است از:

عملیات استعلام بانکی ، پرداخت قبوض ، پرداخت کارت اعتباری ، انتقال وجه و خلاصه حساب به همراه وضعیت تبادلات . سرویس پشتیبانی مشتری از طریق ایمیل و تلفن از ساعت ۶ صبح تا ۱۲ شب فراهم است .

پس از آن ، بانک هونگ لونگ برهاد ، عملیات بانکداری اینترنتی خود را با عنوان  (ec-banking  (در دسامبر ۲۰۰۰ آغاز کرد . اطلاعات این سرویس از طریق آدرس www.hlbb.bangleong.com.my  قابل دسترسی می باشد.

بانک جنوبی برهاد [۵]بانکداری اینترنتی خود را از طریق سایت خود به آدرس  www.sbbdirect.com.my  معرفی کرد .

در حال حاضر سرویس های ارائه شده در این سایت مشابه سرویس های مـِی بانک و هونگ لونگ می باشد.

 

 

 

نمودار ۱- ۲هزینه تبادلات توسط کانالهای مختلف در مالزی ( دلار به ازاری هر تبادل )

 

ـ۲/۱

ـ ۱

ـ۸/۰

ـ۶/۰

ـ۴/۰

ـ۲/۰

ـ۰

اینترنت
کامپیوترشخصی
خودپرداز
تلفن
شعبه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۳۸-بانکداری مجازی

بانک مجازی را می توان به اسامی مختلفی نامید. از قبیل: بانکهای کاملا اینترنتی، بانکهای آنلاین، بانکهای بدون شعبه فیزیکی، بانکهای بدون ساختمان(بدون آجر و ملات[۶] برخلاف بانکهای سنتی که آنها را بانک آجر و ملاتی مینامند) ،بانکهای از آجر به کلیک[۷](بانکی که ساختمان ندارد و برای ورود به آن احتیاج نیست وارد ساختمان شد بلکه با یک کلیک موس وارد آن میشویم) و …. یک بانک مجازی به مؤسسه ای اطلاق می شود که اصولاً خدمات بانکداری خود را از طریق اینترنت به مشتریان ارائه می کند و این بانک با بانکهای موجود که از اینترنت و سایر ابزار الکترونیک به عنوان کانالهای ثانویه برای ارائه خدمات و محصولات خود به مشتریان استفاده می کنند، تفاوت دارد.بانک مجازی مولود بانک الکترونیک می باشد که با تحقق آن بانکداری دچار تحول عظیمی می گردد تا آنجا که احتمال می رود روزی بانکهای فیزیکی و بانکداری سنتی منسوخ گردد. در بانک مجازی احتیاج به هیچ واسطه و تحویل دهنده ای نمی باشد  بلکه مشتری مستقیماً از طریق اینتر نت با بانک ارتباط برقرار کرده و تراکنشهای مالی خود را انجام می دهد.

اولین بانک کاملا مجازی دنیا در سال ۹۵ در جورجیای آمریکا و اولین بانک مجازی اروپا در دوبلین در سال ۹۹ و اولین بانک مجازی آسیا در سال ۲۰۰۰ در سنگاپور بنیان شده است و با نگاهی به لیست این بانکها می بینیم که اکثریت آنها در کشور امریکا قرار دارند و  شاید یکی از دلایلش زیرساخت مناسب سخت افزاری و عوامل فرهنگی  در آن کشور است.

در برخی از کشورها مانند اتریش، کره و سنگاپور بیش از ۷۵% بانکها خدمات اینترنتی به مشتریان ارائه می نمایند. بانک مجازی باعث می شود که وقت که مهمترین سرمایه انسان است تلف نشود.

بانک مجازی (از نظر مشتری)  بانکی است بدون ساختمان فیزیکی که به طور کامل بر بستر اینترنت قرار دارد و خدمات قابل قبولی را در چهارچوب مقررات و قوانین بانکهای سنتی عرضه می کند.

در بانک مجازی امنیت و مدیریت ریسک از حیاتی ترین موارد می باشد. بانکداری آنلاین امروزه تکنولوژی اطلاعات را برای دادن انتخابهای  متعدد به مشتریان به کار می گیرد. برخی از این انتخابها عبارتند از صرف زمان فراوان در مقابل تسریع در امور بانکی. همچنین اوضاع کاغذ بازیهای بانکهای سنتی و عدم کارائی در مقابل دقت و  کارآیی بیشتر. ظهور اینترنت و افزایش جمعیت و تعداد استفاده کنندگان از کامپیوتر برای صنعت بانکداری چالشها و فرصتهایی را در برداشته است.امروزه مشتریان از طریق کامپیوترهایشان به اینترنت وصل می شوند و به راحتی به انجام امور بانکی می پردازند. بانک مجازی یک ابزار ارزش افزوده قدرتمند برای جذب و نگهداری مشتریان جدید در یک محیط بانکداری شدیداً رقابتی می باشد در بین انواع بانکداری ها ، بانک مجازی یک مزیت رقابتی قوی محسوب می شود که از سایر روش های بانکداری مؤثرتر و بهینه‌تر می باشد.

امروزه اغلب بانکهای بزرگ کشورها و بسیاری از بانکهای منطقه ای و یا بانکهای کوچکتر خدماتشان را از طریق آنلاین ارائه می کنند که به طور مختلف آن را به عنوان بانکداری مبتنی بر PC، بانکداری در خانه و یا بانکداری اینترنتی می نامند.

روش تمییز دادن بانکهای سنتی (Brick - and - Mortar)   از بانکهای مجازی (Brick - to - Click) این است که بانکهای مجازی هیچ شعبه فیزیکی و  هیچ شخص تحویلداری ندارند. یکی از چالشهای صنعت بانکداری این است که این کانال جدید خدمات بانکی برای مشتریان هنوز قابل اطمینان نیست و یا اینکه درک و استنباط صحیحی از آن ندارند. در نتیجه نیروی بانک از این تلاش فراوان برای جلب اعتماد و تولید عایدی تحلیل می رود. اکنون اغلب بانکهای مجازی به صورت کاملاً امن و به صورت کاملاً کارکردی خدمات را به صورت رایگان و یا با هزینه اندک ارائه می کنند.

در آینده ای نزدیک  بانکداری اینترنتی به عنوان  یک ATM همه جائی مورد قبول واقع می شود.بانک مجازی باعث صرفه جویی در هزینه ساختمانهای شعبات بانک و هزینه پرسنلی از قبیل تحویلداران می شود که این موارد باعث افزایش بازدهی می گردد.

بانکداری اینترنتی به یک دلیل مهم در حال رشد است و آن اینکه مردم به انجام معاملات و داد و ستد هایشان از طریق اینترنت عادت کرده اند و آنها از این آسودگی و تسهیلات کنترل پولشان که توسط بانک مجازی در اختیارشان قرار می گیرد لذت می برند و رضایت کامل دارند.

شاید بزرگترین مزیت بانک مجازی سرعت انجام امور بانکی باشد.به عنوان نمونه می توان برخی امور را اتوماتیک انجام داد. مثلاً بگوییم فلان تاریخ مبلغ ۲۰ دلار را اتوماتیک به حساب فلان بانک به ازای اقساط وام واریز کند و صورت حساب دریافت کند. اینکار بوسیله سرویسی که در اغلب بانکهای مجازی تعبیه شده است صورت می پذیرد (مثلا در سایت بانک دکمه  Bill pay برای پرداخت اتوماتیک استفاده می شود). وارد آن محیط شده ثبت نام کرده و شماره حسابها و مبالغ موردنظر را وارد کرده و تاریخ  پرداخت مورد نظر را هم می دهیم.آنگاه در تاریخ تعیین شده،مبلغ تعیین شده به صورت اتوماتیک و بدون دخالت ما به حساب تعیین شده واریز میگردد.

برای استفاده از سیستم بانک مجازی مسلماً نیاز به یک سری تجهیزات مناسب می باشد. مثلاً وسیله ارتباط با اینترنت فراهم باشد، سرعت اینترنت مناسب باشد، کامپیوتر مناسب باشد ، وجود چاپگر  هم می تواند برای چاپ برخی مدارک مفید باشد.

 

۳۹-مزایای بانکداری مجازی

  • آسودگی و تسهیلات : برخلاف بانکهای سنتی که در شبانه روز اکثر ساعات را تعطیل میباشند، سایت بانک مجازی هرگز بسته و تعطیل نیست و در ۲۴ ساعت روز و هفت روز هفته فعال است و با یک کلیک وارد آن می شویم.
  • فراگیر بودن : بانک مجازی از همه نقاط کشور و دنیا  قابل دسترس  است و هر کجای دنیا به مشکل مالی برخوردیم به راحتی به سایت وارد شده و به انجام فعالیت بانکی می پردازیم.
  • سرعت تراکنش : سرعت انجام عملیات در این بانک بسیار بالاست و معمولاً از ATM هم سریعتر می تواند پردازش نماید.
  • کارایی : می توان به تمام حسابهای بانکی خود دسترسی داشت و آنها را مدیریت کرد.
  • اثربخشی: بسیاری از سایتها و بانک مجازی ابزارهای هوشمند و خبره ای را ارائه می کنند. مانند : اخطاردهنده میزان موجودی ، سند و سبد دارایی ، برنامه های مدیریتی برای کمک به مدیریت دارائی ها.
  • امنیت بالای اجرای اعمال بانکی.
  • صرفه جوئی در زمان.
  • آسان باز کردن حساب: به راحتی و در حالی که در خانه ایم ، می توانیم وارد سایت بانک مجازی شده ، حساب باز کنیم و فرم مربوطه را پر کنیم و کلمه عبور بدهیم و به همین راحتی صاحب حساب در آن بانک شویم.
  • ارزانی خدمات و نگهداری آن: هیچ ساختار فیزیکی ندارد و سرباره اضافی کمی خواهد داشت(معمولا ندارد) و هزینه های مثل دریافت اضافی را حذف می کند. مثلاً بانکهای سنتی و معمولی مشتریان را ترغیب  به استفاده از اینترنت برای دریافت صورتحساب و پرداخت صورتحساب کرده و تبلیغات هم انجام میدهند که اینگونه خدمات  اینترنتی ما رایگان است و رایگان بودن را “مزیت” می دانند در صورتیکه بانک مجازی مملو از اینگونه مزایا میباشد.
  • اطلاع رسانی فراگیر و اثربخش: بانک مجازی به ما اجازه می دهد که خدمات و  معاملات را به خوبی و به راحتی مقایسه و ارزیابی نماییم. زیرا به راحتی می توان به سایت سایر بانکها مراجعه نمود و از قوانین و مشوقها و جاذبه های آنها مطلع شد. مثلاً چه نوع کارت اعتباری ارائه میدهد، هر کارت اعتباری چه سقفی و چه میزان اعتبار می پذیرد و می توان شرایط وام آن را بررسی و مقایسه  نمود و اینکه آن بانک با چه فروشگاههایی قرار داد دارد  تا بتوان از آنان خرید کرد.
  • آگاهی تمام وقت :هر روز می توانیم در هر کجا و هر زمان حسابمان را بررسی کنیم و هر گونه تراکنش واقع شده روی آنرا بررسی نماییم.و یا برای کسب اطلاعیه و خبر ،لازم نیست مسیر خانه تا بانک را طی نماییم ؛همه چیز در سایت موجود میباشد.
  • می توانیم صورت وضعیت ماهیانه خود را دریافت کرده و آنرا با واقعیت مطابقت دهیم که آیا صحت و سقم آن مورد تأیید است یا خیر؟ اینکار بوسیله دانلود نمودن اطلاعاتمان از بانک مجازی صورت می پذیرد.
  • امکان رؤیت تصویر چک هایی که صادر کرده ایم اعم از پرداخت شده و یا برگشت خورده ها و مقدار آنها .
  • کاهش احتمال سوء استفاده: احتمال سوء استفاده و تقلب از حسابها به حداقل می رسد و در صورت تقلب در حساب،این موضوع قابل ردیابی و پیگیری می باشد و سریعاً متوجه آن می شویم. یعنی اگر برداشت غیرقانونی از حساب صورت پذیرد به محض وارد شدن به سایت بانک متوجه آن می شویم.
  • بانکداری از دید مشتریان به سهولت و آسانی امکان پذیر می باشد زیرا هرگز در صبح یا شب منتظر بازگشایی بانک نخواهند بود و هرگز مجبور به حرکت و یا رانندگی در ترافیک به سوی بانک نخواهند بود زیرا بانک به سمت مشتری کشانده میشود نه مشتری به سمت بانک و  هرگز زمان و وقت ارزشمند آنها صرف ایستادن در صف و سایر امور فیزیکی نخواهد شد.
  • مدیریت :می توانیم وجوه خود را از هر جا و هر زمان و در تعطیلات هم مدیریت کنیم.
  • عدم دریافت حق الزحمه برای انجام تراکنش ها.

نکته ایی که باید به آن دقت نمود این است که بسیاری از بانکها وب سایت دارند و یک سری خدمات به مشتریان ارائه می کنند ولی این دلیل بر مجازی دانستن آنها نمی باشد. بلکه این قبیل خدمات بهبود خدمات پس از فروش و یا بهبود سیستم خدمات مشتریان تلقی میگردند نه بانکداری مجازی.

هر بانک مجازی میتواند در ارائه خدمات مجازی نوآور باشد و خدمات منحصر به فردی را به عنوان مزیت رقابتی ارائه کند. به عنوان مثال بانک UBS سوئیس که یک بانک مجازی است خدماتی نظیر E-document یعنی تحویل سریع مستندات بانکی مشتری را  در قالب دیجیتال ارائه کرده که این سیستم دارای مزایایی از قبیل :  سرعت دسترسی سریعتر از E-mail ، دسترسی آنلاین به آن مستندات در هر زمان و هر مکان تا مدت ۲ سال ، امکان دانلود و ذخیره بر روی PC که صحت این مستندات توسط امضای دیجیتال مشتری تعیین می شود .

 

۴۰-بررسی و تحلیل اشکالات وارده بر بانکداری مجازی

البته موارد فوق الذکر به این معنا نمی باشد که در بانکداری مجازی هیچگونه مشکلی وجود ندارد، لیکن اغلب مشکلات ناشی از مشکلات کاربری و اشتباهات کاربری می باشد. مثلاً بسیاری از مردم از بانکداری مجازی استفاده نمی کنند آن هم به علت نداشتن دانش در مورد آن. و یا اینکه در مقابل تکنولوژی مقاومت می کنند زیرا یادگیری آن را مشکل می دانند.

شاید یکی دیگر از اشکالات بانک مجازی حول و حوش ATM بگردد. زیرا این بانک هیچ ماشین پرداختی ندارد و معمولاً یک سربار اضافی به شخص تحمیل می کند (اگر بخواهیم از ATM سایر بانکها برای برداشت پول استفاده کنیم). همچنین  بانک مجازی هیچ پرداخت و سپرده گذاری از طریق ATM را قبول نمی کند و ناچاریم از طریق انتقال وجه از سایر حسابها به حساب  مجازی خود پول به آن واریز نماییم.

ترس  بی اساس دیگر اینکه بعضی از مردم فکر می کنند که بوسیله بانکداری مجازی محرمانگی اطلاعات آنان از بین می رود. اغلب مشکلات بانکداری مجازی به فراموش کردن کلمه عبور و یا به سرقت رفتن کلمه عبور بر می گردد که آن هم مشکل کاربری می باشد و ایراد و اشکال بانک محسوب نمی شود. یکی از اشکالات دیگر که شاید به ذهن خطور کند عدم پاسخگویی مناسب سرور بانک به مشتریان آن هم به علت وجود ترافیک روی سرور می باشد که این امر بر اساس آمارها به ندرت اتفاق افتاده است.

مشکل بعدی آنجا حادث شده که چک کاغذی را ( و نه چک دیجیتال) که مربوط به کسی دیگر است را اگر بخواهیم وصول نمائیم،از آنجا که بانک مجازی اجازه نمی دهد از طریق ATM واریز صورت پذیرد اغلب ناچاریم از ترکیب بانک سنتی(ATM) و بانک مجازی استفاده نماییم.

یکی از اشکالات وارده دیگر معروف است به منحنی آموزش بدین معنا که شاید استفاده از سایت بانک برای کاربران تازه وارد سخت  باشد.یکی از ایرادات دیگر نیز، تغییرات ظاهر سایت بانک مجازی است که هنگام به روز رسانی ها و ارتقاء سایت ممکن است کاربر برخی مسیرها،لینکها و دکمه ها را گم کند.

و بزرگترین مانع برای اکثر مردم  که سراغ بانکداری مجازی نمیروند این است که نمی توانند به آن اطمینان کنند؛ که این تصور اشتباهی میباشد.

 

این نکته قابل تامل است که ذکر اشکالات و ایرادات وارده بر این نوع بانکداری دلیل بر نفی این بانک نمیباشد. بلکه برعکس منظور طرح دغدغه های مشتریان و یا مدیران بانکها میباشد که متوجه این موضوعات باشند که این ایرادات با بومی کردن و فرهنگ سازی مناسب و همچنین با ارائه روش های نوین در اینگونه بانکداری میتوانند مرتفع گردند و یک موضوع بسیار مفید را به خاطر برخی ایرادات کوچک کاملا مردود اعلام ننمایند .هدف از طرح ایرادات ، آشنائی با آنها و تحقیق و تفحص پیرامون رفع آنها میباشد و همواره انتقاد برای طرد موضوع استفاده نمیشود بلکه هدف  از انتقاد میتواند سازندگی،شفاف سازی و مناسب سازی یک فرایند باشد.در خصوص بانک مجازی نیز هدف نگارنده حمایت از این بانک میباشد و یادآوری این نکته که به دلیل این اشکالات و  اشکال تراشیها، مزایای بیشمار آن فراموش نگردد و هراسی از اجرای آن در سیستم بانکداری کشور وجود نداشته باشد.

 

۴۱-امنیت در بانک مجازی

در بانک مجازی با توجه به اینکه تمامی امور اعم از نگهداری سوابق اطلاعات مشتریان ، تراکنش ها، نقل و انتقال وجوه از طریق تجهیزات الکترونیک انجام می گردد لذا لازم است بحث امنیت در آن به معنای تمام و کمال رعایت گردد. تهیه نسخه های پشتیبان به طور مداوم جهت بازگرداندن اطلاعات و یا ردگیری یک فرایند مالی ضرورت کامل دارد. کنترل شدید ورود و خروجها همراه با ثبت IP میهمان (در صورت امکان) و داشتن یک سیستم نگاشت قدرتمند نیز از ملزومات دیگر است. همچنین استفاده از تجهیزات امنیتی شبکه مانندFirewall  و یا تجهیزات مشابه نیز ضرورت دارد و از طرفی سرورها و سخت افزار شبکه بانک مجازی باید قدرتمند و دارای توانایی پردازش و ذخیره سازی به طور همزمان و در حد بالا باشد.

جهت ارتباطات اینترنتی نیز باید از پورتها و پروتکل های امن و ایمن استفاده نمود. به عنوان مثال از پروتکل  SSL[8]  استفاده نمود.الگوریتم یا رمزسازی[۹] نیز می بایست از پیچیدگی بالایی برخوردار باشد تا کلمات عبور به راحتی مورد هک واقع نشوند و در دست سودجویان قرار نگیرند.

در مجموع با توجه به موانع و مشکلات ترافیک شهری ، مصرف سوخت بالا، افزایش استرس در بین شهروندان بالاخص  در صف بانکها، اتلاف وقت فراوان در بانکها (بنا بر اذعان معاون بانک مرکزی وقت در سال ۸۴ ، سالانه ۴ میلیارد دقیقه - چیزی بیش از ۷۶۱۰ سال-  از  وقت مردم در بانکها و آنهم فقط برای پرداخت قبوض چندگانه صرف می شود) ،تسهیل در امور بانکی بالاخص برای سالمندان و معلولین ، افزایش کارایی و اثربخشی فرایندهای مالی ، توسعه تجارت الکترونیک، گذر از محدودیت جغرافیایی و بسیاری موارد دیگر  ایجاد بانک مجازی توصیه می گردد.

 

۴۲-بانکداری مجازی در مالزی

انقلاب الکترونیکی در بانکداری مالزی در اوایل سال ۱۹۷۰ بامعرفی اتوماسیون کامپیوتری آغاز شد. از آن پس رشد آهسته در تغییرات تکنولوژیکی مرتبط با بانک به ثبت رسید. پس از آن در ماه جولای ۲۰۰۰ ، بانک نگارای مالزی ، بانک های تجاری به ارائه خدمات بانکداری اینترنتی برای مشتریان تشویق کرد.هرچند این سرویس خیلی پیش تر در کشورهای توسعه یافته ارائه شده بود ، دولت مالزی در نزدیک شدن به بانکداری اینترنتی با احتیاط عمل کرد. بانکداری مجازی در حال تبدیل شدن به یک حقیقت در مالزی است .

بانک نگارای مالزی تنها پس از بررسی هر دو جنبه عرضه و تقاضای بانک های مجازی آن را تصویب کرد و این موضوع در آینده نزدیک رخ نخواهد داد.

پیشرفت اخیر درمالزی را می توان توافق بانک جنوبی برهاد و SFNB [10]برای به کارگیری بانکداری مجازی در مالزی دانست . بانک جنوبی برهاد “مدیریت بانک مجازی” (VBB) [11]و"مدیریت کارت اعتباری مجازی” (VCCM) [12]را از SFNB جهت توسعه بانکداری مجازی دریافت کرده است .

VCCM  یک برنامه کاربردی است که به مشتری اجازه می دهد تا به مانده های کارت اعتباری جاری ، وضعیت تبادلات و پرداخت ها از طریق اینترنت دسترسی پیدا کند. این برنامه کاربردی پشتیبانی برنامه کاربردی (VBM) را نیاز داشته و اطلاعات کارت اعتباری را برای سایر حساب های اینترنتی ارتباط می دهد. از این طریق استفاده کننده می تواند صورتحساب های کارت اعتباری خود را از حساب اینترنتی در  حال چک ، پرداخت نماید.

 

 

 

 

 

                                                

 

 

                                                          

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاره ۴-۲- تعداد کارت (,۰۰۰)

 

 

  کارت اعتباری کارت نقدی
۱۳۸۵-۲۰۰۵ ۱۳۸۶-۲۰۰۶ ۱۳۸۷ -۲۰۰۷ ۱۳۸۸ - ۲۰۰۸ ۱۳۸۵ - ۲۰۰۵ ۱۳۸۶ -۲۰۰۶ ۱۳۸۷ -۲۰۰۷ ۱۳۸۸ -۲۰۰۸
ایران   ۲۶۴٫۶ ۳۲۸٫۱ ۴۲۲٫۴   ۳۸۳۲۹ ۵۹۷۵۰ ۹۰۳۱۷
مالزی ۷,۸۱۵٫۵ ۸,۸۳۳ ۹,۸۹۹٫۳ ۱۰,۸۱۲٫۴ ۱۵,۹۲۱٫۲ ۱۹۱۳۳٫۵ ۲۲۱۳۲٫۶ ۲۴۷۲۲٫۲
ترکیه ۲۹,۹۵۳ ۳۲,۴۲۳ ۳۷۲۹۵٫۵ ۴۳۱۵۷٫۲ ۴۸۲۴۳٫۴ ۵۲۹۰۷٫۲ ۵۵۵۱۰٫۴ ۶۰۵۵۱٫۵

 

 

 

 

 

 

 

                                   نمودار ۲-۲-    نمودار مقایسه رشد تعداد کارت اعتباری  (هزار)

                                                          

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار ۳-۲-  مقایسه رشد تعداد کارت نقدی (هزار)

 

از دو نمودار فوق می توان به این نتیجه رسید که کارت های اعتباری نقش مهمی در انتقال وجوه به صورت الکترونیکی داشته و با توجه به مقایسه تعداد کارت های الکترونیک در ایران با کشورهای مالزی و ترکیه ، می بایست ترکیب این کارت ها به سمت افزایش وزن کارت های اعتباری نسبت به کارت های نقدی سوق پیدا کند.

[۱] PC Banking

[۲] Maybank Berhad

[۳] Alliance Bank Berhad

[۴] Automated Banking Center (ABC)

[۵] Southern Bank Berhad

 brick-and-mortar

[۷]  brick-to-click

[۸] Secure Socket Layer

[۹] Encryption

[۱۰] Security First Network Bank

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:17:00 ب.ظ ]




تلفن بانک

یکی دیگر از خدمات نوین بانکداری در ایران تلفن بانک می باشد .مشتریان از طریق تلفن می توانند با بانک خود تماس گرفته  و پس از وارد کردن شماره حساب و رمز اختصاصی ،اطلاعاتی در خصوص مانده  حساب و سه گردش آخر  حساب خود دسترسی پیدا نمایند.

 

۳۵-تجارب بانکهای کشور در خصوص بانکداری الکترونیکی

در قسمت های قبل اقدامات بانکهای ایران در خصوص بانکداری الکترونیکی بطور کلی ارائه گردید. در این بخش سعی می شود به پاره ای از اقدامات اختصاصی  و تجارب بانکهای کشور اشاره شود .برای این منظور مطالعه ای بر روی بانک های ملی ، ملت ، رفاه ، تجارت ، توسعه صادرات ، کشاورزی ، سپه و صادرات  صورت گرفته که نتایج آن بطور خلاصه ارائه می گردد .

 

۳۵-۱-بانک ملی

این بانک با دارا بودن ۳۳۰۰ شعبه  با بهره گرفتن از تجارب گذشته خود که در سالهای گذشته در خصوص مکانیزاسیون پاره ای از عملیات بانکی به دست آورده بود اقدام به افتتاح طرح سیبا ( سیستم یکپارچه بانک ملی ایران ) نمود .این طرح به گونه ای عمل می کند که استفاده کنندگان از این خدمات( مشتریان)  با مراجعه به هر شعبه بانک که تحت پوشش این طرح قرار دارند ، می توانند همانند  همان شعبه که در آن حساب افتتاح نموده اند خدمات بانکی مورد نیاز را دریافت کنند. بانک ملی در طرح سیبا از ملی کارت و حساب جاری الکترونیکی استفاده می نماید .

مشتریان با بهره گرفتن از دو ابزار ملی کارت و چک قادر هستند در کوتاه ترین زمان ممکن به حساب خوددسترسی داشته باشند.درراستای توسعه طرح مذکور  دستگاه  های خود پرداز ( ATM) و  دستگاه های نقطه فروش (POS) در داخل بانکها و فروشگاه ها نصب گردیده است. از دیگر اقدامات بانک ملی تجهیز شعب بانک ملی به دستگاه PINPAD  ، راه اندازی سیستم تلفنبانک به صورت متمرکز و غیر متمرکز و نیز بکار گیری از امکانات  MICR  جهت تسهیل و سرعت بخشیدن در انجام امور  ،دریافت قبوض خدماتی  از طریق تلفن بانک، ارائه صورت حساب موجودی از طریق اینترنت برای هر دو سیستم متمرکز و غیر متمرکز و اتصال به طرح شتاب می باشد .

علاوه بر این بانک ملی ایران برای تسهیل در پرداخت های مبادلات بین المللی مشتریان به عضویت سوئیفت درآمده است .

جهت استفاده از کارتهای بانکی ریالی بانک ملی “ملی کارت ” را عرضه نموده است که از لحاظ فناوری از نوع مغناطیسی است از لحاظ نوع کارت در رده کارت بدهکار  قرار دارد. از طریق این کارت میزان پرداخت های دارنده کارت از حساب بانکی آن کسر شده و به حساب فروشنده و یا ارائه دهنده خدمات واریز می گردد و در پایان وقت اداری به صورت دسته ای وارد  شبکه بانکی می گردد. بانک ملی در تلاش است که در آینده نزدیک از ملی کارت به عنوان کیف پول الکترونیکی نیز استفاده نماید .

بانک ملی قصد دارد در آینده نزدیک سه نوع کارت اعتباری طلایی ، نقره ای  و سبز که از سطوح اعتباری دو تا ۱۰ ملیون ریال اعتبار برخوردار هستند را به مشتریان خود عرضه نماید. نحوه استفاده از این کارتها بدین گونه است که مشتری پس از استفاده از اعتبار این کارتها به مدت ۱۵ روز امکان پرداخت بدهی خود را به بانک دارد. لازم به توضیح است که این کار در مرحله تهیه دستورالعمل ها و مقررات مربوطه می باشد .

 

۳۵-۲-بانک رفاه کارگران

از جمله اقدامات بانک رفاه کارگران می توان به اطلاع رسانی خدمات بانکی از طریق تلفن و فاکس بانک و پست صوتی ، ارائه خدمات سیستم های کارت ATM شامل سیستم پرداخت الکترونیکی از طریق شبکه کارت هوشمند و مغناطیسی ، دریافت و پرداخت وجوه نقد بصورت Offline,Online  و نیز اتصال به مرکز شتاب و ارائه خدمات فروشگاه از طریق سیستم pos اشاره کرد. علاوه بر این بر اساس نیاز و درخواست مشتریان خود مبنی بر در اختیار داشتن کارت بانکی که امکان دریافت  خدمات بانکی در خارج از کشور را میسر سازد اقدام به تهیه کارت بانکی ارزی بانک رفاه نموده است. این کارت که تحت لیسانس Visa Card قرار دارد در بیش از ۴۰۰هزار دستگاه خودپرداز با علامت VICA در تمام نقاط جهان قابل استفاده است .

مشتریان دارنده این کارت می توانند از تمام خدماتی که صاحبان کارتهای اعتباری VISA در سراسر جهان از آن بهره می گیرند برخوردار باشند. لازم به ذکر است که به دلیل نبودن دستگاه های خود پرداز ATM  ویزا کارت در ایران دارندگان این کارت صرفاَ از طریق اینترنت و بصورت پیوسته می توانند در ایران از این خدمات استفاده نمایند.

 

 

 

۳۵-۳-بانک تجارت

بانک تجارت اقدام به پیاده سازی نرم افزار سیستم جامع کارت و راه اندازی سیستم دستگاه های ATM نموده است  که کلیه عملیات بانکی شامل دریافت ، پرداخت ، انتقال وجه از حساب کارت به یک شعبه بانک تجارت و تغییر رمز و گرفتن حساب از طریق ATM  را انجام می دهد .

از دیگر اقدامات بانک تجارت راه اندازی سیستم تلفنبانک با و ارائه اطلاعات لازم به مشتریان به صورت شبانه روزی  ، ارسال صورت حساب مشتریان از طریق Email  و اینترانت می باشد. که این سیستم گردش حساب ، عملکرد حساب ، تغییر رمز و اطلاعات مربوط به بانک را در اختیار مشتریان قرار می دهد..

همچنین بانک تجارت به منظور تسهیل مبادلات و پرداخت های بین المللی خود به عضویت سوئیفت درآمده است و نیز اقدام به راه اندازی  دستگاه هایPOS  در شعب بانکها و فروشگاه ها و سیستم پرداخت قبوض، دریافت و پرداخت وجه و ارائه صورت حساب و انتقال وجه از حساب کارت مشتری به سایر حسابهای مشتریان از طریق دستگاه های ATM   و نیز سیستم پرداخت قبوض از طریق سیستم تلفن بانک نموده است.

 

۳۵-۴-بانک کشاورزی

بانک کشاورزی طرح جامع اتوماسیون که با نام مهر ( مدیریت هوشمند رایانه ای ) معروف است را به منظور جهت دادن به فعالیت های خود جهت اتوماسیون بانکی  راه اندازی کرده است. طرح مهر با بهره گرفتن از شبکه مخابرالتی ( VSAT  ) و فناوری پیشرفته رایانه ای سعی در ایجاد تحول در کارایی و افزایش فوق العاده ای در توان اجرایی بانک کشاورزی دارد.

یکی دیگر از اقدامات بانک کشاورزی عرضه مهر کارت می باشد. این کارت یک کارت بدهکار بوده و از امتیازات ویژه ای برخوردار می باشد. امتیاز ویژه مهر کارت دومنظوره بودن و استفاده دو گانه از آن است .بدین نحو که هم دارای بخش مغناطیسی و هم واجد بخش هوشمند می باشد. بخش هوشمند مهر کارت به عنوان یک کیف پول الکترونیکی همواره در دسترس مشتریان قرار دارد.

مشتریان می توانند با داشتن مهر کارت به مراکز مجهز که نقطه فروش (POS) اعم از شعبات بانک مرکزی ، فروشگاه ها یا دیگر مراکز خدماتی مراجعه نمایند و حتی در مواقع قطع ارتباط با مرکز به صورت نا پیوسته  عملیات برداشت پول را انجام دهند .

علاوه بر مهرکارت ، کارتهای اعتباری بانک کشاورزی در آینده ای نزدیک با سقف اعتباری مشخص و مزایای معمول و مرسوم کارتهای اعتباری در سه نوع سبز ، نقره ای و طلایی رنگ ارائه خواهند شد. همچنین دیگر فعالیت های بانک کشاورزی عبارتند از :

    • ارائه خدمات دریافت مانده ، دریافت وجه ، انتقال وجه ، دریافت صورت حساب ، واریز حساب از طریق دستگاه های ATM .
    • ارائه سرویس SMS به مشتریان بانک
    • ارائه خدمات به دارندگان کارتهای بدهی از طریق شبکه شتاب
    • ارائه خدمات بانکی تلفنی توسط بانک کشاورزی
    • راه اندازی سیستم های ارسال پیام کوتاه ، ایستا بانک ، اینترنت بانک، اتوماسیون اداری ، اطلاعات مشتری ، تسهیلات شعبه ، پذیرش هوشمند مشتریان و اتوماسیون جامع
    • راه اندازی مرکز کارشناسی ۲۴ ساعته بانکی Call Center )  )
    • ارائه خدمات بانکداری بین المللی از قبیل حواله جات مشتریان ، اعتبارات اسنادی و ضمانت نامه های ارزی ، خرید و فروش با بانک های خارجی ، سپرده گذاری نزد بانکهای خارجی ، سپرده گذاری از بانکهای خارجی و حسابداری حسابهای بانک نزد بانکهای کارگذار خارجی.

حسابداری

بانک توسعه صادرات

بانک توسعه صادرات کارت بانکی یورو کارت[۱]  را که نوعی ابزار ارزی است به منظور جایگزین کردن آن به جای حمل ارز در مسافرت های خارجی ارائه نموده است . این کارت قادر است امکانات خرید پیوسته[۲] را برای دارندگان خود  ایجاد نماید. بدیهی است که این کارت مزایای کارتهای بانکی دیگر را نیز داراست.  دارندگان این کارت با داشتن کد مخصوص می توانند پول نقد به مبلغ روزانه دو هزار مارک ( یا معادل آن ) به سایر ارزها و در مدت یک هفته حداکثر ۵۰۰۰ مارک را برداشت نمایند .

این کارت شامل دو بخش حساب جاری الکترونیکی ( مغناطیسی )  و حساب کیف پول الکترونیکی است .بخش اول آن مربوط به بخش مغناطیسی کارت که با یک نوار سیاه رنگ در پشت کارت نمایان است و بخش دوم مربوط به بخش هوشمند کارت که با یک ریز پردازنده کوچک تعبیه شده روی کارت مشخص می شود .

بانک توسعه صادرات ایران علاوه بر کارت بانکی یورو کارت  ،فعالیت های گسترده ای را اخیرا در جهت بانکداری الکترونیکی و مکانیزه کردن سیستم های عملیاتی خود انجام داده است از جمله :

  • تلفن چک : به وسیله این خدمات ، موجودی هر قطعه چک بطور شبانه روزی می تواند به نفع گیرنده چک مسدود شود و با کمک آن نیازی به حمل پول و چک مسافرتی نیست
  • اخذ صورتحساب از طریق اینترنت : دارندگان حساب می توانند در طول شبانه روز گردش حساب خود را تا یک ساعت قبل از طریق اینترنت مشاهده نمایند .
  • خرید و فروش سهام از طریق اینترنت : امکان خرید و فروش سهام از طریق اینترنت ممکن بوده و نیاز ی به مراجعه حضوری به سالن های بررسی نمی باشد .
  • اجرای اولین مناقصه بین المللی سیستم بانکداری الکترونیکی .

بانک سپه

بانک سپه هم همچون سایر بانکهای کشور در خصوص مکانیزه کردن فعالیت های خود و حرکت به سوی بانکداری الکترونیکی اقداماتی را انجام داده است . که به دو مورد مهم آن یعنی سپه کارت و حسابهای هوشمند بانک سپه اشاره می گردد .

کارت بدهکار  سپه نخستین کارت بدهکار است که در کشور برای ارائه تسهیلات بیشتر به مشتریان عرضه گردیده است. این کارت عملکرد مشابه با کارتهای هم نوع خود را داشته  و با دستگاه های خود پرداز ATM و نقطه فروش POS  در فروشگاه ها و موسسه های مالی قابل استفاده است .

بانک سپه در جهت متمرکز کردن حسابهای پراکنده مشتریان خود و تغییر وضعیت نظام بانکی خود ، از حساب مداری به مشتری مداری در جهت ایجاد کارت ( حسابهای ) هوشمند بانک سپه اقدام نموده است .برداشت ، واریز ، وصول و دریافت وجه چک به حساب کارتهای هوشمند مشتریان در همان لحظه انجام عملیات ، توسط مشتری انجام پذیرفته و این عملیات در صورت وصل نبودن خطوط به صورت نا پیوسته قابل انجام است.  ماحصل تراکنش های موجود در حساب هر فرد به صورت روزانه در سیستم بانکی وارد خواهد شد . سیستم هوشمند بانک سپه ،ویژگی های انجام عملیات بانکی را در انواع حساب های مختلف بانکی اعم از جاری ، کوتاه مدت ، قرض الحسنه و .. دارد. این ویژگی یکی از مزایای عمده این حساب نسبت به انواع مشابه آن می باشد .

از دیگر اقدامات بانک سپه می توان موارد زیر را نام برد :

  • ارائه خدمات SMS به کلیه سپرده گذاران درسطح کشوروارسال خودکارمانده وگردش حسابها بصورت روزانه و در صورت درخواست مشتریان در هر ساعت از روز .
  • ارائه صورتحساب مشتریان سیستم عابر بانک  جاری طلایی و سپرده های کلیه شعب بر روی سایت اینترنتی بانک سپه در تمامی نقاط جهان .
  • اقدام به اتصال بانک سپه به شبکه شتاب به منظور سهولت در دسترسی مشتریان به حساب های خود .
  • توسعه شبکه جاری طلایی به منظور فراهم ساختن دسترسی مشتریان به حساب آنلاین
  • ارائه خدمات تلفنبانک
  • پرداخت قبوض از طریق سیستم تلفنبانک و امکان برداشت وجه و پرداخت  قبوض و قبول چک به حساب مشتریان عابر بانک و انتقال فوری وجه
  • راه اندازی دستگاه های POS در شعب و فروشگاه ها

 

 

 

۳۵-۵-بانک ملت

بانک ملت طی سالهای اخیرباراه اندازی مرکزتحقیقات بانک ملت  این نکته را به خوبی دریافته است که باید خودش را از غالب های سنتی خارج نماید. این مرکز با تشکیل گروه های مختلف کاری تلاشی همه جانبه در جهت تحول در نظام بانک ملت را شروع کرده اند .  در ذیل به پاره ای از مهمترین اقدامات بانک ملت در جهت بانکداری الکترونیکی اشاره می گردد این اقدامات شامل کارت ، آنی بانک ، و تلفن بانک می باشد .

کارت بانک ملت از نوع بدهکاری می باشد. این کارت امکان استفاده از دستگاه خود پرداز  (ATM) در طول شبانه روز را به مشتریان خود می دهد. مراحل کاری و ویژگی های انجام امور بانکی مشابه همتا های خود در کشور است.

سرعت و ایمنی دو مشخصه عمده و مهم در ارائه خدمات بانکی است.  خدمات آنی بانک ملت به مشتریان خود این امکان را می دهد که :

۱- وصول چک های قابل دریافت بانک ملت در سراسر کشور و با مراجعه به شعبی که مشتریان در آن شعبه افتتاح حساب نموده اند انجام پذیرد .

۲- پرداخت و دریافت وجه از انواع حسابهای قرض الحسنه جاری ، قرض الحسنه پس انداز و سپرده سرمایه گذاری  کوتاه مدت از طریق هر یک از شعب بانک ملت بدون مراجعه به شعبه ای که در آن مشتریان بانک افتتاح حساب نموده اند امکان پذیر است.

۳- انجام  خدمات مربوط به حوالجات  با بهره گرفتن از این شیوه قابل حصول است .

یکی از اقداماتی که جهت رسیدن به بانکداری نوین و بانکداری الکترونیکی توسط بانک ملت صورت پذیرفته است تلفنبانک ملت است. این تسهیلات به مشتریان اجازه می دهد که پس از گرفتن شماره تلفن های مشخص و شماره حساب خود و وارد کردن رمز اختصاصی ، اطلاعاتی در خصوص مانده حساب و سه گردش آخر حساب خود دسترسی یابند. این سیستم با دو سیستم تلفنی TONE, PULSE  امکان پذیر است و اجازه تغییر کددسترسی  به اطلاعات رابه کاربران خود میدهد. این خدمات همچنین استفاده ازدورنگاررابرای کاربران میسرمی سازد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:17:00 ب.ظ ]




پرداخت الکترونیکی صورت حسابها

همانگونه که از نامش (پرداخت صورتحسابهای الکترونیکی ) پیداست مکانیزمی است که پرداخت صورتحساب بصورت الکترونیکی و از طریق اینترنت را میسر می سازد . مشتری با بهره گرفتن از این روش می تواند صورت وضعیت و مانده حسابهایش را روی صفحه رایانه ملاحظه کند و همچنین مروری بر صورت حسابهای الکترونیکی کرده و در صورت تمایل فوراَ پرداختها را همانجا انجام دهد.نظام های  پرداخت الکترونیکی  صورتحسابها موجب تحول در فرایند صدور و پرداخت صورتحسابها از حالت کاغذی به الکترونیکی می شود.

دانلود پایان نامه

شرکت آب و برق،شرکت مخابرات،بازرگانان و موسسات مالی می توانند  برای  ارسال صورت حسابها و تراز حساب خانوارها  و مشتریان و دریافت و پرداخت وجوه صورتحسابها و تبادل اطلاعات از این نظام استفاده نمایند کل این فرایند توسط اینترنت انجام می شود .

 

۲-۳۱-۲-اهمیت پرداخت الکترونیکی صورتحسابها

موضوع ارسال و پرداخت صورتحسابها، یک فعالیت اقتصادی پشت صحنه است و به تدریج به فعالیتی بسیار عظیم تبدیل می شود. بر آوردهای انجام شده در چندین گزارش بازرگانی نشان دهنده این واقعیت است که صورتحسابهای دریافت و پرداخت شده توسط خانوارها سالانه بخش عظیمی از مبادلات اقنصادی را در بر می گیرد که شامل صورت حسابهای آب و برق و گاز و تلفن، مسائل بیمه ای، گزارش مانده حسابها و .. است. بخش عظیمی از این پرداخت ها توسط چک های شخصی و اسناد پرداختی دیگر از طریق حضوری و یا از طریق پست انجام می شود .

عکس مرتبط با اقتصاد

شرکت های عرضه کننده نرم افزار و سخت افزار رایانه ای تولید کنندگان تجهیزات مخابراتی و موسسات خدماتی پرداخت ، همگی در جستجوی راه هایی هستند که بتوانند از این هزینه قابل توجه سازماندهی صورتحسابهادر هر سال بهره مند شوند .

با توجه به حجم بسیار زیاد صورت حسابها و مزایای عمده ای که پرداخت الکترونیکی صورتحسابها در بر دارد ، لازم است برنامه ریزان کشور که در زمینه بانکداری الکترونیکی و سیستم های پرداخت الکترونیکی فعالت دارند به این امر توجه ویژه مبزول نمایند.

 

۳۴-بررسی وضعیت بانکداری الکترونیکی در ایران

قبل از بررسی بانکداری الکترونیکی در ایران لازم است به تاریخچه بانکداری در ایران اشاره کوتاهی شود .

۳۴-۱-تاریخچه بانکداری در ایران

بررسی تاریخی نشان می دهد که کشور ما خیلی دیر پا به عرصه عملیات جدید بانکی گذاشته است. در گذشته عملیات نقل و انتقال پول و ضرب سکه و تغییر و تبدیل پول بوسیله صرافها صورت می گرفت و در واقع سیستم قدیم بانکدار ی ایران را سیستم صرافی تشکیل می داده است. عملیات بانکداری در ایران از سال ۱۸۸۸ میلادی با تاسیس شعبه هایی در تهران و چند شهر بزرگ از طرف دو بانک جدید شرق که مرکز آن در هندوستان بود شروع گردید .سپس در سال ۱۸۸۹ که مطابق با ۱۳۰۶ هجری قمری است با امتیاز بارون ژولیوی روتر  بانک شاهنشاهی  ( شاهی ) ایران تاسیس شد و پس از آن بانکهای دیگر به نام بانک ایران و روس و بانک عثمانی در ایران بوجود آمد. ولی کلیه این بانکها از طرف اتباع خارجی و زیر نفوذ سیاست خارجی و استعماری  کشورهای انگلستان و روسیه تزاری اداره می شد تا اینکه سال ۱۳۰۶ هجری شمسی بانک  ملی ایران تاسیس گردید واز آن تاریخ فعالیت بانکی به معنای واقعی درایران بوجود آمدوعملیات بانکی رسماازطرف خودایرانیان تعقیب شد.عملیات بانکی وانتشاراسکناس ابتداتوسط بانک صورت می گرفت و این بدان سبب بود که امتیاز انحصار اسکناس به بارون ژولیوی روتر به مدت بیست سال در تمام خاک ایران واگذار شده بود. (۱۳۷۷-۱۳۰۶ هجری قمری ) پس از آن  در سال ۱۳۰۹ هجری شمسی امتیاز انتشار اسکناس از بانک  به مبلغ ۲۰۰ هزار لیره خریداری و به بانک ملی واگذار گردید. عملیات بانک ملی تا قبل از تاسیس بانک مرکزی به دو قسمت نشر اسکناس و عملیات بانکی تقسیم می شد و برای هر قسمت ترازنامه جداگانه تنظیم می شد. بعد از واگذای حق انتشار اسکناس از بانک ملی به بانک مرکزی ، بانک ملی فقط به  عملیات بانکی پرداخت. بانک مرکزی ایران به موجب قانون هفت خرداد ۱۳۳۹ هجری شمسی تاسیس گردید. تاسیس این بانک به منظور حفظ ارز ش پول و تنظیم اعتبارات و انتشار پول بود. این وظایف تا سال ۱۳۳۹ هجری شمسی به عهده بانک ملی بود ولی بانک  ملی به علت وظایف متنوع اغلب موفق به انجام وظایف اصلی خود که حفظ ارزش پول و تنظیم اعتبارات است نمی گردید. از این نظر در سال ۱۳۳۹ وظایف بانک ملی محدود به عملیا ت بانکی شد و انحصار انتشار اسکناس و نظارت در گردش پول به بانک مرکزی واگذار گردید.

۳۴-۲- بانکداری الکترونیکی در ایران

همانگونه که قبلا اشاره شد بانکداری الکترونیکی دو قید و محدودیت خدمات بانکی سنتی یعنی زمان و مکان را از بین برده است. در سیستم سنتی بانکی  گسترش  ساعات بانکی و شعب بانکها عامل تسهیل کننده خدمات رسانی بانکی به شمار می رفت. هم اکنون با گسترش روز افزون بانکداری الکترونیکی این معیار ها اهمیت و ارزش خود را از دست داده است. با توجه به پیشرفت های سریع فناوری اطلاعات و ارتباطات ، اغلب کشورها با بهره گرفتن از این فناوری نظام بانکداری  خود را الکترونیکی کرده اند. جمهوری اسلامی ایران نیز از دهه های ۶۰  و ۷۰ شمسی تلاش های زیادی را در جهت استفاده از سیستم های رایانه ای در بانکها انجام داده است اما بنا بر دلایل متعدد ایجاد این سیستم ها نتایج قابل قبولی را در بر نداشت و تا کنون با عث حذف دفاتر حسابداری و یا کاهش هزینه های واقعی پردازش اطلاعات نگردیده است .به همین سبب هر چند سیستم های نوینی مانند کارتهای بانکی یا حسابهای هوشمند جدا از حسابهای جاری و یا پس انداز بانکها ایجاد شد ولی ارتباط آن با سیستم سنتی از طریق صدور یک سری سند و به صورت دستی انجام می پذیرد .

حسابداری

 

۳۴-۳-کارتهای بانکی در ایران

استفاده از کارتهای بانکی در ایران قبل از انقلاب به میزان محدودی رواج داشت. این کارتها توسط موسسات بین المللی مثل ویزا و مستر کارت ارائه می شد که جنبه بین المللی نیز داشتند .علاوه بر آن قبل از انقلاب تعداد بسیار محدود ماشینهای ATM   توسط بعضی از بانکها وارد کشور گردیدند ولی عملا مورد استفاده قرار نگرفتند. بنا بر این تا قبل سال ۱۳۶۹ اقدام جدی جهت استفاده از کارت در ایران صورت نگرفت تا آنکه در آنسال مطالعات و بررسی هایی توسط بانک تجارت بخصوص در زمینه تطبیق قوانین موجود بانکی و نحوه استفاده از کارت صورت گرفت و نهایتا در سال ۱۳۷۰ این بانک توانست اولین کارت بانکی را در ایران صادر نماید که به طرح چک کارت بانک تجارت معروف شد.  این کارت ماهیتا یک کارت بدهکاری  می باشد. برای صدور این کارت متقاضی به بانک مراجع می کند و یک حساب سپرده در بانک افتتاح می نماید و به میزان مبلغ واریزی به حساب اعتبار به کارت تعلق می گیرد . پیرو این اقدام  بانک تجارت ، بانک سپه در سال ۱۳۷۱ با نصب ۷ دستگاه ماشین خود پرداز(ATM) کارت بانکی صادر نموده و به ارائه خدمات کارت بانکی پرداخت .پس از آن به تدریج سایر بانکها دست به کار شدند و اقدام به ارائه کارت بانکی نمودند. کارتهایی که تا بحال توسط بانکهای داخلی صادر شده است کارت بدهکار  می باشند زیرا اولا برای  دریافت کارت باید حساب افتتاح نمود و به مبلغ کارت سپرده واریز کرد و ثانیا این کارتها بیشتر برای ماشین های خود پرداز (ATM) کاربرد دارند . به غیر از بانکها ، طی سالهای اخیر مؤسسات دیگری نیز اقدام به تولید و صدور کارتهای بانکی نموده اند که نمونه بارز آن ، کارتهای  موسسه امین و کارتهای ثمین می باشد. کارت تلفن هم نمونه ای از این کارت می باشد که برای پرداخت هزینه مکالمات تلفنی استفاده می شود .

سیستم یکپارچه بانک ملی ایران ( سیبا )  تلفیقی از دو سیستم کارتهای بانکی (ملی کارت) و حساب جاری الکترونیکی می باشد. به عبارت دیگر در این سیستم حساب جاری ( حساب چک ) و حساب کارت مشتری در اصل یک حساب مشترک می باشد.  بنا بر این مشتری هم می تواند  از دسته چک و هم از کارت جهت انجام عملیات بانکی خود استفاده نماید .

کارت ثمین که توسط شرکت ایز ایران تولید شده است . این کارت ۲۰۶ بایت حافظه و یک تراشه ( CHIPS)  را در خود جای دارد.  تهیه  این کارت به این نحو است که افراد کارمند در مؤسسات یا ادارات دولتی و یا سازمانهای معتبر از سازمان خود تقاضای کارت می نمایند موسسه ذیربط مربوطه  همراه با اطلاعات مورد نیاز و تعهدات لازم را برای شرک ایز ایران ارسال می کند. شرکت ایز ایران کارتی حداکثر معادل ۸۰ درصد حقوق فرد صادر می کند. افراد حقیقی نیز می توانند با مراجعه به موسسه های مالی و اعتباری حدود دو برابر مبلغ اعتبار درخواستی را بصورت اسناد مالی  و وثیقه قرار بدهند و با بهره گرفتن از اعتبار آن از موسسه صادر کننده کارت ، کارت دریافت نمایند. پس از دریافت کارت ، دارنده کارت می تواند به فروشگاه های خاصی مراجعه نماید و کالای مورد نظر خود را خریداری نماید و یک تا ۳ ماه بعد بدهی خود را پرداخت نماید در صورت عدم پرداخت بدهی خود ، کارت وی از درجه اعتبار ساقط می گردد. فروشنده نیز پس از انجام معامله پس از دو روز می تواند با ارائه صورتحساب فروش ،مبلغ صورتحساب خود را پس از کسر ۲درصد کارمزد ایز ایران دریافت نماید. در صورت مفقود شدن کارت یا سرقت رفتن آن پس از اطلاع یافتن شرکت ،کارت غیر قابل استفاده خواهد بود.  گسترش استفاده از کارتها در ایران با مشکلات و موانع زیادی روبرو است یک دسته از مشکلات ، مشکلات سخت افزاری می باشد .منظور از سخت افزار دستگاه های خود پرداز (ATM) نقطه فروش( POS)   و سایر دستگاه های مورد نیاز می باشد علاوه بر این موضوع قیمت هنگفت چنین دستگاه هایی سبب شده است که بانکها در کلیه شعب خود این دستگاه ها را نصب ننمایند .

علاوه بر مشکلات سخت افزاری ، مشکلات نرم افزاری نیز در بانکها وجود دارد. بعلت اینکه بانکها از نرم ا فزارهای مشابهی استفاده نمی کنند  تبادل اطلاعات با مشکل مواجه است.

علاوه بر معظلات مطرح شده ،مشکل عمده کاربرد کارتها فقدان زیر ساختهای الکترونیکی لازم در بانکها و موسسات مالی است. زیرا بانکها و موسسات مالی از سیستم های سنتی استفاده می کنند در نتیجه استفاده از کارتهای بانکی محدود می گردد. این موضوع سبب شده که بانکها سیستم های کارت کاملاَ مجزا از سیستم بانکی خود تعریف نمایند و همچنین کارت یک بانک در بسیاری از موارد و خدمات توسط بانکهای دیگر قابل پذیرش نباشد .

گسترش و رواج بعضی از کارتها مثل کارتهای اعتباری بعلت قانون بانکداری بدون ربا از لحاظ قانونی و شرعی با مانع روبرو است .

یکی از معظلات مهم دیگر نداشتن قانون جامع برای انتقال الکترونیکی وجوه ( EFT) در کشور می باشد که گسترش این کارتها را با مشکل جدی مواجه خواهد ساخت .

مشکل فرهنگ استفاده ، امنیت کارتها ، تقلب ، سرقت ، شیوه رسیدگی به تخلفات و فرایند قضایی مربوطه از موانع موثر در گسترش کارتها در ایران می باشد. زیرا باعث ایجاد جو عدم اطمینان  و اعتماد در بین مردم می شود.

یکی از استفاده های مهم کارتها در تجارت بین المللی می باشد .کارتهای صادر شده در ایران در سطح ملی و محدود کاربرد دارند. محدودیت کاربرد آنها مانع در گسترش استفاده از این کارت ها می شود .

بعضی از موانع فوق مربوط به عدم دست یابی فناوری پیش رفته اطلاعات و ارتباطات است که به علت تحریم اقتصادی آمریکا بر علیه جمهوری اسلامی ایران تشدید شده است.حال که مشکلات و معظلات کارتها در ایران بررسی شد پیشنهاداتی برای بهبود وضعیت کارتها ارائه می گردد.

بطور خلاصه برای گسترش استفاده از کارتها اقدامات زیر پیشنهاد می گردد :

  • حرکت بانکها از بانکداری سنتی به بانکداری الکترونیکی .
  • هماهنگ کردن سخت افزارها و نرم افزارهای بانکها.
  • ایجاد زیر ساختهای لازم برای انتقال الکترونیکی وجوه در ایران
  • تجدید نظر در قوانین بانکی و وضع قوانین لازم در خصوص انواع کارتهای بانکی
  • ایجاد فرهنگ لازم جهت استفاده از کارتها.
  • فراهم آوردن امکان استفاده از کارتها در تمامی مکانها ، بانکها و فروشگاه ها
  • برقراری ارتباطات بین المللی بانکها و بین المللی کردن استفاده از کارتها .
  • ایجاد مرکز تهاتر و تسویه بین بانکی کارتها

 

۳۴-۴-شبکه تبادل اطلاعات بانکی (شتاب )

یکی دیگر از اقدامات نظام بانکداری ایران برای ایجاد زمینه راه اندازی بانکداری الکترونیکی طرح شبکه تبادل اطلاعات بانکی شتاب  می باشد . از آنجایی که تبادل الکترونیکی وجوه مختص به یک بانک نیست و همانگونه که در شیوه سنتی تبادل وجوه نقدی ، حسابها بین بانکها از طریق اتاق پایاپای انجام می پذیرد برای تبادل الکترونیکی وجوه بین بانکها نیز چنین مکانیزمی بطور الکترونیکی مورد نیاز است. برای این منظور بانکها به شبکه الکترونیکی جدیدی که مانند اتاق پایاپای برای بانکها  عمل کند نیازمند می باشند. وظیفه تبادل اطلاعات بانکی در سطح بین المللی و خارج از کشور به عهده شبکه های بین المللی به خصوص سوئیفت  است. اما در داخل کشور و با توجه به ارتباط بین بانکهای داخلی سوئیفت کارایی و ویژگی های لازم را برای این کار ندارد. به همین منظور شبکه ای به نام شتاب ( شبکه  تبادل اطلاعات بانکی ) در نظر گرفته شده که این خلأ را پر نماید. شرکت خدمات انفورماتیک  به عنوان سازمان اجرایی طرح اتوماسیون سیستم بانکی ، اقدام به طراحی مرکز شتاب با اخذ مجوز از شورای عالی بانکها در سال ۱۳۷۷ کرده است. در این مرکز شرایط ، مقررات ، آیین نامه ها و استاندارد پیامها تدوین گردیده است. محدوده خدمات این مرکز دستگاه های نقطه فروش (POS) ، خود پرداز (ATM) ، PINPAD و همچنین ارائه خدمات تجارت الکترونیکی است.

مرکز شتاب پس از بررسی و مطالعه مراکز سوئیچ کشورهای پیش رفته و بکار گیری تجربیات آنها به وجود آمده است. سیستم نرم افزار بکار گرفته شده بر اساس سیستم عامل  indows,UNIX W با پیروی از پروتکل TCP /IP  بنا شده است و از معماری خادم و مخدوم[۱] با پیکربندی سوپر سرورهای قدرتمند استفاده می نمایند.

 

۳۴-۵-مرکز هماهنگی تبادل اطلاعات بین بانکی ( مهتاب )

شبکه مهتاب تقریبا مشابه شبکه شتاب است و هدف آن تسهیل تبادلات بین بانکی الکترونیکی و سایر خدمات بانکداری الکترونیکی و انتقال الکترونیکی وجوه در ایران می باشد. این طرح توسط شرکت سداد  دنبال می شود و از سوی بعضی از بانکهای داخلی از قبیل بانک ملی و ملت مورد حمایت قرار می گیرد. هر چند که طرح شبکه مهتاب در کنار طرح شبکه شتاب می تواند موجب افزایش رقابت و بالا بردن کیفیت شبکه گردد ولی در شرایط فعلی با توجه به مشکلات و موانع موجود در راه بانکداری الکترونیکی در ایران تا حدودی باعث نا هماهنگی  و اصراف منابع می گردد.

 

 

۳۴-۶-سوئیفت ( SWIFT)

یکی دیگر از اقدامات نظام بانکداری ایران در جهت حرکت بسوی بانکداری الکترونیکی پیوستن به سوئیفت بود. ایران در سال ۱۳۷۱  به عضویت سوئیفت درآمد و در سال ۱۳۷۲ به شبکه سوئیفت متصل شد .

سوئیفت را می توان نقطه شروع بانکداری الکترونیکی در ایران دانست هر چند پیوستن به سوئیفت مزایای شاخص و گسترده ای در پی دارد، مع الوصف از سوی بانکهای ایران با کندی مورد استقبال قرار گرفت. با رواج سوئیفت مفاهیم ارتباط الکترونیکی و ارسال و دریافت پیامهای مالی از طریق به کار گیری فناوری رایانه ای و شبکه مخابراتی مطمئن جای خود را در فعالیت های بانکی ایران باز نمود.

تمامی اعضای سوئیفت در یکی از بانکهای مورد نظر سوئیفت دارای حساب می باشند و حق برداشت از این حسابها توسط اعضاء به مؤسسه سوئیفت  داده شده است. موسسه سوئیفت حق اشتراک سالانه اعضا ، هزینه تجهیزات و جزواتی را که برای اعضا ارسال میدارد را از این حسابها برداشت می نمایند  .

بانکهای ایرانی در حال حاظر از انواع پیام های سوئیفت از جمله  پیامهای مربوط به حواله شخصی ، ارسال منابع بین بانکی ، پیامهای مربوط به وام ، اعتبارات اسنادی ، وصولی ها و پیامهای غیر مالی استفاده می نمایند .

 

 ۳۴-۷-VSAT[2]

در حال حاضر خط ارتباطی ماهواره ای بانکداری الکترونیکی در ایران توسط VSAT   انجام می گیرد. این شبکه که متولی بر پایی آن شرکت خدمات انفورماتیک ایران است تمام حجم ارتباتاط ماهواره ای تبادل بانکی را انجام می دهد .

پس از تصویب طرح اتوماسیون بانکی در شورای عالی  بانکهای کشور در سال ۱۳۷۱ بررسی های کارشناسی گسترده ای به منظور انتخاب و استقرار بستر مخابراتی مناسب برای این پروژه عظیم ملی ، با در نظر گرفتن مشخصه های اختصاصی شبکه مخابرات بانکی آغاز شد. نتیجه آن پیشنهاد ایجاد یک شبکه ارتباطی اختصاصی مطمئن با پوشش جغرافیایی وسیع در قالب شبکه ماهواره ای VSAT  بود.

شیوه کار این شبکه بدین ترتیب است که در مرحله اول شبکه با ساختار ستاره ای[۳] سرویس انتقال اطلاعات را برقرار می کند.  ساختار ستاره ای شبکه از یک ایستگاه اصلی به نام مرکز (HUB) و تعداد بسیاری از ایستگاه های کوچک به نام VSAT تشکیل شده است .در این نوع شبکه ارتباط ایستگاه های VSAT  تنها با مرکز (البته بطور دو طرف) ممکن می باشد و دو ایستگاه نمی توانند با یکدیگر ارتباط برقرار نمایند این مشخصه موجب گردیده است تا ایستگاه های VSAT  به تجهیزات با هوشمندی کمتری  جهت راه یابی اطلاعات رقمی مجهز گردد و نه تنها آنها را بسوی رایانه میزبان[۴]  روانه می کند.

بلکه کنترل ترافیکی کلیه ایستگاه های VSAT از نظر اعمال پارامتر های لازم جهت برقراری ارتباط و اطلاع از سلامت  یا خرابی آنها را نیز به دعهده دارد .

مشخصات شبکه VSAT به قرار ذیل است :

۱- VSAT  یک محیط مخابراتی دیجیتال است که به منظور ارتباط رایانه ها و انقال داده ها طراحی شده است . بهترین محیط برای انتقال اطلاعات دیجیتال است و حتی در این شبکه سیگنالهای صحبت تلفنی و تصویری که طبیعتا آنالوگ هستند  از مزایای انتقال دیجیتال بهره مند می شوند .

۲ – در شبکه VSAT   اجزاء شبکه در محدوده حفاظت شده ممکن بانکها قرار دارند و از دسترسی دیگران دور است .به عبارت دیگر دسترسی افراد غیر مجاز به اطلاعات و یا تزریق اطلاعات به شبکه عملا غیر ممکن است و به این سبب شبکه از امنیت اطلاعات بسیار خوبی برخوردار است.

۳- این شبکه ضریب اطمینانی بالاتر از ۹۵/۹۹% را داراست. در حالی که ضریب اطمینان شبکه های عمومی حدود ۸۵%  می باشد.

۴- برای اتصال یک نقطه جدید به شبکه VSAT   بیش  از چند ساعت زمان لازم نیست.  و از نقطه جدید در هر کجای ناحیه تحت پوشش ماهواره ای که باشد اتصال برقرار می شود .

۵- از دیگر مشخصات این شبکه انعطاف پذیری، سرعت و کیفیت مطلوب ارتباط و همینطور ارائه همزمان سرویسهای داده ها و تصویر و پوشش وسیع جغرافیایی آن است .

با توجه به خصوصیات ذکر شده، میزان تطابق این شبکه با نیازهای مخابرات بانکی  به وضوح قابل مشاهده است .می توان کاربردهای آنرا در شبکه بانکی به دو صورت ملاحظه نمود :

۱- کاربرد های پیوسته [۵] :  که شامل اتصال به نقطه فروش ( POS)  و خود پرداز (ATM) و بستری مناسب جهت بانکداری الکترونیکی پیوسته ، ارتباط صوتی ، اینترنت و اینترانت  می باشد .

۲- کاربردهای نا پیوسته [۶]  : برای انتقال فایل و توزیع نرم افزار در زمان پایین بودن ترافیک شبکه بعد از ساعات اداری مورد استفاده قرار می گیرد .

 

۳۴-۸-سیستم های یکپارچه بانکی

یکی از اقدامات مهم بانکهای کشور ایجاد و راه اندازی سیستم های یکپارچه بانکی می باشد. بانک ملی  ایران اولین بانکی بود که سیستم یکپارچه بانکی ( سیبا ) خود را راه اندازی نمود.  این سیستم تلفیقی از دو سیستم کارتهای بانکی ملی کارت  و حساب جاری الکترونیکی می باشد. به عبارت دیگر حساب جاری ( حساب چک و حساب کارت )  مشتری هر دو در اصل یک حساب مشترک بوده ومشتری میتواندبرای استفاده ازحساب مزبور هم ازدسته چک خودوهم کارت استفاده نماید.

علاوه بربانک ملی سایربانکهای کشورنیزاقداماتی را در این زمینه شروع کرده اند به عنوان نمونه بانک صادرات ایران طرح سپهر را از اسفند ماه ۱۳۷۹ آغاز نموده است و بانک کشاورزی طرح جامع اتوماسیون خود را با نام مهر ( مدیریت هوشمند رایانه ای( به اجرا در آورده است.

[۱] Client Server Architecture

[۲] Very Small Aperture Terminals

[۳] Star

[۴] Host Computer

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:16:00 ب.ظ ]




پول الکترونیکی

هنگامی که برای اولین بار فلزات ( طلا و نقره ) به صورت سکه ضرب شدند پول به عنوان وسیله پرداخت مطرح شد و سه مشخصه اصلی که آنرا از دیگر موارد مشابه جدا می ساخت عبارت بودند  از راحتی و سادگی و سرعت استفاده .

هم اکنون ابزار جدیدی به عنوان وسیله مبادله در حال شکل گیری است و در آینده ای نزدیک جای پول کنونی و سنتی را خواهد گرفت چرا که اعتقاد بر این است که از پول موجود بهتر است. این ابزار جدید پول الکترونیکی نام دارد در این بخش مفهوم ، مزایا و معایب و انواع پول الکترونیکی ارائه خواهد شد .

تحقیق - متن کامل - پایان نامه

 

۲۶-تعریف پول الکترونیکی[۱]

پول الکترونیکی با اسامی مختلف   emoney  , digital money  , ecash   به انگلیسی و در فارسی با عباراتی نظیر پول بر پایه اطلاعات ، پول غیر قابل لمس ، پول رقمی و پول الکترونیکی ساخته شده است. هویت پول الکترونیکی از لحاظ ساختاری عبارت است از بیت های موجود در حافظه رایانه که دارای ارزشی برابر با ارزش پول نقد می باشد .

پول الکترونیکی مانند کارتهای اعتباری ، چک الکترونیکی و موارد مشابه ان فقط حاوی اطلاعات پولی نیست  بلکه دارای خاصیت پول حقیقی است. وجه نقد الکترونیکی روشی برای پرداخت های رایانه ای و اینترنتی می باشد. بدین نحو که یک فرد می تواند با انتقال یک عدد از یک رایانه به یک رایانه دیگر کالا یا خدمات مورد نیاز خود را تهیه کند. این اعداد که نشان دهنده جمع پول واقعی فرد است، بصورت کد درآمده و حالت استعاری دارد .

یکی از شیوه های مورد استفاده پول الکترونیکی کش نت [۲] می باشد  روش عمل کش نت ( شبکه پول الکترونیکی ) عموما به این نحو است که استفاده کننده شماره ای مجرد از کش نت خریداری می کند. این شماره معرف ارزش پولی است و تنها برای مالک آن قابل تعریف می باشد. دارنده می تواند هر آنچه را که می خواهد در هر کجا خریداری نموده و پس از ارسال آن به فروشنده کالا و خدمات ، قابلیت استفاده مجدد آن برای فروشنده وجود دارد. بنا بر این فروشنده می تواند آنرا از طریق کش نت نقد نماید یا در گردش معاملاتی از آن استفاده کند. این پول از طرق مختلف قابل خریداری است و از آنجاییکه این پول در سطح جهان رایج است از تمام مراکز اقتصادی و بانکی قابل تهیه است .

عکس مرتبط با اقتصاد

پول الکترونیکی وسیله ای عمومی و چند منظوره برای پرداخت است. بطور کلی پول الکترونیکی عبارت است از ارزش پولی ذخیره شده که به شکل دیجیتالی نگهدار ی می شود و برای پرداختهای آنی در معاملات در دسترس می باشد .

نقشها و وظایف پول الکترونیکی عبارت است از :

۱ – پول الکترونیکی ارزش را بصورت اطلاعات دیجیتالی و بدون وابستگی به حساب بانکی در خود نگه می دارد .

۲- پول الکترونیکی می تواند از طریق انتقال اطلاعات دیجیتالی، ارزش را به دیگری منتقل نماید .

  • پول الکترونیکی برای پرداخت های از راه دور مخصوصا در شبکه های عمومی (مثل شبکه های ارتباطی و اینترنت ) بسیار مناسب است .

۴- در بعضی موارد پول الکترونیکی نیازی به طرف سوم برای نظارت و تایید معامله ندارد.

۵- پول الکترونیکی برای پرداخت های با مبالغ کم ( کم ارزش ) مناسب می باشد.

 

۲۷-اهمیت و مزایای پول الکترونیکی

با نظر به این واقعیت که تجارت الکترونیکی اکنون با شتابی روز افزون در حال گسترش می باشد، هر چند پیش بینی ها و بر آوردهایی که در گزارشهای مختلف ارائه شده ارقام متفاوتی را نشان می دهد، اما همه اتفاق نظر دارند که طی سالهای آینده حجم تجارت الکترونیکی به شدت افزایش خواهد یافت و در این بین ابزار پرداخت و نقل و انتقال الکترونیکی پولی نظیر کارتهای اعتباری ، چکهای الکترونیکی و پول الکترونیکی ، سهم عظیمی را به خود اختصاص خواهند داد .

اگراین تصورراقبول کنیم که دردنیای دیجیتال واینترنت آینده پول الکترونیکی جای پول سنتی راخواهد گرفت، به اهمیت و نقش آن در آینده ای نزدیک بیشتر پی خواهیم  برد .

پول الکترونیکی نسبت به پول معمولی و سایر ابزارهای پرداخت الکترونیکی از مزایای برجسته ای برخوردار است که به پاره ای از مزایای آن در ذیل اشاره می شود :

۲۷-۱-انتشار آزاد پول خصوصی

هایک در اثر کلاسیکی که در سه دهه پیش از این  منشر ساخت از ملیت زدایی پول نام برد و تاکید کرد که مهمترین پیامد اقتصادی پول الکترونیکی انتشار آزاد پول خصوصی از سوی بانکهای تجاری است. این بدان معناست که با گسترش روز افزون این روند انتشار پول و عرضه آن تنها به عهده بانک مرکزی یک کشور نیست و حتی بانکهای خصوصی هم آزادی و اجازه انتشار پول را خواهند داشت و این امر در سیاست پولی تاثر بسزایی در بر خواهد داشت  .

۲-۲۷- قابل حمل و جابجایی  ( عدم وابستگی به مکان )

از دیگر مزیتهای پول الکترونیکی این است که پول الکترونیکی در هر مکان و زمان قابل استفاده مالک خود می باشد و محدودیتی برای استفاده از آن وجود ندارد و از طرف دیگر به راحتی و سرعت و دقت بالا قابل جابجایی از یک نقطه به نقطه دیگر می باشد

۳-۲۷-  قابل گردش و چرخش نامحدود ( تا زمان از بین رفتن خود آن)

پس از صادر کردن شماره پول الکترونیکی، مالک شماره می تواند از طریق اینترنت هر چیزی که در توان دارد را بخرد .پس از خرید آن در شبکه cashnet  فروشنده بلافاصله شماره را دریافت و می تواند در همان شبکه پول الکترونیکی خود را نقد یا در چرخه خرید و رد و بدل پولی به فرد دیگری انتقال دهد. بدین نحو پول الکترونیکی تا زمان نامحدود و تا وقتی که پول مفقود یا به سرقت نرفته قابلیت کاربرد خو درا حفظ میکند.

۴-۲۷- قابلیت اعتماد و اطمینان به آن ( امنیت )

پول الکترونیکی مشکلات مربوط به سوء استفاده از کارتهای اعتباری اشخاص را از بین می برد و بعلاوه از آنجا که برای هر پول الکترونیکی کش نت ،یک شماره وجود دارد و به کمک ارقام منفرد که تنها یک بار مورد استفاده قرار می گیرد ارائه می شود، لذا  جعل آنها دشوار است و در برابر هر گونه کلاه برداری ایمن است و از طرفی مشتری  با بهره گرفتن از پول الکترونیکی نسبت به تعداد کالایی که از طرف فروشنده برای او فرستاده خواهد شد اطمینان حاصل خواهد کرد و اشتباهی صورت نخواهد گرفت .

۵-۲۷- نامشخص بودن هویت

در این سیستم به خریدار کش نت ( دارنده پول الکترونیکی ) تضمین داده می شود که هویت وی کاملا ناشناس باقی مانده و برای وی هیچ گونه تبعات و عواقب منفی بعد از خرید در پی نخواهد داشت .در واقع استفاده کننده اگر قصد مخفی نمودن هویت خود راداشته باشد می تواند از دستگاه پخش کننده  اتوماتیک  پول  یا از سیستم کش نت که به شیکه متصل است و یا از طریق شبکه بانکی که در آن حساب دارد اقدام به تهیه آن نماید. بدین ترتیب پول الکترونیکی غیر قابل رد یابی می باشد .

۶-۲۷- قابلیت کار در حالت ناپیوسته

یکی دیگر از ویژگی های پول الکترونیکی ، قابلیت پرداخت بصورت ناپیوسته می باشد. ضمن داشتن این قابلیت این امکان را به کار بر خود می دهد که بدون اینکه مستقیما بانکی را در گیر کند معامله را انجام دهد. در این روش مشتری می تواند امور پولی و تبادل مالی خود را بدون مراجعه به بانک یا موسسه مالی مرجع انجام دهد .

۷-۲۷- قابلیت استفاده دوتایی یا چند تایی

چند مشتری می توانند بها  یا نرخ کالا یا خدماتی که می خواهند بخرند را بین خود تقسیم نموده و هر کدام از کاربران  بخشی از هزینه آنرا بپردازد. این روش  در سیستم هایی که مبتنی بر کارتهای اعتباری است امکان پذیر نیست و از طریق کارت، کل هزینه یکجا و همزمان باید پرداخت شود در واقع از طریق پول الکترونیکی هم می توان پول را کامل پرداخت نمود و هم کل مبلغ را از طریق مجموع مقادیر چند پول الکترونیکی پرداخت نمود .

۸- ۲۷-قابل تقسیم شدن

پول الکترونیکی قابل خرد شدن به مقادیر کوچکتر را دارد بدین معنا که برای سهولت در انجام معاملات خرد یا خرید های جزیی پولهای الکترونیکی مقادیر بسیار خرد را برای استفاده مشتریان فراهم می نمایند .

۹- ۲۷-قابلیت همگانی بود

امروزه تعداد زیاد ارئه کنندگان پول الکترونیکی ،گسترش استفاده از آن را نشان می دهد. پول الکترونیکی در منطقه وسیع تجاری شناخته شده و قابل قبول می باشد. از طرفی همه افراد می توانند از آن استفاده نمایند این ویژگی در دو ابزار پرداختی دیگر نظیر دسته چک یا کارت اعتباری که فقط به افراد یا سازمانهای خاص تعلق دارد  دیده نمی شود .

۱۰-۲۷- ساده بودن  و کاربر پسند بودن

استفاده از پول الکترونیکی هم برای ارائه دهنده و هم برای گیرنده آن بسیار ساده و آسان است. این روش احتیاج به رمز نگاری با رتبه زیاد نداشته و همینطور به اطلاعات زیاد و راهنمایی پیچیده ای برای کاربران نیازی ندارد .

۱۱-۲۷- هزینه کم

انتشار پول الکترونیکی باعث حذف هزینه های ارائه خدمات ( که صرف استخدام کارمندان برای ارئه سندهای مالی و .. می باشد ) می شود علاوه بر آن هزینه های ضرب مسکوک و چاپ اسکناس را کاهش می دهد. بنا بر این یکی از پیامد های این مسئله به حفظ بیشتر سرمایه ملی می انجامد .

۱۲-۲۷- آزاد بودن و عدم وابستگی سیاسی

به علت اینکه هیچ مرزی برای اینترنت نمی توان در نظر گرفت لذا انتقال پول الکترونیکی در چارچوب یک کشر محدود نمی شود. بنا بر این هیچ کشور یا سیاست خاصی نمی تواند رو ی آن اعمال سلیقه کند و برای آن محدودیت ایجاد نماید .

۱۳-۲۷- محدود بودن مقدار پول

با توجه به اینکه  کاربر مقدار کمی پول در این روش استفاده می کند در صورت مفقود و یا از دست دادن آن به هر نحو ضربه و اثر منفی کمتری به او وارد می شود .

۱۴-۲۷- بهبود دادو ستد

یکی از پیامدهای استفاده از پول الکترونیکی بهبود دادوستدمی باشد. به علت مزایایی نظیرریسک کمی ، که درانجام دادوستدبه این روش وجودداردوعلت آن رادرمبالغ محدودی که درپول الکترونیکی موجوداست میتوان جستجوکردوهمچنین زمان کمی که مشتریان به هنگام پرداختها صرف می کنند وامنیتی که درانجام پرداخت وجود دارد ،همه این عوامل موجب کارآمد تر کردن معاملات می شود و مجال بیشتری را برای فعالیت های اقتصادی فراهم می آورد.

۱۵- ۲۷-سرعت

خصوصیات پول الکترونیکی نظیر ناشناس بودن و قابلیت اطمینان آن سبب می گردد که فرایند تجارت در شبکه اینترنت با سرعت بیشتری انجام شود و زمان کمی جهت نقل و انتقال آسان پول الکترونیکی صرف شود .مجموع این ویژگی های باعث تسریع در فرایند تجاری می شود .

 

۲۸-انواع پول الکترونیکی

پول الکترونیکی را به شیوه های مختلف تقسیم بندی می نمایند در یکی از تقسیم بندی ها  پول الکترونیکی را به دو دسته تقسیم می نمایند :

۱-۲۸- پول الکترونیکی شناسایی شده

این نوع پول الکترونیکی حاوی اطلاعاتی در باره هویت مالک آن می باشد که تا     حدودی مانند کارتهای اعتباری است. این پولها دارای قابلیت رد گیری می باشند و هویت دارنده آن قابل شناسایی است. قابلیت استفاده این پول در دو روش پیوسته  و نا پیوسته  امکان پذیر است .

۲-۲۸- پول الکترونیکی غیر قابل شناسایی ( بی نام و نشان )

این نوع پول دیجیتالی خصوصیت مخفی بودن هویت فرد دارنده اش را در بر دارد و از این لحاظ درست مانند پول کاغذی سنتی عمل می کند. هنگامی که پول دیجیتالی از حسابی برداشت شد بدون باقی گذاشتن هیچ اثری می تواند آنرا خرج نماید.  با توجه به این نکته که هنگام ایجاد کردن پول دیجیتالی از امضاهای نامشخص استفاده می شود امکان پی گیری آن برای هیچ بانکی وجود ندارد.

هر کدام از پولهای الکترونیکی فوق الذکر به دو دسته پول الکترونیکی پیوسته  و پول الکترونیکی نا پیوسته تقسیم می شوند.

 

۲۹-معایب و پیامد های منفی پول الکترونیکی

علی رغم مزیت های آشکار و قابل توجه پول الکترونیکی و اثرات بسیار مثبت آن بر امر تجارت ، به کار گیری این نوع پول در اقتصاد دارای معایب و پیامد های منفی نیز می باشد. که ذیلا به پاره ای از آنها اشاره می کنیم :

۱ –۳۰- عدم امکان رد یابی پرداختهای پول الکترونیکی

بر خلاف معاملات با کارتهای اعتباری که نام کار بر به حسابش پیوند خورده است در پولهای الکترونیکی بی نام و نشان ، هویت مالک کاملا مخفی است و در صورت به سرقت رفتن یا موارد قانونی مشابه که نیاز به رد گیری و پیگیری آن باشد شناسایی هویت دارنده پول غیر ممکن به نظر می رسد .

۲-۳۰- مشکل جعل سازی

همانگونه که در تعریف پول الکترونیکی مطرح گردیده است پول الکترونیکی شامل چند دسته بیت رایانه ای است .به همین سبب کپی کردن آن و جعل سازی آن ساده بنظر می رسد. در سیستم ها ی پول الکترونیکی  پیوسته  و نا پیوسته راه کارهای مناسبی برای رفع این مشکل تمهید شده است. با وجود اینکه در هر دو نوع ، بانک قادر است گردش پول الکترونیکی را در اقتصاد پیگیری کند و چیزی را که هر شخص می خرد ، محل ، زمان و مبلغ خرید را مشخص می کند. در حالت خالی بودن پول در سیستم نا پیوسته هویت خرج کننده اصلی پول نامشخص است و به دنبال آن مسیری که پول در بازار پیموده است مشخص نیست .

 

۳-۳۰- ایجاد اختلال در عرضه پول

می دانیم که در تجارت با پول الکترونیکی مرزهای ملی از بین خواهد رفت و بانکهای خصوصی هم قادرند پول الکترونیکی عرضه کنند. لذا بانکهای مرکزی قدرت خود را در کنترل عرضه پول تا حدودی از دست می دهند و این عامل موجب ایجاد اختلال در عرضه پول  خواهد شد .

از طرف دیگر با گسترش روز افزون تجارت از طریق اینترنت ، پول الکترونیکی از طریق این شبکه ایجاد می شود که نسبت کل پول الکترونیکی از پول سپرده شده نزد بانکها بیشتر خواهد بود. این توسعه روز افزون که نمایانگر فعالیت اقتصادی در اینترنت است در نهایت بر عرضه پول در جهان واقعی تاثیر خواهد گذاشت .در جهان واقعی رشد فعالیت اقتصادی موجب جذب سرمایه خارجی از سایر کشورها می شود.  این عامل به علت وجود مرزهای ملی ، کشوری  و خطر نوسان ارز ، ورود این سرمایه را محدود می کند. اما این محدودیت ها در دنیای  اینترنت و رایانه  وجود ندارد و تعامل بین پول واقعی و پول الکترونیکی بی واسطه تر و سریع تر خواهد بود . بدین نحو تاثیرات و واکنش های رویارویی مالی بین اقتصاد ملی و فعالیت های اقتصادی مجازی در اینتر نت و رایانه حذف و سرعت بیشتری خواهد داشت ،که نهایتا باعث آشفتگی درعرضه پول می گردد.

 

۴-۳۰- امکان ایجاد بحرانهای مالی از طریق معاملات الکترونیکی

امکان انتشار پول الکترونیکی  توسط بانکهای خصوصی موجب خواهد شد که در عرصه توسعه طبیعی بخش مالی و رقابت بین بانکی امکان وام دادن پول الکترونیکی به میزان بیشتر از اعتبار خود وجود داشته باشد و این امر ممکن است سبب شود که این مؤسسات قادر به  باز پرداخت دیون خود در آینده نبوده وبه ورطه ورشکستگی کشیده شوند و از این طریق بحران مالی ایجاد کنند .

 

۵-۳۰- ملاحظات مالیاتی

حال که مرزهای کشورها در این برهه زمان از طریق اینترنت و رایانه از میان رفته ، ارتباط کاری افراد مختلف در کشورها و در حوضه های مختلف نیاز به قوانین مالیاتی بین المللی را بیش از پیش نمایان می سازد. بطور مثال اگر یک کالایی یا خدماتی در ایران در سایت ژاپنی عرضه گردید و یک فرانسوی آنرا خرید قوانین مالیاتی کدام کشور باید در خصوص فروش اعمال گردد؟ این مسئله بسیار مهم است که به قوانین روشن و واضحی در این زمینه احتیاج دارد. علاوه بر این به علت فقدان مدرک در نقل و انتقال پول الکترونیکی امکان رد گیری و پی گیری آنرا برای دریافت مالیات ندارد زیرا پول الکترونیکی مانند پول نقد غیر قابل شناسایی است و با نقل و انتقال از طریق شبکه بانکی تفاوت فاحشی دارد. بنا بر این با وجود قوانین بین المللی مالیاتی ، اخذ مالیات کار ساده ای نیست. از طرفی تطهیر پول به علت عدم امکان رد یابی در نقل و انتقال مالی امکان پذیر می باشد. همانطور که در سالهای اخیر باند های تبه کاری نقل و انتقال پول های تقلبی را از طریق اینترنت انجام داده اند و علت ان علاوه بر مورد بالا امکان ارسال پول به هر نقطه جهان می باشد .

 

۳۱-پرداخت الکترونیکی صورت حسابها

ذکر این مسئله که قلمرو خدمات مالی سریع تر از هر زمان دیگر در حال تغییر است موضوعی تکراری به نظر می آید. هر چند که این امر در جهان امروز یک واقعیت محسوب می شود که بیشتر مصرف کنندگان با بهره گرفتن از کارتهای اعتباری و از طریق الکترونیکی خرید ها ی خرده فروشی خود را انجام می دهند، اما هنوز هم اغلب تعهدات اقساطی  مثل اقساط وام های گوناگون از طریق چک های شخصی انجام می گیرد. با این همه این رویه ممکن است به زودی متحول شود. در حال حاظر چندین نظام پرداخت الکترونیکی صورت حسابها در حال گسترش و یا در مرحله اولیه کاربرد هستند. این  نظامها  موجب تحول در فرایند پرداخت صورت حسابها می شوند و روش فعلی پرداخت صورتحساب ماهانه خانوارها را بطور کلی دگرگون خواهد کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:16:00 ب.ظ ]




سوئیفت ( SWIFT)

سوئیفت یک شبکه بین المللی ارتباط مالی بین بانکی است که تسهیلات و خدماتی  ویژه ای را از طریق مراکز رایانه ای در سراسر دنیا ارائه می دهد.  سیستم مزبور به صورت چند کاربره [۱]  می باشد و موسسه آن به صورت شرکت تعاونی اداره می شود و بانکهای عضو در آن دارای سهام بود و در سود موسسه سهیم هستند.

بنابر تعریف دیگر سوئیفت شبکه ای است که در حال حاضر پیغامهای مالی میان اعضا و کاربران دیگر در ۱۶۳ کشور را انتقال می دهد. از طریق موسساتی که از SWIFT   استفاده می کنند افراد می توانند پرداخت های خود را انجام دهند. ارسال پیغامهای SWIFT    می تواند جزیات قراردادهای منعقده بین دو کاربر را تایید نموده و یا تبدیل ارز های خارجی را انجام دهد. این شبکه را می توان به عنوان یک جایگزین برای سپرده داخل بانکی به حساب آورد  .

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

SWIFT    راه مطمئنی برای تبادل انواع پیغامها ، سفارش خرید ، فروش ، رساندن راهنمایی هایی جهت نحوه تحویل ، ارسال یا موارد مشابه می باشد .

هدف اولیه از ایجاد سوئیفت جایگزینی روش های ارتباطی غیر استاندارد کاغذی و یا انتقال پیام از طرق تلکس در سطح بین المللی با یک روش استاندارد جهانی بود . سوئیفت از بدو تاسیس تا به حال دچار تحول اساسی در روشها و مکانیزمهای مورد استفاده خود گردیده است .

۱۶-کارت های بانکی (  اعتباری )

یکی از ابزارهای انتقال الکترونیکی وجوه که در تجارت الکترونیکی از اهمیت خاصی برخوردار است ، کارتهای بانکی  می باشندکه به منظور پرداخت وجه ، به جای پول نقد استفاده می شود . هر چند کارتها انواع مختلفی دارند ولی همگی در ایران به عنوان کارتهای اعتباری معروف هستند. به همین علت عنوان کارتهای اعتباری یا کارتهای بانکی در این نوشتار بکار برده شده است .

۱۷-تعریف و مفهوم کارتهای اعتبار  ( بانکی )

کارتها وسیله ای جهت پرداخت مبادله می باشند . سالیان متمادی است که پول ، سکه و پس از آن اسکناس بخاطر سه ویژگی راحتی ، سادگی و سرعت استفاده از آن ، به عنوان بهترین وسیله جهت پرداخت مطرح می باشند . با سپری شدن دوران صنعتی ، رشد دانش فنی ، و پیشرفت های شگرف جوامع ، افزایش حجم مبادلات و به دنبال آن حجم نقدینگی ، نیاز به وسیله ای آسانتر جهت انجام معاملات احساس شد و مشتریان روش های جدیدی را جهت پرداخت معاملات خویش طالب بودند .

تقویت شیوه های رفتاری و زندگی مردم ، نیاز به تقاضای عمومی برای استفاده از امکانات و تسهیلات بیشتر در خصوص پرداخت ها ، بانکها و موسسات مالی را به فکر راه چاره واداشت . در نتیجه تلاشهای همه جانبه برای رفع نیاز مشتریان ، وسیله جدیدی جهت پرداخت با عنوان کارتهای بانکی یا اعتباری به وجود آمد .

از جمله عواملی که در صدور کارتهای اعتباری موثر بوده ، می توان به عواملی نظیر افزایش نرخ تورم ، رقابت های فشرده بین بانکها و امکان دستبرد به منابع پولی ، مسائل امنیتی مربوطه و پیشرفهای چشمگیر در فناوری به خصوص فناوری اطلاعات و ارتباطات اشاره نمود .

کارتهای اعتباری ( بانکی ) عبارتند از کارتی پلاستیکی یا کاغذی  که توسط صادر کننده ( بانک ، موسسات مالی و …) صادر می شود و در اختیار مشتریان قرار می گیرد. مشتریان می توانند با عرضه این کارتها در جایگاه های مشخص ، از خدمات آنها بهره مند شوند و به عبارت دیگر کالا و خدمات مورد نیاز خود را خریداری نمایند و وجه آنرا بپردازند . بطور کلی  می توان کارتهای اعتبار ی بانکی را اینگونه تعریف کرد : کارت وسیله ای الکترونیکی است که بر اساس اصول فنی خاص و رعایت مسائل ایمنی  برای متقاضی صادر می شود و دارنده کارت می تواند با بهره گرفتن از کارت مزبور از طریق ماشین های خود پرداز( ATM ) و یا نقطه فروش  ( POS ) وجوه یا اعتبار واریز شده به حساب خود را دریافت یا به حساب دیگری منتقل نماید .

 

۱۸-تاریخچه کارتهای اعتباری

شاید بتوان از آمریکا به عنوان اولین کشور ارئه دهنده کارتهای اعتبار ی نام برد .پدید آمدن ایده  کارت اعتباری به سالها پیش برمی گردد که اولین بار در سال ۱۸۶۰ توسط ادوارد پلای ۱ دانشمند بزرگ آمریکایی ارائه گردید .

قریب ۴۰ سال بعد جان سی . پیتگنرو   نوعی کارت پول کاغذی جهت مشتریان طراحی کرد ولی با استقبال چشمگیری مواجه نشد. بعد از پنجاه سال تقریبا در دهه ۱۹۵۰ استفاده وسیله ای به نام کارت بجای پول در کشور آمریکا معمول گشت.

در دهه ۱۹۵۰ اولین کارتهای پلاستیکی بجای پول نقد جهت پرداخت مستقیم هزینه های خرید کالا یا خدمات توسط موسسه DINERS   منتشر شد .

البته  کارتهای مزبور برای طبقه خاصی از افراد و به عنوان نشانه ای قرار دادی طراحی شدند و دارنده کارت می توانست با ارائه آن و بدون پرداخت پول نسبت به خرید با بهره گرفتن از خدمات شهری در منطقه جغرافیایی محدود اقدام نماید . به نظر می رسد بر همین اساس کارتهای متداول امروزی  در موسسات مالی و خدماتی رواج یافته اند .

کارت به عنوان وسیله ای نوین جهت تسریع در امور پرداخت وجوه کالا و خدمات در دو نوع کاغذی ( مقوایی )  و پلاستیکی معمول می باشد. کارتهای کاغذی توسط موسسات خدمات عمومی صادر و به عنوان بلیط اتبوس و قطار یا راه آهن شهری مورد استفاده قرار می گیرند. کارتهای پلاستیکی بیشتر توسط موسسات مالی نظیر  بانکها و یا موسسات غیر مالی مانند مخابرات ، ثبت احوال ، راهنمایی رانندگی صادر و در اختیار مشتریان قرار داده می شوند .

کارتهای اولیه از لحاظ فناوری ساخت و همچنین خدماتی که ارائه می دادند بسیار ساده بودند. ولی به علت استفاده چشمگیر و تقاضای روز افزون برای دریافت این نوع کارتها و خدمات جدید ، و نیز مسائل امنیتی که در خصوص این کارتها و همچنین نوع خدماتی که به وسیله ی این کارتها ارائه می شد ، تغییرات اساسی پدید آمد وکارتهای الکترونیکی به بازار آمد.

با الکترونیکی شدن کارتهای اعتباری و به کارگیری پایانه های رایانهای درنقطه فروش (POS) که ازسال ۱۹۸۳مطرح شد ، امکان تشخیص هویت ارائه دهنده کارت اعتباری در فروشگاها و اطلاع دقیق از اعتبار باقیمانده کارت به صورت پیوسته فراهم گردید.

گسترش تجارت الکترونیکی باعث به وجود آمدن نیازهای جدید در خصوص کارتهای اعتباری گردید. این نیازهای جدید سبب شد که کارتهای اعتباری جدید به نام کارتهای هوشمند  ارائه گردند .یکی از نیازهای اساسی تجارت الکترونیکی کارت اعتبار ی است و بدون داشتن کارت اعتباری به خصوص در سطح خرده فروشی  تجارت الکترونیک با مشکلات جدی مواجه خواهد شد .

امروزه کارتهای اعتباری در انواع مختلف جهت ارائه خدمات متنوع با دارا بودن قابلیت استفاده در سطح ملی و بین المللی صادر می شوند و مورد استفاده گسترده قرار می گیرند. دامنه کاربرد کارت درزندگی اقتصادی از وسعت و گستردگی قابل ملاحضه ای برخوردار است و امروزه بسیاری از پرداخت ها  و دریافت ها و تأمین بسیاری از کالاها و خدمات نظیر عملیات بانکی و پرداخت هزینه های مرتبط با مسافرت و بیمه از این طریق  امکان پذیر است .

عکس مرتبط با اقتصاد

 

۱۹-مزایای استفاده از کارتهای اعتباری

همانگونه که قبلا گفته شد ، کارت به منظور انجام بخشی  از وظایف بر اساس  نیازهای مشتریان ابداع گردید . اشخاص با توجه به میزان وجه نقد و یا اعتبار به دست آمده از فعالیتهای روزمره می توانند از کارتها برای تبدیل این وجوه به مصارف مورد نیاز خود استفاده نمایند. به اعتبار دیگر کارت وسیله ای برای اثبات اعتبار و صدور مجوز مصرف آن در مواقع مورد نیاز می باشد .

استفاده  از کارتها بجای پول و رشد چشمگیر استفاده از آن توسط مردم نشان دهنده اهمیت و مزایای آشکار آن است .کار ت ها دارای مزایای آشکار مستقیم و مزایای پنهانی هستند . در اینجا به اختصار مهترین مزایای کارتها ارائه می شود :

الف ) کارتها باعث افزایش سرعت و کاهش زمان انتقال وجوه از یک نقطه به نقطه دیگر می شوند

ب ) استفاده از کارت بجای پول باعث جلوگیری از انتقال پول نقد می گردد .

ج ) استفاده از کارت بجای پول باعث افزایش امنیت در مقابل سرقت ، مفقود شدن و از بین رفتن پول نقد می گردد .

د ) سالیانه مبالغ قابل توجهی صرف چاپ اسکناس و وسائل مربوط به آن می شود. بهره گیری از کارتها سبب  کاهش هزینه های چاپ اسکناس می گردد .

ه) استفاده از کارت باعث می شود که دسترسی به وجوه و یا اعتبار تخصیصی به سرعت و در هر نقطه جغرافیایی امکان پذیر باشد .

و) استفاده از کارتها سبب سهولت در رفع حوائج روزمره افراد می گردد .

ز ) استفاده از کارتها باعث ایجاد اعتبار و ارزش  اجتماعی می شود .

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

ح) کارتها حجم مسافرتهای درون شهری به منظور دریافت و پرداخت های معمولی بانکی را کاهش می دهند و از این طریق باعث کاهش هزینه های فردی و اجتماعی می گردند .

ط) عمومیت یافتن استفاده از کارت باعث ترغیب بانکها به بانکداری الکترونیکی  و خروج از سیستم مبتنی بر کاغذ در عملیات بانکی می گردد .

ی ) کارت امکان دسترسی به پول را آسان نموده و باعث تسهیل در امور پرداخت و دریافت وجوه نقد می گردد .

ک ) از طریق گسترش و توسعه کارتهای بین المللی می توان نظام کنترل ارز را بهبود بخشید .

 

۲۰-انواع کارتهای  اعتباری

همانگونه که اشاره شد ، کارتهای اعتباری بر انواع مختلف و با کاربرد های گوناگون از سوی بانکها و موسسات مالی و غیر مالی ( مانند کارت تلفن ) در سراسر جهان صادر و در بین متقاضیان توزیع می گردند. از کارتها به عنوان هسته مرکزی ارائه خدمات بانکی  در شاخه بانکداری خرد  استفاده می شود.  کارتهای اعتباری انواع مختلفی دارد و معمولا کارتها را بر اساس شیوه تسویه حساب ، فناوری مورد استفاده ، نوع خدمات و گستره جغرافیایی کاربرد طبقه بندی می نماید .

 

۲۱-طبقه بندی  کارتها به لحاظ شیوه تسویه

کارتها بر اساس شیوه تسویه به سه دسته کلی زیر تقسیم می شوند :

الف ) کارت اعتبار ی

ب) کارت بدهکاری

ج ) کارت هزینه

البته کارتها دارای نامهای مختلف دیگری مثل کارت پول ، چک کارت  ، کارت سپرده و غیره نیز می باشند که می توانند به نوعی زیر مجموعه های کارتهای فوق قرار گیرند.

الف ) کارت اعتباری

کارتهای اعتباری به منظور خرید کالا و خدمات و دریافت پول نقد صادر می شوند. این نوع کارت بسته به ارتباطات و قرار داد صادر کننده ، می تواند در سطح ملی یا بین المللی کاربرد داشته باشد. برای صدور این کارتها متقاضی به بانک یا مؤسسه صادر کننده مراجعه می نماید و پرسش نامه ای را که حاوی اطلاعات شخصی ( مشخصات ، وضعیت مالی واعتباری شخص متقاضی ) است را تکمیل می نماید . بانک یا موسسه صادر کننده کارت پس از بررسی سوابق متقاضی امتیاز اعتباری وی را مشخص کرده  و میزان و حد اعتباری او را تعیین می نماید . در صورت قابل قبول بودن امتیاز و حد اعتباری متقاضی ، کارت اعتباری برای وی صادر و حدود اعتبار ایشان مشخص  می شود .

دارنده  کارت اعتباری می تواند به بانکها ، موسسات مالی ، موسسات غیر مالی و فروشگاه هایی که پذیرنده کارتهای اعتباری هستند مراجعه نموده و وجه ، کالا یا خدمت مورد نظر را پرداخت کند و در پایان هر ماه صورت حساب معاملات خود شامل کلیه خرید ها و جوهی که نقدا دریافت نموده را دریافت می کند . دارنده کارت پس از دریافت صورتحساب باید مبلغ آنرا به صادر کننده کارت بپردازد .البته می توانند صورت حساب خود را تقسیط نماید. یعنی مبلغی را در ابتداپرداخت نمایند و ما بقی را طی دوره های بعد تسویه نماید  . معمولا وقتی که صورت حسابها بصورت اقساط پرداخت می شود به آن بهره تعلق می گیرد .علاوه بر این ، خدمات کارتهای اعتباری می تواند خدمات  دیگری نظیر مسولیت قانونی بانکها در قبال خرابی کالا و خدمات خریداری شده ، بیمه حوادث مسافرت و خرید از طریق پست ، تلفن و اینترنت را نیز فراهم نمایند.

ب) کارت بدهکاری

کارتهای بدهکار از جمله کارتهایی است که مورد استفاده زیادی دارندو این کارت تقریبا به لحاظ عملیاتی شبیه کارتهای اعتباری می باشند و از نظر ماهیت تقریبا معادل چک عمل می کنند. میزان اعتبار کارت بدهکار بر اساس حساب بانکی دارنده کارت  ( حساب دیداری  یا حسابی مشابه ) تعیین می شود.   به عبارت دیگر قبل از اینکه دارنده کارت خرید خود را انجام دهد باید معادل خرید در حساب مربوطه وجه نقد داشته باشد .مکانیزم کار به این شکل است که دارنده کارت بدهکار  ،کالا و خدمات مورد نظر خود را انتخاب می کند و صورت حساب مربوطه را امضا می کند. این کار بدین معنی است که به بانک دستور می دهد که معادل مبلغ صورتحساب از حسابش کسر و به حساب پذیرنده کارت واریز گردد.

به عبارت دیگر عملکرد آن مثل صدور یک چک در وجه فروشنده می باشد. با این تفاوت که زمان صدور و دریافت چک وقتی است که از ماشین های نقطه فروش   (POS ) استفاده می شود به صفر می رسد .از کارتهای بدهکار برای دریافت وجه از طریق ماشین های خود پرداز  (ATM)  نیز می توان استفاده نمود.  نکته ای که در مورد کارتهای بدهکار بسیار مهم است این است که دریافت وجه یا خرید کالا و خدمات صرفاَ به اندازه موجودی حساب دارنده کارت امکان پذیر می باشد و اضافه بر موجودی امکان پذیر نمی باشد .کارتهایی که اخیرا توسط بانکهای کشور ارائه می شود از نوع کارتهای بدهکار می باشد .

ج) کارت هزینه

کارتهای هزینه بسیار شبیه کارتهای اعتباری می باشند تفاوت آنها این است که در کارتهای اعتباری میزان اعتبار تعیین می شود و دارنده کارت مجاز است به اندازه اعتبار کارت خرید انجام دهد و یا پول دریافت نماید. ولی کارت هزینه حد مشخص اعتباری ندارد و دارنده آن هر چقدر بخواهد می تواند کالا و خدمات خرید نماید ولی پس از دریافت صورت حساب باید بدهی خود را تسویه کند. تفاوت دیگر این نوع کارت با کارتهای اعتباری این است که بوسیله این کارتها نمی توان وجه نقد دریافت نمود. متداول ترین نوع این کارتها در ایالت متحده آمریکا  امریکن – اکسپرس و دانیرز کلوپ می باشند .

 

۲۲-انواع کارت از لحاظ فناوری ساخت

کارتها بر حسب فناوری ساخت به دو دسته تقسیم می شوند :

الف ) کارت با نوار مغناطیسی

ب ) کارتهای هوشمند

 

الف ) کارت با نوار مغناطیسی

در کارتهای با نوار مغناطیسی اطلاعات مربوط به دارنده کارت به صورت کدهای مخصوص بر نوار مغناطیسی که پشت کارت قرار دارد ضبط می شود. به این عمل در اصطلاح رمز گذاری کارت می گویند. البته در نوع قدیمی تر این کارتها اطلاعات به صورت برجسته روی کارتها حک می شود هر چند که استفاده از این نوع کارتها به جریانات الکترونیکی و ارتباط با شبکه تلفنی نیاز نداشت ولی مشکل عمده آنها مسائل امنیتی و حجم بسار بالای کاغذ های مصرفی به عنوان اسناد می باشد. این عیوب با قرار دادن اطلاعات کارت بصورت رقمی بر روی نوار مغناطیسی بر پشت کارت مرتفع شده است. نوار مغناطیسی حد اکثر دارای سه شیار است که شیارهای اول و دوم برای خواندن و شیار سوم هم برای نوشتن و هم برای خواندن اطلاعات بکار می رود. اگر چه ظرفیت ذخیره سازی نوار مغناطیسی تنها حدود هزار بیت است و این مقدار قابل توجه نمی باشد ، لیکن این اطلاعات برای ثبت اطلاعات مورد نظر در روش برجسته نویسی کفایت میکند.

نحوه استفاده از اطلاعات کارتهای مغناطیسی به این شکل است که دارنده کارت به فروشگاه ها و مراکز تجاری مراجعه و کارت خود را در دستگاه های نقطه فروش   قرار می دهد . دستگاه های نقطه فروش اطلاعات کارت را که بر روی نوار مغناطیسی وجوددارد به مرکز بانک مخابره می نماید و پس از تایید موارد مربوطه میزان خرید اعتبار مورد نظر  گزارش می شود. زمانی که از این کارتها برای استفاده از دستگاه های خود پرداز  استفاده می شود نیز همین مکانیزم تکرار می گردد. این نوع کارتها  در سطح بین المللی بسیار شایع می باشند و مؤسسات بین المللی بزرگ همچون ویزا [۲]  و مستر کارت [۳] از این نوع فناوری برای کارتهای خود استفاده می نمایند .

ب ) کارتهای هوشمند

به علت پایین بودن ظرفیت ذخیره سازی اطلاعات بر روی کارتهای مغناطیسی و نیاز به افزایش قابل توجه حجم حافظه ، این کارتها بخصوص  در کاربرد هایی که مستلزم به کار گیری الگوریتم های پیچیده رمز نگاری باشند ( جوانب امنیتی ) و یا ضبط اطلاعات خاص و همچنین به  مشکل ترافیک خطوط ارتباطی و مخابراتی ، کارتهای مغناطیسی جوابگو نمی باشند. بنا بر این طی سالهای اخیر اقدامات ویژه ای برای نصب حافظه ها و پردازش گرهای یارانه ای روی کارتها صورت گرفته است .حاصل این اقدامات ابداع و عرضه کارتهای هوشمند می باشد .  کارتهای هوشمند عبارت کلی است که گاهی با نامهای کارت تراشه دار [۴] کارت حافظه دار [۵] و کارت با مدارهای مجتمع [۶]  معرفی و عرضه می شوند. استفاده وسیع از کارتهای هوشمند از سال ۱۹۹۴ توسط مؤسات معتبر بین المللی نظیر ویزا ، مستر کارد و یورو پی [۷]به عنوان پایه و اساس سیستم های پرداخت تجاری آینده در سطح جهانی شناخته شد  .

کارت هوشمند به عنوان کار آمد ترین عضو خانواده کارتهای معمول قلمداد می شود. این کارت شامل یک مدار مجتمع الکترونیکی به شکل یک تراشه می باشد که عناصری برای نقل و انتقال و ذخیره سازی و پردازش اطلاعات به همراه دارد. انتقال اطلاعت می تواند به وسیله اتصالاتی که بر روی سطح کارت وجود دارد و یا بدون اتصالات ازطریق میدان های الکترو مغناطیسی انجام شود. یکی از فوائد این کارتها این است که اطلاعات ذخیره شده در آنها می تواند در برابر دسترسی و تغییرات غیر مجاز محافظت شود. از مزیت های دیگر کارتهای هوشمند در کنار اعتبار بالای آن به لحاظ امنیتی، طول عمر بیشتر آن در مقایسه با کارتهای مغناطیسی می باشد .

با پیشرفت هایی که در تولید و استفاده از کارتهای هوشمند به وجود آمده است انواع جدید پروژه های پول الکترونیکی در کشورهای آمریکا و سایر کشورهای پیش رفته در دست اجرا می باشد. در همین زمینه به عنوان مثال از کیف پول الکترونیکی[۸]  و کارتهای موندکس می توان نام برد. کیف پول الکترونیکی عبارت است از کارت مخصوصی که جهت خریدهای کوچک مثل بلیط اتوبوس ، قطار ، تاکسی یا هزینه صورتحساب رستوران مورد استفاده قرار می گیرد .

مزیت کیف پول الکترونیکی امنیت آسان در پرداخت ، عدم نیاز به حمل پول خرد ، ریسک کم و پرداخت تضمین شده می باشد .

موندکس[۹] یک کارت هوشمند می باشد که توسط بانک نشنال وست مینستر[۱۰]  ارائه گردید. این کارت جهت حذف پول کاغذی و سکه طراحی شده است. هدف از این کارت ایجاد یک نوع استاندارد برای پول الکترونیکی است. این کارت از فناوری کارتهای هوشمند استفاده می کند و در ماشین های خود پرداز ، تلفن های مخصوص، ترمینالهای نقط فروش  و کیف های موندکس قابل استفاده است  .

۲۳-انواع کارتها به لحاظ گستره جغرافیایی کاربرد

نوع دیگر طبقه بندی کارتها بر حسب گستره جغرافیایی کاربد آنها می باشد که به دو دسته تقسیم می شود :

الف ) کارتهای داخلی

ب ) کارتهای بین المللی

 

الف ) کارتهای داخلی

کارتهای داخلی همانگونه که از اسمشان پیداست در داخل محدوده جغرافیایی یک کشور کاربرد دارند و تنها در داخل کشور و به ارز همان کشور قابل استفاده می باشد. این نوع کارتها در اغلب کشورها رایج می باشد .در ایران هم طی سالهای اخیر به کارگیری آن رایج شده است. این کارتها می توانند دارای انواع مختلفی باشند. مثل کارت بدهکار ، کارت اعتباری , کارت هزینه ، کارت تضمین چک ، کارت ماشین های خود پرداز.

ب) کارتهای بین المللی

کارتهای بین المللی همانگونه که از اسمش استنباط می شود کارتی است که در  بیش از یک کشور قابل استفاده باشد. بنا بر این با بیش از یک ارز سرو کار  دارند. این کارتها می توانند در کشورهای مختلف {طرف قرار داد } به خرید یا اخذ پول به ارز همان کشور اقدام نمایند. مهمترین کارتهای بین  المللی که حجم نسبتا زیادی از کل کارتهای بین المللی را به خود اختصاص داده اند، توسط موسسات ویزاکارد و مستر کارد ارائه شده است. این نوع کارتهای بین المللی دارای انواع مختلفی مثل کارت کلاسیک ، کارت طلایی ، کارت تجاری ، کارت الکترون ، کارت ATM   و کارت مشترک می باشند  .

با توجه به مشکلاتی که در زمینه تبدیل نرخ ارز و مبادلات ارزی بین صادر کننده کارت و پذیرنده کارت پیش می آید ، جهت ارائه خدمات بین المللی لزوم ایجاد یک سیستم مشترک بین بانکی در سطح بین المللی احساس می گردد. برای این منظور بانکها و موسسات مالی که تمایل دارند کارتهای بین المللی صادر نمایند به عضویت سازمانهایی همچون ویزا و مستر کارد در می آیند. در ایران بانک رفاه کارگران یک نوع کارت بین المللی با همکاری VISA   منتشر کرده است و در کیش هم توسط موسسات خصوصی به میزان محدودی مستر کارد ارائه شده است.

۲۴-مسائل و مشکلات کارتهای اعتباری ( بانکی )

علی رغم مزایا و فواید آشکار کارتهای اعتباری ، استفاده از این کارتها خالی از عیب نمی باشد. بنا بر این توجه به معایب و مشکلات آن ضروری است. به همین علت به پاره ای  از مهمترین مشکلات و مسائل آن در زیر ارائه می گردد :

۱- مسائل و مشکلات قانونی مربوط به چگونگی باز کردن حساب ، صدور کارت ، امنیت کارت ، کارتهای گم شده ، مسولیت ضررهای احتمالی ، چگونگی حل مناقشات مشتریان بانک.

۲- ریسک مربوط به کارتها.

۳- تقلبات در مورد کارتها

۴- اشتباهات در پرداخت های انجام شده توسط کارتها

۵- خرابی سیستم های نرم افزاری و سخت افزاری

۶- امنیت اطلاعات فردی

۷-  آثار تورمی کارتها در پاره ای از موارد

 

[۱] Multiuser

[۲] Visa

[۳] Master Card

[۴] Chip Card

[۵] Memory Card

[۶] I.C. Card

[۷] Europay

[۸] Electronic Purse

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:16:00 ب.ظ ]




بانکداری تلفنی [۱]

بانکداری تلفنی ، عبارت است از انجام یک معامله تجاری خرده بین بانک و مشتریان از طریق تلفن. در بانکداری تلفنی معمولا سه روش اصلی مورد استفاده قرار می گیرد :

۱- واکنش صوتی[۲]

برای این منظور مشتری شماره رایانه مرکزی بانک را می گیرد. پس از برقراری ارتباط رایانه بانک به طور گویا از مشتری می خواهد که شماره حساب و شماره عبور را وارد کند پس از تایید این مراحل مشتری می تواند با فشار دادن کلید های شماره گیری تلفن ، اطلاعات مختلف مانند مانده و گردش حساب خود را دریافت نموده و یا دستور پرداخت صادر نماید .

دانلود پایان نامه

۲ – تشخیص صدا [۳]

بعضی از سیستم ها صدای تماس گیرنده را تشخیص می دهند پس از تایید صدای مشتری ، متعاقبا پاسخ متناسب را به دستورات او می دهد در این سیستم مشتری با رایانه بانک تماس برقرار می کند رایانه پس از تایید صدای مشتری به او اجازه می دهد دستورات لازم را ( نظیر دریافت گزارش مانده و گردش حساب دستور پرداخت ) به صورت شفاهی صادر نماید

  • تلفن های قابل برنامه ریزی [۴]

تلفن های قابل برنامه ریزی به تماس گیرنده اجازه می دهد که به حسابش در بانک با بهره گرفتن از کلیدهای تلفن دسترسی داشته باشد. رایانه بانک پس از مراحل کنترلی به مشتری اجازه استفاده و برنامه ریزی در مورد حسابش را می دهد . تسهیلات بانکداری تلفنی شامل موارد زیر می باشد

۱ - بررسی مانده و گردش حساب

۲-  پرداخت صورت حسابها

۳- مدیریت وجوه نقد

۴- خدمات پیام (پیام های غیر ساختاری پیامهایی که دارای غالب مشخصی نیستند)

۵- انتقال وجه نقد به سایر حسابه

۴-۹-۲ بانکداری اینترنتی[۵]

در حال حاظر بانکداری خانگی از طریق اینترنت به وسیله کارتهای بدهکاری مدرن )مثل  کارت هوشمند ) صورت می پذیرد. این کارتها فهرستی از خدمات مالی همچون چک الکترونیکی ، پرداخت صورت حسابها ، و سایر خدمات بانکداری خرده که بوسیله بانکها ارائه می شود را به نمایش گذارده است . ترکیب رایانه های خانگی و کارتهای حافظه دار رایانه ای سبب شده که بتوان اطلاعات مربوط به حساب را بر روی آنها منتقل نمود. بانکها می توانند بر روی شبکه وب ( WWW) یک صفحه اختصاصی اینترنتی [۶] برای نمایش اطلاعات در مورد بانک و خدماتشان ایجاد کنند و علاوه بر آن به مشتریان اجازه بدهند که بسیاری از اعمال را انجام دهند. از طریق این صفحه اختصاصی اینترنتی ، موسسات ممکن است به سپرده گذاران اختیار بدهند که مانده حساب خود را کنترل کنند ، در خواست وام نمایند و یا سایر معاملات را از طریق اینترنت انجام دهند.

۵-۹-۲ بانکداری خانگی / دفتری[۷]

اساسا بانکداری خانگی به انجام عملیات بانکی از طریق رایانه شخصی اطلاق می گردد. امروزه رایانه شخصی ( PC) فقط یک ابزار کسب و کار در سازمانها نیست. بلکه جزو اسباب و لوازو مصرفی خانوارها می باشد .رایانه شخصی مثل تلفن برای ارتباطات و مبادلات با بانک در خانه ها و دفاتر کار مورد استفاده قرار می گیرد. نرم افزارهای بانکداری که در این رایانه های شخصی مورد استفاده قرار می گیرد به طور نرمال توسط بانکها تهیه و بین مشتریانشان توزیع می شود. این موضوع به عنوان یک مانع در جذب سایر مشتریان توسط بانک  قلمداد می گردد. برای این منظور معمولاّیک شبکه با نرم افزار بانکداری توسط بانکها در دسترس مشتریان قرار می گیرد تا از این طریق دامنه وسیع تری از مشتریان را به طرف خود جذب نماید. با توجه به مسائل مختلف نرم افزارها و شبکه های رایانه ای جهت ارتباط مشتریان با بانکها ، بانکی  موفق تر خواهد بود که شبکه و نرم افزارهای بهتر و مناسب تر با دامنه وسیع تر ارائه نماید .

لازم به توضیح است که بانکداری دفتری مثل بانکداری خانگی است با این تفاوت که بانکداری خانگی مخصوص خانوارها می باشد و بانکداری دفتری در دفتر کار افراد ، صاحبان حرف ، موسسات و سازمانها مورد استفاده قرار می گیرد .

۱۰-بانکداری الکترونیکی بین بانکی [۸]

انتقال الکترونیکی وجوه (EFT  ) بین بانکها در کشورهای مختلف به شیوه های گوناگون انجام می شود. یک شیوه جهانی انتقال الکترونیکی وجوه ، استفاده از شبکه سوئیفت می باشد . بانکهای عضو در این شبکه بین بانکی به راحتی می توانند به انتقال الکترونیکی وجوه بین خود بدون محدودیت مرز و در سطح بین المللی اقدام نمایند . سوئیفت معمولا برای نقل و انتقالات بین المللی پول بین بانکها مورد استفاده قرار میگیرد. علاوه بر سوئیفت ، کشورهای پیشرفته برای انتقال الکترونیکی وجوه بین بانکهای خود از سیستم های داخلی استفاده می کنند. به عنوان مثال در کشور آمریکا از  CHIPS  ، درانگلستان از CHAPS و مالزی از RENTAS   استفاده می نمایند.

سیستم اتاق پایاپای پرداخت بین بانکی ( CHIPS ) یک شبکه خصوصی است که مالک آن انجمن اتاق پایاپای نیویورک است. بیش از ۱۴۰ بانک عضو آن می باشند و می توانند دستورهای انتقال وجه را از طریق این سیستم برای یکدیگر ارسال نمایند. البته در آمریکا برای انتقال وجوه بین بانکی از   FEDWIRE و ACH نیز استفاده می شود .

CHAPS یک سیستم پرداخت کامل می باشد .در این سیستم علاوه بر تسویه حساب، قابلیت انتقال پیام نیز وجود دارد .پرداخت ها از طریق این سیستم به صورت مجانی و آنی می باشد و دریافت آن تضمین شده و غیر قابل برگشت است . ایده CHAPSمربوط به دهه ۱۹۷۰ می باشد زمانی که نیاز به یک سیستم اتوماتیک انتقال وجه ( استرلینگ ) جهت پردازش تسویه معاملات و تراکنش های بازار پول در سطح جهانی بسار محسوس بود . در سال  ۱۹۸۴ ، CHAPS به عنوان یک سیستم بین بانکی الکترونیکی شروع بکار نمود. در انگلستان علاوه بر  BACS ,CHAPS 5  نیز وجود دارد که وظیفه آن پردازش مجموعه پرداخت های الکترونیکی از قبیل دستور پرداخت دائمی ، بدهکارهای مستقیم ، پرداخت حقوق و دیگر انتقال های الکترونیکی اعتبار می باشد .

مالزی که یک کشور تازه توسعه یافته است نیز به منظور گسترش بانکداری الکترونیکی بین بانکی سیستم  RENTAS   را بوجود آورده است . این سیستم برای انتقال الکترونیکی وجوه و اوراق قرضه به طور بلا درنگ به وجود آمده است . انتقال الکترونیکی اعتبار  ( بستانکار ) و بدهکار بین بانکی در مالزی توسط این سیستم انجام می شود.علاوه بر این معامله اوراق قرضه دولتی بین موسسات عضو توسط این سیستم انجام می شود .

۱۱-کارتهای پلاستیکی ( بانکی ) در بانکداری الکترونیکی

یکی از ابزار های بانکداری الکترونیکی ، کارتها می باشند .در اینجا تعریفی مختصر از انواع کارتهای بانکی ارائه خواهد شد .

۱۱-۱-کارت بدهکار[۹]

این کارت برای مشتریانی طراحی شده است که علاقه مند هستند برای پرداخت هایشان از کارت استفاده نمایند ، ولی نمی خواهند از اعتبار استفاده نمایند. که معمولا به دو شکل عرضه می شوند :

الف ) بدهکاری تک معامله ای [۱۰]

کارتهایی هستند که به یک حساب جاری وصل می باشند و پس از انجام هر معامله فوراّ از حساب برداشت می شوند .

 

ب ) بدهکاری ماهیانه [۱۱]

مهمترین مزیت این نوع کارت برای دارنده آن این است که به آنها این اجازه را می دهد که پرداخت را به عقب اندازند .

۲-۱۱- کارتهای اعتباری [۱۲]

این کارتها دو نوع هستند ۱ – کارتهای پرداخت متغیر [۱۳]    ۲- کارتهای پرداخت مجدد ثابت [۱۴]

۳-۱۱-کارتهای هزینه [۱۵]

این نوع کارت تقریبا مشابه کارتهای اعتباری هستند با این تفاوت که در پایان ماه باید کل مبلغ صورتحساب پرداخت شود .

۴-۱۱-کارتهای هوشمند ۷

نوع پیشرفته ای از کارتهای بدهکاری یا اعتباری می باشد که دارای CHIP     و حافظه می باشند از لحاظ مکانیسم  عمل ویژگی های کارتهای بدهکار و اعتباری را می توانند

داشته باشند. این نوع کارتها در حال تکوین می باشند ولی دو نوع مشهور آن  عبارتند از  :

الف ) کیف پول الکترونیکی[۱۶]

یک نوع کارت هوشمند است که می تواند حداکثر یک مبلغ معین را در خود نگه دارد. برای وارد کردن پول در آن نیاز به کد اختصاصی شخصی ( PIN  ) می باشد ولی برای برداشت نیازی به کد نیست .

کیف پول الکترونیکی را می توان بارها پر کرد. یعنی مجددا تا سقف  مجاز شارژ نمود .

ب ) چک الکترونیکی

برای استفاده از این کارت در معامله خرده فروشی  از EFTPOS  استفاده می شود. از طریق  EFTPOS  و متصل شدن به ترمینال بانک ، عملیات انتقال الکترونیکی وجوه صورت می پذیرد. یعنی حساب مشتری در بانک بدهکار و حساب فروشنده بستانکار می گردد.

 

۱۲-معماری سیستم های پرداخت الکترونیکی

ابتدا به عنوان مقدمه لازم است مفهوم سیستم پرداخت مورد بررسی قرار گیرد. منظور از سیستم پرداخت زیر ساخت فناوری و قانونی که انتقال  ارزش را بین دو طرف معامله میسر می سازد ، می باشد. در این تعریف ساده به دو موضوع مهم اشاره شده است. یکی زیر ساخت فناوری و دیگری زیر ساخت قانونی. منظور از زیر ساخت فناوری مجموعه سخت افزار و نرم افزاری است که امکان انتقال ارزش را فراهم می سازد. و زیر ساخت قانونی مجموعه قوانین مقررات و توافق نامه هایی هستند که از سیستم پرداخت حمایت می کنند و در طرفین معامله ایجاد اطمینان و اعتماد می نمایند .

معماری سیستم های پرداخت الکترونیکی مجموعه مشخصه ها و مولفه هایی هستند که ساختار سیستم پرداخت الکترونیکی را بطور کلی نشان می دهد. عناصر اصلی پرداخت ، فرایند پرداخت ، ابزارهای پرداخت ، زیر ساخت قانونی ، زیرساخت فناوری ، مسائل امنیتی ، و طرفهای درگیر سیستم های پرداخت ، در معماری سیستم های پرداخت الکترونیکی مشخص و معین می شوند .

 

۱۳-ویژگی های سیستم های پرداخت الکترونیکی مناسب

در طراحی سیستم های پرداخت الکترونیکی ابتدا لازم است طراح در مورد ویژگی های یک سیستم پرداخت الکترونیکی مناسب شناخت کافی داشته باشد به همین علت در اینجا ابتدا مهمترین ویژگی های یک سیستم پرداخت الکترونیکی مناسب بررسی می شود ، سپس عناصر و زیر ساخت های مورد نیاز ، مورد بحث قرار خواهد گرفت .

۱۳-۱-قابل اطمینان و امنیت

نخستین ویژگی یک سیستم پرداخت الکترونیکی امنیت و قابلیت اطمینان بودن آن می باشد . با توجه به حساسیت معاملات تجاری و پرداخت وجه سیستم پرداخت الکترونیکی باید با قابلیت اطمینان بالا همواره در دسترس کاربران باشد . و میزان خطا و مشکلات امنیتی در آن نزدیک به صفر باشد. برای این منظور باید از سخت افزار ها ، نرم افزارها و پروتکل های امنیتی مطمئن استفاده شود . منظور از قابلیت اطمینان سیستم های پرداخت الکترونیکی این است که سیستم همواره در دسترس کاربران باشد و چنانچه با خطای سخت افزاری یا نرم افزاری مواجه شد سریعا خطا تشخیص داده شود و سیستم های موازی آن وارد عمل شوند یا به طور خودکار خطا یا نقص برطرف شود.

۱۳-۲-مقیاس پذیری

دومین ویژگی سیستم پرداخت الکترونیکی مناسب ، عدم وجود محدودیت در استفاده کاربران از سیستم و عدم کاهش کارایی به هنگام افزایش تعداد کاربران می باشد.

۳-۱۳- رعایت گمنامی

یکی دیگر از خصوصیات یک سیستم پرداخت الکترونیکی رعایت اصل گمنامی است. مشخصه افرادی که با این سیستم ارتباط برقرار می کنند و یا معامله ای را انجام می دهند نباید آشکار و قابل پیگیری باشد. یا به عبارت دیگر حد اقل آشکار کردن آن برای افراد عادی ممکن نباشد و یا هزینه بالایی داشته باشد . البته ممکن است برای پیگیری های قانونی روش هایی را طراحی نمود تا بتوان افراد دست اندر کار یک معامله غیر قانونی را شناسایی نمود.

۴-۱۳- قابل قبول بودن

برای طرفین یک معامله باید سیستم پرداخت و مکانیزم آن قابل قبول باشد مبنای قابل قبول بودن می تواند قانونی یا قرار دادی باشد .

۵-۱۳-انعطاف پذیری

یک سیستم پرداخت الکترونیکی مناسب ، سیستمی است که بتواند با ابزار ها و روش های مختلف پرداخت کار کند و کار بر را محدود به دیک روش خاص نکند مثلا با انواع کارتهای بدهکار ، اعتباری ، هزینه و غیره قابل اجرا باشد .

۶-۱۳- تبدیل پذیری

انواع ابزار ها و روش های پرداخت مورد استفاده در سیستم پرداخت باید قابلیت تبدیل به یکدیگر را داشته باشند علاوه بر این حتی الامکان  امکان تبدیل عرض را نیز فراهم نماید .

  • ۱۳-کارایی

منظور از کارایی میزان سرعت انجام معامله است سرعت و کارایی یک سیستم پرداخت باید در حد مطلوب باشد برای این منظور معمولا از پروتکل های ساده تر برای مبالغ پایین استفاده می شود تا از این طریق ترافیک را کاهش داده و کارایی را بالا ببرند.

 

  • ۱۳-سهولت استفاده از سیستم

سیستم پرداخت الکترونیکی باید به گونه ای طراحی گردد که کار بر حداقل اطلاعات را وارد سیستم نماید و بدون وارد کرد جزییات معاملات بتواند به خرید و پرداخت وجه اقدام نماید علاوه بر این باید ابزارهای مناسب در اختیار کار بر قرار گیرد تا بتواند از مراحل انجام معامله قدم به قدم اطلاع کسب نماید و راهنمایی لازم را به وی ارائه شود .

 

۱۴-سوئیفت ( SWIFT )[17]

علاوه بر اهمیت سیستم های انتقال الکترونیکی وجوه در داخل یک کشور ، سیستم های الکترونیکی انتقال وجوه در سطح بین المللی نیز حائز اهمیت است و حتی از اهمیت بالاتری برخوردار است. زیرا کشورهای پیشرفته شیوه های الکترونیکی نقل و انتقال وجوه را به سرعت بکار می برند و سیستم های سنتی را کنار می گذارند. چنانچه کشور ما بخواهد با آنها مبادله داشته باشد باید حداقل در بخش نقل و انتقالات وجوه در سطح بین المللی مجهز به سیستم های انتقال الکترونیکی وجوه باشد. احتمالا همین عامل باعث شده است تا در بخش مبادلات بین المللی بانکهای ایران سریعتر از بخش داخلی بانکداری الکترونیکی راه اندازی شود.

مبادلات و و پرداخت های بین المللی حداقل از دو طریق صورت می گیرد. یکی کارتهای بانکی بین المللی و دیگری سوئیفت ( SWIFT  ) .

[۱] Telephone or Screenphone Banking

[۲] Voice Response

[۳] Voice Recognition

[۴] Programmable Telephone

[۵] Internet Banking

[۶] Home - Page

[۷] Home / Office Banking

[۸] Interbank Electronic Banking

[۹] Debit Card

[۱۰] Single Transaction Debit

[۱۱] Monthly

[۱۲] Credit Card

[۱۳] Variable Payment Card

[۱۴] Fixed Payment Card

[۱۵] Charge Cards

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:15:00 ب.ظ ]




مزایا و ویژگی های بکار گیری انتقال الکترونیکی وجوه

در قسمتهای قبلی به مفهوم و جایگاه انتقال الکترونیکی وجوه اشاره شد  ، دقت در مسائل عنوان شده و بررسی روند رشد رو به تزاید استفاده از نظام انتقال الکترونیکی وجوه مزیت های آن را آشکار می کند  .  با توجه به ابعاد  ، گستردگی و تنوع مکانیزم های   EFT    مزایای آن نیز گسترده می باشد به منظور رعایت اختصار مهمترین ویژگی های نظام های انتقال الکترونیکی  وجوه  مورد برررسی قرار می گیرد .

۱-۷-۲-امنیت

بررسی ها نشان می دهد پرداخت هایی که از طریق سیستم های انتقال الکترونیکی صورت می پذیرند از امنیت بالاتری نسبت به پرداخت ها به شیوه سنتی بر خوردارند زیرا سیستم های انتقال الکترونیکی وجوه به گونه ای طراحی می شوند که احتمال دستبرد ، سرقت  ، مفقود شدن   و عدم انتقال و ……… به حداقل ممکن می رسد .   به خاطر این ویژگی اغلب افراد معمولا راغب هستند که از این سیستم ها بجای سیستم های سنتی پرداخت استفاده نمایند.

تحقیق - متن کامل - پایان نامه

۲-۷-۲-سرعت

ویژگی برجسته سیستم های انتقال الکترونیکی وجوه سرعت بالای آن می باشد  با قاطعیت می توان گفت که سیستم های پرداخت الکترونیکی از سیستم های پرداخت سنتی خیلی سریع تر است .زیرا در سیستم های پرداخت و انتقال الکترونیکی وجوه ، انتقال وجوه  در اکثر مواقع  به صورت پیوسته صورت می پذیرد.به عبارت دیگر وجوه به صورت پیوسته از حساب فرستنده به حساب دریافت کننده منتقل می شوند .

۳-۷-۲-آسان بودن و سادگی

مکانیزم انتقال الکتریکی وجوه برای کاربران خیلی ساده تر و آسانتر از سیستم های  سنتی می باشد. چون در این نظام اولا با یک امضای دیجیتالی پرداخت به صورت مستقیم صورت می گیرد و ثانیا نیازی به حضور فیزیکی کاربر ( مشتری )  در بانک یا موسسه مالی نیست.

 

 

۴-۷-۲-هزینه کم

هزینه نظام انتقال الکترونیکی وجوه در مقایسه با نظام سنتی انتقال وجه به مراتب پایین تر است . صرفه جویی در هزینه انتقال وجوه ، برای فرستنده وجوه ، گیرنده وجه و بانک   ( موسسه مالی )    وجود دارد . سیستم های انتقال الکترونیکی وجوه در بانکها باعث کاهش هزینه ها از طریق صرفه جویی در کاغذ و چاپ ، آگهی و تبلیغات ، کارکنان و زمان لازم جهت ارائه صورت حسابها و سایر هزینه های جنبی می گردد . صرفه جویی در هزینه های فرستنده وجه و گیرنده وجه از طرق کاهش هزینه های صدور چک ، رفت و آمد ،  هزینه های پست و زمان و فرصتهای از دست رفته  ، و هزینه های جانبی صورت می پذیرد .

علاوه بر این بکار گیری سیستم های انتقال الکترونیکی وجوه با عث کاهش هزینه های اجتماعی نظیر ترافیک و آلودگی هوا به خصوص در شهر های بزرگ می گردد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۵-۷-۲-کاهش اشتباهات انسانی

یکی از مسائل و مشکلات عمده سیستم های پرداخت سنتی اشتباهات متعدد عوامل انسانی در فرایند پردازش پرداخت ها  به علت یکپارچه نبودن سیستم و وارد کردن اطلاعات به دفعات مختلف در فرایند پردازش می باشد .  سیستم انتقال الکترونیکی وجوه با در نظر گرفتن این مشکلات و با حذف دوباره کاریها و طراحی مناسب روش های کنترلی ، این اشتباهات انسانی را تا حدود زیادی کاهش داده است .

۶-۷-۲-بهره وری و کارایی

Efficiency بهره وری

سیستم انتقال الکترونیکی وجوه ، تا حدود زیادی کارایی و بهره وری را در عملیات بانکی افزایش می دهد و امکانات بهتری برای برنامه ریزی و انجام فعالیتهای کنترلی در نظام بانکداری به وجود می آورد .   منظور از کارایی و بهره وری در نظام بانکداری عبارت است از بالا بردن سرعت انجام کار ، کاهش مصرف منابعی نظیر نیروی انسانی ، افزایش دقت و کاهش اشتباهات و غیره می باشد

۷-۷-۲-بهبود مدیریت وجوه و نقدینگی

استفاده از سیستم انتقال الکترونیکی وجوه   هم در سطح سازمانها و مؤسسات و هم در سطح فردی و شخصی باعث بهبود مدیریت موجودی و نقدینگی می گردد .  زیرا از یک طرف این سیستم ها به گونه ای طراحی شده اند که این امکان را برای اشخاص و سازمانها به وجود آورد تا در هر زمانی که بخواهند ازگردش موجودی و وضعیت حساب خود اطلاع کسب نمایند.   از طرف دیگر پیوسته بودن انتقال بدهکار و بستانکار این امکان را فراهم می سازد که زمان تاخیر در انتقال وجوه را به حداقل رساند . در نتیجه اشخاص و سازمانها به نحو مطلوب تری می توانند به مدیریت نقدینگی خود بپردازند .

۸-۷-۲-بهبود روابط با مشتریان

بکار گیری سیستم های انتقال الکترونیکی وجوه باعث می شود که روابط بین شرکتها ، موسسات و بانکها با مشتریان خود بهبود یابد . چرا که افزایش کارایی ، سرعت عمل و کاهش اشتباهات و هزینه پایین تر سبب می شود که مشتریان ترغیب شوند که بیشتر با سازمانها و موسساتی ارتباط برقرار کنند که از سیستم های انتقال الکترونیکی وجه استفاده می کنند .

۸-۲-نحوه عملکرد انتقال الکترونیکی وجوه

با توجه به تنوع و گستردگی سیستم های انتقال الکترونیکی وجوه ، نحوه عملکرد آن نیز متفاوت خواهد بود . ممکن است انتقال الکترونیکی وجوه از طریق کارت اعتباری ، کارت هزینه ، کارت بدهکار  ، حساب جاری الکترونیکی  ، حساب جاری معمولی ، از طریق تلفن ، رایانه ، ترمینال رایانه ای  اینترنت و به وسیله سازمانها ،افراد و یا کارمندان بانک صورت پذیرد .  ترکیب بین اجزاء یاد شده فرایند های بسیار مختلفی را به وجود می آورد که تشریح آنها از حوصله این نوشتار خارج است . بنابر این در این قسمت به بررسی اصول کلی آن بسنده می شود .

وجوه قابل انتقال معمولا به سه دسته تقسیم می شود :

  • انتقال وجوه با حجم کم
  • انتقال وجوه با حجم متوسط
  • انتقال وجوه با حجم بالا

دستورات پرداخت و انتقال وجوه با حجم کم معمولا به صورت دسته ای بین بانکها یا اجزاء نظام انتقال وجه صورت می گیرد.چون حجم ریالی این معاملات پایین است سیستم های مربوطه به گونه ای طراحی می شوند که اتاق پایاپای خودکار ( ACH  )   بطور روزانه و به صورت دسته ای اطلاعات مربوط به معاملات و مبادلات را دریافت و پردازش

نماید که در حقیقت یک سیستم غیر نا پیوسته انتقال الکترونیکی وجوه می باشد. در مورد انتقال وجوه با حجم متوسط هم تا حدودی سیستم به صورت نا پیوسته است ولی زمان آن کمتر از یک روز و معمولا یک یا چند ساعت است . در خصوص انتقال وجوه با حجم بالا مکانیزم عمل شبیه به دو نوع دیگر است با این تفاوت که مبنای انتقال اطلاعات جهت پردازش به وسیله اتاق پایاپای به صورت پیوسته می باشد  .در انتقال وجه با حجم بالا به علت مسائل امنیتی، احتمال اشتباه و اثرات مربوطه ، لازم است به صورت پیوسته برای هر معامله اطلاعات جهت پردازش و کنترل و تسویه به اتاق پایاپای خودکار ارسال گردند .

 

۱-۸-۲-انواع سیستم های انتقال الکترونیکی وجوه

با توجه به گسترش روز افزون سیستم های جدید انتقال الکترونیکی وجوه طبقه بندی و دسته بندی آنها کاریست بس دشوار ، و تا بحال توافق بین نویسندگان این رشته به وجود نیامده است در این نوشتار اینجا برای تشریح بهتر مفاهیم مربوط به انتقال الکترونیکی وجوه ، آنرا بر اساس  دامنه و فضای اصلی انتقال الکترونیکی وجوه و فناوری اطلاعات و ارتباطات در بانکداری به سه دسته اصلی تقسیم و بررسی می شود :

 

الف ) بانکداری الکترونیکی مصرف کننده [۱] ( در سطح بانکداری الکترونیکی سطح مشتری )

ب ) بانکداری الکترونیکی بین بانکی[۲]

ج ) کارتهای پلاستیکی   ( بانکی )[۳]

 

 

۹-۲-بانکداری الکترونیکی مصرف کننده( در سطح مشتری )

منظور از بانکداری الکترونیکی مصرف کننده آن بخش از بانکداری الکترونیکی می باشد که توسط اشخاص و مشتریان حقیقی بانک مورد استفاده قرار می گیرد. به عبارت دیگر آن بخشی از بانکداری است که مشتریان و مصرف کنندگان نهایی با آن سرو کار دارند. این بخش از بانکداری الکترونیکی از قسمتهای مختلفی تشکیل می شود که ذیلا  در مورد آنها توضیحاتی ارائه می شود ۱-۹-۲ ماشین خود پرداز[۴] ( ATM  )

بطور خلاصه ماشین های خود پرداز ( ATM )، پردازنده ها یا پایانه های الکترونیکی هستند که توسط بانکها برای تسهیل کار مشتریان بانک در مکانهای خاصی نصب می شوند و بطور ۲۴ ساعته در دسترس مشتریان می باشند. مشتریان از طریق این ماشینها می توانند کارهای زیر را انجام دهند :

-۱ برداشت وجه از حساب

۲- درخواست صورت حساب بانکی

۳- به حساب گذاشتن چک یا وجه نقد

۱٫ Overhead

 

 

۴- علاوه بر موارد فوق از طریق ATM   می توان بلیط هواپیما ، اوراق قرضه ، سهام خریداری نمود و نسبت به پرداخت صورت حسابهای آب و برق …  اقدام نمود . یک ماشین ATM می تواند به عنوان یک شعبه از یک بانک عمل کند و بساری از وظایف اصلی بانکداری را انجام دهد . بخش عظیمی از مبادلات با حداقل مداخلات نیروی انسانی انجام خواهد گرفت. علاوه بر این ، این ماشین به گونه ای طراحی شده است که بطور ۲۴ ساعته و بدون توقف کار می کند. با به کار گیری ماشین های ATM   در هزینه های کارکنان و بعضی از هزینه های سر بار ۱  شعبه بانک صرفه جویی می شود. با توجه به هزینه بالای این ماشینها به منظور افزایش کارایی و بهره برداری موثر  از هزینه های این دستگاه ها بهتر است بانکها به جای رقابت برای در اختیار گرفتن بازار ATM    با هم بر سر یک سیستم مشارکتی استفاده از این دستگاه ها به توافق برسند. زیرا چنانچه بانکهای کشور بتوانند با هم به توافق برسند ، می توان با وصل کردن ATM    های بانک های مختلف به یک شبکه سوئیچ که به بانک میزبان مرتبط می گردد ، کارایی و اثر بخشی این دستگاه ها را به میزان قابل توجهی افزایش داد . طرز استفاده مشتریان از دستگاه های ATM    بسیار ساده است. هر مشتری با یک کارت ATM   و یک کد اختصاصی شخصی می تواند از دستگاه مزبور استفاده نماید و عملیات مورد نظر را انجام دهد. علیرغم اینکه در ایران بانکها در دهه ۷۰ شمسی  دستگاه هایATM خریداری کردند و در شعب خود نصب کردند ولی هنوز این ماشینها نتوانسته جای خود را آنگونه که شایسته است باز کنند.

۲-۹-۲ ماشین های نقطه فروشPOS EFT [5]

اساسا EFTPOS  به معنی انتقال الکترونیکی وجوه در نقطه فروش می باشد. به عبارت دیگر  EFTPOS   دستگاهی است که طبق آن یک مشتری در نقطه ای از زمان و مکان که در آنجا کالا یا خدماتی را می خرد ، با بهره گرفتن از اشکال مختلف تعیین هویت ایمن و حلقه اتصال الکترونیکی مطمئن وجه را از حساب خود در یک بانک یا موسسه مالی به فروشنده منتقل می کند. یکی از اشکال رایج تعیین هویت ایمن موجود ، کارت پلاستیکی با یک نوار مغناطیسی می باشد که روی آن مشخصات ویژه فرد ( PIN )  تعبیه شده است.

دستگاه های EFTPOS  در دهه هفتاد میلادی در آمریکا مرسوم شد در دهه های ۸۰ و ۹۰ میلادی دستگاه های جدیدتری از EFTPOS   عرضه شد و مورد استقبال مردم نیز قرار گرفت در آمریکا و کشورهای پیشرفته نظیر فرانسه و سوئیس این دستگاه ها را در ایستگاه های قطار مترو و سایر مکانها نصب کردند.  هر چند که استفاده از این دستگاه ها معمول است، ولی نرخ رشد آن از ATM کمتر است . کند بودن رشد این دستگاه ها به علت محدودیت های برون مرزی بانکها ، فقدان زیر ساخت های مناسب( مانند خدمات شبکه ای ملی ، نارسای های آموزش مشتریان،  درگیر بود موسسات مالی ، مشتریان  و تعداد زیادی فروشنده بطور همزمان و ……) می باشد . طرز کار با این دستگاه ها و شیوه انتقال الکترونییک وجوه در صورتی که از کارت بدهکار استفاده شود بدین ترتیب است :

 

  • مشتری کارت را درون دستگاه مربوطه فروشگاه قرار می دهد
  • کارت از طریق تجهیزات نقطه فروش ، اعتبار و هویت مشتری را بررسی و تعیین می کند که آیا وجه نقد کافی در حساب وجود دارد و بعد از آن در صورت تایید معامله انجام می شود و یک پیغام بدهکاری برای بانک مشتری فرستاده می شود
  • سپس فروشنده فاکتور فروش را در اختیار مشتری قرار می دهد که آنرا امضا کند ( این تاییدیه کتبی به منزله قطعی شدن انجام معامله است )

[۱] Consumer Electronic Banking

[۲] Inter Bank Electronic Banking

[۳] Plastic Card

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:15:00 ب.ظ ]




انتقال الکترونیکی وجوه ( EFT)

۱٫ Electronic Funds Transfer

 

 

یکی از وظایف عمده بانکها و مؤسسات مالی انتقال وجوه می باشد . انتقال وجوه توسط بانکها ازلحاظ فناوری وشیوه عمل به دو شکل انجام می پذیرد یکی انتقال وجوه به شیوه سنتی ومبتنی برکاغذ ودیگر انتقال وجوه به شیوه الکترونیکی . هر چند شکل رایج انتقال وجوه در ایران شیوه مبتنی بر کاغذ می باشد ولی با توجه به سرعت دسترسی به اینترنت در ایران وهمچنین گسترش بانکداری الکترونیکی انتظار میرود در آینده نزدیک سیستم های جدید انتقال وجوه و پرداخت جایگزین شیوهای سنتی شوند.سیستم های انتقال الکترونیکی وجوه ((EFTمی تواند نقش بسیار اساسی در اقتصاد وتجارت داشته باشد و روشهاومفاهیم و بنیانهای جدیدی را به وجود خواهد آورد وهمچنین شیوه ارتباطی و تعاملات بین خریدار و فروشنده ،بانک ها ومشتریان را دگرگون خواهد نمود .

باتوجه به اهمیت فوق العاده سیستم های انتقال الکترونیکی وجوه (EFT )در این بخش به طور مفصل درمورد مفهوم ،اهمیت وجایگاه ،مزایا ،زیرساخت ها وانواع آن بحث خواهد شد.

 

۵-۲-مفهوم انتقال الکترونیکی وجوه (EFT )

برای پرداخت وجه شیوه های مختلفی وجود دارد که معمولا آنها را از نظر رویه می توان  به سه نوع شیوه پرداخت تقسیم نمود . یکی پرداخت از طریق تهاتر یا کالا با کالا است که در این دوران چندان مورد توجه قرار نمی گیرد . دوم پرداخت نقدی که بوسیله انتقال سکه و اسکناس صورت می گیرد . سوم پرداخت وجه یا انتقال وجه از طریق مکانیزم بانکی و مؤسسات مالی . شیوه پرداخت  نوع اول مربوط به زمان های بسیار دور است و در اقتصاد و تجارت امروز جایگاه قابل توجهی ندارد و اصلا به حساب نمی آید .

عکس مرتبط با اقتصاد

شیوه پرداخت نوع دوم بیشتر مربوط به اقتصادهای کمتر توسعه یافته است و در اقتصادهای پیشرفته فقط برای پرداختهای خرد و کم حجم مورد استفاده قرار می گیرد . بنا بر این بیشترین حجم پرداخت و مهمترین شیوه پرداختی در اقتصاد امروز انتقال وجوه از طریق بانک و موسسات مالی می باشد .

انتقال وجه از طریق بانکها و موسسات مالی به دو شکل سنتی  (مبتنی بر کاغذ ) و شکل الکترونیکی انجام می شود . در شکل سنتی انتقال وجه که در ایران نیز مرسوم است تقریبا کلیه عملیات انتقال وجه بر روی فرمهایی ثبت می شود و برای انتقال اطلاعات از کاغذ به عنوان پایه سیستم استفاده می شود . ولی پیشرفت فناوری به خصوص فناوری اطلاعات و ارتباطات ، نظام بانکداری و انتقال وجه را دگرگون نموده است .در نتیجه سیستم های قدیمی ( مبتنی بر کاغذ ) به سیستم های نوین الکترونیکی تبدیل شده اند .

قبل از اینکه مفهوم انتقال الکترونیکی وجوه بیشتر توضیح داده شود ابتدا لازم است تعریفی از سیستم انتقال وجه ارائه گردد :

سیستم انتقال وجه به مجموعه ای از فعالیتها اطلاق می شود که به وسیله بانکها و موسسات دیگر از قبیل اتاق پایاپای جهت انتقال وجه بین بانکها صورت می پذیرد. حال اگر این فعالیتها بر مبنای کاغذ استوار باشد به آن شیوه پرداخت و انتقال مبتنی بر کاغذ گفته می شود و اگر این فعالیتها از طریق فناوری اطلاعات و ارتباطات و به صورت الکترونیکی انجام پذیرد به آن انتقال الکترونیکی وجوه (EFT) می گویند .

شروع به کار گیری و توسعه سیستم های انتقال الکترونیکی در دنیا به دهه های ۵۰ و ۶۰ میلادی در آمریکا و اروپا بر می گردد . در این دوران بود که کارتهای بانکی عرضه شد و مکانیزم های جدید اتاق پایاپای اتوماتیک به وجود آمد . هر چند که زمان زیادی از به وجود آمدن  EFT می گذرد ولی گسترش فراگیر آن مربوط به دهه نود میلادی و پس از معرفی اینترنت و به کار گیری گسترده آن می باشد .

هر چند که مفهوم انتقال وجه روشن است ولی بر سر مفهوم انتقال الکترونیکی وجوه توافق وجود ندارد. زیرا از یک طرف بعضی ها تعاریف بسیار محدودی از آن ارائه نمودند و فقط نوع خاصی از انتقال الکترونیکی وجوه را EFT  می دانند و در مقابل بعضی ها EFT  را در معنای بسیار وسیع بکار برده اند  که حتی کل بانکداری الکترونیکی را در خود جای می دهد . در همه مفاهیم انتقال الکترونیکی وجوه یک وظیفه مهم وجود دارد و آن امکان دسترسی سریع و پیوسته به وجه می باشد . طبق یکی از تعاریف[۱] ، EFT  عبارت است از روشی برای انتقال وجه به طور خودکار به وسیله رایانه و با بهره گرفتن از اتاق پایا پای خودکار[۲]  .  طبق این تعریف اولا  EFT   فرایندی است که وجه بطور الکترونیکی منتقل می شود.ثانیا یک موجودیت قانونی به نام اتاق پایاپای خودکار  (ACH )  که عملیات انتقال ( تسویه ) را انجام می دهد .

انتقال الکترونیکی وجوه ابزاری برای رسیدن به هدف نهایی یعنی انجام پرداخت ها است . در پرداخت الکترونیکی یا انتقال الکترونیکی وجوه اساسا عمل پرداخت بدون جابجایی فیزیکی پول و بدون تبادل اطلاعات کاغذی زیاد صورت می گیرد . کمیسیون قانون تجارت بین المللی سازمان ملل متحد  ( UNCTRAL  )    انتقال الکترونیکی وجوه را چنین بیان می کند  :

انتقال وجه فرایندی است که در آن یک یا بیش از یک اقدام در فرایند کار که سابقا بر اساس روش مبتنی بر کاغذ انجام می شد اکنون با روش های الکترونیکی صورت می گیرد.

در تعریف دیگر که توسط مجموعه مقررات یکنواخت بازرگانی ایالات متحده آمریکا ارائه شده است  :

انتقال الکترونیکی وجوه عبارت است از یک شبکه انتقال سیمی ، اتاق پایاپای  خودکار یا سایر نظامهای ارتباطی اتاق پایاپای یا سایر اتحادیه های بانکی که از آن طریق یک دستور پرداخت بانکی به بانک مخاطب مخابره و ارسال می شود.

طبق تعریف دیگری انتقال الکترونیکی وجوه عبارت است از هر نوع انتقال وجه بغیر از شیوه های سنتی مثل چک  وجه نقد و سایر ابزارهای کاغذی مشابه که از طریق یک ترمینال الکترونیکی  تلفن  رایانه  نوارهای مغناطیسی به منظور سفارش مطلع کردن و یا مجوز دادن به موسسه مالی برای بدهکار یا بستنکار کردن یک حساب صورت می گیرد .  طبق این تعریف اصطلاح    EFT    شامل انتقال فدوایر انتقال وجوه از طریق اتاق پایاپای خود کار  (ACH)   انتقال از طریق ماشینهای خود پرداز    ( ATM ) و ترمینالهای نقطه فروش  ( POS )    می شود .

در این قسمت سعی شد با ارائه تعاریف مختلف ابعاد  EFT    مورد اشاره قرار گیرند. با توجه به تعاریف فوق تعریفی که در این تحقیق به عنوان  EFT    مورد استفاده قرار می گیرد مفهوم وسیع  EFT   می باشد  و شامل هر گونه انتقال وجه که به صورت الکترونیکی انجام می گردد  می شود .

طبق تعریف اخیر انتقال الکترونیکی وجوه شامل انتقال وجه بین حسابها ، بانکها و سایر موسسات مالی با استفاده یا بدون استفاده از اتاق پایاپای خودکا ر  (ACH  )   از طریق بکار گیری ترمینال الکترونیکی  ، تلفن  رایانه ، ماشینهای  نقطه فروش (POS   )  ماشینهای خود پردازATM  ویا هر وسیله الکترونیکی دیگر می گردد.

بر اساس این تعریف انتقال الکترونیکی وجوه از بعضی جهات گسترده تر از بانکداری الکترونیکی خواهد بود و می تواند بانکداری الکترونیکی را در خود جای دهد  .

 

 

 

۶-۲-اهمیت و جایگاه انتقال الکترونیکی

انتقال الکترونیکی وجوه EFT      در مقایسه با سایر مکانیزم های پرداخت مبتنی بر کاغذ راحتر   مطمئن تر ، سریع تر ، کاراتر و کم هزینه تر است . بکار گیری انتقال الکترونیکی وجوه EFT      با توجه به اینکه جنبه های مختلفی دارد از جایگاه ویژه ای در اقتصاد و تجارت برخوردار است .

یک جنبه آن مربوط به کسانی است که از این سیستم استفاده می کنند. همه آحاد جامعه ، افرادو سازمانها  می توانند ازEFT    استفاده نمایند . مشتریان بانکها ، موسسات بزرگ دولتی و خصوصی  ، سازمانهای غیر انتفاعی و شرکتهای کوچک می توانند از مزایای  EFT   بهره مند شوند  .

جنبه دیگر اهمیت   EFT   گسترش تجارت الکترونیکی می باشد  .   تجارت الکترونیکی امروزه حجم قابل توجهی از  مبادلات تجاری را به خود اختصاص داده است و نرخ رشد سریع آن حاکی از این است که تجارت در سراسر جهان متحول خواهد شد و از تجارت سنتی به تجارت الکترونیکی مبدل خواهد شد .  در تجارت الکترونیکی انتقال الکترونیکی وجوه نقش کلیدی دارد به عبارت دیگر بدون   EFT      تجارت الکترونیکی بطور کامل عینیت و تحقق نمی یابد .   انتقال الکترونیکی وجوه مفهومی است که به صورت کامل و جامع در بر گیرنده تمامی مسائل پیرامون نقل و انتقالات پولی در تجارت الکترونیکی است و شامل ابزار لازم جهت نقل و انتقال پول  (  سخت افزار و نرم افزار  )  فرایند عمل  ، نقل و انتقال ، مسائل امنیتی و مسائل قانونی و …. می باشد  .

یکی دیگر از جنبه های انتقال الکترونیکی وجوه صرفنظر از ویژگی های معاملاتی آن این است که این فناوری به عنوان یک شیوه  پرداخت اثرات مستقیمی نیز بر روی سیاست ها و نظام پولی کشور می گذارد و در حقوق مصرف کننده نیز موثر می باشد .   انتقال الکترونیکی وجوه به عنوان یک شیوه پرداخت و انتقال وجه امکان دارد  عرضه اعتبار و پول را  ( بالقوه ) به طور حساب نشده ای افزایش دهند و در صورتی که این موضوع کنترل نشود خطرات بزرگی برای سیاست پولی و اعتباری کشور در بر خواهد داشت. به همین علت در تمام دنیا نظام های انتقال الکترونیکی وجوه نگرانی هایی را برای مقامات بانک های مرکزی ایجاد کرده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:15:00 ب.ظ ]




پیدایش بانکداری

پیدایش بانکداری به قرنها پیش باز می گردد . در آن موقع اهداف بانکداری با زمان حال متفاوت بوده است ، قرنها پیش دریافت بهره قرض و کارمزد حفظ امانت ، سود قابل توجهی به همراه داشت . این موضوع به تدریج حس رقابت برخی از افراد را برانگیخت و با وجود مشکلات عدیده ای که برای جلب اعتماد عمومی داشتند اولین موسسات خصوصی ، جذب سپرده های مردم را راه انداختند . در اندک زمانی این مؤسسات توانستند فعالیتهای خود را از محدوده جذب سپرده و قرض دادن اموال خود و دیگران ، به خدمات بیشتری چون نقل و انتقال وجوه در داخل ، خرید و فروش انواع پولهای خارجی و در مواردی ایجاد اسناد اعتباری گسترش دهند . در نتیجه اولین بانک های خصوصی تشکیل گردید . این بانکها نه تهاه برای حفظ و نگهداری سپرده ها چیزی نمی گرفتند ، بلکه حاظر بودند در مقابل سپرده گذاری ، چند درصدی به عنوان پاداش بپردازند و این امر موجب روی آوردن مردم به سمت بانکهای خصوصی گردید . این روند به این صورت ادامه داشت و تحول اساسی زمانی رخ داد که صرافان می توانستند ، بجای پول نقد برای قرض گیرنده نیز رسید بپردازند و اینجا بود که مهمترین تحول در عرصه بانکداری یعنی خلق پول اعتباری صورت پذیرفت و به این ترتیب صرافان توانستند متناسب با اعتبارشان چند برابر اندوخته های مردم رسید بینشان پخش کنند و پولهای واقعی را به عنوان پشتوانه برای مراجعات احتمالی نگه داشته و با این ابداع حرفه صرافی و بانکداری به یکی از پر درآمدترین مشاغل تبدیل گردید . بعد از تسلط کلیسا بر امور مردم به دلیل سخت گیری های شدید مقامات کلیسا در مقابل قرض های با بهره ، این حرفه با مشکل جدی مواجه گشته و تا حدود زیادی از رونق افتاد. در این دوران گردانندگان عمده چنین مراکزی ، یهودیان بودند. چرا که طبق تفسیرشان از آیین یهود گرفتن ربا و بهره از غیر یهودی را مجاز می دانستند . با پایان جنگهای صلیبی و آشنایی اروپاییان با کشورهای مسلمان و فرهنگ و تمدن اسلامی ، دوره جدیدی از تجارت و بازرگانی بین الملل بین شرق و غرب شکل گرفت و در قرنهای چهارده و پانزده میلادی اهمیت فوق العاده ای یافت . گسترش بازرگانی ، تنوع پولهای رایج ، مشکلات نقل و انتقال مسکوکات ، نیاز تجار و پیشه وران به سرمایه های مالی و …….. عوامل مختلفی بودند که ضرورت تجدید حیات مؤسسات پولی و بانکی را طلب می کرد . در همان حال تحولات سیاسی اجتماعی جوامع غربی ، زمینه را برای این مؤسسات آماده  می کرد . از یک طرف با پیدایش تفکرات جدید سیاسی از نفوذ کلیسا در اداره کشورهای اروپایی کاسته شد و قوانین کلیسایی تضعیف شدند ، از طرف دیگر تحت تأثیر نیازهای اجتماعی ، برخی از رهبران مسیحی معتقد بودند نرخ بهره های عادلانه (کم ) ربا نمی باشد و یا ربا تنها در قرضهای مصرفی مطرح است و شامل قرضهای تولیدی و تجاری نمی شود . این تغییر نگرش در رهبران مسیحی همراه با توجیهات ربا و بهره که از طرف حقوق دانان و اقتصاد دانان آن روز ارائه می شد عرصه را برای پایدار شدن بانکها در مقیاسی وسیع تر از سابق آماده کرد و بدین ترتیب نسل جدید بانکداری پا به عرصه وجود نهاد . بعد از آن تاریخ افراد و مؤسسات با ابداع شیوه های نوین فعالیتهای بانکی موجب تکامل صنعت بانکداری شدند . امروزه نظام بانکی از اجزاء لاینفک اقتصادها خصوصا اقتصاد سرمایه داری به حساب می آید . البته باید توجه داشت که فعالیتهای متنوع بانکی عصر حاضر ، همه با هم و در یک مؤسسه خاص به وجود نیامده بلکه پیدایش آنها به تدریج در کشورهای مختلف و در شرایط گوناگون صورت گرفته است .

عکس مرتبط با اقتصاد

 

۲-۲-تاریخچه پیدایش بانکداری الکترونیکی

توسعه شگفت انگیز فناوری اطلاعات و ارتباطات و گسترش آن به بازارهای پولی و بانکی جهان ، علاوه بر تسهیل امور برای مشتریان بانکها ، روش های جاری بانکداری را متحول و دگرگون کرده است . فناوری بانکها ، فناوری پردازش ، ثبت ، نگهداری ، تغذیه و تبادل اطلاعات مشتریان است . این فناوری به تدریج تکامل یافت ، و همراه با پیشرفت فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT ) متحول گردید .در چند دهه اخیر تحولات شگرفی در نظام بانکداری به وجود آمده است . این تحولات را به چهار دوره می توان تقسیم نمود . در هر دوره تا حدی رایانه و نرم افزار جایگزین انسانها و کاغذ شده اند . هر دوره از تکامل برای مدیران نظام بانکی این امکان را فراهم نموده است که اوقات تلف شده را در شرایط کار رقابتی به حد اقل برسانند و در گستره بالاتری به ارائه خدمت بپردازند . به عبارت دیگر فناوری جدید و الکترونیکی شدن بانکداری به آنها این امکان را می دهد که سرعت ، کیفیت ، دقت ، هزینه و تنوع خدمات خود را افزایش دهند . در ادامه چهار دوره تحول در نظام بانکداری تشریح خواهد شد :

 

۱-۲-۲-دوره اول: اتوماسیون پشت باجه۱ :

در این دوره که نقطه آغازین کاربرد رایانه در نظام بانکداری می باشد با بهره گرفتن از رایانه های مرکزی ۲ ، اطلاعات و اسناد کاغذی تولید شده در شعب به صورت دسته ای ۳ به مرکز ارسال و شبانه پردازش روی آنها انجام می گیرد . در این دوره کاربرد اصلی رایانه محدود به ثبت دفاتر و تبدیل کاغذ به فایلهای رایانه ای است . فناوری اتوماسیون پشت باجه که در دهه ۱۹۶۰ رواج داشت این امکان را فراهم نمود تا دفاتر و کارتها از شعب حذف و گردش روزانه حسابها در پایان وقت هر روز به رایانه های مرکزی برای به روز شدن ارسال گردد . پیشرفت اتوماسیون پشت باجه در دهه ۱۹۷۰ باعث شده که به جای ارسال اسناد کاغذی به مرکز ، عملیات  روزانه شعب از طریق ثبت آنها بر بروی محیط های مغناطیسی به مرکز ارسال گردد و پردازش اطلاعات و به روز رسانی حسابها کماکان در اتاق های رایانه مرکزی صورت می گرفت . در این دوره عملیات اتوماسیون تاثیری در جهت رفاه مشتریان بانکها ایجاد ننمود. و تاثیر رقابتی نیز بین بانکها بر جای نگذاشت . در طول این دوره سیستم های پردازش دسته ای و سیستم های بزرگ رایانه ای به خدمت گرفته شدند و تنها تاثیر اتوماسیون در آن دوره ایجاد دقت و سرعت در موازنه حسابها بود.

 

۲-۲-۲-دوره دوم : اتوماسیون جلوی باجه[۱]

۱٫ Front Office Automation

۲٫ On-line

۳٫ Personal Computer

این دوره از زمانی آغاز می شود که کارمند شعبه در حضور مشتری عملیات بانکی را به صورت الکترونیکی ثبت و دنبال می کند . از اواخر دهه ۱۹۷۰ امکان انتقال پیوسته اطلاعات ازطریق به کارگیری ترمینالها که به ظاهر شبیه به رایانه های شخصیامروزی بودند ، از طریق خطوط مخابراتی و رایانه های بزرگ مرکزی متصل می شدند . امکان انتقال اطلاعات به صورت موثر در بین شبکه های بزرگ رایانه ای و ترمینالهای ورودی و خروجی به وجود آمد . در این دوره کارمندان شعب قادر شدند به صورت پیوسته به حسابهای جاری دسترسی داشته باشند . در این دوره بانکها مجبور بودند برای نیل به اتوماسیون جلوی باجه از شبکه های مخابراتی موجود که در اختیار و انحصار شرکتهای دولتی بود و استفاده از آنها نه تنها از نظر فناوری محدود بلکه از لحاظ هزینه ای بسیار گران بود ، استفاده نمایند . این شبکه های مخابراتی و اطلاعاتی ، ترمینالهای بانکی شعب را به مراکز رایانه پشت باجه مرتبط و متصل می ساخت . در این دوره هنوز تمایل به استفاده از اسناد کاغذی وجود داشت . اگر چه ترمینالها امکان جستجو و پردازش را سهولت بخشیده ، لیکن هنوز تمامی کارها توسط کارمندان بانک و از طریق ورود اطلاعات و گردش حسابها به ترمینالها صورت می گرفت و فقط نیاز به استفاده انبوه از اسناد کاغذی تا حدودی برطرف شد . در این دوره بانکها توانستند کارکنان خود را کاهش دهند زیرا هنوز نیاز به افرادی که پاسخگوی مراجعین به بانکها باشند وجود داشت . از طرف دیگر نرم افزارهای به کار گرفته شده در این دوره کماکان غیر یکپارچه و جزیره ای بودند . به عبارت دیگر برای هر نوع عملیات ، نرم افزار خاص طراحی شده و ارتباط نرم افزارها با یکدیگر محدود بود .

 

۳-۲-۲- دوره سوم : متصل کردن مشتریان به حسابهایشان

در این دوره که از اواسط دهه ۸۰ آغاز شد امکان دسترسی مشتریان به حسابهایشان فراهم گردید . یعنی مشتری از طریق تلفن یا مراجعه به دستگاه خود پرداز (ATM) و استفاده از کارت هوشمند یا کارت مغناطیسی یا کامپیوتر شخصی به حسابش دسترسی پیدا می کند و ضمن انجام عملیات دریافت و پرداخت ، نقل و انتقال وجوه به صورت الکترونیکی انجام می دهد . در این دوره سالن معاملات بانک ها به مرور خالی از صف های طولانی مراجعین می شود و آن دسته از کارکنانی که به در جلوی باجه به امور دریافت و پرداخت از حسابها اشتغال دارند به بخشهای دیگر نظیر بازار یابی و خدمات مشتریان منتقل می شوند . خطوط هوایی مثل ماهواره ،  ماکرویو ، مودم های بدون سیم  حجم زیادی از کار ( ولی نه همه آن ) را پیش می برد .

مهمترین ویژگی های دوره سوم که آن را از دوره های قبل و بعد متمایزمی سازد عبارتند از توسعه جزیره ای سیستم های مکانیزه در جلوی باجه و پشت باجه و همچنین توسعه سیستم های ارتباطی مشتریان با حسابهایشان مثل خود پرداز (ATM) و تلفنبانک[۲] و فاکس بانک[۳] . در این دوره هم هنوز نیروی انسانی در ارائه خدمات مؤثر است و بخشی از نیروی انسانی وظیفه ایجاد هماهنگی بین سیستم های جزیره ای و نیازهای مختلف مشتریان را به عهده دارد . در این دوره کارتهای بانکی و هوشمند به معنای واقعی و به طور کامل الکترونیکی نشده و به عبارت دیگر بخشی از فرایند تبادل الکترونیکی اطلاعات وارد عملیات بانکی و سیستم های مکانیزه شده است .

بنابر این می توان گفت در این دوره عملیات بانکی به صورت دستی _ الکترونیکی در می آید . در این دوره نظام بانکی با دو مشکل اساسی مواجه می باشد . یکی عدم یکپارچگی سیستم ها ی مکانیزه ، جزیره ای بودن و نا هماهنگی آنها جهت ارائه خدمات به مشتریان و دیگری تکامل نیافتگی خطوط مخابراتی  و ارتباطی سریع ، گسترده و مطمئن و همچنین فقدان پروتکلهای ارتباطی لازم برای متصل نمودن شعب بانکها به یکدیگر و اتصال مشتریان به شعب.

 

۴-۲-۲- دوره چهارم:یکپارچه سازی سیستم ها و مرتبط کردن مشتری با تمامی عملیات بانکی

آخرین دوره تحول در نظام بانکی زمانی آغاز می شود که همه نتایج به دست آمده از سه دوره قبل به طور کامل مورد توجه قرار گیرد و مشکلات آنها برطرف گردد و کلیه عملیات بانکی به طور الکترونیکی انجام شود . در این دوره هم بانک و هم مشتریان می توانند به طور دقیق و منظم اطلاعات مورد نیازشان را کسب نمایند . اگر چه آهنگ این تحولات متفاوت است اما این چهار دوره به طور یکسان در صنعت بانکداری روی خواهد داد .

لازمه ورود به این مرحله داشتن امکانات و بستر های مخابراتی و ارتباطی پیشرفته و مطمئن است . این دوره با جمع بندی بخشهای نرم افزاری و سخت افزاری در دوره های پیشین به صورت واقعی ارتباط بین بانک و مشتریانش را به تصویر می کشد . در دوره های قبلی اغلب بانکها بدون ساماندهی و نظم مشخص ، تنها به خلق جزایر مکانیزه پرداختند .

در دوره چهارم به منظور رسیدن به یکپارچگی و ساماندهی سیستم های مکانیزه بانکی ، بانکها به یکی از دو جهت زیر تاکید دارند :

۱ _ تلاش برای استاندارد سازی نرم افزاری و سخت افزاری در سیستم های رایانه ای موجود .

۲_ تلاش برای ایجاد سیستم های یکپارچه صرف نظر از سیستم های جزیره ای که قبلا به وجود آمده است.

سیستم های جدید بانکی که اساس آنها مشتری مداری[۴] است نه حساب مداری[۵]، کار چندان ساده ای نیست . زیرا اغلب با صرف هزینه های زیادی همراه است و تلاش طاقت فرسا می طلبد . یکی از چالش های اصلی سیستم های بزگ بانکها در این دوره انتخاب یکی از این دو راه است که هر یک بحث های مربوط به خود را می طلبد و انتخاب هر یک بستگی به استراتژی بانک مبنی بر یک تحلیل عمیق هزینه _ فایده دارد .

در دوره چهارم سیستم یکپارچه بانکی این امکان را به مشتری می دهد که از رایانه منزل یا محل کار خود خدمات متعارف خود را از سیستم الکترونیکی بانک دریافت نماید. در این دوره صرفه جویی واقعی در نیروی انسانی به وجود می آید و پول کاملا حالت الکترونیکی پیدا می کند و ابزار تعامل دو طرف یعنی مشتری و بانک ، خدمات الکترونیکی است . این در حالی است که در دوره سوم مشتری برای دسترسی به خدمات بانکی از اسناد کاغذی و اعمال دستی کاملا بی نیاز نبود . در دوره چهارم مشتری حتی برای دریافت وام یا خدمات بیمه ای و یا دیگر سرویسهای بانک بی نیاز از مراجعه به بانک می باشد .

با توجه به توضیحات فوق به طور خلاصه می توان نتیجه گرفت که از اوایل دهه ۱۹۶۰ نوعی از خدمات بانکی رواج یافت که مبنای تحول بزرگی برای سالهای آتی در نظام بانکداری گردید . این نوع خدمات به صورت کارتهای بانکی بود که در اختیار عموم قرار گرفت .

۱٫ Automated Clearing House (ACH)

 

بعد از مدت زمانی کوتاه هم چک و هم کارتهای بانکی به مرور اتوماتیک گردیدند ولی با این حال تا آنزمان حجم بالایی از اسناد کاغذی تولید می گردید. از این رو از فناوری پیچیده و پیشرفته مخابراتی به عنوان راه حلی جهت حل این مشکل استفاده گردید. در نتیجه با ایجاد اتاقهای پایاپای خودکار (ACH) از سیستم انتقال الکترونیکی وجوه در سطح بسیار وسیعی استفاده شد و ساختار سیستم بانکی یکبار دیگر دچار تحولی عمده گردید . بانکها از مؤسسات سپرده گذاری که صرفا منابع فیزیکی را نگهداری می نمودند به مراکز پردازش اطلاعات تبدیل شدند. پول نیز از یک مفهوم قابل لمس به یک مفهوم غیر قابل لمس تبدیل گردید ، به طوری که پول می توانست هر لحظه بر روی صفحه رایانه نشان داده شود . نه تنها پول به پول الکترونیکی تبدیل گردید ، بلکه چک نیز به همین سرنوشت دچار شد و بانکها با ارسال تصاویر چک به جای چکهای فیزیکی شروع به استفاده از چکهای الکترونیکی[۶] نمودند . با پیشرفت فن آوری اطلاعات و ارتباطات فن آوری تصویر به حدی پیچیده و پیشرفته گردید که بانکها می توانستند بدون نیاز به اسناد کاغذی ، اطلاعات مربوط به دستو پرداخت ها را بین خود مبادله نمایند . در واقع با این کار مبادله الکترونیکی اطلاعات بجای پردازش اسناد کاغذی مورد استفاده قرار گرفت . در گذشته انجام فعالیتهای بانکی به صورت سنتی و دستی صورت می گرفت. در این فرایند مشکلات و مسائل متعددی در راه انجام دقیق سریع و مطمئن فعالیتهای بانکی وجود داشت ولی امروزه سرعت توسعه صنعت انفورماتیک باعث ایجاد تغیرات عمده ای هم در شکل پول و سیستم های انتقال وجوه در عرصه بانکداری گردیده و هم مفاهیم جدید را به عنوان پول الکترونیکی و انتقال الکترونیکی آن ارائه نموده است که این به مفهوم ایجاد نوع جدیدی از بانکداری تحت عنوان بانکداری الکترونیکی می باشد . با گسترش شبکه اینترنت و قابل دسترس بودن آن برای همگان شیوه عرضه خدمات در بانکها متحول شده واین تحولات زمینه ظهور پدیده هایی مانند : بانکداری تلفن همراه[۷] ، بانکداری اینترنتی[۸] ، بانکداری خانگی[۹] و بانکداری مجازی  (الکترونیکی )[۱۰] گردیده است.

 

۳-۲-مقایسه بانکداری سنتی با بانکداری الکترونیکی

در کشورهای پیشرفته دنیا مذاکرات بین خریدار و فروشنده ، سفارش خرید ، تهیه بیمه نامه ، انتقال پول ، حمل و نقل کالا و ترخیص از گمرکات به صورت الکترونیکی پشتیبانی می شود و روش های نقل و انتقال پول به صورت الکترونیکی  و حمل و نقل کالا بر اساس درخواستهای الکترونیکی است که در این راستا بانکداری الکترونیکی از ارکان اصلی و لازمه تحقق این امر می باشد .

بانکداری الکترونیکی به معنای یکپارچه سازی کلیه فعالیتهای یک بانک از طریق بکار گیری فناوری نوین اطلاعات و ارتباطات مبتننی بر فرایندهای بانکی منطبق بر ساختار سازمانی بانکها است که امکان ارائه کلیه خدمات مورد نیاز مشتریان را فراهم می سازد .

به عبارت دیگر بانکداری الکترونیکی را می توان استفاده از فناوری پیشرفته شبکه های ارتباطی و مخابراتی جهت انتقال وجوه در سیستم بانکداری معرفی نمود .

آنچه که در جدول صفحه بعد ملاحظه می نمایید مقایسه ایست بین ویژگی های بانکداری سنتی و بانکداری نوین ( الکترونیکی.( در این بین آنچه که حائز اهمیت است این است که بانکداری الکترونیکی با وجود چالشهایی که برای پیشرفت و توسعه پیش روی خود دارد می تواند به عنوان پدیده بسیار موثر و غیر قابل انکار ، امور تجاری و مالی را برای تمامی گروه های  ذینفع تسهیل نماید .

 

نگاره ۱-۲ مقایسه ویژگیهای بنکداری سنتی و بانکداری نوین (الکترونیکی)

بانکداری نوین ( الکترونیکی ) بانکداری سنتی

بازار نا محدود از لحاظ مکانی

رقابت نامهای تجاری

ارائه خدمات گسترده

ارائه خدمات متنوع بر اساس نیاز و سفارش مشتری و نوآوری

بانکهای چند منظوره مجهز به امکانات الکترونیکی

تمرکز بر هزینه و رشد درآمد

کسب درآمد از طریق کارمزد

از نظر زمانی نا محدود و ۲۴ ساعته

وجود رابطه نزدیک و تنگاتنگ بین بانکی

به علت استفاده از رایانه حجم کاغذ و نیروی انسانی به شدت کاهش میابد.                                       

بازار محدود

رقابت بین بانکها

ارائه خدمات محدود

ارائه خدمات به یک شکل خاص

 

متکی بر شعب

 

تمرکز بر هزینه

کسب درآمد از طریق حاشیه سود

در قید ساعات اداری

نبود رابطه نزدیک و مرتبط(بین بانکی)

به علت وجود ساختار مبتنی بر کاغذ به تعداد زیادی نیروی انسانی نیاز دارد.

 

آنچه حائز اهمیت و در خور توجه است ویژگی فعال و آینده نگر خصوصیات بانکداری الکترونیکی  در مقایسه با بانکداری سنتی است . بانکداری سنتی بیشتر با یک دید محافظ کارانه سعی می نماید به شیوه های مختلف هزینه های بانک را کاهش دهد . در صورتی که بانکداری الکترونیکی ضمن ارائه جامع خدمات بانکی در فکر توسعه و تحول بر مبنای جلب رضایت مشتری و افزایش درآمد بر مبنای ارائه خدماتی است که در قبالش کارمزد دریافت می دارد . بنا بر این در بانکداری الکترونیکی هر چند که کاهش هزینه های بانکی مورد توجه قرار می گیرد ، بر رشد درآمد بانک از طریق ارائه خدمات متنوع تاکید می گردد.

[۱] Back Office Automation

[۲] Telephone Banking

[۳] Tele Fox Banking

[۴] Customer- Based

[۵] Account- Based

[۶] Electronic Check

[۷] Mobile Banking

[۸] Internet Banking

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:14:00 ب.ظ ]




برندهای مقلّد، برای سواری گرفتن مجانی  و استفاده از کیفیت جدید، از لباس تجاری برندهای اصلی مانند نام برند یا طراحی بسته­بندی آن تقلید می­ کنند تا از شهرت و تلاش­ های بازاریابی انجام­گرفته برند اصلی منتفع شوند (کپفرر، ۱۹۹۵؛ لوکن و همکاران، ۱۹۸۶). برندهای مقلّد از ارزش ویژه­ی برند یک برند پیشتاز تقلید می­ کنند (ون هورن و پیترز، ۲۰۱۳).

تقلیدکردن، یک استراتژی برندسازی شایع است که می ­تواند سرمایه ­گذاری­های بلندمدت در برندهای اصلی را ذره ذره نابود کند و موجب خسارات مالی عمده شود (زایکوسکی،۲۰۰۶؛ میچل و کرینی، ۲۰۰۲). تقلیدکنندگان می­توانند از تلاش­ های بازاریابی برندهای اصلی در توسعه محصولات و بازار استفاده کنند، سپس از آن­ها، با محصولات اصلاح شده خود پیشی بگیرند (ژانگ و مارکمن، ۱۹۹۸). بدین معنا که، یک استراتژی تقلید انتخاب عاقلانه­تری برای شرکت­هایی است که به­دنبال مزیت رقابتی هستند (جو، ۲۰۰۶). تقلید از طریق اینرسی رخ می­دهد، به­عبارت دیگر، تقلید توسط، شرکت­هایی که نمی­توانند نوآوری داشته باشند انجام می­گیرد (اسکیو، ۱۹۹۶).

اکثر تقلیدکنندگان از ویژگی­های ادراکیمتمایز و خاص برند اصلی همچون؛ رنگ، موضوع به­تصویر کشیده و یا شکل بسته­بندی یا​​حروف و صداهای نام برند تقلید می­ کنند، در نتیجه یک نوع شباهت تحت­اللفظی به برند اصلی را نشان می­ دهند (جنتنر، ۱۹۸۳). این شباهت تحت­اللفظی پایه و اساس بسیاری از موارد دادگاه در برخورد با مالکیت معنوی است (میچل و کرینی، ۲۰۰۲).

تقلیدکردن یک استراتژی حساب­شده است که غالباً تعمدی و به­کرات استفاده می­ شود. تقلید کردن فراگیراست (اسکات مورتون و زتلمی یر، ۲۰۰۴؛ سایمن و همکاران، ۲۰۰۲). به­عنوان مثال، سایمن و همکاران (۲۰۰۲)، طی مطالعاتشان دریافتند که تقلیدهای آشکار از بسته­بندی در یک سوم از ۷۵ بسته­بندی کالاهای مصرفی رخ­داده است. به ­همین ترتیب، در یک تحقیق و بررسی درایالات متحده، اسکات­ مورتون و همکاران (۲۰۰۴)، دریافتندکه نیمی از برندهای مورد مطالعه­ فروشگاه از لحاظ رنگ، سایز و شکل یک بسته­بندی به یک برند ملی شبیه بودند (ون هورن و پیترز، ۲۰۱۲).

برند مقلّد، تداعی­کننده­ چیزی است که مصرف­ کنندگان می­شناسند (به­عنوان مثال، برند اصلی) و احساسی آشنا، مطبوع و خوشایند را درونشان زنده می­ کند (جکوبی و همکاران، ۱۹۸۹؛ مورلند و زجونگ، ۱۹۸۲). سپس ارزیابی­های مثبت مرتبط با برند اصلی، به احتمال زیاد به نمایندگی از برند مقلّد القا می­شوند.  در نتیجه ارزیابی از برند مقلّد مثبت می­ شود، این به­ویژه زمانی اتفاق می­افتد که تقلیدکردن به­ طور ماهرانه­ای انجام گیرد و تقلید واضح و آشکار نباشد (ون هورن و پیترز، ۲۰۱۳).

 

۲-۵-۱- انواع تقلید از برند

تقلیدکنندگان اغلب از ویژگی­های ادراکی خاص و متمایز (بصری، متن، صدا) برند اصلی تقلید می­ کنند، در نتیجه یک نوع شباهتِ تحت اللفظی به برند اصلی را به­تصویر می­کشند (جنتنر، ۱۹۸۳). ممکن است شباهت­های تحت­اللفظی بین دو کالا با تعیین میزان این­که کدام­یک از آن­ها، دارای ویژگی­های منحصربه­فرد هستند سنجیده ­شوند (تیورسکی، ۱۹۷۷).

تقلید از ویژگی می ­تواند از طریق تقلید ازحروف نام برند اصلی (به­عنوان مثال، با جایگزینی یک یا چند حرف از نام و یا با تغییر چینش آن­ها) و یا از طریق تقلید از ویژگی­های ادراکی متمایز طراحی بسته­بندی برند اصلی رخ دهد. تقلید از ویژگی به دو صورت امکان­ پذیر است، ایجاد یک نام معنادار و یا یک نام متشکل از یک­سری حروف بی­معنا با جایگزینی و یا تغییر چینش حروف نام برند اصلی صورت می­گیرد. از آن­جایی­که ویژگی­های خاص و متمایز منحصر به برند اصلی است، تقلید از ویژگی به­ طور مستقیم به برند اصلی مرتبط است و بلافاصله یک بازنمایی روشن از برند اصلی ایجاد می­ کند (پیترز و ون هورن، ۲۰۱۲).

علاوه بر این­که شباهت تحت­اللفظی با تقلید مستقیم از ویژگی­هایِ متمایز مانند حروف، رنگ­ها، اشکال و صداهای مشابه صورت می­پذیرد، همچنین دو کالا می­توانند از لحاظ معنایی نیز شبیه به یکدیگر باشند (جاب و همکاران، ۱۹۹۲). هدف برندهایی که از معنای اساسی و یا مضمون برندهای دیگر تقلید می­ کنند، استفاده­کردن از معانی مرتبه­ی بالاتر و یا ویژگی­های استنباط­شده­ از برند اصلی است، بنابراین اگرچه برندهای “Rome” و “Paris” از لحاظ معنایی مشابه هستند، اما شباهت­تحت اللفظی کمی را نشان می­ دهند زیرا آن­ها تنها در یک حرف اشتراک دارند، در حالی­که نام­های تجاری ” Rome” و ” Orme “شباهت تحت­اللفظی بالایی را نشان می­ دهند، آن­ها در همه­ی چهار حرف اشتراک دارند، اما از لحاظ معنایی مشابه نیستند.

یک برند مقلّد اساساً می ­تواند از مضمون یک برند اصلی تقلید کند، بدون این­که حتی از ویژگی­های بصری آن تقلید کرده باشد. بنابراین در تقلید از مضمون، برند مقلّد و برند اصلی مشترکات با یکدیگر را نشان می­ دهند، اما نه از طریق نمایش ویژگی­های یکسان بلکه از طریق معنای مرتبه­ی بالاتر، مضمون، یا رابطه به­دست آمده از این ویژگی­ها. البته، مضمون­ها از طریق روش­های مختلف ویژگی­های ادراکی نمایش داده می­شوند، بدین­معنا که شباهت مضمون، مستلزم حداقل برخی از شباهت­های ویژگی است. تقلید از مضمون می ­تواند با کپی کردن مفهوم نام برند تحت تأثیر قرار گیرد. برخلافِ تقلید از ویژگی، تقلید از مضمون منحصر به برند اصلی نیست بلکه به­ طور غیر مستقیم از طریق معنای مرتبه­ی بالاتر یا از طریق ویژگی استنباط شده، به برند اصلی مرتبط می­ شود (پیترز و ون هورن، ۲۰۱۲).

 

۲-۶- ملاحظات حقوقی در بحث برندسازی

بر اساس مباحث حقوق بازرگانی، علامت تجاری عبارت است از هر نوع علامت، واژه، حرف، عدد، طرح یا تصویر قراردادی که عامل ایجاد تمایز محصولات بوده و مانند نماد تجاری منحصر به فرد باعث سهولت شناسایی محصول توسط مشتری­ها شود. راهبرد علامت تجاری دربرگیرنده­ی سه گام برنامه ­ریزی، اجرا و کنترل علائم تجاری به شرح زیر است:

  • برنامه ­ریزی علائم تجاری: نیازمند انتخاب و استفاده از علامت تجاری معتبر در خصوص محصولات است.
  • اجرای علائم تجاری: نیازمند استفاده مؤثر از علامت تجاری در جهت اتخاذ تصمیمات بازاریابی ویژه با توجه به راهبردهای توزیع و پیشبرد فروش است.
  • کنترل علائم تجاری: نیازمند برنامه­ای از سیاست­هایِ تهاجمی است که استفاده­ی مؤثر از فعالیت­های بازاریابی را برای شرکت تضمین کرده و استفاده­های نابجا و جعلی از علائم تجاری را کاهش داده و از آن پیش­گیری کند (کلر، ۱۳۸۹: ۲۶۶-۲۶۵).

تنها در آمریکا جعل علائم تجاری و عناصر برند، سالانه حدود دویست میلیارد دلار هزینه بردوش شرکت­ها تحمیل می­ کند و به­ طور متوسط پنج در صد از کالاهای فروخته شده در سطح جهان تقلبی و جعلی هستند. حجم عظیمی از محصولات تقلبی در کشورهایی مانند چین، ویتنام و روسیه تولید شده و به تمامی بازارها ارسال می­ شود. تنها در چین، جعل کپی رایت و علائم تجاری کسب و کارهای موفق غربی حدود شانزده میلیارد دلار فروش سالیانه­ی این کشورها را کاهش می­دهد و بیش از بیست درصد از محصولات برندهای برتر غربی در چین به صورت تقلبی تولید و توزیع می­شوند. پراکتر و گمبل، ادعا می­ کند که فروش محصولات تقلبی تولید شده تحت برند این شرکت، در بازار چین رقمی در حدود ۱۵۰ میلیون دلار (یا پانزده درصد از حجم فروش) است (کلر، ۱۳۸۹: ۲۶۶).

 

۲-۶-۱- مبحث علائم تجاری در حوزه­ نام­ها

بدون توجه به موضوع حفاظت از علائم تجاری، برندها به سرعت به نام­های عمومی تبدیل می­شوند و امتیازات خود را از دست می­ دهند. از آنجا که برندهایی همچون وازلین یا اسکلتور، بدون توجه به بحث حفاظت دارائی­های معنوی، اقدام به طراحی برند و فعالیت­های بازاریابی کردند، امروزه به­عنوان نام­های عمومی مورد استفاده قـرار می­گیرند. برای ثبت­نام­های تجـاری با توجه به ضرورت و الویت مباحث حفاظت علائم تجاری می­توان رده­های­ پنج­گانه­ی زیر را پیشنهاد کرد:

    1. نام­های تخیلی (واژه­ های ساختگی و بدون بهره­مندی از هیچ معنای خاص مانند کوداک )
    2. نام­های قراردادی (واژه­ های واقعی که اغلب هیچ نوع ارتباط روشن و مشخصی با محصول ندارند، مانند انتخاب کمل، برای سیگار)

عکس مرتبط با سیگار

  1. نام­های پیشنهادی (عبارات واقعی که با هدف معرفی ویژگی یا مزیت محصول به­کارگرفته شده ­اند).
  2. نام­های توصیفی (واژه­ های معمولی و روزمره که به دلیل مفاهیم ضمنی و ناآشکار خود برای محصولات به­­کارگرفته می­شوند).
  3. نام­های عمومی (ژنریک) (­واژه ­هایی که مترادف با یک رده محصول به­شمار می­آیند، مانند آسپرین)

 

همان­گونه که گفته شد، حفاظت از نام­های تخیلی بسیار ساده­تر است. در حالی­که این نام­ها به دلیل خاص و متمایز بودن به­ندرت می­توانند در مورد ویژگی­ها و نوع محصول، اطلاعاتی را به مشتری­ها منتقل کنند، واژه­ های ژنریک هیچ­گاه قابل ثبت و حفاظت قانونی نیستند. علاوه بر آن­چه گفتیم از برندهایی که همنام با اسامی افراد، مکان­های جغرافیایی خاص و یا واژه­ های توصیفی انتخاب می­شوند، به سختی می­توان حفاظت­های قانونی به عمل­آورد (کلر، ۱۳۸۹: ۲۶۷-۲۶۶).

۲-۶-۲- مباحث علائم تجاری در حوزه بسته­بندی

به­طورکلی، نام­ها و طرح­های گرافیکی بیش از شکل بسته­ها و رنگ­ها قابل حفاظت قانونی هستند. رعایت حفاظت­های قانونی در مورد بسته­بندی با انتخاب رنگ­ها و طرح­های خاص برای برند دشوار است. اما زمانی­که شرکتی با انتخاب رنگ­ها و الگوهای منحصربه­فرد، طرح بسته بندی و لوگوی خود را طراحی کرده باشد، امکان حفاظت از این دارائی­های معنوی و پیش­گیری از تقلب و الگوبرداری رقبا ساده­تر است و درعین­حال در صورت بروز چنین تخلفاتی، شرکت­ها راحت­تر می­توانند متخلفان را تحت پیگرد قانونی قرار دهند. در مورد مباحث حقوقی مرتبط با بسته­بندی و سایر عناصر مرتبط با برند، کتاب­ها و مقالات بسیاری نوشته شده است و این مسئله با توجه به ماهیت میان رشته­ای، توجه بیشتر حقوقدانان را به بحث­های پیرامون برند­سازی می­طلبد (کلر، ۱۳۸۹: ۲۶۷)

.Free ride

.Trade-dress

.Loken, et al.

.Brand Equity

.Erode

.Zhang & Markman

.Perceptual feature

.Literal similarity

.Gentner

.Mitchell & Kearney

. Scott-Morton

.Sayman, et al.

.Blatant package

.National brand

.Jacoby, et al.

.Moreland & Zajonc

.Blatant

.Abvious

.Gentner

.Job, et al.

.Underlying meaning

.Higher-order semantic meanings

.Trademark Strategy

.Procter & Gamble

.Vaseline

.Escaltor

.Kodak

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:14:00 ب.ظ ]




رضایت مشتری و بازاریابی

در ادبیات بازاریابی این‌گونه آمده است که رضایت مشتری دارای دو بعد است:

دانلود پایان نامه

  1. بعد مبادله‌ای
  2. بعد کلی

۱- مفهوم مبادله‌ای رضایت مشتری بر ارزیابی مشتری از هر یک از خریدهایی که انجام می‌دهد، توجه دارد. مفهوم کلی رضایت مشتری بر ارزیابی و احساس کلی مشتری در مورد کل برخوردها و خریدهای خود از برند مربوط می‌شود. در حقیقت، می‌توان گفت که بعد کلی رضایت مشتری تابعی از کلیه رضایتها یا نا‌رضایتی‌‌های او در مبادلات قبلی است.

۲- رضایت مشتری تجمیعی (یا کلی) ارزیابی کلی مشتری از همه تجربیات خرید و مصرف یک کالا یا خدمت در یک دوره زمانی طولانی‌مدت است. در حالی‌که رضایت مبادله‌ای، اطلاعاتی در مورد برخورد و تجربه یک فرد با کالا و خدمت خاص در یک مورد خاص به دست می‌دهد، رضایت کلی شاخص مناسب‌تری در مورد عملکرد گذشته، حال و آینده شرکت است. این اهمیت از آن جهت است که مشتریان تصمیم خرید دوباره خود را بر اساس همه تجربیات خود با یک برند تا زمان حال انجام می‌دهند نه بر اساس یک خرید در زمان و مکانی خاص (بیرلی و همکاران، ۲۰۰۴: ۲۵۶).

 

۲-۳-۱۱- مهمترین اثرات رضایت و وفاداری مشتری بر فرایندهای سازمان

- کاهش مستمر هزینه ها و کوتاه شدن زمان چرخه های کاری به دلیل استفاده موثر از منابع؛

- بهبود نتایج عملیات و سازگار و قابل پیش بینی شدن این نتایج (توصیه های بهبود) ؛

- ایجاد امکان پرداختن به فرصتهای متمرکز و اولویت بندی شده برای انجام عملیات بهبود؛

- افزایش توانایی ایجاد ارزش برای هر دو طرف؛

- انتقال اهمیت تامین خواسته های مشتری و همچنین الزامات قانونی و مقررات به سازمان؛

- پایه گذاری خط مشی کیفیت (مقصودی، ۱۳۸۲: ۲۶۰).

ازنظر موسسه، رضایت مشتری حاصل یک سیستم سه قسمتی است که عبارتند از:

عملکردها (فرایندهای) موسسه؛

کارکنان موسسه که ارائه دهنده محصول یا خدمت هستند؛ انتظارات مشتری.

اثربخشی این سیستم سه قسمتی بستگی به ادغام مناسب این قسمتها با یکدیگر دارد. منطقه مشترک بین سه قسمت بیانگر رضایت مشتری است.

 

 

 

 

شکل ۲-۷- سیستم سه قسمتی رضایتمندی مشتریان

منبع: (مقصودی، ۱۳۸۲: ۲۶۰)

 

 

مشتری کسی است که محصول یا خدمتی برای تحویل به او باشد. حتی اگر با مشتریان بیرونی برخورد نداشته باشید، شما تعداد زیادی مشتریان داخلی دارید.

وقتی که به کمک و خدمات فرد دیگری برای انجام شغل تان متکی هستید مشتری داخلی به شمار می‎آیید. سایر افراد داخل شرکت که به خدمات شما متکی هستند تا کارهای خود را انجام دهند. مشتریان شما محسوب می شوند. گروه های دیگر در داخل سازمان به گروه شما وابسته اند تا خدمات خوبی به آنها ارائه دهد (بارژ هاپسون، ۱۳۸۱: ۶۲).

زنجیره خدمت به مشتری، زنجیره ای است که محصولات و خدمات فراهم شده به وسیلۀ مؤسسه، شما را به مشتری متصل کند. شما و گروهتان، شغلتان هر چه باشد در این زنجیرۀ حلقه های اتصال هستید. در هر کسب و کار، هر شغلی یک شغل خدماتی است. ممکن است کارکنانی بگویند که چون هرگز با مشتری برخوردی ندارند، شغلشان خدماتی نیست. چنین اظهار نظری، عناصر ضروری را در شبکۀ خدمات نادیده می گیرد. به کارکنانی که مسئول تماس با مشتریان هستند و به طور ناهنجار اداره می شوند یا حمایت فتی لازم ندارند، توجه کنید. و آنگاه خواهید دید که استانداردهای خدمت، در سطح پایین است. فراخواندن کارکنان به اینکه تمام همّ و غمّ شان فراهم آوردن تجربه مثبت برای مشتری باشد، دربردارندۀ نوعی مخاطره است. آنچه برای مشتری خوب است برای کارکنان نیز خوب است کارکنانی که به خوبی به آنها توجه نمی‎شود به ارائه خدمت خوب به دیگران پای بند نیستند. اما چنانچه هر  حلقه ای در این زنجیره قوی باشد و هر فردی خدمت عالی به حلقۀ بعدی ارائه دهد. آنگاه مشتریان خارج از سازمان از مزایای خدمت عالی  بهره مند خواهند شد (بارژ هاپسون ۱۳۸۱: ۶۲).

مشتریان ناخشنود بی تردید کمتر از مشتریانی دوباره خرید خواهند کرد که با سازمان مشکلی ندارند – البته در صنایع گوناگون تفاوت آشکاری دراین زمنیه وجود دارد. مشتریان ویژه را دست چین کنید. کسانی که تاکنون وفاداری خود را نشان داده یا برای سازمان ارزش خاصی دارند. از این دسته اند. برنامه وفادار سازی را بهتر است با تمرکز بر یک گروه انتخابی براه بیندازند و همگانی نباشد. پاداشهایی که دست مشتری را در استفاده از گزینه های مختلف باز گذارد، بیشتر از تخفیف نقدی و مانند آن مؤثرند. پاداشهایی که برای دریافت آنها باید حساب جداگانه و دور و درازی براه انداخت، کمتر طرفدار دارند. به روز کردن پاداش و برنامه ای در این خصوص، پس از مدتی از جلوه می افتد. بنابراین باید هر از گاهی به تغییر در برنامه یا چگونگی پاداش و کاربرد آن، دست بزنند. از دیگر ابزار و راه های جلب مشتری به کمک دادن پاداش، به عضویت باشگاه گونه درآوردن مشتریان و برقراری ارتباط منظم است (هوروتیز، ۱۳۸۲: ۹۰).

هر راهی را که در زمینه انگیزه آفرینی در مشتری برگزینند، نیازمند به برپایی یک (نقطه ارتباط) است – جایی که مشتری بتواند مشکلات خود با سازمان را حل نموده و به تکرار خرید از کالاها و خدمات بپردازد، سازمان نیز برای رساندن پیام ها و عرضه انگیزه آفرینی های تازه، به چنین ارتباطی نیاز دارد. بسیاری از شرکتها از روش (بلی – خیر) در اولویت دادن به ارتباط با مشتریان پیروی می کنند.

با مشتریان بزرگ – آنان که بیشتر می خرند و داد و ستدی گسترده دارند- به صورت ویژه و با احترام کامل رفتار می شود. مشتریان خرده پا را به کارمندان ساده فروش حواله  می دهند. بی تردید باید میان هزینه ارتباط و پیامدهای آن، تراز و مناسبتی برقرار باشد.

ولی نکته مهم این جاست که نباید تنها به چشم انداز محدود کنونی بسنده کرد. باید به آن چیزی نگریست که (ارزش تمام عمر) مشتری عنوان گرفته است – داد و ستدهایی که یک مشتری جزء در طول زمان با یک شرکت خواهد داشت. هنگامی که با چنین دیدی به موضوع بنگریم، سرمایه گذاری بر مشتریان جزء هم در بسیاری از موارد منطقی و مجاز جلوه خواهد کرد. نیازی نیست که یکباره گسترده ترین هزینه‎ها را در همه زمینه ها   بپذیریم. گزینه های فراوانی وجود دارند که می توان کم کم بکار گرفت و در استوار ساختن روابط با مشتری پیش رفت (همان منبع۹۶ ).

 

۲-۳-۱۲- نظام ارزیابی میزان رضایت مشتریان

در مطالعه الگوهای وفاداری، مواردی وجود دارد که در آنها وفاداری از نظر دیدگاه مشتری نسبت به شرکت و کارکنان تفکیک شده است به عبارت بهتر ممکن است درک مشتری در زمینه کیفیت خدمات و کالاها نسبت به کل یک شرکت و نسبت به کارکنانی که با آنها در تعامل است متفاوت باشد چنانچه در شکل پایین مشخص است این تفاوت موجب اثرگذاری متفاوتی روی وفاداری نگرشی و رفتاری می گردد به اینصورت که رضایت از کارکنان با وفاداری رفتاری و اعتماد با وفاداری نگرشی در ارتباط است. در برخی از الگوها گرچه این تفکیک به نوعی بین سازمان و کارکنان صورت گرفته ولی برآیند آنها بر رضایتمندی مشتری تاثیرگذار است. البته در مواردی هم چنین تصور شده است که وفاداری نسبت به کارکنان می تواند بر وفاداری نسبت به شرکت تاثیرگذار می باشد که البته این امر منطقی هم به نظر  می‎رسد شاید دلیل این رابطه تاثیرگذاری رضایت از کارکنان بر رضایت از شرکت باشد در هر حال با توجه به الگوهای ارائه شده  به نظر می رسد وفاداری نسبت به کارکنان از اهمیت خاصی نسبت به وفاداری نسبت به شرکت برخوردار باشد. (شاهین و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۴۴)

* الگوهای ملی: هدف از معرفی الگوهای ملی رضایت مشتری، بررسی جایگاه رضایت و وفاداری مشتری بر آنها و حتی تاکید بر استفاده از الگوهای ملی رضایت مشتری به عنوان سایر الگوهای وفاداری و رضایت می باشد. (شاهین و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۴۵)

* شاخص رضایت مشتری آمریکا: شاخص رضایت مشتری آمریکا یک معیار ملی است برای رضایت مشتری از کیفیت کالاها و خدمات عرضه شده در ایالات متحده می باشد این شاخص در سال ۱۹۹۴ تدوین شده است هم به عنوان یک معیار روند و هم به عنوان مهیا (ترازیابی برای کارخانجات و صنایع و بخشهای مختلف اقتصادی اعم از دولتی یا خصوصی قابل استفاده است تحقیقات نشان داده است که شاخص رضایت مشتری آمریکا از قابلیت پیش بینی سود مالی سازمان و عملکرد تجاری سازمان در بازار سهام برخوردار است (کاوسی و همکاران، ۱۳۸۴)

عکس مرتبط با اقتصاد

سه سازمان اصلی در آمریکا فرایند تهیه توزیع و پشتیبانی شاخص رضایت مشتری آمریکا را برعهده دارند مرکز تحقیقات ملی کیفیت در دانشکده کسب و کار دانشگاه سیگان بعنوان یک موسسه تحقیقاتی در زمینه تهیه و تحلیل داده های مرتبط با شاخص فعالیت می کند جامعه کیفیت آمریکا وظیفه توزیع گزارشات و نتایج تحقیقاتی را برعهده دارد و موسسه تحقیقاتی سی اف ای در زمینه خدمات نرم افزاری وظیفه پشتیبانی و مشاوره ای را عهده دار می باشد.

به عنوان یک تاریخچه مختصر درباره شاخص رضایت مشتری آمریکا باید به تحقیقاتی موسسه کیفیت آمریکا در اوایل دهه ۹۰ اشاره کرد.

در سال ۱۹۹۱ جامعه کیفیت آمریکا ملی یک پروژ تحقیقاتی به بررسی این موضوع پرداخت که آیا تدوین یک شاخص ملی در زمینه کیفیت امکان پذیر است یا خیر این تحقیقات با ارائه حدود ۶۰ رویکرد مختلف جهت اندازه گیری کیفیت برای فرآورده های مختلف اعم از کالا و خدمات منجر شد اما شکل اصلی این روشها عدم سبب می شد تا شاخصهای کیفیت برای محصولات مختلف و صنایع متعدد قابل مقایسه با یکدیگر نباشند از سوی دیگر این امکان وجود نداشت که به هر یک از این شاخص ها ارزشی اختصاص داده شود و از این طریق یک شاخص یکپارچه برای کیفیت در سطح ملی عرضه نمود.

بررسی فعالیتهای تحقیقاتی در کشور سوئد موجب شد تا شاخص رضایت مشتری در کشور سوئد در سال ۱۹۸۹ توسط پروفسور فورنل براساس یک الگوی ساخت یافته و استفاده از نظرسنجی مشتریان طراحی شده بود جامعیت الگوی رضایت مشتری سوئد برای اندازه گیری کیفیت کالا و خدمت امکان استفاده از آن جهت ارزیابی کیفیت در یک مقیاس وسیع و مرتبط ساختن شاخص کیفیت با رفتار مشتری سه ویژگی برتر الگوی سوئد محسوب می شود که کشور آمریکا را برای تبعیت از این رویکرد جهت تهیه شاخص ملی رضایت مشتری ترغیب نمود الگوی اصلی سوئد در شکل پایین آورده شده است.

الگوی سوئد از جهان به الگوهای دیگر شبیه است و از این نظر می توان نتیجه گرفت که شاید الگوهای ملی کشورهایی مانند سوئد بعنوان مبنایی برای تحقیق محققینی چون بیلی تال (۲۰۰۴) قرار گرفته است (شاهین و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۴۶).

 

 

انتظارات مشتری
وفاداری مشتری
شکایت مشتری
درک و استنباط مشتری از کیفیت عملکرد
رضایتمندی مشتری

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل ۲-۸- ساختار کلان الگوی شاخص رضایت مشتری در کشور سوئد

منبع: (کاوسی و همکاران، ۱۳۸۴)

 

در هر حال الگوی شاخص رضایت مشتری آمریکا نوعی مستقیم اندازه گیری رضایت مشتری محسوب می گردد که از قابلیت تشریح روابط علی مابین محرک ها و پیامدهای رضایت مشتری برخودار است.

هدف اصلی شاخص رضایت مشتری برآورد میزان تاثیر شاخص رضایت مشتری آمریکا بر وفاداری مشتری است وفاداری مشتری متغیری است که به منظور ارزیابی عملکرد تجاری سازمان در حال و آینده از اهمیتی ویژه برخوردار است به منظور آشنایی بیشتر با الگوی اندازه گیری رضایت مشتری آمریکا متغیرهای الگو به همراه روابط آنها به صورت شماتیک در شکل صفحه بعد ترسیم گردیده است.

این الگو شامل تعداد متغیر پنهان و روابط علی مابین آنها می باشد که عبارتند از: (شاهین و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۴۷)

۱- انتظارات مشتری          ۲- ارزش درک شده        ۳- استنباط مشتری از کیفیت محصول

۴- رضایت مشتری      ۵- شکایات مشتری         ۶- وفاداری مشتری

 

شکل ۲-۹ الگوی شاخص رضایت مشتری آمریکا

منبع: (اوزکان و همکاران، ۲۰۰۷).

 

 

همانگونه که در شکل مشخص است تمایل در برابر افزایش قیمت بعنوان بهترین شاخص های اندازگیری میزان وفاداری مشتری مطرح می باشد ورودی ها یا همان علل عمده رضایت مشتری در این الگو شامل انتظارات کیفیت درک شده و ارزش درک شده می باشد خروجی با پیامدهای اساس رضایت مشتری شامل ندای علاوه بر تعیین مقدار ی رضایت مشتری تاثیر آنرا بر وفاداری مشتری اندازه گیری کرد متغیرهای پنهان این گونه مستقیماً قابل اندازه گیری نیستند.

بنابراین هریک از آنها به کمک معیارهای متعدد ارزیابی می شوند برای تخمین این الگو متغیرهای الگو و ثبات روابط آماری درون آن نیاز به انجام تحقیقات وسیع میدانی و مطلالعات مقدماتی درباره رفتار مشتریان می باشد. (همان منبع ۱۴۷)

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:14:00 ب.ظ ]




رضایت مشتری

رضایت مندی مشتری احساس یا نگرش یک مشتری نسبت به یک محصول یا خدمت بعد از استفاده از آن است. رضایت مندی مشتری نتیجه اصلی فعالیت بازاریاب است که به عنوان ارتباطی بین مراحل مختلف رفتار خرید مصرف کنندگان عمل می کند. مشتریان رضایتمند احتمالاً تکرار خرید خود را ادامه داده و به دیگران نیز توصیه می کنند. تعاریف متعددی از رضایت مندی مشتری در ادبیات بازاریابی ارائه شده است:

- کاتلر، رضایت مندی مشتری را به عنوان درجه ای که عملکرد واقعی یک شرکت انتظارات مشتری را برآورده کند، تعریف می کند. به نظر کاتلر اگر عملکرد شرکت انتظارات مشتری را برآورده کند، مشتری احساس رضایت و در غیر اینصورت احساس نارضایتی می کند. (دیواندری و دلخواه، ۱۳۸۴، ۱۸۸)

اندرسون (۱۹۹۴) بیان می‎کند رضایت مشتری میزان مطلوبیتی ‎است‎ که مشتری به خاطر خصوصیات مختلف محصول کسب می کند. رضایت مشتری موجب وفاداری مشتریان می گردد و در نتیجه افزایش شهرت و اعتبار شرکت، همچنین افزایش سود آوری آتی شرکت را به دنبال دارد.

- رضایت مشتری یعنی حالت رضایت، شادمانی و خشنودی یا شعفی که در نتیجه تأمین نیاز و یا برآورده کردن تقاضاها واحتیاجات مشتری توسط فروشنده در مشتری ایجاد می شود. (آقاداوود‎ و همکاران، ۱۳۸۵، ۲۷۲)

بلانچارد و گالووی معتقدند: رضایت مشتری در نتیجه ادراک مشتری طی یک معامله یا رابطه ارزشی است به طوری که قیمت مساوی است با نسبت کیفیت خدمات انجام شده به قیمت و هزینه های

مشتری (هالوول، ۱۹۹۶، ۲۸)

تعریف رضایت مشتری مورد قبول بسیاری از صاحبنظران، اینگونه است: رضایت مشتری یک نتیجه است که از مقایسه پیش از خرید مشتری از عملکرد مورد انتظار با عملکرد واقعی ادراک شده و هزینه پرداخت می شود به دست می آید. (برلی و همکاران، ۲۰۰۴، ۲۵۶)

- استاندارد۹۰۰۰ ویرایش۲۰۰۰رضایتمندی مشتری را چنین تعریف نموده است: «تلقی مشتری از میزان تأمین نیازمندی های خود» و در ادامه تعریف رضایت مشتری این نکته مهم را یادآور شده که : «وجود شکایت مشتری، یک شاخص متداول از رضایت پایین مشتری است، اما عدم وجود شکایات مشتریان لزوماً به معنای رضایت بالای مشتری نیست». (کاووسی و همکاران، ۱۳۸۴، ۳۹۰)

امروزه سازمانهای تولیدی یا خدماتی، میزان رضایت مشتری را به عنوان معیاری مهم برای سنجش کیفیت کار خود قلمداد می کنند و این روند همچنان درحال افزایش است. اهمیت مشتری و رضایت او چیــزی است که به رقابت در سطح جهانی برمی گردد.

«چنانکه در جایزه ملی کیفیت مالکم بالدریج چیزی حدود ۳۰ درصد از کل امتیازها را میزان رضایت مشتریان تعیین می کند. دراین میان مدیریت کیفیت فراگیر نیز از این مهم غافل نبوده، در بطن خود نوعی نگرانی را در برآوردن هرچه بیشتر نیازها وانتظارات مشتریان تا سرحد رضایت کامل آنها به همراه دارد» (جعفری و همکاران، ۱۳۷۹: ۵۳).

 

۲-۳-۸- فرایند ایجاد وفاداری

در فرایند ایجاد وفاداری به طور کلی سه مرحله شناسایی شده که در ادامه شرح آنها آمده است.

۱) داشتن ارتباط نامحسوس با مشتری: در فرایند ایجاد وفاداری، ابتدا سازمان باید مشتری را بشناسد. در این مرحله، وفاداری به شکل ضعیفی وجود دارد. این حالت، براساس ارتباطات نیست. اگر قیمت و محصولات در جای دیگر مناسب تر باشد ممکن است مشتری به سمت رقیب برود. این نگرش بر این فرض استوار است که مشتری از خود می پرسد: برای من چکار کرده ای؟. یک مثال خوب در این مورد، رقابت قیمت در بازار رقابتی فروش سیم کارت تلفن همراه است.

۲) ایجاد شدن روابط: در این مرحله، ارتباط عاطفی و منسجمی ایجاد شده است. سازمان با نگرش مشتری در هر دو مرحله قبل و بعد از خرید پیوند برقرار می کند. سازمان به خواسته های مشتری که در حال آشنایی تدریجی با سازمان است، گوش می دهد. در این مرحله، وفاداری تنها متکی به قیمت و محصول نیست. همچنین روابط به شکل یک فاکتور ظاهر می‎شوند، اگرچه تضمینی برای اینکه مشتری منبع دیگری را جستجو نکند، وجود ندارد. اما روابط به اندازه کافی برای وفاداری منسجم هستند که مشتری به زودی تغییر جهت ندهد. یک میل متقابل در این مرحله وجود دارد و هر دو طرف آغاز به درنظرگرفتن منافع برای رشد روابط می کنند.

۳) یکی شدن: یکی شدن، یک ارتباط مدت دار و به طور متقابل قابل تأیید است، به طوری که هر دو طرف بدون تسلسل به یکدیگر ملحق شده باشند. در این حالت وفاداری براساس درجه بالایی از رضایت ایجاد شده است و مشتری شخصاً به سازمان احساس تعلق می کند. وقتی که یکی شدن ادامه می یابد، ضمانت بین مشتری و سازمان به تدریج پررنگ تر می شود. در اینجا احساس رضایت مشتری و وفاداریش به سازمان افزایش می یابد.

برای یکی شدن و یا ادامه روابط، مشتری و سازمان بایستی منافعی را، حتی در مواقعی که هر یک در شرایط نامناسبی قرار دارند، در نظر داشته باشند. در اینجا هدف احساس صداقت متقابل و میل به ادامه روابط است.

بنابراین، یکی شدن را می توان همان حمایت کردن در نظر گرفت که در واقع مشتریان نقش تبلیغات زنده را برای سازمان بازی می کنند. سازمان را تمجید کرده و آن را به دیگران پیشنهاد می کنند. البته، پیش نیاز این مسئله، داشتن روالی مشخص و کارآمد در وضعیت سرویس، کیفیت، قیمت و غیره است. ایجاد وفاداری با سرویس‎ها و محصولات ضعیف غیر ممکن است. (عباس نژاد و همکاران، ۱۳۸۴: ۲)

 

۲-۳-۹- رابطه رضایت و وفاداری مشتریان

رضایت و وفاداری که مرتبط به هم هستند هر چند به‌صورت مجزا روشن و آشکار می‌شوند موریسون و هاپرتز (۲۰۱۰) و سوسا (۲۰۰۹) در تحقیقاتشان پایه‌های مختلف مصوری برای این تفاوت دارند اما در کل، رضایت بالاتری را برای ارتباط داشتن با وفاداری بالاتر پیشنهاد کردند همان‌طوری که در تحقیقات قبلی نتیجه گیری شده، اعتماد در روابط یک عامل منطقی و تجربی و بحرانی است کسانی که راضی به اعتماد نیستند به یک فروشنده در مرکز خرید رقابتی بعید به‌نظر می‌رسد وفادار به او بمانند اهمیت اعتماد در توضیح وفاداری توسط هولبروک (۲۰۰۱) حمایت شده است همچنین سینگ (۲۰۰۰) و رُد (۲۰۱۰) اعتماد را گاهی داشتن از دو عنصر دریافت می‌شود. همانگونه که آشیل و رد اشاره کردند: عملکرد معتبر و اعتماد خیرخواهی در بافت تجارت تاثیر قوی برای روابط وفاداری دارد. او ثابت کرد که این به دلیل پایه تجارتی تصمیمات خرید و فروش آنان است که در موضوع عملکرد بسیار زیاد است واضحاً، اعتماد معتبر یا عملکردی در روابط تجارت به مشتری بسیار مهم است و همینطور نشان دادند که تاثیر برای اعتماد معتبر بر وفاداری وجود دارد.

 

۲-۳-۹-۱ رسیدگی به دعوا (اختلاف)

رسیدگی به اختلاف به توانایی تامین کننده برای ممانعت از دعوای نهفته، حل اختلافات بزرگ قبل از اینکه آنها مشکلاتی را بوجود آورد بر می‌گردد و بحث راه‌ حل‌ هایی با گشاده‌رویی وقتی مشکلاتی بوجود می‌آید. میشل (۲۰۰۹) چگونه خوب با اختلاف و نارضایتی رسیدگی می‌شود که نتایج وفاداری را معین می‌کند. «خروج» عقب‌نشینی از روابط. تلاش برای جبران یا اصلاح روابط از طریق ارتباط برقراری با شکایت، عصبانیت یا پیشنهاد برای تغییر (۲۰۰۱) مشتریان وفادار به عنوان رخدادی توصیف می‌شوند که وقتی مشتریان خرید یک کالا یا خدمات در طول زمان تکرار می‌کنند با یک نگرش مطلوب به سمت کالای خدمات یا شرکت دارند و برای موفقیت سازمان تجاری ضروری است (ماتوس، ۲۰۰۹).

بر طبق نظریه ویلیامز (۲۰۰۶) جذب هزینه‌های مشتریان جدید ۵ بار بیشتر از حفظ مشتریان موجود است و مشتری که دعوای حل شده دارد با شرکت آنرا به ۵ نفر خواهد گفت. مشتریان ناراضی می‌توانند به ۱۰ یا ۲۰ نفر در مورد تجربه بدشان را بگویند (هوپرتز، ۲۰۱۰) اشتباهات، نقص و دعوا به فراوانی در برخورد ناگهانی خدمات رخ می‌دهد (۲۰۰۳) دعواهای حل شده مشتری ناراضی را به یکی از مشتریان وفادار تبدیل می‌کند بهبود خدمات موثر منجر به وفاداری و رضایت شاکیان می‌شود. احتمال این رفتار در اشخاص بسته به درجه رضایت قبلی با روابط، مقدار سرمایه مشتری در روابط و ارزیابی جایگزین‌های موجود دارد.

لینگ (۲۰۰۵) دریافت که روابط مهمی در بین رسیدگی به دعوا و وفاداری مشتری است به صورت غیر مستقیم از طریق اعتماد کیفیت روابط درک شده. توانایی یک تولید یا خدمات تامین‌کننده‌گر برای رسیدگی به دعوا به خوبی تاثیر مستقیمی بر وفاداری مشتری دارد.

 

۲-۳-۹-۲ ارتباطات

بر طبق نظر بال (۲۰۰۴) ارتباطات می‌تواند به ارتباطات نوشتاری رجوع داده شود مثل نامه‌های شخصی، ایمیل مستقیم، تعاملات وب‌سایت، تعاملات ماشینی دیگر و ایمیل به خوبی ارتباطات حضوری با پرسنل خدمات قبل، در طول و بعد از تعاملات خدمات است در این فرم‌های ارتباطاتی «کالا» به عنوان کمکی مثبت تا مفید، ساده، خشنود کننده، به موقع تعریف می‌شود (موتر، ۲۰۰۸). ارائه دهنده خدمات، به‌طور مختصر، اطلاعاتی را در چنین شیوه‌ای فراهم می‌کند که مشتری شخصاً بهره‌مند شود با یک تلاش مینیمم ضروری برای رمز گشایی ارتباطات و معین کردن استفاده آن. چنین ارتباطاتی اغلب شخصی می‌شود یا در شکل شخص به شخص تحویل داده می‌شود. که بر می‌گردد به ارتباطات غیررسمی بین مشتری در مورد ویژگی‌های تجارت و تولید (هوکات، ۲۰۰۶).

بلاگت تصدیق کرد که همچنین رضایت با بهبود خدمات باید ارتباطات مثبت را ترویج دهد علاوه بر آن، مشیل و موتر (۲۰۰۸) و برگمن (۲۰۰۳) به روشنی ساختار «دیالوگ مشتری» را بررسی کردند به عنوان یک وسیله‌ی ارتباط برقراری دو مسیره که شیوه‌ای مفید برای مفهوم سازی ارتباط است در کل، ارتباط خوب باید تمام جنبه‌های روابط، رضایت و وفاداری را تحت تاثیر قرار دهد. تماس مستقیم ارتباط بر رضایت و وفاداری بررسی شدند (هالستید، ۲۰۰۲). که یک روش در دیالوگ مشتری است که به عنوان عامل متغیر دیده می‌شود که با رضایت مشتری توضیح داده می‌شود.

رضایت پاسخ رضایت خاطر مشتری است (اندرسین، ۲۰۰۰). این قضاوت است که ویژگی تولید یا خدمات یا تولید و خدمات خودش یک سطح خشنود از تحلیل مرتبط با رضایت‌خاطر را ارائه می‌دهد و شامل سطوحی از زیر یا بالای رضایت است (ترانول، ۲۰۱۰). از تعریف‌های بالا درک می‌شود که رضایت مرتبط با ارزیابی موضوعی احساسات است رضایت رخ می‌دهد به عنوان یک عمل تصدیق نشده و ربطی ورودی به خروجی است.

نتایج پایانی احساسات مثبت یا منفی رضایت خاطر است رضایت می‌تواند بنابراین بررسی کند ارزیابی مشتری از خدمات یا تولیدی را که دریافت کرده است. اهمیت چنین ارزیابی مشتری از تماس رضایت می‌آید که بر رفتارهای مشتری مثل وفاداری تخمین زده می‌شود. استقلال اساس تئوری امروزه آنرا به حقیقت بدیهی می‌کند که کیفیت خدمات کلید رضایت مشتری است (سوک، ۲۰۰۹). در عین حال، اگر هر شرکتی ارائه خدمات با کیفیت موردنظر در تمام زمانها را مدیریت سازد پیامدش اثبات نشدن تاثیر منفی در انتظارات با درک بی‌عدالتی است. شرکت‌ها می‌توانند به نقص و عیب خدمات پاسخ دهند به‌طور مستقل از واکنش‌های مشتری یا به عنوان یک عمل مستقیم از شکایت مشتری (۲۰۱۰) بهبود خدمات بر می‌گردد به فعالیت‌هایی که تامین کننده انجام می‌دهد تا نارضایتی و پاسخ به کیفیت ضعیف خدمات را دنبال کند. به‌طور مثال نقص خدمات (آندرسون، ۲۰۰۰) در آثار قبلی، ساخت/ وفاداری به دو قسمت تقسیم می‌شود رفتاری، شناختی و عناصر اثرگذار (ماتوس، ۲۰۰۹) وفاداری رفتاری که رفتار خرید واقعی که با مشتری نمایش داده می‌شود: وفاداری شناختی مرتبط به قصد رفتار آینده که با مشتری بیان می‌شود. وفاداری اثرگذار که نگرش مشتری به شرکت را تعریف می‌کند.

عاقبت، رضایت تنها ارزش برای شرکت است که بعضی از انواع نتایج مثبت مالی را بیرون می‌کشد آثار قبلی مدیریت خدمات نشان داد که رشد و تناسب توسط وفاداری تا حد زیادی معین می‌شوند و وفاداری رفتاری خودش نتیجه مستقیم رضایت مشتری است. در هر مدت گزارش مهم بازار شرکت از سه منبع می‌آید اول آن مشتریانی که به دنبال جستجوی شرکت از دیگر شرکتها هستند دوم مشتریان جدیدی که برای خرید شرکت را انتخاب می‌کنند خرید اولشان است سوم آن مشتریانی که توسط شرکت از مدتها پیش حفظ شده‌اند (مورسیون، ۲۰۱۰). بهبود خدمات نیز دنبال کردن عیب و نقص و گسترش پایگاه اطلاعات را سهولت می‌دهد تا بینش‌هایی در مورد نقص پیدا کند تا با آن برخورد کند و سعی در ممانعت آنها از رخداد دوباره داشته باشد. مزایای دیگر بهبود خدمات خوب: فرصت‌های افزاینده برای فروش عرضی بخاطر مشتریهای باقیمانده (بای‌ساک، ۲۰۰۹). کسر ریسک دریافتی از مشتریان جدید و تقویت تصویر شرکت برای کارمندان و مشتریانش نقص خدمات با عناصری مثل ماهیت مواجه شدن خدمات، دلیل بروز مسائل، روان‌گرافی اشخاص درگیر معین می‌گردد (دوات، ۲۰۱۰). از جنبه مشتری چون یک شرکت نیازمند بهبود از نارضایتی یا مسائلی است که یک مشتری در رابطه با فراهم کننده تولید یا خدمات بدون توجه به دلیل آن دارد نقص خدمات تعریف می‌شود.

روش متداول در تعریف وفاداری مشتری تشخیص بین وفاداری رفتار مشتری و وفاداری نگرشی اوست (هولبورگ، ۲۰۰۱). وفاداری رفتاری بیان می‌شود به عنوان هزینه‌های کلی معامله (یا درصدی از هزینه‌های کلی در طبقه یا هزینه کلی در طبقه) و گاهی می‌تواند ارزیابی شود به‌طور ساده با تکنیک‌های مشاهداتی، وفاداری نگرشی اغلب به عنوان تاثیر مثبت تعریف می‌شود هم بر تداوم روابط و هم میل ماندن در روابط و گاهی تعریف می‌شود به عنوان معادل به وفاداری روابط (اشیل، ۲۰۱۰). وفاداری نگرشی با روش های پرسشنامه ارزیابی می‌شود. وفاداری رفتاری ارزش بالایی دارد چون وفاداری رفتاری و نگرشی در هم پیچیدن‌های زیادی دارند: خرید تکرار شده منجر به تاثیر مثبت است که منجر به وفاداری مشترک و فعال می‌شود سطوح بالای درگیر خرید شدن و قصد ادامه خرید دوباره (اولیور، ۱۹۹۷) ما می‌توانیم وفاداری موثر را بررسی کنیم که نوعی از وفاداری نگرشی است، وفاداری نگرشی قوی مشتری را مقاومتر می‌کند که در برابر تلاش بازارهای دیگر برای دزدیدن نظر آنها (بوشاف، ۲۰۰۵) و مقاومتر برای متقاعد سازی رودررو یا جستجوی جایگزین.

وفاداری مشتری برای انجام تجارت در بازار رقابتی امروزه بحرانی است و بانک‌ها هیچ استثنایی ندارند محققین ثابت کردند که در اینجا باید وفاداری نگرشی قوی با یک مارک باشد برای اینکه وفاداری درست بوجود آید (۱۹۹۶) که این به عنوان گرفتن فرمی از پیوستگی مطلوب دیده می‌شود که مجموعه‌ای از باورها و عقاید به طرف خرید مارک خاص چنین نگرشی می‌تواند ارزیابی شود با پرسیدن از مردم اینکه چقدر مارک را دوست دارند به آن حس وفاداری دارند آنرا برای دیگران معرفی می‌کنند و باور مثبت و احساسی در مورد آن- در رابطه با مارک‌های رقابتی دیگر. قوی‌تر کردن این نگرش شاخص کلیدی خرید مارک و تکرار حمایت است به عبارت دیگر وفاداری میزان توجه مشتری، تمایل مشتری برای معرفی بانک به دیگران و قصد او (زن یا مرد) به تداوم استفاده از بانک در آینده را به عنوان وفاداری توصیف می‌کنند.

اولیور (۱۹۹۷) وفاداری مشتری را به صورت زیر تعریف کرد: وفاداری عمیق برای خرید دوباره یا حمایت دوباره از خدمات یا تولید ارائه شده به‌طور پیوسته در آینده، که باعث رقابت دوباره مارک مشابه یا خرید مجموعه مارک مشابه علیرغم تاثیر موقعیتی، و تلاش بازار برای داشتن رفتار نهفته که تغییر را باعث شود.

ترنر و ویلسون (۲۰۰۶) نشان دادند که مشتریان وفادار نگرشی شک کمتری به اطلاعات منفی در مورد مارک دارند تا مشتریان بی‌وفا همچنین ما وقتی وفاداری به مارکی افزایش می‌یابد، درآمد از مشتریان وفادار قابل توجه است و می‌تواند بیشتر زمانها قابل بررسی باشد (ماتوس، ۲۰۰۹). در واقعیت، شرکت‌ها نمی‌توانند کاملاً احتمال نقص خدمات را حذف کنند (ون، ۲۰۰۴).

در عین حال، چیزی که به‌صورت جداگانه شرکت‌ها را موفق‌تر از دیگران می‌کند شاید رفتاری باشد که شرکت از نقص خدمات بهبود یافته است مدارک قابل توجهی اشاره کردند که بهبود موثر از نقص خدمات به ارزیابی مثبت مشتری از شرکت نسبت داده می‌شود.

پاسخ موثر به شکایت مشتری می‌تواند تاثیر چشمگیری بر حمایت دوباره و قصد و گسترش WOM داشته باشد (۲۰۰۲، کِلی، ۲۰۰۱) در نتیجه، رسیدگی به دعوا به عنوان یک کار بحرانی برای مدیران خدماتی تشخیص داده شده است

[۱] Anderson

[۲] Belanchard

[۳] Galloway

[۴] Hallowell

[۵] Beerli et al

[۶] TQM

[۷] Morrisson, O. and Huppertz, J. W.

[۸] Sousa, R. and Voss, C. A.

[۹] Singh, J. and Sirdeshmukh, D.

[۱۰] Rod, M. and Ashill, N. J.

[۱۱] Michel, S. , Bowen, S. and Johnston, R.

[۱۲] Muttose

[۱۳] Ball

[۱۴] Michel, S.

[۱۵] Halstead, D.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:13:00 ب.ظ ]




وفاداری مشتری

بازاریابان تا دیروز تنها در اندیشه یافتن مشتری بودند و گروه فروش در پی شکار مشتریان تازه بود ولی در دیدگاه امروزی، بازاریابی یعنی رشد دادن مشتری یعنی توجه به رضایتمندی وی و کیفیت از دیدگاه وی، در نهایت امروزه هنر بازاریابی آن است که مشتریان یک سازمان در داخل همکار و در خارج از سازمان حامی و طرفدار سازمان باشند. امروزه متعهد کردن مشتری جایگاه ویژه ای پیدا کرده است. پرداختن به مقوله وفاداری و مطالعه وفاداری به نام و نشان سازمانی و وفاداری مشتریان توسط افرادی چون جاکوبی و همکاران (۱۹۸۷)، گیلمور و همکاران (۱۹۸۷)، دی (۱۹۹۹)، اولیور (۱۹۹۴)، دیس و همکاران (۱۹۷۸).

وفاداری، ذهنیت مثبتی را در اذهان شنونده ایجاد می کند. هر کسی از یک دوست خوب، همسر و یا همکار خوب توقع دارد که به او وفادار بماند. در اغلب موارد وفاداری از روابطی سرچشمه می گیرد که طرفین رابطه هر دو برنده باشند. به هر حال وفاداری عبارتست از: وجود یک نوع نگرش مثبت به یک موجود (مارک، خدمت، مغازه یا فروشنده) و رفتار حمایتگرانه از آن. همانطور که مشاهده می شود در تعریف وفاداری دو رویکرد دیده می شود: رویکرد نگرشی و رویکرد رفتاری.

اما تعریف کاملتری نیز از وفاداری وجود دارد که توسط ریچارد اولیور (۱۹۹۹) مطرح شده است: وفاداری به یک تعهد قوی برای خرید مجدد یک محصول یا یک خدمت برتر در آینده اطلاق می شود، به صورتی که همان مارک یا محصول علی رغم تأثیرات و تلاشهای بازاریابی بالقوه رقبا، خریداری گردد.

اگر بخواهیم تعریف وفاداری مشتری را به صورت گسترده تری نشان دهیم به این صورت است که وفاداری با سه عنصر زیر همراه است:

۱- عنصر رفتاری مشتری که همان تکرار عمل خرید است.

۲- عنصر نگرشی مشتری که همان تعهد و اطمینان مشتری است.

۳- عنصر در دسترس بودن گزینه های زیاد برای انتخاب و انجام عمل خرید.

البته الیور رویکرد نگرشی را به سه قسم مجزا تقسیم کرده است:

وفاداری شناختی که به رفتار مشتری منجر شده و به باور مشتری مربوط می شود.

وفاداری احساسی که به تعهد و اعتماد بیشتری منجر شده و به احساس وی مربوط می گردد.

وفاداری کنشی که به قصد مشتری برای انجام عمل خرید در آینده مربوط می شود. وفاداری شناختی در مقایسه با دو نوع دیگر از قدرت بیشتری برای ایجاد وفاداری مشتری برخوردار است. (سالاری، ۱۳۸۳: ۵۰)

در اینجا لازم است به برخی پرسش‌ها نظیر اینکه وفاداری و عدم وفاداری چیست؟ چه کسی وفادار است؟ انواع آن کدام است؟ عوامل مؤثر بر آن کدامند؟ و چگونه وفاداری را اندازه‌گیری کنیم؟ پاسخ داده شود.

 

۲-۳-۴- آزمون اسیدی وفاداری

آزمون اسیدی وفاداری، شامل دسته‌ای از پژوهش‌ها است که به ویژه وفاداری مشتریان، کارکنان، تأمین‌کنندگان و دیگر ذینفعان را به درستی می‌سنجد و تکمیل‌کننده روش‌های دیگر است. آزمون اسیدی وفاداری، یک پرسش بنیادین مطرح می‌کند: آیا این سازمان شایسته وفاداری من است؟

پاسخ به این پرسش تفاوت میان سازمان‌های گوناگون را آشکار می‌سازد. در یک پژوهش، نتایج چنین بوده‌اند: در شرکت‌های سرآمد وفاداری، ۷۰ تا ۷۵ درصد کارکنان پاسخ مثبت داده‌اند اما در طیف گسترده‌ای از شرکت‌های دیگر آمریکایی پاسخ مثبت ۴۵ درصد و منفی ۲۳ درصد بوده است. بررسی‌ها نشان داده است که دلیل عمده این تفاوت به وجود رهبران برمی‌گردد یعنی رهبرانی که خود به اصل وفاداری سخت پایبند هستند. از میان ۱۰۵۷ نفری که مورد پرسش قرار گرفتند ۶۳ درصد از کسانی که پاسخ مثبت داده‌اند در شرکت‌های سرآمد وفاداری شاغل بوده و رهبران خود را انسان‌های کاملی به حساب می‌آورده‌اند(حمیدی زاده و همکاران، ۱۳۸۸، ۱۹۰).

۲-۳-۵- وفاداری فرد به بانک

وفاداری یک فرد نسبت به یک بانک عبارت است از:

«واکنش‌های رفتاری هدف‌دار که بر اثر عوامل روان‌شناسی در فرد ایجاد شده و باعث انتخاب یک بانک از میان بانک‌های مختلف می‌شود که سازگاری و تطابق بیشتر با فرد و انتظارات وی دارد».

منظور از واکنش‌های رفتاری، رفتارهایی مانند خریدها و مراجعات مکرر است. واژه هدف‌دار در مقابل تصادفی به کار گرفته شده که ناشی از این واقعیت است که رفتارهای فوق ناشی از تصادف نیستند. بالاخره عوامل روان‌شناسی شامل کلیه مراحل ارزیابی و فرایند تصمیم‌گیری است که در ذهن فرد صورت می‌گیرد. در تعریف فوق بیشترین تأکید بر روی واژه «تطابق» است. در روابط بین خریدار و فروشنده تطابق عبارت است از: «تعهدات صریح و ضمنی طرفین معامله برای ادامه معامله یا مبادله».

«برای ایجاد وفاداری مستحکم در مشتریان بانک بهترین رویکرد این است که در روابط مشتری و سازمان تطابق ایجاد شود و رضایتمندی فراوانی در مشتری از طریق برقراری آنچه که برای وی ارزش تلقی می‌شود، ایجاد گردد».

براساس تحقیقات انجام شده (۱۹۹۸) عوامل مؤثر بر ایجاد وفاداری در مشتریان بانک، طبق مدل آتی شکل می‌گیرد (جوسی بلومر، ۱۹۹۸، ۷).

 

کیفیت خدمات
رضایتمندی
وفاداری
ذهنیات مشتری
۵۹/۰
۵۵/۰
۳۸/۰
۴۲/۰

 

 

 

 

 

شکل۲-۴- عوامل موثر بر ایجاد وفاداری در مشتریان بانک

منبع: (جوسی بلومر، ۱۹۹۸، ۷).

 

 

ذهنیات مشتری عبارت است از تصویر ذهنی و یا انتظاراتی که برای یک مشتری در رابطه با محصولات یا خدمات یک بانک قبل از دریافت آنها به وجود آمده است. عوامل زیادی در به وجود آمدن این تصورات نقش دارند که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

تماس با دیگر مشتریان، بانک، مشاوره‌ها، موقعیت بانک در بین سایر بانک‌ها، عوامل اجتماعی، قیمت‌ها و. . . پس از اینکه فرد در ذهن خود انتظاراتی را بر این اساس شکل داد در پی آن است که مصداق تصورات خود را در رابطه با محصولات و خدمات ارائه شده، مشاهده کند و معیارهایی برای میزان کیفیت محصولات برمی‌گزیند. به طور کلی در این مرحله عوامل مؤثر بر کیفیت عبارتند از: اعتبار خدمات، همدلی، تماس مشتری با سایر مشتریان، موقعیت بانک، کارایی‌ بانک و عوامل اجتماعی. مجموعه روابط بین این عوامل و میزان همبستگی بین آنها را می‌توان در شکل زیر مشاهده کرد:

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

عوامل اجتماعی
همدلی
رضایتمندی
تماسهای مشتری
اعتبار خدمات
اعتبار خدمات
اعتبار خدمات
اعتبار خدمات
۱۸/۰
۳۲/۰
۳۲/۰
۳۹/۰
۲/۰
۳۹/۰
۳۸/۰
۱۶/۰
۱۸/۰
۳/۰

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل۲-۵- رابطه بین عوامل موثر بر ایجاد وفاداری در مشتریان بانک

منبع: (Ibid, p21)

 

 

همان‌طور که مشاهده می‌شود مهم‌ترین عامل، عامل اعتبار خدمات یا همان وجود اطمینان به خدمات ارائه شده است. این عامل در حقیقت مهم‌ترین و تأثیرگذارترین عامل مؤثر در ایجاد کیفیت خدمات و وفاداری تلقی می‌شود. شرکت زیمنس در مورد کیفیت محصولات خود و تأثیر آن بر وفاداری مشتری شعار خود را این‌گونه بیان کرده است: «هنگامی کیفیت برقرار است که مشتری ما دوباره برمی‌گردد، نه کالاهایمان».

مؤسسه مدیریت کیفیت اروپا و سازمان کیفیت اروپا نیز مدلی تحت عنوان مدل اروپایی شاخص‌های اندازه‌گیری رضایتمندی و وفاداری مشتری که به اختصار ECSI نامیده می‌شود را ارائه کرده‌اند. بر طبق مدل عوامل مؤثر بر ایجاد وفاداری عبارتند از:

۱) تصورات ذهنی مشتری

۲) انتظارات مشتری

۳) کیفیت دریافت شده از سوی سخت‌افزارها

۴) کیفیت دریافت شده از نرم‌افزارها

چگونگی ارتباط این عوامل و اثرگذاری آنها بر وفاداری مشتری در شکل زیر نشان داده شده است:

 

وفاداری
رضایتمندی
ارزش دریافت شده

ذهنیات مشتری

انتظارات

کیفیت دریافتی از سوی سخت‌افزارها

کیفیت دریافتی از روابط انسانی

 

 

 

 

 

 

شکل۲-۶- مدل اروپایی اندازه‌گیری میزان وفاداری مشتریان

منبع (وبسایت مدیریت کیفیت اروپا، ۲۰۰۲)

 

اگر مجموع عوامل مربوط به ذهنیات، انتظارات و کیفیت دریافت شده از سوی سخت‌افزارها و روابط انسانی بیشتر یا معادل هزینه‌ای باشد که مشتری جهت دریافت آنها می‌پردازد، در این صورت می‌توان انتظار داشت که وی از خرید خود احساس رضایت کرده و اگر این میزان از حد معینی بالاتر رود شاهد مراجعه مکرر وی و میزان خریدهای بالاتری از مشتری خواهیم بود منظور از ارزش دریافت شده، مقایسه دریافتی‌ها و پرداختی‌ها از جانب مشتری است. لازم به ذکر است که هزینه‌هایی که مشتری می‌پردازد تنها جنبه ریالی ندارد، مثلاً زمانی‌که وی برای مراجعه به بانک اختصاص می‌دهد، زمان معطلی در صف‌ها و. . . همگی از هزینه‌هایی هستند که از جانب مشتری پرداخت می‌گردند.

 

۲-۳-۶- سایر عوامل مؤثر بر وفاداری

علاوه‌بر عواملی که به تفصیل به شرح آنها پرداخته شد، عوامل دیگری نیز وجود دارند که در ایجاد و یا حفظ وفاداری مشتری نسبت به بانک مؤثرند. اگر چه این عوامل به دلیل آنکه، سازمان نمی‌تواند آنها را به طور مستقیم کنترل کند، اهمیت کمتری دارند اما اشراف و علم به آنها برای مدیران بازاریابی ضروری است.

۲-۳-۶-۱ عادت

عبارت است از تثبیت یک رفتار مشخص به دلیل تکرار آن رفتار و یادگیری توسط همان فرد. اگر وفاداری فقط به خاطر عادت در مشتری ایجاد شده باشد هر عامل فیزیکی یا روانی که عادت فرد را زیر سؤال ببرد یا کوچک‌ترین شک و تردیدی نسبت به آن عادت ایجاد کند موجب از بین رفتن وفاداری فرد می‌گردد.

 

۲-۳-۶-۲ بی‌تفاوتی

در مواردی که شکل و اسلوب کالا یا خدمات به صورتی غیرقابل تغییر تعریف شده باشند و همه ارائه‌دهندگان کالا یا خدمات فوق را به صورت واحدی عرض کنند. این عامل مطرح می‌شود. در این حالت فرد با احساس کوچک‌ترین مزیت در یکی از ارائه‌دهندگان ترجیح می‌دهد نیاز خود را از طریق آن فروشنده برطرف نماید. مثلاً اگر تمام فروشگاه‌ها، تمام پودرهای شوینده را با یک کیفیت و یک قیمت عرضه کنند مشتری ممکن است، نزدیک‌ترین فروشگاه را برای خرید انتخاب کند. در مورد خدمات بانکی نیز بعضاً در مورد استفاده از بعضی از خدمات عامل بی‌تفاوتی مشاهده می‌شود، چرا که تمام بانک‌ها تابع مقررات و آیین‌نامه‌های بانک مرکزی و یا شورای پول و اعتبار هستند و در بسیاری از موارد آزادی عمل ندارند.

 

۲-۳-۶-۳ ارزانی

بدیهی است که ارزان بودن کالا یا خدمات در استقبال مشتری نقش مهمی را ایفاء می‌کند. اما نکته‌ای که برای مشتریان حائز اهمیت است کیفیت محصول است، اگر کیفیت محصول از حد معینی پایین‌تر رود مشتری با وجود ارزانی محصول از خرید آن خودداری می‌کند. لذا در مورد محصولات حساس یعنی محصولاتی که مشتری از آنها کیفیت بالایی انتظار دارد نیز مدیریت باید سطح حداقلی از کیفیت را تعریف کرده و آن را همواره رعایت نماید، حتی اگر منجربه افزایش قیمت محصول گردد.

 

۲-۳-۶-۴ هزینه جابجایی

در مواردی که مشتری بخواهد از عرضه‌کننده دیگری خریدهای خود را انجام دهد لازم است هزینه‌هایی را نیز متحمل شود.

[۱] Jacoby & Chansul

[۲] Czepiel & Gilmore

[۳] Day

[۴] Oliver

[۵] Dick & Basu

[۶] Richard Oliver

[۷] Belief

[۸] Feeling

[۹] Action

۴ The Acid Test

۱ Josee Blomer

۲ Reliability

۱ Empathy

۲ Customer contacts

۳ Position in the market

۴ Efficiency

۵ Society Driven

۶ Josee Blomer, Kode Ruyter, Pascal PeeterS, Ibid, p21

۷ EFQM

۸ EOQ

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:13:00 ب.ظ ]




کیفیت خدمات

کیفیت هرچیزی بخشی ازسرشت آن است و طبیعتاً جزیی ازآن محسوب می گردد. توصیف دقیقی از واژه «کیفیت» دشوار و مبهم است. از دید سیستم کیفیت ۲۰۰۰، به کلیه ویژگیهایی که برطرف کننده نیازهای مشتری می باشد، کیفیت اطلاق می گردد؛ پس هر محصولی که دارای ویژگیهای تأمین کننده نیازهای مشتریان باشد، محصول با کیفیت است. تعریف و سنجش کیفیت کالاهایی که دارای ماهیت فیزیکی هستند، مشکل نیست و می توان با تعیین استانداردهای کمی برای آنها، کیفیت آنها را تعیین و ارزیابی نمود. اما مطرح کردن کیفیت در بخش خدمات کاری بس دشوار است و این دشواری ناشی از ویژگیهای خاص خدمات است. این ویژگیها عبارتند از :

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

  1. خدمت، فعالیتی ناملموس و غیر قابل رویت است.
  2. خدمت تفکیک ناپذیر است؛ بدین معنا که از ارائه دهنده آن جدا ناشدنی است.
  3. خدمت تغییر پذیر است، یعنی تحت استانداردهای گسترده در نمی آید و حتی یک فرد در دو زمان متفاوت خدمت خود را متفاوت ارائه می دهد.
  4. خدمت فنا پذیر است؛ یعنی به محض ارائه شدن به مصرف می رسد و امکان ذخیره آن برای مصارف بعدی وجود دارد.

هنگام دریافت یک خدمت، انتظار مشتری این است که خدمات ارزشی را نیز دریافت کند. در این مقوله، ارزش به عنوان پیوندی بین آنچه مشتریان به دست می آورند در مقابل آنچه از دست می دهند، تعریف شده است. بنابراین، در مقوله کیفیت خدمات می توان این گونه اظهار داشت که خدمات با کیفیت آنهایی هستند که مشتری را قادر می سازند تا احساس کند که در معامله انجام شده ارزشی را دریافت داشته است. بنابراین، در نظریه های جدید مدیریتی، کیفیت متناسب با نیازهای مشتری تعریف می‎شود و مشتری دارای یک نقش محوری در هدایت فعالیت های سازمان است.

بنابراین، مبنای تعریف کیفیت خدمت، انتظار و ادراک مشتری ازخدمت است. خدمت مورد انتظار همان خدمت مطلوب و ایده آل است که بیانگر سطحی از خدمت است که مشتری امید دریافت آن را دارد و ادراک های مشتری بیانگرتفسیر مشتری از کیفیت خدماتی است که دریافت داشته است. مشتری اغلب کیفیت خدمات را با مقایسه بین خدمتی که دریافت کرده (ادراک های مشتری) و خدمتی که انتظار داشته است (انتظارهای مشتری) ارزیابی می‎کند. هدف از ارتقای کیفیت خدمات، به صفر رساندن شکاف میان این انتظارها و ادراک های مشتری است. (میرغفوری و همکاران، ۱۳۸۶، ۶۵-۶۶).

 

۲-۲-۶- مدل ارزیابی کیفیت خدمات

تحقیقات زیادی جهت یافتن مناسب ترین روش برای سنجش کیفیت خدمات انجام شده است. مدل های بسیاری طراحی و بکارگرفته شده اند که تمامی آنها انتقادهایی نیز به دنبال داشته اند. محققان مختلف ابزارهای گوناگونی برای ارزیابی کیفیت خدمات ارائه نموده اند. این مدل ها عمدتاً در قالب پرسش نامه هستند که به وسیله مشتریان خدمات تکمیل می شوند. اولین و رایج ترین مدل ارزیابی کیفیت خدمات مدل سرکوال می باشد که در ادامه شرح آن آمده است(میرغفوری و مکی، ۱۳۸۶، ۶۷).

 

۲-۲-۶- ۱-مدل سرکوال

در سال ۱۹۹۸ پاراسورامان و همکاران جهت شناسایی عوامل اصلی تشکیل دهنده اساس مفهوم کیفیت خدمات، با بهره گرفتن از گروه های متمرکز، در ۴ صنعت خدماتی مطالعاتی انجام دادند. داده های این ارزیابی در چند مرحله پالایش گردیدند و سرانجام در مرحله نهایی بررسی داده ها، ۵ بعد کیفیت خدمات شناسایی و تعریف شدند. این ابعاد عبارتند از:

  1. ملموس ها: ظاهر تجهیزات فیزیکی، دستگاه ها، کارکنان
  2. قابلیت اعتماد: توانایی انجام خدمات تعهد شده به صورت مطمئن و صحیح
  3. پاسخ گویی: میل به کمک کردن به مشتریان و ارائه سریع خدمات
  4. تعهد: دانش و ادب کارکنان و توانایی شان در القاء اعتماد و اطمینان
  5. همدلی: توجه به تک تک مشتریان به صورت جداگانه

به این ترتیب مدل سرکوال بر اساس ابعاد ۵ گانه مذکور توسط این محققان طراحی گردید. به این ترتیب در فرایند ارزیابی کیفیت خدمات به وسیله سرکوال انتظارات و درک مشتری از خدمات ارائه شده اندازه‎گیری و سپس کیفیت خدمات به صورت شکاف میان آن دو به صورت زیر تعریف و محاسبه می‎شود:

Q=P-E که در آن Q کیفیت خدمات، P درک مشتری از خدمات ارائه شده، E انتظارات مشتری از خدمات می باشند. بنابراین امتیازات مثبت نشان دهنده بهتر بودن عملکرد از آن چه مشتری انتظار دارد است و به همین ترتیب، امتیازات منفی به کیفیت نامناسب خدمات اشاره دارد و هرچه شکاف از نظر عددی کوچک تر (منفی تر) باشد سطح کیفیت خدمات پایین تر و ضعیف تر می باشد و بر عکس، هرچه مقدار شکاف بزرگتر (مثبت‎تر) باشد، کیفیت خدمات بهتر خواهد بود. (قصیری و همکاران، ۱۳۸۵، ۷۴-۷۶)

به طور کلی شکافهای موجود در مدل سرکوال به صورت زیر می باشند:

  1. شکاف میان انتظارهای واقعی مشتریان و درک کارکنان و مدیریت (ارائه کننده خدمت) از این انتظارها
  2. شکاف میان درک مدیریت از انتظارهای مشتریان و ویژگیهای طراحی شده کیفیت.
  3. شکاف میان استاندارد کیفیت خدمات و خدماتی که عملاً به مشتریان ارائه می شود.
  4. شکاف میان کیفیت خدماتی که ارائه می شود با کیفیت خدماتی که به مشتری وعده داده شده بود.
  5. شکاف میان انتظارهای مشتریان از دریافت خدمات و کیفیت خدماتی که عملاً دریافت می کنند. به عبارت دیگر، شکاف بین انتظارها و ادراکهای مشتریان.

شکاف اول و پنجم مهمترین شکاف های مدل سرکوال هستند و به نحوی بیانگر سایر شکافها نیز هستند. نمودار زیر، بیانگر شکاف‎های موجود در مدل مذکور است. (میرغفوری و مکی، ۱۳۸۶، ۶۷).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل۲-۲ مدل پاراسورامان

منبع: (میرغفوری و مکی، ۱۳۸۶، ۶۷).

 

۲-۲-۷- رابطه بین«کیفیت» و «رضایت مشتری»

«پروفسور نوریاکی کانو» ژاپنی که از نظریه پردازان مشهور کیفیت در سطح جهانی است، معتقد است که امروزه کیفیت از اجزاء جدایی ناپذیر در هر تجارتی به شمار می رود و یکی از عوامل کلیدی در رقابت جهانی است و همچنین به جهت گستردگی روز افزون رقابت جهانی امکان تأمین نیازهای مشتری، تنها از طریق محصولات جاری امکان ندارد، بلکه باید با تولید محصولات ابداعی و جدید نسبت به برآورده ساختن انتظارات او اقدام کرد و این کار به درک دقیق نیازها و خواسته های متغیر او بستگی دارد. لذا کیفیت را اینگونه تعریف می کند:

کیفیت عبارت است از: «برآوردن نیازها، خواسته ها و انتظارات مشتری و حتی فراتراز رضایت او رفتن».

 

 

وبدین ترتیب :

الف: رضایت مشتری فراهم شده،

ب: تولید استمرار یافته، و

ج: نتیجتاً سود دراز مدت تأمین می گردد.

در مدل آقای کانو، خدمات ارائه شده به مشتری به سه نوع تقسیم می شود:

  1. خدمات ضروری : شامل خدماتی است که ارائه آن خدمات از بدیهیات و ضروریات بوده، بنابراین وجودش باعث رضایت نمی شود ولی نبودش فوق العاده باعث نارضایتی می شود (قسمت الف نمودار) مثل نبود نان در نانوایی، سرویس ایاب و ذهاب برای تردد کودکان، پول دربانک و. . .
  2. خدمات بیان شده (درخواستی) : خدماتی هستند که به دلیل محدودیت به طور عموم به مشتریان ارائه نمی شود اما اگر مشتریان درخواست کنند، متناسب با امکانات و صرفاً برای جلب رضایت بیشتر‎ مشتری قابل ارائه است و به همین جهت ارتباط مستقیم با رضایت او دارد. یعنی به هر میزانی که نیازش ‎تأمین شود راضی شده و به اندازه درصدی که خواسته‎اش تأمین نشود ناراضی‎خواهد شد. (قسمت ب ‎نمودار)
  3. خدمات هیجانی : توجه به خواسته‎های نامرئی مشتری یا خدماتی که در حال حاضر مورد توجه او نیست ولی در آینده بدان نیازمند می شود. به همین جهت اگر آن خدمات در حال حاضر و به طور زودرس ارائه شود باعث رضایت و شادمانی زائد الوصف او خواهد بود و در صورتی هم که ارائه نشود، توقعی ایجاد نمی‎کند. به عبارت دیگر چون مورد تقاضای قانونی (تعهد شده) او نیست نبودنش به هیچ وجه عدم رضایت را به همراه ندارد. (قسمت ج نمودار) (محمدی، ۱۳۸۶، ۱۳۳-۱۳۵)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل۲-۳ مدل کانو

منبع: (محمدی، ۱۳۸۶، ۱۳۳-۱۳۵).

 

۲-۳- بخش دوم مبانی نظری: وفاداری

جمال و ناصر، رضایتمندی مشتری را به عنوان احساس یا نگرش یک مشتری نسبت به یک محصول یا خدمت بعد از استفاده از آن تعریف می کنند. این دو پژوهشگر بیان می کنند، رضایتمندی مشتری نتیجه اصلی فعالیت بازاریاب است که به عنوان ارتباطی بین مراحل مختلف رفتار خرید مصرف کننده عمل می کند. برای مثال اگر مشتریان به وسیله خدمات خاصی رضایت‌مند شوند، به احتمال زیاد خرید خود را تکرار خواهند کرد. مشتریان رضایت‌مند همچنین احتمالا با دیگران درباره تجارب خود صحبت می کنند که در نتیجه در تبلیغات دهان به دهان (شفاهی- کلامی) مثبت درگیر می‌شوند. در مقابل مشتریان ناراضی احتمالا ارتباط خود را با شرکت قطع می کنند و در تبلیغات دهان به دهان منفی درگیر می‎شوند. به علاوه رفتارهایی از قبیل تکرار خرید و تبلیغات دهان به دهان مستقیما بقا و سودآوری یک شرکت را تحت تاثیر قرار می دهند. (جمال و همکاران، ۲۰۰۲: ۱۴۷).

۲-۳-۱- تاریخچه وفاداری و رضایت مشتری

شاید بتوان تاریخچه ظهور مباحث مرتبط به مشتری مداری را در سه دوره زیر خلاصه نمود:

الف) دوره انقلاب صنعتی: (تولید دستی تا تولید انبوه) ابتکارات فورد در بکارگیری روش تولید انبوه به جای روش تولید دستی، یکی از مهمترین شاخص‌های این دوره می باشد. هر چند تغییر شیوه تولید باعث شد که محدوده انتخاب مشتریان از نظر مشخصه‌ های محصول کاهش یابد (نسبت به تولیدات صنایع دستی) اما محصولات تولید شده به روش جدید از قیمت تمام شده پایین تری برخوردار شدند. به عبارتی دیگر در انتخاب روش تولید انبوه از سوی فورد، افزایش کارایی و صرفه اقتصادی مهمترین اهداف پیش بینی شده بودند.

عکس مرتبط با اقتصاد

ب) دوره انقلاب کیفیت: (تولید انبوه تا بهبود مستمر) این دوره هم‌زمان با ابتکار شرکت‌های ژاپنی مبنی بر بهبود مستمر فزآیندها آغاز شد. این امر به نوبه خود به تولید کم هزینه تر و با کیفیت تر محصولات منجر شد. با مطرح شدن روشهایی نوین مدیریت کیفیت، این دوره به اوج خود رسید. اما با افزایش تعداد شرکت‌های حاضر در عرصه رقابتی و گسترش فرهنگ حفظ و بهبود کیفیت محصول (از طریق ابزارهای مختلف کیفیتی) دیگر این مزیت رقابتی برای شرکتها پیشرو و کارساز نبوده و لزوم یافتن راه‌های جدیدی برای حفظ مزیت رقابتی احساس می شد.

ج) دوره انقلاب مشتری: (بهبود مستمر تا سفارشی‌سازی انبوه) در این دوره با توجه به افزایش توقع مشتریان، تولید کنندگان ملزم شدند محصولات خود را با هزینه کم، کیفیت بالا و تنوع زیاد تولید کنند. به معنای دیگر تولید کنندگان مجبور بودند توجه خود را از تولید صرف به یافتن راه‌هایی برای رضایت مشتریان سابق خود معطوف نمایند. (خسروانی شریعتی، ۱۳۸۹)

 

۲-۳-۲- تعریف مشتری

سازمان یا فرد دریافت کننده محصول مثل مصرف کننده، مراجعه کننده نهایی، ‌خرده فروش، منتغمین و خریدار (برگرفته از بند ۳-۳-۵ در استاندارد ۹۰۰۰ ISO )

شرکت های بزرگ قدیمی مثل جنرال موتورز، ای. بی. ام، سیوز، و زینت چون توانستند خود را با استراتژی های نوین بازاریابی تطبیق دهند، مقدار زیادی از سهم بازار خود را از دست داده اند. اگر شرکتی دارای دیدگاه فروش است. چندین سال طول می کشد تا به صورت مشارکتی درآید که دارای دیدگاه بازاریابی است. هدف این است که مساله رضایت مشتری به صورت تار و پورد شرکت درآید، رضایت مشتری یک هوس نیست به گفته یک تحلیل گر بازاریابی در مسئله رضایت مشتری به صورت بخشی از حیات شرکت های آمریکایی در می آید. . . . و همانند فرهنگ سازمانی، فناوری اطلاعات و برنامه ریزی استراتژیک جزء‌ جدا نشدنی شرکت می گردد (کاتر و همکاران، ۱۳۸۰: ۳۴-۳۵).

[۱] SERVQUAL

[۲] Parasuraman

[۳] Kano, N.

[۴] must-be services

[۵] one-demensional services

[۶] attractive services

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:13:00 ب.ظ ]




چابکی در صنعت آب و فاضلاب

اگر هدف از خصوصی سازی افزایش بهره‌وری، ایجاد فضای رقابت، سودآوری، افزایش کیفیت و سطح خدمات باشد، راه دستیابی به آن از بستر چابک سازی سازمانی می‌گذرد. یک سازمان چابک ضمن شفاف‌سازی و مهندسی مجدد تمامی فعالیت‌های کاری پیش رو، ساختار سازمانی خود را به صورت چابک و فرایند محور پیاده سازی می کند و با تجهیز ارکان خود به فناوری روز دنیا، ضمن افزایش توان رقابتی خود، قیمت تمام شده و کیفیت خدمات خود را در سطح مطلوبی نگه می‌دارد. یک سازمان چابک از حداقل نیرو و امکانات حداکثر بازدهی را بدست می‌آورد.

دانلود پایان نامه

شرکت‌های آب و فاضلاب اصولاً در زمره سازمان‌های خدمت رسان می‌باشند. تجربه نشان داده است چنانچه بتوان این قبیل سازمان‌ها را بر بال فناوری اطلاعات و ارتباطات نشاند، موفقیت آنها تضمین می‌گردد. در شرکت‌های آب و فاضلاب که اغلب دارای ابعاد و ساختارهای پیچیده و از نظر فیزیکی توزیع شده هستند تنها ذکر اینکه چه کارهایی باید توسط چه کسانی (شرح وظایف) انجام شود کافی نیست، بلکه فرایندها، داده‌ها، اهداف و نقش افرادی که در سازمان انجام وظیفه می‌کنند باید با اهداف و راهبرد‌های سازمان که در قالب برنامه‌ریزی راهبردی ارائه می‌شوند، همخوانی داشته باشد. معماری سازمانی چارچوبی برای تبیین، هماهنگ سازی و همسو سازی کلیه فعالیت‌ها و عناصر سازمان در جهت نیل به اهداف راهبردی سازمان است. اگر سازمانی نیاز به چابک‌سازی، بهره‌وری و رقابت پذیری را در خود احساس می‌کند، باید کلید راه حل خود را در معماری سازمانی جستجو کند (دهقانی و شایق، ۱۳۹۰).

 

۲-۵ پژوهش‌های داخلی در حوزه چابکی

 

در بخش‌های قبلی، مطالعات خارجی صورت گرفته در حوزه چابکی، مدل‌های استخراج شده و همچنین ابزارهای سنجش چابکی مورد بحث و بررسی قرار گرفتند. در سال‌‌های اخیر، مطالعات و پژوهش‌های مختلفی در ارتباط با مقوله چابکی توسط محققین داخلی صورت گرفته که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می‌گردد. همچنین در جدول ۲-۳ در انتهای فصل خلاصه‌ای از این مطالعات به صورت فهرست‌وار آورده شده است.

۱- کریمی (۱۳۸۱) در قالب پایان‌نامه کارشناسی ارشد با عنوان “ارائه یک متدولوژی جهت پیاده‌سازی چابکی در تولید” ابتدا تولید چابک و مفاهیم مرتبط با آن را که تاکنون مورد توجه محققین قرار گرفته، تشریح کرده و سپس یک چارچوب عملی جهت پیاده‌سازی مفهوم چابکی در سازمان پیشنهاد داده است. این تحقیق به راهنمایی دکتر شاهنده و در دانشگاه صنعتی اصفهان انجام شده است.

۲- خوش سیما (۱۳۸۱) در قالب پایان‌نامه کارشناسی ارشد با عنوان “ارائه مدلی جهت اندازه‌گیری چابکی سازمان‌های تولیدی در صنعت الکترونیک ایران با بهره گرفتن از منطق فازی” ابتدا یک مدل جهت دستیابی به چابکی را مطرح و سپس یک متدولوژی مبتنی بر دانش برای اندازه‌گیری چابکی ارائه داده است. وی برای اندازه‌گیری چابکی از منطق فازی استفاده کرده است. این تحقیق به راهنمایی دکتر جعفرنژاد و در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران انجام شده است.

۳- زارعی (۱۳۸۴) در قالب رساله دکترا با عنوان “طراحی و تبیین مدلی برای تحلیل عوامل و تبدیل سازمان‌های فعلی به سازمان‌های چابک در صنایع الکترونیک و مخابرات کشور” نقش عوامل درون سازمانی را در چابک سازی سازمان بررسی کرده و در نهایت میزان تأثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر و همچنین بر چابکی سازمان را بررسی و مدلی از چگونگی تعامل عوامل مورد مطالعه ارائه داده است. این تحقیق به راهنمایی دکتر جعفرنژاد و در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران انجام شده است.

۴- پورشهابی (۱۳۸۸) در قالب پایان‌نامه کارشناسی ارشد با عنوان “بررسی چابکی سازمانی با بهره گرفتن از مدل ای تی کرنی و منطق فازی – مطالعه موردی اداره کل استاندارد و تحقیقات استان سیستان و بلوچستان” از ترکیب مدل ای تی کرنی و منطق فازی جهت بررسی چابکی سازمانی استفاده کرده است. این تحقیق به راهنمایی دکتر نظر دهمرده  و در دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان انجام شده است.

۵- نیک پور و سلاجقه (۱۳۸۹) در تحقیقی با عنوان ″بررسی رابطه بین چابکی سازمانی و رضایت شغلی کارکنان سازمان‌های دولتی شهر کرمان″ به دنبال تعیین رابطه بین چابکی سازمانی و رضایت شغلی کارکنان بوده‌اند. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه بوده و به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که بین چابکی سازمانی و زیر متغیرهای آن یعنی پاسخگویی، شایستگی، انعطاف‌پذیری و سرعت در کار و رضایت شغلی رابطه ای معنا‌دار وجود دارد.

Job Satisfaction - رضایت شغلی

۶- بنی هاشمی (۱۳۸۹) در قالب پایان‌نامه کارشناسی ارشد با عنوان “ارزیابی چابکی سازمانی در بخش خصوصی صنعت سیمان” به بررسی چابکی سازمانی در کارخانه سیمان تأمین پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان داد که این کارخانه از نظر چابکی سازمانی در وضعیت مناسبی قرار دارد. این تحقیق به راهنمایی دکتر نظر دهمرده و مشاوره دکتر شاهقلیان و در دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان انجام شده است.

۷- باقرزاده و همکاران (۱۳۸۹) در مقاله‌ای با عنوان “بررسی وضعیت قابلیت‌های چابکی در سازمان‌های دولتی، مطالعه موردی اداره کل پست مازندران” به دنبال این بودند تا با طراحی پرسشنامه، جمع آوری داده‌ها و تحلیل آنها با بهره گرفتن از نرم افزارهای آماری، چهار متغیر مستقل پاسخگویی، شایستگی، انعطاف پذیری و سرعت، که بیانگر قابلیت‌های چابکی در سازمان هستند، را مورد بررسی قرار دهند. نتایج این تحقیق حاکی از این بود که اداره کل پست مازندران دارای قابلیت‌های چابکی مطلوب نیست و بین وضع موجود و وضع مطلوب آن شکاف وجود دارد.

۸- آذر و همکاران (۱۳۸۹) در مقاله‌ای با عنوان “طراحی مدل چابکی زنجیره تأمین؛ رویکرد مدل‌سازی ساختاری – تفسیری” با بررسی ادبیات موضوع و همچنین مصاحبه با خبرگان، ۱۱ فاکتور اصلی موفقیت زنجیره تأمین چابک را مورد شناسایی قرار دادند. آنگاه این فاکتورها در قالب پرسشنامه در اختیار خبرگان زنجیره تأمین ذوب آهن قرار گرفت. نتایج بدست آمده با بهره گرفتن از تکنیک مدل‌سازی ساختاری – تفسیری، تجزیه و تحلیل و در نهایت ارتباط و توالی فاکتورها بدست آمد. ارتباطات بدست آمده نشان داد که توسعه مهارت‌های کارکنان، بکارگیری IT و برنامه ریزی متناسب اساس چابکی را در زنجیره تأمین تشکیل می‌دهند.

۹- شاهین و لَله گانی (۱۳۹۰) در مقاله‌ای با عنوان ″بررسی مفهوم و کاربرد چابکی در بخش خدمات″ به بررسی اثر‌بخش بودن مفهوم چابکی در معاونت آموزشی دانشگاه اصفهان پرداخته اند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که بکار‌گیری اصول چابکی تأثیر معنی‌داری روی تنوع خدمات ارائه شده توسط سازمان به‌عنوان یکی از اهداف سازمان خدماتی چابک داشته است. همچنین شاخص انعطاف‌پذیری به‌عنوان مهم‌ترین عامل چابک‌سازی سازمان مورد نظر شناخته شد.

۱۰- تیزرو و همکاران (۱۳۹۰) در مقاله‌ای با عنوان “ارائه مدل چابکی زنجیره تأمین، مورد مطالعه: شرکت سهامی ذوب آهن” به دنبال این بوده‌اند تا با طراحی یک مدل چابکی به مدیران سازمان در امر برنامه‌ریزی استراتژیک برای بهبود چابکی زنجیره تأمین کمک کنند. برای این منظور آنها ۱۱ فاکتور را شناسایی و در قالب پرسشنامه در اختیار خبرگان زنجیره تأمین سازمان قرار دادند. با تحلیل عاملی داده‌های حاصل از پرسشنامه‌های جمع‌ آوری شده، فاکتورهای شناسایی شده تأیید شدند و بر مبنای فرضیه‌های پژوهش و با بهره گرفتن از تحلیل مسیر، مدل چابکی زنجیره تأمین تهیه شد.

۱۱- فتحیان و شیخ (۱۳۹۰) در مقاله‌ای با عنوان “بررسی تأثیر فناوری اطلاعات بر چابکی شرکت‌های کوچک و متوسط” با توجه به مدل‌های مفهومی چابکی، پرسشنامه‌ای طراحی و به‌منظور تعیین سطح چابکی شرکت‌ها، میان شرکت‌های کوچک و متوسط[۱] توزیع کردند. پس از دسته‌بندی شرکت‌ها در سه سطح چابک، نیمه چابک و غیر چابک، نقش فناوری اطلاعات بر چابکی با توجه به پرسشنامه ارسال شده برای مدیران شرکت‌ها مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. یافته‌های این تحقیق نشان داد که فناوری اطلاعات نقش مهمی را در چابک نمودن این شرکت‌ها ایفا نموده است.

۱۲- مروتی شریف آبادی و همکاران (۱۳۹۱) در مقاله‌ای با عنوان “ارائه چارچوبی مفهومی برای ارزیابی و رتبه‌بندی سازمان‌ها با بهره گرفتن از تکنیک Interval Fuzzy Electre” تلاش کردند تا پرسشنامه‌ای بر‌اساس معیارها، زیر معیارها و مؤلفه‌های چابکی طراحی کرده و با بهره گرفتن از تکنیک FAI به سنجش میزان چابکی بخش‌های مختلف فولاد آلیاژی یزد بپردازند. سپس برای مقایسه و رتبه‌بندی واحدها از تکنیک اینتروال فازی الکتره استفاده شد. در نهایت، برای پیدا شدن موانع چابکی هر کدام از واحدها، یک ماتریس چهار بعدی پیشنهاد شد که از طریق آن نقاط ضعف و قوت آنها شناسایی و استراتژی‌های مناسب برای برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری در بخش‌های مختلف ارائه شد.

۱۳- سید حسینی و همکاران (۱۳۹۱) در مقاله‌ای با عنوان “شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر شکل‌گیری قابلیت‌های چابکی سازمان (بررسی موردی شرکت‌های خودروساز تجاری)” پرسشنامه‌ای را طراحی و در بین تعدادی از خبرگان صنعت خودرو که با روش خوشه‌ای انتخاب شده بودند، توزیع کردند. تحلیل داده‌های بدست آمده از پرسشنامه نشان داد که قابلیت‌های چابکی سازمان و زنجیره تأمین درونی شرکت‌ها کمتر تحت تأثیر عوامل محیطی هستند و این عوامل بیشتر از تواناسازهای چابکی تأثیر می‌پذیرند و محرک‌های محیطی از طریق تواناسازهای چابکی، فرایندهای زنجیره تأمین و قابلیت‌های چابکی سازمان را تحت تأثیر قرار می‌دهند. همچنین در این مطالعه، با بهره گرفتن از مدل دلتا، اثر عوامل محیطی بر اساس جایگاه استراتژیکی که سازمان در بازار برای خود ایجاد کرده، مورد تحلیل قرار گرفت و در نهایت هر یک از زیر مجموعه‌های ابعاد اصلی مدل با بهره گرفتن از روش دیماتل اولویت‌بندی شد.

۱۴- یعقوبی و همکاران (۱۳۹۱) در مقاله‌ای با عنوان “مطالعه توانمندسازهای ساختاری چابکی سازمانی در نظام بانکی” در دو مرحله به شناخت عوامل ساختاری توانمندساز چابکی سازمانی پرداختند. در مرحله اول، با بهره گرفتن از مطالعات کتابخانه‌ای، ۷ عامل به عنوان توانمندساز ساختاری چابکی سازمانی شناخته شد. در مرحله دوم، مطالعات میدانی صورت گرفت و از بین کارمندان بانک‌های دولتی و خصوصی استان زاهدان تعدادی نمونه به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نامتناسب برگزیده شدند. پس از تجزیه و تحلیل داده‌ها توسط نرم افزار آماری، عوامل هفت‌گانه شناخته شده در مرحله اول، همبستگی خوبی با چابکی سازمانی نشان دادند. اولویت نخست به تشکیل سازمان دانش محور و اولویت آخر به تشکیل سازمان مجازی اختصاص یافت.

۱۵- رمضانیان و همکاران (۱۳۹۲) در تحقیقی با عنوان ″بررسی چابکی سازمانی در ادارات ورزش و جوانان استان‌ها″ به بررسی ابعاد چابکی سازمانی در بین کارکنان ادارات کل ورزش و جوانان چهار استان گیلان، زنجان، فارس و چهارمحال و بختیاری پرداخته‌اند. برای تعیین ابعاد اصلی ابزار تحقیق (پرسشنامه) از روش تحلیل عاملی اکتشافی همراه با چرخش متعامد استفاده شد و چهار عامل مدیریت منابع انسانی، مدیریت کیفیت جامع، مدیریت تغییر و مدیریت اطلاعات و ارتباطات سازمانی شناسایی شدند. همچنین از دیدگاه کارکنان، مدیریت کیفیت جامع، قوی‌ترین و مدیریت منابع انسانی، ضعیف‌ترین ابعاد چابکی ادارات تربیت بدنی بودند.

عکس مرتبط با منابع انسانی

۱۶- باقری کراچی و همکاران (۱۳۹۳) در مقاله‌ای با عنوان ″میزان کاربست مؤلفه‌های چابکی در دانشگاه‌ها″ تلاش کرده اند تا میزان استفاده از مؤلفه‌های چابکی سازمانی در بین اعضای هیأت علمی دانشگاه‌های دولتی استان فارس را بر اساس ۵ مؤلفه محرک‌ها، قابلیت‌ها، تسهیل‌کننده‌ها، موانع و پیامدهای چابکی تعیین کنند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد میزان استفاده از مؤلفه‌های چابکی سازمانی در دانشگاه‌های دولتی استان فارس در سطح کمتر از متوسط است.

بطوریکه ملاحظه شد هر یک از مطالعات داخلی از دیدگاه خاص خود به مقوله چابکی و ارزیابی آن در سازمان‌ها پرداخته بودند. با توجه به اینکه تاکنون چارچوب کارت امتیازی متوازن به عنوان ابزاری برای سنجش چابکی چندان مورد توجه محققین قرار نگرفته، مطالعه فعلی از این چارچوب در کنار مدل شریفی و ژانگ برای طراحی مدل مفهومی و در ادامه طراحی پرسشنامه سنجش چابکی سازمان بهره خواهد گرفت. در فصل بعدی به طور کامل در مورد مدل مفهومی و نحوه طراحی پرسشنامه بر مبنای این مدل توضیح داده می‌شود.

 

 

جدول ۲-۱- تعاریف ارائه شده در زمینه چابکی

محقق سال تعریف

بورگس

 

۱۹۹۴ چابکی عبارت است از ترکیب فناوری‌های موجود و روش‌های سیستمی تولید با تأکید بر تغییر ارزش‌های مدیر و کارکنان، تعامل ارزش‌های مدیریتی و نوآوری‌های حاصل از فناوری. مهندسی مجدد فرایندهای کسب و کار، ساز و کار مهم دستیابی به چابکی سازمانی است.
جیهانی ۱۹۹۵ بر حسب خروجی حاصل، یک سازمان چابک می‌تواند سفارش مشتریان را انجام داده، محصولات جدیدی را به کرات و در زمان‌های مناسب معرفی نماید و حتی سریعاً در پیمان‌ها و قراردادهای استراتژیک خود امکان ایجاد اصلاحات و تعدیلات را به وجود آورد.
گود ۱۹۹۷ چابکی به معنای کنار گذاشتن روش‌های قدیمی انجام کارهاست؛ روشهایی که اکنون و در شرایط محیطی امروز، بازدهی و راندمان مناسبی ندارند. در محیط رقابتی نوین به توسعه بیشتر انعطاف پذیری و پاسخگویی نسبت به سایر رقبا نیاز است.
شریفی و ژانگ ۱۹۹۹ چابکی به معنای توانایی هر سازمان در احساس، ادراک و پیش بینی تغییرات موجود در محیط کسب و کار است.
ورنادات ۱۹۹۹ چابکی را می‌توان به صورت همسویی نزدیک سازمان با نیازهای متغیر کاری، در جهت کسب مزیت رقابتی تعریف کرد.
نیلور و همکاران ۱۹۹۹ چابکی عبارتست از استفاده از دانش بازار و ساختار مجازی برای بهره‌برداری از فرصت های سودآور در محیط بازار متغیر.
داو ۱۹۹۹ چابکی به معنی توانایی سازمان جهت بقا و پیشرفت در یک محیط کسب و کار غیرقابل پیش بینی و دائماً در حال تغییر است. چابکی نمایانگر توانایی مدیریت و بکارگیری اثربخش دانش می باشد، به طوریکه سازمان توانایی رونق و شکوفایی در محیط کسب و کار متغیر و پیش بینی نشده را داشته باشد (مدیریت دانش).
بولینگر ۱۹۹۹ چابکی به معنای تغییر پذیری رفتار یک سازمان در راستای محیط و توانایی واکنش مناسب به بازارهای در حال تغییر مستمر است.
کاید ۲۰۰۰ سازمان چابک یک کسب و کار با سرعت، سازگار و آگاهانه است که قابلیت سازگاری سریع در واکنش به تحولات و وقایع غیرمنتظره و پیش بینی نشده، فرصت های بازار و نیازمندی‌های مشتری را دارد.
برایان ماسکل ۲۰۰۱ چابکی عبارتست از توانایی رونق و شکوفایی در محیط دارای تغییر مداوم و غیرقابل پیش بینی.
امیر هرمزی ۲۰۰۱ سازمانهای چابک برای واکنش نسبت به شرایط متغیر بازار انعطاف پذیر بوده و از سرعت بالایی برخوردارند.
براون و بسانت ۲۰۰۳ چابکی مستلزم واکنش سریع و اثربخش به نیازهای بازار است.
کای و پرینس ۲۰۰۳ چابکی به معنای واکنش به تغییرات ناگهانی و رفع نیازمندی‌های متغیر مشتریان بر اساس مؤلفه‌هایی چون قیمت، مشخصه، کمیت، کیفیت و تحویل به موقع است.
آرتتا و گیاچتی ۲۰۰۴ چابکی توانایی یک سازمان برای تطابق با تغییر و استفاده از فرصت‌هایی که در پی وقوع تحول نمایان می‌گردند، می‌باشد.

 

جدول ۲-۲- رویکردهای مفهومی ارزیابی و بهبود سطح چابکی سازمانی

رویکرد سال شرح
گلدمن و همکاران ۱۹۹۳ چابکی چهار اصل به هم پیوسته را در بر می‌گیرد که عبارتند از انتقال ارزش به مشتریان، مهارت یافتن در زمینه تغییر و عدم اطمینان، تشریک مساعی در جهت افزایش رقابت پذیری و ایجاد سازمان مجازی.
پروژه NGM ۱۹۹۵ فرایند NGM را می‌توان راهی برای تدوین یک راهبرد جدید برای شرکت‌های تولیدی با ترکیب تئوری‌های رقابتی مایکل پورتر و براساس تئوری منبع گرا (متمرکز بر شایستگی‌های محوری) دانست.
کومار و موتوانی ۱۹۹۵ چابکی سازمانی به توانایی سازمان برای تسریع فعالیت‌ها براساس مسیر بحرانی اشاره داشته، و در نتیجه یک شاخص مستقیم از رقابت پذیری مبتنی بر زمان برای شرکت محسوب می‌شود. در تعیین اثربخشی سازمان در رقابت بموقع، کومار و موتوانی معیار شاخصه چابکی را طراحی کردند.
داو و همکاران ۱۹۹۶ این مدل براساس یک مورد کاوی ارائه گشته و شامل سه بخش سطح بلوغ در زمینه مهارت تغییر، کارکردها و ارزیابی جایگاه رقابتی است.
پریس و همکاران ۱۹۹۶ این مدل شامل مراحل و گام‌هایی است که شرکت را به سمت شناخت محیط کسب و کارو تغییراتی که در آنجا روی می‌دهد، ویژگی‌های درونی شرکت، زیربنای توانمند و در نهایت، فرایندهای کاری که باید در اقدامات آتی سازمان به منظور حفظ مزیت رقابتی تعیین شوند، هدایت می‌کند.
داو ۱۹۹۹ بر طبق این مدل، دو مؤلف اصلی چابکی شامل مدیریت دانش و مهارت در تغییر می‌باشند. زمانیکه این دو مؤلفه در حالت تعادل و موازنه قرار داشته باشند، بیشترین چاکی نصیب سازمان می‌گردد.
یوسف و همکاران ۱۹۹۹ یوسف و همکارانش در یک مدل اجرایی روش دستیابی به چابکی سازمانی را ذکر می‌کنند. براساس این مدل هر سازمان برای دستیابی به چابکی نیازمند شناسایی و پرورش شایستگی‌های محوری خود است. سپس گلوگاه‌ها و موانع موجود بر سر راه پاسخگویی به تغییرات شناسایی و بر مبنای ویژگی‌های چابکی، ساز و کارهایی برای مقابله با آن‌ ها طراحی می‌شود.
شریفی و ژانگ ۲۰۰۱ این مدل مفهومی مشتمل بر سه قسمت عمده است که عبارتند از محرک‌های چابکی، قابلیت‌های چابکی و توانمند سازهای چابکی. از آنجا که سازمان‌ها با تغییرات و فشارهای متفاوتی مواجه می‌شوند، سطح چابکی مورد نیاز آنها نیز ممکن است متفاوت باشد.
لو ۲۰۰۳ در ارزشیابی چابکی یک مؤسسه، لاو هفت عامل سازمانی را به کار گرفت: غنی سازی مشتریان، پاسخگویی، ساختار پویا، کار تیمی و مشارکت، سازماندهی برای ایجاد مزیت رقابتی، اهرم سازی رابطه و تأثیر افراد و اطلاعات و محتوای اطلاعاتی محصول.
جکسون و یوهانسون ۲۰۰۳ از نظر جکسون و یوهانسون چابکی شامل چندین قابلیت است که در سه بعد از سازمان یافت می‌شوند: تولید، محصول و بازار. این دو برای تحلیل چابکی از دیدگاه یک سیستم تولیدی، روشی را پیشنهاد می‌کنند که مشتمل بر سه محور روندها، راهبرد و رقابت، و قابلیت‌های چابکی است. البته با کمی تعدیل و اصلاح می‌توان این مدل را در سازمان‌های خدماتی نیز به کار گرفت.

جدول ۲-۲- رویکردهای مفهومی ارزیابی و بهبود سطح چابکی سازمان (ادامه)

رویکرد سال شرح
آمبروس و موریلا ۲۰۰۴ طراحی سازمان چابک به موازنه میان نظم و تغییر در محیط کسب و کار کمک کرده و شامل این موارد است: تدوین راهبرد منبع یابی، مدیریت منابع، ایجاد و تقویت شایستگی، پرورش و شناسایی رهبران، فرایند محوری بر پایی ساختار مبتنی بر سیستم اطلاعاتی و انسجام و نظم در زمینه آمادگی برای تغییر.
زئین و همکاران ۲۰۰۴ این مدل براساس عوامل چابکی مطرح شده توسط مدل لو و همچنین مدل گلدمن و همکاران، چارچوبی چهار عامله متشکل از غنی سازی مشتریان، سازماندهی برای ایجاد مزیت رقابتی، همراستایی افراد و اطلاعات و پاسخگویی ارائه می‌کند.
تورنگ لین و همکاران ۲۰۰۵ در این مدل مهم ترین عامل محرک چابکی سازمانی تغییر است. سازمان چابک برای مقابله و رویارویی با این تغییرات به مجموعه ای از قابلیت‌ها نیاز دارد. همچنین لازمه نیل به چابکی بازبینی و اصلاح راهبردها، واکنش نسبت به فناوری ها و امکانات کاری است و در این راستا به توانمند سازهای متنوعی نیاز است.
هیلگرزبرگ وهمکاران ۲۰۰۵ در این مدل شش دسته از محرک‌ها مشخص شدند که لازم است در زمینه ارزیابی و بهبودی سطح چابکی مد نظر قرار گیرند. محرک‌هایی که احتمال بالایی از تغییر و سهولت اندک تطابق را داشته باشند، یک شکاف چابکی را به وجود می‌آورند. در این مدل توانمندسازهای چابکی در چهار دسته نشان داده شده‌اند.ُ
رامش و دیویدسون ۲۰۰۷ رامش و دیویدسون روش جامعی را به صورت پروژه برای نیل به چابکی در سازمان‌ها طراحی کردند که برخی از مراحل مهم و کلیدی آن عبارتند از: تضمین تعهد و حمایت مدیریت ارشد، بررسی ساختار سازمانی، بررسی کارکردهای جاری با رجوع به ملاک‌های بیست‌گانه چابکی و برآورد انحرافات، شناسایی و اجرای تدریجی چند فعالیت کلیدی و در صورت موفقیت توسعه به سایر عرصه‌ها و تجزیه و تحلیل نتایج براساس طیف موفقیت، حالت متوسط و شکست.
شریهای و همکاران ۲۰۰۷ شریهای و همکاران بر مبنای مرور ادبیات نظری، شاخص‌ها و قابلیت‌های چابکی در نیروی کار را ارائه دادند. آنها با بهره گرفتن از دو بعد سرعت و انعطاف‌پذیری، مشخصه‌ های چابکی در نیروی کار را ارزشیابی کردند. این مشخصه‌ های محوری باید در مهمترین ابعاد سازمان منعکس شوند.

 

 

 

 

 

جدول ۲-۳- خلاصه‌ای از تحقیقات داخلی بررسی شده در حوزه چابکی

محقق سال نوع پژوهش دستاورد
کریمی ۱۳۸۱ پایان نامه ارشد ارائه یک متدلوژی جهت پیاده سازی چابکی در تولید
خوش سیما ۱۳۸۱ پایان نامه ارشد ارائه مدلی جهت اندازه گیری چابکی سازمان‌های تولیدی
زارعی ۱۳۸۴ رساله دکترا طراحی مدلی برای تبدیل سازمان‌های فعلی به چابک
پور شهابی ۱۳۸۸ پایان نامه ارشد بررسی چابکی با بهره گرفتن از مدل ای تی کرنی و منطق فازی
نیک پور و سلاجقه ۱۳۸۹ مقاله بررسی رابطه چابکی سازمانی با رضایت شغلی کارکنان
بنی هاشمی ۱۳۸۹ پایان نامه ارشد ارزیابی سطح چابکی سازمان
باقرزاده و همکاران ۱۳۸۹ مقاله بررسی وضعیت قابلیت‌های چابکی در سازمان‌های دولتی
آذر و همکاران ۱۳۸۹ مقاله طراحی مدل چابکی زنجیره تأمین با رویکرد مدل سازی ساختاری - تفسیری
شاهین و لَله گانی ۱۳۸۹ مقاله بررسی مفهوم و کاربرد چابکی در بخش خدمات
تیز رو و همکاران ۱۳۹۰ مقاله ارائه مدل چابکی زنجیره تأمین
فتحیان و شیخ ۱۳۹۰ مقاله بررسی تأثیر فناوری اطلاعات بر چابکی سازمان‌های کوچک و متوسط
مروتی شریف آبادی و همکاران ۱۳۹۱ مقاله ارائه چارچوبی مفهومی برای ارزیابی و رتبه بندی سازمان‌ها از نظر چابکی
سید حسینی و همکاران ۱۳۹۱ مقاله شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر شکل گیری قابلیت‌های چابکی سازمانی
یعقوبی و همکاران ۱۳۹۱ مقاله بررسی توانمند سازهای ساختاری چابکی در سازمان
رمضانیان و همکاران ۱۳۹۲ مقاله ارزیابی سطح چابکی سازمان
باقری کراچی و همکاران ۱۳۹۳ مقاله بررسی میزان کاربست مؤلفه‌های چابکی در سازمان

 

 

۲-۶ جمع بندی

 

در این فصل ابتدا مفهوم چابکی مورد بررسی قرار گرفت و سپس مدل‌های موجود برای دستیابی به چابکی معرفی گردیدند. از بین این رویکردها، مدل شریفی و ژانگ به علت جامعیت نسبی به عنوان مبنایی برای طراحی مدل مفهومی تحقیق فعلی انتخاب و به طور کامل معرفی شد. سپس روش‌های سنجش چابکی در سازمان و تحقیقات انجام شده در این رابطه توضیح داده شد. در ادامه کارت امتیازی متوازن به عنوان ابزاری برای سنجش چابکی، مدل چابکی در سازمان‌های دولتی و همچنین چابکی در صنعت آب و فاضلاب مورد بررسی قرار گرفتند. در انتها، به پاره‌ای از مطالعات داخلی صورت گرفته در حوزه چابکی اشاره شد. در فصل بعد، مدل مفهومی تحقیق بر مبنای ادبیات موضوع که در این بخش مرور شد، طراحی می‌گردد. این مدل به عنوان مبنایی برای تنظیم پرسشنامه سنجش چابکی سازمانی قرار خواهد گرفت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:13:00 ب.ظ ]




۱-سفارشی سازی تعاملی: به ادب فردی و رفتار شناختی در تعاملات خدمتی شرکت و مشتری اطلاق می‌شود. مثل نشان دادن علایق قلبی، صدا زدن به اسم از صمیم قلب و. . . که شباهت زیادی با رفتار انطباقی میان افراد دارد.

۲-سفارشی سازی برخاسته از داد و ستد: به سفارشی کردن محصولات یا خدمات بر پایه‌ی ویژگیهای مشتری گفته می‌شود. این نوع از سفارشی سازی موازی با رفتار انطباقی خدمت‌رسانی می‌باشد.

دانلود پایان نامه

۳-سفارشی سازی پیوسته: به سفارشی‌کردن دائمی برپایه‌ی یادگیری انطباقی و دانش برخاسته از اولویتها و یا اهداف مشتری گفته می‌شود. در تحقیقات به عمل آمده در ارتباط با موضوع خدمات، برای این نوع از سفارشی سازی، همتایی دیده نمی‌شود.

خدمات شخصی شده، خدماتی مبتنی بر زمینه‌ی فعالیت هر فرد است که دامنه‌ی عملیاتی آن از زنگهای سفارشی تا خدمات مبتنی بر مکان افراد تغییر می‌کند. مدلهای کسب و کار به خدمات دهندگان امکان یافتن مشتریان را داده و شرکتهای تجاری را نیز قادر می سازد تا تصمیماتی درآمدزا اتخاذ نمایند. بسیاری از شرکتهای فن آوری در حال تکوین سبدی از مجموعه‌های خدماتی مهندسی هستند که حوزه‌ی بانکی را هدف قرار می‌دهد. برای مثال، از جنبه‌ی نرم‌افزاری دو نرم‌افزار Qualcomm’s BREW و Sun’s Java 2 Micro Edition) J2ME) دو نمونه از برنامه‌های کاربردی در تلفنهای همراه محسوب می گردند. و از جنبه‌ی سخت‌افزاری هم، شرکت موتورولا توانست به سهم بزرگی از بازار مربوط به تجهیزات نرم‌افزار J2ME خود دست یابد (هو و کوک، ۲۰۰۳، ۱۰). ارائه‌ خدماتی از قبیل تبلیغات گروهی، اینترنت، ویدیو کنفرانس، انجام فعالیتهای بانکی از طریق تلفن‌های همراه، زنگخورهای سفارشی، ارسال پیام کوتاه و ارسال پیامهای چند رسانه‌ای و. . . بخشی از خدمات این شرکت‌ها می‌باشد.

امروزه بازاریابان سعی دارند تا با بهره گرفتن از سفارشی سازی و سفارشی کردن خدمات عملکرد خود را بهبود بخشند. البته به نظر می‌رسد عملی کردن سفارشی سازی امری دشوار باشد. برخی از مشکلات مربوط به چنین کاری به این واقعیت باز می‌گردد که سفارشی سازی به معنای اعطای چیزی متفاوت به هر کسب و کار و هر بازیگر موجود در زنجیره‌ی ارزش است. در حقیقت فقدان یک توافق کلی در ارتباط با معنای سفارشی سازی، ارتباط موفق میان بازیگران مختلفی را که کالا و خدماتی متمایز و سفارشی ارائه می‌کنند محدود می‌سازد. در نتیجه همکاری میان خدمات‌دهنده و بازاریابانی که تمایل به ارائه خدماتی سفارشی سازی شده دارند متوقف می‌شود (وسانن، ۲۰۰۷، ۴۰۹). برای نمونه روندی که در پاره‌ای از خدمات‌دهندگان فعال در عرصه‌ی تجارت تلفن‌های همراه ملاحظه می‌گردد این است که این گونه خدمات دهندگان، محصولاتی سفارشی به مشترکان خود ارائه می‌نمایند، در حالیکه در پاره‌ای دیگر این کار با تبلیغاتی عمومی برای کل مشترکین انجام می‌پذیرد. به همین دلیل است که پاره‌ای از محققین آن را به عنوان بخشی از فرایند مدیریت ارتباط با مشتری در نظر گرفته‌اند (شن و بل، ۲۰۰۹، ۸۶۸۶؛ هانگ و لین، ۲۰۰۵، ۲۸).

اگرچه این امر ممکن است مستقیم و شهودی به نظر برسد ولی به اندازه‌ی خدمات شخصی شده به مصرف‌کنندگان نمی توان آن را کافی دانست. به باور شن و بال (۲۰۰۹، ۸۰) بینش‌های ضد شهودی در ارتباط با اثرات شخصی‌سازی روی تداوم ارتباطی خدمات با مشتریان می‌تواند موجب نگرانی‌های کاربردی و نظری شود. این محققین باور شهودی و مستقیم نسبت به شخصی سازی را گمراه کننده می‌دانند.

شخصی‌شدن خدمت از راه های مختلفی می‌تواند منجر به بهبود وفاداری مشتریان شود. یک کالا یا خدمت سفارشی سازی شده موجب بهبود رضایت مشتری می‌شود که این خود پیش‌زمینه‌ای برای بالا بردن وفاداری است. به طور طبیعی وقتی خدمات با نیازهای مشتریان تناسب دارند راضی‌کننده‌تر از زمانی هستند که یک خدمت با یک اندازه خاص برای همه مشتریان ارائه می‌شود. خدمات شخصی شده این باور را در مشتریان تقویت می‌کند که شرکت در فکر آنان بوده و این خود موجب افزایش رضایت و به تبع آن افزایش وفاداری در آنها می‌شود.

بالاخره تاثیر مستقیم سفارشی سازی روی وفاداری از منابعی نظیر جهت‌گیری مشتریان، به این دیدگاه آنها باز می‌گردد که خدمات سفارشی سازی شده را به عنوان خدماتی که به راحتی نمی‌تواند توسط دیگر خدمات‌دهندگان جایگزین شود، می‌شناسند (بل و همکاران، ۲۰۰۶، ۳۹۱). برای نمونه استراتژی شخصی‌کردن محتوا برای مدیران وب سایت‌های اینترنتی مناسب است. این مدیران باید در طراحی‌های خود از توصیه‌هایی نزدیک و نه گسترده استفاده کرده و تعداد متعادلی از پیشنهادات شخصی‌شده را به کار بندند (دیپچپیرو، ۲۰۰۹، ۴۷).

وسانن و رائولاس (۲۰۰۶، ۱۰) مدل فرایند سفارشی سازی خود را ایجاد و دو نوع از متغیرها را در این فرایند شناسایی نمودند (تصویر زیر) : اشیا و عملیات. عملیات آن چیزی را که در مراحل مختلف فرایند سفارشی سازی صورت می‌گیرد، تشریح می کند و اشیا عناصری را که برای اجرای عملیات لازم هستند تعریف می‌کند. یک شیء می‌تواند نتیجه‌ی نهایی یک عملیات باشد. این دسته از اشیا و عملیات همراه با یکدیگر فرایند سفارشی سازی را شکل داده و حلقه‌ای پیوسته می‌سازند. در این فرایند پردازش مشتمل بر تجزیه‌تحلیل‌ها، داده‌کاوی، تمایز، بخش‌بندی و هدف‌گیری است. با توجه به این تصویر، سفارشی سازی بخشی از فرایند سفارشی سازی است که نقطه‌ی شروع آن مشتری است.

شکل۲-۱: فرایند سفارشی سازی

منبع: (وسانن و رائولاس، ۲۰۰۶، ۱۰)

 

 

۲-۲-۴- بهبود خدمات

بهبود خدمات موثر که پیامدش در رضایت شاکیان و بهبود است (لینگ، ۲۰۰۵). مجموعه در حال رشدی از تحقیقات معین نکردند که بهبود خدمات به عنوان یک جنبه‌ی فراموش شده از بازار خدمات است و کسی که وقت بسیار زیادی را ضمانت می‌کند (اندرسون، ۱۹۹۹). ظرفیت تاثیرگذاری بهبود از نقص مسئولیت کلیدی از وظیفه عملیات است مخصوصاً درک تاثیر بهبود خدمات بر وفاداری مشتری اشارات مهمی برای طرح ارائه خدمات و سیستم‌های بهبود دارد (میلر، ۲۰۰۰). به‌طور مثال، معین کردن مقدار سرمایه‌گذاری در ارائه خدمات مطمئن و (مسئله ممانعت) رو در رو بهبود عالی را فراهم می‌کند وقتی مسئله‌ای رخ می‌دهد (پاراسورامن، ۲۰۰۶).

نیاز روش سیستماتیک برای برخورد با نارضایتی مشتری و شکایات بکار رفته است در تعریف بهبود خدمات طرح‌ریزی شده است که توسط بل و لودنیگ‌تون (۲۰۰۶) ارائه شده است “یک فرایند طرح‌ریزی شده و تامل شده برای برگشت مشتریان عصبانی به حالتی از رضایت با سازمان بعد از اینکه خدمات یا کالای نقص‌دار انتظارات را برآورد” بهبود خدمات ابعاد پیامدی دارد (دوفی، ۲۰۰۶). که “چه چیزی” مشتری واقعاً دریافت می‌کند به عنوان بخشی از تلاش شرکت برای بهبود، در صورتی که ابعاد فرایند بهبود خدمات متوجه “چگونگی” رسیدن به بهبود است بونکر و بردلی (۲۰۰۷) و دوفی (۲۰۰۶) ثابت کردند که ابعاد پیامدی مهمترند وقتی خدمات اصلی ارائه می‌شود اما اهمیت ابعاد فرایند در بهبود خدمات تشدید می‌شود در عین حال، این بسته به خدمات است که مورد توجه قرار دارند بر طبق نظریات کائو و لوح (۲۰۰۶) بهبود خدمات شامل واکنشی و تعامل بین فراهم کننده خدمات و مشتری است یک کسری در بازرسی خدمات اصلی، پاسخی در بخشی از فراهم کننده برای کسری خدمات، و نتیجه مطلوب، برگشت مشتری ناراضی به حالت رضایت. یک سیستم خوب بهبود خدمات همچنین مسائل را بررسی و حل می‌کند، ممانعت از نارضایتی و تشویق شکایت طرح‌ریزی شده است.

در جستجوی خسارت، اگر یک شرکت موقعیت شکست و نقص را ایجاد کند سپس به‌طور موثر آنرا بهبود ندهد مشتریان مخصوصاً منفی خواهند شد به دلیل «دلسردی دو برابر» از دو نقص در یک ردیف (۲۰۰۴، فورد). علاوه بر آن، بهبود خدمات می‌تواند بحرانی و حاد دیده شود برای رضایت مشتری و تکامل عملکرد کیفی شرکت سپرنگ (۱۹۹۵) دریافت که عملکرد بهبود خدمات رضایت کلی و قصد رفتاری را تحت تاثیر قرار می‌دهد مثل ارتباطات WOM و خرید دوباره و احتمال خرید دوباره وقتی شکایت مشتری با رضایت برخورد می‌شود. مدارک اضافی از حل مسائل رضایتی پیامدش تقویت قصد خرید دوباره است به این معنی که بهبود خدمات قوی ممکن است وفاداری مشتری را تقویت کند و نتایج آن توسط مک‌کولوق (۲۰۰۰) حمایت شده است.

وفاداری به حفظ وفاداری عمیق با خرید دوباره یا حمایت کردن دوباره یک تولید یا خدمات به‌طور پیوسته در آینده رجوع داده می‌شود (اولیور، ۱۹۹۷). یک مشتری وفادار احساس تعهد بر ادامه دادن با روابط شخصی در همه زمان های خوب‌و‌بد است (آرنولد، ۲۰۰۰). نقشه اصلی که اجرا می‌شود از طریق وفاداری مشتری که با نسبت مخارج قربانی شده در یک برچسب یا مغازه خاص (جی و همکاران، ۲۰۰۸). به‌عبارت دیگر، وفاداری مشتری موقعیتی است که رفتار خرید را تکرار می‌کند که همراه با پیوند فیزیکی و تکرار رفتار و قصد خرید است. ایجاد مراجع تجارتی، تهیه رفرنسها یا هیئت‌های نظارتی بر خدمات (ریچ‌هلد، ۲۰۰۳). علاوه بر آن مشتری وفادار به عنوان یک نیروی خرید جالب عمل می‌کند با ارائه سفارش است، این فعالیت‌های مشارکتی بهترین تبلیغ است که یک شرکت می‌تواند بدست آورد. شرکت می‌تواند مزایای اقتصادی را از رفتارهای مثبت تشخیص دهد و وفاداری با فرایند رشد شرکت و نتیجه ارائه خدمات مرتبط است آنها شامل موقعیت است وقتی که خدمات قادر به برآوردن انتظارات مشتری نیست (میشل و همکاران، ۲۰۰۹).

عکس مرتبط با اقتصاد

نقص خدمات به‌عنوان نقص خدمات مرکزی طبقه‌بندی می‌شود (اشتباه تامین‌کننده خدمات) مثل نقص در گرفتن پول فردی یا تولید و نقص سیاست چون به سازمان یا مشتری نسبت داده می‌شود. نتایج مختلفی وجود دارد: نقص خدمات، اساساً نارضایتی، کاهش در اعتماد مشتری، رفتار منفی، کاهش مشتری (میلر و همکاران، ۲۰۰۰) کاهش درآمد و افزایش هزینه یا کاهش در اخلاق و عملکرد کارمندان بهبود خدمات انجام شود با «آن عملیاتی که برای حل مسائل طراحی شده، نگرش منفی مشتری ناراضی را اصلاح سازد و عاقبت این مشتری‌ها را حفظ کند» (میلر، ۲۰۰۰). که شامل «موقعیتی که نقص خدمات رخ دهد اما هیچ شکایتی توسط مشتریها نشود» و بیان شود به عنوان جستجو و برخورد با ناقص کننده خدمات (اسمیت، ۱۹۹۹) «جستجو» بخشی از تشخیص بهبود خدمات از دسته‌بندی کردن شکایات است چون بسیاری از مشتری‌های ناراضی شکایت نمی‌کنند (میشل، ۲۰۰۹). بهبود خدمات موفق می‌تواند درک مشتری از کیفیت را تقویت کند و رضایت مشتری را تقویت سازد و روابط مشتری و وفاداری مشتری را به‌وجود آورد (همان منبع).

در عین حال درجه‌ای از موفقیت می‌تواند به نوع خدمات درگیر شده، نوع نقص که رخ داده است و سرعت واکنش بستگی داشته باشد. بهبود خدمات می‌تواند ضعیف یا بی‌تأثیر باشد با پیامدی که احساسات مشتری برای ورود بار دوم را پائین آورد (نقص در بهبود) این ممکن است منجر به فقدان اعتماد در سازمان و فرار احتمالی، با گسترش ارتباط رفتاری منفی شود.

کمتر از ۵۰% شاکیان جواب دریافت می‌کنند و آنهایی که اغلب جواب سازمانی را دیدند ناراضی هستند با جواب‌دهی آهسته و بی‌ادبی (آندرسن، ۲۰۰۱). تنها ۳۰% مشتریان که به شرکت شکایت کردند از اقدام دسته‌بندی شکایت شرکت راضی هستند (میشل، ۲۰۰۸). شکایات حل نشده منجر به تاثیر دو برابر انحراف می‌شود، بسته به انتظارات شاکیان که نقش تامین کننده خدمات را دارند (۲۰۰۴). شاکیان می‌توانند به گرفتن درگیری در رفتار منفی تلاش کنند یا خرید را متوقف سازند و به دیگران هشدار دهند که از آنجا خرید نکنند (ترانول، ۲۰۱۰). منجر به بی‌وفایی می‌شود مشتریانی با شکایت عصبانی‌تر می‌شوند وقتی آنها فراموش می‌شوند افسوس می‌خورند که زمانشان تلف شده است ممکن است احساس پشیمانی کنند در مورد شکایت و ممکن است با شنیده‌های خودشان نبرد کنند (ورل و همکاران، ۲۰۱۰). بر طبق بوشاف (۱۹۹۷، ۱۱۲). تحقیقات باقیمانده نشان دادند که بیشتر از ۷۰% مشتریانی که شکایت کردند می‌توانند برای ادامه خریدشان با مغازه‌داری که آنها را رنجانده است متقاعد شوند و برخی اقدامات را برای ایجاد اصلاح تهیه کنند.

اکثریت مشتریان ناراضی و مشتریانی شکایت کرده مطالعه شده‌اند که چرا و چگونه مشتریان با کالاها جواب ناراضی‌کننده می‌دهند جدای از کار انجام شده توسط اندرسون (۲۰۰۰-۱۹۹۹). سوسا و موریسون (۲۰۱۰) دقت کمتری به تاثیرات بهبود خدمات بر رضایت مشتری و وفاداری مشتری داده می‌شود. علاوه بر آن، شناخت کمی در مورد استراتژی‌های بکار رفته است یا چگونگی واکنش این استراتژی‌ها برای تاثیر بر درک مشتری و نگرش او مخصوصاً در محیط خدماتی (کوماندا و همکاران، ۲۰۱۰، ۸۶-۱۱۰).

 

[۱]. Interaction personalization

[۲]. Transaction outcome personalization

[۳]. Service-offering adaptive behavior

[۴]. Continuity personalization

[۵]. Context-specific services to each individual

[۶]. Customized ring tone recommendations

[۷]. Location-based services

[۸]. A Portfolio of engineering service packages

[۹] M-commerce

[۱۰] Ho & Kwok

[۱۱]. Actor

[۱۲] Vesanen

[۱۳] Shen, A. and Ball, D.

[۱۴] Huang, E. Y. and Lin, C-Y

[۱۵] Ball, D. , Coelho, P. S. , Vilares, M. J.

[۱۶] De Pechpeyrou, P.

[۱۷] Vesanen, J. and Raulas, M.

[۱۸] Leeinke

[۱۹] Andreassen

[۲۰] Miller

[۲۱] Parasuraman

[۲۲] Bell, S. J. and Luddington, J. A.

[۲۳] Duffy, J. M. , Miller, J. M. and Bexley, J. B.

[۲۴] Bunker, M. P. and Bradley, M. S.

[۲۵] Duffy, J. M. , Miller, J. M. and Bexley, J. B.

[۲۶] Kau, K. A. and Loh, E. W. Y.

[۲۷] McDougall, G. H. G. and Levesque, T. J.

[۲۸] Oliver, R. , Rust, R. and Varki, S.

[۲۹] Gee, R. , Coates, G. and Nicholson, M.

[۳۰] Reichheld, F. F.

[۳۱] Michel, S. , Bowen, S. and Johnston, R.

[۳۲] Miller, J. , Craighead, C. and Karwan, K.

[۳۳] Smith, A. K. , Bolton, R. and Wagner, J.

[۳۴] Michel, S.

[۳۵] Andreassen, T. W.

[۳۶] Tronvoll, B.

[۳۷] Varela-Neira, C. , Va´zquez-Casielles, R. and Iglesias, V.

[۳۸] Boshoff, C.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:12:00 ب.ظ ]




 

برای اندازه گیری سطح چابکی یک سازمان، رویکردهای متفاوتی را می‌توان در ادبیات نظری مشاهده نمود. برخی نویسندگان، از شاخص چابکی یکپارچه استفاده کرده‌اند که می‌توان آن را تلفیقی از سطوح شدت قابلیت‌های چابکی دانست. هم چنین، شاخص موزون چابکی (بگونه ای که شدت هر قابلیت چابکی بر حسب اهمیت وزن‌دهی شود) نیز پیشنهاد شده است. در روش دیگر اندازه‌گیری چابکی که توسط رین و همکاران (۲۰۰۰) معرفی شده است، از تکنیک مقایسه زوجی برای ارزیابی قابلیت‌های چابکی استفاده می‌شود. در این روش، مقایسه‌های بدست آمده تمامی زوج‌های ممکن قابلیت‌ها با یکدیگر ترکیب می‌شوند تا امتیاز چابکی کل بدست آید. سایر نویسندگان مدعی شده‌اند از آنجا که شاخص‌ها و تعاریف چابکی مبهم هستند، منطق فازی می‌تواند این خلأ را جبران کند.

سورولودیس و والاوانیس (۲۰۰۲) تأکید کردند که به علت چند بعدی و فازی بودن مفهوم چابکی، طراحی شاخص‌های آن دشوار است. آنها چارچوب مبتنی بر دانش منطق فازی را پیشنهاد کردند که شامل چهار ساختار تولید چابک است: تولید، بازار، کارکنان و اطلاعات. آنها برای هر ساختار اصلی، چندین پارامتر و سنجه را مشخص می‌کنند. همچنین لین و همکاران (۲۰۰۶) شاخص چابکی مبتنی بر منطق فازی را برای تولید انبوه محصولات سفارشی پیشنهاد کرده‌اند. آنها سه قابلیت اصلی چابکی را مدیریت سازمانی، طراحی محصول و تولید محصول دانسته و برای هر یک از قابلیت‌های عمومی، سه معیار امتیازی خاص را پیشنهاد می‌کنند. همچنین آنها معتقدند که محور اصلی چابکی، توانایی سازمان برای واکنش به تغییر است (جعفرنژاد و شهائی، ۱۳۸۹، ص. ۲۵۱-۲۵۳).

در این تحقیق با بهره گرفتن از تلفیق مدل شریفی و ژانگ و کارت امتیازی متوازن چارچوبی برای سنجش سطح چابکی سازمان طراحی می‌گردد. مدل شریفی و ژانگ در بخش ۲-۳-۱ بطور کامل معرفی شده است. بنابراین، بخش بعدی به معرفی کارت امتیازی متوازن اختصاص یافته است.

۲-۴-۱ کارت امتیازی متوازن

ارزیابی لازمه مدیریت است. این عبارت یکی از کلیدی‌ترین عوامل مدیریت است. لذا برای نیل به این مقصود، بحث ارزیابی عملکرد مطرح می‌شود (رجائیان[۱]، ۲۰۰۴). در فرایند ارزیابی عملکرد، از میزان دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده آگاه می‌شویم، وضعیت جاری‌مان را با روند گذشته مقایسه می‌کنیم و وضعیت خویش را در قبال رقبا می‌سنجیم و نقاط ضعف و قوتمان را به منظور ترمیم آن‌ ها شناسایی می‌کنیم (فرضیانپور[۲]، ۲۰۰۰). عملکرد سازمانی، به چگونگی انجام مأموریت‌ها، وظایف و فعالیت‌های سازمانی و نتایج حاصله از انجام آن‌ ها اطلاق می‌شود (ابن رسول[۳] و همکاران، ۲۰۰۸). سنجش عملکرد سازمان‌ها، یکی از قوی‌ترین ابزارهای مدیریتی است که می‌توان به کمک آن، اطلاعات مورد نیاز از وضعیت سازمان را به‌دست آورد (فضل‌اللهی[۴]، ۲۰۰۸). روش‌های متفاوتی برای سنجش و ارزیابی عملکرد طراحی شده است که مدیران سازمان‌ها با توجه به هدف از ارزیابی و نوع سازمان از روش یا مدل خاصی بهره می‌گیرند و یا با ترکیب و تلفیق چند مدل، مدل مورد نیاز خود را طراحی می‌کنند (ایران‌زاده و برقی[۵]، ۲۰۰۹). لذا شناخت الگوهای مختلف مدیریت عملکرد و تشخیص و به‌کارگیری صحیح و به جای این الگوها در سازمان، از جمله مسایل بسیار مهم در این مقوله است (لوستاوس[۶] و همکاران، ۲۰۰۶).

کاپلان و نورتون (۱۹۹۶)، روش ارزیابی عملکرد متوازن یا کارت امتیازی متوازن را برای اولین بار ارائه نمودند که طی دهه‌ های بعدی سیستم مدیریت استراتژیک نامیده شد، زیرا از این روش نه تنها برای ارزیابی عملکرد بلکه به عنوان چارچوبی جهت تدوین و فرموله کردن استراتژی و ارتباطات و کنترل نحوه اجرای استراتژ‌ی‌ها، استفاده شده است.

در پاییز ۱۹۸۶ شرکت امریکایی آنالوگ دیواینس، سازنده تجهیزات الکترونیکی، در پی نیازی که به یک سیستم جدید اندازه‌گیری عملکرد داشت، کاپلان و نورتون را به همکاری دعوت کرد. اگرچه جرقه کارت امتیازی متوازن در شرکت آنالوگ زده شد و اولین پیاده‌سازی هم در همان‌جا رخ داد، شرکت‌های دیگری نیز بودند که در همین زمینه و در سال‌های پایانی دهه ۸۰ با تیم کاپلان و نورتون همکاری کردند که بعدها از موفق‌ترین شرکت‌هایی بودند که روش کارت امتیازی متوازن را اجرا نمودند. از آن جمله می‌توان به شرکت‌های GE، HP، Shell، Dupont، AMD و American standard اشاره نمود (ساسانی، ۱۳۸۰).

در سال‌های اخیر به علت تشدید رقابت، یادگیری سازمانی و قابلیت‌های نوآوری به عنوان فاکتورهای چیرگی بر بازار و مزایای رقابتی ظهور پیدا کردند. از این رو سازمان‌ها مجبور شدند که علاوه بر ارزیابی سنتی مالی، بر شاخص‌های عملکردی کارکنان، فرآیندها و مشتریان تأکید بیشتری نمایند. کارت امتیازی متوازن به‌عنوان یک مجموعه جامع ارزیابی عملکرد، ساختاری برای ارزیابی استراتژی‌های سازمان و سیستم مدیریت فراهم می‌کند (رضوان قهفرخی و همکاران، ۱۳۸۷).

کارت امتیازی متوازن ابزاری برای تشریح عملکرد کلی یک سازمان بر مبنای شاخص‌های متعدد است. یک مشخصه مهم از این روش آن است که این ابزار نه فقط بر فرایندهای کاری بلکه بر همکاری واحدهای سازمانی نیز تمرکز دارد (اکبرپور شیرازی و علیویردی، ۱۳۸۶).

مدل با نگاه به کلیت سازمان‌ها به وسیله چهار مؤلفه شامل: مالی (سهامداران ما را چگونه می‌بینند؟)، فرایندهای داخلی (باید به چه فرایندهای داخلی برسیم؟)، مشتری (مشتریان ما را چگونه می‌بینند؟) و یادگیری و رشد (چگونه می‌توانیم بهبود را تداوم بخشیم؟) درصدد است تا کنترل عملیاتی کوتاه مدت را با استراتژی‌های بلند مدت فعالیت‌های سازمان پیوند دهد. در شکل ۲-۲ چهار وجه کارت امتیازی متوازن و نحوه برقراری ارتباط بین شاخص‌های عملکردی توسط آن نشان داده شده است.

از نقاط قوت مدل، تأکید آن بر ۳ بعد زمانی گذشته، حال و آینده، توانایی تضمین بهبود مستمر در هزینه‌ها و استفاده از شاخص‌های غیر مالی در کنار شاخص‌های مالی جهت نیل به اهداف بلند مدت سازمان را می‌توان نام برد (گل‌پیرا و نورالسناء، ۱۳۸۷). در ادامه هر یک از ابعاد کارت امتیازی متوازن به اختصار مورد بررسی قرار می‌گیرد.

شکل ۲-۲- چهار وجه کارت امتیازی متوازن (کاپلان و نورتون، ۱۹۹۲)

استراتژی مبین آن است که یک سازمان چگونه در راستای خلق ارزش پایدار برای سهامدارانش تلاش می‌کند. وجه مالی کارت امتیازی متوازن، نتایج مشهود استراتژی را با تعابیر مالی توصیف می‌کند. عملکرد مالی شاخصی تأخیری است و تعریف نهایی موفقیت سازمان را به دست می‌دهد (کاپلان و نورتون، ۲۰۰۴).

برخی متغیرها، هادی هستند و پیشرو[۷] و برخی متغیرها، پس رو، تأخیردار[۸] هستند و تابع. متغیرهای تأخیردار معمولاً از جنس معلول هستند و متغیرهای هادی یا پیشرو از جنس متغیرهای علت. متغیرهای هادی یا پیشرو به عنوان پیشران و علت متغیرهای تأخیردار یا تابع در نظر گرفته می‌شوند. به عنوان نمونه، متغیر سرمایه‌گذاری در مهارت‌آموزی خدمات سریع یک متغیر هادی (علت) است و متغیر رضایت مشتری از خدمات سریع یک متغیر تابع و تأخیردار (معلول) است (میربلوکی، ۱۳۹۰، ص. ۴۳). معیارهای وجه مالی کارت امتیازی متوازن نظیر نرخ بازگشت سرمایه، ارزش سهام، سودآوری، رشد درآمد و هزینه به ازای هر واحد، شاخص‌های تأخیری هستند که موفقیت یا عدم موفقیت استراتژی را نشان می‌دهند.

موفقیت در به چنگ آوردن مشتریان هدف، عامل اصلی در بهبود عملکرد مالی است. وجه مشتری علاوه بر اندازه‌گیری شاخص‌های تأخیری خروجی، موفقیت در زمینه‌های مربوط به مشتری نظیر رضایت، حفظ و رشد مشتری و ارزش قابل ارائه به مشتریان هدف را تعریف می‌کند.

فرایندهای داخلی، ارزش قابل ارائه به مشتریان را خلق و ارائه می‌کنند. عملکرد فرایندهای داخلی شاخصی پیشرو برای تقویت زیر مجموعه‌ها در پیامدهای مشتری و مالی است.

دارایی‌های نامشهود منبع نهایی خلق ارزش پایدار هستند. دارایی‌های نامشهود به سه سطح تقسیم می‌شوند:

  • سرمایه انسانی: مهارت‌ها، دانش و استعداد کارکنان
  • سرمایه اطلاعاتی: پایگاه داده‌ها، نظام‌های اطلاعاتی، شبکه‌ها و زیرساخت‌های اطلاعاتی
  • سرمایه سازمانی: فرهنگ، رهبری، هماهنگی کارکنان، کار تیمی و مدیریت دانش

اهداف رشد و یادگیری، چگونگی تلفیق افراد، فن‌آوری‌ها و سایر موارد ذی‌ربط سازمان را برای حمایت از استراتژی توصیف می‌کنند. بهبود در معیارهای رشد و یادگیری شاخص‌های پیشرو برای فرایندهای داخلی، مشتریان و عملکرد مالی هستند (کاپلان و نورتون، ۲۰۰۴).

چهار وجه کارت امتیازی متوازن با زنجیره علت و معلولی به یکدیگر وابسته‌اند. برای مثال یک دوره آموزشی که مهارت کارکنان را بهبود می‌بخشد (وجه رشد و یادگیری) سبب بهبود ارائه خدمات به مشتری می‌شود (فرایند داخلی) و این بهبود نیز به نوبه خود به رضایت و وفاداری مشتری منجر می‌شود (وجه مشتری و بازار) و در نهایت درآمد و حاشیه سود بالا می‌رود (وجه مالی). معیارها در کارت امتیازی متوازن به‌گونه‌ای انتخاب می‌شوند که بتوان توجه مدیران و کارکنان سازمان را به عواملی جلب کرد که سطح عملکرد بالا در آن معیارها باعث موفقیت رقابتی سازمان شود. کارت امتیازی متوازن معیارها را با محوریت اجرای استراتژی یکپارچه می‌سازد. با روش ارزیابی متوازن، توانایی سازمان در رسیدن به اهداف ارزیابی می‌شود و تمام توان و نیروی سازمان در راستای تحقق استراتژی سازمان همسو می‌شود (جعفری و همکاران، ۱۳۸۸).

سازمان‌ها بر مسایل مالی بسیار تأکید دارند و توجه خود را بر همه عوامل موجود در سازمان متعادل نمی‌کنند، اما واقعیت اجرایی مدل کارت امتیازی این است که به‌صورت متوازن عمل می‌کند و علاوه بر اینکه توازن را ما‌بین اهداف مالی (نظیر نرخ افزایش سودآوری پروژه‌ها) از یک سو و اهداف غیر مالی (نظیر کاهش زمان تأخیر پروژه‌ها) از سوی دیگر، اهداف کوتاه مدت (نظیر حداقل کردن شکایات مشتریان) از یک سو و اهداف بلند مدت (نظیر ارتقاء سطح رشد و توسعه کارکنان) از سوی دیگر و اهداف داخلی (نظیر افزایش بهره‌وری کارکنان) از یک سو و اهداف خارجی (نظیر افزایش سطح رضایتمندی مشتریان) از سوی دیگر، برقرار می‌کند، معیارهای پیشین و پسین در یک زنجیره علت و معلولی را هم متوازن می‌کند.

باید توجه داشت که لزوماً احتیاجی نیست که فاکتور مالی در رأس نقشه استراتژی قرار بگیرد. چنانچه بررسی یک سازمان دولتی خدماتی مدنظر باشد، در این حالت دیگر نمی‌توان اهداف مالی را به عنوان استراتژی این سازمان‌ها در رأس قرار داد (گل پیرا و نورالسناء، ۱۳۸۷).

چارچوب خلق ارزش در بخش عمومی و دولتی، نظیر بخش خصوصی است؛ اما تفاوت‌هایی در این میان وجود دارد. تعریف نهایی موفقیت در سازمان‌های دولتی و خصوصی، عملکرد آنها در دستیابی به مأموریت و وظایف محوله ایشان است. سازمان‌های بخش خصوصی صرف‌ نظر از صنعتی که در آن فعالیت می‌کنند، می‌توانند از شاخص‌های مشابهی در وجه مالی استفاده کنند که تجلی آن در بالا بردن ارزش سهام نمودار می‌شود. سازمان‌های عمومی و دولتی مجموعه گسترده و متنوعی از مأموریت‌ها را دارند و باید آثار اجتماعی و اهداف متعالی خود را به طرز متفاوتی تعریف نمایند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

مأموریت این سازمان‌ها، مثل بخش خصوصی، با تأمین نیازهای مشتریان هدف (سهام‌داران، ذی‌نفعان و کسانی که سازمان معتقد است آنها از خدماتش منتفع می‌شوند) محقق می‌گردد. سازمان‌ها با عملکرد مناسب فرایندهای داخلی، به موفقیت نایل می‌شوند که این دستاورد با دارایی‌های نامشهودشان حمایت می‌شود (رشد و یادگیری). وجه مالی هر چند مسلط نیست، اما مبین اهداف ذی‌نفعان مهم می‌باشد. در شکل ۲-۳ چارچوب خلق ارزش در بخش عمومی و دولتی نشان داده شده است (کاپلان و نوتون، ۲۰۰۴).

از آنجایی که سازمان مورد بررسی در مطالعه فعلی ماهیتی دولتی داشته و شرایط خاص حاکم بر سازمان‌های دولتی در مورد آن صدق می‌کند، بخش بعدی به مطالعات صورت گرفته مرتبط با مقوله چابکی در سازمان‌های دولتی اختصاص یافته است. در طراحی پرسشنامه این پژوهش علاوه بر مدل شریفی و ژانگ و کارت امتیازی متوازن که چارچوب کلی تحقیق را تشکیل می‌دهند، به ابعاد مطرح شده در این مطالعات نیز توجه گردیده است.

 

شکل ۲-۳- مدل ساده خلق ارزش در سازمان‌های عمومی و دولتی (کاپلان و نورتون، ۲۰۰۴)

 

۲-۴-۲ چابکی در سازمان‌های دولتی

به نظر می‌رسد موضوع چابکی چیزی نیست که بتوان آن را فقط برای بخش خصوصی در نظر گرفت. به کار گیری چابکی در بخش دولتی می‌تواند عرصه مناسبی برای رشد و بالندگی این بخش باشد. البته برخی اعتقاد دارند که با توجه به عدم وجود رقابت و سرعت در بخش دولتی و در یک کلمه عدم وجود پویایی در محیط کاری و عملیاتی آن به طور عملی بیان چابکی در این بخش بی معناست. اما باید در نظر داشت که بخش دولتی به دلیل کثرت ارباب رجوع، نیاز بیشتر به رفع مشکلات و خواسته‌های آنان، بالندگی و تعالی خود در زمینه‌های سرعت و کیفیت و مهم تر از همه کاهش هزینه، بیشتر از بخش خصوصی به چابکی نیاز دارد (جعفرنژاد و شهائی، ۱۳۸۹، ص. ۱۰۸) و از آنجایی که هدف در بخش دولتی رسیدن همزمان به انعطاف‌پذیری و بهره‌‌‌وری بالاست، قابلیت‌های چابکی می‌تواند باعث افزایش بهره‌وری در بخش دولتی شود. بنابراین، جا دارد نظر به اهمیت موضوع و با توجه به نقش بخش دولتی و واحدهای تابعه آنها در زندگی افراد جامعه، مطالعاتی در این زمینه صورت گیرد.

نتایج نشان می دهد که بیشتر سازمان‌های دولتی چابک، هفت بعد از چابکی را مد نظر داشته‌اند. مؤسسه مطالعات علوم اجتماعی لندن به نام ای تی کرنی، در بررسی خود، مدل ابعاد مختلف چابکی را جامع‌تر از دیگر مدل‌های موجود برای سازمان‌های دولتی ارائه نموده است (جعفرنژاد و شهائی، ۱۳۸۹، ص. ۱۱۳). شکل ۲-۴ ابعاد کامل این مدل را نشان می‌دهد. این ابعاد و مثال‌هایی برای هر کدام از آنها عبارتند از:

۱- تغییر سازمانی: شناخت نیازهای شهروندان و بهبود خدمت به آنها، تصمیم‌گیری از طریق اجماع عمومی، بکارگیری منابع به هنگام ضرورت برای تأمین نیازهای مشتری

۲- رهبری: تدوین چشم‌انداز سازمانی، توجه به روندها و اهداف راهبردی، افزایش انعطاف‌پذیری و استفاده از منابع بر حسب ضرورت

۳- فرهنگ و ارزش‌ها: ایجاد محیطی برای پیشبرد تغییر، توجه به نیازهای فوری به منظور سرمایه‌گذاری در نوآوری، ایجاد حس کار تیمی در سراسر سازمان

۴- مدیریت عملکرد: آموزش کارکنان برای موفقیت در آینده، ایجاد سیستم مدیریت عملکرد جامع در سازمان، استفاده از مدل‌های مناسب برای سنجش عملکرد

۵- خدمت به مشتری: تدوین راهبرد مدیریت ارتباط با شهروندان، هم‌راستا‌ سازی خدمت به مشتری با فرایندهای کسب و کار، ارائه مشوق‌هایی برای شهروندان جهت حرکت به سمت کانال‌های ارتباطی جدید و ارزان‌تر

۶- دولت الکترونیک: گرایش به سمت فرایندهای الکترونیکی، استفاده از فناوری برای بهبود ارتباطات اداری، ترغیب شهروندان برای حرکت به سمت کانال‌های ارتباطی جدید و ارزان‌تر

شکل ۲-۴- ابعاد چابکی در بخش دولتی (مؤسسه ای تی کرنی، ۲۰۰۳)

بر‌اساس بررسی‌های مختلف در ادبیات گسترده و شناخت عرصه‌های مختلف چابکی، می‌توان مؤلفه دیگری را نیز به ابعاد کلیدی چابکی در بخش دولتی اضافه نمود و آن عبارت است از مدیریت زنجیره تأمین. در واقع برای کسب لبه رقابتی در بازار جهانی، شرکت‌ها باید با تأمین‌کنندگان و مشتریان جهت یکنواخت‌سازی عملیات همگام شده و برای کسب چابکی با یکدیگر کار کنند، که در مجموع، این کار به زنجیره تأمین چابک[۹] شناخته شده است (جعفرنژاد و شهائی، ۱۳۸۹، ص. ۱۲۰).

[۱] Rajaiyan

[۲] Farzianpour

[۳] Ebn Rasul

[۴] Fazlollahi

[۵] Iranzadeh & Braghi

[۶]Luthaus

[۷]Leading variables

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:12:00 ب.ظ ]




 

بطور کلی می‌توان گفت که تغییرات پارادایم تولید به چهار دسته تقسیم می‌شود: تولید دستی یا مهارتی[۱]، تولید انبوه[۲]، تولید ناب[۳] و در نهایت تولید چابک. در گذشته، تولید دستی به عنوان تولید عصر صنعتی سنتی، روشی زمانبر برای تولید محصول بود. همزمان با اوج گرفتن جریان محصولات صنعتی و عدم توانایی تولید دستی در پاسخگویی، تولید انبوه مطرح شد. اما تولید انبوه، قابلیت تولید محصولات سفارشی مطابق با خواسته مشتری و ایجاد ارزش افزوده بیشتر را نداشت. پس از عصر تولید انبوه، رویکردها و مباحث جدیدی جهت جبران خلأهایی که در تفکر تولید انبوه وجود داشتند، به وجود آمدند. از جمله این رویکردها، تولید ناب بود که برای پاسخگویی به افزایش روزافزون پارامترهای رقابتی مطرح شد. اما از آنجایی که انطباق با تغییرات کافی نبود، مفهوم چابکی با هدف یافتن تغییرات و بهره‌گیری از آنها به منزله فرصت، مطرح شد.

دانلود پایان نامه

ایده چابکی سازمانی نخستین بار در سال ۱۹۹۱ توسط چهار محقق به نام‌های گلدمن، پریس، ناجل[۴] و داو، در دانشگاه لی‌های[۵] مطرح گردید. از آنها خواسته شده بود که گزارشی در ارتباط با استراتژی بنگاه‌های صنعتی در قرن بیست و یکم، برای کنگره آمریکا تهیه کنند. این مطالعه مشخص کرد که نرخ تغییرات محیط کسب و کار به میزان چشمگیری رو به افزایش است؛ در نتیجه سازمان‌هایی که به تولید انبوه می‌پردازند، قادر نخواهند بود خود را با این تغییرات تطابق دهند و با سازمان‌هایی که از انعطاف‌پذیری بیشتری برخوردارند (به ویژه در آسیا) به رقابت بپردازند. این مطالعه نتیجه گرفت که لازم است یک سیستم تولید جدید بر مبنای چابکی سازمانی ابداع شود بطوریکه قادر باشد نیازهای جدیدی را که بر اثر عوامل رقابتی ایجاد شده‌اند، برطرف کند (چاربونیر وایرین[۶]، ۲۰۱۱).

علیرغم شباهت‌های زیاد دو سیستم تولید ناب و چابک، این دو سیستم در برخی جنبه‌ها تفاوت‌هایی با هم دارند. به زعم نیلور و همکاران (۱۹۹۹) تولید چابک به استفاده از دانش بازاری و سازمان مجازی در جهت بهره‌گیری از فرصت‌های متغیر بازار نیاز دارد، در حالیکه تولید ناب به حذف تمامی اشکال اتلاف (از جمله زمان) نیاز دارد. بنابراین، با اینکه تولید ناب و تولید چابک مجموعه مشابهی از اولویت‌های رقابتی تولید (شامل هزینه، کیفیت، زمان انتظار، سطح خدمات) را مورد خطاب قرار می‌دهند، اما بر مؤلفه‌های متفاوتی تأکید دارند (ناراشیمان[۷] و همکاران، ۲۰۰۶).

علیرغم اینکه سازمان‌های تولیدی و خدماتی زیاد از لفظ چابک یا چابکی استفاده می‌کنند، با این حال منظور آنها از بکار بردن این واژه چندان واضح نیست. واژه چابکی در فرهنگ لغات به معنای حرکت سریع، چالاک و فعال، توانایی حرکت سریع و آسان و قادر بودن به تفکر سریع و با یک روش هوشمندانه، به‌کار گرفته شده است (هورن بای[۸]، ۲۰۰۰). با وجود تعاریف زیاد از واژه چابکی، هیچ یک از آنها مخالف و ناقض یکدیگر نیستند. این تعاریف عموماً ایده “سرعت و تغییر در محیط کسب و کار” را نشان می‌دهند. اما با توجه به جدید بودن بحث چابکی، تعریف جامعی که مورد تأیید همگان باشد وجود ندارد (جعفرنژاد و شهائی، ۱۳۸۹، ص. ۳۲-۳۳). در جدول ۲-۱ در انتهای فصل، به برخی از تعاریف ارائه شده در زمینه چابکی اشاره گردیده است.

با وجود اینکه تعریفی که مورد قبول همگان باشد درباره چابکی وجود ندارد، اما آنچه که در تمامی تعاریف مشاهده می‌شود، ایده سرعت عمل و نیز شناسایی محیط کسب و کار در جهت نشان دادن پاسخ مناسب به آنها است. در مجموع، این تعاریف از چابکی سازمان را پویا، موقعیت‌گرا، تغییر‌‌‌پذیر و رشد محور تجسم می‌کنند. علت این تمایل به پویایی دراین است که شرایطی که امروز تحت آن یک سازمان به چابکی می‌رسد، ممکن است فردا مؤثر و اثربخش نباشد. علت موقعیت‌گرایی نیز آن است که محیط بازار بر سطح چابکی مورد نیاز اثر می‌گذارد. دلیل تغییرپذیری نیز این است که چابکی در گرو حرکت سازمان در جهت سازگاری و تطابق است. آخرین مورد، چابکی به صورت رشد محور است که از طریق توانایی سازمان برای ادراک و تصدیق مجدد چشم انداز، بازسازی راهبردها و نوآوری در فنون و تکنیک‌ها مصداق می‌یابد (جعفرنژاد، شهائی، ۱۳۸۹، ص. ۳۵-۳۶).

 

۲-۳ مدل‌های دستیابی به چابکی

 

کثرت مدل‌ها و رویکردهای دستیابی به چابکی، نوید بخش تمایل محققان برای شناخت ابعاد مستتر این مفهوم و تبیین اهمیت آن برای سازمان‌های در محیط متغیر است. در جدول ۲-۲ در انتهای فصل، مدل‌های چابکی که توسط صاحب‌نظران معرفی شده‌اند، مورد بررسی قرار گرفته است. نمی‌توان گفت که این رویکردها مختص سازمان‌ها و شرکت‌های تولیدی است، بلکه سازمان‌های دولتی و غیرانتفاعی نیز می‌توانند از این رویکردها بهره برده و با اندکی تغییرات در مدل‌های پیشنهادی، آن‌ ها را به قالب سازمانی خود در آورند (جعفرنژاد، شهائی، ۱۳۸۹، ص. ۱۳۹). از آنجایی که جامع ترین چارچوب برای چابکی توسط شریفی و ژانگ (۲۰۰۱) ارائه شده و همچنین مطالعه فعلی از این مدل برای طراحی الگوی مفهومی بهره می‌گیرد، بخش بعدی به معرفی کامل این مدل اختصاص یافته است.

 

۲-۳-۱ مدل اجرای چابکی از نظر شریفی و ژانگ

شریفی و ژانگ (۲۰۰۱) بر مبنای مرور ادبیات، نظر سنجی آزمایشی و چندین مصاحبه با مدیران صنعتی، یک ساختار اولیه و مدل مفهومی از چابکی تهیه و تنظیم کردند.

این مدل مشتمل بر سه قسمت عمده است: اول، محرک‌های چابکی که تغییرات موجود در محیط کسب و کار هستند که شرکت را به یافتن جایگاه جدید در انجام کسب و کار، و نیز یافتن مزیت رقابتی تحریک و ترغیب می‌کنند. بر اساس ادبیات، این محرک‌ها شرکت را به بازبینی مجدد راهبرد و اصلاح یا تعدیل آن تحریک خواهند کرد تا در آن صورت، چابک شدن به طور جدی مد نظر همگان قرار گیرد.

قابلیت‌های چابکی، دومین قسمت از این مدل است که سر فصل‌های اساسی توانایی‌های لازم برای واکنش به تغییرات را مجسم می‌سازند (قابلیت‌هایی چون شایستگی، انعطاف‌پذیری، سرعت و پاسخگویی). و در پایان مدل، توانمند‌ سازهای چابکی قرار دارند که به عنوان ابزارهای دستیابی به قابلیت‌های چابکی عمل می‌کنند؛ البته می‌توان این توانمند سازها را در چهار عرصه مهم از محیط تولیدی و خدماتی یافت: سازمان، کارکنان، فناوری و نوآوری. بدون شک ایجاد توانمند سازهای فوق‌الذکر بدون تلاش برای ادغام و یکپارچه‌سازی کل مجموعه و نیز بدون حمایت قوی از سوی فناوری یا سیستم اطلاعاتی میسر نخواهد بود. در شکل ۲-۱ مدل و قسمت‌های عمده آن و همچنین نحوه ارتباط و تأثیر این قسمت‌ها بر یکدیگر نشان داده شده است.

شکل ۲-۱- مدل مفهومی دستیابی به چابکی (شریفی و ژانگ، ۲۰۰۱)

بر طبق این مدل، از آنجا که سازمان‌ها با تغییرات و فشارهای متفاوتی مواجه می‌شوند، سطح چابکی مورد نیاز آنها نیز ممکن است متفاوت باشد. سطح چابکی مورد نیاز، تابعی از عوامل متنوعی چون آشفتگی محیط بازار، محیط رقابتی، خصوصیات شرکت، و محرک‌های خارجی نظیر انتظارات مشتریان، فناوری، و عوامل اجتماعی است. زمانی که سطح چابکی مورد نیاز سازمان مشخص گردد، ارزیابی و آنالیز سطح چابکی فعلی سازمان صورت می‌پذیرد. تفاوت میان سطح فعلی و سطح مورد نیاز را می‌توان مبنایی برای تصمیمات آتی تلقی نمود. در ادامه، برای بهبود وضعیت چابکی سازمان، باید اندازه‌گیری قابلیت‌های موجود و یافتن قابلیت‌های مفقوده را در دستور کار قرار داد. لازمه این کار شناسایی و طبقه‌بندی تغییرات و فشارهای محیطی سازمان، و نیز تجزیه و تحلیل اثرات آن تغییرات بر سازمان است. گام نهایی در این مدل مفهومی، یافتن عوامل تسهیل‌کننده چابکی، اجرای آنها و تعیین سطح چابکی بدست آمده از طریق فرایند ارزیابی عملکرد و انجام اقدامات اصلاحی است (جعفرنژاد و شهائی، ۱۳۸۹، ص. ۱۵۱- ۱۵۴).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

[۱] Craft Production

[۲] Mass Production

[۳] Lean Production

[۴]Nagel

[۵] Lehigh

[۶]Charbonnier- Voirin

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:12:00 ب.ظ ]




اغلب محصولات صنعت کالیبراسیون از جنس خدمات هستند. چنین محصولاتی ویژگی هایی خاص دارند که باید مورد توجه قرار گیرند. موضوع بازاریابی این محصولات نیز به شدت تحت تاثیر این ویژگی ها بوده و از همین قاعده پیروی می کند ویژگی های و عناصری که به تمایز میان کالاها و خدمات منجر می شوند را می توان شامل درجه ملموس بودن، قابلیت جداسازی، میزان همگنی، مسئله مالکیت و سرانجام حدود قابلیت انبار کردن دانست.

خدمات اغلب غیرملموس، غیرقابل جداسازی، غیرهمگن، غیرقابل تملک و غیر قابل انبار کردن هستند. به عنوان مثال گردشگری که برای تماشای آثار تاریخی به یک جاذبه تاریخی وارد شده است رضایت خاطر و لذتی کسب می کند که حاصل دیدار اوست، لیکن خود این بهره مندی از محصول گردشگری قابل مشاهده و لمس نیست بلکه حاصل بازدید او به صورت رضایت خاطر، هیجان، تعجب و اظهار شگفتی را می توان در سیمای گردشگر و رفتار او جستجو کرد. این جنبۀ خاص خدمات موجب می شود که بازدید کنندۀ به سختی قادر به کسب اطلاع دقیق او محصول پیش از بازدید خود باشد. بنگاه ها به کمک بازاریان خویش می کوشند تا بر این مشکل از طرق عرضه اطلاعات و شواهدی ملموس نظیر بروشورها تا حد ممکن غلبه نمایند.

 تصویر درباره گردشگری

در خصوص محصولات کالیراسیون که اغلب جنبه خدمات دارند امکان جداسازی محل تولید و مصرف محصول فراهم نیست. مشتری در همان محلی که خدمات کالیبراسیون عرضه می شود حضور دارد و تا کارشناس کالیبراسیون به مقصدی سفر نکند و در آنجا حضور نیابد بهره مندی از صنعت کالیبراسیون میسر نیست و  در واقع برخلاف محصولات کالایی، مشتری محصولات خدماتی در این صنعت در بطن کارخانجات عرضه کننده محصول حضور می یابد و از آنجا فاصله ای ندارد. غیر همگن بودن محصولات خدماتی و از جمله اغلب محصولات صنعت کالیبراسیون سبب می شود مشتری به سختی بتواند در خصوص کیفیت محصول از قبل قضاوت نماید و خرید این محصولات به شدت تابع اعتماد مشتری به عرضه کننده است از همین رو فروشندگان در جلب اعتماد مشتری نقش به سزایی دارند. به همین دلیل درجه بندی آزمایشگاهها  دشوار است و تا حدودی بسیار به نحوۀ ارائه خدمات از سوی کارکنان آنها بستگی دارد، از این رو است که بنگاه های خدمات در فعالیت های گوناگون و از جمله صنعت کالیبراسیون تاکید فراوانی بر آموزش کارکنان خود، یکسان سازی پوشش ایشان، اصول اخلاقی مورد رعایت توسط این کارکنان و مکانیزم های عملکرد خود دارند. در خصوص مالکیت محصولات عرضه در صنعت کالیبراسیون باید گفت از آنجا این محصولات اغلب از جنس خدمات هستند، خریدار در قبال پرداختی که انجام می دهد، اجازه بهره برداری از محصول برای دوره موقت نسبتاً کوتاهی را دریافت می دارد.

بنابراین بطور معمول مالکیت عینی و بلند مدت چیزی به مشتری منتقل نمی شود و فقط منافع محصول است که او از آنها بهره مند می گردد. همین مسئله سبب می شود. که به واسطه جدا شدن مشتری از محصول پس از بهره بردای خاطره آن در ذهن مشتری کمرنگ شود. این موضوع در تکرار خرید مشتری از محصول مورد نظر نقش خاصی ایفا می کند. به این ترتیب است که عرضه کننده باید توسط اسباب هایی نظیر کارت ویزیت یا هدایای تبلیغاتی (مثل کیف سیمنار به عنوان یک رویداد) خود و محصول خود را پیش چشم مشتری نگاه دارد. محصولات صنعت کالیبراسیون قابل ذخیره و انبار کردن نمی باشند. این موضوع اهمیت بسیاری در نحوۀ برخورد عرضه کننده با بازار دارد. زیرا آن هنگام که موعد عرضه محصول رو به اتمام است،  ممکن است با کاهش قیمت و اعمال تخفیف بتوان مشتریانی را جهت این ظرفیت های خالی جایابی نمود. بخصوص این موضوع در ایام رکود کاملاً محتمل است و عرضه کننده حاضر است قیمت را تا جایی که هزینه های متغیر عرضۀ محصول را تامین نماید پایین بیاورد. این ویژگی های خاص سبب می شود که بازاریابان اهمیت متفاوتی برای عناصر مختلف بازاریابی در هر مورد قائل شوند.

۲-۴-۶- جایگاه بازاریابی در صنعت کالیبراسیون

توجه به این نکته ضروری است که علاوه بر مشخصه های پیش گفته محصولات صنعت کالیبراسیون که خود الزاماتی خاص در زمینه بازاریابی این محصولات را در پی دارند، مسائل خاص دیگری دربارۀ جایگاه بازاریابی در صنعت کالیبراسیون وجود دارد که پرداختن به آنها خالی از لطف نیست. نخستین مطلب شاید آن باشد که بنظر می رسد سابقۀ طرح مسائل بازاریابی در صنعت کالیبراسیون چندان طولانی نبوده است. یکی از مهمترین دلایل این موضوع را باید در اندازۀ واحدهای فعال در صنعت کالیبراسیون جستجو نمود چنان که می دانیم عمدۀ واحدهای فعال در صنعت کالیبراسیون از نظر ابعاد کوچک هستند. در نتیجۀ منابع مالی کافی برای بهره مندی از ابزارهایی همچون بازاریابی برای اغلب آنها فراهم نیست. دیگر آن که به همین دلیل ابعاد کوچک بنگاه ها، مدیران آنها اغلب تمامی وظایفی که بخش های گوناگون یک موسسه بر عهده دارند را به تنهایی ایفا می نمایند. یعنی اغلب مدیرانی عمومی هستند و بنابراین انتظار نمی رود که قابلیت های تخصصی و دقیقی در خصوص تمامی فنون مدیریت و از جمله بازاریابی داشته باشند. همچنین ساختار صنعت کالیبراسیون که مبتنی بر حضور دولت (بخش عمومی) و بخش خصوصی در کنار یکدیگر است خود به این موضوع دامن می زند. زیرا نهادهای دولتی در استفاده از بازاریابی به عنوان ابزاری جهت توفقی در کسب اهداف بسیار عقب تر از بنگاههاو موسسات بخش خصوصی قدم بر می دارند. در واقع چنانکه کاتلر نیز اشاره می کند گرایش موسسات دولتی در استفاده از ابزار بازاربابی به همین دو دهۀ اخیر باز می گردد تنوع در محصولات صنعت کالیبراسیون و گستردگی طیف این محصولات وظیفه بازاریابان در این صنعت را دشوارتر از بسیاری کسب و کارهای دیگر نموده است. شاید این موضوع نیز در توجه دیرتر صنعت کالیبراسیون به مبحث بازاریابی نقش آفرینی کرده است. در اینجا می باید بتوان همکاری ای گسترده برای بازاریابی زیر بخشهای مختلف صنعت کالیبراسیون تامین نمود که چنین امری به واسطه تنوع پیش گفته دشوار بنظر می رسد. سرانجام اینکه باید بخاطر داشت نوسانات تقاضا و نیز آثار عوامل غیراقتصادی و … نقش بازاریابی در این صنعت را بسیار حساس و واجد اهمیت می سازد (دعائی , شیخیان, & فتحی, ۱۳۹۰)

عکس مرتبط با اقتصاد

۲-۴-۷- تحرک در کیفیت خدمات

درک روز افزون این واقعیت که بهبود کیفیت بر کسب و کار تاثیر مثبتی دارد و برای رقابت لازم است ، نگرش ها را به طور کلی تغییر داده است . تصورات دیرین درباره ی کیفیت (یا همان ستانده هایی که مدیران اجرایی تعیین می کردند .)جای خود را به ضرورت هدایت کیفیت از دید مشتری داده است که این امر خود نشان از اهمیت بازاریابی خدمات و نقش تحقیق و بررسی ذائقه ی مشتریان دارد . بسیاری از موسسات خدماتی ، برای آنکه نیاز و انتظار مشتریان خود را نسبت به هر یک از جنبه های خدمت تعیین کننند ،سعی کردند بر سرمایه گذاری تحقیقاتی خود بیفزایند تا بدین وسیله برنامه های بهبو.د کیفیت مورد نظر مشتریان را اجرا کنند و ارزیابی پیوسته و دایمی از نحوه ی رضایت آنان داشته باشند (لاولاک & رایت, ۱۳۸۹)

۲-۵-  نتیجه گیری و تشریح مدل

در واقع، مدیر بازاریابی باید به دنبال آشکار کردن پیچیدگی های شخصی خریداران، پویایی های رفتار مصرف کننده و تفاوت های فردی باشد تا بتواند بازار را در قالب آن تفاوت های فردی بخش بندی نماید. تصمیم گیری مصرف کننده باید به دقت مورد مطالعه قرار گیرد. تا مدیران بازاریابی از چگونگی بدست آمدن اطلاعات، چگونگی شکل گیری عقاید و معیار های انتخاب محصول توسط مشتریان آگاهی یابد. (Nisel, 2001)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




محصول چیزی است که برای خریداران و مصرف کنندگان آن مزایایی را در بر دارد . کالا را می توان اشیاء یا ابزارهای فیزیکی و خدمات را عمل و اجرا تعریف کرد . تحقیقات اولیه ای که درباره ی خدمات صورت گرفت ، مبتنی بر تفاوت بین کالاها و خدمات بود . این تحقیقات به ویژه بر روی چهار تفاوت عام – نامحسوس بودن ، نامتجانسی (یا تغییر پذیری )، فناپذیری برون داده و همزمانی تولید و مصرف – تاکید بیشتری داشت . گرچه هنوز هم به این ویژگی ها استناد می شود ، اما به دلیل دانشگاهی بودن و ساده انگاری بیش از حد محیط دنیای واقعی ، مورد انتقاد قرار گرفته اند . در این باره در ادامه، به نه تفاوت اساسی اشاره شده است ، این تفاوت ها کمک می کند تا وظایف مدیریت و بازاریابی خدمات از وظایف مدیریت و بازاریابی کالاهای فیزیکی تمیز داده شود . توجه به این نکته نیز لازم است که در تشخیص این تفاوت ها کلیات مطرح شده ، به طور یکسان همه ی خدمات را در بر نمی گیرد. حال به بررسی بیشتر هر یک از این تفاوت ها می پردازیم .

مشتریان مالکیت چیزی را به دست نمی آورند. شاید در واقع تفاوت اساسی بین کالا و خدمات این است که در خدمات ، بدون اینکه مشتریان مالکیت عنصری فیزیکی را به طور دائم در اختیار بگیرند ، فوایدی را از آن به دست می آورند . در بسیاری از موارد ،  فروشندگان خدمات به صورت اجاره ای فرصت استفاده از کالایی فیزیکی ، نظیر اتومبیل یا اتاقی در یک هتل را فراهم می کنند ،همچنین استفادهی کوتاه از خدمات کارگری یا کارشناسی کسانی را فراهم می کنند که توانایی ایشان از جراحی مغز و اعصاب تا دربانی هتل متفاوت است . در این مورد خود شما به عنوان خریدار از خدمات ، به خوبی می دانید اگرچه دنبال برون داده ی نهایی هستید ، اما رفتار با شما ، طی فرایند عرضه ی خدمات نیز بر رضایت شما تاثیر بسزایی دارد .

محصولات خدماتی اعمال غیر عینی اند . گرچه خدمات مربوط به نشستن بر روی صندلی هواپیما ، غذا خوردن یا تعمیر برخی از تجهیزات به عناصر عینی نیاز دارند ، ولی کار اجرای خدماتی ، خود اساسا نامشهود است . مزایای مالکیت و استفاده از هر محصول تولیدی ، از ویژگی های فیزیکی آن محصول ناشی می شود ( گرچه گاه تصویر ذهنی نام تجاری هم ممکن است ناقل مزیت هایی باشد ) . این مزایای موجود در خدمات ناشی از ماهیت اجراست . اجرایی بودن خدمات و اینکه نمی توان آنها را لمس ، بسته بندی یا حمل کرد ، برای مدیریت خدمات به نمایشی استعاری می ماند که در آن عرضه ی خدمت به مثابه ی اجرای نمایش ، کارکنان خدماتی به عنوان بازیگران نمایش و مشتریان نیز تماشاچیان آن هستند . برعکس ، مزیت اساسی مالکیت هر کالای فیزیکی ، حتی اگر مزایایی غیر عینی هم داشته باشند ، از عناصر عینی آن ناشی می شود . برای تشخیص کالا و خدمات از یکدیگر ، در روشی جالب ، صفات هردوی آنها از غالب عینی تا غالب غیر عینی روی یک مقیاس قرار داده می شود .  شکل ۲-۲۴

شکل ۲-۲۴- طیف کالا و خدمت

مشارکت بیشتر در فرایند تولید :در تولید و عرضه ی خدمات ، ترکیبی از امکانات فیزیکی با کار فکری و جسمی کارکنان لازمه ی مونتاژ و تحویل برون داده است . گاهی مشتریان برای تولید محصولی خدماتی مشارکت فعالانه دارند . این مشارکت ممکن است به صورت خدمت به خود یا به صورت همکاری با کارکنان مراکز خدماتی باشد . بدین ترتیب ، موسسات خدماتی از آموزش مشتریان و در نتیجه کارآمدتر کردن آنها ، مزایای زیادی به دست می آورند .

مردم به عنوان بخشی از محصول : در خدماتی که میزان تماس با مشتری زیاد است مشتریان نه فقط با کارکنان بلکه با سایر مشتریان نیز تماس نزدیک دارند . غالبا تفاوت بین موسسات خدماتی در کیفیت کارکنانی است که به مشتریان خدمت می کنند . به همین نحو ، نوع مشتریی که از یک موسسه خدماتی خاص طرفداری می کند به تعریف و تعیین اهمیت تجریه ی خدماتی آن موسسه کمک زیادی می کند . نتیجه اینکه ، مردم در بسیاری از خدمات به بخشی از محصول تبدیل می شوند . مدیریت این گونه رویارویی های خدماتی – به ویژه میان مشتریان و تامین کنندگان خدمات – با هدف ایجاد تجربه ای رضایت بخش ، وظیفه ای مشکل است .

تغییر پذیری بیشتر درون داده ها و برون داده های عملیاتی : حضور کارکنان و مشتریان در سامانه ی عملیاتی ، استاندارد کردن و کنترل تغییر پذیری درون داده ها و برون داده های خدماتی را دشوار می سازد . کالاهای تولیدی را می توان تحت شرایطی کنترل شده با هدف بهره وری و کیفیت ، تولید کرد؛ سپس آنها را  مدت ها قبل از دسترسی مشتریان ، از نظر انطباق با استانداردهای کیفی کنترل و ارزیابی کرد ( البته ، استفاده ی بعدی از این کالاها بسیار متفاوت است و به نیاز ومهارت مشتریان ،همچنین زمان مصرف بستگی دارد .) اما وقتی خدمات دقیقا ، در زمان مصرف تولید می شود ، مونتاژ نیز باید فوری و بی درنگ انجام گیرد که این نوع خدمات ممکن است از مشتری تا مشتری دیگر و حتی نسبت به ساعت روز فرق کند . در نتیجه ، احتمال بروز خطا و کمبود بیشتر و پنهان کردن این خطاها و کمبود ها نیز دشوارتر خواهد بود . همین عوامل ، موسسات خدماتی را برای افزایش بهره وری ، کنترل کیفی و عرضه ی محصولی با کیفیت ثابت با دشواری هایی رو به رو می سازد .

Efficiency بهره وری

البته تغییر پذیری عرضه ی خدمات را نباید به تمامی منفی انگاشت . بعضی از موسسات خدماتی امروزی کم کم به فایده ی سفارشی سازی حداقل بعضی از جنبه های عرضه ی خدمات ، طبق نیاز و انتظارات هر یک از مشتریان خود ، پی برده اند که این امر در زمینه ی خدمات درمانی بسیار ضروری است .

دشواری ارزیابی برای مشتریان: بیشتر کالاهای فیزیکی از نظر (ویژگی های بررسی ) که مشتری قبل از خرید قادر به تعیین آن است نظیر رنگ ، سبک ، شکل ، بو ، قیمت ، اندازه ، سختی و احساسی که در مشتری ایجاد می کنند رتبه ی نسبتا بالایی دارند . بر عکس ، بعضی از کالاها و خدمات به (ویژگی های آزمودنی ) نظیر مزه ، دوام ، سهولت استفاده ، آرایش و نحوه ی برخورد عرضه کننده ی خدمات ، که فقط پس از خرید یا حین مصرف مشخص می شود ، وابسته اند و سرانجام ارزیابی (ویژگی های اعتقادی ) است که حتی از مصرف نیز برای مشتریان دشوار است . جراحی و تعمیرات فنی ، که به آسانی دیده نمی شوند ، از آن جمله اند .

صورت موجودی کالا وجود ندارد : از آنجا که ماهیت خدمات در عمل یا اجراست و ماده ی به خصوصی نیست که مشتری بتواند آن را نگه دارد ، (فناپذیر ) است . البته برای تولید خدمات باید امکانات و نیروی کار آماده باشد ، اما این فقط معرف ظرفیت تولیدی است نه خود محصول . وجود ظرفیت بلااستفاده در هر موسسه ی خدماتی مانند هرز رفتن آب است . این بدان معناست که آب اگرچه جاری است ولی هرز می رود ، مگر اینکه مشتریان ( یا دارایی هایی که به خدمات نیازمندند ) برای تحویل گرفتن خدمات حضور داشته باشند . وقتی تقاضا از عرضه بیشتر می شود ، به مشتریان به دلیل نبود موجودی خدماتی ، چیزی نمی رسد و در نتیجه ناراضی می شوند . بنابر این ، یکی از وظایف اصلی بازاریان خدماتی ، دستیابی به راه و روش هایی است که میزان تقاضا را با ظرفیت عرضه هماهنگ سازند .

اهمیت زمان : عرضه ی بسیاری از انواع خدمات ، فوری و بی درنگ است . برای مدت زمان انتظار مشتریان حدودی وجود دارد ؛ همچنین برای جلوگیری از اتلاف وقت مشتریان ، خدمات باید بسیار سریع داده شود . مشتریان ، خود زمانی که خدماتی - مانند تعمیر خودرو ، تنظیم گزارش تحقیقاتی ، تمیز و مرتب کردن لباس یا تهیه ی دادخواست حقوقی – بدون انتظار کشیدن در صف و در پشت صحنه عرضه می شود ، در مورد مدت زمان آن کار تصوراتی دارند . مشتریان امروزی بیش از پیش ، نسبت به زمان حساسیت دارند . و در نتیجه عامل زمان غالبا ممکن است رکن اساسی در خدمات خوب تلقی شود .

شبکه های گوناگون توزیع : بر خلاف تولیدکنندگان ، که برای انتقال کالاخای تولیدی خود از کارخانه به سوی مشتریان به شبکه های توزیع فیزیکی نیاز دارند ، بسیاری از موسسات خدماتی برای توزیع خدمات خود یا از شبکه های الکترونیکی (رسانه های صوتی – تصویری یا انتقال الکترونیکی وجوه ) استفاده می کنند یا اینکه مرکز تولید خدمات و عامل خرده فروشی و نقطه ی مصرف را در یک مکان واحد با هم ترکیب می کنند . در حالت دوم ، موسسات خدماتی باید مسئولیت مدیریت کارکنان مرتبط با مشتریان را بر عهده بگیرند . آنها همچنین باید برای اطمینان از روان بودن عرضه ی خدمات ، بر رفتار مشتریان در مرکز تولید خدمات نظارت داشته باشند تا نگذارند در جایی که همزمان مشتریان زیادی حضور دارند رفتار یکی سبب ناراحتی سایر مشتریان بشود . (لاولاک & رایت, ۱۳۸۹)

۲-۴-۴- هفت رکن مدیریت یکپارچه ی خدمات

بازاریان معمولا هنگامی که درباره ی راهبردهای عرضه ی کالاهای تولیدی به بازار بحث می کنند به چهار رکن اساسی راهبردی اشاره می کنند ؛ این چهاررکن عبارتند از : محصول و قیمت و مکان ( یا توزیع ) و فعالیت های پیشبردی ( یا ارتباطات ) . با وجود این ماهیت خدمات ایجاب می کند که به چهار رکن فوق ارکان راهبردی دیگری نیز اضافه شود . چرا که ماهیت خدمات ، خود مستلزم جنبه هایی نظیر مشارکت مشتری در تولید و اهمیت عامل زمان نیز هست . در اینجا ، برای درک بهتر موضوع از مدل هفت پی (۷Ps) یعنی مدیریت یکپارچه ی خدمات استفاده می کنیم که نمایانگر هفت متغیر تصمیم گیری برای مدیران سازمان های خدماتی است .

استعاره ی بصری هفت پی ، طرحی از یک قایق سبک است که هفت نفر پاروزن ، در حین مسابقه ، آن را هدایت می کنند . این مسابقه حدود ۱۵۰ سال است که هر سال بر روی رودخانه تایمز (نزدیک لندن ) بین دو تیم قایق رانی آکسفورد و کمبریج برگزار می شود . امروزه مسابقاتی از این دست ، علاوه بر آنکه به یکی از ورزش های شاخص المپیک تابستانی تبدیل شده ، جزو رقابت های اصلی قایق رانی با پارو در میان بسیاری از تیم های مختلف جهان است . در این مسابقه اگر چه سرعت ، حاصل توان فیزیکی پاروزن هاست ، اما به هماهنگی و وحدت بین آنها نیز بستگی دارد . هر یک از هفت پارو زن ، برای رسیدن به حداکثر اثر بخشی ، باید هماهنگ با دیگر افراد پارو بزند و در ضمن ، مسیری را که سکان دار نشسته در عقب قایق تعیین می نماید ، دنبال کند . این یکپارچگی و تشریک مساعی برای موفقیت در تمام خدمات رقابتی ضروری است . سکان دار یا کسی که هدایت قایق را بر عهده دارد، سرعت را تعیین می کند و در خدمه ، انگیزه به وجود می اورد . او همواره بر قایق های دیگری که با قایق او در حال مسابقه هستند ، نظارت دارد . این شخص در واقع استعاره ای از مدیر است .

ارکان محصول : مدیران باید با توجه به انتظارات مشتریان و نحوه ی تامین این انتظارات در محصولات رقیب ، ویژگی های اساسی محصول ( اعم از تولیدی یا خدماتی ) و مجموعه ارکان مکمل همراه آن را انتخاب کنند .

مکان و زمان : عرضه ی ارکان محصول به مشتریان هم به تصمیم گیری درباره ی مکان عرضه و هم به زمان آن بستگی دارد و ممکن است مستلزم شبکه های توزیع فیزیکی یا الکترونیکی (یاهردو ) باشد . این موضوع به ماهیت و نوع خدماتی بستگی دارد که در حال عرضه است .

گاه موسسات خدماتی خدمات خود را بی واسطه یا با واسطه ( مثلا از طریق خرده فروشی ها که مالکیت آنها را شرکت های دیگر عهده دار هستند ) عرضه می کنند . این مجاری ، وجه یا درصدی از قیمت فروش را دریافت می کنند تا وظایف خاصی را در زمینه ی فروش ، انجام خدمات و تماس با مشتری انجام دهند .

فرایند : ایجاد و عرضه ی ارکان محصول به مشتریان به طراحی و اجرای فرایند های موثر نیاز دارد . فرایند روش و ترتیب کار سامانه های عملیاتی خدمات است . طراحی بد فرایندها و عوامل نظیر کندی ، دیوان سالاری و تحویل ناموثر خدمات ، ناراحتی و عصبانیت مشتریان را در پی دارد . به همین ترتیب ، فرایند های ضعیف نیز اجرا را برای کارکنان صف دشوار می سازند ، به طوری که نتیجه ی آن کاهش بهره وری و احتمال افزایش خطا در عرصه ی خدمات است .

کیفیت : بهره وری و کیفیت که غالبا جداگانه بررسی می شوند دو روی یک سکه هستند . هیچ موسسه ی خدماتی نمی تواند هر یک از این دو رکن را جداگانه بررسی کند . افزایش بهره وری برای پایین نگه داشتن هزینه ها لازم است ، اما مدیران باید به کاهش سطح خدمات ، که مشتریان (و گاه کارکنان ) را آزده خاطر می کند ،نیز توجه داشته باشند . کیفیت خدمات ، از نظر مشتریان ، برای تمایز محصولی از سایر محصولات و در نتیجه حفظ وفاداری مشتریان لازم است . البته ممکن است سرمایه گذاری برای بهبود بخشیدن به کیفیت بدون توجه به تعادل میان هزینه ها و در آمدها ، سودآوری موسسه را با خطر مواجه سازد .

مردم : بسیاری از خدمات (نظیر رفتن به آرایشگاه یا صرف غذا در رستوران ) به رفتار متقابل و رو در روی بین مشتریان و کارکنان یک موسسه خدماتی بستگی دارد . نوع این رفتار رو در رو به شذت بر برداشتهای ذهنی مشتری از کیفیت خدمات آنها قضاوت می کنند . موسسات موفق خدماتی بخش اعظم تلاش های خود را به استخدام و آموزش و ایجاد انگیزه در کارکنان به ویزه کارکنانی که با مشتریان در تماس مستقیم هستند ، اختصاص می دهند .

فعالیت های پیش بردی و آموزشی : هیچ طرح بازاریابی بدون برنامه ی موثر ارتباطی که حاوی فعالیت های پیشبردی و آموزشی باشد ، موفق نیست . این رکن ، سه وظیفه ی اساسی بر عهده دارد که عبارت اند از : تهیه اطلاعات و توصیه های لازم ، متقاعد کردن مشتریان هدف نسبت به مزایای محصول و ترغیب مشتریان به اقدام در مقطع زمانی خاص . در بازاریابی خدمات ، بخش اعظم ارتباطات ، به ویژه برای مشتریان جدید ، ماهیت آموزشی دارد . گاه شرکت ها ممکن است به آموزش مشتریان درباره ی مزیت های خدمات و اینکه کجا و چه وقت می توانند آن را تهیه کنند ، همچنین نحوه ی مشارکت در فرایند خدمات ، نیاز پیدا کنند . فروشندگان یا مدرسان و یا رسانه هایی همچون تلویزیون ، رادیو، روزنامه ، مجله ، تابلوهای بین راهی ، بروشور و وب سایت می توانند این گونه ارتباطات را بر قرار کنند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




به دلیل تنوع خدمات، تعریف آن ها همواره کار دشواری بوده است . آنچه این امور را پیچیده تر  می کند این واقعیت است که به دلیل نامحسوس بودن اکثر داده ها و ستاده ها، غالباً درک و تشخیص راه های انجام و عرضه خدمات آسان نیست. تعاریف گوناگونی در منابع مختلف از خدمت به چشم می خورد که برای نمونه می توان به تعریف ارائه شده از سوی فیلیپ کاتلر در کتاب اصول بازاریابی اشاره کرد: خدمت فعالیت یا منفعتی یا نا محسوس و لمس نشدنی است که یک طرف به طرف دیگر عرضه می کند و مالکیت چیزی را به دنبال ندارد (کاتلر & آرمسترانگ, اصول بازاریابی, ۱۳۸۹) تولید خدمت ممکن است به کالای فیزیکی وابسته باشد یا نباشد. مانند اجاره اتاق در هتل، سپردن پول به بانک و مسافرت با هواپیما که همه نیازمند خرید خدمت هستند. ( ابراهیمی, جمشیدنژاد, & کیگان, ۱۳۸۳)

(لاولاک & رایت, ۱۳۸۹)از دو دید خدمات را تعریف کرده اند:

    1. خدمت کار و عملی است که به وسیله یک طرف به طرف مقابل عرضه می شود. اگرچه ممکن است این روند با یک محصول فیزیکی در ارتباط تنگاتنگ باشد، اما این عمل لزوماً نامحسوس است و معمولاً به مالکیت هیچ یک از عوامل تولید منجر نمی گردد.
    2. خدمات نوعی فعالیت اقتصادی است که با پیامد ایجاد تغییر مورد نظر در دریافت کننده ی خدمت در مکان ها و زمان های خاص برای مشتریان ایجاد ارزش می کند و منافعی را مهیا می نماید.

عکس مرتبط با اقتصاد

از دید زیثامل خدمات عبارت از: رفتارها، فرایند ها، و عملکردها.

فیتزسیمونز است بیان می کند که یک خدمت ، فعالیت یا مجموعه ای است از فعالیت های کم و بیش ناملموس که معمولاً و نه لزوماً در مبادله گر بین مشتری و کارکنان خدمات و یا منابع فیزیکی یا کالا و سیستم های عرضه کننده خدمات صورت می گیرد و به عنوان راه حل هایی برای مشکلات مشتری ارائه می شود.

تنوع و اهمیت فعالیت های خدماتی در دنیای امروز سبب شده است نگرش و مفهوم جدیدی برای خدمت مورد نظر قرار گیرد. بر اساس این نگرش، خدمت به مشتریان در بردارنده ی تمام اموری است که شرکت به منظور جلب رضایت مشتری وکمک به آنان برای دریافت بیشترین ارزش از محصولات و یا خدماتی که خریداری کرده اند انجام می دهد. بیشتر نویسندگان و مولفان معتقدند که بخش خدمات شامل کلیه فعالیت هایی می شود و ارزش افزوده را به شکل های مختلف که برای اولین خریدار لزوماً ملموس می باشند، خلق می کند. وجه مشترک تعاریف فوق، ناملموس بودن و مصرف آنی خدمات است. (دعائی , شیخیان, & فتحی, ۱۳۹۰)

۲-۴-۲-  ویژگی کالاهای خدماتی

با توجه به گستردگی فعالیت های خدماتی در بیشتر مجموعه های محصولات سازمان ها، شکل ۲-۲۳ این طیف گسترده را نمایش می دهد. در یک انتها (نقطه ی الف) فقط کالاهای کاملاً محسوسی ارائه می شود که هیچ گونه خدمتی همراه آن ها نیست (مثل کالاهای مصرفی مانند نمک). در نقطه ی ب کالاهایی ارائه می شود که قسمت بزرگی از آن ها محسوس است و تا حدی با بعضی خدمات همراه هستند(مثل ماشین لباسشویی که همراه آن خدمات نصب رایگان و تعمیر و نگهداری رایگان به مدت سه سال ارائه می شود). در نقطه ی ج کالاهایی عرضه می شود که میزان ملموس و ناملموس بودن آن ها یکسان است(مثل رستوران های کاملاً خدماتی). از نقطه ی ج به بالا خدمات بخش عمده ای از عرضه را تشکیل می دهند(مثل حسابداری سالیانه شرکت توسط حسابرسان خارجی). و در نقطه ی د محصول کاملاً خدماتی است.

حسابداری

شکل ۲-۲۳- دامنه فعالیت های خدماتی

ویژگی ناملموس بودن خدمات به این معناست که برخلاف محصولات، خدمات را قبل از خرید نمی توان دید، مزه کرد، بوئید، شنید و یا حس کرد. یه منظور کاهش عدم اطمینان مشتریان، بازاریاب ها مکرراً شواهد ملموس را در کیفیت خدمات می گنجانند. تعدادی ازمکانیزم های متعدد موجود برای اینکه سازمان ها بتوانند خدمات را ملموس کنند عبارتند از:

مکان: محل فیزیکی که خدمت در ان عرضه می شود(مثل صنعت هواپیمایی بریتانیا که در سال ۶۰،۱۹۹۷میلیارد پوند را صرف مرمت داخلی و خارجی ناوگان هوایی خود کرد تا اینکه جایگاه خود را به عنوان هواپیمایی مطلوب جهان تحکیم بخشد).

افراد: آنهایی که در رویارویی سازمان/ مشتریان فعالیت می کنند(مثل کارکنانی آگاه و خوب آموزش دیده در شرکت های اجاره دهنده ماشین که هنگام ورود مشتریان با آن ها روبرو می شوند).

تجهیزات: وسایل و ابزارهای استاندارد مورد نیاز برای کمک سریع و موثر در فرایند ارائه خدمات(مثل سیستم های آنلاین مدیریت مشتریان از طریق کارکنان فروش تلفنی در عملیات لباس های سفارشی).

سیستم های ارتباطی: عبارت است از ترکیبی از تنوع جریان های موجود در کانال و مواد مرتبط که به طور موثری موفقیت بازار مطلوب سازمان را به عنوان ارائه دهنده ی خدمت ارتقا می دهند(جزوه هایی که توسط شرکت های حسابداری چند ملیتی تهیه شده اند که شرکای خود و محدوده ی خدمات مشتریان موجود را برنامه ریزی کنند).

تفکیک ناپذیری که دومین ویژگی خدمات است بدین معناست که بسیاری از خدمات همزمان تولید و مصرف می شوند. تولید و مصرف آنی خدمات نشان می دهد که برای بسیاری ازخروجی های خدمات ارائه دهنده ومصرف کننده باید بتواند با هم تعامل برقرار کنند. بنابراین به عنوان مثال در صورتی که سازمان نیازمند توصیه های فوری در مورد رویکردهای مدعی مسئولیت محصول باشد و یک شرکت قانونی کوچک و شریکی با دانش تخصصی مناسب در دسترسی نباشد، در این صورت مشتریان بالقوه ممکن است از دست بروند و رویه دیگری را انتخاب کنند که می تواند رهنمود های فوری را ارائه دهد.

تغییر پذیری سومین ویژگی خدمات است که باعث تغییر نیازهای مشتریان و توانایی های کارکنان در سازمان ارائه دهنده خدمت می شود. به عنوان مثال بیشتر مشتریانی که وارد بانک می شوند در جستجوی اطلاعاتی هستند که ممکن است فقط برای افتتاح یک حساب پس انداز یاجاری مورد نیاز باشد. هم چنین تعداد کمی از مشتریان ممکن است نیازمند رهنمودهایی برای مبادلات پیچیده ی پولی از جمله تصمیمات مرتبط با ابزارهای پیشرفته شرمایه گذاری باشند. لذا برای مدیریت این نوع از تغییر پذیری ها، کارکنان خط اول بانک باید در موارد زیر آموزش ببینند:

-مدیریت موثر پرسش های ساده

- اطمینان یافتن از اینکه چگونه مشتریان دارای نیازهای خدماتی پیچیده تر، به راحتی برای سرمایه گذاری در سازمان شرایط لازم را به دست می آورند.

برخلاف کالاهای ساخته شده که می توانند تولید شوند و برای استفاده بعدی ذخیره شوند، چهارمین ویژگی خدمات این است که خیلی فسادپذیر هستند. به عنوان مثال به فروش نرفتن بعضی از صندلی های هواپیماهای مسافرتی بدین معناست که قسمتی از درآمد کلی برای همیشه ازدست رفته است. ساسر(۱۹۶۷) چندین استراتژی را برای حل مشکل فناپذیری خدمات ارائه داده است . این استراتژی ها شامل اقداماتی است هستند که عرضه و تقاضا را با هم جفت و جور می کنند. این استراتژی ها عبارتند از:

قیمت گذاری متفاوت:با بهره گرفتن از این استراتژی می توان تقاضا را هنگامی که شدت آن زیاد است به دوره ای مه تقاضای چندانی وجود ندارد انتقال داد(مثل کوکتل فروشی ها قبل از عصر در ساعت تخفیف به ازای خرید یک کوکتل، یک کوکتل مجانی به خریدار می دهند).

ارائه خدمات جایگزین: از این استراتژی برای تغییر دادن نیازهای مشتریان در دوره های اوج تقاضا استفاده می شود(مثلاً بانک ها باجه های پرداخت را در زمان نهار باز می کنند، بنابراین دیگر مشتریان مجبور نیستند زمانی که کارمند مشغول چک کردن حجم زیادی ازواریزهای نقدی شرکت های محلی هستند، منتظر بمانند).

تغییر خدمات: این استراتژی برای اطمینان یافتن از اینکه در طی دوره ی اوج تقاضا، نیازهای خریداران اصلی اولویت بندی می شوند مورد استفاده قرار می گیرد.

سیستم مدیریت تقاضا: این سیستم باعث می شودکه ارائه دهندگان خدمات ظرفیت های موجود را به سرعت شناسایی نمایند و راهحل های جایگزین را ارائه دهند(مثلاً گروه هتل های آنلاین دارای سیستم رزرواسیون جهانی هستند که به سرعت در صورتی که ظرفیت هتلی پرشده باشد آن را تشخیص می دهند و فوراً مکان جایگزین نزدیک به آن هتل را پیشنهاد می دهد.

گسترش ظرفیت موقت:با بهره گرفتن از این استراتژی، ارائه دهنده خدمت می تواند توان خود را برای پاسخ گویی به نیازهای مشتریان در زمان اوج تقاضا افزایش دهد(مثلاٌ پارک های تفریحی در فصول تعطیلات، کارکنان موقت را استخدام می کنند).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




هر مدیر بازاریابی چهار نوع گسترده از شیوه های ترویج را در اختیار دارد که شامل آگهی یا تبلیغ، فروش حضوری، پیشبرد فروش، و روابط عمومی و اشتهار هستند. اینک به اختصار هر یک از این موارد را مورد بررسی قرار می دهیم.

تبلیغ آگهی[۱]: شامل معرفی و ترویج غیرحضوری یک ایده، کالا، ویا خدمات از طریق رسانه هایی مثل رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجلات، پوسترها، تابلوهای اعلانات، اینترنت، پیام هایی کوتاه مخابراتی و پست است که هزینه آن از طریق یک بانی مشخص پرداخت می شود.

فروش حضوری[۲]: معرفی حضوری یا شفاهی یک کالا یا خدمات می باشد که از طریق گفتگو با یک یا چند خریدار بالقوه به منظور فروش انجام می شود.

روابط عمومی و اشتهار[۳]: تحریک غیرحضوری تقاضا برای کالا، خدمات، و یا یک سازمان است که از طریق طرح خبرهای جالب توجه در رسانه های چاپی، رادیو و یا تلویزیون ایجاد می گردد. برخلاف تبلیغ هزینه این نوع ترویج توسط بانی مشخصی، مثلاً خود شرکت پرداخت نمی گردد.

پیشبرد فروش[۴]: شامل فعالیت های ترویجی به غیر از فروش حضوری، تبلیغ، روابط عمومی و اشتهار است و مشتری را به خرید، و واسطه ها را به اثربخش بودن تحریک می نماید. اقداماتی از قبیل برنامه های نمایشی، عرض محصول در نمایشگاه ها، نمایش محصول در ویترین، ارائه کالا برگ، برگزاری مسابقات، و دیگر تلاشهای فروش که غیر تکراری هستند، فعالیت پیشبرد فروش بوده و معمولاً کوتاه مدت محسوب می شوند. مدیران بازاریابی از ترکیبی از چهار مورد بالا برای انتقال پیام خود به بازارهای مورد نظر استفاده می کنند. این ترکیب را آمیخته ترویج می نامند. آمیخته ترویج متناسب با نیازهای بازار مورد نظر طراحی می شود و متاثر از منابع سازمان است. هر آمیخته بازاریابی ضرورتاً از تمام موجود بهره گیری نمی نمایند. برای مثال در حالی که یک هتل کوچک ممکن است به دلیل محدودیت بودجه از روش فروش اینترنتی استفاده نماید. یک بنگاه تورگردان ترکیبی بسیار متنوع تر از ابزارهای ترویجی را بکار می گیرد. اثر بخشی ترویجی باید بر مبنای اهداف تدوین شده، تعیین گردد. در برخی موارد اهداف ترویج آگاه کردن از بازار از محصول است اما به غلط اثر بخشی ترویج براساس میزان افزایش فروش اندازه گیری می شود. ضمناً اهداف طراحی شده برای عناصر ترویج باید مکمل یکدیگر باشند. اهداف دیگری نیز درمورد برنامه های ترویج مورد توجه قرار می گیرد که اینک به برخی از آنها اشاره می شود.

جابجایی منحنی تقاضا: همانگونه که در آغاز این فصل اشاره شد بعضی شرکتها تمایل کمتری برای رقابت قیمتی دارند و سعی می کنند تا با بهره گرفتن از سایر عناصر آمیخته بازاریابی به رقابت بپردازند. در اینگونه موارد ترویج میتواند تصویر متمایز شده ای محصول برای شرکت ایجاد نماید. هدف ترویج جابه جایی منجنی تقاضا به یکی از شکلهای زیر است؛

الف- انتقال منحنی تقاضا به صورت افقی، بدین معنی که محصولات بیشتری بدون تغییر قیمت فروخته شود.

ب- انتقال منحنی تقاضا به صورت عمودی، به طوری که کشش تقاضا متناسب با تغییرات قیمت به طور مطلوبی تنظیم گردد.

حمایت از واسطه ها و فروشندگان: هر چند اهداف ترویج در رابطه با مصرف کننده روشن و واضح می باشد، اما این اهداف در رابطه با واسطه ها بدرستی درک نشده است. در این زمینه، هدف جذب مشتری بالقوه به سوی فروشگاه های محصول و همچنین برانگیختن واسطه ها و فروشندگان برای فروش بیشتر محصول است. برای مثال موسسات در تبلیغات خود نام نمایندگی های فروش را مطرح می کنند.

ترویج وجهۀ شرکت: بعضی از برنامه های ترویجی صرفاً به منظور افزایش فروش محصول نیست، بلکه درصد بهبود وجهه شرکت درمیان مشتریان می باشد. ترویج وجهه شرکت به شکلهای مختلف، به سودآوری بیشتر منجر می گردد.

الف- جلب اعتماد واسطه ها به شرکت و محصولات آن.

ب- آماده کردن اذهان عمومی جهت تفکری مناسب در مورد شرکت و افزایش فرصت های بلند مدت فروش.

ج- ایجاد اعتماد نیز بنگاه های اعتباری به منظور دسترسی به وجده کوتاه و بلند مدت.

۲-۳-۵-۴-۲- راهبردهای ترویج

برای تحقق اهداف برنامه ترویج، دو راهبرد کلی وجود دارد. این دو یکی راهبرد جذب[۵] ودیگری راهبرد فشار[۶] هستند. استفاده از هر یک راهبردهای فوق به عوامل مختلفی بستگی دارد. با اتحاذ راهبرد فشار اهداف توزیع و فروش بوسیله تاکید تلاشهای ترویجی بر اجزاء کانال توزیع تحقیق می یابد. یک تولید کننده، محصول خود را برای نزدیکترین عنصر در کانال توزیع (شاید یک عمده فروش) ترویج کرده و عمده فروش نیز تلاش در بین مصرف کنندگان را بر روی خرده فروش متمرکز می نمایند. سپس خرده فروش در بین مصرف کنندگان بالقوه به امرترویج می پردازد. این راهبرد تاکید زیادی بر استفاده از فروش حضوری دارد. در حالی که ممکن است از ابزارهای دیگر ترویج از جمله آگهی هاف پیشبرد فروش (مثل نمایش های سرگرمی و مسابقات) برای تشویق دیگر اجزاء در سطوح بعدی کانال توزیع استفاده شود، اما بیشترین سرمایه گذاری بر فروش حضوری استوار است. این راهبرد در مورد محصولاتی که تولیدکنندگانشان از شهرت خوبی برخورداند کار آمد است در این راهبرد ممکن است تولیدکننده امتیازهایی برای عمده فروش قائل شود و عمده فروش نیز امتیازهایی برای خرده فروش قائل می شود. به این ترتیب است که یک هتل یا خط هوایی حاضر است کمیسیون بیشتری به دفاتر خدمات مسافرتی بپردازد تا محصول ایشان را در اولویت عرضه به مشتری قرار دهند. اما در مورد یک کالای جدید شاید راهبرد جذب اثر بخشی بیشتری داشته باشد. تلاش راهبرد جذب بر مصرف کننده نهایی متمرکز است. در این راهبرد با توجه به کثرت تعداد مصرف کنندگان نهایی استفاده از آگهی از طریق رسانه های جمعی به منظور آگاه کردن و علاقمند ساختن بازار مدنظر قرار می گیرد. بدین ترتیب مشتری علاقمند، شروع به جستجو برای محصول می کند و عرضه کنندگان نیز از طریق کانال تزویع، محصول را از عرضه کننده اصلی تهیه می نمایند. بنابراین در راستای این استراتژی بنگاه مشتری را هدف برنامه تبلیغاتی خود قرار می دهد. مثل اینکه یک پارک مصنوعی آبی بطور مرتب برنامه ای تبلیغاتی را در ایام تعطیلات تابستان قبل و حین پخش برنامه کودک از تلویزیون پخش نماید. این نکته حائز اهمیت فراوان است که این دو راهبرد در دو انتهای یک طیف قرار دارند یعنی هر بازاریاباب می تواند ترکیب مختلفی از این دو راهبرد را مورد استفاده قرار دهد. همانگونه که اشاره شد تصمیم در مورد استفاده از هر یک از این راهبرد به عواملی از جمله شهرت و اعتبار تولید کننده، روابط با دیگر اعضاء در کانال توزیع، منابع و امکانات تولیدکننده، خصوصیات بازار هدف، و خصوصیات محصول بستگی دارد. (رنجبریان & زاهدی, ۱۳۸۹)

۲-۳-۶- ترکیب آمیخته بازاریابی

اگرچه قیمت خود یکی از عناصر آمیخته بازاریابی به حساب می آید، اما از آنجا که برحسب منطق می باید هماهنگی وتناسبی میان اجزاء آمیخته بازاریابی وجود داشته باشد بنابراین تعیین قیمت خود تحت تاثیر سایر عناصر آمیخته قرار می گیرد.

عنصر مکان از دو زاویۀ مهم می تواند با مسئله مرتبط گردد، نخست از طریق موضوع توزیع محصول، زیرا مکان در واقع به نوعی بیانگر شیوۀ دسترسی مشتری به محصول است. از این منظر این که بنگاه گردشگری مدنظر شما، یک خط هوایی یا یک مجموعه هنلهای زنجیره ای، به چه ترتیب محصول خود را بازار رسانی می کند بر قمیت عرضه او موثر است. عرضه از طریق اینترنت، فروش عمده به تورگردانان ویا فروش حضوری هر کدام اقتضای قیمت گذاری متفاوتی را دارند. حتی اینکه بلیط خط هوایی  مورد نظر یا اتاق هتل در چه تاریخی و چه مقدار قبل از سفر رزرو شده است هم اینجا بر نحوۀ قیمت گذاری موثر خواهد بود.

 تصویر درباره گردشگری

در چنین شرایطی اگرچه ممکن است قیمت پرداختی مصرف کننده در همه وضعیت ها یکی باشد، ولی حاشیۀ سودی که بنگاه کسب می کند متفاوت خواهد بود. البته متعارف است که به عنوان مثال قیمت های فروش اینترنتی با تخفیف هایی برای مشتریان همراه است ویا خرید در موعدی زودتر نیز با کسر قیمت برای مشتری همراه است. مسئله مکان از منظر دوم به موضوع محل استقرار بنگاه باز می گردد. البته روشن است که این مطلب در خصوص موسساتی نظیر هتل ها و رستوران ها بیشتر مصداق می یابد. استقرار در مراکز عمده شهری درنزدیکی مراکز خرید، جاذبه های تاریخی و نظیر آن با توجه به حجم تقاضای بالاتر سبب می شود که به طور متعارف قیمت عرضه تا حدودی متفاوت از محل هایی باشد که دور افتاده تر و با فاصله از چنین موقعیت هایی قرار دارند. به عنوان مثال در مورد هتلها فارغ از نظام قیمت گذاری دولتی که در کشور ما حاکم است در اغلب مقاصد گردشگری جهان، محل استقرار هنلها بر قیمتی که بر اتاق می نهند موثر است  هتل هایی با درجه (با تعداد ستاره) یکسان با توجه به محل استقرار به طور معمول قیمت های متفاوتی از مشتری مطالبه می کنند و از اسباب تمایز محل استقرار استفاده می نمایند.

محصول شاید مهمترین عاملی در آمیخته بازاریابی باشد که بر قمیت تاثیر می گذارد. کیفیت، مواد اولیه و خدمات عرضه شده محصولات مختلف سبب می شود که ارزش های متمایزی برای مشتری ایجاد شده و در نتیجه بتوان قیمتهای متفاوتی را از مشتریان دریافت داشت. تفاوت در درجه یا تعداد ستارۀ هتلها بیانگر تفاوت در ارزشی است که محصول آنها برای مشتری ایجاد می کند و بنابراین توجیه کنندۀ بخش قابل ملاحظه ای از تفاوت های قیمتی است. روشن است که هزینه اقامت در یک هتل۲ ستاره از قیمت در یک هتل پنج ستاره  لوکس متفاوت است. زیرا آنها محصولی متفاوت را عرضه می دارند. به همین ترتیب است که یک خط هوایی در پرواز تهران- پاریس قیمت متفاوتی بابت صندلی های اکونومی و فرست کلاس از مشتریان مطالبه می کند و کسی بر این تفاوت قیمت خرده نمی گیرد زیرا بیانگر تفاوت کیفیت در محصول عرضه شده است. عنصر ترویج هم بر قمیت محصول تاثیر گذار است. در امر ترویج انتخاب روش و ابزار تبلیغات بر هزینه های این فرایند و بنابراین بر قیمتی که برای محصول تعیین می شود تاثیر می گذارد. از منظری دیگر قیمت بالاتر و حاشیه سود بیشتر برای یک محصول خود به معنی منابع مالی بیشتر برای امر ترویج است. اینکه شما کدام ابزار ترویجی؛ فروش حضوری، روابط عمومی، تبلیغات رسانه ای و یا پیشبرد فروش را در استراتژی بازاریابی خود و با چه ترکیب برگزیده باشید، مصارف و هزینه ها و بنابراین قیمت عرضۀ محصول شما را تحت تاثیر قرار می دهد. رستورانی که تبلیغات گسترده تلویزیونی را به عنوان روش ترویجی خود برگزیده، هزینه ها و بنابراین قیمتی متفاوت از رستورانی دارد که تبلیغات محدود روزنامه ای یا ابزارهای محدود پیشبرد فروش نظیر کوپن های تخفیف را مد نظر قرار می دهد. در خصوص عناصر خاص خدمات در آمیخته  بازاریابی نیز تاثیرپذیری قیمت را می توان از این عناصر مشاهده نمود. به عنوان مثال دربارۀ عنصر مردم اگر به طور خاص مشتریان رستوران را مدنظر قرار دهیم، به روشنی در می یابیم که رابطه ای میان سطح قیمت محصول و طبقه مشتریان رستوران برقرار است. منظور آن نیست که مثلاً رستورانی ارزان قیمت، مشتریانی با سطح درآمد پایین یا گروه سنی جوانان را به خود جلب می کند، بلکه ضمن درستی این مطلب، مناظر آن است که رستورانی با انتخاب بازار مشتریان با سطح در آمد بالا، علی الاصول قیمت محصول خود را بالاتر از یک رستوران معمولی تعیین می کند. در خصوص عنصر فرایند نیز رابطه روشنی میان تدارک و عرضه محصول و سطح قیمت آن قابل تشخیص است. چنانچه به عنوان مثال شیوۀ تولید انبوه و استانداردسازی خدمات در یک رستوران غذای سریع متفاوت از رستورانی مجلل بوده و بنابراین سطح قیمت محصول حداقل به دلیل عناصر نظیر فرایند تولید متفاوت است.

جنبه های ظاهری بنگاه نیز بر تعیین قیمت موثر است. نما، ظاهر و مبلمان هتل به نوعی در درجه بندی و بنابراین قیمت گذاری آنها موثر خواهد بود. یک رستوران مجلل نیز در مقام مقایسه با رستورانی معمولی، جنبه های ظاهری کاملاً متفاوتی دارد که به نوعی توجیه کنندۀ تفاوت قیمت محصول آنها است. (رنجبریان & زاهدی, ۱۳۸۹)

 

۲-۴ مفهوم خدمات

بخش  خدمات در بسیاری از کشورهای در حال توسعه سهم بزرگی در تولید ناخالص داخلی دارد. تعداد زیادی از افراد در این بخش مشغول به کار هستند. اهمیت روز افزون صنایع خدماتی باعث شده است تحقیقات زیادی در مورد چگونگی تغییر و تعدیل فرآیندهای بازاریابی برای مناسب سازی شرایط خاصی که سازمان های خدماتی با آن روبرو می شوند انجام گیرد. ثابت شده است که در موارد خاصی می توان از فلسفه های بازاریابی تجاری و سنتی در شرکت های بخش خدماتی استفاده کرد . یکی از موانع در این رابطه ویژگی های منحصر به فرد شرکت های خدماتی است که از آن جمله می توان به موارد : ناملموس بودن ، تولید و مصرف همزمان، نیازهای متنوع مشتریان و خروجی های اغلب ناپایدار (فساد پذیر) اشاره نمود . هم چنین در بیشتر موارد تمام کارکنان درگیر فعالیت هایی هستند که مستقیماً بر رضایت مندی مشتریان تاثیر می گذارند. بنابراین این سناریو نشان میدهد که فلسفه بازاریابی سه جانبه (بازار یابی خارجی، تعاملی و درونی) ضروری به نظر می رسد. به دلیل اینکه کیفیت خدمات تاثیر مهمی بر رضایت مندی مشتریان دارد، بنابراین لازم است شکاف های عملکردی را به دقت شناسایی نمایم. مباحث زیادی در مورد ساختارهای سازمانی مناسب برای سازمان های خدماتی وجود دارد. بعضی از افراد ساختارهای بسیار مکانیکی را مطلوب سازمان های خدماتی می دانند و عده ای دیگر نیز سازمان های بسیار ارگانیک و کارکنان توانمند را مناسب چنین سازمان هایی می دانند. ماهیت پویای محیط های خدماتی باعث شکل گیری ساختارهای سازمانی گسترده و جدید شده است که با بهره گرفتن از فن آوری کامپیوتر به هم وصل شده اند.

یکی از ویژگی های اقتصادی کشورهای غربی قرن ۲۱ این است که صنایع خدماتی به عنوان بخشی از تولید ناخالص ملی و منبعی برای اشتغال، روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کند.

عکس مرتبط با اقتصاد

عوامل مختلفی باعث رشد بخش اقتصاد شده اند. در بازارهای مصرفی فراوانی بیش از حد ثروت باعث شده است که افراد توان مالی برای تعطیلات گرانتر و شرکت در فعالیت های رفاهی داشته باشد.آن ها هم چنین همراه با شرکت های بخش صنعتی محصولاتی را می خرند که از لحاظ فن آوری کاملاً جدید صنعتی شده اند که در آن وجود خدمات پشتیبانی با فن آوری بالا در نواحی از قبیل طراحی و نصب ماشین آلات و آموزش ضروری به نظر می رسد.

با افزایش رقابت در بازارهای خدماتی، بسیاری از سازمان ها اقدام به استخدام مدیرانی عملگرا از شرکت های تولیدکننده کالاهای پرمصرف نمودند. این افراد کارفرمایان جدید خود را ترغیب می کنند که از گرایش های سنتی و عملگرایی به گرایش بازاریابی تغییر جهت دهند. این قضیه باعث شد که هزینه های زیادی صرف فعالیت های بازاریابی گسترده شود (مثلاً بازارهای شعبه ای دنیای غرب در سال های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ سرمایه گذاری گسترده ای را درشرکت های تلویزیونی و تبلیغات فروش انجام دادند تا اینکه مشتریان جدیدی جذب کنند و یا اینکه مشتریان موجود را ترغیب کنند که خدمات بیشتری خریداری کنند). در بعضی موارد رویکردهای ناب گرایی کالاهای پرمصرف خیلی موفقیت آمیز بوده است، در حالی که در موارد دیگر بخش خدمات چندان موفق نبوده است.

شکست و موفقیت در بخش خدمات باعث شد که متخصصان دانشگاهی و افراد مشغول به کار، تئوری بازاریابی را مجدداً بررسی کنند. در نتیجه به طور گسترده ای پذیرفته شد که بازاریابی خدمات احتمالاً نیازمند محدوده ی کاملاً جدیدی در پارادایم های تئوریکی و اصول عملیاتی سازمانی می باشد. بنابراین بسیاری از نویسندگان در این حوزه ابتدا بر بازاریابی نابگرایی خدمات در بخش های تولیدی، و شرکت هایی با مزیت های رقابتی را نه از طریق فراهم کردن محصولات ملموس، بلکه با افزایش در سبد خدمات ارزش افزوده برای خود ایجاد کرده اند.

بخش خدمات در اقتصاد امروزی به طور فزاینده ای دارای نقش با اهمیت تری می شوند. درایالات متحده آمریکا، بیش از ۷۰ درصدی نیروی کار در بخش خدمات مشغول به فعالیت هستند. میزان استفاده از خدمات و اشتغال به کارهای خدماتی در همه جوامع روبه افزایش است. هرچه امور تجارت و فعالیت های مرتبط با آن پیچیده تر، تخصصی تر و رقابتی تر باشند، امور خدماتی رشد بیشتری می یابند. (ونوس, ۱۳۸۳)  در سال های اخیر رشد فزآینده خدمات به صورت یکی از روند های اصلی در دنیای تجارت در آمده است، به طوری که سازمان های خدماتی بیش از ۷۴ درصد تولید ناخالص داخلی را به وجود آورده اند.  (کاتلر & آرمسترانگ, اصول بازاریابی, ۱۳۸۹)

با توجه به اینکه نظام اقتصاد جهانی سازمان های خدماتی دارای رشد بیشتری هستند و بیش از یک چهارم ارزش تجارت بین الملل را تشکیل می دهد، با افزایش رقابت در محیط خدمات، شرکت ها تلاش می کنند با ارائه خدمات با کیفیت، موقعیت و سهم بازار خود را حفظ نمایند.

[۱] -Advertising

[۲] - Personal Selling

[۳] - Publicity/ Public Relations

[۴] - Sales Promotion

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ب.ظ ]




شرکت خریدار در این زمان درصدد یافتن شرکت عرضه کننده برمی آید و می کوشد بهترین فروشندگان را پیدا کند. شرکت می تواند بهترین فهرست کوچکی از شرکتهای عرضه کننده را که واجد شرایط لازم هستند، تهیه کند، که این کار از طریق مراجعه به دفتر راهنمای تجاری، پایانه های رایانه ای یا از طریق تماس تلفنی با سایر شرکتها میسر می گردد. اگر شرکت درصدد نخستین خرید است یا نوع کالای موردنظر بسیار پیچیده باشد، باید وقت بیشتری صرف یافتن عرضه کنندگان کند. شرکتهای عرضه کننده نیز باید بکوشند تا نامشان در دفاتر راهنمای تجاری ثبت شود و در بازار شهرت خوبی کسب کنند. فروشنده باید گوش به زنگ اقدامات شرکتهای خریدار باشد و بکوشد شرکتی را که او نمایندگی اش دارد، مورد توجه آنان قرار گیرد.

۲-۳-۴-۵-۵- بررسی پیشنهادها

در مرحله بررسی پیشنهادها شرکت خریدار از عرضه کنندگان واجد شرایط می خواهد پیشنهادهای خود را ارائه کنند. بعضی از شرکتهای فروشنده (عرضه کننده کالا) ممکن است در پاسخ، فهرست بهای اقلام (کاتالوگ) و یا یک فروشنده به شرکت بفرستند. ولی اگر کالای مورد نظر گران یا بسیار پیشرفته باشد خریدار می خواهد که شرکتها پیشنهاد کتبی با شرح تفصیلی و نامه ی رسمی ارائه کنند و یا در جلسه ای رسمی حضور بهم رسانند.

بازاریابهای تجاری باید، از نظر دادن پیشنهاد، شیوه نگارش و ارائه آن به خریدار، از مهارت بالایی برخوردار باشند. پیشنهادها باید دارای اسناد بازاریابی باشد و نه اسناد فنی. ارائه پیشنهادها باید به گونه ای باشد که شرکت را برنده نماید.

۲-۳-۴-۵-۶- انتخاب عرضه کننده

محصولات یا خدمات با کیفیت بالا، تحویل بهنگام، رفتار شرکت از نظر رعایت اصول اخلاقی، صداقت در ارتباطات و قیمت های رقابتی سایر عوامل مهمی که می توانستند براین رابطه اثر بگذارند عبارت بودند از: توانایی شرکت در ارائه خدمات مربوطه، توصیه های فنی، محل جغرافیای، تاریخچه و شهرت شرکت. اعضای مرکز خرید با توجه به این ویژگی ها، شرکتهای عرضه کننده را رتبه بندی می کنند و از میان آنها بهترین عرضه کنندگان را مشخص می نمایند.

شرکت خریدار احتمالاً درصدد برمیآید با عرضه کنندگان واجد شرایط وارد مذاکره و چانه زدن شود تا پیش از گزینش نهایی قیمتها و شرایط بهتری به دست آورد. سرانجام امکان دارد شرکت خریدار یک یا چند شرکت عرضه کننده را انتخاب کند. بسیاری از شرکتهای خریدار ترجیح می دهند از چندین منبع خریداری کنند تا به صورت کامل به یک شرکت عرضه کننده وابسته نشوند و بتوانند قیمت و عملکرد چندین شرکت را، در طول زمان، با هم مقایسه کنند.

۲-۳-۴-۵-۷-سفارش خرید با ویژگی های مشخص

در این زمان شرکت خریدار، محصولی با ویژگی های مشخص سفارش می دهد. آن عبارت است از سفارش نهایی که به شرکت یا عرضه کننده کالا داده می شود. در این سفارش، اقلام موردنظر با ویژگی های فنی، مقدار مورد نیاز، زمان تحویل، سیاست استرداد، و تضمینهایی که باید داده شود، قید می گردد. در مورد نگهداری، تعمیرات و خدمات پس از فروش، خریدار از یک فرم استاندارد که مورد توافق طرفین است، استفاده می کند. طبق قرارداد بلندمدت، شرکت فروشنده تعهد می کند محصولات مورد نیاز را با قیمت مشخص در یک دوره زمانی معین و به صورت مرتب تامین کند. فروشنده همواره محصولات مورد نیاز خریدار را در انبار نگه می دارد و رایانه شرکت خریدار به هنگام نیاز، خود به خود، سفارش می دهد. طبق قرارداد فروشنده و خریدار نباید هرچند مدت یک بار مرتب گرد هم آیند و در مورد قیمت و شرایط فروش قرارداد جدید تنظیم نمایند.

سفارشات به صورت مرتب داده می شود، و به همین لحاظ هزینه نگهداری موجودی و انبارداری (برای شرکت خریدار) به پایین ترین حد ممکن می رسد.

بستن قراردادهای بلندمدت باعث می شود که شرکت خریدار نتواند به چندین منبع مراجعه کند.

خریدار به فروشنده وابسته می شود و عرضه کنندگان دیگر نمی توانند در این مورد دخالت کنند، مگر اینکه به علتی خریدار از کیفیت و قیمت محصولات یا خدمات ناراضی گردد.

۲-۳-۴-۵-۸- مروری بر عملکرد عرضه کننده

در این مرحله، شرکت خریدار عملکرد شرکت عرضه کننده را مورد بررسی قرار می دهد. امکان دارد شرکت خریدار با کسانی که از این محصولات استفاده می کنند تماس بگیرد و از آنان بخواهد میزان رضایت خود را بیان نمایند. احتمال دارد مرحله بررسی عملکرد عرضه کننده باعث شود که شرکت خریدار کماکان خریدهای خود را ادامه دهد، در شرایط خرید تغییراتی بدهد یا ادامه ندهد. شرکت فروشنده باید بر عواملی که مورد توجه خریدار است نظارت کامل کند تا نسبت به میزان تأمین رضایت وی آگاه گردد.

تاکنون مراحلی را برشمرده ایم که شرکتی به هنگام خرید جدید از آنها می گذرد. در الگوی هشت مرحله ای یک دیدگاه ساده از فرایند خرید ارائه می شود. معمولاً فرایند واقعی بسیار پیچیده تر است. در مورد خریدهای متداول یا تجدیدنظر در قرارداد، شرکت از برخی از این مراحل نمی گذرد یا آنها را دور می زند. هر شرکتی، برای خرید، روش خاص خود را به اجرا درمی آورد و هر نوع موقعیت و یا شرایط ایجاب می کند که خرید به طریق خاصی انجام شود. کسانی که در مرکز خرید نقش دارند احتمالاً از مراحل مختلف می گذرند. با وجود اینکه برخی از مراحل خرید اجتناب ناپذیر است، ولی همیشه شرکتهای خریدار از یک نظم خاص استفاده نمی کنند و گاهی مراحل جدیدی به آنها می افزایند. اغلب، شرکتهای خریدار از مراحل مشخص می گذرند و این روند پیوسته تکرار می شود.

۲-۳-۵- عناصر آمیخته بازاریابی

آمیخته بازاریابی به بیان کاتلر عبارتست از مجموعه ای از ابزارهای بازاریابی است که بنگاه به منظور تامین اهداف بازاریابی خود از آنها بهره می جوید. این ابزارها هستند که فلسفه بازارگرایی را در عمل عینیت می بخشند.

۲-۳-۵-۱- محصول

مباحث مربوط به آمیخته بازاریابی به طور متعارف با موضوع محصول آغاز می شود، زیرا کیفیت محصول اعم از کالا یا خدمت در مرکز تصمیمات مشتری در نتیجه بازاریابان قرار دارد. در پرداختن به جزء محصول در آمیختۀ بازاریابی باید به پیچیدگی های خاص محصولات در این صنعت توجه داشت در محصولات این صنعت چنان کالا وخدمت به هم آمیخته اند که ضمن دشواری تفکیک آنها از یکدیگر محصولی با ویژگی های بدیع و البته پیچیده در اختیار مشتری قرار می گیرد. محصول صنعت گردشگری را باید بسته ای از منافع دانست که دارای سه عنصر اصلی است؛ منافع محوری[۶]، تسهیل کننده[۷] و سرانجام خدمات پشتیبانی.[۸]

 تصویر درباره گردشگری

منظور از منفعت محوری کارکرد اصلی ای است که از محصول نصیب مشتری می گردد. منفعت محوری را باید دلیل اصلی حضور محصول در بازار دانست. به عنوان مثال منظور اصلی از ارائه خدمات هتلداری، اقامتی شبانه است پس اقامت شبانه را باید منفعت محوری صنعت هتلداری قلمداد کرد. به همین ترتیب برای یک استراحتگاه تفریحی[۹] منفعت محوری علاوه بر اقامت شبانه شامل امکانات تفریحی و تجدید قوای ذهنی و جسمی نیز هست و برای یک رستوران منفعت محوری غذا خوردن و کسب یک تجربۀ اجتماعی دلپذیر است.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

ارائه منفعت محوری به مشتری بدون تامین خدمت تسهیل کننده ناممکن است. به عنوان مثال فقدان میز پذیرش یا خدمات خانه داری در یک هتل امکان عرضه خدمات واقعی اقامت شبانه در هتل را مختل می سازد. در یک رستوران، این وظیفه بر عهده آشپرخانه و در یک خط هوایی عملیات پذیرش مسافر چنین نقش تسهیل کننده ای را ایفا می کند. همین تسهیلات است که می تواند به تمایز بین محصول ما و رقبا بیانجامد. به عنوان مثال نقش آشپزخانه والبته نه هر آشپزخانه ای که غذایی ممتاز و متمایز را عرضه می کند یا آشپزخانه ای که غذا را پیش روی میهمان آماده می سازد است که رستورانی از دیگر رستورانها متمایز می سازد. این تسهیلات علاوه بر شکل خدماتی که مثالهایی از آن ذکر گردید، می توانند شکل بالایی داشته باشند، مبلمان یک هتل و مواد غذایی یک رستوران را باید نمونه هایی از آن دانست.

اما در مورد خدمات پشتیبانی باید گفت که اگر چه ارائه آنها برای عرضۀ منفعت محوری ضرورت ندارد، لیکن بازاریابی محصول به شدت به انجام آنها وابسته است. وجود رستوران برای یک هتل چنین نقشی دارد هتلی را در نظر بگیرید که هیچ سرویس غذایی ارائه نمی دهد یا هتلی که رستوران با غذای محدود دارد ویا هتلی که رستوران یا رستورانهایی با تنوع غذایی فراوان دارد در یک خط هوایی نظیر ایزی جت[۱۰] هیچ ماده غذایی به مسافران ارائه نمی ود در حالی که یک خط هوایی دیگر بستۀ غذایی متنوعی را برای آنها تدارک می بیند. هر دو این خطوط هوایی منفعت محوری یعنی حمل و نقل ایمن و سریع را تدارک می بینند ولی در خدمات پشتیبانی است که محصول با ارزش های متفاوت را عرضه می دارند. (رنجبریان & زاهدی, ۱۳۸۹)

۲-۳-۵-۲- قیمت

گردشگران در آغاز هر اخذ تصمیم دربارۀ سفر، مقصد، نوع وسیله نقلیه یا جاذبه هایی که مورد بازدید قرار خواهند داد به هر تقدیر به عنصر قیمت به عنوان یکی از مهمترین عوامل موثر بر تصمیم گیری خویش توجه خواهند کرد. گاه حتی چنین تعبیر می شود که مهمترین عامل موثر بر تصمیم گیری گردشگران، تصوری است که نسبت به قیمت محصول در ذهن خویش دارند. تردیدی نیست که میان قیمت از یک سو و عوامل و عناصر مهم دیگر همچون کیفیت و یا ارزشی که محصول برای مشتری ایجاد می کند پیوندی مستحکم وجود دارد البته میان سطح درآمد گردشگر و نگاه و نحوۀ برخورد او با مسئله قیمت نیز ارتباطی واجد اهمیت وجود دارد.

اغلب اشخاصی که وظیفه تصمیم گیری در مورد قیمت کالا را بر عهده دارند از خود سئوال می کنند که کالا را به چه قیمتی بفروشند؟ اما بهتر است سئول شود که مشتری حاضر است که چه مبلغی را برای کالا صرف کند. یک قیمت، یک پیشنهاد و سنجشی از نبض بازار است. اگر مشتری پیشنهاد را بپذیر قیمت مناسب است و ردغیر این صورت قیمت مزبور به سرعت تغییر خواهد یافت و محصول ناچار از بازار بیرون رانده خواهد شد. قیمت محصول می تواند دیگر برنامه های بازاریابی موسسه را تحت تاثیر قرار دهد.

اگر مشتری بپذیر که برای برنامه های قیمت بیشتری پرداخت نماید، شرکت می تواند به بعضی از ویژگیهای متمایز کننده محصول بیافزاید. امر قیمت گذاری می بایست به روابط سایر عناصر در کانال بازاریابی توجه داشته باشد. کنترل کانال توزیع و میزان قدرت سازمان در این کانال می تواند بر تصمیم قیمت تاثیر گذارد. مسائل و عوامل رقابتی نیز بر قیمت گذاری موثرند. مساله دیگر قوانین و مقررات موضوعه دولتی است که از هر جنبه دیگری بر قیمت گذاری در آمیخته بازاریابی تاثیر دارند. پس همانگونه که مشاهده می شود قیمت گذاری یک محاسبه ساده برای جبران هزینه و یا ایجاد سود مشخص نیست، بلکه باید در بین عواملی که از قیمت کالا متاثر می شوند تعادل ایجاد نماید. از این رو نخست به شناخت مفهوم قیمت و اهمیت قیمت گذاری خواهیم پرداخت. ساختار بازاری که بنگاه در آن به فعالیت مشغول است و نوع این بازار که آیا رقابتی رقابت انحصاری، انحصار چندگانه یا انحصار کامل است نیز به شدت بر قدرت تاثیرگذاری بنگاه بر قیمت در بازار و یا تاثیرپذیری آن از قیمت حاکم در بازار موثر است

قیمت مجموع رقم پولی است که مشتری حاضر است به ازاری در اختیار گرفتن محصول بپردازد. از سوی دیگر قیمت در واقع بیانگر ارزشی است که محصول برای مشتری ایجاد می کند. همین موضوع را وقتی از منظر عرضه کننده بنگریم باید گفت، قیمت مبلغی است که بابت محصول می توان از مشتری اخذ نمود. به عنوان مثال وقتی در پرواز معینی دو نوع خدمات یکی اقتصادی ودیگری فرست کلاس به مشتریان با دو قیمت متفاوت عرضه می شود اختلاف این قیمتها در تفاوت میان ارزشهای ایجاد شده در محصول مختلف است. در صنعت هتلداری نیز وقتی تفاوت در قیمت محصولی معین، بخوانیم اقامت در اتاق متعارف یکی هتل۴ ستاره در طول زمان های اوج سفر و فصل غیر سفر را مقایسه کنیم، باز این اختلاف در قیمت ها حاصل ارزش ایجاد شده است که اینجا به زمان اقامت ارتباط می یابد. زیرا اینجا برای مشتری در اختیار داشتن اتاق مورد نظر در ایام اوج سفر است که ایجاد کنندۀ ارزشی بیشتر خواهد بود. اما هرقیمتی وقتی معنی پیدا می کند که دیگر جنبه های آمیخته بازاریابی (خصوصیات محصول، چگونگی توزیع، چگونگی ترویج) مشخص باشد. منظور این است که هر خریدار در هر زمان معین برای نوع خاصی از محصول، در اندازه و مارک معلوم که زا طریق کانال توزیع و به روش مشخصی نیز ترویج شده قیمت معینی پرداخت می نماید. در صورت تغییر هر یک از این عناصر، مقدار واقعی قیمت نیز تغییر خواهد یافت. شرایط فروش نیز مساله قیمت گذاری را پیچیده تر می کند. مبادله به صورت نقد، نسیه، با کارت اعتباری و یا اقساط صورت می پذیرد و این خود منجر به تغییر قیمت می شود. بنابراین قیمت یک مفهوم نسبی است که به دیگر اجزاء آمیخته بازاریابی، شرایط مبادله، و هزینه های پنهان ناشی از طبیعت شخصی خریدار (از جمله وقت، انرژی، هزینه فرصت) بستگی دارد.

عکس مرتبط با اقتصاد

تصمیمات قیمت گذاری از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا به طور مستقیم بر مشتری اثر می گذارد. بنابراین قیمت نقش مهمی در رابطه پویایی فروش و سودآوری موسسه ایفا می کند. قیمت در بسیاری از تصمیمات بازاریابی از جمله معرفی یک محصول جدید، تعیین ویژگیهای محصول، تنوع طرحها، و میزان و بودجه ترویج محصول نقس اساسی دارد. در بسیاری موارد عوامل برون سازمانی بر اهمیت تصمیم گیری می افزایند. افزایش سرعت پیشرفت فن آوری موجب تسریع حرکت بالا در دوره حیات آن شده و قیمتها به طور مداوم تغییر می کند. رقابت قیمتی کالاها با مارکهای متفاوت، و کالاهای جانشین منجر به تغییرات تصمیم گیری در مورد قیمتها می گردد.

در اقتصاد بازار آزاد، قیمت همیشه بر میزان تقاضای کالا و خدمات تاثیر دارد. این موراد خود موقعیت رقابتی و سهم شرکت از بازار را تحت تاثیر قرار می دهند. بنابراین بازاریاب باید از خود سئوال کند که تا چه اندازه می توان بدون کاهش تقاضا، بر قمیت افزود؟ و یا به منظور استفاده از مزیت افزایش تقاضا تا چه اندازه می توان از قیمت کاست؟ از این رو هدف، تعیین قیمت برای کالا است که درآمد کلی ایجاد شده سود قابل قبولی را حاصل سازد.

۲-۳-۵-۳- مکان

در صنعت گردشگری آن گاه که سخن از عنصر مکان[۱۱] در آمیخته بازاریابی به میان می آید علاوه بر موقعیت استقرار بنگاه عرضه کننده محصول باید موضوعات مرتبط با انتخاب کانال توزیع را نیز در نظر گرفت.

در باب اهمیت کانالهای توزیع فارغ  از محل استقرار می توان به نکات زیر اشاره نمود:

- هر چه ظرفیت عرضه بنگاه گسترش می یابد، نیاز به شبکه گسترده تر توزیع ضرورت پیدا می کند.

- هر چه فاصله ای که مشتری برای دستیابی به محصول طی می کند بیشتر باشد و به خصوص برای سفرهای بین المللی، گردشگری برای اطمینان خاطر خود که حاصل از ریسک بیشتر چنین سفرهایی است، توجه بیشتری به تامین قبلی محل و امکانات مورد نیاز نظیر خودرو و یا راهنمای محلی معطوف می دارد و این با توجه به گسترش سریع گردشگری بین المللی به معنی نیاز گسترده تر به شبکه های توزیع کارآمد ومدرن محصولات است.

- در اختیار داشتن شبکه توزیع مناسب، اقدامی ضروری برای جلب گردشگرانی است که برای نخسیتن بار به یک مقصد سفر می کنند.

- ایجاد شبکه توزیع مناسب را باید پاسخی به اعتماد و وفاداری مشتریان تکراری دانست و این موضوع از این جهت نیز واجد اهمیت است.

- افزایش شدت رقابت در صنعت به شدت رقابتی گردشگری عاملی کلیدی است که بنگاه ها را به سوی دستیابی به یک سیستم توزیع مناسب هدایت می کند

- شبکه های توزیع جدید امکان قیمت گذاری مبنی بر فرصت ها و کاربرد گسترده تر ابزارهای پیشبرد فروش را فراهم می سازد.

۲-۳-۵-۳-۱ کانال توزیع چیست؟

کانال توزیع حسب تعریف عبارت است از مجموعه ای از سازمانها که زمینه دسترسی مشتری به محصول را فراهم می سازند. چنین مجموعه ای در واقع یک سیستم سازمان یافته است که فارغ از محل تولید یا مصرف دسترسی به محصول برای مشتری را امکان پذیر می نماید.

طراحی و ایجاد یک کانال توزیع با انتخاب اعضاء کانال آغاز می گردد. پس از آن می باید اقداماتی را برای اداره این شبکه به کار بست. شبکه توزیع در صنعت گردشگری، با توجه به ماهیت این صنعت به جای جا به جا کردن محصول، اقدام به هدایت مشتری به سمت محصول می نماید.

۲-۳-۵-۳-۲- عرض کانال

هر چه بنگاه تمایل به پوشش سطح بیشتری از بازار داشته باشد می یابد از کانال های توزیع با عرض بیشتر استفاده نماید. در خصوص انتخاب عرض کانال به طور متعارف سه استراتژی مختلف وجود دارد؛ توزیع اختصاصی،[۱۲] توزیع انتخابی[۱۳]، و توزیع گسترده[۱۴]. کانالهای اختصاصی، کم عرض ترین کانالهای توزیع هستند که در آنها محصول تنها از طریق یک نمایندگی عرضه می شود و به تعبیری آن نمایندگی عرضه کننده انحصاری محصول مورد نظر است. این سیاست توزیع برای کالاهای ویژه که گرانبها و از مارکهای شناخته شده می باشند؛ مورد استفاده قرار می گیرد. این سیستم توزیع به تولیدکننده اجازه کنترل بخشهای خرده فروشی محصول را می دهد. بدین ترتیب که تولیدکننده می تواند قیمت خرده فروشی محصول را بهتر تعیین کرده و چگونگی تبلیغ در مورد محصول را کنترل نماید. خرده فروش همکاری بیشتری را در امر ترویج فروش کالا می نماید، زیرا مطمئن است که آینده وی به موفقیت تولیدکننده بستگی دارد. از جهت دیگر در صورت محدود بودن شبکه توزیع انحصاری می تواند به کاهش فروش منجر شود. این مسئله همچنین وقتی که واسطه انحصاری وظیفه خود را به نحو موثر انجام ندهد نیز رخ خواهد داد و تولید کننده متحمل ضرر و زیان خواهد شد. به علاوه تولید کننده به شدت به خرده فروش وابسته می گردد و اگر بخواهد به این شرایط خاتمه دهد، با مشکلاتی مواجه خواهد شد. مهمترین نکته مثبت این سیستم برای واسطه انحصاری، آن است که از کلیه اقدامات بازاریابی تولیدکننده و تکرار خریدهای ناشی از آن بهره مند گردد. ضمناً در مورد قیمت، روش تبلیغ، و حفظ موجودی با واسطه مشورت می گردد. توزیع انحصاری ترغیب حس استثنائی بودن محصول را برای مصرف کننده در پی دارد اما بازاریاب باید توجه داشته باشد که محصول باید از خصوصیاتی استثنایی برخوردار باشد که مشتری در جستجوی ان، حاضر به طی مسافت باشد. البته شایان ذکر است که این نوع از کانالهای توزیع در صنعت گردشگری مثالهای چندانی نداشته و به نسبت نادر است. یکی از مهمترین ویژگی های صنعت گردشگری آن است که اغلب بنگاه های فعال در این صنعت کوچک بوده وبه صورت خانوادگی اداره می شوند. به عنوان مثال در اروپا بیش از ۹۰ درصد کل بنگاه های فعال در صنعت گردشگری کمتر از ۹ نفر کارکنان دارند. این موضوع در خصوص بخش امکانات اقامتی و هتل داری نیز کم و بیش مصداق دارد در نتیجه یکی ازمهمترین مسائلی که هتل داران در مواجهه با گسترش شبکه جهانی اینترنت و قابلیت های بهره برداری از آن، چه در جهت ذخیره، تبلیغات و بازاریابی پیش روی خود می بیند آن است که از نیروی انسانی و امکانات مناسب برای بهره جویی از بستر فراهم شده به طور معمول برخوردار نیستند و گاه استنباط آنها چنین است که با توجه به حجم فعالیت خود استفاده از این امکانات را برای بنگاه کوچک خویش اقتصادی نمی یابند در حالی که موضوع اقتصاد مقیاس حکم می کند که مسئله بهره برداری از شبکه اینترنت در موسسات بزرگ کاملاً به صرفه و اقتصادی باشد.

۲-۳-۵-۳-۳- انتخاب کانال توزیع

پس از مرور ساختار و مدیریت کانال های توزیع و شیوه هایی که درعمل بنگاه های مختلف جهت توزیع محصولات خود بر می گزینند، اینکه باید به این سوال پاسخ داد که انتخاب یک کانال توزیع از سوی بنگاه ها چگونه انجام می پذیرد و به تعبیری تابع چه عومل و متغیرهایی است. بی مناسب نیست که جمله معروف کاتلر را دوباره مرور نمائیم که بازاریابی از مشتری آغاز و به او ختم می شود، به این ترتیب انتخاب کانال توزیع نیز قبل از هر عامل دیگری تابع مشتریان بنگاه ها و نیازهای ایشان است گردهم آوردن اعضا یک کانال توزیع مستلزم وجود منابع و امکانات لازم در بنگاه است، بنابراین قابلیت های بنگاه در جذب واحدهایی که توزیع را به انجام می رسانند در این میان حائز اهمیت بسیار است. ویژگی های محصول، مقرون به صرفه بودن حضور در بازار از طریق هر کانال، امکان کنترل کانال توزیع از سوی بنگاه و شرایط رقابتی حاکم در بازار عوامل دیگری هستند که باید به آنها توجه داشت.

مشتری

هر بازار به بخش های مختلفی تقسیم می گردد و هر بخش بازار دارای ویژگی های خاص خود است. سطح درآمدی، میزان اوقات فراغت، سلیقه ها وذائقه های مشتریان، فرایند تصمیم گیری خرید، محل خرید، جذابیت های مورد توجه مشتری، اندازه و تناوب خرید متغیرهایی هستند که هر بخش بازار را از دیگر بخشها جدا می کنند به همین دلیل برای ورود به بخشهای مختلف یک بازار، بنگاه ها کانالهای توزیع متفاوتی را بر می گزینند. بازارها یا همان مشتریان از تنوع و پراکندگی جغرافیایی متفاوتی برخورداند. برخی بازارها متمرکز هستند و برخی دیگر از نظر جغرافیایی پراکنده و گسترده، به همین دلیل کانالهایی که برای ورود به این بازارها از سوی بنگاه ها مورد استفاده قرار می گیرد، الزاماً مشابه یکدیگر نیستند. به عنوان مثال دفاتر خدمات مسافرتی و یا حتی نمایندگای هتلها در شهرهای بزرگ که بازرای متمرکز به شمار می روند از کارایی بالایی برخودارند، در حالی که در یک بازار پراکنده از نظر جغرافیایی ایجاد دفاتر نمایندگی مستقل برای هتلها ممکن این نظر اقتصادی توجیه پذیر نباشد.

منابع بنگاه: استفاده از کانالهای مختلف نیازمند جلب همکاری بنگاه های مستقلی است که باید زنجیره توزیع ما را شکل دهند. هر چه بنگاه عرضه کننده مورد نظر قابلیت ها و توانایی ها و به تعبیری منابع و جذابیت های بیشتری در اختیار داشته باشد توان بالاتری در مذاکره با طرفهای قرارداد و در استفاده از طیف گسترده تری از کانالهای توزیع خواهد داشت.

ویژگیهای محصول: محصولات از نظر دوام (فاسدشدنی بودن یا غیر آن)، قیمت، پیچیدگی فنی و تنوع با یکدیگر متفاوتند و از این رو کانالهای توزیع مختلفی خواهند داشت.

اقتصادی بودن کانال توزیع: تصمیم گیری در خصوص انتخاب کانال توزیع و اعضاء آن یک تصمیم اقتصادی است و بنابراین نظیر هر تصمیم اقتصادی دیگری مستلزم انجام تجزیه و تحلیل هزینه- فاید خواهد بود. بنگاه باید منافع احتمالی دیگری حاصل از طراحی و استفاده از یک کانال توزیع و هزینه های بهره مندی از آن را بررسی نموده و نتایج این بررسی را با نتایج گزینه های دیگر در خصوص کانالهای توزیع مقایسه کند تا دریابد که مناسب ترین گزینه برای کانال توزیع کدام است.

کنترل کانال توزیع : هر بنگاه عرضه کننده علاقمند است که کانال توزیع محصولات خود را تحت کنترل و نظارت دقیق داشته باشد. آنگاه که این کانال توزیع متعلق به شرکت عرضه کننده است، کنترل آن ساده تر بوده و امکان نظارت دقیق تر بر آن فراهم است نظیر آن که یک تورگردان خود دفتر فروشی را دایره کرده باشد. در عین حال با توجه به سیاستی که موسسه تعقیب می نماید در اغلب موارد کانالهای توزیع درتملک بنگاه عرضه کننده نیستند. و بنابراین امر نظارت و کنترل هزینه برتر و مشکل تر خواهد بود، شیوه های اعطای امتیاز (فرانشیز) و نیز در موارد که بنگاه از کانال های توزیع چندگانه استفاده می کند، مستلزم دقت عمل و کوشش بیشتری برای کنترل فعالیت این عوامل می باشند. در خصوص این سیستم، بنگاه اعطا کننده امتیاز نه فقط باید میزان فروش یا درآمد این واحدهای توزیع کننده را کنترل کنند بلکه باید کیفیت محصول عرضه شده از سوی آنها را با استاندارهایی که شرکت واگذارنده امتیاز تعیین نموده است، مطابقت داده و بررسی نمایند. (رنجبریان & زاهدی, ۱۳۸۹)

۲-۳-۵-۴- ترویج

وظیفه بازاریابی چیزی فراتر از تولید و عرضه محصول وقیمت گذاری مطلوب آن است. بازاریابان باید بکوشند تا امکان برقراری ارتباط میان بنگاه متبوع خود و مشتریان جاری و بالقوه آن را فراهم آورند. حصول اطمینان  از انتقال صحیح اطلاعات وظیفه ای خیطر برای بازاریابان است در شرایط رقابتی جاری واگذاشتن امر انتقال اطلاعات به شانس اشتباهی جبران ناپذیر تلقی می شود. به واسطه اهمیت این امر، انجام تخصصی آن و واگذاری فرایند ترویج محصولات به افراد و بنگاه های متخصص ضرورتی انکارناپذیر است.

ترویج[۱۵] عنصر ارتباطاتی در آمیخته بازاریابی است. کار ترویج، آگاهی دادن، متقاعد کردن، تشویق کردن و یاد آوری به مشتریان نسبت به محصول ویا خدمات سازمان است. یک اقدام ترویجی می تواند واکنشهایی متفاوتی از صرف یک اگاهی تا عمل خرید را در پی داشته باشد. بدون استفاده از ابزار ترویج امکان ندارد که بازارهای مورد نظر از محصول ما آگاه کردند در بسیاری از شرکتها ترویج، محور اصلی بازاریابی محسوب می شود. در این بخش ماهیت پویا و پیچیده اقدامات ترویجی تشریح می گردد مفهوم ارتباطات منسجم بازاریابی[۱۶]، چگونگی تدوین اهداف ترویج روش های تعیین بودجه ترویج، و انتخاب آمیخته ترویج مورد توجه قرار می گیرند. بازارهای امروز از حالت رقابت کامل به دور هستند. بدین مفهوم که کالاها از یکدیگر متمایز بوده و رفتار خریدار الزاماً عقلایی نمی باشد، زیرا مشتری بدون داشتن اطلاعات کامل تصمیم گیری می کند. با متمایز شدن محصول منحنی تقاضا برای کالا همانند منحنی تقاضا در یک صنعت خواهد بود. به عبارت دیگر، منحنی تقاضا دارای شیب منفی بوده و شرکت می تواند تعداد بیشتری از محصول را با قمیت کمتری به فروش رساند. از این رو برای اینکه وجه تمایز درک شود، لازم است اطلاعاتی به مصرف کننده منتقل گردد. شاید بتوان گفت که اقدامات ترویجی، موقعیت و شکل منحنی تقاضا را تغییر میدهند یک شرکت با کمک اقدامات ترویجی امیدوار است که مقدار بیشتری از کالا را با قیمت مشخصی به فروش رساند.

[۱] -Supplier Search

[۲] -Proposal Solicitation

[۳] - Supplier Selection

[۴] - Order routine specification

[۵] - Performance review

[۶]- Core benefit

[۷]- Facilitatnig services

[۸]- Supportingservices

[۹]- Resort

[۱۰]- Eazy Jet

[۱۱] - Place

[۱۲] - Exclusive Distribution

[۱۳] - Selective Distribution

[۱۴] - Intensive Distribution

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ب.ظ ]




خریداران تجاری به هنگام تصمیم گیری برای خرید، تحت تأثیر و اعمال نفوذ افراد و عوامل زیادی قرار می گیرند. برخی از بازاریابها اساس فرض خود را بر این می گذارند که تنها عوامل اقتصادی می توانند بر تصمیمات آنان اثر بگذارند. آنها چنین می اندیشند: خریدار باید به عرضه کنندگانی بیندیشد که بهترین محصول با بیشترین خدمت را با پایین ترین قیمت عرضه می کنند. آنها به هنگام خرید بر جنبه های اقتصادی تأکید می کنند. ولی معمولاً خریداران تجاری به هر دو عامل شخصی و اقتصادی توجه می کنند و در برابر آنها واکنش نشان می دهند. تردیدی نیست که خریداران تجاری افراد و اعضای جامعه هستند و نمی توانند همانند ماشین حساب باشند و جنبه های انسانی را رعایت نکنند. آنها در برابر عقل، منطق، استدلال و احساسات از خود واکنش نشان می دهند. هنگامی که چند شرکت محصولات مشابهی عرضه کنند، خریداران تجاری نمی توانند به صورت چندان بخردانه یا معقول عمل نمایند.

عکس مرتبط با اقتصاد

از آنجا که خریدار تجاری با هریک از این شرکت های عرضه کننده محصول یا خدمت وارد معامله می شود، هدفهای سازمان تأمین خواهند شد. بنابراین، عوامل شخصی می توانند در فرایند تصمیم گیری او نقش مهمی ایفا کنند. ولی هنگامی که محصولات تفاوتهای زیادی با هم داشته باشند، خریدار تجاری باید بتواند از میان آنها یکی را انتخاب کند و بیشتر به عوامل اقتصادی می اندیشد. در جدول ۲-۷ فهرست گروه هایی که می توانند بر خریدار تجاری اعمال نفوذ نمایند ارائه شده است. آنها عبارت از: عوامل محیطی، سازمانی، روابط بین اشخاص و افراد.

 

جدول ۲-۷ گروه های که می توانند بر خریدار تجاری اعمال نفوذ نمایند

عوامل محیطی عوامل سازمانی روابط بین افراد فردی

 

خریداران

سطح تقاضای اولیه

چشم انداز اقتصادی

هزینه تهیه پول

شرایط عرضه

میزان تغییرات فنناوری

هدف های بلند مدت

سیاست ها

رویه ها

ساختار سازمانی

سیستم ها

مقام سازمانی

مردم داری

تبلیغ و تشویق

سن

تحصیلات

پست سازمانی

شخصیت

ریسک پذیری

 

 

۲-۳-۴-۴-۱- عوامل محیطی

در محیط کنونی و مورد انتظار اقتصادی خریداران تجاری تحت تأثیر عوامل متعددی قرار می گیرند. برخی از آنها عبارت اند از: تقاضای اولیه، چشم انداز اقتصادی و ارزش پول. اگر وضع اقتصادی نامطمئن باشد، خریداران تجاری سعی می کنند سرمایه گذاریهای جدید نکنند و تلاش می نمایند سطح موجودیتهای خود را کاهش دهند.

کمبود مواد اولیه یکی از عوامل بسیار مهم محیطی است. اینک بسیاری از شرکتها علاقه مندند مقدار زیادی از مواد کمیاب خریداری کنند تا نسبت به داشتن موجودی مناسب اطمینان حاصل نمایند. همچنین خریداران تجاری تحت تأثیر عوامل فناورانه، سیاسی و رقابتی موجود در محیط قرار می گیرند. فرهنگ و عادتها می توانند بر خریداران تجاری اثر بگذارند و آنها بر همین اساس در برابر استراتژی های بازاریابها واکنش نشان خواهند داد، بویژه در محیط بازاریابی بین المللی بازاریابهای تجاری باید متوجه این عوامل باشند و ببینند آنها چگونه بر خریدار اثر می گذارند و تلاش کنند تا چنین مشکلاتی را فرصتهای سودمند تبدیل نمایند.

۲-۳-۴-۴-۲- عوامل سازمانی

هر سازمان خریدار دارای هدفها، سیاستها، رویه ها، ساختار و سیستم های مخصوص به خود است که بازاریاب تجاری باید به آنها توجه نماید. معمولاً چنین پرسشهایی مطرح می شود: چند نفر برای خرید تصمیم می گیرند؟ این افراد چه کسانی هستن؟ از چه شاخصهایی استفاده می کنند؟ سیاستها و محدودیتهایی را که سازمان بر خریداری اعمال می کند، کدام اند؟

بازاریابهای تجاری به هنگام خرید باید به چندین روند سازمانی توجه کنند. نخست پدیده ای است که آن را ارتقای مقام مسئول خرید می نامند. فشارهای رقابتی کنونی باعث شده است که بسیاری از شرکتها واحدهای خرید قدیمی را متحول سازند و در این زمینه مأموریت یا رسالتی را تعیین کنند که هدف خرید ارزشمند اقلام از بهترین (و کمترین) عرضه کنندگان مواد اولیه است.

در شرکتهای بین المللی، واحدهای خرید مسئولیت شناسایی منابع تأمین کننده مواد اولیه و خدمات را برعهده گرفته اند و در این زمینه با شرکای استراتژیک همکاری می کنند. این بدان معنی است که بازاریابهای تجاری باید نیروهای فروش را ارتقای مقام دهند تا کیفیتی در سطح خریداران تجاری جهانی پیدا کنند.

همچنین بسیاری از شرکتها در جهتی گام برمی دارند که به “خرید متمرکز” منتهی می شود. خرید متمرکز برای شرکت این امکان را به وجود می آورد که از قدرت خرید بالایی برخوردار شود و نیز می تواند صرفه جوییهای زیادی بنماید.

بازاریابهای تجاری باید این پدیده را بدان گونه تعبیر کنند که با تعداد کمتری از مسئولان خرید مستقر در رده های بالاتر سازمان، سروکار پیدا می کنند. شرکت به جای این که برای فروش تولیدات خود از نیروهای فروش منطقه ای استفاده کند، باید یک نیروی فروش ملی داشته باشد تا بتواند به سازمانهای خریدار خدمات لازم ارائه کند.

خریداران تجاری به صورت فزاینده ای درصدد بستن قراردادهای بلند مدت با شرکت های عرضه کننده ی محصولات و خدمات برآمده اند.

۲-۳-۴-۴-۳- عوامل شخصی

معمولاً چندین نفر در مرکز خرید ایفای نقش می کنند و می توانند بر یکدیگر اعمال نفوذ نمایند. اغلب، بازاریاب تجاری نمی تواند به راحتی مشخص کند کدام دسته از عوامل شخصی یا پویای گروه در فرایند خرید دخالت می کنند. به نوشته ی یک صاحب نظر: « مدیران نمی توانند کارتی به سینه بزنند که بر وری آن نوشته شود، من ” تصمیم گیرنده هستم” یا “من شخص مهمی نیستم” اغلب، افراد صاحب قدرت ناشناخته باقی می مانند، کمتر دیده می شوند و دست کم نمایندگان شرکت فروشنده آنها را نمی بینند. از سوی دیگر، کسانی که در مرکز خرید مشارکت می کنند و دارای مقامهای بسیار بالایی هستند، شاید دارای بیشترین اعمال نفوذ نباشند. افرادی که در مرکز خرید مشارکت دارند، به علتهای زیر می توانند بر تصمیمات مربوطه اعمال نفوذ نمایند: می توانند افراد را پاداش دهند یا آنها را تنبیه کنند، مورد احترام دیگران هستند، تخص ویژه دارند یا با افراد مهم رابطه ای ویژه دارند. اغلب، عوامل شخصی بسیار ظریف هستند. بازاریابهای تجاری در هر کجا امکان پذیر است باید بکوشند این عوامل را درک کند و استراتژی هایی را تدوین نمایند که به این عوامل توجه شود.

 

۲-۳-۴-۵- فرایند خرید تجاری

در جدول ۲-۶ در مورد فرایند خرید تجاری هشت مرحله ارائه شده است. شرکتهای خریدار که برای نخستین بار درصدد خرید کالایی برمی آیند، از این مراحل می گذرند. اگر خرید به صورت مستقیم یا خرید با شرایط جدید باشند برخی از این مراحل حذف می شود. فرض خود را بر این می گذاریم که شرکتی محصولات یا خدماتی را برای نخستین بار می خرد و این مراحل را مورد بررسی قرار می دهیم.

 

 

۲-۳-۴-۵-۱- شناسایی مسأله

فرایند خرید زمانی شروع می شود که در شرکت کسی متوجه وجود یک مسأله یا نیازی شود که بتوان از طریق تهیه ی کالا یا خدمتی خاص آن را حل یا تأمین کرد. وجود عوامل انگیزشی داخلی یا خارجی موجب شناسایی مسأله[۱] خواهد شد. شرکت، در داخل، تصمیم می گیرد که محصولی جدید تولید و عرضه کند، که در نتیجه به ماشین آلات و موادی جدید نیاز خواهد داشت. یا یک دستگاه خراب می شود و قطعات جدید مورد نیاز خواهد بود. شاید مدیر خرید از کیفیت کالای شرکت عرضه کننده، نوع خدمتی که ارائه می کند یا قیمت آن ناراضی باشد. در مورد عامل خارجی، باید گفت، امکان دارد شرکت خریدار در یک نمایشگاه تجاری متوجه نوعی فکر سازنده ی (ایده ی) جدید شود، تبلیغاتی را ببیند یا فروشنده ای با تلفن به او اطلاع دهد که محصولی بهتر با قیمتی پایین تر عرضه خواهد کرد. در واقع بازاریابهای تجاری در تبلیغات خود مشتریان را از مسأله ای بالقوه آگاه می سازند و سپس راه حلها را به آنان ارائه می نمایند.

۲-۳-۴-۵-۲- شرح کلی نیاز

شرکت خریدار پس از شناسایی نیاز، یک شرح نیاز عمومی[۲] یا کلی تهیه می کند که در آن ویژگی ها و مقدار اقلام مورد نیاز را شرح می دهد. در مورد اقلام استاندارد، این فرایند با هیچ مسأله یا مشکلی روبه رو نمی شود. ولی در مورد اقلام پیچیده، شرکت خریدار ممکن است با افراد دیگری مانند، مهندسان، استفاده کنندگان از این اقلام و مشاوران همکاری کند تا اقلام را مشخص نمایند. امکان دارد این تیم برای قابلیت اعتبار، دوام، قیمت و سایر ویژگی های مربوط به این جنس اهمیت خاصی قائل شود. در چنین حالتی، بازاریابهای تجاری می توانند شرکت خریدار را در امر شناسایی نیاز یاری دهند و اطلاعات مربوط به ارزش هریک از ویژگی های محصول را ارائه دهند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۲-۸: مراحل اصلی فرایند خرید تجاری

  مراحل فرایند خرید
خرید جدید تغییر دادن در شرایط خرید خرید مستقیم
آری شاید نه ۱-    شناسایی مساله
آری شاید نه ۲-    شرح کلی نیاز
آری آری آری ۳-    ویژگی های محصول
آری شاید نه ۴-    یافتن عرضه کننده
آری شاید نه ۵-    بررسی پیشنهاد ها
آری شاید نه ۶-    انخاب عرضه کننده
آری شاید نه ۷-    سفارش خرید
آری آری نه ۸-    مروری بر عملکرد عرضه کننده

 

۲-۳-۴-۵-۳- ویژگی های محصول

سپس سازمان خریدار از نظر فنی ویژگیهای محصول[۳] مورد نیاز را تعیین می کند، که معمولاً این کار با تیم مهندسی که در امر تجزیه و تحلیل ارزش[۴] تخصص دارد، انجام خواهد شد. مقصود از «تجزیه و تحلیل» به کارگیری روشی برای کاهش هزینه است که با توجه به قطعه مورد نظر، به صورتی دقیق مورد مطالعه قرار می گیرد و مشخص می شود که آیا می توان آن قطعه را مجدداً طرح ریزی کرد، به صورت استاندارد درآورد و یا با روشی کم هزینه تر تولید کرد. این تیم در مورد ویژگی های محصول یا قطعه مورد نظر تصمیم می گیرد. شرکتهای فروشنده هم می توانند روش «تجزیه و تحلیل ارزش» به عنوان وسیله ای برای حفظ یا نگهداری یک مشتری جدید استفاده کنند و بدان وسیله برای این گونه مسائل پاسخهای مناسبی ارائه نمایند. شرکتهای فروشنده می توانند از طریق ارائه راه بهتر، تولید و ساخت یک کالا، شیوه ی خرید شرکت خریدار را که به صورت «خرید مجدد مستقیم» بوده است به شیوه ی دیگری دراورند که ما آن را «خرید جدید» نامیدیم و بدین گونه معامله ای جدید ترتیب دهند

[۱] - Problem recognition

[۲] -General need description

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ب.ظ ]




بازاریاب محصولات تجاری، در مقایسه با بازاریاب محصولات مصرفی، با تعداد کمتری خریدار بسیار بزرگ سر و کار دارد.

بازارهای تجاری، از نظر جغرافیایی، متمرکزند. گذشته از این،تقاضای تجاری تقاضای نشأت گرفته یا تقاضای درجه دو است که از تقاضای شرکتهایی که کالای مصرفی عرضه می کنند سرچشمه می گیرد.

بسیاری از بازارهای تجاری تقاضای بدون کشش دارند، یعنی کل تقاضا برای بسیاری از محصولات تجاری تحت تأثیر تغییر قیمت (بویژه در کوتاه مدت) قرار نمی گیرد.

سرانجام، بازارهای تجاری تقاضاهای پر نوسان تر دارند. تقاضا برای بسیاری از کالاها و خدمات تجاری، در مقایسه با کالاها و خدمات مصرفی تغییرات بیشتری دارد. اندکی افزایش در تقاضای مصرف باعث افزایش بسیار زیادی در تقاضای تجاری می شود. گاهی افزایش۱۰ % در تقاضای مصرف موجب افزایش ۲۰۰ % تقاضا در محصولات تجاری (در دوره بعد) خواهد شد.

۲-۳-۴-۱-۲- ماهیت واحد خرید

در مقایسه با خرید برای مصرف، معمولاً یک خرید تجاری به تعداد بیشتری خریدار و تلاش تخصصی بیشتری نیاز دارد. اغلب، خریدهای تجاری به وسیله کارگزاران آزموده انجام می شود، یعنی کسانی که ساعات کاری خود را صرف یادگیری مطالبی در زمینه خرید می نمایند. هر قدر خرید پیچیده تر باشد، احتمال آن بیشتر است که تعداد بیشتری افراد در فرایند تصمیم گیری مشارکت نمایند. کمیته های خرید از متخصصان فنی و مدیران ارشد تشکیل می شود که در امر خریدهای عمده وجوه مشترک دارند. بنابراین بازاریاب های محصولات تجاری باید آموزش های زیادی دیده باشند تا بتوانند با خریداران بسیار آزموده داد و ستد کنند.

۲-۳-۴-۱-۳- انواع تصمیمات و فرایند تصمیم گیری برای خرید های تجاری

خریداران کالاهای تجاری با تصمیمات پیچیده تر رو به رو می شوند (در مقایسه با خریداران کالاهای مصرفی). اغلب، خرید مستلزم مصرف مبلغ زیادی پول می شود، باید به جنبه های پیچیده فنی و اقتصادی توجه کرد، و افراد زیادی، در سطوح مختلف سازمان، باید ارتباط متقابل برقرار کنند. از آنجا که خرید کالاهای تجاری مشکل تر است، خریداران دوست می دارند وقت بیشتری صرف تصمیم گیری نمایند.

عکس مرتبط با اقتصاد

فرایند خریدهای تجاری، در مقایسه با فرایند خرید مصرفی، رسمی تر است. معمولاً خریدهای بزرگ تجاری مستلزم بررسی های دقیق و داشتن شرح مفصلی از محصول می شود، سفارش باید به صورت کتبی داده شود، تحقیقات کامل و دقیقی در مورد عرضه کننده صورت گیرد و سرانجام باید به صورت رسمی تصویب شود

(توافق رسمی مورد نیاز است). سازمان خریدار احتمالاً باید سیاستی تدوین نماید که به هنگام خرید به صورتی دقیق به اجرا درآید. سرانجام در فرایند خرید کالاهای تجاری،خریدار و فروشنده وابستگی بیشتری به یکدیگر دارند.معمولاً بازار کالاهای مصرفی در فاصله ای دورتر از مشتری قرار دارد. برعکس، بازار کالاهای تجاری در کنار مشتری قرار دارد و خریدار تمام مراحل خرید را در کنار آن می گذراند ( از کمک به مشتری در شناسایی مسأله، ارائه راه حل، خدمات بعد از فروش و هر نوع خدمات دیگری که لازم باشد). اغلب، فروشندگان محصولات خود را بر حسب نیازهای فردی مشتری عرضه می کنند. در دورۀ کوتاه مدت، فروش از مجرای عرضه کنندگانی انجام می شود که می توانند به سرعت نیازهای مشتری را، از نظر محصولات و خدمات، تأمین کنند. ولی بازاریاب کالاهای تجاری هم باید روابطی نزدیک و بلند مدت با مشتریان برقرار کند. بازاریاب های کالاهای تجاری می کوشند از طریق تأمین نیازهای کنونی مشتری و همکاری با وی یا یاری دادن به او در تأمین نیازهای مشتری اش، رابطه ای بلند مدت با او برقرار کنند.

۲-۳-۴-۲ الگویی از رفتار خریدار تجاری

پیش از هر چیز، بازاریاب می خواهد بداند خریداران تجاری در برابر انگیزه های مختلف بازاریابی چه واکنشهایی از خود نشان می دهند. در جدول ۲-۶ الگویی از رفتار خریدار تجاری ارائه شده است. در این الگو بازاریابی و محرک های دیگری بر سازمان خریدار اثر می گذارند و به نوع واکنش خریدار شکل می دهند. در مورد خرید کالاهای مصرفی، انگیزه ای که بازاریابی در خریدار ایجاد می کند عبارت است از : محصول،قیمت، توزیع و ترویج و گسترش. سایر محرک ها عبارتند از نیروهای اصلی که در محیط اقتصادی ،فناوری، سیاسی، فرهنگی و رقابتی وجود دارند. این عوامل انگیزشی به سازمان وارد می شوند و واکنش هایی در خریدار به وجود می آورند که عبارتند از:                                  .انتخاب محصول یا خدمت، انتخاب عرضه کننده، مقدار سفارش، نوع خدمت و شرایط پرداخت. برای طرح ریزی استراتژی های آمیزه بازاریابی، بازاریاب باید بداند در سازمان چه اتفاق می افتد تا بتواند انگیزه ها را به «واکنش خرید» تبدیل نماید.

جدول ۲-۶ الگویی از رفتار خریدار تجاری

محیط سازمان خریدار واکنش های خریدار
انگیزه های بازاریابی سایر انگیزه ها

مرکز خرید

فرایند تصمیم گیری

برای خرید

(اعمال نفوذ فردی و

اثرات روابط بین فردی)

انتخاب نوع محصول یا خدمت

انتخاب عرضه کننده

مقدار سفارش

زمان و شرایط تحویل

شرایط ارائه خدمات و پرداخت

محصول

قیمت

توزیع

ترویج و

گسترش

عوامل

اقتصادی

فناوری

سیاسی

فرهنگی

 

در درون سازمان، فعالیت هایی که در زمینۀ خرید انجام می شود از دو بخش عمده تشکیل می گردد:
مرکز خرید (تمام افرادی که در فرایند تصمیم گیری خرید دخالت دارند) و فرایند تصمیم گیری برای خرید. الگوی مزبور نشان می دهد که مرکز خرید و فرایند تصمیم گیری برای خرید، تحت تأثیر عوامل زیر قرار می گیرند. رابطه شخصی و متقابل درون سازمانی، عوامل فردی و عوامل موجود در محیط خارج.

۲-۳-۴-۳- رفتار خریدار تجاری

در جدول ۲-۶ در زمینۀ رفتار خریدار تجاری، چهار پرسش مطرح می شود: خریداران تجاری،در مورد خرید،چه تصمیماتی می گیرند؟ در فرایند تصمیم گیری چه کسانی شرکت می کنند؟ چه عوامل عمده ای بر خریداران اثر می گذارند؟ خریداران تجاری تصمیمات خود را چگونه می گیرند؟

۲-۳-۴-۳-۱ شرایط خرید

خریدار معمولاً با سه حالت یا وضعیت اصلی رو به رو می شود. در یک انتهای طیف،«خرید مجدد مستقیم» (خریدهای پیاپی) وجود دارد که تقریباً تصمیم عادی است. در انتهای دیگر طیف«کار جدید» وجود دارد که به پژوهش های ژرف نیازمند است. در وسط طیف حالتی وجود دارد که آن را «خرید مجدد تعدیل شده» می نامند و به تحقیق یا پژوهش نیاز دارد.

در حالتی که آن را «خرید مجدد مستقیم یا خریدهای پیاپی» می نامند، خریدار، چون گذشته،سفارش خرید
می دهد، و در نظر خود هیچ نوع تغییری نسبت به گذشته نمی دهد. معمولاً این کار به وسیله واحد خرید، و به صورت یک امر عادی انجام می شود. شرکت خریدار، باتوجه به رضایت که از خریدهای گذشته داشته است، از بین عرضه کنندگان مختلفی که نام آنها را در فهرست خود دارد، یک یا چند عرضه کننده را انتخاب می کند و به آنها سفارش می دهد.عرضه کنندگان «خودی یا آشنا» می کوشند کیفیت محصولات و خدماتی را که ارائه می نمایند، حفظ کنند. اغلب، این شرکتها «سیستم سفارش خود به خود»به وجود می آورند تا شرکت خریدار در امر دادن سفارش مجدد، در وقت صرفه جوی کند. عرضه کنندگان «ناآشنا» می کوشند محصولاتی جدید عرضه نمایند، شرایطی بهتری پیشنهاد کنند، یا اگر به علتی خریدار از خریدهای گذشته خود ناراضی است، از موقعیت پیش آمده بهره برداری نمایند. آنها می کوشند با دریافت سفارش کم خود را وارد معرکه کنند و سپس به تدریج سهم بیشتری از خرید را نصیب خود سازند.

در شرایطی از خرید که آن را «خرید مجدد تعدیل شده یا تغییر دادن در شرایط خرید» می نامند،خریدار
می خواهد در شرایط،قیمت و ویژگی های محصول تغییر داده شود یا به عرضه کنندگان جدید مراجعه کند. معمولاً این نوع خرید نیاز به مشارکت افراد بیشتری دارد( در مقایسه با خرید مجدد مستقیم). عرضه کنندگان «آشنا» از این بابت عصبی می شوند، تحت فشار قرار می گیرند و می خواهند آنچه را که در توان دارند عرضه کنند تا موقعیت گذشته خود را حفظ نمایند. عرضه کنندگان «ناآشنا» یا جدید می خواهند از موقعیت پیش آمده بهره برداری کنند، پیشنهادی جدید به شرکت می دهند و می کوشند از چنین فرصتی استفاده کنند.

اگر چنین شرکتی محصول یا خدمتی را برای نخستین بار بخرد، آن را وضع یا حالت متعلق به یک کار جدید
می نامند. در چنین حالتی، هر قدر هزینه یا ریسک بیشتر باشد، تعداد بیشتری از افراد باید در فرایند
تصمیم گیری مشارکت کنند و اطلاعات بیشتری را جمع آوری نمایند. هنگامی که شرکتی برای نخستین بار
در صدد خرید کالا یا خدمتی جدید برآید، بازاریاب با موقعیت یا مشکل جدید رو به رو می شود. بازاریاب نه تنها باید بکوشد تا هر چه بیشتر بر افراد ذی نفوذ در امر تصمیم گیری برای خرید، اعمال نفوذ کند، بلکه باید بیشترین اطلاعات را در اختیار آنان قرار دهد. در حالتی که شرکتی خرید را به صورت مکرر و مستقیم انجام می دهد، نیازی به تصمیم گیری های چندان زیادی نیست و اگر شرکت بخواهد کالاهایی یا خدماتی را برای نخستین بار بخرد، باید بیشترین نیرو را صرف تصمیم گیری کند. در موردی که شرکت کالایی یا خدمتی را برای نخستین بار
می خرد، باید در مورد ویژگی های محصول،عرضه کنندگان، شرایط پرداخت، میزان سفارش، زمان تحویل، شرایط عرضه،خدمات بعد از فروش و قیمت، تصمیماتی بگیرد. با توجه به هر یک از این شرایط و این که چه تعداد افراد در تصمیم گیری مشارکت می کنند، نوع و ترتیب این تصمیم گیری ها تغییر می کند.

برخی از شرکتهای خریدار ترجیح می دهند مجموعه نیازهای اقلام مورد نیاز خود را به صورت یکجا، از یک فروشنده خریداری نمایند. این شیوۀ خرید را که خرید سیستمی می نامند به وسیلۀ سازمان های دولتی انجام
می شود. یک نهاد یا سازمان دولتی، به جای این که قطعاتی را از تولیدکنندگان و شرکت های مختلف بخرد با یک شرکت قرارداد امضا می کند و از آن می خواهد تمام قطعات مورد نیاز را تهیه و مونتاژ کند و به صورت یک بسته کامل یا سیستم ارائه نماید.

شرکتهای فروشنده به صورت فزاینده ای متوجه شده اند که شرکت های خریدار از این روش استقبال می کنند و آن را به عنوان یکی از ابزارهای بازاریابی مورد استفاده قرار می دهند. فروش سیتمی دو مرحله دارد: نخست،
عرضه کننده مجموعه ای از محصولات وابسته به یکدیگر را عرضه می کند. برای مثال، شرکت تنها چسب
نمی فروشد بلکه سایر وسایلی را که بتوان با این چسب استفاده کرد و دستگاه های خشک کننده مربوطه را نیز عرضه می نماید. دوم، شرکت فروشنده سیستم، تولید، کنترل موجودی، توزیع و سایر خدماتی که برای به کارگیری محصول است به شرکت خریدار عرضه می نماید.

«فروش سیستمی» یکی از استراتژی های اصلی بازاریابی تجاری است که می توان بدان وسیله به موفقیت هایی دست یافت و مشتری یا خریدار را حفظ کرد. معمولاً قرارداد با شرکتی بسته می شود که می تواند بیشترین اقلام مورد نیاز مشتری را تأمین و عرضه نماید.

۲-۳-۴-۳-۲- مشارکت در فرایند خرید تجاری

در سازمان، واحد تصمیم گیرنده را «مرکز خرید» می نامند و این مرکز افراد و واحدهایی را که در فرایند تصمیم گیری مشارکت می نمایند،مشخص می کند. مرکز خرید در برگیرنده اعضای سازمان است که در فرایند تصمیم گیری خرید یکی از ۵ نقش زیر را ایفا می نمایند.

  • استفاده کننده: عضوی از سازمان است که از کالا یا خدمت مورد بحث استفاده می کند. در بسیاری از موارد، استفاده کننده پیشنهاد خرید می دهد و ویژگی های محصول را تعیین می کند.
  • تأثیرگذار: چنین شخصی بر فرایند تصمیم گیری خرید کالا یا خدمت اعمال نفوذ می نماید. او ویژگی های محصول را مشخص می نماید و برای ارزیابی محصولات پیشنهادی اطلاعات زیادی تهیه و ارائه می نماید. معمولاً افراد غنی یا متخصص می توانند تأثیرگذار باشند.
  • خریدار: یک مقام رسمی است که شرکت عرضه کننده محصول یا خدمت موردنظر را انتخاب می نماید و شرایط خرید را تعیین می کند. اگرچه خریدار در راه تعیین ویژگی های محصول کمک های شایانی می کند، ولی در امر انتخاب فروشنده و بستن قرارداد هم بیشترین نقش را ایفا می کند. در مورد خرید محصولات پیچیده، مقامات رده بالای سازمان در امر بستن قرارداد(مذاکره و چانه زدن) مشارکت فعال می نمایند.
  • تصمیم گیرنده: چنین شخصی دارای قدرت رسمی یا غیر رسمی است که می تواند شرکت عرضه کنندۀ موردنظر را تأیید کند. در مورد خریدهای جاری، معمولاً خریدار کسی جز تصمیم گیرنده نیست یا دست کم کسی است که مورد خرید را تأیید می کند.
  • مراقب: کسی است که جریان اطلاعاتی را که به دیگران می رسد، کنترل می نماید. برای مثال، نماینده خرید این اختیار را دارد که اجازه ندهد فروشنده یا افرادی که ما آنها را «مصرف کننده یا تصمیم گیرنده»نامیدیم، ملاقات کند. کسان دیگری که می توانند نقش مراقب را ایفا کنند عبارتند از : افراد فنی و منشی های مقامات سازمانی.

مرکز خرید یک واحد ثابت و رسمی نیست که در درون سازمان مستقر باشد، بلکه مجموعه ای از نقش هاست که افراد مختلف در مورد خرید اقلام گوناگون ایفا می کنند. در درون سازمان ترکیب یا اندازه مرکز خرید، با توجه به نوع محصول و شرایط خرید،فرق می کند. در مورد خریدهای عادی و روزمره، یک نفر، مثلاً کارپرداز می تواند نقش مرکز خرید را ایفا کند و تنها کسی است که در مورد خرید تصمیم می گیرد. در مورد خرید محصولات یا خدمات پیچیده بیش از بیست یا سی نفر که به واحدهای مختلف سازمان تعلق دارند، مرکز خرید را به وجود
می آورند. تحقیقی که در مورد خرید شرکت ها انجام شد، نشان داد که معمولاً خرید وسایل،ماشین آلات و لوازم به وسیله هفت نفر انجام می شود که سه نفر به سطوح مختلف مدیریت و چهار نفر به واحدهای مختلف سازمان تعلق دارند.

نتیجه یک تحقیق پیمایشی دیگر نشان داد که خریدها براساس تصمیمات تیم انجام می شود. بازاریابهای تجاری که در سطح جهانی مشغول هستند با سطوح بالاتری از اعمال نفوذ مراکز خرید روبه رو می باشندو در تحقیقی که فرایند تصمیم گیری خرید در ایالات متحده آمریکا، سوئد، فرانسه و آسیایی جنوب شرقی انجام شد، به این نتیجه رسید که خریداران ایالات متحده آمریکا (در مقایسه با همتایان خود در سایر کشورها) همانند عقابهای تیزپرواز و تنها عمل می کنند. در سوئد برای خرید بزرگترین تیم تشکیل می شود، در حالی که در ایالات متحد آمریکا چنین تیمی به ندرت مشاهد می شود (اگرچه شرکتهای ایالات متحد آمریکا و سوئد از نظر ترکیب جمعیتی، شباهتهای زیادی با هم دارند) سازمانهای سوئدی در تصمیم گیری برای خرید در مقایسه با سازمانهای سایر کشورها بر دیدگاه متخصصان فنی متعلق به شرکت و متعلق به عرضه کنندگان مواد اولیه، تأکید بیشتری می نمایند و به دیدگاه های آنها اعتماد زیادی دارند.

موجودیت مرکز خرید به صورت چالش یا مسأله ای بزرگ در برابر بازاریابها قرار می گیرد. بازاریاب تجاری باید بداند چه کسانی در خرید محصول یا خدمت تصمیم می گیرند، اثرگذاری هریک تا چه اندازه است و این افراد از چه معیارهایی استفاده می کنند. برای مثال، شرکت بین المللی باکستر که در زمینه ی امور بهداشتی، محصولات و خدماتی ارائه می کند، این محصولات را به بیمارستانها و بخشهای جراحی عرضه می کند. بازاریابهای شرکت تلاش می کنند ببینند چه کسانی در مورد خرید این وسایل تصمیم می گیرند. در بیمارستانها معمولا یک نفر به نام معاون خرید و یک نفر از اتاق عمل و جراحی در این باره تصمیم می گیرند. هریک از این افراد نقش خاصی ایفا می کند. معاون خرید، محصول مورد نظر را تجزیه و تحلیل می کند که باید چه نوع کالایی را خرید. پس از این که او در مورد خرید محصولات یک بار مصرف اعلان نظر کرد، کارکنان اتاق عمل این محصولات و قیمتها را با هم مقایسه می کنند و تصمیم می گیرند. کارکنان اتاق عمل معمولاً به طرح و قیمت تمام شده یا کیفیت اقلام مورد نظر توجه می کنند و چیزهایی را می خرند که شرکت تولیدکننده با کمترین قیمت عرضه کند. سرانجام، جراحان، پس از مصرف اقلام خریداری شده، نظر موافق یا مخالف خود را اعلان خواهند کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:09:00 ب.ظ ]




ارزش‌ها:

نوعی باورند که براساس آن‌ ها مشخص می‌شود چه چیز مطلوب و خوب است (مانند آزادی بیان) و چه چیزی نامطلوب و بد است (مانند تقلب)(فرنچ و بل، ۱۳۸۵، ۴۰).

۲-۱-۳-۲ فرهنگ :

واژه‌ی فرهنگ از ریشه‌ی لغوی فعل «کشت کردن» می‌باشد. در زیست‌شناسی، سلول‌ها در محیط رشد می‌یابند. در مردم‌شناسی گاهی فرهنگ به روش‌های زندگی که مردم در آن زندگی می‌کنند، اطلاق می‌گردد. در رفتار سازمانی عبارت فرهنگ در جنبه‌های محدودتری هم‌چون ارزش‌ها و اعتقادات و نگرش برنامه‌ریزی شده، مورد استفاده قرار می‌گیرد (دیانا[۲]، ۱۹۹۵، ۲-۳).

تعاریف متعددى از فرهنگ ارائه شده است که متجاوز از ۱۶۰ تعریف است. یکى از اولین تعاریف نسبتاً جامع از فرهنگ درسال ۱۸۷۱ توسط تایلور[۳] ارائه شده است. این مردم شناس انگلیسى اعتقاد داشت که فرهنگ عبارت است از مجموعه پیچیده‌اى از علوم، دانش‌ها، هنرها، افکار، اعتقادات، قوانین و مقررات، آداب و رسوم، سنت‌ها و به طور خلاصه کلیه آموخته‌ها و عاداتى که یک انسان به عنوان عضو جامعه اخذ مى‌کند (ایران‌زاده، ۱۹۹).

تحقیق - متن کامل - پایان نامه

جدول (۲-۱): تعاریف متعدد فرهنگ از نظر متخصصان(محسنی،۱۳۷۵)

تعاریف منابع
یک نظام اعتقادی که بین افراد جامعه مشترک است. j.c.Sender
ارزش‌های قوی که به طور گسترده مشترک است. C.O.Reilly
کاری که ما در جامعه انجام می‌دهیم. T.E Deal&A.A.Ienndy
برنامه ریزی جمعی ذهن G.Hofstede
برداشت‌های جمعی J. Van mannen
مجموعه‌ای از باورهای مشترک و دائم از طریق ابزارهای متنوع نمادی منتقل می‌شود که در زندگی افراد ایجاد معنی و مفهوم می‌کند. J.M.Kouzes &B.Z.Psoner
الگوی مفروضات اساسی که یک گروه معین آن را ابداع و کشف می‌کند یا ارائه می‌دهد تا بیاموزد از عهده‌ی مسایل انطباق خارجی و یکپارچگی داخلی برآید. E.H Schein
پرورش، اصلاح، تصفیه، علایق، هیجانات، سلیقه و رفتار که منجر به ایجاد اندیشه‌ای نو و کردار نیز می‌شود. فرهنگ بزرگ و بستر
دانش، ادب، علم، معرفت، تعلیم و تربیت و آثار علمی  وادبی یک قوم یا ملت فرهنگ فارسی عمید
الگوی اندیشه و رفتار R.Benedict
     

 

در زمینه «فرهنــگ» تعـاریف متعدد دیگری نیز وجود دارد که در زیر به پنج دسته از این تعاریف اشاره شده است .

    • تعاریف تاریخی که تأکید این تعاریف بر میراث اجتماعی است و توسط ساترلند و وودوارد در سال ۱۹۴۰ ارائه شده است: «فرهنگ، شامل هر آن چیزی است که بتواند از نسلی به نسل دیگر رسانده شود».

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  • تعاریف روان‌شناختی که توسط پانگ بیان گردیده است: «فرهنگ متشکل از تصورات، نگرش‌ها، عادت‌های مشترک و کمابیش یکسان شده می‌باشد که در جهت نیازهای آدمی پرورانده شده است».
  • تعاریف ساختاری که تأکید بر الگوسازی یا ساختار فرهنگ دارد و توسط ویلی بیان شده است: «فرهنگ سیستمی است از الگوهای عادتی و پاسخ‌گو که با یک‌دیگر همبسته هستند».

۴- تعاریف هنجاری که تأکید آن بر قاعده و روش است و توسط «ویسلر» در سال ۱۹۲۹ ارائه شده است: «فرهنگ آن شیوه زندگانی است که یک اجتماع یا قبیله از آن پیروی می‌کنند».

۵- تعاریف تشریحی که بر عناصر تشکیل دهنده‌ی فرهنگ تاکید دارد و توسط تیلور در سال ۱۹۷۱ بیان شده است: «فرهنگ با تمدن کلیت درهم بافته‌ای است شامل دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هر گونه توانایی است که آدمی به عنوان عضوی از جامعه به دست می‌آورد» (حقیقی و همکاران، ۱۳۸۴).

ادگار شاین معتقد است که فرهنگ خاصیتی از گروه است. هر گاه در گروهی تجربه مشترکی گرد آید، فرهنگی در آن جوانه می‌زند (محجوب، ۱۳۸۳). برخی ابعاد فرهنگی را می‌توان به آسانی شناخت، اما اگر فرهنگ را به دریایی تشبیه کنیم شناخت دیگر ابعاد فرهنگی نیازمند آن است که به عمق این دریا فرو رویم (توسلی،۱۳۸۷، ۹۹). به طورکلی فرهنگ سازمانی دارای دو بعد است، اول باورهای راهنما که مربوط به باورهای مدیران عالی سازمان است و جهت حرکت سازمان و باورهای روزمره کارکنان را تعیین می‌کند و دوم باورهای عمومی و روزمره که مربوط به همه‌ی کارکنان است و ریشه در فرهنگ عمومی جامعه دارد .

از نظر زیگفرید فرهنگ روح اجتماع است و هر جامعه‌ای را از سایر جوامع متمایز می‌کند. در کتاب «روح ملت‌ها» وی با مطالعه شاخص‌ترین وجه فرهنگی هر یک از جوامع، انضباط آلمانی، هوشمندی و ابتکار فرانسوی، سرسختی انگلیسی، بالندگی آمریکایی و سازگاری ایرانی را به عنوان ویژگی‌های ممیزه این ملت‌ها معرفی کرده است (بنی اسدی، ۱۳۸۵). البته «سازگاری» در پی اصلاح و  بهبود جامعه و محیط زیست نیست بلکه در برابر محیط، تسلیم و اسیر است و به این ترتیب، سازگاری به طور ریشه‌ای آثار منفی و مخربی دارد (عیسایی و همکاران، ۱۳۸۵). در واقع فرهنگ سازمانی با معرفی الگوهای رفتاری مطلوب به کارکنان، می‌تواند رفتار آن‌ ها را کنترل کند (محمودی، ۱۳۸۴). اهمیت فرهنگ سازمانی در شکل دادن به رفتار کارکنان و اتصال تعهد دورنی آن به حدی است که می‌تواند همانند یک سازمان غیررسمی در افراد نوعی تعهد واحساس مسئولیت به وجود آید.

عکس مرتبط با محیط زیست

فرهنگ، عبارت است مجموعه‌ای از ارزش‌ها، باورها، درک و استنباط و شیوه‌های تفکر یا اندیشیدن که اعضای سازمان در آن‌ ها وجوه مشترک دارند و همان چیزی است که به عنوان یک پدیده‌ی درست به اعضای تازه‌وارد آموزش داده می‌شود و نمایان‌گر بخش نانوشته و محسوس سازمان است (دفت، ۱۳۷۷، ۶۳۱).

ما با فرهنگ به دنیا نمی‌آییم، بلکه در اجتماعی به دنیا می‌آییم که خود، فرهنگش را به ما می‌آموزد. ما فرهنگ را از کسان دیگری که در اطراف ما یا در محیط ما هستند، یاد می‌گیریم. علاوه بر این، فرهنگ از بسیاری از لایه‌های به‌ هم مرتبط تشکیل یافته است. اگر لایه‌ای تغییر یابد، سایر لایه‌ها نیز متأثر می‌شوند (شرمورهورن،۱۳۷۶،۵۱).

فرهنگ الگویی از مفروضات بنیادی است که در فراگرد تجربه و رویارویی با دشواری‌های نهفته در سازگاری بیرونی و یکپارچگی درونی، از سوی گروهی معین ساخته، کشف شده، یا پدید می‌آید (بیک‌زاد،۱۳۷۶،۸۰).

هافستد، فرهنگ را برنامه‌ریزی جمعی می‌داندکه بین اعضای یک گروه یا منطقه مشترک بوده و عامل تمایز با اعضای سایر ملل است.

سازمان: عبارت است مجموعه‌ای از افراد که برای تحقق اهدافی معین با هم همکاری می‌کنند (رضائیان، ۱۳۸۵، ۱۰).

۱culture

[۲] Diana

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:09:00 ب.ظ ]




فرهنگ سازمانی دارای کارکردها، وظایف و یا نقش‌های متفاوتی است که به طور خلاصه عبارتند از:

کنترل رفتار؛

برقراری ثبات در شیوه‌های انگیزش (استحکام در تشویق‌ها)؛

هویت بخشی (فراهم کردن منبعی برای تعیین هویت) (www.cba.uri.edu).

آن‌گونه که رابینز در کتاب «مدیریت رفتار سازمانی» خود آورده است: فرهنگ، تعیین کننده مرز سازمانی است یعنی سازمان‌ها را از هم تفکیک می کند؛

نوعی احساس هویت در وجود اعضای سازمان تزریق می‌کند؛

فرهنگ سازمانی باعث می‌شود که در افراد نوعی تعهد نسبت به چیزی به وجود آید که آن چیز بیش از منابع شخصی فرد است؛

فرهنگ سازمانی موجب ثبات و پایداری سیستم اجتماعی می‌شود. فرهنگ ازنظر اجتماعی هم‌چون چسبی به حساب می آید که می تواند ازطریق ارائه استانداردهای مناسب (در رابطه با آن‌چه باید اعضای سازمان بگویند یا انجــام دهند)، اجزای سازمان را به هم متصل می کند؛

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

فرهنگ به عنوان یک عامل کنترل به حساب می‌آید که موجب به وجود آمدن یا شکل دادن به نگرش‌ها در رفتار کارکنان می‌شود. به طوری که شایستگی و تناسب فرد در سازمان، تناسب نگرش‌ها و رفتار فرد با فرهنگ سازمانی موجب می‌شود که فرد بتواند به عنوان عضوی از سازمان درآید (رابینز، ۱۳۷۴).

فرهنگ سازمانی وظایف چندی را بر عهده دارد. نخست آن که به اعضای خود هویت می‌بخشد، به عبارت دیگر افراد سازمان افتخار کنند که در یک چنین سازمانی و برای هدف‌های آن تلاش می‌کنند. دومین وظیفه فرهنگ سازمانی آن است که تعهد و مسئولیت جمعی را تسهیل کند. هم‌چنان که گفته شد تعهد پیگیری بی‌وقفه هدف است و بیان‌گر میزان عجین شدن فرد با هر کاری است انجام می‌دهد. سومین وظیفه فرهنگ سازمانی افزایش ثبات سیستم اجتماعی است. چهارمین وظیفه فرهنگ سازمانی شکل‌دهی رفتار اعضای خود با معنی بخشیدن به کارشان است. پنجمین وظیفه فرهنگ سازمانی تقویت حس همکاری به جای رقابت است (رضائیان، ۱۳۸۵، ۲۹۶-۲۹۴) شکل(۲-۲).

                                             شکل(۲-۲): کارکردهای فرهنگ سازمانی

 

       
       
 



هویت سازمانی




شکل‌دهی رفتار اعضا

 




ثبات اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲-۱-۵-۲ عوامل مؤثر و تاثیر گذار بر فضای فرهنگ سازمانی

فضای سازمانی یک نظام بوجود آمده از اجزاء به هم پیوسته می‌باشد، تغییر در تعدادی از این اجزاء بر همه اجزاء دیگر اثر می‌گذارد. باور و اعتقاد بر این است که آگاهی از چگونگی کار این نظام برای نفوذ بر فضای سازمانی تاثیر بنیادی دارد (طوسی، ۱۳۷۴) (شکل شماره ۲- ۲). برای ساده کردن این کار، این مدل تنها مهم‌ترین عناصر کل نظام را مشخص می‌کند، سه بخش عمده‌ی نظام فرهنگ سازمانی به این شرح است:

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

  • عوامل تعیین کننده بر فضای فرهنگی سازمان :

نیروهایی که بر فضای سازمان تاثیر می‌گذارند عبارتند از: نظام‌های مدیریت، رفتار فردی مدیر، ارزش‌ها و هنجارهای گروه کار.

  • سیمای فضای فرهنگی سازمان:

مجموعه‌ای از ۶ مشخصه‌ی معتبر آماری است که به توصیف فضای کنونی در سازمان می‌پردازد.

  • آثار و پیامدها :

سه پیامد فضای فرهنگی سازمان عبارتنداز: برانگیختن و انگیزش، تندرستی کارکنان و نگهداری آنان در سازمان و عملکرد سازمانی .

شکل(۲-۳): عوامل مؤثر و تاثیر گذار بر فضای فرهنگ سازمانی

۲-۱-۵-۳ تاثیر محیط روی فرایند مدیریت فرهنگ سازمان

واقعیت این است که هر سازمانی محاط در نظامات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، قانون‌گذاری، اقتصادی و تکنولوژی می‌باشد. نظامات محیطی هر کدام روی سازمان‌ها، تقاضا و محدودیت‌هایی را اعمال می‌کند. آن‌ ها روی نظامات درون سازمانی به ویژه مدیریت فرهنگ سازمان نفوذ دارند. در واقع اعتقادات، ارزش‌ها و الگوهای اساسی رفتار در سازمان‌، متاثر از فرهنگ حاکم در جامعه می‌باشد. زیرا اهداف سازمان‌ها در راستای اهداف حکومت در جامعه شکل می‌گیرد و هم‌چنین افراد سازمان نیز چندین سال سابقه القای فرهنگ جامعه را دارند و با یک مجموعه اعتقادات و ارزش‌ها وارد سازمان می‌شوند و با توجه به موقعیت اجتماعی و سازمانی آن‌ ها می‌توانند روی فرهنگ سازمان نفوذ کنند (شکل ۲-۴ ).

عکس مرتبط با اقتصاد

هم‌چنان که شکل مربوطه نمایش می‌دهد فرهنگ جامعه روی سازمان‌ها نفوذ دارد، هم‌چنین فرهنگ حاکم بر سازمان‌ها نیز روی فرهنگ جامعه تاثیر می‌گذارد. زیرا امروزه جامعه شامل مجموعه‌ای از سازمان‌ها و افراد آن‌ ها می‌باشد. بعضی از دانشمندان مدیریت اعتقاد دارند که اگر در جامعه تغییرات فرهنگی گسترده‌ای صورت بگیرد و سازمان نیز ارزش محور باشد تغییرات ارزش‌های فرهنگی در سازمان ضروری است (ایران‌زاده، ۱۳۹۰).

شکل(۲-۴): ارتباط بین محیط و سازمان

۲-۱-۵-۴ فضای فرهنگ ملی

فرهنگ ملی در ارتباط با فرهنگ سازمانی عبارت است از، مجموعه پاسخ‌هایی که هرجامعه برای مسائل گوناگونش پیدا می‌کند که بر تجربیات نسل‌های گذشته قرار دارد و یا از طریق دست‌یابی به توانایی‌ها و ذخیره‌های تازه حاصل آمده است و به طور کلی بستری است که در آن تجربیات، الگوها و قالب‌های رفتاری، ذهنیت‌ها، ارزش‌ها، هنجارها، کدها و نمادهایی شکل می‌گیرد که به نوعی بر فعالیت‌ها و فرهنگ سازمان تاثیر می‌گذارند. این مجموعه از طریق یادگیری، فرهنگ‌پذیری و جامعه‌پذیری انتقال می‌یابد و جهت دهنده‌ی فرهنگ سازمانی مطلوب است و می‌تواند فرهنگ مناسب سازمانی را تسهیل و حمایت کند یا متوقف سازد یا کند سازد (ایران‌زاده، ۱۳۹۰).

به طور کلی فرهنگ مناسب، فرهنگی است نو و بسیار پویا که محصول آمیزش و برخورد فرهنگ‌هاست و مجموعه‌ای است از ارزش‌ها و باورهایی که با یکدیگر رابطه‌ی تنگاتنگ دارند و یکدیگر را تقویت می‌کنند. این مجموعه به هیچ کشوری تعلق ندارد و در واقع حاصل تجربیات موفق تمام جوامع بشری است. از طرف دیگر فقدان این عوامل باعث می‌شود تا صنعت قوام پیدا نکند و از بهروری[۱] بالا بر خوردار نباشد که نتیجه‌ی آن از یک‌سو به صورت کیفیت[۲] پایین کالاها و قیمت تمام شده‌ی بالا و از سوی دیگر نابسامانی واحدها و نبود نظام‌ مدیریتی صحیح و عملی، تجلی پیدا خواهد کرد (همان منبع).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:09:00 ب.ظ ]




عواملی که در این قسمت معرفی می‌شوند؛ عوامل اصلی و عمده موثر برفرهنگ می‌باشند که به اعتبار مطالعات انجام شده در فرهنگ کشور ایـــران تشخیص داده شده‌اند.

این عوامل عبارتنداز: (بازرگان، ۱۳۵۴)

۲-۱-۵-۴-۱ -۱ اوضاع اقلیمی

السورت هانینگتن تاثیر عوامل آب و هوا در فعالیت‌های مختلف انسان قاطع و یقین‌کننده و حتی فعالیت‌های فکری انسان را محصول آب و هوا می‌دانست. ابن خلدون نیز از افرادی بود که به تاثیر عمیق آب و هوا در همه‌ی فعالیت‌های انسانی اعتقاد داشت. وی در بیان نظریات خود معتقد بود حرکت و اقلیم باعث می‌شود که انسان‌ها رفتار و افکار خاصی از خود بروز دهند (ایران‌زاده،۱۳۹۰) شکل(۲-۵).

شکل(۲-۵): اوضاع اقلیمی

۲-۱-۵-۴-۱ -۲ موقعیت جغرافیایی

الگوی روابط سیاسی و تجاری کشور که خود از عوامل تعیین کننده فرهنگ می‌باشد وابسته به موقعیت جغرافیایی کشور است. قرار داشتن در یک منطقه سوق‌الجیشی از نظر سیاسی یا دور بودن از این گونه مناطق، هم‌مرز بودن با همسایه‌های قوی یا ضعیف، قرارداشتن در مسیرهای تجاری یا دور بودن از این مسیرها، از جمله عواملی هستند که از مشخصات موقعیت جغرافیایی هر کشور محسوب می‌شود (دورانت،۱۳۵۶).

۲-۱-۵-۴-۱-۳ مذهب

مذهب یک ملت، روح آن ملت و جایگاه اصلی ارزش‌ها و هنجارهای آن ملت است میان مذهب و جامعه (مذهب الهی و غیر الهی) یک دادوستد همیشگی وجود دارد. در واقع با این دادوستد جامعه و مذهب مکمل یکدیگر می‌شوند. این دادوستد پاسخ به نیازهای روحی و اخلاقی جامعه توسط مذهب و وفاداری جامعه به مذهب می‌باشد. هر گاه این دادوستد انجام نگیرد یا خللی در آن وارد شود، مذهب به گوشه معابد و پرستشگاه پناه می‌برد و در جامعه نیز به نوبه‌ی خود از آن کناره‌گیری می‌گیرد. این تذکر لازم است که منظور مذهب در این قسمت، برداشت جامعه از دین یا آیین الهی می‌باشد نه واقعیت آن آیین یا دین الهی (شفتی،۱۳۷۵) .

۲-۱-۵-۴-۱-۴ نظام حاکم بر جامعه (در سطح خرد و کلان)

منظور از نظام حاکم بر تمامی ساختارها و نهادهای جامعه از خانواده و سازمان تا دولت حاکم می‌باشد. علی‌رغم تفاوت‌هایی که بین نظام‌های حاکم بر یک جامعه وجود دارد به طور معمول روح و ساختار نظام‌ها از خرد تا کلان در یک جامعه یکسان و مشابه است.  به عنوان نمونه اگر در یک جامعه‌ای دولت حاکم، دولتی مستبد باشد، معمولاً نظام خانواده نظامی استبدادآمیز خواهد بود. هم‌چنین نهادهای شغلی آن جامعه نیز معمولاً به صورتی مستبدانه مدیریت می‌شوند. این مسئله کم و بیش در مورد تمامی جوامع به‌ خصوص جوامع قدیمی‌تر صدق می‌کند ( شفتی، ۱۳۷۵).

۲-۱-۶ جمع بندی و پیشنهادات و ارائه یک مدل

با توجه به مطالبی که بیان شد؛ می‌توان گفت، که «مدیریت فرهنگ سازمانی فرایندی است که به طور مداوم به شناسایی فرهنگ موجود و فرهنگ مطلوب سازمانی پرداخته و به این منظور تغییر فرهنگ موجود و توسعه و پرورش‌ ارزش‌ها و الگوهای رفتاری مطلوب اقدام شود. این فرایند تاثیر فرهنگ محیط سازمانی نیز می‌باشد» (ایران‌زاده،۱۳۹۰).  فرایند مذکور در شکل شماره( ۲-۶)  نمایش گذاشته شده است.

 

 

 

 

 

شکل ( ۲-۶): مدل فرهنگ سازمانی

حال پس از بررسی جنبه های مختلف فرهنگ سازمانی، به بررسی پدیده فساد اداری می‌پردازیم.

۲-۲ بخش دوم: فساد اداری

۲-۲-۱ مقدمه

متاسفانه معضل فساد اداری، در ادارات دولتی بسیاری از کشورهای جهان رواج دارد و با وجود تصوّر اکثر مردم، فساد اداری فقط مختص کشورهای در حال توسعه نیست. حتی در کشورهای صنعتی پیشرفته نیز مواردی از ارتشاء و اختلاس هر چند وقت یک بار کشف و از طریق رسانه‌ها منعکس می‌گردد. در کشورهای رو به رشد، دولت‌ها، مسئولیت‌ها و وظایف گسترده‌ای بر عهده دارند و دامنه فعالیت‌های دولت به مراتب گسترده‌تر از کشورهای صنعتی است. این امر همراه با تفاوت‌های موجود در نظام سیاسی، دو دلیل اصلی رواج بیشتر فساد اداری در کشورهای رو به رشد تلقی می‌شود (حبیبی، ۱۳۷۵، ۶).

برخی از محققان، فساد اداری را مجموعه‌ای از اقدامات کارمندان و مسئولان دولت می‌دانند که اولاً به «منافع عمومی[۱]» لطمه بزند و ثانیاً هدف از انجام دادن آن رساندن فایده به عامل (کارمند اقدام کننده) یا به شخص ثالثی که عامل را برای انجام این اقدام اجیر کرده است، باشد (فرج‌پور،۱۳۸۳،۱۱).

پدیده فساد به دلیل این که رقابت‌پذیری را دشوار و تخصیص بهینه منابع را دچار اختلال می‌کند، ضد رشد قلمداد می‌شود. به طور کلی، در اجرای سیاست‌گذاری‌های اقتصادی، سه عامل اساسی را می‌توان به طور مشخص «ضد رشد» قلمداد کرد:

عکس مرتبط با اقتصاد

  • گستردگی فعالیت‌های دولت در امور اقتصادی؛
  • شفافیت اندک، یا عدم شفافیت و به تبع آن، عدم پاسخ‌گویی مدیریت دولتی؛[۲]
  • تضعیف ثبات، قانون‌مندی و رقابت پذیری محیط فعالیت‌های اقتصادی.

این عوامل که همگی ریشه در ضعف یا فقدان شفافیت نظام اداری دارند، و ایفا و سیاست‌گذاری‌های اقتصادی حاکمیت را با مشکل مواجه می‌کند و در نتیجه دولت‌مداری، یا به نحوه‌ی انجام مسئولیت‌های حکومتی توسط دولت (حکمرانی و یا زمامداری) را تضعیف و گاه غیرممکن می‌سازد. دولت‌مداری ضعیف نیز به نوبه‌‌‌‌ی خود انگیزه و امکان فساد را تقویت می‌کند.

۲-۲-۲ تعاریف فساد اداری

۲-۲-۲-۱ فساد چیست؟

فساد یعنی هرگونه فعل یا ترک فعلی است که توسط هر شخص حقیقی یا حقوقی به صورت فردی، جمعی یا سازمانی که عمداً و با هدف کسب هرگونه منفعت یا امتیاز مستقیم یا غیرمستقیم برای خود یا دیگری، با نقض قوانین و مقررات کشوری انجام پذیرد یا ضرر و زیانی را به اموال، منافع، منابع یا سلامت و امنیت عمومی و یا جمعی از مردم وارد نماید. نظیر رشاء، ارتشاء، اختلاس، تبانی، سوءاستفاده از مقام یا موقعیت اداری، سیاسی، امکانات یا اطلاعات، دریافت و پرداخت‌های غیرقانونی از منابع عمومی و انحراف از این منابع به سمت تخصیص‌های غیرقانونی، جعل، تخریب یا اختفاء اسناد و سوابق اداری و مالی (قانون ارتقاء سلامت نظام اداری و مقابله با فساد کشور ، ۷/۸/۱۳۹۰).

فساد به سوءاستفاده از قدرت برای کسب منفعت شخصی یا منفعت گروهی اشاره دارد. فساد تجلی نوعی از مقامات دولتی (خواه سیاست‌مداران و خواه مستخدمان کشور ) است که در آن به طور نادرست و غیر قانونی با بهره گرفتن از قدرت عمومی[۳] محول شده به آن‌ ها خود و نزدیکانش را غنی می‌سازند ( استیپن هارست و لانگست[۴]، ۱۹۹۷، ۳۱۳).

فساد اداری نیز به عنوان یکی از عمومی‌ترین اشکال فساد پدیده‌ای است که مرزهای زمان و مکان را در نوردیده و با این ویژگی نه به زمان خاصی تعلق دارد و نه مربوط به جامعه خاصی می‌شود.

فساد اداری، ابزاری نامشروع در برآوردن تقاضاهای نامشروع از نظام اداری است (اسکوت[۵]، ۱۹۷۳). فساد اداری که به آن فساد مالی سطح پایین یا سطح خیابانی گفته می شود، همان است که هر روز دربرخورد با مدیران عمومی در بخش هایی مانند بیمارستان‌ها، مدارس، پلیس و گمرک و مواردی ازاین قبیل رخ می‌دهد (منصورنژاد، ۱۳۸۸). محققان معتقدند فساد زمانی نمایان می‌شود که مرز تعریف شده و مشخصی بین سیاست‌های اقتصادی کشور و تجارت های بخش خصوصی وجود نداشته باشد (لوین و ساتارف[۶]، ۲۰۰ ).

فساد اداری عبارت است از مجموعه تصمیمات، طرح‏ها، شیوه‌ها، کارها، گزینش‌ها و روابطی که توسط کارمندان در محیط و نظام اداری برخلاف منافع عمومی کشور و گاه برخلاف قوانین حاکم بر جریان امور اداری و برخلاف اهداف و منافع جامعه به وقوع می‏پیوندد و موجب تباهی شفافیت و منافع عمومی می‌شوند. مسخ معیارهای حرفه‌ای، نفی لیاقت‌ها و مسلط نمودن ملاک دینی و ایدئولوژیک و دفاع منافع و امتیازات گروه‌های اجتماعی و اداری خاص، از ویژگی‌های این فساد است. بهره‌گیران از این فساد اداری، در جستجوی امضاء مدیران و بوروکرات ها ریز و درشت هستند تا تامین منافع کنند. این امضاءها با رشوه و امتیازات گوناگون گره خورده و هرگونه عدالت و بی‌طرفی اداری را نابود می‌کنند، هنجارشکنی را افزایش داده و روحیه تخطی از هرگونه قواعد اجتماعی را افزایش می‍‌‌دهند. بنابراین از بنیاد فساد «قانونی» در برابر دمکراسی نهادینه شده است. ولی آن‌جا که قواعد به عملکرد عادی جامعه بر می‌گردد نیزمانند تخلف درقواعد رانندگی و کنکور دانشگاهی و یا تقسیم ارث، در فضای فساد آلوده، تاب تحمل نیاورده و قربانی رشوه و ساخت و پاخت می‌گردد ( www.modiriran.ir).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

وجه اشتراک اغلب تعاریف ارائه شده درباره‌ی فساد دستگاه‌های دولتی را می‌توان رشوه و سوءاستفاده از موقعیت‌های شغلی برای نفع شخصی دانست. پیامدهای فساد اداری نیز در قالب معضلاتی مانند اختلاس، کلاه‌برداری، پارتی بازی، بی‌عدالتی، باج خواهی، ایجاد نارضایتی برای ذی‌نفعان، سرقت اموال و دارایی‌های سازمان، فروش اطلاعات محرمانه و مواردی از این قبیل پدیدار می‌گردد (صبوری ،۱۳۷۸). صاحب نظران علوم اقتصاد و مدیریت به مسائل فساد توجه بسیاری داشته و آن را از نظر درجه بندی در اعماق آسیب شناسی اجتماعی قرار می دهند ( هوشمندیار،۱۳۷۸). چنان‌چه بخواهیم فساد را در قالب یک معادله ارائه دهیم، این معادله بدین صورت خواهد بود ( هچ ماری جو، ۱۳۸۸).

پاسخ‌گویی و شفافیت -  قدرت پنهانکاری + انحصار = فـــــــساد

بسیاری از محققان این حوزه (تاتری، فریمن و جاکویست، کالنسیس) نیز فساد را عموما سوءاستفاده از اختیارات عمومی برای کسب سود شخصی تعریف کرده‌اند (چیونگ وچان[۷]،۲۰۰۸). در پیش‌نویس کنوانسیون مبارزه با فساد در سال ۲۰۰۳ در وین، موارد مهم در تعریف فساد این گونه آمده است:

  • ارتکاب اعمالی که نشانگر اجرای ناسالم وظیفه یا سوء استفاده از منصب باشد؛
  • داشتن هدف برای رسیدن به یک امتیاز خاص؛
  • پیشنهاد و یا مطالبه امتیاز به صورت مستقیم یا غیرمستقیم؛
  • داشتن نفع برای کارگزار یا دیگری (ربیعی،۱۳۸۳)

فساد یک مشکل جهانی است، با توجه به گزارش شفافیت بین‌الملل بر تمامی بخش‌های جامعه از ساخت (فرانسه)، آموزش و پرورش (اوگاندا)، پلیس (مالزی)، قوه قضاییه (برزیل، بورکینافاسو، اکوادر و نپال) و حتی کلیسا (یونان) اثر می‌گذارد (کسینا[۸]، ۲۰۰۸، ۲۲۳).

در واقع می‌توان گفت فساد اداری پدیده‌ای هم‌زاد حکومت است. یعنی از زمانی که فعالیت‌های بشر شکل سازمان یافته و منسجمی به خود گرفت از همان زمان فساد اداری نیز هم‌چون جزء لاینفکی از متن سازمان ظهور کرده است. بنابراین می‌توان فساد را فرزند ناخواسته‌ی سازمان تلقی کرد که در نتیجه تعاملات گوناگون در درون سازمان و نیز به مناسبت تعامل میان سازمان و محیط آن به وجود آمده است.

۱ Public Interest

۲ Public Management

۱Public power

[۴] Stapenhurst & Langeth

[۵] scott

[۶] Levin& Satarov

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:08:00 ب.ظ ]




در نظام سیاسی اسلام با عنایات به این که اختیارات دولت بر مبنای قانون الهی کسب می‌گردد دولت و دولت‌مردان می‌بایست بر مبنای همان قانون الهی برابر خدا و مردم مسئول و پاسخ‌گو باشند و نیز پاسخ‌گو بودن در مقابل مردم نه تنها متعارض با پاسخ‌گویی در مقابل خداوند نیست بلکه در طول آن و مکمل آن است.  بر اساس حدیث متفق القول در کتاب صحیح البخاری، پیغمبر اکرم حضرت محمّد - صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّم - می‌فرمایند: کُلّکُم راعٍ وکُلّکُم مَسؤولٌ عَن رَعیَتِهِ؛ یعنی « همه‌ی شما شبانید، و هر کدام شما از رعیت خود پرسیده می‌شوید».

بنابراین دین مبین اسلام که حکومت را به عنوان امانتی در دست حاکمان و کارگزاران حکومت می‌داند نظارت بر چگونگی استفاده و نگهداری این امانت و ضرورت پاسخ‌گویی در قبال این امانت را از مسلّمات مبانی سیاسی اسلام به شمار می‌آورد.

۲-۲-۴ انواع فساد

می توان فساد را در دو مقوله‌ی کلی زیر تقسیم بندی کرد:

الف) فساد جزئی[۱]: به افزونه‌خواهی‌هایی جزئی اشاره دارد که کارکنان دولت براثر پایین بودن حقوق و دستمزدشان برای پرداخت هزینه‌های خانواده‌ی خود از شهروندان دریافت می‌کنند؛

ب) فساد کلان[۲]: توسط آن دسته از مقامات عالی رتبه‌ی دولتی صورت می‌گیرد که در زمینه‌ی انعقاد قراردادهای  دولتی بزرگ تصمیم می‌گیرند (دانایی فرد، ۱۳۸۸).

«هیدن همیر[۳]» محقق علوم سیاسی فساد اداری را به سه گونه تقسیم می‏کند:

  • فساد اداری سیاه: اقدامات و تصمیماتی که از نظر دولت و مردم مورد انتقاد می‌باشند و عامل آن باید تنبیه شود. کلاه‌برداری‌های بزرگ اداری و یا دریافت رشوه برای نادیده گرفتن معیارهای ایمنی در احداث مسکن و… نمونه‌هایی این‌گونه فساد است.
  • فساد اداری خاکستری: اقدامی که از نظر دولت محکوم است ولی جامعه نسبت به آن بی‌تفاوت است. عدم پرادخت مالیات توسط مردم، ازجمله اقدامات در این زمینه است.
  • فساد اداری سفید: اقدامی که بطور رسمی مخالف قانون است ولی انجام آن از نظر دولت و جامعه زیاد با اهمیت نمی‌باشد. پارتی بازهای رایج اداری در این گروه اقدامات جای دارند.

ازنظر دور نباید داشت که فساد سه گانه بالا با ابعاد گوناگون زیر ترکیب شده و بروز می‌کنند. اول این که فساد خرد یا اخذ رشوه‌های خرد از جانب اغلب کارکنان دولتی که در شرایط مشکلات زندگی برای کسب درآمد بیشتر صورت می‌گیرد. دوم فساد سازمان‌یافته که پایه نظام وکارکرد آن ا‌ست و در این حالت مقررات و قواعد اداری، هنجارهای رفتاری و سازمان‌ها با فساد منطق می‌گردند. سوم فساد بزرگ که بیان عملکرد مسئولان مهم دولتی و سیاست‌مداران بوده که برای کسب سودهای کلان در قراردادهای بزرگ کشوری و بین المللی اعمال نفوذ می‌کنند (www.modiriran.ir).

فساد به­ طور اعم و فساد اداری به طور اخص از ویژگی­های متعددی برخوردار است که آن را به یک موضوع قابل بحث تبدیل کرده است (ینگ، ۲۰۰۲؛ بن بان، ۲۰۰۴؛ دانایی فر، ۱۳۸۳).

    • فساد، مفهومی فرهنگ محور است. ممکن است دریافت هدیه یا پدیده­ای نظیر پدیده x در فرهنگ شرقی نوعی فساد تلقی شود ولی در فرهنگ غربی امری طبیعی تصور گردد یا بالعکس.
    • فساد از منظر اقتصاد و مدیریت دولت، عامل مثبتی نیز تلقی می­ شود: در واقع فساد اداری به گردش چرخه­های دولت و تولید کالاها و خدمات کمک می­ کند.

عکس مرتبط با اقتصاد

  • فساد، پدیده­ای فراگیر است. به عبارت دیگر، فساد در هر جا وجود دارد و در همه جنبه­ها می ­تواند بروز کند.

این ویژگی­ها نشانگر آن است که مدیران دولتی به سختی می­توانند فساد را کشف و شناسایی کنند. با وجود این فساد اداری موضوع قابل بحثی است که بسیاری از مدیران دولتی با آن مواجهند و بنابر دلایل زیر باید از آن پیشگیری و علیه آن مبارزه نمایند:

  • فساد منابع ارزشمند اقتصادی بخصوص وجوه سرمایه­ای را به درون فعالیت­های غیر مولد سوق می‌دهد و احتمال تحقق اهداف دولت را کاهش می­دهد.

فساد، دیگر منابع ارزشمند- نظیر زمان کارکنان بخش دولتی- را درون فعالیت­های غیر سازنده سوق می­دهد و موجب رنجش و سرخوردگی کارکنان و متصدیان امور در بخش دولتی می­ شود و بدین ترتیب کارایی سازمان را کاهش می­دهد.

  • چون فساد، پنهان و غیر قابل محاسبه است اساساً پدیده­ای است غیردموکراتیک و به فرآیندها و نمادهای دموکراتیک آسیب می­رساند (گراباسکی و لارمور، ۲۰۰۲، دانایی­فر، ۱۳۸۳).

در جامعه مصرفی امروز، رشد بی‌رویه‌ی نیازهای مادی و گرایش انسان‌ها به برطرف ساختن هرچه بیشتر نیازهای مادی سرعت بیشتری گرفته و در این میان پول، حرف اول را می‌زند. برای انسانی که امکان افزایش درآمد بیشتر برایش میسر نیست و راه‌های مشروع کسب درآمد بیشتر نیز بر او بسته است، چه راهی وجود دارد که او بتواند بر رفع نیازهای روبه رشد زندگی فائق آید؟ تحقیقات گوناگون صورت گرفته بر روی میزان نیاز و درآمد افراد جامعه به‌ویژه کارکنان، حکایت از این دارد که با گذشت زمان و افزایش بی رویه تورم در سال‌های اخیر، نه تنها سطح درآمد نتوانسته بر سطح نیازهای مادی غلبه کند، بلکه همان طور که نمودار (۲-۱) نشان می دهد، از حرکتی نزولی (نسبت به رشد نیازهای مادی) برخوردار شده است.

 

نمودار (۲-۱): سطح نیاز و درآمد

با شکل‌گیری چنین شرایطی، طبیعی به نظر می‌رسد که در عرصه رقابت‌های اجتماعی ناعادلانه، افراد تلاش کنند تا از طریق مسیرهای غیرمعمول و غیرقانونی به مقاصد و اهداف شخصی دست یابند که حکایت از یک جهش اجتماعی برای بروز فساد در جامعه است..

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

بر اساس گزارش سازمان شفافیت بین المللی[۴] که یک سازمان اجتماعی غیردولتی و غیرانتفاعی است که با تأکید بر اتخاذ رویکرد کل‌گرایانه وچندلایه در مبارزه با فساد، با لحاظ نمودن وجود تفاوت در کشورها، طراحی و مدیریت استراتژی مبارزه با فساد را در دستور کار خود داشته است در گزارش سال ۲۰۰۳ این سازمان، نام ایران برای اولین بار در این لیست قرار گرفت که بر اساس آن در میان ۱۳۳ کشور مورد بررسی، ایران امتیاز ۳ (امتیاز از ۰ تا ۱۰محاسبه شد که نزدیکی به صفر،  فساد بیشتر را نشان می دهد) و در ‌رتبه ۷۹  قرار گرفته بود. در همین رابطه انتشار گزارش سال ۲۰۰۴ این سازمان، وخامت موضوع فساد در کشور ما را بیش از پیش نمایان ساخته است. در این گزارش ایران رتبه ۸۷ را در بین ۱۴۶ کشور مورد ارزیابی کسب نمود و نمره آن از ۳ به ۹/۲ تنزل پیدا کرد و این روند همچنان ادامه داشت که در سال ۲۰۰۷ رتبه ۱۳۱ و نمره ۵/۲ را در بین ۱۸۰ کشور، در سال ۲۰۰۸ رتبه ۱۴۲ و نمره ۳/۲ را کسب نمود، در سال ۲۰۱۰ در بین ۱۷۸ کشور جهان با کسب نمره ۲/۲ رتبه ۱۴۶ و نهایتاً در سال ۲۰۱۱ در بین ۱۸۳ کشور با نمره ۷/۲ توانسته رتبه ۱۲۰ راکسب کند؛ که بیانگر  گسترده بودن پدیده فساد در فضای اجتماعی ایران است. نمودار(۲-۲) (سازمان شفافیت بین‌الملل، ۲۰۱۱).

نمودار (۲-۲): نمودار نمرات کسب شده کشور ایران

اگرچه جامعه ایران، جامعه‌ای توأم با گرایش‌های مذهبی و ملی است که هر دوی آنها فساد را پدیده‌ای زشت شناخته‌اند و همواره تاکید بر مبارزه با آن کرده‌اند، با این حال، شاهد هستیم که شیوع فساد در جامعه، مسیر بسیاری از پیشرفت‌هـــای اجتماعی و ملی را بسته و هزینه‌های هنگفتی را بر دوش کشور و در نهایت مردم گذاشته است که یکی از مهم‌ترین آنها در بعد کلان، افزایش فاصله طبقاتی میان طبقات اجتماعی غنی و فقیر است.

افزایش این فاصله طبقاتی در کشور را می‌توان به حرکت پله‌های برقی تشبیه کرد. برای درک بهتر علت گرایش به فساد، عده‌ای را تجسم کنید که بر روی یک پله برقی که به طرف بالا می‌رود، ایستاده‌اند و به راحتی به طرف بالا (برخورداری از رفاه و فرصت‌های اجتماعی عالی) می‌روند که این پله برقی فقط برای عده معدودی از افراد جامعه است. بقیه مردم که اکثریت آن را تشکیل می‌دهند نیز می‌خواهند به آن مرتبه بالا برسند، اما راهی ندارند به جز این‌که از روی پله برقی دیگری که به طرف پایین می‌آید با فعالیت و سرعت بسیار بیشتر حرکت کنند اما هرگز به آن نمی‌رسند مگر این‌که خود را از این قاعده خارج کنند. وضع کارمندان دولت و کارگران در جامعه امروز ایران شبیه به حرکت بر روی پله برقی از نوع دوم است. کارمندان و کارگران با همسران و فرزندانشان در مقابل خود، افراد زیادی را می‌بینند که در رفاه کامل از پله‌های دستیابی به رفاه استفاده می‌کنند. ازسوی دیگر، مرتباً از طریق تبلیغات، جنبه‌های گوناگون یک زندگی مرفه به آن‌ ها معرفی می شود. بنابراین، احساس عدم وجود عدالت اجتماعی در نگرش‌ها و ذهنیات آنها موجب می‌شود که اعتقاد به نظام اجتماعی (به قول دورکهایم: وجدان جمعی) کاهش یابد و به عبارت دیگر، کنترل روانی افراد بر روی رفتار خود کم شود. اگرچه در ایران برنامه های زیادی برای مبارزه با فساد طراحی و به اجرا درآمده است اما در این رابطه موفقیت اندکی حاصل شده است که می توان دو دلیل اصلی آن را چنین نام برد:

  • تلاش‌های صورت گرفته از سوی دولت و دستگاه‌های نظارتی دیگر به منظور مبارزه با فساد، سیستماتیک (نظام‌دار) نبوده است. بدین معنی که هر از چند سال با تغییر دولت‌ها و شدت و ضعف فشارهای اجتماعی، محتوای برنامه‌ها برای مبارزه با فساد تغییر کرده و برنامه‌ها انسجام خود را برای دستیابی به هدف‌ها از دست داده‌اند.
  • دلیل مهم دیگر این است که برنامه‌های صورت گرفته از سوی دولت‌ها غالباً بر روی تنبیه و مجازات متخلفان متمرکز بوده است به جای آن‌که بر پیشگیری از بروز فساد تاکید داشته باشد.

۲-۲- ۵  فساد در کشورهای مختلف :

۲-۲- ۵ -۱ آرژانتین

در آرژانتین درسال ۱۹۹۳ زمان مورد انتظار برای طرح مسائل تجاری، مدنی و خانوادگی به ترتیب ۳، ۵/۹و ۱۲ سال بودند. میانگین زمانی اشاره شده بسته به سهولت یا پیچیدگی موارد مطروحه واریانس زیادی داشت روند خصوصی سازی و فسادهای ناشی از آن از جمله مطالعات صورت گرفته در کشورهای توسعه نیافته می‌باشد. لوئیجی مانزتی که کشورهای آمریکایی لاتین را از این حیث مورد بررسی قرار داده معتقد است: یک شرکت خصوصی شده ارزش بیش‌تری دارد اگر، بتواند قدرت انحصاری در اختیار شرکت‌های دولتی را، حفظ کند. به نظر وی، بسیاری از خصوصی‌سازی های آمریکای لاتین تمرکز و انحصار در بازار را بیش‌تر کرد و نه کم‌تر. او مدعی است که خصوصی‌سازی شرکت تلفن در آرژانتین و شرکت برق در شیلی به نحوی انجام گرفت که رانت‌های انحصاری برای برندگان ایجاد کرد.

۲-۲- ۵ -۲ برزیل

از دیگر نمونه‌هایی که در آن ترکیب خویشاوندسالاری و روند فسادآمیز خصوصی سازی را می‌توان مشاهده نمود کشور برزیل است. در برزیل وقتی مشخص شد که یکی از نزدیکان رئیس جمهوری، فراندوکولور دوملو در صدد به دست آوردن یک شرکت خصوصی است، متقاضیان دیگر تقاضای خود را پس گرفتند. رئیس جمهور کولور، در جست وجوی آن بود تا با بهره گرفتن از اصلاحات بازار، امپراتوری مالی خود را به پا کند. در یونان، یک شرکت ایتالیایی متهم به رشوه دادن به نخست وزیری برای برخورداری از امتیازات ویژه‌ای در خصوصی سازی یک شرکت سیمان یونانی شد. نمونه هایی مشابه دیگری وجود دارند که تعدادی از آن ها را در آرژانتین، پرو، ساحل عاج، تایلند، واسلواکی می‌توان برشمرد.

۲-۲- ۵ -۳ هنگ کنگ

هنگ کنگ نمونه‌ی مناسبی از کشورهایی است که با فساد مبارزه نموده و می‌تواند موارد مناسبی برای مطالعات به دست دهد. به عنوان مثال، فساد در دهه ۱۹۶۰ در هنگ کنگ همه گیر بود. ماهیت سخت و همه گیر آن با عبارت مشهوری در آن زمان بیان می شد مبنی بر این که، مردم یکی از این دو انتخاب را می‌کنند، «سوار شدن به اتوبوس» (یعنی شرکت فعالانه در فساد) یا «دویدن همراه با» (تماشاگری باشی که دخالتی در نظام نداشته باشی)؛ این در حالی است که « ایستادن در مقابل اتوبوس» (فساد را گزارش کنی یا در مقابل آن مقاومت کنی)، انتخاب قابل دوامی نبود. در ۱۹۷۴ به دنبال فضاحتی که در آن یک مقام عالی رتبه‌ی پلیس شرکت داشت، فرماندار هنگ کنگ یک کمیسیون مستقل ضد فساد ایجاد کرد. این کمیسیون، بیشتر برای سایر مستخدمین دولتی بوده و نمی‌توانستند برای یک مقام عالی رتبه که پرونده‌ی او تحت رسیدگی بود کارکنند. به کمیسیون مستقل ضد فساد، قدرت تحقیق و پیگرد قانونی موارد فساد، توصیه تغییرات حقوقی و اداری برای کاهش انگیزه‌های فاسد و شرکت در یک سلسله تبلیغات آموزشی برای جامعه داده شده بود.

۲-۲- ۵ -۴ مالزی

فساد و تحت کنترل در آوردن آن در بخش خدمات عمومی از طریق بازرسی عملکرد سازمان‌ها، تحت نظارت مستقیم دفتر نخست وزیر تأسیس گردید. قبل از آن تاریخ، موضوع بررسی فساد در حیطه‌ی مسئولیت پلیس قرار داشت. موارد فساد در قانون سال ۱۹۶۱ و تصویب نامه سال ۱۹۷۰ تعریف شده بود. این آژانس در سال ۱۹۷۳ به دفتر ملی بازرسی تغییر نام یافت و پیگیری خلاف‌های دیگری (مانند قاچاق) هم به مأموریت آن اضافه شد. اما مجدداً و براساس قانون مصوب سال ۱۹۸۲ پارلمان مالزی به آژانس ضد فساد با مأموریت اصلی و قبلی خود یعنی بررسی ومقابله با فساد تبدیل شد.

۲-۲- ۵ -۵  ایران

کشور ایران از جمله کشورهای جها ن سومی است که تقریباً، قریب به پنج دهه برنامه‌های نوسازی و توسعه را در دست اقدام داشته است. منابع نفتی زیاد و درآمدهای ناشی از آن به خصوص پس از  سال ۱۹۷۰، منجر به این گردید تا دولت وقت ایران، درآمدهای خود را صرف راه اندازی صنایعی که طرح جایگزینی واردات را تعقیب می‌نمود و هم‌چنین خریدهای دفاعی جاه‌طلبانه وگسترش سازمان‌های اداری نماید و به یک‌باره زمینه را برای پیدا شدن فساد ایجاد کند. شکل‌گیری طبقات جدید واسطه‌گری با هم‌پیمانی نخبگان سیاسی در این دوران به وقوع پیوست، از این رو، مجموعه  پدیده‌های فساد آمیز را می توان نمونه‌ی کلاسیک از چگونگی رشد و پیدایی فساد در کشورهای در حال توسعه برشمرد. تلقی مردم ایران و سازمان‌های بین‌المللی حاکی از وجود فساد در سطح اول و دوم در کشور ایران می‌باشد. مطالعه‌ی پدید فساد در ایران از برخی جهات برای جامعه شناسی فساد حایز اهمیت است. زیرا فساد گسترده از نوع سطح اول که در دولت پیش از انقلاب رواج زیادی داشت، پس از یک دهه حکومت انقلابی‌ها در شکلی جدید و همراه با گسترش در سطح دوم به طور مجدد پدیدار شد. این بار جلوه‌هایی خشن از فساد سطح دوم در سازمان‌های اداری ، قضایی و پلیسی برای مردم این کشور کاملاً معمولی گردیده است. این وضعیت به گونه ای است که سازمان شفافیت بین المللی در رتبه بندی کشورها، ایران را در سال ۲۰۱۱ در جایگاه ۱۲۰ قرار داده است.

تاکنون موارد زیراز سوی دولت ایران پیرامون برنامه‌های مبارزه با فساد، منتشر شده است. به منظور اتخاذ تصمیمات کلی و تعیین سیاست‌ها وراهبردهای پیشگیری و مبارزه با فساد در نظام اداری، ستادی با عنوان «ستاد ارتقاء سلامت نظام اداری و مقابله با فساد» زیر نظر معاون اول رئیس جمهور تشکیل می‌شود.

  • کمیته مقابله با فساد
  • کمیته ی پیشگیری از فساد
  • کمیته ی علمی - فرهنگی

در یک طبقه‌بندی کلی فساد به آن‌جه درون‌دادها را متاثر می‌کند (اختصاص منابع مملکتی به گروه خاص) و آن‌چه بر روی برون‌دادها اثر می‌گذارد (نبود برنامه‌ها و معیارهای قانونی موثر بر فرو نشاندن فساد) تقسیم شده است (کورر[۵]، ۲۰۰۵، ۲۳۵).

۲-۲- ۶ علل بروز فساد اداری  و اثرات آن

دین مبین اسلام، به عنوان کامل‌ترین دین الهی، در ذات خود با هر گونه انحراف و فساد مخالف بوده و بر پاکی و درست‌کاری تاکید دارد. این تاکید، مخصوصاً از آن جا که به حقوق عمومی (بیت‌المال) مربوط می‌شود دارای ابعادی متفاوت و روشن است و به ضرورت رعایت حدود الهی و حق‌الناس متبلور می‌شود و آن چه از بررسی احادیث و روایات مشخص است، تاکید اسلام بر رعایت حدود الهی حقوق مردم و نیز درست‌کاری و امانت‌داری و کارگزاران حکومت است. به اجمال می‌توان دیدگاه اسلام را در خصوص دلایل و پیامدهای ایجاد و گسترش فساد در نظام اداری و ضرورت برخورد با آن، به شرح زیر بیان کرد:

  • انسان دائماٌ در معرض لغزش و انحراف قرار دارد و آن چه که ضامن حفظ ایمان انسان به این لغزش‌هاست، همانا«ورع» و «اجتناب از شبهات» است.
  • در لغزش و کج‌روی انسان، دل‌بستن به دنیا نقش برجسته‌ای دارد. در زندگی مدیران و مسئولان اسلامی، چه در اداره‌ی امور جامعه و چه در مصارف شخصی مراقبت در مصرف اموال عمومی (بیت‌المال)؛ جایگاه ویژه‌ای دارد.
  • خطر مهمی که مسئولان و مدیران نظام اسلامی را تهدید می‌کند، نه تنها سوءاستفاده مالی از موقعیت نیست بلکه توجیه شرعی این سوء استفاده برای پیدا کردن نوعی آرامش است که زمینه‌ساز ارتکاب گناهان بزرگ‌تر و تخلفات بیشتر است.
  • مدیران عالی نظام اسلامی باید به شدت مراقب نوع نگاه مردم به زندگی و افزایش دارایی‌های خود باشند و نظام اسلامی نیز، ضمن توجه به معیشت مناسب آن‌ ها، در خصوص نوع زندگی آن‌ ها باید مراقبت لازم به عمل آورد.
  • در برخورد با متخلفان، مخصوصاً کسانی که از طریق دسترسی به بیت‌المال یا ارتباط با مسئولان به منافع مادی می‌رسند، نباید هیچ گونه ملاحظه‌ای معمول گردد و ارتباط با مسئولان اسلامی زمینه استفاده غیر معمول (رانت جویی) را فراهم نماید (تاج‎‌آبادی و همکاران، ۱۳۹۰).

بی‌تردید، فساد در بسیاری از ابعاد جامعه تاثیر می‌گذارد (رز و اکرمن[۶] ۱۹۹۶و بکر[۷] ۱۹۹۴). محورهای اصلی تاثیرگذاری فساد در جامعه را می‌توان در قالب گزاره‌های زیر مطرح کرد:

  • فساد به فقرا آسیب می‌رساند (شلیفر[۸]، ۱۹۹۳ و مارو[۹]،۱۹۹۷) .
  • مبارزه با فساد فقر را کاهش و توسعه‌ی اقتصادی را ارتقا می‌دهد ( دی اسپرایل[۱۰]،۱۹۹۵) .
  • فساد کارایی شرکت‌ها را کاهش می‌دهد (گرابوسکای[۱۱]،۲۰۰۰) .

تقویت سازمان‌های قوی با اختیارات مناسب برای مبارزه با فساد، تعیین جریمه متناسب برای انواع فساد، تنظیم قوانین لازم در مورد مبارزه با فساد، تقویت و توانمندسازی‌های نهادهای نظارتی برای اعمال نظارت‌های قانونی، استقرار نظام ارزیابی عملکرد در دستگاه‌های اجرایی، می‌تواند در کاهش فساد موثر باشد.

علت اصلی فساد ریشه در نفوذ تاریخی دولت در اقتصاد و امور سیاسی دارد. شرایطی که فرصت رانت‌خواری اعمالشان کاهش دهد، فساد را افزایش می‌دهد (رابینسون[۱۲]، ۲۰۰۴، ۶).

بانک جهانی مطرح کرد که فساد نشانه عوامل دیگری همانند سیاست‌های ضعیف اقتصادی، سطح پایین آموزش، جامعه مدنی توسعه نیافته، و پاسخ‌گویی ضعیف نهادهای دولتی است؛ این امر نشأت گرفته از شرایط کشورهای در حال توسعه است (بانک جهانی[۱۳]، ۲۰۰۴، ۵). براساس تحقیقی که سازمان شفافیت بین‌المللی انجام داده ۶۰ درصد مصاحبه شوندگان دلیل اصلی فساد اداری در کشورهای در حال توسعه را در حقوق پایین کارمندان دولت می‌دانند. اغلب در این گونه نظام‌های اداری کارها بدون پرداخت رشوه پیش نمی‌رود (همان، ۲۰۰۷).

مداخله دولت در اقتصاد نیز از علل ایجاد فساد پنداشته می‌شود. در جایی که دولت سیاست‌های صنعتی تبعیض‌آمیز، کنترل قیمت‌ها، چندگانگی نرخ ارز، تخصیص سهمیه‌های ارزی و موارد دیگر را انجام می‌دهد، زمینه‌های بروز فساد پیدا می‌شود (میلر[۱۴]، ۲۰۰۶، ۴۶).

قواعد و مقرراتی که سبب طولانی شدن فرایند انجام کار در سازمان‌ها می‌شود، زمینه بروز فساد را بیش‌تر می‌کند. این قوانین هم تقاضا برای فساد ایجاد می‌کند (مردم مایل هستند هر چه زودتر از دست این قوانین خلاص شوند) و هم مشوق‌هایی برای عرضه فراهم می‌آورد؛ زیرا کارکنان می‌توانند با استناد به این مقررات مانع از انجام امور و سبب ایجاد تمایل به پرداخت رشوه شوند (اولکان[۱۵]، ۲۰۰۷، ۶۷).

کوفی عنان دبی کل سابق سازمان ملل بیان داشته است؛ فساد در تمام کشورها اعم از ثروتمند و فقیر، یافت می‌شود. این پدیده مضر در کشورهای فقیر با منحرف کردن صرف پول در اهداف توسعه‎‌ای، ضربه مهلکی به این کشورها وارد می‌کند. بنابراین جنگ علیه فساد دیگر یک مسأله اخلاقی نیست، بلکه یک ابزار اصلی در جنگ علیه فقر جهانی است (فرانسیس[۱۶]، ۲۰۰۳). فساد به طور مستقیم مانع پیشرفت اهداف، کاهش فقر هم در سازمان‌های اهداکننده[۱۷] و هم کشورهای دریافت کننده وام[۱۸] می‌گردد (امپراتویم[۱۹]، ۲۰۰۸).

فساد، هزینه‌های عمومی را به جای بهداشت و آموزش و پرورش صرف رشوه می‌کند (گلد اسمیت[۲۰]،۱۹۹۹).

فساد یک بیماری است که رویه‌ها و معیارهای پیشرفت اشخاص در بوروکراسی دولتی را فساد می‌کند (کاهانا[۲۱]، ۲۰۱۰). بانک جهانی، فساد را به مثابه «بزرگ‌ترین مانع برای توسعه اقتصادی و اجتماعی» قلمداد می‌کند. فساد با زیر پا گذاشتن تساوی حقوق افراد در برابر قانون[۲۲] و تضعیف شالوده نهادی که رشد اقتصادی بدان وابسته است، مانع توسعه می‌شود. فساد یک مشکل جدی است که بر تمام بخش‌های جامعه تأثیرگذار است (دیوید ان‌جی، ۲۰۰۶). فساد سبب پایین آمدن کیفیت خدمات عمومی در بخش‌های عمومی نظیر بهداشت و آموزش می‌شود و از آن جهت که مانعی در برابر اقدامات توسعه‌ای دولت‌ها و کاهش ارائه خدمات می‌شود، مشروعیت دولت را نیز کاهش می‌دهد (سلیگسون[۲۳]، ۲۰۰۶، ۱۵۶).

بررسی‌های صورت گرفته بر روی پدیده فساد اداری حکایت از پیچیده بودن و گسترده بودن عوامل موثر در شکل گیری این پدیده دارد. بـــه طورکلی می توان عوامل اصلی شکل‌گیــــری این پدیده را به سه گروه تقسیم بندی کرد: (رفیع پور، ۱۳۷۹).

  • عوامل فرهنگی و محیطی: واقعیت این است که در نظام اداری کنونی، انتصاب و اختصاص پست‌های سازمانی برمبنای رفیق بازی و یا رشوه به صورت امری عادی درآمده و تبانی بین افراد متمول، سیاست‌مداران و عوامل بوروکراسی اداری برای عبور از فیلترهای نظام اداری، یک جریان پذیرفته شده است. که نتیجه آن بروز فساد به‌ویژه در سطح کلان جامعه بوده است.
  • عوامل شخصیتی: در تمام کشورها به‌ویژه کشورهای توسعه یافته، برای پست‌های اداری و سازمانی شرایط احراز معرفی می‌گردد که انتخاب و انتصاب افراد برمبنای آن شرایط صورت می‌گیرد. در محتوای شرایط احراز موقعیت‌های اداری و دولتی، بخشی به ویژگی‌های شخصیتی مدیر اختصاص داده شده است، علت آن نیز به اهمیت و نقش ویژگی‌های شخصیتی مدیران در رفتارهای سازمانی بــرمی‌گردد که از خود نشان می‌دهند. در نظر بگیرید که برمبنای رفیق بازی یا رشوه، فردی برای پستی انتخاب شده است. که شرایط آن را نداشتـــه است. در اینجا بروز فساد امری اجتناب‌ناپذیر است.
  • عوامل اداری و سازمانی: چیزی که در نظام اداری کنونی واقعیت دارد این است که واحدهای اداری معمولاً با تعداد زیادی از قوانین و مقررات غیر واقعی و یا غیرضروری مواجه هستند، و ابهامات موجود در رویه‌های اداری و استانداردهای جاری کار، امکان هرگونه تصمیم و اقدامات خودسرانه‌ای را به کارگزاران آن‌ ها می‌دهند. به علاوه این‌که، فرایندهای پیچیده و چند لایه امور اداری نیز عامل تشویق مراجعان به پیشنهاد رشوه برای تسریع کار هستند، ازطرفی کمی حقوق کارکنان بخش خدمات اجتماعی هم دلیل کاهش تدریجی مقاومت و عادت بعدی آنان به قبول این پیشنهادها است. درحالتی روشن‌تر می‌توان مدل تعاملی عواملی که موجب بروز فساد اداری می شوند در شکل(۲-۷) نشان داد.

شکل(۲-۷): عوامل بروز فساد

همان طور که عوامل به وجود آورنده فساد در جامعه از گستره بالایی برخوردار است، آثار و نتایج ناشی از فساد در جامعه نیز بسیار گسترده است. فساد هم‌چون غده‌ای سرطانی است که آسیب‌های بسیاری را بر جامعه و کشور وارد می‌آورد. صدمه زدن بر اعتماد مردم نسبت به حکومت، ممانعت از ثبات سیاسی و اقتصادی و پیوستگی اجتماعی و ممانعت از توسعه اقتصادی کشور از طریق تخریب رقابت سالم در بازار از جمله این موارد هستند. علاوه برآنچه که اشاره شد، می‌توان موارد زیر را به عنوان آثار ناشی از وجود فساد اداری در جامعه نام برد:

  • زائل کردن حکومت‌داری مطلوب و دموکراسی؛
  • تخریب مشروعیت حکومت و حاکمیت قانون؛
  • کاهش احترام به قانون اساسی؛
  • از بین رفتن شفافیت و حساب پس دهی؛
  • کاهش فرصت‌های سالم پیشرفت برای افراد، موسسات و سازمان‌ها؛
  • افزایش هزینه زندگی مردم، هم‌چون افزایش قیمت‌ها؛
  • کاهش بهره‌وری، زیرا زمان و انرژی به جای صرف شدن برای دستیابی به اهداف، وقف ایجاد شکاف در سیستم می‌شوند؛
  • خنثی کردن حرکت توسعه کشور؛
  • زحمت بیهوده برای جلوگیری از شیوع فساد و شناسایی آن.

۱Petty corruption

۲ Grand corruption

[۳]Hidn hmir

[۴] Transparency International

[۵] Kurer

[۶] Rose- Ackerman

[۷] Becker

[۸] Shleifer

[۹] Mauro

[۱۰] De Spevile

[۱۱] Grabosky

[۱۲] Robbinson

[۱۳] World Bank

[۱۴] Miller

[۱۵] Olken

[۱۶] Francis

[۱۷] Donor agencies

[۱۸] Aid recipient

[۱۹] Ampratwun

[۲۰] Goldsmith

[۲۱] Kahana

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:08:00 ب.ظ ]




همان طور که مارک ج‌. سینجر در کتاب مدیریت منابع انسانی خود آورده است؛ برای بیشتر سرپرست‌ها و مدیران، تأدیب کارکنان، تکلیف سنگین و شاقی است. هدف تأدیب، پرورش و قوت بخشیدن به رفتارهای مثبت و مطلوب کارکنان و پیشگیری از بروز رفتارهای نادرست است که این موجب پیشبرد اهداف سازمان خواهد شد.

دانلود پایان نامه

مارک ج. ‌سینجر دو روش اساسی و بنیادی را برای تأدیب نام می برد. یک روش سنتی، که در تلاش برای متوقف ساختن رفتار نامطلوب، بر اقدامات تنبیهی تکیه دارد، که از جمله این روش‌ها، می‌توان به روش کوره داغ و روش تأدیب تصاعدی اشاره کرد. روش دیگر، که روش نوین تأدیب نام دارد، به روشی اشاره دارد که تأکید آن بر جلوگیری از وقوع رفتارهای نامطلوب است. هدف این روش، حذف کارکنان خاطی نیست، بلکه پیشگیری از بروز رفتار نامطلوب است (سینجر، ۱۳۷۸).

محققان در زمینه رویکردهای تحقیقاتی متداول در پیشگیری از فساد اداری به چهار گروه اشاره می‌کنند (معدنچیان، ۱۳۸۲).                                                                                                            ۱-رویکرد علمی: برمبنای این رویکرد، به مدد شاخه‌های علوم رایج، به‌ویژه علوم انسانی، به شناخت چیستی پدیده فساد، چرایی بروز آن و چگونگی پیشگیری یا مبارزه با آن (براساس یافته‌های علمی) پرداخته می‌شود؛

۲- رویکرد تجربی: اساس این رویکرد مبتنی بر تحقیقات صـورت گرفته قبلی شامل افت و خیزها، ضعف‌ها و قوت‌های حرکت‌های قبلی است تا با بهره‌گیری از تجربه‌های آنها درجهت پیشگیری از وقوع فساد گام بردارد؛

  • رویکرد ارزشی: در این رویکرد با مراجعه به منابع اسلامی و ملی، مبانی و مصداق‌های پیشگیری و مبارزه با پدیده فساد استنباط، استخراج و بهره‌برداری می‌گردد؛
  • رویکرد تطبیقی: این رویکرد، استفاده از تجربیات دیگر کشورها، سازمان‌های فراملی و منطقه‌ای و بین‌المللـی را موردتوجه قرار می‌دهد.

برپایه یک نگرش سیستمی به سازمان و پدیده‌ای هم‌چون فساد اداری که طی فرایندهای کاری سازمان شکل می‌گیرد، این نتیجه حاصل می‌شود که برنامه پیشگیری از فساد اداری باید از سبک و سیاقی سیستمی برخوردار باشـــد، به گونه‌ای که همه عوامل به وجود آورنده این پدیده را موردتوجه قرار دهد و براســاس مهم‌ترین آن‌ ها، سیستم پیشگیرانه‌ای را برای آن طراحی کند. ایجاد یک سیستم پیشگیرانه مقابله با فساد اداری به جای نظام کنترل تخلفات را می‌توان به عنوان یک راهبرد اساسی در مسیر مبارزه با فساد اداری و دستیابی به سلامت اداری مطرح کرد. منظور از سیستم پیشگیرانه این است که نظام تمرکزیافته بر کشف موارد فساد و تنبیه متخلفان، به سیستم بازدارنده عوامل فساد تجهیز گردد، به ترتیبی که با تکیه بر یک رویکرد سیستماتیک و جامع، نسبت به رفع علل فساد و حل اساسی مسئله فساد در سطح کشور اقدام کند. یکی از مهم‌ترین اجزای این سامانه پیشگیرانه عامل فرهنگ سازمانی است. تاثیر فرهنگ سازمانی بر کارکنـــان به اندازه‌ای است که آن را منشأ شکل‌گیری سازمان غیررسمی دانسته‌اند. فرهنگ سازمانی، می‌تواند به عنوان مرجعی برای احساس هویت کارکنان محسوب شود. به گونه‌ای که آنان شخصیت خود را وابسته به فرهنگ سازمانی دانسته و از آن کسب اعتبار کنند. اگر سازمان از فرهنگ مطلوبی برخوردار باشد، این ذهنیت را در کارکنان ایجاد می کند که آنان، افرادی ارزشمند هستند، براین اساس احتمال بروز رفتارهای نامطلوب در کارکنان نیز کاهش می‌یابد.

کارکرد دیگری که فرهنگ سازمانی قادر به ارائه آن است، این است که می‌تواند رفتار کارکنان را در جهت‌های خاصی - متناسب با محتوای فرهنگ سازمانی - هدایت کند. فرهنگ سازمانی با ارائه الگوهای رفتاری به کارکنان، رفتار آن را جهت می‌دهد و هم‌چنین از طریق تثبیت شیوه‌های انگیزش و معرفی برانگیـــزنده‌های مثبت به کارکنان، موجب می‌شود که آنها درجهت اهداف سازمان گام بردارند. از این راه کارکنان علاقه و توجه کمتری به رفتارهای خلاف قاعده های سازمان از خود نشان می‌دهند.

فرهنگ سازمانی موجب متعهد شدن کارکنان نسبت بـــــه خود و نسبت به گروه می‌شود. همان طور که گفته شد، فرهنگ سازمانی باعث نزدیک شدن کارکنان از نظر روحـــی و روانی به یکدیگر شده و باعث شکل‌گیری سازمان غیررسمی می‌شود. براین اساس، سازمان غیررسمی در افراد نوعی تعهد و مسئولیت نسبت به چیزی به وجود می‌آورد که آن چیز بیش از منافع شخصی فرد است. درنهایت فرهنگ سازمانی عاملی برای تثبیت سیستم اجتماعی است. فرهنگ ازنظر اجتماعی به عنوان چسبی به حساب می آید که می تواند ازطریق ارائه استانداردهای مناسب (در رابطه با آنچه که باید اعضای سازمان انجام دهند یا بگویند) اجزای سازمان را به هم متصل کند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۲-۲-۸ راه‌های پیشگیری از فساد اداری از دیدگاه اسلام

دین اسلام، چارچوبی عملی برای رهایی از سر معضل فساد اداری را ارائه می‌کند؛ به طوری که مبانی آن از آموزه‌های دینی و الهی بر گرفته شده و چون پشتوانه معنوی و ارزشی دارند، در صورت اجرای دقیق آن‌ ها، به طور حتم شاهد پاک‌سازی جامعه خواهیم بود. مکتب اسلام بر دو نوع از عوامل اساسی در مبارزه با فساد اداری تاکید دارد: عوامل درونی و عوامل بیرونی.

عوامل بازدارنده‌ی درونی به خود انسان مربوط می‌شود و در نهاد قرار دارد و بر روی انگیزه‌ها و رفتارها و برخوردهای او تاثیر می‌گذارد. دین در این حوضه، با تاکید بر مفاهیم اخلاقی خاص می‌کوشد افراد جامعه را به لحاظ فردی و شخصی از ارتکاب به اعمال فاسد، حرام و ممنوع باز دارد. اسلام در این بخش، کوشیده و به جد سرمایه گذاری کرده است و نیز سفارش‌های فراوانی دارد؛ از جمله این که تاکید فراوان بر حقانیت معاد و این که تمام اعمال و رفتار انسان ثبت و ضبط می‌شود و به آن رسیدگی خواهد شد. معاد به صورت یک عنصر اعتقادی ارزشمند، نقش فوق‌العاده‌ای می‌تواند ایفا کند و روشن است که پذیرش آن به وسیله افراد جامعه چه تأثیری بر رفتار تک‌تک افراد دارد.

بنابراین، بهترین عامل و انگیزه‌ی قوی برای ایجاد خودکنترلی، ایمان و اعتقادات دینی است و از این میان، اعتقاد به معاد و قیامت نقش به سزایی دارد. این اعتقاد اگر ریشه بگیرد می‌تواند باعث تغییر بنیادی و منش افراد شود و زهد و قناعت، پرهیز از دنیازدگی،  برحذر بودن از تمرکز بسیاری از مصادیق فساد اداری را در پی داشته باشد؛ البته دین فقط به عوامل درونی بسنده نکرده و برای آن‌هایی که به ندای درونی خود توجهی ندارند، اهرم‌ها و ضمانت‌های کنترل بیرونی را قرار داده است که شامل وظایف مردم، دولت و حکومت اسلامی در جامعه شود. دولت باید با ساختارهای نظارتی مشخص و دقیق بر فعالیت‌های دولتی و غیر دولتی نظارت، افراد خاطی و گروه‌های فاسد را شناسایی کند و به نظام قضایی و کارآمد و هوشیار تحویل دهد. عموم مردم نیز وظیفه دارند با در نظر داشتن معرفت دینی و تربیت اسلامی، بر نهادها و گروه‌های دولتی و غیر دولتی  و حتی مسئولان نظارت کنند و خود را در این زمینه مسئول بدانند. در این میان، امر به معروف و نهی از منکر، نقش کلیدی و اساسی دارد؛ چرا که هم در حوزه نظارتی و هم در حیطه نظارت مردمی مصداق عملی می‌یابد.

متأسّفانه این مسئله در حال حاضر و در اذهان عمومی جامعه معنای گسترده خود را از دست داده و به موارد خاصی منحصر شده است. دیدگاه محدود به این مطلب باعث شده تا جامعه، به آن مفهوم واقعی که مد نظر شارع مقدس بوده، توجه نکند. خلاصه این که مسئولیت دولت و ملت در برابر مفاسد اداری در مفهوم امر به معروف و نهی از منکر جای می‌گیرد. فرد فرد جامعه اسلامی مسئولند با هر گونه فساد و مصادیق آن بر خورد کنند. اگر می‌توانند جلوی آن را بگیرند و اگر نمی‌توانند به دستگاه‌های نظارتی ارجاع دهند تا با آن برخورد شود. اجرای درست این فرهنگ تاثیر شگرفی در جلوگیری و کاهش مفاسد اداری خواهد داشت.

به رغم لزوم مراجع نظارتی در هر جامعه‌ای، خود کنترلی و وجود فرهنگ جهادی را نیز باید تقویت کنیم و این خود کنترلی زمانی تحقق می‌یابد که افراد، درون خود دارای نیروی ناظر بر کارهای خود باشند و مراقبت کنند که کارها و وظایف خود را به درستی و صادقانه و عاری از هر گونه عیب و نقص انجام دهند. در مقایسه با نظارت‌های بیرونی، فرهنگ سازمانی، بهترین و کارآمدترین ساز و کار برای کنترل عملکرد افراد است. نقش تنبیه و تشویق نیز در این مساله اهمیت دارد که باعث دلگرمی افراد صالح وکارآمد می‌شود و از طرفی، ترس و نگرانی فاسدان را در پی خواهد داشت (تاج‌ آبادی و همکاران، ۱۳۹۰) .

۲-۲-۹ نظریه‌های کنترل فساد

برای مظاهر و علل فساد، مجموعه‌های گوناگونی از برنامه‌ها، ابزارها و خط‌مشی‌ها بنابر نوع کشور تدوین کرده‌اند. بنابراین، ادبیات گسترده‌ای در این زمینه در دست است که با بررسی آن محورهای زیر به چشم می‌خورد (استراوسمن و زامی[۱]،۲۰۰۱) شکل(۲-۸).

شکل(۲-۸): مجموعه‌ سازوکارهای کنترل فساد

نهادینه کردن نظارت در نظام سیاسی                                                                                                              گسترش جامعه‌ی ‌مدنی                                                                                                                                  افزایش پاسخ‌گویی مقامات سیاسی                                                                                                                    افزایش رقابت در اقتصاد                                                                                                       اصلاح مدیریت دولتی و مالیه‌ی عمومی

عکس مرتبط با اقتصاد

در موضوع اول، تقویت نظام قضایی و ارتقای تمرکززدایی در دولت، در موضوع دوم پرورش مطبوعات آزاد، آزادی اطلاعات و تاسیس انجمن‌های گوناگون در محور سوم ایجاد نظام شفاف‌سازی دارایی‌های کارگزاران و مسئولان عالی ‌رتبه دولتی و تعین نحوه‌ی تامین مالی بودجه احزاب، در محور چهارم شکستن انحصارها و تقویت نهادهای تنظیمی، و در محور پنجم برقراری نظام خدمات کشوری شایسته‌سالار و انضباط مالی محورهای اصلی‌اند.

یکی دیگر از رویکردهای مبارزه با فساد برقراری « نظام‌های سلامت ملی[۲]» است. براین اساس، برخی از صاحب‌نظران ارتقای سلامت ملی را راه پیشگیری از فساد می‌دانند. سلامت جامعه متضمن ارتقای سلامت  نفس جامعه است که به ره‌آوردهای مطلوبی برای کلیت جامعه می‌ انجامد (استیپن هارست و لانگست ،۱۹۹۷ ،۳۱۲). شکل (۲-۹) مدلی برای ارتقای سلامت ملی نشان می‎‌دهد.

شکل(۲-۹): ارتقای سلامت ملی(استپن هارست و لانگست، ۱۹۹۷، ۳۲۱)

همراه با این مدل ارتقا مدل‌هایی نیز درباره‌ی عوامل اصلی شکل دهنده‌ی نظام سلامت ملی پیشنهاد شده‌اند. که شکل(۲-۱۰) یکی از این مدل‌ها را نشان می‌دهد.

شکل (۲-۱۰): ارکان هشت گانه‌ی نظام سلامت ملی(استین هارست و لانگست، ۱۹۹۷،۳۱۲)

هشت رکن مدل فوق به هم وابسته‌اند. اگر یکی از این ارکان دچار ضعف شود، بار اضافی بر دوش رکن دیگر قرار می‌گیرد. اگر چند رکن تضعیف شوند، توسعه‌ی پایدار[۳]، کیفیت زندگی[۴] و حاکمیت قانون[۵] دچار رکود می‌شوند. نهایتاً اگر این هشت رکن را مردم پایش کنند و دچار ضعف نشوند، نظام سلامت ملی شکل خواهد گرفت و حاکمیت قانون، توسعه‌ی ‌پایدار و کیفیت زندگی ارتقا خواهد یافت ( استیپن هارست و لانگست، ۱۹۹۷ ،۳۱۲).

۲-۲-۱۰ راهبرد جامع پیشگیری از فساد اداری در ایران

با توجه به نظام سیاسی خاص کشور ما که در آن از سویی رهبری نقش رئیس حکومت و رئیس جمهور نقش رئیس دولت را ایفا می‌کند و از سوی دیگر قانون اساسی و سایر قوانین کشور بر ارزش‌های دینی استوارند، «پاسخ‌گویی رهبری نظام سیاسی» و « اهرم قرار دادن آموزه‌های اصیل دینی» (به ویژه امر به معروف و نهی از منکر ) می‌توانند در کنار سایر مولفه‌ها، دو مولفه اصلی «راهبر پیشگیری از فساد» باشند. با مد نظر قرار دادن این دو مولفه، راهبرد جامع پیشگیری از فساد در کشور و اقدامات آن راهبرد را می‌توان به شرح شکل(۲-۱۱) اصلاح کرد (دانایی‌فرد،۱۳۸۸).

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل(۲-۱۱): راهبرد جامع پیشگیری از فساد در ایران

برای تبیین بیشتر این مدل، در ادامه به تشریح هریک از اجزا می‌پردازیم .

۲-۲-۱۰-۱ ارتقای پاسخ‌گویی سیاسی

نخستین رکن راهبرد پیشگیری از فساد در کشور افزایش پاسخ‌گویی رهبران سیاسی است. به عبارت دیگر، پاسخ‌گویی سیاسی به محدودیت‌هایی اشاره دارد که توسط سازمان‌ها و ذی‌نفعانی که قدرت اعمال مجازات دارند بر رفتار متصدیان امور عمومی تحمیل می‌شود (گارتی[۶]،۱۹۹۰،۴۶۷). بنابراین، به موازاتی که پاسخ‌گویی سیاسی افزایش می‌یابد هزینه‌ی اتخاد آن دسته از سیاسیون، به بهای منفعت عامه منافعی نصیب آن‌ ها می‌کنند، افزایش می‌یابد.

 

۲-۲-۱۰-۲ پاسخ‌گویی رهبری نظام سیاسی

در نظام‌های سیاسی کشورهایی هم‌چون ایران، رهبری رکن اصلی مدیریت کلان کشور قلمداد می‌شود. بنابراین همواره تأثیر بسیار مهمی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و فناوری کشور دارد.

۲-۲-۱۰-۳ تقویت جایگاه آموزه‌های دینی

آموزه‌های دینی در صورتی به کلید‌ترین رکن راهبرد پیشگیری از فساد تبدیل می‌شوند که به گونه‌ای مناسب و مطلوب و با ابزارها و الگوهای مناسب در اذهان قشرهای جامعه تزریق شوند (کندی[۷]، ۱۹۹۲).

۲-۲-۱۰-۴ تقویت مشارکت مردمی

سازمان‌هایی( نظیر گروه‌های شهروندی، سازمان‌های مردم نهاد[۸]، اتحادیه‌های تجاری، انجمن‌های بازرگانی، هسته‌ها و کانون‌های اندیشه و تفکر، سازمان‌ها و هیئت‌های مذهبی) که تجلی و نمودی از جامعه‌ی مدنی‌اند، در مقام واسطه‌ی بین حکومت و عامه‌ی مردم و ناظر بر کیفیت حاکمیت، نقش مهمی در محدود کردن فساد ایفا می‌کنند (بلر[۹]، لوریان[۱۰]، ۲۰۰۴).  فعالیت‌‌های این سازمان‌های مدنی حول سه محور کلیدی صورت می‌پذیرند:

  • آگاه کردن عموم مردم از فساد؛
  • تنظیم طرح‌های عملی برای مبارزه با فساد؛
  • پایش اقدام‌ها و تصمیم‌های دولت در زمینه‌ی کاهش فساد.

۲-۲-۱۰-۵ تقویت نقش رسانه‌ها

رسانه‌های مستقل و حرفه‌ای با افشای سوء‌استفاده‌ها به بازبینی سطح فساد کمک می‌کنند. براین اساس، رسانه‌ها نهاد عمومی کلیدی در مبارزه با فساد تلقی می‌شوند. اگر چه بسیاری از کشورها بعضاً رسانه‌های آزاد و بازی دارند، برخی از عوامل محدود کننده‌ی مشارکت قدرتمند بالقوه‌ رسانه‌ها را در مبارزه با فساد تضعیف می‌کنند (بالکین، ۱۹۹۹).

۲-۲-۱۰-۶ ایجاد بخش‌ خصوصی رقابت

در ایران فرایند خصوصی سازی از برنامه سوم توسعه آغاز شده ‌است، بعضاً مورد شک و تردید قرار گرفته است، زیرا چنین تصور می‌شود نقش‌آفرینان قدرت‌مندان حکومتی برای کنترل بخش‌های اساسی اقتصاد به تصاحب بخش‌های کلیدی پرداخته‌اند. نظر به این‌که انحصارات دولتی در غیاب یک چهار چوب تنظیمی مناسب خصوصی‌سازی شده یا در حال خصوصی سازی است، در برخی از موارد این چنین خصوصی سازی نه فقط سبب کارایی نشده است، بلکه چون جزء انحصارات کلیدی دولتی است، سالانه بودجه عظیمی به صورت یارانه از دولت دریافت می‌کند که چیزی جز فساد در پی ندارد.

۲-۲-۱۰-۷ سازوکارهای نهادی ناظر بر قدرت

در واقع، یک دستگاه قضایی مستقل و بی‌طرف غالباً، عامل مهم جلوگیری از سوء‌استفاده، فساد و سایر اعمال فسادآور است، زیرا اعتبار نهاده‌های دیگر ( بعد از اعتبار از دیدگاه مردم) حکومت بر آن‌ ها استوار است و در زمان مورد نیاز اعتبار این نهاده‌ها را به چالش می‌کشد (گریندل و هیلدربرند[۱۱]، ۱۹۹۵).

۲-۲-۱۰-۸ اصلاح مدیریت دولتی

با وجود حضور مدیریت دولتی نوین[۱۲] در نظام اداری کشورها از جمله ایران، هم‌چنان تولید، توزیع و نظارت  بر همه‌ی کالاها و خدمات عمومی را نمی‌توان به بخش خصوصی واگذار کرد، بنابراین نظر به این‌که بازار در همه‌ی فعالیت‌های جامعه نمی‌‌تواند و بعضا‌ً نمی‌خواهد شرکت کند، مدیریت دولتی، که همان دولت در عمل است ( نورا[۱۳]،۱۹۹۹).

 

[۱] straussman & Zhamy

[۲] National integrity system

[۳] Sustainable development

[۴] Quality of life

[۵] Rule of law

[۶] Ghartey

[۷] Kennedy

[۸] NGO

[۹] Blair

[۱۰] Laurian

[۱۱] Grindle & Hildrbrand

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:08:00 ب.ظ ]




گام بعدی پس از شناخت عوامل وگلوگاه‌های بروز فساد اداری، پیگیری مجدانه راه‌کار‌هایی پیشگیرانه، باز‌دارنده و بهبود بخش در چارچوب برنامه‌های میان‎مدت و بلند‌مدت می‌باشد در این راستا راه‌کارهایی در قالب راه‌کار‌های کلان و خرد در ذیل مطرح می‌گردد.

دانلود پایان نامه

۲-۲-۱۱- ۱ راه‌کار‌های کلان

۲-۲-۱۱- ۱-۱ پیشگیری از طریق اصلاح و بهسازی نظام اداری و آموزش

۲-۲-۱۱-۱-۲ مقابله و برخورد جدی با مصادیق فساد

۲-۲-۱۱-۱-۳ مدیریت موثر برنامه مقابله با فساد

۲-۲-۱۱-۱ -۴ تصویب قوانین کار آمد و راه‌گشا در مقابله با فساد

۲-۲-۱۱-۲ راه‌کار‌های خرد

۲-۲-۱۱-۲-۱ راه‌کار های اداری  و مدیریتی:

  • تمرکز زدایی از اداره امور کاهش تصدی‌های دولتی
  • ایجاد اصلاحات در ساختار نظام‌ها، ‌روش ها و رویه‌های انجام کار و ارائه خدمات به مردم
  • ایجاد اصلاحات در نظام نظارت و بازرسی و بهینه سازی فرایند نظارت و کنترل
  • استقرار نظام احقاق حقوق و تامین خسارت ارباب رجوع
  • توسعه مدیریت و توسعه کیفی نیروی انسانی
  • تقویت فرهنگ مشارکت‌جویی و مشارکت‌پذیری در دستگاه‌های اجرایی
  • افزایش پاسخ‌گویی دستگاه‌ها در مقابل مردم، ‌نهاد‌های مدنی و نهاد‌های نظارتی قانونی
  • ایجاد اصلاحات نهادی در مدیریت مقابله با فساد و سالم سازی نظام اداری

۲-۲-۱۱-۲-۲ راه‌کار‌های فرهنگی ـ اجتماعی:

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  • افزایش اگاهی و آموزش مستمر مردم در خصوص برنامه‌ها و دستاورد‌های مقابله با فساد
  • احیا و آموزش ارزش‌های ارزش‌های اخلاقی و انضباط اجتماعی
  • تقویت فرهنگ مسئولیت خواهی و نقدپذیری دولت
  • بهبود نظام تامین اجتماعی

۲-۲-۱۱-۲-۳ راه‌کار‌های سیاسی ـ مدنی:

      • تقویت نهاد‌های مدنی در نظارت بر نهاد قدرت و دستگاه‌های اجرایی
      • توسعه مشارکت‌ مردمی در مقابله با فساد و نظارت بر دستگاه‌های اجرایی
      • تقویت نقش و جایگاه مطبوعات آزاد و مستقل در مقابله با فساد
      • سیاست ‌زدایی از نظام اداری و انتخاب مدیران براساس شایستگی
      • اصلاح قوانین و مقررات کیفری و جزایی برای برخورد موثر با عوامل فساد

    پایان نامه حقوق

۲-۲-۱۱-۲-۴  راه‌کار‌های اقتصادی:

عکس مرتبط با اقتصاد

  • کاهش مداخلات دولت در امور اقتصادی
  • رقابتی نمودن فعالیت‌های اقتصادی و معاملاتی دولتی و حذف امتیازات و رانت‌های مختلف
  • کاهش و حذف انحصارات دولتی در امور اقتصادی و مقابله با شکل‌گیری هر نوع انحصارات دولتی در امور اقتصادی و مقابله با شکل‌گیری هر نوع انحصار
  • بهبود وضعیت معیشتی کارکنان دولت
  • اصلاح ساختار شرکت‌های دولتی و تسریع در تکلیف و واگذاری شرکت‌‌هایی که تداوم فعالیت‌های آنها به صورت دولتی ضرورت ندارد.
  • شفاف‌سازی قوانین و مقررات حاکم بر فعالیت‌های اقتصادی ( بخش دولتی و بخش خصوصی )
  • تقویت نظارت دولتی بر فعالیت‌های اقتصادی کشور (کاهش تصدی در زمینه‌های اقتصادی و افزایش جانبه‌های حاکمیت و نظارت دولت ) (پایگاه اطلاع‌رسانی سخنگوی دولت[۱]).

 

 

۲-۲-۱۲  نوآوری در پیشگیری از فساد اداری

طرح میثاق سلامت به عنوان پیشنهادی نوآورانه در زمینه پیشگیری از فساد اداری است به گونه‌ای که این طرح رشد فرهنگ عمومی جامعه ( و فرهنگ سازمانی به عنوان پدیده ای که متاثر از فرهنگ عمومی جامعه است) را موردنظر قرار می‌دهد. میثاق سلامت[۲] به عنوان توافقی بین دولت (به عنوان ارائه دهنده خدمات) و ملت (به عنوان مراجعه کنندگان به دولت) است به طوری که ملت رشوه ندهد و دولت نیز رشوه نگیرد.

۲-۲-۱۲-۱ میثاق سلامت برای رسیدن به دو هدف اصلی مـوردتوجه قرار گرفته است: (لوی ۲۰۰۳)

  • توانمندکردن شرکت‌ها و موسسات خصوصی ( و افراد) به خودداری از رشوه دادن، با ایجاد اطمینان از اینکه: رقیبان آن‌هـا نیز از رشوه دادن خودداری می‌کنند؛ دولت، خود را متعهد به جلوگیری از فساد در معاملات، برنامه های خصوصی سازی و صدور پروانه برای موسسات خصوصی هم‌چنین پیروی از رویه های شفاف می‌داند.
  • توانمندکردن دولت‌ها در کاهش هزینه بالای مبارزه با فساد.

هدف نهایی برنامه میثاق سلامت، حذف فساد از ارتباطات اداری و خـــدماتی میان ارباب‌رجوع و کارمندان و کاهش هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ناشی از فساد است. هرسی و بلانچارد به نقل از هرزبرگ جنبه‌های سلامت سازمانی را شامل آئین‌نامه‌ها و مدیریت شرکت‌ها، سرپرستی، شرایط کاری، مناسبات میان افراد (روابط انسانی)، پول، مقام و امنیت معرفی می‌کند. این جنبه ها ربطی به ذات امور ندارند، بلکه به شرایطی که کار در آنها اجرا می‌شوند، مربوط می شود. هرزبرگ به کاربردن لغت «سلامت» را به معنای پزشکی‌اش یعنی پیشگیری کننده و مربوط به محیط، منسوب می داند. عوامل سلامت به طور مستقیم در ظرفیت بازدهی کارگران افزایش ایجاد نمی‌کند، اما کار اصلی‌شان جلوگیری از ضایعات در اجرای کار است که دلیلش محدودیت‌های شغلی است (هرسی، بلانچارد ۱۳۸۲).

 

۲-۲-۱۲-۲ عناصر اصلی برنامه میثاق سلامت عبارتند از:

  • یک سوگندنامه (میثاق) میان دولت (به عنوان اجراکننده منـاقصات عمومی) و مراجعه کنندگـان به دولت (به عنوان شرکت کنندگان در مناقصات)؛
  • یک تعهدنامه توسط مدیران دولتی، مشتمل بر ضمانت اجرایی و یا انضباطی متناسب با نوع تخلف و مبنی بر این‌که کارکنانشان هیچ رشوه‌ای، هدیه‌ای و مانند آن را قبول نمی‌کنند؛
  • یک حکم یــا اعلامیه به وسیله مراجعه کنندگان به دولت، مبنی بر این‌که هیچ نوع رشوه‌ای را برای اخذ قرارداد و یا حفظ آن نمی‌پردازند و یا نخواهند پرداخت؛
  • پذیرش صریح این اصل توسط مراجعــه کنندگان به دولت مبنی بر این‌که متعهد به عدم رشوه‍‌دهی و افشای آن هستند و این ضمانت را می‌پذیرند که تا زمان اجرای کامل قـــرارداد با دولت به تعهد خود پایبند می‌مانند؛ توصیه نامه‌ای به مراجعه کنندگان به دولت مبنی بر داشتن یک نظام نامه مشخص در اجرای قرارداد (مبنی بر امتناع صریح استفاده از رشوه و دیگر رفتارهای غیراخلاقی). و یک برنامه معتبر برای اجرای نظام نامه قرارداد در سرتاسر شرکت؛
  • توافق نامه‌ای درباره استفاده از داوری (حکمیت)، به عنوان مکانیسم حل تضادها (به عنوان مثال در تحمیل ضمانت‌های اجرایی)؛
  • اطلاع رسانی دقیق درباره عدم بی‌توجهی به ضمانت‌ها و تخلفی که ممکن است توسط یک مراجعه کننده به دولت، نسبت به تعهداتش صورت گیرد (مانند تکذیب یا اتلاف قرارداد) (transparency.org).

طرح میثاق سلامت با تمرکز بر جنبه‌های سلامت سـازمانی تلاش می‌کند فضایی را به وجود آورد که از یک‌سو علاقه عمومی برای ارائه پیشنهادهای پدیدآورنده فساد در نزد جامعه کاهش یابد و از سویی احتمال پذیرش این پیشنهادها ازسوی اعضای دولت کم شود. میثاق سلامت را می‌توان سوگند نامه کارمند درقبال پیشنهاد رشوه ازطرف شخصیت حقوقی یا حقیقی به عنوان مراجعه‌کنندگان سازمان‌ها نیز دانست. میثاق سلامت یک سوگندنامه و نه یک قرارداد است، اما تنظیم آن با هر قراردادی الزامی است. فعالیت‌هایی را که می‌تواند در فرایند این طرح قرار گیرد را می توان به صورت زیر فهرست کرد:

  • لغو مقررات غیر منطقی؛
  • افزایش شفافیت و ساده‌سازی رویه‌ها و قوانین سازمانی؛
  • افزایش دسترسی عمومی به اطلاعات؛
  • آموزش مدرسه‌ای - اجتماعی ضد فساد؛
  • ایجاد تغییر در فرهنگ اجتماعی مستعد فساد؛
  • سازماندهی حرکت ملی مبارزه با فساد؛
  • تقویت ارزش‌های مذهبی در نزد جامعه؛
  • جریان یافتن ارزیابی عملکرد دستگاه‌ها و نظارت همگانی بر آن‌ ها؛
  • استفاده از فناوری اطلاعات برای ایجاد جریانات کاری مکانیزه؛
  • کــاهش تعامل مستقیم و رودرروی خدمت گیرندگان و خدمت‌دهندگان.

۲-۳  بخش سوم: کالبد شکافی فرهنگی فساد

مدل‌های فساد سازمانی یا روی سطوح بالای سازمان تمرکز می‌کنند یعنی روی متغیرهای به‌وجود آورنده فشارهای محیطی فساد‌آور تمرکز می‌کنند یا روی سطوح پایین سازمان تمرکز می‌کنند که چگونه افراد به سوی کارهای خطا سوق داده می‌شوند‌ (مور[۳]، ۲۰۰۸ ۱۳۱).

تحقیق«گیرت هافستد» محقق مشهور هلندی دراواخر دهه ۶۰ (در سال‌های ۱۹۶۷-۱۹۶۹ و ۱۹۷۱-۱۹۷۳) با هدف اثبات نقش و تاثیر تفاوت‌های فرهنگی بر مدیریت در سه دهه صورت گرفت. در این تحقیق از ۱۱۶۰۰۰ نفر کارکنان شرکت ای . بی . ام[۴] در ۷۲ کشور مختلف دنیا نظر سنجی شد.

 

در بررسی‌های هافستد چهار بعد فرهنگ شامل :

  • فاصله قدرت[۵]
  • گروه گرایی[۶] در مقابل فرد گرایی[۷]
  • ابهام گریزی[۸] (پرهیز از نا شناخته ها).
  • زن سالاری[۹] در مقابل مرد سالاری[۱۰]

مورد مطالعه قرار گرفته است. هافستد با تشبیه فرهنگ به نحوه برنامه‌ریزی کامپیوترها، این انگاره‌های تفکر، احساس و عمل را «برنامه های ذهنی» و یا «نـرم افزار ذهن»می‌نامد.

برنامه ریزی ذهنی فرد از محیط پرورش اولیه کودک (معمولاً خانواده) آغاز می‌شود و سپس در مدرسه و محیط کار ادامه می‌یابد. رفتار مدیران و کارکنان، روابط بین شهروندان و کماکان، ادامه روابط افراد در محیط‌های خانواده، مدرسه و محیط کار است و این روابط به نوبه خود بر سایر حوزه‌های زندگی اثر می‌گذارند. باورهای مذهبی، ایدئولوژی‌های مختلف و تئوری‌های علمی ادامه برنامه‌ریزی ذهنی افراد در محیط‌های خانواده، کار و متاثر از روابط با حکومــت هستند و به نوبه خود انگاره‌های رایج تفکر، احساس و عمل در سایر حوزه ها را تحکیم می‌بخشند. در جوامع، افراد در آن واحد به گروه‌ها و دسته‌ه ای مختلفی تعلق دارند. به ‌ناچار افراد، واجد لایه‌های متفاوتی از برنامه‌ریزی ذهنی هستند که به سطوح فرهنگی مختلفی همانند سطح ملی، قومی، منطقه‌ای، مذهبی، زبانی، جنسیتی، طبقاتی، سازمانی و غیره مربوط می‌شوند. (سلطان محمدی، مجله تدبیر، شماره ۱۳۰ ).

 

 

 

۲-۳-۱ ابعاد فرهنگ ملل از نظر هافستد

۲-۳-۱ -۱ فاصله قدرت

فاصله قدرت یک محدوده‌ای است که اعضای کم قدرت یک جامعه باور دارند که قدرت به صورت ناعادلانه توزیع شده است. در جوامع با فاصله قدرت بزرگ،‌ هرکسی مکان حقیقی خود را در جامعه داراست. و جایگاه نشان‌دهنده قدرت است. فاصله قدرت است که بینشی راجع به وابستگی در جامعه فراهم می‌کند. هافستد معتقد است که «حدی که ضعیف ترین فرد موسسه و سازمان در یک کشور انتظار دارد و قبول دارد که قدرت به طور ناعادلانه[۱۱] توزیع شده است» (هافستد، ۲۰۰۱، ۹۸).  فاصله قدرت کم نشان می‌دهد که وابستگی یک زیردست[۱۲] به مافوقش[۱۳] کم است. تمایل کارکنان در تناقض و مخالفت ولی هم‌چنین در همگرا شدن با رئیس خود، بالا است و در نتیجه کارکنان با مافوق خودشان در هنگام تصمیم‌گیری مشورت می‌کنند تا این‌که فقط از دستوراتشان اطاعت کنند. فاصله قدرت زیاد، نشان‌دهنده این امر است که در آن کشور وابستگی بین مافوق و زیر دست وی زیاد است. زیردستان تمایلی به بیان نظرات خودشان ندارند و یا حتی از نشان دادن مخالفت می‌ترسند. در نتیجه کارکنان حق مشورت با رئیس خود را ندارند (هافستد، ۱۹۹۱).

هافستد «فاصله قدرت» را به میزان پذیرش و قبول نابرابری‌های نهادها و سازمان‌های درون جامعه توسط افراد عادی ( فاقد قدرت ) تعریف می‌کند. به عبارتی دیگر مردم یک جامعه تا چه حد حاضرند وجود نابرابری در توزیع قدرت ( توزیع قدرت نابرابر) در مؤسسات را تحمل کنند (شنایدر و بارسو، ۱۳۸۲، ۵۵).

در همه جوامع نابرابری وجود دارد. در جوامع با فاصله قدرت پایین، نبود تمرکز، سلسله مراتب سازمانی تخت، پذیرش زیر‌دستان به‌عنوان مشاور و در جوامع با فاصله قدرت بالا، تمرکز و سلسله مراتب بلند وجود دارد.

این بعد نشان دهنده‌ی تفاوت قدرت و نفوذ اجتماعی بین افراد جامعه، در هر جامعه‌ای اگر این تفاوت مورد قبول باشد، اولاً کم‌قدرت‌ترین افراد جامعه قبول دارند که فاصله‌ی بین آ‌ن‌ها و پرنفوذترین و پرقدرت‌ترین افراد جامعه وجود دارد و ثانیاً افراد جامعه براین باورند که افراد با هم نابرابر هستند چون به شکل یکسان متولد نمی‌شوند و هریک نیز در مقایسه با دیگران به شکلی متفاوت از توانایی‌های فیزیکی و ذهنی خود استفاده می‌کنند. جامعه‌ای که می‌کوشد نابرابری‌های ناشی از قدرت و ثروت تا حد ممکن کاهش دهد، عنوان دارنده فرهنگ معتقد به فاصله کم قدرت شناخته می‌شود. اما جامعه‌ای نابرابری در ثروت و قدرت را توجیه می کند و برای کاهش آن تلاش نمی‌کند، با عنوان جامعه‌ای با فرهنگ فاصله زیاد تلقی می‌شود (ایران‌زاده، ۱۳۹۰،۲۲۴).

براساس امتیازات به دست آمده از تحقیق هافستد، در کشورهای فنلاند، دانمارک، سوئد، کانادا، انگلستان،  استرالیا، نروژ و سوئیس فاصله قدرت پایین است. مقایسه ده کشوری که طبق گزارش سازمان جهانی شفافیت (۲۰۰۲) در ردیف کشورهای دارای فساد پایین دسته بندی می‌شوند (جدول۲-۳)، با رتبه تحقیقات هافستد، درکشورهای مختلف از منظرفاصله قدرت، بیانگر این مطلب است که کشورهای تراز اول در فساد  (میزان فساد پایین ) دارای فاصله قدرت پایین هستند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که وقتی آستانه تحمل و میزان پذیرش نابرابری و بی‌عدالتی اعضای یک جامعه پایین و اعضا در قبول نابرابری مقاومت کنند، تحقق عدالت و برابری امکان پذیرتر می‌شود و به همان میزان فساد و تقلب کاهش می‌یابد. همچنین کاهش فساد و تقلب به نوبه خود باعث رشد و بالندگی اجتماع و بالندگی و رشد نیز خود باعث عدالت‌خواهی (فاصله قدرت پایین) می‌شود

[۱] http://www.sokhangoo.net

[۲]Integrity pact

[۳] Moore

[۴] IBM

[۵] Power Distance

[۶] Collectivism

[۷] Individualism

[۸] Uncertainty Avoidance

[۹] Femininity

[۱۰] Masculinity

[۱۱] Unequally

[۱۲] Subordinate

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:08:00 ب.ظ ]




فردگرایی به توجه یک فرد به خودش برمی‌گردد، در حالی‌که جمع گرایی نیازهای گروه را مقدم می‌داند و اینکه گروه از فرد مهم‌تر است. به علاوه، افراد در عقیده جمع گرایی از طریق گروه به یک هویت[۱]دست می‌یابند. گروه قدرت در اختیار دارد و در نتیجه علایق گروه مهمتر از علایق افراد به تنهایی می‌باشد. در جوامع فردگرا، واضح است که افراد در قبال کارهای خود مسئول هستند، روابط بین افراد سست می‌باشد. جوامع جمع‌گرا که بر اهمیت گروه تاکید دارند، بر این باورند که عضویت در گروه همیشگی می‌باشد و همیشه محافظت از اعضا را به عهده دارند که در عوض آن، وفاداری را از افراد می‌خواهد (هافستد، ۱۹۹۱).

در جوامع فردگرا، مردم به فکر خود و منافع خود هستند و خود را مستقل و بی نیاز از گروه می‌دانند. منافع فردی، مهم‌تر و قوی‌ترین انگیزه است. در جوامع گروه‌گرا، هویت هر فرد بر اساس رابطه او با دیگران، عضویتش در یک گروه و تلاش او برای معاشرت و همکاری با دیگران تعیین و مشخص می‌شود (سوزان سی شنایدر، ژان لوئی بارسو، ۱۳۸۸).

در جوامع فردگرا، منفعت فردی، مهم‌ترین و قوی‌ترین انگیزه است. در جوامع جمع گرا، افراد  رابطه خود را با افراد دیگر عضو سازمان و گروه نگه داشته؛ تلاش‌های خود را در مشارکت و همکاری با دیگران لحاظ می‌دارند و احساس وفاداری دارند (اشنایدر و بارسو ، ۲۰۰۳، ۶۱).

در فرهنگ‌های فردگرایی، افراد فقط تمایل به مراقبت از خود و خانواده شان دارند. در فرهنگ‌های جمع‌گرایی، افراد متعلق به گروه‌هایی هستند که مراقب آنها بوده تا آنها نیز وفاداری کنند. در فرهنگ‌های فردگرایی،‌ ارزش‌ها درون فرد است. در فرهنگ‌های جمع گرایی، هویت بر اساس شبکه اجتماعی که به آن تعلق دارد می باشد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

در فرهنگ‌هایی که فردگرایی وجود دارد فرض بر این است که افراد در درجه اول به رفاه و سود شخصی خود و افراد فامیل توجه خواهند کرد. برعکس فردگرایی در جامعه گروه‌گرا فرض بر این است که فردی بیش از یک گروه اصلی عضویت دارد نمی‌تواند از این گروه‌ها جدا شود. این گروه‌های اصلی مثل خانواده، فامیل، قبیله و یا سازمان، از رفاه و آسایش و سود اعضا محافظت می‌کنند. در عوض انتظار دارند که اعضا سرسپردگی و وفاداری دائمی نسبت به گروه اصلی داشته باشند و نفع شخصی را فدای نفع گروه کنند. در جامعه گروه‌گرا همبستگی و ادغام افراد زیاد است، در جامعه فردگرا همبستگی و ادغام کم است (ایران‌زاده، ۱۳۹۰، ۲۳۱).

در جوامعی که علائق و همبستگی‌های خانوادگی بسیار زیاد و شدید است، (جوامع گروه‌گرا) وابستگی افراد در رفع حوائج به اقوام و نزدیکان نیز بیشتر است. در این فر‌هنگ‌ها افراد اعتبار بیشتری برای اقوام قائلند و برخورد متفاوت با نزدیکان خصوصاً در سیستم دولتی خواهند داشت که این خود (به ‌جهت محدودیت در منابع و زمان و … ) خدمت‌گیری سایرین را دشوار و قرین به بروز فساد می‌کند .

حضرت علی (علیه‌اسلام) در نفی هر گونه رابطه مداری و دادن امتیاز به نزدیکان و خویشاوندان در نامه‌ای به «محتطه‌ی بن هبیره‌ی شیبانی» در سال ۳۸ هجری فرموند:

«گزارشی از تو به من داده‌اند که تو غنیمت مسلمانان را به اعرابی که از خویشاوندان تو هستند و تو را برگزیده‌اند، می‌بخشی. اگر این گزارش درست باشد در نزد من خوار شده‌ای و منزلت تو سبک شده است، پس حق پروردگارت را سبک مشمار و دنیای خود را با نابودی دین، آباد نکن».

درمقایسه تحقیقات هافستد با گزارش سازمان بین‌المللی شفافیت (جدول۲-۳) مشاهده می‌شود که، کشورهای فنلاند، دانمارک، سوئد، کانادا، هلند، استرالیا، انگلیس، نروژ و سوئیس که کشورهای فردگرا تلقی می‌شوند، دارای شاخص فساد مطلوب، طبق گزارش سازمان بین المللی شفافیت هستند.

وجود وابستگی‌های شدید خانوادگی، قومی و قبیله‌ای، مذهبی و…. باعث می‌شود فرد - به‌دلیل محدودیت منابع- رفتار متفاوتی نسبت به افراد مختلف بروز دهد، که این امر خود زمینه ساز تبعیض و فساد است. در مقابل، بی نیازی و نداشتن وابستگی فرد به گروه یا گروه‌های خاص احتمال برخورد های چند گانه و در نتیجه فساد را کاهش می‌دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول(۲-۳):

 تاثیرات رتبه فاصله قدرت، فردگرایی، مردسالاری، و ابهام گریزی بر شاخص فساد در ده کشور برتر از لحاظ شاخص فساد

*ارزش شاخص بین امتیاز ۰-۱۰ و عددصفر نشانگر بالاترین و ۱۰ نشانگر پایین‌ترین میزان فساد است(transparency hnternational, 2002).

** شماره‌های رتبه : ۱ بالاترین    ۵۳ پایین‌ترین ( مدیریت درپهنه فرهنگ‌ها، اعرابی، ایزدی، ص ۱۳۱-۱۳۳ )

۲-۳-۱-۳ ابهام گریزی (عدم اطمینان)

«محدوده‌ای که افراد در یک فرهنگ احساس می‌کنند که شرایط نامشخص و عدم اطمینان افراد را تهدید می‌کند» تعریف شده است (هافستد، ۱۹۹۱). که تزلزل درباره آینده را نشان می‌دهد و از این رو نیاز به فناوری، قوانین و مقررات که منجر به کاهش عدم اطمینان می‌شود، لازم می باشد. عدم اطمینان و اهداف مبهم، تشویش و اضطراب[۲] ایجاد می‌کند که می‌تواند منجر به از کار افتادگی[۳] شود. کشورهایی که از این اضطراب می‌ترسند باید قوانین و مقررات را توسعه دهند که ثبات پدیدار شود (هافستد، ۲۰۰۱).               از دید هافستد ابهام‌گریزی، به ‌میزان نگرانی اعضای یک فرهنگ یا جامعه از وضعیت و موقعیت ناشناخته و نا‌مطمئن که در آن احساس نگرانی و تهدید می‌کنند و سعی در اجتناب از آن دارند اطلاق می‌شود (شنایدر و

بارسو ،۱۳۸۲،۱۳۱).

این صفت مشخص‌کننده‌ی میزان تحمل مردم یک جامعه از موقعیت‌هایی است نامعلوم، نامشخص، مبهم و غیرقابل پیش بینی باشند. این ویژگی نشانه میزانی است که مردم جامعه سعی خواهند کرد که از چنین موقعیت‌هایی پرهیز کنند. برای پرهیز از مسائل مبهم و نامعلوم که پیش بینی آن‌ ها امکان ندارد معمولاً ضوابط مشخصی برای رفتار و معیارهای معینی برای آن‌چه که به عنوان حقیقت باید قبول کرد وضع می‌کنند. در فرهنگ‌هایی که بعد ابهام‌گریزی آن‌ ها بالا است. مردم خواهان نظم و وجود وضوح و روشنی در امور هستند. مردم در برخورد در موقعیت‌های بی‌سابقه و ناآشنا وحشت‌زده می‌شوند و اضطراب و فشار روحی بالایی را در خود حس می‌کنند. در این حالت کارکنان معتقد هستند که قوانین و مقررات حاکم بر محیط کار باید کاملاً رعایت شود، هر چند رعایت آن مقررات کاملاً به ضرر شرکت باشد انتظار دارند تا هنگام بازنشستگی در خدمت مؤسسه مطبوع خود باقی بمانند.

در فرهنگی که بعد ابهام‌گریزی ( عدم پرهیز از اطمینان ) آن ضعیف است، ابهام به عنوان جزء جدایی‌ناپذیر زندگی تلقی و به سادگی مورد قبول قرار می‌گیرد و بدون آن‌ که زحمتی برای فکر کردن در مورد حوادث فردا تحمل شود هر روز به همان صورتی که واقع شده پذیرفته می‌شود. در مورد تغییر یا حفظ مقررات دیدگاه‌های بسیار عمل‌گرایانه است و از کارکنان انتظار می‌رود مدتی کوتاه شاغل یک شغل باقی بمانند.

به طور کلی افراد در این گونه جوامع که صفت ابهام گریزی در آن‌ ها زیاد است معمولاً فعال، مهاجم، احساساتی، نابردبار هستند و افراد تشویق می‌شوند تا در آینده نفوذ کنند و در آن تاثیر گذارند و یا حتی آن را تغییر دهند. و فرهنگ‌هایی که صفت ابهام گریزی در آن‌ ها کم است افراد عمدتاً اندیشگر، نامهاجم، کمتر احساساتی، قبول کننده‌ی ریسک شخصی، کم‌تعصب و در مقایسه با جوامع دیگر بردبار است. و افراد پذیرفته‌اند که نمی‌توانند برای تغییر کار را انجام بدهند.

از دیدگاه سازمانی و مدیریت، پرهیز از ابهام بر درجه ساخت‌دهی فعالیت از سازمان تأثیر می‌گذارد، در جوامعی که این فرهنگ قوی است، تدوین ضوابط و مقررات، از نمونه روش‌های سازمانی طراحی شده برای تطبیق با ابهام محسوب می‌شود و مدیریت به سمت نسبتاً کار مدار و به شدت شغل مدار، جهت پیدا می‌‍‌‌کند.

هنگامی که ابهام‌گریزی ضعیف باشد. بر اعمال کنترل، کمتر تأکید خواهد شد و کارکنان به پذیرش ابهام تشویق می‌شوند و برای تدوین خط‌مشی‌ها، اقدامات و رویه‌های مربوط به محدود کردن ابتکار عمل افراد، توجه و زمان کمی تخصیص داده می‌شود (ایران‌زاده،۱۳۹۰، ۲۲۸ -۲۲۹).

مفهوم ابهام گریزی هافستد با شفافیت رابطه نزدیک پیدا می‌کند. در واقع شفافیت نقطه مقابل ابهام و تردید است. در جوامعی که شفافیت کم و محدود و ابهام و تردید بالاست، انبوهی از قوانین و مقررات دست و پا گیر و گهگاه متناقض وجود دارد. در این جوامع عوامل موثر شفافیت و پاسخ‌گویی، از جمله قوانین شفاف وجود ندارد و در مقابل به‌دلیل وجود قوانین ورویه‌های متفاوت و گوناگون، فاقد نظام اداری صحیح و کارآمد و طبعاً دارای فساد و تقلب بالا هستند.

در مقابل ساختارهای شفاف و با ابهام و تردید پایین - همان‌گونه که از تحقیقات هافستد هم قابل درک است  از بعد وجود فساد درسیستم وضعیت مطلوب‌تری دارند.

همان‌گونه که ازاطلاعات جدول(۲-۳) نیز پیداست، ۱۰ کشور تراز اول در فساد، (‌طبق گزارش سازمان بین المللی شفافیت)، دارای میزان ابهام گریزی پایین هستند.

در واقع در این کشورها، قوانین و مقررات و رویه‌ها، دارای شفافیت بیشتری بوده و حدود مسئولیت‌ها و اختیارات روشن است، پس دارای نظام اداری صحیح و کار‌آمدتری هستند که خود موجب تقلیل فساد و قرار دادن این کشور ها در زمره کشورهای دارای میزان فساد کمتر می‌شود.

۲-۳-۱-۴ بعد مردسالاری

در فرهنگ مرد سالار، جسارت و رقابت‌جویی و توجه به مادیات در قالب درآمدها و موفقیت‌ها، ارتقای شغل و مزایای شغلی بیشتر، از جایگاه ویژه ای برخوردار است ( جدول ۲- ۳ ). در فرهنگ‌های مردسالار، ارزش‌های غالب موفقیت و دستیابی، رقابت، جاه‌طلبی، ‌جمع‌ آوری ثروت و مالکیت است. ارزش‌های غالب در فرهنگ‌های زن سالار، توجه به دیگران و کیفیت زندگی است.

هافستد اصطلاحات مردسالاری و زن سالاری را معـادل مرد یا زن بودن در نظر نمی‌گیرد، بلکه آن‌ ها را تعابیری نسبی می‌داند. مرد می تواند به صورتی زن گونه رفتار کند و زن به صورتی مردگونه. این‌که چه رفتارهایی زنانه در نظر گرفته می‌شود و چه رفتارهایی مردانه نه تنها در جوامع سنتی بلکه در جوامع مدرن متفاوت است. دلیل آشکار این مسئله توزیع متفاوت مردان و زنان در مشاغل گوناگون در کشورهای مختلف است. فرض براین است که مردان در مجموع جسورتر، اهل رقابت‌تر و سرسخت‌تر هستند و زنان نیز بیشتر به مسائل احساسی در محیط کار توجه می‌کنند. در بررسی پرسشنامه های کارکنان شرکت ای. بی. ام. پاسخ‌هایی که متوجه «درآمد بیشتر»، «شناخته شدن توسط دیگران»، «پیشرفت» و «هماورد طلبی» مربوط می‌شد به عنوان مشخصه های بعد مردانگی تلقی می‌شود. در مقابل قطب زنانگی به پاسخ‌هایی مربوط می‌شود که متوجه «رابطه خوب با مدیر»، «بهبود شرایط زندگی» و «امنیت کارکنان» هستند (سلطان محمدی، تدبیر، شماره ۱۳۰ ).

براساس بررسی هافستد، کشورهای فنلاند، دانمارک، سنگاپور، سوئد، کانادا، هلند و نروژ، زن سالار تلقی می‌شوند.

در مقابل مردگونه‌ترین جوامع ژاپن، اتریش، ونزوئلا، ایتالیا، مکزیک، سوئیس، انگلیس و امریکا هستند. از آنجایی ۱۰ کشور تراز اول در شاخص فساد، عموما کشورهای هستند که، رتبه مرد سالاری پایین دارند، رابطه معنی داری بین این بعد از فرهنگ در دو تحقیق قابل ارائه نیست.

پس چون با مقایسه سه کشور ابتدای جدول، سه کشور انتهای جدول وهم‌چنین ایران درستون مرد سالاری در جدول هافستد با رتبه آن کشور ها  در جدول سازمان شفافیت بین الملل ارتباط معنا داری مشاهده نشد که مثلاً بتوان گفت کشورهایی که رتبه بالایی در مردسالاری دارند مثلا رتبه بالا و یا فرضاً پایینی در جدول سازمان شفافیت بین الملل دارند. پس ما از مولفه‌ی چهارم هافستد در این تحقیق در داخل ایران  که اتلاف زمان و منابع بود؛ به طور منطقی صرفنظر کرده‌ایم. و در رساله‌ی  حاضر، ما با بهره گرفتن از سه جنبه کار کرده‌ایم.

 

 

[۱] Identity

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:07:00 ب.ظ ]




 

عموماً سه نظریه در خصوص سرمایه اجتماعی مطرح است:

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۱ـ نظریه پیوندهای ضعیف: اولین تئوری برای مفهوم‌سازی سرمایه اجتماعی، نظریه پیوندهای ضعیف است. مطابق این نظریه، هر چه شدت و استحکام روابط میان اعضای یک شبکه بیشتر باشد، ارزش سرمایه اجتماعی کمتر و به عکس هر چه شدت و استحکام این روابط ضعیف تر باشد نشان دهنده سرمایه اجتماعی بیشتر است.

۲ـ نظریه شکاف ساختاری: مطابق نظریه شکاف ساختاری، اگر یک فرد در شبکه اجتماعی خود با همکارانی که با هم در ارتباط نیستند یا حداقل ارتباط اندکی با هم دارند، ارتباط برقرار کند، نهایت استفاده را خواهد برد. منظور از شکاف در این نظریه، فقدان ارتباط میان دو فرد در یک شبکه اجتماعی است، که مزیتی برای سازمان تلقی می‌شود ]۷۵[.

۳ـ نظریه منابع اجتماعی: این نظریه پیوندهای موجود در شبکه را بدون وجود منابع داخل آن کارآمد نمی‌داند. از دیدگاه این نظریه فقط منابع موجود در درون شبکه است که می‌تواند به عنوان یک سرمایه قلمداد شود. به عبارتی، نظریه پیوندهای ضعیف و شکاف ساختاری هر دو بر ساختار شبکه‌ها معطوف هستند در حالی که نظریه منابع اجتماعی به محتوای شبکه توجه دارد ]۲۴[.

 

۶-۱-۱-۲) انواع سرمایه اجتماعی

 

پاتنام ]۲۵[، سرمایه اجتماعی را در ۴ نوع به شرح زیر معرفی و دسته بندی می کند:

۱- سرمایه اجتماعی شناختی ( رابطه ای ): این نوع از سرمایه شامل تجلیات انتزاعی تر سرمایه اجتماعی اند. به ایجاد و تقویت وابستگی متقابل مثبت برای کنش جمعی دو طرفه می انجامد. شاخص هایی از قبیل تضاد، اعتماد عمومی و نهادی، انسجام و همبستگی، همکاری و مشارکت غیررسمی همیارانه و خیریه‌ای و مذهبی و شرکت در اتحادیه‌ها، انجمن‌ها، سازمان ها و موسسات مدنی رسمی، آگاهی به امور عمومی، سیاسی و اجتماعی، گذشت، فرهنگ مدنی، هنجارها و ارزش هایی که بین اعضای  یک اجتماع مشترک می باشد و باعث همکاری افراد آن اجتماع با همدیگر برای رسیدن به منافع مشترک می شود.

۲- سرمایه اجتماعی ساختاری ( نهادی ): این نوع از سرمایه شامل جنبه های قابل رویت و قابل لمس سرمایه اجتماعی است. کنش جمعی منافع دو طرفه را تسهیل می کند. جنبه هایی از قبیل عضویت گروهی، حمایت متقابل، تفاوت و خدمات، نهاد های محلی، سازمان ها  و شبکه های موجود در میان  مردم  که قادر به  پیگیری اهداف فرهنگی ، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می باشند. جنبه ساختاری باعث ایجاد روابط افقی و عمودی در جامعه می گردد و از این طریق سرمایه اجتماعی کل جامعه را تقویت می نماید.

عکس مرتبط با اقتصاد

۳- سرمایه اجتماعی درون گروهی: سرمایه اجتماعی درون گروهی تنها گروه های همجنس ( مانند ارتباطات محدود با دوستان و خانواده ) را پیوند می زند و اثر منفی بر معاشرت پذیری اجتماعی دارد.

۴- سرمایه اجتماعی برون گروهی: پاتنام این نوع از سرمایه اجتماعی را به عنوان پل ارتباطی گروه های اجتماعی گوناگون ( تعامل افراد با خارج از محیط بسته ) تعریف می کند که اثر مثبت بر رشد دارد.

 

۷-۱-۱-۲) اهمیت سرمایه اجتماعی

 

کلمن ]۷۶[ در تعریف خود بیان می دارد، سرمایه اجتماعی در ذات ساختار روابط موجود میان افراد قرار دارد. او سرمایه اجتماعی را مولد و امکان بخش دستیابی به خروجی های مطمئنی می داند که در غیاب آن ممکن نبود و پاتنام ]۷۷[ سرمایه اجتماعی را به عنوان نوعی دارایی متعلق به گروه ها، جوامع، مناطق و یا حتی ملل به تصویر کشیده که هماهنگی و همکاری میان آنان در جهت رسیدن به منافع متقابل را تسهیل می کند. در اجتماعات با سرمایه اجتماعی بالا، مردم اعتماد بیشتری به یکدیگر دارند. سطوح بالای سرمایه اجتماعی به معنی برخورداری از سطح بالایی از اعتماد است. با توجه به این تعریف، اعضای اجتماعی که سرمایه اجتماعی بالایی دارد راحت تر به یکدیگر اعتماد می کنند، چرا که از دیگر افراد اجتماع انتظار دارند در چارچوب هنجارهای اجتماعی رفتار کنند. به زبان دیگر، شبکه های اجتماع، موقعیت بهتری برای تنبیه کسانی که کج روی می کنند، فراهم می آورند ]۱۸[. در دهه ٩٠ میلادی، تحقیقات متعددی در مورد سرمایه اجتماعی به وسیله اقتصاددانان، دانشمندان علوم سیاسی و جامعه شناسان انجام گرفته است. این مطالعات در دو سطح کلی جهت گرفته اند. خط اول در اصلاح فهم رابطه بین معیارها و شاخص های کمی عملکرد اقتصادی – سیاسی سرمایه اجتماعی است. در سطح دوم، ادبیات سرمایه اجتماعی، ظرفیت وسیعی را به عنوان مواد اولیه مطالعات موردی تشکیل داده است. این ظرفیت می تواند از مطالعاتی مانند مطالعه پاتنام ]۷۸[ استنباط شود. او روابط جغرافیایی را برای توضیح اختلاف بین توسعه جوامع سنتی و دموکراتیک در ایتالیا موثر می داند. به عقیده پاتنام اعتماد بُعد مهم سرمایه اجتماعی است. او سرمایه اجتماعی را به صورت ویژگی های سازمان اجتماعی مثل اعتماد، هنجارها و شبکه ها که می توانند کارایی جامعه را با تسهیل فعالیت های مشارکتی بهبود بخشد تعریف می کند. فوکویاما ]۱۷[ تحلیل های اجتماعی وسیعی را بر پایه دیدگاه اعتماد ( به صورت انتظاراتی که در جامعه قانونمند، صادق و همکاری مبتنی بر معیارهای مشترک بوجود می آید ) بسط می دهد. او معتقد است سرمایه اجتماعی را می توان به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها و ارزشهای غیررسمی تعریف کرد، مشروط بر آن که این هنجارها شامل ارزش های مثبت مانند صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دوجانبه باشد.

مهم‌ترین کارکرد و نتیجه‌ی سرمایه‌ اجتماعی، اعتماد است. اعتماد، چرخ‌های زندگی اجتماعی را روغنکاری می‌کند. اعتماد، تمایل فرد است به قبول خطر در رفتار با دیگران و مبتنی است بر حسن اطمینانی که انتظار می‌رود دیگران به‌گونه‌ای مناسب به این رفتار پاسخ دهند. اگر قرار است جامعه به مشاوره و مشاوران اعتماد کند، رفتار مناسبی با این حرفه داشته باشد و حضور این حرفه را در خود بپذیرد، لاجرم باید به منزله‌ی کارکرد و نتیجه‌ی سرمایه اجتماعی به آن بنگرد. اگر این اعتماد درست شکل بگیرد، هم مشاوران با قبول مخاطرات‌ حرفه‌ی خود، مسئولیت می‌پذیرند و مداخله‌ی مؤثری در رفتار با دیگران‌ خواهند داشت و هم جامعه این حضور را مغتنم خواهد شمرد و بهره‌وری‌ از این سرمایه‌ مهم اجتماعی را ضروری خواهد دانست ]۲۶[.

در حوزه های غیراقتصادی نیز، مطالعات گوناگونی تاثیرات مثبت سرمایه اجتماعی را بر خلق سرمایه انسانی ]۷۶[، ترویج سلامتی ]۷۹[، نیکوکاری ]۸۰[، پیشگیری از وقوع جرم ]۸۱[، افزایش فعالیت های نوآورانه ]۸۲[ و… نشان داده است.

برخلاف کشورهای توسعه یافته که در آن ها مطالعات درباره سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی صورت گرفته و درحال رشد است، این مطالعات در کشورهای جهان سوم و به ویژه ایران به روشنی انجام نگرفته و هنوز جای مطالعات بیشتر احساس می شود ]۲۷[.

 

۸-۱-۱-۲) ابعاد و مولفه های سرمایه اجتماعی

 

پاتنام ]۲۵[ در بررسی عناصر سرمایه اجتماعی، مشارکت مدنی را از اشکال ضروری آن به شمار می آورد و معتقد است که هر چه این شبکه ها در جامعه ای متراکم تر باشد احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع متقابل بیشتر است و باعث می گردد که هزینه های بالقوه عهد شکنی در هر معامله ای کاهش یابد . هنجارهای قوی معامله متقابل را تقویت کرده، ارتباط را تسهیل و جریان اطلاعات را در مورد قابل اعتماد بودن افراد بهبود می بخشد. به عبارتی دیگر شبکه های مشارکت مدنی تجسم موفقیت پیشینیان در همکاری است. دکر و اوسلانر[۱] ]۸۳[ مولفه های سنجش سرمایه اجتماعی را در قالب: اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، کنش و عاملیت اجتماعی، ارتباطات شغلی، ارتباطات دوستی و خانوادگی و ارتباطات همسایگی بیان می دارند.

به عقیده برخی دیگر سرمایه اجتماعی دارای ابعاد و مولفه های فراوانی است که متناسب با فرهنگ جامعه می باشند. مولفه هایی چون اعتماد، مشارکت در نهادهای مدنی و موسسات خیریه، ارتباطات مناسب با دیگران، تعهد و مسئولیت، همکاری و روحیه کار گروهی و احساس هویت جمعی در این زمینه مدنظر می باشند. با این وجود مولفه های اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی که در یک رابطه متعامل با هم قرار گرفته و هر کدام تقویت کننده دیگری است از مولفه های اصلی سرمایه اجتماعی محسوب می شوند ]۲۸[.

 

۹-۱-۱-۲) سرمایه اجتماعی و پیامدهای اقتصادی

 

تمام مفاهیم حول سرمایه اجتماعی بر اهمیت اعتماد و هنجارهای تعاون مدنی در قانونمند سازی و فرایند اقتصادی جوامع اشتراک نظر دارند ]۸۴[. مطالعات تجربی و نظری بسیاری از جمله نک و کیفر[۲] ]۸۴[، ویتلی[۳] ]۸۵[، زک و نک[۴] ]۸۶[ و… بر نقش موثر سرمایه اجتماعی بر رشد بلندمدت اقتصادی تاکید داشته اند. فوکویاما ]۸۷[ تاکید می کند که وجود همکاری با غریبه ها جهت موفقیت بنگاه های بزرگ ضروری است و بر اساس مطالعه ی پسی و لیونز[۵] ]۸۸[، سرمایه اجتماعی می تواند جهت ذخیره منابع و کاهش هزینه های هر سازمان ضروری باشد. در جوامع با سطح بالای سرمایه اجتماعی و اعتماد، میان کارگزارانی که با یکدیگر به ندرت در ارتباط اند تعاون و همکاری بیشتری مشاهده می شود ]۸۹[. یاماگیشی[۶] ]۹۰[ اعتماد متقابل را کلید اصلی تعاون و همکاری می داند و ارو[۷] ]۹۱[ در اهمیت اعتماد اینگونه می نویسد: برای افراد مفید است که به سخنان و قول های دیگران مقداری اعتماد داشته باشند. در نبود اعتماد، بسیاری از تضمین ها بسیار پرهزینه می بود و فرصت های بسیاری جهت همکاری های سودمند و متقابل از دست می رفت.

اعتماد، لازمه شکل گیری پیوندها و معاهدات اجتماعی است. اعتماد اجتماعی، ایجادکننده تعاون و همیاری است و فقط در این حالت است که در عین وجود تفاوت ها قادر به حل مشکلات و انجام تعهدات اجتماعی می شود. اعتماد اجتماعی برگرفته از عدالت ( برابری ) بوده و امنیت اجتماعی نیز زاینده آن ها می باشد. در مقابل بی اعتمادی، پدیده ای روانشناختی است که فرد اطمینان به خود را از دست می دهد و به ناتوانی خود اذعان دارد این روند از نقطه نظر کلان به بی اعتمادی در سطوح ملی می رسد، پدیده بی اعتمادی توان حرکت و خلاقیت را از فرد می گیرد و او را به موجودی بی تحرک و خنثی تبدیل می کند. بحران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در سطح جامعه و فراگیر شدن آن باعث بی اعتمادی افراد و سلب اعتماد نسبت به همدیگر و مجموعه آنها نسبت به جامعه می شود و اتحاد و پیوستگی ملی به قیمت کسب امنیت فردی به خطر جدی می افتد. شدت چنین وضعیتی، نزول معیارهای اخلاقی فرد و نادیده گرفتن معیارهای جمعی و در نهایت تجاوز به حقوق دیگران حتی به صورت آشکار و به صورت باجگیری های مختلف است ]۲۹[.

[۱] Deker & Uslaner

[۲] Knack & Keefer

[۳] Whiteley

[۴] Zak & Knack

[۵] Passey & Lyons

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:07:00 ب.ظ ]




 

سرمایه اجتماعی متغیری کیفی است که مانند متغیرهای کمی به آسانی قابل اندازه گیری نیست و به دلیل ماهیت پیچیده و کامل نبودن شاخص های اندازه گیری آن، اجماع نظری در خصوص انتخاب شاخص مناسب برای سرمایه اجتماعی وجود ندارد ]۳۰[. سرمایه اجتماعی دارای مولفه ها و شاخص های گوناگونی است. پاتنام ]۲۵[ در تبیین سرمایه اجتماعی شناختی ( رابطه ای ) از شاخص هایی مانند تضاد، اعتماد عمومی و نهادی، انسجام و همبستگی، همکاری و مشارکت غیررسمی همیارانه و خیریه‌ای و مذهبی و شرکت در اتحادیه‌ها، انجمن‌ها، سازمان ها و موسسات مدنی رسمی، آگاهی به امور عمومی - سیاسی و اجتماعی، گذشت، فرهنگ مدنی، هنجارها و ارزش های مشترک بین اعضای یک اجتماع به عنوان شاخص هایی نام می برد که باعث همکاری افراد با همدیگر برای رسیدن به منافع مشترک می شود.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

در بسیاری از مطالعات میان رشته ای انجام گرفته در حوزه های علوم انسانی و اجتماعی جهت کمی سازی و اندازه گیری سرمایه اجتماعی از شاخص های متعددی مانند: تعداد پرونده های قضایی در مورد چک های بلامحل، تعداد پرونده های اختلاس و ارتشاء، متوسط درصد عضویت افراد در انجمن ها و گروه ها، تعداد کیسه های خون اهدا شده به صورت داوطلبانه، نسبت جمعیت با تحصیلات دانشگاهی به کل جمعیت، شاخص فساد و… استفاده شده است.

سوری ]۱[ در بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و عملکرد اقتصادی در ایران از پرونده های بررسی شده در رابطه با چک بلامحل به ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت به عنوان شاخص اندازه گیری سرمایه اجتماعی استفاده کرده است. در این حالت تعداد بالاتری از چک های بلامحل، سطح پایین تری از سرمایه اجتماعی را نشان می دهد. رحمانی و امیری ]۱۴[ در مطالعه ی نحوه اثرگذاری اعتماد بر رشد اقتصادی از تعداد پرونده های مختومه چک بلامحل و پرونده های مختومه اختلاس، ارتشاء وجعل در فاصله سال های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۲ جهت اندازه گیری سرمایه اجتماعی بهره برده اند. رحمانی و همکاران ]۴[ در بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر رشد اقتصادی ایران طی دوره ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۲ و با بهره گرفتن از روش اقتصادسنجی فضایی، دو شاخص سرانه گروه های مختلف در سطح استان ها و نیز متوسط درصد عضویت افراد در انجمن ها و گروه های مختلف را جهت اندازه گیری سرمایه اجتماعی به کار گرفته اند. صفدری و همکاران ]۵[ در مطالعه تاثیر سرمایه اجتماعی بر رشد اقتصادی ایران از تعداد پرونده های مختومه چک های بلامحل و اختلاس و ارتشای سرانه به عنوان متغیرهای کاهش سرمایه اجتماعی استفاده کرده اند. سعادت ]۲۷[ نیز با بهره گرفتن از روش فازی بررسی جامعی در برآورد روند سرمایه اجتماعی در ایران داشته است. وی در مقاله خود از دو شاخص میزان مشارکت جمعی ( نسبت تعداد اعضای کانون های فرهنگی، هنری و سیاسی به جمعیت ) و میزان جرم ( نسبت تعداد پرونده های قضایی به جمعیت ) جهت اندازه گیری سرمایه اجتماعی استفاده کرده و نشان داده است سرمایه اجتماعی در ایران با توجه به بافت تاریخی، جغرافیایی و سیاسی کشور بسیار نوسانی است. صمدی و همکاران ]۳۰[ جهت اندازه گیری سرمایه اجتماعی در مطالعه خود از چندین متغیر نماینده سرمایه اجتماعی شامل: نسبت طلاق به ازدواج، نسبت تعداد پزشک به جمعیت، نسبت سهم ۱۰ درصد ثروتمندترین افراد به سهم ۱۰ درصد فقیرترین افراد از کل درآمد کشور و ضریب جینی، نسبت کارکنان اداری و آموزشی به جمعیت، نرخ باسوادی، نسبت مطبوعات به جمعیت و نسبت تعداد سینما به جمعیت بهره برده اند. دارلاف[۱] ]۹۲[ در مقاله خود بررسی جامعی روی شاخص های اندازه گیری سرمایه اجتماعی در سطوح فردی و گروهی ارائه داده است. بر این اساس، سرمایه اجتماعی در سطح خانواده های امریکایی می تواند توسط شاخص هایی مانند: تواتر فعالیت های شامل کودکان و والدین، توقع والدین از عملکردهای درسی فرزندان، حمایت های مادر از فرزندان، حضور مادر در جلسات اولیا و مربیان مدرسه و… اندازه گیری شود. او همچنین بیان داشته که در ایالات متحده می توان از عضویت و یا حضور مداوم در کلیسا، دیدار هفتگی دوستان نزدیک، کیفیت تحصیلی، توقعات تحصیلی دوستان و… جهت اندازه گیری سرمایه اجتماعی استفاده نمود. دارلاف و ففچمپس ]۷۲[ نیز مطالعه مشابهی در خصوص اندازه گیری سرمایه اجتماعی در سطوح خرد و کلان انجام داده اند.

عکس مرتبط با اقتصاد

بسیاری از محققان از جمله نک و کیفر ]۸۴[، برگرن و همکاران[۲] ]۹۳[ و دیرمون و گریر[۳] ]۹۴[ در مطالعات خود با بهره گرفتن از داده های پیمایش جهانی ارزش ها (WVS) و تحلیل پاسخ ها به این پرسش که: “به طور کلی، آیا اکثر مردم قابل اعتمادند یا در برخورد با مردم باید بسیار محتاط بود؟” به اندازه گیری متغیر اعتماد پرداختند. در این حالت اعتماد از درصد تعداد پاسخ های “اکثر مردم قابل اعتمادند” پس از حذف پاسخ های “نمی دانم” به دست آمد.

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

نارایان و پریچت ]۷۴[ جهت بررسی رابطه میان سرمایه اجتماعی سطح روستایی و خروجی های اقتصادی، مطالعه جامعی را در اندازه گیری سرمایه اجتماعی در سطوح خرد و کلان در سطح کشور تانزانیا انجام داده اند. این محققان در مطالعه خود با طرح پرسش هایی در خصوص عضویت سرپرست خانوار در گروه ها، خصوصیات این گروه ها، ارزش های فردی و نگرش ها و نیز کمی سازی شاخص های اعتماد و عضویت های داوطلبانه به اندازه گیری متغیر سرمایه اجتماعی پرداختند. به طور مشابه کریشنا و آپهاف[۴] ]۹۵[ نیز در مطالعه خود جهت اندازه گیری سرمایه اجتماعی روی دو شاخص اعتماد و عضویت های داوطلبانه تمرکز کرده و نشان دادند سرمایه اجتماعی دارای ارتباط مثبتی با عملکرد اقتصادی است. وودهاوس[۵] ]۹۶[ در بررسی ارتباط میان سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی در کشور استرالیا، شاخص های مختلفی از جمله: نسبت جمعیت با تحصیلات عالی، نسبت جمعیتی که در سنین کمتر از ۱۵ سال مدرسه را ترک کردند، نرخ بیکاری قشر جوان، نسبت جمعیت با ۶۵ سال سن و بیشتر، نسبت خانوارها با دو یا چند وسیله نقلیه و… را به عنوان خصوصیات اجتماعی - اقتصادی نمونه مورد مطالعه خود معرفی کرده است. او همچنین جهت اندازه گیری سرمایه اجتماعی مجموعه ای از ۳۸ شاخص در قالب همکاری های غیررسمی، سرمایه اجتماعی در سطح خانواده، تعاملات اجتماعی، میزان اعتماد و سرمایه اجتماعی کاری را به گرفته است.

بر اساس جورنسکوف و تینگارد[۶] ]۹۷[ شاخص هایی مانند اعتماد، شاخص فساد، آزادی اقتصادی، نسبت عضویت های داوطلبانه و… می توانند جهت اندازه گیری سرمایه اجتماعی به کار روند. هانگ و همکاران[۷] ]۹۸[ با بهره گرفتن از داده های مطالعات بهداشت و بازنشستگی ( HRS ) تحت نظر دانشگاه میشیگان، جهت اندازه گیری سرمایه اجتماعی در خانوارهای مورد مطالعه، از سه متغیر مصنوعی اساسی در خصوص شناخت همسایگان، دیدار از همسایگان و نیز حضور در کلیسا استفاده کرده اند. موسایی و همکاران[۸] ]۹۹[  با به کارگیری یک پرسشنامه و طرح مواردی مانند اتکا به دیگران، اهمیت دوستان، اعتماد به افراد دیگر، عضویت در سازمان های هنری و ورزشی، زیست محیطی و ورزشی، اهدای خون، اهمیت مذهب، کمک به غریبه ها، وضعیت تاهل و میزان داوطلب شدن افراد به اندازه گیری متغیر سرمایه اجتماعی پرداخته اند. دونگ و همکاران[۹] ]۱۰۰[ در مطالعه خود از سه شاخص نماینده سرمایه اجتماعی بهره برده اند: نسبت مجموع وام ها و ضمانت های اعطا شده توسط شرکت به جناح های مرتبط بر کل دارایی، نسبت مجموع وام های دریافتی شرکت از جناح های مرتبط بر کل دارایی، نسبت شهرت و دارایی های نامشهود شرکت بر کل دارایی.

[۱] Durlauf

[۲] Berggren et al

[۳] Dearmon & Grier

[۴] Krishna & Uphoff

[۵] Woodhouse

[۶] Bjørnskov & Tinggaard Svendsen

[۷] Hong et al

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:07:00 ب.ظ ]




 

۱-۲-۱-۲) مقدمه

 

مفهوم توسعه مالی پس از طرح مفهوم سرکوب مالی در دهه هفتاد، مورد توجه بیشتری قرار گرفته است ]۳۱[. نظریات پایه توسعه مالی که معمولاً تصور می‌گردد تحت تاثیر نظریات شومپتر[۱] ]۱۲۲[ قرار دارد، توسعه نهادهای مالی و نقش کلیدی خدمات مالی را علت رشد و توسعه اقتصادی می دانند. علاوه بر این اقتصاددانان دیگری نظیر گلداسمیت[۲] ]۱۰۱[، مک کینون[۳] ]۱۰۲[، شاو[۴] ]۱۰۳[، روور[۵] ]۱۰۴[، کینگ و لوین[۶] ]۱۰۵[ و لوین و زروس[۷] ]۱۰۶[ پیشتر بر نقش توسعه بازارهای مالی به عنوان علت رشد در اقتصاد تاکید نموده‌اند. همچنین لوین و زروس در مقاله‌ خود معنا‌داری اثر توسعه بازار سهام بر رشد اقتصادی را مورد تاکید قرار می‌دهند. مک کینون و شاو بر پایه مطالعات شومپتر نظریه آزادسازی مالی را مطرح کردند. آنان در این نظریه بر این باورند که حذف محدودیت های دولتی بر سیستم بانکی، باعث افزایش کمیت و کیفیت سرمایه گذاری می شود. آن ها معتقدند که آزادسازی از محدودیت هایی همچون سقف نرخ بهره، ذخیره قانونی بالا و برنامه های اعتبارات گزینشی، توسعه اقتصادی را تسهیل می نماید.

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

توسعه مالی یکی از کلیدهای بالقوه دست یابی به رشد بلندمدت اقتصادی است. توسعه مالی در صورتی می تواند منجر به رشد اقتصادی شود که بتواند زمینه مناسب جهت تخصیص بهینه منابع را فراهم ساخته و سبب افزایش کارایی سرمایه شود. رشد غیرتورمی بلندمدت اقتصادی، افزایش تولید و اشتغال، نیازمند تجهیز منابع مالی و تخصیص بهینه آن ها در اقتصاد ملی است و این مهم با کمک بازارهای مالی سازمان یافته و متشکل و کارآمد که در آن تنوع ابزارهای مالی، ایجاد فضای رقابتی و شفافیت اطلاعات وجود دارد میسر خواهد بود، زیرا کارآمدی بازار مالی مستلزم روان سازی معاملات و افزایش نقدینگی و فراهم نمودن شرایط مدیریت ریسک است. و این مهم می بایست درتدوین سیاست های کلان اقتصادی که توسعه مالی را هدف دارد مورد توجه سیاست گذاران قرار گیرد ]۳۲[.

قسمت عمده ای از پژوهش های نظری و تجربی صورت گرفته پیرامون توسعه مالی، به بررسی ارتباط آن با رشد اقتصادی اختصاص دارد. به عنوان نمونه فرای[۸] ]۱۰۷[، دی گریگوریو[۹] ]۱۰۸[، بیم و کالومیریس[۱۰] ]۱۰۹[، واچل[۱۱] ]۱۱۰[، اشپایگل[۱۲] ]۱۱۱[، لیهی و همکاران[۱۳] ]۱۱۲[، برگلوف و بولتون[۱۴] ]۱۱۳[، فینک و همکاران[۱۵] ]۱۱۴[ و… همگی در مطالعات خود به بحث پیرامون ارتباط این دو متغیر پرداخته و نشان دادند ارتباط معناداری بین توسعه مالی و رشد اقتصادی وجود دارد. در دیدگاهی کلی، نگرش ساده به بازارهای مالی سبب شده است که برخی افراد آن را تنها برد و باخت ناشی از نوسانات قیمت دارایی های مالی بدانند، در حالی که تاثیر ساختار مالی بر ساختار اقتصادی آنچنان مهم است که امروزه بدون داشتن یک بخش مالی کارا، رشد اقتصادی محقق نمی گردد ]۳۳[.

عکس مرتبط با اقتصاد

با توسعه مالی مطلوب می توان انتظار داشت که نتایج زیر حاصل گردد: ۱- گزینش بهترین طرح های سرمایه گذاری ۲- تامین مالی اجرای طرح های بزرگ از طریق تجهیز منابع کوچک ۳- تنوع و گسترش ابزارهای مالی که مبتنی بر ریسک مشخص ارائه گردد ۴- امکان دریافت پاداش نوآورانه برای کسانی که روش های جدید تولید را تجربه می کنند ]۳۱[.

 

۲-۲-۱-۲) تعریف توسعه مالی

 

توسعه مالی یک مفهوم چند وجهی است که علاوه بر توسعه بخش بانکی، ابعاد دیگری چون توسعه بخش مالی غیربانکی، توسعه بخش پولی و سیاست گذاری پولی، مقررات و نظارت بانکی، باز بودن بخش مالی و محیط نهادی را در بر می گیرد ]۳۲[. توسعه مالی در حقیقت توسعه نظام مالی شامل بازارها، نهادها و ابزارهای مالی می باشند. بخش مالی روی دوم سکه اقتصاد است که در واقع مکمل بخش حقیقی اقتصاد است. عملکرد بهینه نظام اقتصادی در جامعه، منوط به وجود دو بخش حقیقی و مالی کارا، مکمل، قدرتمند و تحت نظارت است. فعالیت این دو بخش در کنار همدیگر شرط لازم و کافی برای یک نظام اقتصادی مطلوب محسوب می شود به طوری که نارسایی در یکی از این دو بخش، بر کارکرد بخش های دیگر اثر منفی خواهد گذاشت. بنابراین، تعادل با ثبات و بلندمدت هر نظام اقتصادی هنگامی بدست می آید که دو بخش مذکور با ارتباطات درونی خویش در شرایط تعادلی و کارا عمل کنند ]۳۴[.

توسعه مالی به وضعیتی اطلاق می شود که در آن ارائه خدمات مالی توسط موسسات مالی افزایش می یابد و همه افراد جامعه از یک انتخاب وسیع از خدمات بهره مند شوند ]۳۵[. سازمان ملل نیز در گزارش سال ۱۹۹۸ توسعه مالی را فرایند طولانی مدت ساخت نهادهایی می داند که پایه های اطلاعاتی و ظرفیت های تحلیل سیستم مالی را تعمیق می بخشند و همچنین قدرت نفوذ نهادهای مالی را با خلق ارزش در درون آنها و از طریق گسترده تر کردن ابزارها، توافق ها و قراردادها، در پاسخ به تغییرات محیطی و نیازهای بنگاه ها، خانوارها و دیگر عاملان اقتصادی افزایش دهد.

بر اساس مطالعه صندوق بین المللی پول، توسعه مالی مفهومی است جامع که در شش بعد مختلف تعریف می گردد: ۱- توسعه بخش بانکی ٢- توسعه بخش مالی غیربانکی ٣- توسعه بخش پولی و سیاست گذاری پولی ۴- مقررات و نظارت بانکی ۵- باز بودن بخش مالی ۶- محیط نهادی.

توسعه بخش بانکی: در اکثر نظام های اقتصادی، بانک ها مرکز سیستم مالی و پرداخت ها بوده و نقش مهمی در فرایند تجهیز پس انداز، شناسایی فرصت های سرمایه گذاری و متنوع سازی ریسک ایفا می کنند. از این رو اندازه، ساختار و کارایی بخش بانکی به عنوان یک بعد مستقل توسعه مالی مورد توجه است. سود دهی بانک ها، اعتبارات پرداختی و دسترسی آسان بخش خصوصی به اعتبارات بانکی از این بعد مورد بررسی قرار می گیرد. بر پایه مطالعات انجام شده، فعالیت بانک ها در فضای رقابتی شامل مداخله کمتر دولت، تمرکز کمتر بازار و امکان بیشتر ورود بانک های خارجی کارایی و رشد بیشتری خواهد داشت.

توسعه بخش مالی غیربانکی: تحولات بخش مالی غیربانکی، توسعه منابع سرمایه ای و خدمات مالی جایگزین را مورد بررسی قرار می دهد. این بخش بازارهای سهام، موسسه های مالی رهنی و اجاره ای، بازارهای اوراق بهادار، شرکتهای بیمه و صندوق های بازنشستگی را در بر می گیرد. تنوع محصولات و بازارهای متنوع در این بخش ضمن ایجاد زمینه تحول در وظایف سیستم، بنگاه ها و خانوارها را قادر می سازد تا تامین مالی خود را از نظر هزینه به گونه ای کارا بهبود بخشند، منابع مالی را تجهیز کنند، بر مدیریت بخش مالی نظارت داشته باشند و ریسک ها را توزیع نمایند.

توسعه بخش پولی و سیاست گذاری پولی: در این بعد علاوه بر شاخص عمق مالی، حدود استفاده دولت ها از ابزارهای سیاست پولی غیرمستقیم، نرخ بهره، کارایی نهاد سیاست گذار پولی و همچنین سهمیه بندی اعتبارات مورد بررسی قرار می گیرد.

مقررات و نظارت بانکی: به دلیل وجود اطلاعات نامتقارن و همچنین شکست بازار در مبادلات مالی، کنترل و نظارت مناسب از جنبه های مهم توسعه مالی به شمار می آیند. مقامات مالی برای اطمینان از منافع سپرده گذاران در نظام بانکی از فساد جلوگیری می کنند. نظارت دقیق بانک ها، میزان استقلال بانک مرکزی و شفافیت اطلاعات مالی و پولی در این بعد از توسعه مالی اندازه گیری می شود.

باز بودن بخش مالی: جنبه دیگر توسعه مالی، رتبه و جایگاه نظام مالی داخلی در جابه جایی فرا مرزی منابع مالی است. باز بودن بازارهای مالی بر روی ورود و خروج سرمایه، رژیم های ارزی مناسب و محدودیت های مبادلات دارایی های مالی یا ابزارهای ارزی خارجیان و افراد مقیم در این بعد مورد بررسی قرار می گیرد.

محیط نهادی: فضای قانونی و سیاسی نقش تعیین کننده ای در کیفیت خدماتی که موسسات مالی ارائه می دهند دارد. برای نمونه در برخی از کشورهای در حال توسعه، بانک ها تمایل چندانی به افزایش وام ندارند، زیرا سیستم قضایی ناکارا یا نهادهای سیاسی و اداری فاسد مانع بازپرداخت مناسب وام می گردند. کیفیت نهادهای قانونی، حقوق مالکیت، کیفیت دیوانسالاری و مسئولیت پذیری دولت بر عملکرد سیستم مالی تاثیرگذارند. بدین منظور محیط نهادی به عنوان یکی از ابعاد توسعه مالی مدنظر قرار می گیرد. بنابراین توسعه مالی تنها با توسعه در ابعاد بانکی، مالی و پولی حاصل نمی شود و به درجه توسعه یافتگی از حیث مقررات و نظارت بانکی، درجه باز بودن بازار مالی و محیط نهادی جامعه نیز بستگی دارد ]۳۲[.

یکی از تعاریف دیگر در خصوص توسعه بخش مالی عبارت است از حرکت به سوی یکپارچگی بازارهای مالی ]۳۶[. برخی دیگر نیز توسعه مالی را به عنوان بهبود در کمیت، کیفیت و کارایی خدمات واسطه های مالی در نظر گرفته اند ]۶۰[ و برخی نیز معتقدند توسعه مالی زمانی اتفاق می افتد که ابزارهای مالی، بازارها و واسطه های مالی، موجب بهبود اطلاعات، اقدامات و هزینه های مبادلات شوند ]۱۱۵[.

 

۳-۲-۱-۲) اهمیت و کارکردهای توسعه مالی

 

برای نخستین بار باگات[۱۶] ]۱۲۱[ استدلال کرده است که سیستم مالی نقش کلیدی در آغاز صنعتی شدن در انگلستان ایفا کرده است. بنابراین، توسعه واسطه های مالی، رشد اقتصادی را در پی داشته است. شومپتر ]۱۲۲[ نیز نقش واسطه های مالی در توسعه اقتصادی را مطرح کرد. وی توضیح داد که رابطه این دو متغیر از نوع رهبری عرضه است به این معنا که نوآوری در فناوری، نیروی محرکه رشد اقتصادی بلندمدت است. دلیل اصلی این نوآوری ها، حمایت بخش مالی است که منابع مالی لازم را در اختیار بخش کارآفرین قرار می دهد. به عقیده هیکس[۱۷] ]۱۲۳[ نیز سیستم مالی از طریق تجهیز سرمایه برای طرح های بزرگ، در آغاز انقلاب صنعتی نقش حیاتی داشته است. استیگلیتز[۱۸] ]۱۲۴[ بازارهای مالی را مغز سیستم اقتصادی و کانون اصلی تصمیم گیری می داند و به نظر وی چنانچه این بازارها با شکست و نارسایی مواجه شوند، عملکرد کل سیستم اقتصادی آسیب خواهد دید.

دادگر و نظری ]۳۲[ اهمیت توجه به توسعه مالی را اینگونه عنوان می کنند: یکی از عواملی که در جهت دستیابی به هدف رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی می تواند نقش اساسی ایفا کند، توسعه بخش مالی کشور است. بخش مالی از بازارهای گوناگونی شامل بازار پول و سرمایه تشکیل شده است. اهمیت توسعه بخش مالی کشور از آن جا نشات می گیرد که بخش مالی کارآمد، نقشی اساسی در تجهیز منابع مالی برای سرمایه گذاری، تشویق ورود و تجهیز سرمایه خارجی و بهینه سازی ساز و کار تخصیص منابع ایفا می کند. نظام مالی تحدید شده با کنترل های بیش از حد همراه است. آزادسازی مالی، با تحقق توسعه مالی و تعمیق مالی موجبات آمادگی بازارهای مالی داخلی را برای رقابت با بازارهای مالی خارجی ( چه در داخل و چه در خارج از کشور ) در صورت گشایش متقابل بازارهای مالی داخلی و خارجی به روی یکدیگر، فراهم می آورد. آزادسازی مالی، تمامی اجزای نظام مالی ( اعم از بازارهای مالی، نهادهای مالی و سیاست های پولی، مالی و ارزی ) را در برمی گیرد. البته برای اجرای آزادسازی مالی راهبرد بهینه منحصر به فردی وجود ندارد و کشورها می توانند با توجه به سایر ابعاد اقتصادی خود الگوی مناسب خود را بازسازی کنند.

برخی از اقتصاددانان کندی رشد اقتصادی در برخی از کشورهای در حال توسعه را به ناکارآمدی و توسعه نیافتگی بخش مالی نسبت می دهند و اصلاحات نظام مند این بخش را برای دستیابی به رشد اقتصادی سریع تر توصیه می کنند ]۳۸[. رشد پایدار اقتصادی از گذشته به عنوان هدف اصلی بیشتر برنامه های توسعه اقتصادی کشورها مطرح بوده است. دستیابی به نرخ های رشد بالا، مانند نرخ رشد ۸٫۵ درصد تولید ناخالص داخلی در منطقه آسیای شرقی و اقیانوسیه در دهه نود موجب شد تا در کنار عوامل مرسوم نیروی کار و سرمایه در تابع تولید کلاسیک، سایر عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی نیز در چارچوب نسل اول مدل های رشد درونزا، مورد توجه اقتصاددانان قرار گیرد و به همین دلیل نسل دوم مدل های رشد درونزا، به نقش توسعه بازارهای مالی در رشد اقتصادی تاکید دارند ]۱۳[.

نظام مالی شامل بازارهای سهام، بانک ها و صندوق های مشترک سرمایه گذاری از طریق افزایش کارایی منابع مورد استفاده بر رشد اقتصادی تاثیرگذراند. این تاثیر از دو کانال قابل ردیابی است: نخست اینکه بازارهای مالی موجب تقسیم بهینه منابع تخصیص یافته به بنگاه ها شده و از این طریق موجب رشد سریع تر فن آوری و سرمایه انسانی به کار رفته در آن ها می شود. دوم آنکه نظام مالی موجب از بین بردن نقدینگی های زائد بنگاه ها شده و از طریق تولید سرمایه انسانی موجب رشد بیشتر اقتصادی می گردد ]۱۲۵[. توسعه بخش غیربانکی در بازارهای مالی همانند بازارهای خدمات و تولیدات مالی منبع دیگری از انواع سرمایه می باشد. این بخش شامل بازار سهام، موسسات مالی مسکن، بازارهای اوراق قرضه شرکت ها، شرکت های بیمه، صندوق های مشترک و صندوق های بازنشستگی می باشد. هر یک از این اجزا تنوعی از محصولات و بازارها را شامل شده و به سیستم مالی اجازه می دهد تا کارکردهای مناسبی از خود نشان دهد ]۵۸[. پژوهش های صورت گرفته در بازارهای سهام نشان داده است که بازارهای سهام کارا، مکمل مهمی برای توسعه مالی در بخش بانکی نیز می باشند. مطالعات افرادی چون لوین و زروس ]۱۲۶[، دمیرگوک کانت و همکاران[۱۹] ]۱۱۹[ و لوین ]۱۲۷[  گواه این مدعا است.

بنین و واچل[۲۰] ]۱۲۸[ دسترسی به بازارهای سرمایه را یکی از مهم ترین راه های تامین مالی بنگاه ها در کشورهای در حال توسعه می دانند. لینچ[۲۱] ]۱۲۹[ نیز کلید اصلی توسعه مالی در اقتصاد های عقب مانده را توسعه بازارهای مالی می داند و عنوان می دارد به دلیل عدم توجه مناسب به توسعه بازارهای مالی بسیاری از پروژه ها در این جوامع ناکارآمد و یا دارای بازدهی منفی می باشند.

توسعه بخش های مالی در یک اقتصاد فواید و کارکردهای دیگری نیز دارد. یک سیستم مالی اطلاعات مناسبی در خصوص تخصیص مناسب سرمایه ها به دست می دهد، زمینه را برای نظارت بر سرمایه گذاری و اعمال حاکمیت شرکتی پس از تامین مالی فراهم می سازد، تجارت، تنوع سازی و مدیریت ریسک را بهبود می بخشد و نیز مبادله کالاها و خدمات را آسان می سازد. تمامی این کارکردهای سیستم مالی ممکن است بر پس اندازها، تصمیمات سرمایه گذاری و در نتیجه رشد اقتصادی اثرگذار باشد ]۱۱۵[.

نظام مالی به صورت عمده وظایفی را به عهده دارد که اجرای صحیح آن ها، تخصیص کارای منابع را به دنبال خواهد داشت. نظام مالی در مرکز تقاطع پس انداز کنندگان و استفاده کنندگان نهایی از وجوه موجود در اقتصاد قرار دارد. به عنوان واسطه این وجوه، نظام مالی پنج وظیفه اصلی زیر را به انجام می رساند:

۱- واسطه های مالی، وظیفه خطیر و پرهزینه و زمان بر ارزیابی بنگاه ها، مدیران و طرح ها را انجام می دهند. به عنوان مثال بانک ها ریسک اعتباری و جریان احتمالی درآمدهای آتی بنگاه را ارزیابی می کنند. بانک های تجاری، شرکت های سرمایه گذاری و بانک های سرمایه گذاری، وضعیت رشد بلندمدت بنگاه ها و تولیدات را مورد بررسی قرار می دهند. آن نظام مالی که در ارزیابی بنگاه ها، مدیران و طرح ها بهتر عمل کند، شانس بیشتری برای تشخیص بهترین سرمایه گذاری ها از محل پس انداز جامعه را دارد ]۸[.

۲- نظام مالی، اقدام به تجهیز منابع از پس اندازهای کوچک و پراکنده برای هدایت به سمت بنگاه ها و طرح هایی که قبلاً به عنوان بهترین شناخته شده اند می کند. بسیاری از طرح ها به سرمایه گذاری اولیه کلانی نیاز دارند و برخی از آن ها نیز از صرفه جویی های اقتصادی در مقیاس سود می جویند. در نتیجه، ضروری است که منابع هنگفت سرمایه به طرح های دارای صرفه جویی های اقتصادی اختصاص یابد تا بهترین تخصیص سرمایه حاصل گردد. آن نظام مالی که در تجهیز منابع بهتر عمل کند، مجموعه طرح های در دسترس و ممکن الاجرای اقتصاد را گسترده تر می سازد ]۳۹[.

۳- واسطه های مالی و مشارکت کنندگان در بازارهای مالی، زمینه اداره و کنترل شرکتی بنگاه ها و مدیران را فراهم می سازند. واسطه های مالی به ایجاد این اطمینان که مدیران در جهت منافع سهام داران و بستانکاران بنگاه تلاش می کنند، یاری می رسانند. بدون چنین اداره و کنترلی، احتمال اینکه مدیران از منابع بنگاه در جهت منافع و اهداف شخصی استفاده کنند، زیاد است ]۱۳۰[.

۴- نظام مالی، تجارت و مبادله را تسهیل می کند. در نازل ترین سطح، پول به عنوان یکی از ابزارهای نظام مالی، نیاز به مبادله پایاپای را به حداقل می رساند، هزینه مبادله را کاهش می دهد، تجارت را تشویق می کند و تخصص را بر می انگیزد. در سطحی پیچیده تر، چک کارت های اعتباری و سیستم پرداخت و تسویه، شمار زیادی از فعالیت های اقتصادی را تسهیل می سازند ]۱۱۵[.

۵- نظام مالی ، ریسک را قیمت گذاری کرده و مکانیسم های ادغام، اصلاح و مبادله آن را فراهم می آورد. به کارگیری اخیر انواع اختیارات و قراردادهای آتی یا معاملات سلف به منظور مهار ریسک های نرخ بهره و پایه ای تر موسسات مالی، سررسید دارایی ها و بدهی ها را برای جلب رضایت پس انداز کنندگان و سرمایه گذاران تغییر می دهد. اوراقی که برای تجارت، بیشترین فایده را در بردارند مانند اوراق سهام و قرضه، ممکن است درجه نقدینگی و مقدار ریسکی که مورد نظر پس انداز کنندگان است را دارا نباشند .در این موارد واسطه های مالی، ابزارهای مالی فوق را با خواست و نیاز مشتریان تطبیق می دهند و به این وسیله به مدیریت ریسک می پردازند ]۱۳۱[.

لوین ]۱۳۲[ انتقال پس اندازها، تخصیص منابع، اعمال کنترل شرکتی، تسهیل مدیریت ریسک و سهولت بخشیدن به تجارت کالاها، خدمات و قراردادها را از کارکردهای اصلی هر نظام مالی می داند.

برومند ]۴۰[ مزایای زیر را برای بازارهای مالی برمی شمرد: ١- در شرایط رونق بازارهای مالی، جریانی از بازار پول به طرف بازار سرمایه به وجود می آید. ۲- بازارهای مالی در صورت عملکرد درست، می توانند اثر مثبت و قابل ملاحظه ای بر روی متغیرهای کلان اقتصادی داشته باشند. توسعه بازارهای مالی، نقش بسزایی در فرایند رشد اقتصادی هر کشوری دارد، زیرا بازارهای مالی کارآمد و مناسب، امکان جمع آوری و هدایت پس اندازها از منابع مختلف را به سمت فعالیت های تولیدی فراهم می کنند. ۳- بازار مالی، سرمایه ها را برای سرمایه گذاری در فن آوری بسیج می کند. بازارهای مالی این امکان را فراهم می سازند تا با عرضه سهام شرکت در بازار بورس و یا عقد قرارداد با بانک های سرمایه گذار، منابع مالی مورد نیاز خود را تامین کرده، در عوض سرمایه گذاران را در عواید مالی پروژه خود سهیم کنند. بازارهای مالی، از یک طرف با تامین پول مورد نیاز کارآفرین به رشد فن آوری و تجاری شدن ایده او کمک کرده، از طرف دیگر تشویق کننده ای برای سرمایه گذاران کوچک، برای سرمایه گذاری در فرصت های گوناگون هستند. ۴- بازارهای مالی در زمینه فرصت های سرمایه گذاری، اطلاعات ایجاد می کنند. ۵- بازارهای مالی نقش قوی نظارتی برای شرکت های بزرگ فراهم می سازند. بهای سهام یک شرکت، شاخصی است که رابطه تنگاتنگی با ارزش بنیادی شرکت دارد. بنابراین عملکرد مدیریت شرکت، به سرعت خود را در بهای سهام شرکت منعکس می کند. بازارهای مالی با عمومی کردن اطلاعات، تشویق شرکت های موفق و تنبیه شرکت های زیانده، نقش نظارتی قابل توجهی را ایفا می کنند که موثرتر از بسیاری سیستم های نظارت بوروکراتیک عمل می کنند. با توجه به عدم تقارن های اطلاعاتی که در بازارهای مالی وجود دارد و باعث می شود تا موسسات وام دهنده اطلاعات کافی از کیفیت شرکت وام گیرنده نداشته باشند، این نقش بازارهای مالی تاثیر مهمی در کاهش شکست های بازار در بخش وام و اعتبارات ایفا می کند. ۶- بازارهای مالی، ریسک سرمایه گذاری را تقسیم می کنند. اگر سرمایه گذاران مجبور باشند که خودشان در پروژه ها سرمایه گذاری کنند، قدرت تنوع سازی آن ها به شدت کاهش می یابد. حال آن که نقدشوندگی بالاتر در بازار سهام و امکان خرید سبد متنوعی از سهام، این امکان را فراهم می سازد تا سرمایه گذاران خود را در برابر ریسک شرکتی، مصون کنند. این ویژگی تمایل برای سرمایه گذاری در پروژه های مرتبط با توسعه فن آوری یا محصولات نوآورانه را که به گونه ای طبیعی با ریسک بالا همراه هستند افزایش داده، در نهایت به رشد فن آوری در جامعه کمک می کند. از طرف دیگر نهادهای مالی که ماهیت بین نسلی دارند ( مثل صندوق های بازنشستگی ) این امکان را فراهم می کنند تا ریسک های ناشی از تحولات اقتصاد کلان که ممکن است تأثیرات منفی روی یک نسل خاص برجای گذارد، به یک نسل ویژه منتقل نشود و بدین گونه تمامی نسل ها از جریان مالی هموارتری برخوردار شوند.

دادگر و نظری ]۳۲[ نیز کارکردهای بالقوه بازارهای مالی را در موارد زیر عنوان می دارند: ۱- انتقال وجوه مازاد خانوارهای علاقه مند به سرمایه گذاری به افراد یا مؤسسات نیازمند به وجوه ٢- تجهیز بیشتر پس انداز ٣- تخصیص بهینه سرمایه ۴- افزایش نقدینگی و کاهش ریسک مربوط به آن ۵- ایجاد شرایط برای مدیریت ریسک.

لوین ]۱۳۳[ نشان می دهد که بازار سهام به مدیریت نقدینگی و بهره وری کمک می کند و در نتیجه، سبب افزایش رشد اقتصادی می گردد. مشخصاً، بازار سهام موجب می شود افراد از طریق تنوع بخشی در سبد دارایی به کاهش ریسک مبادرت نمایند که در این شرایط، سهم منابع تخصیص یافته به بنگاه ها و به تبع آن رشد اقتصادی افزایش خواهد یافت.

Efficiency بهره وری

به عقیده بنسیونگا و اسمیت[۲۲] ]۱۳۴[ اقتصاد دارای واسطه های مالی می تواند پس انداز غیرکارآمدش را کاهش دهد و از تخصیص نامناسب وجوه سرمایه گذاری جلوگیری کند. در این چارچوب، واسطه های مالی موجب تغییر ترکیب پس اندازها به نفع انباشت سرمایه شده و بنابراین، سبب تسریع رشد اقتصادی می شوند. سنت پل[۲۳] ]۱۳۵[ نیز نشان می دهد که بازارهای مالی کاراتر موجب بهبود کیفیت سرمایه گذاری و تسریع رشد اقتصادی می شوند و بر اساس مطالعه کینگ و لوین ]۱۳۶[، توسعه مالی موجب می شود بهترین طرح های سرمایه گذاری انتخاب شود و اجرای طرح های بزرگ از طریق تجهیز منابع کوچک تامین مالی گردد، ابزارهای مالی تنوع و گسترش یابد و امکان دریافت پاداش نوآوری برای روش های جدید فراهم گردد. بدین ترتیب، توسعه مالی از طریق ایجاد و گسترش نهادها، ابزارها و بازارهای مالی به فرایند سرمایه گذاری و رشد اقتصادی کمک می کند. همچنین، واسطه های مالی با انتقال پس اندازهای داخلی و خارجی به بنگاه های سرمایه گذار و استفاده کارا از منابع مالی، بر فرایند سرمایه گذاری و رشد اقتصادی موثر هستند.

 

[۱] Schumpeter

[۲] Goldsmith

[۳] Mc Kinnon

[۴] Shaw

[۵] Rover

[۶] King & Levine

[۷] Levine & Zervos

[۸] Fry

[۹] De Gregorio

[۱۰] Beim & Calomiris

[۱۱] Wachtel

[۱۲] Spiegel

[۱۳] Leahy et al

[۱۴] Berglof & Bolton

[۱۵] Fink et al

[۱۶] Bagehot

[۱۷] Hicks

[۱۸] Stiglitz

[۱۹] Demirguc-Kunt et al

[۲۰] Bonin & Wachtel

[۲۱] Lynch

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:06:00 ب.ظ ]




 

کمیجانی و همکاران ]۱۳[ برای شناسایی عوامل موثر بر توسعه مالی و همچنین تعیین سطح آن، شاخص های زیر را پیشنهاد داده اند:

۱- از عوامل مؤثر بر توسعه مالی، شاخص های کنترلی اقتصاد، مانند شاخص نرخ تورم و درآمد سرانه پیشنهاد می شود. در مکتب فکری اقتصاد نئوکلاسیک نیز این متغیرها مورد توجه قرار گرفته است. معناداری تاثیر این شاخص ها بر توسعه مالی، شاخص های بازار سهام در مطالعه چین و آیتو ]۱۳۷و۱۲۰[ و شاخص های بخش بانکی، در پژوهش کمیجانی و پوررستمی ]۴۱[ رد نشده است.

۲- نحوه و شرایط محیطی انعقاد قراردادها و نهادهای اعمال مدیریت و حکمرانی نیز از عوامل موثر بر توسعه مالی اند. اثرگذاری معنادار برخی از این شاخص ها با توجه به مطالعات تجربی، مانند مطالعه دمیرگوک کانت و همکاران ]۱۳۸[ در مورد توسعه بازار مالی، رد نشده است. بنابراین، به نظر می رسد که برنامه ریزی برای جمع آوری آمار و اطلاعات و محاسبه شاخص هایی از این نوع باید در الویت های کار نهادهای ذیربط قرار گیرد. هر چند برخی مطالعات اخیر، مانند برنامه ارزیابی که به صورت مشترک توسط بانک جهانی و صندوق بین المللی پول انجام شده است امکان محاسبه برخی شاخص ها در این سطح را برای برخی از کشورهای مشارکت کننده میسر ساخته است، اما مقایسه گروه های مختلف کشورها و همچنین بررسی روند تغییرات این شاخص ها مستلزم توسعه برنامه یاد شده و همچنین تکرار ارزیابی های فوق در دوره های زمانی معین است.

۳- سطح دیگر این عوامل، سطح پایداری پدیده های اجتماعی است و به نهادهای غیررسمی مانند فرهنگ ها، مذهب و موارد دیگر بر می گردد. بررسی تاثیر این سطح از پدیده های اجتماعی بر توسعه مالی، با توجه به آثار آن ها بر تصمیم گیری های مالی، لازم و ضروری به نظر می رسد. متاسفانه، نبود اطلاعات  لازم برای محاسبه شاخص های این سطح، بررسی تجربی را محدود می نماید، اما احصاء برخی شاخص ها در این سطح، لازم و ضروری به نظر می رسد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

صمدی ]۳۵[ در تشریح عوامل موثر بر توسعه مالی، عوامل موثر بر بازارهای مالی را به دو دسته عوامل عمده اقتصادی ( مانند: رشد اقتصادی، تورم، بیمه، اعتبارات، درجه باز بودن اقتصاد، آزاد سازی حساب سرمایه و… ) عوامل غیراقتصادی ( مانند: عوامل نهادی از جلمه وضعیت سرمایه اجتماعی، حقوق مالکیت، وضعیت نظام حقوقی، فشارهای سیاسی و… ) تقسیم بندی می کند.

عکس مرتبط با اقتصاد

اخباری ]۳۶[ نیز تورم را مانع توسعه بخش مالی و منجر به سرکوب مالی می داند. تورم بالا مانع از انعقاد قراردادهای مالی بلندمدت می شود و واسطه های مالی تمایل می یابند تا پورتفویی با ویژگی نقدشوندگی بالا را نگهداری کنند. از این رو، در یک محیط تورمی، واسطه های مالی علاقه کمتری برای تامین مالی بلندمدت برای تشکیل سرمایه و رشد دارند. همچنین قرض دهندگان و قرض گیرندگان تمایل اندکی برای وارد شدن به قراردادهای اسمی بلندمدت دارند. تورم بالا اغلب با شکل های مختلفی از سرکوب مالی مرتبط است به طوری که دولت ها اقداماتی را برای محافظت از بخش های مشخصی از اقتصاد صورت می دهند. بوید و همکاران[۱] ]۱۴۰[ به طور تجربی اثرات تورم بر توسعه بخش مالی را مورد بررسی قرار دادند و نتیجه گرفتند اقتصادهای با نرخ تورم بالاتر، بازار بانکی و بازار اوراق بهادار کوچک، غیرکارا و کم فعالیت تری دارند. ساختار سیاسی نیز از دیگر عوامل تاثیرگذار بر توسعه مالی برشمرده شده اند و راجان و زینگیلز ]۱۳۹[ در مطالعه خود به بررسی تاثیر ساختار سیاسی بر حفاظت از حقوق سرمایه گذاران پرداخته اند.

تقوی و خلیلی عراقی ]۴۲[ در مقاله ای با بهره گرفتن از روش تصمیم گیری گروهی ( دلفی ) عوامل موثر بر سرکوب مالی را شناسایی کرده و سپس با بهره گرفتن از روش دیماتل سلسله مراتب اثرگذاری آن ها را مشخص کرده اند. در مطالعه مذکور بیان شده که ۱۰ شاخص اثرگذار بر سرکوب مالی در اقتصاد ایران عبارتند از:

۱- حقوق شهروندی ۲- اقتصاد وابسته به نفت ۳- پاسخگویی ۴- انضباط مالی ۵- کارایی نهادی ۶- امنیت غیرنظامی ( سیاسی، اجتماعی، زیست محیطی، قضایی، فرهنگی و… ) ۷- فساد اداری ۸- محدود بودن بازار پول و بازار سرمایه ۹- ناکارآمدی خصوصی سازی ۱۰– رانت جویی

حشمتی مولایی ]۳۱[ تصدی گری دولت در بخش حقیقی اقتصاد، عدم استقلال بانک مرکزی، عدم به کارگیری سیاست های پولی مناسب توسط بانک مرکزی، عدم تجدید نظر در تعریف سنتی ربا، ناموفق بودن نظام بانکی در جذب سپرده های مدت دار به دلیل عدم استفاده از نرخ بهره مناسب، تامین کسری بودجه دولت با استقراض از بانک مرکزی و عدم بهبود روش های مدیریت را از جمله عوامل مهم تاثیرگذار بر عدم توسعه یافتگی بخش مالی می داند.

استالز و ویلیامسون[۲] ]۱۴۱[ به نقش تفاوت های فرهنگی بر توسعه بخش مالی تاکید کرده اند. آنها شواهدی را ارائه داده اند که فرهنگ کشورها از طریق تغییر در حمایت و اجرای قانون حقوق سرمایه گذاران، توسعه بخش مالی را متاثر می سازد. دتراگیاچ و همکاران[۳] ]۱۴۲[ در بررسی روی نظام های مالی در کشورها با درآمد سرانه پایین نشان دادند ناپایداری سیاسی و فساد تاثیر منفی عمده ای بر سطح توسعه مالی این کشورها داشته است. آدودا و همکاران[۴] ]۱۴۳[ نیز کیفیت عوامل نهادی مانند امور قانونی و اداری، پاسخگویی مردم سالارانه و شاخص فساد را از مهم ترین عوامل تعیین کننده توسعه مالی در بازار سهام دانسته اند.

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

۵-۲-۱-۲) نظام مالی ایران

 

بازار مالی در ایران به دو بخش عمده بازار سرمایه و بازار پول تقسیم می شود. بازار سرمایه به نوبه خود به دو بازار اولیه و ثانویه تقسیم می شود. در بازار اولیه تشکیل سرمایه صورت می گیرد و سهام منتشر شده برای اولین بار معامله می شود. در بازار ثانویه اوراق بهاداری که در بازار اولیه فروخته شده اند مورد داد و ستد قرار می گیرد.

بازار پول شامل نهادهای متعدد پولی می باشد. در کشورهای در حال توسعه، بانک ها مهم ترین بخش بازار پول را تشکیل می دهند. در نظام های مالی که بر پایه بازار سرمایه و اوراق بهادار هستند، پس اندازکنندگان منابع مالی خود را از راه خرید انواع اوراق تجاری به واحدهای متقاضی منابع مالی ارائه می کنند. این شیوه به سرمایه گذاری مستقیم نیز موسوم است. کشورهای امریکا و انگلستان نمونه کشورهایی هستند که بر این شیوه استوارند. اما در روشی که بازار پول و بانک ها مجری نظام مالی هستند، پس اندازکنندگان به واسطه موسسات پولی اقدام به ارائه تسهیلات به بخش های خصوصی و عمومی می کنند. این شیوه به سرمایه گذاری غیرمستقیم نیز موسوم است. آلمان و ژاپن از نمونه این کشورها هستند. یک مرور اجمالی به وضعیت بازار بورس اوراق بهادار در ایران و مقایسه آن با نقش بانک ها، بر بانک پایه بودن نظام مالی ایران صحه می گذارد.

دارایی بانک ها در طول سال های گذشته به صورت میانگین در حدود ۷۰ درصد تولید ناخالص داخلی بوده است و این در حالی است که ارزش معاملات بازار سهام در طول این سال ها حدود یک درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می داده است ]۱۲[. ضعف بازار سهام در مقابل بازارهای پولی، شیوه های سنتی پس انداز همچون خرید طلا و مسکن است. بازده بالاتر و ایمنی بیشتر در بخش پولی، چیرگی بخش دولتی در بازار پول، پر ریسک بودن بازار سرمایه در ایران، فقدان شرایط رقابتی و اطلاعات متقارن، محدودیت ابزاری بازار سرمایه در ایران و دگرگونی ساختار مالکیت پس از پیروزی انقلاب اسلامی از دیگر دلایل بانک پایه بودن نظام مالی ایران است. دارایی های بانک ها در ایران شامل دارایی های خارجی، اسکناس و مسکوکات، سپرده نزد بانک مرکزی ( صورت قانونی و دیداری )، بدهی بخش دولتی و بدهی بخش غیردولتی می شود. اجزای بازار پول در ایران شامل بانک های تجاری، بانک های تخصصی، بانک های غیردولتی و موسسات اعتباری غیربانکی می شود ]۴۳[.

نظام مالی ایران یک نظام مالی بسته است، به این معنا که ارائه دهندگان خارجی خدمات مالی امکان حضور در ایران و ارائه خدمات مالی به ایرانیان در شرایط برابر با ارائه دهندگان داخلی خدمات مالی را ندارند. گشودن بازارهای مالی داخلی به روی خارجیان پس از آزادسازی مالی موفقیت آمیز، نه تنها به جذب عناصر اقتصاد جهانی در داخل می انجامد، بلکه زمینه حضور ارائه دهندگان داخلی خدمات مالی را در بازارهای بین المللی تجارت خدمات مالی فراهم کرده و گامی به سوی توسعه صادرات نیز می باشد ]۳۲[. تجربه نزدیک به یک قرن بانکداری در اقتصاد کشور ما نشان ‌دهنده آن است که علیرغم‌ فعالیت نهادهای مالی مبتنی بر اوراق بهادار، همچنان نظام مالی مبتنی بر بانک با حضور گسترده‌ خود سبب شده تا بازار پول از توسعه ‌یافتگی بیشتری برخوردار باشد ]۳۷[.

بر اساس موتمنی ]۱۲[، در گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۰۸، نام کشور ایران در میان ۵۲ کشور پیشرو در زمینه توسعه مالی به چشم نمی خورد. میزان توسعه یافتگی مالی در دامنه ۱ تا ۷ سنجیده شده است که ۷، معیار کامل ترین توسعه مالی ممکن است. کشور اول این رتبه بندی ایالات متحده است که معیار توسعه مالی آن ۵٫۸۵ است. میزان توسعه یافتگی ایران در طول چهار دهه اخیر سیر نزولی داشته است. این در حالی است که کشورهای منطقه منا در طول این سال ها وضعیت مالی خود را بهبود بخشیده اند. درآمدهای نفتی ویژگی مشترک عموم کشورهای منا است و به همین علّت مقایسه وضعیت مالی ایران و این کشورها به خوبی بازگو کننده سطح مدیریت بازارهای مالی اقتصاد ایران است. مقایسه توسعه مالی ۱۹ کشور منطقه منا نشان می دهد که ایران به همراه کشورهای لیبی، سوریه، سودان و یمن دارای پایین ترین سطح توسعه مالی در این منطقه است. کاهش دستوری نرخ سود بانکی در شرایط تورمی، افزایش نقش دولت در تنظیم و تخصیص اعتبارات بانکی، محدود بودن انتشار اوراق و فروش مشارکت بانک مرکزی در اجرای سیاست پولی کشور و همچنین محدود ماندن استفاده از اوراق مشارکت دولت در تامین مالی هزینه های اجرایی طرح های اقتصادی از عوامل محدود کننده توسعه مالی کشور در طول سال های اخیر بوده است.

همچنین افزایش سهم بانک های غیردولتی در صنعت بانکداری، افزایش سهم بخش خصوصی از اعتبارات بانک ها، کاهش تمرکز در بخش بانکی و افزایش نسبت تسیهلات اعطایی به سپرده های بخش غیردولتی از جمله عوامل بهبود نسبی توسعه مالی کشور در سال های اخیر بوده اند ]۴۴[.

 

۶-۲-۱-۲) توسعه مالی و پیامدهای اقتصادی

 

به طور کلی مطالعات نظری و تجربی به خصوص در کشورهای پیشرفته، مؤید نقش مثبت توسعه مالی بر رشد اقتصادی است در حالی که در کشورهای در حال توسعه و به خصوص ایران، طبق مطالعات صورت گرفته، این ارتباط ضعیف بوده و بیشتر شامل شاخص های توسعه مالی می‌گردید و به عبارتی این شاخص، معلول رشد اقتصادی و عملکرد متغیرهای واقعی بوده است ]۳۱[. بسیاری از اقتصاددانان نظیر شومپتر ]۱۲۲[، هیکس ]۱۲۳[، مک کینون ]۱۰۲[ و فرای ]۱۰۷[ در مطالعات خود بر اهمیت بازارهای مالی و نقش کلیدی آن در توسعه و رشد اقتصادی تاکید داشته اند و برخی مطالعات تجربی نظیر مطالعات کینگ و لوین ]۱۳۶[ نیز از وجود ارتباط مثبت و یکنواخت توسعه مالی بر رشد اقتصادی حکایت دارد.

در کشورها با سطح توسعه مالی بالا، توسعه مالی بر رشد اقتصادی قطعاً دارای تاثیر مثبتی خواهد بود. ساندراراجان و بالینو[۵] ]۱۴۴[ بر اساس تجربه کشورهای مختلف نشان داده اند که توسعه سیستم مالی در صورتی اثربخش خواهد بود که مقامات اجرایی مهارت کافی را برای مدیریت این توسعه داشته باشند.

اقتصاددانانی که توسعه واسطه های مالی را بر رشد اقتصادی مؤثر می دانند استدلال می کنند که نظام مالی نقشی اساسی را در تخصیص منابع به سمت طرح هایی با بهره وری بالاتر ایفا می کند. به عنوان مثال، گلداسمیت ]۱۰۱[ و مک کینون ]۱۰۲[ و شاو ]۱۰۳[ معتقدند که بازارهای مالی در رشد اقتصادی نقش کلیدی دارند و تفاوت در کمیت و کیفیت خدمات ارائه شده به وسیله موسسات مالی می تواند بخش مهمی از تفاوت نرخ رشد بین کشورها را توضیح دهد. شواهد تجربی سال های اخیر عمدتاً در جهت تایید این دیدگاه بوده است. بر اساس مدل های نظری توسعه مالی عمدتاً از دو طریق بر رشد اقتصادی اثرگذار است. اول آنکه توسعه مالی پس انداز را افزایش داده و منابع جدیدی برای سرمایه گذاری فراهم می کند. دوم آنکه توسعه مالی تخصیص بهینه سرمایه گذاری و در نهایت افزایش تولید را در پی دارد ]۱۴۵[. پژوهش های صورت گرفته نشان می دهد که خدمات واسطه های مالی از قبیل: جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات، به حداقل رساندن ریسک و نیز تدارک نقدینگی نقش مهمی در رشد پایدار دارد. به عنوان نمونه مدل های ارائه شده توسط گرین وود و یووانوویچ[۶] ]۱۴۶[ و بنسیونگا و اسمیت ]۱۳۴[ نشان داده اند که واسطه های مالی تاثیر مثبتی بر رشد پایدار اقتصادی دارند. نظریه پردازان رشد درونزا با مدل سازی خدمات مالی به برخی نتایج همچون اثر مثبت واسطه گری مالی بر رشد سطح پایدار و اثر منفی مداخله دولت در سیستم مالی بر رشد اقتصادی پرداخته اند ]۱۴۷[. دیدگاه های دیگری نیز در ارتباط با تعامل میان بخش مالی و رشد اقتصادی مطرح شده است. به عنوان نمونه رابینسون[۷] ]۱۴۸[ معتقد است که رشد اقتصادی در ابتدا، به دلیل افزایش تقاضای خدمات مالی موجب گسترش بخش مالی می شود. در مقابل، لوکاس[۸] ]۱۴۹[ عقیده دارد که اقتصاددانان، رابطه میان بخش مالی و رشد اقتصادی را بیش از اندازه بزرگ کرده اند. تقوی و همکاران ]۴۵[ نیز عنوان داشته اند پولی شدن اقتصاد در صورتی که نشانگر توسعه در بازار سرمایه باشد بر رشد اقتصادی موثر است.

سینگ[۹] ]۱۵۰[ ادعا می کند که توسعه مالی ممکن است به دلایل زیر برای رشد اقتصادی سودمند نباشد:۱- ناپایداری و آشفتگی ذاتی فرایند قیمت گذاری بازار سهام در کشورهای درحال توسعه، راهنمای خوبی برای نشان دادن تخصیص کارای سرمایه گذاری نیست ۲- ممکن است که شوک های نامطلوب اقتصادی به دلیل ارتباط متقابل بین بازارهای پول و سهام باعث بی ثباتی کلان اقتصادی و کندی رشد اقتصادی بلندمدت شود ۳- بخش بانکی در برخی از کشورهای درحال توسعه به ویژه برخی از کشورهای جنوب شرق آسیا دارای مزیت هایی است که توسعه بازار سهام در این کشورها ممکن است منجر به تضعیف نظام بانکی شان گردد.

به نظر می رسد که در کشورهای کمتر توسعه یافته، ابتدا رشد و گسترش بخش مالی باعث ایجاد رشد اقتصادی می شود و سپس با گذر زمان از اهمیت بخش مالی در توسعه اقتصادی کاسته شده و توسعه بخش واقعی حائز اهمیت بیشتر می شود ]۴۷[. افزایش سطح بالاتر رشد اقتصادی و به تبع آن افزایش درآمد سرانه نقش اساسی در توسعه بخش مالی و به ویژه سیستم نظام بانکی ایران دارد چرا که به تبع سطح بالاتر رشد اقتصادی الزام برای اصلاحات در نظام بانکی برای ارائه خدمات متنوع وگسترده تر توسط سیستم بانکی و صنعت واسطه گری مالی را افزایش خواهد داد. به این ترتیب به کارگیری سیاست های مناسب و همگرا برای دستیابی به رشد اقتصادی بالاتر و با ثبات تر از جمله الزامات توسعه بخش مالی است و این موضوع در چشم انداز بیست ساله و برنامه چهارم توسعه در ایران مورد تاکید قرار گرفته است ]۴۶[.

 

۷-۲-۱-۲) سرمایه اجتماعی و توسعه مالی

 

همانگونه که اشاره شد، اعتماد از مهم ترین مولفه ها و ابعاد سرمایه اجتماعی محسوب می شود. اعتماد در زندگی امروزه نقش های بسیاری را ایفا می کند. از بالاترین سطوح اجتماعی مانند اعتماد مردم به حاکمان تا سطوح خرد و میان فردی مانند ورود به یک زندگی مشترک. سطح بالای اعتماد در یک جامعه موجب پایین آمدن بسیاری از هزینه ها از قبیل هزینه های مالی، روانی، زمانی و… شده و نااطمینانی های انجام هر فعالیت اقتصادی را کاهش می دهد. از بارزترین کارکردهای اعتماد در جوامع قدیم می توان به نقش آن در مبادلات کالا به کالا و در جوامع مدنی امروزی می توان به نقش مهم آن در ایفای تعهدات مالی اشاره کرد. به عنوان مثال اطمینان از باز پرداخت اصل و سود سپرده ها توسط بانک ها، پرداخت خسارت از جانب شرکت های بیمه، دریافت وجه نقد در ازای تحویل کالا، بازپرداخت قرض های غیررسمی، خانوادگی و یا دوستانه همگی به سطح معینی از اعتماد نیازمندند. چالش مهم در مبادلات میان فردی این است که هر یک از طرفین چگونه می تواند از پایبندی طرف مقابل به تعهداتش اطمینان حاصل کند؟ پاسخ مناسب به این پرسش را باید در سطح اعتماد میان دو طرف جست و جو کرد.

از آن جا که هر معامله در دوره ای از زمان انجام می شود، تقریباً هر معامله در درون خود جزئی از عنصر اعتماد را داراست ]۱۵۱[. پاتنام ]۷۸[ و لاپورتا و همکاران[۱۰] ]۱۵۲[، اعتماد به نهادها را مهم ترین جنبه ارتباط سرمایه اجتماعی با حوزه های مالی می دانند. در اجتماعات با سرمایه اجتماعی بالا، مردم اعتماد بیشتری به یکدیگر دارند. سطوح بالای سرمایه اجتماعی به معنی برخورداری از سطح بالایی از اعتماد است. با توجه به این تعریف، اعضای اجتماعی که سرمایه اجتماعی بالایی دارد راحت تر به یکدیگر اعتماد می کنند، چرا که از دیگر افراد اجتماع انتظار دارند در چارچوب هنجارهای اجتماعی رفتار کنند. به زبان دیگر، شبکه های اجتماعی موقعیت بهتری برای تنبیه کسانی که کج روی می کنند، فراهم می آورند ]۱۸[.

مناطق با سرمایه اجتماعی پایین تکیه شدیدی بر انجام معامله داخل زیر گروه هایی مانند خانواده و دوستان دارند ]۸۷[ و در جامعه ای با سطح اعتماد بالا، افراد کمتر تمایل دارند تا به منظور حراست از خود در مقابل تجاوزهای غیرقانونی و تبهکارانه، منابع مالی تخصیص دهند. این کار ممکن است با پرداخت مالیات، رشوه و یا حتی به وسیله تجهیزات و خدمات ایمنی صورت پذیرد. نک و کیفر ]۸۴[ از برخی معاملات از جمله تحویل کالاها و خدمات با پرداخت هزینه در آینده، قراردادهای کارکنان در مشاغلی که نظارت مدیریت بر آن ها دشوار است و نیز تصمیمات سرمایه گذاری و پس اندازهایی که تکیه زیادی بر ضمانت های دولتی دارند به عنوان معاملات حساس نسبت به اعتماد نام می بردند و در ادامه اضافه می کنند افراد در جوامع با سرمایه اجتماعی بالاتر منابع مالی کمتری را جهت رشوه، به کارگیری سرویس های حفاظت شخصی و اعمال خشونت برای دفاع از حقوق اموال خود به کار می بندند.

نظریه سنتی نئوکلاسیک بر این اعتقاد است که مکانیسم های معامله بدون هزینه هستند. اما بر خلاف اندیشه سنتی نئوکلاسیک برخی نظریه پردازان اقتصاد نهادگرا معتقد بر هزینه دار بودن معاملات هستند، برای مثال نورث[۱۱] ]۴۸[ تحلیل های مفیدی را در مورد انواع مختلف هزینه های معامله در یک اقتصاد ارائه داده است. این ها در پیش شرط های بازارهای مالی کارا منعکس شده اند که شامل یک زیربنای نهادی قدرتمند می شوند. سیستم های مالی نیازمند هزینه های معاملاتی پایین ( به ویژه هزینه های واسطه گری اعتباری پایین ) برای پشتیبانی از تعمیق مالی بهینه در بخش مالی هستند.

بر اساس رابیسون و سایلز[۱۲] ]۱۵۳[ سرمایه اجتماعی مانند سرمایه های مالی قابل تعویض است. به عنوان مثال شخص A می تواند از سرمایه اجتماعی متقابل خود با شخص B استفاده کرده و او را به انجام مبادله با شخص C که مایل به انجام معامله است ترغیب نماید.

فوکویاما ]۱۵۴[ سرمایه اجتماعی را دارایی مولدی می داند که از طریق شکل گیری اعتماد و علاقه موجب کاهش هزینه های مبادله می شود. حلقه رابط بین سرمایه اجتماعی و حوزه های اقتصادی از جمله توسعه مالی، مبادله است. مبادله نیز بر اساس اعتماد ( به عنوان یکی از اجزای کلیدی سرمایه اجتماعی ) استوار است و آن چه که سبب افزایش اعتماد در جامعه و کاهش فرصت طلبی افراد می شود تقویت سرمایه اجتماعی مثبت است. پیشرفت های اقتصادی در جامعه در گرو تقویت سرمایه اجتماعی است و در این فرایند نقش قابلیت اعتماد در تعاملات تجاری کاملاً برجسته است. اصل مبادله مشروط به شرایط مکان و زمان است و ایجاد پوشش های آهنین برای قراردادها غیرممکن است. هرگاه قانون قراردادها و ضمانت اجرایی رسمی آن ها نتواند مانع فرصت طلبی افراد شود، شبکه ها و اعتماد ابزارهایی برای تنظیم تعاملات خواهند بود. بنابراین تاثیر سرمایه اجتماعی بر توسعه مالی را می توان حداقل از کانال قراردادهای مالی و نقش اعتماد در آن ها دنبال کرد ]۱۵۵[.

یکی از مکانیزم های تاثیر سرمایه اجتماعی بر کارایی اقتصادی، اثرگذاری آن از طریق سطح اعتماد عمومی است. از آن جا که قراردادهای مالی ذاتاً قراردادهایی اعتماد محورند، سرمایه اجتماعی می بایست دارای تاثیرات عمده ای بر توسعه بازارهای مالی باشد. تمایل افراد به امضای قراردادهای مالی به قابلیت اجرایی قراردادها و میزان اعتماد به طرف قرارداد بستگی دارد. قراردادهای مالی چیزی جز پرداخت مقداری پول در ازای قول دریافت بازده بیشتر در آینده نیست. چنین مبادله ای نه تنها وابسته با الزامات قانونی قرارداد بلکه وابسته به میزان اعتماد میان سرمایه گذار و سرمایه پذیر است. به دلیل اینکه سرمایه اجتماعی یکی از اجزای تعیین کننده اعتماد است، می بایست بر سطح توسعه مالی نیز تاثیرگذار باشد. وجود اعتماد میان گروه های خاص ممکن است دارای تاثیرات پیچیده ای بر قراردادهای مالی باشد. به عنوان مثال تجار الماس در شهر نیویورک که متعلق به شاخه یهودیان ارتودوکس می باشند، جهت انجام معاملات خود از قرارداد استفاده نمی کنند و اعتماد گروهی موجود میان آنان جهت انجام معاملات کافی است. واضح است که اعتماد درون گروهی و اعتماد عمومی موجب توسعه فعالیت های مالی میان فعالان چنین بازارهایی می شود ]۱۵۶[. برخی محققان در مطالعه موردی خود بر روی کشور ایتالیا نشان دادند سرمایه اجتماعی مهم ترین عامل تاثیرگذار بر سطح توسعه مالی در این کشور است ]۱۵۶[.

گرستن و همکاران[۱۳] ]۸۹[، هنجارهای اجتماعی ( به عنوان یکی از مولفه های سرمایه اجتماعی ) را به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده در توسعه مالی و رشد اقتصادی در نظر گرفته اند. بر این اساس هنجارها و استانداردهای اجتماعی به عنوان منبع ارزش در میان افراد و گروه ها وجود دارد. ارزش ها هسته مرکزی فعالیت ها و رفتارهای اقتصادی اند و به همین دلیل می توانند جهت تبیین دلایل تفاوت شاخص های توسعه مالی در جوامع مختلف سودمند باشند.

به عقیده برخی دیگر از محققان، توسعه مالی یکی از کانال های اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر رشد اقتصادی است. سرمایه اجتماعی با افزایش کارایی بخش مالی در تبدیل پس اندازهای افراد یا خانوار به سرمایه گذاری های تولیدی، بر تولید کالاهای نهایی و رشد اثر می گذارد ]۴[.

اجرایی شدن کامل قراردادها در عمل و با اعمال زور قانون غیرممکن است، مگر آن که جامعه از سطح سرمایه اجتماعی مثبت بالایی برخوردار باشد ]۱۴[.

چو ]۶۱[ در مدل انتخابی خود بر نقش سرمایه اجتماعی برون گروهی در افزایش اعتماد در جامعه تاکید می کند و اعتماد را عامل توسعه مالی و اثربخش در فعالیت های اقتصادی می داند. او در ادامه می نویسد سرمایه اجتماعی از طریق افزایش کارایی بخش مالی در تبدیل پس اندازهای افراد و خانوارها به سرمایه گذاری در بازارهای مالی دارای تاثیر غیرمستقیمی بر رشد اقتصادی است.

لیگروود[۱۴] ]۱۵۷[ موفقیت نظام های خرد مالی را در گرو خلق سرمایه اجتماعی میان اعضای آن سیستم می داند چرا که این موفقیت به میزان زیادی بستگی به اعتماد میان وام دهنده و دریافت کننده وام دارد. آیتو[۱۵] ]۱۵۸[ و مک کلین[۱۶] ]۱۵۹[ نیز عنوان داشته اند که سرمایه اجتماعی نقش مهمی به عنوان یک وثیقه اجتماعی در نظام های خرد مالی ایفا می کند که می تواند منجر به خدمات مالی مناسب در میان اعضای جامعه گردد. کمیجانی و همکاران ]۱۳[ در تعیین سطح عوامل موثر بر توسعه مالی، سطح اول این عوامل را سطح پایداری پدیده های اجتماعی می دانند که به نهادهای غیررسمی مانند فرهنگ ها، مذهب و موارد دیگر برمی گردد. بررسی تاثیر این سطح از پدیده های اجتماعی بر توسعه مالی، با توجه به آثار آن ها بر تصمیم گیری های مالی، لازم و ضروری به نظر می رسد. گویسو و همکاران[۱۷] ]۱۶۰[، اعتماد را عامل تعیین کننده ای در تصمیمات سرمایه گذاری و مبادلات بین المللی می دانند.

علاوه بر مبانی ذکر شده می توان به نقش سرمایه اجتماعی در توسعه ابزارهای توسعه مالی اشاره کرد که همگی اعتماد محور بوده و تاثیر سرمایه اجتماعی بر توسعه مالی را بیشتر پررنگ می کنند. استفاده از چک، تخصیص سبد دارایی و استفاده از وام های رسمی و غیر رسمی از جمله این ابزارهای اعتماد محور هستند.

مطابق تعریف، اعتماد به معنای باور به عملی است که از دیگران انتظار می رود. این باور برمبنای این احتمال است که دیگران کارهای به خصوصی را انجام می دهند یا از انجام آن پرهیز می کنند. فوکویاما اعتماد را به عنوان یک پیش نگری در داخل یک جامعه منظم، صادق و همراه با رفتار مشارکتی که براساس هنجارهای مشترک پایه ریزی شده است، تعریف می کند. مفهوم اعتماد ممکن است برای پیش نگری رفتار یک شریک با توجه به تعهدات و الزامات او و امکان پیش بینی رفتار او در مذاکرات و تعاملات در حالی که او ممکن است با رفتار فرصت طلبانه نیز مواجه باشد ، بیان شود.

یکی از کانال هایی که اعتماد بر رشد اقتصادی مؤثر است اثرگذاری بر توسعه مالی می باشد. قراردادهای مالی نسبت به اعتماد حساس اند. اعتماد به این که طرف مقابل طبق مفاد قرارداد عمل کرده و به تعهدات و وظایفی که به او محول شده پایبند می ماند. در ذیل به چند راه از اثرگذاری اعتماد بر روی توسعه مالی اشاره می شود:

الف) استفاده از چک

چک یکی از ابزارهای مالی می باشد که در انجام آسان تر معاملات نقش مهمی را بازی می کند. روشن است که استفاده ازچک، نیازمند اعتماد زیاد برای دوطرف معامله می باشد. از یک طرف کسی که چک را دریافت می کند باید مطمئن باشد که در حساب طرف مقابل نقدینگی وجود دارد یا اصطلاحاً چک طرف مقابل پاس می شود و کسی که چک را پرداخت می کند باید اطمینان داشته باشد که طرف مقابل در چک خدشه ای وارد نکرده و مبلغ چک را عوض نخواهد کرد. بنابراین میزان اعتماد یک جامعه در تمایل افراد به استفاده از چک بسیار موثر می باشد.

ب) تخصیص سبد دارایی

برای تخصیص دارایی های مالی، همه خانواده ها با یک انتخاب اساسی بین نگهداری پول نقد و سرمایه گذاری در دیگر زمینه های مالی مواجه اند. هر نوع سرمایه گذاری، منوط به نوعی واگذاری کار به کارگزاران است. در مناطق با اعتماد بالا افراد از آمادگی بیشتری برای پذیرش افرادی به عنوان کارگزار خود برخوردارند تا حفاظت و مدیریت سرمایه خود را به آنها بسپارند. به همین خاطر با ثابت بودن سایر شرایط، انتظار ما از خانواده هایی که در این مناطق زندگی می کنند، این است که بخش زیادی از ثروت مادی خود را در سپرده ها و سهام سرمایه گذاری کنند و بخش کمتری را به عنوان پول نقد باقی گذارند.

ج) استفاده از وام و قرض

قرض گیری و وام دهی نیز به شدت به اعتماد بستگی دارد. بنابراین در جوامعی که سطح اعتماد بالاست احتمال این که یک خانوار نتواند ضامن معتبر برای دریافت وام را معرفی کند و یا از درخواست وام دلسرد شود، کمتر است ]۱۴[.

[۱] Boyd et al

[۲] Stulz & Williamson

[۳] Detragiache et al

[۴] Aduda et al

[۵] Sandrarajan & Balino

[۶] Greenwood & Jovanovic

[۷] Robinson

[۸] Lucas

[۹] Singh

[۱۰] La Porta et al

[۱۱] North

[۱۲] Robison & Siles

[۱۳] Garretsen et al

[۱۴] Ledgerwood

[۱۵] Ito

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:06:00 ب.ظ ]




 

شاخص های اندازه گیری توسعه مالی معمولاً ناظر بر جنبه های توسعه در بخش های بانکی و غیربانکی و یا مرتبط با نقش سیاست های پولی است. بسیاری از محققان جهت اندازه گیری توسعه مالی، مجموعه ای از شاخص ها از قبیل نقدینگی و بدهی های جاری مالی از قبیل اعتبارات، سپرده ها و… را به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی در نظر گرفته اند.

با توجه به ویژگی های خاص هر سیستم مالی، شاخص های مختلفی جهت اندازه گیری توسعه مالی در آن پیشنهاد شده اند. شاخص های انتخابی به اندازه، کارایی و اهمیت نسبی واسطه های مالی در آن نظام مالی بستگی دارند ]۶۰[. در بسیاری از مطالعات تجربی انجام گرفته جهت اندازه گیری توسعه مالی تاکید زیادی بر استفاده از انواع نسبت های حجم پول مانند M1 و M2 و M3 به تولید ناخالص داخلی اسمی شده است. دلیل استفاده رایج از شاخص ها، در دسترس بودن آسان این دسته از متغیرهای نظام مالی است. به عنوان نمونه جونگ[۱] ]۱۶۱[، لیو و همکاران[۲] ]۱۶۲[، دارات[۳] ]۱۶۳[ و… همگی از این شاخص ها در تحلیل های خود بهره برده اند.

دانلود تحقیق و پایان نامه

اندازه گیری توسعه مالی نیازمند تدوین، اجرا و ارزیابی موثری از شاخص های اندازه گیری توسعه مالی است. انتخاب یک شاخص اندازه گیری توسعه مالی مناسب در یک اقتصاد نیازمند توجه به جنبه های مختلفی از جمله واسطه های اعتباری، نوع مدیریت نقدینگی، مدیریت ریسک و خصوصیات سیستم مالی آن است ]۱۲۹[.

عکس مرتبط با اقتصاد

دادگر و نظری ]۳۲[ در مقاله خود بررسی جامعی روی تفسیر شاخص های اندازه گیری توسعه مالی انجام داده اند. بر این اساس این شاخص ها عمدتاً در سه سطح مجزا به صورت زیر معرفی می شوند:

سطح اول: شاخص های اندازه گیری توسعه مالی در بخش بانکی

 

۱- سهم بخش غیردولتی در صنعت بانکداری کشور: این شاخص شامل نسبت سپرده های موجود در بانک های غیردولتی به کل سپرده های شبکه بانکی و سهم مانده بدهی بخش غیردولتی به بانک های غیردولتی از کل مانده بدهی بخش غیردولتی می باشد.

۲- سهم اعتبارات تخصیص یافته به بخش غیردولتی از کل اعتبارات: این مورد یکی از شاخص هایی است که در بسیاری از مطالعات برای اندازه گیری توسعه مالی مورد استفاده قرار می گیرد. مبنای استفاده از این شاخص آن است که هرچه نظام مالی سهم بیشتری از اعتبارات را به سمت بخش خصوصی هدایت کند، در کارکردهای خود از قبیل ارزیابی مدیران، انتخاب طرح های سرمایه گذاری، پرداختن به مدیریت ریسک و ارائه خدمات مالی موفق تر عمل می کند.

۳- نسبت دارایی بانک ها و موسسات اعتباری به دارایی سیستم بانکی: این مولفه که از آن به عنوان شاخص بنیانی توسعه مالی نیز یاد می شود ]۳۱[ نشان دهنده اهمیت نسبی موسسات مالی سپرده پذیر می باشد. به طور شهودی به نظر می رسد بانک های تجاری بیشتر از بانک مرکزی در ارائه انواع خدمات مالی از نوع مشارکت در ریسک و انواع خدمات اطلاعاتی مورد نظر در کارکردهای سیستم مالی فعالیت دارند.

۴- نسبت ذخایر بانک ها و موسسات اعتباری به مجموع سپرده های بخش غیردولتی: این مولفه حاصل تقسیم مجموع ذخایر اضافی و قانونی بانک ها و موسسات اعتباری نزد بانک مرکزی و نیز وجوه نقد موجود در صندوق بانک ها بر مجموع سپرده های بخش غیردولتی نزد بانک هاست. نسبت مزبور منعکس کننده میزان منابع بانک ها برای خلق اعتبار و توانایی آن ها در اعطای تسهیلات بانکی است.

۵- درجه تمرکز بانک ها: این شاخص بیانگر سهم سپرده های سه بانک اول که بیشترین سهم سپرده ها را در شبکه بانکی دارا می باشند از کل سپرده های بخش غیردولتی در شبکه بانکی می باشد.

۶- حاشیه سود بانکی: این شاخص تفاوت نرخ سود تسهیلات و سپرده های بانکی را نشان می دهد.

۷- ارزش افزوده خدمات موسسات پولی و مالی: ارزش افزوده خدمات موسسات پولی و مالی ترکیبی از ارزش افزوده بانک ها و موسسات اعتباری غیربانکی، ارزش افزوده خدمات بیمه ای و همچنین ارزش افزوده واسطه گری مالی ( بورس اوراق بهادار ) است.

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

۸- کارایی شبکه بانکی: این شاخص برابر با نسبت مانده بدهی بخش غیردولتی ( بدون سود و درآمد سال های آتی ) در شبکه بانکی به سپرده های بخش غیردولتی بوده و تحت تاثیر تغییرات نسبت سپرده قانونی و نیز اضافه برداشت بانک ها از بانک مرکزی می باشد.

 

سطح دوم: شاخص های اندازه گیری توسعه مالی در بخش غیربانکی ( شامل فعالیت بازار سهام، روش های تامین مالی غیربانکی مسکن و سایر نهادهای مالی مانند صندوق های بازنشستگی، بیمه و لیزینگ )

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

۱- نسبت ارزش جاری بازار سهام به تولید ناخالص داخلی: این نسبت به عنوان شاخص اندازه بازار سهام به کار می رود.

۲- نسبت ارزش معاملات به تولید ناخالص داخلی: این شاخص توانایی خرید و فروش آسان اوراق بهادار را نشان می دهد و بیان دیگری از عمق بازار مالی مبتنی بر اوراق بهادار ( سهام ) می باشد. هر قدر این نسبت بزرگ تر باشد، به همان نسبت مبادله اوراق بهادار آسان تر انجام می گیرد.

۳- نسبت ارزش سهام مبادله شده به متوسط ارزش جاری بازار: این نسبت که اصطلاحاً نسبت فعالیت نامیده می شود، سطح مبادله اوراق بهادار را در مقابل اندازه بازار اوراق بهادار اندازه گیری می کند. درجه فعالیت بورس در ارتباط با حجم سهام مبادله شده، در مقایسه با ارزش جاری بالقوه سهام شرکت های عضو بورس توسط این نسبت نشان داده می شود.

۴- نسبت حق بیمه به تولید ناخالص داخلی: نسبت حق بیمه دریافتی شرکت های بیمه به تولید ناخالص داخلی که اصطلاحاً ضریب نفوذ بیمه نامیده می شود، یکی از شاخص های توسعه بازار بیمه است.

۵- سهم ارزش افزوده خدمات موسسات مالی از ارزش افزوده خدمات موسسات پولی و مالی: ارزش افزوده خدمات موسسات مالی شامل ارزش افزوده ایجاد شده توسط شرکت های بیمه و ارزش افزوده ایجاد شده خدمات واسطه گری مالی ( بورس اوراق بهادار ) است. سهم ارزش افزوده بیمه و بورس در کل ارزش افزوده خدمات موسسات پولی و مالی نشان دهنده سهم موسسات مالی غیربانکی در ارزش افزوده خدمات موسسات پولی و مالی است.

 

سطح سوم: شاخص های اندازه گیری توسعه مالی مربوط به نقش سیاست های پولی

 

۱- عمق مالی: نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی جاری، معیار رایجی برای سنجش عمق سیستم مالی و اندازه بخش واسطه گری مالی است.

۲- نسبت مانده اوراق مشارکت بانک مرکزی به پایه پولی: هدف از انتشار اوراق مشارکت بانک مرکزی، توسعه و بسط عملیات بازار باز و اجرای سیاست های پولی از حیث مدیریت نقدینگی می باشد. نسبت مانده اوراق مشارکت فروخته شده بانک مرکزی به پایه پولی شاخصی از گسترش سیاست های پولی غیرمستقیم است.

۳- کنترل اعتبارات: کنترل اعتبارات از کانال های مهم انتقال آثار سیاست پولی به بخش واقعی اقتصاد است. برای نشان دادن میزان کنترل اعتبارات توسط دولت، می توان از نسبت مانده تسهیلات تبصره ای به مانده کل تسهیلات استفاده نمود.

۴- آزادی نرخ سود تسهیلات: دولت ها عموماً تمایل دارند نرخ سود تسهیلات را با هدف استفاده بیشتر از منابع بانکی، تحت کنترل خود داشته باشند. با این عمل دولت ها می توانند منابع بانکی را به صورت اعتبارات ارزان در اختیار گروه های هدف قرار دهند. سیاست کنترل نرخ سود منجر به نقدتر شدن سپرده ها توسط افراد ریسک پذیر به بازارهای مالی غیرشفاف، ایجاد مازاد تقاضا و صف برای اعتبارات بانکی ( به دلیل کمتر بودن نرخ سود بانکی از نرخ سود بازار ) و عدم تخصیص بهینه منابع می شود. برای تبیین مولفه آزادی نرخ سود، تحولات نرخ سود حقیقی تسهیلات و سپرده های بانکی در بانک های دولتی در نظر گرفته می شود. نرخ سود حقیقی مثبت نشان دهنده آزادی بیشتر نرخ سود می باشد.

۵- آزادی نرخ سود سپرده ها: این شاخص نرخ سود حقیقی سپرده های بانکی در بانک های دولتی را نشان می دهد.

۶- اوراق مشارکت دولتی: این شاخص نشانگر سهم اوراق مشارکت فروش رفته در هر سال در تأمین مالی دولت می باشد.

 

لینچ ]۱۲۹[ در اندازه گیری شاخص های توسعه مالی در کشورهای آسیا - اقیانوسیه می نویسد شاخص های سنتی تعمیق مالی، نظیر شاخص هایی که با بهره گرفتن از حجم پول و اعتبارات شکل گرفته اند، ممکن است نتوانند توسعه مالی یک کشور را به طور دقیق مورد ارزیابی قرار دهند. برای نمونه، ممکن است کشوری دارای نرخ بالای نقدینگی به تولید ناخالص داخلی باشد، اما از نظر توسعه سیستم مالی چندان توسعه یافته نباشد. به عنوان نمونه کشور چین از لحاظ نسبت حجم پول به تولید ناخالص داخلی در سطح بالاتری نسبت به ژاپن و استرالیا قرار دارد اما از لحاظ توسعه سیستم مالی در سطح پایین تری نسبت به این دو کشور قرار دارد. بنابراین ضروری است تا از شاخص های دیگری نیز برای ارزیابی سطوح توسعه مالی کشورها استفاده شود.

مطابق چین[۴] ]۱۳۷[ شاخص های اندازه گیری توسعه مالی شامل نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی، نسبت بدهی بخش خصوصی به واسطه های مالی به تولید ناخالص داخلی و نسبت دارایی های بانک های خصوصی به مجموع دارایی های بانک های خصوصی و بانک مرکزی است. هر یک از این شاخص ها دارای نقاط قوت و ضعف می باشند. نسبت نقدینگی رایج ترین شاخص اندازه گیری توسعه مالی است که بیانگر مجموع وجوه خارج از شبکه بانکی به علاوه تقاضا و بهره بدهی های سیستم بانکی است. با این حال این شاخص تمایزی میان تخصیص به بخش خصوصی و نهادهای بخش عمومی قائل نمی شود و از این رو می تواند شاخص گمراه کننده ای بوده و یک کشور با اعطای تسهیلات به شرکت های دولتی را دارای سیستم مالی پیشرفته ای نشان دهد، در حالی که در حقیقت سیستم بانکی در نقش ناظر با شکست همراه بوده است. شاخص نسبت دارایی های بانک های تجاری نیز متمرکز بر توسعه خدمات بوده و بیشتر مرتبط با مدیریت مالی است.

در ادامه به شاخص های به کار رفته جهت اندازه گیری توسعه مالی در برخی مطالعات داخلی و خارجی اشاره می شود:

سلمانی و امیری ]۳۸[ در بررسی رابطه بین توسعه مالی و رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه، نسبت اعتبارات داخلی اعطا شده به بخش خصوصی به تولید ناخالص داخلی، نسبت بدهی های نقدی به تولید ناخالص داخلی و ارزش کل سهام مبادله شده به تولید ناخالص داخلی را به عنوان شاخص های اندازه گیری توسعه مالی به کار گرفته اند. صمدی ]۳۵[ از نسبت اسکناس و مسکوک در دست اشخاص به حجم پول، نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت سال ۱۳۷۶، نسبت ارزش کل سهام مبادله شده به تولید ناخالص داخلی واقعی و نسبت خالص مطالبات سیستم بانکی از بخش خصوصی به کل خالص مطالبات سیستم بانکی از بخش های خصوصی و دولتی جهت اندازه گیری توسعه مالی استفاده کرده است. احمدیان ]۴۹[ در بررسی تاثیر آزاد سازی مالی بر توسعه مالی در کشورهای منتخب از نسبت نقدینگی موجود در بازار سهام و کل دارایی های سیستم بانکی به تولید ناخالص داخلی به عنوان یک شاخصی مرکب در اندازه گیری توسعه مالی استفاده برده است. دمیتریادس و حسین[۵] ]۱۶۴[ در مطالعه سری زمانی خود جهت بررسی رابطه میان توسعه مالی و رشد اقتصادی در ۱۶ کشور منتخب از نسبت سپرده های بانکی به تولید ناخالص داخلی اسمی و نسبت مطالبات بانک ها از بخش خصوصی به تولید ناخالص داخلی اسمی به عنوان شاخص های اندازه گیری توسعه بخش مالی استفاده کرده اند. لوین ]۱۳۲[ در مقاله ای به بررسی رابطه میان توسعه مالی و رشد اقتصادی پرداخته و از شاخص های عمق مالی، سهم اعتبارات تخصیص یافته به بخش غیردولتی از کل اعتبارات، نسبت سپرده های موجود در بانک های غیردولتی به کل سپرده های شبکه بانکی و سهم اعتبارات تخصیص یافته به بخش غیردولتی از تولید ناخالص داخلی به عنوان شاخص های اندازه گیری توسعه بخش مالی بهره برده است. دی گریگوریو ]۱۰۸[ در بررسی رابطه میان یکپارچگی مالی، توسعه مالی و رشد اقتصادی در کشورهای منتخب دریافته که یکپارچگی و توسعه مالی منجر به دستیابی به نرخ رشد اقتصادی بالاتری خواهد شد. او در این مطالعه از مجموع اعتبارات تخصیص یافته به بخش غیردولتی، نسبت مجموع ارزش سهام ثبت شده به تولید ناخالص داخلی به عنوان شاخص نماینده اندازه بازار سهام، نسبت مجموع ارزش سهام معامله شده به تولید ناخالص داخلی و نیز انحراف معیار استاندارد دوازده ماهه بر مبنای رگرسیون بازده سهام به عنوان شاخص های اندازه گیری عمق مالی بهره برده است. کالدرون و همکاران[۶] ]۱۶۵[ در مطالعه خود شاخص های نسبت نقدینگی بخش مالی به تولید ناخالص داخلی، نسبت مجموع دارایی بانک ها به تولید ناخالص داخلی، نسبت اعتبارات مهیا شده توسط بانک های سپرده پذیر به تولید ناخالص داخلی، نسبت کل اعتبارات اقتصادی به تولید ناخالص داخلی، نسبت ارزش جاری بازار سهام به تولید ناخالص داخلی و نسبت ارزش سهام مبادله شده به متوسط ارزش جاری بازار را جهت اندازه گیری توسعه مالی به کار گرفته اند. بک و همکاران[۷] ]۱۶۶[ در بررسی تاثیر نظریه های قضایی در تشریح دلایل تفاوت های توسعه مالی در کشورهای منتخب از نسبت کل ارزش سهام ثبت شده به تولید ناخالص داخلی و سهم اعتبارات تخصیص یافته به بخش غیردولتی از تولید ناخالص داخلی به عنوان شاخص های اندازه گیری توسعه مالی استفاده نموده اند. کویوو[۸] ]۱۶۷[ در تحلیل ارتباط میان توسعه بخش بانکی و رشد اقتصادی در ۲۵ کشور منتخب در بازه زمانی ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۰ میلادی از حاشیه سود بانکی ( تفاوت میان نرخ سود بانکی و تسهیلات اعطایی بانک ها )، نسبت تسهیلات غیرعملیاتی به کل تسهیلات بانکی و نیز نسبت مطالبات بانک های سپرده پذیر از بخش خصوصی به تولید ناخالص داخلی به عنوان شاخص های اندازه گیری توسعه بخش مالی استفاده کرده است.

 

 

[۱] Jung

[۲] Liu et al

[۳] Darrat

[۴] Chinn

[۵] Demetriades & Hussein

[۶] Calderon et al

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:06:00 ب.ظ ]




 

راسخی و رنجبر ]۹[ در بررسی اثر توسعه مالی بر رشد اقتصادی کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی با برآورد معادله همگرایی – رشد طی دوره زمانی ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۴ میلادی و با به کارگیری تکنیک پانل، روش حداقل مربعات دو مرحله ای و گشتاورهای تعمیم یافته، به این نتیجه رسیدند که کشورهای دارای توسعه مالی بالاتر، تجارت باز تر، نرخ سرمایه گذاری فیزیکی و انسانی بالاتر و نرخ رشد نیروی کار و اندازه دولت کوچکتر، توانسته اند رشد سریع تری را طی دوره زمانی مورد بررسی تجربه کنند. سلمانی و امیری ]۳۸[ در بررسی تاثیر توسعه مالی بر رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه در فاصله سال های ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۴ با بهره گرفتن از روش داده های تابلویی نامتوازن نشان دادند توسعه مالی تاثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی کشورهای درحال توسعه داشته است. اکبریان و حیدری پور ]۴۷[ در بررسی تاثیر توسعه بازار مالی بر رشد اقتصادی ایران در کوتاه مدت و بلندمدت طی دوره زمانی ۱۳۴۵ تا ۱۳۸۶ با بهره گرفتن از مدل اقتصادسنجی خود توضیح با وقفه های گسترده نشان دادند شاخص های مالی در کوتاه مدت بر رشد اقتصادی تاثیر منفی دارند اما در بلندمدت با کمی اغماض رابطه مثبت میان شاخص های توسعه مالی و رشد اقتصادی وجود دارد که حاکی از نبود نظارت دقیق در سیستم بانکی بر تسهیلات اعطایی است. سیفی پور ]۱۰[ در مطالعه تاثیر سطح توسعه مالی بر رشد اقتصادی در کشورهای منتخب با بهره گرفتن از داده های تابلویی به این نتیجه رسید که توسعه مالی در کشورهایی با درآمد بالا و بازارهای پول و سرمایه توسعه یافته تر منجر به رشد اقتصادی خواهد شد در حالی که در کشورها با درآمد پایین و بازارهای پول و سرمایه کمتر توسعه یافته، توسعه مالی در بازار پول تاثیر منفی و توسعه مالی در بازار سرمایه تاثیر مثبتی بر رشد اقتصادی خواهد داشت. فطرس و همکاران ]۱۱[ در مطالعه رابطه متغیرهای توسعه مالی و رشد اقتصادی ایران در فاصله سال های ۱۳۴۰ تا ۱۳۸۵ با بهره گرفتن از روش تحلیلی عاملی نشان دادند که اولاً بین متغیرهای توسعه مالی و رشد اقتصادی رابطه مستقیمی وجود دارد. ثانیاً جهت علیت بین این دو متغیر از رشد اقتصادی به توسعه مالی است.

عکس مرتبط با اقتصاد

قسمت عمده ای از پژوهش های خارجی صورت گرفته پیرامون توسعه مالی، به بررسی ارتباط آن با رشد اقتصادی اختصاص دارد. به عنوان نمونه فرای ]۱۰۷[، دی گریگوریو ]۱۰۸[، بیم و کالومیریس ]۱۰۹[، واچل ]۱۱۰[، اشپایگل ]۱۱۱[، لیهی و همکاران ]۱۱۲[ برگلوف و بولتون ]۱۱۳[، فینک و همکاران ]۱۱۴[ و… همگی در مطالعات خود به بحث پیرامون ارتباط این دو متغیر پرداخته و نشان داده اند ارتباط معناداری بین توسعه مالی و رشد اقتصادی وجود دارد.

کالدرون و لیو ]۱۶۸[ در بررسی روی داده های ۱۰۹ کشور صنعتی و در حال توسعه در بین سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۴ نشان دادند توسعه مالی زمینه ساز رشد اقتصادی بوده و علیت گرنجری میان این دو متغیر وجود دارد. کریستوپولوس و سیوناس[۱] ]۱۸۳[ در بررسی روی ۱۰ کشور در حال توسعه و با تاکید بر رابطه بلندمدت میان توسعه مالی و رشد اقتصادی نشان داده اند که رابطه تعادلی میان شاخص عمق مالی و رشد اقتصادی وجود دارد. لیو و سو[۲] ]۱۸۴[ در بررسی روی سه اقتصاد بزرگ آسیا ( تایوان، کره و ژاپن ) در فاصله سال های ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۱ میلادی نشان دادند توسعه بازار سهام تاثیر مثبتی بر رشد اقتصادی تایوان داشته است. ریتاب[۳] ]۱۸۵[ در مطالعه ای برای کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا نشان داد که توسعه بخش بانکی سبب افزایش رشد اقتصادی آن ها می شود. همچنین رشد اقتصادی نیز توسعه بخش بانکی را موجب می شود. کینورگیس و سمیتاس[۴] ]۱۸۶[ در بررسی اقتصاد لهستان از ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۴ میلادی به این نتیجه رسیدند که اعتبارات و تسهیلات اعطایی به بخش خصوصی نیروی اصلی رشد اقتصادی است. بر اساس این مطالعات و مطالعات مشابه می توان نتیجه گیری کرد که هر کشوری که از سیستم مالی کاراتری برخوردار است، می تواند انتطار نرخ رشد بالاتری را نیز داشته باشد. قالی[۵] ]۱۴۷[ و لوین و دمیرگوک کانت ]۱۸۷[ در مطالعات خود به این نتیجه رسیده اند که رابطه مستقیم و بلندمدت بین توسعه مالی و رشد اقتصادی وجود دارد. جیمز[۶] ]۱۸۸[ در مطالعه ای برای اقتصاد مالزی نشان داد که توسعه مالی از طریق افزایش پس انداز و سرمایه گذاری خصوصی، موجب رشد اقتصادی بالا شده است. سلیمان و آمر[۷] ]۱۸۹[ در مطالعه اقتصاد مصر به این نتیجه رسیدند که توسعه مالی از طریق افزایش منابع برای سرمایه گذاری و افزایش کارآیی سرمایه گذاری سبب رشد اقتصادی در این کشور می شود.

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

۳-۲-۲) سرمایه اجتماعی و توسعه مالی

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

صمدی ]۳۵[ در بررسی رابطه بلندمدت میان سرمایه اجتماعی و توسعه مالی در اقتصاد ایران در فاصله سال های ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۵ با به کارگیری تکنیک هم جمعی گریگوری - هانسن و جوهانسن - جوسلیوس نشان داد که مخدوش شدن حقوق مالکیت و نزول سرمایه اجتماعی از جمله موانع عمده توسعه مالی ایران هستند. او در مطالعه خود از برآورد میزان سرمایه اجتماعی استان های کشور در مولفه هایی مانند جرم، مشارکت در انتخابات، اعتماد، مشارکت جمعی، صداقت و آگاهی عمومی جهت اندازه گیری متغیر سرمایه اجتماعی و از چهار شاخص نسبت اسکناس و مسکوک در دست اشخاص به حجم پول، نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت سال ۱۳۷۶، نسبت ارزش کل سهام مبادله شده به تولید ناخالص داخلی واقعی و نسبت خالص مطالبات سیستم بانکی از بخش خصوصی به کل خالص مطالبات سیستم بانکی از بخش های خصوصی و دولتی، به عنوان شاخص های اندازه گیری توسعه مالی استفاده نموده است. میرفندرسکی ]۵۰[ در بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر توسعه مالی در ایران در بین سال های ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۴ با بهره گرفتن از مدلی خطی و با روش حداقل مربعات معمولی نشان داد که اثر شاخص معکوس سرمایه اجتماعی بر شاخص های توسعه مالی منفی بوده است. صفوی و مجتهدی ]۵۱[ در تجزیه و تحلیل اثر سرمایه اجتماعی بر توسعه مالی در اقتصاد ایران طی سال های ۱۳۶۳ تا ۱۳۸۷ دریافتند شاخص اختلاس و ارتشاء و جعل بر روی نسبت بدهی بخش خصوصی به سیستم بانکی به تولید ناخالص داخلی در کوتاه مدت و بلندمدت و به علاوه در بلندمدت بر روی نسبت دارایی های بانک های تجاری به دارایی های سیستم بانکی و بانک مرکزی نیز اثر مثبت داشته اما بر روی نسبت مطالبات سیستم بانکی از بخش خصوصی به کل مطالبات سیستم بانکی اثر منفی داشته است.

گریف[۸] ]۱۹۰[ در بررسی نقش شهرت و ائتلاف در مبادلات مالی با ارائه شواهدی از کشور مغرب نشان داد افزایش اعتماد از طریق توسعه نهادهای رسمی تاثیر بالایی بر توسعه مبادلات از راه دور در بین میانسالان دارد. جونز[۹] ]۱۹۱[ در مطالعه خود نشان داد سطح اعتماد متقابل و همکاری میان شرکت ها و سهامداران تاثیر معناداری روی هزینه های مالی شرکت دارد. بدیهی است کنترل بهینه هزینه ها در یک بنگاه اقتصادی کمک بزرگی در توسعه بیشتر فعالیت های مالی آن خواهد داشت.

بسیاری از مطالعات حول رابطه میان سرمایه اجتماعی و توسعه مالی با به کارگیری شاخص هایی مانند نهادهای قانونی و هنجارها به عنوان شاخص سرمایه اجتماعی صورت گرفته اند. به عنوان نمونه لاپورتا و همکاران ]۱۹۲و۱۹۳[ به بررسی نقش سیستم های قانونی و سیاسی بر توسعه مالی پرداخته اند.

نک و کیفر ]۸۴[ در مطالعه خود با بهره گرفتن از روش رگرسیونی بر روی داده های کشورهای مختلف گزارش دادند که اعتماد به طرز معناداری بر نسبت سرمایه بازار سهام به تولید ناخالص داخلی به عنوان شاخص مهم توسعه مالی در بخش غیربانکی اثرگذار است. نتیجه دیگر این مطالعه حاکی از آن است که اعتماد و هنجارهای اجتماعی تاثیر مثبتی بر عملکرد اقتصادی داشته اند. ففچمپز و مینتن[۱۰] ]۱۹۴[ در مطالعه خود روی اقتصاد کشاورزی ماداگاسکار شواهدی را ارائه داده اند که نشان می دهد مبادلات محصولات کشاورزی میان عرضه کنندگان و خریداران و کسب اطلاعات درباره شرایط بازار و موقعیت های مناسب خرید و فروش بیش از هر چیز به روابط فردی طرف های مبادله وابسته است. در این مطالعه ۷۱ درصد از پرسش شوندگان شهرت و روابط میان فردی را برای موفقیت و توسعه کسب و کار خود ضروری دانسته اند. لوین ]۱۹۵و۱۲۷و۱۹۶[ و لوین و همکاران ]۱۹۷[ در بررسی های خود روی تفاوت های قوانین شرکتی و نظام های مقرراتی در کشورهای مختلف به این نتیجه رسیدند که کارایی هر نظام مالی نیازمند وجود یک محیط قانونی کاراست و وجود هر محیط قانونی کارا نیز به نوبه خود نیازمند وجود پیوندهای اجتماعی قوی میان مردم است. کالدرون و همکاران ]۱۶۵[ در بررسی ارتباط میان اعتماد و توسعه نهادهای مالی در کشورهای منتخب در فاصله سال های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۴ نشان دادند اعتماد با تعمیق مالی و کارایی رابطه معنادار و مثبتی داشته و همچنین موجب توسعه فعالیت های بازارهای سرمایه می شود. لیچت و همکاران[۱۱] ]۱۹۸[ و نیز استالز و ویلیامسون ]۱۴۱[ بر نقش مهم فرهنگ، هنجارها و سرمایه های اجتماعی بر توسعه مالی در کشورهای مختلف تاکید کرده اند.

گویسو و همکاران ]۱۵۶[ در بررسی نقش سرمایه اجتماعی در توسعه مالی در مناطقی از ایتالیا در فاصله سال های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۵ نشان دادند در مناطق با سرمایه اجتماعی بالاتر، تمایل به استفاده از چک، سرمایه گذاری در بازار سهام و دسترسی به اعتبارات رسمی در میان خانوارها بیشتر و نیز تمایل به سرمایه گذاری در وجه نقد و استفاده از وام های غیررسمی توسط افراد حانوار کمتر است. نتیجه دیگر این بررسی نشان می دهد هنگامی که کارایی قوه قضاییه پایین تر است، تاثیر سرمایه اجتماعی میان اقشار کم سواد بیشتر است. این محققان در بررسی خود از میزان مشارکت در همه پرسی های غیراجباری و میزان اهدای خون افراد، به عنوان شاخص های نماینده سرمایه اجتماعی و نیز از میزان استفاده از چک، میزان نگهداشت سرمایه به صورت وجه نقد، سپرده و یا سهام، میزان در دسترس بودن وام و نیز تکیه بر وام های غیررسمی به عنوان شاخص های اندازه گیری توسعه مالی در سطح خانوارهای مناطق مختلف ایتالیا استفاده نموده اند. همچنین در مدل به کار رفته در این بررسی از سه متغیر محیطی در خصوص توسعه اقتصادی، کارایی نظام قضایی و متوسط سطح تحصیلات استفاده شده است. گرستن و همکاران ]۸۹[ در مقاله خود در بررسی نقش هنجارهای اجتماعی در تشریح دلایل تفاوت توسعه مالی در میان کشورهای مختلف دریافتند هنجارهای اجتماعی در تامین وجوه در بازارهای سهام اهمیت ویژه ای داشته و نیز ارزش افزوده ناشی از هنجارهای اجتماعی که توسعه مالی و به طور غیرمستقیم رشد اقتصادی را در پی دارد با نهادهای رسمی مانند متغیرهای قانونی در ارتباط است. نتایج دیگر این بررسی را می توان در سطرهای زیر خلاصه کرد:

۱- هنجارهای اجتماعی می توانند در حفاظت از حقوق صاحبان سهام نقش موثری را ایفا کرده و از این طریق بر توسعه مالی در بازار سرمایه تاثیرگذار باشند. ۲- نهادهای غیررسمی مانند هنجارهای اجتماعی در تبیین تفاوت های سطح توسعه مالی در کشورهای مختلف نقش مهمی دارند. ۳- حفاظت قانونی از سرمایه گذاران و تقویت سرمایه ها در بازار سرمایه موجب توسعه بازار سرمایه و نظام بانکی خواهد شد. ۴- هنجارهای اجتماعی ارتباط معناداری با کل سرمایه بازار سهام دارند. ۵- سطح بالاتری از اعتماد می تواند منجر به توسعه بازار سهام گردد. ۶- هنجارهای اجتماعی می توانند در تشریح توسعه مالی و رشد اقتصادی مفید باشند.

هانگ و همکاران ]۹۸[ نشان دادند تعاملات اجتماعی موجب افزایش سرمایه گذاری ها در بازار سهام می شود. این محققان با مطالعه روی جامعه ایالات متحده شواهدی ارائه داده اند که بر اساس آن، معاشرت افراد با یکدیگر در قالب ارتباط با همسایگان و ملاقات با دیگران در کلیسا موجب افزایش مشارکت افراد در بازارهای سهام می گردد. بولیلا و همکاران ]۱۶۹[ در مطالعه ارتباط میان سرمایه اجتماعی و رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه برای سال های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ میلادی نشان دادند اعتماد به طور غیرمستقیم از طریق تاثیر بر توسعه نهادها، توسعه مالی و سرمایه گذاری بر فعالیت های اقتصادی اثرگذار است. ژانگ و فونگ[۱۲] ]۱۹۹[ و فونگ و همکاران[۱۳] ]۲۰۰[ در مطالعات خود نشان دادند که سرمایه اجتماعی بر عملکرد مالی شرکت های چینی تاثیرگذار است. گویسو و همکاران ]۱۶۰[ در مقاله خود اعتماد نسبی در میان شهروندان اروپایی را عامل تعیین کننده ای در معاملات، سرمایه گذاری ها و جریان های مالی میان کشورها دانسته اند. جورجاراکوس و پاسینی[۱۴] ]۲۰۱[ در یافتن رابطه میان اعتماد، معاشرت و مشارکت افراد در بازار سهام در کشورهای منتخب گزارش داده اند در کشورهایی که میزان مشارکت در بازار سهام و سطح اعتماد در آن ها پایین تر است، اعتماد عمومی عامل محکمی جهت توجیه نرخ پایین تر سرمایه گذاری افراد در بازار سهام است. فایگنبرگ و همکاران[۱۵] ]۲۰۲[ نشان دادند تعاملات میان اعضای گروه های اجتماعی منجر به خلق سرمایه اجتماعی و ارتقای فعالیت های مالی میان اعضا می شود. سنگنیر[۱۶] ]۲۰۳[ در تحلیل رابطه میان اعتماد و توسعه مالی در کشورهای منتخب در قرن بیستم دریافته که میان اعتماد و توسعه مالی رابطه معناداری وجود داشته و افزایش اعتماد موجب ارتقای توسعه مالی می شود. او در ادامه درآمد سرانه واقعی و درجه باز بودن تجارت از عوامل اصلی تعیین کننده توسعه مالی برمی شمارد. وی در پژوهش خود از اعتماد به عنوان شاخص نماینده سرمایه اجتماعی و نیز از نسبت سپرده ها در بانک های تجاری و سپرده پذیر به تولید ناخالص داخلی، نسبت سرمایه بازار سهام به تولید ناخالص داخلی و نیز تعداد شرکت های ثبت شده در هر یک میلیون نفر به عنوان شاخص های اندازه گیری توسعه مالی استفاده نموده است.

[۱] Christopoulos & Tsionas

[۲] Liu & Hsu

[۳] Ritab

[۴] Kenourgios & Samitas

[۵] Ghali

[۶] James

[۷] Suleiman & Aamer

[۸] Greif

[۹] Jones

[۱۰] Fafchamps & Minten

[۱۱] Licht et al

[۱۲] Zhang & Fung

[۱۳] Fung et al

[۱۴] Georgarakos & Pasini

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ب.ظ ]




۱-۱-  برند

در ادبیات کلاسیک اقتصاد، نیروی کار، سرمایه، زمین (مواد خام) سه عنصر اصلی تولید و سرچشمه های اصلی ثروت به شمار می آیند. در روش های سنتی حسابداری نیز برای محاسبه قیمت فروش، هزینه دستمزد و مواد اولیه و سربار با یک میزان سود معقول جمع زده می شود. ولی هیچ یک از این دو الگو قادر نیستند توضیح دهند که چرا یک ساعت رولکس با کارایی، کیفیت و زیبایی مشابه به سه برابر یک ساعت سیکو به فروش می رسد. رویکردهای نوین بازاریابی این پدیده را با هویتی که برند برای مشتری به همراه دارد، توضیح  می دهند. (غفاریان، ۱۳۸۷).

عکس مرتبط با اقتصاد

به عنوان مثال، می توانیم نام انسان ها را در نظر بگیریم. ما همه نامی داریم که علاوه بر اینکه ما را از دیگران متمایز می کند، بیانی است موجز برای تداعی آنچه مترادف با ما در اذهان دیگران است. برندهای محصولات و خدمات نیز درست همین ماهیت را دارند. یعنی اول هویت آن محصول یا خدمت را تعیین می کنند سپس آن را از دیگر محصولات و خدمات متمایز می سازند و در نهایت تمام صفات و کیفیت مربوط به خود را در اذهان مردم تداعی می کنند. به عبارت دیگر، برندها نه تنها صفات و کیفیات مربوط به یک محصول را بازگو می کنند، بلکه بازتابی هستند از آنچه نسبت به آن احساس می کنیم ( و یا می خواهیم احساس کنیم) و این که چگونه آن را می بینیم ( و یا می خواهیم ببینیم) (کاپفرر، ۱۳۸۵).

یکی از تعاریف عملی از برند که مورد قبول موسسه بازاریابی آمریکا نیز هست، عبارت است از: “برند یک نام، علامت، سمبل، طرح و یا ترکیبی از آنها است که منجر به شناسایی محصولات و خدمات یک فروشنده می شود و آن ها را از رقبایشان  متمایز می سازد” (ولی و دیگران، ۲۰۰۷).

برندها در رقابت با شرکت های دیگر به سازمان یاری می رسانند و یک ابزار کمک رسان به مشتری هنگام تصمیم گیری برای خرید محسوب می شوند. عامل مهم در خلق برند قوی، نشان دادن توانایی شرکت در ارائه محصولات و خدمات متفاوت و برتر نسبت به رقبایش به مشتریان   می باشد. برای شرکت ها سنجش قدرت برند شان، به ویژه میزان آگاهی مشتریان از برند شرکت و ارزیابی تصویری که از این برند در ذهنشان ساخته شده است در طولانی مدت مهم است. برند نشانگر ویژگی های ملموس و ناملموس است که مصرف کننده برای یک محصول یا خدمت قائل است. این ویژگی ها در نام، علامت تجاری، مارک، نشان یا سمبل، طرح و یا ترکیبی از این موارد دیده می شود (ترجمه گروه مترجمان میثاق مدیریت، ۱۳۸۵).

آکر (۱۹۹۱) معتقد است که برند نوعی مزیت رقابتی ایجاد می کند و اغلب مانعی بر سر راه رقبا به وجود می آورد. برای اکثر شرکت ها، برندها اولین عامل رقابتی و ارزشمندترین دارایی استراتژیک آنها محسوب می شوند. بدون برند ها محصولات تنها طبق قانون عرضه و تقاضا و براساس قیمت شان عرضه می شوند. ایجاد برند به شرکت ها این امکان را می دهد که فعالانه بر بعد تقاضای فعالیت هایشان تاثیر بگذارند و مشتریان را ترغیب کنند تا تصمیم خود را براساس عوامل دیگری به جز عامل قیمت اتخاذ نمایند. برندها برای مصرف کنندگان نیز مهم هستند. برندها، مصرف کنندگان را قادر می سازند تا برای خرید خود آگاهانه تصمیم بگیرند و بتوانند از میان چند گزینه یکی را انتخاب کنند. می توان گفت برندها به زندگی مشتریان غنا بخشیده اند. در جهانی که نیازهای اصلی مشتریان برآورده شده است، برندها در تشخیص هویت فردی به مشتریان کمک می کنند (آکر، ۱۹۹۱).

برند نظیر پول، معامله را تسهیل می کند و چکیده ای است از هویت، اصالت، ویژگی و تفاوت، بدین معنا که تمام این اطلاعات را در یک کلمه یا عبارت متمرکز  می سازد. خریداران به هنگام پرداخت مبالغ بالاتر برای شرکت های صاحب برند، آنچه را که می خرند، موقعیتی است که در ذهن مصرف کنندگان بالقوه وجود دارد. قیمت یک محصول، ارزش پولی آن را می سنجد و برند آن، محصول را می شناساند و جنبه های متمایزش را آشکار می سازد. محصولات از منسوخ شدن طبیعی می میرند اما برند ها می توانند زنده باقی بمانند. این باور گمراه کننده که برندها، صرفا اسامی محصولات هستند، در گذشته به قدری قدرتمند بود که هرگاه به نظر می رسید که محصولی چرخه حیات خود را به پایان رسانیده است، برند آن را نیز همراه با آن به دور           می ریختند. اما یک برند یک محصول نیست. برندهای بزرگ معانی دارند که محتوا و جهت یابیشان را توصیف می کند. برای مثال، در حوزه لوازم خانگی، زیمنس به معنای دوام، سرسختی و اعتماد است و تصویری از وجود دقت و وسواس در کیفیت ساخت آلمان را زنده می سازد. فیلیپس در نوآوری برای عموم و استفاده از فناوری در خدمات برای کل جامعه شهرتی کسب کرده است. بدیهی است که در هر بازار، هر برند بزرگ معنای خود را دارد. این معنا بسیار مهم است، زیرا به خریداران می گوید که تحقیقات، نوآوری و دیگر تلاش هایی که برای برند صورت می پذیرد، در چه جهتی است. به عنوان مثال،  یکی بر دوام و دیگری بر عملی بودن و یا نوآوری تاکید دارد(کاپفرر، ۱۳۸۵).

به علاوه، اهمیت برندها را شاید بتوان در موارد زیر خلاصه کرد:

    1. شناسایی تولیدکننده یک محصول که به مشتری، چه فرد باشد، چه سازمان اجازه می دهد، مسئولیت مربوط به آن محصول را به یک تولیدکننده و یا توزیع کننده خاص ارجاع دهد.
    2. مدیریت محصولات و ردیابی آنها را برای شرکت ساده می سازد.
    3. به سازماندهی موجودی کالا و ثبت های حسابداری کمک می کند.

حسابداری

  1. امکان ثبت حق امتیاز به نفع صاحب آن برند را فراهم می سازد. ( قائدی و دیگران، ۱۳۸۶)

۱-۱-۱-   مدل محوری برند

این مدل نشان می دهد که چگونه برندی مشهور و قابل اطمینان به یک موقعیت تعیین کننده در مرکز استراتژیک عملیات تجاری تبدیل می شود. با کمک این همگرایی، سه عامل محصول، مشتریان و تیم مدیریت برند شرکت، چشم اندازی برای ایجاد اشکال جدید ارزش ارائه می دهند که می توانند مشتریان وفادار ایجاد کنند و پرورش دهند (ان جوز و زد هانگ،۲۰۰۷).

این مدل نشان می دهد که برندها چگونه از سمبل ها و آرم هایی در پیرامون تجارت تبدیل به عاملی برای ایجاد ارزش در قلب موسسه می شوند. برند و فعالیت های مربوط به آن به مرکز شرکت تعلق دارد و از این موقعیت مرکزی است که تیم برند به عنوان عامل کلیدی در تعیین اینکه چگونه مشتریان در فرصت های جدید بازار ایجاد می شوند، پدیدار می گردد. این مدل اهمیت تیم برند را در شرکت نشان می دهد   (همان ماخذ،۲۰۰۷).

نمایشگر ‏۲‑۱: مدل محوری برند (ان جوز و زد هانگ،۲۰۰۷)

۱-۲-  رفتار مصرف کننده

تجزیه و تحلیل رفتار خرید مصرف کننده یکی از گامهای اساسی در تجزیه و تحلیل فرصت های بازار می باشد. زیرا علیرغم شباهت هایی که در فرآیندهای تصمیم گیری خریداران وجود دارد، مصرف کنندگان و مشتریان مختلف، اغلب فرآیندهای خریدشان را به گونه ای متفاوت به پایان   می رسانند. این تفاوت ها انعکاس دهنده گوناگونی مصرف کنندگان در ویژگی های شخصی و عوامل اثرگذار اجتماعی می باشد ( مولینز و دیگران، ۲۰۰۸).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

اهمیت این مساله تا جایی است که امروزه حوزه بازاریابی براساس اصل تقدم مصرف کننده      پایه ریزی شده است (موون و مینور، ۲۰۰۱).

از اینرو گروه های زیادی مشتاق به مطالعه رفتار مصرف کننده می باشند که پیتر و السون (۲۰۱۰) در یک نگاه کلی آنها را به سه دسته تقسیم می کنند:

  1. سازمانهای بازاریابی: این گروه هم شامل سازمانهایی هستند که برای فروش محصولات تلاش می کنند و هم سازمانهایی که در تبادل با مصرف کنندگان هستند، مانند بیمارستانها، موزه ها، پارکها، شرکت های حقوقی، دانشگاه ها و… . تاکید اصلی این گروه بر تبادل بین کسب و کار و مصرف کننده است و ایده های آنها برای تمام سازمان های نام برده قابل استفاده می باشد.
  2. سازمان های دولتی و سیاسی: دغدغه اصلی این گروه نظارت و قانونمند کردن مبادلات بین سازمان های بازاریابی و مصرف کنندگان می باشد. این فعالیت ها در قالب سیاست های عمومی منتشر می شوند.
  3. مصرف کنندگان: هم شامل مصرف کنندگان نهایی می شود و هم خریداران سازمانی که منابع را به منظور تولید کالاها و خدمات خریداری می کنند.

همانطور که می بینیم نتایج مطالعات درباره رفتار مصرف کننده، دامنه وسیعی از افراد، گروه ها و سازمانها را بهره مند می سازد که این خود بیانگر نیاز جدی به تحقیق در این زمینه می باشد.

شیفمن و کاتوک (۲۰۰۸) در کتاب رفتار مصرف کننده خود واژه رفتار مصرف کننده را این چنین تعریف می کنند: رفتاری که مصرف کنندگان در جستجو، خرید، استفاده، ارزیابی و کنارگذاری کالاها و خدماتی که انتظار دارند نیازهای آنان را برآورده سازد، از خود نشان می دهند. به نظر آنها، این واژه دو گروه از مصرف کنندگان را در برمی گیرد:

  1. مصرف کنندگان شخصی: این دسته از مصرف کنندگان، کالاها و خدمات را برای خود به منظور استفاده در منزل و یا هدیه دادن به دیگران می خرند. در همه این موارد کالا برای مصرف نهایی خریداری می شود، یعنی استفاده کنندگان نهایی.
  2. مصرف کنندگان سازمانی: شامل کسب و کارهای انتفاعی و غیرانتفاعی، دولت، ادارات و موسسه ها (مانند مدارس، بیمارستان ها و…) می شود که همه آنها باید به منظور اداره کردن سازمان هایشان اقدام به خرید کالا، تجهیزات و خدمات نمایند.

موون و مینور (۲۰۰۱) به جای واژه مصرف کننده از واژه واحدهای خرید استفاده کرده اند که دلالت بر انجام خرید هم بصورت فردی و هم بصورت گروهی دارد. ویژگی دیگری که برخی بر آن تاکید دارند، فرآیندی بودن رفتار مصرف کننده می باشد. به عبارت دیگر، آنها معتقدند که رابطه مصرف کننده با تولید کننده تنها در یک لحظه که مبادله نام دارد، خلاصه نمی شود، بلکه رابطه گسترده تری است که قبل از خرید شروع و تا بعد از آن نیز ادامه پیدا می کند (سولومون، ۲۰۰۶).

رفتار مصرف کننده پویاست، زیرا افکار، احساسات و اعمال تک تک مصرف کنندگان و گروه های مصرف کننده و در نهایت جامعه، به طور مداوم تغییر می کند. این ماهیت پویای رفتار        مصرف کننده، تدوین استراتژی های بازاریابی را به وظیفه ای دشوار تبدیل کرده است. بدین مفهوم که، استراتژی هایی که در یک زمان، یا یک بازار به خوبی کار می کردند، ممکن است در زمان یا بازارهای دیگر شکست بخورند. این بدان دلیل است که طول عمر محصولات کوتاه تر از قبل شده است و بسیاری از شرکت ها به منظور ایجاد ارزش بالاتر برای مصرف کنندگان و حفظ سودمندی خویش، دائما دست به نوآوری می زنند (پیتر و السون ، ۲۰۱۰).

[۱] Walley et al.

[۲] Aker

[۳] Ngwese & Zhang

[۴] Ngwese & Zhang

[۵] Mullins et al.

[۶]  Mowen & Minor

[۷]  Peter & Elson

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ب.ظ ]




۱-۱-۱-   رویکرد های مطالعه رفتار مصرف کننده

در کتاب رفتار مصرف کننده پیتر و السون (۲۰۱۰) سه رویکرد برای مطالعه رفتار مصرف کننده معرفی شده است.

نمایشگر ‏۲‑۲: رویکردهای مطالعه رفتار مصرف کننده (پیتر و السون، ۲۰۱۰)

رویکردها رشته های اصلی اهداف اصلی روش های عمده
تفسیری انسان شناسی فرهنگی درک مصرف و فهم مفاهیم آن مصاحبه های طولانی و تمرکز بر گروه ها
سنتی

روانشناسی

جامعه شناسی

شرح تصمیم گیری و رفتار مصرف کننده بررسی های تجربی
علم بازاریابی

اقتصاد

عکس مرتبط با اقتصاد

آمار

پیش بینی، انتخاب و رفتار مصرف کننده

مدلسازی ریاضی

شبیه سازی

 

رویکرد ما در این مطالعه بیشتر به رویکرد بازاریابی نزدیک می باشد. در این راستا با مرور ادبیات مربوطه در حوزه بازاریابی، مقیاسهای مناسب را برای سنجش متغیرهای مطالعه استخراج کرده و به شرح و پیش بینی رفتار مصرف کننده می پردازیم.

دانلود تحقیق و پایان نامه

موون و مینور (۲۰۰۱) از نگاهی دیگر، سه دیدگاه را برای بررسی تصمیم خرید، ارائه می دهند:

  1. دیدگاه تصمیم گیری: در این دیدگاه، مصرف کنندگان، تصمیم گیرندگانی عقلایی هستند. یعنی در پی تشخیص مسئله، تحقیق، ارزیابی بدیل، انتخاب، حل مساله و ارزیابی بعد از اکتساب می باشند.
  2. دیدگاه تجربی: در این دیدگاه خرید بر مبنای هیجانات و احساسات بدون رویکرد عقلایی صورت می گیرد.
  3. دیدگاه تاثیر رفتاری: مربوط به رفتاری است که نیروهای قوی محیطی، مصرف کننده را به سمتی سوق می دهند که او بدون احساسات و یا باورهای قوی از پیش ساخته شده اقدام به خرید می کند. این نیروهای محیطی می توانند ابزارهای ارتقای فروش، هنجارهای فرهنگی، محیطی و یا فشارهای اقتصادی باشند.

۱-۱-۲-   عوامل تاثیرگذار بر رفتار مصرف کننده

اکثر نویسندگان در این حوزه، عوامل تاثیرگذار بر رفتار مصرف کننده را به دو گروه عوامل بیرونی و درونی تقسیم می کنند ( موون و مینور،۲۰۰۱، هاوکینز و دیگران ، ۲۰۰۴، سولومون، ۲۰۰۶، شیفمن و کانوک، ۲۰۰۸، پیتر و السون، ۲۰۱۰).

هاوکینز و دیگران (۲۰۰۴) در یک مدل جامع، عوامل تاثیرگذار بر رفتار مصرف کننده را مانند نمایشگر ۳-۲ ارائه می دهند. در این مدل عوامل موثر درونی و بیرونی در تعاملی دوسویه با یکدیگر، بر روی برداشت از خود و سبک زندگی تاثیر گذاشته و با ایجاد نیازهای متناسب، فرایند تصمیم گیری خریدار را رقم می زنند. در این مدل، یکی از عوامل موثر درونی نگرش مصرف کننده می باشد.

نمایشگر ‏۲‑۳: مدل جامع رفتار مصرف کننده (هاوکینز و دیگران، ۲۰۰۴)

۱-۲-  تصویر برند و تاثیر آن بر رفتار مصرف کننده

برای شناسایی و شناخت مفهوم تصویر ذهنی برند ابتدا می بایست نگرش و باور مشتری مورد بررسی قرار گیرد. نگرش و باور فرد از طریق عمل یادگیری حاصل می شود. افراد در مورد مذهب، سیاست، لباس، موسیقی، غذا و تقریبا درباره هر چیزی نگرش خاصی دارند. انسان برای نوع نگرش خود دارای یک الگو می شود و تغییر چنین الگوهایی مستلزم تعدیلاتی است که به زحمت       می توان از عهده آنها برآمد. باورهای مصرف کننده نتیجه یادگیری شناختی است. این باورها نمایانگر شناخت و استنباط هایی است که یک مصرف کننده در مورد پدیده ها، ویژگی های آنها و منافع حاصل از آنها دارد. در هر حال امکان دارد که باورهای مصرف کننده نسبت به ویژگی های یک محصول با واقعیت منطبق نباشد. مفهوم برند شامل دو چیز است، بررسی و محاسبه خصایص آن برند و تصور موقعیت ها، کامیابی و موارد مشابه. در این تعریف به جای استفاده از مسائل کیفی-عملکردی از مفاهیم روانشناختی مصرف کننده و محصول استفاده شده است. تصویر ذهنی برند با پخش آگهی های تبلیغاتی و تکرار آن ایجاد و تقویت می شود. تصویر ذهنی برند از ترکیب واقعیت فیزیکی محصول و باورهای شخصیتی و احساسی که در مورد آن به وجود می آید، ساخته می شود (قائدی و دیگران، ۱۳۸۶).

به این ترتیب می توان به طور خلاصه گفت:

  1. تصویر ذهنی یک برند یک فرایند است که توسط مصرف کننده شناسایی می شود.
  2. تصویر برند یک فرایند استنباطی است و موضوعی است که براساس ادراک و تفسیر مصرف کننده شکل می گیرد و از طریق تصورات منطقی و یا احساسی ادامه می یابد.
  3. در جایی که تصویر برند نقش موثری دارد، درک واقعیت و ماهیت های مربوط به آن، مهمتر از خود واقعیت است (همان ماخذ، ۱۳۸۶).

مصرف کنندگان باید تصویر روشنی درباره خصوصیات محصول در ذهن خود داشته باشند. این خصوصیات می توانند شامل، کیفیت، قیمت و تنوع محصول باشد. تصویر، در واقع ترکیب کلی از همه آن چیزهایی است که مصرف کنندگان فکر می کنند درباره شرکت و محصول شما می دانند (همان ماخذ، ۱۳۸۶).

اولین بار گاردنر و لیوی در سال ۱۹۵۵ مفهوم تصویر محصول را در مقاله خودشان مطرح کردند.آنها معتقد بودند که محصولات، دارای ماهیت های مختلف از جمله فیزیولوژیکی و اجتماعی هستند. از زمان معرفی رسمی آنها تاکنون، مفهوم تصویر محصول در تحقیقات مربوط به رفتار مصرف کننده مورد استفاده قرار گرفته است (اگیلوی، ۱۳۸۵).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

این در حالی است که دیوید اگیلوی در کتاب خود تحت عنوان رازهای تبلیغات مدعی است که مفهوم تصویر برند را در سال ۱۹۵۳ به عرصه افکار عمومی معرفی کرده است (اگیلوی، ۱۳۸۵). کلر(۱۹۹۳) تصویر برند را به عنوان ادراکی درباره برند که توسط تداعی معانی برند در ذهن مشتری شکل می گیرد، تعریف می کند. ادراک تصویر برند که با توجه به همخوانی برند و نگرش مشتری شکل می گیرد به عنوان یکی از عناصر مستقل در ارزش برند است که به طور گسترده در چارچوب ارزش بکار می رود. تصویر برند در تمام تجربه های مصرف مشتری ریشه دارد و درک کیفیت خدمت به عنوان کارکرد این تجربه ها می باشد (کایامن و آرسلی، ۲۰۰۷).

تصویر برند، ادراکات احساسی و منطقی مصرف کنندگان می باشد که با برندی خاص مرتبط است. تصویر برند در بازارهای کسب و کار نقش مهمی دارد، به خصوص در جایی که متمایزسازی محصولات و یا خدمات بر پایه ویژگی های کیفی ملموس آنها، مشکل است یا حتی زمانی که  کالاهای عرضه شده همانند هستند، خریداران نسبت به تصویر ذهنی شرکت یا نام تجاری کالای تولیدی عکس العمل متفاوتی نشان می دهند ( کلر، ۱۹۹۳).

تصویر ذهنی از برند عکس ذهنی مشتری از آنچه که ارائه می شود (محصول یا خدمت) است و شامل مفاهیم نمادین است که مشتریان از ویژگی های خاص محصول یا خدمات برداشت        می کنند. تصویر ذهنی، نمایشی از برند در ذهن مشتری است که به یک محصول یا خدمت متصل   می باشد. ادراکات منطقی یا احساسی که مشتریان به برندهای خاص الصاق می کنند، تصویر ذهنی آنها از برند است. در بازارهای صنعتی هم، تصویر ذهنی از برند می تواند نقش مهمی داشته باشد، به خصوص زمانیکه تمایز قائل شدن میان محصولات و خدمات براساس ابعاد ملموس کیفیت سخت باشد (کرتو و برودی، ۲۰۰۷).

تصویر ذهنی مشتری ممکن است با پیامی که شرکت به دنبال دستیابی به آن است، متفاوت باشد. تصویر ذهنی از برند، یک ادراک است و لزوما یک واقعیت نیست. مصرف کنندگان ممکن است بدون هیچ دلیل خاصی مسائلی را در مورد یک شرکت فرض کنند یا انتظار داشته باشند، بدین ترتیب آنها در مورد آن شرکت عقیده خاصی پیدا کرده اند ( ولی، ۲۰۰۷).

آنها تمایل دارند کالاهایی را مصرف کنند که با تصویر ذهنی اشان مشابه باشد و برای قضاوت درباره کیفیت محصول، از دو منبع، یکی درونی نظیر ویژگی های منحصر به فرد محصول و دیگری بیرونی نظیر قیمت، کیفیت و تصویر ذهنی از برند استفاده می کنند. همچنین نقش تصویر ذهنی از برند هم برای مشتریان با تجربه و هم بی تجربه دارای اهمیت خاصی است، چرا که آنها سعی می کنند تصویر ذهنی خودشان را با خرید کالاهایی که اعتقاد دارند با تصویر آنها همسانی زیادی دارد، تقویت کنند. پس می توان گفت تصویر برند شامل برداشت های مثبت و منفی مشتریان از برند و ادراک آنها از آن برند می باشد (یاسین و دیگران، ۲۰۰۷).

۱-۳-  کشور سازنده

جهانی شدن و آزادسازی تجارت جهانی درها را به روی بسیاری از شرکت ها به منظور انجام تجارت جهانی گشوده است. این شرکت ها در پی شکار فرصت ها هستند و در این راستا انواع مختلفی از خدمات و محصولات را عرضه می کنند. در همین حال، ما شاهد کاهش رشد اقتصادی اکثر کشورهای توسعه یافته در مقایسه با کشورهای در حال توسعه هستیم. در نتیجه، بازاریابان کشورهای توسعه یافته این موضوع را مد نظر قرار داده اند تا تجارت خود را به کشورهای در حال توسعه گسترش دهند. شرکت ها در کشورهای مختلف استراتژی های متفاوتی را برای ورود به بازارهای سایر کشورها و شروع تجارت خود در مکان جدید برمی گزینند. ابزارهای بازاریابی که توسط شرکت ها استفاده می شوند شامل: تنوع محصولات، کیفیت برتر، تصویر کشور مبدا، سفارشی کردن و استانداردسازی و تصویر برند می باشند. در میان کلیه این موارد کشور مبدا یکی از سه موضوعی است که در بازاریابی بین المللی محققان به طور گسترده به آن پرداخته اند. دو موضوع دیگر، استانداردسازی در مقابل سفارشی کردن محصولات و شیوه های مختلف ورود به بازار می باشند (جین، ۲۰۰۷).

به موضوع کشور مبدا از ابتدای سال ۱۹۶۰ پرداخته شده است. افشای نام کشور مبدا در سراسر جهان یک الزام قانونی است. از این رو مشتریان از این گونه اطلاعات به عنوان نشانه های بیرونی، به همراه سایر نشانه های درونی و بیرونی  برای ارزیابی کالا استفاده می کنند. وقتی برندی جهانی می شود، کشور مبدا می تواند نقشی حیاتی ایفا کند. در واقع کشور مبدا محرکی است که بر ادراک مصرف کنندگان و قصد خرید آنها تاثیر می گذارد (ورلگ واستینکمپ، ۱۹۹۹).

دیچر در سال ۱۹۶۲ اولین فردی بود که ادعا کرد، کشور مبدا محصول بر پذیرش آن محصول از سوی مصرف کننده تاثیر دارد. بعد از آن، تحقیقات در رابطه با کشور مبدا بین سال های ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ رونق گرفت (همان ماخذ، ۱۹۹۹).

یک محصول، تصویر خود را از منابع مختلفی نظیر طراحی، عملکرد، نام برند و کشور مبدا بدست       می آورد. اهمیت کشور مبدا را زمانی که یک محصول برای اولین بار در یک کشور خارجی معرفی می شود،  می توان درک کرد. اثر کشور مبدا بدلیل ساختار هاله ای می باشد. به این معنا که، تصویر مثبت از یک کشور می تواند به خاطر تصویر مثبت از محصولی باشد که مصرف کننده با آن آشنایی دارد. سپس این تصویر به نوبه خود به توسعه صادرات سایر تولید کنندگان داخلی نیز کمک می کند. کشور مبدا مبنایی را برای ارزیابی کیفیت محصولات بدون در نظر گرفتن سایر ویژگی های اطلاعاتی فراهم می آورد. همچنین کشور مبدا ممکن است مفاهیم و دانشی را ایجاد کند که بر تفسیر سایر ویژگی های اطلاعاتی در دسترس محصول تاثیر دارند. گاهی کشور مبدا   می تواند تاثیر منفی بر ارزیابی محصول داشته باشد. در اینگونه موارد تولید کنندگان معمولا سعی در پنهان سازی نام کشور مبدا بدلیل ترس از تاثیر منفی آن دارند (کاتلر و گرتنر، ۲۰۰۲).

قبل از اینکه به بررسی جزئیات بیشتر در این باره بپردازیم، می توانیم به ترتیب تاریخی تغییرات رخ داده در تعاریف کشور مبدا را بررسی کنیم.

۱٫ناگاشیما (۱۹۷۰): تصویر، اعتبار و کلیشه که تجار و مصرف کنندگان به محصولات یک کشور خاص نسبت می دهند.

  1. ونگ و لمب (۱۹۸۳): موانع نامشهود برای ورود به بازارهای جدید در قالب جهت گیری های مصرف کنندگان نسبت به محصولات وارداتی را مورد توجه قرار می دهند.
  2. جوهانسون و داگلاس (۱۹۸۵): کشور مبدا را به عنوان کشوری که دفتر مرکزی شرکت، بازاریابی محصول و یا برند در آنجا مستقر است، تعریف می کنند.
  3. هان و ترپستا ( ۱۹۸۵): کشور مبدا را کشور سازنده و یا کشور محل مونتاژ تعریف می کنند.
  4. کردل (۱۹۹۳): کشور مبدا یک نشانه درونی محصول برای ویژگی های نامشهود آن می باشد.
  5. چائو(۲۰۰۱)، ناکاموتو و نلسون (۲۰۰۳): کشوری که محصول در آن طراحی و تولید می شود.
  6. نبنسال، لمپست و جیف (۱۹۹۷): کشور مبدا مرتبط با یک محصول خاص و یا برند است بدون توجه به اینکه آن محصول کجا ساخته شده است.
  7. گورهام، کنلی و مهشواران (۲۰۰۰): بیانگر این موضوع است که محل تولید تا چه حد بر ارزیابی آن محصول اثر می گذارد.
  8. نایت و کالانتون (۲۰۰۰): عواملی که منعکس کننده ادراک کلی مصرف کنندگان در مورد کیفیت محصولات تولید شده در یک کشور خاص و نگرش در مورد مردم آن کشور هستند، را مورد بحث قرار می دهند.
  9. هوبل و الرود (۲۰۰۰): منظور از کشور مبدا کشوری است که محصول در آن تولید و یا مونتاژ می شود، حال اینکه آن کشور، کشور مبدا برند باشد و یا نباشد.
  10. لیم و اوکارز (۲۰۰۱): کشور مبدا را به عنوان کشور محل طراحی در نظر گرفتند.
  11. اینش و مک براید (۲۰۰۲): کشور محل تولید قطعات، کشور محل طراحی و کشور محل مونتاژ را به عنوان کشور مبدا در نظر گرفتند.

با توجه به تعاریف فوق، در تحقیق حاضر واژه “کشور سازنده” بعنوان تعریف کشور مبدا در نظر گرفته می شود و مقصود نام کشور تولید کننده محصول می باشد.

در بازار امروزی، رفتار انتخابی مصرف کنندگان توجه بسیاری از محققان و تولید کنندگان را بدلیل اهمیت و غیر قابل پیش بینی بودن به خود جلب کرده است. فهم این موضوع که چه چیزی باعث می شود مصرف کننده کالایی را خریداری نماید، برای شرکت ها اهمیت دارد. وقتی محصولات چند ملیتی در نظر گرفته می شوند، ادبیات تحقیقات قبلی تایید می کنند که تصویر کشور سازنده بر رفتار انتخابی مصرف کننده موثر است و میزان این تاثیر به پیچیدگی فنی آن گروه از محصولات بستگی دارد (بلوملهوبر و دیگران، ۲۰۰۷، نقل شده در چانگ و دیگران ۲۰۰۹).

با این حال، تعداد کمی از تحقیقات میزان و عمق تاثیر کشور سازنده بر ذهن مصرف کنندگان را بررسی کرده اند. مدل های مربوط به انتخاب برند نشان دهنده فرآیندی اصولی هستند که طی آن هر فرد مصرف کننده اطلاعات در دسترس خود را یکپارچه می سازد تا برندی را از میان   مجموعه ای از برندهای رقیب انتخاب کند. این مدل ها برای ارزیابی احتمال انتخاب یک محصول از میان محصولات رقیب توسط مصرف کننده استفاده می شوند. به علاوه، تجارت بین المللی با رشد جهانی شدن فرآیندهای اقتصادی نیز روبرو است. موضوعی که باعث می شود محصولات تنها در کشور برند، تولید و یا طراحی نشوند. در نتیجه، بدلیل پیچیدگی منابع اطلاعاتی، ادراک   مصرف کنندگان از کیفیت و سایر ویژگی های محصولات بین المللی دچار سردرگمی و اخلال شده است. بنابراین زمانی که مصرف کننده می خواهد راجع به خرید محصولی تصمیم گیری نماید، تصویر کشور سازنده از اهمیت بالایی برخوردار است. به علاوه، تصویر کشور سازنده بر برداشت از کیفیت برند نیز موثر است (مرونکا و همکاران،۲۰۱۱، اینش و مک براید، ۲۰۰۴) .

در واقع، باز شدن اقتصاد کشورها به روی هم به   شرکت های موجود در کشورهای توسعه یافته این امکان را داده است تا با انتقال فرایند تولید خود به کشورهای در حال توسعه، هزینه های عملیاتی خود را در محیط رقابتی امروز کاهش دهند. به علاوه، تولیدات چندملیتی، تولید محصولات را تسهیل کرده است. به این ترتیب که محصولات در یک کشور طراحی می شوند، اجزایشان در چندین کشور تولید می شوند و در کشورهای دیگر مونتاژ می گردند و در نهایت در کشورهای متفاوت به فروش می رسند. اینگونه محصولات، محصولات ترکیبی نامیده می شوند     ( چائو۲۰۰۱، هان و ترپسترا[۲۶]، ۱۹۸۸).  بنابراین، در دنیای امروز شاهد این هستیم که کشور مبدا یک ساختار یک بعدی نمی باشد، بلکه باید به ابعاد مختلفی تقسیم گردد. به همین جهت مفهوم پیچیده تری از گذشته به خود گرفته می گیرد (برو دوسکی،۱۹۹۸).

بسیاری از مطالعات کشور مبدا بدلیل اتخاذ رویکرد تک نشانه ای مورد انتقاد قرار گرفته اند. زیرا آنها تفاوت بین کشور مبدا برند (COB) و کشور سازنده (COM) را در نظر نگرفتند (جوهانسون، ۱۹۵۸، اوزسومر و کاواسگیل، ۱۹۹۱).

ظهور زنجیره ارزش بین المللی و امکان تولید در چند کشور باعث تقسیم مفهوم کشور مبدا به حداقل دو بخش مجزا گردید: کشور مبدا برند و کشور سازنده همان برند (چائو، ۲۰۰۱، اتنسون، ۱۹۹۳). که هریک اثرات متفاوتی بر ارزیابی محصول می گذارند و کشور سازنده در مقایسه با سایر این مفاهیم تاثیرگذارتر می باشد (اینش و مک براید، ۲۰۰۴)

تغییر در ادراک نسبت به کشور سازنده می تواند اثرات زیان آوری بر نام برند نیز داشته باشد (تاکور و کاتسانیس،۱۹۹۷).

وقتی یک شرکت تصمیم بگیرد کشور سازنده محصولاتش را از کشوری که مصرف کنندگان نسبت به آن ادراک مطلوب دارند به یک کشور با مطلوبیت کمتر انتقال دهد، نام برند می تواند بدلیل ادراک ضعیفتر مصرف کننده به آن کشور آسیب ببیند. هان و ترپسترا )۱۹۸۸( طی تحقیقی نشان دادند، جذابیت برند ماشین های ژاپنی بدلیل انتقال فرایند تولیدشان از ژاپن به کشورهای کمتر توسعه یافته تضعیف شده است. لی و شانینگر (۱۹۹۶) دریافتند که حتی در مورد برندهای معتبر جهانی، ادراک مصرف کنندگان از کیفیت و قصد خرید آنها نه تنها تحت تاثیر نام برند بلکه تحت تاثیر کشوری که محصولات در آن تولید و یا مونتاژ می شوند، قرار دارد (پاپو و دیگران، ۲۰۰۶).

اولگادو و لی (۱۹۹۳) همچنین آیر و کالیتا (۱۹۹۷) از مفهوم کشور سازنده استفاده کردند تا نشان دهند که محل ساخت بر ادراک مشتریان از کیفیت محصولات تاثیر می گذارد.

درک ارتباط بین کشور مبدا برند،  کشور سازنده برند و ادراک از برند به چند دلیل حائز اهمیت می باشد: اول اینکه، شرکت ها، بخصوص مدیران بازاریابی نیاز دارند در صورتی که دارای زنجیره ارزش بین المللی هستند و در بازار بین المللی فعالیت می کنند، برند خود را به شکل موثری مدیریت کنند. دوم اینکه، وقتی شرکت ها به صورت بین المللی رقابت می کنند، مدیران بازاریابی باید بدانند چگونه برند خود را ایجاد و در بازارهای جهانی از آن محافظت کنند. درک این موضوع که چگونه کشور مبدا برند و کشور سازنده بر ادراک از برند تاثیر می گذارد، اثربخشی بازاریابی را افزایش می دهد و در نهایت باعث مدیریت بهتر برند خواهد شد. برندسازی یک بخش مهم در بازاریابی است که نه تنها بر ادراک مصرف کنندگان از محصول بلکه، در نهایت بر رفتار خرید آنها تاثیر می گذارد (دوکماتونی و  دیگران،۱۹۹۵، نقل شده در جین،۲۰۰۷).

[۱]  Hawkins

[۲] Gardner & Levy

[۳]  Ogilvy

[۴] Kayaman & Arasli

[۵] Keller

[۶]  Cretu & Brodie

[۷]  Walley

[۸]  Yasin ,et al.

[۹] . S.C. Jain

[۱۰] Verlegh & Steenkamp

[۱۱]  Kotler and Gertner

[۱۲]  Nagashima

[۱۳]  Wang and Lamb,

[۱۴] Johansson & Douglass

[۱۵] Han & Trepsta

[۱۶]  Cordell

[۱۷]  Chao, Nakamoto & Nelson

[۱۸] Nebenzahl, Lampest & Jaffe

[۱۹]  Gurham, Canli & Maheshwaran,

[۲۰]  Knight & Calantone,

[۲۱]  Hubl & Elrod

[۲۲]  Lim & O‟ Cars

[۲۳] Insch & Mcbride

[۲۴] Bluemelhuber et al.

۱  Merunka, Insch & McBride

[۲۶]  Han & terpestra

[۲۷]  Brodowsky

[۲۸]  Johansson, Ozsomer & Cavusgil

[۲۹]  Chao & Ettenson

[۳۰]  Thakor & Katsanis

[۳۱]  Lee & Schaninger

[۳۲]  Pappu et al.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ب.ظ ]




۱-۱-  نگرش

به منظور ارزیابی عبارت نگرش در چارچوب رفتار مصرف کننده، تعریف نگرش و شناسایی اهمیت آن در فرایند شکل گیری و تغییر رفتار ضروری است. محققان رفتار مصرف کننده در مورد تعریف دقیق و قاطع از مفهوم نگرش به اجماع نرسیده اند (بانیت و دیگران، ۲۰۰۷).

دانلود پایان نامه

با این حال بیشتر پژوهشگران در زمینه روانشناختی بر این موضوع توافق نظر دارند که نگرش، یک ارزیابی خلاصه از یک موضوع روانشناختی ارائه می دهد که در قالب برخی صفات مانند، خوب، بد، مفید، خوشایند، ناخوشایند، دوست داشتنی و دوست نداشتنی بیان می شود (آیزن و فیشباین، ۲۰۰۰، ایگلی و چایکن، ۱۹۹۳، پتی و دیگران، ۱۹۹۷).

در زمینه رفتار مصرف کننده، لادن و دلابیتا (۱۹۹۳) یادآور می شوند که نگرش، چگونگی موافقت یا مخالفت مثبت یا منفی مطلوب یا نامطلوب یک فرد در مورد یک موضوع مشخص     می باشد. این تعریف، احساسات و   ارزیابی های مصرف کننده نسبت به یک موضوع مشخص را آشکار می سازد. سولومون و دیگران (۲۰۰۲)، نظریه پیشین را تایید کرده و نگرش را یک ارزیابی کلی و پایدار از افراد، اشیاء، آگهی های تبلیغاتی و مسائل مشخص می دانند (سولومون، و دیگران، ۲۰۰۲).

سیکورد و بکمن(۱۹۶۴) نیز معتقدند نگرش، یک سیستم مشخص از انگیزه ها، عواطف و فرآیندهای شناختی و ادراکی است که به جنبه های معینی از محیط اطراف یک فرد واکنش نشان می دهد (نقل شده در سولومون و دیگران، ۲۰۰۲).

در این زمینه شیفمن و کانوک (۲۰۰۸) نیز یک تعریف جامع از نگرش را، بدین شکل ارائه      می دهند:

“نگرش مصرف کننده، تمایل آموخته شده ای است به رفتار کردن به یک روش سازگار مطلوب یا نامطلوب، نسبت به موضوعی مشخص، مانند یک دسته از محصولات، برند، خدمت، تبلیغ،        وب سایت و یا خرده فروشی". آنها هر کدام از اجزای این تعریف را نیز به نوبه خود بدین شکل تعریف کرده اند:

  • موضوع نگرش: نگرش می تواند به عنوان یک ارزیابی کلی از یک موضوع تصور شود. محققان تمایل دارند که دامنه این موضوع تا حد ممکن مشخص باشد.
  • تمایل آموخته شده: به این معنا که نگرش ها یادگرفتنی هستند و از تجربه مستقیم موضوع نگرش حاصل می شوند. اگرچه نگرش ها ممکن است از رفتار نتیجه شوند ولی مترادف با رفتار نیستند.
  • سازگاری: نگرش ها نسبتا با رفتار منعکس کننده آنها سازگارند. البته علی رغم سازگاری نگرش ها با رفتار، آنها ضرورتا پایدار نیستند و ممکن است تغییر کنند.
  • نگرش ها در یک موقعیت شکل می گیرند: بدان مفهوم که رویدادها و شرایط محیطی بر روی روابط بین یک نگرش و رفتار تاثیر می گذارند. در نتیجه هنگام اندازه گیری نگرش ها باید موقعیتی را که رفتار در آن رخ داده، مد نظر قرار دهیم.

در واقع نگرش، فرآیندهای انگیزشی، احساسی، ادراکی و شناختی فرد را با توجه به محیطی که در آن قرار گرفته، سازماندهی می کند. بنابراین نگرش یک فرد بیانگر شیوه تفکر، احساس و واکنش هایی است که وی نسبت به محیط اطراف خود دارد. این واکنش ها میزان انفعال یا احساس مثبت یا منفی فرد، نسبت به یک محرک را در پی دارد (هاوکینز و دیگران، ۲۰۰۴).

۱-۱-۱-   اجزای نگرش

ترستون (۱۹۲۸) از اولین محققانی بود که نگرش را تعریف نمود. به اعتقاد وی نگرش از مجموع احساسات یک فرد نسبت به یک موضوع مشخص تشکیل شده است. بعد از او آلپورت (۱۹۳۵)، تعریف جامع تری از مفهوم نگرش ارائه کرد: “نگرش یک حالت روحی و عصبی است که فرد را از طریق تجارب سازماندهی شده، آماده پاسخگویی می کند و یک نفوذ دستوری و یا پویا را بر رفتار وی اعمال می کند.”

همانطور که در این تعاریف نیز می بینیم، محققان حوزه علوم رفتاری، از ابتدا نیز بر روی ساختار مشترکی از نگرش ها توافق نداشته اند. تعریف اول بیان می کند که نگرش ها، واکنش های عاطفی به موضوعات مختلف هستند، در حالیکه تعریف دوم بر روی اهمیت سیستم شناختی تاکید می کند. البته این گوناگونی نظرات، رفته رفته ابعاد دیگری از مفهوم نگرش را آشکار ساخت. برای مثال کتز (۱۹۶۰) در مطالعه خود، ابعاد مختلفی را برای نگرش در نظر می گیرد: ۱) جنبه عاطفی یا احساسی که شامل دوست داشتن یا نداشتن موضوع نگرش است. شدت یک نگرش به این جزء مربوط می شود. ۲) بعد شناختی یا باورها که به شرح و توصیف موضوع نگرش، ویژگی ها و ارتباط آن با موضوعات دیگر می پردازد. این جزء خود به دو بعد دیگر اشاره می کند: یکی اختصاصی بودن یا عمومیت داشتن نگرش ها و دیگری تمایز باورها. به اعتقاد کتز، همه نگرش ها شامل باورها می شوند اما هر باوری، نگرش نیست. ۳) بعد سیستم ارزشی، که استحکام نگرش و تغییرپذیری آن را  دربر می گیرد. ۴) جنبه عملی نگرش، که رفتار مشهود و عمل مرتبط با نگرش را شامل می شود.

به علاوه، محققان دیگری نظیر سیکورد و بکمن (۱۹۶۴) و تیاندیس (۱۹۷۱) دیدگاه های قبلی را با هم ترکیب کرده و بیان می کنند که نگرش ها از سه جزء به هم پیوسته تشکیل شده اند: ۱) شناختی: باورهایی که مصرف کننده نسبت به موضوع نگرش دارد. این جنبه منعکس کننده آن چیزی است که ما معتقدیم درست است. ۲) عاطفی: احساساتی که   مصرف کننده نسبت به موضوع نگرش دارد و ۳) رفتاری: شامل مقاصد و رفتارهای واقعی مصرف کننده نسبت به موضوع نگرش (شیفمن و کانوک ۲۰۰۸).

بیشتر محققان در حوزه رفتار مصرف کننده بر همین دیدگاه سه جزیی توافق نظر دارند و در مطالعات خود، از این منظر به موضوع نگرش ها پرداخته اند (انگل و دیگران ۱۹۹۵، موون و مینور ۲۰۰۱، نقل شده در شیفمن و کانوک ۲۰۰۸).

در این زمینه برخی محققان با ترسیم مدل هایی سعی در توصیف بیشتر ساختار نگرش   داشته اند که در این میان به دو نمونه از آنها اشاره می شود.

الف- مدل سه جزئی نگرش شیفمن و کانوک (۲۰۰۸): بر این اساس نگرش ها از سه جزء اصلی تشکیل شده اند:

  1. جزء شناختی: دانش و ادراکاتی که به واسطه تجربه مستقیم از وضوع نگرش، همراه با دیگر منابع اطلاعاتی بدست می آید.
  2. جزء عاطفی: شامل احساسات و عواطف مصرف کننده نسبت به یک محصول و یا برندی خاص.
  3. جزء رفتاری: تمایل فرد به انجام یک عمل و یا رفتار به شیوه ای مشخص نسبت به موضوع نگرش (همان ماخذ، ۲۰۰۸).

نمایشگر ‏۲‑۶: مدل سه جزیی نگرش (شیفمن و کانوک، ۲۰۰۸)

 

ب- مدل ABC سولومون (۲۰۰۶): هر نگرش دارای سه جزء می باشد: احساس، رفتار و شناخت.

- احساس: احساس مصرف کننده نسبت به موضوع نگرش.

- رفتار: تمایل شخص به انجام برخی کارها در رابطه با موضوع نگرش.

- شناخت: باورهای مصرف کننده نسبت به موضوع نگرش.

هر سه جزء این مدل دارای اهمیت هستند اما بر حسب سطح انگیزش مصرف کننده ممکن است اهمیت نسبی آنها با هم متفاوت باشد. بر همین اساس برخی محققان سلسله مراتب اثرات را ارائه کرده اند که در زیر سه نمونه از آنها آورده شده است (سولومون، ۲۰۰۶).

نمایشگر ‏۲‑۷: سلسله مراتب اثرات اجزای نگرش (سولومون ،۲۰۰۶)

[۱]  Banyt et al.

[۲]  Ajzen & Fishbein

[۳]  Eagly & Chaiken

[۴]  Petty et al.

[۵]  Loudon & Della Bitta

[۶]  Solomon

[۷]  Secord & backman

[۸]  Schiffman & Kanuk

[۹] Alport

[۱۰]  Schiffman & kanuk

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ب.ظ ]




۱-۱-  قصد خرید

قصد رفتاری، بیانگر شدت نیت و اراده فردی برای انجام رفتار هدف است. رابطه قصد رفتاری با رفتار نشان می دهد، افراد تمایل دارند در رفتارهایی درگیر شوند که قصد انجام آن ها را دارند (یعقوبی و شاکری، ۱۳۸۷).

آیزن و فیشبن قصد را تعیین کننده عمل در یک مسیر معین می دانند. آنها قصد رفتار را به عنوان احتمال ذهنی شکل دهی یک رفتار خاص تعریف کرده اند. به عنوان مثال، قصد خرید یک محصول خاص به عنوان پیش بینی کننده خوب رفتار واقعی در خرید محصول تشخیص داده شده  است ( رامایاها و دیگران، ۲۰۱۰).

مطابق با پژوهش لامبر، قصد رفتاری به عنوان یک حالت ذهنی تعریف می شود که منعکس کننده تصمیم شخص برای انجام رفتار است. بنابراین داشتن درک بهتری از مقاصد رفتاری           مصرف کنندگان می تواند به بازاریابان کمک کند تا ارتباط بهتری با گروه هدف برقرار کنند (عبدالقادر، ۲۰۰۸).

اغلب، مقیاس قصد خرید جهت شناسایی احتمالات خرید کالاها در طول یک دوره زمانی معین مورد استفاده قرار می گیرد. وی بیان می کند که مقیاس های ارادی می توانند از مقیاس های رفتاری در دست یابی به تصمیم مشتری موثرتر باشند، زیرا ممکن است مشتریان از روی اجبار اقدام به خرید کنند (هو، ۲۰۱۰).

آیزن در مدل رفتار برنامه ریزی شده خود معتقد است که مقاصد رفتاری تاثیرات انگیزشی بر رفتار دارند. بنابراین نیات رفتاری به عنوان نزدیک ترین پیش بینی کننده رفتار در نظر گرفته           می شوند (عبدالقادر، ۲۰۰۸).

۱-۲-  ارتباط بین کشور سازنده، تصویر برند و ابعاد کیفیت

۱-۲-۱-   کشور سازنده، تصویر برند و ابعاد جستجو (زیبایی شناسی)

ادراک در مورد زیبایی و طرح محصولات از طریق جستجو و پردازش اطلاعات هنگام خرید به خوبی قابل ارزیابی است. اگر مصرف کنندگان بتوانند کیفیت را از ابتدا ارزیابی کنند، دیگر کمتر به سایر نشانه های بیرونی، بخصوص نام برند و کشور سازنده تکیه می کنند (تاکور و کاتسانیس، ۱۹۹۷، نقل شده در چانگ و دیگران ۲۰۰۹).

بنابراین انتظار نمی رود که کشور سازنده بر ادراک نسبت به بعد زیبایی شناسی تاثیر بگذارد، زیرا مصرف کنندگان می توانند سبک، مد و رنگ را به صورت بصری و یا از طریق استفاده آن محصول ارزیابی کنند. گرچه در مورد برندهای جهانی انتظار می رود تصویر برند بر ادراک مصرف کنندگان از کیفیت تاثیر بگذارد (همان مأخذ،۲۰۰۹).

در واقع، یک شرکت با برندهای جهانی از طریق کنترل کیفیت، بسته بندی و تبلیغات، تصویر برند خود را توسعه می دهد (نگلی، ۱۹۹۹، نقل شده در چانگ و دیگران ۲۰۰۹).

در نتیجه، نام برند تبدیل به یک نشانه نامشهود از کیفیت کالا می گردد. بنابراین، گرچه       مصرف کنندگان می توانند مستقیما برخی از ابعاد محصول را جستجو کنند، تصویر برند بر ارزیابی آنها از این ابعاد تاثیر می گذارد. اگر مشتریان بدانند محصول توسط یک شرکت با نام تجاری شناخته شده طراحی شده است، تصویر برند به یک مشخصه برجسته در ارزیابی بعد زیبایی شناسی تبدیل می شود، در حالیکه کشور سازنده تاثیری بر ارزیابی آنها نمی گذارد (رائو و دیگران ، ۱۹۹۹).

۱-۲-۲-   کشور سازنده، تصویر برند و ابعاد تجربه  (عملکرد و خدمات)

به این دلیل که ارزیابی ابعاد تجربه که خود شامل عملکرد و خدمات می شود، بعد از خرید و مصرف کالا شکل می گیرد (نلسون،۱۹۷۴، تکور و کاتسانیس،۱۹۹۷، نقل شده در چانگ و دیگران، ۲۰۰۹)، مصرف کنندگان کیفیت این ابعاد را بیشتر بر اساس نشانه های بیرونی در هنگام خرید استنباط می کنند. بنابراین تاثیر نشانه های بیرونی نظیر کشور سازنده و تصویر برند بر ادراک مشتریان از ابعاد تجربه، بیشتر از تاثیر آنها بر ابعاد جستجو می باشد. بسیاری از مطالعات در حوزه کشور سازنده نتیجه گرفتند که محصولات تولید شده در کشورهای توسعه یافته از کیفیت بالاتری نسبت به محصولات تولید شده در کشورهای در حال توسعه برخوردارند (هان و ترپسترا، ۱۹۸۸، لیفلد، ۱۹۹۴، ورلگ و استین کمپ، ۱۹۹۹).

به عنوان مثال، مطالعه هان و ترپسترا نشان داد که ارزیابی ها از مهارت و طرز ساخت و خدمات تلویزیون و خودروهایی با برند آمریکایی و ساخت آمریکا مثبت تر از محصولات مشابه با برند آمریکایی و ساخت کره بوده است. همچنین واضح است که ارزیابی ها از تصویر برند مرتبط با کیفیت محصول می باشد (هویر و مک اینیس، ۲۰۰۷، نقل شده در چانگ و دیگران، ۲۰۰۹).

چانگ و دیگران در مطالعه خود پیشنهاد می کنند که تصویر برند شناخته شده تاثیر بیشتری نسبت به کشور سازنده بر ادراک از بعد عملکردی محصول دارد. حقیقت آن است که یک شرکت بیشتر در بهبود شناخت نام برند خود و ایجاد تصویر مطلوب از آن سرمایه گذاری می کند، تا اینکه بخواهد تصویر کشوری که محصول در آن تولید شده است را تقویت کند (تسی و گرن،۱۹۹۳).

تصویر یک کشور در ذهن مصرف کنندگان از طریق تجربه شخصی اشان (به عنوان مثال، مطالعه و سفر)، تجربه استفاده از محصولی ساخت آن کشور و یا دانش در مورد وضعیت سیاسی و توسعه اقتصادی آن کشور شکل می گیرد. بنابراین نام برند اطلاعات شناختی آسان تری را نسبت به کشور سازنده در مورد محصولات یک شرکت در اختیار مشتریان قرار می دهد (سامی،۱۹۹۴،نقل شده در چانگ و دیگران، ۲۰۰۹).

عکس مرتبط با اقتصاد

۱-۲-۳-   کشور سازنده، تصویر برند و ابعاد تصویری ( اعتبار برند و اعتبار فنی)

مصرف کنندگان بسیاری از محصولات را به دلیل داشتن تصویر معتبر خریداری می کنند (ایستمن و دیگران، ۱۹۹۹، کیرمانی و دیگران، ۱۹۹۹، نقل شده در احمد و دیگران، ۲۰۰۲).

ابعاد تصویر نشانگر کیفیت محصول می باشند، به این معنا که ادراک معتبر در مورد یک محصول، از نام برند و یا استفاده از تکنولوژی پیشرفته توسط شرکت تولید کننده حاصل می شود. همانگونه که پیشتر اشاره شد، مصرف کنندگان در ذهن خود تصویر برندهای جهانی را براساس منابع اطلاعاتی گوناگون که در طول زمان پردازش کرده اند، شکل می دهند. اگر مصرف کننده ای برداشت کلی مثبتی از یک برند داشته باشد، به احتمال زیاد آن محصول تصویر برند معتبری دارد. بنابراین، اینگونه نتیجه گیری می شود که تصویر برند محصول ارتباط معناداری با اعتبار برند دارد. به علاوه، کشور سازنده بر اعتبار برند تاثیر قابل توجهی دارد. همانگونه که احمد و دی استوس (۱۹۹۶) بیان کردند، اگر محصولی در یک کشور نامعتبر مونتاژ شود، تصویر کیفیت برند آن محصول تضعیف می شود. با این حال، مطالعه چانگ و دیگران به این نکته اشاره دارد که تاثیر تصویر برند بر ابعاد اعتبار برند بیشتر از تاثیر کشور سازنده بر اعتبار برند است. زیرا نام برند بیشتر از کشور سازنده به اعتبار برند کمک می کند. همچنین این مطالعه بیان می کند که کشور سازنده تاثیر قابل توجهی بر ادراک از اعتبار فنی محصول دارد. به این معنا که اگر محصولی در کشوری برخوردار از تکنولوژی پیشرفته تولید شود، این تصور پیش می آید که این محصول بدلیل کاربرد تکنولوژی پیشرفته تصویر معتبرتری دارد.

جوهانسون و نبنسال (۱۹۸۶) دریافتند که موقعیت تصویر محصولاتی چون اتومبیل های سواری (بیوک، هوندا و مزدا) با انتقال فرایند تولیدشان به کشورهایی با دستمزد پایین کارگران، تضعیف شده است. بنابراین می توان اینگونه نتیجه گرفت که در مورد کشورهای توسعه یافته این تصور وجود دارد که بدلیل استفاده از تکنولوژی پیشرفته در فرایند تولید، محصولات این کشورها نسبت به محصولات مشابه تولید شده در کشورهای در حال توسعه، تصویر معتبرتری دارند. به علاوه، این باور وجود دارد که تصویر برند تاثیر مثبتی بر ادراک نسبت به اعتبار فنی دارد. اینها نتایج مطالعاتی هستند که تعامل قابل توجه بین برند و کشور سازنده را نشان می دهند. به این معنا که اگر محصولی دارای تصویری مطلوب باشد که توسط نام برند شناخته شده تقویت شده است، تصویر فنی نامطلوب مرتبط با کشور نامعتبر می تواند بر آن غلبه کند. مطالعه چانگ و دیگران پیشنهاد می کند که تاثیر کشور سازنده بر بعد اعتبار فنی بیشتر از تاثیر تصویر برند بر آن است، زیرا اعتبار فنی براساس کاربرد تکنولوژی پیشرفته توسط یک کشور تعیین می گردد (اولگادو و لی، ۱۹۹۳، تسی و لی ۱۹۹۳، نقل شده در چانگ و دیگران ۲۰۰۹).

۱-۳-  ارتباط بین کشور سازنده، برند، ابعاد کیفیت و نگرش خرید

۱-۳-۱-   ابعاد کیفیت و نگرش خرید

نگرش های فردی به رفتار (فرایند عاطفی) به این موضوع اشاره دارد که آیا فرد موافق و یا مخالف انجام رفتار مورد سوال می باشد (آیزن و فیش باین،۱۹۷۵).

بنابراین شکل گیری نگرش همان فرایند عاطفی در تصمیم گیری مصرف کننده می باشد. برخی مطالعات کارآمدی این نظریه را بررسی کردند و نتیجه گرفتند بین ساختار باورهای شناختی و نگرش ارتباط مثبتی وجود دارد. بنابراین، ارتباط مستقیم بین هر یک از ابعاد کیفیت و نگرش وجود دارد (لی و گرین، ۱۹۹۱).

[۱]  Ramayaha et al.

[۲]  Abdul Qadar

[۳]  Hu

[۴]  Thakor & Katsanis

[۵]  Negley

[۶]  Rao, Qu, & Ruekert

[۷]  Liefeld

[۸]  Tse & Gorn

[۹]  Samiee

[۱۰]  Eastman, Goldsmith & Flynn

[۱۱]  Kirmani, Sood, & Bridges

[۱۲]  Ulgado & Lee

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ب.ظ ]




۱-۱-۱-   کشور سازنده، تصویر برند و نگرش خرید

گرچه اوبرمیلر و اسپانگنبرگ دریافتند که به ندرت کشور سازنده منجر به آغاز فرایند عاطفی یعنی نگرش نسبت به یک رفتار می شود، سایر مطالعات به این موضوع اشاره دارند که چنین      واکنش های عاطفی زمانی اتفاق می افتند که کشور سازنده تنها نشان اطلاعاتی موجود باشد (بانیستر و ساندرز، ۱۹۷۸، رایرسن، ۱۹۶۷، نقل شده درچانگ و دیگران، ۲۰۰۹).

در حقیقت زمانی که چندین نشان اطلاعاتی وجود دارد، کشور سازنده با وجود اینکه تاثیر قابل توجهی بر باور می گذارد اما تاثیری بر نگرش فرد ندارد. بنابراین اینگونه به نظر می رسد که کشور سازنده کالاهای ترکیبی هیچ گونه تاثیری بر نگرش مصرف کننده نداشته باشد (اریکسون، جوهانسون و چائو، ۱۹۸۴، جوهانسون و داگلاس، ۱۹۸۵، همان ماخذ، ۲۰۰۹).

اما اوکچوکو و اونی یما (۱۹۹۹)  به این نتیجه رسیدند که کشور سازنده نسبت به برند و سایر   ویژگی های محصول تاثیر بیشتری بر ترجیحات مصرف کنندگان نیجریه ای دارد.

احمد و همکاران (۲۰۰۲) نیز تاثیر کشور سازنده بر نگرش را در حوزه خدمات (کشتی های تفریحی) بررسی کردند. در مطالعه آنها اینگونه نتیجه گیری شد که تاثیر کشور سازنده بر نگرش بیشتر از تاثیر برند بر آن است. اما این یافته ها به دلیل حذف تاثیر باور شناختی بر نگرش در مدل، نادرست می باشند.

همانگونه که فیش باین و آیزن (۱۹۷۵) پیشنهاد کردند، نگرش خرید عمدتا توسط ساختار باور شناختی تعیین می شود. با توجه به مطالب بالا، زمانی که تاثیر کشور سازنده، تصویر برند و ابعاد کیفیت همگی با هم در مدل نگرش بررسی می شوند، کشور سازنده و تصویر برند تاثیری بر نگرش خرید نخواهند داشت (لی و گرین، ۱۹۹۱).

۱-۲-  ارتباط بین کشور سازنده، تصویر برند، نگرش خرید و قصد خرید

۱-۲-۱-   نگرش خرید و قصد خرید

قصد خرید مصرف کننده، متغیر وابسته جایگزین در مدل پیشنهادی تحقیق چانگ و دیگران    می باشد. فیش باین و آیزن (۱۹۷۵) قصد خرید را اینگونه تعریف می کنند ” یک مورد خاص از باور که در آن هدف همواره خود شخص است و صفت همواره یک رفتار می باشد.” آنها بر این باورند که قصد خرید مصرف کنندگان به عنوان رابطی بین نگرش آنها به محصول و خرید و استفاده از آن محصول می باشد. بسیاری از محققان ارتباط مثبت بین نگرش و قصد خرید را در نظریه استدلال عملی تایید کرده اند. بنابراین رابطه ای مثبت بین نگرش نسبت به خرید محصول و قصد خرید محصول در نظر گرفته می شود (لی و گرین، ۱۹۹۱).

۱-۲-۲-   کشور سازنده، تصویر برند و قصد خرید

تاثیر کشور سازنده و برند بر قصد خرید کمتر از تاثیر آنها بر ابعاد کیفیت می باشد. تحقیقات پیشین نشان می دهند که کشور سازنده تاثیر کمی بر قصد خرید دارد (اتنسون، واگنر و گیس، ۱۹۸۸، نقل شده در چانگ و دیگران، ۲۰۰۹).

در مطالعات وال، لیفلد و هسلپ (۱۹۹۱) اینگونه نتیجه گیری شد که تاثیر کشور سازنده و برند بر قصد خرید کمتر از تاثیر کشور سازنده و برند بر ادراک از کیفیت محصولات می باشد. به علاوه، تاثیر کشور سازنده و برند بر قصد خرید به ویژگی های محصول نیز بستگی دارد. کشور سازنده و برند تاثیر قابل توجهی بر قصد خرید محصولاتی چون پوشاک دارند. اما تاثیری در خرید محصولاتی مانند تلفن و کیف پول ندارند. با این حال، این مطالعات، نگرش را همانگونه که در مطالعات آیزن و فیش باین پیشنهاد شد، به عنوان عاملی مقدم بر قصد خرید در نظر نگرفتند.

بنابراین، میزان تاثیر کشور سازنده و تصویر برند بر قصد خرید مشخص نمی باشد. به علاوه، تمایل به خرید مرتبط با ارزش آن محصول نیز می باشد. یعنی، مقایسه و سنجش کیفیت ادراک شده و پول صرف شده برای محصول می تواند یکی دیگر از عوامل مهم در تعیین قصد خرید به حساب آید (ددز، مونرو و گروال،۱۹۹۱، نقل شده در چانگ و دیگران ۲۰۰۹).

۱-۳-  مدل های نظری موجود در موضوع پژوهش

در این قسمت چند مدل در مورد موضوع مورد بررسی ارائه می گردد:

* در پژوهش «تأثیر کشورگرایی مصرف کننده بر قصد خرید کالاهای وارداتی» که توسط دهدشتی شاهرخ و دیگران در سال ۱۳۸۹ انجام شد، هدف، بررسی کشورگرایی مصرف کننده و هم­چنین بررسی تأثیر کشورگرایی مصرف کننده بر نگرش آنها نسبت به محصولات وارداتی و به دنبال آن قصد خرید آن محصولات می­باشد. روش انجام این تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی  می­باشد. جامعه آماری تحقیق، کلیه اعضای هیات علمی و کارکنان دانشگاه علامه طباطبائی هستند که با بهره گرفتن از روش  نمونه گیری طبقه­ای نسبی و تصادفی، تعداد ۲۸۴ نفر به عنوان نمونه آماری مورد بررسی قرار گرفتند. پس از جمع آوری پرسشنامه ­ها و انجام تحلیل­های آماری از قبی  رگرسیون خطی ساده و رگرسیون خطی چندگانه مشخص  شد که افراد جامعه از کشورگرایی نسبتاً پایینی برخوردارند و ضرورت درک شده محصول، تأثیر کشورگرایی مصرف کننده بر نگرش نسبت به واردات را تعدیل می کند و نگرش نسبت به واردات بر قصد خرید کالاهای وارداتی تأثیر می گذارد.

نمایشگر ‏۲‑۸: جاوالگی و دیگران(۲۰۰۵)

 

* در پژوهش « بررسی تأثیر ابعاد برند بر قصد خرید مجدد مشتریان از فروشگاه­های زنجیره­ای رفاه در شهر تهران» که توسط صمدی و دیگران در سال ۱۳۸۸ انجام شد، هدف، بررسی تأثیر ابعاد برند بر قصد خرید مجدد در بخش­های خدماتی است. این پژوهش به دنبال ارائه و آزمون مدلی در حوزه برند خدمات بوده و دارای هفت فرضیه می باشد. جامعه تحقیق، مشتریان فروشگاه­های زنجیره­ای رفاه در شهر تهران است که به روش نمونه گیری خوشه­ای، ۲۷۵ نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شده اند. به ­منظور آزمون مدل از نرم­افزار لیزرل استفاده شده و نتایج تحقیق نشان می­دهد که شواهد برند (خدمت اصلی، کارمندان، برند، محیط خدمت، قیمت، احساسات و هم­خوانی با برداشت شخصی) و نیز ارتباطات برند بر رضایت، نگرش و نیات رفتاری تأثیر مستقیم می­گذارد.

 

نمایشگر ‏۲‑۹: پگریس و اوکاس(۲۰۰۳)

*هدف پژوهش «تصویر ذهنی کشور مبدا و شکل­ گیری ارزش برند محصولات الکترونیکی» که توسط مرادی و زارعی در سال ۱۳۹۰ انجام شده است، بررسی تاثیر تصویر ذهنی کشور مبدا بر شکل­ گیری ارزش ویژه نام تجاری است. علاوه بر این، هدف ثانویه تحقیق بررسی تاثیر واسطه­ای درگیری ذهنی مصرف  کننده نسبت به محصول است. بدین منظور، چارچوب مفهومی تحقیق طراحی و روابط بین ساختارهای آن (تصویر ذهنی کشور مبدا، ابعاد ارزش ویژه، ارزش ویژه نام تجاری کل) مطرح گردید. داده­ ها با بهره گرفتن از نظرات ۶۰۲  نفر از دانشجویان کشور که دارنده   لپ تاپ و گوشی­های تلفن همراه با نام های تجاری مورد بررسی بودند، جمع­آوری گردید. تحلیل عاملی اکتشافی، وفاداری به نام تجاری، کیفیت ادراکی و تداعی را بعنوان ابعاد ارزش ویژه نام تجاری معرفی نمود. تحلیل رگرسیون و تحلیل همبستگی زیرگروه جهت آزمون فرضیات مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان­دهنده تاثیر تصویر ذهنی کشور بر ابعاد ارزش ویژه و ارزش ویژه نام تجاری کل است. همچنین تاثیر تعدیل­گری درگیری ذهنی مصرف ­کننده نسبت به محصول بر رابطه بین تصویر ذهنی کشور مبدا و ارزش ویژه نام تجاری تأیید گردید.

نمایشگر ‏۲‑۱۰: یاسین و دیگران (۲۰۰۷)

* پژوهش «بررسی تاثیر کشور خاستگاه تولید بر رفتار مصرف کننده: ارزیابی نقش تعدیل­گرانه میزان درگیری محصول و میزان آشنایی با محصول بر تاثیر کشور خاستگاه تولید بر ارزیابی محصول و نیات رفتاری مشتریان» که توسط نجفی و خیری در سال ۱۳۹۱ انجام شد، بر اساس روش‌های توصیفی و همبستگی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل مصرف کنندگان لوازم خانگی در شهر قزوین می­باشد. داده­ ها به وسیله پرسشنامه از نمونه ­ای با اندازه ۳۸۴ نفر گردآوری شده است. نتایج تحقیق نشانگر این است که تصویر کشور خاستگاه تولید بر ارزیابی محصول و نیات رفتاری مشتریان تاثیر مستقیم دارد. علاوه بر این، نتایج نشان می­ دهند که اهمیت کشور خاستگاه تولید در ارزیابی محصول برای مصرف کنندگان، هنگام ارزیابی محصولاتی که با آنها آشنایی بیشتری دارند و بیشتر درگیر آنها هستند، بسیار بیشتر است.

نمایشگر ‏۲‑۱۱:نجفی و خیری (۱۳۹۱)

 

* در پژوهش «ارتباط بین کشور مبدا، تصویر برند و قصد خرید مشتری» که توسط باکر و همکاران در سال ۲۰۱۳ انجام شده است، هدف، بررسی تاثیر تصویر کشور مبدا و تصویر برند یخچال بر قصد خرید مشتریان می­باشد. حجم نمونه ۱۵۰ بوده است و بر اساس پرسشنامه­ای با طیف لیکرت ۷ نقطه­ای نظرات افراد سنجیده شده است و از مدل معادلات ساختاری برای بررسی فرضیات استفاده شده است. نتایج حاصل نشان میدهد که هنگام خرید یخچال، کشور مبدا، تاثیر منفی بر قصد خرید مشتریان دارد و هنگامی که کشور مبدا، به صورت هم­زمان، با تصویر برند مورد ارزیابی قرار می­گیرد، تاثیر آن معنی­دار می­ شود. همچنین مشخص شد که تصویر برند تاثیری مثبت بر قصد خرید مشتریان دارد. بنابراین شرکت­های سازنده باید بر ایجاد تصویر مثبت و قوی از برند محصولاتشان در ذهن مصرف کنندگان تمرکز کنند.

نمایشگر ‏۲‑۱۲:  باکر (۲۰۱۳)

 

پس از بررسی چهارچوب­های مختلفی که در حوزه ­های موضوعی مشابه با موضوع این تحقیق ارائه شده، مدل مفهومی که در سال ۲۰۰۹ توسط چانگ و همکاران مورد استفاده قرار گرفته، به دلیل سازگاری شاخص­ های اصلی آن با هدف پژوهش حاضر،  به عنوان مبنای کار در این تحقیق، مورد استفاده قرار می­گیرد. این مدل نسبت به مدل­های فوق جامعیت بیشتری داشته و شاخص­ های بیشتری را می­سنجد. همچنین با بهره گرفتن از این مدل می­توان تاثیر هر دو عامل تصویر کشور سازنده و تصویر برند را بر روی قصد خرید مشتری سنجید. در این مدل، مکانیزم های ارزیابی کیفیت (جستجو، تجربه و تصویر) به عنوان متغیر مستقل و بدلیل محدودیت های آماری مدل معادلات ساختاری، در نظر گرفته شده اند.

نمایشگر ‏۲‑۱۳: مدل مفهومی پژوهش، چانگ و دیگران (۲۰۰۹)

[۱]  Bannister & Saunders

[۲]  Reierson

[۳]  Okechuku & Onyemah

[۴]  Ettenson, Wagner & Gaeth

[۵]  Wall, Liefeld & Heslop

[۶]  Dodds, Monroe & Grewal

[۷]  Javalgi et al.

[۸]  Grace & O’Cass

[۹]  Laptop

[۱۰]  Yasin et al.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ب.ظ ]




نحوه محاسبه امتیاز و وزن شاخص ها

در گزارشات رقابت پذیری اقتصادی وزن ۱۲ شاخص­ مورد بررسی براساس کار کارشناسی شده و تحلیل عاملی و ارزیابی زوجی شاخص ­ها به صورت زیر تعیین شده است.

عکس مرتبط با اقتصاد

Innovation Efficiency Factor Weight of 3 Main Sub index
۲۰ ۴۰ ۶۰ Basic Requirement
۵۰ ۵۰ ۳۵ Efficiency Enhancers
۳۰ ۱۰ ۵ Innovation and Sophistication

جدول شماره ۲ -۱- وزن شاخص­ های رقابت پذیری اقتصادی، بازرگانی و مالی

(World Economic Forum 2011 )

در این گزارشات هریک از شاخص­ های اولیه و اصلی اقتصادی ۰٫۲۵ از وزن کل این فاکتور، هریک از شاخص­ های فاکتور کارایی اقتصادی ۰٫۱۷ از وزن کل این فاکتور و در نهایت هریک از شاخص های فاکتور نوآوری اقتصادی ۰٫۵ از وزن کل این فاکتور را دارند.

در نهایت ذکر این نکته حائز اهمیت خواهد بود که نحوه محاسبه امتیاز در این گزارشات به صورت زیر می باشد.

 

 

Highest Country Score
Lowest Country Score

 

 

 

Highest Country Score
Lowest Country Score

 

 

 

۲-۴-۴-طبقه بندی کشورها از لحاظ رقابت پذیری

کشورهای دنیا از لحاظ درجه رقابت پذیری در وضع متفاوتی قرار دارند و به طور کلی میزان توسعه یافتگی یک کشور در سطح رقابت پذیری آن تاثیر مستقیم دارد. مجمع جهانی اقتصاد کشورهای دنیا را از لحاظ توسعه یافتگی به شرح زیر از هم مجزا کرده است:

    • کشورهایی که تولید ناخالص سرانه آنها کمتر از ۲۰۰۰ دلار است و از لحاظ توسعه در مرحله اقتصاد عامل محور[۱] هستند، این کشورها تولید کننده کالاهای کم ارزش و صادر کننده منابع طبیعی و یا مواد معدنی فرآوری نشده هستند. نوسانات قیمت مواد اولیه و همچنین دوران­های اقتصادی[۲] تاثیر زیادی در اقتصاد این کشورها دارد. این کشورها در مرحله یک قرار دارند و عبارتند از: بنگلادش، بنین، بولیوی، بورکینافاسو، بروندی، کامبوج، کامرون، چاد، ساحل عاج، مصر، اتیوپی، گامبیا، غنا، گویان، هندوراس، هند[۳]، اندونزی، کنیا، قرقیزستان، لسوتو، ماداگاسکار، مالاوی، مالی، موریتانی، مولداوی، مغولستان، موزامبیک، نپال، نیکاراگوئه، نیجریه، پاکستان، پاراگوئه، فیلیپین، سنگال، سریلانکا، سوریه، تاجیکستان، تانزانیا، تیمور، اوگاندا، ویتنام، زامبیا و زیمباوه.
    • کشورهایی که تولید ناخالص سرانه آنها بالاتر از ۲۰۰۰ دلار و کمتر از ۳۰۰۰ دلار است و در حال عبور از مرحله یک به دو هستند. این کشورها عبارتند از: ارمنستان، آذربایجان، بوتسوانا، برونئی دارالسلام، چین، السالوادور، گرجستان، گواتمالا، ایران[۴]، اردن، قزاقستان، کویت، لیبی، مراکش، عمان، عربستان سعودی و ونزوئلا.
    • کشورهایی که در مرحله ۲ قرار گرفته و تولید سرانه آنها بین ۳۰۰۰ دلار تا ۹۰۰۰ دلار است و لحاظ توسعه در مرحله اقتصاد کارایی محور[۵] واقع شده ­اند. این کشورها عبارتند از: آلبانی، الجزایر، بوسنی و هرزه گوین، برزیل، بلغارستان، کلمبیا، کاستاریکا، جمهوری دومینیکن، اکوادور، جامائیکا، مقدونیه، مالزی، موریس، مکزیک، مونته نگرو، نامبیا، پاناما، پرو، رومانی، صربستان، افریقای جنوبی، سورینام، تایلند، تونس، اوکراین و اوروگوئه.
    • کشورهایی که درحال گذار از مرحله ۲ به مرحله ۳ هستند و تولید ناخالص سرانه آنها بین ۹۰۰۰ تا ۱۷۰۰۰ دلاراست. این کشورها عبارتند از: بحرین، بارابادوس، شیلی، کرواسی، استونی، مجارستان، لیتوانی، لتونی، لهستان، قطر، روسیه، اسلواک، تایوان، ترکیه، ترینداد و توباگو.
    • کشورهایی که نیروی محرکه اقتصاد آنها نوآوری است و اصطلاحاَ اقتصاد نوآوری محور نامیده می­شوند و در مرحله ۳ قرار گرفته­اند و تولید ناخالص سرانه آنها بالاتر از ۱۷۰۰۰ دلار است. وجه مشخصه این اقتصادها عبارتند از:
    • تولید کننده کالاها و خدمات منحصر به فرد برای بازارهای جهانی هستند و فناوری پیشرفته در تولید این کالاها و خدمات نقش مهمی دارد.
  • از فنون پیشرفته در تجارت بین المللی بهره می گیرند.
  • سهم خدمات در تولید ناخالص داخلی آنها بالاتر از سایر بخش­های اقتصادی است.

مجمع جهانی اقصاد کشورهای زیر در این گروه طبقه بندی کرده است: استرالیا، اتریش، بلژیک، کانادا، قبرس، جمهوری چک، دانمارک، فنلاند، فرانسه، آلمان، یونان، هنگ کنگ، ایسلند، ایرلند، ایتالیا، ژاپن، کره جنوبی، لوکزامبورگ، مالت، هلند، نیوزلند، نروژ، پرتغال، پورتوریکو، امارات متحده عربی[۶]، سنگاپور، اسلوونی، اسپانیا، سوئد، سوئیس، انگلیس و ایالات متحده امریکا.

جدول شماره ۲-۲- کشورها / اقتصادها در مراحل مختلف توسعه و رقابت پذیری

World Economic Forum 2011))

۲-۵- بخش چهارم: سند چشم انداز ۱۴۰۴ جمهوری اسلامی ایران

۲-۵-۱-مقدمه

در قرن ۲۱ - قرن توسعه اقتصادی و فناوری- هر کشوری که مایل به حفظ هویت خویش و بالا بردن قدرت چانه زنی در تعاملات بین المللی و جلوگیری از ذوب شدن در قدرت های بزرگ باشد؛ باید بداند برای نیل به این اهداف، اتخاذ چه تصمیماتی ضروری است.

شدت گرفتن دگرگونی های فنی، اقتصادی و اجتماعی نیازمند برنامه های دراز مدت است ؛ هر قدر سریعتر برانید، به همان نسبت چراغ های جلوی اتومبیل شما باید مسافت دورتری را روشن کند. لذا تدوین برنامه­ای که بتواند همانند چراغی در افق بلند مدت کشور روشن گردد، بیش از پیش ضروری به نظر می­رسد. بدیهی است در این روند، اتخاذ رهیافتی استراتژیک نسبت به تعیین اولویت­ها و جهت گیری های اساسی آینده کشور نمی تواند به برنامه ها و سیاست گذاری های کوتاه مدت محدود شود، لذا اتکای برنامه ­های کوتاه و میان مدت به چشم اندازی با جهت گیری­های روشن و مشخص الزامی است.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

در حقیقیت چشم انداز هدایت برنامه های استراتژیک بلند مدت و کوتاه مدت را بر عهده دارد و با دیدی دوربرد در یک افق زمانی معین، سعی در جلوگیری از انحراف برنامه­ها و در نتیجه همگرایی و افزایش بازدهی آنها خواهد داشت.

در سالیان اخیر، تحول اساسی، در برنامه ریزی های کلان در عرصه های ملی و سازمانی مبتنی بر “چشم انداز[۷] ” به چشم می خورد که این تحول عظیم در برنامه ریزی های بلند مدت، مسئولان ارشد نظام را براین امر واداشت تا با تدوین “سند چشم انداز ملی” تصویری مطلوب و قابل دستیابی فراروی نظام قرار دهند. در حقیقت، چشم انداز ایران، زیر بنایی ترین بیانیه ارزش ها، آرمان­ها و اهداف کشور می­باشد که استراتژی­ها، برنامه ­های میان مدت و کوتاه مدت ملی را هدایت و رهبری خواهد نمود. بنابراین چشم انداز به هریک از مولفه­های اصلی جامعه جهت داده و برای آنها هدف تعیین می­ کند و مجموعه سیستم­های مختلف حکومت را به یکدیگر پیوند داده و یک نظام سازگار، هدفمند و هم­فزاینده به وجود خواهد آورد.

در واقع چشم انداز، دستیابی به منافع ملی و اجرای قانون اساسی را مدنظر داشته و با ایجاد انگیزه ملی برای همه اقشار جامعه، در تحقق اهداف چشم انداز یاری می رساند. چشم انداز ۲۰ ساله کشور، بخشی از آرمان­های آسمانی ولی قابل تحقق بر روی زمین است که یک بخش از آن در آرمان و بخش دیگری در واقعیت قرار گرفته است که می توان آن را آرمانی دست یافتنی دانست. وقتی یک آرمان مشترک در جامعه ای شکل می گیرد، همه تلاش می کنند بر اساس آن آرمان حرکت کنند؛ همان گونه که در زمان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، مردم و مسئولان، هم­هدف و منسجم بودند. بنابراین وجود سند چشم انداز تحولی اساسی در برنامه ریزی کشور ایجاد کرده و باعث انسجام کارشناسی اداری و هماهنگی بخشی می گردد. این امر منجر به برنامه ریزی­های هدفمند شده و مسیر ملت را به سوی یک افق بلند مدت مشخص کرده و باعث جهش ملی خواهد شد.

۲-۵-۲- ساختار چشم انداز

همانطورکه درشکل ۱-۱ مشاهده می گردد، چشم انداز از ترکیب چهار رکن ذیل به دست می آید:

  • نظریات علمی و فرضیات ناشی از آن.
  • آرمان ها و  ارزش ها.
  • تجارب برنامه ریزی در سازمانها و کشورهای مختلف.
  • بررسی محیط های ملی، منطقه ای و جهانی و چالش­های فراروی جامعه ایران.

 

مبانی ارزشی
چشم انداز
مبانی علمی
چالش ها

تجارب

برنامه ریزی

مبانی ارزشی
مبانی ارزشی
تجارب برنامه ریزی + فرضیات علمی + چالش ها + ارزش ها = چشم انداز

 

 

 

 

 

 

 

نمودار ۲-۲ – ساختار چشم انداز

۲-۵– ۳- مبانی علمی چشم انداز

در مبانی علمی چشم انداز به روشن ساختن مفهوم چشم انداز و تبیین تفاوت ها و اشتراکات آن با مفاهیمی چون پیش بینی و آینده نگاری پرداخته می شود.

الف ) تعریف چشم انداز

چشم انداز در زبان فارسی به معنی چیزی است که از آینده در نظر انسان مجسم می شود. چشم انداز را می توان می توان ترجمه فارسی Vision  دانست. چشم انداز در لغت به معنی منظر، منظره وسیع و با صفا. ( فرهنگ نظام )، چشم افکن و دور نما است ( لغت نامه دهخدا ) همچنین در فرهنگ نامه معین چشم انداز و منظره معنی شده است. ( معین، ۱۳۵۳)

چشم انداز از نظر تهیه کنندگان سند چشم انداز بیست ساله کشور عبارت است از تصویر مطلوب و آرمان های قابل دستیابی جامعه در یک افق زمانی بلند مدت که متناسب با مبانی ارزشی و آرمان های نظام و مردم تعیین می گردد. چشم انداز برانگیزاننده، هدایتگر و جهت دهنده اداره جامعه و همچنین الهام بخش، وحدت آفرین و قابل فهم برای همه اقشار است و باید از ویژگیهای آینده نگری، واقع گرایی، ارزش گرایی و جامع نگری برخوردار بوده و نسبت به وضع موجود چالش اساسی داشته باشد و عزم ملی را در جهت تحقق آن تشویق کند.چشم انداز یا استراتژی بلند مدت عاملی است که اولا به هریک از مولفه های اصلی جامعه جهت می دهد و برای آنها هدف تعیین می کند. ثانیاَ مجموعه این عوامل را به هم پیوند داده و از آنها یک نظام سازگار و همگرا و هم افزاینده ایجاد می کند.

در مطالعات انجام گرفته، تعاریف مختلفی از چشم انداز وجود دارد که عمده ترین آنها به شرح ذیل است:

  • چشم انداز آمیزه­ای از ارزش و داوری­های مبتنی بر ایدئولوژی و واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی می باشد. طبق این دیدگاه هر ایدئولوژیی، ترسیم کننده یک چشم انداز است ؛ لذا در مقام برنامه ریزی و تصمیم گیری باید ایدئولوژی واحدی حاکم باشد تا چشم اندازی واحد شکل گیرد.
  • چشم انداز، ارائه دهنده یک تصویر مطلوب، آرمانی و قابل دستیابی است که مانند چراغی در افق بلند مدت، فراروی جامعه و نظام حکومتی قرار دارد و دارای ویژگی­های جامع نگری، آینده نگاری، ارزش گرایی و واقع گرایی می باشد.
  • چشم انداز به هر یک از مولفه های اصلی جامعه جهت داده و برای آن ها هدف تعیین می کند و مجموعه این عوامل را به هم پیوند داده و از آنها یک نظام سازگار، هم گرا و هم فزاینده می سازد.
  • چشم انداز دستیابی به منافع ملی و اجرای قانون اساسی را مد نظر داشته و به دنبال ایجاد انگیزه برای همه اقشار و آحاد جامعه و مسوولان، جهت حفظ وحدت اجتماعی و یکپارچگی ملی می­باشد.

چشم انداز ایران با در نظر گرفتن امکان تحقق در یک دوره بیست ساله و با توجه به شناخت محیط ملی (بررسی نقاط قوت و ضعف) و نگاهی دقیق به رخداد های جهانی وروند تحولات محیط بین المللی (شناخت فرصت ها و تهدید­ها) و نحوه تعامل محیط بیرونی  و درونی تعیین می گردد و با بهره گرفتن از امکانات، بستر مناسبی را فراهم کرده و برنامه های بلند مدت کشور را هدایت می کند. از این منظر، چشم‏انداز با ویژگى‏هاى: آینده‏نگرى، ارزش‏گرایى، واقع‏گرایى و جامع‏گرایى مى‏بایستى در افق ۲۰ سال آینده در بردارنده و موکد امور زیر باشد:

  • وفاق ملى براساس نیازهاى جامعه
  • پاسخ‏گویى مؤلفه‏هاى مختلف و رفع ضعف‏ها و تهدیدها
  • قابل دستیابى در هر زمان و کمیت‏پذیر بودن‏
  • تصویر ممکن از اهداف مطلوب‏
  • تعیین تصویر آینده کشور به گونه‏اى شفاف در مقطع زمانىِ چشم‏انداز - تشویق مشارکت ملى‏(سند چشم انداز ۱۴۰۴) و رئوس برنامه های راهبردی کشور

ب)ضرورت چشم انداز

یک چشم انداز خوب اقلا سه هدف مهم را در بر دارد: نخست اینکه با روشن کردن جهت کلی تحول، می تواند صدها یا هزاران تصمیم مفصل را ساده تر بیان کند. دوم اینکه به افراد انگیزه اقدام و کار می­دهد، حتی اگر گام های نخستین دردناک نیز باشند. سوم اینکه می تواند اقدامات افراد گوناگون را حتی اگر هزاران هزار نفر هم باشند، به شیوه ای کاملا سریع و کارآمد هماهنگ کند(کاتر،۱۳۸۲)

ج)ویژگی های چشم انداز

شرح چشم انداز موفقیت باید کوتاه، اما برانگیزاننده و محرک، تاکید کننده بر آینده ای بهتر، امیدبخش و مشوق آرزومندی، متوسل به ارزش های مشترک و طرح کننده پیامدهای مثبت باشد و بر قدرت نظام اداری و کارکنان تاکید ورزد و تصویر یا تصاویر کلامی، ذهنی و استعاره ظریفی را به کار گیرد و شوق و شور و هیجان را القاء کند ( پسران قادر، ۱۳۸۱)

از نظر پیتر سنگه چشم انداز باید دارای ویژگی های زیر است:

  • انرژی بخش است
  • تعهدزاست
  • گذشته، حال و آینده را با یکدیگر پیوند می زند
  • به رفتارهای ما معنا می بخشد
  • یکپارچگی و وحدت و هماهنگی را به همراه دارد
  • انگیزشی است و روحیه ساز
  • بیانگر ارزش ها و گرایشات متعالی ماست.(سنگه،۱۳۷۷)

جان کاتر استاد دانشگاه هاروارد نیز معتقد است، یک چشم انداز اثربخش حداقل باید شش ویژگی اصلی داشته باشد:

  • قابل تصور: تصویری از آینده ارائه دهد.
  • مطلوب: منافع بلند مدت کارکنان، مشتریان، صاحبان سهام و دیگر افراد که نقشی در فعالیت دارند را نمایش دهد. غفلت از منافع هر فرد یا گروه  باعث خواهد شد آنها را دلسرد کرده و برای یک عکس العمل منفی تحریک کند.
  • شدنی: اهداف واقعی و قابل حصول را شامل شود. اگر اهداف غیر ممکن به نظر آیند، اعتبارشان را از دست می دهند و بدین ترتیب در انگیزه دادن به افراد برای اقدام، ناکام می مانند. اینکه تا چه میزان به کار گیری منابع شدنی به نظر می آید، به میزان بسیاری به مسایل ارتباطی بستگی دارد –رهبران بزرگ بخوبی می دانند چگونه اهداف بلند پروازانه را شدنی به نظر آورند.
  • مشخص و روشن: به حد کافی روشن باشد تا رهنمود کافی را برای تصمیم گیری ارائه دهد.
  • قابل انعطاف: به حد کافی کلی باشد و به ابتکار عمل افراد اجاره دهد تا در شرایط متغیر، عکس العملهای مختلف داشته باشند.
  • قابل انتقال: انتقال آن به افراد ساده باشد، به طوری که بتوان آن را در پنج دقیقه کاملا توضیح داد.( کاتر، ۱۳۸۲)

د) تفاوت چشم انداز و پیش بینی

در تهیه و تنظیم چشم انداز بلند مدت، دو رویکرد کلی «پیش بینی» و« آینده نگاری » را می توان مد نظر قرار داد. در اغلب متون، چشم انداز مترادف با پیش بینی در نظر گرفته می شود. پیش بینی ارزشیابی یک روند با درجه ای از احتمال است که در طول یک دوره معین و خاص اتفاق می افتد ؛ به عبارت دیگر، پیش بینی روشی است که در آن وضعیت موجود به دقت بررسی شده و بر اساس امکانات، قابلیت ها و فرصت های موجود، تصویری از آینده ترسیم می گردد. سه عامل بروز خطا که پیش بینی را از رویکرد مبتنی بر چشم انداز متمایز می سازد، به شرح ذیل می­باشند:

۱ ) داده های نادرست توام با مدل های بی ثبات.

۲ ) اتکای مفرط به کمیت سنجی و بسط و گسترش روندهای گذشته به آینده.

۳ ) تبیین آینده در پرتو گذشته.

۲-۵-۴- پیشینه مفهومی چشم انداز

در اوایل دهه ۷۰ میلادی بسیاری از رهبران جهان اظهار داشتند که چشم انداز از نقطه نظر فردی و سازمانی نقش تعیین کننده داشته و به عنوان عامل استراتژیک برای سازمان ها در بررسی اهداف و اجرای برنامه ها بشمار می آید. در اواخر دهه ۱۹۷۰ و بعد از آن برنامه های استراتژیک در کشورهای صنعتی و بیشتر روی مسائل جاری و استفاده از فرصت های آتی متمرکز شده بود اما با روند تکاملی اندیشه ذهای مدیریتی و توسعه ای بویژه در بخش تمرکز در استراتژی، زمینه برای استفاده از چشم انداز براساس چهار عامل استفهامی (کجا، چگونه، چه زمانی و تحت چه شرایطی) چشم انداز به بسط و ظهور قدرت جهت ترغیب جوامع برای رسیدن به هدف های نهایی و استراتژیک کمک کرد. (مبینی دهکردی، ۱۳۸۵)

۲-۵-۵-مبانی تجربی چشم انداز

معرفی نمونه هایی از چشم اندازهای سازمانی و ملی، به درک مفهوم چشم انداز کمک نموده و تجربه سازمان ها و کشورهای مختلف در تدوین چشم انداز، می تواند برنامه­ ریزان سطوح مختلف را در تدوین چشم اندازهای سازمانی و ملی یاری دهد ؛ لذا اشاره مختصری به چشم اندازهای «سازمانی » و «ملی» مفید خواهد بود.

توجه به چشم اندازهای سازمانی از آن جهت حائز اهمیت است که در آغاز، سازمان­های بزرگ و فراملیتی فعلی، رسیدن به اهداف و چشم انداز خود را در آن زمان غیر ممکن می دانستند. این در حالیست که امروزه برخی از این شرکت ها به اهداف سازمانی خود دست یافته اند. لذا ضمن آشنایی مدیران سازمان های بزرگ کشور با ادبیات چشم انداز، توجه آنان به طرح چشم اندازهای سازمانی، امری لازم به نظر می رسد. در ذیل به چشم انداز چندی از شرکت ها و سازمان های بزرگ و فراملیتی اشاره می شود:

  • بانک مرکزی آمریکا : ما نهادی در نقطه کمال از نظر انسجام، مسئولیت پذیری و پاسخگویی خواهیم بود که شایسته اعتماد عمومی باشد.
  • دانشگاه سانفرانسیسکو : ما به عنوان اولین دانشگاه با چشم اندازی جهانی به آموزش افرادی می پردازیم که می توانند دنیایی انسانی تر و عادلانه تر را به وجود آورند.
  • دانشگاه کمبریج : تاثیر گذاری در جامعه از طریق تعقیب برنامه های آموزشی، تحقیقاتی در بالاترین سطوح بین المللی.
  • بی بی سی[۸]: می خواهیم خلاق ترین سازمان در دنیا باشیم.
  • مایکروسافت : یک کامپیوتر روی هر میز و در هر خانه.
  • جنرال موتورز ( GM ) : قصد داریم در محصولات و خدمات حمل و نقل پیشتاز باشیم.
  • سی تی بانک[۹]: ما تلاش می کنیم تا رویای مشتریانمان تحقق یابد.

۲-۵-۵- سند چشم انداز ۱۴۰۴ جمهوری اسلامی ایران

۲-۵-۵-۱-مقدمه

چشم انداز، عمری بیش از یک دهه در مباحث مدیریت دارد و طرح آن به عنوان چشم انداز ملی و منطقه ای نیز به دهه نود میلادی باز می گردد. با نگرش تاریخی، این نکته مشخص خواهد شد که چشم انداز مفهومی نیست که امروز ابداع و خلق شده باشد،بلکه در دوره های پیشین نظام نیز چشم­اندازهای مختلفی مطرح بوده است ؛ البته این چشم اندازها به صورت سند ملی ۱۴۰۴ شفاف و کارشناسی شده نبوده اند، بلکه هر یک در حوزه ای مطرح شده و در همان حوزه با موفقیت هایی روبرو بوده است. لزوم طرح پیشینه چشم انداز در ایران از این رو می باشد که با نگاهی نقادانه به چشم اندازهای قبلی علل عدم تحقق آن ها در برخی موارد روشن شود تا در چشم اندازهای آینده، این نقایص رفع و چشم اندازی شفاف و جامع تدوین شود.

۲-۵-۵-۲- تاریخچه برنامه ریزی و چشم انداز در ایران

در ایران سابقه برنامه ریزی های بلند مدت به اواخر دهه ۱۳۲۰ برمیگردد اما به شکلی جدیدتر در اوایل دهه ۱۳۵۰ ضرورت توجه به برنامه ریزی در ابعاد ملی مطرح شد اما به دلایلی جون فقدان نیروی انسانی متخصص و بومی برنامه ریزی ها و سیاست گذاری ها توسط کارشناسان خارجی تدوین می شد. به عنوان نمونه شرکت فرنسوی سیتران نخستین طرح آمایش سرزمین را در سال ۱۳۵۴ طی قرار دادی که با دولت وقت منعقد کرده بود تهیه کرد تا برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور بر مبنای طرح مذکور تنظیم و به اجرا درآید.

در سال ۱۳۵۴-۱۳۵۳ بدلیل افزایش درآمد حاصل از فروش نفت، تدوین چشم انداز بیست ساله برای بخش های مختلف اقتصادی در دستور کار سازمان برنامه و بودجه آن زمان قرار گرفت لیکن به دلیل فقدان انسجام در روش تهیه و تدوین چشم انداز و مشکلات دیگر با کارهای در دست اقدام، عقیم ماند( خلفی، ۱۳۸۸).

[۱]. Factor Driven

[۲]. Economic Cycle

[۳]. توضیح: به نظر نمی رسد که تولید ناخالص سرانه معیار مناسبی برای طبقه بندی کشورها باشد لذا قرار دادن کشور هندوستان در ردیف کشورهای مرحله یک قابل توجیه نیست.

[۴].توضیح: بانک جهانی تولید ناخالص سرانه ایران را درسال ۲۰۰۸ بالغ بر ۵۳۵۲ دلار برآورد کرده است. بنابراین ایران در بین کشورهای مرحله دوم قرار می گیرد.

[۵].Efficiency Driven

[۶]. توضیح: امارات متحره عربی عمدتاَ صادر کننده مواد خام (نفت) است و ابوظبی بالاترین سهم را در اقتصاد امارات متحده عربی داراست. این کشور را نمی توان در زمره کشورهایی قرار داد که نوآوری نیروی محرکه توسعه اقتصادی آنهاست، بالا بودن درآمد سرانه امارات متحده عربی سبب شده است که مجمع جهانی اقتصاد اشتباهاَ این کشور را در مرحله ۳ قرار دهد.

[۷].Vision

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:03:00 ب.ظ ]




سند چشم انداز پس از پنج سال کار کارشناسی در دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و تصویب در شورای مجمع در سال ۸۲ توسط مقام رهبران به سران سه قوه و رییس مجمع ابلاغ شد. در راستای تحقق اهداف سند چشم انداز سیاست های کلی برنامه چهارم توسعه تهیه و ابلاغ گردید. مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان متولی اصلی تهیه سند چشم انداز، با هدف فرهنگ سازی به منظور جلب مشارکت عمومی در تحقق اهداف چشم انداز و تعامل صاحب نظران، نخبگان علمی و دانشگاهی و تولید ادبیات، تبیین ابعاد و بررسی فرصت ها و چالش های فرا روی تحقق سند چشم انداز همایش ها، نشست ها و کارگاه های تخصصی در سطوح منطقه ای، ملی و بین المللی برگزار نموده و مقالات علمی، پژوهشی مرتبط با مولفه های اصلی و دیگر مفاهیم و مبانی نظری آن را تدوین و منتشر کرده است که به لحاظ موضوعی با ضعف ها و کمبود منابع همچنان موجه است و ادبیات نظری و علمی سند چشم انداز نیازمند تولیدات بیشتری است، در مجموع می توان به برخی از این موارد تولید شده اشاره کرد :

دانلود پایان نامه

 

 

  • همایش ملی سند چشم انداز، ظرفیت ها و بایستگی ها

بیش از ۲۰۰ مقاله علمی به دبیرخانه این همایش رسید که مقالات پس از بررسی توسط هیات داوران در نشست های تخصصی طی دو روز و با حضور صاحب نظران و استادان دانشگاه مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

    • همایش بین المللی بنای آینده ای مطمئن برای آسیای جنوب غربی ( منطقه چشم انداز )

این همایش با حضور اندیشمندان داخلی و خارجی ( کشورهای حوزه سند چشم انداز ) با هدف یافتن زمینه های همکاری به منظور آینده ای مطمئن و برخوردار از توسعه در کشورهای آسیای جنوب غربی برگزار شد. در این همایش مجموعه مقالات برگزیده با موضوع سند چشم انداز و سیاست خارجی که به دبیرخانه همایش در سال ۸۶ رسید و مورد ارزیابی داوران علمی قرار گرفته بود در قالب کتاب منتشر شد.

  • همایش مدیریت، نظام اداری و سند چشم انداز

همایش مدیریت و نظام اداری، نقش مدیریت در تحقق سند چشم انداز را در حوزه های داخلی و روابط خارجی مورد بررسی قرار می داد. این همایش یک روزه که با حضور صاحب نظران علمی و دانشگاهی در سال ۸۶ برگزار شد ف چهار نشست تخصصی در زمینه دولت، مدل ها و الگوهای مدیریت و نظام اداری برگزار نمود.

  • همایش های منطقه ای سند چشم انداز در استان های سمنان، گلستان،خوزستان، مازندران، کرمان، هرمزگان و…

همایش های منطقه ای سند چشم انداز با هدف فرهنگ سازی و ایجاد انگیزه به منظور تحقق اهداف سند در استان های مختلف اط سال ۸۶ برگزار شده است و مجموعه مقالات برگزیده در قالب کتاب و لوح فشرده منتشر شده است.

 

 

  • کتاب های ” ایران آینده ” و ” شناخت محیط ملی “

دو کتاب با عناوین ” ایران آینده ” تالیف محسن رضایی و ” شناخت محیط ملی ” تالیف علی مبینی دهکردی پیرامون موضوع سند چشم انداز در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی توسط سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۸۵ منتشر شده است که به نوعی در ارائه اطلاعات مرتبط مستندات علمی تهیه سند چشم انداز اثر بخش است.

عکس مرتبط با اقتصاد

۲-۵-۵-۴- فرایند تهیه چشم انداز ایران ۱۴۰۴

با پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران و وقوع بحران های مختلف از جمله جنگ تحمیلی زمینه برای برنامه ریزی بلند مدت و کلان ناممکن بود و پس از جنگ و اواخر دهه شصت امکان برنامه ریزی بلند مدت و کلان و تدوین سیاست های کلی و بالاخره در دهه هشتاد چشم انداز توسعه مورد توجه مسئولان جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.

در دولت هاشمی رفسنجانی نگاه بلند مدت به آینده ایران در قالب ” ایران ۱۴۰۰” مورد توجه قرار گرفت و سازمان برنامه بودجه طی سالهای ۷۵ و ۷۶ مسئول تدوین برنامه بلند مدت ۲۰ ساله ایران شد. علیرغم طی مراحل کارشناسی در دستگاه های مختلف این طرح به مرحله تصمیم گیری نرسید.

در مرداد ماه ۷۹ رهبری جمهوری اسلامی ایران در دیدار با وزیر امور خارجه و روسای نمایندگی ایران در خارج از کشور با برشمردن ویژگی ها، ظرفیت ها و موقعیت کشور در منطقه و جهان چنین گفت : می توان فرض کرد که ایران اسلامی را به یک قدرت حقیقی منطقه ای و به تدریج به یک قدرت حقیقی بین المللی تبدیل کنیم.

در این فاصله برنامه بلند مدت توسعه در قالب برنامه بلند مدت ۱۰ ساله در سازمان مدیریت و برنامه ریزی تهیه و در اول شهریور ۱۳۸۲ طی نامه ای از سوی سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت به مقام معظم رهبری تقدیم شد. هم زمان با این اقدام و با فعالیت دوره چهارم مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۸۰ کمیسیون خاصی تشکیل شد و با سیاست گذاری های بلند مدت که دارای ویژگی های پویا، گره­گشا و با ثبات و منضبط جهت تحقق برنامه های کشور بود، مامور تهیه پیش نویس چشم انداز شد.( مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۳۸۵)

کمیسیون موارد خاص در دبیرخانه مجمع تشکیل و با مشارکت برخی از صاحب نظران و کارشناسان و تقسیم بندی آنها در کار گروه های مختلف پس از مطالعه و بررسی وضعیت موجود و میزان امکانات و توانایی ها، نتیجه کار در قالب پیش نویسی آماده طرح در جلسات کمیسیون شد و نسخه پیشنهادی پس از بررسی و اصلاح در کمیسیون اصلی جهت تصویب به شورای مجمع ارائه شد. شورای مجمع در نهایت در اولین بررسی خود در جلسه ۱۲ مهرماه سال ۸۲ خواستار اصلاحاتی توسط کمیسیون موارد خاص شد و کمیسیون مزبور پس از انجام اصلاحات مورد نظر شورای مجمع مجدداَ در جلسه ۱۹ مهرماه همان سال در دستور کار شورای مجمع قرار گرفت و چشم انداز ایران ۱۴۰۴ به تصویب رسید. مصوبه مجمع بلافتصله جهت بررسی نهایی و ابلاغ، تقدیم مقام رهبری شد و وی در تاریخ ۱۳ آبان ۸۲ یعنی کمتر از یک ماه تصویب در مجمع، با افزودن عبارت ” هویت اسلامی و انقلابی ” سند چشم انداز ایران ۱۴۰۴ را به سران سه قوه و ریاست مجمع ابلاغ نمود که متن این سند به شرح زیر است :

۲-۵-۵-۵- متن کامل سند چشم انداز ۱۴۰۴

متن کامل سند چشم‌انداز بیست ساله‌ی جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ هجری شمسی؛ که در تاریخ ۱۳ آبان۱۳۸۲ توسط رهبر معظم انقلاب به سران قوای سه‌گانه ابلاغ شد به شرح زیر می باشد :

با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و کوشش برنامه‌ریزی شده و مدبرانه‌ی جمعی و در مسیر تحقق آرمان‌ها و اصول قانون اساسی‌، در چشم‌انداز بیست ساله، ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بین‌الملل.

جامعه‌ی ایرانی در افق این چشم‌انداز چنین ویژگی‌هایی خواهد داشت:

توسعه یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود، متکی بر اصول اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، ملی و انقلابی، با تاکید بر مردم سالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادی‌های مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها و بهره‌مندی از امنیت اجتماعی و قضایی.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه‌ی اجتماعی در تولید ملی.

امن، مستقل و مقتدر با سامان دفاعی مبتنی بر بازدارندگی همه جانبه و پیوستگی مردم و حکومت.

برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تامین اجتماعی، فرصت‌های برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، تبعیض و بهره‌مند از محیط زیست مطلوب.

عکس مرتبط با محیط زیست

فعال، مسئولیت پذیر، ایثارگر، مومن، رضایت‌مند، برخوردار از وجدان کاری، انضباط، روحیه‌ی تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شکوفایی ایران و مفتخر به ایرانی بودن.

دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه‌ی آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تاکید بر جنبش نرم افزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل.

الهام بخش، فعال و موثر در جهان اسلام با تحکیم الگوی مردم سالاری دینی، توسعه‌ی کارآمد، جامعه‌ی اخلاقی، نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی، تاثیرگذار بر همگرایی اسلامی و منطقه‌ای بر اساس تعالیم اسلامی و اندیشه‌های امام خمینی (ره).دارای تعامل سازنده و موثر با جهان بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت. ( دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۳۸۵)

۲-۵-۵-۶- فلسفه تبدیل شدن ایران به قدرت برتر منطقه ای و راهبردهای متخذه

واقعیتی است که ایران در طی قرون گذشته، در چارچوب کوچک شدن سرزمین اصلی، سلطه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تحقیر ملی شده است. از دست دادن مداوم سرزمین، رسوخ پذیری فزاینده در مقابل بیگانگان و تحقیر های همیشگی، عمیقاَ ذهن و روان ایرانیان را آزرده ساخته است. به این معنا که ایران در چرخه روزگار گرفتار مشکلات و از جمله ناکارایی و بی کفایتی حاکمان خود گردید. کشوری که زمانی خواهان گسترش حوزه نفوذ و انطباق سایرین با منافع خویش یود، اسیر رقابت قدرت در میان سایرین و از دست دادن حوزه نفوذ و کوچک شدن دائم مرزهای خود شد. به همین خاطر تعیین اولویت های منطقه ای و بین المللی ایران دچار نوسانات عدیده گردید.

هم اینک پس از وقوع انقلاب اسلامی و عبور از بحران های متعدد و پشت سر گذاشتن سالها حقارت و آشفتگی در زمان پادشاهی و حاکمان بی لیاقت گذشته تنها راه استقلال نظام و صیانت از کشور و پایان بخشیدن به اسارت های تاریخی، تبدیل شدن ایران به یک قدرت برتر منطقه ای است. در غیر این صورت محکوم به زوال تاریخی می باشد. از منظر تاریخی نیز هرگاه ایرانیان در پی تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای بوده اند، کاملاَ انسجام یافته و هرگاه از جستجوی موقعیت برتر در منطقه غفلت ورزیده، رو به انحطاط رفته اند (ایزدی،۱۳۸۵).

۲-۶- بخش پنجم: صنعت خودروسازی

۲-۶-۱-مقدمه

بی تردید صنعت خودرو سازی مهمترین نیروی محرکه برای رشد اقتصادی در قرن گذشته بوده است بطوریکه پیتر دراکر معتقد است این “صنعت صنعت ها” می باشد اکنون نیز این صنعت با تولید نزدیک به ۷۸ میلیون خودرو در سال بعنوان یکی از مهمترین صنایع و فعالیت های اقتصادی محسوب می شوند. (OICA,2011)

از لحاظ توالی تاریخی نیز می توان به سابقه تولید اتومبیل بدین شکل اشاره نمود که در اوایل قرن بیستم هنری فورد و آلفرد اسلون به قابلیت تولید انبوه و صنعتی اتومبیل دست یافته که پیامد این عمل تقویت و رشد ایالات متحده در صحنه اقتصاد جهانی بود. قبل از جنگ جهانی دوم شرکت تویوتای ژاپن اقدام به نوآوری در زمینه تولیدات صنعتی کرد این نوآوری که همان تولید ناب نام داشت منجر شد که صنعت اتومبیل ژاپن و به پیروی از آن دیگر صنایع ژاپن از رشد قابل توجهی برخوردار شوند و بتوانند جایگاه قابل قبولی را دراقتصاد جهانی پیدا کنند.

در این میان نقش کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته نیز شایان توجه بود این کشورها در این صنعت مانند دیگر صنایع اغلب پیشرو نبوده و تنها به عنوان مصرف کننده مطرح می بودند که در نهایت موجبات رشد کشورهای صنعتی را نیز فراهم می کردند. صنعت اتومبیل در این کشورها اغلب هنگامیکه چرخه تولید یک کالای خاص به مرحله افول خود در کشورهای صنعتی می رسید شروع می شد اما امروزه می توان، توان تولید و رقابت را در کشورهایی که در گذشته تنها بعنوان مصرف کننده مطرح بوده اند مشاهده نمود که خود بعنوان یک مدعی در این زمینه با سایر کشورهای صنعتی قابل رقابت می باشند. (Kim B. Clark, Takahiro Fujimoto,1991)

باید اشاره نمود که توجه ویژه ای که همواره به صنعت خودرو سازی معطوف بوده است دارای دلایل گوناگونی است که از این جمله می توان به طیف وسیعی از نیروی کار جهانی را که این صنعت به همراه صنایع وابسته، به خود اختصاص داده است اشاره نمود از طرف دیگر شواهد آماری این گونه نشان می دهد که صنعت اتومیبل سازی به لحاظ بکارگیری تکنولوژی جدید و توسعه یافته بعنوان اولین صنعت  شناخته می شود. (Nunnenkamp, Peter, 2006)

در اواسط قرن بیستم کشورهای توسعه یافته تولید کننده منحصر به فرد اتومبیل و قطعات آن بودند و همین امر منجر به افزایش مصرف در آن کشورها شده و صنعت خودرو سازی را به یکی از بزرگترین صنایع جهان تبدیل نمود. در دهه های پس از پایان جنگ جهانی دوم تب تولید اتومبیل به تدریج به کشورهای کمتر توسعه یافته و در حال رشد (منجمله ایران) نفوذ کرد.

۲-۶-۲-آغاز تولید اولین اتومبیل ها در جهان

تا قرن شانزدهم کالسکه ها بوسیله حیوانات در جاده ها حرکت می کردند. اولین کسی که توانست بدون استفاده از نیروی حیوانات وسیله نقلیه ای بسازد یک نفر هلندی به نام سیمون ستوین بود که در سال ۱۶۰۰ ارابه چهارچرخه ای ساخت که بر روی آن یک بادبان نصب شده بود. وسیله نقلیه دیگری هم توسط یک فرانسوی بوسیله یک فنر بزرگ سبیه به فنر ساعت ساخته شد. مدت ها هم کالسکه های بخاری متداول بود که سوخت آنها زغال سنگ بود و دود زیادی راه می انداخت.

در کتب تاریخی از فرانسه بعنوان اولین کشور تولید کننده اتومبیل واقعی یاد میشود که این اتومبیل شبیه به یک لوکوموتیو بود. درسال ۱۸۶۲ اتین لونوار[۱] مهندس بلژیکی با ساخت اتومبیلی که سوخت آن از نفت تامین می گردید و پس از آن در سال ۱۸۶۸ پی یر راول با ساخت اتومبیلی که سوخت آن گاز نفت مخلوط با هوا بود؛ تحولی عظیم در خودروهای احتراقی ایجاد نمود و سرانجام در سال ۱۱۸۰ دو مخترع آلمانی به نام گوتلیب دایمار[۲] و کارل بنز[۳] مخترع اولین اتومبیل شدند.

در اواخر قرن نوزدهم، هنری فرد[۴] در امریکا شروع به ساختن اتومبیلی با سرعت حرکت معادل ۱۵۰ کیلومتر نمود در همین دوران شرکت آلمانی بنز توانست با تولید اتومبیلی با سرعت حرکت ۲۳۰ کیلومتر بر ساعت رکورد سرعت را بشکند. صنعت خودرو از آن زمان تاکنون به سرعت راه ترقی را پیموده و در طی یک قرن گذشته همواره به عنوان صنعت پیشرو مورد توجه بوده است.

۲-۶-۳-جایگاه صنعت خودرو در میان سایر صنایع

صنعت خودرو در مقایسه با دیگر صنایع به صنعت،صنعت ساز و یا موتور محرکه صنعت معروف است، زیرا کلیه اقلام تولیدی دیگر بخش های صنعت و معدن از جمله پارچه، قطعات الکتریکی، فلزات و… در این بخش مصرف می شودو از این رو رشد صنعت خودرو باعث رشد صنایع دیگر نیز خواهد شد(Kannan Govindan,et.al.2010) این صنعت در ایران در پنج سال گذشته بالغ بر ۲۷% و در شش ماه اول امسال بیش از ۵۰% رشد تولید داشته است. همچنین صنعت خودرو با افزایش چشمگیر ۵۰ درصدی تولید، نسبت به سایر صنایع پیشتاز است.( ماهنامه صنعت خودرو، ۱۳۹۰)

در بررسی های آماری مشخص گردید که صنعت خودرو ۱۱ درصد از محصولات آلومینیوم را در جهان مصرف می کند. این رقم برای صنایع شیشه ۲۰%، فولاد ۲۱%، پلاستیک ۷% و برای صنعت ابزار سازی پیشرفته[۵] معادل ۲۰ درصد می باشد. صنعت ابزارسازی به تنهایی معادل ارزش اقتصادی ۲۳ میلیارد دلار در سال به صنعت خودرو جهانی سرویس می دهد.صنعت الکترونیک نیز که اخیراَ در صنعت خودرو جای خود را روز به روز بیشتر باز می کند، ۳ درصد از ارزش محصولات تولیدی خود را در سطح جهانی به صنعت خودرو عرضه می دارد. ( ماهنامه صنعت خودرو، ۱۳۸۲)

مهمترین ویژگی صنعت خودرو را می توان به شرح زیر برشمرد:

  • بیش از یکصد و بیست سال از عمر این صنعت می گذرد.
  • بیش از ۱۰۰ میلیون نفر بطور مستقیم و غیر مستقیم در صنعت خودرو اشتغال دارند.
  • به دلیل ارتباط با بیش از ۶۰ صنعت مختلف به صنعت صنایع ( لکوموتیو صنایع ) شهرت دارد.
  • در بین گروه های صنعتی دارای رتبه اول و در گروه فعالیت های اقتصادی حائز رتبه دوم پس از بانکداری است.
  • تولیدکنندگان بزرگ خودرو و سازندگان قطعات خودرو درهم ادغام شده و شبکه توسعه و توزیع جهانی را تشکیل داده اند
  • به منظور کاهش هزینه های تولید، بهره گیری از ظرفیت خالی و سرمایه گذاری در توسعه محصول، ادغام های جهانی در این صنعت رخ داده و می دهد.(تقوی، ۱۳۸۱)

۲-۶-۴-صنعت خودرو و سازی و تحولات اقتصاد جهانی

تحوّلات اقتصاد جهانی به نحوی است که‏ امروزه کالاهای صنعتی واسطه بخش مهمی از تجارت بین‏المللی را تشکیل می‏دهند.این امر مبیّن آن است که محل استقرار کارگاه‏ها یا صنایعی که‏ در تجارت شرکت می‏کنند تنها و به طور کامل در یک کشور یا یک بلوک استقرار ندارند.شرکت‏های‏ خارجی(چند ملیتی)که به مرور نقش آنها افزایش‏ می‏یابد،مواد لازم را از کشورهای مختلف می‏گیرند و کالاهای تولیدی را نیز در کشورهای مختلف به‏ فروش می‏رسانند.یک شرکت چند ملیّتی ممکن‏ است در کشوری پژوهش کند،در کشور دیگر قطعات صنعتی بسازد،در کشور سوم آنها را مونتاژ کند،در کشور چهارم کالاهای ساخته شده را به‏ فروش برساند و بالاخره سود حاصل را در بانک‏های کشور پنجم به سپرده بگذارد.( الوین تافلر،۱۳۷۵(

بر این اساس،مشخص کردن یک خودرو به‏ عنوان آمریکایی،فرانسوی یا ژاپنی صرفا نشانگر کشوری است که خودرو در آنجا مونتاژ می‏شود. گذشته از این،تحوّل بزرگ دیگر ادغام کمپانی‏های‏ بزرگ با یکدیگر به منظور ایجاد یک قطب صنعتی، کاهش هزینه‏ های موازی،انجام سرمایه‏گذاری‏ مشترک تحقیق و توسعه و استفاده از تجارب‏ یکدیگر است.بدین ترتیب شرکتها محل استقرار جغرافیایی خود را تنوّع می‏بخشند و متناسب با شرایط و امکانات،محل مونتاژ یا تولید خود را تعیین می‏کنند( الوین تافلر،۱۳۷۵(.

در چنین شرایطی مفهوم تولید ملی،شرکت‏ ملی یا صنایع ملی تغییر می‏یابد و کشورها باید سعی کنند از هر مرحله از ساخت یک کالا بیشترین سود و ارزش افزوده را به دست آورند.(P.Purkayastha,1994) در دنیای امروز خود اتکّایی نه به معنای اختراع در هر حوزهء اقتصادی بلکه به معنای تولید و مبادلهء علوم و دانش فنّی با شرایط مساوی است(R.Reich,1992). تحت‏ چنین شرایطی تئوری‏های سنّتی توسعه و تجارت برای تعیین منافع ملی،مزیّت نسبی،جایگزینی‏ واردات و جهت‏گیری صادرات بر حسب وجود عوامل و منابع تغییر بنیادی می‏یابند.به عبارت‏ دیگر،کاربرد آنها در اقتصاد بین‏الملل بی‏اثر شده‏ است.از همین رو،شناخت راه موفقیّت کشور در اقتصاد و تجارت بین‏الملل و اتخاذ سیاست مناسب‏ به یک اصل ضروری تبدیل شده است.

تشدید رقابت جهانی در صنایع مختلف بویژه‏ صنعت خودروسازی این نکته را تأیید می‏کند که بقا و دوام یک صنعت به توانایی رقابت‏پذیری آن‏ بستگی دارد و کشورها باید سعی کنند تا با دستیابی‏ به آخرین یافته‏های تکنولوژیکی،کاهش هزینه، قیمت و بهبود کیفیت،صنعت خود را متحوّل سازند و با تمرکز فعالیّت‏های خود روی یکی از فرایندهای تولید،سهم خود را در بازار فروش حفظ کنند.( سید نورانی،۱۳۸۰)

تحوّلات تجاری و اقتصادی دنیا به شکلی پیش‏ رفته که سرمایه و تکنولوژی با یکدیگر درهم‏ آمیخته شده است بدنی معنی که تکنولوژی روز، دیگر کالایی آزاد و در دسترس عموم نیست و کشورها دیگر نه می‏توانند تنها سرمایه وارد کنند و تکنولوژی را از جای دیگر خریداری کنند و نه‏ می‏توانند به راحتی تکنولوژی جدید را به دست‏ آورند.تکنولوژی امروزه از حالت تصادفی خارج‏ شده و جنبهء سفارشی پیدا کرده است.تحوّلات‏ تکنولوژیکی در عصر جهانی شدن اقتصاد،کالاهای‏ به اصطلاح غیرتجاری کرده است.

همراه با جهانی شدن صنعت و تجارت،نظام‏ حقوقی مالکیّت معنوی(دارایی‏های فکری(، رسمیّت بیشتری یافته است.این حقوق که در حال‏ استاندارد شدن است امکان کپی‏سازی،مونتاژ، تکثیر و استفاده از مارک‏های خارجی را نمی‏دهد و این امر دسترسی کشورها را به تکنولوژی با مشکل‏ مواجه می‏سازد.امکاناتی که قبلا برای کشورهایی‏ مانند آلمان،ژاپن،سوئیس،ایتالیا جهت‏ کپی برداری و تولید محصول وجود داشت امروزه‏ برای کشورهای توسعه نیافته از جمله کشور ما موجود نیست.وضع حق انحصاری استفاده از اختراعات و اکتشاف علمی کشورهای توسعه‏ یافته،مانع دستیابی آسان کشورهای توسعه نیافته به‏ تکنولوژی پیشرفته می‏شود و این بر سرمایه‏گذاری‏ صنعتی در این کشورها تأثیر منفی می‏گذارد.

شتاب و روند تغییر و تحولاّت فنّی و تکنولوژیکی بخش صنعت،بویژه صنعت‏ خودروسازی چنان سریع و غیر منتظره است که‏ هماهنگی و انطباق با این تحوّلات را برای کشورها و شرکت‏ها به یک امر حیاتی بدل ساخته است. کشورها دیگر نمی‏توانند بدون نگرش به بیرون‏ مرزها و تحولاّت اقتصاد جهانی برنامه‏ای را با اطمینان طرّاحی و اجرا کنند.بدین ترتیب‏ کشورهایی موّفق خواهند بود که از این شرایط برای افزایش منافع ملی خود بیشترین بهره را ببرند.برای رقابت در چنین شرایطی داشتن‏ محصولات ارزان و با کیفیّت بالا اهمیّت زیادی دارد و این امر مستلزم انجام سرمایه‏گذاری‏های مشترک‏ با شرکت‏های خارجی،گرفتن لیسانس،همکاری‏ فنّی با شرکت‏های معتبر خودرو ساز و قطعه‏ساز جهان است.برای این کار باید شرایط و زمینه‏های‏ لازم برای جذب سرمایه‏گذاری خارجی فراهم‏ شود.(یوسفی، ۱۳۷۸)

[۱].  Étienne Lenoir

[۲]. Gottlieb Daimler

[۳]. Karl Benz’s

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:03:00 ب.ظ ]




یکی از روش های نمو هموار روش هلت وینترز می باشد که با بهره گرفتن از آن به پیش بینی مقادیر بعدی در سریهایی که تغییرات فصلی و روند دارند پرداخته می شود، این مدل برای پیش بینی سریها در دو حالت مجزا با تغییرات فصلی و بدون تغییرات فصلی توسعه پذیر هستند.( عادل آذر، ۱۳۸۴) برای استفاده از این الگو باید سری زمانی ساکن باشد لذا باید سری زمانی با بهره گرفتن از روش های سنجش ایستایی مورد آزمون قرار گیرد و در صورت ایستا نبودن باید با بهره گرفتن از شیوه تغییر داده ها[۲] سری را ایستا کرد و سپس به پیش بینی با بهره گرفتن از این رویکرد پرداخت. (Pankratz,1983)

 

۱-۱۲-۸- آزمون ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن [۳]

گاه برای آزمون معنی دار بودن از روش های ناپارامتریک استفاده می شود. فرض صفر در این آزمون فرض می کند که همبستگی وجود ندارد، ضریب همبستگی با rs نشان داده می شود برای محاسبه ضریب همبستگی رتبه ای برای داده های زوجی (xi , yi ) برای k،…،۲،۱ =i بدین صورت است که ابتدا به تمام x ها برحسب مقادیرشان رتبه می دهیم و همین کار را برای y ها نیز انجام میدهیم، سپس تفاضل بین رتبه های هر زوج را که با di نشان می دهیم حساب می کنیم. در مرحله بعد توان دوم d ها را محاسبه کرده و در نهایت با بهره گرفتن از فرمول زیر ضریب همبستگی رتبه ای را محاسبه می­کنیم. ( عادل آذر، ۱۳۸۴)

۱-۱۲-۹- ضریب همبستگی پیرسون

ضریب همبستگی پیرسون زمانی مورد استفاده است که متغیر های مورد مطالعه با بهره گرفتن از مقیاس فاصله ای یا نسبی اندازه گیری شده باشند.از مفروضات ضریب همبستگی پیرسون می توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • رابطه خطی بین متغیر ها
  • توزیع ها دارای شکل مشابه باشند
  • نمودار پراکندگی یکسان باشد.(Wdaniel,etal.,1992)

این ضریب برای محاسبه داده های کمی بکار می رود و از فرمول زیر محاسبه می گردد.

۱-۱۳- جمع بندی فصل

در این فصل پس از ارائه مقدمه ای درخصوص جایگاه ایران در اقتصاد جهانی و تحولات اقتصادی- اجتماعی و رقابت پذیری ایران، به بررسی اجمالی وضعیت GDP و حجم تولید خودرو و همچنین سند چشم انداز ۱۴۰۴ و اهداف و افق­های تعیین شده در آن پرداخته شده است.

عکس مرتبط با اقتصاد

در مرحله بعد به بیان و تشریح و توضیح مسئله و موضوع تحقیق  که” پیش بینی جایگاه رقابت پذیری و تولید خودرو در بازارهای جهانی و رابطه آن با توسعه بازارهای جهانی و رابطه آن با توسعه بازارهای مالی ” است پرداخته شده و وضعیت اقتصاد جهانی و نحوه عملکرد انجمن اقتصاد جهانی و شاخص های تصمیم گیری درخصوص جایگاه رقابت پذیری کشورها و جایگاه ایران در این رتبه بندی و میزان انطباق با اهداف تعیین شده در سند چشم انداز ۱۴۰۴ و در نهایت بررسی کلی در زمینه وضعیت خودرو سازی و تاثیر آن در GDP کشور ارائه گردیده است. همچنین پیشینه کوتاهی از تحقیقات صورت گرفته در این زمینه، سئوالات مطروحه و اهدافی که پژوهشگر در جهت دستیابی به آنها قدم بر میدارد، ضرورت انجام این تحقیق برای حرکت در مسیر تعالی و دستیابی به اهداف تعیین شده در اسناد بالا دستی – قوانین اجرایی کشور، سند چشم انداز ۱۴۰۴ و … -  و در نهایت کاربردهای احتمالی نتایج، روش های گردآوری اطلاعات و تحلیل­های صورت گرفته، قلمرو زمانی، مکانی و موضوعی ارائه گردیده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲-۱-مروری بر ادبیات موضوع تحقیق از دیدگاه نظری

۲-۱-۱-مقدمه

از دیدگاه نظری در صورت وجود شرایط رقابت کامل، ساز و کار بازار منجر به حداکثر کارایی و رفاه اجتماعی می شود. در مقابل، شرایط انحصاری و رفتارهای غیر رقابتی کاهش رفاه جامعه و اخلال در تخصیص منابع را بدنبال دارد. در بازارهای انحصاری سطح تولید کمتر از سطح تولید رقابتی و قیمت انحصاری بیشتر از قیمت رقابتی است.(خداداد کاشی، ۱۳۸۵)

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

همانطور که در مطالعات خداداد کاشی ۱۳۸۵ آمده است، در طی سالهای ۱۸۹۰ و ۱۹۱۰ بسیاری از بازارها و صنایع از شکل رقابتی فاصله گرفته و به صورت انحصاری اداره می شدند. قوانین ضد انحصار و تسهیل رقابت و نهادهای تنظیم کننده بازارها، در واقع واکنشی به آثار اخلالی انحصار و عدم رضایت اجتماعی از عملکرد بازارهای انحصاری است. در خصوص قوانین رقابتی و عملکرد نهادهای تنظیم کننده بازارها بین اقتصاد دانان اتفاق نظر وجود ندارد.

شرایط جدید، یعنی بروز فعالیت­های انحصاری و گسترش رفتار غیر رقابتی، بحث پیرامون انحصار و رقابت را به مرحله جدیدی کشاند و اقتصاددانان پیرامون انحصار و رقابت، ماهیت آنها، علل بروز و اثرات انها مطالب جدیدی مطرح نمودند که در واقع این بحث ها پایه و اساسی بود برای ظهور حوزه و شاخه جدیدی از علم اقتصاد به نام سازمان صنعتی (خداداد کاشی، ۱۳۸۵). تولد سازمان صنعتی و گسترش آن صرفاَ مدیون شرایط موجود در بازارهای صنعتی دهه ۱۸۸۰ به بعد بود. در این دوران بود که سیاست های بخش عمومی به شکل قوانین تراست و انواع کنترل­ها آشکار شد.

با توجه به تحولات صنعتی دهه اخیر، رقابت پذیری به عنوان عامل محرک پیشرفت و توسعه اقتصادی در هر کشور شناخته شده است. بنابراین توجه به این موضوع، برای توسعه اقتصادی و صنعتی امری ضروری محسوب می شود. اما حصول به این هدف در درجه اول مستلزم شناخت گروه هایی از صنایع کشور می­باشد که اولاَ دارای بالاترین سودآوری در بین صنایع کشور بوده و همچنین از توان رقابت پذیری کافی در اقتصاد جهانی و منطقه ای برخوردار باشند در واقع با ایجاد چنین شناختی می توان برنامه ریزان توسعه صنعتی را نسبت به رقابت پذیری گروه های مختلف صنعت آشنا ساخت و آنها را در اتخاذ سیاست های مناسب جهت توسعه صنایعی که دارای رقابت پذیری بیشتری نسبت به سایر گروه­ها می باشند، یاری کرد.

در شرایط فعلی بخش صنعت کشور در صورت تحریک موثر از انعطاف و توان بالقوه بیشتری جهت تامین رشد سایر بخش­های اقتصادی و نهایتاَ رشد تولید ناخالص داخلی برخوردار است. با بهره گرفتن از بررسی ساختار صنعتی کشور می توان نشان داد کدام یک از زیر بخش ها قابلیت تکثیر بیشتری دارد. همچنین می توان نشان داد در بین صنایع کشور کدامیک از گروه های صنعتی از بالاترین شاخص سودآوری برخوردار بوده تا با تمرکز سرمایه گذاری بر روی آنها موجب تقویت ارتباط بین صنایع شده و بنیان صنایع کارخانه ای را تقویت نمود.

در دنیای امروز، افزایش سطح زندگی و رفاه افراد یک کشور به میزان رقابت پذیری شرکتها و بنگاه های اقتصادی بستگی دارد که درآن کشور فعالیت می کنند. رقابت پذیری در ساده ترین تعریف عبارت از توانایی تولید و عرضه کالاها و خدمات به گونه اب مناسب تر و کارآمدتر از رقباست.

رقابت پذیری بخش صنعت و تجارت اهرم رشد اقتصادی کشورهای دنیا اعم از توسعه یافته یا در حال توسعه است. رقابت پذیری به عوامل متعددی بستگی دارد که مهم ترین آنها عبارتند از:  افزایش سطح تخصص نیروی کار، سرمایه گذاری در بخش تحقیق و توسعه، جذب فناوری های پیشرفته، کارآمد کردن نهادها، ایجاد زیر ساخت ها، افزایش میزان بهره وری، کاهش هزینه تولید و گسترش بازارهای صادراتی.

Efficiency بهره وری

رقابت پذیری به کشورها امکان می دهد که در عرصه تجارت پیشتاز باشند، بنیه اقتصادی خود را تقویت کنند و جایگاه اصلی خود را در عرصه بین المللی به دست آورند و بر اعتبار و پرستیژ خود بیفزایند. در سیاست کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، افزایش رقابت پذیری در اقتصاد ملی مورد تاکید قرار گرفته است. دستیابی به چنین هدفی نیازمند ارتقای کارآیی بنگاه های اقتصادی و بهره برداری از منابع مادی، انسانی و فناوری است که نهایتاَ موجبات شتاب بخشیدن به رشد اقتصادی کشور را فراهم خواهد نمود.

تردیدی نیست که بهره گیری از تجربیات کشورهای دیگر در زمینه افزایش سطح رقابت پذیری اقتصاد ملی، آگاهی از شاخص های رقابت پذیری در دنیا و مولفه های تاثیر گذار در این شاخص ها و تئوری های ارائه شده در مورد رقابت پذیری و نکات مرتبط با آنها می تواند به بنگاه های اقتصادی کشور ما در ارتقای سطح بهره وری در همه زمینه کمک نماید.

[۱]. The Holet-Winters exponential smoothing forecasting model

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ب.ظ ]




رقابت پذیری در سطح ملی

رقابت پذیری در عرصه ملی عبارتست از توانایی یک ملت برای ایجاد ارزش های پایدار از طریق واحد های تولیدی یا بنگاه های اقتصادی خود به منظور ارتقای سطح زندگی شهروندان و به طور کلی افرادی که در ایجاد این ارزش ها فعالیت دارند.

عکس مرتبط با اقتصاد

پورتر رقابت پذیری در سطح ملی را تابعی از کیفیت هر دو محیط اقتصادی کلان و خرد می داند و با بیان اینکه امروز اقتصاد کشورها بر اساس قدرت رقابت پذیری آنها در جامعه جهانی بنا شده است، خودکفایی را مورد نقد قرار می دهد. پورتر با تاکید بر لزوم نگاه مدیران ایران به مقوله خودکفایی به عنوان یک پدیده اقتصادی و نه سیاسی، هزینه خودکفایی در جامعه امروز جهانی را نسبت به دوره ۳۰ سال گذشته بسیار بالامی داند.(  Porter, 1990)

مفهوم رایج رقابت پذیری در سطح ملی، توانایی کشورها در تولید محصولاتی است که می توانند در رقابت بین المللی عرض اندام نمایند. به اعتقاد مون و همکاران، رقابت پذیری یک کشور می توانذد موقعیت رقابتی آن کشور در بازار بین المللی بین سایر کشورهای مشابه از نظر توسعه اقتصادی باشد(Moon etal.,1998) منزلر براین اعتقادند که هوکانن سطح رقابت پذیری بین المللی یک صنعت یا یک بنگاه به عوامل زیادی در سطح خرد و کلان وابسته است. تنها ملاحظه ترکیبی و جمعی متغیرهاست که می تواند بیانگر پویایی های رقابت پذیری بین المللی باشد. (Menzler& Hokkanen, 1995) پورتر، چارچوب ” الماس ملی[۱] ” را براساس شش منبع- شرایط عوامل، شرایط تقاضا، صنایع مرتبط و پشتیبان، استراتژی، ساختار و رقابت پذیری بنگاه، دولت و رویدادهای شانسی- پیشنهاد نموده و در بخش های اقتصادی ۱۰ کشور صنعتی بکار برده است(Porter, 1985). راگمن و دی کروز، این چارچوب را به “الماس دوگانه[۲]” توسعه داده­اند (Rugman & D Cruz,1993). سایرین به عوامل دیگری مانند عوامل انسانی، فیزیکی و دولتی اشاره کرده و در قالب الگوهای توسعه اقتصادی، آنها را مطرح نموده ­اند (Zanakis & Becerra,2005 and Keegan, 1999) از سوی دیگر کتاب سال رقابت پذیری جهان، روابط بین محیط ملی یک کشور( جایی که دولت نقش کلیدی ایفا می کند) و فرایند ایجاد ارزش ( توسط بنگاه ها و افراد) را مورد توجه قرار می دهد(Garelli, 2005 and World Competitiveness Year book,2005)

۲-۳-۲-۴- رقابت پذیری صنعت

زمانی که رقابت پذیری صنعت به عنوان محیط خرد فعالیت و رقابت بنگاه ها و کسب و کارها در نظر گرفته می شود، ماهیت زیر ساختی به خود گرفته، به سطح ملی شباهت پیدا می کند؛ از طرف دیگر زمانی که به عنوان مجموعه ای از بنگته های فعال در یک حوزه تخصصی در مقایسه با صنایع رقیب در فضای رقابتی ملی و بین المللی منظور می گردد، ماهیتی کارکردی به خود گرفته و به سطح بنگاهی شبیه می شود. براین اساس، رقابت پذیری صنعت در برخی موارد از لحاظ مفهومی و نیز از نظر شاخص های تعیین کننده رقابت پذیری با رقابت پذیری کشور و بنگاه، نقاط مشترکی دارند.

باکلی و همکاران رقابت پذیری صنعت را در قالب یک چارچوب کاربردی، شامل ابعاد  عملکرد رقابتی[۳]، پتانسیل رقابتی[۴] و فرایند مدیریتی[۵] می دانند ( Buckley et al.,1988). بنا بر نظریه پورتر، دو عامل اصلی برای سوداوری یک کسب و کار در بازار وجود دارد که عبارتند از: ساختار صنعتی که کسب و کار در آن فعالیت می کند، و موضع یابی رقابتی کسب و کار در آن صنعت. این دو عامل استراتژیک هستند که منجر به تدوین و اجرای استراتژی کسب و کار می شوند ( Hax & Wilde, 2001). ساختار صنعت، ارزش ایجاد شده توسط فعالیت های اقتصادی اعضای صنعت و نیز توان آنها برای سهیم شدن در ثروت ایجاد شده را توصیف می کند. در واقع یک صنعت زمانی می تواند رقابت پذیر بوده و نسبت به صنایع رقیب در بازارهای رقابتی ارزش بیشتری ایجاد نماید که از هماهنگی خوبی با عوامل محیط ملی برخوردار بوده و نیز از تعادل مناسبی در بین نیروهای ساختار داخلی خود بهره مند باشد ( Dess & Lumpkin, 2003). پورتر به طور معومل ساختار صنعت را متشکل از پنج نیرو می داند: شدت رقابت بین رقبای موجود در صنعت، تهدید تازه واردین به صنعت، تهدید محصولات جانشین، قدرت چانه زنی خریداران (مشتریان) و قدرت چانه زنی عرضه کنندگان. این پنج نیروی جذابیت و رقابت پذیری صنعت را در بازاهای رقابتی مشخص می کنند (Porter, 1979). یک بنگاه فعال در یک صنعت خاص می تواند با در نظر داشتن این نیروها، موضع رقابتی مناسبی برای خود در آن صنعت و در بازار رقابتی رقم زند. بر این اساس است که گفته می شود صنعت و رقابت پذیری آن، از یک ماهیت بینابینی برخوردار است.

۲-۴- بخش سوم: مجمع جهانی اقتصاد

۲-۴-۱- معرفی مجمع جهانی اقتصاد

مجمع جهانی اقتصاد یک سازمان مستقل بین المللی است که متعهد به بهبود وضعیت جهان با استفاده و با درگیر کردن رهبران کسب و کار، رهبران سیاسی، دانشگاهی و دیگر رهبران جامعه برای شکل دادن به برنامه ­های جهانی و منطقه­ای است. این مجمع توسط فردی آلمانی تبار و استاد دانشگاه ژنو – کلاوس شواب[۶]- در ژانویه سال ۱۹۷۱ در شهر داووس سوئیس تاسیس گردید.

این مجمع با تشویق کسب و کارها، دولت و جامعه مدنی جهت اتحاد و همبستگی گام های مهمی جهت بهبود وضعیت جهان بر میدارد. همکاران استراتژیک و صنعتی این سازمان کمک سودمندی به سهامداران در برخورد با چالش­های کلیدی از قبیل رشد و پایداری اقتصادی، کاهش خطرات جهانی، ارتقای سطح سلامت برای همه، بهبود رفاه اجتماعی و تقویت و پایداری زیست محیطی می نمایند. گزارشات این مجمع به بررسی عوامل کلیدی در تعیین رشد اقتصادی، مالی و بازرگانی پرداخته و با توجه به پیچیدگی اقتصاد جهانی و پر رنگ شدن نیاز به تشخیص مسائل و مشکلات و حل آنها؛ علل موفقیت و عدم موفقیت را برای کشورهای مختلف جهت سیاست گذاری رهبران کسب و کار و اصلاحات نهادی ارائه می­دهد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

از برنامه ­های این مجمع می توان به گزارشات سالیانه در خصوص وضعیت رقابت پذیری اقتصادی، بازرگانی و مالی، وضعیت سلامت، وضعیت غذا و کشاورزی، توسعه و مدیریت مالی، تکنولوژی اطلاعات جهانی، شکاف جنسیتی، معاملات بین الملل، توسعه سرویس های مالی همراه، مدل های نوین معماری مالی، شهر نشینی، توسعه توریسم و…، و برگزاری جلسات منطقه ای در کشورهای مختلف جهان می توان اشاره نمود. در سال ۱۹۸۷، مجمع مدیریت اروپا به مجمع جهانی اقتصاد تغییر نام داد و با توسعه حوزه کاری خود تلاش کرد تا اختلافات و مشکلات جهانی را با ایجاد یک پلت فرم بین‌المللی حل کند.

۲-۴-۲- گزارشات رقابت پذیری جهانی

بحران­های اقتصادی، مالی و بازرگانی جهانی منجر به شیوع بیکاری، آسیب پذیری مالی و تخریب اقتصادهای پیشرفته می گردد. علاوه براین افزایش قیمت کالاها منجر به کاهش قدرت خرید مصرف کنندگان و کند شدن سرعت بهبود اقتصادی شده و ناپایداری اقتصادی و عدم قطعیت جهانی را در بر دارد. مجموعه عوامل فوق سیاست گذاران را بر آن داشت که به دنبال راهکارهایی برای مدیریت چالش های اقتصادی باشند و این مهم جز از طریق به اشتراک گذاری دانش بین المللی و آگاهی از وضعیت کشورهای مختلف نسبت به یکدیگر در جهان ممکن نمی باشد. از این رو مجمع جهانی اقتصاد از سال ۱۹۷۷ به ارائه گزارشات رقابت پذیری جهانی و بررسی و ارزیابی فاکتورهای اساسی برای تمامی کشورها پرداخته است.

گزارشات رقابت پذیری جهانی در میان چالش های جهانی همه ساله توسط مجمع جهانی اقتصاد ارائه می­گردد. این گزارشات به بررسی عوامل کلیدی در تعیین رشد اقتصادی، مالی و بازرگانی پرداخته و با توجه به پیچیدگی اقتصاد جهانی و پر رنگ شدن نیاز به تشخیص مسائل و مشکلات و حل آنها؛ علل موفقیت و عدم موفقیت را برای کشورهای مختلف جهت سیاست گذاری رهبران کسب و کار و اصلاحات نهادی ارائه می­دهد.

در این گزارشات کشورهای جهان براساس ۱۲ شاخص اصلی تصمیم گیری اصول قضایی ( نهادها)[۷]، زیر ساخت ها[۸]، اقتصاد کلان ملی[۹]، سلامتی و تحصیلات اولیه [۱۰]- که به عنوان فاکتورهای اولیه و اصلی اقتصادی شناخته می شوند -، تحصیلات عالی و آموزش[۱۱]، کارایی بازار کالا[۱۲]، کارایی بازار نیروی انسانی[۱۳]، توسعه بازارهای مالی[۱۴]، آمادگی تکنولوژیکی[۱۵]، اندازه بازار[۱۶] - که به عنوان فاکتورهای کارایی اقتصادی شناخته می شوند-، جذابیت های کسب و کار[۱۷]، نوآوری[۱۸] - که به عنوان فاکتورهای نوآوری اقتصادی شناخته می شوند-)و ۱۱۱ زیر شاخص ( مثل جرایم سازمانی، نرخ مالیات، فرار مغز ها، تورم، مرگ و میر نوزادان،سهولت دسترسی به وام، شاخص اندازه بازار خارجی،توسعه بازار، هزینه صرف شده برای تحقیق و توسعه و… ) ارزیابی و در نهایت رتبه بندی می شوند. از طرفی برای رتبه ­بندی و تعیین جایگاه توسعه بازارهای مالی از ۹ شاخص دسترسی به خدمات مالی[۱۹]، توانایی ارائه خدمات مالی[۲۰]، تامین مالی از طریق بازار سهام محلی[۲۱]، سهولت دسترسی به وام[۲۲]، ریسک دسترسی به سرمایه[۲۳]، محدودیت جریان سرمایه[۲۴]، عملیات بانکی سالم و بدون فساد[۲۵]، مقررات مبادله اوراق بهادار[۲۶]، شاخص حقوق قانونی[۲۷]استفاده شده است.

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 فاکتورهای اولیه و اصلی اقتصادی

·        نهادها

·        زیر ساخت ها

·        ثبات در اقتصاد کلان

·        بهداشت و آموزش اولیه

 

عوامل کلیدی اقتصاد عامل- محور

 

 

 

 

 

 

عوامل کلیدی اقتصاد کارایی-محور

فاکتورهای کارایی اقتصادی

·        تحصیلات عالی و آموزش

·        کارایی بازار کالا

·        کارایی بازار نیروی انسانی

·         توسعه بازارهای مالی

·        آمادگی تکنولوژیکی

·         اندازه بازار

فاکتورهای کارایی اقتصادی

 

 

 

 

 

عاومل کلیدی اقتصاد نوآوری - محور

فاکتورهای نوآوری اقتصادی

 

·        جذابیت های کسب و کار

·        نوآوری

 

فاکتورهای نوآوری اقتصادی

 

 

 

نمودار ۲-۱- شاخص های رقابت پذیری اقتصادی، بازرگانی و مالی

(World Economic Forum 2011)

[۱].National Diamond

[۲].Double Diamond

[۳].Competitive Performance

[۴].Competitive Potential

[۵].Management Process

[۶]. Klaus Schwab

[۷]. Institution

[۸]. Infrastructure

[۹]. Macroeconomic environment

[۱۰]. Health and primary education

[۱۱]. Higher education and training

[۱۲]. Goods market efficiency

[۱۳]. Labor market efficiency

[۱۴]. Financial market development

[۱۵]. Technological readiness

[۱۶]. Market size

[۱۷]. Business sophistication

[۱۸]. Innovation

[۱۹]. Availability of financial services

[۲۰]. Affordability of financial services

[۲۱]. Financing through local equity market

[۲۲]. Ease of access to loans

[۲۳]. Venture capital availability

[۲۴]. Restriction on capital flows

[۲۵]. Soundness of banks

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ب.ظ ]




مدل­های تبلیغات

برای اندازه گیری اثر بخشی آگهی های بازرگانی، مدل ها، الگوها و روش های متعدد و متنوعی وجود دارد هر پژوهشگر بنا بر ضرورت های پژوهش و یا حتی سلیقه شخصی، یکی از آنها را بر می گزیند.

تبلیغات از طریق انواع مختلف رسانه ها ارائه می گردد. رسانه های مختلف به علت تاثیر گذاری های متفاوت بر مخاطب، واکنش های متفاوتی را به همراه خواهند داشت انتخاب رسانه تبلیغاتی ، می توان به جرأت اظهار داشت انتخاب رسانه تبلیغاتی، عامل مهمی در موفقیت هر فعالیت تبلیغاتی است(آدولجو و همکاران،۲۰۰۹، ص۲۲۴). در خصوص بانک ها می توان گفت انتخاب ابزارهای تبلیغاتی بانکداری به گروه های هدف بانک بستگی دارد(مایالنکیس،۲۰۰۸،ص۴۴). با این فرض که هر رسانه دارای نقاط قوت و ضعف خاص خود است، استفاده از الگوهای ترکیبی که در آن یک یا چند رسانه رهبر وجود دارد و از سوی سایر رسانه ها حمایت می شود ، مناسب است. یکی از وظایف مهم هر بازاریاب، تعیین موثرترین ترکیب تبلیغاتی است . انتخاب رسانه، خود یکی از تصیمیمات اساسی برنامه تبلیغاتی است . به عبارت دیگر، مدیران بازاریابی به هنگام تهیه یک برنامه تبلیغاتی باید همواره کار را با شناسایی و تعریف بازار هدف و انگیزش های خریدار آغاز کنند. آنگاه برای تهیه برنامه تبلیغاتی باید پنج تصمیم عمده اتخاذ کنند. این تصمیم ها که به ۵M معروف هستند (کاتلر،۱۳۸۸،ص۶۸۱)، به ترتیب شامل مشخص کردن هدف تصمیمات در مورد بودجه آگهی ،تصمیمات در مورد پیام آگهی، تصمیمات در مورد رسانه آگهی و ارزیابی عملیات آگهی هستند که ارزیابی اثر بخشی تبلیغات ، به عنوان مهمترین و آخرین گام این برنامه محسوب می گردد و برای اجرای آن می توان از مدل های مختلفی مانند مدل داگمار، رابرت دبلیو بلای، سلسله مراتب تاثیرات، لاویج و استینر، پردازش اطلاعات، AIDA و … استفاده نمود. مدل داگمار توسط راسل کولی ساخته شد و شیوه ای مفید برای درک اینکه تبلیغات چگونه کار می کند، ارائه می دهد( کوپلی، ۲۰۰۴،ص۱۰۵). تز اصلی روش داگمار برای تعیین هدف و استفاده از آن برای ارزیابی اثر بخشی تبلیغات به این صورت که جنبه ارتباطی ، هدف اصلی تبلیغات و پایه و اساس بخش موفقیت یا شکست برنامه های تبلیغاتی است. از منظر مدل داگمار ، یک هدف تبلیغاتی شامل یک وظیفه ارتباطی است که مشخص و قابل اندازه گیری است. وظیفه ارتباطی بر پایه مدل سلسله مراتبی فرایند ارتباطات شامل چهار مرحله آگاهی (شامل آگاه ساختن مشتری از نام تجاری)، ادراک (توسعه و گسترش مفهوم محصول و کاربرد آن برای مشتری)، متقاعد ساختن (ایجاد یک تمایل ذهنی در مشتری برای خرید کالا یا خدمت)، و عمل (وادار کردن مشتری به خرید کالا) است (بلچ و بلچ،۲۰۰۳،ص۳۲).گام اول در مدل رابرت دبلیو بلای، جلب توجه مخاطب است. گام دوم، استفاده از شیوه های مختلف برای ایجاد ارتباط بین مخاطب و کالاست؛ یعنی باید به مخاطب بگوییم که کالای ما به چه کار می آید و گام سوم، متقاعد نمودن مخاطب برای خرید کالاست (فرهنگی و همکاران،۱۳۸۸، ص۲۶). در مدل سلسله مراتب تاثیرات، مصرف کننده در آغاز از وجود محصول آگاهی می یابد، سپس از آن شناخت پیدا می کند. آشنا شدن، خود به علاقه مندی و علاقه مندی به ترجیح و متقاعد شدن و در نهایت به اقدام منتهی می گردد(رنجبریان،۱۳۷۸،ص۳۴۳). طبق مدل لاویج و استینر، تبلیغات برای ایجاد اثر بخشی باید یک فرایند شش مرحله ای سلسله مراتبی را با موفقیت طی کند که این مراحل عبارتند از : آگاهی دادن به مشتری ، ایجاد اطلاعات در مشتری، ایجاد تمایل در مشتری، ایجاد ترجیح در مشتری ، متقاعد کردن مشتری و در نهایت ، اقدام به خرید (بندیکسون،۱۹۹۳، ص۱۹).

دانلود تحقیق و پایان نامه

در مدل پردازش اطلاعات علاوه بر مراحلی که در دیگر مدل های سلسله مراتبی به آن اشاره شده، مرحله (( حفظ و نگهداری )) نیز منظور شده است که به معنی توانایی مشتری در یادآوری اطلاعات از یک پیام ترویجی است . این مرحله بسیار حایز اهمیت  است، زیرا مصرف کننده هنگام دریافت اطلاعات از یک برنامه ترویج اقدام به خرید نمی کند، بلکه لازم است بعداً از حافظه خود استفاده نماید (رنجبریان،۱۳۷۸، ص ۳۴۴).

هر یک از این روش ها اصول و تکنیک های خاص خود را دارد و شرایط خاصی  را نیز برای کارکرد اثر بخش می طلبد.همان طور که ملاحظه می شود ، یکی از این الگوها که برای سنجش اثر بخشی تبلیغات می تواند مورد استفاده قرار بگیرد، الگوی آیدا است.این الگو برای سنجش تبلیغات ، شیوه ای چهار منظوره را پیشنهاد می کند که عبارت است از جلب توجه، ایجاد علاقه ، تحریک تمایل، سوق دادن به اقدام برای خرید ، سنجش این تکنیک براساس یک مدلی است که «جورج گالوپ» و «کلودرابینسن» آن را ارائه کرده اند (چسنال، ۱۹۹۴،ص۳۲). این مدل به صورت زیر می باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ب.ظ ]




تبلیغات الکترونیکی

تبلیغات از جمله عوامل تأثیر گذار در شکل دهی رفتار خرید مصرف کنندگان است. از دیدگاه جونز (۱۹۹۵) ، تبلیغات و سایر تلاشهای ترفیعی بایستی به منظور دستیابی به اهداف ارتباطی از قبیل افزایش دانش مخاطبان نسبت به محصول و نام تجاری ، ایجاد علاقه در انها نسبت به نام تجاری ، ایجاد نگرش و تصویر مثبت و انگیزه خرید طراحی شوند. تلیس (۲۰۰۴) نیز بر این باور است که با توجه به تأثیرات متنوع تبلیغات بر افکار ، نگرش ها ، احساسات و رفتار مصرف کنندگان و همچنین با معرفی تبلیغات بعنوان ابزار رقابتی بین شرکت­ها  برای شناساندن محصولات جدید ، در واقع برنامه های تبلیغاتی بایستی در وهله اول مشتریان بالقوه را جذب نمایند و در ادامه آنها را به فرایند خرید ترغیب کنند و حتی رضایت و وفاداری پس از خرید مشتریان را برانگیزند. اطلاع رسانی دقیق و کامل به مخاطبان ، هزینه کم ، گسترده بودن محدوده اجتماعی ، نظار ت دقیق ، قابلیت تعاملی تبلیغات از مشخصه ویژه تبلیغات الکترونیکی به شمار می ایند . طی چند دهه ای که از شروع پدیده  تبلیغات الکترونیکی می گذرد ، فناوری های مختلفی برای انجام این تبلیغات به کار گرفته شده که در زیر به تشریح آنها پرداخته شده است.

دانلود پایان نامه

 

 

۲-۳-۱- تبلیغات از طریق پیام کوتاه

به دلیل ماهیت شخصی تلفن های همراه ، استفاده از خدمات پیام کوتاه و چندرسانه ای به عنوان ابزار تبلیغاتی به شدت افزایش یافته است . فناوری پیام کوتاه ، امکان ارسال تبلیغات در قالب یک متن کوتاه را فراهم می کند . تبلیغات از طریق پیام کوتاه متناسب با زمان ، موقعیت ، علائق و ترجیحات مشتری ارائه می شود و میزان پذیرش ان به آمادگی قبلی فرد ، تمایل ، نگرش و درک مشتری و همچنین عوامل جمعیتی ، اجتماعی و فرهنگی بستگی دارد.قویترین محرک پذیرش این نوع تبلیغات  ، ارزش اطلاعاتی است که از این طریق حاصل می شود. توجه به خواسته ها ، علایق ، ترجیحات مشتری و یا بطور کلی مشتری گرا بودن این تبلیغات بیشترین اثر را بر روی جلب مشتری و رضایت انها دارد. تی سانگ و همکاران (۲۰۰۴) در تحقیقی با در نظر گرفتن چهار عامل سرگرم کننده بودن ، حاوی اطلاعات بودن ، معتبر بودن تبلیغات و آزرده خاطری ناشی از تبلیغات و نگرش مصرف کنندگان نسبت به تبلیغات از طریق پیام کوتاه را مورد بررسی قرار داده اند. نتیجه تحقیق حاکی از آن است که مصرف کنندگان نسبت به این نوع از تبلیغات نگرش منفی داشته و به خرید از این طریق اعتمادی ندارند.در پژوهشی دیگر چادهاری و همکاران (۲۰۰۶) اثر بخشی  تبلیغات از طریق پیام کوتاه را با در نظر گرفتن این چهار عامل مورد ارزیابی قرار داده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد چنانچه این گونه تبلیغات اعتبار کافی داشته باشند و حاوی اطلاعات مورد نیاز مخاطبان باشند، مصرف کنندگان نسبت به آنها نگرشی مثبت خواهند داشت . مطالعات دیگر نشان دهنده این است که نرخ پاسخگویی به  تبلیغات از طریق پیام کوتاه بالاتراز تبلیغات از طریق وب و پست الکترونیکی است و همچنین این گونه تبلیغات در آگاه سازی از نام تجاری ۱۳۰ درصد اثر بخش تر از تبلیغات رادیویی و ۵۰ درصد اثر بخش تر از تبلیغات تلویزیونی عمل کرده اند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۲-۳-۲- تبلیغات بر روی وب

از دیدگاه بازاریابی، وب به منزله یک نمایشگاه بزرگ بین المللی است که امکان برخورد خریداران بالقوه با عرضه کنندگان بالقوه در آن بسیار است.هدف اصلی استفاده از وب ، خلق خدمات جدید  و بهبود تصویر شرکت است.ویژگی های ساختاری تبلیغات وب ، نظیر اندازه تبلیغ ،رنگ ، جایگاه و نوع پیام تبلیغاتی (متن تصویر ،…) ، اعتماد و نگرش مثبت به تبلیغ و میزان ارتباط تبلیغ با نیاز مشتری از عوامل اساسی تأثیر گذار بر فرایند خرید مشتری هستند. وجود ابزارهای سرگرم کننده در اینگونه تبلیغات بر روی بازگشت مشتری به وب مؤثر بوده و اثربخشی تبلیغات وبی را افزایش خواهند داد. وب سایت ها از طریق شخصی سازی و سایر تکنیک های هدف گیری مشتریان ، به گونه ای طراحی می شود که پاسخگوی سلیقه ها و نیازهای شخصی مشتریان باشد و نسبت به مشخصات محصول ، قیمت آن و چگونگی خرید اطلاعات فراوانی ارائه دهند . رایج ترین شکل تبلیغات بر روی وب استفاده از بنرها است که نقش مهمی در معرفی نام و نشان تجاری شرکت ، افزایش شناخت  و آگاهی مخاطبان دارند . تبلیغات بر روی وب هر اندازه تهاجمی تر عمل کنند اثربخشی کمتری خواهند داشت. بینوی و همکاران (۲۰۰۱) در پژوهش خود با عنوان “بازاریابی در وب ” به این نتیجه دست یافته اند که نرخ اثربخشی تبلیغات بر روی وب نسبت به تبلیغات با پست الکترونیکی در درجه پایین تری قرار گرفته است.

۲-۳-۴-  تبلیغات با پست الکترونیکی

تبلیغات با پست الکترونیکی پیشینه طولانی تری نسبت به سایر تبلیغات الکترونیکی دارد. دریافت تبلیغات با پست الکترونیکی به دو شکل تبلیغات خواسته شده (هدف گیری شده) و ناخواسته ارائه می شوند. تبلیغات خواسته شده معمولاً متناسب با ترجیحات و خواسته های مخاطبان است و در مقابل تبلیغات ناخواسته با انتقاد شدید مشتریان همراه است. لذا اکثریت سازمان­ها برای حفظ اعتبار و شهرت خود از ارسال تبلیغات پست الکترونیکی به شکل ناخواسته امتناع می ورزند.

شهرت و اعتبار نام فرستنده و همچنین جذابیت پیام تبلیغاتی از عوامل اثرگذار بر پاسخ مشتری و موفقیت این نوع تبلیغات است . تبلیغات با پست الکترونیکی روش منحصر به فرد مطلع کردن مشتریان از محصولات و خدمات است که با برقراری ارتباط نفر به نفر این امکان را ایجاد می کند تا مشتریان نسبت به نام تجاری رضایت­مند و وفادار باقی بمانند.

۲-۴- مدل های اثربخشی تبلیغات

در راستای شناسایی و تشریح فرایند و ارتباطات بازاریابی و خرید ، مدل های گوناگون جهت ارزیابی اثربخشی تبلیغات توسعه یافته اند . لوییس در سال ۱۹۰۰ یکی از مدل های بررسی تأثیر تبلیغات ، معروف به مدل آیدا را ارائه داد.این مدل که نامش از حروف ابتدایی چهار کلمه انگلیسی توجه ، علاقه ، تمایل و عمل تشکیل شده است در اواسط قرن بیستم با توجه به تنوع مدل های ارتباطاتی فروش دستخوش تغییرات شگرف شد. در سال ۱۹۵۹ با تشکیل کمیته ای از سوی انجمن ملی مبلغان آمریکایی برای بررسی نقش تبلیغات ، زمینه انتشار مدل داگمار  توسط کولی  فراهم شد و در سال ۱۹۶۱ کولی مدل خود را با چهار گام آگاهی ، درک و فهم ، مجاب شدن و خرید ارائه داد.

 

۲-۴-۱- مدل مفهومی مدل سلسله مراتب اثرات

استینر و لاویج (۱۹۶۱ ) در حوزه بررسی چگونگی عملکرد تبلیغات ،  مدل سلسله مراتب اثرات را پایه ریزی کردند. بر مبنای این مدل  انتظار می رود تبلیغات منجر به آگاهی ، دانش ، تمایل ، ترجیح ، مجاب شدن و خرید شود . در پژوهش حاضر جهت ارزیابی اثربخشی تبلیغات الکترونیکی در سه شکل مذکور ، از این مدل استفاده شده که مراحل و گام های آن در جدول ۱ نمایان است.

 

(جدول۲-۱) مدل سلسله مراتب اثرات

آگاهی

دانش

مرحله شناختی

تمایل

ترجیح

مجاب شدن

مرحله احساسی
خرید مرحله رفتاری

مأخذ (۱۹۶۱) Steiner and lavidge

 

آنچه مورد توجه ویژه قرار گرفته سلسله گام های مشخصی است که مخاطب بایستی در هنگام برخورد با گونه های مختلف تبلیغات پشت سر گذارد. شش گام مورد نظر این مدل درسه مرحله زیر خلاصه شده اند:

مرحله شناختی : محدوده افکار و اندیشه ها (تبلیغات اطلاعات ارائه می کنند)

مرحله احساسی : محدوده احساسات (تبلیغات احساسات را تغییر می دهد)

مرحله رفتاری: محدوده انگیزه ها (تبلیغات سبب تحریک انگیزه ها می شود)

 

 

۲-۴-۱-۱-آگاهی

نقطه شروع مدل سلسله مراتب اثرات ، آگاه سازی مشتریان است. تنها با مشاهده تبلیغات ، آگاهی صورت نمی پذیرد لذا در این گام برای آگاه سازی مشتریان از محصولات و خدمات ، نام تجاری و نام شرکت ، بایستی برنامه ریزی ویژه داشت.

۲-۴-۱-۲- دانش

زمانی فرا خواهد رسید که مشتریان هدف ، آگاهی اولیه را داشته با این حال خواستار اطلاعات بیشتری هستند. در این گام جهت افزایش آگاهی مشتریان هدف ، باید مزایا ، ویژگی های خاص محصولات و خدمات و تفاوت های موجود بین محصولات و خدمات شرکت مورد نظر با رقبا کاملاً مشخص و صریح بیان شود.

۲-۴-۱-۳- تمایل

آنچه در این گام مد نظر قرار می گیرد احساسی است که مشتریان هدف از برخورد با تبلیغ نشان می دهند. علی رغم آگاهی کاملی که مشتریان هدف از مرحله قبل پیدا کرده اند ممکن است در این گام تمایلی از خود نشان نداده و با دید منفی پیش روند . لذا بهتر است که با ارتقای کیفیت ، ارزش ، نوع ارائه و دیگر ویژگی های خاص تبلیغ در جهت افزایش تمایل و علاقه مشتریان هدف برآمد.

۲-۴-۱-۴- ترجیح

هرچه میزان تمایل و علاقه مشتریان هدف ، به نوع رسانه ارائه دهنده تبلیغ بیشتر باشد ، مشتریان هدف،  بیشتر پذیرای آن تبلیغ و پیام خواهند بود.

 

 

۲-۴-۱-۵- مجاب شدن

در این گام ، مشتریان هدف بایستی برای خرید از بنگاه کاملاً متقاعد شوند و بازاریاب بایستی تمام تلاش خود را برای کامل شدن فرایند خرید به نمایش گذارد. گاهی مشتری مجاب به خرید می شود ولی به دلیل شرایط محیطی و گاهی اوقات نظرات دیگران خرید خود را انجام نمی دهد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ب.ظ ]




صندوق‌های سرمایه‌گذاری با سرمایه ثابت

 

این صندوق‌ها، در واقع شرکت‌های سرمایه‌گذاری هستند که سرمایه ثابتی دارند و به جای بازخرید سهام خود، امکان داد و ستد آن را در یک بازار ثانویه برای سرمایه‌گذاران فراهم می‌کنند.

دانلود پایان نامه

۱) سهام صندوق‌های با سرمایه ثابت، به طور دائم و پیوسته برای فروش عرضه نمی‌شود. این صندوق‌ها، سهام خود را تنها در زمان پذیره نویسی و عرضه اولیه، به سرمایه‌گذاران عرضه می‌کنند و پس ازآن، تنها می‌توان سهامشان را در یک بازار ثانویه تهیه کرد.

۲) پس از عرضه اول، قیمت سهام این صندوق‌ها، در بازار و بر پایه نیروهای بازار تعیین می‌شود و به همین دلیل ممکن است بیشتر یا کمتر از ارزش خالص دارایی هر سهم باشد.

۳) به طور معمول سهام صندوق‌های با سرمایه ثابت، قابل بازخرید نیستند. اما بعضی از انواع خاص آن‌ ها که اصطلاحاً صندوق‌های فاصله ای نام دارند، در فواصل زمانی معین، سهام خود را بازخرید می‌کنند.

۴)  صندوق‌های با سرمایه ثابت اجازه دارند، درصد بیشتری از پرتفوی خود را به اوراق بهادار با نقدشوندگی پایین (اوراق بهاداری که نتوان آن را ظرف ۷ روز، در قیمت تقریبی که صندوق برای محاسبه ارزش خالص دارایی استفاده می‌کند، فروخت) اختصاص دهند. بنابراین برای بازارهایی که از نقدینگی پایینی برخوردار هستند، مناسب‌تر هستند. صندوق‌های با سرمایه ثابت، بر پایه اهداف، راهبردها و پرتفوی سرمایه‌گذاری، انواع گوناگونی دارند و طبعاً ریسک، نوسان و کارمزدهای متفاوتی نیز برای این صندوق‌ها متصور است.

 

۲-۳-۳- صندوق‌های سرمایه‌گذاری غیرفعال

 

یونیت تراست، گونه دیگری از صندوق‌های سرمایه‌گذاری است که از بعضی جهات به صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک و از جنبه‌های دیگر به صندوق‌های سرمایه‌گذاری با سرمایه ثابت شباهت دارد:

  • یونیت تراست‌ها به طور معمول اوراق بهادار قابل بازخریدی (یونیت) منتشر می‌کنند که قیمت فروش و بازخرید آن تقریباً معادل ارزش خالص دارایی آن است؛ بنابراین از این نظر همانند صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک هستند.
  • همانند صندوق‌های با سرمایه ثابت، یونیت تراست‌ها عرضه عمومی اوراق خود را تنها یک بار انجام می‌دهند و طی آن مقدار ثابت و مشخصی یونیت به سرمایه‌گذاران واگذار می‌کنند. وظیفه ایجاد بازار ثانویه برای خرید و فروش یونیت‌های منتشر شده نیز بر عهده حامیان[۱] یونیت تراست‌ها است. در این بازارها، سرمایه‌گذاران می‌توانند یونیت‌های خود را به حامی صندوق بازگردانده یا از او یونیت خریداری کنند.
  • یونیت تراست‌ها برای مدت محدودی تشکیل می‌شوند. برای نمونه یونیت تراست‌هایی که در اوراق قرضه سرمایه‌گذاری می‌کنند، ممکن است با سررسید اوراق، منحل شوند. در زمان انحلال، باقی مانده اوراق بهادار موجود در پرتفوی فروخته و منافع آن میان سرمایه‌گذاران توزیع می‌شود.
  • به طور معمول یونیت تراست‌ها، پرتفوی سرمایه‌گذاری خود را زیاد تغییر نمی‌دهند. به عبارت دیگر، ترکیب اولیه پرتفوی، بدون تغییر یا با تغییرات اندک، در تمام طول فعالیت تراست نگهداری می‌شود. به همین دلیل، سرمایه‌گذاران کم و بیش می‌دانند در چه اوراقی سرمایه‌گذاری کرده‌اند.
  • حفظ ترکیب ثابت پرتفوی و ساختار تصمیم‌گیری در یونیت تراست‌ها، باعث شده آن‌ ها نیازی به داشتن هیئت مدیره، مشاور سرمایه‌گذاری و مدیران اجرایی نداشته باشند و از این نظر یک ساختار حقوقی متشکل محسوب نمی‌شوند.

۲-۳-۴- صندوق‌های شاخصی

 

صندوق شاخصی، نوعی صندوق سرمایه‌گذاری مشترک یا یونیت تراست است که هدف سرمایه‌گذاری آن دستیابی به بازده یک شاخص انتخابی، نظیر S&P500 است. به عبارت دیگر صندوق‌های شاخصی، دارایی خود را در سهام یا اوراق قرضه موجود در سبد یک شاخص، سرمایه‌گذاری می‌کند. انواعی از صندوق‌های شاخصی علاوه بر سهام و اوراق قرضه، ابزارهای مشتقه را نیز در پرتفوی خود نگه می‌دارند. همچنین ممکن است صندوق در تمام سهام موجود در سبد شاخص سرمایه‌گذاری کند یا این که نمونه کوچک‌تری از آن را (درصد مشخصی از سهام شاخص) به عنوان پرتفوی سرمایه‌گذاری برگزیند. از آن جا که صندوق‌های شاخصی از یک شاخص پیروی می‌کنند و پرتفوی آن‌ ها نیاز به تغییرات چندانی ندارد، مدیریتشان در مقایسه با صندوق‌های سرمایه‌گذاری، غیر فعال[۲] است.

مهم‌ترین ویژگی صندوق‌های شاخصی، مالیات، هزینه و کارمزد کمتر نسبت به صندوق‌های با مدیریت فعال است. ریسک سرمایه‌گذاری در این صندوق‌ها، تقریباً معادل ریسک سهام موجود در شاخص است. البته صندوق‌های شاخصی به دلیل انتخاب پرتفوی ثابت، از انعطاف پذیری کمتری نسبت به صندوق‌های فعال برخوردارند.

 

 

 

۲-۳-۵- صندوق‌های قابل معامله در بورس

 

صندوق‌های قابل معامله در بورس بسیار شبیه به صندوق‌های شاخصی هستند و همانند آن‌ ها در سهام زیر مجموعه یک شاخص یا سبد انتخابی از آن سرمایه‌گذاری می‌کنند. این صندوق‌ها اگرچه از نظر ساختاری به شکل شرکت سرمایه‌گذاری با بنیان باز و یا یونیت تراست تشکیل می‌شوند، اما از جهاتی با آن‌ ها متفاوت‌اند:

  • صندوق‌های قابل معامله در بورس، سهام خود را به طور مستقیم به سرمایه‌گذاران انفرادی نمی‌فروشند، سهام صندوق‌های قابل معامله در بورس در بلوک‌های بزرگ که اصطلاحاً به یونیت ایجاد و انتشار[۳] معروف است منتشر و در اختیار سرمایه‌گذاران نهادی قرار می‌گیرد.
  • فروش یونیت‌های ایجاد و انتشار به سرمایه‌گذاران نهادی، به صورت غیر نقدی انجام می‌شود و سرمایه‌گذاران در مقابل یونیت‌های دریافتی، سبدی از اوراق بهادار را که به طور معمول همانند پرتفوی صندوق است، در اختیار صندوق قرار می‌دهند.
  • سرمایه‌گذاران نهادی پس از خرید یونیت‌های ایجاد و انتشار، آن‌ ها را تفکیک کرده و در بازار دست دوم به سرمایه‌گذاران انفرادی واگذار می‌کنند.
  • سرمایه‌گذاران انفرادی برای فروش سهام صندوق قابل معامله در بورس دو راه دارند:
  • فروش سهام به سرمایه‌گذاران دیگر در بازار
  • بازگرداندن سهام به صندوق

بازگرداندن سهام به صندوق تنها در مقیاس یونیت ایجاد و انتشار و به صورت غیر نقدی امکان پذیر است. به عبارت دیگر سرمایه‌گذاران به جای وجه نقد، اوراق بهادار موجود در پرتفوی را دریافت می‌کنند. برای نمونه صندوق قابل معامله در بورسی که در شاخص داوجونز سرمایه‌گذاری کرده است به سرمایه‌گذاران متقاضی بازگرداندن یونیت‌ها، سهام موجود در شاخص داوجونز واگذار می‌کند.

  • محدودیت یاد شده در بازخرید سهام صندوق مانع از آن می‌شود که صندوق‌های قابل معامله در بورس خود را، صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک بنامد. (علی سنگینیان، مرکز تحقیقات و توسعه بازار سرمایه ایران).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صندوق قابل معامله در بورس

 

صندوق شاخصی

 

یونیت تراست

صندوق سرمایه گذاری با سرمایه ثابت صندوق سرمایه گذاری مشترک  

 

دارد

بسته به ساختار صندوق امکان ایجاد با همکاری حامیان صندوق

 

دارد

 

ندارد

 

بازار ثانویه

تنها در مقیاس بزرگ و غیر نقدی

 

دارد

 

دارد

 

ندارد

 

دارد

امکان بازخرید سهام

 

بازار

ارزش خالص دارایی ارزش خالص دارایی

 

بازار

ارزش خالص دارایی شیوه تعیین قیمت

 

غیر فعال

 

غیر فعال

 

تقریباً غیرفعال

 

فعال

 

فعال

نوع مدیریت پرتفوی

 

پیوسته

بسته به ساختار صندوق

 

عرضه اولیه

 

عرضه اولیه

 

پیوسته

 

فروش سهام

 

بله

 

خیر

 

خیر

 

خیر

 

بله

معاملات ابزار مشتقه

 

مقایسه انواع صندوق‌های سرمایه‌گذاری – علی سنگینیان

 

 

  1. Sponsors
  2. Passive Management
  3. Creation Unit
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ب.ظ ]




صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک

 

صندوق سرمایه‌گذاری مشترک، شرکت یا موسسه‌ای است که مجموعه‌ای از وجوه جمع‌ آوری شده سرمایه‌گذاران را سرمایه‌گذاری می‌کند و امکان مدیریت حرفه‌ای و تنوع سازی مناسب را فراهم می‌کند، چیزی که سرمایه‌گذاران به تنهایی قادر به انجام آن نمی‌باشند. صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک از جمله فعالان اصلی بازار سرمایه بشمار می‌آیند و در طی سال‌های اخیر به جایگاه ویژه‌ای در این بازار دست یافته‌اند. رشد روزافزون این صندوق‌ها در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه نمایانگر اقبال عمومی به آن‌ ها در عرصه اقتصاد ملی است. منطق کار ساده و جذاب، مهم‌ترین عامل در توجه سیاستگذاران و سرمایه‌گذاران به این شرکت‌ها است. یک شرکت سرمایه‌گذاری با سرمایه باز که سهام خود را به ارزش خالص دارایی‌ها[۲] (NAV) خریداری می‌کند (بازخرید می‌کند) و به‌صورت مداوم سهام جدید به سرمایه‌گذاران عرضه می‌کنند، به سرمایه‌گذاران کوچک این امکان را می‌دهد که به صورت غیرمستقیم در مجموعه متنوعی از اوراق بهادار مثل سهام و اوراق قرضه سرمایه‌گذاری کنند. هر سرمایه‌گذار در سود و زیان صندوق شریک است. NAV صندوق هر روز مشخص می‌شود. هر صندوق در سرمایه‌گذاری خود به امیدنامه‌ای که برای آن تدارک دیده شده است توجه می‌کند. صندوق مشترک سرمایه‌گذاری چیزی به جز مجموعه‌ای از سهام و اوراق قرضه نمی‌باشد. فرض کنید که یک شرکت گروهی از مردم را جمع‌ آوری کرده و پول آن‌ ها را در سهام، اوراق قرضه و سایر اوراق بهادار سرمایه‌گذاری می‌کند. هر سرمایه‌گذار سهام‌هایی را به دست می‌آورد که نشان دهنده مالکیت بخشی از دارایی‌های صندوق است. در واقع می‌توان گفت که ویژگی اصلی این صندوق‌ها، نوسان دائمی میزان سرمایه آن‌هاست، به همین دلیل است که شرکت‌های سرمایه‌گذاری با بنیان باز به شرکت‌های با سرمایه متغیر نیز معروف هستند. این ویژگی از آمادگی آن‌ ها در فروش و بازخرید پیوسته واحدهایشان ناشی می‌شود. به عبارت دیگر صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک در هر زمان و به هر میزان مورد تقاضا، به فروش واحد اقدام می‌کنند یا واحدهای خود را در صورت لزوم براساس ارزش ویژه یا ارزش خالص دارایی‌ها بازخرید می‌کنند.

عکس مرتبط با اقتصاد

۲-۴-۱- ویژگی‌ها و مزایای صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک

 

صندوق‌های سرمایه‌گذاری به عنوان یکی از موفق‌ترین واسطه‌های مالی از نظر حجم معاملات، میزان سرمایه تحت تملک، جذب مخاطبان عام و مدیریت حرفه‌ای سبدهای اوراق بهادار به پیشرفت‌های شگرفی در بازارهای مالی پیشرفته دنیا طی سی سال گذشته دست یافته‎اند. به طورکلی در ادبیات مالی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری محلی برای انباشت سرمایه‌های خرد وکلان افراد مختلف جامعه می‌باشد که مزایای فراوانی را برای سرمایه‌گذاران غیرحرفه‌ای به همراه آورده که آن‌ ها را از دیگر واسطه‌های مالی متمایز می‌سازد. (پورزمانی وهمکاران، ۱۳۸۹، ص۸۸)

درذیل به برخی از این مزایا اشاره می‌گردد:

      • جایگزینی برای خرید سهام شرکت‌های بورسی: شخصی که تعدادی از واحدهای سرمایه‌گذاری یکی از صندوق‌ها را در اختیار دارد در واقع مالک سهام چند شرکت است که صندوق از محل دارایی‌های خود به عنوان سبد سرمایه‌گذاری خریداری نموده است. بدین ترتیب سود یا زیان مالکان واحدهای سرمایه‌گذاری صندوق، تحت تأثیر مستقیم نوسان قیمت مجموعه سهام موجود در سبد سرمایه‌گذاری صندوق است.
      • وجود مدیریت حرفه ای: منظور از مدیریت حرفه ای، مقایسه تخصص و توان مدیران با تجربه و آشنا با بازار سهام با سرمایه‌گذارانی است که تجربه کافی یا زمان و امکانات مناسب تحلیل برای تشکیل سبد سرمایه‌گذاری به صورت مستقل را ندارند.

    تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

    • نقد شوندگی: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های هر سرمایه ای، قابلیت تبدیل به وجه نقد شدن آن در زمانی است که سرمایه‌گذار به هردلیل تصمیم به تغییر موضع سرمایه‌گذاری خود و خروج می‌گیرد. با توجه به ارکانی که در صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک در سهام پیش بینی شده است سرمایه‌گذاران در هر زمان می‌توانند با توجه به خالص ارزش روز دارایی‌های موجود در صندوق و پس از کسر هزینه‌های مربوطه، تمام یا تعدادی از واحدهای سرمایه‌گذاری خود را به وجه نقد تبدیل نموده، اصطلاحاً ابطال نمایند. (خانزاده، مدیریت آموزش بورس و اوراق بهادار تهران، ص۱)
    • تنوع بخشی اوراق بهادار و کاهش ریسک: صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک می‌توانند در زمینه تنوع بخشی سرمایه‌گذار را یاری نمایند. در حقیقت سرمایه‌گذار با انتخاب صندوق سرمایه‌گذاری مشترک برای سرمایه‌گذاری، علاوه بر مدیریت حرفه ای دارایی‌هایش از مزایای تنوع بخشی نیز استفاده می‌کند. (جیسون ریچ، ۲۰۰۷).

تنوع بخشی در سرمایه‌گذاری‌های صندوق موجب کاهش ریسک می‌شود، چرا که اگر در یکی از دارایی‌های سرمایه‌گذاری شده افتی پدید آید، دیگر دارایی‌های موجود در صندوق به جبران آن می‌پردازند. به خصوص اگر مدیر سرمایه‌گذاری صندوق در طیفی از دارایی‌ها شامل سهام، اوراق قرضه، ابزارهای بازار پول و در چند ناحیه جغرافیایی مختلف سرمایه‌گذاری کرده باشد.

  • صرفه جویی نسبت به مقیاس: با توجه به اینکه صندوق‌های سرمایه‌گذاری از گردآوری پول‌های اندک تعداد زیادی سرمایه‌گذار تشکیل می‌شوند، بنابراین امکان استفاده از مزایای یک مجموعه سرمایه‌گذاری بزرگ برای اجرای آن فراهم خواهد بود. طبیعی است که یک سرمایه‌گذار به تنهایی امکان پرداخت هزینه‌های مشاوره و یا استفاده از نرم افزارهای مختلف اطلاع رسانی را نخواهد داشت، ولی با کنارهم قرار گرفتن سرمایه‌های اندک سرمایه‌گذاران خرد، امکان استفاده از مزایای این چنین فراهم خواهد شد.
  • انگیزه مدیریت صندوق‌های سرمایه‌گذاری: با توجه به ساختار طراحی شده صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک در سهام و ارتباط مستقیم بین رشد ارزش دارایی‌های صندوق و منتفع شدن مدیر و سایر ارکان صندوق، قابل پیش بینی است که مدیر انگیزه کافی برای تشکیل بهترین ترکیب سبد سرمایه‌گذاری را داشته، تلاش نماید تا خالص ارزش دارایی‌های صندوق را به حداکثر ممکن برساند. (خانزاده، مدیریت آموزش بورس و اوراق بهادار تهران،ص۲)

 

۲-۴-۲- معایب صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک

 

  • مدیریت حرفه ای: توجه داشته باشید که در زمان ذکر مزایای صندوق، عامل مدیریت حرفه ای را با قید حداقل در تئوری آوردیم. عده ای از سرمایه‌گذاران در این مورد که مدیران صندوق‌ها بهتر از ما اوراق بهادار مناسب را تشخیص می‌دهند تشکیک می‌کنند. مدیران لغزش ناپذیر نمی‌باشند و در صورتی هم که صندوق زیان می‌کند حقوق خود را دریافت می‌کنند. (و یا به گونه ای دیگر می‌توانند مزایای خود را کسب کرده باشند).
  • هزینه‌ها: صندوق‌های مشترک سرمایه‌گذاری تنها به این علت به وجود نیامده اند که زندگی شما را آسانترکنند، هرصندوقی به دنبال کسب سود برای مؤسسان آن نیز می‌باشد. صنعت صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک در مخفی کردن هزینه‌ها در لابلای عبارات پیچیده استادی تمام دارند.
  • رقیق سازی: به علت تنوع سازی زیادی که صورت گرفته است بازده‌های عالی شرکت‌های مختلف صندوق در میان انبوه شرکت‌ها گم می‌شود و اثر کمی بر عایدی کل صندوق دارد. رقیق سازی ممکن است حاصل فرایند بزرگ شدن صندوق‌های موفق نیز باشد. به این صورت که مدیریت با پول‌های زیاد و جدید سرازیر شده به صندوق مواجه می‌شود، ولی نمی‌تواند زمینه‌های سرمایه‌گذاری‌های موفق قبلی را پیدا کند و همان بازدهی را از پول‌های جدید به دست آورد.
  • نامناسب برای سرمایه‌گذاری‌های کوتاه مدت: به دلیل کارمزد قابل توجه معاملات اوراق، چنین سرمایه‌گذاری برای کوتاه مدت چندان مناسب نیست و سود رضایت بخشی را برای سرمایه‌گذار نخواهد داشت.
  • عدم امکان دسترسی سریع به وجه نقد: از آنجایی که طبیعت چنین سرمایه‌گذاری‌هایی بلند مدت است، امکان نقدشوندگی سریع برای آن فراهم نیست و بازپرداخت وجه اوراق فروخته شده تا هفت روز می‌تواند به تعویق بیفتد.
  • ریسک پذیری: هر چند در مقایسه با بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های دیگر از ریسک پذیری کمتری برخوردار است ولیکن ریسک‌های زیر برای چنین اوراقی متصور است:
  • ریسک بازار: که به واسطه نوسان قیمت اوراق بهادار موجود در سبد دارایی و سود حاصل از آن به وجود می‌آید و هیچ تضمین و بیمه ای برای آن وجود ندارد.
  • ریسک عملیاتی: به واسطه عدم اطمینان از عملکرد مدیریت صندوق و ارکان آن به وجود می‌آید. (خانزاده، مدیریت آموزش بورس و اوراق بهادار تهران،ص۳).

۲-۵- بازده مازاد بر بازار

 

 بازده مازاد بر بازار هریک از صندوق‌های سرمایه‌گذاری از اختلاف بازده هر صندوق سرمایه‌گذاری و بازده بازار به دست می‌آید. دراینجا توضیحاتی را به تفصیل دررابطه با بازده وشاخص‌ها بخصوص شاخص کل آورده‌ایم:

۲-۶- بازده صندوق‌های سرمایه‌گذاری

 

هدف اصلی صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک ایجاد درآمد و فراهم نمودن فرصت رشد برای سرمایه‌گذاری صورت گرفته بر روی سهام عادی است. صندوق‌ها در درجه اول سرمایه‌گذاری خود را در سهام عادی شرکت‌های بزرگ و معتبر و نیز ابزارهای مالی مطرح در بازار سرمایه متمرکز می‌نمایند. یکی از معیارهای انتخاب سهام عادی برای صندوق، شرکت‌هایی هستند که دارای تاریخچه مناسبی از سود ایجاد شده هر سهم و سود تقسیمی هر سهم می‌باشند. با تمرکز بر تأمین خواسته‌های سرمایه‌گذاران نهادی و افراد با ریسک متوسط، استراتژی اصلی صندوق، سرمایه‌گذاری در سهام عادی با کیفیت بالا و نیز اوراق بهادار قابل تبدیل به سهام عادی است. (گزارشات سایت مدیریت پژوهش و مطالعات اسلامی سازمان بورس و اوراق بهادار، ۱۳۸۸).

 

۲-۶-۱- تعریف بازده

 

در بیانی ساده می‌توان بازده را اینگونه تعریف نمود: ” هر سهم یا هر پرتفوی‌ای از سهام اگر در فاصله خاصی از زمان خریداری، نگهداری و فروخته شود، بازده خاصی نیز نصیب دارنده آن می کند. این بازدهی، شامل تغییر قیمت و منافع حاصل از مالکیت است. اصطلاح نرخ بازده (یا نرخ عایدی) برای توصیف نرخ افزایش یا کاهش سرمایه‌گذاری در طول دوره نگهداری دارایی به کار می‌رود. ” (راعی، ۱۳۸۳، ص ۱۱۲)

۲-۶-۲- اجزای بازده

 

اصولاً مبلغ یا مبالغی که امروز توسط سرمایه‌گذار درخرید اوراق بهادار نظیر سهام عادی صرف می‌شود پتانسیل کسب دونوع سود یا عایدی دارد:

الف- سود دریافتی: مهم‌ترین جزء بازده، سودی است که به صورت جریانات نقدی دوره‌ای سرمایه‌گذاری بوده و می‌تواند به شکل بهره یا سود تقسیمی باشد. ویژگی متمایز این دریافت‌ها این است که منتشرکننده پرداخت‌هایی را به صورت نقدی به دارنده دارایی پرداخت می‌کند. این جریانات نقدی با قیمت اوراق بهادار نیز مرتبط است.

ب- سود (زیان) سرمایه: این جزء که ناشی از افزایش (کاهش) قیمت دارایی است، را سود (زیان) سرمایه می‌گویند. این سود (زیان) سرمایه ناشی از اختلافات بین قیمت خرید و قیمت در زمانی است که دارنده اوراق قصد فروش آن‌ ها را دارد. این اختلافات می‌تواند سود و یا زیان باشد.

درحالت کلی می‌توان بازده را اینگونه تعریف کرد:

افزایش قیمت

±      سود دریافتی  =  بازده کل هرورقه بهادار

کاهش قیمت

فرمول ۲-۱- روش محاسبه بازده کل

 

معادله فوق، عبارت مفهومی بازده کل برای هر ورقه بهادار است. عبارت فوق را می‌توان اینگونه بیان کرد: نرخ بازده کل اوراق بهادار، شامل مجموع دو جزء سود دریافتی و تغییرات قیمت است. هریک از این دو جزء می‌توانند صفر باشند و یا تغییرات قیمت می‌تواند منفی باشد، اما سود دریافتی نمی‌تواند منفی باشد. (شهمیرزادی، ۱۳۸۸، ص۲۸)

۲-۶-۳-انواع بازده

 

تعیین تفاوت میان بازده تحقق یافته و بازده مورد انتظار بسیار با اهمیت است:

الف- بازده تحقق یافته[۴]: بازده‌ای است که واقع شده است یا بازده‌ای است که کسب شده است. درواقع بازده تحقق یافته، بازده‌ای است که به وقوع پیوسته است.

ب- بازده مورد انتظار[۵]: عبارت است از بازده تخمینی یک دارایی که سرمایه‌گذاران انتظار دارند در یک روز آینده به دست آورند. بازده موردانتظار با عدم اطمینان همراه است. سرمایه‌گذاران برای کسب بازده موردانتظار بایستی یک نوع دارایی را خریداری کنند و توجه داشته باشند که این بازده ممکن است تحقق نیابد.

سرمایه‌گذاری بر روی اوراق بهادار ریسک دار و بلندمدت می‌تواند باعث برآورده شدن بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران باشد، درحالی که در کوتاه‌مدت این امر کمتر اتفاق می‌افتد. (شهمیرزادی، ۱۳۸۸، ص۲۹)

۲-۷- شاخص

کلمه شاخص در کل به معنای نمودار یا نشان دهنده یا نماینده می‌باشد. شاخص کمیتی است که نماینده چند متغیرهمگن می‌باشد و وسیله‌ای برای اندازه‌گیری و مقایسه پدیده‌هایی است که دارای ماهیت و خاصیت مشخصی هستند که برمبنای آن می‌توان تغییرات ایجادشده در متغیرهای معینی را در طول یک دوره بررسی نمود.

محاسبه شاخص برای هرشرکت، صنعت یا گروهی امکان‌پذیراست ومی‌توان آن را محاسبه نمود. برای محاسبه شاخص، یک سال را به عنوان سال مبنا یا پایه فرض کرده و پس ازتقسیم ارزش جاری بر ارزش مبنا (ارزش سال پایه) آن را در عدد ۱۰۰ ضرب می‌کنیم. عدد به دست آمده شاخص آن گروه یا دسته موردنظر را به ما نشان می‌دهد.

۲-۷-۱- فوائد شاخص‌ها

 

محاسبه و بررسی اعداد شاخص فوائد زیادی برای تجزیه و تحلیل فرایند مورد بررسی و پیش بینی نتایج احتمالی آن دارد. این تجزیه و تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌ها اطلاعاتی را برای تصمیم‌گیری‌های مختلف فراهم می‌آورد. به‌طور خلاصه فوائد شاخص‌ها به شرح زیر است:

  • از اعداد شاخص تغییرات احتمالی در آینده را می‌توان بررسی کرد.
  • شاخص‌ها وسائلی هستند برای مقایسه کردن تغییرات یک پدیده در دو زمان متفاوت.
  • اعداد شاخص بیانگر اطلاعات عمومی و کلی درباره ترکیب یک سازمان است.
  • با شاخص‌ها می‌توان تغییرات گروهی چند پدیده را با هم مقایسه نمود.
  • به وسیله شاخص‌ها می‌توان فعالیت‌های اقتصادی را به طور محرمانه از نظر رقبا دور نگه داشت. (اکباتانی، ۱۳۷۳، ص۱۴)

۲-۷-۲- انواع شاخص‌ها

 

درهر بازار بورس و اوراق بهاداری می‌توان بنابراحتیاج وکارایی‌شاخص‌های زیادی را تعریف و محاسبه نمود. درتمام بورس‌های دنیا نیز شاخص‌های زیادی برای گروه‌ها وشرکت‌های مختلف محاسبه می‌شود. به‌عنوان مثال در بازار سهام آمریکا شاخص داوجونز تغییرات ۳۰ شرکت صنعتی،۲۰ شرکت حمل ونقل و ۱۵ شرکت خدماتی را نشان می‌دهد و یا شاخص نزدک تغییرات سهام خارج از بورس را نشان می‌دهد. دیگرشاخص‌های معروف برخی از بورس‌های دنیا عبارت‌اند از:

  • بورس نیویورک S&P250 که برای ۲۵۰ شرکت محاسبه می‌شود و S&P500 که برای ۵۰۰ شرکت محاسبه می‌شود.
  • بورس‌لندن FTSE، توکیو NIKIIE و TOPIX وآمستردام AEX.، فرانسه CAC وآلمان DAX می‌باشند.

در بورس و اوراق بهادار تهران نیز شاخص‌های زیادی محاسبه می‌گردد که هرشخص یا گروهی بنا به نیاز خود ازآنها استفاده می‌کند، بطورمثال می‌توان از شاخص کل قیمت، شاخص بازده نقدی،  شاخص کل قیمت و بازده نقدی، شاخص صنعت، شاخص مالی، شاخص شرکت، شاخص ۵۰ شرکت برتر و…نام برد که ما در این قسمت شاخص بازده کل و به تبع آن شاخص کل قیمت وشاخص بازده نقدی را به تفصیل آورده‌ایم:

۲-۷-۲-۱- شاخص کل

 

منظور از شاخص کل در ابتدا شاخص قیمت (Tepix) بوده که از فروردین ۱۳۷۷ به شاخص قیمت و بازده نقدی ( Tedpix)  تغییر یافته و در بورس تهران محاسبه و منتشرشده است. تغییرات این شاخص نشان دهنده بازده کل بورس است و از تغییرات قیمت و بازده نقدی پرداختی متاثر می‌شود. شیوه محاسبه آن مانند شاخص کل قیمت است وتنها تفاوت میان آن دو در شیوه تعدیل آن‌هاست که درصورت پرداخت سود نقدی نیز تعدیل پایه می‌شود. (مدیریت آموزش بورس و اوراق بهادار تهران، ۱۳۹۴، ص۶)

شاخص کل بیانگر سطح عمومی قیمت  و سود سهام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس است، به بیان ساده‌تر، “تغییرات شاخص کل در واقع بیانگر میانگین بازدهی سرمایه‌گذاران در بورس است". لازم است در این خصوص مقداری توضیح دهیم. همانگونه که در قسمت قبل ذکر شد بازدهی سرمایه‌گذاران در بورس از دو طریق به دست می‌آید. اول دریافت سود نقدی سالیانه و دوم، تغییر قیمت سهم در طول دوره سرمایه‌گذاری. تغییرات شاخص کل نیز دقیقاً بیانگر میانگین بازدهی بورس است و برای به دست آوردن نرخ بازده شاخص کل به عنوان بازده بازار به صورت زیر عمل می‌کنیم:

  =نرخ بازده شاخص کل) بازده بازار)
شاخص کل در ابتدای دوره –  شاخص کل درپایان دوره
شاخص کل درابتدای دوره
فرمول ۲-۲- روش محاسبه بازده بازار

 

 

 

 

 

  • دونکته قابل توجه درخصوص شاخص کل می‌بایست مدنظر سرمایه‌گذاران باشد:

 

  • نکته اول اینکه افزایش شاخص کل، لزوماً به معنای سودآوری سهام همه شرکت‌های حاضر در بورس نیست. همانطور که کاهش شاخص کل نیز لزوماً به معنای ضرردهی سهام همه شرکت‌ها در بورس نیست. زیرا همانگونه که گفته شد، شاخص کل، بیانگر میانگین بازدهی بورس است و چه بسا، دربرخی موارد، علیرغم رشد قابل توجه شاخص کل بورس، برخی سهام با افت قیمت مواجه شده و سهامداران خود را با زیان مواجه سازند و یا در مواقعی که شاخص کل با کاهش مواجه است، برخی سرمایه‌گذاران که سهام ارزنده‌ای را در سبد سهام خود دارند، سود قابل قبولی به دست می‌آورند. بنابراین سرمایه‌گذاران نباید صرفاً با اتکا به اخبار رشد شاخص کل و بدون بررسی کامل درخصوص ارزش ذاتی سهام، اقدام به سرمایه‌گذاری در بورس کنند و حتی در شرایط رشد مستمر شاخص کل نیز در انتخاب سهام، کاملاً دقت نمایند.

 

  • نکته دوم ارتباط بین شاخص کل و سبد سهام است. همانطور که در ادامه نیز خواهیم گفت یکی از اصول مهم سرمایه‌گذاری در بورس، تشکیل سبد سهام متنوع است. هر اندازه سبد سهام یک سرمایه‌گذار متنوع‌تر و به ترکیب سهام شرکت‌های موجود در بورس نزدیک‌تر باشد، بازدهی آن سرمایه‌گذار نیز به متوسط بازدهی کل بورس که توسط شاخص کل نشان داده می‌شود، نزدیک‌تر خواهد بود. تا آنجا که اگر فردی بتواند ترکیب سهام موجود در سبد سهام خود را به طور کامل منطبق بر ترکیب تمام سهام حاضر در بورس نماید، بازدهی وی نیز به طور کامل منطبق بر نوسانات شاخص کل بورس خواهد بود. مثلاً با رشد ۲۰ درصدی شاخص، وی نیز حدوداً ۲۰ درصد سود به دست خواهد آورد.(مدیریت آموزش بورس و اوراق بهادار، ۱۳۹۴)

۲-۷-۲-۲- شاخص کل قیمت

 

شاخص کل قیمت یکی از اصلی‌ترین شاخص‌های بورس تهران است که روش محاسبه آن براساس فرمول لاسپیرز انجام می‌گیرد:

 

= شاخص کل قیمت
۱۰۰ ×

(ارزش جاری بازار×تعداد سهام منتشره)

(ارزش پایه سهام×تعدادسهام درسال پایه)

فرمول ۲-۳- روش محاسبه شاخص کل قیمت

 

 

در این محاسبه سال پایه سال ۱۳۶۹ می‌باشد. این شاخص گویای آن است که ارزش بازار نسبت به یک سال پایه یا همان سال ۱۳۶۹ چند برابرشده، فرضاً شاخص ۱۲۷۰۰ نشان می‌دهد که ارزش بازار نسبت به سال ۱۳۶۹، ۱۲۷ برابر گردیده است.

  • شاخص کل قیمت در بورس تهران برای سه گروه محاسبه می‌شود که عبارت‌اند از:
  • شاخص قیمت کل بازار: که در محاسبه آن قیمت سهام تمام شرکت‌های معامله شده تأثیر داده می‌شود.
  • شاخص قیمت تالاراصلی: که در محاسبه آن فقط قیمت سهام شرکت‌های معامله شده درتالاراصلی تأثیر داده می‌شود.
  • شاخص قیمت تالارفرعی: که در محاسبه آن فقط قیمت سهام شرکت‌های معامله شده در تالار فرعی تأثیر داده می‌شود.
  • شاخص کل قیمت دارای سه ویژگی به صورت زیر است:
  • موزون بودن: بدین معنا که چون در محاسبه آن ارزش سهام درتعدادسهام منتشره ضرب می‌گردد، پس تغییرات قیمت سهام براساس تعداد سهام منتشرشده شرکت‌ها در شاخص تأثیرگذاراست، یعنی هرچقدرتعداد سهام منتشره شرکت بیشتر باشد، تغییرات قیمت سهم موردنظر تأثیر بیشتری بر روی شاخص خواهد گذاشت.
  • جامع بودن: این شاخص به لحاظ اینکه بر اساس تغییرات سهام تمام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار محاسبه می‌گردد، لذا خصوصیت جامع بودن را داراست.
  • در دسترس بودن: شاخص کل قیمت به لحاظ اینکه به صورت لحظه‌ای توسط سازمان بورس و اوراق بهادار محاسبه و در اختیار افراد قرار می‌گیرد، لذا دارای خصوصیت در دسترس بودن می‌باشد.

۲-۷-۲-۳- شاخص بازده نقدی

 

از تفاضل منطقی شاخص قیمت و بازده نقدی از شاخص کل قیمت به دست می‌آید و نشان دهنده تغییرات بازده نقدی سهام می‌باشد.

نکته: عدد پایه شاخص‌های قیمت و بازده نقدی و بازده نقدی سهام در ابتدای سال ۱۳۷۷ برابر ۱۶۵۳/۰۸ در نظرگرفته شده که هم‌جنسی این دو را با شاخص کل قیمت در آن تاریخ امکان‌پذیر می‌سازد.

  1. Mutual Funds
  2. Net Asset Value(NAV)
  3. Excess return on market
  4. Realized Return
  5. Expected Return
  6. Index
  7. Tehran dividend and price index (Tedpix)
  8. Tehran price index (TEPIX)
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ب.ظ ]




تعریف ریسک

 

از میان تعاریف مختلف به عمل آمده از واژه ” ریسک ” می‌توان به این موارد  اشاره نمود:

دانلود پایان نامه

    • فرهنگ وبستر[۱]، ریسک را ” در معرض خطر قرار گرفتن ” تعریف کرده است.
    • فرهنگ لغات سرمایه‌گذاری[۲] نیز ریسک را ” زیان بالقوه سرمایه‌گذاری که قابل محاسبه است ” می‌داند.
    • در فرهنگ مدیریت رهنما، در تعریف ریسک آمده است: ” ریسک عبارتست از هر چیزی که حال یا آینده دارایی یا توان کسب درآمد شرکت، موسسه یا سازمانی را تهدید می‌کند “.
    • همچنین می‌توان ریسک را ” امکان وقوع یک رویداد نامطلوب ” تعریف نمود. (راعی، ۱۳۷۷، ص ۱۸). اما در مباحث مربوط به تئوری‌های مالی و تصمیمات سرمایه‌گذاری، ریسک به معنای ” میزان اختلاف بازده واقعی یک سرمایه‌گذاری با بازده مورد انتظار آن ” است. (جونز، ۱۳۸۲، ص ۱۶)
    • گیلب ریسک را این چنین معرفی می‌کند: هر پدیده ای که بتواند نتیجه حاصل از آنچه سرمایه‌گذار انتظار دارد را منحرف سازد ریسک نامیده می‌شود. (Gilb, 2002)
    • اولین بار هری مارکوویتز (Markowitz, 1952) بر اساس تعاریف کمی ارائه شده، شاخص عددی[۳] برای ریسک معرفی کرد. وی ریسک را انحراف معیار چند دوره ای یک متغیر تعریف کرد.
  • دیدگاه دیگری در خصوص تعریف ریسک وجود دارد که تنها به جنبه منفی نوسانات توجه دارد. هیوب ریسک را احتمال کاهش درآمد یا از دست دادن سرمایه تعریف می‌کند. (Hube, 1998)
  • هر نوع سرمایه‌گذاری با عدم اطمینان‌های مواجه می‌گردد که بازده سرمایه‌گذاری را درآینده مخاطره آمیز می‌سازد. ریسک یک دارایی سرمایه ای بدین خاطر است که این احتمال وجود دارد که بازده حاصل از دارایی کمتر از بازده مورد انتظار باشد. بنابراین ریسک عبارت است از احتمال تفاوت بین بازده واقعی و بازده پیش بینی شده و یا می‌توان گفت: ریسک یک دارایی عبارت است از تغییر احتمالی بازده آتی ناشی از آن دارایی.

۲-۸-۲- منابع ریسک

 

عوامل تشکیل دهنده ریسک که باعث تغییر قیمت سهم در بازار می‌شوند را می‌توان در مقوله‌های ریسک سیاسی، ریسک تجاری، ریسک نوسان نرخ بهره، ریسک بازار، ریسک نرخ تورم، ریسک مالی، ریسک نقد شوندگی و ریسک نرخ ارز دسته بندی نمود. در ادامه به توضیح مختصری از هرکدام از موارد فوق پرداخته می‌شود.

  • ریسک سیاسی[۴]:

ریسک سیاسی یا کشور عبارت است از کاهش ارزش سرمایه، که به دلیل تغییرات در سیاست‌ها و نظام‌های سیاست‌گذاری یک کشور رخ می‌دهد. این ریسک به انتظارات سرمایه‌گذار نسبت به آینده سیاسی کشور بستگی دارد. بنابراین تغییراتی که در قیمت رخ می‌دهد از کنترل شرکت منتشر کننده سهام، خارج است. (راعی و پویان‎فر، ۱۳۹۱،ص۲۲۶).

  • ریسک تجاری[۵]:

تغییراتی که در قدرت سود دهی یک شرکت روی می‌دهد، احیاناً باعث ضرر سرمایه ای یا کاهش بازده سالانه سرمایه‌گذاری خواهد شد. ریسک تجاری را، در ناتوانی یک شرکت در پایداری صحنه رقابت، یا در حفظ نرخ رشد، و یا ثبات میزان سود دهی در کوتاه مدت یا بلند مدت، می‌توان تعریف کرد. در چنین حالتی، میزان سود تقسیمی شرکت، کاهش می‌یابد و این کار بر بازدهی و تغییر پذیری بازدهی سالانه، آثار نامطلوبی می‌گذارد. (راعی و پویان‎فر، ۱۳۹۱،ص۲۲۶)

  • ریسک نوسان نرخ بهره[۶]:

بسیاری از سرمایه‌گذاران، خرید اوراق بهادار با بازدهی ثابت یا اوراق قرضه‌های معتبر را راه حلی برای رهایی از ریسک می‌دانند. ولی باید یادآور شد که این نوع اوراق بهادار دارای ریسک نرخ بهره هستند. ریسک نرخ بهره، یعنی ریسک کاهش ارزش اصل سرمایه (البته به لحاظ تغییر در نرخ بهره اوراق بهاداری که به تازگی انتشار می‌یابند). (راعی و پویان‎فر، ۱۳۹۱، ص۲۲۷)

  • ریسک نرخ تورم[۷]:

ریسک تورم، ریسک کاهش ارزش اصل و فرع سرمایه، به دلیل کاهش قدرت خرید پول می‌باشد. تورم، می‌تواند بازده واقعی سهام عادی را کاهش دهد. اگر بعد از خرید اوراق بهادار نرخ تورم افزایش یابد، نرخ بهره در بازار نیز افزایش خواهد یافت و افزایش نرخ بهره بازار، موجب کاهش ارزش و قیمت اوراق بهاداری خواهد شد که قبلاً منتشر شده‌اند. (راعی و پویان‎فر، ۱۳۹۱، ص۲۲۷)

  • ریسک مالی[۸]:

مقصود از ریسک مالی، ریسک اضافی ناشی از استفاده از بدهی است که تحت عنوان اهرم مالی مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. هر قدر شرکت وام بیشتری بگیرد (اوراق قرضه بیشتری منتشر کند)، حاشیه سود خالص شرکت کمتر خواهد شد و ریسک سهام عادی آن بیشتر می‌شود. (راعی و پویان‎فر، ۱۳۹۱، ص۲۲۸)

 

  • ریسک نقد شوندگی[۹]:

اصولاً سرمایه‌گذاران، نقد شوندگی را از این دیدگاه مورد توجه قرار می‌دهند، که بتوانند یک دارایی را سریعاً بخرند یا بفروشند، بدون آنکه قیمت آن دستخوش تغییرات شدید شود و از همین دیدگاه است که می گویند دارایی مذبور دارای قدرت نقدشوندگی بالایی است. هر قدر خرید و فروش یک دارایی سریع تر انجام شود، ریسک نقد شوندگی کمتر می‌شود. اوراق و اسناد خزانه (در آمریکا) به ویژه اوراق خزانه ۳۰ تا ۹۰ روزه، ریسک نقد شوندگی ندارند. زیرا سرمایه‌گذاران می‌توانند به سرعت و بدون کاهش قیمت این اوراق را بخرند یا بفروشند. نقطه مخالف این وضعیت، وقتی است که یک نفر بخواهد در سهام شرکت‌های کوچک، سرمایه‌گذاری کند که برای خرید و فروش آن‌ ها باید چند روز یا چند هفته منتظر بماند و در مواردی هم باید قیمت پیشنهادی فروش را کمتر نماید. (فبوزی، مودیلیانی و فری، ۱۳۷۶، صص ۳۹۳-۳۹۴).

  • ریسک نرخ ارز[۱۰]:

این ریسک، در اثر خرید اوراق بهاداری که با نرخ ارز متفاوتی منتشر شده‎اند، به وجود می‎آید. احتمال این ریسک وقتی بیشتر می‎شود که سرمایه‎گذار دارایی‎هایی را در کشور‎های مختلف خریداری نماید.( راعی و پویان‎فر، ۱۳۹۱، ص۲۲۹)

۲-۸-۳- انواع ریسک

 

تحلیل گران مالی، تمامی ریسکی که یک سرمایه‌گذاری دارد را ریسک کل سرمایه‌گذاری می‌نامند و آن را به دو دسته تقسیم می‌کنند. آن دسته از ریسک‌هایی که ماهیتاً وجود دارند از قبیل ریسک بازار یا ریسک نوسان نرخ بهره و آن دسته از ریسک‌هایی که برای اوراق خاصی وجود دارد از قبیل ریسک مالی و تجاری. در ادامه این دو نوع ریسک که تحلیل گران مالی به آن‌ ها ریسک سیستماتیک و ریسک غیر سیستماتیک می گویند، تشریح می‌شود:

ریسک کل = ریسک سیستماتیک + ریسک غیر سیستماتیک

ریسک کل = ریسک غیر قابل تنوع + ریسک قابل تنوع

ریسک کل = ریسک بازار + ریسک غیر بازار

 

 

 

 

 

 

 

 

تقسیم کلی به این دو جزء در تجزیه و تحلیل سرمایه‌گذاری کار متداولی شده است، در واقع وقتی در مورد مدیریت پرتفوی صحبت می‌کنیم می‌توانیم به اهمیت این تقسیم بندی پی ببریم.

  • ریسک غیر سیستماتیک (غیر بازار)

ریسک غیر سیستماتیک آن بخش از ریسک کل است که منحصر به یک شرکت یا صنعت است. عواملی از قبیل مدیریت، ظرفیت، ترجیحات مصرف کننده و اعتصابات کارگری باعث نوسان در بازده‌های یک شرکت می‌شود. عوامل غیر سیستماتیک عمدتاً مستقل از عوامل تأثیرگذار بر بازار اوراق بهادار هستند. چون این عوامل یک شرکت را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آن‌ ها باید برای هر شرکت بررسی شوند. سرمایه‌گذاران می‌توانند با تشکیل یک پرتفولیوی متنوع، قسمتی از ریسک کل را کاهش دهند. در شکل زیر، کاهش ریسک غیر سیستماتیک از طریق پرتفولیوی اوراق بهادار نشان داده شده است:

 

 

 

 

 

 

تعداد اوراق بهادار موجود در پرتفولیو
   
   

 

 

 

 

 

 

نمودار ۲-۱– تأثیر تعداد اوراق بهادار بر ریسک پرتفولیو (جونز، ۱۳۸۶)

 

هرچه تنوع اوراق بهادار بیشتر شود، ریسک غیر سیستماتیک کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شود و ریسک کل پرتفولیو به ریسک سیستماتیک نزدیک‌تر می‌شود. بنابراین، تنوع در اوراق بهادار، نمی‌تواند باعث کاهش ریسک سیستماتیک شود؛ به عبارت دیگر کل ریسک پرتفولیو نمی‌تواند بیشتر از کل ریسک پرتفولیو بازار کاهش یابد.

کمپل و دیگران (۲۰۰۱) پس از بررسی انحراف معیار بازده‌های پرتفوی، تعداد مورد نیاز سهامی را که به طور تصادفی باید انتخاب شده باشد تا بتوان یک پرتفوی کاملاً متنوع را ایجاد نمود در حدود ۴۰ سهم می‌دانند.

  • ریسک سیستماتیک (بازار)

تغییر پذیری در بازده کل اوراق بهادار که مستقیماً با تغییر و تحولات کلی بازار یا اقتصاد عمومی مرتبط است ریسک سیستماتیک (بازار) نام دارد. تقریباً تمامی اوراق بهادار اعم از سهام یا اوراق قرضه تا حدودی از ریسک سیستماتیک برخوردار هستند. برای اینکه ریسک سیستماتیک مستقیماً در برگیرنده ریسک‌های نوسان نرخ بهره، بازار و تورم است. این قسمت از ریسک غیر قابل اجتناب است، چون ربطی به نحوه عملکرد سرمایه‌گذار و ایجاد تنوع در سهام ندارد. (مشاور سرمایه‌گذاری دیدگاهان نوین، ۱۳۹۳)

عکس مرتبط با اقتصاد

۲-۹- چارچوب ریسک و بازده

 

هدف سرمایه‌گذاری حداکثر کردن بازده مورد انتظار است (اگرچه خواستار کاهش ریسک اولیه نیز هستند). بازده، در فرایند سرمایه‌گذاری نیروی محرکی است که ایجاد انگیزه می‌کند و پاداشی برای سرمایه‌گذاران محسوب می‌شود. باید به این نکته توجه کرد که بازده ناشی از سرمایه‌گذاری برای سرمایه‌گذاران حائز اهمیت است زیرا تمامی بازی سرمایه‌گذاران به منظور کسب بازده صورت می‌گیرد. یک ارزیابی از بازده، تنها راه منطقی (قبل از ارزیابی ریسک) است که سرمایه‌گذاران می‌توانند برای مقایسه سرمایه‌گذاری‌های جایگزین و متفاوت از هم انجام دهند. (مترجم: تهرانی،۱۳۸۲، صص ۱۱۸-۱۱۷)

بازده پاداشی است که سرمایه‌گذار در سرمایه‌گذاری به دست می‌آورد که به طور کلی شامل بازده کل و نسبی می‌شود. بازده کل عبارتست از نسبت کل عایدی (ضرر) حاصل ازسرمایه‌گذاری در یک دوره معین به تعداد سرمایه‌ای که برای کسب این عایدی در اول همان دوره بکارگرفته و مصرف گردیده است. اما بازده نسبی با افزودن عدد ۱ به بازده کل به دست می‌آید (تهرانی، ۱۳۸۹، ص ۳۳۳)

رابطه بین ریسک وبازده یک رابطه خطی مثبت است به نحوی که با افزایش ریسک، بازده مورد انتظار نیز افزایش می‌یابد. سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز و منطقی زمانی ریسک را می‌پذیرند که انتظار داشته باشند بازده بیشتری به دست می‌آورند. به عبارت دیگر سرمایه‌گذار ریسک‌گریز کسی است که در ازای قبول ریسک، انتظار دریافت بازده بیشتری دارد. در خصوص ریسک وبازده آتی نیز، همین رابطه ریسک و بازده حاکم است. دارایی‌هایی که ریسک آن‌ ها بیشتر است باید بازده بیشتری داشته باشند. با این حال باید به خاطر داشته باشیم که این رابطه میانگین است و نباید انتظار داشته باشیم در هر دوره‌ای این رابطه مصداق داشته باشد، طبیعی است هر چه دوره کوتاه‌تر باشد احتمال برقراری این رابطه در راستای جهت مورد انتظار کمتر خواهد بود.

فرمول زیر بیانگر رابطه ریسک و بازده مورد انتظار یک سهم است.

صرف ریسک  = بازده دارایی- بازده بدون ریسک

 

 

 

 

Ri : بازده دارایی

Rf : بازده بدون ریسک

Rm : بازده بازار

 

فرمول ۲-۴- روش محاسبه سهم β

 

 

 

 

 

در خصوص چارچوب ریسک و بازده باید همواره این موارد را مدنظر قرار داد:

  • فرض می‌شود که بازده مورد انتظار معیار سنجش ارزش مورد انتظار بوده و معمولاً با هم برابرند.
  • ریسک‌پذیری در مدل‌های مختلف با روش‌های متفاوتی اندازه‌گیری می‌شود.
  • فرض می‌شود که همواره ارزش بیشتر و ریسک کمتر مطلوب‌تر است.
  • تمایل سرمایه‌گذاران به ریسک تعیین‌کننده ارزش مبادلاتی ریسک- بازده آن‌ ها است (وبر و میلی‌ام[۱۲]، ۱۹۹۷).
  • بازده مورد انتظار بایستی رابطه مثبتی با ریسک داشته باشد به این معنا که روابط آتی میان ریسک و بازده باید مثبت باشد.
  • در دوره‌های زمانی بلندمدت، مانند دوره‌های ۲۰ ساله یا بیشتر رابطه تاریخی (رابطه داده‌های مربوط به گذشته) میان ریسک و بازده باید مثبت باشد.

خط بازار اوراق بهادار (SML) بیانگر رابطه ریسک و بازده مورد انتظار یک سهم است.

 

 

بازده مورد انتظار
نمودار ۲-۲- خط بازار اوراق بهادار
β
SML

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  1. Webster”s New Collegiate Dictionary – ۱۹۸۱٫
  2. Hildreth, 1998.
  3. Numerical Index.
  4. Political Risk
  5. Bussines Risk
  6. Interest Rate Risk
  7. Inflation Risk
  8. Financial Risk
  9. Liquidity Risk
  10. Currency Risk
  11. Risk-Return Framework
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ب.ظ ]




تنوع بخشی سرمایه‌گذاری

 

۲-۱۰-۱- مفهوم تنوع بخشی سرمایه‌گذاری

تنوع بخشی یک اصطلاح مالی است و به کنشی از سرمایه‌گذاران گفته می‌شود که با خرید سبد سهام دارایی‌هایی که همبستگی پایینی دارند، خطرپذیری را کاهش می‌دهند. در سبدهای سهام به اندازه کافی بزرگ، خطر بازگشت سرمایه تنها به خطر دارایی‌های جداگانه وابسته نیست بلکه از هم‌ورایی خطرها تأثیر می‌پذیرد. زمانی که امکان تنوع‌بخشی و کاهش خطر به دلیل هزینه‌هایی که در پی دارد برای هر یک از سرمایه‌گذاران وجود نداشته باشد، این کار به واسطه شرکت‌های سرمایه‌گذاری صورت می‌پذیرد. در این روش سرمایه‌گذار در یک صندوق سرمایه‌گذاری مشترک سرمایه‌گذاری می‌کند و این صندوق سرمایه‌های جذب‌کرده‌اش را در سهام شرکت‌های متنوعی سرمایه‌گذاری می‌کند تا خطر پذیری‌اش کاهش یابد. این در حالی است که انجام این کار برای سرمایه‌گذارانی که سرمایه کمی دارند دشوار خواهد بود، چرا که آن‌ ها سرمایه کافی برای خرید سهام شمار زیادی از شرکت‌ها را ندارند.) ویکیپدیا[۲])

ضرب المثل معروف ” قرار ندادن کلیه تخم مرغ‌ها در یک سبد ” طریقه ای ساده برای بیان مطلوبیت تنوع سرمایه‌گذاری است. تنوع سرمایه‌گذاری به معنای تخصیص منابع مالی به دست کم دو دارایی مختلف می‌باشد. چنانچه پول یک شخص، منحصراً در یک دارایی همراه با مخاطره (ریسک) سرمایه‌گذاری شود، نرخ بازده تحصیل شده توسط وی تنها به درآمدهای آتی حاصل از این دارایی خاص و ارزش بازار آن و سایر عواید حاصل از آن بستگی خواهد داشت. اما در صورت سرمایه‌گذاری جمع پول در دو  یا چند دارایی مختلف، امکان تحصیل بازده پایین یا منفی به میزان مخاطره همراه با هر یک از دارایی‌های مزبور بستگی خواهد داشت. اگرچه به طور کلی می‌توان انتظار داشت که تقسیم پول بین دو دارایی، شامل مخاطره کمتر از سرمایه‌گذاری در یک دارایی یگانه باشد، زیرا ممکن است بازده بالای یک دارایی، بازده پایین دارایی دیگر را جبران کند. سرمایه‌گذاران اعم از اشخاص حقیقی و یا حقوقی، به مخاطره مجموعه سرمایه‌گذاری در اوراق بهادار علاقه مندند و تنوع سرمایه‌گذاری معمولاً مخاطره مزبور را کاهش می‌دهد. با این حال می‌توان گفت درجه ریسک یک مجموعه سهام به چندین عامل بستگی دارد که یکی از آن‌ ها تعداد سهام آن مجموعه است.

با بررسی‌های انجام شده معلوم گردید که معیار تصمیم‌گیری افراد در سرمایه‌گذاری ” ریسک ” و ” بازده ” می‌باشد و افراد با توجه به ریسک و بازده یک سرمایه‌گذاری و مطلوبیت ثروت برای آن‌ ها، در  بین انتخاب یک سرمایه‌گذاری یا رد آن تصمیم می‌گیرند. اما سرمایه‌گذار اغلب به دنبال این نیز هست که میزان سرمایه‌گذاریش در میان بازده‌های یکسان، کمترین ریسک را داشته باشد یا با کاهش یک مقدار از بازده به دست آمده ریسک خود را حداقل سازد. درجه ریسک یک مجموعه سهام (پرتفوی) به چندین عامل بستگی دارد که یکی از آن‌ ها تعداد سهام آن مجموعه است. حال این پرسش مطرح می‌گردد که آیا دو برابر کردن تعداد سهام یک مجموعه می‌تواند ریسک آن را تا  نصف کاهش دهد؟ به طور کلی پاسخ منفی است. در بورس‌های معتبر دنیا از جمله بورس نیویورک پژوهشی در مورد تأثیر تنوع بخشی بر کاهش ریسک مجموعه سهام صورت گرفته است، که نمودار زیر آن را نشان می‌دهد. در بورس نیویورک به صورت تصادفی تعدادی از شرکت‌ها را انتخاب نمودند، سپس میانگین انحراف معیار تمام پرتفولیوهای ممکن یک سهمی، دو سهمی،… را محاسبه کرده، نمودار مربوطه را بر اساس میانگین انحراف معیار پرتفولیوهای مختلف رسم کرده‌اند. همانطور که در نمودار ملاحظه می‌کنید بالاترین ریسک که ۲۸ درصد می‌باشد، مربوط به میانگین پرتفوی‌های یک سهم است و هرچه اندازه پرتفولیوها بزرگ‌تر می‌شود، ریسک پرتفولیوهای مربوطه نیز کاهش می‌یابد. در جایی که پرتفولیو شامل کل سهام موجود در بورس است، پرتفولیوی بازار نامیده می‌شود. در بورس نیویورک تعداد سهام موجود در پرتفولیوی بازار شامل ۱۵۰۰ نوع سهم می‌باشد که متوسط ریسک آن طبق محاسبات ۱/۱۵ درصد گردید. بر اساس این تجربه، هرچه تعداد سهام در پرتفولیو  بیشتر شود، روند کاهش ریسک نیز کمتر خواهد شد. به عنوان مثال در نمودار می‌بینیم که وقتی تعداد سهام موجود در پرتفولیو به ۴۰ سهم می‌رسد، ریسک مربوطه نزدیک به ریسک مجموعه بازار می‌باشد و با این میزان تنوع می‎توان بخش زیادی از ریسک را کاهش داد. در نمودار می‌بینیم که بخشی از ریسک کاهش پذیر نیست و اگر پرتفولیوی کل بازار را نیز شامل شود، باز آن مقدار ریسک را خواهیم داشت. همانطور که قبلاً نیز ذکر شد، آن بخش از ریسک مجموعه سهام را که بتوان کاهش داد ” ریسک غیر سیستماتیک ” یا ” ریسک کاهش پذیر ” می‌نامند و بخشی را که از راه افزایش تعداد سهام نتوان کاهش داد ” ریسک سیستماتیک ” یا ” ریسک کاهش ناپذیر ” یا ” ریسک بازار ” می گویند. (شباهنگ، ۱۳۷۳)

 

 

           
     
       
   
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                     
     
 
     
       
 
 
     
     
 
         
         
       
 
 
   
 
         
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

`

نمودار ۲-۳- تأثیر تنوع پرتفوی بر ریسک پرتفوی
       
   
     
 

 

 

 

 

 

۲-۱۱- پژوهش‎های انجام شده در خارج از ایران

 

پژوهش‎های متعددی در رابطه با صندوق‌های سرمایه‌گذاری در کشورهای مختلف  انجام شده که به برخی از آن‌ ها اشاره می‌کنیم:

  • کرهارت (۱۹۹۷)

کرهارت در پژوهشی در مورد عملکرد صندوق‌ها نتیجه گرفت که بازده سال قبل با بازده سال جاری ارتباط مثبت دارد ولی نسبت هزینه، نسبت فعالیت معاملاتی و کارمزد صندوق بر عملکرد صندوق اثر منفی دارند.

  • راملونا، کلیمن و گرونستین (۱۹۹۷)

راملونا و همکاران، به بررسی تأثیر بازده بازار بر مجموع جریان‌های نقدی صندوق‌ها پرداختند. آن‌ ها دریافتند به طور میانگین تأثیر بازده کوتاه مدت بر جریان‌های نقدی صندوق‌ها ضعیف است، به ویژه جریان‌های نقدی صندوق‌های سهام تحت تأثیر بازده‌های گذشته نیستند و جریان‌های نقدی صندوق‌های اوراق قرضه (به ویژه جریان‌های نقدی اوراق قرضه دولتی، شرکتی و شهرداری‌ها) تحت تأثیر بازده جاری سهام هستند.

  • گرینبلت و همکاران (۲۰۰۰)

گرینبلت و همکاران در پژوهشی رابطه مثبت بین عملکرد صندوق و نسبت فعالیت معاملاتی را نشان دادند و پیشنهاد دادند در صورتی که صندوق‌ها معاملات بیشتری در بازار انجام دهند، می‌توانند سهام با قیمت پایین تری را پیدا کنند و معاملات بیشتر، باعث بازده بیشتر صندوق‌ها می‌شود.

  • نولاس و دیگران (۲۰۰۳)

نولاس و دیگران، در پژوهشی صرفاً به ارزیابی عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری در یونان پرداخته‌اند و طبق نتایج به دست آمده رابطه مثبتی بین ریسک و بازده صندوق‌های سرمایه‌گذاری وجود دارد. در پژوهش آن‌ ها که در دوره سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ انجام گرفت، ارزیابی بر مبنای رابطه ریسک و بازده صورت پذیرفت. آن‌ ها در این پژوهش ۲۳ صندوق سرمایه‌گذاری در سهام را مورد ارزیابی قرار داده و دریافتند در کل دوره مورد بررسی رابطه مثبتی بین ریسک و بازده صندوق‌ها وجود دارد.

  • کمپف و روئنزی (۲۰۰۵)

کمپف و روئنزی، به تحلیل عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک آلمان در دوره ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۳ پرداختند. آن‌ ها دریافتند که خالص ارزش دارایی‌های صندوق به عنوان درصدی از دارایی‌ها تحت مدیریت صندوق‌ها، رابطه مثبتی با عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری دارد.

 

  • آروگاسلان، ادواردز و سامانت (۲۰۰۷)

آروگاسلان و همکاران، عملکرد تعدیل شده بر مبنای ریسک ۲۰ صندوق سرمایه‌گذاری مشترک ایالات متحده را در طی دوره زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ مورد بررسی قرار دادند. در این پژوهش یک معیار جدید ارزیابی عملکرد تعدیل شده بر مبنای ریسک که توسط مودیلیانی تدوین شده است، برای ارزیابی عملکرد این دسته از صندوق‌های سرمایه‌گذاری مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک با بازده‌های بالاتر ممکن است جذابیت خود را در زمانی که میزان ریسک به تحلیل پیوند خورده است از دست بدهند. بالعکس برخی صندوق‌های سرمایه‌گذاری ممکن است در زمانی که ریسک پایین آن‌ ها به عملکردشان پیوند خورده است جذاب به نظر برسند.

  • هابنر (۲۰۰۷)

هابنر برخی شواهد تجربی در مورد ارزیابی معیارهای عملکرد ارائه می‌دهد. نمونه پژوهش او را بازده‌های حاصل از صندوق‌های سرمایه‌گذاری تشکیل می‌دهد. نتایج پژوهش او نسبت تعمیم یافته ترینور به عنوان معیاری بهینه در مقایسه با معیارهای شارپ (۱۹۶۴) و لیتنر (۱۹۶۵) در ارزیابی عملکرد صندوق‌ها را تأیید می‌کنند.

 

  • جاوید (۲۰۰۸)

جاوید در پژوهشی اثر ریسک بر عملکرد صندوق‌ها را تأیید کرد. به عبارتی هر چه ریسک بیشتر باشد، بازده صندوق بالاتر است. اندازه صندوق به عنوان عامل تاثیرگذار دیگر معرفی شده است. یعنی هر چه صندوق بزرگ‌تر باشد، می‌تواند تنوع بیشتری ایجاد کند واین برعملکرد صندوق اثرگذار می‌باشد.

  • دیانا پی بادیونو و مارتین مارتنز (۲۰۰۹)

در پژوهشی با عنوان ” انتخاب صندوق سرمایه‌گذاری مشترک بر مبنای ویژگی‌های آن ” در آمریکا برای بازه زمانی سالهای ۱۹۶۲ تا ۲۰۰۶، به بررسی این موضوع پرداختند که آیا یک سرمایه‌گذار می‌تواند با در نظر گرفتن ویژگی‌های صندوق‌های سرمایه‌گذاری علاوه بر عملکرد گذشته آن، انتخاب بهتری داشته باشد. به طور خلاصه نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که یک سرمایه‌گذار با در نظر گرفتن متغیرهایی همچون نسبت گردش و توانمندی علاوه بر عملکرد گذشته صندوق می‌تواند انتخاب بهتری داشته باشد. استراتژی سرمایه‌گذاری متشکل از این سه متغیر، مستلزم نسبت گردش کمتری نسبت به استراتژی مومنتوم است که به لحاظ اقتصادی جذابیت بیشتری دارد.

عکس مرتبط با اقتصاد

  • انار گزباشی و لونت سیتاک (۲۰۱۰)

در پژوهشی با عنوان ” ارزیابی ویژگی‌های مدنظر سرمایه‌گذاران حرفه ای در انتخاب صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک؛ مورد ترکیه” به بررسی اهمیت نسبی ویژگی‌های مدنظر مدیران پرتفوی و مشاوران سرمایه‌گذاری پرداختند. در این مطالعه برای تعیین ویژگی‌های مؤثر در انتخاب صندوق‌های سرمایه‌گذاری، از روش تحلیل متقارن استفاده شد. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که از نظر مدیران پرتفوی و مشاوران سرمایه‌گذاری در ترکیه، صندوق با ویژگیهای زیر  بالاترین میزان مطلوبیت را داراست:

  • با اندازه بزرگ
  • با رشدی ثابت در ۵ سال گذشته
  • دارای مدیری با بیش از ۷ سال سابقه
  • با سبک سرمایه‌گذاری جسورانه
  • مؤسس آن بانکی باشد که بیش از ۱۰ صندوق را مدیریت می‌کند.
  • نسبت هزینه‌های این صندوق کمتر از ۳% باشد.

 

  • ایزابل کمبون مورسیا (۲۰۱۱)

به بررسی عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری در اسپانیا در بازه زمانی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹ پرداخت. نمونه وی ۱۷۸۲ صندوق را در برداشت. متغیر وابسته مدل وی بازده خالص سالانه صندوق بود که به صورت درصد تغییر خالص ارزش دارایی‌ها در پایان سال نسبت به پایان سال گذشته تعریف می‌شد. نتایج پژوهش وی بیانگر عدم وجود شواهد کافی در مورد اثبات عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری در اسپانیا در دوره مورد  بررسی می‌باشد. در واقع  بین بازده صندوق در دوره فعلی و بازده آن در دوره گذشته رابطه معناداری مشاهده نشد. این نتیجه در مورد رابطه بین نوسان بازده صندوق در دوره گذشته و بازده آن در دوره فعلی نیز صادق بود. خالص اشتراک در صندوق سرمایه‌گذاری طی دوره گذشته، در سطح اطمینان ۹۹% رابطه مثبت و معنادار با بازده صندوق در دوره جاری دارد. رابطه منفی و معنادار بین کارمزد مدیریت و متولی صندوق و بازده آن مشاهده شد. در حالی که رابطه مشاهده شده بین کارمزد اشتراک در صندوق و بازخرید (صدور و ابطال) و بازده صندوق، رابطه ای مثبت و معنادار است. اندازه و عمر صندوق سرمایه‌گذاری تأثیر معناداری بر عملکرد آن  ندارد. نتایج همچنین نشان دهنده وجود رابطه ای منفی و معنادار بین سهم بازار مدیر صندوق و بازده خالص صندوق می‌باشد.

  1. Diversification
  2. Wikipedia
  3. M, Carhart (1997)
  4. Ramelona, Kleiman & Gruenstein (1997)
  5. M, Grinblatt & S.Titman (2000)
  6. A.G Noulas (2003)
  7. Arugaslan ,Edwards & A.Samant (2007)
  8. Hubner (2007)
  9. Javed (2008)
  10. Diana P Budiono & Martin Martens (2009)
  11. Onur Gozbasi & Levent Citak (2010)
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ب.ظ ]




مکانیزم هایی برای درک مشتری

درک انتظارات مشتریان پیش نیازی برای بهبود کیفیت و رسیدن به رضایت کامل مشتری است. عموما دو سری اطلاعات از مشتریان به عرضه کنندگان انتقال می یابد:

نیازمندی ها: شرحی از محصول و خدمت مورد نیاز مشتریان، پیش از تولید و توزیع محصول.

رضایت: بازخور مشتریان نسبت به این که از محصول و خدمت ارائه شده خشنود هستند یا خیر.

دانلود پایان نامه

راهبردهای زیادی برای تعریف نیازمندی ها و اندازه گیری رضایت مشتریان خارجی در توسعه محصولات جدید و تبلیغ استفاده شده است. شکل (۲-۱) چارچوب دو بعدی برای دسته بندی مکانیزم های متداول، در جمع آوری اطلاعات از مشتریان را نشان می دهد. اولین بعد، درجه ی فعالیت شروع شده به وسیله ی عرضه کننده را نشان می دهد. به منظور ساده سازی بحث، این چارچوب در سه سطح مجزا نشان داده شده است.

شکل (۲-۱): مکانیزم هایی برای درک کردن مشتریان

سطح ۱: سازمان دارای حداقل درک از انتظارات مشتریان بوده و به شکل انفعالی عمل خواهد کرد، چرا که اطلاعات دریافتی از مشتریان تنها از طریق این راهبردهای انفعالی، توسط عوامل زیر کاهش می یابد:

  • اطلاعات از مجموعه مشتریانی جمع آوری می شود که به اندازه کافی ناراضی هستند تا شکایات اولیه را شروع کنند.:

تنها تعداد محدودی از مشتریان ناراضی، اطلاعات را با اراده شخصی از طریق این مکانیزم ها به عرضه کننده می دهند.

  • سیستم برای تجزیه و تحلیل این اطلاعات کافی نیست:

شاغلینی که این اطلاعات را از طریق این کانال ها دریافت می کنند، اغلب به وسیله نیاز به حل مشکلات مشتریان منحرف می شوند و یا از خودشان در مقابل شکایات دفاع می کنند.

سطح ۲: سطح بالاتری از درک، با ایجاد راهبردهای فعال گوش دادن به ندای مشتریان به دست می آید.  مکانیزم های این سطح به عنوان راهبردهایی جهت ارتباط با مشتریان معرفی شده است. مانند آنالیز اطلاعات دریافتی از مشتری و … در این سطح دو هدف زیر دنبال می شود:

  • جوابگویی به سوالات مشتریان یا فروش بیشتر محصولات جدید
  • گوش دادن به انتظارات مشتری

برای آن که اثربخشی این سطح را افزایش دهیم باید کارکنان را آموزش داده تا اطلاعات مورد نیاز را از مشتریان جمع آوری کنند. منابعی را جهت جمع آوری و تجزیه و نحلیل اطلاعات تخصیص دهیم و سیستم هایی جهت برآورده کردن هرچه بهتر انتظارات مشتری تدارک ببینیم.

سطح ۳: درک کامل انتظارات مشتری، فقط می تواند از طریق استفاده از مکانیزم های مخصوص که برای استخراج این اطلاعات طراحی شده است، به دست آید. راهبردها در این سطح شامل مصاحبه شخصی، گروه های متمرکز و تحقیقِ طراحی شده می باشد.

 

۷٫۳٫۲ مدل های اندازه گیری رضایت مشتری

برای اینکه یک سازمان قادر باشد اندازه گیری رضایت مشتری را انجام دهد، باید مدل و روشی در این رابطه طرح ریزی نماید، به نحوی که از زیربنای نظری مستحکم و ساخت یافته ای برخوردار باشد و شاخص هایی برای این منظور تنظیم نماید تا بتواند با بهره گرفتن از آن به ارزیابی و اندازه گیری بپردازد.

شکل (۲- ۲) : روش های اندازه گیری رضایت مشتری

مدل ها و الگوهای مختلف از سوی محققان علوم مدیریت کیفیت و دانشمندان علوم اقتصادی و بازاریابی برای اندازه گیری رضایت مشتری را می توان به دو دسته همانند شکل (۲- ۲) تقسیم کرد:

عکس مرتبط با اقتصاد

  • روش های عینی: این روش ها از طریق اندازه گیری شاخص هایی که همبستگی قوی با رضایت مشتریان دارند، به طور غیر مستقیم به اندازه گیری رضایت مشتریان می پردازند. به علت شک و تردید در اعتبار و صحت این روش ها، از این روش ها کمتر استفاده می شود.
  • روش های نظری یا مفهومی: در این روش ها به طور مستقیم از نظرات مشتریان در اندازه گیری میزان رضایت مشتریان استفاده می شود. لذا این روش ها اعتبار بیشتری نسبت به روش های عینی دارند.

در ادامه به بررسی برخی از مدل های مدل ها ی اندازه گیری رضایت مشتری می پردازیم.

۱٫۷٫۳٫۲ مدل کانو

در سال ۱۹۸۴  دکتر نوریاکی کانو یکی از برجسته ترین صاحب نظران علم مدیریت کیفیت، مدلی را مطرح نمود که امروزه در اکثر الگوهای رضایت مشتریان مورد استفاده قرار می گیرد. در این مدل، عوامل مؤثر، با ایده گرفتن از تئوری دو فاکتوری سلامت هرزبرگ  ، به سه دسته عوامل اساسی (باید ها)، عملکردی و جذاب ، تقسیم می شوند. ویژگی های اساسی، حداقل های لازم هستند و نبود آن ها، نا رضایتی شدید ایجاد می کند، ولی وجود آن ها الزام بدیهی است و باعث رضایت نمی شود. ویژگی های عملکردی، در صورت وجود، نسبت به سطح موجودیت آنها، باعث رضایت یا نارضایتی می شوند. ویژگی های جذاب، اگر نباشند، نارضایتی ایجاد نمی کنند، اما وجود آنها، باعث مسرور شدن مشتری می شوند.

شکل  (۲- ۳) : مدل کانو

محور عمودی میزان رضایت و یا خشنودی مشتری و محور افقی میزان ارائه الزام کیفی مورد نظر مشتری را نشان می دهد. بالاترین و پایین ترین نقطه از محور عمودی نمودار به ترتیب بیانگر نهایت رضایت مشتریان و عدم رضایت مشتریان است. محل تلاقی محور افقی و عمودی بیانگر جایی است که مشتری در حالت تعادل از نظر رضایت و عدم رضایت قرار دارد. سمت راست محور افقی، بیانگر جایی است که الزام کیفی مورد انتظار به طور کامل عرضه شده است و سمت چپ محور افقی، نقطه ارائه محصولی است که خصوصیات کیفی مورد انتظار را ندارد.

 

 

 

۲٫۷٫۳٫۲. مدل فورنل

شاخص رضایتمندی کشور سوئد در سال ۱۹۸۹ توسط پروفسور فورنل بر اساس یک مدل ساخت یافته و با بهره گرفتن از نظرسنجی مشتریان طراحی شد. بررسی فعالیت های تحقیقاتی در کشور سوئد موجب شد تا مدل فورنل به عنوان بهترین روش جهت ارائه یک شاخص استاندارد در سطح ملی شناخته شود. [Anderson, E.W (1994)]

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ب.ظ ]




تبلیغات دهان به دهان یا WOM در واقع به عمل انتقال اطلاعات از یک فرد به فرد دیگر اشاره دارد. در واقع WOM:

    • صدای مشتری است.
    • یک فرایند طبیعی و بر پایه ی ذات آدمی است.

  • بر این اصل بنا شده است که افراد همواره در پی آگاهی از نظرات و عقاید دیگران در رابطه با مسائل مختلفند.
  • مشتریان در رابطه با محصول، خدمت یا برندی که از آن استفاده نموده امند، صادقانه با هم صحبت می کنند.

تحقیقات گسترده ای که در سال ۲۰۰۴ توسط [۱]WOMMA در آمریکا انجام شد نشان می دهد که ۹۰% مردم به WOM یا اثر گفت و شنودهای متداول در اتخاذ تصمیم نهایی خرید، اعتقاد دارند در حالی که از این بین تنها ۱۴% به تبلیغات انبوه باور داشتند. علاوه بر این، مطالعات اجتماعی Paul Lazarsfeld نیز نشان می دهد که در دهه ی ۷۰ تنها ۶۷% مردم WOM را بهترین منبع اطلاعاتی می دانستند، در حالی که این رقم در دهه ی حاضر به بیش از ۹۲% افزایش یافته است.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

با توجه به اهمیت این ابزار تبلیغاتی نوین، برای کنترل و هدایت موثر تر آن نیاز به روشی داریم که بتوانیم آن را اندازه بگیریم. Dr Paul Marsden، در تحقیقات خود، سه رویکرد را برای سنجش WOM خاطر نشان می سازد:

  1. تحقیقاتی را انجام داده و در آن مستقیا از افراد پاسخگو بپرسید که به نظر آن ها WOM چقدر اهمیت دارد.
  2. نمره ی شاخص مروجین را محاسبه کنید.

از آن جا که این روش بر اساس احتمال توصیه، بنا شده است لذا همبستگی بسیاری با WOM محصول/خدمت و برند سازمان خواهد داشت.

  1. از اثر هاثورن استفاده کنید.

در تحقیقات کلاسیک هاثورن افرادی که مورد بررسی قرار گرفته بودند، علاقه و وفاداری بیشتری نسبت به سازمان از خود نشان دادند، این امر می تواند به نوعی نشان دهنده ی اثر WOM و شدت آن بر افراد باشد.

با توجه به موارد فوق و اثرگذاری فراوان تبلیغات دهان به دهان مثبت در افزایش میزان سود سازمان و محبوبیت برند نزد مشتریان بالقوه و بالفعل، امروزه ی حوزه ی جدیدی به بازاریابی با عنوان بازاریابی تبلیغات دهان به دهان (Word of Mouth Marketing) اضافه شده است.

لازم به ذکر است که هر چند WOMM حوزه ی جدیدی از بازاریابی می باشد اما در واقع پدیده ایست که از زمان های بسیار قبل وجود داشته است و در دوران حاضر، تنها بازاریابان فرا گرفته اند که چگونه آن را تقویت نموده و در جهت منافع شرکت از آن سود جویند. در واقع این روش نوین بازاریابی، صدای مشتری[۲] را در جهت نقاط قوت و مزیت های برند هدایت می کند.

اصول ابتدایی WOMM را می توان به شرح زیر خلاصه نمود:

  1. اطلاع رسانی به مردم (و به خصوص افراد اثرگذار) در ارتباط با خدمت/ محصول ارائه شده ی سازمان
  2. یافتن افرادی که علاقه مندند نظرات و عقاید خود را با دیگران در میان بگذارند.
  3. فراهم آوردن امکاناتی که انتقال اطلاعات را تسهیل می نمایند.
  4. آگاهی یافتن بر زمان ها و مکان هایی که در آن ها، بیشترین اطلاعات در رابطه با سازمان بین مشتریان انتقال می یابند.
  5. گوش کردن به صدای مروجین، منفعلین و کاهندگان و حمایت نمودن از آن ها

البته می بایست اشاره نمود که WOMMرا نمی توان به صورت ساختگی و بر پایه ی اطلاعات نادرست بنا نمود و به عبارت دیگر مشتریان را با بهره گرفتن از آن فریب داد، چرا که علاوه بر غیر اخلاقی بودن آن، این امر می تواند صدمات جدی و جبران ناپذیری را بر برند و اعتبار آن وارد نماید.

۵٫۲      تعریف مدل شاخص مروجین NPS

اصولا یکی از سوالات کلیدی اساسی در ذهن محققان حوزه بازاریابی و رضایت مشتری اینست که بین وفاداری مشتری (Customer Loyalty) و طرفداری مشتری (Customer Advocacy) چه تفاوتی وجود دارد؟ برای بسیاری از افراد این دو تفاوت بسیار اندکی با هم دارند. اما واقعیت اینست که طرفداری مشتری بسیار قدرتمند تر و مهم تر از وفاداری مشتری است.

بدون شک وفادار بودن مشتری به یک برند و محصولات آن مهم است، اما این رابطه، یک رابطه ی دو طرفه است و به راحتی ممکن است از هم گسسته شود چرا که قدرت رابطه در دستان مشتریان است. در ضمن، در این حالت نمی توان با اطمینان اظهار داشت که وفاداری مشتریان منجر به جذب مشتریان جدید، از طریق توصیه سازمان توسط آن ها به دیگران، خواهد شد.

اما طرفداری مشتریان دقیقا آن چیزی است که سازمان خواهان آن است. در واقع این سطح از رابطه ی مشتری و سازمان، سطحی بالاتر از وفاداری مشتری است، به صورتی که مشتری به عنوان یک مروج (Promoter) برای سازمان عمل می کند و تنها استفاده کننده ی خدمات و محصولات آن نیست. در این حالت، ارتباطات بین مشتریان و سازمان به صورت شبکه ای خواهد بود و در آن مشتری با توصیه های غیر مغرضانه ی خود، باعث افزایش فروش سازمان خواهد شد. این توصیه ها ابزار بسیار قدرتمندی محسوب می شوند، چرا که علاوه بر جذب مشتریان جدید، باعث می شوند این مشتریان تازه وارد با پیش زمینه ای مثبت نسبت به سازمان وارد آن شوند.

تمرکز صرف بر وفاداری مشتری در واقع تنها پیشرفت کند و آهسته ی شرکت را در عرصه رقابت در پی خواهد داشت. البته باید توجه داشت که طرفداری مشتریان هر چند بسیار ارزشمند است، اما قابل خریداری نبوده و باید با برنامه ریزی صحیح آن را به دست آورد. لازم به ذکر است سازمان هایی که در پی دستیابی به این سطح از درگیری مشتریان می باشند، نیازمند پیاده سازی استراتژی ها و سیستم هایی هستند که سازمان را به صورت مشتری محور (Customer-Centric) درآورد.

برای گام برداشتن در این راه استانداردهایی به فرم شاخص های کلیدی عملکرد مورد نیاز است تا بتوان با کمک آن ها سیستم را مورد نظارت و ارزیابی قرار داد. در این مرحله است که شاخص"نمره ی خالص مروج” یا Net Promoter Score ارزش خود را نمایان می سازد.

پایه و اساس تحلیل NPS پرسیدن این سوال ساده از مشتریان است : “چقدر احتمال دارد که شما شرکت ما را به همکاران و یا دوستان خود معرفی نمایید؟"  این سوال در واقع جوهره ی اصلی سنجش طرفداری مشتریان است. در مدل ریچلد پاسخ به این سوال در طیفی از ۱ تا ۱۰ (به صورت اعداد گسسته ) تعیین می گردد و با توجه به پاسخ های افراد، می توان آن ها را به سه دسته ی مروجین، منفعلین و کاهندگان تقسیم نمود. مروجین (Promoters) – که عمدتا طرفدار، حامی و وکیل مدافع (Advocate) شرکت هستند- افرادی هستند که پاسخ آن ها ۹ یا ۱۰ است. کاهندگان(Detractors) – افرادی که نظرات منفی آن ها اثراتی تخریبی بر برند سازمان خواهد داشت- کسانی را در بر می گیرد که پاسخ آن ها عدد ۶ و یا کمتر از آن است و در آخر افرادی که نمره ی ۷ یا ۸ را انتخاب کرده اند، منفعلین (Passives) خواهند بود.

شکل  (۲- ۷): مدل NPS

طبیعتا چنان چه تلاش شرکت بر کسب بیشترین مروج ممکن متمرکز شود، شرکت “مشتری محور” خواهد شد. ضمن آن که سادگی NPS آن را عاری از ابهام، تغییر، محاسبات پیچیده ی آماری روش های سنتی و تفسیرهای گوناگون می سازد. قدرت این روش در گویا و فصیح بودن آن است و با بهره گیری از آن، کارکنان، مشتریان و مدیران همگی بر یک نمره ی عددی ساده متمرکز می شوند که می تواند به عنوان بخشی از سیستم مانیتورینگ و برنامه ریزی استراتژی سازمان مورد استفاده قرار گیرد.

۶٫۲       منطق فازی

۱٫۶٫۲ معرفی

منطق فازی در سال ۱۹۶۵ توسط دانشمند ایرانی به نام لطفعلی عسگرزاده که جامعه بین الملل به نام پروفسور لطفی زاده از ایشان یاد میکند، ارائه شد. وی در یک مقاله علمی کلاسیک که در سال ۱۹۶۵ به چاپ رسید، مفهوم «مجموعه فازی»، را که اساس نظریه تجزیه و تحلیل سیستم های پیچیده است، معرفی نمود که در آن «زبان طبیعی» به جای متغیرهای عددی برای تشریح رفتار و عملکرد سیستم ها به کار می رود.

پس از آن لطفی زاده به پژوهش های خود درزمینه مجموعه فازی ادامه داد تا آنکه در سال ۱۹۷۳، در یک مقاله کلاسیک دیگر با عنوان «شرحی بر دیدی نو در تجزیه و تحلیل سیستم های پیچیده و فرایندهای تصمیم‌گیری» مفهوم استفاده از متغیرهای زبانی را در سیستم های حافظه و کنترل مطرح کرد. این مقاله اساس فناوری کنترل بر مبنای منطق فازی است ،گرچه منطق فازی کاربردی بسیار وسیع‌تر از منطق متداول دارد، ولی پرفسور لطفی‌زاده معتقد است منطق فازی اکسیر و نوشدارو نیست. وی می گوید: “کارهای زیادی هست که انسان می‌تواند به آسانی انجام دهد، در حالی که رایانه‌ها و سیستم های منطقی قادر به انجام آن ها نیستند. ” [بوجادزیف جرج (۱۳۸۱)]

 

۲٫۶٫۲ نظریه مجموعه های فازی

به منظور توصیف تغییرات تدریجی و اندک، لطفی زاده، بنیانگذار مجموعه های فازی، درجات بین ۰ و ۱ و مفهوم عضویت درجه بندی شده را معرفی کرده است. در مجموعه های مسلم و قطعی به راحتی می توان عضویت و یا عدم عضویت افراد را در مجموعه مشخص کرد، در واقع درجه عضویت هر عضو در این مجموعه یا صفر است یا یک. همین محدودیت آشکار نظریه ی مجموعه های مطلق یا کلاسیک بود که منجر به پیدایش نظریه ی مجموعه های فازی شد. در مجموعه های فازی با تعمیم نگرش مجموعه های مطلق ، درجه عضویت هر شئ در یک مجموعه، عددی است بین صفر و یک. بنابراین نظریه مجموعه های فازی با گروه بندی هایی از اشیاء سر و کار دارد که مرزهای مطلقی ندارند و عضویت در مجموعه، درجه دارد.

مجموعه فازی A با بهره گرفتن از یک مجموعه یا زوج مرتب به صورت یک رابطه دو دویی تعریف می شود:

 

در رابطه ی فوق  تابع عضویت نامیده می شود؛  درجه یا رتبه ای را نشان می دهد که هر عنصر  موجود در مجموعه A با آن درجه به مجموعه فازی A متعلق است. تعریف فوق به هر عنصر  در A، یک عدد طبیعی  از بازه [۰ , ۱] اختصاص می دهد. مقادیر بزرگتر ، نشانگر درجه عضویت بیشتر است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ب.ظ ]




وفاداری یک واژه قدیمی است که تعهد عمیق به کشور، خانواده یا دوستان را توصیف می کند. وفاداری با واژه” وفاداری به نام و نشان تجاری  وارد بازاریابی شد. اما آیا مردم می توانند به یک نام و نشان تجاری وفادار باشند ؟ مفهوم وفاداری نام و نشان تجاری  به عنوان ساختار درونی در بازاریابی در دهه گذشته مطرح بوده است. وفاداری نام و نشان تجاری  اولویت متمایز مصرف کننده برای تکرار مجدد همان نام و نشان تجاری  است.(لین و کوه[۱]، ۱۹۹۹، ص۱۱۸). برخی دیگر از محققان وفاداری را یک رفتار یا یک نگرش می انگارند و برخی دیگر ترکیبی از هر دو(همان، ص۲۱).

رفتار وفاداری به عنوان رفتار آشکار مشتری نسبت به نام و نشان تجاری  خاصی تعریف      می شود که در الگوهای خرید مجدد او نمایان است، چنانچه این الگو تکرار خرید به عنوان تکرار واقعی در نظر گرفته شود.

پایان نامه ها

در وفاداری به نام و نشان تجاری این رویکرد رفتاری را با اندازه گیری و ارزیابی ساده ای از متغیرهای رفتاری برای پیش بینی  رفتار خرید مشتری در آینده در نظر دارد.گرچه بسیاری از محققان عقیده دارند که اندازه گیری این رفتار می تواند موجب بروز مشکلا تی شود(پارکز و بک[۲]، ۲۰۰۳، ص۴۲۰). این رویکرد رفتاری موجب نادیده گرفتن اهمیت فرایند تصمیم گیری مشتری می شود، که متفاوت از  وفاداری نام و نشان تجاری نسبت به رفتار ساده خرید مجدد محسوب می شود(باسو و دیک[۳]، ۱۹۴، ص۱۰۳). از دیگر مشکلات مطرح شده می توان به ناتوانی در ارزیابی پیچیدگی و توانمندی وفاداری نام و نشان تجاری  و نیز تمرکز بر نتیجه رفتار و عدم گسترش تعاریف اشاره کرد.از این رو هیچ یک از تعاریف عملیاتی در مطالعات وفاداری به برند تا کنون شرح درستی از عوامل و زمینه هایی که منجر به وفاداری می شود، نشا ن داده نشده است.

بدیهی است بسیاری از فاکتورهای نگرشی، از نام و نشان تجاری  مشتق شده اند: تعهد، مشارکت، انگیزه و متغیر های شناختی گرچه فرایند انتخاب این متغیرها عملیاتی است و نه تئوری از این رو نا توانی محققان برای ارزیابی همه ویژگی های فردی مشهود است.

باید به این نکته توجه کرد  که مفهوم وفاداری به نام و نشان تجاری  با عادت مشتری به مصرف متفاوت است. عادت به معنای تکرار خرید مشتری بدون تعهد و یا توجه خاص به نام و نشان تجاری است.در حالی که وفاداری زمانی که شکل گرفت، احتمال کمتری وجود دارد که مصرف کننده تحت تاثیر اقدامات رقبا نظیر،کاهش قیمت، تبلیغات و ترفیع قرار گیرد. بنابراین این نکته اهمیت دارد که بازاریابان بتوانند به درک درستی از چگونگی خلق، ایجاد و نگهداری مفهوم وفاداری به نام و نشان تجاری برسند(پارکز و بک، ۲۰۰۳، ص۴۲۰).

نتایج تحقیقات عواملی چون دانش و اطلاعات مصرف کننده، جستجوی اطلاعات، درگیری محصول، درک ریسک و رضایتمندی مشتری را درباره وفاداری نام و نشان تجاری  مطرح می کند. بررسی ها حاکی از این است که این متغیر ها به هم وابسته هستند. هم چنین برای درک وفاداری به نام و نشان تجاری این نکته قابل توجه است که جنسیت در این مفهوم اهمیت دارد(کوه و لین[۴]، ۱۹۹۹، ص۱۲۰).

اکنون به بررسی هر یک از متغیرها می پردازیم:

دانش مصرف کننده به کاهش پیچیدگی اطلاعات کمک می کند و سبب کاهش تردید وی به نام و نشان تجاری  می شود. با توجه به این مطلب که جستجوی اطلاعات سبب بالا رفتن دانش مصرف کننده خواهد شد. در نتیجه درک مفهوم ریسک معنا پیدا می کند. پس درگیری محصول برای مصرف کننده بالا می رود و می تواند بر رضایتمندی مشتری اثر گذارد و در نتیجه وفاداری را مطرح می کند. هنگامی که وفاداری ایجاد می شود:

  • خرید بیشتر و گسترش سبد خرید محصولات
  • خرید مجدد توام با توجه
  • توصیه خرید به دیگران(لی و دیگران[۵]، ۲۰۰۹، ص۳۲۱)

وفاداری مشتریان از جنبه های مختلفی چون: وفاداری به نام و نشان تجاری، وفاداری به محصولات، خدمات و …تعبیر شده است.(کینر و جاکوبی[۶]، ۱۹۷۳، ص۴).

پس مشتری وفادار به نام و نشان تجاری  را به این صورت مطرح می کنیم: “هر مشتری که خرید قبلی و بعدی ان یکسان باشد یا توصیه کننده ای برای خرید دیگران ویا خودش برای خرید بیشتر تلاش نماید.حال به جنبه های مختلف وفاداری می پردازیم:

  • در نظر بگیرید که یک مشتری در گذشته از نام تجاری A (محصول/خدمت) استفاده می نموده است.و فرض کنید وی در خرید قبلی هم از همین  نام  A استفاده نماید. در این صورت این وفاداری را «وفاداری اشکار شده» قلمداد خواهد شد.
  • حالتی را در نظر بگیرید که در آن، خرید یک مشتری مربوط به نام تجاری A بوده و خرید آتی یا توصیه وی به دیگران نیز به خرید از همان نام )محصول/ خدمت) باشد. در این صورت وفاداری این مشتری از نوع«وفاداری بیان شده» خواهد بود.
  • مشتری که شرایط وفاداری بیان شده و یا آشکار را ندارد، به عنوان«مشتری با وفاداری کامل» شناخته می شود.

دلیل عمده جدا کردن گروه های مشتریان وفادار و ارائه تعریف های مربوطه، در اهمیتی است که باید در شناختن نوع وفاداری و حتی اتخاذ استراتژیهای مناسب جهت ایجاد و توسعه وفاداری در بین مشتریان قائل شد. بدیهی است که با اتخاذ استراتژیهای مناسب و ساده تر می توان مشتریان با وفاداری از نوع آشکار شده را به وفاداری از نوع کامل تبدیل کرد. استراتژی مورد نیاز برای تبدیل مشتریان با وفاداری بیان شده کمی سخت تر از نوع قبلی است. سؤال عمده ای که در این میان مطرح می شود اینست که شدت و میزان وفاداری باید چقدر باشد تا بتوان روی این وفاداری حساب کرد؟ به عبارتی دیگر آیا می توان میزان وفاداری مشهود شده را بقدری دانست که لازم باشد روی آن سرمایه گذاری لازم را اعمال کرد؟(پارکز و بک، ۲۰۰۳، ص۴۲۱). حال این سوال مطرح می شود که آیا رضایتمندی مشتری تاثیر مستقیمی بر وفاداری وی به نام و نشان تجاری  وجود دارد؟

[۱].Lin & Koh

[۲].Parks & Back

[۳].Basou & Dick

[۴].Koh & Lin

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ب.ظ ]




دیک و باسوز تعامل نگرش و رفتار وفاداری را با طبقه بندی از مفهوم نگرش نسبی و حمایت مستمر و تکرار شده به صورت زیر شرح می دهند:

  • وفاداری
  • وفاداری ساختگی
  • وفاداری نهفته
  • عدم وفاداری

)شکل۲-۱(طبقه بندی وفاداری بر اساس دومتغیر نگرش و رفتار

یکی از شرایط وفاداری، توجه به کیفیت و ارزش اعتماد ارائه شده است، سپس تصمیم گیری. این وفاداری نتیجه ای از عملکرد هماهنگ بین نگرش نسبی بالا و حمایت مستمرتحت عنوان مفهومی است که الیور (۱۹۹۷) برای وفاداری ارائه داده است. نکته دیگر توجه به عادت در این موضوع به دلیل عدم وجود انتخابهای دیگر که در دسترس باشند و یا به دلیل کمبود گروه های نام های تجاری در میان سایر گروههاست، که تحت عنوان وفاداری ساختگی و یا مصنوعی از ان نام می برند، که منعکس کننده نگرش نسبی کم همراه با حمایت مستمر بالا است.

کلر(۱۹۹۸) معتقد است چنانچه مصرف کننده اقدام به خرید نام و نشان تجاری می کند، بدون اینکه به دلیل خرید آن بیندیشد. به عبارتی دیگر تعهد به تنهایی وفاداری را ایجاد نمی کند، گرچه عنصر لازم محسوب  می شود، اما نه کافی! وفاداری نهفته با نگرش نسبی بالا ولی در مقابل با تکرار حمایتی ضعیف همراه است. در ارتباط با عدم وفاداری هر دو عامل ضعیف عمل می کنند(همان، ص۳۵).

برخی از مطالعات نشان داده اند که یک ارتباط مستقیمی میان رضایتمندی مشتریان و وفاداری آنها وجود دارد. یعنی مشتریانی که راضی شوند وفادار خواهند ماند و مشتریانی که ناراضی هستند به فروشندگان دیگر رجوع می کند.

معمولا از رضایتمندی به عنوان پیشگویی کننده خریدهای آتی شرکت استفاده می کنند(چاو و دیگران[۱]، ۲۰۰۷، ص۵).

مشتریان راضی احتمال زیادی دارد که خریدهای خود را تکرار کنند مشتریانی که راضی شدند کمتر از رقبا فریب می خورند. از رضایتمندی به عنوان ضرورت اولیه برای وفاداری یاد می شود(سانی ها[۲]، ۲۰۰۹، ص۳). اگر چه رضایتمندی مشتری عامل مهمی برای وفاداری مشتریان است اما تحقیقات نشان می دهد که تنها عامل نیست( برانر[۳]، ۲۰۰۷، ص۹).

مطالعات انجام شده نشان می دهد که هر چه رضایتمندی بیشتر شود، وفاداری نیز بیشتر خواهد شد، در واقع وقتی که میزان نارضایتی بالا باشد، مشتریان بهانه ای برای خروج از شرکت یا بیان نارضایتی نشان خواهند داد(واربلنس و کوسیک[۴]، ۲۰۰۸، ص۵).

یکی از مواردی که می‌تواند بقای شرکت‌ها را تضمین کند، مشتری ‌مداری و توجه به رضایت مشتری است.ارتقای سطح رضایتمندی مشتری، باعث ارتقای میزان سودآوری و افزایش سهم شرکت ها در بازار رقابت خواهد شد. البته رضایتمندی مشتریان کافی نبوده و شرکتها نباید به رضایتمندی مشتریانشان دلخوش کنند، آنها باید مطمئن شوند که مشتریان رضایتمندشان، وفادار هم هستند.

به این ترتیب در بلند مدت منافعی حاصل می شود که در نتیجــه، سهم بازار و سودآوری شرکتها افزایش می یابد. آگاهی درباره چراهای رفتار خرید مصرف کننده و فرایند تصمیم گیری خرید بس دشوار است. پاسخ این پرسش معمولاً در عمق اندیشه مصرف کننده قرار دارد.

کاتلر و آرمسترانگ(۲۰۰۱)، خاطرنشان می سازند هنگامی که یک مصرف کننده رفتار تصمیم گیری خرید را انجام می دهد، یک مدل محرک- پاسخ و مفهوم جعبه سیاه وجود دارد. رفتار مصرف کننده بر این اساس شکل می گیرد که عوامل تحریک کننده و انگیزشی بسیاری به همراه عوامل و محرک های بازاریابی (مقصود آمیخته بازاریابی) وارد جعبه سیاه مصرف کننده می شوند و او واکنش های مشخصی از خود نشان می دهد. بازاریاب می خواهد بداند این محرک ها چگونه تغییر می کنند و در داخل جعبه سیاه مصرف کننده به صورت واکنش های مختلف در می آیند.

جعبه سیاه از دو بخش تشکیل شده است:

  • ویژگی های شخصی خریدار،
  • فرایند تصمیم گیری خریدار. موفقیت بازاریابان برای تأثیرگذاری بر رفتار مصرف کننده تا حد زیادی به درک صحیح رفتار مصرف کننده بستگی دارد.

رضایتمندی مشتری شدیداً تحت تاثیر انتظارات و توقعات مشتری می باشد. اختلاف میان کیفیت مشاهده شده و کیفیت مورد انتظار که"رد انتظار” نامیده می شود پیش بین قوی رضایت مشتری می باشد. بسیاری از مدیران و محققین این موضوع را آشکارا محاسبه می کنند که یک محصول/ خدمت تا چه حد انتظارات مشتریان را بر آورده می سازد .کیفیت خدمات به عنوان اختلاف میان انتظارات و برداشت های مشتریان مفهوم سازی  می شود. کیفیت خدمات برای هدف خرید مجدد برای حفظ مشتری و برای نتایج مالی شرکت مؤثر است.

۲-۱-۳۰- ارزش مشتری(ارزشی که برایش پرداخت می شود)

ارزش مشاهده شده شامل ارزیابی کلی مشتری در مورد مطلوبیت یک محصول بر اساس برداشت ها در این مورد می باشد که چه چیزی مشاهده و درک می شود و چه چیز ارائه می شود.  برداشت ها و نظرات مصرف کنندگان در مورد ارزش تحت تاثیر تفاوت ها از لحاظ هزینه های پولی، هزینه های غیر پولی ذوق و سلیقه های مشتریان و ویژگی های مشتریان می باشد.

۲-۱-۳۰-۱- شناسایی مصرف کنندگان وفادار به نشان تجاری

یک سؤال گیج کننده برای محققین بازار این است که آیا گونه‏ای‏ مصرف کننده وجود دارد که به تمامی انواع مختلف محصولات‏ وفادار به مارک باشد. شواهد تحقیقاتی تاکنون نشان داده ‏اند که‏ وفاداری به مارک پدیده خاص محصول است. مصرف کنندگانی که‏ در یک مقوله مخصول وفادار هستند شاید در هر مقوله محصول دیگر وفادار باشند و شاید هم نباشند.

تلاش‏هایی که در جهت مشخص کردن ویژگی‏های جمعیتی، اجتماعی - اقتصادی یا روانشناختی مرتبط با رفتار وفاداری به مارک‏ صورت گرفته عموماً ناموفق بوده‏اند(فراند و دیگران[۵]، ۱۹۶۹).

عکس مرتبط با اقتصاد

با این حال یک متغیر وجود دارد که وفاداری به مارک را پیش‏بینی‏ می‏کند و آن وفاداری به فروشگاه است. مصرف کنندگانی که به‏ فروشگاه‏های خاص وفادارند معمولاً مایلند که به مارک‏های‏ مشخصی هم وفادار باشند(کارمن[۶]، ۱۹۷۰). ارتباطی که در اینجا وجود دارد ممکن است، این باشد که مصرف کننده گانی که‏ مکرراً از یک مغازه یا فروشگاه خرید می‏کنند مجبور شوند مارک‏های خاص را خریداری کنند چون که این مارک‏ها تنها اقلام‏ موجود در فروشگاه مورد نظر هستند.

لازم است به یاد داشته باشیم که راهبردهای بازاریابی شامل‏ ابزارهای ارتقاء فروش ممکن است واقعاً باعث منع وفاداری به مارک‏ شوند. اگر مصرف کنندگان مارک‏ها را بیشتر به خاطر ارتقاء فروش‏ بخرند تا به دلیل ویژگی‏ها مثبت حقیقی خود محصول، این امکان‏ وجود دارد که آنها فقط وقتی ارتقاء فروش وجود دارد به یاد خرید کردن بیافتند. یک بررسی معلوم کرد که ابزارهای ارتقاء فروش‏ ممکن است حتی باعث شوند که مشتریان وفادار به مارک، تغییر مارک دهند. درهمین حال، پژوهشگران فوق در ضمن دریافتند که‏ احتمال این که مصرف کنندگان مارک جدید را بخرند نیز کم خواهد بود(روتسچیلد[۷]، ۱۹۸۷).

شاید بارزترین مهارت بازاریاب حرفه‏ای این باشد که او بتواند نام و نشان تجاری به وجودآورد، از آن پاسداری کند، مصونش بدارد و آن را تقویت نماید تعیین نام و نشان تجاری می‏تواند بر ارزش هر محصول بیفزاید و از راه‏های مختلف می‏تواند به خریدار کمک کند. نام و نشان تجاری به مصرف کننده کمک می‏کند محصولاتی را که‏ مفید می‏داند، شناسایی کند.خریداری که همیشه محصولی با یک‏ نوع نام و نشان تجاری مبنایی می‏شود که می‏توان بر اساس‏ آن درباره ویژگی‏های خاص یک محصول داستان سراید. نام و نشان‏ تجاری شرکت فروشنده باعث می‏شود که ویژگی‏های منحصر به‏ فرد محصول، از نظر قانونی مصون و محفوظ بماند، چون در غیر اینصورت شرکت‏های رقیب نسخه دومی از آن به بازار عرضه‏ خواهند کرد. گذشته از این، نام و نشان تجاری به شرکت فروشنده‏ این امکان را می‏دهد که بازارها را تقسیم‏بندی نماید.

 

[۱].Chow & et al

[۲].Sunny Hu

[۳]. Brunner

[۴]. Kuusik & Varblane

[۵].Frand & et al

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:58:00 ب.ظ ]




محققان بسیاری بررسی کرده اند که بین رضایتمندی مشتری و وفاداری به نام و نشان تجاری  ارتباط وجود دارد(همان، ص۴۲۲). این ارتباط دو سویه است .بدین معنا که هر یک بر دیگری اثر مستقیمی دارد(باتنر[۱]، ۱۹۹۰، ص۷۵). الیور(۱۹۹۹) بیان کرد که رضایتمندی مشتری بر نگرش اثر مستقیم دارد.(پارکز و بک، ۲۰۰۳، ص۴۲۲).

۲-۱-۳۲- رابطه بین نگرش و رفتار با وفاداری به نام و نشان تجاری  

اجزن و فیشبن(۱۹۸۰) تئوری ارتباط باورها ی مشتری و نگرشها و رفتار های او را مطرح کردند. این نظریه فرض می کند که مشتری فرایند تصمیم گیری را که نتایج رفتارهای جایگزینی و انتخابی است را بر اساس نگرشهای خود انجام می دهد. بدیهی است که تغییر منفی در نگرش ها موجب می شود تا بسیاری از مشتریان را به نامهای تجاری دیگری سوق دهد.

در حالت کلی فرایند نگرش وفاداری نام و نشان تجاری به این صورت شکل می گیرد که وفاداری اولیه با یک شناخت اولیه شروع و سپس به یک حس عاطفی نزدیک و در نهایت به یک رفتاررابطه ای معنا داری  می رسد.

الیور(۱۹۹۷)، در ارتباط با این سه مرحله معتقد است یک پشتوانه علمی، مرتبط دهنده نگرش و رفتار با وفاداری می باشد(همان، ۴۲۲-۴۲۳).

۲-۱-۳۳-  خود انگاره

خودانگاره یک رشته صفات، توانایی ها، نگرش ها و ارزش هایی است که فرد معتقد است او را توصیف می کنند(برک، ۱۳۸۷، ص۴۴۴). خود ادراکی مجموع های از افکار و احساسات فردی است که انسان به خودش ارجاع می دهد(روزنبرگ[۲]، ۱۹۷۹). خود ادراکی در فرایند تعاملات  بین فرد و دیگران شکل می گیرد و افراد برای خودافزایی در این فرآ یند تلاش می کنند. چهار بعد درباره خود ادراکی برای تشریح و پیش بینی اعمال و رفتار مصرف کنندگان در ادبیات بازاریابی مطرح شده است :

۱ - خود انگاره واقعی(من همان طور که هستم ): چگونه یک فرد خودش را می بیند

۲ - خود انگاره ایده آل(من خو ب): فرد ترجیح می دهد، خودش را چگونه ببیند

۳ - خود انگاره اجتماعی: تصور مصرف کننده از اینکه دیگران او را چگونه می بینند

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۴ - خود انگاره  ایده آل اجتماعی: فرد ترجیح ، می دهد دیگران او را چگونه ببینند (هوسانی و مارتین، ۲۰۱۱)

اهمیت خود انگاره، به خوبی در نظریه هویت اجتماعی مطرح شده است که بیان می کند خودانگاره، باور فردی و احساسی فراست که فرد در مورد خود دارد؛ این نظریه شامل دو مؤلفه هویت فردی و هویت اجتماعی است. هویت فردی اشاره به رده بندی خود فرد بر طبق و یژگیها ی خاص(خجالتی بودن، مهربان بودن و …) دارد و هویت اجتماعی مربوط به تعریف خود بر حسب طبقات اجتماعی خاص است(آندروود، به وند و بائر، ۲۰۰۱) شخصیت نام ونشان تجاری و مصرف کنندگان ، هردو پایدار هستند(تان[۳]، ۲۰۰۴) و همان طور که فورنیر[۴]، (۱۹۹۸) پیش تر بیان می کند از آن برای شرح و پیش بینی اعمال و رفتار مصرف کنندگان استفاده می شود. هوسانی و مارتین[۵]، (۲۰۱۱) اذعان دارند که بیشتر پژوهش های انجام شده  در زمینه خود ادراکی، دو بعد خود نگاره واقعی و ایده آل را مورد بررسی قرار داده اند.

تصویر ذهنی می ­تواند مربوط به خود فرد باشد که در این صورت از آن به «خودانگاره یا خود پنداره» تعبیر می­ شود؛ و می ­تواند به هرچیز دیگری غیر از خود مربوط شود که در این صورت همان «تصویر ذهنی» نامیده می­ شود. بنابر این تصویر ذهنی، عامِ مطلق و خودانگاره خاصِ مطلق است. خودانگاره یا خودپنداره، به تصویر ذهنی هر شخص (حقیقی یا حقوقی) در باره خودش اطلاق می­ شود.

خودانگاره شخص حقیقی، همان ذهنیت و تصویر ذهنی فرد ازخودش است و خودانگاره شخص حقوقی؛ از برایند تصاویر ذهنی اعضا و اشخاص حقیقی و حقوقی مرتبط در داخل و خارج، حاصل می­ شود. خودانگاره، از عوامل تأثیر گذار بر رفتار است. عملکرد تصویر ذهنی و خودانگاره به دوصورت مثبت و منفی قابل بررسی است. تصویر ذهنی و خودانگاره­ی مثبت، انگیزه برای بروز رفتار ایجاد می­ کند و فرد را به یافتن فرصت مناسب برای تجلی رفتار تشویق می­نماید، به محض یافتن فرصت، فرد رفتار خود را انجام می­دهد و سپس(صرف نظر از تأثیر سایر متغیرها) با بازخورد مثبت مواجه می‌شود و به رضایت خاطر و خشنودی  می­رسد و به این وسیله تجربه­ی مثبتی به دست می­آورد که بر تصویر ذهنی و خودانگاره­اش افزوده می­گردد و انگیزه جدیدی بوجود می­آورد و این چرخه ادامه و ارتقاء می­یابد.

برای مثال، مدیری که به زیردستان خود اعتماد دارد مایل است امور را به آن­ها واگذار کند و به محض یافتن فرصتی مناسب، اقدام خواهد کرد و کارکنان نیز پاسخ اعتماد او را با عملکرد مطلوب خواهند داد و در نتیجه تجربه­ی مثبتی بر تصویر ذهنی و خودانگاره­ی وی افزوده خواهد شد و در دفعات بعد بر دامنه تفویض اختیارش خواهد افزود. اما تصویر ذهنی و خودانگاره­ی منفی، چرخه و نتیجه­ای معکوس دارد؛ به این صورت که انگیزه­ی عمل را از بین برده و یا تضعیف می­ کند و در نتیجه، فرد فرصت­ها را از دست داده و با تهدیدها روبه­رو می­ شود و وادار به بروز واکنش می­گردد و سپس(صرف نظر از تأثیر سایر متغیرها) با دریافت بازخورد منفی، تجربه­ای منفی در ذهنش ثبت و بر تصویر ذهنی و خودانگاره­ی وی افزوده می­گردد و انگیزه­اش تضعیف می­ شود.

برای نمونه مدیری که خود را در برابر پیشرفت فناوری عاجز می­پندارد؛ از آن می­گریزد و شیوه ­های سنتی مبتنی بر گردش کاغذ و انسان در سرتاسر سازمان(که گزینه­ی تهدیدآمیزی است) را بر اتوماسیون ترجیح می­دهد و از آن در برابر تکنولوژی دفاع می­ کند؛ سپس در چرخه­ی رقابت، عقب مانده و شکست می­خورد و بازخوردهای منفی در قالب انتقاد و اعتراض سرازیر می­ شود و تجربه­ی منفی دیگری بر خودانگاره­ی منفی وی افزوده و پس از ناتوانی در برابر تکنولوژی، خود را در عرصه مدیریت(که فناوری جزء لاینفک آن شده است) نیز ناتوان می پندارد.

مشتریان معمولا نام ها و نشان های تجاری را با خود پنداره ایده الشان انتخاب می کنند(کاتلر و کلر ۲۰۰۵). همچنین(گاور[۶]، ۲۰۰۵) نشان شان داد که خود انگاره مشتریان در انطباق با شخصیت محصول تحت تاثیر قرار خواهد داشت.

خود انگاره کلیت افراد و احساسات فرد نسبت به خودش را به عنوان یک شیء بیان می کند. از آنجا که افراد نیاز دارند به طور همساز با خود انگاره شان رفتار کنند .این ادراک از خود، قسمتی از اساس شخصیت وی را شکل می دهد. با عمل به طریقی همساز با خودانگاره، مصرف کنندگان قادرند تا عزت نفس خویش را حفظ کنند و قابلیت پیش بینی را در تعامل با دیگران به دست آورند(جان موون[۷]، ۲۰۰۷).

[۱]. Bitner

[۲].Rozenburg

[۳].Tan

[۴].Fournier

[۵].Hosany & Martin

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:58:00 ب.ظ ]




در بخش خدمات، ارزیابی کیفیت آن حین فرایند ارائه خدمات انجام می‌گیرد. رضایت مشتری از یک خدمت را می‌توان از طریق مقایسه انتظارات او از خدمات با برداشت او از خدمات ارائه شده، تعریف کرد. اگر خدمات ارائه شده از حد انتظارات مشتری فراتر باشد، آن خدمات فوق‌العاده تلقی می‌شود. زمانی که انتظارات مشتری از خدمات با برداشت‌های او یکسان شود کیفیت خدمات ارائه شده، رضایت‌بخش و در حد انتظار است و در صورتی که کمتر از آن باشد کیفیت غیر قابل پذیرش است ( فاسناکت و کوزه[۱]، ۲۰۰۶). با توجه به این تعاریف، کیفیت درک شده، در حقیقت احساس مشتری نسبت به کیفیت خدماتی است که رضایت مشتری را تأمین می‌کند. تأمین کننده خدمت باید بکوشد تا یکی از حالات اول و دوم ایجاد شود ( قبادیان، ۱۹۹۳).

پایان نامه

علی‌رغم گذشت زمان طولانی از طرح موضوع کیفیت خدمات و شیوه‌های سنجش و ارزیابی آن، نه تنها توجه به این موضوع کاهش نیافته بلکه به دلیل اهمیت فزاینده خدمات در اقتصاد کشورها به خصوص اقتصادهای مدرن، نقش آن بیش از پیش اهمیت یافته است. سنجش کیفیت در سازمان‌های خدماتی، سنجشی است از این که تا چه اندازه، خدمت ارائه شده انتظارات مشتریان را برآورده می‌سازد (میرغفوری و همکاران، ۱۳۸۸). آگاهی از مفهوم کیفیت خدمات و تلاش برای بهبود آن به ارائه خدمات با کیفیت منجر شده و از طریق افزایش سطح کیفیت خدمات می‌توان افزایش رضایتمندی مشتریان را انتظار داشت. طبق تعریف پاراسورامان[۲] و همکاران، کیفیت خدمات، قضاوت (نگرش) مشتری است و تفاوت بین انتظارات مشتری از آن‌چه شرکت باید ارائه کند و عملکرد خدمت دریافت شده تعریف می‌شود (هرینگتون و اسکات[۳]، ۲۰۰۹). به این ترتیب می‌توان کیفیت خدمات را بر مبنای رضایت مشتری به صورت میزان اختلاف موجود میان انتظارات یا خواسته‌های مشتری و درک او از عملکرد واقعی محصول تعریف نمود (کاووسی و همکاران، ۱۳۸۴).

عکس مرتبط با اقتصاد

مطالعات گسترده‌ای در طی سال‌های گذشته بر مفهوم کیفیت خدمات انجام شده و بر طبق این مطالعات، مدل‌هایی جهت سنجش کیفیت خدمات ارائه شده است. به طور مثال پاراسورامان، زیتامل[۴] و بری[۵] مدلی با عنوان سروکوال ارائه کردند که کیفیت خدمات را در قالب پنج بعد: ابعاد ملموس، قابلیت اطمینان، پاسخ‌گویی، اطمینان خاطر و همدلی ارزیابی می‌کند (پاراسورامان و همکاران، ۲۰۰۵). جانستون نیز در سال ۱۹۹۵ مدلی ارائه کرده است که در آن ابعاد توجه، پاسخ‌گویی، مراقبت و رفتاردوستانه را به عنوان عوامل رضایت مشتری در نظر گرفته است (جانستون[۶] ،۱۹۹۷).

آلدیگان[۷] و باتل[۸] در سال ۲۰۰۲ در پی یک سری پژوهش‌ها در زمینه کیفیت خدمات بانکی، مقیاس جدیدی را با عنوان ” سیسترا. اس. کیو"[۹] ارائه کرده‌اند که کیفیت خدمات بانکی را به کمک چهار بعد : کیفیت سیستم خدمات، کیفیت خدمات رفتاری، کیفیت خدمات ماشینی و صحت مبادلات خدماتی ارزیابی می‌کند ( آلدیگان و باتل، ۲۰۰۲).

۲-۸ رفتار مصرف‌کننده

با توجه به این که شرکت‌ها در پی شناسایی نیازها و خواسته‌های مشتریان و انجام اقدامات مناسب برای رفع آن نیازها و خواسته‌ها می‌باشند، می‌بایست رفتار مصرف‌کننده را به خوبی درک نمایند. رفتار مصرف‌کننده به فعالیت‌های ذهنی، احساسی و فیزیکی‌ای گفته می‌شود که افراد هنگام انتخاب، خرید، استفاده و دورانداختن محصولات و خدمات، برای ارضاء نیازها و خواسته‌هایشان به کار می‌گیرند (ویلکه[۱۰] ،۲۰۰۰). به عبارت دیگر رفتار مصرف‌کننده، شامل مجموعه‌ای از فرآیندهای روانی و فیزیکی است که  قبل از خرید آغاز و بعد از مصرف نیز ادامه دارد (پیر[۱۱] و همکاران، ۱۹۹۹).

سازمان ملل متحد در زمینه حمایت از حقوق مصرف‌کننده راهنمایی‌هایی را ارائه داده است که به عنوان مهم‌ترین مدرک بین‌المللی در زمینه حمایت از مصرف‌کننده است. مجمع عمومی سازمان ملل، در سال ۱۹۸۵ به اتفاق آراء، این راهنماها را اتخاذ کرده است. در سال ۱۹۹۹، این راهنماها برای استفاده در مصرف پایدار گسترش یافتند. آن‌ ها دولت‌ها را موظف کردند که مصرف‌کنندگان را در مقابل خطراتی که سلامت و ایمنی آن‌ ها را تهدید می‌کند، حفاظت کنند، سهم اقتصادی مصرف‌کنندگان را ارتقاء داده و حفاظت کنند، به مصرف‌کنندگان امکان دهد که با اطلاع تصمیم بگیرند، مصرف‌کننده را آموزش دهند، شرایط جبران خسارت برای مصرف‌کننده را فراهم آورند، روش‌های مصرف پایدار را گسترش دهند و آزادی را برای ایجاد تشکل‌های مصرف‌کنندگان تضمین کنند (امیدوار، ۱۳۹۱).

بر این اساس هشت اصل حقوق مصرف‌کننده، مورد تأیید راهنماهای سازمان ملل در زمینه حمایت از مصرف‌کننده است. اگرچه این راهنماها برای دولت‌ها نوشته شده‌اند، اما ارزش‌های اساسی را در حمایت از مصرف‌کننده در بر می‌گیرد که می‌تواند برای سازمان‌هایی که مسائل مصرف‌کنندگان خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهند نیز مفید باشد. این هشت اصل به شرح زیر می‌باشد :

  • ارضاء نیازهای اساسی : این حق که دسترسی به محصولات و خدمات ضروری اولیه، غذای کافی، پوشاک، سرپناه، مراقبت‌های بهداشتی، آموزش و اصول بهداشتی داشته باشند.
  • ایمنی : این حق که در برابر محصولات، فرآیندهای تولید و خدماتی که برای سلامتی یا زندگی خطرناک هستند، محافظت شوند.
  • آگاه شدن : این حق که واقعیت‌های مورد نیاز برای تصمیم‌گیری آگاهانه در اختیار آن‌ ها قرار گیرد و در مقابل تبلیغات یا برچسب‌های گمراه‌کننده یا غیر صادقانه، محافظت شوند.
  • انتخاب : این حق که قادر به انتخاب از میان گستره‌ای از محصولات و خدمات ارائه شده با قیمت‌های رقابتی، با اطمینان از کیفیت مطلوب باشند.
  • شنیده شدن : این حق که منافع مصرف‌کننده در ساخت و اجرای سیاست‌های دولتی و توسعه محصولات و خدمات بیان شود.
  • جبران خسارات : این حق که در مقابل ادعای خسارت بجا، پرداخت عادلانه انجام شود که شامل جبران قلب واقعیت، خدمات غیر رضایت‌بخش و محصولاتی که بد تولید شده‌اند، می‌باشد.
  • آموزش مصرف‌کننده : این حق که دانش و مهارت مورد نیاز برای انتخاب مطمئن و آگاهانه محصولات و خدمات، همراه با آگاهی از حقوق اولیه مصرف‌کننده و مسئولیت‌ها و چگونگی عمل بر اساس آن را کسب کنند.
  • محیط‌زیست سالم : این حق که در محیط‌زیستی زندگی و کار کنند که برای رفاه نسل‌های حال و آینده تهدیدآمیز نباشد (امیدوار،۱۳۹۱).

[۱].  Fassnacht & Kose

[۲].  Parasuraman

[۳].  Herington & Scott

[۴].  Zeithaml

[۵].  Berry

[۶].  Johnston

[۷].  Aldlaigan

[۸].  Buttle

[۹].  Systra-sq

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ب.ظ ]




امروزه اکثر سازمانها و افراد، هوش فرهنگی را یک مزیت رقابتی و قابلیت استراتژیک می دانند. درمحیط و بازار جهانی، هوش فرهنگی اهرم مورد نیاز رهبران و مدیران تلقی می شود. سازمانها ومدیرانی که ارزش استراتژیک هوش فرهنگی را درک کنند، می توانند از تفاوتها و تنوع فرهنگی درجهت ایجاد مزیت رقابتی و برتری در بازار جهانی استفاده کنند. هوش فرهنگی به منزله چسبی است که می تواند در محیط متنوع، انسجام و هماهنگی ایجاد کند. افراد دارای هوش فرهنگی بالا، قادرند اثر قابل توجهی بر استراتژی های بازاریابی و توسعه محصول برای گروه های مشتریان درکشورهای مختلف داشته باشند. این افراد جز داراییهای ارزشمند سازمان هستند و به خصوص درزمان بحران ارزش خود را بیشتر نمایان می سازند (میرسپاسی و همکاران، ۱۳۸۷).

خوشبختانه برخلاف سایر جنبه های شخصیت انسانی، هوش فرهنگی کسانی که روانی سالم دارند و از نظر حرفه ای و شغلی توانمند هستند، قابل پرورش و توسعه است.  موارد زیر در توسعه مهارتهای هوش فرهنگی موثر است:

با به کارگیری دیدگاه مثبت نسبت به تفاوتهای فرهنگی، ابعاد فرهنگی سازمان و کارکنان خود را بشناسید.

با بهره گرفتن از روش های مختلف نظیر مشاهده، پرسش و تفسیر نسبت به تجزیه و تحلیل سطوح مختلف فرهنگی افراد سازمان اقدام کنید.

تنوع فرهنگی را بپذیرید و در خود آمادگی رویارویی با فرهنگهای مختلف را ایجاد کنید.

با توجه به میزان آشنایی با هر فرهنگ، از استراتژی های خاص آن برای تعامل استفاده کنید.

با نگرانی هایی همچون ترس از دست دادن هویت و خودمختاری فردی، درمورد خود و کارکنان تان مقابله کنید

افراد سازمان باید احساس کنند که برای آنها و فرهنگشان ارزش قائلید.

در مورد توانمندیهای هوش فرهنگی هر کجا احساس ضعف می کنید آموزش ببینید.

چنانچه انگیزه کافی در کسب و توسعه مهارتهای هوش فرهنگی ندارید، در خود این انگیزه راپرورش دهید.

از افراد پیرامون خود که تجارب موفقی در محیطهای کاری متنوع دارند کمک بگیرید.

فراموش نکنید هوش فرهنگی لازمه بقا در محیط رقابتی است. از این عنصر کلیدی غافل نشوید (ارلی و انگ، ۲۰۰۳)

 

۲-۴-۴ آموزش هوش فرهنگی:

علاوه بر کسب تجربیات برون مرزی، شرایط و فعالیتهای دیگر نیز می تواند باعث ارتقاء هوش فرهنگی شود؛ مواردی چون آموزشهای رسمی یا تعاملات رسمی مختلف (میرسپاسی و دیگران، ۱۳۸۶).

اولین بعد هوش فرهنگی، فرا شناختی می باشد، فراشناخت را می توان به دو عنصر مکمل دانش فراشناختی و تجربه فراشناختی تقسیم کرد. دانش فراشناختی به معنای چگونگی برخورد با دانشی است که تحت شرایط متنوع حاصل می شود  و تجربه فراشناختی به معنای چگونگی یکپارچه کردن تجربیات مرتبط به عنوان راهنمای تعاملات درآینده است. فراشناخت یک جنبه حساس و مهم از هوش فرهنگی است؛ بسیاری برنامه های آموزشی فرهنگی با شکست مواجه می شوند به دلیل اینکه بیش از حد بر یک مثال خاص تأکید می کنند به جای اینکه بر فرایند کلی فرایادگیری تمرکز کنند (ارلی و پیترسون، ۲۰۰۴).

شخصی که هوش فرهنگی بالایی دارد قادر است یک تصویر و نقشه مناسب از وضعیت اجتماعی داشته باشد تا بتواند به طور مؤثری عمل کند. این مستلزم یک بنیاد عمومی و گسترده از دانش درمورد فرهنگها جوامع است مشابه آموزش هایی که از نظر انسان شناسی توصیه می شود، مباحثی همچون سیستم های اقتصادی، مؤسسات مذهبی و سیاسی، ارتباطات اجتماعی و سایر موارد مشابه (ارلی و پیترسون، ۲۰۰۴).

عکس مرتبط با اقتصاد

دومین بعد هوش فرهنگی به جنبه انگیزشی آن اشاره دارد و بررسی می کند آیا فرد انگیزه زیادی برای شناخت فرهنگ جدید دارد یا نه. خودباوری یک جنبه کلیدی از هوش فرهنگی است  و نقش مهمی در هوش فرهنگی ایفا می کند. خودکارآمدی به معنای” قضاوتی است که فرد در موردخودباوری به تواناییهایش برای انجام سطح مشخصی از عملکرد دارد” (باندورا، ۲۰۰۰). افرادی که مؤلفه انگیزشی بالایی در هوش فرهنگی دارند در تعاملات میان فرهنگی اثربخشتر عمل می کنند و این احساس قوی را دارند که می توان ند با طرز فکرهای مختلف دیگران و شرایط متغیر و ناشناخته کنار بیایند و پیچیدگی و عدم اطمینان را مدیریت کنند. شخصی که در بعد انگیزشی، هوش فرهنگی پایینی داشته باشد، هنگامی که در دستیابی به هدف دچار ناامیدی اولیه گردد،"انتظارات کارآمدی” به طور تصاعدی افت پیدا می کند، “تصویر از خود ” منفی پیدا می کند و از تعامل با دیگران دوری کرده و انزوا اختیار می کنند (باندورا، ۲۰۰۰). مدلسازی نقش به هوش فرهنگی رفتاری بسیار کمک می کند که در قالب ایفای نقش در برخی برنامه های آموزشی ارائه شود. شخصی که هوش فرهنگی بالایی دارد می تواند تعامل مؤثری در هر زمینه فرهنگی معین، برقرار کند. هزارها نشانه از طریق مشاهده دیگران و بررسی نشانه ها در هنگام تعامل با آن ها حاصل می شود  شخصی که هوش فرهنگی بالایی دارد این اشاره ها را یکپارچه می کند و از آنها تقلید کرده و رفتار می کند (بارج و چارتراند، ۱۹۹۹).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  ۲-۴-۵ توسعه هوش فرهنگی:

 

 

شکل ۲-۱ مدل توسعه هوش فرهنگی بر اساس تقسیم بندی توماس(۲۰۰۵)

 

مراحل توسعه هوش فرهنگی عبارت است از:

  • واکنش نشان دادن در برابر محرک های بیرونی
  • تشخیص هنجارهای فرهنگی در محیطهای جدید و داشتن انگیزه در جهت یادگیری بیشتر در مورد آن
  • رفتارهای انطباقی با سایر فرهنگ ها
  • به کار گیری هنجارهای فرهنگی مختلف در رفتارهای مشهود

 

 

 

 ۲-۴-۶ انواع شخصیتها در هوش فرهنگی:

مدیران از لحاظ قابلیت درک و شناخت فرهنگهای بیگانه و عمل متناسب با آنها یکسان نیستند. برخی مدیران زمانی که اندکی پا را از فرهنگ ملی و محلی خود فراتر می گذارند، دچار ناراحتی، بی اطمینانی و ناسازگاری می شوند.

در مقابل بعضی دیگر از مدیران، چنان رفتارمی کنند که گویی سالهاست با آن فرهنگ بیگانه خوگرفته اند(پیترسون، ۲۰۰۴)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ب.ظ ]




خدمات شامل فعالیت های نامحسوس و لمس نشدنی هستند و موجب منفعت و یا ارضاء خاطر می گردند اما مالکیت چیزی را نیز به دنبال ندارد. در بازاریابی، خدمات را به سه دسته خدمات قبل از فروش، خدمات حین فروش و خدمات پس از فروش تقسیم می کنند (کاتلر و آرمسترانگ[۱]، ۱۹۹۱).

خدمات پس از فروش شامل کلیه اموری است که شرکت ها پس از فروش کالا به منظور جلب رضایت مشتری انجام می دهند و موجب ارزش بیشتر محصول یا خدمات می گردد. خدمات پس از فروش نوعی اقدام برای مراقبت از محصولات فروخته شده محسوب می شود و در واقع نوعی تعهد آینده به مشتریان تلقی می گردد.

وظیفه ای که خدمات به مشتریان نامیده می شود، پیچیده تر از سفارش گرفتن، پس گرفتن محصولات مرجوعی، یا پاسخگویی به شکایت هاست. بر اساس این نگرش، خدمت به مشتریان شامل کلیه اموری است که شرکت ها به منظور جلب رضایت مشتریان و کمک به آنها برای حصول بیشترین ارزش از محصولات یا خدمات ارائه شده انجام می دهند. به طور کلی هر چیزی که علاوه بر محصول فیزیکی عرضه می شود و موجب تفکیک محصول از رقبا می گردد، جزئی از خدمت به مشتریان محسوب می گردد (روستا و همکاران، ۱۳۷۵).

ارائه خدمات به مشتری همیشه حائز اهمیت بوده است؛ اما مشتریان امروزی فرصت انتخاب بیشتری نسبت به مشتریان در دهه های گذشته دارند. این امر به دلیل رقابت بیشتر محصولات و خدمات در بازار می باشد. در بسیاری از تحقیقات پیمایشی در مورد خریدهای مصرفی و سازمانی نتیجه گیری شده است که ارائه خدمات مناسب نسبت به قیمت از اولویت بیشتری نزد مردم برخوردار است. ارائه خدمات می تواند موجب برتری رقابتی شرکت شده و رقابت دیگر شرکت ها را خنثی کند. اغلب اوقات مصرف کننده اگر بداند که کالاها و خدمات بوسیله عرضه کننده قبلی مورد تضمین قرار گرفته، هرگز برای یک صرفه جویی جزئی در قیمت به سراغ عرضه کننده دیگری نمی رود (هایز و درگ[۲]، ۱۹۹۸).

اما رضایت مشتری میزان مطلوبیتی است که مشتری به خاطر خصوصیات مختلف محصول کسب می کند. رضایت مشتری موجب وفاداری مشتریان می گردد و در نتیجه افزایش شهرت و اعتبار شرکت همچنین افزایش سوداوری آتی شرکت را به دنبال دارد (اندرسون و همکاران[۳]، ۱۹۹۴).

تأمین رضایت مشتری زمانی حاصل می شود که خواست واقعی مشتری تأمین شده و نیاز او در زمان معین و به روشی که او می خواهد براورده شود. در ضمن نباید فراموش کرد که مشتریان به منظور حصول انتظارات و نیازهایشان به یک سازمان اطمینان می کنند، از این نظر سازمان نسبت به ارضای این انتظارات تعهد اخلاقی دارد (صدری، ۱۳۷۸).

خدمات برجسته باید بوسیله خواسته و انتظارات مشتریان مشخص شود. در صورتی که خدمات از نظر عرضه کننده خیلی جالب توجه باشد اما نتواند مشتریان را ارضا کند، خدمات مذکور برجسته و مهم تلقی نمی شوند. خدمات برجسته همیشه آن چیزی نیست که عرضه کننده تصور می کند، گاهی یک مشتری برای رفع اختلاف صورتحساب خود مجبور است بارها با شرکت تماس بگیرد (فلاین[۴]، ۱۹۹۷).

والری و همکارانش در مقاله ای ابعاد کیفیت خدمات را به شرح زیر توصیف کرده اند:

  1. جنبه های محسوس خدمات که شامل تسهیلات فیزیکی ساختار ارائه دهنده خدمات، تجهیزات و پرسنل می باشد.
  2. قابل اطمینان بودن خدمات که به معنی توانائی ارائه خدمات طبق شرایط وعده داده شده و با دقت می باشد.
  3. پاسخگو بودن که به معنی تمایل سازمان برای کمک به مشتری و ارائه خدمات طبق شرایط وعده داده شده می باشد.
  4. شایستگی بدین مفهوم که دانش و مهارت کارکنان و توانایی آنها موجب جلب اطمینان خاطر و اعتماد مشتری گردد.
  5. همدلی با مشتری که به مفهوم اهمیت دادن و توجه نشان دادن به مشتری در ارائه خدمات مورد نیاز است (والری و همکاران[۵]، ۱۹۸۸).

لن بری در خصوص ابعاد کیفیت خدمات ده عامل را ارائه می دهد:

  1. قابلیت اعتماد که به معنی استمرار ارائه خدمات طبق تعهدات، با دقت و مطابق مرتبه اول می باشد.
  2. احساس مسئولیت داشتن، به معنی اشتیاق و آمادگی برای ارائه خدمات مطابق آنچه که تعهد شده، می باشد.
  3. صلاحیت به معنی دارا بودن مهارت و علم مورد نیاز برای ارائه خدمات است.
  4. دسترسی، که به امکان و سهولت دسترسی در ساعات متفاوت و زمان معطلی برای خدمات اشاره دارد.
  5. تواضع به معنی ادب، احترام، ملاحظه کاری و درستی ارتباط کارکنان با مشتری است.
  6. ارتباط با مشتری که آگاه ساختن مشتری به زبان قابل فهم، گوش دادن به مشتری، تنظیم مراوده بر اساس نیاز مشتری، تشریح خدمات، تعیین چگونگی حل مشکل مشتری است.
  7. اعتبار که به معنی شهرت شرکت و ویژگی شخصیتی افراد به قابل اعتماد بودن و صداقت داشتن می باشد.
  8. امنیت به معنی آسودگی خاطر از نظر خطر و ریسک، ایمنی فیزیکی، امنیت مالی و رازداری است.
  9. درک مشتری به معنی تلاش برای درک نیازمندی های خاص مشتری و توجه به آنها می باشد.
  10. جنبه های ملموس که ظاهر فیزیکی خدات ارائه شده، تسهیلات فیزیکی، ظاهر کارکنان، ابزار و تجهیزات مورد استفاده برای ارائه خدمات می باشد.

به علاوه ارائه خدمات مطلوب به مشتری مستلزم سیستمی است که نبض مشتری را در اختیار داشته باشد و پیش بینی های دقیقی برای تأمین نیازهای مشتری بنماید (نیوهاوس[۶]، ۱۹۹۷). در دست داشتن اطلاعات دقیق و به موقع موجب می شود که بتوانیم به شکایات مشتری پاسخ سریعتری داده و تحویل معتبرتری را تعهد نمائیم (پارکر[۷]، ۱۹۹۶).

[۱] Kotler & Armestrang

[۲] Hayes & Dredge

[۳] Anderson. et.al.

[۴] Flynn

[۵] Valarie.et.al

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ب.ظ ]




 

۱-Chester Barnard

۲- Elton mayo

واژه « فرهنگ» که همواره از دیرباز جهت شرح کیفیت زندگی جامعه انسانی بکار برده شده است این بار بـا واژه ای بنام « سازمان » عجین شده ومفهوم تازه ای را بنا نهاده که مترادف با هیچکدام از دو واژه نبوده و خود اندیشه ای تازه است (باغبان، ۱۳۸۳). این مفهوم (فرهنگ سازمانی) برای اولین بار در دهه ی ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ تکوین یافت و فوراً یکی از مؤثرترین و همچنین بحث انگیزترین مفاهیم در پژوهش و حرفه مدیریت شد (لینن لوکه و گریفیتس، ۲۰۱۰).

جوامع به عنوان مجموعه های انسانی دارای فرهنگ هایی، می باشند که راهنمای عمل گروهی آن ها می باشد یکی از این مجموعه های انسانی، سازمان محل اجتماع مردمی که با هم طبق می باشد که به طور خلاصه این چنین تعریف می شود:  یک سازماندهی هماهنگ و مصوب کار می کنند تا هدف های سازمانی را تحقق بخشند (افجه، ۱۳۸۰). فرهنگ واژه‌ای فارسی و مرکب از دو کلمه «فر» و «هنگ» است. «فر» پیشوند و به معنای بالا بوده و «هنگ» از ریشه اوستایی «سنگ» به معنای کشیدن سنگینی و وزن است. معنای ترکیبی آنها نیز از نظر لغت به معنای بالا کشیدن و بیرون کشیدن است (مشبکی، ۱۳۷۶).

فرهنگ سازمانی عبارت است از فلسفه‌ای که خط مشی سازمان و رفتارهای سازمان را به سوی کارکنان و مشتریان هدایت می‌کند یا مفروضات و باورهای بنیادی ویژه‌ای که بین اعضاء سازمان مشترک بوده که به کمک آن‌ ها کارها وفعالیت‌های روزمره سازمان انجام می‌پذیرد و سرانجام  فرهنگ سازمانی را می توان  وجود سیستمی از معانی و مفاهیم مشترک بین افراد و اعضای سازمان دانست. در هر سازمانی الگویی از باورها، رفتارها، سمبل‌ها، آداب و رسوم و شعائری وجود دارند که به مرور زمان کسب می‌شوند و پرورش یافته و سرانجام شکل می‌گیرند. این الگوها موجب می‌شوند تا سازمان‌ها شخصیت و هویت ویژه‌ای کسب کنند. اعضاء و افراد سازمان الگوی رفتار و عمل خود را از آن‌ ها می‌گیرند تا به درک و دریافت مشترک و یکسانی دست یابند (سهیلی، ۱۳۷۹).

در تعریف دیگر، فرهنگ سازمانی یک شیوه از اندیشیدن، احساس کردن و واکنش کردن قالبی است که در یک سازمان وجود دارد. این یک برنامه ریزی روانی یگانه آن سازمان است که بازتابی از الگوی شخصیت سازمانی آن است (شاین، ترجمه فرهی بوزنجانی و نوری نجفی، ۱۳۸۳).  به طور کلی تعاریف فرهنگ سازمانی دو حد « روش انجام کارها » و «روش فکر کردن در مورد کارها» قرار می گیرد. در واقع یک طرف محور، فرهنگ سازمانی را می توان به عنوان روش انجام دادن کار های مختلف سازمان تعریف کرد و در طرف  دیگر فرهنگ سازمانی را در قالب و واژه های فکر و اندیشه و رفتار تعریف نمود (ابزری و دلوی، ۱۳۸۵).

 

۲-۲-۲ مؤلفه های فرهنگ سازمانی از دیدگاه رابینز :

از دیدگاه رابینز فرهنگ سازمانی عبارت است از سیستمی از استنباط مشترک است که اعضاء نسبت به یک سازمان دارند و همچنین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می شود. مؤلفه های فرهنگ سازمانی که توسط رابینز ( ۲۰۰۵) ارائه شده است شامل موارد زیر است:

  • خلاقیت فردی : میزان مسئولیت، آزادی و استقلالی که افراد در درون یک سازمانی دارا هستند.
  • تحمل مخاطره : حد و حدودی که کارکنان پیشرفت و نوآوری را دوست داشته و مخاطره را می پذیرند.
  • جهت دهی : میزانی که سازمان اهداف و انتظارات عملکرد را به صورت واضح و روشن بیان می دارد.
  • یکپارچگی و وحدت :واحدهاب درونی سازمان چقدر تمایل دارندبه شیوه یکسان و هماهنگ عمل کنند.
  • روابط مدیریت : مدیران تا چه حدی با زیردستان ارتباط برقرار کرده و از آنان حمایت می کنند.
  • نظارت (کنترل) : سازمان تا چه حدی برای سرپرستی و کنترل رفتار کارکنان به قوانین و مقررات و سرپرستی مستقیم متوسل می شود.
  • تعلق ( هویت) : عبارت است از تا چه حدی اعضای سازمان خود را با کل سازمان یکی دانسته واز آن کسب هویت می کنند.
  • سیستم پاداش : یعنی تا چه میزانی پرداختی ها نظیرحقوق ، ترفیعات و ارتقاء براساس معیار عملکرد کارکنان صورت می گیرد.
  • سازش با پدیده تعارض : عبارت از میزانی که کارکنان تشویــق می شوند که عینا” تعارضات و انتقادات را بپذیرند.
  • الگوهای ارتباطات : منظور از الگوهای ارتباطات این است که تاچه حدی ارتباط سازمانی به سلسله مراتب رسمی فرماندهی سطح بالای سازمان مرتبط می شود.

 

۲-۲-۳ کارکرد های فرهنگ:

مطالعات نشان می دهد که فرهنگ بر تدوین اهداف، استراتژی ها، رفتار فردی، عملکرد سازمانی، انگیزش، رضایت شغلی، خلاقیت و نوآوری، کارآفرینی، نحوه تصمیم گیری، میزان مشارکت کارکنان در امور، میزان فداکاری و تعهد، سخت کوشی، سطح اضطراب تاثیر می گذارد. همچنین مطالعات نشان می‌دهد که سازمانهای عالی و موفق دارای فرهنگ قوی و موثر هستند (ابزری و دلوی،۱۳۸۵).

Job Satisfaction - رضایت شغلی

در برخی موارد فرهنگها تحت عنوان قوی و ضعیف  توصیف می شوند. هرقدر تعهد و التزام افراد به ارزشهای اساسی سازمان بیشتر باشد و اعضای بیشتری به این ارزشها معتقد باشند فرهنگ آن سازمان قوی‌تر است. فرهنگ، نقشهای متفاوتی را در یک سازمان ایفا می کند. در اولین نقش، فرهنگ تعیین کننده نقش سازمانی است. دوم نوعی احساس هویت به پیکر اعضای سازمان تزریق می کند. سوم باعث می‌شود که در افراد نوعی تعهد نسبت به چیزی به وجود بیاید که بیش از منافع شخصی فرد است. چهارم  موجب ثبات و پایداری سیستم اجتماعی می گردد. سرانجام فرهنگ به عنوان یک عامل  کنترل به حساب می آید. لیکرت (۱۹۶۱) و بسیار دیگر از صاحبنظران بیان نموده اند که ارزشهای مشترک بر گرفته از فرهنگ سازمانی، بر ایجاد جوی برای تلاش بیشتر کارکنان بسیار مفید واقع شده و همچنین فرهنگ سازمان دارای اثری مثبت بر کارآمدی سازمان بدون توجه به زمینه های کاری آن خواهد شد هیسریچ و گرانت. ۲۰۱۰).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

فرهنگ سازمان از این جهت حائز اهمیت است که کارکرد های زیادی دارد از قبیل اینکه، به کارکنان سازمان هویتی سازمانی می‌بخشد، تعهد گروهی را آسان می‌سازد، ثبات نظام اجتماعی را ترغیب می‌کند، با یاری دادن به اعضاء برای پی بردن به پیرامون محیط کار خود نوع رفتار آنان را در محیط کار شکل می دهد که داشتن محیط کاری خلاق و نو آور و رفتاری نوآورانه در این محیط از مصادیق آن می باشد (شریف زاده و کاظمی، ۱۳۷۷). ضرورت توجه به فرهنگ سازمانی تا جایی است که صاحبنظران بر این باورند، اگر قرار است در یک سازمان تغییرات مؤثر و پایدار بوجود آید فرهنگ آن سازمان باید دستخوش تغییر شود. بعبارت دیگر موفقیت و شکست سازمانها را باید در فرهنگ آن جستجو نمود. لذا مدیران با دست یازیدن به فرهنگ و بهره گرفتن از آن می توان ند خود را از بند راه حل‌های گذشته رها ساخته و راه‌ حل ‌های جدیدی برای سازمان و پیشرفت آن فراهم آورند (مالکی، ۱۳۸۲).

 

 

۲-۳  هوش :

از جمله مفاهیمی است که در حوزه روان‌شناسی تعاریف متعددی از آن ارائه شده است. با وجود تعدد تعاریفی که از «هوش» ارائه شده و یا ویژگی‌های متعددی که برای ‌افراد باهوش شناسایی گردیده است، اما می‌توان جهت‌گیری‌های واحدی را در آنها یافت. علاوه بر این، بین تعاریف گوناگون از «هوش» و فضای مفهومی «هوش فرهنگی» و ابعاد آن پیوندهایی وجود دارد که تلاش می‌شود به اختصار این پیوندها ذکر شود. تعاریف ارائه‌شده از هوش عبارت است از:

ظرفیت توانایی و یادگیری

دانش‌پذیری و ظرفیت کسب آن

سازگاری فرد با محیط

توانایی تفکر بر حسب طرح‌های انتزاعی

توانایی درک اشخاص و ایجاد رابطه با آنها (هوش اجتماعی)، توانایی درک اشیا و کارکردن با آنها (هوش عملی) و توانایی درک نشانه‌های کلامی ـ ریاضی و کار با آنها (هوش)

توانایی هدفمند عمل کردن، منطقی اندیشیدن، و مؤثر با محیط تعامل برقرار کردن (احمدی و ماهر، ۱۳۸۵).گستره مفهومی هوش، امروزه به مراتب فراتر از تعریف سنتی ما از هوش عقلانی است. علم روان‌شناسی، هوش را به طور کلی، نوعی ویژگی شخصیتی متفاوت از خلاقیت، شخصیت و یا عقل می‌داند (گاردنر، ۱۹۹۵). بهرحال، آنچه از بررسی ادبیات موجود، بدست می‌آید، مؤید این واقعیت است که نگاه امروز به مقوله هوش، باید نگاهی کاملاً متفاوت از گذشته باشد. امروز دیگر، تأکید اصلی بر ضریب هوش عقلانی نیست، بلکه هوشهای دیگری نیز وجود دارند که مورد توجه و پژوهش دانشمندان قرار گرفته است (وانامیکر، ۲۰۰۵ ).

۲-۴  هوش فرهنگی:

۲-۴-۱ تعاریف، مفاهیم و ضرورت هوش فرهنگی:

گرچه بهره هوشی از سال های دور مورد توجه روانشناسان قرار داشته و آزمون های بسیاری برای سنجش و تقویت آن ارائه گردیده است، اما ابعاد جدید هوش مانند هوش عاطفی و هوش فرهنگی تنها در سالهای اخیر مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند (نائیجی و عباسعلی زاده، ۱۳۸۶). همراه با روند جهانی شدن، عبارات گوناگونی مانند شایستگی بین فرهنگی  و یا شایستگی های جهانی در طول چندین سال، برای نام گذاری توانایی و مهارت افراد برای سازگاری و انجام وظیفه به طور اثربخش در فرهنگ های مختلف، مورد استعمال بود. اما مفهوم هوش فرهنگی، به عنوان نوعی خاص از هوش، برای اولین بار توسط ارلی و انگ از محققان مدرسه کسب و کار لندن مطرح شد و به عنوان تئوری جدیدی در دنیای مدیریت و روان شناسی سازمانی پدیدار گشت. بعدها کنسرسیومی از اساتید آمریکا و انگلیس وآسیا، هوش فرهنگی را ارزیابی سیستماتیک ظرفیت فرد برای رویارویی با افرادی از فرهنگ های متفاوت تعریف کردند (بنتن و لینچ ،۲۰۰۹)

مفهوم هوش فرهنگی برای نخستین بار توسط ارلی و انگ (۲۰۰۳)از محققین دانشکده کسب و کارلندن مطرح شد. ارلی و انگ اولین تئوری هوش فرهنگی را با انتشارکتاب “هوش فرهنگی، تعاملات فردی بین فرهنگی ” در سال ۲۰۰۳ توسعه دادند. این دو، هوش فرهنگی را این گونه تعریف کردند:

توانایی یک فرد در راستای سازگاری موفقیت آمیز با محیطهای فرهنگی جدید که معمولاً با بافت فرهنگی خود فرد متفاوت است. آنها معتقد بودند در مواجهه با موقعیت های فرهنگی جدید، به زحمت می توان علایم و نشانه های آشنایی یافت که بتوان ازآنها در برقراری ارتباط سود جست. در این موارد، فرد باید با توجه به اطلاعات موجود یک چهارچوب شناختی مشترک تدوین کند، ولو اینکه این چهارچوب فاقد درک کافی از رفتارها و هنجارهای محلی باشد. تدوین چنین چهارچوبی تنها از عهده کسانی برمی آید که از هوش فرهنگی بالایی برخوردار باشند. در تعریفی دیگر هوش فرهنگی یک قابلیت فردی برای درک، تفسیر و اقدام اثربخش در موقعیت هایی دانسته شده است که از تنوع فرهنگی برخوردارند و با آن دسته از مفاهیم مرتیط با هوش سازگار است که هوش را بیشتر یک توانایی شناختی  میدانند(پترسون ، ۲۰۰۴)

انگ و داین(۲۰۰۸) در مقاله خود با عنوان” مفهوم هوش فرهنگی” تأکید می کنند که این مفهوم منعکس کننده توانمندی فردی برای عمل و مدیریت اثربخش در مجموعه های به لحاظ فرهنگی متنوع تعریف می شود. تعریف این دو از هوش فرهنگی در پاسخ به این پرسش بوده است که در نظامی که فضای سازمانی و کاری آن به شدت تحت تأثیر جهانی شدن قرار گرفته است این ضرورت وجود دارد تا درک کنیم چرا برخی از افراد در موقعیت های به لحاظ فرهنگی متنوع به گونه اثربخش تری عمل می کنند و در پاسخ به چنین پرسشی است که آنها بحث هوش فرهنگی را مطرح می کنند.

ارلی و موساکوفسکی(۲۰۰۴)  دو نوع عمده هوش فرهنگی را ارائه کردند:

  • هوش فرهنگی سازمانی برای سازمانها
  • هوش فرهنگی نژادی و جغرافیایی جهت آگاهی ا ز فرهنگ کشور( لوگو،۲۰۰۷)

هوش فرهنگی قابلیت فردی برای درک، تفسیر و اقدام اثربخش در موقعیتهایی است که از تنوع فرهنگی برخوردارند (پیترسون، ۲۰۰۴)

هوش فرهنگی مشتمل بر سه جزء است: ۱- بعد شناختی  ۲- بعد فیزیکی و ۳- بعد احساسی یا انگیزشی (ارلی وموساکوفسکی، ۲۰۰۴).

دانشمندان مختلف برای تعریف هوش، تلاش های بسیاری کرده اند. از زمانی که پدیده ای به نام هوش توسط آلفرد بنیه (۱۹۰۵) در فرانسه به صورت عدد و رقم نمود کمی یافت و اصطلاح بهره هوشی توسط ترمن  (۱۹۱۶)معرفی شد نزدیک به یک قرن میگ ذرد. از آن زمان تاکنون بسیاری از روانشناسان تعاریف و طبقه بندی های مختلفی از هوش به دست داده و بر آن اساس به تهیۀابزارهایی پرداخته اند که مدعی سنجش این کیفیت ذهنی هستند (پاشا شریفی، ۱۳۷۷). به طورکلی هوش عبارت است از ظرفیت فرد برای تفکر، استدلال و حل مسئله به طور مولد و سازنده(قلی پور،۱۳۸۶) .

در سالهای اخیر در راستای توجه به هوش چندگانه، هوش عاطفی در مدیریت مورد تأکید قرارگرفته است(قلی پور،۱۳۸۶) . گلمن (۱۹۹۸) مفهوم هوش هیجانی را به عنوان توانایی کنترل احساسات خود و دیگران، تمایز بین آنها و استفاده از این اطلاعات برای هدایت تفکرات و اعمال اشخاص ارائه نمود. گلمن در مورد تأثیر ضریب هوشی معتقد است که بهره هوشی تعیین کننده پیشرفتهای علمی و موفقیتهای حرفه ای است ولی سهم آن در موفقیت تنها حدود۲۰ درصد است. تلاش برای شناسایی سایر عوامل مؤثر بر موفقیت حرفه ای موجب ورود واژه های هوش عاطفی(هیجانی) به ادبیات مدیریت شد؛ هرچند هنوز کسی به طور دقیق نمی توان د بگویدسهم هوش عاطفی در پیشرفت افراد چقدر است. اهمیت هوش عاطفی همزمان با بالا رفتن مدیران در سلسله مراتب سازمانی افزایش می یابد، چرا که اهمیت ارتباطات سازمانی زیاد می شود (گلمن،۱۹۹۸).

تصویر توضیحی برای هوش هیجانی

هوش عاطفی برخلاف هوش ریاضی - منطقی، قابل یادگیری است. اگر انسانها درباره احساسات وتجارب خود با هم بحث و گفتگو کنند، این امر به نوعی موجب یادگیری عاطفی آنها خواهد شد. البته یادگیری درباره عواطف بدین گونه نیست که چند تمرین خاص را انجام داد و نتیجۀ یادگیری را بلافاصله مشاهده کرد، بلکه نتیجۀ این نوع یادگیری در تعامل با افراد و در فعالیتهای گروهی نمایان خواهد شد. هوش فرهنگی در راستای هوش عاطفی و اجتماعی است. هوش عاطفی فرض می کند که افراد با فرهنگ خود آشنا هستند، بنابراین برای تعامل با دیگران از روش های فرهنگی خوداستفاده می کنند؛ هوش فرهنگی جایی خودش را نشان میدهد که هوش عاطفی ناتوان است یعنی در جایی که با افرادی در محیط های ناآشنا سروکار داریم (ارلی و موساکوفسکی، ۲۰۰۴ ).

“هوش فرهنگی” توانایی بروز عکس العمل موثر در برابر اهالی فرهنگ های بیگانه است که مانند هوش اجتماعی و هیجانی از سطوح مختلف برخوردار است. هوش فرهنگی این امکان را به افراد می دهد تا از طریق دانش و دقت عمل، تفاوت های فرهنگی را دریابند و در برخورد با دیگر فرهنگها رفتار درستی در پیش گیرند. مدیری که از هوش فرهنگی بالایی برخوردار است با کمک تجربه های خویش، رفتاری را بروز می دهد که دقیقا مناسب با شرایط موجود باشد. یکی ازصاحبنظران این حوزه این توانایی را “ماتریس ذهنی مدیران” نامیده است. به عبارتی هوش فرهنگی به افراد کمک می کند تا در زمینه هایی چون: برقراری ارتباطات، اجرای مذاکرات، مدیریت مسیر مشاغل بین المللی و نحوی رهبری و انگیزش اهالی دیگر فرهنگها اثربخشتر عمل کنند. تا به امروز نیاز چندانی به مهارت های میان فرهنگی و یا هوش فرهنگی احساس نمی شده است. اما اکنون هوش فرهنگی نه تنها مدیران در درک بهتر مردم جهان، بلکه مربی همه افراد در زندگی وکسب و کار در دنیایی است که دیگر مرزهای مشخص و تعیین شده ای ندارد.هر چه دنیا از لحاظ اقتصادی منسجم تر می شود  تمایزات فرهنگی بیشتر خودنمایی می کنند. سواد فرهنگی(توانایی ارزش گذاری و استفاده از تمایزات فرهنگی) کلید سواد جهانی است.  قابلیت هوش فرهنگی راهی نظام یافته و مجموع های از فنون است که به مدیران کمک می کند تا در مواجهه با هر فرهنگی به طور موثر فعالیت کنند (آفرمن و فن ، ۲۰۰۲ ).

این مهارت به مدیران کمک می کند تا حساسیت های فرهنگی خود را افزایش دهند. حساسیت فرهنگی به نگاه ژرف مدیرو ارزیابی و تفسیر و درک تفاوتهای فرهنگی دلالت دارد. این عبارت به معنی درک تفاوت های فرهنگی است نه قضاوت درباره خوب یا بد بودن آنها به عبارت بهتر مدیر جهانی بایستی تفاوتها رادرک کند و آمادگی پذیرش تفاوتها را داشته باشد. پس هوش فرهنگی دامنه جدیدی از هوش است که ارتباط بسیار زیادی با محیطهای کاری متنوع دارد. برخی از جنبه های آشکار فرهنگ عبارتند از:  هنر، موسیقی، سبک رفتاری که شبیه بخشهای چالش برانگیز فرهنگ، پنهان است کسی که دارای هوش فرهنگی بالایی است می تواند از شباهتها به نحو صحیح استفاده نمود، و تفاوتها را در راستای موفقیتها بکار گیرد. این افراد قادرند به آسانی اختلاف ها را رفع نموده و نوعی سینرژی (هم افزایی) فرهنگی را به وجود آورند. این سینرژی نوعی هم افزایی برای حل مسایل، کسب دیدگاه های نوین و افزایش علاقه مندی ها و متنوعات مختلف در درون فضای کاری میباشد(انگ و ریو، ۲۰۰۵)

هسته اصلی تشکیل دهنده هوش فرهنگی توانمندی افراد یا گروه های اجتماعی در تعامل اجتماعی سازنده با افراد یا گروه های اجتماعی با فرهنگ متفاوت است. تعریف دیگری از هوش فرهنگی عبارت است از: توانایی افراد برای رشد شخصی از طریق تداوم یادگیری و شناخت بهتر میراثهای فرهنگی ، آداب و رسوم و ارزشهای گوناگون و رفتار موثر با افرادی با پیشینه فرهنگی و ادراک متفاوت. ارلی و انگ، هم چنین، هوش فرهنگی را به عنوان قابلیت فرد برای سازگاری موثر با قالبهای نوین فرهنگی تعریف کرده و ساختار این مفهوم را به انواع دیگر هوش، از جمله هوش عاطفی و اجتماعی مربوط می دانند(هریس و لی یونس،۲۰۰۴)

هوش فرهنگی درک ظاهر و باطن افراد از نظر فکری و عملی است. همچنین چارچوب و زبانی را در اختیار ما قرار می دهد که تفاوت ها را درک کرده و روی آنها سرمایه گذاری کنیم نه اینکه آنها را تحمل کرده یا نادیده بگیریم (پالم و همکاران،۲۰۰۷). فردی که دارای هوش فرهنگی بالاست توانایی یادگیری در محیط فرهنگی جدید را دارد و از رویارویی با فرهنگ های جدید لذت می برد (دنگ و جیبسون،۲۰۰۸).

[۱] Linnenlueke  &  Griffiths

[۲] Hisrich& Grant

[۳] Gardner

[۴] Wannamaker

[۵] Benton &  Lynch

[۶] Earley & Ang

[۷] Cultural Intelligence, Individual Interactions across Cultures

[۸] Peterson

[۹] Ang & Dyne

[۱۰] Lugo

[۱۱] Alfered Bineh

[۱۲] Termen

[۱۳] Emotional Intelligence

[۱۴] Gelman

۳ Earley & Mosakowski

[۱۶] Offermaln & Phan

[۱۷] Ang & Rue

[۱۸] Harris&  Lievence

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ب.ظ ]




یکی از تواناییها در رفتار هیجانی، جلوگیری از بروز واکنشهای هیجانی است که از آموزههای بشری محسوب می شوند. این هیجانات ششگانه عبارتند از شادی، غم، تعجب، ترس، خشم و نفرت. درون فضای حاکم بر کشور یا در جو غالب یک خرده فرهنگ ملی، برداشت مشابه ی از معنی ومفهوم هر یک از این احساسات به چشم می خورد؛ اما هنگام عبور از مرزهای فرهنگی و جغرافیایی ترجمه بسیاری از هیجانات و ایجاد اشارات(گفتاری و غیرگفتاری) مربوط به آن، به سهولت امکان پذیر نیست (الن و هیگینس ۲۰۰۵). علائم هیجانی در گذر از فرهنگهای مختلف دگرگون می شوند و چون امکان عبور هوش هیجانی از مرزهای فرهنگی وجود ندارد باید برای دستیابی هوش هیجانی، هوش فرهنگی کارآمد داشت. در این جاست که اهمیت هوش فرهنگی آشکار می شود. هوش فرهنگی این امکان را به مدیران میدهد که رفتارهای هیجانی را در عرصه فرهنگهای مختلف تفسیر کنند و عکس العمل عاطفی مناسبی را بر اساس هنجارهای فرهنگی خاص هر جامعه بروز دهند و در عرصه رقابت با دیگر مدیران، گوی سبقت را بربایند (بنت،۲۰۰۳ ).

در واقع هوش فرهنگی پاسخ به این پرسش است که چرا برخی از افراد با هوش با شخصیتها و توانایی های اجتماعی خوب در عین برخورداری از بلوغ حسی، هنوز در مسئله سازگاری صحیح با یک بافت فرهنگی جدید با مشکل مواجه هستند. بنا بر نظر ارلی و انگ، هوش فرهنگی با هوش هیجانی و اجتماعی تفاوت دارد. هوش فرهنگی افرادرا تشویق می کند که با تغییر بستر فرهنگی، با تکیه بر قابلیت‌های خویش، الگوهای جدید تعاملات اجتماعی را فرا بگیرند و واکنشهای رفتاری صحیحی در الگوهای فرهنگی جدید از خود نشان دهند (ارلی و انگ، ۲۰۰۳).

تصویر توضیحی برای هوش هیجانی

 

۲-۴-۸ رشد هوش فرهنگی مدیران:

نتایج تحقیقات روبرت هاوس و همکارانش در پروژه گلوب (۲۰۰۲) نشان داد رفتار مدیران موفق در بسترهای فرهنگی گوناگون متفاوت است. بنابراین به منظور هدایت موفقیت آمیز سازمانها در قرن بیستویکم مدیران جهانی نیاز به درک واگرایی فرهنگی، قومی و منطقهای محیط کاری خویش و تمایز فرهنگی جمعیت فرافرهنگی کارمان خویش در سطح دنیا دارند. هم اینک لزوم تناسب رفتارمدیران با تمایز فرهنگی محاط در بستر فرهنگ جهانی هر چه بیشتر احساس شود. بنا به نظر این پژوهشگران هوش فرهنگی کلید هوش تجاری و رمز موفقیت صنعت بیمه در بازارهای خارجی است. آنها برای روشن نمودن موضوع به مقایسه بازار هلند و آلمان می پردازند. تحلیل آنها شامل لیستی از اطلاعات عمومی راجع به فرهنگ( مثل ارزشها، اخلاق کاری، تنوع فرهنگی و پروتکل های تجاری) و عوامل خاص صنعتی( مانند نرخ رشد، سطح رقابت و دخالت نسبی دولت) است.

مفسر صنعت کامپیوتر، آندرو هولمز (۲۰۰۲) راجع به نقش مدیران پروژه های تکنولوژی اطلاعات می نویسد ” هوش فرهنگی مهارت نوینی است برای مدیریت کارآمد پروژه های تکنولوژی اطلاعات وایجاد تغییر موثر در مکانها و سازمانهای ناهمگون. فقر هوش فرهنگی نتیجهای جز ساخت گونه های نمایی بیحاصل ، اختلافات بیمورد، معطلی و دست آخر شکست مدیری در بر ندارد".

 

۲-۴-۹  ارزیابی هوش فرهنگی:

روش های ارزیابی هوش فرهنگی که توسط این و هیجن(۲۰۰۴)  ارائه شد به شرح زیر می باشد:

  • روش های ایفای نقش
  • مراکز ارزیابی رفتاری
  • مقیاس های خود نظارتی
  • آزمون سنجش شوک فرهنگی
  • آزمون ارتباطات بین فرهنگی

ارلی و موساکفسکی(۲۰۰۴) معیار خود امتیازی افتراقی را برای این منظور ارائه کردند که شامل سه بخش شناختی، فیزیکی و احساسی می باشد. هوش فرهنگی را می توان به طرق مختلف در مدیران جهانی تقویت نمود که می توان به دوره های رسمی جهت آموزش مدیران در راستای آشنایی با فرهنگ های مختلف اشاره کرد.

۲-۴-۱۰   نهادینه کردن هوش فرهنگی در سازمان:

برای نهادینه کردن هوش فرهنگی در سازمان، می توان اقداماتی را انجام داد:

    • هوش فرهنگی به عنوان ملاک انتخاب در استخدام به کار برده شود: نباید انتظار داشت که تعداد زیادی از افراد را بتوان یافت که بهره بالایی از هوش فرهنگی را داشته باشند.
    • شناسایی و انتخاب افراد مناسب، اولین وظیفه اساسی مدیریت منابع انسانی در محیط بین المللی و در میان تفاوتها و ناهمگونیهای فرهنگی است. ویژگیهایی که می توان ند در انتخاب درست نیروها موثر باشند عبارتند از: ( دیلیر، ۲۰۰۶)

عکس مرتبط با منابع انسانی

    • تحمل ابهام
    • انعطاف رفتاری (توانایی تطبیق سریع با تغییرات محیطی)
    • هدفگرا بودن
    • روابط اجتماعی بالا و گشادگی در برخوردها

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  • نداشتن تعصبات بی جهت نسبت به عقاید، نگرشها و رفتارهای خاص
  • همدلی
  • توانایی کنترل و هدایت مذاکرات و گفتگوهای دشوار و حل مسائل و مشکلات ارتباطی.

 

بعد از توضیحات لازم درمورد هوش فرهنگی ومولفه های آن،فرایند تاپسیس فازی شرح داده می شود که شامل مراحل زیر است:

گام ۱) ایجاد یک ماتریس تصمیم گیری برای رتبه بندی شامل m گزینه و n معیار.

گام ۲) نرمال نمودن ماتریس تصمیم گیری است.

گام ۳) تشکیل ماتریس بی مقیاس موزون

گام ۴) تعیین راه حل ایده آل مثبت و راه حل ایده آل منفی

گام ۵) بدست آوردن میزان فاصله هر گزینه تا ایده آل‌های مثبت و منفی

گام ۶) تعیین ضریب نزدیکی برای هر یک از گزینه‌ها

گام ۷) رتبه بندی گزینه‌ها بر اساس ضریب نزدیکی

[۱] Alon & Higgins

[۲] Bennett

[۳] Andrew Holmes

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ب.ظ ]




مطالعه مفهوم اطلاعات به برسی مفاهیم فناوری و اطلاعات باز می­گردد. برای فناوری اطلاعات تعاریف مختلفی ارائه شده است که به برخی از این موارد اشاره می­کنیم:

فناوری اطلاعات شاخه­ای از فناوری است که با بهره گرفتن از سخت افزار، نرم افزار، و شبکه­افزار، مطالعه و کاربرد داده و پردازش آن را در زمینه ­های ذخیره­سازی، دستکاری، انتقال، مدیریت، کنترل و داده آمایی خودکار[۱] امکان پذیر می­سازد (فتحیان و دیگران،۱۷:۱۳۸۹).

فناوری اطلاعات به معنای عام به عنوان مجموعه­­ای از ابزار­ها و سیستم­ها جهت گرد­آوری، ساماندهی، ذخیره و نشر اطلاعات اعم از صوت تصویر، متن یا عدد می­باشد. تاریخچه این علم به ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد بر می­گردد. یعنی از زمان رم باستان که نامه­ها را روی لوح گلی و به صورت تصویر می­نوشتند و نامه­بر در طی یک هفته فقط مسیر کوتاهی را می­پیمود تا حال، که با بهره گرفتن از ابزارهای پیشرفته رایانه­ای دستگاهای مجهز مخابراتی در کوتاه­ترین زمان ممکن اطلاعات مورد نیاز در اختیار قرار می­گیرد (پور کیانی ، فرح بخش، ۷:۱۳۹۱).

فناوری نوین اطلاعات یعنی فناوری اطلاعات مبتنی بر الکترونیک را می­توان در چند سال پیش از دهه ۱۹۴۰میلادی سراغ گرفت. در طی جنگ جهانی دوم و پس از آن بود که پیشرفت­های عمده در فناوری الکترونیک رخ داد، تولید اولین رایانه­ی قابل برنامه ­ریزی و ترانزیستور که منشأ میکروالکترونیک و هسته حقیقی انقلاب فناوری اطلاعات در قرن بیستم بود (زینلی­زاده، ۳:۱۳۸۸-۲).

به عقیده «کاستلز»[۲] فقط در دهه ۱۹۷۰ میلادی بود که فناوری­های جدید اطلاعاتی در سطحی بسیار گسترده منتشر شدند و توسعه همزمان خود را رونق دادند و در پادادایمی جدید گرد­هم آمدند. انقلاب فناوری اطلاعات به عنوان یک انقلاب  در دهه ۱۹۷۰میلادی به وجود آمد. به ویژه اگر پیدایش و رواج مهندسی ژنتیک به طور موازی و تقریباً در همان زمان و مکان را به آن اضافه کنیم (کاستلز، ۷۷:۱۳۸۵).

فناوری یک عنصر ضروری در پردازش اطلاعات است که در آن مشاهده، آگاهی و تجربه سلسله مراتب خاصی برخوردار هستند. اطلاعات از داده­هایی که ضرورتاً قابل احساس و ادراک هستند نشأت می‌گیرد. هنگامی که داده ­های برای استفاده در برخی موارد سودمند به دسته­ها و طبقه­هایی دسته­بندی و سازمان­دهی می­شوند تبدیل به اطلاعات می­گردند به عبارت دیگر فناوری اطلاعات به مجموعه ابزارها، فنون و روش های ذخیره­سازی، پردازش، اشاعه و تولید اطلاعات گفته می­ شود (رای[۳] و همکاران، ۲۰۰۵؛ استون و مهنا[۴]،۲۰۰۹؛ سلطانی، ۱۳۸۲: ۷۲-۷۰).

به طور کلی در مفهوم فناوری اطلاعات مؤلفه ­های زیر وجود دارد:

فرهنگ تولید اطلاعات، اطلاعات گرائی، جمع­آوری اطلاعات، خلاصه­سازی اطلاعات، تحلیل گری، پردازشگری، تفکر شبکه ­ای، یکپارچه سازی، پژوهش­نگری، روش­سازی، ذخیره­سازی، انتقال اطلاعات.

۲-۲-۱-۱-۱٫ عنصر جمع­آوری اطلاعات:

جمع­آوری و آماده سازی داده­ ها زمان­برترین و هزینه­برترین قسمت کار در هر پروژه ممکن است و هر سازمانی براساس نیاز خود و بدون توجه به استانداردهای تعریف شده اقدام به جمع­آوری داده ­های مورد نیاز خود می­نماید (موسوی ملک و ال شیخ ،۱۳۸۹ :۱۱۳).

یکی از اصلی­ترین بخش­های هر کار پژوهشی را جمع­آوری اطلاعات تشکیل می­دهد. چنانچه این کار به شکل منظم و صحیح صورت پذیرد‏ کار تجزیه و تحلیل و نتیجه ­گیری از داده­ ها با سرعت و دقت خوبی انجام خواهد شد. برای جمع­آوری اطلاعات در کارهای پژوهشی چهار روش عمده را مورد استفاده قرار می­ دهند.

  • گردآوری داده­ ها
  • پردازش و تفصیر داده­ ها
  • کنترل و کیفیت داده­ ها
  • تفکیک داده­ ها (کمالی، ۲۳آذر۱۳۹۲، سایت پرسش­کده).

۲-۲-۱-۱-۲٫عنصرخلاصه­سازی :

خلاصه­سازی متون[۵] یکی از تکنیک­هایی است که بصورت خودکار برای خلاصه کردن و یا نوشتن چکیده، مقاله و متون مورد استفاده است. دو مقوله استخراج اطلاعات[۶]و نیز خلاصه­سازی متون روش­های فنی و کلیدی برای اخذ اطلاعات و آگاهی یافتن از متون از منابع مختلف به مؤجزترین شکل ممکن است. در سال­های اخیر که ما شاهد انفجار اطلاعات[۷] هستیم استفاده از روش­های استخراج اطلاعات و خلاصه­سازی متون خصوصاً برای جوامع اطلاعاتی بسیار حیاتی و مهم است. و یکی از خصوصیات فناوری اطلاعات، خلاصه­سازی در سازمان است (توکلی،۲:۱۳۹۰).

خلاصه­سازی، با توجه به افزایش حجم مستندات متنی، برای پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی کاربران، تکنیک­های بازیابی اطلاعات به تنهایی کارا نیستند. مطالعه حجم زیاد متون برای کاربران بسیار سخت و زمانگیر است و در اختیار داشتن خلاصه­ای از مطالب مهم برا­ی آنها، می ­تواند بسیار مفید باشد. خلاصه سازی متون باعث استفاده از منابع و مستندات بیشتر با سرعت بالاتر و در نتیجه به دست آوردن اطلاعات با ارزش­تر می­ شود لذا خلاصه­سازی اهمیت زیادی دارد (سلطانیان زاده و شریف، ۱۳۹۰ : ۳).

خلاصه­سازی، به معنای تولید نسخه مختصری از یک شیء است که با وجود حجم کمتر، نکات و خصوصیات مهم و اصلی موجود در شیء اولیه را در برداشته باشد (ارسنجانی و همکاران،۱۴۷:۱۳۸۷).

خالص، برگزیده و منتخب و کوتاه شدن مطلب و پاکیزه و مصدر آن معنی خلاصه کردن کلام و روش ساختن می­باشد.

منظور از خلاصه نمودن در این­جا بیان اصل مطلب در کوتاه­ترین شکل می­باشد، به طوری که به اصل مطلب خدشه وارد نیاید. در اصطلاح اداری خلاصه نمودن گزارش­ها، طرح­ها، نامه­ها، مقاله­ های در ارتباط با وظایف، قوانین و مقررات، آیین­نامه­ ها و بخش­نامه­ها و…آماده نمودن برای مطالعه کلی مقامات عالی سازمان  بطوری­که در کوتاه­ترین زمان ممکن اطلاعات و پیام و درخواست­ها را دریافت داشته و به سهولت بتواند نسبت به اقدام و یا ارجاع و پاسخ آن­ها اتخاذ تصمیم نموده و یا به نحوه اجرای آن در سازمان تحت سرپرستی خود مشخص نماید (سایت مدیران،۲۶آذر۱۳۹۲، ساعت۱۰:۴۵).

۲-۲-۱-۱-۳٫ عنصر پردازشگری

پردازش اطلاعات روش­هایی که افراد، دنیای پیرامون خود را دریافت می­ کنند، درباره آن قضاوت می­ کنند و مسایل و مشکلات مربوط به آن را حل می­ کنند پردازش اطلاعات گویند (رضائی، ۲۲:۱۳۹۱).

شبکه ­های متعارف از جمله اینترنت با هدف ایجاد ارتباط میان دستگاه­ها طراحی شده ­اند. شبکه مشابهی می ­تواند با هدف پشتیبانی و در بر گرفتن مفهوم پردازشگری بکار روند، که در آن می­توان چرخه­های برای استفاده پردازش تمامی کامپیوترها را در یک شبکه مهار نمود، تا قابلیت­های پردازش قدرتمندی ایجاد کند. پردازشگری استفاده از سرویس دهندگان و ذخیره کنندگان متعددی که مانند یک کامپیوتر عمل کنند، را هماهنگ می­نمایند. بدین ترتیب مشکلات مربوط به تغییرات ناگهانی در تقاضا را می­توان بدون هزینه نگهداری ظرفیت معکوس حل کرد، سیستم­گری، پردازش را با هزینه بسیار کمتری انجام می­دهد (توربان و دیگران،۱۳۸:۱۳۹۱)

۲-۲-۱-۱-۴. عنصر تفکرشبکه­ای

فناوری اطلاعات رشد این فناوری موجب شده تا اطلاعات طراحی، تولید، و مهندسی شود از طریق شبکه ­های کامپیوتری میان سازمان­ها به نسبت افزایش هم انرژی­زایی تبادل گردد و فاصله فیزیکی بین سازمان­ها برداشته شد و اشتراک منابع تولیدی به مدد این فناوری ممکن شد (حسنوی و دیگران، ۱۳۸۲: ۴۶).

زیر بنای مهارت ادراکی تفکر سیستمی است و از طریق فناوری اطلاعات می­توان مهارت ادراکی را ایجاد و پرورش داد، زیرا فناوری اطلاعات یک سیستم است که در عمل مهارت ادراکی و سیستمی فکر کردن و عمل کردن را به افراد یاد می­دهد (زینلی­زاده،۶:۱۳۸۸).

تفکر شبکه ­ای وظیفه به اشتراک گذاشتن منابع و اطلاعات، مدیریت نقل و انتقال اطلاعات و ایجاد تسهیلات لازم را بر­عهده دارند که خود از انواع سیستم­های سخت­افزاری و نرم‌افزاری در جهت ارتباطات و مدیریت خود سود می­برند )سلطانی،۷:۱۳۷۹).

پردازش توزیع شده و شبکه ­ای:

فناوری پردازش توزیع شده و شبکه ­ای کاربران را قادر می­سازد تا با بهره گرفتن از شبکه داخل و اینترنت، با کاربران دیگر در ارتباط باشند و در هر موقعیتی (در سازمان یا سایر مکان­ها) به پایگاه داده، دسترسی داشته باشد. فناوری­های مبتنی بر شبکه، از جذاب­ترین نمونه­های توسعه فناوری اطلاعات هستند.همان طور که استفاده از اینترنت بسیار معمول شده است، شبکه ­های داخلی که اعضای یک سازمان را به یکدیگر مرتبط می­سازد، نیز بسیار مورد استفاده قرار می­گیرند. با توسعه مفاهیم شبکه ­های داخلی و استاندارد شدن سخت­افزارها و نرم افزارهای پشتیبانی کننده آن­ها، منطقی است تصور کنیم سازمان­های بسیاری در آینده از شبکه ­های داخلی برای ارتباط داخلی استفاده خواهند کرد. به علاوه ترکیب شبکه داخلی با اینترنت، یا همان شبکه خارجی، سیستم­های بین سازمانی قدرتمندی را برای ارتباط و همکاری، خلق می­ کند (افرایم توربان[۸] و دیگران،۵۵:۱۳۹۱-۵۶).

        شبکه ارزش : سیستمی است که ارزش را با ارتباط کارفرمایان و مشتریان که می­خواهند به یکدیگر وابسته باشند یا وابسته هستند، ایجاد می­ کند. این شرکت اطلاعات، پول، محصولات و خدمات را توزیع می­ کند (مولاناپور و دیگران،۱۵۳:۱۳۹۰).

 

۲-۲-۱-۱-۵٫  عنصر یکپارچه­سازی

یکپارچگی درون سازمان به این معنی است که سیستم­های سازمان با یکدیگر یکپارچه شوند و این اغلب نیازمند اشتراک گذاری اطلاعات تحت اینترانت است. سازمان ممکن است مکان­های جغرافیایی داشته باشد این در حالی است که کارمندان سازمان باید به یک پایگاه داده مشترک دسترسی داشته باشد. در این موقیت­ها، اینترانت برای اشتراک گذاری و یکپارچگی اطلاعاتی مناسب است، که در نتیجه به سیستم برنامه ­ریزی منابع سازمان[۹] نیز کمک خواهد شد (لیو[۱۰] و دیگران،۲۰۱۰).

” یکپارچه­سازی می ­تواند راهکارهایی برای مشکلات پیچیده ارائه کند"(توربان و دیگران،۱۰۳:۱۳۹۱).

بسیاری از سازمان­ها، چندین سیستم سازمانی ایجاد می­ کنند. در برخی موارد، این سیستم­ها کاملاً مستقل از یکدیگر هستند، اما در سایر موارد به یکدیگر مربوط می­باشند. مثلاً ممکن است محتوای مشترک داشته باشند و یا پایگاه داده و برنامه ­های مشابه استفاده کنند.

نرم افزار سیستم ساز، مانند (درگاه[۱۱]) (از آی بی ام)، به شرکت­ها اجازه می­دهد تا درگاه­های چندگانه را به صورت واحد درآورد. نرم افزار مزبور، امکان استفاده از سه درگاه توسط شرکت را فراهم می­ کند. یعنی سیستمی برای شرکای کاری، سیستمی برای کارمندان و سیستمی برای مشتریان اگر درگاه (سیستم­ها) طی زمانی طولانی و احتمالاً با ابزارهای مختلف ساخته شده ­اند، عاقلانه است به خاطر بسپاریم که یکپارچه نمودن آن­ها سودمند است (توربان،۱۸۹-۱۸۷).

یک بسته نرم افزاری هنگامی به وجود می­آید که چندین محصول در یک سیستم یکپارچه شوند. تلفیق فناوری­های مختلف می ­تواند موجب صرفه­جویی در وقت و هزینه کاربران شود. به عنوان مثال، پیکچرتل [۱۲]با همکاری شرکت تولید کننده نرم افزار لوتوس، یک محصول یکپارچه کنفرانس از راه دور ویدویی را توسعه داد که نرم افزار لوتوس نوتس[۱۳] استفاده می­ کند (توربان و دیگران، ۱۳۹۱،۲۱۷-۲۱۶).

 

۲-۲-۱-۱-۶. عنصر پژوهش­نگری

عبارت است از مطالعه­ نظامدار و کنترل تجربی و انتقادی یک یا چند قضیه فرضی درباره روابط احتمالی میان پدیده ­ها است (دلاور ، ۱۳۸۹: ۲۳۳).

فناوری اطلاعات به ایجاد روحیه پژوهشی در کارکنان کمک می­ کند. زمانی که فناوری اطلاعات به راحتی اطلاعات را  در اختیار کارکنان قرار می­دهد و با فناوری اطلاعات افراد را احاطه کرده باشد، به شکل ساختاری و خود­جوش به تحقیق روی آورده و روحیه پژوهشگری تقویت می­ شود (سلطانی،۲۷:۱۳۷۸).

به وسیله فناوری اطلاعات برنامه ­ریزی جامع و بهتری تدوین می­گردد و نه تنها کیفیت تصمیمات افزایش می­یابد بلکه زمان تصمیم ­گیری نیز به حداقل می­رسد همچنین خطای انسانی در شبکه پردازش اطلاعات کاهش می­یابد (زینلی­زاده،۷:۱۳۸۸).

۲-۲-۱-۱-۷. تحلیل­گری:

تحلیل مسئله شامل تعیین ورودی­ ها و خروجی­ها و سایر نیازمندی­ها یا محدودیت­های حل مسئله است. و رودی­ها داده­هایی هستند که مسئله باید بر روی آنها کار کند و خروجی­ها، نتایج مورد انتظار مسئله­اند. در این مرحله، فرمت خروجی اطلاعات باید مشخص شود، متغیرها باید تعریف شوند و رابطه بین آنها باید مشخص گردد (جعفرنژاد قمی،۲۵:۱۳۸۹).

باید قادر به پیش ­بینی یک سیستم مناسب برای رفع مشکل و نیازهای متقاضیان باشد. تحلیل­گری نقش کلیدی در توسعه سیستم­های مکانیزه دارند، یک تحلیل­گر باید قادر به پیش ­بینی یک سیستم مناسب برای رفع مشکلات و نیازهای متقاضیان باشد. از مهمترین وظایف یک تحلیل­گر عبارت است از:

  • تعیین بودجه افراد و زمانبندی پروژه
  • گردآوری اطلاعات
  • تعیین روش اجرای پروژه
  • تحلیل و مستند سازی عملیات سیستم موجود
  • تعیین کاربرد تکنولوژی موجود برای رفع مشکلات سیستم
  • تشویق مدیریت اجرایی به استفاده از تکنولوژی­های جدید
  • ارزیابی امکانات سخت افزار و نرم­افزار موجود برای پیاده­سازی سیستم (جعفرنژاد قمی،۲۷:۱۳۸۹-۲۵).

۲-۲-۱-۱-۸. روش­سازی:

فناوری اطلاعات در مدیریت با بهره گرفتن از روش­سازی در استفاده از شبکه ­ها، ستاره­ای، دایره­ای، شبکه ­ای و…یک ترکیب خاص برای استفاده بهتر از اطلاعات به وجود آورده است. از این رو ضروری است که پس از درک مفهوم و اثرات هر کدام از شبکه ­ها مناسب با سازمان، انتخاب و به کار گرفته شود. با توجه به محیط و فضای هر سازمان استفاده از هر کدام از شبکه ­ها جواب­گو می­باشد (مصاحبه).

[۱] Automatic Data Acguisision

[۲] Castells

[۳] Ray

[۴] Muhanna

[۵] Text Summrizution

[۶] Information  Extraction

[۷] Explosion of  Information

[۸] Ephraim Turban

[۹] Enterprise Resource Pianning ERP

[۱۰] Liu

[۱۱] Web Sphere

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ب.ظ ]




عنصرارزیابی عملکرد کارکنان

هدف نهایی ارزیابی عملکرد کارکنان، مبادله اطلاعات بین ارزیاب و کارکنان جهت جلوگیری از عملکرد نامطلوب و اصلاح آن و تشویق عملکرد مطلوب کارکنان است. انتظارات سازمان برای کارکنان روشن و به اطلاع آنان رسانده می­ شود و جایگاه فعلی در سازمان مشخص و اگر کارمند اقدامات قابل قبولی انجام داده مورد تشویق قرار می­گیرد و همچنین کم کاری­های کارمند با تأکید به اطلاع وی رسانده می­ شود (رشد، شنبه ۲۶ مرداد۱۳۹۲).

- فرایندی است که به وسیله آن کار کارکنان در فواصلی معین و به طور رسمی، مورد بررسی و سنجش قرار می­گیرد.

دانلود پایان نامه

هدف: هدف اصلی از ارزیابی عملکرد این است که اطلاعات ضروری درباره نیروهای شاغل در سازمان جمع­آوری و در دسترس مدیران قرار گیرد تا آن­ها بتوانند تصمیمات به موقع و لازم را در جهت بالا بردن کمیت و کیفیت کار کارکنان اتخاذ نمایند. بنابراین، هدف نهایی از ارزیابی عملکرد، افزایش کارایی و اثر بخشی سازمان است نه توبیخ و تنبه کارکنان ضعیف (سعادت،۲۱۴:۱۳۹۰).

- ارزشیابی عملکرد عبارت از: روش رسمی تشخیص خصوصیات کارکنان بر اساس بازخور مثبت یا منفی از نتایج عملکرد افراد در چگونگی انجام وظایف (سید جوادین،۳۲۷:۱۳۸۳).

 

 

 

 

 

 

نمودار(۲-۳) فواید استفاده از ارزشیابی عملکرد کارکنان (۳۲۸)

اطلاعات دقیق و دارای اعتباراز ارزیابی عملکرد

 

به کار گماری و تعامل
حقوق و مزایا

نیازهای آموزشی

 

 

سازگاری با افزایش
خاتمه خدمت و اخراج
ارتباط وبازخور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

- فرایندی است که به طور نظامدار به تشریح توانایی­ها و ضعف­های کارکنان با توجه به شغل آن­ها در فواصل معین می ­پردازد (زارعی متین،۱۵۲:۱۳۷۹).

- سیستمی که تجدید نظر دوره­ای و ارزیابی­عملکرد شغلی افراد را ارائه می­ کند (رنگری،۱۳۷۹: ۲۱۰).

اهمیت ارزیابی عملکرد کارکنان:

حضرت علی(ع) خطاب به مالک اشتر می­فرماید: نباید در نزد تو نیکوکار و بدکار دارای موقعیت یکسان و مساوی باشند باید اعمال افراد را بسنجی و ارج گذاری (نهج البلاغه، عهدنامه مالک اشتر،ص ۴۳۴).

 

۲-۲-۱-۲-۹٫ عنصر طراحی سیستم پاداش

- مزایا و خدمات شکلی از پاداش اضافی و تکمیلی است، زیرا نشان دهنده پرداخت­های (مالی و غیر مالی) بیشتر و بالاتر از حقوق و دستمزد می­باشد. امروزه، مزایا به اندازه­ای با پاداش عجین شده و قسمتی از آن شده که باید در همدیگر ادغام شوند. و این برنامه­ها در اهداف و سیاست­های اداره­ی امور کارکنان تأثیر مثبت به جا می­گذارد که باید همه مدیران توجه ویژه­ای به آن داشته باشند (سید جوادین،۴۰۹:۱۳۸۳).

- به جبران تلاش و زحمتی که کارمند در سازمان می­کشد، در ازای وقت و نیرویی که او در سازمان و بخاطر رسیدن به اهداف سازمان صرف می­ کند، و به تلافی خلاقیت، ابتکارات برای یافتن و به کارگیری رویه­ ها و روش­های کاری جدیدتر و بهتر، سازمان به فرد پاداش می­دهد. و سیستم پاداش باید کارا و اثربخش باشد (سعادت،۲۵۳:۱۳۹۰).

سیستم پاداش باید طوری طراحی شود که ارزش­های واقعی کارکنان را منعکس نماید. از جمله دیگر مواردی که همواره تجویز می­ شود این است که مدیران نباید اجازه دهند کارکنان سازمان را ترک کنند. زیرا هزینه­ های استخدام کارکنان جدید و تطبیق دادن آن­ها با سیستم بیشتر از حفظ کارکنان فعلی می­باشد. امروزه در بیشتر سازمان­ها فناوری اطلاعات، پستی برای رسیدگی به امور کارکنانی که از سازمان جدا می­ شود وجود دارد ولی برای حفظ آن­ها در سازمان هیچ پست سازمانی تعریف نشده است (سید جوادین،۱۸:۱۳۸۳).

۲-۲-۱-۲-۱۰٫ عنصر سیستم حقوق و دستمزد

- به جبران کاری که کارمند در سازمان انجام می­ دهند حقوق و دستمزد داده می­ شود. پرداخت باید جنبه انگیزشی داشته باشد و هنوز پرداخت نقدی از مهمترین انگیزه­هاست. منظور از دستمزد، پرداختی است که مبنای آن ساعت است و منظور از حقوق، پرداخت­هایی است که ماهانه به کارمند پرداخت می­ شود (سعادت،۲۷۲:۱۳۹۰).

-"جبران خدمات عبارت است از همه شکل­های پرداخت مالی و غیر مالی که در ازای خدمات محسوس کارکنان توسط آن­ها دریافت می­ شود"(سید جوادین،۲۰۲:۱۳۸۳).

-"اداره حقوق و دستمزد به دریافت­های مالی که به کارکنان داده می­ شود، اختصاص می­یابد"(زارعی متین،۱۷۷:۱۳۷۹).

 

۲-۲-۱-۲-۱۱٫عنصر طراحی سیستم محیط کار

-"ایجاد محیطی سالم و بی خطر برای کار و فعالیت"(سعادت،۳:۱۳۹۰).

- ایجاد شرایط کاری بهداشتی و ایمنی به همکاری مداوم کارکنان و کارفرمایان احتیاج دارد حوادث اغلب به وسیله افراد به وجود می­آید نه تجهیزات، تجهیزات بهداشتی فراهم شده توسط کار فرما مثل عینک مانع بروز حادثه نمی­ شود مگر اینکه افراد آن­ها را در موقع استفاده نمایند.

پس تدارکات محیط­های بهداشتی و ایمنی یک فرایند دو طرفه می­باشد. اول استانداردهای که توسط دولت تعیین شده باید شناخته شود و به کار گرفته شود و بازرسی بر اساس آن انجام شود. بعد کارمندان و مدیران باید در طراحی، استقرار و اداره­ی برنامه ­های بهداشتی و ایمنی به طور مستمر با هم کار کنند (سید جوادین،۳۹۳:۱۳۸۳).

- ایمنی و سلامتی، یک جنبه اساسی مدیریت منابع انسانی است. مسائلی که در این حیطه به وجود می­آید می ­تواند به طور جدی روی بهره­وری سازمان تأثیر منفی داشته باشد. اصولاً مدیران اجرایی در برابر ایمنی و سلامت کارکنان سازمان مسئولند، اما مدیران نیروی انسای به تأمین تخصص­های مورد نیاز می­پردازند و با تدوین خط­­ مشی­ها و برنامه ­های مناسب، باعث هماهنگی اقدامات مربوطه را فراهم می­ کنند و سایر مدیران را در اجرای برنامه­ها کمک می­ کنند (زارعی متین،۲۵۴:۱۳۷۹).

عکس مرتبط با منابع انسانی

 

۲-۲-۱-۲-۱۲٫عنصر تجزیه وتحلیل و طراحی شغل:

- “شناسایی مشاغل و ساماندهی آن­ها در یک سیستم منسجم و منطقی، شرح خلاصه­ی وظایف و مسئولیت­های شغل، رابطه آن با مشاغل دیگر، دانش و مهارت­ های لازم برای انجام دادن آن، و شرایط کار است"(سعادت،۲۳:۱۳۹۰).

- با توجه به شغل، تجزیه و تحلیل شغل به دنبال مشخص کردن وظایف و مسئولیت­های مشاغل و ویژگی­های انسانی مورد نیاز برای انجام آن مشاغل در یک سازمان می­باشد؛ بنابراین تجزیه و تحلیل شغل، روش­ها و رویه­هایی است که از طریق آن، وظایف و مسئولیت­های شغل، شرایط کاری شغل و رابطه­اش با مشاغل دیگر سازمان و همچنین دانش و مهارت­ های که آن شغل باید داشته باشد روشن می­گردد (زارعی متین،۵۳:۱۳۷۹).

- فرایند جمع­آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل اطلاعات و مرتب کردن آن درباره شغل است و بعضی آن را کشف منظم فعالیت­های یک شغل تعریف می­ کنند که باعث تهیه شرح شغل، مشخصات شغل و ویژگی­های لازم جهت احراز شغل می­گردد.

نمودار(۲-۴) تجزیه و تحلیل شغل:

شرایط­احراز شغل
مشخصه­های شغلی
تحلیل و طبقه ­بندی طلاعات
جمع­آوری­اطلاعات
شرح شغل

 

 

(سیدجوادین،۱۰۷:۱۳۸۳).

۲-۲-۱-۲-۱۳٫عنصر حفظ و نگهداری کارکنان:

- نگهداری کارکنان، فرایند طراحی برنامه ­های بهداشت و ایمنی و ارائه خدمات رفاهی را تحلیل می­نماید یعنی اگر مدیران و کارفرمایان یک محیط بهداشتی و ایمنی را در سازمان خود فراهم نمایند باعث حفظ و نگهداری کارکنان در سازمان خود شده ­اند (همان،۳۹۱).

- نظام جبران خدمات مناسب می ­تواند به جذب، حفظ و نگهداری و پرورش نیروی انسانی گردد. می­توان گفت که حفظ و نگهداری کارکنان به سیستم پاداش مناسب ربط دارد، و سیستم پاداشی که بتواند نیازهای کارکنان را برآورد نماید در حفظ و نگهداریشان نیز مؤثر است (زارعی متین،۱۷۷:۱۳۷۹).

 

۲-۲-۱-۲-۱۴٫ عنصر انضباط:

- گروهی انضباط را قدرتی دانسته ­اند که به وسیله آن کارکنان را که قوانین و مقررات اداری سازمان را زیر پا می­گذارند تنبیه نمود در صورتی گروه دیگر انضباط را وجود جو شرایط خاصی در سازمان تعریف کرده ­اند که کارکنان را ملزم می­ کند رفتاری معقول و مناسب و براساس قوانین و مقررات سازمان در پیش گیرند. گروه اول انضباط را تنبیه کارکنان خاطی و گروه دوم انضباط را رفتار منظم و مرتب کارمندان در سازمان می­دانند. اگر مدیران در بدو ورود کارمند رفتاری که باید انجام دهند را تشریح کنند کارمند خود به دنبال انجام همان کار می­باشد پس باید مدیران را مسئول بی­انضباطی کارمندان بدانیم چون از اول به کارمندان توضیحات لازم را نداده­اند (سعادت،۳۰۷:۱۳۹۰-۳۰۶).

- انضباظ به معنی انتضام و اطاعت منطقی که مطابق با قوانین و مقررات می­باشد. در واقع انضباط به شرایط سازمانی که کارمندان رفتارشان را مطابق با قوانین و دستورات و استانداردهایی که در سازمان پذیرفته شده اشاره دارد (سید جوادین،۳۷۷:۱۳۸۳).

- انضباط ایجاد موقعیتی که نیروی انسانی یک سازمان خود را در واقع انضباط به شرایط سازمانی که کارمندان رفتارشان را مطابق با قوانین و دستورات و استانداردهایی که در سازمان پذیرفته شده اشاره دارد (سید جوادین،۳۷۷:۱۳۸۳).

- انضباط ایجاد موقعیتی که نیروی انسانی یک سازمان خود را با قوانین و مقررات و استانداردهای سازمانی هماهنگ نموده و برابر آن رفتار نمایند. نوعی آموزش است که هدف آن اصلاح رفتار و طرز برخورد نیروی انسانی بوده، به طریقی که تمایل آنان را به رعایت قوانین و مقررات و استانداردهای سازمان و مدیریت برانگیزاند (رنگریز،۴۸۷:۱۳۷۸).

۲-۲-۱-۳- بخش کانال­های انتقال:

ورود و به کارگیری فناوری ­اطلاعات در سازمان در حوزه ­های مختلف کارکرد­های خاص خود خواهد داشت و از جمله در حوزه منابع انسانی و عملکردهای آن می ­تواند نقش­های زیادی را در جهت انجام بهتر وظایف مدیریت منابع انسانی ایفا نماید.

برخی از نتایج کاربرد فناوری اطلاعات در عملکردهای مختلف مدیریت منابع انسانی عبارتند از:

دقت در انجام عملکرد، سرعت در انجام عملکرد، شفافیت در سیستم، جامعیت در طراحی سیستم، اطلاع رسانی گسترده و به موقع با بهره گرفتن از شبکه ­های اینترنت و اینترانت، ارزیابی دقیق و سریع، اعلام بازخور به موقع، انجام امور تکرار پذیر توسط سیستم­های سخت افزاری، کنترل و ارزیابی نامحسوس، برقراری عدالت، برقراری نظم بیشتر(پورکیانی، فرح بخش، ۱۳۹۱: ۸).

۲-۲-۱-۳-۱٫ دقت در انجام عملکرد

دقت یعنی خوب دیدن، خوب شنیدن، دقت یعنی توجه کردن برای خوب فهمیدن / مو را از ماست کشیدن (سلیمانی،۱:۱۳۸۸).

۲-۲-۱-۳-۲٫ سرعت در انجام عملکرد

انجام کار در زمان کمتر/ عدم اتلاف وقت (کاکاوند و یوسف زاده،۱:۱۳۸۵).

۲-۲-۱-۳-۳٫ شفافیت در سیستم

شفافیت اصطلاحی است که در شماری از حوزه ­های مطالعاتی زبانی برای ارجاع به تحلیلی بکار می­رود که حقایق را مستقیماً و به روشنی ارائه کند (افراشی،۱:۱۳۸۲).

به معنی روشن بودن، اطلاعات به روشنی و به میزان کافی ارائه و تأمین گردد (مدیران،۲۶آذر ۱۳۹۲).

۲-۲-۱-۳-۴٫ جامعیت در طراحی سیستم

یک سازمان، نیازمند تدوین استراتژی­ های مبتنی بر فناوری اطلاعات به طور دقیق می­باشد. در این راستا ارتباط تنگاتنگی بین مأموریت سازمان، فرآیندهای کاری، تصمیم ­گیری­ها، اطلاعات سازمان و تکنولوژی مورد استفاده در آن می­بایست وجود داشته باشد (سمواتی و دارابی،۴:۱۳۸۵).

۲-۲-۱-۳-۵٫ اطلاع رسانی گسترده و به موقع با بهره گرفتن از شبکه ­های اینترنت و اینترانت

اصولاً اطلاع رسانی نیازمند ارتباطات گسترده می­باشد این ارتباطات می ­تواند درون سازمانی یا برون سازمانی باشد (سمواتی و دارابی،۹:۱۳۸۸).

اینترنت یک درگاه بزرگ عمومی است که شامل شبکه ­ای جهانی از کامپیوترهای متصل به هم می­باشد که در مجموع می­توان آن را یک ابزار ارزشمند برای کمک نمودن به نیازها و خواسته­ های سازمان و مشتریان تلقی نمود (صنایعی،۱۳۹۰).

اینترانت یک شبکه کامپیوتری خصوصی است که از تکنولوژی­های اینترنت برای به اشتراک گذاری امن اطلاعات در بخش­های یک سازمان و یا اطلاعات سیستم­های عملیاتی در میان کارمندان آن سازمان استفاده می­ شود (صنایعی،۱۳۹۰).

اطلاع رسانی در سازمان به وسیله شبکه ­های محلی و گسترده صورت می­گیرد. شبکه ­های محلی در داخل یک ساختمان و در فواصل کم در حدود چند کیلومتر مورد استفاده قرار می­گیرد. این نوع شبکه ­ها برای اتصال کامپیوترهای شخصی به عبارت دیگر ایستگاه­های کاری در یک ساختمان به کار می­رود تا کابرها بتوانند از منابع موجود مانند چابگرها و… به طور اشتراکی استفاده نمایند. در یک شبکه گسترده کاربران هر یک از شبکه ­های محلی می­توانند به اطلاعات و منابع به اشتراک گذاشته شده توسط شبکه ­های دیگر دسترسی پیدا کنند. در شبکه گسترده سرعت انتقال داده نسبت به شبکه ­های محلی کمتر است (خلیق،۵۳:۱۳۸۴-۵۲).

۲-۲-۱-۳-۶٫ ارزیابی دقیق و سریع

افراد بر اساس اطلاعات دقیق تصمیم ­گیری می­ کنند و در واقع سیستم­های اطلاعاتی مدیریت مانند سیستم­های پشتیبان مدیریت و سیستم­های پشتیبان تصمیم ­گیری می­توانند اطلاعات به هنگام، مناسب و سریع را در اختیار قرار دهند، تا با حداقل اشتباهات تصمیم ­گیری کرد (زینلی­زاده،۷:۱۳۸۸).

۲-۲-۱-۳-۷٫ اعلام بازخور به موقع

فناوری اطلاعات سرعت دسترسی به اطلاعات را بالا می­برد و بازخور سریع اطلاعاتی را فراهم می­ کند. همچنین به فرد کمک می­ کند به کشف نقاط ضعف کاری و حرفه­ای خود بپردازد. فناوری اطلاعات باعث می­ شود تا اصلاح و تغییرات دانش به راحتی انجام پذیرد (زینلی­زاده،۷:۱۳۸۸).

با ضعیف بودن فناوری اطلاعات بازخور اطلاعاتی و حرفه­ای لازم به افراد داده نمی­ شود (میر فخرایی،۵:۱۳۸۰).

۲-۲-۱-۳-۸٫ انجام امور تکرار پذیر توسط سیستم­های سخت­افزاری

استفاده از علم رایانه و روباتیک در فرایندهایی که خروجی­های یکسان دارند و استفاده از نرم­افزار و برنامه ­های کامپیوتری برای انجام پردازش بر روی ورودی و ایجاد خروجی مد نظر (زینلی­زاده،۶:۱۳۸۸-۵).

۲-۲-۱-۳-۹٫ کنترل و ارزیابی نامحسوس

فناوری به دو طریق به مدیریت عملکرد در ایجاد رضایت از ارزیابی کمک می­ کند:

  1. فناوری، ارزیابی عملکرد فردی را از طریق نظارت کامپیوتری آسان می­ کند. این کار نیازمند ورودی­های حداقلی از افراد در مورد عملکرد وظیفه ­ای آنهاست.
  2. فناوری به ابزاری برای ساده­سازی فرایند نوشتن ارزیابی­ها یا خلق بازخورهای عملکردی تبدیل شده است. (برای مثال ارزیابی­های چندگانه­ای که سرپرستان یا اعضای تیم به صورت آنلاین و با بهره گرفتن از فناوری نظارت عملکرد کامپیوتری شده انجام می­ دهند)(کاردی و میلر،۱۴۵:۲۰۰۵-۱۳۸).

۲-۲-۱-۳-۱۰٫ برقراری عدالت

فناوری اطلاعات باعث برقراری عدالت از طریق تسهیم کار توسط سیستم­های نرم­افزاری و سخت­افزاری می­ شود؛ مثلاً

  • سیستم ورودی و خروجی
  • سیستم­های نرم افزاری محاسبه روز کاری، برآورد مرخصی استحلاجی و استحقاقی و…(پورکیانی و فرح بخش،۶:۱۳۹۱).

۲-۲-۱-۳-۱۱٫ برقراری نظم بیشتر

نوعی پیوند و همکاری بین اجزای یک مجموعه در راستای تحقق هدفی معین، به گونه­ای که هر جزعی از اجزاء مکمل دیگری بوده و فقدان هر جزء موجب می­ شود که مجموعه اثر مطلوب اثر مطلوب و هدف مورد نظر را فاقد باشد (سبحانی،۲:۱۳۹۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ب.ظ ]




۲-۲-۲-۱٫ بررسی تأثیر استفاده از فناوری اطلاعات بر عملکرد عملیاتی و عملکرد استراتژیک واحد

مدیریت منابع انسانی در شرکت­های خودروسازی و قطعه­سازی تهران

عکس مرتبط با منابع انسانی

عملکردهای عملیاتی مدیریت منابع انسانی
فناوری اطلاعات
عملکردهای استراتژیک مدیریت منابع انسانی

 

 

 

 

 

 

 

نمودار(۲-۱)تأثیر فناوری اطلاعات بر عملکرد عملیاتی و عملکرد استراتژیک مدیریت منابع انسانی

در این پژوهش با بهره گرفتن از آمار و تحقیق به این نتیجه رسیده ­اند، استفاده از فناوری اطلاعات تأثیر مثبت و معناداری در افزایش عملکرد عملیاتی مدیریت منابع انسانی دارد. و نتیجه دیگری که بدست آمده، استفاده از فناوری اطلاعات تأثیر مثبت و معناداری در افزایش عملکرد استراتژیک مدیریت منابع انسانی دارد، تأکید می­ شود(جعفری ودیگران،۱۳:۱۳۹۰-۹).

 

۲-۲-۲-۲٫بررسی موانع توسعه فناوری اطلاعات در فرایند یاددهی-یادگیری از دیدگاه مدیران و دبیران

نمودار (۲-۲) مدل توسعه پویایی فناوری اطلاعات

 

در این تحقیق به بررسی موانع تکنولوژی توسعه ارتباطات[۱] درفرایند یاددهی- یادگیری در هر پنج متغیر پرداخته شده که شامل:

الف) توسعه منابع انسانی شامل:

  • توسعه سواد اطلاعاتی کارکنان مؤسسات آموزشی
  • توسعه سواد اطلاعاتی فراگیر مؤسسات آموزشی

ب) توسعه سیاست­ها شامل:

۱- سیاست ملی توسعه فناوری اطلاعات در آموزش

۲- سیاست مراکز آموزشی برای توسعه فناوری اطلاعات

 

ج) توسعه نهادها شامل:

۱- نهادهای آموزشی مبتنی بر فناوری اطلاعات

۲- مشارکت بخش خصوصی در دستبابی به آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات

د) توسعه محتوا و کاربردها شامل:

۱- برنامه ­های آموزشی مرتبط با فناوری اطلاعات

۲- برنامه ­های آموزشی مبتنی بر محیط­های چند رسانه­ای

ه) توسعه زیر ساخت­ها و تجهیزات شامل:

۱- زیر ساخت فناوری ارتباطات در آموزش

۲- دسترسی به شبکه ­های اطلاعاتی در آموزش

در این تحقیق موانع اصلی به کارگیری اینترنت تکنولوژی ارتباطات را از قبیل تعداد کم رایانه­ها، دانش اندک و مهارت اندک معلمان، دشواری شیوه تلفیق اینترنت تکنولوژی ارتباطات با آموزش، زمان­بندی استفاده از رایانه، کمبود لوازم جانبی، کمبود نسخه­های نرم افزاری و وقت کم معلم، کافی نبودن زمان دسترسی همزمان و کمبود بازرس و کمک­های فنی عنوان کرده است.

 

۲-۲-۲-۳٫ استراتژیک منابع انسانی

در پژوهش خود بیان کرده­­اند، اگر روندهای فعلی ادامه یابند، مدیریت منابع انسانی به یک وظیفه کاملاً مدیریتی تبدیل خواهد شد که سیستم ­های منابع انسانی مبتنی بر فناوری اطلاعات را مدیریت خواهد نمود؛ یا به طور جایگزین مدیریت منابع انسانی می­توند با کمک فناوری مدیریت منابع انسانی الکترونیک، به محرکی برای اثر بخشی سازمانی و استراتژی کسب و کار تبدیل شود (لاولر و موهرمن[۲]، ۲۰۰۳).

 

 

۲-۲-۲-۴٫ مدل این تحقیق

مدل سازی تأثیر مؤلفه ­های فناوری اطلاعات بر روی عناصر کارکردی مدیریت منابع انسانی در بانک انصار استان کرمانشاه.

دقت در انجام عملکرد عمرد
سرعت در انجام عملکرد
شفافیت در سیستم
ارزیابی دقیق و سریع
برقراری نظم بیشتر
     انگیزش کارکنان
آموزش کارکنان
      انضباط کارکنان
کارایی اثربخشی
خلاصه سازی
یکپارچه سازی
انتقال اطلاعات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در این تحقیق به دنبال رابطه فناوری اطلاعات بر روی متغیرهای مدیریت منابع انسانی از طریق کانال­های ارتباطی هستیم. یعنی می­خواهیم بررسی کنیم فناوری اطلاعات چگونه از طریق کانال­های انتقال بر روی عملکردهای مدیریت منابع انسانی تأثیر خواهد گذاشت، و این تأثیرات، اثری بر بهره­وری کل سازمان دارد.

 

۲-۲-۲-۳-چهار چوب نهایی نظری تحلیل بحث:

مهمترین نقش فناوری اطلاعات، تسهیل فعالیت­ها و فرایندهای سازمان که با گذشت زمان، اهمیت بیشتری خواهند یافت. بنابراین برای هر مدیر و کارمند لازم است درباره فناوری اطلاعات، نه فقط در حوزه فعالیت خود، بلکه در حیطه کل سازمان و حتی محیط بین سازمانی نیز بیاموزد (توربان و دیگران، ۶۶:۱۳۹۱).

 

فناوری اطلاعات و آموزش:

فناوری اطلاعات بر روش­های آموزشی تأثیر می­گذارد. برخی از مزایای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در اجرای سیاست­های آموزشی عبارتند از:

  • حذف تأثیر عوالی همچون دوری فاصله­ها، وضعیت بد جامعه، وضعیت بد جغرافیایی و امنیت کم و به عبارت بهتر رهایی آموزشی از قید مکان و زمان.
  • عدم نیاز به جابجای اساتید، معلمان و مربیان از یک منطقه به منطقه دیگر و امکان بهره­ گیری از آن­ها بدون توجه به موقعیت مکانی.
  • کاهش هزینه لجستیکی.
  • افزایش کیفیت آموزشی از طریق بهره­مندی از اساتید، معلمان، و مربیان با سابقه و مجرب که در مناطق دیگر زندگی می­ کنند(فتحیان و دیگران،۲۰:۱۳۸۹).

 

 از فواید کاربرد فناوری اطلاعات در سازمان­ها در یک جامعه اطلاعاتی:

    • ۱- ارزش­های اطلاعاتی جایگزین ارزش­های مادی می­شوند.
    • ۲- اطلاعات به سرعت تولید و در اختیار همه قرار می­گیرد.
    • ۳- فعالیت­های کاری بیشتر در پردازش اطلاعات است تا در تولید صنعتی یا کشاورزی.
    • ۴- اکثر پردازش­ها به صورت الکترونیک انجام می­ شود.
    • ۵- نهادهای الکترونیک و سازمان­های مجازی شکل می­گیرد.
    • ۶- مفهوم کسب و کار و شیوه زندگی تغییر می­ کند.
    • ۷- مهارت ­ها و مشاغل جدید در عرصه فناوری اطلاعات و ارتباطات ایجاد می­گردد.
    • ۸- تعامل با سایر کشورها و جوامع به میزان چشمگیری گسترش می­یابد.
    • ۹- نظامهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، مدیریت و سازماندهی متحول می­گردد.

عکس مرتبط با اقتصاد

  • ۱۰- اطلاع رسانی به مفهوم عام و در رابطه با کلیه نیازمندی­های جامعه از نقش کلیدی و ارزشمند برخوردار است.

پس به خوبی واضح می­باشد که ثروتمند­ترین کشورهای امروز جهان آنهایی هستند که بیش از دیگران از ساختارهای نوین اطلاعاتی بهره­مندند. و جنبه فناوری از مهمترین ابعاد جامعه اطلاعاتی به شمار می­آید. همگرایی و پیوند کامپیوتر و مخابرات امروزه از واقعیات معمولی زندگی در تمامی اجتماعات نوین است. پیوند این دو عنصر نه تنها در چهارچوب صنایعی مانند بانکداری و اتومبیل سازی نفوذ کرده است بلکه در همه ارکان زندگی مانند نظام مالیات، تأمین اجتماعی، کارت­های اعتباری، اطلاعات پزشکی، امنیت داخلی و خارجی و بسیاری از حوزه ­های دیگر نیز وارد شده است (فتحیان و دیگران، ۲۰:۱۳۸۹-۱۸).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

عصر اطلاعات با ویژگی­های خود ماهیت کار و اشتغال را دستخوش تغییر و تحولات زیادی می­ کند. برخی از تغییرات که در عرصه کار و اشتغال رخ می­دهد عبارتند:

۱- برخی از مشاغل فعلی در عصر اطلاعات از بین خواهد رفت.

۲- برخی دیگر از مشاغل با تغییراتی مواجه خواهند بود. به عنوان مثال فعالیت­های مهندسی، تجارت و پزشکی، متأثر از فناوری اطلاعات با روش­های جدید اجرا می­شوند.

۳- توسعه و رواج فناوری اطلاعات و ارتباطات موجب پیدایش مشاغلی جدید خواهد شد. به عنوان مثال مشاغلی مثل برنامه نویس وب و برنامه نویسی بانک اطلاعاتی به وجود می­آیند.

۴- ایجاد پدیده دور کاری[۳]

با وجود تمامی پیش بینی­های خوش­بینانه­ای که نسبت به تأثیر فناوری اطلاعات بر مدیریت منابع انسانی وجود دارد، برخی از پژوهشگران (بانداروک، روئل[۴]، ۲۰۰۸) جنبه های منفی فناوری اطلاعات را نیز بر مدیریت منابع انسانی مورد توجه قرار دادند. متخصصان و پژوهشگران بر این نکته توافق دارند که تأثیر فناوری اطلاعات بر مدیریت منابع انسانی بسیار وسیع و نامحدود است.

بعضی پژوهشگران بیان کرده ­اند با فرض اینکه فناوری مبتنی بر وب دسترسی بیشتر به اطلاعات را ممکن  کرده، کل جریان کاری را کارآمدتر کند، باز هم ابزاری است که باید متخصصان مدیریت منابع انسانی از آن استفاده کنند، نه اینکه جایگزین آنها شود. اکثر پژوهش­هایی که در زمینه رابطه فناوری اطلاعات و مدیریت منابع انسانی انجام شده است، تأثیر فناوری اطلاعات را بر وظایف اولیه مدیریت منابع انسانی بررسی کرده ­اند. برای مثال چاپمن و وبستر (۲۰۰۳)، استفاده­ی فناوری را در استخدام و انتخاب کارکنان بررسی کرده ­اند تا مشخص کنند چه فناوری­هایی در منابع انسانی استفاده می­شوند. هدف مدیران منابع انسانی از استفاده­ی این فناوری­ها چه چیزی است، تا چه اندازه این اهداف تحقق یافته­اند و چه عوامل سازمانی باعث استفاده از این فناوری­ها می­ شود.

برخی دیگر از پژوهشگران ، به بررسی تأثیرات فناوری اطلاعات بر انجام فعالیت­های اولیه مدیریت منابع انسانی مانند استخدام، انتخاب، یادگیری فاصله­ای، جبران خدمات و روش­های ارائه خدمت پرداخته­اند. محققین دیگر نوآوری­ها، در زمینه فناوری­اطلاعات و تأثیرات متعاقب آن را بر حوزه ­های کارمندیابی، انگیزش و رهبری بررسی کرده ­اند. آنها به این نتیجه رسیده ­اند که استفاده از فناوری­اطلاعات موجب کاهش هزینه­ های کارمندیابی، کوتاه­تر شدن فرایند استخدام، احتمال جذب کاندیداهای بهتر و بیشتر، بهبود توسعه کارکنان، افزایش عملکرد کارکنان، بهبود کنترل کارکنان، تغییر در انگیزش کارکنان و بهبود بهره­ گیری از دانش آنها خواهد شد.

هر چند پژوهش­های گذشته به درک اهمیت استفاده از فناوری اطلاعات توسط متخصصان مدیریت منابع انسانی کمک شایانی کرده ­اند. این موضوع که فناوری اطلاعات چگونه می ­تواند عملکرد واحد منابع انسانی را تحت الشعاع خود قرار دهد، بررسی نشده. از طرف دیگر مدیران سازمان­ها علاقه­مند هستند تا ارزش افزوده فناوری اطلاعات را در حوزه منابع انسانی خود اندازه ­گیری کنند. به همین دلیل آنها نیاز دارند تا از اثر فناوری اطلاعات بر عملکرد منابع انسانی اطلاع حاصل کنند. از این رو، این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر فناوری اطلاعات بر عملکرد مدیریت منابع انسانی از طریق مؤلفه ­های کانال­های انتقال دهنده فناوری اطلاعات و به تبع آن تأیید بر کارایی و اثربخشی بر کل زنجیره ارزش سازمان در بانک انصار می­باشد.

 

[۱] Information & Communication Technology  )ICT )

[۲] - Lawler and Mohrman

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:55:00 ب.ظ ]




نوعی رفتار است فراتر از آنچه برای کارکنان سازمان به طور رسمی‌تشریح گردیده است

  • رفتاری است که به صورت اختیاری و بر اساس علایق فردی می‌باشد
  • رفتاری است که به طور مستقیم پاداشی به دنبال ندارد و یا از طریق ساختار رسمی‌‌سازمانی مورد قدردانی قرار نمی‌گیرد
  • رفتاری است که برای عملکرد سازمان و موفقیت عملیات سازمان خیلی مهم است(مستبصری و نجابی ،۱۳۸۷؛ رضایی کلید بری و باقر سلیمی‌،۱۳۸۷؛ اسلامی،۱۳۸۷).

تحقیقات صورت گرفته در زمینه رفتارهای شهروندی سازمانی عمدتاً بر سه نوع می‌باشند: گروهی از تحقیقات بر پیش بینی عوامل ایجاد کننده رفتارهای شهروندی سازمانی متمرکز بوده اند.

در این زمینه عواملی از قبیل رضایت شغلی، تعهد سازمانی، هویت سازمانی، عدالت سازمانی، اعتماد، انواع رهبری، رابطه رهبر و پیرو به عنوان عوامل ایجاد کننده رفتارهای شهروندی سازمانی مطرح شده است. (مستبصری و نجابی ،۱۳۸۷؛ رضایی کلید بری و باقر سلیمی‌،۱۳۸۷؛ اسلامی،۱۳۸۷ )

از سوی دیگر، برخی تحقیقات بر پیامدهای رفتارهای شهروندی سازمانی متمرکز بوده‌اند، در این زمینه عواملی از قبیل عملکرد سازمان، اثربخشی سازمانی، موفقیت سازمانی، رضایت مشتری، وفاداری مشتری و سرمایه اجتماعی مطرح شده است (اسلامی،۱۳۸۷).

گروهی از تحقیقات نیز منحصراً بر روی مفهوم رفتارهای شهروندی سازمانی متمرکز بوده اند و تلاش کرده‌اند تعریف جدیدی از آن داشته باشند، ابعاد آن را مشخص کنند و یا با کمک روش تحلیل عاملی مقیاس‌های استانداردی برای سنجش این مفهوم ایجاد کنند (مستبصری و نجابی ،۱۳۸۷، رضایی کلید بری

و باقر سلیمی‌،۱۳۸۷، اسلامی،۱۳۸۷).

 

۲-۲-۳- عوامل تأثیر گذار بر رفتار شهروندی سازمانی

بررسی‌های فرا تحلیلی در خصوص ارتباط بین رفتار شهروندی سازمانی و عوامل اثرگذار بر آن نشان دهنده تاکید بر ۴ دسته عوامل زیر بوده است :

  • ویژگی‌های فردی کارکنان
  • ویژگی‌های شغلی
  • ویژگی‌های سازمانی
  • رفتارهای رهبری

تحقیقات اولیه صورت گرفته توسط اورگان و همکاران عمدتاً بر نگرش‌های کارکنان و گرایش‌ها و رفتار حمایتی رهبر متمرکز بوده است. پادساکف و همکاران، قلمرو رفتارهای رهبری را به انواع مختلف رفتارهای رهبری، تعاملی و تحولی گسترش داده اند. اثرات ویژگی‌های شغلی و سازمانی عمدتاً در تئوری‌های مربوط به جایگزین‌های رهبری مطرح شده که توسط صاحب نظران مختلف مورد مطالعه قرار گرفته است.

پژوهش‌های اولیه در بر گیرنده ویژگی‌های فردی بر دو محور اصلی رضایت کارکنان و تایید حالت روحی مثبت کارکنان متمرکز است. اورگان و ریان عامل کلی مؤثر بر روحیه را تعهد سازمانی، درک از عدالت و درک از رفتار حمایتی رهبری تلقی می‌کنند و سایر تحقیقات نشانگر ارتباط معنادار آن‌ ها از رفتار شهروندی سازمانی است (البته شدت این همبستگی‌ها متفاوت بوده است) که بیانگر اهمیت این متغیرها در تعیین رفتار شهروندی سازمانی می‌باشد (مستبصری و نجابی ،۱۳۸۷؛ رضایی کلید بری و باقر سلیمی‌،۱۳۸۷؛اسلامی،۱۳۸۷).

عامل دیگر در فهم شهروندی سازمانی، تأثیر حالت روحی مثبت فرد می‌باشد. در دهه گذشته بحث‌های زیادی در مورد برتری شناخت بر عاطفه در تعیین رفتار شهروندی سازمانی صورت گرفته است.

در حالی پودساکوف و همکاران و دیگران تأثیر متغیرهای خاص شخصیتی و مزاجی را بر ابعاد مختلف رفتار شهروندی سازمانی مورد انتقاد قرار داده، یافته‌های جورج پیشنهاد می‌کند که پژوهش‌های قبلی که به بررسی این متغیرهای روحی و مزاجی پرداخته‌اند می‌توانند به جای اثرات حالت مزاجی برروی اثرات ویژگی صفتی تمرکز نمایند. لازم به ذکر است که اثرات حالتی عموماً به توصیف چگونگی احساس فرد در نقطه خاصی از زمان می‌پردازد در حالی که اثرات ویژگی صفتی عموماً منعکس کننده تفاوت‌های پدیدار فرد در طول زمان می‌باشد.

علاوه بر این جورج بیان نمود که بین حالت روحی مثبت در کار و تمایل کارکنان برای کمک کردن به دیگران (بعد نوع دوستی رفتار شهروندی سازمانی) رابطه معنی دار وجود دارد بنابراین عاطفه (احساسات) نقش مهمی‌در رفتار شهروندی سازمانی هم صدق می‌کند با این وجود، هیچ یک از این مطالعات به بررسی میزان تأثیر حالت روحی مثبت بر تفسیر کلی این سازه نپرداخته است.

پژوهش‌های انجام گرفته در روانشناسی اجتماعی نشان می‌دهد: که افرادی که احساس می‌کنند کفایت بیشتری دارند، در اغلب موارد تمایل بیشتری نیز به کمک دارند. علاوه بر این میدلاسکی گزارش داده است که کفایت ممکن است یکی از عوامل انگیزشی باشد که افراد را برای کمک به دیگران تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین افرادی که به دیگر افراد کمک کنند، در ازای کمکی که فرد کمک کننده ارائه می‌دهد، کمک کننده احساس رضایت درونی بیشتر و یا شادی حاصل از انجام یک کار خوب را دریافت می‌کند. بطور مشابه درک کارکنان از کفایت خود در کار می‌تواند به عنوان تمایل به کمک در محیط کار تفسیر شود زیرا فرد تسلط بیشتری بر کار خود دارد.

در سال‌های اخیر پادساکوف و همکاران در یک فراتحلیل از تحقیقات مربوط به ۱۵ سال اخیر در زمینه رفتار شهروندی سازمانی، میزان تأثیر گذاری تعدادی از متغیرها بر ابعاد مختلف رفتار شهروندی سازمانی را ترسیم نمودند. از جمله متغیرهایی که با رفتار شهروندی سازمانی رابطه همساز داشته اند عبارت بودند از: متغیرهای مرتبط با شغل نظیر رضایت مندی شغلی، یکنواختی شغلی و باز خود شغلی در خصوص متغیرهای شغلی تحقیقات عمدتاً حول مبحث تئوری جانشین‌های رهبری بوده است که نتایج بیانگر ارتباط پایدار ویژگی‌های شغلی با رفتار شهروندی است.

افزون بر آن، هر سه نوع ویژگی‌های شغلی ( بازخود شغلی، یکنواختی شغلی، رضایت مندی درونی شغلی)، بطور معناداری با مؤلفه‌های مختلف رفتار شهروندی سازمانی (نوع دوستی، نزاکت، وظیفه شناسی، جوانمردی و فضیلت مدنی) ارتباط داشته اند، به گونه ای که بازخود شغلی و رضایتمندی درونی شغل، ارتباطی مثبت با رفتار شهروندی سازمانی داشته در حالی که یکنواختی شغلی ارتباط منفی را با رفتار شهروندی سازمانی نشان می‌دهد. روابط بین ویژگی‌های سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی تا حدود زیادی نابسامان است. هیچ یک از موارد رسمیت سازمانی، انعطاف پذیری سازمانی و حمایت ستادی ارتباط مستمری با رفتارهای شهروندی سازمانی نداشته اند. ولی به هر حال مؤلفه همبستگی گروهی با تمام مؤلفه‌های رفتار شهروندی سازمانی دارای ارتباط مثبت بوده است، حمایت سازمانی ادارک شده با نوع دوستی کارکنان ارتباط معناداری داشته است. علاوه بر آن پاداش‌های خارج از کنترل رهبران با مؤلفه‌های نوع دوستی، نزاکت و وظیفه شناسی ارتباط منفی داشته اند. دسته دیگر عوامل تأثیر گذار بر رفتار شهروندی سازمانی شامل رفتارهای رهبری است. رفتارهای رهبری به سه دسته تقسیم شده است:

  • رفتارهای رهبری تحول آفرین (رفتارهای تحولی اساسی، تعیین چشم انداز، ایجاد مدل مناسب، ارتقای پذیرش اهداف گروهی‌، انتظارات عملکردی بالا و برانگیختگی معنوی).
  • رفتارهای تعاملی (رفتارهای پاداش دهی و تنبیهی اقتضایی، غیر اقتضایی).
  • رفتارهایی با تئوری رهبری مسیر– هدف (رفتارهای تشریح کننده نقش، رویه‌ها یا رفتار رهبری حمایتی) و یا تئوری رهبری مبادله رهبر، عضو مرتبط هستند.

در مجموع، رفتارهای رهبری تحول آفرین با هر پنج مؤلفه رفتارهای شهروندی سازمانی ارتباط معنادار مثبتی داشته و از میان رفتارهای رهبری تعامل گرا، دو نوع از این رفتارها دارای رابطه معنادار با عناصر پنج گانه رفتار شهروندی سازمانی عبارتند از: رفتار پاداش دهی اقتضایی که دارای ارتباط مثبت است، رفتار تنبیهی غیراقتضایی که دارای ارتباط منفی می‌باشد. از میان ابعاد تئوری رهبری مسیر، هدف، رفتار رهبری حمایتی با همه مؤلفه‌های رفتار شهروندی سازمانی دارای ارتباط مثبت است و تشریح نقش رهبر فقط با مؤلفه‌های نوع دوستی، نزاکت، وظیفه شناسی و جوانمردی رابطه معنادار مثبت دارد و نهایتاً تئوری مبادله رهبر– عضو با تمامی‌مولفه‌های رفتار شهروندی سازمانی دارای ارتباط معنادار مثبت است (مستبصری و نجابی،۱۳۸۷؛ رضایی کلید بری و باقر سلیمی‌،۱۳۸۷؛ اسلامی،۱۳۸۷). بررسی دیگر رفتار شهروندی را شامل پنج حیطه زیر معرفی می‌کند:

۱- وظیفه شناسی:

رفتارهایی هستند که فرد را در انجام وظایف خود در حدی بالاتر از سطوح مورد انتظار هدایت می‌کنند (مثلاً فرد ناهار خوردن خود را طول نمی‌دهد یا جز در موارد ضروری کارش را تعطیل نمی‌کند).

۲- ادب و مهربانی:

رفتارهای مؤدبانه‌ای هستند که از ایجاد مسأله و مشکل در محل کار جلوگیری می‌کنند(مثلاً فرد تلاش می‌کند از ایجاد مشکلات برای همکارانش اجتناب کند یا پیش از اقدام به انجام امور با دیگران مشورت نماید).

۳- نوع دوستی:

رفتارهای یاری دهنده‌ای هستند که توسط یک فرد و به منظور کمک به کارکنان انجام می‌شود و در ارتباط با وظایف و مسایل سازمانی ویژه است (مثلاً به کسانی که کارشان سنگین است کمک می‌کند و با میل و رغبت زیاد، وقت خود را جهت کمک به کسانی که مشکلات کاری دارند صرف کند).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل(۲-۲): حیطه‌های رفتار شهروندی سازمانی (اسلامی،۱۳۸۷)

 

۴- مردانگی :

رفتار جوانمردانه ای که از شکوه و شکایت زیاد در محل کار جلوگیری به عمل می‌آورد.

 

۵ خوش خویی :

رفتارهای نشان دهنده مشارکت مسئولانه فرد در فعالیت‌های سازمان هستند ( مثلاً فرد کارهایی انجام می‌دهد که در حیطه وظایفش نیستند، اما وجهه سازمان را بالا می‌برند) با جمع این حیطه‌ها رفتار شهروندی سازمانی کلی حاصل می‌شود.

 

۲-۲-۴- مفاهیم مرتبط با رفتار شهروندی سازمانی

مفاهیم مهم در شهروند مداری سازمانی عباتند از : تقابل، اعتماد، مشروعیت و عدالت سازمانی. هرکدام از این مفاهیم بر رفتارهای مدیریتی خاص دلالت دارند. توجه به این مفاهیم نقطه شروع بسیار مفیدی برای مفهوم سازی رفتار شهروندمداری سازمانی است.

 

الف)اعتماد

یکی از مبانی اصلی اقدامات مدیریتی در عصر حاضر، ایجاد اعتماد میان کارکنان و مدیران بوده و یکی از گام‌های مهم حرکت به سوی شکل دهی این رفتار، ایجاد اعتماد است. کرکر معتقد است که مراودات قانونمند میان کارکنان و مدیران باعث ایجاد رابطه مبتنی بر اعتماد میان آن‌ ها شده که به تبع آن، انسجام ایجاد می‌شود که این امرتعاملات مثبت آتی را تضمین می‌کند. جنبه‌هایی از رفتار مدیریتی که موجب ایجاد اعتماد می‌شود عبارتند از: ثبات، انسجام، تسهیم و تفویض کنترل، ارتباطات و داشتن ملاحظات و توجهات ویژه البته به منظور عملیاتی نمودن مفهوم شهروندمداری در سازمان، حوزه‌های دیگری نیز باید مورد توجه قرار گیرند که در ادامه ارائه می‌شوند.

ب) مشروعیت

مشروعیت جزء اساسی و جدانشدنی سازمانهای امروزی است. به اعتقاد اتزیونی، مادامی‌که اعمال قدرت جنبه مشروع به خود بگیرد، تقاضاهای مدیران اجابت می‌شود. یکی از صاحب نظران به نام حک شر مفهومی‌به نام مشروعیت شورایی را ارائه نموده که بیانگر شکلی از مدیریت است که در برگیرنده خواسته‌های تمامی‌اعضای سازمان بوده و محدود به قوانین بروکراتیک و اوامر مدیریتی نمی‌شود.

 

ج) تقابل 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:55:00 ب.ظ ]




مبانی نظری مختلفی به تکرار به این موضوع اشاره دارند که عدالت سازمانی، یکی از مهمترین مقدمه‌های نیل به رفتار شهروندی سازمانی است. سلزنیک اولین کسی بود که مفهوم عدالت اجتماعی را به عنوان مبنای ایجاد جوامع صنعتی مدرن مورد مطالعه قرار داد. منظور وی از این مفهوم، داشتن رفتار برابر با همه افراد و ایجاد فرصت برای توسعه توانمندی‌های فردی بود.

دانلود تحقیق و پایان نامه

عدالت سازمانی اصطلاحی است برای توصیف نقش عدالت با موقعیت‌های شغلی. یکی از انواع عدالت‌های سازمانی، عدالت توزیعی است که به عادلانه بودن پیامدها و نتایجی که کارکنان دریافت می‌کنند اشاره می‌کند این عدالت سازمانی ریشه در نظریه برابری آدامز دارد این نظریه به نحوه پاسخ دهی افراد نسبت به مداخله‌ها و رفتارهای ناعادلانه مدیران و سرپرستان در توزیع امکانات و پاداش‌ها در سازمان‌ها توجه دارد. احتمالاً محققان سازمانی بیشترین آشنایی را با این نظریه دارند. علاوه بر عدالت توزیعی، مفهوم دیگری که اخیراً در بحث عدالت سازمانی مطرح شده است، عدالت رویه ای است. در حالی که عدالت توزیعی، عادلانه بودن پیامدهای دریافت شده توسط کارکنان را توصیف می‌کند، عدالت رویه ای عادلانه بودن روش‌های مورد استفاده برای تعیین این پیامد‌ها را بیان می‌کند به عبارت دیگر عدالت توزیعی به عادلانه بودن منابع و امکانات توجه دارد، اما عدالت رویه ای به عادلانه بودن روش های مورد استفاده برای تصمیم گیری در مورد نحوه توزیع امکانات و منابع اشاره می‌کند. تحقیقات جدید در مورد عدالت رویه‌ای نشان می‌دهند که روش‌های توزیع منابع و امکانات یک عامل تعیین کننده مهم عدالت در سازمان‌ها محسوب می‌شود. لونتال معتقد است که رویه‌های عادلانه به وسیله خصوصیات زیر مشخص می‌شود : توزیع امکانات برای همه افراد در طول زمان یکسان و بدون سوءگیری باشد، براساس اطلاعات صحیح و دقیق انجام گیرد، قابل تصحیح باشد و بر اساس هنجارهای اخلاقی و معنوی استوار باشد. سومین عدالت، عدالت تعاملی است که نوعی عدالت رویه ای است و اشاره به برخورد عادلانه ای دارد که در مورد یک فرد شاغل در قالب روش‌های رسمی‌تصویب شده اعمال می‌شود.

 

 

 

 

 

 

شکل(۲-۴) : مدل مفهومی عدالت سازمانی(اسلامی،۱۳۸۷)

 

۲-۳- رابطه میان متغیرهای تحقیق

 ۲-۳-۱- رابطه عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی

یکی از مهمترین پیامدهای عدالت سازمانی که اخیراً مورد توجه قرارگرفته است رفتار شهروندی سازمانی و حیطه‌های مختلف آن است و از میان انواع مختلف عدالت، عدالت‌های رویه ای و تعاملی از قدرت تأثیرگذاری بیشتری برخوردار هستند. اسکارلیکی و لاتام نشان داده اند که مدیران و سرپرستان واحدهایی که اصول عدالت سازمانی را طی دوره‌های آموزشی فراگرفته اند، از نظر زیردستان بیشتر به عنوان افرادی عادل و منصف ارزیابی شده اند و همین نوع ارزیابی باعث شده که زیردستان رفتار شهروندی بیشتری نسبت به واحد کاری و همکاران خود ابراز نمایند. گرینبرگ معتقد است کارکنانی که احساس نابرابری می‌کنند با واکنش‌های منفی از جمله امتناع از تلاش، کم کاری و رفتارهای ضعیف شهروندی سازمانی و در شکل حاد آن، استعفا از کار به این نابرابری پاسخ می‌دهند. عدالت سازمانی و حیطه‌های مختلف آن (عدالت توزیعی، رویه ای و تعاملی) پیش بینی کننده بسیاری از متغیرهای سازمانی مانند غیبت، ترک شغل، تعهد سازمانی و… هستند. اما رابطه بین عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی از موضوع‌های جدیدی است که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که عدالت سازمانی کلی و حیطه‌های مختلف آن با رفتار شهروندی سازمانی کلی و حیطه‌های آن همبستگی مثبت معنی داری دارند. نتایج حاصل با پژوهش‌های ذکر شده در پیشینه تحقیق هماهنگ هستند. نتیجه این پژوهش و پژوهش‌های دیگری که در مورد نظریه عدالت سازمانی  در کشور انجام شده، اهمیت و نقش آن رابه عنوان یک ابزار انگیزشی مهم در رفتارهای سازمانی بیان می‌کند و جا دارد که مسئولان و مدیران سازمان‌ها آن را مد نظر قرار دهند. بر اساس نظریه عدالت سازمانی می‌توان پیش بینی کرد که کارکنان در قبال وجود یا عدم وجود عدالت سازمانی در محل کار واکنش نشان می‌دهند. یکی از این واکنش‌ها افزایش یا کاهش برون داده است، به این معنا که اگر کارکنان مشاهده کنند که در سازمان، عدالت اجرا نمی‌شود دچار نوعی تنش منفی می‌شوند، در نتیجه برای کاهش این تنش سعی می‌کنند میزان درونداده‌ها و مشارکت‌های خود را سازمان کاهش دهند. در چنین مواردی، ممکن است رفتار شهروندی آنها کاهش یابد. برعکس، اگر کارکنان احساس کنند که در محل کار عدالت سازمانی وجود دارد برانگیخته می‌شوند تا با انجام رفتارهای یاری دهنده مانند رفتار شهروندی سازمان، درونداده‌ها و مشارکت خود را در سازمان افزایش دهند. پودساکف مطرح کرده که وقتی به طور عادلانه با کارکنان در سازمان‌ها رفتار می‌شود و سرپرستان ارتباط خوبی با آنها دارند میزان رفتار شهروندی سازمانی آنها افزیش می‌یابد. چنین نتایجی درکشورهای دیگر نیز حاصل شده است.

مورمان اولین کسی بود که رابطه این دو را بررسی کرد. وی رابطه بین عدالت رویه ای و چهار بعد از پنج بعد رفتار شهروندی را بررسی کرد. در مطالعه دیگری نیهوف و مورمن به مطالعه رفتار شهروندی سازمانی وتئوری مبادله بین ۴۷۵ کارمند بیمارستان بررسی شد. آنها می‌خواستند ببینند که اعتماد چه نقشی در عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی دارد.

 

شکل(۲-۵) : مدل مفهومی عدالت سازمانی نیهوف و مورمن(۱۹۹۹)

اورگان در بحث از مبنای انگیزشی برای رفتار شهروندی سازمانی معتقد است که احساس عدالت نقش مهمی‌در ارتقای رفتار شهروندی سازمانی دارد. وی بر اساس مبادله اجتماعی تبیینی ارائه داد که در آن کارکنان برای جبران رفتار عادلانه سازمان، رفتار شهروندی را از خود بروز می‌دهند. محققان رابطه قوی بین احساس عدالت رویه ای و رفتار شهروندی سازمانی نشان دادند. دلیل تاثیر عدالت رویه ای بر رفتار

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

شهروندی سازمانی، ایجاد احساس ارزشمند بودن از سوی سازمان می‌باشد.

 

 

شکل(۲-۶ ) : مدل مفهومی ارگان(۱۹۹۰)

 

۲-۳-۲- رفتار شهروندی سازمانی و رضایت کارکنان

    تحقیقی بوسیله آلپر ارتورک در سال ۲۰۰۵ تحت عنوان افزایش سطح رفتار شهروند سازمانی اعضاء هیات علمی‌دانشگاه‌های ترکیه انجام گرفت. جامعه آماری این تحقیق ۱۰۱۸ عضو هیات علمی‌دانشگاه‌های دولتی ترکیه بودند. در این تحقیق به این نتیجه رسیدند که اعتماد افراد به مافوق خود به روی سطح رفتار شهروند سازمانی آن‌ ها تاثیر می‌گذارد و اعتماد به مافوق رابطه بین قضاوت سازمانی و رفتار شهروند سازمانی را تعدیل می‌کند و همچنین اعتماد به ما فوق در دانشگاه‌هایی که سطح عدالت سازمانی آنها بالاست، نسبت به سایر دانشگاه‌ها بیشتر است.

تحقیقی به وسیله دی بوراح برین دافدر سال ۲۰۰۷ تحت عنوان رابطه بین عوامل شخصیتی و رفتار شهروند سازمانی برروی ۴۵۴ کارمند دانشگاهی صورت گرفت و نتایج نشان داد که عوامل شخصیتی برروی سطح رفتار شهروند سازمانی و جو سازمانی تاثیر می‌گذارد و جو سازمانی بر روی رفتار شهروند سازمانی تاثیر دارد و همچین عوامل شخصیتی و سازمانی می‌توانند به عنوان پیش بینی کننده‌های جو سازمانی قلمداد شوند.

مورمن(۱۹۹۴) می‌گوید که رابطه‌ی بین رضایت شغلی و رفتار شهروندی وابسته است به طبیعت رضایت شغلی یعنی این‌که ما رضایت را چه بدانیم و چه تعریفی از آن داشته باشیم و چه اندازه گیری از آن انجام دهیم، اهمیت رضایت شغلی را از بعد شناختی (براساس ارزیابی‌های منطقی که از شرایط کلی فرصت‌های کاری و دستاوردهای کاری صورت می‌گیرد) به عنوان عامل پیش بین برای رفتار شهروندی اشاره کرده است ( استیو و ریچارد، ۱۳۸۱).

Job Satisfaction - رضایت شغلی

در پژوهش صورت گرفته تحت عنوان رابطه ی بین ویژگی‌های شغل و رفتار شهروندی و نقش میانجی رضایت شغلی در این رابطه، نشان می‌دهد که رضایت شغلی نقش مهمی ‌را در زمینه  ارتباط بین ویژگی‌های شغل و رفتار شهروندی ایفا می‌کند ( چن، چاو، ۲۰۰۵). فرا تحلیل انجام گرفته در ارتباط با رفتار شهروندی سازمانی نشان می‌دهد که روابط مثبت و  معنی‌داری میان رفتارهای شهروندی سازمانی، رضایت کارکنان از شغل و محیط کار وجود دارد (پادساکف، مکنزی، پین ، باچراخ،۱۳۸۰).

پژوهش انجام گرفته توسط مهداد و بوجاریان (۱۳۸۴) نیز نشان دهنده روابط معنادار، میان رفتارهای شهروندی سازمانی و رضایت شغلی می‌باشد ( مهداد، ۱۳۸۴).

پژوهش انجام گرفته بر روی ۲۴۹ آرایشگر و مشتریان آن‌ ها در زمینه رابطه‌ی بین رضایت شغلی، تعهدات عاطفی و رفتار شهروندی سازمانی بر پایه امور خدماتی، رضایت مشتری و وفاداری مشتری، نشان داد که افزایش سطوح رضایت شغلی یا تعهدات عاطفی، منجر به افزایش رفتار شهروندی سازمانی در کارفرمایان و کارگران شد (پین وبر ،۱۳۸۵).

اسیفن چپمن و مایکل زارات در تحقیقی تحت عنوان رابطه بین فرسودگی شغلی و رفتار شهروند سازمانی بر روی۴۰ نفر از کارکنان تامین اجتماعی در سال ۲۰۰۸ دریافتند که بین فرسودگی شغلی و هر سه ابعاد آن با رفتار شهروند سازمانی رابطه معکوس وجود دارد بدین معنا که با افزایش سطح فرسودگی شغلی، میزان بروز رفتار شهروند سازمانی کاهش می‌یابد.

 

۲-۳-۳-  ادراک مشتری ازکیفیت خدمات

     این حقیقت که کیفیت ادراک شده از محصول در حال تبدیل شدن به مهمترین عامل رقابت در دنیای کسب و کار است، باعث شده است که عصر کنونی کسب و کار را «عصر کیفیت» بنامند. کیفیت یک محصول یا خدمت، درجه تطبیق آن با استاندارد تعریف شده برای آن محصول یا خدمت است. به تعریف دیگر، کیفیت به معنای ارضای نیاز مصرف کننده است(زارعی، ۱۳۷۹). کیفیت خدمات یکی از مهمترین سازه‌های معنی‌دار در توضیح نیات رفتاری آینده مشتریان است. کیفیت یکی از استراتژی‌های اساسی برای بقاء سازمان در بازار رقابتی امروزی است. با فرض اهمیت کیفیت خدمات جای تعجب نیست که بسیاری از محققان خود را وقف درک ابعاد نهفته و علت‌های کیفیت خدمات نموده باشند.

در شرکت‌های خدماتی عملکرد رفتاری کارکنان ارائه کننده خدمت، بخش مهمی‌از کیفیت خدمات درک شده بوسیله مشتری را تشکیل می‌دهد. در این مورد اهمیت زمینه‌های اجتماعی نظیر اعتماد و تعهد تبیین شده و روشن است که رفتارهای شهروندی سازمانی نیز می‌توانند ادراک مشتری از کیفیت خدمات را تحت تأثیر قرار دهند(آکسفلت و کوته[۱]،۱۳۸۴،۵۵). تحقیقات رابطه معنی داری را بین رضایت شغلی، اعتماد، رفتار مدنی، رادمردی، نوع دوستی و ارزیابی. مشتری از کیفیت خدمات نشان می‌دهد (یون و سو[۲]،۱۳۸۲ ، دونوان[۳] و همکاران،۱۳۸۳،۲۲).

به هر حال چندین دلیل برای این‌که چرا رفتار شهروندی سازمانی می‌تواند با ادراک مشتری از کیفیت خدمات در ارتباط باشد وجود دارد. دلیل اول بر دیدگاه بازاریابی داخلی در شرکت‌های خدماتی مبتنی است. دیدگاه بازاریابی داخلی پیشنهاد می‌کند که برای موفقیت در مبادله با مشتری، وجود ارتباطات داخلی مؤثر میان کارکنان در داخل سازمان، ضروری است. دلیل دوم بر پایه تئوری اجتماعی شدن و یا جامعه پذیری قرار دارد. تحقیقات جامعه پذیری پیشنهاد می‌کند رفتارهای کمک کننده، نوعا رفتارهایی هستند که در طول فرایند جامعه پذیری اتفاق می‌افتند. این فرایند می‌تواند به تعاملات اجتماعی میان مشتری و کارمند تسری داده شود و به طور کلی در سازمان‌هایی که تعاملات زیادی با مشتری دارند، مشتریان جزیی از کارکنان در ایجاد خدمات به حساب می‌آیند(کاسترو و همکاران، ۱۳۸۳،۲۹).

 

۲-۳-۴  -رضایت مشتری

مشتریان و مصرف کنندگان، همواره در جستجوی عرضه کنندگانی هستند که کالا یا خدماتی به مراتب بهتر به آن‌ ها ارائه کنند. شواهد و مدارک زیادی نیز نشان می‌دهند که در دنیای رقابتی امروز، کشف نیازها و خواسته‌های مشتریان و برآورده ساختن آن‌ ها قبل از رقبا، یک شرط اساسی موفقیت برای شرکت‌هاست. از این رو سازمان‌ها و بنگاه‌های تجاری تلاش می‌کنند تا از طریق دستیابی به مزایای منحصر به فرد، نسبت به سایر رقبا به موقعیتی ممتاز دست یابند. یکی از متداولترین روشها جهت تعیین میزان ارضای نیازها و خواسته‌ها از طریق کالاها وخدمات ارائه شده توسط سازمان‌ها سنجش رضایت مشتری است. اندازه‌گیری رضایت مشتری، ابزار مؤثری برای کنترل عملکرد کلی سازمان ارائه کرده و سازمان را در تشخیص ضعف‌هایش و تلاش برای برطرف کردن آن‌ ها یاری می‌دهد و امکان شناسایی برتری‌های اقتصادی به مقتضای شرایط خاص زمانی را برای سازمان فراهم می‌سازد.

عکس مرتبط با اقتصاد

رضایت مشتری از جمله اقدامات داخلی سازمان‌ها محسوب می‌شود که نمود جهت‌گیری‌ها به سمت ارضای خواسته‌های مشتری است و جهت ارتقای کیفیت محصولات. خدمات را نشان می‌دهد.

به نظر ژوران رضایت مشتری حالتی است که مشتری احساس می‌کند که ویژگی‌های محصول منطبق بر احساسات اوست. نارضایتی نیز حالتی است که در آن نواقص و معایب محصول موجب ناراحتی، شکایت و انتقاد مشتری می‌شود. در یک تعریف، رضایت مشتری حالت و واکنشی است که مصرف کننده و مشتری از مصرف یا خرید محصول ابراز می‌کند.

لینگفیلد، رضایت مشتری را از لحاظ روان شناختی، احساسی می‌داند که در نتیجه مقایسه بین محصولات دریافت شده با نیازها و خواسته‌های مشتریان و انتظارات اجتماعی در رابطه با محصول حاصل می‌شود.

بنا بر تعریف راپ، رضایت مشتری به عنوان یک دیدگاه فردی تعریف می‌شود که از انجام مقایسه‌های دائمی‌بین عملکرد واقعی سازمان و عملکرد مورد انتظار مشتری ناشی می‌شود.

تاپفر بیان می‌دارد که رضایتمندی مشتری به نوع فعالیت تجاری یک سازمان یا به موقعیت سازمان در بازار بستگی ندارد بلکه به توانایی و قابلیت سازمان در تامین کیفیت مورد انتظار مشتری بستگی دارد.

ریچارد الیور اعتقاد دارد که رضایتمندی مشتری یا عدم رضایت او از تفاوت بین انتظارات مشتری و کیفیتی که او دریافت کرده است حاصل می‌شود. به این ترتیب برای اندازه گیری رضایت مشتری می‌توان از رابطه زیر استفاده کرد:

رضایت مشتری= استنباط مشتری از کیفیت – انتظارات مشتری

در نظریه بازاریابی بر مبنای مشتری گرایی در دهه ۱۹۶۰ هدف تمرکز بر شناسایی خواسته‌های یک گروه از مشتریان و سپس بیشینه سازی میزان رضایت آنان از طریق عرضه محصولات یا خدمات مناسب مطرح شده بود.

مطابق این رویکرد، رضایت مشتری هدف نهایی اقدامات بازاریابی سازمان می‌باشد.متاسفانه به نظر می‌رسد که در دهه ۱۹۹۰ بازاریابان در راستای تحقق اصل مشتری گرایی به نوعی نزدیک بینی دچار گشته و به جای تمرکز بر تامین منافع مشتری، توجه خود را بر مشخصات فیزیکی محصولات عرضه شده معطوف کرده‌اند. هرجا که که این جهت‌گیری نادرست وجود داشته باشد احتمال دارد که رضایت مشتری اولویت اصلی خود را در میان سیاست‌های کلیدی سازمان از دست بدهد. به طوری که یکی از بزرگان صنعت خودرو، هنری رویس، موسس کارخانجات خودروسازی رولز-رویس که کیفیت محصولات اش زبانزد خاص و عام است در سال ۱۹۰۶ طی بیاناتی پایبندی سازمانش را به اصل رضایت مشتری اینگونه اعلام کرد:

“رغبت و اشتیاق ما برای جلب رضایت مشتری در شرکت خودرو سازی رولز-رویس در لحظه ای که مشتری، خودرو را خریداری نموده و سند آن را تحویل می‌گیرد پایان نمی‌پذیرد. هدف نهایی ما آن است که خریدار محصولات رولز-رویس در حین استفاده از خودرو، رضایتمندی را هر لحظه بیشتر از لحظه قبل با تمام وجود احساس کند.”

شرکت فروش تویوتا موتور نیز به طور مشابه اهمیت اصل مشتری گرایی را در سازمان خود این گونه بیان می‌دارد: “بنیاد تمامی‌برنامه‌های تجاری تویوتا در ایالات متحده، کسب رضایت مشتریان به صورت تمام و کمال می‌باشد. رضایت مشتری، مهمترین فلسفه وجودی شرکت تویوتا به شمار می‌رود.”

رضایتمندی مشتریان، تأثیری شگرف برحیات حال و آینده یک سازمان خواهد داشت. اشلسینگر و هسکیت (۱۹۹۱) با ارائه یک نظریه تحت عنوان «چرخه خدمت مطلوب » اعتقاد خویش را مبنی بر وجود رابطه مابین مشتریان رضایتمند و کارکنان رضایتمند در سازمان  به  صراحت  بیان  کرده اند (شکل۲-۷).

شکل۲)-۷ (: چرخه  خدمت  مطلوب( اشلسینگر و هسکیت،۱۹۹۱)

مطابق  نظریه  مذکور، احساس رضایتمندی، موجب  افزایش آستانه  تحمل  برای  پرداخت  بهای  بیشتر در قبال محصول مورد نیاز خواهد شد که می‌توان از این  طریق، میزان  مزایا و سطح  دستمزد پرداختی  به کارکنان سازمان را افزایش داد. این  امر، خروج  و جایگزینی نیروهای کار را کاهش می‌دهد. علاوه  بر تأمین رضایت شغلی کارکنان و بهبود روحیه کاری، احتمال تأمین رضایت مشتری نیز بیشتر می‌گردد. سازمانی که این فلسفه رادنبال می کند، موفق‌تر و در نهایت دارای سود بیشتری می‌شود. دراین  وضعیت منافع کارکنان، مشتریان و صاحبان سازمان  تأمین می‌شود، فلذا وضعیت بردـ برد ـ برد حاکم  می‌گردد.

اگرچه  به  عقیده  تعدادی از منتقدان، تئوری  چرخه  خدمت  مطلوب  به  دور از واقعیت  و بر مبنای  شرایطی  کاملاً آرمانی عنوان شده  است، ولی  با وجود این هدف ارزشمندی است  که  باید دنبال  شود. اصلی‌ترین  انتقاد در این  زمینه رابطه  مفروض میان  رضایت  کارکنان  و رضایت  مشتری را مورد تردید قرار می‌دهد. به  نظر اغلب ما، رفتارهایی که منجر به حداکثر رساندن رضایت کارکنان می‌شود، می‌تواند رضایت مشتریان را کاهش دهد. به  اعتقاد متخصصین  منابع  انسانی از جمله  دکتر بن اشنایدر (۲۰۰۰)، حمایت کامل  از کارکنان و توانمندسازی آنان از طریق روش‌هایی اجرایی  مناسب (جهت درک و پذیرش هرچه بهتر سیاست‌ها و کارکردهای مدون سازمان، در راستای ارائه خدمات مطلوب به مشتریان)

بهترین رویکرد برای حفظ تعادل میان رضایت کارکنان و رضایت مشتری  می‌باشد.

     رضایت مشتری میزان مطلوبیتی است که مشتری به خاطر ویژگی‌های  مختلف کالا کسب می‌کند و منبع سودآوری و دلیلی برای ادامه فعالیت سازمان است(هرنون و همکاران[۴]،۱۹۹۹ ،۹۰۷؛ پائولین[۵] و همکاران، ۲۰۰۶،۸۱). رضایت مشتری احساس یا نگرش مشتری نسبت به کالاها یا خدمات است که رفتار خرید مصرف کننده را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اگر مشتریان بوسیله خدمات یا کالای خاصی راضی شوند احتمالا خرید خود را تکرار خواهند کرد. مشتریان راضی با سایر افراد درباره تجارب مطلوب خود سخن می‌گویند و نتیجه این گفتگوها نوعی تبلیغات دهان به دهان (سینه به سینه) مثبت برای شرکت است(هالوول[۶]،۱۹۹۶،۲۲). دلایل مشابهی می‌تواند برای تشریح ارتباط میان رفتار شهروندی سازمانی و رضایت مشتری مورد بحث قرار گیرد. ارزیابی مشتری از خدمات نهایتا به شایستگی، نگرش، تجربه و مهارت کارکنان مرتبط با مشتری وابسته است. بنابراین رفتارهای کارکنان مرتبط با مشتری بر آینده ارتباط خدماتی مؤثر است. در این راه فعالیت‌های فرانقشی نظیر رفتار شهروندی سازمانی فاکتورهای مهمی ‌برای تأثیر بر رضایت مشتری هستند (گوئنزی و همکاران[۷]،۱۳۸۶ ،۱۲۴؛ گونزالز و گرنزو[۸]،۱۳۸۶ ،۴۵)

 

[۱] Ackfeldt and Coote

[۲] Yoon and Suh

[۳] Donavan, et al

[۴] Hernon et al.

[۵] Paulin et al.

[۶] Hallowel

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:55:00 ب.ظ ]




     بسیاری از سازمان‌های خدماتی برنامه‌هایی را برای جلب و حفظ وفاداری مشتریان در پیش گرفته‌اند. وفاداری از باور به کیفیت خدمات، تصمیم روانشناختی (نیات رفتاری) و نگرش مثبت و مطلوب ناشی می‌شود و به عنوان تکرار رفتار خرید و ثبات در رفتار خرید است. توانایی‌ها و نگرش‌های کارکنان به همراه تجهیزات و حمایت‌هایی که آن‌ ها برای ارائه خدمت در اختیار دارند، اساس وفاداری مشتری می‌باشند (کاسترو و همکاران،۱۳۸۳ ،۳۲). تعهد مشتری به یک سازمان خدماتی به طور چشمگیری به کارکنان مرتبط با مشتری متکی است. زیتمال[۱] و همکاران (۱۹۹۶) پیشنهاد کردند که کیفیت بالاتر خدمات، نیات رفتاری مثبتی را در میان مشتریان ایجاد می‌کند و بر وفاداری آن‌ ها به سازمان تأثیر می‌گذارد که متعاقبًا پیامدهای مالی مثبتی را برای شرکت در پی دارد. بنابراین قصد مشتری بر وفاداری به یک شرکت خدماتی به طرز زیادی به وسیله رفتار کارکنان مرتبط با مشتری مشخص می‌شود؛ بنابراین برای سازمان‌های خدماتی بی نهایت مهم است تا این رفتارها را تشویق کنند. افزایش ارتباط، سطح تعهد مشتری را به سازمان خدماتی (از طریق ارتباط با کارکنان) و قصد او را به عنوان مشتری باقی ماندن افزایش می‌دهد (یون[۲]،۱۳۸۲ ،۶۰۲؛ فرناندز سابیوتی  و رومان[۳]،۱۳۸۵ ،۳۳۲).

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

 

۲-۳-۶- دلایل رفتاری برای اطمینان از ارتباط میان ادراک مشتریان ازکیفیت خدمات ورفتار شهروندی سازمانی کارکنان

    برای اطمینان از ارتباط میان ابعاد رفتار شهروندی سازمانی و ادراک مشتریان از کیفیت خدمات، دلایل رفتاری زیرارائه می‌گردد:

نوع دوستی، امری حیاتی برای اطمینان از کیفیت خدمات ارائه شده به مشتری می‌باشد(پادساکوف و مک کنزی،۱۹۹۴،٣۵). کیفیت خدمات تا اندازه‌ای رشد کرده و بهبود می‌یابد که کارکنان، همکاران خود را به عنوان مشتری در نظر گرفته و بنابراین مشتاق کمک به هر یک از آنان گردند، به گونه‌ای که در نهایت منجر به این موضوع گردد که مشتریان خدمات بهتری را دریافت نمایند. برای مثال، اگر کارمندی به کارمند دیگر که احتمالاً سرش شلوغ گشته یا غیبت نموده است، کمک نماید، مشتری بدون آنکه وقت زیادی را تلف نماید یا نگران کیفیت ضعیف خدمات باشد، خدمات با کیفیت‌تری را دریافت می کند. از سوی دیگر، هنگامی‌که کارکنان با تجربه به کارکنان جدید یا کم تجربه تر کمک می‌نمایند تا مشکلات مربوط به ارائه خدمتی را حل نمایند و یک راه حل کارآتر برای انجام آن خدمت پیدا کنند، به احتمال بسیار قوی، موجب بهبود ادراک مشتری از کیفیت خدمات می‌گردند. برای مثال اگر یک کارمند با تجربه، به یک کارمند جدید در یک معامله پیچیده،کمک نماید، کارمند جدید، خدمت بهتری را برای مشتری می‌تواند انجام دهد. بنابراین هنگامی‌که کارمند با تجربه، اطلاعات لازم را تدارک می‌بیند و ترفندهای کاری را به کارمند جدید یا کم تجربه آموزش می‌دهد، عملکرد نهائی خدمت انجام شده برای مشتریان، بطور قابل توجهی بهبود می‌یابد(وارلا و گارسیا[۴] ،۱۳۸۶، ٢٨). در نهایت این که، نوع دوستی، برای بوجود آوردن یک جو مثبت و دوستانه میان کارکنان، بسیار مفید می‌باشد که منجر به تسری این جو دوستانه به تعامل میان کارکنان با مشتریان می‌گردد( وات و شافر[۵]،۱۳۸۴، ۴).

آداب اجتماعی به رفتارهایی اطلاق می‌گردد که کارکنان از خود بروز می‌دهند و نشانگر مشارکت مسئولانه آن‌ ها در امور شرکت و اهمیت داشتن واقعی شرکت برای آن‌ ها می‌باشد (مثل شرکت در نشست‌ها یا انجام کارکردها و نقش‌هائی که مورد نیاز فرد نمی‌باشد اما به شرکت کمک می کند(دنیکولیس و همکاران[۶]،۱۳۸۴، ۳). این رفتار، یکی از مهم‌ترین رفتارها برای سازمان‌های خدماتی است، بویژه اینکه می‌تواند از چندین طریق غیرمستقیم، بر روی کیفیت خدمات تأثیرگذار باشد:

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

اول این‌که، آداب اجتماعی شامل ارائه پیشنهادهای اجرایی برای بهبود کیفیت خدمات و اثربخشی سازمانی می‌باشند. کارکنانی که با مشتریان کار می‌کنند و با آن‌ ها ارتباط دارند، کارکنان مرزی می‌باشند که به طور مداوم با مشتریان در حال تعامل می‌باشند. بنابراین، پیشنهادات این کارکنان می‌تواند مبنایی برای توسعه خدمات جدید، کنترل خدمات‌رسانی و بهبود کیفیت خدمات، ایجاد نماید. دوم آن‌که، شکل‌های دیگر آداب اجتماعی مثل شرکت داوطلبانه در نشست‌ها، می‌تواند به هماهنگ نمودن فعالیت‌ها میان کارکنان کمک نماید و باعث ایجاد روحیه تیمی ‌شود. در حقیقت، کیفیت خدمات، نتیجه چگونگی توزیع خدمات برای مشتریان می‌باشد که توسط کارکنان صورت می‌گیرد بنابراین، آداب اجتماعی، درقالب توجه به مشارکت فعالانه در نشست‌ها، می‌تواند به منظور کسب تجربه‌های مختلف از سایر کارکنان برای انجام خدمات و تشخیص مشکلات خود درحین انجام خدمات و یادگیری چگونگی بهبود خدمت رسانی به مشتریان و افزایش رفاقت و دوستی، فرصت‌هایی را برای کارکنان ایجاد نماید (سایمون و بولنت[۷]،۱۳۸۲،۱۳۸).

 

 

۲-۳-۷- روش‌های اندازه‌گیری رضایت مشتری

برای اینکه یک سازمان قادر باشد اندازه گیری رضایت مشتری را انجام دهد باید مدل و روشی در این رابطه طرح ریزی نماید، به نحوی که از زیر بنای نظری مستحکم و ساخت یافته ای برخوردار باشد و شاخص‌هایی برای این منظور تنظیم نماید تا بتواند با بهره گرفتن از ان به اندازه گیری و ارزیابی بپردازد.

 

 

شکل(۲-۸) : روش‌های اندازه‌گیری رضایت مشتری

 

مدل‌ها و الگوهای مختلف از سوی محققان علوم مدیریت کیفیت و دانشمندان علوم اقتصادی و بازاریابی برای اندازه گیری رضایت مشتری را می‌توان به دو دسته مانند شکل۲-۸ تقسیم کرد:

عکس مرتبط با اقتصاد

روش‌های عینی: این روش‌ها از طریق اندازه گیری شاخص‌هایی که همبستگی قوی با رضایت مشتریان دارند به طور غیر مستقیم به اندازه گیری رضایت مشتریان می‌پردازند. به علت شک و تردید در اعتبار و صحت این روش‌ها، از این روش‌ها کمتر استفاده می‌شود.

روش‌های نظری یا مفهومی: در این روش‌ها به طورمستقیم از نظرات مشتریان در اندازه گیری میزان رضایت مشتریان استفاده می‌شود. بنابراین این روش‌ها اعتبار بیشتری نسبت به روش‌های عینی دارند.

 

۲-۳- ۸- مدل‌های اندازه گیری رضایت مشتری

۲-۳-۸-۱- مدل کانو

در اواخر دهه ۷۰ قرن بیستم دکتر نوریاکی کانو از دانشکده ریکا در توکیو و یکی از برجسته ترین صاحب نظران علم مدیریت کیفیت مدلی را مطرح کرد که امروزه در اکثر الگوهای رضایت مشتریان مورد استفاده قرار می‌گیرد. درحالی که بسیاری از تعریفات قبلی کیفیت تک بعدی بود، وی در مدل خود نیازمندی‌های مشتریان و یا به عبارت دیگر خصوصیات کیفی محصولات را به سه دسته تقسیم کرد و هر سه نوع نیازمندی

را در یک نمودار دوبعدی نمایش داد.دو بعد به صورت زیر بودند:

۱- مرحله ای که محصول یا کار عمل می‌کند.

۲- مرحله ای که استفاده کننده از آن راضی است.

مقایسه پارامترهای کیفیت عملکرد و رضایت استفاده کننده در جدول دو محوری، این را نشان داد که تعریف کیفیت بسیار پیچیده تر و کلی نگرانه تر است.ارتباط کیفیت در دو محور، سه تعریف منحصر به فرد از کیفیت را به دکترکانو نشان داد که شامل کیفیت اساسی کیفیت عملکردی و کیفیت انگیزشی است (شکل۲-۹).

محور عمودی میزان رضایت و یا خشنودی مشتری  و محور افقی میزان ارائه الزام کیفی مورد نظر مشتری را نشان می‌دهد. بالاترین و پایین ترین نقطه از محور عمودی نمودار به ترتیب بیانگر نهایت رضایت مشتریان و عدم رضایت مشتریان است. محل تلاقی محور افقی و عمودی بیانگر جایی است که مشتری در حالت تعادل از نظر رضایت و عدم رضایت قرار دارد.

سمت راست محور افقی بیانگر جایی است که الزام کیفی مورد انتظار به طور کامل عرضه شده است و سمت چپ محور افقی نقطه ارائه محصولی است که خصوصیات مورد انتظار را ندارد و الزام کیفی مورد انتظار به هیچ عنوان در محصول یا خدمت لحاظ نشده است.

 

شکل(۲-۹): مدل رضایت مشتری کانو

کاربردهای مدل کانو:

مدل کانو موارد زیر را در بر دارد:

  • رضایت مشتریان بزرگترین ارتباط و وابستگی را به این مدل دارد.
  • این مدل بیشترین سهم را در بودجه تحقیقاتی بازار دارد.
  • باعث افزایش و رشد خواسته‌ها و نیازهای مشتریان می‌شود.
  • باعث تعدیل رقابت بین سازمان‌ها می‌شود.

 

مزایای مدل کانو

  • ارتباط بهتر با مشتریان
  • فهمیدن و درک مشتریان و نیازهای مشتریان
  • رضایت نهایی مشتریان

 

۲-۳-۸-۲ - مدل فورنل

شاخص رضایتمندی کشور سوئد در سال ۱۹۸۹ توسط پروفسور فورنل بر اساس یک مدل ساخت یافته و با بهره گرفتن از نظر سنجی مشتریان طراحی شده بود، بررسی فعالیت‌های تحقیقاتی در کشور سوئد موجب شد تا مدل فورنل به عنوان بهترین روش جهت ارائه یک شاخص استاندارد در سطح ملی شناخته شود.

 

 

شکل (۲-۱۰) : ساختار کلان مدل شاخص رضایت مشتری در کشور سوئد

 

 

ویژگی و شاخصه مهم این مدل جامعیت آن، استفاده از آن جهت ارزیابی کیفیت در یک مقیاس وسیع و امکان مرتبط ساختن کیفیت با رفتار مشتری می‌باشد.پس از سوئد این مدل در آمریکا بسیار مورد توجه قرار گرفت، سپس محققان اروپایی هم از این مدل تبعیت کرده و آن را مورد استفاده قرار دادند، در حال حاضر فقط در شاخص‌های رضایتمندی با هم تفاوت دارند.

این مدل یک مدل مفهومی‌است که تاکید بر محاسبات همگن سازی شاخص‌های انتظاری مشتریان و ایجاد قضاوت بر اساس سیستم شهودی یا احساسی مصرف کنندگان و مشتریان دارد.

عوامل زیادی مانند عوامل موجود در شکل ۲-۱۰ بر رضایت مشتری تاثیرگذار است که  در این مدل به صورت روابط علت و معلولی مورد توجه و بررسی قرار می‌گیرند.بعضی از این عوامل به عنوان عامل اصلی رضایت مشتری و برای بعضی دیگر مجموعه ای از خصوصیات اولیه یا خصوصیات ضروری در نظر گرفته می‌شود.

 

ویژگیهای مدل فورنل

  • جامعیت آن
  • امکان استفاده از آن جهت ارزیابی کیفیت در یک مقیاس وسیع
  • امکان مرتبط ساختن کیفیت با رفتار مشتری

 

۲-۳-۸-۳- مدل اسکمپر:

مهمترین موضوع در مدل کانو ایجاد خلاقیت و نوآوری در ارائه خدمت به مشتری بود. دکتر اسبورن تحقیقات گسترده ای به منظور بررسی مبانی ابتکارات، اختراعات و اکتشافات انجام داد و به این نتیجه رسید که تمام نوآوری‌ها بر ۷ پایه به شرح جدول زیر استوار است که بر اساس سوال، ایده و انگیزه ایجاد می‌شود و کلید رمز موفقیت آن بر پایه ی سوالات شش گانه ۵W-1H قرار دارد.

 

 

 

جدول(۲-۱) : نوآوری‌ها در مدل اسکمپر

۲-۳-۸-۴- مدل سروکوال

این مدل در اوایل دهه ۸۰ میلادی توسط پاراسورامن و همکاران معرفی شد. در این مدل رضایت مشتریان از کیفیت خدمات ارائه شده سنجیده می‌شود.در این مدل پرسشنامه ای طراحی شده است که شامل۲۲ معیاری بود که گیرندگان خدمات و مشتریان در گروه های کانونی تشکیل شده توسط این گروه محقق، جهت ارزیابی کیفیت خدمات به کار می‌بردند، این ۲۲ پرسش، ۵ جنبه مختلف خدمات کیفیت را شامل می‌شد و در سال ۸۸ میلادی جنبه دیگری نیز به آن اضافه شد که برخی از جنبه‌ها و ابعاد مدل سرکوال عبارتند از:

محسوس‌ها: شامل وسایل فیزیکی، تجهیزات، ظاهر کارکنان و وسایل ارتباطی به لحاظ ظاهری قابلیت اطمینان:توانایی انجام خدمات تعهد شده با دقت کامل و قابل اطمینان پاسخ دهی: شامل رغبت کمک به مشتری و فراهم کردن فوری خدمات تضمین:شامل دانش و نزاکت کارکنان و توانایی آنان در القای اعتماد به درستی خدمات همدلی:شامل توجه اختصاصی که شرکت برای مشتریان ویژه ی خود فراهم می‌کند.

بهبود: شامل توانایی سازمان در اصلاح مشکلات به وجود آمده احتمالی

مدل سرکوال از ۲ قسمت تشکیل شده:

  • قسمت اول اندازه گیری انتظارات مشتریان که از ۲۲ پرسش تشکیل شده و به منظور شناسایی انتظارات مشتری در ارتباط با یک خدمت مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • قسمت دوم اندازه گیری دریافت مشتری، که این قسمت نیز دارای ۲۲ پرسش مانند پرسش‌های قسمت اول است و برای اندازه گیری ارزیابی مشتری توسط یک سازمان به کار گرفته می‌شود.

 

[۱] Zeitham et al.

[۲] Yoon

[۳] Fernández-Sabiote and Roman

[۴]Varela & Garcia

[۵] Wat & Shaffer

[۶] DeNicolis et al.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:54:00 ب.ظ ]




انتقادات زیادی نیز به مدل سرکوال وارد شده است و مهمترین آن اینکه این مدل صرفا جهت اندازه گیری رضایت مشتریان از خدمات ارائه شده توسط شرکت‌ها به کار می‌آید و روش مطلوبی برای رضایت سنجی از محصولات نمی‌باشد.این مدل وارد جزئیات نمی‌شود و به صورت کلی و کلان به رضایت سنجی می‌پردازد.

دانلود پایان نامه

 

کاربردها و موارد استفاده بالقوه مدل سروکوال:

مقیاس سروکوال می تواند به وسیله شرکت ها و برای مقاصد زیر به کار برده شود:

۱٫برای تعیین میانگین نمره اختلاف (بین انتظارات مشتریان و ادراک آنها)برای هر ویژگی خدماتی.

۲٫برای ارزیای کیفیت خدمات یک شرکت،در راستای پنج جنبه سروکوال.

۳٫برای محاسبه نمره وزنی کلی سروکوال یک شرکت که نه تنها فاصله کیفیت خدمات در هرجنبه را به حساب می آورد،بلکه اهمیت نسبی ابعاد مختلف رامحسوب می کند.

۴٫برای پیگیری و دنبال کردن انتظارات و ادراک مشتریان در طول زمان.

۵٫برای مقایسه نمرات سروکوال یک شرکت با نمرات رقبا.

۶٫به منظور شناسایی و بررسی بخش های مشتریان که به طور قابل ملاحظه ای،ارزیابی آنها از عملکرد خدماتی شرکت،متفاوت است.

  1. به منظور ارزیابی کیفیت خدمات داخلی(یعنی کیفیت خدمات عرضه شده توسط یک بخش یا یک قسمت از یک شرکت به دیگران در همان شرکت).(پاراسورامان و زیتامل،۱۳۸۷، ۴۲).

 

 

۲-۳-۹-  شاخص‌های رضایت مشتری

تمایل وسیعی در بین کشورهای توسعه یافته و رو به توسعه وجود دارد که شاخص رضایت مشتری (CSI) را برای سطح خرد (بنگاه) و ملی و بین المللی تعریف نمایند و صنایع و بنگاه های خود را با آن مبنا مورد ارزیابی قرار دهند.

اهمیت این شاخص تا آن جاست که این کشورها این معیار را نه تنها برای سازمان و صنایع مختلف بلکه به صورت ملی مورد برسی قرار داده و جایگاه شاخص ملی رضایت مشتریان را هم بهای تولید نا خالص ملی می‌دانند و از نتایج آن در برنامه ریزی‌های راهبردی خرد و کلان بهره می‌برند.

 

جدول( ۲-۲) : عناوین شاخص‌های ملی رضایت مشتری در کشورها

 

جدول الگوهای مختلفی که توسط دانشمندان و مراکز مطالعاتی کشورها در این زمینه ارائه شده را تشریح می‌کند که در ادامه برخی از آنها را تشریح می‌کنیم.

 

۲-۳-۹-۱- شاخص ملی رضایت مشتری امریکا(ACSI)

یکی از مهمترین شاخص‌های رضایت مشتری از کیفیت کالاها  و خدمات عرضه شده که با بهره گرفتن از مدل‌های علی معلولی و پیامدها توسعه یافته اند، شاخص رضایت مشتری آمریکا می‌باشد.این مدل علاوه بر ارائه مقادیر پارامترهای میانگین و پراکندگی برای متغیر رضایت مشتری و علل آن برای یک سازمان، به ارزیابی تاثیر متغیرها بر یکدیگر نیز می‌پردازد.

این مدل شامل تعدادی متغیر پنهان می‌باشد که به وسیله چند شاخص قابل اندازه‌گیری و از طریق نظرسنجی مشتریان محاسبه می‌شود. اعتبار این شاخص به دلیل محاسبه درون سنجی از روابط علی و معلولی ارتقاء می‌یابد. هم چنین رضایت مشتری از جمله متغیرهایی است که با بهره گرفتن از چند شاخص قابل اندازه‌گیری محاسبه می‌شود. این رویکرد چند شاخصه است و شاخص‌های مورد نظر شامل رضایتمندی کل، تلقی مشتری از کیفیت محصول یا خدمت در قیاس با انتظارات او وکیفیت محصول یا خدمت دریافتی در قیاس با محصول یا خدمت ایده آل مشتری می‌باشند(شکل ۲-۱۱).

 

شکل(۲-۱۱) : مدل رضایت مشتری ACSI

 

متغیر‌های شش گانه پنهان مستقیما قابل اندازه گیری نیستند و هریک از آن‌ ها به کمک معیارهای متعدد که در شکل بالا مشخص شده است ارزیابی می‌شوند. جدول۲-۳ شاخص‌های مدل ACSI را که برای اندازه گیری متغیرهای پنهان مورد استفاده قرار می‌گیرند نشان می‌دهد. با بهره گرفتن از نظریات مشتریان سازمان در خصوص هریک از معیارها، وضعیت آن مشخص می‌شود. با بهره گرفتن از داده‌های جمع آوری شده مقدار شاخص رضایت مشتری محاسبه می‌شود.

 

۲-۳-۹-۲- مدل شاخص ملی رضایت مشتری اروپا(ECSI)

فقدان اطلاعات معتبر که به صورت منظم در طی زمان نمایانگر استنباط مشتریان از عملکرد کیفی سازمان‌ها در اغلب بخش‌های اقتصادی قاره اروپا می‌باشد. به عنوان انگیزه اصلی جهت تدوین شاخص رضایت مشتری در اروپا معرفی شده است. از سوی دیگر الزامات مدل تعالی EFQM عامل بعدی در تلاش سازمان‌های اروپایی جهت اندازه گیری رضایت مشتریان به شمار می‌رود.

عکس مرتبط با اقتصاد

 

شکل(۲-۱۲) : مدل شاخص رضایت مشتری در اروپا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول( ۲-۳) : شاخص‌های مدل ACSI

 

 

این مدل که در شکل نشان داده شده، یک مدل ساختاری است که شامل تعدادی متغیر پنهان می‌باشد و ساختار کلی آن با مدل ACSI یکسان است. در این مدل، با ۷ متغیر پنهان مواجه هستیم. این مؤلفه‌ها عبارتند از:

  • تصویرسازمانی عرضه کننده
  • انتظارات مشتری
  • تلقی مشتری از کیفیت محصول
  • تلقی مشتری از کیفیت خدمات
  • ارزش درک شده
  • رضایت مشتری
  • وفاداری مشتری

 

البته باید به این نکته اذعان داشت که ممکن است در واقعیت روابط بیشتری مابین متغیرها موجود باشد و در جدول زیر به برخی شاخص‌ها و عوامل مدل اشاره می‌کنیم.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:54:00 ب.ظ ]




کار ایجاد یک شاخص ملی برای رضایت مشتری در کشور سوئیس سال۱۹۹۶طی یک پروژه تحقیقاتی در دانشکده امور بازاریابی و کسب و کار دانشگاه بازل آغاز شد.  مطالعات برای تحقق چند هدف عمده صورت پذیرفت:

ترویج آگاهی عمومی‌نسبت به ضرورت برقراری نظام مدیریت کیفیت در سازمان‌ها، تبلیغ فرهنگ مشتری گرایی در سطح ملی و توسعه علاقه و انگیزه سازمان‌ها جهت بهبود کیفیت محصولات و خدمات به مشتریان بررسی و مقایسه رضایت مشتری در موقعیت‌ها و سطوح مختلف اقتصادی توسعه یک مدل ساخت یافته و بهبود آن در مقایسه با مدل‌های کشور سوئد و کشور آمریکا برای اندازه گیری رضایت مشتری بررسی تمایل مشتریان برای تکمیل پرسش نامه‌هایی با حجم زیادپ و همچنین ارزیابی سیستم مصاحبه تلفنی در قیاس با سایر متدهای نظرسنجی مشتریان مهمترین اصلاحاتی که در این مدل صورت گرفته، معرفی یک متغیر پنهان جدید به نام “گفتمان با مشتری” و توسعه مدل در روش محاسبه متغیر وفاداری مشتری می‌باشد که شکل ۲-۱۳ گویای آن است.

عکس مرتبط با اقتصاد

 

شکل (۲-۱۳): بخشی از مدل شاخص رضایت مشتری در سوئیس

 

۲-۳-۹-۴- معرفی مدل شاخص ملی رضایت مشتری مالزی((MCSI

شاخص رضایت مشتری در مالزی یک شاخص ملی اقتصادی است که نمایانگر ارزیابی مشتریان از کیفیت خدمات ارائه شده توسط سازمان‌ها و مؤسسات دولتی در مالزی می‌باشد. این شاخص در سال ۲۰۰۰ میلادی بنیان نهاده شد. این شاخص با تامین اطلاعات مناسب درباره مشتریان، راه را برای تصمیم‌گیری‌های استراتژیک سازمان‌های این کشور هموار ساخته است. این شاخص در کنار سایر شاخص‌های اقتصادی همچون شاخص قیمت مصرف کنندگان و شاخص تولید ناخالص ملی، بعنوان یکی از معیارهای مهم ارزیابی سازمان‌ها در این کشور شناخته شده است.این مدل یک مدل علّی معلولی است که شامل ۶ متغیر پنهان معرفی شده در شکل‌های ۲-۱۴می‌باشد. هر یک از این ۶ متغیر پنهان، بوسیله تعدادی متغیر اندازه پذیر محاسبه می‌شوند. این متغیرها نیز به نوبه خود مستقیماً توسط سؤالاتی که از مشتریان پرسیده می‌شود، اندازه گیری می‌شوند.

 

 

شکل( ۲-۱۴) : مدل شاخص رضایت مشتری در مالزی

 

 

۲-۳-۹-۵- مقایسه مدل‌ها

پس از مطالعه و بررسی مدل‌های اندازه‌گیری رضایت مشتری وشاخص‌های ملی کشورهای مختلف، در جداول زیر آن‌ ها را با یکدیگر مقایسه می‌کنیم.

 

جدول(۲-۵): مقایسه مدل‌های مختلف رضایت مشتری

 

جدول(۲-۶ ): مقایسه شاخص رضایت مشتری کشورهای مختلف

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:54:00 ب.ظ ]




رقابت­پذیری بیش از هر چیز از داشتن دیدگاه های جدید در مورد آن نشات می گیرد، در عین حال بستر محیط و زمان تغییرات چشمگیری در شاخص های رقابت پذیری ایجاد کرده است. بایستی توجه داشت که تنها تئوری­ها و چارچوب­های مفهومی از رقابت­پذیری می­توانند کاربرد دائمی یابند که بقدر کافی جهت سازگاری فرآیندهای مدیریتی و تغییراتی محیطی انعطاف پذیر باشند. رقابت پذیری صنعت از سوی بسیاری از محققان به صورت مفهومی چند بعدی ارائه شده است.(آمباشتا و مومایا، ۲۰۰۴، آکیموا،۲۰۰۰).

امروزه خودروسازی از اجزای مهم و جدایی‌ناپذیر تجارت و صنعت جهانی است.  صنعت خودرو با پیشینه ۱۲۰ ساله در سطح جهان به عنوان صنعت مادر یا لکوموتیو صنایع طی سده اخیر و به مرور زمان از نقش کلیدی و اساسی در جوامع بشری برخوردار گردید. حجم فروش سالیانه ۸۲۰۰ میلیارد دلار  و تولید سالانه بیش از ۶۵ میلیون دستگاه خودرو و اشتغال بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در این شاخه صنعتی، بیانگر شاخص‌ترین فعالیت‌ها و عوامل مربوط به خودروسازی است. (بیزینس مانیتور، ۲۰۱۱)

امروزه شاید بتوان برخی صنایع را تا حدی بومی دانست و در واقع در شاخه‌هایی از صنعت هنوز تحرکات عظیم جهانی شدن به طور مشهود دیده نمی‌شود اما بدون تردید می‌توان گفت که صنعت خودرو دیگر بومی نیست و حتی تبلور و نماد جهانی شدن قلمداد می‌شود. ادغام‌های سریع جهانی و سرمایه‌گذاری‌های خودروسازان که بدون در نظر گرفتن مرزهای سیاسی صورت گرفته و می‌گیرد، شاهدی بر این مدعا است.

بر اساس آخرین اطلاعات ارائه شده در مجله‌ی فورچون در سال ۲۰۱۱، شرکت تویوتای ژاپن با ۲۲۸۲۴۷ میلیارد دلار درآمد، جایگاه هفتم در موفقترین شرکت های دنیا را کسب نمود. فلوکس واگن و جنرال موتورز نیز به ترتیب جایگاه های ۱۵ و ۲۳ دنیا را کسب نموده اند. (فورچون گلوبال ۵۰۰، ۲۰۱۱).

رقابت پذیری صنعت خودرو، در راستای صادرات با تاکید بر زنجیره تامین هدفی است که تحقیق حاضر در پی آن است. زنجیره تامین به عنوان شالوده هر سازمانی محسوب می گردد که نقش عمده ای در رقابت پذیری فعالیتهای ارزش آفرین آن سازمان دارد. بویل (۲۰۰۸) زنجیره تامین را شبکه‌ای از سازمان‌ها که از طریق روابط بالادست (تأمین) و پایین دست (توزیع) به یکدیگر وصل شده‌اند و در فرایندها و فعالیت‌های دارای ارزش افزوده که منجر به شکل‌گیری کالاها و خدمات برای مشتریان نهایی می‌شود، تعریف نموده است. شاید بتوان فضای حاکم بر صنعت خودروسازی جهان را به اجمال این گونه تصویر کرد:

  • کاهش حاشیه سود و کاهش جذابیت سرمایه گذاران خارجی
  • گسترش ادغام شرکت‌ها به منظور فراهم‌آوردن امکان بقا و از میان رفتن مرزهای جغرافیایی
  • افزایش نرخ نوآوری و کاهش دوره عمر محصول ( تغییر مدلهای جدید در کمتر از دو سال)
  • شدت رقابت بسیار بالا در فضای رقابت بین‌المللی و موانع متعدد برای رقبای تازه وارد
  • تنوع محصول در راستای توجه به نیاز مشتریان و بازار
  • شکل گیری شبکه های تامین جهانی و اتحاد بیش از پیش قطعه سازان دنیا
  • الزامات ایمنی سختگیرانه بازارهای سنتی
  • تبدیل استراتژی‌های بازارگرا به استراتژی‌های مشتری‌گرا
  • تشدید مستمر نقش فناوری‌های الکترونیک در صنعت خودرو
  • رواج تکنیک‌های جدید تجارت و سرمایه‌گذاری بین‌المللی و توجه سرمایه گذاران به صنایع زودبازده
  • اشباع بازار های سنتی
  • اهمیت صنعت خودروسازی برای دولت ها و حمایتهای آشکار دولتها از این صنایع در دوران بحرانها
  • اضافه ظرفیت تولید نسبت به تقاضای بالفعل

هدف اصلی این فصل، فهم ابعاد مسأله‌ی تحقیق، شیوه‌ی پاسخ‌گویی محققین دیگر به این مسأله، و شناسایی کمبودهای موجود در نحوه‌ی این پاسخ‌گویی است. در ادامه، فصل حاضر به ترتیب زیر سازمان‌دهی شده است. بخش‌های اول و دوم به مفهوم رقابت پذیری و روش های ورود به بازار می‌پردازند. در بخش سوم وضعیت صنعت خودرو مورد بحث قرار خواهد گرفت. سپس ابعاد مدل مفهومی تحقیق مورد بررسی قرار خواهد گرفت، بخش چهارم تا نهم به بررسی ابعاد تحقیق می پردازد تا ابعاد مدل مفهومی تحقیق را تشریح گردد. در بخش دهم عوامل موثر بر صادرات شناسایی خواهند گردید تا بر اساس این عوامل سیستم پشتیبان تصمیم گیری ساختار یابد. در بخش یازدهم و دوازدهم تکینیک های مورد استفاده در تحقیق تشریح گردیده است و در بخش پایانی نیز خلاصه ای از فصل ارائه شده است.

[۱] Ambastha and Momaya

[۲] Akimova

[۳] Business monitor

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:53:00 ب.ظ ]




در عصر گسترش روزافزون جهانی شدن، رقابت­پذیری موضوعی مهم در بین سیاست گذاران سطوح مختلف (کشور، صنعت و شرکت) در نقاط مختلف دنیا تلقی می­ شود (شورچلو، ۲۰۰۲). هم در عرصه رقابت در بازارهای داخلی و هم در صحنه بازارهای جهانی، استراتژی های کسب و کار بدین منظور تدوین می شوند تا شرکتها راه حرکت از موقعیت رقابتی فعلی شان به یک موقعیت قویتر جدید را تعیین نمایند. این حالت تنها از طریق بهبود رقابت پذیری شرکت ها قابل دستیابی است(فیورر و چهارباغی، ۱۹۹۴)

دانلود پایان نامه

ریشه رقابت پذیری کلمه لاتین کامپیت به معنای گرفتار رقابت در بازارها شدن است. مارکوس (۱۹۹۸) رقابت پذیری را واژه متعارفی برای توصیف قدرت اقتصادی یک نهاد در مقابل رقبایش در اقتصاد بازار جهانی که در آن کالاها ، خدمات ، افراد ، مهارت ها و افکار در میان مرزهای جغرافیایی آزادانه در حرکتند، تعریف می کند (آمباشتا و مومایا ، ۲۰۰۳).

عکس مرتبط با اقتصاد

باید توجه داشت که شرکت ها در خلاء فعالیت نمی کنند؛ با وجود اینکه روش های مدیریتی موفقیت آمیز در رقابت پذیری شرکت‌ها نقشی اساسی و آشکار دارند، ویژگی های محیط ملی نیز از اهمیت کمتری برخوردار نمی باشد. برخی از اقتصاد دانان از اصطلاح رقابت‌پذیری ساختاری  برای بیان این واقعیت استفاده کرده اند. شایان ذکر است که رقابت پذیری امری نسبی است و شاید بتوان گفت مفهوم واقعی رقابت پذیری در بازارهای بین المللی اتفاق می افتد. بر این اساس رقابت پذیری بین المللی  تعیین کننده توانایی یک کشور یا شرکت جهت ایجاد ثروتی بیش از رقبا در بازارهای جهانی از طریق فراهم سازی محیطی مناسب برای ایجاد ارزش افزوده پایدار می باشد (شورچلو، ۲۰۰۲).

۱-۱-۲) رویکرد های رقابت پذیری:

مطالعات اولیه پیرامون رقابت پذیری، این واژه را مترادف با عملکرد در نظر گرفته اند. این تعریف بر پیامدهای رقابت بین صنعت و نیز پاسخ استراتژیک به اقدامات رقبا تمرکز دارد. مکتب محتوایی - بازار گرا- که این تعریف را نیز در بر می گیرد، ریشه در اقتصاد دارد و بر همین اساس به نظریه پردازان بازاریابی منتسب می باشد (برونینگ و لاکشین،۱۹۹۴). با این وجود سایر اندیشمندان به فرایندهای ویژه ای اشاره می کنند که در سازمان ها فرصت هایی را برای خلق مزیت رقابتی فراهم می کنند. بعضی از سازمان ها رقابت پذیری را توانایی متقاعدسازی مشتریان در مورد انتخاب محصولاتشان از میان جانشین ها دانسته در حالیکه سایرین رقابت پذیری را توانایی بهبود مداوم قابلیت های فرایندی می داننند(فیورر و چهارباغی، ۱۹۹۴).

مکتب فرایندی - منبع گرا- بجای تمرکز بر تحلیل رقابت، فرایند دستیابی به شرایط رقابتی را در داخل سازمان تشریح می کند. این مکتب در پاسخ به رویدادهای نوظهوری که عملکرد کسب و کار را تحت تاثیر قرار می دهند، به جوانب خلاق و تطبیق پذیر افراد و سازمان ها تاکید می کنند. (برونینگ و لاکشین،۱۹۹۴). بنابراین رقابت پذیری به منزله فرایندی است که افراد، منابع، تصمیمات و اقبال خوش را شامل می شود.

علاوه بر این دو مکتب، در دو دهه اخیر شاهد دو مکتب فکری متفاوت نیز در زمینه رقابت پذیری بوده ایم: رویکرد مبتنی بر فناوری و رویکرد مبتنی بر شایستگی. فناوری اطلاعات باعث بهبود کارایی و ایجاد مزیت استراتژیک می گردد. این رویکرد در ظهور کامپیوترهای قدرتمند و ارزان، پایانه ها و شبکه های ارتباطی ریشه دارد. رویکرد مبتنی بر شایستگی که از رشته بازاریابی نشات گرفته است، پویاتر و چند بعدی است. بنا بر این رویکرد، شرکت ها مهارتها و شایستگی های منحصربفرد خود را از طریق تحکیم و تثبیت داخلی و خارجی شناسایی نموده و تحت کنترل در می آورند. به عبارت دیگر بر مبنای رویکرد مبتنی بر فناوری اطلاعات، فناوری اساس رقابت پذیری است، در حالیکه مبنای رویکرد دوم سازمان یادگیرنده می باشد که بر قوتها جهت ماندگاری از طریق الگوبرداری و نیز پیش بینی و پاسخگویی اثربخش به تغییرات تاکید می شود. به اعتقاد پورتر (۱۹۸۰)، مسیر رقابت پذیری در غلبه بر پنج نیروی ساختار صنعت و از طریق استفاده از سه استراتژی عمومی (هزینه، تمایز و تمرکز) قرار دارد. در عصر رقابتی فناوری اطلاعات بدون شک نقش مهمی در یک شرکت مدرن ایفا می کند به گونه ای که به یک بخش اساسی از زندگی کسب و کار تبدیل می گردد. اهمیت فناوری اطلاعات در سازمان های امروزی در این واقعیت نهفته است که حتی در مسیر موفقیت مبتنی بر شایستگی شرکت نیز نقش مهمی دارد (بوث و جورج ، ۱۹۹۸).

۲-۱-۲) سطوح رقابت پذیری:

رقابت پذیری یک اقتصاد به رقابت پذیری شرکت های داخل آن بستگی دارد. با این حال رقابت پذیری اقتصاد ملی چیزی فراتر از جمع ساده یا میانگین رقابت پذیری شرکت های آن می باشد. در این قسمت رقابت پذیری در سه سطح ملی یا کشوری، صنعت و شرکت مورد بحث و بررسی قرار می گیرد (پورتر و میلر، ۱۹۸۵). با توجه به اینکه در این مطالعه، رقابت­پذیری در سطح بنگاه مورد بررسی قرار می­گیرد، در بیان مبانی نظری به مباحث رقابت­پذیری در سطوح ملی و صنعت بصورت مختصر پرداخته و مباحث مربوط به سطح بنگاه را با عمق بیشتری مطرح می­کنیم.

  • الف) رقابت‌پذیری ملی :

هنگامی که از مزیت رقابتی ملل صحبت می‌شود، باید بدین نکته توجه نمود که کشورها و شرکت‌ها به یک روش مشابه با یکدیگر رقابت نکرده و میان آن‌ ها تفاوت‌های اساسی وجود دارد. درجه رقابت‌پذیری یک شرکت در تراز مالی آن منعکس می‌گردد، به‌گونه‌ای که اگر شرکت توان پرداخت هزینه‌های کارکنان، فروشندگان و اعطاءکنندگان تسهیلات را داشته باشد، شرکت رقابت‌پذیر بوده و توان فعالیت‌های اقتصادی را خواهد داشت؛ در غیراین‌‌ٌصورت، شرکت مجبور به ترک بازار است. در طرف مقابل، کشورها قرار دارند که چنین تعریفی در مورد آن‌ ها چندان امکان‌پذیر نمی‌باشد؛ زیرا رقابت هیچ کشوری را از گردونه فعالیت خارج نمی‌کند. اما آن چه که به عنوان مفهوم رایج رقابت‌پذیری در سطح کشورها می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، در واقع توانایی کشورها در تولید کالاهایی است که می‌توانند در رقابت بین‌المللی عرض اندام نمایند، می‌باشد. در یک کشور رقابتی، عملکرد مطلوب سیاست‌ها و سازمان‌های اقتصادی، نرخ بالای رشد اقتصادی در میان مدت را فراهم می‌آورد، البته این امر به ظرفیت شرکت‌های ملی در دست‌یابی به سطوح بالای بهره‌وری و افزایش مستمر آن بستگی دارد (ولی‌بیگی و همکاران، ۱۳۸۲).

پورتر(۱۹۹۰) چارچوب الماس ملی را بر اساس شش منبع: تولید ، صنایع مرتبط، تقاضا، محیط شرکت، دولت، و شانس رقابت‌پذیری ملی پیشنهاد نموده و در بخش‌ها اقتصادی ۱۰ کشور صنعتی بکار برده است. راگمن و کروز (۱۹۹۳) این چارچوب را به الماس دوگانه توسعه داده‌اند. سایرین به عوامل دیگری مانند عوامل انسانی، فیزیکی، و دولتی اشاره کرده‌ و در قالب الگوهای توسعه اقتصادی مطرح نموده‌اند. همچنین ریسک کشور به معنی ارزیابی ارزش اعتباری و عملکرد اقتصادی یک کشور و نیز نوآوری از عوامل تشکیل‌دهنده رقابت‌پذیری ملی محسوب می‌شوند (زاناکیس و بسرا فرناندز، ۲۰۰۴).

مفهوم رقابت پذیری در سطح ملی دستاورد تحقیقات بسیار و تاریخی طولانی در این زمینه است و نمی توان بدون دانستن سیر تکاملی تاریخی رقابت پذیری در سطح ملی به سادگی این مفهوم را ارائه نمود. شکل (۱-۲)، مدل الماس پورتر نشان دهنده رقابت پذیری در سطح ملی می باشد.

 

شکل(۱-۲): رقابت پذیری سطح ملی ( آی ام دی، ۲۰۰۵)

  • ب) رقابت‌پذیری صنعت:

با وجود اینکه رقابت‌پذیری صنعت ماهیت جداگانه و خاص خود را دارد، ولی صنعت از یک ماهیت بینابینی برخوردار است؛ بدین معنی که از یک طرف، زمانی که به عنوان محیط خرد فعالیت و رقابت بنگاه‌ها و کسب و کارها در نظر گرفته می‌شود، ماهیت زیرساختی به خود گرفته به سطح ملی شباهت پیدا می‌کند (هر چند که خود در دل محیط کلان کشور قرار دارد)؛ از طرف دیگر زمانیکه به عنوان مجموعه‌ای از بنگاه‌های فعال در یک حوزه تخصصی (مانند خورد، مواد غذایی، پتروشیمی و غیره) در مقایسه با صنایع رقیب در فضای رقابتی ملی و بین‌المللی در نظر گرفته می‌شود، ماهیتی کارکردی به خود گرفته و به سطح بنگاهی شباهت پیدا می‌کند (هر چند که خود متشکل از بنگاه‌های زیادی است که در یک حوزه تخصصی معین مشغول فعالیت و رقابت می‌باشند). بر این اساس، رقابت‌پذیری صنعت در برخی موارد از لحاظ مفهومی و نیز از نظر شاخص‌های تعیین‌کننده رقابت‌پذیری با رقابت‌پذیری کشور و بنگاه نقاط مشترکی دارند. این مساله با توجه به نوع کشور، صنعت، و بنگاه‌ها؛ ممکن است با شدت و حدت متفاوتی مطرح باشد.

به نظر پورتر، دو عامل اصلی برای سودآوری یک کسب و کار در بازار وجود دارد که عبارتند از: ساختار صنعتی که کسب و کار در آن فعالیت می‌کند، و موضع یابی رقابتی کسب و کار در آن صنعت. این دو عامل استراتژیک هستند که منجر به تدوین و اجرای استراتژی کسب و کار می‌شوند (هکس و وایلد، ۲۰۰۲).

ساختار صنعت، ارزش ایجاد شده توسط فعالیت اقتصادی اعضای صنعت و نیز توان آنها برای سهیم شدن در ثروت ایجاد شده را توصیف می‌کند. در واقع یک صنعت زمانی می‌تواند رقابت‌پذیر بوده و نسبت به صنایع رقیب در بازارهای رقابتی ارزش بیشتری ایجاد نماید که از هماهنگی خوبی با عوامل محیط ملی برخوردار بوده و نیز از تعادل مناسبی در بین نیروهای ساختار داخلی خود بهره‌مند باشد (دس و لامکین، ۲۰۰۳).

  • ج) رقابت‌پذیری بنگاه:

روندهای کلان می‌توانند اثرات زیادی بر جذابیت‌های بازار و همچنین بر روش‌های بازاریابی بگذارند. مدیرانی که در طراحی و اجرای استراتژیها مشارکت دارند چه باید بکنند تا بتوانند از این تغییرات به نفع شرکت خود استفاده کنند یا با آنها همراه بشوند؟ اولاً آنها باید انواع روندها را از حیث اهمیت اولویت‌بندی کنند، به این ترتیب می‌دانند که چه می‌خواهند و چه باید بکنند. ثانیاً آنها باید منابع اطلاعات مربوط به روندهای کلان را شناسایی و سپس آنها را کنترل کنند. ثالثاً با مشخص شدن تحولات کلیدی، آنها باید آثار این تغییر و تحولات را پیش‌بینی کنند و در صورت لزوم استراتژیها را تغییر بدهند.

[۱] Shurchuluu

[۲] Feurer and Chaharbaghi

[۳] Compete

[۴] Marcus

[۵] Ambastha and Momaya

[۶] Structural Competitiveness

[۷] International Competitiveness

[۸] Performance

[۹] Inter-industry rivalry

[۱۰] Content school

[۱۱] FeurerandChaharbaghi

[۱۲] Process school

[۱۳] Technology-driven approach

[۱۴] Competency-driven approach

[۱۵] Booth and George

[۱۶] Porter and Miller

[۱۷] National competitiveness

[۱۸] National diamond

[۱۹] Rugman and  Cruz

[۲۰] Double diamond

[۲۱] IMD

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:53:00 ب.ظ ]




مدیریت بازار:

مدیریت بازار عبارتست از تجزیه و تحلیل عوامل بازار و برنامه ریزی و کنترل طرحهایی که با هدف کسب سطح مطلوبی از معاملات در بازار مورد نظر اجرا میشود. بنابراین مدیر بازاریابی علاوه بر احتمام بر تجزیه و تحلیل منظم و مستمر عوامل موثر در بازار عهده دار انجام اموری نظیر موارد ذیل است:

  • هدفگذاری و تعیین راهبردهای بازاریابی
  • برنامه ریزی در زمینه نوع محصول – نحوه قیمت گذاری – مجاری توزیع- راهبردهای توسعه و مانند آن
  • پژوهش و شناسایی زمینه های جدید در بازار
  • ایجاد تقاضا برای محصولات و خدمات سازمان

معمولا مدیران بازاریابی سطح معینی از تقاضا را در تنظیم برنامه های خود مد نظر قرار می دهند که ممکن است پایینتر، مساوی یا بالاتر از سطح تقاضای واقعی در بازار باشد. وضعیت تقاضا برای محصولات یک سازمان ممکن است به یکی از حالتهای ذیل باشد: (رضائیان ، ۱۳۷۹ : ۴۰۸ )

  • تقاضای منفی
  • فقدان تقاضا
  • تقاضای پنهان
  • کاهش تقاضا
  • تقاضای نامنظم
  • تقاضای متعادل
  • تقاضای بیش از حد
  • تقاضای مضر

 

۲-۲-۳-۲ ) تعاریف بازاریابی :

بسیاری از مردم اشتباهاً واژه بازاریابی را فروش و انجام تبلیغات جهت ترغیب به خرید معنی می کنند. چنانچه کل بازاریابی را به یک کوه یخی تشبیه کنیم، فروش، بخش کوچکی است که در راس آن قرار دارد و قسمت اعظم- شاید بیش از۹۰درصد آن – در زیر آب مخفی می باشد. باید توجه داشت که فروش فقط یکی از چندین، و نه مهمترین وظایف بازاریابی به شمار می رود. اگر و فقط اگر بازاریاب در تشخیص نیازهای مشتریان، تولید کالا و خدمت، قیمت گذاری، توزیع و تبلیغات توفیق حاصل نماید می تواند به سهولت به فروش کالا و خدمات تولیدی خود نائل آید . (کاتلر،۱۳۸۳)

فیلیپ کاتلر و گری آرمسترانگ دو تن از بزرگان این علم، معتقدند می توان بین تعریفهای بازاریابی از دو دیدگاه مدیریتی و اجتماعی فرق قائل شد. تعریف بازاریابی از دیدگاه اجتماعی بدین گونه است:” بازاریابی یک فرایند اجتماعی است که بدان وسیله افراد و گروه ها  از طریق تولید و مبادله محصولات و خدمات ارزشمند با یکدیگر برای تامین نیازها و خواسته های خود اقدام می کنند.” تعریف بازاریابی  از دیدگاه مدیریتی بدین گونه است: “هنر به فروش رساندن محصولات. ” ولی پیتر دراکر یکی از پیشروان نظریه پرداز مدیریت می گوید: “هدف بازاریابی این است که درباره ی فروش گزافه گویی کند. هدف بازاریابی این است که مشتری را بشناسد، او را درک کند تا بتواند کالا یا خدمتی مناسب وی به او عرضه نماید. کمال مطلوب این است که تلاش های بازاریابی به وجود یک مشتری بینجامد، یعنی کسی که آمادگی خرید دارد .(کاتلر ،۱۳۸۳)

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

“انجمن بازاریابی آمریکا” از دیدگاه مدیریتی بازاریابی را بدین گونه تعریف می کند: مدیریت بازاریابی عبارت است از فرایند برنامه ریزی و جامه ی عمل پوشاندن به دیدگاه(اصول)، قیمت گذاری و توزیع کالاها و خدمات که به داد و ستد بینجامد و این داد و ستد بتواند نیازهای فردی و سازمانی مشتریان را تامین کند(۲۰۰۷Zineldin et al.,)

با توجه به بخشی از این تعریف “سازگاری با فرایند مبادله” مستلزم مقدار زیادی کار و مهارت است. کاتلر دیدگاه مدیریت بازاریابی را یک هنر و علم استفاده از مفاهیم اصلی بازاریابی می داند که در راستای انتخاب بازارهای مورد هدف، جذب، نگهداری وافزایش مشتریان مورد استفاده قرار می گیرد و این کار در راستای ایجاد ارزش برای مشتری، ارائه آن به وی ایجاد ارتباطات برتر (با وی) انجام می شود .(کاتلر،۱۳۸۳)

در بازاریابی، حداقل سه وظیفه مهم بازارشناسی،بازارسازی و بازرداری وجود دارد. بازارشناسی یعنی تحقیق بازار، بازارسازی یعنی ایجاد و افزایش سهم بازار  و بازارداری یعنی حفظ بازار موجود برای بازارداری راهی به جز متمایز شدن وجود ندارد و آن به معنای انجام کاری متفاوت و متمایزاز دیگران است بازار یعنی برخورداری از ب: بینش و بصیرت خاص بازار، الف: استعداد لازم برای برقراری ارتباط، ز: زیرکی، الف:انگیزه و شور و شوق برای انجام کارو ر: رقابت .(روستا،۱۳۷۳)

با توجه به این تعاریف، ما با اصطلاحات و مفاهیمی چون نیاز، خواسته، تقاضا، کالا، مبادله، معامله و بازار روبرو می گریدم که در ادامه به بررسی آنها می پردازیم.

۲-۲-۳-۳ ) خلاصه ای از مفاهیم بازاریابی :

با تعریفی از مفاهیم اصلی (مورد توجه مدیران بازاریابی) می توان بازاریابی را بهتر درک کرد. همانگونه که بیان گردید در تعریف بازاریابی با مفاهیم مهمی روبرو می گردیم که با هم ارتباط دارند و هر کدام براساس مفهوم قبلی شکل می گیرند که متعاقبا به آنها اشاره خواهد شد.

* نیاز، خواسته و تقاضا

منشاء و رکن اساسی نظام بازاریابی، نیازها و خواسته های انسان است. محصول زاییده نیاز ها و خواسته های بشراست؛ به عبارت دیگر هر چیزی را که خدمتی را ارائه دهد یا نیازی را برآورده سازد، می توان محصول قلمداد کرد. نیاز بیان کننده حالت محرومیت احساس شده در فرد است. خواسته در بازاریابی شکل برآوردن نیازهاست و تقاضا توانایی رفع خواسته است .(روستا و همکارانش،۱۳۷۷)

* کالا

نیازها، خواسته ها و تقاضاها ما را به سوی کالاهایی می کشانند که می توانند این نیازها، خواسته ها و تقاضاها را برآورده سازند. از این رو هر چیزی که بتوان برای جلب توجه، تصاحب، استفاده و یا مصرف، در بازار عرضه کرد و توانایی تامین یک خواسته یا نیاز را داشته باشد، کالا تلقی می شود. فرض کنید کسی احساس نیاز به تسهیل در امور تجاری و مراودات پولی خود دارد. مجموعه کالاهایی را که می توانند این نیاز را تامین کنند سبد انتخاب کالا می نامیم. این سبد احتمالاً شامل انواع و اقسام خدمات بانکی چون کارت اعتباری، دسته چک و غیره می باشد. البته باید توجه داشت که این کالاها مطلوبیت یکسانی نخواهند داشت و هر چقدر کالاها با خواسته های مصرف کننده فاصله کمتری داشته باشند شانس موفقیت آنها افزایش می یابد. از این رو تولیدکنندگان باید خواسته مصرف کنندگان را به خوبی بشناسند و کالاهایی را تولید کنند که حتی الامکان این خواسته ها را تامین نمایند .(کاتلر،۱۳۸۳)

* مبادله و معامله

«مبادله» هسته مرکزی بازاریابی را تشکیل می دهد. بازاریابی وقتی تحقق می یابد که مردم برای تامین نیازها و خواسته های خود تصمیم به مبادله بگیرند. کاتلر مبادله را به صورت زیر تعریف می کند:

” مبادله عمل دریافت محصولی مطلوب از کسی به ازای ارائه چیزی از طرف دیگر است.” اینکه آیا در حقیقیت مبادله صورت می گیرد یا نه بستگی به این دارد که آیا طرفین می توانند شرایط مبادله را که وضعیت شان را از قبل، بهتر خواهد کرد (یا حداقل بدتر نخواهد کرد)، بپذیرند.(۲۰۰۷Zineldin et al., )

برای تحقق آن، شرایط زیر لازم است:

*حداقل دو طرف باید با یکدیگر مشارکت داشته باشند.

*هر طرف باید چیز با ارزشی برای مبادله با دیگری در اختیار داشته باشد.

*هر طرف باید به مبادله با طرف دیگر تمایل داشته باشد.

*هر طرف باید در رد یا قبول پیشنهاد طرف دیگر آزادی عمل کامل داشته باشد.

*هر طرف باید دارای توانایی لازم برای مراوده و تحویل باشد.

توجه کنید که مبادله یک فرایند (ونه یک رویداد) است. اگر دو طرف وارد چانه زنی یا مذاکره بشوند (یعنی بکوشند به صورت متقابل، به شرایط قابل قبول دست یابند) در آن صورت آن دو درگیرنوعی مبادله هستند. هنگامی که آنها به توافق برسند، به اصطلاح می گویند که یک معامله در حال انجام شدن است .(کاتلر،۱۳۸۳)

یک «معامله» شامل داد وستد کالا یا خدمت بین طرفین معامله طبق شرایط معین است. در یک معامله باید بتوان گفت که شخص “الف"، کالای X را به شخص"ب” داده، در مقابل کالای Y را دریافت کرده است. برای تحقق یک معامله شرایط زیر لازم است:

* وجود حداقل دو چیز با ارزش.

* شرایطی که روی آن توافق به عمل آید.

* این توافق دارای زمان مشخص باشد.

* در مکانی معین به عمل آید .(کاتلر،۱۳۸۳)

فلسفه های متداول بازاریابی :

بازاریابی نیز چون دیگر فعالیتهای انسانی، تابع فلسفه ای از فلسفه های گوناگون است. در واقع می توان گفت فلسفه ای حاکم بر بازاریابی است که فعالیت های مربوط به آن را شکل داده و برخورد با مسائل را پدیدار می سازد .(کاتلر،۱۳۸۳)

همانطور که اشاره شد، مدیریت بازاریابی عبارت است از وظایفی که از طریق آنها مبادله لازم با بازار مورد نظر انجام می گیرد. چه فلسفه ای باید بر این فعالیت های بازاریابی حاکم باشد؟ چه وزن و بهایی باید به خواسته ها و علایق سازمان، مشتریان و اجتماع داد؟ با توجه به اینکه اغلب میان خواسته ها و منافع آنها تعارض چشمگیری وجود دارد- منافع مشتریان گاه ممکن است با منافع سازمان در تعارض قرار گیرد و نیز منافع جامعه ممکن است با منافع فرد و سازمان تعارض بنیادین داشته باشد- بی شک فعالیتهای بازاریابی می باید از فلسفه ای پیروی کند. بدیهی است که فعالیتهای بازاریابی باید در سایه ی فلسفه ای قرار گیرد که مبتنی بر بازاریابی اثر بخش و از نظر اجتماعی مسئولیت پذیر باشد. در واقع سازمان هایی که فعالیت های بازاریابی را به اجرا در می آورند، از دیدگاه رقابتی، دارای ۵ دیدگاه متفاوت می باشند. آنها عبارتند از : دیدگاه مبتنی بر تولید (ارائه محصول)، دیدگاه مبتنی بر محصول(کیفیت محصول تولیدی)، دیدگاه مبتنی بر فروش، دیدگاه مبتنی بر بازاریابی و دیدگاه مبتنی بر بازاریابی اجتماعی است. با این حال ادامه تولید محصول موجب می شود نیروی مدیریت و منابع بسیاری به صورتی غیر اقتصادی صرف شود. (کاتلر،۱۳۸۳)

عکس مرتبط با اقتصاد

قیمت

قیمت گذاری کالاها و خدمات: قیمت همواره مهمترین عامل انتخاب توسط خریدار بوده است و این هنوز هم در کشورهای کمتر توسعه یافته در بین گروه ها ی کم درآمد و در بعضی از کالاها صادق است. قیمت تنها عامل ترکیب بازاریابی است که تولید درآمد می کند و سایر عوامل نمایانگر هزینه ها می باشند با وجود این، بسیاری از کمپانی ها با مسئله قیمت گذاری، درست برخورد نمی کنند. رایج ترین اشتباهات در این زمینه عبارتند از بیش از حد بها ندادن به قیمت گذاری، بروز نکردن قیمت در بازار، تعیین قیمت بدون در نظر گرفتن سایر عناصر ترکیب بازاریابی و متنوع نبودن قیمتها برای اقلام مختلف تولیدات برای بخش های مختلف بازار. بازاریابان باید حساسیت تقاضا را بدانند، حساسیت تقاضا نشان دهنده میزان واکنش تقاضا در برابر تغییر در قیمت است. دو منحنی تقاضا را در نمودار ۲-۱۸ نگاه کنید، همانگونه که ملاحظه می کنید در قسمت الف افزایش قیمت از p1 به P2  منجر به کاهش نسبتاً کم  در تقاضا از Q1 به Q2 شده است،در قسمت ب همان افزایش قیمت منجر به کاهش زیادی در تقاضا از Q1 به Q2 شده است. در صورتی که تقاضا با تغییر اندکی در قیمت تغییر زیادی نکند، کالا غیر حساس و در صورتی که تغییر زیادی را از خودش نشان دهد حساس است.

نمودار (۲-۱۶) منحنی تقاضا

*تعیین هدفهای قیمت گذاری

هدف هایی که شرکت در قیمت گذاری آنها را مورد نظر دارد عبارتند از:

الف)بقإ: شرکت ها اگر با رقابت شدید یا تغییر خواسته های مصرف کنندگان روبرو شوند بقا را بعنوان عمده ترین هدف خود انتخاب می کنند و کاهش قیمت را در جهت رسیدن به این مهم انجام می دهند.

ب) به حداکثر رساندن سود: بسیاری از شرکت ها می خواهند قیمتی تعیین کنند که حداکثر سود جاری را حاصل نماید، آنها تقاضا و هزینه های جاری را در برابر قیمتهای مختلف بر آورد می کنند و سپس قیمتی را انتخاب می کنند که حداکثر سود جاری را داشته باشد.

ج) به حداکثر رساندن سهم بازار: بعضی از شرکت ها بدست آوردن بزرگترین سهم بازار را هدف قرار می دهند، آنها معتقدند که شرکت دارای بیشترین سهم بازار، کمترین هزینه را خواهد داشت و سود دراز مدت او بیشتر خواهد بود.

د) سرآمد بودن از لحاظ کیفیت: شرکتی ممکن است هدف خود را چنین بیان کند که محصول او در بازار از لحاظ کیفی سرآمد می باشد، در اینصورت معمولاً برای تامین هزینه های کیفی محصول و هزینه های بالای واقعی و مستقیم، قیمت در سطح بالا تعیین می شود. (روستا،۱۳۷۷)

* شناسائی موانع و محدودیتهای قیمت گذاری

عوامل گوناگونی ممکن است باعث محدودیتهائی در قیمت گذاری شود بعضی از این عوامل، عوامل داخلی (مانند هزینه ها) و بعضی دیگر عوامل خارجی (مانند قوانین و مقررات دولتی و رقابت) است. در شکل زیر موانع و محدودیتهای قیمت گذاری شناسائی شده است. (۲۰۰۶Kotler,)

*اهمیت قیمت در آمیخته بازاریابی

تمام عناصر آمیخته بازاریابی باید برای حمایت از استراتژی کلی هماهنگ شوند و این امر شامل قیمت نیز می شود. در این قسمت به روابط بین قیمت و سه عنصر دیگر آمیخته بازاریابی توجه خواهد شد.

الف) قیمت و محصول : قیمت و محصول ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، برای مثال زمانی که فروش محصول کاهش پیدا می کند، بازاریابان مجبورند با کاهش دادن قیمت، فروش محصول را بالا ببرند. دوم اینکه قیمت در گروه بندی محصولات بکار می رود. سوم اینکه بین قیمتها و برداشتهای مشتریان از خصوصیات و مزایای محصول ارتباط مستقیم وجود دارد.

ب) قیمت و ترویج : قیمت در ترویج نقش عمده ای دارد. شرکتی که راجع به محصولات با کیفیت و منحصر به فرد خود تبلیغ می کند از بیان قیمت بالای آن خودداری نمی کند. از طرف دیگر انواع مختلفی از محصولات بر پایه قیمت پائین تبلیغ می شود.

ج) قیمت و توزیع : توضیع و قیمت گذاری محصولات به یکدیگر مربوطند ولی این ارتباط در مورد محصولات مختلف متفاوت است، قیمت محصولی که در تهران تولید می شود ممکن است در بندر عباس دو برابر باشد.  به همین دلیل بسیاری از شرکت ها توزیع را در قیمت دخالت نمی دهند و هزینه های حمل و نقل را جداگانه از مشتریان دریافت می کنند .

 

۲-۲-۳-۴ ) تعریفی دقیق تر از بازاریابی :

به نظر فیلیپ کاتلر، برجسته ترین صاحب نظر در این رشته، بازاریابی عبارتست از:

فعالیتی انسانی در جهت ارزای نیازها و خواسته ها از طریق فرایند مبادله.

منشاء و رکن اساسی نظام بازاریابی، نیازها و خواسته ای انسان است. محصول زاییده نیاز ها و خواسته های بشر است به عبارت دیگر محصول عبارتست از چیزی که قادر به ارضای یک خواسته باشد. نیاز بیان کننده حالت محرومیت احساس شده در فرد است. این محرومیت آرامش آدمی را برهم می زند و در او شوقی برای برطرف کردن آن بوجود می آورد. نیاز شخص را به حرکت وا می دارد و او را در یک حالت فعال قرار داده، به او جهت می دهد. شخص چیزهای خاصی را که ارضا کننده خواسته های اوست، خارج از وجود خویش تصور می کند. این چیزها محصولات نامیده میشود. این محصولات به هر اندازه که خواسته های فرد را برآورده کنند دارای ارزش اند. خواسته در بازاریابی شکل برآورده ساختن نیاز است و تقاضا توانائی رفع خواسته است. برای مثال گرسنگی نیاز به غذاست. ولی طرقی که انسان این نیاز رابرطرف می کنند متفاوت است. ممکن است افراد برای رفع گرسنگی، بنا به عادت ، فرهنگ، سلیقه و ذائقه خویش، غذاهای متعددی را انتخاب کنند. این غذاهای متنوع و متعدد خواسته آنان است.

توجه به این حقیقت که بشر دارای نیازها و خواسته هایی است و محصولاتی وجوددارند که قادر به ارضای آنها هستند، در تعریف بازاریابی الزامی است، اما کافی نیست . بازاریابی از زمانی آغاز می شود که فرد تصمیم می گیرد نیازها و خواسته هایش را از طریقی خاص که آن را مبادله می نامیم ارضا کند. مبادله یکی از چهار انتخاب گوناگونی است که فرد برای ارضای نیازهای خود از آن استفاده می کنند. اولین انتخاب فرد خود تولیدی است. دومین انتخاب فرد استعانت از دیگران است. سومین انتخاب اعمال زور است . در مبادله باید:

  • دو طرف وجود داشته باشند
  • هر طرف چیزی با ارزش برای طرف دیگر داشته باشد.
  • هر طرف مجاز به پذیرش یا رد پیشنهاد طرف دیگر باشد.

اقدام به مبادله بستگی به این دارد که هر دو طرف بتوانند با این عمل، وضع خود را بهبود بخشند یا دست کم وضعشان بدتر نشود. این حالتی است که به آن فرایند ارزش زا می گویند، یعنی عمل مبادله آزاد به طور طبیعی باعث افزایش ارزش محسوس برای هردو طرف می شود.

موضوع مبادله به طور طبیعی به بازار منتهی می شود . تعریف بازار عبارتست از محلی برای مبادلات بالقوه . اما اندازه بازار با قیمت تغییر میکند به عبارت دیگر اندازه بازار به تعداد افرادی بستگی دارد که :  ۱) به محصول به معنی عام یا شی مورد نظر علاقمندند ۲) حاضرند منابع لازم را برای بدست آوردن محصول مبادله کنند. هرگاه امکان بالقوه ای برای دادوستد موجود باشد بازار نیزوجود دارد. تعریف مفهوم بازار سرانجام ما را به مفهوم بازاریابی می رساند بازاریابی به معنای کار کردن با بازار است. یعنی تلاش در جهت از قوه به فعل درآوردن مبادلات برای ارضای نیازها و خواسته های بشر.

(سه استاد ، ۱۳۹۲ : ۷)

۲-۲-۳-۵ ) مدیریت بازاریابی :

مدیریت بازاریابی عبارتست از تجزیه و تحلیل ، طرح ریزی ، اجرا و کنترل برنامه های تعیین شده برای فراهم آوردن مبادلات مطلوب با بازارهای موردنظر به منظور دستیابی به هدفهای سازمان. تاکید مدیریت بازاریابی بیشتر بر این موارد است : تعیین محصولات سازمان بر مبنای نیازها و خواسته های بازار مورد نظر و نیز استفاده از قیمت گذاری ، ارتباطات و توزیع موثر جهت آگاهی دادن ، ایجاد محرک و ارائه خدمت به بازار . اگر چه همه مدیران سازمان به نوعی با بازارها سروکاردارند، مدیریت بازاریابی مسئول رسیدگی به بازار و مشتری برای محصول نهایی سازمان است. مردم معمولا مدیر بازاریابی راکسی می دانند که وظیفه اولیه او ایجاد تقاضا برای محصولات سازمان است. اما این یکی از انواع وظایفی است که مدیر بازاریابی بر عهده دارد. وظایف دیگر او منظم کردن سطح تقاضا و زمانبندی آن و ارائه مشخصات تقاضا برای دستیابی به اهداف سازمان است. به عبارت ساده تر مدیریت بازاریابی مدیریت تقاضا است.( سه استاد ، ۱۳۹۲ : ۱۶)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:53:00 ب.ظ ]




صنعت جهانی، صنعتی است که در آن موقعیت های استراتژیک رقبا در بازارهای عمده در نقاط مختلف جغرافیایی، تحت تاثیر مزیت های رقابتی آنهاست. برای تحلیل رقابت در صنایع جهانی باید شرایط و وضعیت شرکت های رقابت کننده در عرصه بین الملل را به صورت جمعی (نه مجزا) بررسی نماییم.

رقابت در صنایع جهانی شرکت را ملزم میکند که بر مبنای آهنگ حرکت جهانی رقابت کند، در غیر این صورت با خسارت های استراتژیکی روبرو خواهد شد. جهانی بودن صرفاً طبقه بندی نیست و سودی که از دو صنعت در کلاس جهانی و در کلاس ملی حاصل میشود، کاملاً متفاوت است. لازم به ذکر است عوامل گسترده ای در رقابت در صنایع جهانی اثر گذارند که حرکت به این سمت و سو را بعضاً طولانی مدت خواهد کرد. با این حال در همه صنایع مدیران باید همواره احتمال جهانی شدن صنعت را اگر نه به عنوان یک واقعیت بلکه به عنوان یک امکان مد نظر داشته باشند.

در دهه ۱۹۷۰ تعداد فزاینده ای از صنایع، جهانی شدند و این فرایند مهم روز به روز در حال گسترش است .تجارت و سرمایه گذاری خارجی از هر نظری افزایش یافته است و تغییر موقعیت استراتژیکی صنایع در کنار تکامل تدریجی آنها از سطح ملی به سطح جهانی تسریع شده است. صنعت خودروسازی نمونه آشکار این گونه صنایع است. (پورتر و میلر، ۱۹۸۵) از تظر پورتر تفاوتهای آشکاری یبن رقابت در سطح بین الملل و سطح ملی وجود دارد و این تفاوتها معمولا در اتخاذ استراتژی رقابت بین المللی نقش مهمی ایفا می کند.

رقابت در صنایع امروز نیازمند داشتن مزیت رقابتی است. به طور کلی محقق در تحقیق حاضر به دنبال معرفی مزیتهای رقابتی شرکت ایران خودرو میباشد تا شرکت بهره بردار از این تحقیق بتواند رقابت پذیری خود را در بازار جهانی ارتقا دهد. همانگونه که توجه به مزیتهای رقابتی ، بقا و رشد شرکت در بازارهای هدف را تضمین مینماید ، غفلت از آن سبب میشود تا شرکت دچار خساراتهای استراتژیک گردد.

امروزه هر چند در همه جا صحبت از اقتصاد یکپارچه جهانی و دهکده جهانی میباشد ولی هنوز نیز عبور از مرزهای کشورهای مختلف تابع قوانین و مقررات خاص خود میباشد که از آن جمله میتوان به تفاوتهای ذیل اشاره کرد:

عکس مرتبط با اقتصاد

  • تفاوت بین عوامل هزینه در بین کشورها
  • شرایط متفاوت در بازارهای خارجی
  • نقش متفاوت دولت های خارجی و سیاستهای کشور هدف
  • تفاوت در دستیابی به منابع و توانایی در رقابت با رقبای خارجی

مایکل پورتر (۱۹۹۸) بیان میدارد که نیروهای بازار که در رقابت جهانی به نیروهای پیش برنده رقابت در صنعت معروف اند، پنج عامل میباشند. شکل (۲-۲) نیروهای پیش برنده رقابت در صنعت جهانی را نمایش می دهد.

 

شکل (۲-۲): نیروهای پیش برنده رقابت در صنعت جهانی (پورتر ، ۱۹۹۸)

رقبای موجود در صنعت، تهدید تازه واردین به صنعت، تهدید محصولات جانشین، قدرت چانه زنی خریداران (مشتریان)، و قدرت چانه زنی عرضه کنندگان. این پنج نیرو جذابیت و رقابت‌پذیری شرکت را در بازارهای رقابتی مشخص می‌کنند (پورتر،۱۹۷۹). برای بهره برداری از این مدل نیاز است تا هر یک از این نیروهای پنج گانه این مدل بررسی و تبیین گردد تا مشخص شود چه عواملی در تقویت یا تضعیف هر یک از این نیروها نقش دارند.

مبانی علمی این پژوهش براساس نظریه­ مزیت رقابتی «پورتر» پایه ریزی شده است. پورتر (۱۹۹۰) ضمن ارائه نظریه­ خویش، طی تحلیلی از واقعیتهای دنیای رقابت امروز، تئوری مزیت نسبی ریکاردو را ناکارآمد تلقی کرده و برخلاف موسساتی همچون مجمع جهانی اقتصاد و مؤسسه توسعه مدیریت که جهت اندازه گیری اوضاع رقابت­پذیری کشورها شاخص ارائه می دهند، معتقد است که با توجه به اینکه هر کشوری متشکل از شرکتها و بنگاه­های اقتصادی خاص خود است، بنابراین، کافی است جهت اندازه گیری رقابت پذیری کشورها، اوضاع رقابتی شرکتها و بنگاه­های اقتصادی آن را  در صنعت جهانی اندازه گیری کرد و مجموع برایندی آنها را به رقابت­پذیری کشور مورد نظر در چارچوب تحولات اقتصاد جهانی تخمین زد.

پورتر اعتقاد دارد عوامل ساختاری و نیروهای بازار که در صنت جهانی فعال است با عوامل و نیروهای موجود جهت بررسی صنعت ملی یکسان است. هر چند که  بررسی ساختاری در صنایع جهانی شامل مجموعه گسترده تر از رقبای بالقوه و همچنین دامنه وسیعتری از محصولات جایگزین میباشد.

۴-۱-۲) استراتژی های عمومی رقابتی پورتر:

شرکت ها راه های زیادی را برای رسیدن به اهداف خود و به تبع آن افزایش سهم بازار خود به کار میبرند ولی پورتر اعتقاد دارد بهترین استراتژی برای یک شرکت ، برنامه منحصر به فردی است که منعکس کننده شرایط خاص آن شرکت باشد. پورتر در گسترده ترین سطح سه نوع استراتژی ژنریک و ثابت (که می توان آنها را به صورت مجزا یا ترکیبی بکار گرفت ) برای ایجاد موقعیتی پایدار در دراز مدت و پیشی گرفتن بر رقبای موجود در صنعت ، پیشنهاد کرد.  جدول (۱-۲) سه استراتژی که پورتر برای مواجه با پنج عامل رقابتی پیشنهاد کرد را در در دو حوزه منابع و الزامات با یکدیگر مقایسه می کند.

جدول (۱-۲) جدول مقایسه ای استراتژهای عمومی (بوث و جورج  ، ۱۹۹۸)

استراتژی ژنریک مهارت ها و منابع مورد نیاز الزامات سازمان
رهبری کلی در هزینه

þ سرمایه گذاری ثابت قابل توجه و دسترسی به سرمایه

þ مهارت های مهندسی فرایند

þ نظارت قوی بر کارگر

þ طراحی کالا برای تسهیل تولید

þ سیستم کم هزینه توزیع

þ کنترل شدید هزینه ها و پیگیری مکرر گزارشات هزینه ای

þ مشوق هایی برای رسیدن به اهداف کمی مشخص

تمایز

þ توانایی قوی بازاریابی مهندسی کالا

þ خلاقیت

þ قابلیت قوی در تحقیقات پایه

þ شهرت شرکت در رهبری کیفیت یا تکنولوژی

þ سابقه طولانی در صنعت

þ همکاری قوی توزیع کنندگان

þ همکاری و هماهنگی بسیار دقیق بین عملکردهای بخش توسعه کالا و بازاریابی

þ ایجاد انگیزه برای جذب افراد مبتکر و نخبه

تمرکز

 

þ ترکیبی از سیاستها ذکر شده در بالا به گونه ای که هدف استراتژیک مورد نظر قابل وصول باشد. þ ترکیبی از سیاستها ذکر شده در بالا به گونه ای که هدف استراتژیک مورد نظر قابل وصول باشد.

۲-۲)روش های ورود به بازار:

ادغام فزاینده بازارهای جهانی و وابستگی متقابل کشورها برای منابع محصولات و خدمات به یکدیگر منجر به گسترش تجارت بین المللی گردیده است. به طور طبیعی، تعداد فزاینده‌ای از شرکتها در این فضا فرصت را برای گسترش فعالیتهای بین المللی شان به منظور کسب اهداف معطوف به رشد، کسب سود و فروش، ایجاد تنوع برای ریسک های تجاری شان و حتی تلافی حضور خارجی ها در بازار آنها، یافته اند.

یک شرکت پس از اینکه درباره فروش در یک کشور خارجی تصمیم می گیرد، نوبت به انتخاب بهترین روش ورود به این کشور می رسد. تصمیمات اولیه در مورد نحوه ورود به یک بازار، تصمیمات استراتژیک تلقی می شود.این تصمیمات با عنایت به جو کشور, توانایی های سازمان و موقعیت رقابتی صنعت اتخاذ می شود. نحوه ورود به کشور نه فقط با ملاحظه مرزهای قانونی کشور بلکه با درک نقاط ضعف و قوت شرکت و شناخت قابلیت‌های آن صورت می کیرد.هر یک از روش های ورود , ویژگیهای خاص خود را دارد. لذا با توجه به دو عامل کلی فوق، روشی انتخاب می شود که بتواند موفقیت رقابتی شرکت را تقویت کند. روش اتخاذ شده می تواند خود عاملی به عنوان مزیت رقابتی پایدار تلقی گردد. معمولا تصمیمات مذکور برای مدت طولانی اتخاذ می شود و تغییر سریع آن مقدور و به صلاح شرکت نیست. نوع استراتژیهای ورود، با توفیق آتی شرکت ارتباط دارد، لذا بررسی عمیق اولیه , قبل از هر اقدامی ضروری است(توکی, ۱۹۶۴). روش های ورود که در پیش روی شرکت قرار دارند عبارتند از: صادرات, سرمایه گذاری مشترک و سرمایه گذاری مستقیم. این خط مشی های سه گانه همراه با گزینه های مختلف زیر مجموعه در شکل(۳-۲) قابل مشاهده است. هر خط مشی جدید، مستلزم تعهد و مخاطره بیشتری است اما از کنترل و سودآوری بالقوه بیشتری نیز برخوردار است. ( مدسن، ۱۹۸۹)




       
   
 
   

                                             شکل (۳-۲): خط مشی های ورود به بازارهای جهانی( مدسن، ۱۹۸۹)       

 

 

 

 

 

 

  • صادرات:

ساده ترین راه ورود به یک بازار خارجی صادرات است. صادرات , نقل و انتقال کالا از یک کشور به سایر کشورها می باشد (توکی، ۱۹۶۴). یک کشور ممکن است هر از گاهی بصورت انفعالی نسبت به صدور مازاد تولید خود به خارج از کشور اقدام کند یا ممکن است برای بسط و گسترش صادرات به یک بازار خاص، بصورت فعال خود را متعهد گرداند. در هر دو مورد شرکت کالاهای صادراتی را در کشور خود تولید می کند و ممکن است برای صدور این کالاها , تغییر آنچنانی در آنها ندهد. صادرات مستلزم حداقل تغییراتی است که یک شرکت در خط محصولات، سازمان، سرمایه گذاری یا رسالت شرکت می دهد. مدسن (۱۹۸۹) بیان می کند، شرکتها به دو طریق به صادرات می پردازند:

  • صادرات غیر مستقیم: به زعم کاتلر و آرمسترانگ شرکتها اصولا صادرات رابا صادرات غیر مستقیم آغاز می کنند.در این حالت هم به سرمایه کمتری نیاز است و هم مخاطره کمتری وجود دارد. زیرا تحت این شرایط شرکت به وجود فروشندگان در خارج از کشور احتیاج ندارد. واسطه های بازاریابی بین الملل، نظیر تجار یا کارگزاران داخلی صادر کننده، موسسات تعاونی و شرکتهای تخصصی صادراتی خود دانش و خدمات مورد نیاز را فراهم می آورند و در نتیجه فروشنده مرتکب خطا و اشتباه کمتری می شود.
  • صادرات مستقیم: در این حالت فروشندگان انجام تمامی امور صادراتی را خود متقبل می شوند. تحت این شرایط، سرمایه گذاری و مخاطرات مربوطه تا اندازه ای افزایش می یابند اما بازده بالقوه هم افزایش می یابد. شرکتها به چند طریق می توانند صادرات مستقیم انجام دهند. (مدسن ۱۹۸۹) ایجاد دایره صادراتی، ایجاد شعبه فروش و یا استفاده از کارگزاران خارجی از جمله این روشها میباشد.
  • سرمایه گذاری مشترک

سرمایه گذاری مشترک به معنای شریک شدن با شرکتهای خارجی برای تولید یا بازاریابی کالا یا خدمات خاص است و چهار نوع مختلف دارد.

  • صدور مجوز : در این روش , شرکت با انعفاد یک قرارداد با گیرنده امتیاز در بازار خارجی, حق استفاده از یک فرایند تولید, علامت تجاری, حق انحصاری , اسرار تجاری یا سایر موارد با ارزش را مجانا یا درقبال دریافت مبلغی به عنوان حق امتیاز واگذار می کند.
  • قرارداد ساخت: در این روش شرکت با تولید کنندگان بازار خارجی برای تولید یا ارائه خدمات , قراردادی منعقد می کند.
  • قراردادمدیریتی: در قرارداد مدیریتی، شرکت داخلی، ارائه کننده دانش مدیریت و شرکت خارجی تامین کننده سرمایه مورد نیاز است.
  • مالکیت مشترک:در این شیوه شرکت برای ایجاد یک شرکت محلی ک درآن مالکیت و کنترل شرکت وجود دارد با سرمایه گذاران خارجی شریک می شود.یک شرکت ممکن است سهمی از یک شرکت محلی را بخرد یا هر دو طرف با هم برای تشکیل یک شرکت جدید شریک شوند.
  • سرمایه گذاری مستقیم

بزرگترین شیوه در گیری در بازار خارجی سرمایه گذاری مستقیم است.سرمایه گذاری مستقیم به معنای احداث کارخانه برای مونتاژ یا تولید است.اگر شرکتی از طریق صادرات , تجربیات زیادی به دست آورده باشد و اگر بازار صادراتی از حجم تقاضای کافی برخوردار باشد, تولید در خارج از کشور مزایای زیادی دارد.شرکت با انتقال امکانات و تسهیلات تولیدی خود به کشور دیگر از نیروی انسانی یا مواد اولیه ارزانتر، جوایز و امکانات تشویقی دولت خارجی برای سرمایه گذاری و صرفه جویی در هزینه های حمل و نقل بهره مند می شوند.چنین شرکتی چون در کشور میزبان فرصتهای شغلی جدید ر بوجود می آورد, از تصویر ذهنی مطلوبی برخوردار می شود و می تواند با دولت، مشتریان، فروشندگان مواد اولیه محلی و توزیع کنندگان، روابط بهتر و عمیق تری برقرار کند. عیب عمده این روش مواجه شدن با محدودیتهای ارزی، کاهش نرخ برابری ارز، سطح تقاضای بازار یا تملک داراییهای شرکت از طرف دولت محلی است.

[۱] Global Integrated economy

[۲] Global village

[۳] Generic Competitive strategy

[۴] Cost leadership

[۵] Differentiation

[۶] Focus

[۷] Market Entry

[۸] Tookey

[۹] Tookey

[۱۰] Kotler and Armstrong

[۱۱] Joint Venturing

[۱۲] Licensing

[۱۳] Contract Manufacturing                                            

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:52:00 ب.ظ ]




از آنجا که صادرات مستلزم بکارگیری کمترین منابع بوده، کمترین اثر را بر عملیات محصول شرکتها داشته و نیز کمترین سرمایه گذاری و ریسک مالی را در پی دارد، لذا این رویکرد معروفترین رویکرد اتخاذ شده توسط شرکتها در تلاش شان برای ورود و نفوذ به بازارهای خارجی می باشد. مطالعات گسترده ای در زمینه رقابت پذیری صادرات صورت پذیرفته و صاحبنظران شاخص های مختلفی برای رقابت پذیری شرکتها در سطح بازارهای جهانی مورد مطالعه قرار داده اند.به طور مختصر شاخصهای موثر در صادرات عبارتند از: کیفیت محصول،سطح قیمت،توانایی توسعه محصول جدید ، شبکه واسطه ای صادرات،درک نیازهای مشتریان خارجی، شهرت شرکت،کارایی عملیاتی، نگرش نسبت به آینده، تفکر و نگرش بلند مدت، نو آوری، عملکرد اقتصادی و … .به طو کلی صادرات دارای مزیتهای ذیل است:برای شرکت هایی که برای اولین بار اقدام به بازاریابی جهانی میکنند روش صادرات به علت ریسک سیاسی پایین خود مناسب تر است

عکس مرتبط با اقتصاد

(بنیت،۱۹۹۷).

      • روش صادرات زمانیکه ظرفیت بازار کشور میزبان (بازار بالقوه ) به درستی تعیین نشده است، یک استراتژی موثر ورود به بازار میباشد.
      • از طریق صادرات شرکت هم میتواند از طریق واسطه های مستقل محصولات خود را در کشور میزبان به فروش برساند و هم میتواند جهت اعمال کنترل بیشتر بر فعالیتهای بازاریابی از طریق کانال توزیع خود به فروش محصولات اقدام نماید.
      • صادرات به شرکت امکان میدهد که در صورت مساعد بودن شرایط بازار، سطح فعالیتهای خود را از طریق اقدام به تولید در کشور مورد نظر افزایش دهد.
      • روش صادرات به شرکت اجازه میدهد هنگامی که شرایط سیاسی یا اقتصادی کشور میزبان نامساعد میشود روابط تجاری خود را بدون متحمل شدن هزینه قابل توجهی قطع نماید. علی رغم مزایای متعدد صادرات معایبی نیز دارد به عنوان مثال نوسانات نرخ ارز و مداخلات دولتی میتواند تاثیر مخربی بر درآمد یک صادر کننده داشته باشد. اگر صادر کننده ای بهای کالای خود را به ارز کشور خریدار دریافت نماید و بعد از دریافت پول ارزش آن ارز کاهش یابد صادر کننده از این بابت متضرر خواهد شد . شرکت همچنین ممکن است از مداخلات دولتی متضرر شود. وضع تعرفه های گمرکی بالا میتواند قیمت محصول را افزایش دهد و در واقع میتواند توان رقابتی شرکت را کاهش دهد و وضع استانداردهای جدید میتواند از ورود کالا به کشور میزبان جلوگیری نماید مگر اینکه اصلاحات لازمه در محصول به عمل آید علاوه بر اینها ممکن است پاسخ سریع به تغییرات بازار و اعمال کنترل بر فعالیتهای بازاریابی برای شرکتها مشکل باشد مگر اینکه آنها در کشور میزبان حضوری فیزیکی داشته باشند. این عدم کنترل میتواند از ایجاد تصویر مورد نظر از محصولات در کشور میزبان جلوگیری نماید.

به طور کلی یک طرح بازاریابی صادرات متمرکز شامل اهداف بازاریابی ، تقسیم بازار ، بررسی بازار ، مشخصات تولید ، کانالهای توزیع ، قیمت گذاری کالاهای صادراتی و استراتژی های توسعه بازار می باشد که در شکل (۴-۲) نشان داده شده است. ( ایرلند و بروس، ۲۰۰۲) در ذیل معیارهای مورد توجه در طرح صادرات تشریح شده است.

شکل (۴-۲): طرح بازاریابی صادرات( آکسین، ۱۹۸۸)

    • اهداف بازار: اولین مرحله در تدوین طرح تثبیت اهداف شرکت در بازار صادرات است.این اهداف می بایست قابل دستیابی و روشن بوده و در هر فعالیت شرکت قابل انعکاس باشد. از آنجایی که اهداف مسیر فعالیتهای شرکت را تعیین میکنند برنامه ریزی صحیح و همچنین تشخیص نوع فعالیت مناسب جهت دستیابی به اهداف به عهده مدیریت میباشد.
    • تقسیم بازار: یک طرح بازاریابی صادرات تا زمانی که شرکت بخش هدف را در بازارهای صادرات مشخص نکرده باشد کامل محسوب نمی شود ، کشورها مشابه هم نیستند گروهای مصرف کننده نیز مختلف اند بنابراین فروش کالا به عواملی نظیر درآمد ، سن ،سبک و شیوه زندگی ، شغل و تحصیلات مصرف کنندگان بستگی دارد
    • بررسی بازار: شرکت به مظور موفقیت در انجام صادرات می بایست بازارهای مناسب صادرات را تشخیص داده توان بالقوه آنان را با حداکثر دقت ممکن جهت صادرات محصولات خود مورد ارزیابی قرار دهد. تحقیق در مورد بازر و هنچنین پیش بینی موقعیت آن در انجام صادرات بسیار مهم و حیاتی است.شخص میبایست محدوده بازار مشخصات تقاضا ، نیاز مصرف کننده کانال توزع و تقاوتهای فرهنگی و اجتماعی که روش انجام معاملات شرکت با بازار را تحت تاثیر قرار میدهد مورد سنجش و ارزیابی قرار دهد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  • مشخصات تولید : در مرحله بعدی شرکت میبایست کالا های تولیدی را که عرضه میکند مورد توجه قرار داده ، تغییرات و اصلاحات لازم را اعمال نماید . مثلا تغیرات لازم را در بسته بندی ، برچسب زنی ، نام تجاری و خدمات پس از فروش انجام دهد. اگر شرکت در نظر دارد نیاز مصرف کننده و بازار را مرتفع سازد، میبایست تغییراتی در تولیدات خود ایجاد نماید. برخی تولیدات باید به صورتی تغییر کنند که باعث افزایش تقاضای محصول در بازار شوند.
  • کانالهای توزیع: انتخاب کانال توزیع به استراتژی صادراتی شرکت و بازرا صادراتی هدف بستگی دارد. اگر شرکت قصد دارد محصولاتی را صادر کند که با بخض اشباع شده بازار هدف هماهنگی ندارد، لازم است تا کالایش را با استراتژی توسعه بازار ، بهتر به مصرف کنندگان بشناساند. در این مورد بهتر سات تا عملی را به نمایندگان شرکت منصوب کند که فرصت لازم جهت بررسی و تشویق مصرف کنندگان به خرید محصولات شرکت را داشته باشد.
  • قیمت گذاری کالاهای صادراتی: به هنگام قیمت گذاری کالاهای صادراتی شرکت باید هزینه هایی را که برای قیمت گذاری محصول و فروش آن در بازر داخلی منظور نشده مورد توجه قرار دهد.این هزینه ها شامل مواردی نظیر کرایه حمل بین المللی هزنه های بیمه و ایجاد تغییر احتمالی موجود در محصول ، هزینه تعرفی گمرکی و ورود کالا ،حق کمیسیون توزیع کنندگان یا عاملین حمل هزینه های تغیر نرخ ارز و هزینه مربوط به تغییر قیمت احتمالی محصول توسط دولت می شوند.
  • توسعه بازار: طرح بازاریابی صادرات در ارتباط با استراتژی توسعه بازار باید عواملی نظیر آنچه در ذیل می آید را در بر داشته باشد:شیوه های فروش ، تبلیغات ( فرد مسئول تبلیغات و مبلغ تخصسص یافته برای آگهی توسط شرکت). یک صادر کننده مبایست به خاطر داشته باشد که صادرات حتی بهترین محصول در صورتی که فاقد پشتوانه محکم تجاری شرکت در جذب مشتریان باشد با شکست مواجه میگردد.علاوه براین حمایت مصرف کننده موجب رضایت خاط و اطمینان صادر کننده میشود.

۳- ۲) صنعت خوددرو سازی:

توسعه صنعتی یکی از مولفه های اساسی رشد و توسعه کشورهاست. در دنیای رقابتی امروز، صنایع از جایگاهی استراتژیک برخوردارند چرا که پیشرفت در این زمینه علاوه بر افزایش تولید و اشتغال زایی موجب تسهیل در ارائه خدمات و افزایش بهره وری در سایر بخشها می شود. بی تردید صنعت خودرو سازی مهمترین نیروی محرکه برای رشد اقتصادی در قرن بیستم بوده است . تولید خودرو و فعالیت‏های مربوط به آن از صنایع فولاد، لاستیک سازی، قطعه‏سازی و شیشه‏سازی گرفته تا خدمات پس از فروش، بازیافت خودروهای فرسوده و غیره در زمره گسترده‏ترین و پرسودترین شبکه‏های اقتصادی بوده است. .چهل سال پیش پیتر دراکر لقب صنعت صنعتها را به صنعت خودروسازی اطلاق کرد. صنعت خودرو با عرضه سالانه بیش از ۶۵ میلیون دستگاه، همچنان با اضافه ظرفیت ۲۰ میلیون در سال مواجه است. کاهش ۲۸ درصدی سود با وجود افزایش تولید سالانه حاکی از رقابت سنگین برای حفظ یا افزایش سهم بازار از طریق کاهش سود و افزایش بهره وری و توسعه بخش الکترونیک خودرو است.

Efficiency بهره وری

به طور خلاصه باید اذعان کرد، صنعت خودرو از لحاظ اهمیت و گستردگی صنایع مرتبط با آن، اشتغال زایی، به کارگیری فناوری های پیشرفته، شاخص توسعه یافتگی، سودآوری، رقابت فشرده در تولید و تجارت جایگاه و نقش به سزایی دارد. آثار فرهنگی و اجتماعی پیشرفتهای این صنعت در جوامع بشری، مثل رفاه، تنوع طلبی، سرگرمی، ورزش و افتخار آفرینی همچنان بسیار گسترده است.

البته در این میان حمایت دولتها از صنایع خودروسازی را باید به دلیل اهمیت و جایگاه بالای این صنعت در اقتصاد بین المللی مورد توجه قرار داد. فراموش نکنیم که در جریان بحران جهانی اقتصاد پس از بانکها همگان سر و صدای بلند صنعت خودرو را از رسانه های جهانی شنیدند. در پی آن نیز دولتها برای سرپا نگه داشتن آن تردیدی به خود راه ندادند.

صنعت خودرو در سرنوشت اقتصادی اغلب کشورها نقش اساسی داشته و چرخ حمل و نقل، تجارت، اشتغال، نوآوری، فناوری و نوسازی و بازسازی اقتصادی را به حرکت درآورده است. رشد مثبت، دائمی و چشمگیر خودروسازی در سال‏های پس از جنگ دوم جهانی رونق قابل توجهی به بازار و اقتصاد دنیا داد و سطح رفاه جوامع را دگرگون کرد. تولید خودرو در جهان:

شکل (۵-۲) به خوبی پیش بینی روند تولید و ظرفیت سازی صنعت خودرو در دنیا را نشان می دهد. همانگونه که در نمودار نشان داده شده است. در جریان بحران جهانی اقتصاد در سال ۲۰۰۹ تولید خودرو کاهش ملموسی را در جهان تجربه کرد اما پس از آن روند افزایشی به تدریج آغاز شد.

 

 

 




 
 
میلیون دستگاه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل (۵-۲):میزان تولید خودرو در سالهای مختلف و پیش بینی تولید در سال ۲۰۱۲ ( منطقی، ۱۳۹۰)

شرکت های جنرال موتورز، کیا، هیوندای و فورد به ترتیب ۸۲، ۷۶، ۶۴ و ۶۲ درصد از تولیدات خود را صادر می کنند (منطقی، ۱۳۹۰). این  در حالی است  که شرکت ایران خودرو ۴٫۲ درصد تولیدات خود را صادر میکند. شکل (۶-۲) به مقایسه نسبت تولید به صادرات شرکت های خودروسازی می پردازد.

 

 

 

 

 

 

 

شکل (۶-۲): مقایسه نسبت تولید به صادرات شرکتهای خودروسازی در جهان( منطقی، ۱۳۹۰)

مطالعات صورت گرفته در زمینه آینده صنعت خودروسازی جهانی که در آستانه ورود به دومین قرن حیات خود است، حاکی از آن است که بروز تحولات ساختاری در نقش خودروسازان سنتی، سبب ظهور خودروسازان صاحب برند خواهد شد.امروزه در صنعت خودروی جهانی، شرکتهای غول پیکر صاحب برند، به شرکتهای سه قطبی معروفند که درآسیا ، اروپا و امریکا متمرکزند. برگر و گترنا نیز می­افزایند، موج گسترده ادغامهای صورت گرفته توسط خودروسازها و قطعه سازها سبب کاهش پیچیدگی سازمانی در شرکتهای خودروساز قدرتمند امروزی شده است.

دولت‏ها نیز این جایگاه ارزشمند را درک کردند و به حمایت از خودروسازان برخاستند. خودروسازی سهم بالایی از تولید ناخالص داخلی کشورهای توسعه یافته را به خود اختصاص داده؛ به گونه‏ای که این رقم در امریکا ۷/۱۴ درصد، اروپای غربی ۲/۱۰ درصد، ژاپن ۴/۹ درصد و ایران حدود ۵ درصد است. (بیزینس مانیتور،۲۰۱۱)

بر اساس پیش‌بینی مؤسسه‌ی پرایس واتر هووس کوپرز تولید جهانی خودروهای به رقم ۶/۷۷ میلیون دستگاه در سال ۲۰۱۴ خواهد رسید. این در حالی است که بخش عمده‌ی این رشد به کشورهای برزیل، روسیه، هند و چین تعلق دارد. پیش‌بینی می‌شود تنها یک سوم از این رشد از آن بازاهای بالغ و سنتی باشد. شکل  (۷-۲)  به مقایسه‌ی سهم مناطق مختلف جهان از مونتاژ خودرو در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۴ می‌پردازد و جدول (۲-۲) به تحلیل اس.دابلیو.اُ.تی در صنعت جهانی خودرو می پردازد.

شکل (۷-۲): سهم مناطق مختلف جهان از مونتاژ خودرو در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۴ ( منطقی، ۱۳۹۰)

 

جدول(۲-۲) تحلیل اس.دابلیو.اُ.تی برای صنعت خودروی جهان

قوت ضعف

þ     دسترسی به مقیاس بالای عملکرد

þ     داشتن برند قوی و معتبر در بازار

þ     برخورداری از عملکرد مالی قوی

þ     برخورداری از پلت‌فرم‌های مشترک

þ     دست زدن به ادغام‌ها و ائتلاف‌های صحیح

þ     برخورداری از توان تحقیق و توسعه‌ی بالا

þ     برخورداری از شبکه‌ی بزرگ تولید، توزیع، فروش، و خدمات پس از فروش

þ     کاهش سود دهی

þ     کاهش سهم بازار

þ     عدم برخورداری از کارایی مناسب در استفاده از عوامل تولید نظیر نیروی انسانی و سرمایه

فرصت تهدید

þ     افزایش تقاضا برای خودروهای هیبریدی و دوگانه سوز

þ     فرصت‌های چین و هندوستان

þ     طراحی مدل‌های جدید

þ     کاهش تقاضا برای خودرو به دلیل افزایش عمر مفید خودروها و اشباع بازارها

þ     افزایش قیمت مواد اولیه نظیر فولاد و آلومینیوم

þ     تشدید قوانین و مقررات زیست محیطی

þ     تشدید رقابت و بروز جنگ قیمت‌ها

 

نکات ذیل به اختصار به وضعیت صنعت خودرو در جهان می پردازد.

  • ۲۰۰ ساله شدن این صنعت
  • تولید سالیانه حدود ۶۰ میلیون دستگاه خودرو سواری
  • داشتن بالاترین نرخ رشد تکنولوژی در صنایع جهان در صنعت خودروسازی به دلیل استفاده از تکنولوژی های جدید
  • رشد و توسعه مدیریت کیفیت فراگیر در صنعت خودرو
  • ارتباط گسترده با ۶۰ صنعت دیگر
  • ایجاد اشتغال مستقیم و غیرمستقیم برای حداقل ۱۰۰ میلیون نفر در جهان
  • ادغام های تولید کنندگان و سازندگان بزرگ خودرو
  • شکل گیری شبکه های تولید و توزیع جهانی
  • احراز ۱۰ درصد اشتغال در بین صنایع
  • اختصاص ۱۰ درصد از ارزش افزوده جهان
  • رشد اتوماسیون و ایجاد خطوط تولید منعطف تحت سرفصل مدیریت مشتری گرا
  • افزایش رقابت و مشارکت خودروسازان با یکدیگر
  • انتقال پایگاه های ساخت به کشورهای در حال توسعه
  • انبوه سازی متنوع با توسل به تکنولوژی قرن ۲۱
  • استفاده از قطعات ، طراحی ها و مجموعه های دیگران

کاهش هزینه ها با بکار بردن شیوه ها و ابزارهای مدیریت کیفیت جامع مانند کایزن ،

[۱] Export competitiveness

[۲] Bennett

[۳] Ireland & Bruce

[۴] Market Goals

[۵] Market Division

[۶] Market survey

[۷] Production specification

[۸] Distribution

[۹] Price positioning of exportation goods

[۱۰] Developing Market

[۱۱] Automobile Industry

[۱۲] General Motors

[۱۳] KIA

[۱۴] Hyundai

[۱۵] Ford

[۱۶]  PricewaterhouseCoopers

[۱۷] Brazil, Russia, india & china ( BRIC)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:52:00 ب.ظ ]




در دو دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی، سازمان ها برای افزایش توان رقابتی خود تلاش می کردند تا با استاندارد سازی و بهبود فرایندهای داخلی خود محصولی با کیفیت بهتر و هزینه کمتر تولید کنند. در آن زمان تفکر غالب این بود که مهندسی و طراحی قوی و نیز عملیات تولید منسجم و هماهنگ، پیش نیاز دستیابی به خواسته های بازار و درنتیجه کسب سهم بازار بیشتری است. به همین دلیل سازمان ها تمام تلاش خود را بر افزایش کارایی معطوف می کردند.

در دهه ۸۰ میلادی با افزایش تنوع در الگوهای مورد انتظار مشتریان، سازمان ها به طور فزاینده ای به افزایش انعطاف پذیرش در خطوط تولید و توسعه محصولات جدید برای ارضای نیازهای مشتریان علاقه مند شدند. در دهه ۹۰ میلادی، به همراه بهبود در فرایندهای تولید و به کارگیری الگوهای مهندسی مجدد، مدیران بسیاری از صنایع دریافتند که برای ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرایندهای داخلی و انعطاف پذیری در توانایی های شـــــرکت کافی نیست، بلکه تامین کنندگان قطعات و مواد نیز باید موادی با بهترین کیفیت و کمترین هزینه تولید کنند و توزیع کنندگان محصولات نیز باید ارتباط نزدیکی با سیاست های توسعه بازار تولید کننده داشته باشند. با چنین نگرشی، رویکردهای زنجیره تامین و مدیریت آن پا به عرصه وجود نهاد. از طرف دیگر با توسعه سریع فناوری اطلاعات در سال های اخیر و کاربرد وسیع آن در مدیریت زنجیره تامین، بسیاری از فعالیت های اساسی مدیریت زنجیره با روش های جدید درحال انجام است با شروع قرن بیستم مبحث قدرت زنجیره تامین به طور جدی مورد بررسی قرار گرفت و در کتب و مقالات متعددی این موضوع بحث و بررسی گردید. سازمانها کم کم متوجه شدند که صرفا با بهبود کارایی در سازمان نمی توانند جایگاه خود را در بازار بهبود بخشند بلکه لازمه کسب مزیت های رقابتی بهبود در کلیه فرایند های زنجیره تامین است. درک قابلیت های زنجیره تامین تضمین کننده بقا در محیط رقابتی سازمانها برای افزایش سودآوری است. ( موبرگ، ۲۰۰۲; پاور، ۲۰۰۱)

هدف مدیریت زنجیره تامین، یکپارچه سازی جریان مواد و اطلاعات در طول زنجیره تامین به عنوان یک حربه رقابتی در زنجیره تامین می باشد.(فلدمن، ۲۰۰۳) این تعریف، خانه زنجیره تامین را تشکیل می دهد. ( استادلر، ۲۰۰۵) همانطور که در شکل (۱۳-۲) ملاحظه می کنید، هدف نهایی این زنجیره حرکت به سمت رقابت پذیری در بازار است، خانه زنجیره تامین، تمامی عناصر اصلی سازمان را بر می گیرد. این عناصر، عناصر اصلی در راستای خلق مزیتهای رقابت پذیری می باشد. توسعه همگن و پایدار خانه کیفیت، تنها راه موفقیت سازمانها در بازار بین المللی می باشد.

یکی از قابلیت های اصلی جهت دستیابی به رقابت پذیری در زنجیره تامین، تعیین نوع زنجیره تامین غالب و مناسب برای شرکتها میباشد. بدون توجه به نوع زنجیره تامین غالب، رقابت پذیری شرکت به شدت کاهش می یابد. ( گاتورنا، ۲۰۰۳)  یکی از مزیتهایی که به طور قابل ملاحظه ای رقابت پذیری را افزایش خواهد داد، مزیت قیمت می باشد. توجه به مدیریت هزینه و نوع پاسخگویی به قیمت توسط سازمان، اساس انتخاب زنجیره تامین مناسب برای هر سازمان می باشد.(کریستوفر، ۲۰۰۵)

 

 

 

 

 

 

 

شکل (۱۳-۲) : خانه زنجیره تامین ( استالر، ۲۰۰۵)

قدرت زنجیره تامین به طور وسیعی در مقالات مختلف مورد بررسی قرار گرفته است، در اکثر مقالات از روش های  بهینه سازی در حوزه های هزینه ای، مانند به حداقل رساندن هزینه های تولید ،کمبود، مازاد تولید، ظرفیت بیکار، تعمیرات و نگهداری وموجودی که به طور تقریبی همه ابعاد زنجیره تامین را فرا می گیرد، مورد استفاده قرار گرفته است.

عقیده عمومی براین است که راه حل کلیدی برای کاهش دادن هزینه ها، درفعالیت های درونی  (فعالیتهای تولیدی) شرکتها نمی باشد بلکه در گستره زنجیره تامین قرارگرفته است. اگربه سال ۱۹۲۹ برگردیم ، رالف بورسودی(۱۹۲۹) این مسئله را در عبارات خود اینگونه بیان کرده است که  طی ۵۰ سال گذشته هزینه توزیع کالاهای ضروری وتجملی سه برابر شده است در حالیکه  هزینه ناشی از تولید تا حدود یک پنجم تنزل یافته است. در واقع آنچه ما درتولید کردن ذخیره می کنیم در توزیع ازدست می دهیم.

هنوز هم می توان وضعیتی را که بورسودی توصیف کرده، درصنایع بسیاری از جمله صنعت خودروسازی  مشاهده کرد. برای مثال شرکتهایی که فکر می کردند با بهره گرفتن از عملگر هایی مانند تولید بهنگامعملکرد بهتری را کسب خواهند کرد، فقط توانسته اند با وادار کردن مشتریان و عرضه کنندگان  هزینه های زنجیره تامین را از یک جای زنجیره به جای دیگر آن انتقال دهند.  صنعت خودرو که از نظر بسیاری از افراد جایگاه و مرکز تفکرات تولید ناب و بهنگام محسوب می شود،(وماک و جونز، ۱۹۹۰) به طور مشخص از مشکلات زنجیره تامین در توزیع رنج می برد. تحقیق هولوگ (۲۰۰۲)  درمورد صنعت خودرو درکشورهای اروپای غربی نشان می دهد که عملیات مونتاژ قطعات خودرو با حداقل سازی موجودی کالا صورت می پذیرد، اما موجودی در جریان بالادستی و پایین دستی زنجیره تامین، وضعیت دیگری دارد.




 
 

شکل (۱۴-۲):  موجودی کالا در زنجیره تامین از تامین کنندگان رده اول تا نمایندگی های فروش خودرو (هولوگ،۲۰۰۲) 

 

 

 

شکل (۱۴-۲) نمایی از موجودی کالا در زنجیره تامین از تامین کنندگان رده اول تا نمایندگی های فروش خودرو را نشان می دهد .  همانطور که در در این نمودار نشان داده شده است، حجم قابل توجهی از موجودی بالا دستی و پایین دستی زنجیره تامین سبب زیان کل زنجیره می گردد، هر چند امروزه با بهره گرفتن از تکنیک هایی مانند برنامه ریزی ،پیش بینی و بازپرسازی مشترکو مدیریت موجودی توسط فروشنده سعی میگردد تا پیش بینی و برنامه ریزی و بازپرسازی دقیق تری در طول زنجیره تامین انجام گیرد، اما عملا هنوز نیز مشکلات عدم همترازی زنجیره تامین با مشتریان، سبب افزایش موجودی در بخش هایی از زنجیره تامین گردیده است. با این وجود،  به رغم انواع ابتکارات،  نیاز به یک رویکرد بنیادین جدید درزمینه همترازی زنجیره تامین با مشتریان برای ایجاد و توسعه بیش از پیش ارزش افزوده، احساس می گردد.( ایرلند و بروس، ۲۰۰۲)

موضوع رقابت پذیری زنجیره تامین به طور مستقیم توسط معیارهای مناسب جهت عملکرد زنجیره تامین ارزیابی می گردد. معیارهای بسیار متعددی برای عملکرد زنجیره تامین تعریف گردیده است که بسیاری از این معیارها در ادبیات عملکرد زنجیره تامین به دفعات مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند.( لی و بلینگتون ،۱۹۹۲). گوناسه کاران (۲۰۰۱)  چارچوبی برای  اندازه گیری عملکرد زنجیره تامین ارائه نموده است که در آن معیارها در سه سطح استراتژیک ، تاکتیکی و عملیاتی مورد بررسی قرار گرفته اند.  همچنین معیارها به دو گروه مالی و غیر مالی تقسیم شده بودند. نویسنده اعتقاد دارد که تغییر عمده ای در نگرش به معیارهای عملکردی زنجیره تامین رخ داده است و عمده معیارهای مالی و هزینه ای جای خود را به معیارهای کیفی مانند رضایت مشتریان، نرخ بهره برداری، بهره وری و کیفیت داده اند. تونی و توناچیا   (۲۰۰۱) نتایج مطالعه صدو پانزده شرکت ایتالیایی را ارائه دادند. بر اساس نتایج این بررسی، نویسندگان اعلام داشته اند که غالب شرکت های سنتی که بهره وری را با بهره گرفتن از موجودی اندازه گیری می کنند فاصله قابل ملاحظه ای با شرکت های نوآور دارند. شرکت های نوآور از شاخص های مانند کیفیت، عملکرد بر اساس زمان و انعطاف پذیری جهت اندازه گیری معیار بهره وری استفاده نموده اند. نویسندگان  تاکید نموده اند که جهت عملکرد بهتر و یکپارچه گی بیشتر لازم است که سیستم زنجیره تامین با سایر سیستم های تولیدی هماهنگ و یکپارچه گردد.

Efficiency بهره وری

در جدول (۱۰-۲) لیستی از برخی از معیارهای مهم زنجیره عرضه که در ادبیات ذکر شده اند، ارائه شده است. همانطور که در جدول مذکور مشاهده می گردد، هیچ دسته معیار ثابتی برای اندازه گیری عملکرد زنجیره تامین وجود ندارد و در مقالات مختلف معیارهای متفاوتی انتخاب و تشریح گردیده اند. اما به طور کلی معیارهای مربوط به موجودی، کیفیت، انعطاف پذیری و رضایت مشتری از جمله مهمترین معیارها در حوزه عملکرد زنجیره تامین می باشد.

 

معیارهای عملکرد زنجیره تامین شناسایی شده در ادبیات موضوع
     نویسنده                معیارهای اندازه گیری عملکرد
لوی (۱۹۹۵) متوسط موجودی کالای نهایی- تامین تقاضا
کریستوفر (۱۹۹۹) زمان چرخه سفارش- کامل شدن سفارش - قابلیت اطمینان ارسال
لامبرت و شارمن(۱۹۹۰) عملکرد ارسال- زمان انتظار- سطح نقص- پاسخ گویی سریع
کوهن و لی (۱۹۹۰) موجودی مواد- روند کار در انبار-  موجودی کالای در جریان- موجودی کالای ساخته شده - نرخ بازپرسازی-  انبارگردانی- زمان  انتظار
داویس  (۱۹۹۳)

سطوح موجودی- سرمایه موجودی- نرخ سفارش گذاری- نرخ بازپرسازی خطوط تولید

متوسط تعداد روزهای دیرکرد

لی و برینگتون  (۱۹۹۲)

 

نرخ گردش موجودی-  نرخ بازپرسازی قطعات خط تولید- نرخ سفارش گذاری- سیکل زمانی کل سفارش-  کل زمان پاسخگویی به سفارش- متوسط تنوع در ارسال

جدول(۱۰-۲): معیارهای عملکرد زنجیره تامین شناسایی شده در ادبیات موضوع

در مدلهای متنوع مذکور، به طور  گسترده ای، شاخص های غیر هزینه ای مورد استفاده قرار گرفته است هر چند که پژوهشهای محدودی در ارتباط با رابطه بین معیارهای مکانی زنجیره تامین، عدم اطمینان در زنجیره تامین و فاکتورهای تولیدی در زنجیره تامین با عملکرد زنجیره تامین صورت پذیرفته است و به طور محسوسی کمبود یک مدل کلی که بتوان رابطه بین این متغیرها و عملکرد زنجیره تامین را سنجید احساس می گردد.

مد‌یریت زنجیره تامین د‌ارای سه فرایند‌ عمد‌ه است که عبارتند‌ از ( موریس، ۲۰۰۲)

  • مد‌یریت اطلاعات
  • مد‌یریت لجستیک
  • مد‌یریت روابط
  • مد‌یریت اطلاعات: امروزه نقش، اهمیت و جایگاه اطلاعات برای همگان بد‌یهی است. گرد‌ش مناسب و انتقال صحیح اطلاعات باعث می‌‌‌شود‌ تا فرایند‌ها موثرتر و کاراتر گشته و مد‌یریت آنها آسان‌تر گرد‌د‌. د‌ر بحث زنجیره تامین ــ همانگونه که گفته شد‌ ــ اهمیت موضوع هماهنگی د‌ر فعالیت‌ها بسیار حائز اهمیت است. این نکته د‌ر بحث مد‌یریت اطلاعات د‌ر زنجیره و توسعه سیستم های کامپیوتر محور، مد‌یریت سیستم‌های اطلاعاتی و انتقال اطلاعات نیز صحت د‌ارد‌. مد‌یریت اطلاعات هماهنگ و مناسب میان شرکا باعث خواهد‌ شد‌ تا تاثیرات فزایند‌ه‌ای د‌ر سرعت، د‌قت، کیفیت و جنبه‌های د‌یگر وجود‌ د‌اشته باشد‌. مد‌یریت صحیح اطلاعات موجب هماهنگی بیشتر د‌ر زنجیره خواهد‌ شد‌. به طور کلی د‌ر زنجیره تامین، مد‌یریت اطلاعات د‌ر بخش‌های مختلفی تاثیرگذار خواهد‌ بود‌.
  • مد‌یریت لجستیک: د‌ر تحلیل سیستم‌های تولید‌ی (مانند‌ صنعت خود‌رو)، موضوع لجستیک بخش فیزیکی زنجیره تامین را د‌ربرمی‌گیرد‌. این بخش که کلیه فعالیت‌های فیزیکی از مرحله تهیه ماد‌ه خام تا محصول نهایی شامل فعالیت‌های حمل‌ونقل، انبارد‌اری، زمان‌بند‌ی تولید‌ و… را شامل می‌‌شود‌، بخش نسبتا بزرگی از فعالیت‌های زنجیره تامین را به خود‌ اختصاص می‌د‌هد‌. د‌ر واقع محد‌ود‌ه لجستیک تنها جریان مواد‌ و کالا نبود‌ه بلکه محور فعالیت‌های زنجیره تامین است که روابط و اطلاعات، ابزارهای پشتیبان آن برای بهبود‌ د‌ر فعالیت‌ها هستند‌.
  • مد‌یریت روابط بر اساس عدم اطمینان: فاکتوری که ما را به سمت فرجام بحث راهنمایی می‌‌‌کند‌ و شاید‌ مهم‌ترین بخش مد‌یریت زنجیره تامین به خاطر ساخت و فرم آن باشد‌، مد‌یریت روابط بر اساس میزان عدم اطمینان د‌ر زنجیره تامین است. علاوه بر این، مهم‌ترین فاکتور برای مد‌یریت موفق زنجیره تامین، ارتباط مطمئن می‌‌ان شرکا د‌ر زنجیره است، به گونه ای که شرکا اعتماد‌ متقابل به قابلیت‌ها و عملیات یکد‌یگر د‌اشته باشند‌. کوتاه سخن این که د‌رتوسعه هر زنجیره تامین یکپارچه، توسعه اطمینان و اعتماد‌ د‌ر میان شرکا و طرح قابلیت اطمینان برای آنها از عناصر بحرانی و مهم برای نیل به موفقیت است.

بنا به نظر چوپرا و میندل (۲۰۰۶) زنجیره تامین تحت تاثیر چهار محرک اصلی می باشد. این چهار عامل عبارتند از امکانات، موجودی، حمل و نقل و  اطلاعات. طبق نظر ایشان امکانات و تجهیزات مشخصا به تصمیم  گیری در ارتباط با ظرفیت و مکان یابی تولید مرتبط می باشد. این در حالی است که حمل و نقل نیز به نوعی تحت تاثیر مکان یابی تولید میاشد. مبحث موجودی از اهمیت بسیار بالایی در زنجیره تامین برخوردار است. این مبحث تحت تاثیر عدم اطمینان در زنجیره تامین می باشد. اطلاعات نیز به عنوان جریانی حیانی تمامی فاکتورهای زنجیره تامین را تحت تاثیر قرار خواهد داد. همانطور که در شکل (۱۵-۲) ملاحظه می گردد، اساس مدل تحقیق از عوامل استخراج شده از مدل چوپرا و میندل حاصل گردیده است.

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل (۱۵-۲): مبانی مدل تحقیق ( استخراج شده از مدل چوپرا و میندل (۲۰۰۶)

از نظر لین (۲۰۰۶) رقابت پذیری در زنجیره تأمین توانایی زنجیره تأمین به عنوان کل و اعضای آن برای همسویی سریع در شبکه با پویایی‌ها و نوسانات در نیازمندی‌های مشتریان می‌باشد. از نظر وی زنجیره تامین رقابت پذیر بایستی دارای چهار ویژگی باشد. ۱- حساس به بازار: توانایی زنجیره تأمین به درک و پاسخگویی به تقاضای واقعی در بازار ۲- فضای مجازی: استفاده از فناوری اطلاعات برای تسهیم و تشریک اطلاعات بین خریداران و تأمین کنندگان زنجیره تأمین مجازی با بهره گرفتن از ابزارهای پیشرفته کامپیوتری از جمله CIM به سرعت، و شفافیت اطلاعات مورد مبادله کمک می‌کند؛ ۳- یکپارچگی فرایند: همکاری بین خریداران و تأمین کنندگان، توسعه اصول مشترک، سیستم‌های مشترک و اطلاعات مشترک و درنهایت شبکه‌مند بودن: درک این نکته که شرکت به تنهایی نمی‌تواند موفق باشد و زنجیره تأمین را بایستی به صورت یک شبکه در نظر بگیرد. لین و همکاران مدل مفهومی زنجیره تامین رقابت پذیر را براساس ادبیات موضوع ارائه دادند.

وان هوک (۲۰۰۵) پس از تحقیقات متعدد سه ویژگی عملیات زنجیره تأمین برای رقابت پذیری را ارائه می‌کند: ۱- مدیریت و بهره‌گیری از نوسانات و انحراف‌ها ؛۲-  پاسخگویی سریع ؛۳- پاسخگویی واحد و در حجم کوچک.

مطالعات مشابه عمدتاً توسط محققین خارجی صورت گرفته است که در اینجا به مهم ترین موارد پیشینه  تحقیق در ارتباط با شاخص های قدرت زنجیره تأمین اشاره گردید. در این پایان نامه تمرکز ما بر رقابت پذیری زنجیره تامین در سه حوزه کلان شامل فاکتور های منحصر به فرد موقعیتی در زنجیره تامین، میزان عدم اطمینان در زنجیره تامین و مولفه های تولیدی موثر بر زنجیره تامین است که بر اساس نظر سوآفورد و چوپرا و میندل مدل تحقیق حاضر ساختار یافته است .

[۱] Moberg

[۲] Power

[۳] Feldmann

[۴] Stadtler

[۵] Gattorna

[۶] Cost Management

[۷] Price responsiveness

[۸] Christopher

[۹] Ralph Borsadi

[۱۰] Just in time

[۱۱] Womack & Jones

[۱۲] Holweg

[۱۳]Collaborative Planning, Forecasting and Replenishment (CPFR)

[۱۴] Vendor Managed Inventory (VMI)

[۱۵] Ireland & Bruce

[۱۶] Lee and Billington

[۱۷] gunasekaran

[۱۸] Toni and Tonehia

[۱۹] levy

[۲۰] christopher

[۲۱] Lambert and sharman

[۲۲] Cohen and Lee

[۲۳] Davis

[۲۴] Lee and billington

[۲۵] Morris

[۲۶]Chopra & Mindl

[۲۷]Lin

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:52:00 ب.ظ ]




   واژه‌ی زنجیره‌ی تأمین نخستین بار توسط هولی‌هان (۱۹۸۴) معرفی و از آن پس به طرق مختلف تعریف شد. زنجیره تامین شامل شبکه های گسترده ی سازمان دهی شده ای هستند که سبب توسعه همه جانبه محصولات و اطلاعات بین تامین کننده و مشتری با پایین ترین قیمت و بالاترین سرعت، در جهت کسب رضایت مشتریان است، که نتیجه ی این عوامل افزایش انعطاف پذیری و واکنش پذیری نسبت به تقاضاهای غیر قابل پیش بینی  مشتریان است.( هند فیلد، ۱۹۹۹) جریان کلی یک زنجیره تامین در نمودار (۱۰-۲) نمایش داده شده است.

 
   

 

 

 

 

جریان کالا

جریان اطلاعات           شکل(۱۰-۲): نمایی کلی از فرایند زنجیره تامین یک شرکت )  هند فیلد، ۱۹۹۹)

زنجیره ی تأمین کنندگان، شبکه ای از شرکتهای بالادستی و پایین دستی است که در فرایندها و فعالیت های مختلفی که در قالب محصولات و خدمات در دست مشتری نهایی ایجاد ارزش می نمایند، مشارکت دارند. تأکید این تعریف بر درنظرگرفتن ارضای نیاز مشتریان در تمامی فعالیت های زنجیره تأمین است. برخی از تعاریف زنجیره تامین در ادبیات موضوع در جدول(۷-۲) قابل ملاحظه است.

جدول(۷-۲): تعاریف مختلف زنجیره تامین(فان در ورست  ،۲۰۰۰)

نویسندگان تعریف زنجیره تامین
استیونس (۱۹۸۹) مجموعه فعالیت‌های در ارتباط با برنامه‌ریزی، هماهنگی و کنترل مواد، قطعات و محصولات نهایی و نیمه ساخته از تأمین‌کننده تا مشتری نهایی
الرام (۱۹۹۱) شبکه‌ای از سازمانها که برای تحویل محصول به مشتری نهایی در تعامل با هم بوده و از طریق جریانات تأمین مواد اولیه و تحویل محصول نهایی به هم وصل شده‌اند.
منتزر و همکاران (۲۰۰۱) مجموعه‌ای از سه یا بیش از سه سازمان که مستقیماً در جریان‌های بالادست و پایین‌دست محصولات، خدمات، مالی، اطلاعاتی موجود از یک منبع تا یک مشتری دخیل هستند.

 

۱-۴-۲) مدیریت زنجیره تامین:

در ادبیات لغات بسیار مبهمی برای تعریف مدیریت زنجیره تامین استفاده گردیده است از آن جمله می توان به استراتژهای خرید یکپارچه،  لجلستیک یکپارچه،  یکپارچگی تامین کنندگان،  شراکت خریدار و تامین کننده، تامین بر اساس مدیریت،  اتحاد استراتژیک تامین کنندگان، همزمانی زنجیره تامین و مدیریت زنجیره تامین، که تمامی این واژه ها جهت تعریف کردن این فلسفه مدیریتی استفاده می گردد. (تن، ۱۹۹۸; نیو، ۱۹۹۷) هر چند که هر یک واژه های مذکور بر بخشی از فعالیت زنجیره تامین اشاره دارد، اما شاید به توان گفت اولین لغتی که از مدیریت زنجیره تامین به ذهن خطور می کند، سر و سامان دهی تامین کنندگان یک سازمان باشد. متاسفانه باید ذکر گردد که هیچ تعریفی که حق کامل زنجیره تامین را ادا نماید در ادبیات زنجیره تامین وجود ندارد. ( نیو،۱۹۹۷)   هارلند (۱۹۹۶) از زنجیره تامین به عنوان فلسفه ای مدیریتی جهت مدیریت فعالیتهای تجاری در چهار حوزه سازمان نام میبرد که این حوزه ها عبارتند از مدیریت داخلی سازمان، مدیریت تامین کنندگان دست اول، مدیریت تامین کنندگان دست دوم  و مدیریت کل زنجیره تامین.

اسکات و وست بروک (۱۹۹۱) و نیو و پاین (۱۹۹۵)  مدیریت زنجیره تامین را مدیریتی ارتباط دهنده بین عنصرهای تولیدی و فرآیندی تامین از مواد خام تا مصرف کننده نهایی تعریف می کند که مرزهای چندین سازمان را در برمی گیرد. بر اساس این تعریف گسترده، مدیریت زنجیره تامین دربرگیرنده کل زنجیره ارزش سازمان می باشد. باتز (۱۹۹۵)  مدیریت زنجیره تامین را از این تعریف گسترده تر تعریف نموده است. وی اعتقاد دارد حتی استفاده مجدد و بازیافت یک کالا سبب می شود زنجیره تامین آن کالا گسترش یابد. فارلی (۱۹۹۷) مدیریت زنجیره تامین را تمرکز بر چگونگی بهره برداری شرکتها از تکنولوژی، فرآیندها و قابلیت های تامین کنندگان جهت ارتقا مزیتهای رقابتی آن شرکت توصیف می نماید. لی و برینگتون (۱۹۹۲) مدیریت زنجیره تامین را کنترل و هماهنگی لجستیک، تولید و مدیریت مواد اولیه در یک سازمان می دانند. این در حالی است که همه سازمانهای استراتژیک سعی دارند تا به عنوان یک شرکت مستقل عمل نمایند، ما بدون شک عملکرد این سازمانها تحت تاثیر زنجیره تامین آنها قرار خواهد گرفت.

   نیو و پاین (۱۹۹۵)  تصویر کاملی از مدیریت زنجیره تامین ارائه نموده اند. به اعتقاد این نویسندگان مدیریت زنجیره تامین با استخراج مواد اولیه یا معدنی از زمین شروع گردیده و با تولید کنندگان، عمده فروشان و خرده فروشان و در نهایت مصرف کننده به پایان می رسد. هر چند به اعتقاد آنها مدیریت زنجیره تامین مطلوب، بازیافت مواد را نیز در بر می گیرد. مدیریت زنجیره تامین شامل فعالیتهایی مانند برنامه ریزی، طراحی و توسعه محصول، منبع یابی، ساخت، تولید، مونتاژ، حمل ونقل، انبار داری، توزیع و ارسال به مشتری می گردد. به عبارتی دیگر وظیفه مدیریت زنجیره تامین ایجاد تقاضا برای فروش محصول است. در واقع استراتژی کشش کالا از سوی مشتری سبب حرکت کالا در زنجیره تامین می گردد. مدیریت زنجیره تامین اشاره به زنجیره ارزش در سازمان دارد و  به عبارتی به دنبال برجسته نمودن نقش تامین کنندگان استراتژیک سازمان در زنجیره تامین آن سازمان می باشند. (تن، ۱۹۹۸)

به طور کلی، یکپارچگی در کل زنجیره ارزش سازمان جهت بهره مندی از تمامی مزیتهای این زنجیره، کاری مشکل و زمانبر است. این نگاه دقیق تر به مدیریت زنجیره تامین سبب تعریفی از آن گردیده است یعنی یکپارچگی حوزه های عملکردی مختلف در یک سازمان جهت تسهیل جریان کالا و خدمات از تامین کنندگان دست اول و استراتژیک سازمان به بخش های تولیدی و مراکز توزیع و در نهایت به مصرف کنندگان نهایی کالا و خدمات ( هولیهان، ۱۹۸۷).  تحقیقات در مدیریت زنجیره تامین عموما در حوزه بهبود مزیتهای رقابت پذیری و کارآیی بخش های تولیدی سازمان از طریق بهره برداری از تکنولوژی و قابلیت های تامین کنندگان استراتژیک سازمان، خصوصا در زمان طراحی محصول تمرکز یافته است.

مدیریت زنجیره تامین مجموعه یی از تمام فعالیت های شرکت است که هدف آن یکپارچه سازی تامین کنندگان، سازندگان، توزیع کنندگان و انبارداران و نیز تولید و توزیع صحیح و مناسب محصولات از لحاظ تعداد، محل، زمان و هزینه در راستای ارضای نیازهای مشتری است. ( روبرت بکر، ۲۰۰۵)

تعریف دیگر از مدیریت زنجیره تامین از ادبیات لجستیک و حمل و نقل در زنجیره عمده فروش و خرده فروش گرفته شده است که بر اهمیت توزیع فیزکی و یکپارچگی تامین کنندگان تاکید دارد. هیچ شکی وجود ندارد که لجستیک به عنوان مهمترین کارکرد جهت تکامل مدیریت زنجیره تامین مطرح می باشد (نیو و پاین، ۱۹۹۵). انتقال فیزیکی کالاها با بهره گیری از تکنولوژی اطلاعات امروزه بسیار راحتر از گذشته قابل برنامه ریزی می باشد.

همانگونه که ملاحظه گردید، نگرش به مدیریت زنجیره تامین از جنبه های مختلفی صورت پذیرفت،  نگرش اول، نگرش فیزیکی به عناصر زنجیره تامین و مدیریت این عناصر بود. در نگرش دوم، اهمیت زنجیره ارزش در مدیریت زنجیره تامین مورد بحث قرار گرفت. در نگرش سوم، لجستیک و حمل و نقل در زنجیره تامین محور بحث قرار گرفت.

به طور کلی مدیریت زنجیره‌ی تأمین مراحل چندگانه‌ای از یکپارچه‌سازی و هماهنگی درون- میان سازمانی را در بر می‌گیرد و حیطه‌ی آن از اولین تأمین‌کننده‌ی آغاز شده و تا آخرین مصرف‌کننده ادامه می‌یابد. مدیریت زنجیره‌ی تأمین، به طور بالقوه سازمان‌های مستقل بسیاری را در بر می‌گیرد. از این رو، مدیریت روابط درون- و میان سازمانی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است(کوپرو همکاران، ۱۹۹۷). در ادامه جدول (۹-۲) بخشی از تعاریف مدیریت زنجیره تامین را نشان می دهد.

جدول(۸-۲): تعاریف مختلف مدیریت زنجیره تامین (وارما و دشماخ ، ۲۰۰۶).

نویسندگان تعریف مدیریت زنجیره تامین
هانفیلد و نیکولز (۱۹۹۹) مدیریت زنجیره‌ی تأمین عبارت است از یکپارچه‌سازی فعالیت‌ها (فعالیت‌های مرتبط با انتقال و تبدیل کالا از ماده‌ی خام تا  مصرف کننده نهایی و جریانات اطلاعاتی همراه) از طریق بهبود روابط زنجیره جهت رسیدن به هدف نهایی کسب مزیت رقابتی پایدار .
ژنگ  و همکاران (۲۰۰۰) مدیریت زنجیره‌ی تأمین فرایند بهینه‌سازی فعالیت‌های داخلی شرکت و بهبود تعاملات شرکت با تأمین‌کنندگان و مشتریان است.

ویکری ۲ و همکاران

(۱۹۹۹)

مدیریت زنجیره‌ی تأمین به دنبال افزایش عملکرد رقابتی زنجیره از طریق یکپارچه‌سازی وظایف داخلی شرکت، و ارتباط مؤثر این وظایف با عملکرد خارجی تأمین‌کنندگان و اعضای کانال است.

۲-۴-۲) زنجیره تامین خودرو:

تحقیق حاضر را می توان از نخستین تحقیقات علمی انجام شده در زمینه مدیریت زنجیره عرضه در صنایع خودرو ایران دانست. هدف اصلی از این تحقیق، تبیین جایگاه مدیریت زنجیره عرضه جهت عقد قرارداد برای تأمین قطعات در صنایع خودرو میباشد.

دو نگرش اساسی به مدیریت زنجیره عرضه وجود دارد نگرش اول از دیدگاه لجستیک بوده که در واقع مدیریت مواد، گردش اطلاعات در بین مراکز مختلف شامل تأمین کنندگان مواد و قطعات، سازندگان، مراکز مونتاژ و مراکز توزیع می یباشد. نگرش دوم از دیدگاه زنجیره ارزش افزوده است و این نگرش وارد سطوح عملیاتی نمیشود و بیشترین تأثیر خود را در سطوح استراتژی و ساختار زنجیره عرضه می گذارد.

این دو نگرش را می توان در شکل (۱۱-۲) ملاحظه نمود.

  استراتژی
                                                             نگرش ارزش افزوده ساختار
نگرش لجستیک فرایند
  عملکرد

شکل(۱۱-۲): انواع نگرشها به زنجیره تامین (مالونی و بنتون، ۱۹۹۷)

صنعت خودرو به‌وسیله خودروسازان و تامین کنندگان بزرگ بین المللی و نیز شماری از شرکت‌های کوچک و متوسط که به اجزای تامین کنندگان می‌پیوندند، مشخص می‌شود. بازیگران اصلی زنجیره تامین در صنعت خودرو، خودروسازان، تامین کنندگان رده اول، دوم و سوم، خدمات پس از فروش، فعالیت‌های داخلی و برون مرزی را شامل می‌شود (شکل ۱۲-۲).  نقش‌های اصلی در زنجیره تامین عبارتند از:

    • خودروسازان: افزایش مقیاس اقتصادی خودروسازان منوط به صرف هزینه‌های زیاد طراحی خودرو و برند است. عوامل بحرانی خلاقیت و توانایی‌های طراحی، اولین محرک‌های بخش‌های بازارهای جدید، درزمینه کسب عمده منافع درمقایسه با سایر شرکت‌هاست. به‌نظر می‌رسد، برخی شرکت‌ها نظیر فورد، معتقدند که مزیت و شایستگی آنها مبتنی بر” برند” و بنیه مالی است. لذا آنها بخشی از فعالیت خود را برونسپاری می‌کنند، اما بقیه خودروسازان نظیر تویوتا، بر مزیت و شایستگی ساخت و تولید تاکید دارند.

عکس مرتبط با اقتصاد

  • تامین کنندگان رده اول: شرکت‌هایی هستند که مستقیما برای خودروسازان تامین قطعه می‌کنند. برخی از این تامین کنندگان در حال تبدیل شدن به تامین‌کننده بزرگ جهانی هستند. تامین‌کنندگان رده اول، به طراحی و توانایی‌های نوآورانه خود متکی بوده، اما در سطح جهانی با محدودیت‌های زیای مواجه هستند.
  • تامین کنندگان رده دوم: این شرکت‌ها، اغلب بر اساس طرح‌های خودروسازان کار می‌کنند. آنها متکی به مهارت‌های مهندسی فرایند برای دستیابی به الزامات قیمت و انعطاف پذیری هستند. از سوی دیگر، توانایی رسیدن به الزامات کیفیتی وکسب گواهی کیفیت ۹۰۰۰ ISO و نیز QS9000 به‌منظور بقا در بازار، برای آنها اهمیت دارد. این شرکت‌ها ممکن است برای یک بازار قطعه تامین کنند، اما در برخی موارد، بین المللی کردن تامین قطعه در آنها مشاهده می‌شود.
  • تامین کنندگان رده سوم: این شرکت‌ها فقط محصولات اصلی را تولید می‌کنند. در برخی موارد مهارت‌های اولیه مهندسی نیاز است. مطالعه‌ای در زمینه مهارت‌ها و آموزش در بخش‌های مختلف زنجیره ارزش خودرو در برزیل، نشان می‌دهد که در میان تامین‌کنندگان رده سوم، سطوح مهارت و سرمایه‌گذاری در آموزش، بسیار محدود است. در این نقطه از زنجیره، شرکت‌ها به‌طور عمده در زمینه قیمت قطعه با یکدیگر رقابت دارند.
  • خدمات پس از فروش: یکی از بخش‌های با اهمیت در زنجیره ارزش خودرو بازار قطعات یدکی است. در این بخش است که بسیاری از شرکت‌ها در بدو فعالیت خود در کشورهای در حال توسعه، حتی قبل از توسعه خودروسازی در آن مناطق وارد آن می‌شوند. امروزه محصولات پس از فروش، زمینه‌ساز ایجاد تجارت بین‌المللی شده است. شرکت‌ها در این بخش، بر سر قیمت با یکدیگر رقابت دارند. دسترسی به مواد خام ارزان‌تر و مهارت‌های مهندسی فرایند، مهم بوده و نیازی به نوآوری نیست زیرا عمده طرح‌ها، کپی قطعات موجود هستند، اما توانایی مهندسی معکوس و رقابت در ترجمه طرح‌ها در قالب نقشه‌ها، حائز اهمیت است.
 
 

شکل(۱۲-۲): زنجیره تامین خودرو

الف) تویوتا الگویی موفق در مدیریت زنجیره تامین :

صنایع خودروسازی جهان از صنایع پیشرو در استفاده از مدیریت زنجیره عرضه در خصوص تأمین قطعات مورد نیاز خود می باشند. بسیاری از شرکتهای موفق خودروسازی از طریق زنجیره تامین هزینه های تولید خود را به شکل چشمگیری کاهش داده اند و امکان رقابت بیشتر در بازار جهانی را کسب نموده اند، یکی از شرکتهای پیشرو دراین زمینه تویوتا است که با بهره گرفتن از روش سفارش قطعات به سازندگان بیرونی و کاهش هزینه های تولیدی، گوی سبقت را از رقبای آمریکایی خود ربوده است.

تویوتا نامی است که بیش از یک خودروساز معنا می دهد. شرکت تویوتا موتورز در سال ۱۹۳۷ تأسیس شده است. این شرکت یکی از موفق‌ترین شرکت‌های خودروساز دنیا به حساب می‌آید که توانسته است طی سال‌های اخیر، به طور مستمر سهم بازار خود را افزایش دهد. این شرکت خودروهای خود را به بیش از ۱۲۰ کشور دنیا می‌‌فروشد. تمرکز اولیه‌ی این شرکت بر بازار ژاپن، آمریکای شمالی، اروپا و آسیا است. تویوتا یک شرکت معمولی تولید خودرو نیست. از همان آغاز راه اندازی شرکت، اصول و مبانی بکر مدیریتی در شرکت به کار گرفته شد. مدیریت ارشد تویوتا معتقد بود هیچ فرایندی را نمی‌توان کامل نامید و همیشه جایی برای بهبود وجود دارد. قدرت تویوتا از دو بخش ارزشمند اساسی نشات گرفته شده: سبک رهبری تویوتا و سیستم تولید تویوتا. سبک رهبری تویوتا فرهنگ احترام به افراد ، ترویج ابتکار و نوآوری و پرورش همکاری را ایجاد نموده است. سیستم تولید تویوتا موتوری است که به واسطه آن تولید ناب، سیستم های کیفیت، سیستم کانبان ، تولید به هنگام و بهبود مستمر توسعه یافته اند این دو با هم ارکان موفقیت تویوتا می باشند.

راز دیگر موفقیت تویوتا شیوه ای می باشد که این شرکت در زنجیره تامین خود طراحی کرده است. در واقع شیوه تویوتا بخشی از چگونگی توسعه اصول زنجیره تامین و چگونگی به کارگیری این اصول در کار با تامین کننده، فروشنده و تولید کننده گان بوده است. بر اساس این اصول تویوتا برنامه ها را، در راستای زنجیره تامین هماهنگ می سازد و این زنجیره اصول را به خوبی نمایش می دهد. برتری در مدیریت زنجیره تامین آخرین بخشی می باشد که تویوتا راندمان ممتاز خود را در آن بنا کرده است.

کاربرد فلسفه ناب در مدیریت زنجیره تامین گستره وسیعتری دارد که شامل تامین کنندگان رده دوم تویوتا، تامین کنندگان رده اول تویوتا ، کانال های پخش، فروشندگان، و نهایتاً مشتریان را تحت پوشش قرار می دهد. هماهنگی، برنامه ریزی، و کنترل این شبکه گسترده کار بسیار مشکلی می باشد. تویوتا به زیرکی در سه بعد مدیریت زنجیره تامین شامل مکان، تولید، و زمان به خوبی هماهنگی ایجاد نموده است. این هماهنگی سبب کسب مزیتهای رقابتی تنوع، سرعت، تغییر پذیری و شفافیت در کنترل برای شرکت تویوتا گردیده است.

در صنعت خودروسازی، حلقه های آغازین زنجیره عرضه کنندگان قطعات اهمیت ویژه ای دارند و بیشترین فعالیتهایی که در زمینه به کارگیری مدیریت زنجیره عرضه در صنعت خودرو انجام شده است به چگونگی ساماندهی و مدیریت تأمین کنندگان اختصاص یافته است. طبق نظر تاکشی و کوسومانو(۱۹۹۵)، صنعت خودرو لابراتوار جالبی برای بررسی روابط و برهم کنش های درون و برون سازمانی است.

یک خودروی سواری معمولی به طور متوسط از بیش از ٣٠٠٠٠ قطعه تشکیل شده است، که از این تعداد حدود ٧٠  درصد آن از خارج از سازمان و توسط تأمین کنندگان قطعات، تأمین می شود . در شرکتهای بزرگ خودروسازی همانند جنرال موتورز و تویوتا، اغلب تامین کنندگان قطعات، فعالیتهای طراحی محصول را نیز در کنار فعالیت ساخت انجام می دهند. این بدان معنا  میباشد که قابلیت رقابت در صنعت خودرو، کاملا وابستگی به کیفیت عملکرد و کارایی تأمین کنندگان قطعات دارد (مالونی و بنتون، ۱۹۹۷)

تحقیقات نشان داده است که از مهمترین دلایل موفقیت خودروسازان ژاپنی کارایی و اثر بخشی سیستم تآمین قطعات آنها می باشد و این بیانگر اهمیت شبکه تأمین کنندگان قطعات در صنعت خودرو می باشد که باعث گردیده شرکتهای آمریکایی نیز سعی کنند سیستم های مشابه سیستم های ژاپن را بکارگیرند.

( جانستون و لوورنس، ۱۹۸۸)

۳-۴-۲) زنجیره تامین خودرو در ایران:

هر قدر اتکا به توان طراحی داخلی بیشتر باشد و زیر مجموعه های خودرو با سطح تکنولوژی پیشرفته تولید شوند، ارزش افزوده بیشتر شده و توان رقابت پذیری محصول در بازارهای صادراتی افزایش می یابد. در حال حاضر عمده قطعات با تکنولوژی پیشرفته در اختیار تامین کنندگان جهانی است.

اولین چالش در زنجیره تامین خودروسازی، لزوم تحول در استراتژی های تامین کنندگان است. در خودروهای جدید به طور متوسط ۲۵ درصد ارزش وزنی آن از قطعات الکترونیک تشکیل یافته است این در حالی است که کمتر از ۸ درصد آن داخلی سازی شده است.

چالش دوم، بهره وری زنجیره تامین است. این چالش سبب گردیده است که با وجود پایین بودن دستمزد در ایران، قابلیت رقابت پذیری قطعه سازان ما نسبت به کشورهای دیگر از جمله ترکیه به شدت پایین پایین تر باشد.

Efficiency بهره وری

چالش سوم، فاصله تکنولوژیک تولید خودرو در ایران با کشورهایی مانند ژاپن و کره می باشد. این فاصله هر چند در سالهای اخیر کمتر از گذشته گردیده است اما زیرساختهای صنعت و مشکلات پیش روی در زمینه مدل خودروهای تولیدی بعضا اجازه تغییرات رادیکالی در تکنولوژی تولید را به تولید کنندگان نمی دهد.

چهارمین چالش در زنجیره تامین، حضور در بازارهای جهانی از طریق توزیع کنندگان به نام و مشهور می باشد. گمنام بودن نسبی برند های خودروهای تولیدی ایران، سبب گردیده است تا در حوزه فروش و خدمات پس از فروش در کشورهای هدف، نمایندگانی ضعیفتر نسبت به رقبا انتخاب گردند.

جدول (۹-۲) به اختصار به سایر نقاط ضعف، در ابعاد مختلف در زنجیره تامین خودروسازی ایران اشاره می نماید.

 

جدول (۹-۲): نقاط ضعف در زنجیره تامین خودروسازی ایران

نقاط ضعف تبعات آن در زنجیره تامین

ضعف تکنولوژی (طراحی، ساخت، مونتاژ)

 

ü   محدود شدن تعداد تأمین کنندگان رده ١ بالقوه

ü   ناتوانی تآمین کنندگان در پشتیبانی فیزیکی عملیات زنجیره

ü   بالابودن مشکلات فنی و کیفیتی قطعات و محصولات

 

ضعف سیستم های عملیاتی

ü   محدود شدن تعداد تأمین کنندگان رده ١ بالقوه

ü   ناتوانی تأمین کنندگان در پشتیبانی فیزیکی عملیات زنجیره

ü    بالا بودن تمرکز کنترل در زنجیره

ü    پایین بودن انعطاف زنجیره در برابر تغییرات

ü   بالا بودن تأخیرها، موجودی اضافی و کمبود در کل زنجیره

 

ضعف نیروی انسانی

ü   مقاومت دربرابر تغییرات

ü    ناتوانی تأمین کننده در پشتیبانی فیزیکی عملیات زنجیره

ü    بالا بودن تمرکز کنترل در زنجیره

ü   پایین بودن انعطاف زنجیره در برابر تغییرات

ضعف شیوه های مدیریتی

ü   مقاومت دربرابر تغییرات

ü    تشکیل نشدن پیوند استراتژیک بین نهادهای زنجیره

ü    نبود بینش جامع و دراز مدت در قبال زنجیره تأمین

ضعف مالی و سرمایه ای

ü    پایین بودن تعداد تأمین کنندگان رده یک بالقوه

ü    بالا بودن ریسک و عدم اطمینان در زنجیره (کاهش پایایی سیستم)

ü    ضعف تکنولوژیکی و تبعات آن

ü    نبود بینش دراز مدت در قبال زنجیره تأمین

 

ضعف سیستم های اطلاعاتی

ü   ناتوانی تأمین کننده در پشتیبانی فیزیکی عملیات زنجیره

ü    پایین بودن انعطاف زنجیره در برابر تغییرات

ü   بالا بودن تأخیرها ، موجودی اضافی و کمبود در کل زنجیره

ü    اثر مخرب عدم اطمینان بر زنجیره

ü    عدم امکان برنامه ریزی جامع و به روز آوری سریع برنامه ها

ü   پایین بودن کارایی و اثر بخشی سیستم حمل و نقل

ضعف تشکبلات و ساختارهای صنفی

ü   مقاومت دربرابر تغییرات

ü    نبود بینش دراز مدت و تمایل به سود آوری کوتاه مدت

ü   نبود سازمانهای مالی و اعتباری و به تبع آن نکات مربوط به ضعف سرمایه ای

ü   قطع بودن ارتباط با سطوح کلان سیاست گذاری

ü   بالا بودن رقابت منفی و مخرب بین تأمین کنندگان

ü   ناتوانی تأمین کنندگان در پشتیبانی تصمیمهای استراتژیک و عملیاتی

ü    پایین بودن کارایی نظامهای آموزش

 

[۱] Houlihan

[۲] Hand field

[۳] Stevens

[۴] Elram

[۵] Mentzer

[۶] Tan

[۷] New

[۸] Harland

[۹] Scott and Westbrook

[۱۰] New and Payne

[۱۱] Baatz

[۱۲] Farley

[۱۳] Lee and Billington

[۱۴] Houlihan

[۱۵] Rogert Becker

[۱۶] Cooper

[۱۷] Handfield & Nichols

[۱۸] Zheng

[۱۹] Maloni & Benton

[۲۰] Takeishi & cusumano

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:51:00 ب.ظ ]




رابطه شغل مناسب و وجدان کاری

همانطور که در بالا گفته شد یکی از عوامل مؤثر در وجدان کاری خصوصیات شغلی است. یک شغل برای آن که بتواند موجبات رضایت شغلی و در نتیجه وجدان کار قوی را ایجاد کند بایستی دارای خصوصیات زیر باشد:

Job Satisfaction - رضایت شغلی

جذابیت:

شغل بایستی جذاب و مورد علاقه فرد باشد که در نتیجه رضایت شغلی و بازدهی و راندمان کاری بالاتر را فرآهم آورد؛

معنی داری:

شغل بایستی در صورتی که بر اساس یک نظام ارزشیابی مورد قبول سنجیده شود در خور و با اهمیت جلوه کند. در گذشته بر اساس این فرض که تقسیم کار موجب تخصص و در نتیجه کارآیی می شود از اصل تقسیم کار به اجزای بسیار کوچک استقبال زیادی شد ولی محققان پس از مدتی دریافتند که تقسیم کار به قسمت های بسیار جزئی، کارکنان را پس از مدتی خسته کرده و جذابیت کار را از بین می برد. اگر کار ما به نحوی طراحی شود که مجموعه ای از فعالیت های معنی دار و مرتبط با محصول و بازده سازمان را تشکیل دهد افراد فرصت خوبی برای احساس مسئولیت، رشد و پیشرفت شغلی خواهند داشت؛

دانلود پایان نامه

مسئولیت تجربی:

فعالیت ها باید به نحوی طراحی شوند که شخص پاسخگوی پیامدهای کاری خود بوده و مسئولیت فعالیت های انجام داده را به غهده داشته باشد؛

آگاهی از نتایج:

فرد باید بتواند بر اساس یک مبنای نسبتاٌ منظم تعیین کند که نتایج کار وی رضایت بخش بوده یا خیر؟ در واقع لازمه این کار اطلاع یافتن از نتایج عملی فعالیت های خود است (حسینی،۱۳۸۰،ص۶۱).

۲- ۱۹) پیشنهادهایی برای تقویت وجدان کار کارکنان

۱- به کارگیری کارکنان بر اساس علاقه و توانایی و معیارهای قابل اندازه گیری؛

۲- تلاش برای ارضای نیازهای کارکنان؛

۳- احتساب سختی، حساسیت و پیچیدگی کار در تنظیم حقوق و مزایا؛

۴- ارزیابی عملکرد ایشان برای ایجاد امکان پیشرفت؛

۵- ارائه فرصت و امکان لازم برای ترفیع آنان بر اساس معیارهای قابل اندازه گیری؛

۶- تشویق و تنبیه کارکنان؛

۷- شرکت دادن آن ها در تصمیم گیری های سازمانی؛

۸- تفویض اختیار و عدم تمرکز تا حد امکان؛

۹- تقسیم کار مطلوب کارکنان؛

۱۰- انتصاب مدیران شایسته بر اساس تخصص، تجربه، وجدان کاری و علاقه به جای روابط و خصوصیات نامربوط به کار؛

۱۱- اجرای برنامه های آموزشی بر اساس نیازهای شغلی و به منظور تعالی کارکنان برای ایجاد خرسندی از شغل (حسینی،۱۳۸۰،ص۶۱).

۲- ۲۰) راه های عملی تقویت وجدان کار در سازمان ها

۱- احترام به انسان؛

۲- داشتن دیدگاه مثبت گرایی نسبت به انسان؛

۳- مشارکت عملی کارکنان در تصمیم گیری ها؛

۴- آموزش جامع؛

۵- به کارگیری مکانیزم های خود انگیزشی؛

۶- توجه به استقلال افراد و واگذاری مسئولیت به آن ها؛

۷- توجه به امنیت شغلی افراد در سازمان؛

۸- ارزیابی عملکردکارکنان (سلطانی،۱۳۷۵،صص۴۲-۴۵)؛

۹- به کار گماری و ارجاع مشاغل سازمانی متناسب با نیازها، استعدادها، و توانایی های نیروی کار؛

۱۰- تدوین مقررات و ضوابط سازمانی (ملک جعفریان،۱۳۸۸،ص۸۹).

۲- ۲۱) طیف وجدان کاری

وجدان کاری دارای طیف وسیعی بوده که از ضعیف تا قوی در نوسان است و عوامل مختلف درون و برون سازمانی می توانند بر آن تأثیر گذاشته و عقربه آن را به سمت حداکثر یا حداقل حرکت دهند. در جدول زیر طیف وجدان کاری نشان داده شده است.

 

   ضعیف                                                        وجدان کاری                                                          شدید
ویژگی ها ویژگی ها

- متکی به انگیزه های بیرونی

- نیازمند به کنترل بیرونی

- چشم انداز تحلیل محدود

- در جستجوی سود کوتاه مدت محدود شده به مادیات

- تأکید بر منافع فردی غیر سازمانی

- احساس بی مسئولیتی در برابر غیر خود

- بی تفاوتی نسبت به گذشت زمان

- متکی به انگیزه های درونی

- مقید به کنترل درونی

- چشم انداز تحلیل نامحدود

- در جستجوی سود بلند مدت غیر محدود به مادیات (حداقل مسئولیت اجتماعی)

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

- تأکید بر منافع کلان جمعی سازمانی

- احساس مسئولیت در برابر غیر خود

- حساس نسبت به گذشت زمان

جدول شماره(۲-۱) طیف وجدان کاری (سلطانی،۱۳۷۷،ص۹)

 

 

 

 

 

 


وجدان کار قوی (+)
مختصات کار وجدان کار ضعیف (-)
پر کاری کمیت کار کم کاری
بهتر کیفیت کار بدتر
کنترل درونی نظارت کنترل بیرونی
حداکثر استفاده استفاده از منابع حداقل استفاده
مسئولیت پذیری احساس مسئولیت مسئولیت گریزی
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:51:00 ب.ظ ]




موضوع کار و اهمیت آن از دیرباز در جامعه ایران مطرح بوده است و اسلام نیز به کار و جایگاه آن تأکید زیادی نموده است، اما متأسفانه در حال حاضر در اکثر سازمان های کاری انگیزه کار و تلاش بیشتر و بهتر نسبتاٌ پایین است.

سبک کلاسیک مدیریت در ایران نیز به وضوح عدم کارآیی خود را نشان داده است. سطح بسیار پایین بهره وری نیروی کار، انگیزه پایین نیروی کار و قوه خلاقیت و نوآوری، بازدهی اندک دارایی ها، عدم توسعه مطلوب نیروی انسانی، کارآیی ناچیز مدیران و… همگی حاکی از وجود نوعی سبک نادرست مدیریتی در سطح مؤسسات و شرکت های دولتی و خصوصی است.

Efficiency بهره وری

بخش صنعت در ایران علیرغم سرمایه گذاری های بسیار دولت در احداث و راه اندازی و بهره وری از رشد بسیار اندکی برخوردار بوده است در این رابطه از جمله عوامل محیطی (محیط بیرونی نظام) که در ریشه یابی مشکلات صنعتی کشور مطرح می شود وجود نظام متمرکز حاکم بر کشور، بی توجهی به صنعتگران و نداشتن جایگاه مناسب در نظام اجتماعی و اقتصادی و تخصیص نامناسب منابع کشور، رواج فرهنگ تنبلی و کم کاری، عدم رشد کارآفرینی در جامعه، کمبود سرمایه گذاری در صنعت و … می باشند. ولیکن جدای از عوامل و شرایط محیط بیرونی می بایست به عوامل درونی و خود نظام نیز توجه داشت و در این رابطه به عامل نیروی انسانی، آموزش سبک مدیریت و … نیز پرداخت (پناهی و ابراهیم پور ،۱۳۸۷،ص۱۰۶)

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

بخش سوم

 ۲- ۲۹)رضایت ارباب رجوع

رضایت مردم (ارباب رجوع) در سازمان ها به عنوان یکی از شاخص های اصلی سنجش کارآمدی و رشد و توسعه نظام اداری تلقی می گردد. مؤلفه هایی از قبیل دقت و صحت در انجام امور ارباب رجوع، سرعت، کیفیت انجام امور، نحوه رفتار و برخورد با گیرندگان خدمت، هزینه های انجام خدمت، شفافیت و اطلاع رسانی مناسب عواملی هستند که در جلب رضایت مردم و نهایتاٌ افزایش اعتماد عمومی به عنوان یکی از بزرگترین تکیه گاه برای نظام اداری نیز می باشد. (میرسپاسی،۱۳۷۹،ص۵۷)

در سازمان های دانش محور، آگاهی از نحوه ارائه خدمات از اساسی ترین مکانیزم های مدیریت بوده و از اهمیت به سزایی برخوردار است و همچنین در این سازمان ها رضایت مشتری باعث پویایی آن ها گشته اعتلای اهداف سازمانی را به دنبال خواهد داشت(محمدیان و همکاران، ۱۳۸۸، ص ۵۵)

عوامل متعددی را می توان در موفقیت سازمان ها در محیط رقابتی در نظر گرفت که یکی از مهمترین و ارزشمندترین آن ها مشتریان سازمان هستند. آنان با رجوع به سازمان ها، خدمات مورد نیازشان را دریافت می کنند و در نهایت پس از دریافت خدمات، رضایت یا عدم رضایتشان را از کیفیت خدمات و نحوه ارائه آن ها اعلام می نمایند. بنابراین سازمان ها با داشتن آگاهی ها از برداشت ها و طرز تلقی مشتریان یا ارباب رجوع، در مورد عملکردشان می توانند تصمیمات مؤثرتری اتخاذ کنند. سازمان های موفق سیستم هایی پویا هستند که با توجه به نیروهای محیطی و تأثیرات آن ها فعالیت های خود را سازمان دهی می کنند و همواره با ارزیابی ورودی ها و به هنگام کردن آن ها در ارائه خدمات و محصولاتی جدید بر اساس نیاز مشتریان تلاش می کنند. آن ها همچنین با گرفتن بازخوردهایی از مشتریان و تجزیه و تحلیل آن ها. انحرافات سیستم را به موقع تشخیص داده، اصلاحات لازم را در جهت بهبود عملکرد انجام می دهند.(عطافرد و امری،۱۳۹۰،ص۱۴۶)  

ارباب رجوع یا مشتری  ۲- ۳۰)

مشتری نخستین عاملی است که نوع فعالیت سازمان را تعیین می کند. مشتری همیشه در پی منافعی است که عاید وی خواهد شد، یعنی آن چه را که یک محصول با نوعی خدمت رسانی می تواند به او ارزانی دارد. مشتری سنگ بنای سازمان است و بقای آن را تضمین می نماید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:51:00 ب.ظ ]




ارباب رجوع مانند مشتری حالت تعاملی و طرفینی ندارد، بلکه خدمات یک جانبه را شامل  می شود که بر فروشنده ها، اطلاعات مشتری نسبت به موضوع مورد مطالعه را دارند ولی خریدار نمی تواند به سادگی آن اطلاعات را به دست آورد، در حالی که سخت به آن نیازمند است مثل خدمات درمانی، خدمات علمی و … وقتی مردم را موظف به همین کنید تا برای خروج از کشور گذرنامه تهیه کنند یا برای شناسایی همدیگر شناسنامه بگیرند و آن ها را برای انجام این قبیل کارها مجبور می کنیم. در این صورت آن ها را ارباب رجوع می نامیم (خاکساری و بهرام زاده،۱۳۸۴،ص۱۵۰).

پایان نامه

جونزو سسر بر اساس وفاداری به ۴ گروه تقسیم کرده اند:

مشتریان طرفدار:

آن گروه از مشتریان هستند که نه تنها وفادارند، بلکه با رضایت کامل از سازمان محصول یا خدمات آن را به دیگران هم توصیه می کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

مشتریان گروگان:

مشتریانی هستند که به شدت ناراحت هستند اما به علت عدم وجود شرایط رقابتی، تأمین کننده دیگری را نمی شناسند

مشتریان حریص: مشتریانی هستند که با وجود رضایت بالا از یک سازمان، همواره در جستجوی تأمین کنندگان دیگری هستند که محصول خود را با قیمت کمتری ارائه می کنند.

مشتریان خطرناک: مشتریانی هستند که با وجود شرایط رقابتی به سراغ دیگر تأمین کننده ها هم    می روند اما از هیچ فرصتی برای ابراز عدم رضایت خود از سازمان قبلی هم صرف نظر نمی کنند (کاووسی و سقایی،۱۳۸۴،ص۳۸۸-۳۸۷).

رضایت مشتری         

وفاداری مشتری

کاملاٌ راضی          کاملاٌ ناراضی
زیاد طرفدار گروگان
کم حریص خطرناک

                   

         

      

در نهایت این که ارباب رجوع، شخصی است که برای انجام یک کار و یا دریافت خدمت به واحد مورد نظر مراجعه کرده است. در واقع مشتری یا ارباب رجوع، همان گیرندگان خدمت از سازمان ها می باشند.  

۲- ۳۳) مفهوم رضایت مشتری

زیر بنای نظریه ((رضایت مشتری)) و ((مشتری گرایی)) نظریه های ((جوران دمینگ و کرزابی)) است. رضایت مشتری آن چنان ارزشمند است که در ((جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریچ))  که دارای هفت معیار است، وزین ترین معیار تلقی می گردد.

بلانچارد و گالوی معتقدند: رضایت مشتری در نتیجه ادراک مشتری طی یک معامله یا رابطه ارزشی است به طوری که قیمت مساوی است با نسبت کیفیت خدمات انجام شده به قیمت و هزینه مشتری.

رضایت مندی به عنوان درجه ای که عملکرد واقعی یک شرکت انتظارات مشتری را برآورده کند، تعریف می گردد (دیوان دری و همکاران،۱۳۸۷،ص۲۴)

رضایت مندی مشتری، یعنی تأمین کامل نیازها و خواسته های او درست در همان زمان و با روشی که او می خواهد. از این دیدگاه رضایت مشتریان در سه سطح مورد بررسی قرار می گیرد که عبارتند از:

سطح اول: تأمین نیازهای اولیه مشتریان؛

سطح دوم: تأمین انتظارات؛

سطح سوم: توجه و تأمین انتظارات (مجیدی نیا،۱۳۸۳،ص۲۴).

از نظر پرفسور ژوران رضایت مشتری حالتی است که مشتری احساس می کند که ویژگی های فرآورده منطبق بر انتظارات او است. ایشان در مقابل رضایت مشتری عدم رضایت یا ناخرسندی مشتری را به عنوان مفهوم جداگانه ای در نظر گرفته است. و آن را چنین تعریف می کند. نارضایتی مشتری حالتی است که در آن نقایص و معایب فرآورده موجب نارضایتی، شکایت و انتقاد مشتری   می شود. به عقیده این دانشمند، رضایت مشتری و عدم رضایت مشتری متضاد نیستند.

از نظر ریچارد اولیور رضایت مندی مشتری یا عدم رضایت او از تفاوت ما بین انتظارات مشتری و کیفیتی که او دریافت کرده است حاصل می شود یعنی:

انتظارات مشتری- استنباط مشتری از کیفیت= رضایت مشتری

یعنی هر چقدر انتظارات مشتری از محصول بیشتر باشد او انتظار دارد کیفیت بالاتر از محصول را دریافت کند (کاووسی و سقایی،۱۳۸۴،ص۳۹۱).

راپ: رضایت مشتری یک دیدگاه فردی است که از مقایسه دائمی بین عملکرد واقعی سازمان و عملکرد مورد انتظار ناشی می شود.

تاپفر: رضایت مشتری به توانایی سازمان در تأمین کیفیت مورد انتظار مشتری بستگی دارد(ملکی و همکاران،۱۳۸۷،ص۲۷)

۲- ۳۴) تاریخچه مشتری مداری در نظام اداری و اجرایی ایران

در جوامع امروزی و با وجود رویکردهای نوین مدیریتی، توجه به اصل محوری مشتری مداری و جلب رضایت مردم یکی از جهت گیری های اساسی تلقی می شود. در نظام اداری و اجرایی کشورهای مختلف از جمله ایران نیز، رضایت مردم، از خدمات دستگاه های دولتی به عنوان یکی از مؤلفه های اصلی و نیز سنجش میزان کارآمدی و رشد و توسعه آن نظام تلقی می شود. در این ارتباط، در      سال های اخیر اقدامات مختلفی در زمینه تحول در نظام اداری کشور انجام شده و برای رفع    نارسایی های یاد شده، برنامه تحول در نظام اداری با اهداف زیر تدوین شده و یا در دست اجرا است:

۱- ایجاد نظام اداری و مدیریت کارآمد، مقتدر و پاسخگو؛ ۲- تأمین و گسترش عدالت در نظام اداری؛  ۳- تأمین ثبات و امنیت و نهادینه کردن قانون در نظام اداری؛  ۴- نوسازی معنوی روابط دولت و مردم؛  ۵- ارتقای سطح رضایت مندی ارباب رجوع و توسعه خدمات رسانی مشفقانه؛  ۶- ایجاد محیط مناسب برای رشد و کرامت انسانی و فضایل اخلاقی در نظام اداری.

بدین ترتیب ملاحظه می شود که رضایت مردم از خدمات دستگاه های دولتی و ارتباط مؤثر دولت و مردم در اهداف برنامه های تحول در نظام اداری مورد توجه قرار گرفته است.

با تصویب طرح ارتقا و حفظ کرامت مردم در نظام اداری یا ((طرح تکریم مردم و جلب رضایت ارباب رجوع در نظام اداری)) به عنوان یکی از برنامه های هفتگانه تحول تحول در نظام اداری توسط شورای عالی اداری در تاریخ ۲۵/۱/۱۳۸۱، و ابلاغ آن طی نامه شماره ۱۸۵۴۰/۱۳٫ط مورخ ۱۰/۲/۱۳۸۱ به دستگاه های اجرایی، موضوع اعمال و تأثیر نظرات مردم و ارباب رجوع در وضعیت استخدامی کارکنان دستگاه های مشمول این مصوبه در ماده ۱۲ دیده شد.به این ترتیب از سال ۱۳۸۱ برای اولین بار در نظام اداری کشور مقوله رضایت خدمت گیرندگان و آثار آن در مقررات استخدامی، مورد توجه قرار گرفت و باعث شد در سال های اخیر حتی به صورت جزئی، بحث عامل رضایت مندی مراجعان به عنوان یک عامل اثر گذار در تدوین مقررات استخدامی، دیده شود (رونق،۱۳۸۸،ص۲۶) 

در پی مصوبه ۱۳۸۱ تمام سازمان های دولتی و بخش غیر دولتی را موظف ساخته است تا نسبت به انجام موارد زیر اقدام کنند:

۱- شفاف و مستند سازی نحوه ارائه خدمات به ارباب رجوع؛

۲- اطلاع رسانی از نحوه ارائه خدمت به مردم؛

۳- تدوین منشور اخلاقی سازمان در ارتباط با مردم؛

۴- بهبود و اصلاح روش های ارائه خدمت به مردم؛

۵- نظر سنجی از مردم؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:51:00 ب.ظ ]




۱- آموزش کارکنان در سازمان

- آشنایی کارکنان با اهداف سازمان؛

- آشنایی کارکنان با وظایف پست سازمانی؛

- آشنایی کارکنان برای رعایت نظم، وقت شناسی و آراستگی ظاهری؛

- رعایت ادب و نزاکت، عدالت و انصاف در ارائه خدمات؛

- بهره گیری مدیران از انگیزه های تشویقی و تنبیهی بهتر برای خدمت رسانی؛

- ایجاد فرهنگ تعاون مبتنی بر احترام متقابل بین کارکنان و مراجعان.

۲- شفاف سازی و مستند سازی نحوه ارائه خدمت به ارباب رجوع

- ارائه خدمات مشاوره ای به مراجعین در جهت حل مشکلات آنان؛

- معرفی طرح های اولویت دار بخش تعاون در تابلوهای مناسب؛

- انتشار کتابچه راهنما حاوی مطالب مربوط به تعاونی ها، مشتمل بر روش انجام کار و زمان انجام کار و مدارک مورد نیاز؛

- قرار دادن دستورالعمل تشکیل تعاونی ها و اساسنامه برای مطالعه مراجعین؛

- تهیه جدول زمان بندی مناسب برای ملاقات مراجعان با مدیران و مسئولان ذیربط در صورت نیاز.

۳- اطلاع رسانی از نحوه خدمات به مردم

- نصب تابلو شناسایی اتاق ها باذکر طبقات و شماره اتاق جهت راهنمایی ارباب رجوع؛

- تهیه و نصب نام و نام خانوادگی پست سازمانی کارکنان در محل استقرار آنان که قابل رویت مراجعین باشد؛

- تهیه و نصب رئوس کلی وظایف اصلی هر یک از کارکنان در محل استقرار آنان؛

- راه اندازی خط تلفن پیام گیر جهت دریافت نظرات، پیشنهادات و شکایات؛

- تهیه و پخش برنامه های آموزشی لازم از عملکرد تعاونی های موفق، پاسخ گویی به سؤالات و مصاحبه با تعاون گران و صاحب نظران مسایل تعاونی از طریق رسانه های جمعی به ویژه رادیو و تلوزیون؛

۴- تدوین منشور اخلاقی سازمان در ارتباط با مردم

- در نظر گرفتن فضای مناسب برای حضور ارباب رجوع؛

- تقویت نظم و انضباط اداری در رفتار و عملکرد کارکنان؛

- برگزاری دیدارهای بین مدیران تعاونی ها و اعضاء و مسئولان تصمیم گیرنده در استان جهت رفع مشکلات؛

- ملحوظ داشتن رضایت مندی ارباب رجوع در ارزشیابی کارکنان و مدیران اجرایی؛

۵- نظر خواهی از مراجعین از نحوه خدمت و رضایت مندی آنان

- انجام نظرسنجی از طریق ارائه و تکمیل فرم پرسشنامه توسط مراجعین؛

- نصب صندوق انتقادات و پیشنهادات برای مراجعین در محل درب ورودی ساختمان؛

- فعال نمودن واحدهای بازرسی و رسیدگی به شکایات در واحدهای اجرایی؛

- استفاده از پیشنهادات سازنده مراجعین برای بهبود امور.

۶- بازرسی مداوم و نظارت بر حسن عملکرد کارگزاران

- بازرسی مداوم از نحوه عملکرد کارکنان، مدیران در پاسخگویی به مردم؛

- ارزیابی عملکرد مدیران موفق و ناموفق در این زمینه؛

دانلود پایان نامه

- تشویق و تنبیه کارکنان و مدیران بر اساس ارزیابی های انجام شده (بهروز،۱۳۸۱،ص۵۷)

۲- ۳۶) دسته بندی انواع مشتریان

مفهوم تمرکز روی مشتری و رضایت او برای دو نوع مشتری به کار گرفته می شود. مشتریان خارجی و مشتریان داخلی:

الف) مشتریان خارجی: افراد یا سازمان هایی هستند که محصول خدمت یا اطلاعات را دریافت نموده و هزیته ای را پرداخت می نمایند. این مشتریان خارجی خود، به صورت زیر تقسیم می شوند.

مصرف کننده نهایی : مشتریانی که محصول یا خدمت را مورد استفاده قرار می دهند، این مصرف کننده خود می تواند یک سازمان باشد.

مشتریان میانی: این نوع مشتریان خود دو دسته اند، دسته اول آن هایی هستند که یا توزیع کننده اند و محصول مورد نظر را با تغییر اندک یا بدون تغییر به دست مشتری می رسانند و یا خود سازنده بوده و با انجام یک سری فعالیت های تولیدی و ساخت روی محصول، آن را برای استفاده مصرف کننده آماده می کنند. دسته دوم محصول مورد نظر را برای مشتریان نهایی تعمیر می کنند.

ب) مشتریان داخلی سازمان: کارمندان یا بخشی می باشد که خروجی به شکل محصول، خدمت یا اطلاعات را از کارمند یا بخش دیگری در سازمان دریافت می دارد. مشتریان داخلی به عنوان اشخاص بعدی در فرایند کاری محسوب می گردند. بر پایه این مفهوم، تمام فعالیت های کاری مرتبط در یک سازمان می تواند به عنوان یک سری ارتباط بین کارمندان یا مشتریان داخلی و عرضه کنندگان داخلی تعریف می شود. از طرف دیگر عموم مردم را به چند طبقه تقسیم کرد که از بعضی جهات نقاط مشترکی دارند.

۱- داخلی و خارجی: عموم داخلی درون سازمان هستند از جمله مدیران، سرپرستان، کارمندان دفتری، سهامداران و هیئت مدیره. عموم خارجی، آن هایی هستند که مستقیماٌ در ارتباط با سازمان نیستند. از جمله مطبوعات، دولت، مشتریان، آموزش گران، جامعه و مسئول تدارکات.

۲- اولیه، ثانویه، حاشیه ای: عموم اولیه تقریباٌ می توانند به تلاش های سازمان کمک برسانند و یا اشکال ایجاد کنند. عموم ثانویه اهمیت کمتری دارند و عموم حاشیه ای باز هم اهمیت کمتری نسبت به دسته دوم دارند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:50:00 ب.ظ ]




انواع ارباب رجوع

- ارباب رجوع حقیقی: به افرادی اطلاق می شود که با ماهیت فردی و حقیقی خود در فرایند خدمات شرکت می کنند.

- ارباب رجوع حقوقی: به شرکت ها، سازمان ها، نهادها و بنگاه های اقتصادی، که در چهارچوب شخصیت های حقوقی در فرایند خدمات شرکت می کنند.

عکس مرتبط با اقتصاد

- ارباب رجوع سازمانی: به لحاظ ارائه خدمات، سازمان و یا اداره به درون و بیرون سازمانی تقسیم می شود، وابستگی بخش های مختلف در انجام کار مثلاٌ در تحقیقات مجری مصاحبه کننده که به آن ارباب رجوع درون سازمانی می گویند و افرادی که از یافته های پژوهش بر حسب نیاز استفاده      می کنند به ارباب رجوع بیرون سازمانی اطلاق می شود. گاهی کارکنان در درون سازمان به همکاران خود مراجعه می کند که به آن ارباب رجوع درون سازمانی می گویند.

- ارباب رجوع منطقه ای (جغرافیایی): به مراجعه کنندگان محله؛ منطقه، شهر و کشور اطلاق می شود.

- ارباب رجوع سفارشی: که معمولاٌ با سفارش یکی از مسئولین، نمایندگان یا امام جمعه و یا افراد عادی به اداره معرفی می شود (کلهر،۱۳۸۳،ص۱۳۶).

۲- ۳۸) مدلی برای اندازه گیری رضایت ارباب رجوع

یک مدل هفت مرحله ای که می تواند شرکت ها را برای اندازه گیری رضایت ارباب رجوع راهنمایی کند. بدین ترتیب تهیه می شود:

۱- مشخص کردن موقعیت؛

۲- استخراج شاخص های کیفی از پرسنل (متخصصان شرکت)؛

۳- استخراج شاخص های کیفی از مشتریان و افراد غیر مشتری مرتبط؛

۴- کمی نمودن شاخص های شناسایی شده از لحاظ اولویت با بهره گرفتن از تکنیک های مربوط مانند روش AHP؛

۵- کمی کردن میزان رضایت مشتریان (تماس انواع مشتری) در مورد شاخص های شناسایی شده؛

۶- توسعه و تحلیل اطلاعات و استفاده از نتایج به دست آمده؛

۷- مسیریابی بر اساس اعداد به دست آمده (نظام بهرامی،۱۳۸۵،ص۹).

۲- ۳۹) ۱۰ معیار اساسی برای ارزیابی کیفیت خدمات ارائه شده به مشتریان

۱- اعتماد پذیری:

یعنی مؤسسه سر وقت به تعهدات خود عمل نکند.

۲- دسترسی:

شامل نزدیک بودن و سهولت دسترسی است به این معنی که:

- خدمت به راحتی و آسان، مثلاٌ با یک خط تلفن در اختیار ما قرار گیرد. برای مثال خط ها زیاد مشغول نباشند یا این که، ما را زیاد نگه ندارند؛

- مدت انتظار برای دریافت خدمت طولانی نباشد؛

- مکان ارائه خدمات مناسب باشد؛ 

- زمان ارائه خدمات مناسب باشد.

۳- قابل لمس بودن:

شامل مدارک فیزیکی برای خدمت.

- ابزارها و تجهیزات مورد استفاده در فراهم آوری خدمت؛             

- وجود مشتریان دیگری که از خدمات استفاده می کنند؛

- رویت پرسنل.

۴- درک مشتری:

شامل کوشش برای درک نیازهای مشتری که شامل:

- درک نیازهای خاص مشتریان

- فراهم کردن توجهات لازم

- شناسایی مشتریان منضبط.

۵- امنیت:

که همان رهایی از خطرات، ریسک یا شکست است، که شامل:

- امنیت فیزیکی                        - امنیت مالی                     - راز داری

۶- اعتبار:

یعنی امانت داری و درست کاری، شامل شهرت سازمان یا مؤسسه

۷- ارتباطات:

ایجاد زبانی است که مشتریان به راحتی بتوانند به آن ها گوش دهند و آن را بفهمند، به گونه ای که:    

- خدمات را به طور واضح شرح دهد؛

- شرح دهد که خدمات چقدر هزینه خواهد داشت.

۸- ادب و تواضع:

شامل ادب، احترام، توجه و دوستی با مشتری است.

۹- صلاحیت:

دارا بودن مهارت های مورد نیاز و دانش کافی برای ارائه خدمات، شامل:

- دانش مهارت پرسنلی که مستقیماٌ در ارائه خدمات نقش دارند

- دانش و مهارت پرسنل پشتیبانی عملیاتی.

۱۰- پاسخگویی:

شامل آمادگی و رضایت کارکنان برای فراهم آوردن خدمات و پاسخگویی در زمان وقوع مشکلات و ارائه خدمات (شیرزادی،۱۳۸۵،ص۳۰).

۲- ۴۰) مزایای رضایت مشتری

کسب رضایت مشتری دارای مزایایی می باشد که از جمله مهمترین آن ها عبارتند از :

- تداوم حمایت و وفاداری را تشویق می کند؛

- تبلیغات مثبت دهان به دهان را افزایش می دهد (بهبود و افزایش شهرت و اظهارات مثبت)؛

- هزینه های جذب مشتریان جدید را کاهش می دهد؛

- مشتریان را از رقبا دور می کند؛

- می تواند مزایای پایداری را ایجاد کند (رشد و توسعه پایدار)؛

- جلب اعتماد عمومی؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:50:00 ب.ظ ]




فرق کیفیت خدمات با رضایت مشتری

اگر چه رضایت را نیز تفاوت بین انتظار و عملکرد تعریف کرده اند. با این حال تفاوت هایی بین کیفیت و رضایت و جود دارد. از جمله:

۱- رضایت یک احساس و تعمیم، پس از تجربه است در حالی که کیفیت این گونه نیست.

۲- انتظارات در ادبیات مربوط به رضایت و کیفیت به گونه ای متفاوت تعریف شده است.

کاربران و نویسندگان تحت فشار عمومی تمایل دارند تا از واژه های رضایت و کیفیت به جای یکدیگر استفاده کنند. ولی محققین تلاش داشته اند تا در مورد معیار و اندازه گیری در مفهوم دقیق تر باشند. همچنان که گفته شد؛ مفهوم ((کیفیت خدمات)) و ((رضایت مشتری)) در ویژگی های زیر مشترک هستند.

۱- هر دو مفهوم بر روی مشتریان فکر می شود تا انتظارات اولیه برای خریدهای آن ها حفظ شود؛

 ۲- ادراکات مشتریان بر اساس خریدشان به دست می آید؛

 ۳- مشتریان انتظار خود را با ادراکاتشان مقایسه می کنند؛

 ۴- این فرایند مقایسه ای منجر به ارزیابی های کیفیت و یا رضایت و به دنبال آن به وجود آمدن پی آمدهایی از قبیل قصد خرید در آینده و … می شود.

لیل جاندر و استراندویک (۱۹۹۴) عنوان می کنند برای ارزیابی کیفیت خدمات نیازی به تجربه آن نیست و می توان خدمت را بر اساس دانش درباره ارائه کننده خدمت، ارزیابی کرد. در حالی که رضایت یک دیدگاه درونی است و حاصل تجربه خود مشتری از خدمت می باشد که در آن ستاده بر حسب ارزشی که دریافت شده در مقابل آنچه داده شده، ارزیابی می شود برای مثال ممکن است مشتری اظهار کند خدمات بانک با کیفیت است، اما این بدان معنی نیست که از بانک راضی است چرا که ممکن است بالا بودن نرخ سود و وام باعث نارضایتی وی شده باشد(حسینی هاشم زاده،۱۳۸۸،ص۶۸).

۲- ۴۲) کیفیت و ابعاد آن در حوزه خدمات دولتی

واژه کیفیت به اشکال مختلف همجون درجه تعالی، درجه انطباق با استاندارد، خصوصیات و صفات ویژه و صفات مطلوب اطلاق می شود. از آنجا که مفهوم کیفیت ترجیحاٌ یک موضوع ارزشی است لذا دارای ماهیت چند بعدی است و از آن برداشت های متفاوتی می شود. کیفیت بر ضرورت تولید کالاها و خدمات به شکلی مستمر و با تأکید بر خواسته های مشتری اشاره دارد. لذا همان طوری که ذکر شده، کیفیت تأکید بر انجام صحیح کارها، توجه به خواسته مشتریان دارد و تمرکز اصلی آن بر روی رضایت مشتری است.

ابعاد مدیریت در بخش دولتی با ابعاد مدیریت کیفیت در بخش خصوصی ابعاد کیفیت شامل قیمت، دوام، قابلیت اطمینان، تحویل به موقع، کارکرد، خدمات پس از فروش، همسازی، شکل ظاهری، شهرت، ایمنی و تأثیر اجتماعی است که مشتری در مورد ارائه محصول ارزیابی می کند. اما باید توجه داشت که ابعاد کیفیت جامع در بخش دولتی بسیار فراتر از نگرشی است که مشتری نسبت به یک کالا یا یک شی دارد. در ادامه به برخی از ابعاد مدیریت کیفیت در بخش دولتی از نظر دانشمندان مدیریت اشاره می شود (الوانی و ریاحی،۱۳۸۲،صص۴۷-۵۰).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

ابعاد مدیریت کیفیت جامع در بخش دولتی   نظریه جیسون (۱۹۹۸)

سرعت سرعت در ارائه خدمات همراه با دقت و اطمینان از صحت ارائه خدمات.
ادب و نزاکت رعایت ادب و احترام
راحتی و پاکیزگی قابل دسترسی بودن خدمات و فضای تمیزی کار و اقدامات
دوستانه برخورد کردن صحبت صمیمانه و دوستانه با مراجعان و راهنمایی درست آن ها

جدول (۲-۳) نظریه جیسون

ابعاد مدیریت کیفیت جامع در بخش دولتی مدل گاورین (۱۹۹۲)

اطلاع رسانی در بخش دولتی باید سریع و دقیق بوده و در دسترس همگان باشد
سرعت در ارائه خدمات مشتریان بخش دولتی، خواهان تسریع در کارهای مورد نظر خود هستند.
صحت در ارائه خدمات مشتریان بخش دولتی، درستی نتایج کارهای انجام شده را طالب اندو
زیبایی فضای ارائه خدمات مشتریان بخش دولتی، مایلند ظاهر اقدامات، مکاتبات و امکانات، تمیز و پاکیزه باشد.
رفتار مناسب مشتریان بخش دولتی، خواهان دریافت خدمات با رفتاری مشفقانه هستند.
قانونمندی مردم خواهان پایندی کارکنان به قوانین و ضوابط هستند و هیچ گونه تبعیض را روا نمی دانند.
سادگی و سهولت مردم مایلند کارها به سادگی انجام پذیرد نه در چارچوب گردش کارهای پیچیده.
انعطاف پذیری مراجعان بخش دولتی خواهان نرمش در نحوه اجرای قوانین و مقررات اند.

جدول (۲-۴) مدل گاورین

 

 

 

 

 

 

ابعاد مدیریت کیفیت جامع در بخش دولتی   نظریه کیت اسمیت (۱۹۹۴)

فروتن استقبال از مشتری با توجه به حضور مشتری، نگاه کردن به وی با روی گشاده، مودب و یاری دهنده
موجز بودن واکنش سریع داشتن، توضیح دادن درباره تأخیرها، پرداختن به موضوع های کاری
کامل بودن ارائه خدمات کامل، حصول اطمینان از صحت کارها، ارائه دستورالعمل ها و پاسخ های کامل
وضوح به وضوح صحبت کردن، صحبت به زبان مشتری، استفاده نکردن از اصطلاحات خاص فنی و مبهم
صحیح بودن حصول اطمینان از صحیح بودن مدارک
با توجه بودن با توجه کامل گوش دادن، در نظر گرفتن فرصت کافی برای گوش دادن به سخنان مشتری
پاکیزه بودن ظاهر آراسته و مرتب داشتن، حفظ محیط کاری تمیز، مرتب، ایمن و مطبوع.

جدول (۲-۵) نظریه کیت اسمیت

ابعاد مدیریت کیفیت جامع در بخش دولتی   نظریه پارسورمان (۱۹۹۶)

ملموس ها مراجعان به تأسیسات فیزیکی، ابزار، کارکنان و … توجه دارند.
قابلیت اعتماد مراجعان توجه دارند که سازمان تا چه اندازه در اجرای خدمات وعده داده شده توانایی دارد.
پاسخگویی مراجعان مایلند کارکنان بخش دولتی در قبال خدمات ارائه شده پاسخگو باشند.
اطمینان توانایی، دانش و مهارت کارکنان بخش دولتی به مردم اطمینان می دهد.
دلسوزی و تعهد احساس تعلق و تعهد سازمان نسبت به فرد فرد مشتریان.

جدول (۲-۶) نظریه پارسومان

 

 

 

ابعاد مدیریت کیفیت جامع در بخش دولتی   نظریه پیترسنگه (۱۹۹۸)

در دسترس بودن تمام اطلاعات مربوط به ارائه خدمات در دسترس مراجعان باشد
ایجاد ارتباط روان تر و سریعتر ارتباط کارکنان با مراجعان روان و آسان برقرار شود
حفظ ارتباط این ارتباط دوستانه و کلامی در همه ملاقات ها برقرار باشد
کیفیت ارتباط ارتباط بین سازمان و مراجعان انتظارات مشتریان را برآورده سازد
یکپارچگی و صداقت مراجعان اطمینان حاصل کنند که کارکنان در رفتار خود صداقت دارند
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:50:00 ب.ظ ]




استنباط ژاپنی ها از مسأله رضایت مشتری بر ۵ مفهوم اساسی استوار است که عبارتند از:

۱- جلب رضایت مشتری باید نخستین هدف مدیریت تلقی شود؛

۲- استراتژی جلب رضایت مشتری باید اساساٌ از طریق ارتباط نزدیک و تنگاتنگ با مشتری باشد؛

۳- میزان رضایت مشتری باید مرتباٌ مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد؛

۴- تأمین رضایت مشتری در گرو تلاش های دائمی و مستمر است؛

۵- دستیابی به رضایت مشتریان باید توسط مدیریت پیگیری و دنبال شود.

در پژوهشی که در مورد کار شرکت های ژاپنی صورت گرفت، نشان می دهد که آن ها برای ارائه خدمات به مشتری هفت اقدام را ضروری می داند، که به هفت دستور طلایی برای خدمت بهتر به مشتری معروف است.

۱- تعیین و تبین مأموریت شرکت در راستای منابع و خواسته های مشتری؛

۲- درگیر ساختن و متعهد کردن دائمی مدیریت ارشد در پیشبرد کارها؛

۳- گزینش کارکنان مناسب؛

۴- آموزش و بازآموزی کارکنان؛

۵- رایج ساختن استانداردهای کیفیت و ارزیابی دائمی میزان رعایت آن ها؛

۶- استفاده از تکنولوژی برای دستیابی به رضایت مشتری؛

۷- خلاقیت برای حرکت به فراسوی انتظارات (دومینک توربین،۱۳۷۸،صص۳۹-۴۴)

۲- ۴۴) ویژگی رفتاری کارکنان در رابطه با ارباب رجوع

کارکنانی که با مشتری تماس دارند، باید ویژگی های رفتاری خاص و مهارت های کنترلی بالایی داشته باشند. آن ها علاوه بر داشتن مهارت های فنی باید:

۱- در دسترس ارباب رجوع بوده و به حرف های او گوش دهند؛

۲- قادر به رسیدگی و حل مسایل مشتری باشند؛

۳- آمادگی لازم برای مواجهه با موقعیت های نامطلوب را داشته باشند؛

۴- توانایی غلبه بر احساسات خود را داشته باشند؛

۵- به روشنی صحبت و رفتار کنند؛

۶- برخوردی صمیمانه داشته باشند؛

۷- قادر به ارائه پاسخ های قانع کننده باشند؛

۸- برای درخواست های غیر منتظره جواب های فوری داشته باشند؛

۹- علاقه مند به ابتکار عمل باشند؛

۱۰- انعطاف پذیر و محبوب باشند (کشفی، ۱۳۷۸،صص۵۶-۵۹).

۲- ۴۵) شش ویژگی مهم کارکنان موفق در رابطه با ارباب رجوع

شش ویژگی مهم کارکنانی که در ارتباط با جلب رضایت ارباب رجوع موفق می باشند عبارت است از: داشتن اخلاق کار، وجدان کاری، در نظر گرفتن منشور اخلاقی سازمان، داشتن عزت نفس، برقراری ارتباط مؤثر، داشتن روحیه مشارکت پذیری.

اخلاق کار: هر یک از ما  نگرشی معین نسبت به کار و انسان داریم. طرز تلقی ما از کار، اعم از این که آن را مفید بدانیم یا نه و یا آن را فعالیتی برای زندگی شخصی و یا حرکتی برای رشد جامعه تلقی کنیم بر بزرگی ما اثر می گذارد، کار علاوه بر آن که در زندگی روزمره و بلندمدت ما در جامعه اثر می گذارد، آهسته آهسته شخصیت ما را نیز تحت تأتیر قرار می دهد برخی از مشاغل به مرور زمان انسانها را هدفمند، ژرف اندیش و ملی نگر باز می آورد، در عوض برخی از آن ها هم صفات و ویژگی هایی که از کار و محیط کار بر زندگی انسان اثر می گذارد، تحت تأثیر نگرش انسان به آن کار است. علامه بر آن تجانس شخصیت و ماهیت کار از عوامل اثر گذار بر نگرش ما نسبت به کار است. اگر کار ما با توجه به استعداد و قابلیت و مطابق با ویژگی های شخصیتی مان باشد، نگرش ما نسبت به آن مثبت خواهد بود، در غیر این صورت کسب نگرش مثبت به کار با دشواری به دست خواهد آمد.

وجدان کار: وجدان یا به عبارت دیگر قضاوت خود درباره اعمال خود یکی از مهمترین کاربدهای اخلاق کار است. مسلم خانی وجدان کار را این گونه تعریف کرده است. ((وجدان کار را می توان وضعیتی دانست که در آن افراد جامعه در مشاغل خود سعی می کنند کارهایی که به آن ها محول شده است را به بهترین وجه به طور دقیق و با رعایت اصول بهینه سازی به انجام برسانند (کلهر،۱۳۸۳،ص۱۳۶).

بنابراین می توان گفت وجدان کاری، یعنی رضایت درونی شخص از کارش به طور آگاهانه، مقصود از رضایت آگاهانه آن است که شخص کمیت، کیفیت و زمان و هزینه کار را می داند و از کاری که با توجه به معیارها توانسته است به درستی انجام دهد راضی می باشد.

برخی از ویژگی های افراد با وجدان کار:

- درست کار کردن در آن ها نهادینه شده است؛    

- خود رهبر و خود کنترل هستند؛

- بلند نظر ژرف اندیش و دارای دید وسیع هستند؛

- نسبت به افراد جامعه احساس مسئولیت دارند؛

- حداکثر استفاده از وقت کار را به عمل می آورند؛

- از نگرش سیستمی برخوردارند؛

- به منافع جمع می اندیشند و خود را وقف خدمت می کنند.

برقراری ارتباط مؤثر: ارباب رجوع گرایی به عنوان کوششی برای نفوذ در مراجعه کننده تلقی می شود حداقل شایستگی برای نفوذ در دل وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:49:00 ب.ظ ]




مدل های مفهومی چندی برای سنجش رضایت مشتریان و مدیریت کیفیت خدمات طراحی شده است. هر کدام از این مدل ها بنابر اقتضای خود می تواند مفید واقع شوند. در این میان مدل کانو و سروکوال در مقایسه با دیگر مدل ها پر استفاده ترین و مشهورترین مدل ها هستند.

دانلود پایان نامه

۲- ۴۷-۱) مدل کانو

در اواخر دهه هفتاد (۱۹۸۴) قرن بیستم دکتر نوریاکی کانو یکی از برجسته ترین صاحب نظران علم مدیریت کیفیت، مدلی را مطرح کرد که امروز در اکثر الگوهای رضایت مشتریان مورد استفاده قرار  می گیرد. او در مدل خود نیازهای مشتریان را به سه دسته الزامات اساسی، عملکردی، انگیزشی تقسیم نموده است. دسته اول الزامات به عنوان حداقل برای ورود به بازار شناخته شده و دسته دوم حداقل تلاش برای حفظ بازار و دسته سوم در ایجاد مزیت رقابتی مؤثر است (فضلی و علیزاده،۱۳۸۷،ص۱۵۴).

روش کانو برای اولویت بندی نیازهای مشتریان نیز مورد استفاده قرار می گیرد و از این نظر مفید است که چون نیاز همه مشتریان یکسان نبوده و برای افرادمختلف متفاوت خئاهد بود. از نتایج آن می توان برای اولویت بندی تلاش ها در جهت جلب رضایت مشتریان مختلف استفاده کرد.

الزامات اساسی

نیازهای اساسی، خصوصیات ابتدایی و اولیه هر کالایی است به طوری که عدم وجود آن ها منجر به نارضایتی مشتری می گردد. از آن جا که نیازمندی های اساسی به عنوان خصوصیات ابتدایی و اولیه هر کالا یا خدمتی مطرح می شوند. لذا اغلب اوقات مورد توجه بسیاری از مشتریان قرار نمی گیرد، چرا که مشتریان انتظار دارند این نوع خصوصیات کیفی در کالاها و خدمات یافت شوند و در صورت فقدان این خصوصیات کیفی مشتریان بسیار ناراضی خواهند شد. در حقیقت نیازهای اساسی در هر حالتی یک عامل رقابتی قطعی محسوب می شود. که در صورت عدم ارائه آن ها در کالاها و خدمات، مشتری نسبت به خرید آن ها هیچ علاقه ای نخواهد داشت (میرابی و همکاران،۱۳۸۶،ص۲۹-۳۰).

الزامات عملکردی

دسته دوم خصوصیات کیفی، خواسته های عملکردی محصول هستند، یعنی آن چه که در آگهی های تجاری، روزنامه ها و بحث های روزمره افراد راجع به محصولات مطرح می گردد. این خواسته ها به طور مشخص از طرف مشتری ابراز می شود و برآورده ساختن آن ها، باعث رضایت و نبود آن ها، نارضایتی مشتری را سبب می شود.

الزامات انگیزشی

این ویژگی ها معیارهایی از کالاها یا خدمات می باشند که فراتر از انتظار مشتری بوده و در صورت عدم ارائه آن ها، مشتری ناراضی نمی شود اما در صورت ارائه چنین ویژگی هایی مشتری بر انگیخته خواهد شد. در واقع الزامات انگیزشی به عنوان یک اسلحه رقابتی برای جلب توجه مشتریان، به ویژه مشتریان جدید به کار می رود. با بهره گرفتن از مدل اصلاح شده کانو می توان آن دسته از نیازمندی هایی که بیشترین تأثیر را بر رضایت مشتریان دارند، شناسایی کرده این امر می تواند برای تمرکز بر   اولویت بندی، توسعه و بهبود محصولات یا خدمات استفاده شود (فضلی و علیزاده،۱۳۸۷،ص۱۵۳-۱۵۴).

۲- ۴۷-۲) مدل سروکوال

در اوسط دهه ۱۹۸۰ (۱۹۸۸) پارسورمان، بری وزیتامل پس از انجام مطالعات وسیع در حدود یک دهه ابزاری مناسب جهت اندازه گیری رضایت مشتری ارائه کردند. این مدل یکی از مدل هایی است که از طریق تحلیل شکاف معروف است. بر اساس این مدل، رضایت مشتری یعنی، ((تفاوت)) میان انتظارات مشتری و استنباط او از کیفیت محصول یا خدمت عرضه شده در مطالعات اولیه آن ها ۱۰ شاخص را برای کیفیتی خدمات و رضایت مندی مشتری بیان کردند. شاخص های چون ((قابلیت اعتبار، پاسخگویی، شایستگی، دسترسی، ادب، ارتباطات، اعتماد، امنیت، درک و شناخت مشتریان، شواهد فیزیکی و ملموس)). بعدها مطالعاتی صورت گرفت که نشان می داد که بین بعضی از شاخص ها همبستگی زیادی وجود دارد. فلذا تعداد شاخص ها به ۵ شاخص کاهش پیدا کرد (بردبار و حسینی فرد،۱۳۸۹،صص۶۵-۶۶)

۱- موارد قابل لمس یا فیزیکی

این شاخص با جذابیت تسهیلات، تجهیزات و مواردی که به وسیله شرکت های خدماتی به کار      می رود به همراه پاکیزگی و آراستگی ظاهر کارکنان ارائه دهنده خدمات در ارتباط است (بردبار و حسینی فرد، ۱۳۸۹،ص۶۶).

۲- اعتماد

به معنی توانایی عمل به خدمات تعهد شده به صورت درست و کامل، شامل:

- فرآهم آوردن خدمات همان طوری که وعده شده است؛

- ارائه خدمات درست مثل بار اول؛

- ارائه خدمات در زمان وعده شده؛

- اطلاع رسانی به مشتریان در ارتباط با زمان ارائه خدمات.

۳- پاسخگویی

به معنی توانایی و تمایل برای کمک به مشتریان و ارائه خدمات خواسته شده از طرف آن ها، شامل:

- تمایل برای کمک به مشتریان؛

- آمادگی در پاسخ به نیاز مشتریان.

۴- اطمینان

به معنی دانش و تواضع کارکنان و توانایی آن ها برای دادن اطمینان لازم به مشتری، شامل:

- دادن احساس امنیت به مشتریان در ارتباط با معاملاتشان؛

- دارا بودن پرسنلی که دارای دانش کافی در زمینه پاسخ دهی به مشتریان می باشند.

۵- همدلی

به معنی مراقبت و توجه کافی به مشتری، شامل:

- توجه به تک تک مشتریان؛

- داشتن علاقه قبلی به مشتریان؛        

- دانستن نیازهای مشتری (شیرزادی، ۱۳۸۵،ص۳۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:49:00 ب.ظ ]




این مدل در سال ۱۹۹۲ به عنوان اولین مدل شاخص رضایت مندی تولیدات و خدمات در سطح ملی، در کشور سوئد معرفی شد. مدل اولیه کشور سوئد در شکل زیر مشاهده می شود، شامل دو محرک اولیه رضایت مندی است:۱- ارزش درک شده   ۲- انتظارات مشتری

دانلود تحقیق و پایان نامه

به طور دقیق ارزش درک شده برابر است با سطح دریافت شده از کیفیت نسبت به قیمت پرداخت شده. کیفیت نسبت به پول پرداختی یکی از شاخص هایی است که مشتری توسط آن محصولات و خدمات مختلف را با هم مقایسه می کند.بنابراین می توان پیش بینی کرد در صورتی که ارزش دریافتی افزایش یابد، رضایت مندی نیز افزایش خواهد یافت. محرک دیگر رضایت مندی،اتنظارات از محصول یا خدمت مورد نظر است.

آخرین ارتباط در این مدل، شاخص ارتباط بین رفتار مشتریان شاکی و وفاداری آن ها به شرکت است. اثر مثبت یا منفی این عامل به نحوه رسیدگی به شکایات در یک شرکت بستگی دارد. مکانیزم رسیدگی به شکایات در یک شرکت می تواند با عملکرد مناسب، باعث افزایش وفاداری و در صورت ضعیف عمل کردن، باعث کاهش آن شود (عبدلی و فریدون فر،۱۳۸۹،ص۳۵).

 

 

 
   

 

 

 

 

 

 

شکل (۲-۴)  مدل سوئدی رضایت مندی مشتری

۲- ۴۸-۲) مدل شاخص رضایت مشتری در آمریکا ((ACSI

این مدل در سال ۱۹۹۴ با همکاری مشترک انجمن کیفیت آمریکا، دانشکده تجارت دانشگاه میشیگان ارائه شد. این مدل برگرفته از مدل کشور سوئد است. مدل شاخص رضایت مشتری در وسط این زنجیره قرار گرفته است.

همان گونه که در شکل دیده می شود انتظارات، ارزش درک شده و کیفیت درک شده به عنوان عوامل مؤثر بر رضایت مشتری معرفی شده اند. از سوی دیگر وفاداری مشتری . شکایت مشتری به عنوان خروجی های مدل عنوان گردیده اند.  

 
   

 

 

 

 

 

                             

شکل(۲-۵) مدل شاخص رضایت مشتری در آمریکا

یک پرسشنامه ۱۵ سؤالی جهت استخراج ۶  قسمت مدل فوق استفاده می شود. کلیه سؤالات این پرسشنامه دارای امتیازی بین ۱ تا ۱۰ است. اختلاف اصلی این مدل با مدل سوئدی اضافه شدن کیفیت ادراک شده به صورت مجزا است (عبدلی و فریدون فر،۱۳۸۹،ص۳۶).

۱- کیفیت درک شده: شامل ارزیابی کلی مشتری از کیفیت محصول یا خدمات ارائه شده سازمان در آخرین تجربه او از مصرف می باشد. این عامل اثر مستقیم و مثبت بر رضایت مشتری دارد.

۲- ارزش درک شده: سطح درک شده کیفیت محصول، در مقایسه با قیمتی که برای خرید آن محصول پرداخت شده است.

۳- انتظارات مشتری: این متغییر شامل دو بخش می شود. اولین بخش انتظارات مشتری، پیش از مصرف محصول یا دریافت خدمت است که از منابع غیر تجربی و از راه هایی مانند آگهی ها، تبلیغات و یا توصیه زبانی سایر مشتریان ایجاد می شود، دومین بخش شامل پیش بینی مشتری درباره قابلیت تولید کننده و یا ارائه کننده خدمات در زمینه تأمین کیفیت کالا یا خدمات در آینده باشد (صدقی و همکاران،۱۳۸۸،ص۱۰۴).

۲- ۴۸-۳) مدل شاخص رضایت مشتری در اروپا (ECSI)

تجارب همراه با موفقیت کشورهای آمریکا و سوئد در طراحی مدل شاخص رضایت مشتری سبب شد تا سازمان های اروپایی همچون مؤسسه کیفیت اروپا و سازمان مدیریت کیفیت اروپا تحت حمایت اتحادیه اروپایی اقدام به ایجاد شاخص رضایت مشتری در اروپا بنماید.

مدل شاخص رضایت مشتری در اروپا که در شکل ارائه شده است. مدل اروپایی شاخص رضایت مشتری را نشان می دهد. این مدل رضایت مشتری را همراه با وفاداری مورد برسی قرار می دهد. همان گونه که ملاحظه می شود، محرک های رضایت مشتری در این مدل عبارتند از: تصویری درک شده از شرکت، انتظارات مشتری، کیفیت درک شده و ارزش شده.

کیفیت درک شده را می توان در دو بخش مورد بررسی قرار داد: کیفیت درک شده از سخت افزار که به معنای بخشی از کیفیت است که مربوط به ویژگی محصول و یا خدمت است و دیگری عبارت است از کیفیت درک شده نرم افزار که منظور از آن بخشی از کیفیت است که بیانگر عناصر تعاملی در خدمت ارائه شده است، مثل پرسنل و یا ویژگی های محیط ارائه خدمت. روابط میان متغیرها، البته باید به این نکته نیز توجه کرد که در واقعیت ممکن است روابط مشتری بین متغیرها وجود داشته باشد که در این جا دیده نشده است. در این مدل هفت متغیر وجود دارد که هر یک از آن ها توسط ۲ تا ۶ متغیر دیگری که از طریق ممیزی و پرسش از مشتریان اندازه گیری می شود، توصیف می شود (عبدلی و فریدون فر،۱۳۸۹،ص۳۶).

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل (۲-۶) مدل شاخص رضایت مشتری اروپا

 

۲- ۴۹) مهمترین اثرات رضایت مشتری بر فرآیندهای سازمان

- کاهش مستمر هزینه ها و کوتاه شدن زمان چرخه های کاری به دلیل استفاده مؤثر از منابع؛

- بهبود نتیج عملیات و سازگار و قابل پیش بینی شدن این نتایج (توصیه های بهبود)؛

- افزایش توانایی ایجاد ارزش برای هر دو طرف؛

- ایجاد امکان پرداختی به فرصت های متمرکز و اولویت بندی شده برای انجام عملیات بهبود؛

- انتقال اهمیت تأمین خواسته های مشتری و همچنین الزامات قانونی و مقررات به سازمان؛

- پایه گذاری خط مشی کیفیت.

از نظر مؤسسه، رضایت مشتری حاصل یک سیستم ۳ قسمتی است که عبارتند از:

۱- عملکردها (فرآیندهای) مؤسسه؛

۲- کارکنان مؤسسه که ارائه دهنده محصول یا خدمت هستند؛ 

۳- انتظارات مشتری.

اثربخشی این سیستم سه قسمتی بستگی به ادغام مناسب این قسمت ها با یکدیگر دارد، منطقه مشترک بین سه قسمت بیانگر رضایت مشتری است (خیاط زاده ماهانی،۱۳۸۲،ص۷۶).

۲-۵۰) نقش کارکنان و رابطه آن با رضایت ارباب رجوع

متخصصان در جلب رضایت مشتری در یک نکته اتفاق نظر دارند. کارمند مناسب کلید راضی کردن مشتریان هستند (ابراهیمی، ۱۳۷۶، ص۳۲۸). فلیپ کاتلر معتقد است که سازمان خدماتی باید به    شیوه ای اثر بخش به کارکنان آموزش های لازم را بدهد و برای ایجاد تماس های شایسته با مشتریان در آن ها انگیزه ایجاد کند و همه کارکنان خدمات پشتیبانی را تشویق نماید که به صورت یک تیم کار کنند تا بتوانند موجب رضایت هر چه بیشتر مشتریان شوند. همچنین او معتقد است که سازمان های خدماتی نمی توانند فقط یه این امر اکتفا کنند که از طریق ارائه خدمات مناسب موجب رضایت مشتری شوند بلکه آن ها باید در ایجاد تعامل یا رابطه متقابل هم از رابطه بالایی بر خوردار باشند      ( کاتلر، فیلیپ و گری آمسترانگ،۱۳۷۹، ص۴۰۰). با توجه به نقش کارکنان در امر خدمات باید به عوامل گزینش، استخدام، آموزش و پرورش، انگیزش نیروی انسانی توجه کرد و علاقه مندی، توانایی، ادب، ابتکار، دلسوزی، برخورد، آراستگی و وقت شناسی کارکنان عوامل مهمی در کامیابی مؤسسات خدماتی است (ابراهیمی، ۱۳۷۶،ص۳۷۷).

در مورد نقش کارکنان در جذب رضایت مشتری جک ولش می گوید: موفقیت هر تشکیلات، حاصل انتخاب مناسب افرادی است که برای کارهای مهم و  کلیدی برگزیده می شوند. اهمیت نقش گیری منابع انسانی در سازمان های پیشرفته امروزی به حدی است که محققین اثر بخش تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را نهایتاً به عامل انسانی نسبت دهند به همین جهت اهمیت کارکنان از خود مشتریان     مهم تر است زیرا این کارمند خوب است که می تواند مشتریان خوب را برای سازمان جذب کند (محمدی،۱۳۸۲،ص۲۴).

۲-۵۱) رابطه بین وجدان کاری و رضایت ارباب رجوع

یکی از شاخص های وجدان کاری خدمت به ارباب رجوع و انجام دادن هر چه بهتر کار او است (سلیمی دانشگر، ۱۳۸۴،ص۱۷) تا در نهایت رضایت ارباب رجوع حاصل شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:49:00 ب.ظ ]




تاریخچه سازمان صنعت و معدن تجارت

وزارت بازرگانی در سال ۱۳۵۳ با هدف فراهم نمودن موجبات توسعه و بهبود امور بازرگانی کشور تاسیس شد پس از پیروزی انقلاب اسلامی با آغاز محدودیتهای اقتصادی وبه دنبال آن جنگ تحمیلی بدلیل محدود بودن امکانات داخلی باعث شد که عرضه و تقاضا در مورد برخی از کالاهای اساسی از حالت حالت تعادل خارج گردد. لذا شرایط خاص زمان جنگ و لزوم تامین نیازمندیهای اساسی مردم، مسئولین را بر آن داشت تا نسبت به سهمیه بندی کالاهای اساسی و مواد مصرفی عمومی در کشور اقدام نمایند در همان ابتدای جنگ نیز کمیته های توزیع محلی با عده ای از افراد معتمد محل در مساجد و تحت سرپرستی مبادرت می نمودند. اداره کل بازرگانی استان تهران از بدو تاسیس و شکل گیری (سال ۱۳۶۰) در جهت تامین و توزیع عادلانه کالا بعنوان اصلی ترین وظایف خود فعالیت داشته است این روند براساس اقتضای زمان فراز و نشیبهای بسیاری را طی نموده است، زمانی با توجه به کمبود تولید محدودیتهای اقتصادی به شکل گسترده در رساندن کالا به اقشار جامعه دخالت داشته و متعاقب آن با توجه به سیاست آزادسازی کالا و همگام با سیاست دولت محترم بیشتر در جایگاه اعمال نظارت و کنترل و ایجاد تعادل در شبکه های توزیع و بستر سازی در زمینه توسعه صادرات غیرنفتی انجام وظیفه می نمود.

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

اداره کل بازرگانی استان تهران در دوران بعد از جنگ تحمیلی دارای سه اداره بررسی بازار و نظارت بر تامین و توزیع، اداره امور اصناف و بازرگانان ، و اداره عمومی بود تعداد این ادارات تا سال ۱۳۸۱، هشت اداره به نام های اداره امور اصناف، اداره نظارت بر ستاد بسیج اقتصادی، اداره بازرگانی خارجی، اداره بازرگانی داخلی، اداره امور اداری، بودجه و امور مالی، و طرح و برنامه افزایش یافت در همین سال با هدف کوچک سازی بدنه دولت ادغامی بین اداره کل بازرگانی استان تهران و اداره کل بازرسی و نظارت استان تهران صورت گرفت و سازمان جدیدی به نام سازمان بازرگانی استان تهران، دارای سه معاونت بازرگانی خارجی، بازرگانی داخلی، بازرسی و نظارت، و مدیریت برنامه ریزی و توسعه منابع انسانی تشکیل گردید. که معاونت بازرسی و نظارت، وظیفه بازرسی و نظارت و مبارزه با تخلفات اقتصادی را بعهده دارد.

عکس مرتبط با اقتصاد

شرح وظایف

۱- کالارسانی و تامین مایحتاج عمومی مردم

۲- نظارت بر توزیع کالاهای اساسی

۳- کنترل نظارت بر نحوه توزیع کالاها در بخشهای مختلف شناسایی کانالهای توزیع و هماهنگی در جهت بهبود سیستم توزیع از اقدامات لازم در زمینه اجرای تعزیرات حکومتی و کنترل بازار

۴- انجام اقدامات و هماهنگیهای لازم در امور اجرائی ستاد بسیج اقتصادی و …

وظایف اداره کل بازرسی و نظارت استان تهران:

۱- آموزش ماموران بازرسی و نظارت

۲- نظارت بر حسن اجرای ضوابط و مقررات توزیع کالا و خدمات

۳- تدوین و اجرای روش های کارآمد بازرسی و نظارت متناسب با نوع کالا و خدمات

۴- تنظیم گزارش تخلفات و اعلام آن به سازمان تعزیرات جهت اقدامات بعدی و پیگیری اخذ نتیجه اقدام طبق برنامه زمانی مصوب و …

مستندات قانونی تجمیع

شورای عالی اداری در نود و یکمین جلسه مورخ ۱۵/۲/۸۱ بنا به پیشنهاد مشترک وزارت بازرگانی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و در اجرای ماده ۲ قانون برنامه سوم توسعه به منظور رعایت اصل پیوستگی، همبستگی و تجانس وظائف و جلوگیری از تداخل مسئولیتها و کاهش تصدی گری دولت تصویب نمود که به منظور ایجاد انسجام در فعالیت بازرگانی در سطح استانها، کلیه واحدهای استانی وزارت بازرگانی با رعایت مصوبه شماره ۱۸۱/۱۳ ط مورخ ۲۹/۳/۸۰ شورای عالی اداری در سازمان بازرگانی استان تجمیع گردید و تشکیلات آن براساس بخشنامه شماره ۱۸۴۲۷/۱۰۵ مورخ ۸/۱۱/۸۰ سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور تنظیم و به تایید سازمان مذکور می رسد.

بنا به استناد مصوبه شماره ۱۸۱/۱۳ ط مورخ ۲۹/۳/۸۰ شورایعالی اداری برخی از اختیارات رئیس سازمان به شرح زیر می باشد:

۱- سازمان استان، واحد سازمانی تابعه وزارتخانه است که به منظور اعمال اختیارات و انجام وظائف وزارتخانه در استان تشکیل و کلیه وظایف و واحدهای تابعه وزارتخانه در استان در آن تجمیع می گردند.

۲- رئیس سازمان استان با انتخاب و حکم وزیر منصوب می شود و به صورت زیر در دو زمینه پاسخگو خواهد بود

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:48:00 ب.ظ ]




از دست دادن تمرکز در حقیقت در قالب تعمیم خط  صورت می‏گیرد و هیچ موضوعی در بازاریابی‏ تا به این حد بحث‏ برانگیز نبوده است. نگرش شرکت‏ها نسبت به نام تجاری، یک‏ دیدگاه اقتصادی است. آنها تمایل زیادی دارند تا یک نام تجاری کاملاً متمرکز شده، که نشانه یک فرآورده یا ایده خاص است را به یک نام‏ تجاری غیر متمرکز، که معرف دو یا چند فرآورده‏ یا ایده است تبدیل کرده و آن را تعمیم دهند. انگیزه آنها از این کار افزایش راندمان هزینه‏ای و نیز بالا بردن میزان پذیرش عمده فروش‏ها و خرده فروش‏هایی است که با آنها معامله‏ دارند.

اکنون از منظر فکر به موضوع تعمیم‏ خط نگاه کنید. هر چقدر که به تنوع‏ فرآورده‏هایی که دارای یک نام تجاری‏ خاص هستند بیفزایید، تمرکز فکر روی‏ آن نام تجاری ضعیف‏ تر خواهد شد. آن چنان که یک نام تجاری کاملا متمایز، مثل شورلت، با انجام این‏ سیاست به تدریج معنی خود را کاملاً از دست می‏دهد. ۷۰% فرآورده‏های جدید با نام‏های تجاری موجود معرفی شده‏اند. لیکن به نظر می‏رسد که شرکت‏های تولید کننده این فرآورده‏ ها اطلاعاتی در حمایت از نکات مثبت مترتب بر تعمیم خط در دست‏ داشته‏اند. متأسفانه عکس این موضوع صادق است. نتایج یک تحقیق عمده‏ در مورد معرفی ۱۱۵ محصول جدید در سطح پنج بازار در کشورهای‏ ایالات متحده و انگلستان در مجله بازاریابی مصرف کننده گزارش‏ شده است.

در این تحقیق میزان افزایش سهم بازار آن گروه از فرآورده‏های جدید که با نام‏های تجاری جا افتاده قبلی معرفی شدند. با افزایش سهم بازار، آن گروه از فرآورده‏های جدید که با نام‏های‏ تجاری جدید عرضه شدند مورد مقایسه قرار گرفت. سهم بازارها دو سال پس از معرفی فرآورده‏های جدید اندازه‏ گیری شد. نتایج تحقیق‏ نشان داد که فرآورده‏های جدیدی با نام‏های تجاری قبلی عرضه‏ شده بودند به نحو قابل توجهی ضعیف‏تر از فرآورده‏های جدیدی که‏ با نام‏های تجاری جدید معرفی شده بودند عمل کرده‏اند. مجله‏ هاروارد بیزینس ریویو، نتایج تحقیق دیگری در مورد تعمیم خط را منتشر کرده است. مشاهدات صورت گرفته در این تحقیق از جمله‏ نشان می‏دهد که تعمیم خط موجب تضعیف ذهنیت مصرف کننده‏ در مورد یک فرآورده شده و به روابط با عمده فروش‏ها و خرده‏ فروش‏ها لطمه وارد می‏کند(تراوت[۱]، ۱۳۸۴، ص ۱۴۴-۱۴۶).

۲-۱-۱۳- اندازه‏های متمرکز بر نام و نشان تجاری

با این فرض که فروش و سهم بازار هیچ علائم بازتاب دهنده‏ای‏ را نشان نمی‏دهند(و این همیشه اولین گام است)، سؤالی که معمولاً پرسیده می‏شود این است که آیا تبلیغ هیچ علائمی از اثرگذاری بر نگرش عمومی مردم نسبت به نام تجاری و یا پیش‏آمادگی آنان برای‏ خرید، نشان می‏دهد؟ این سؤال در وهله اول باید با اولین اندازه‏ متمرکز بر نام تجاری، یعنی نگرش نسبت به نام تجاری/ قصدهای‏ خرید پاسخ داده شود. هر چه این عمل‏ زودتر در یک مبارزه تبلیغاتی صورت‏ پذیرد، احتمال آن که شواهد ناشی از آن‏ هنوز(مبهم) و غیر قابل نتیجه‏گیری‏ باشد بیشتر است، زیرا ممکن است تأثیر هنوز کوچک باشد. بنابراین دو سطح‏ تشخیص دیگر به میدان می‏آیند و اطلاعاتی را از دو اندازه دیگر نام تجاری‏ طلب می‏کنند. این اندازه‏ها اولین‏ نشانگرهای اخطار دهنده را فراهم‏ می‏آورند که می‏توانند به تبلیغ کننده بگویند که اگر تبلیغ قرار است عمل کند و یا نکند، اشتباه در کجا ممکن است باشد.

یکی از این‏ نشانگرها، آگاهی خودانگیخته یا اشاره گرهای مربوط به طبقه نام‏ تجاری است. آنچه تقریبا همیشه به هنگام خریدن چیزی از یک طبقه‏ معین محصول در ذهن ماست، نام خود طبقه محصول است. بنابراین، طبقه محصول(مثلا خمیردندان، لباس‏کار، کره نباتی، نوشیدنی و نظایر آن)، به عنوان اشارتگر بازگشتی برای‏آوردن نام‏ تجاری به ذهن خریدار در وضعیت خرید محسوب می‏شود. زمانی‏ که محققان بازار، آگاهی خودانگیخته را درباره نام تجاری معینی‏ اندازه‏گیری می‏کنند، از مردم می‏پرسند که در طبقه محصول‏ مورد نظر کدام نام تجاری را می‏توانند نام ببرند.کدام یک را می‏توانند به راحتی به ذهن‏آورند؟ این اندازه که به عنوان آگاهی خودانگیخته‏ نام تجاری مشهور است، عقربه‏ای است که نشان می‏دهد طبقه‏ محصول تا چه اندازه می‏تواند به عنوان یک اشارتگر بازگشتی در به‏ خاطرآوردن نام تجاری مورد نظر عمل کند؛ یعنی نشان می‏دهد که تا چه اندازه نام تجاری به شکل تنگاتنگ به طبقه محصول متصل است.

بنابراین هر افزایشی در آگاهی خودانگیخته نام تجاری، نشانگری‏ است از تقویت اتصال بین اشارتگرهای بازگشتی مربوط طبقه‏ محصول و نام تجاری. حال  اگر آگاهی خودانگیخته نام تجاری در حال‏ افزایش باشد، تبلیغ حداقل به بخشی از اهدافش دست یافته‏ است، ولی اگر چنین نباشد، پس لازم است که دلیل‏ شکست تبلیغ در ایجاد بخشی از تأثیر خود معلوم شود(ساترلند،۱۳۸۳، ص۲۸۳).

۲-۱- ۱۴- ساختن نام و نشان تجاری

بخش بزرگی از هنر بازاریابی، کوشش در راه ساختن و پرورش‏ نام تجاری فرآورده است. فرآورده‏های بی‏نام را مشتری به چشم یک‏ کالا می‏نگرد و در آنجا تنها قیمت مطرح است پس برنده آن کسی‏ است که پایین ترین قیمت را دارد. البته، برخورداری از نام تجاری‏ شناخته شده به تنهایی کارساز نیست. سوالاتی در مورد ساختن نام‏ تجاری مطرح می‏شود که عبارتند از اینکه مفهوم آن نام چیست؟ چه چیزی به‏ همراه دارد، کارکرد آن چگونه است، چه انتظاری را برمی‏انگیزد؟ و چه میزان برتری بر فرآورده‏های مشابه می‏آفریند؟ بنابراین اگر تنها بر خود نام تجاری تکیه شود، شکست در پی خواهد آمد(کاتلر،۱۳۸۳، ص۱۳۱-۱۳۲). البته ساختن نام تجاری مشکل و هزینه‏ بر است و شرکت‏ها می‏بایست با یک برنامه‏ ریزی منطقی اقدام به ساختن نام تجاری کنند. (فیلیپ کاتلر، ۱۳۸۴)معتقد است که خالقان مارک‏های ملی، پوشش دهی هزینه‏ های ایجاد هر مارک جدید مارک‏سازی را بسیار سنگین و طاقت‏فرسا می‏دانند.

۲-۱-۱۵-  قدرت نام‏ها و نشان های تجاری تخصصی

وقتی به مطالعه تاریخچه جنگ‏های بازاریابی می‏پردازیم در می‏یابیم که در این جنگ‏ها نام‏های تجاری تخصصی برنده شده‏اند. در اینجا ملاحظاتی در مورد اینکه چرا نام‏های تجاری تخصصی روی‏ افکار مصرف کنندگان تأثیر می‏گذارند ارائه می‏شود.

اول اینکه یک‏ نام تجاری تخصصی روی یک فرآورده، یک فایده و یا یک پیام‏ متمرکز می‏شود. این تمرکز، بازاریاب‏ها را قادر می‏سازد، تا یک نکته‏ واضح و مشخص را در قالب پیام خاصی تنظیم کرده و آن را سریعاً در افکار مشتریان خود رسوخ دهند. اسلحه دیگری که در اختیار نام‏های‏ تجاری تخصصی قرار دارد توانایی آنها در ایجاد ذهنیت در مورد تخصصی بودن و بهتر بودن است. اگر آنها فقط همین یک کار را انجام می‏دهند، پس باید کیفیت آن خیلی خوب باشد و سرانجام‏ اینکه نام‏های تجاری تخصصی می‏توانند به اسم عام فرآورده‏ مربوط به خود تبدیل می‏شوند. «زیراکس» تبدیل به واژه معادل فتوکپی‏ کردن شده است(تراوت، ۱۳۸۴ ، ص۱۴۶-۱۴۸).

۲-۱-۱۶-  تبدیل نام‏های تجاری به نمادها

نام‏های تجاری نظیر حروف هستند. آن‏ها می‏توانند تبدیل به‏ شیوه‏های مختصر شده ارتباطی شوند. همچنین می‏توان آنها را به نحوی‏ ساخت که موجب فراخوانی و یا تداعی‏ها شوند. آن‏ها می‏توانند برانگیزنده تداعی‏های مختلف ذهنی شوند. نام‏های تجاری می‏توانند به منزله اشارتگرهایی، ما را وادار به فکر کردن درباره افراد و یا اشکالی کنند که کاملاً تداعی کننده آنها می‏باشند. درست همان گونه‏ که برخی رفتارها برای یک نوجوان به منزله علامتی است به دیگران‏ که او دیگر بچه نیست، مصرف یا پوشیدن محصولات دیگر نیز می‏تواند مطالب کاملاً گویایی از ما به دیگران عرضه کند. اهمیت‏ ارتباط برای استفاده کننده از یک نام تجاری یا محصول و دنیای‏ خارج به یک اندازه است. یک نام تجاری می‏تواند از راه های مختلف‏ مظهر شناسایی شود:

  • با نماد یک گروه شدن
  • با مشاهده اینکه از طرف اعضای گروه، ارزش‏گذاری شده‏ است (برای مثال کوکاکولا توسط ستارگان عرصه موسیقی پاپ‏ ارزش‏گذاری شده است).
  • با مشاهده اینک فرد یا گروه یا مؤسسه‏ای پشتیبانی کننده‏ گروه است.
  • با مشاهده اینکه به طور ویژه توسط اعضای گروه استفاده و یا به نمایش گذاشته شود.

ما نسبت به نمادها واکنش نشان می‏دهیم و واکنش ما جدا از اینکه‏ درونی و یا بیرونی باشد، یک واکنش آموخته شده است. این واکنش‏ از طریق تداعی نماد با دیگر چیزها آموخته می‏شود. از این طریق، یک‏ نماد می‏تواند بر حسب مورد، با برانگیختن واکنش‏های معین بر ما تأثیر گذارد. نمادها می‏توانند نماینده چیزهای دیگری در ذهن ما باشند و عمل مصرف یک نام تجاری می‏تواند برای ما شیوه‏ای‏ نمادین برای آغاز همانندسازی‏هایمان با موجودیت‏های دیگری‏ باشد که با آن‏ها پیوند خورده‏اند.

واکنش درونی ما به یک نماد ممکن است احساسی یا غیر احساسی باشد. نام‏های تجاری در اصل، علامت‏های غیر احساسی‏ هستند؛ تبلیغ کنندگان با بهره گرفتن از تبلیغ سعی دارند که این علائم‏ تجاری را به نمادهایی که برخی تداعی‏های ذهنی را گرد هم جمع‏ می‏کند، تبدیل کنند. هر گاه که یک نماد موجب پاسخی شناختی یا احساسی در ما شود، ما می‏توانیم به نوبه خود آن را برای ابراز نظرات‏ یا احساسات خود به دیگران مورد استفاده قرار دهیم. ما می‏توانیم به‏ طور خصوصی،  بی آن که نیازمند گفتن آن به دیگران باشیم با فرد یا گروهی همانندسازی کنیم. ولی در غالب موارد، می‏خواهیم این احساس را با علائمی به دنیای خارج از خود نشان دهیم. ما این کار را با نمایش دادن یا مصرف نمادها (نظیر نشان‏های تیم فوتبال،پیراهن‏ مدرسه قدیمی خود، راندن اتومبیل خاص و نظایر آن) و یا استفاده از محصولاتی که به شکل نمادین تداعی کننده موجودیت‏های محبوب‏ ما هستند، انجام می‏دهیم(ساترلند، ۱۸۳۸، ص۹۸-۹۹).

۲-۱-۱۷-  بیست ودو  قانون ثابت برای تثبیت نام تجاری از دیدگاه (ال رایز و لورا رایز،۱۳۸۰)

  • قانون گسترش: قدرت یک نام تجاری نسبت معکوس با کسترش آن دارد.
  • قانون اختصار: زمانی که دامنه تمرکز خود را محدود می‏سازید، بر قدرت نام تجاری خود می‏افزایید.
  • قانون معروفیت: تولد یک نام تجاری از طریق معروفیت و شهرت آن شکل می‏گیرد و نه از طریق تبلیغات.
  • قانون تبلیغات: هر نام تجاری پس از تولی، به تبلیغات نیازمند است،تا سالم و ماندگار شود.
  • قانون واژه: برای تملک ذهن‏ واکنش درونی ما به یک نماد ممکن‏ است احساسی یا غیر احساسی باشد. نام‏های تجاری در اصل، علامت‏های‏ غیر احساسی هستند؛ تبلیغ کنندگان‏ با بهره گرفتن از تبلیغ سعی دارند که این‏ علائم تجاری را به نمادهایی که برخی‏ تداعی‏های ذهنی را گرد هم جمع‏ می‏کند تبدیل کنند.
  • قانون اعتبار: رکن اصلی موفقیت‏ یک نام تجاری، در ادعای اصالت آن است.
  • قانون کیفیت: کیفیت مهم است، اما نام تجاری تنها با کیفیت ساخته‏ نمی‏شود.
  • قانون طبقه‏بندی: یک نام‏ تجاری پیشگام، بایستی طبقه‏بندی‏ کالای خود را ارتقا بخشد و نه نام تجاری کالا را.
  • قانون نام: در دراز مدت، مارک تجاری چیزی جز یک نام‏ نیست.
  • قانون افزایش خطوط زمینه: ساده‏ترین راه نابودی یک نام‏ تجاری، عرضه انواع و اقسام کالاها و خدمات با آن نام تجاری است.
  • قانون تبیین: برای خلق یک طبقه‏بندی نو، یک نام تجاری‏ بایستی از سایر اسامی تجاری نیز استقبال کند.
  • قانون اسم عام(ژنریک): یکی از سریع‏ترین راه‏های عدم‏ موفقیت، استفاده از اسامی عام برای نام تجاری است.
  • قانونی کمپانی: نام تجاری، یک مام تجاری است، و کمپانی‏ یک کمپانی است؛ این دو با یکدیگر تفاوت دارند.
  • قانون زیر زنجیره‏ها: آنچه را که یک نام تجاری می‏سازد، زیر زنجیره‏ها می‏توانند به راحتی نابود سازند.
  • قانون هم‏ خانوادگی: زمان و مکان مناسبی هم برای ارائه نام‏ تجاری دوم وجود دارد.
  • قانون شکل: یک آرم(نشانه) تجاری باید به گونه‏ای طراحی‏ شده باشد، که هر دو چشم بیننده را به خود جلب کند.
  • قانون رنگ: یک نام تجاری، بایستی رنگ متضاد رقیب‏ اصلی خود انتخاب کند.
  • قانون حد و مرز: هیچ مانعی بر سر راه یک نام تجاری‏ جهانی وجود ندارد. یک نام تجاری نباید با هیچ حد و مرزی روبه‏رو شود.
  • قانون ثبات: یک نام تجاری یک شبه ساخته نمی‏شود. موفقیت در چندین دهه ارزیابی می‏شود، نه در طی سال‏ها.
  • قانون تغییر: نام‏های تجاری قابل تغییرند، اما به ندرت و در کمال دقت.
  • قانون فناپذیری: هیچ نام تجاری همیشگی نیست.
  • قانون یکتایی: مهم‏ترین بعد یک نام تجاری، ثابت قدم بودن‏ آن است.

امروزه ارزش آفرینی برای سهامداران، مهم ترین مشغله فکری مدیران سازمان ها است. صحنه رقابت های امروزی، بیشتر به میدان نبرد شباهت دارد تا به صحنه عرضه و تقاضا. از این رو سازمانها هر چه بیشتر با استراتژی جنگ قدرت آشنا بوده و در مدیریت نیروهای نظامی و جنگی توانایی داشته باشند، آسانتر می توانند با پیروزی جنگ را به نفع خود پیش ببرند. یکی از مهمترین استراتژیهای هر سازمان برای پیروزی تدوین مدیریت و چشم انداز نام تجاری است. امروزه، سرمایه ی اصلی بسیاری از کسب و کارها، نامهای تجاری آنهاست، چرا که نام های تجاری برای اینکه مصرف کنندگان را قادر به شناسایی محصولات و خدماتی که مزایای ویژه ای را برای آنها تعهد می کند، طراحی می گردند، و برای یک مشتری بالقوه، یک نام تجاری، یک راهنمای مهم است.

یک نام تجاری چکیده ای است از هویّت، اصالت، ویژگی و تفاوت. یک نام تجاری این اطلاعات را که در یک کلمه یا علامت متمرکز شده است، بر می انگیزد. به همین دلیل است که نام های تجاری برای تبادلات کسب و کار حیاتی اند. نام های تجاری بعنوان ابزار بازاریابی نقش ویژه ای را در شرکتهای خدماتی ایفا می کنند، چرا که نام های تجاری قوی اعتماد را در محصولات ناملموس افزایش داده و مشتریان را قادر به ادراک بهتر و ملموس تر شدن آنها می نماید. محققان، نام تجاری خدمات را بعنوان تعهد به مشتری تفسیر و تعریف می نمایند.  زیرا نام تجاری هزینه جستجو و ریسکهای ادراکی، مالی، اجتماعی، یا امنیتی مشتریان که مانعی برای ارزیابی صحیح خدمات قبل از خرید می باشد را کاهش می دهد. امروزه شخصیت موضوع جذابی در بازاریابی است و آکر[۲](۱۹۹۶) شخصیت را یکی از ابعاد اصلی هویّت نام تجاری و از متغیرهای اصلی اثرگذار در فرایند تصمیم خرید مشتریان معرفی    می نماید. شخصیت موقعیتی عالی از نام تجاری در ذهن مصرف کنندگان ترسیم می کند و نگرش ها، احساسات و دیدگاه های مشتریان را در مورد نام تجاری بیان می کند. آکر(۱۹۹۷) ادعا نمود که افرادی که نگرش مطلوبی نسبت به نام تجاری دارند، به احتمال زیاد نام تجاری را انتخاب می کنند که متناسب با شخصیت آنها باشد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:47:00 ب.ظ ]




آیا تصمیم‌گیری، پدیده عجیب و ناشناخته ایست یا آنکه کار راحت و ساده ایست؟ هنوز معلوم نیست که چگونه، چه موقع و کجا تصمیم ساخته و پرداخته می‌شود. بقول مدیرعامل شرکت جنرال موتورز “اغلب سخت است که بگویم که چه کسی و چه موقعی تصمیم گرفته است و حتی چه کسی مبدأ تصمیم بوده است. غالباً من نمی‌دانم در جنرال موتورز چه موقع تصمیم گرفته می‌شود؟ من به خاطر نمی‌آورم که عضو کمیته‌ای بوده باشم و مسائل به رأی‌گیری گذاشته می شود. و معمولاً یک نفر مسائل را خلاصه نموده، دیگران با تکان دادن سر یا اظهار نظر خود، به تدریج به اجماع می‌رسند". (کویین،۱۹۸۰)

اگرچه افلاطون روح انسانی را به ارابه‌ای تشبیه کرده است که توسط دو اسب خرد و احساس به حرکت در می‌آید، اما در قرون اخیر دانشمندان به خرد بیشتر بها داده و از احساسات به عنوان بخشی که مانع خردورزی است یاد نموده‌اند. در تصمیم‌گیری، تا کنون این عقیده بیشتر مطرح بوده است که انسان در تصمیمات خود – آنجا که سخن از نفع و ضرر است- کاملا عقلایی و به دور از احساسات عمل می کند. اما برخی از شواهد در روانشناسی در سال‌های اخیر نشان داده اند که انسان در تصمیم‌گیری و رفتار خود از هر دو اسب استفاده می کند.

تحقیقاتی که گزارش آن در انجمن اقتصاد آمریکا در ژانویه ۲۰۰۵ مطرح گردیده است، حاکی از آن است که فناوری جدید به انسان این امکان را داده است تا تصویربرداری تشدید شده به وسیله مغناطیس برای مشخص نمودن وظایف هر بخش از مغز نماید. این کار امکان ثبت لحظه‌ای فعالیت‌های مغز را می‌دهد. دانشمندان مدیریت و اقتصاد از دانشمندان پزشکی و روانشناسی خواسته‌اند که امکان اینکه بشود متوجه شد که کدام بخش از مغز کار تصمیم‌گیری را انجام می‌دهد را مد نظر قرار دهند.

عکس مرتبط با اقتصاد

به عنوان مثال، ذهن بشری موضوع ارزش مورد انتظار در حوادث آینده در اقتصاد را مورد محاسبه قرار می‌دهد. اینکه یک فرد در بازار بورس سرمایه‌گذاری می‌کند و یا هزینه بیمه عمر را پرداخت می کند، بستگی به آن دارد که آن فرد چگونه آینده را در نزد خود تصویر نموده و به حوادثی که ممکن است اتفاق بیفتد چه مقدار وزن بدهد. ممکن است که فرد زمانی که فکر می‌کند با احتمال زیاد قبل از بازنشستگی ، قیمت سهام کاهش پیدا خواهد نمود، ارزش مورد انتظار بیمه عمر را با اینکه کم است بیشتر مورد توجه قرار دهد.

تصمیم‌گیری تحت تأثیر تعدادی از عوامل است، از جمله:

الف) عوامل عقلایی: منظور، عوامل قابل اندازه‌گیری از قبیل هزینه، زمان، پیش‌بینی‌ها و غیره می‌باشد. یک تمایل عمومی وجود دارد که بیشتر بدین عوامل پرداخته و عوامل غیر کمی را از یاد ببرید. (بارگاوا،۱۹۹۳)

ب) عوامل روان‌شناختی: مشارکت انسان در پدیده تصمیم‌گیری روشن است. عواملی از قبیل شخصیت تصمیم‌گیر، توانایی‌های او، تجربیات، درک، ارزش‌ها، آمال و نقش او از جمله عوامل مهم در تصمیم‌گیری می‌باشند.

ج) عوامل اجتماعی: موافقت دیگران به خصوص کسانی که تصمیم به نوعی بر آنان تأثیر می‌گذارد، از مسائل مهم تصمیم‌گیری است. توجه به این عوامل از مقاومت دیگران در برابر تصمیم می‌کاهد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

د) عوامل فرهنگی: محیط دارای لایه‌های فرهنگی متعددی است که به نام فرهنگ منطقه، فرهنگ کشور و فرهنگ جهانی خوانده می‌شود. همچنین فرهنگ خود سازمان نیز باید مورد نظر قرار گیرد. این فرهنگ‌ها بر تصمیم فردی و یا سازمانی افراد در قالب هنجارهای مورد قبول جامعه، رویه‌ها و ارزش‌ها تأثیر می‌گذارند.

 

۲-۶ مدل‏های تحلیل تصمیم‌گیری چند معیاره:

۲-۶-۱ مدل‏های تحلیل تصمیم :

مدل‏های تحلیل تصمیم را به سه گروه اصلی می‌توان تقسیم نمود:

۱- سیستم‏های چند معیاره (یون،۱۹۹۵)

۲- سیستم‏های پشتیبان تصمیم (توربان،۱۹۹۵)

۳- سیستم‏های تک هدفی(هاوارد،۱۹۸۴)

 

 

۲-۶-۱-۱ سیستم‏های چند معیاره:

۲-۶-۱-۱-۱  اجزا سیستم‏های چند معیاره:

جهت تبیین بیشتر موضوع می‌توان مسائل چند معیاره را به صورت یک سامانه در نظر گرفت. به طور کلی عناصر یک سامانه چند معیاره عبارتند از:

  • عناصر ورودی:

گزینه‏ها، هدف کلی، معیارها، زیر اهداف، ترجیحات، سیاست‏ها و محدودیت‏ها.

  • پردازشگرها:

۲-۶-۱-۱-۲ تکنیک‏های چند معیاره:

  • عناصر خروجی:

جواب‏های مرجح، جواب‏های موثر، جواب‏های قابل‌قبول، جواب‏های ارضاکننده و تحلیل حساسیت جواب‏ها.

برای تحلیل یک سامانه چند معیاره باید عناصر آن را به خوبی شناخت و آن‌ ها را به طور دقیق تعریف کرد و سپس به مدل‏سازی و تجزیه و تحلیل آن پرداخت. در شکل (۲-۲) عناصر یک سامانه چند معیاره نشان داده‌شده است.

شکل۲-۲ عناصر یک سامانه چند معیاره(تصمیم‌گیری با معیارهای چندگانه)

روش‌های زیادی برای حل مشکلات چند معیاره تدوین گردیده است. (هوانگ و یون، ۱۹۸۱) چارچوب روش‌های تصمیم‌گیری چند معیاره از روش‌های ساده گرفته تا روش‌های پیچیده متغیر است. طبقه‏بندی پیچیده روش‌های فوق در مقالات بسیاری ارائه گردیده است(یو،۱۹۹۶; وانگو،۱۹۸۱ و زاوادکاس،۲۰۰۱ ).

با این وجود، هنوز هم مشکل انتخاب یک روش صحیح در موقعیت فرضی وجود دارد. هیچ‌کدام از روش‌های ذکرشده به عنوان بهترین و مناسب‏ترین روش برای تمامی موقعیت‏های تصمیم‌گیری در نظر گرفته نمی‏شوند. به عبارتی، به‌کارگیری روش‌های تصمیم‌گیری چند معیاره به یک حالت خاص، به هدف تحقیق و بخصوص به دقت و قابلیت اعتماد به داده‌ها بستگی دارد. (محمد مرادی، ۱۳۸۸)

تصمیم‌گیری با معیارهای چندگانه مبحثی است که به فرایند تصمیم‌گیری در حضور معیارهای متفاوت و بعضاً متناقض با یکدیگر می‌پردازد. (کالسن،۱۹۸۹) علیرغم گستردگی موارد استفاده‏ی تصمیم‏ گیری چند معیاره، پاره‏ای مفاهیم مشترک در تمامی مسائل تصمیم‏ گیری چند معیاره وجود دارند که در شکل (۲-۳) این خصوصیات مشترک نشان داده خواهد شد.

هر مسئله می‏تواند دارای اهداف چندگانه یا معیارهای چندگانه باشد. معیارها ممکن است در تعارض باهم باشند، اهداف و معیارهای متفاوت ممکن است دارای مقیاس‏های اندازه‏گیری متفاوت نیز باشند. حل این‌گونه مسائل می‏تواند یا به معنای طراحی بهترین جواب و یا انتخاب بهترین جواب از میان جواب‏های موجود باشد.

[۱] Quinn

[۲] Bhargava

[۳] Decision Analysis Methods

[۴] Multiple Criteria Decision Making (MCDM)

[۵] Decision Support Systems (DSS)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:46:00 ب.ظ ]




 

 

۲-۷ منطق فازی

واژه «فازی» در فرهنگ لغت آکسفورد، به معنای «مبهم، گنگ، نادقیق، گیج، مغشوش، درهم و نامشخص» آمده است. معانی دیگری مثل کرکی، درهم و برهم، پرزدار، تیره و نامعلوم نیز از جمله معانی دیگر واژه فازی است. در مجموع، واژه فازی به «مفاهیم فاقد مرز دقیق» اشاره دارد  (چارلسون، ۱۹۹۸). لطفی‌زاده در پاسخ به این سوال که چرا کلمه فازی را برای این نظریه انتخاب کرده است، می‌گوید: «من کلمه فازی را انتخاب کردم چون احساس می‌کردم که این کلمه با بیشترین دقت آنچه را در این نظریه آمده است، توصیف می‌کند (قیومی، ۱۳۸۱).

منطق فازی معتقد است که ابهام در ماهیت علم وجود دارد. برخلاف دیگران که معتقدند که باید تقریب‌ها را دقیق‌تر کرد تا بهره‌وری افزایش یابد، لطفی‌زاده معتقد است که باید به دنبال ساختن مدل‌هایی بود که ابهام را به عنوان بخشی از سیستم، مدل کند. منطق فازی، تکنولوژی جدیدی است که شیوه‌های مرسوم برای طراحی و مدل‌سازی یک سیستم را که نیازمند ریاضیات پیشرفته و نسبتاً پیچیده است، با بهره گرفتن از مقادیر و شرایط زبانی و یا به بیانی دیگر دانش فرد خبره و با هدف ساده‌سازی و کارامدتر شدن طراحی سیستم جایگزین و یا تا حدود زیادی تکمیل می‌کند. این نظریه، قادر است بسیاری از مفاهیم، متغیرها و سیستم‌هایی را که نادقیق و مبهم هستند (همان‌طور که در عالم واقع نیز اکثراً چنین است) صورتبندی ریاضی کرده و زمینه را برای استدلال، استنتاج، کنترل و تصمیم‌گیری در شرایط عدم اطمینان، فراهم آورد. (طاهری، ۱۳۷۸)

تئوری مجموعه های فازی که برای نخستین بار توسط پرفسور لطفی زاده ارائه شده در حل مسایلی که نمی توان پارامترها و کمیت ها را به طور دقیق تعریف نمود، مورد استفاده قرار گرفت. فازی بودن به انواع مختلف ابهام و عدم اطمینان و بخصوص به ابهامات مربوط به بیان زبانی و طرز فکر بشر اشاره دارد و با عدم اطمینانی که بوسیله ی نظریه احتمال بیان می شود متفاوت است. در واقع در خیلی از موارد از توانایی اندازه گیری با هر درجه دقت خاص محرومیم. از این رو با نادقیقی در اطلاعات کسب شده روبرو هستیم، در اینجا با کمبود اطلاعات دانش مواجه نیستیم، بلکه با یک نایقینی در اطلاعات روبرو هستیم. ریشه های این عدم صراحت عبارتند از : اطلاعات غیر قابل اندازه گیری، اطلاعات ناقص و اطلاعات غیر قابل دستیابی. چنین نایقینی را می توان با بازه ای غیرتصادفی فرمولبندی کرد. این نایقینی ها را به راحتی می توان با مجموعه های فازی مدل سازی نمود. رویکرد فازی ابزار بسیار مناسبی جهت برخورد و کنار آمدن با این نایقینی ها و عدم اطمینان و مدلسازی متغیرهای زبانی می باشد. منطق فازی هدفش این است که تا بنیادی را جهت استدلال گری تقریبی با بهره گرفتن از تئوری مجموعه های فازی فراهم آورد با توجه به اینکه تصمیم گیری انسان با مفاهیم نا دقیق و مبهم همراه است این مفاهیم اغلب به صورت متغیرهای زبانی بیان می شوند. بر اساس منطق فازی این عناصر نا دقیق عوامل مهمی در هوشمندی انسان به شمار می روند. منطق فازی بر اساس نظریه مجموعه های فازی، به تعریف مجموعه هایی می پردازد که ماهیت تقریبی استدلال انسانی را حفظ می کنند و آنها را مورد استفاده قرار می دهند. اگر تصمیمات انسان فازی در نظر گرفته نشود، نتایج حاصل از آن می تواند گمراه کننده باشد. عدد فازی مثلثی که نوع به خصوصی از عدد فازی ذوزنقه ای است در کاربردهای فازی بسیار مشهور می باشد. عدد فازی مثلثی A عدد مثلثی  با تابع عضویت َA (x)µ   روی R به صورت رابطه زیر تعریف می گردد :

 

 

 

 

 

 

در رابطه بالا [L,U] بازه تکیه گاه و (۱وM) D نقطه رأس می باشند.

یک عدد فازی مثلثی با سه عدد  (M , L, U ) و تابع عضویت ( X )Aµ به نمودار (۳-۱) نمایش داده می شود (زنجیرچی، ۱۳۹۰).

شکل ۲-۴ عدد فازی مثلثی

 

 

 

 

۲-۸ تاپسیس

تکنیک تاپسیس را هوانگ و یون در ۱۹۸۱ مطرح کردند. منطق زیربنایی تاپسیس، تعریف راه‌ حل ‌های ایده‌آل مثبت و منفی است. راه‌حل ایده‌آل مثبت، معیارهای از نوع سود را حداکثر و معیارهای از نوع هزینه را حداقل می کند. راه‌حل ایده‌آل منفی، معیارهای از نوع هزینه را حداکثر و معیارهای از نوع سود را حداقل می‌کند. گزینه بهینه، نزدیکترین گزینه به راه‌حل ایده‌آل مثبت و دورترین گزینه از راه‌حل ایده‌آل منفی است. به‌طور خلاصه، راه‌حل ایده‌آل مثبت، ترکیبی از بهترین ارزشهای قابل دسترس معیارهاست، در حالی که راه‌حل ایده‌آل منفی، شامل بدترین ارزش‌های قابل دسترس معیارهاست. برای ارزیابی عملکرد مالی، ابتدا یک مسأله FMCDM را فرمول‌بندی می‌کنیم. مسأله FMCDM، شامل مجموعه‌ای از m گزینه است که در n شاخص مالی و وزن‌های مربوطه ارزیابی می‌شوند. مسأله می‌تواند به صورت زیر مدل‌سازی شود.

[۱] Charleson

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:46:00 ب.ظ ]




  • تهدید تازه‌ واردها:

تهدید تازه‌واردها در صنعت خودرو بسیار پایین است. علت این موضوع بلوغ بالای صنعت و رسیدن آن به سطح بالایی از تولید در مقیاس اقتصادی است. برای رقابت در این صنعت، شرکت باید قادر به تولید میزان انبوهی خودرو باشد تا امکان خرید آن برای مصرف‌کننده مهیا شود. یکی دیگر از موانع ورود به بازار نیاز به مقادیر بسیار بالای سرمایه جهت تولید خودرو است. صنعت خودرو هم نیازمند مقادیر قابل توجه سرمایه برای تولید است، هم نیازمند مقادیر قابل توجه سرمایه برای تحقیق و توسعه و ایجاد نوآوری. دسترسی به کانال‌های توزیع مناسب یکی دیگر از موانع بزرگ ورود به این صنعت است. یک شرکت یا باید خود دارای نمایندگی‌های فروش باشد یا این که نمایندگی‌هایی را برای عرضه‌ی محصولات خود پیدا کند.

  • قدرت چانه‌زنی تأمین‌کنندگان:

در صنعت خودرو قدرت چانه‌زنی تأمین‌کنندگان بسیار پایین است. اگر چه برای تولید یک خودرو نیاز به قطعات بسیار متنوعی است اما اغلب برای تولید این تعداد قطعه، تأمین‌کنندگان زیادی نیز در بازار وجود دارد. تعدد تأمین‌کنندگان در یک صنعت عملاً قدرت چانه‌زنی آنها را از بین می‌برد. چرا که در صورت لزوم، مشتری به راحتی می‌تواند تأمین‌کننده خود را تغییر دهد.

  • قدرت چانه‌زنی مشتریان:

قدرت چانه‌زنی مشتریان در این صنعت نسبتاً بالا است. تقریباً تمام خروجی این صنعت توسط مشتریان خریداری می‌شود. به همین خاطر حضور تولیدکنندگان در صنعت کاملاً بستگی به رفتار خریداران دارد. خریداران همچنین بخش عظیمی از درآمد صنعت را به خود اختصاص می‌دهند. اگر خودروسازان نتوانند خریداران خود را راضی نگه دارند ریسک از دست دادن آنها بسیار بالا خواهد بود. زیرا آنها به راحتی به تولیدکننده‌ی دیگر روی می‌آورند. با این حال، علت این که گفته می‌شود قدرت چانه‌زنی مشتریان در این صنعت بسیار بالا نیست این است که مشتریان در این صنعت بزرگ نیستند و توانایی ادغام رو به عقب (این که خود اقدام به خرید خودروسازان نمایند) را ندارند. به بیان واضح، اگر فردی قصد خرید خودرو داشته باشد، باید به یک نمایندگی مراجعه کند.

  • تهدید کالاهای جایگزین:

محصولات جایگزین زیادی برای خودرو وجود ندارد. برخی جایگزین‌های خودرو عبارتند از: پیاده‌روی، دوچرخه، و قطار یا مترو. محصولات جایگزین بستگی کامل به موقیت جغرافیایی مصرف‌کننده دارند. در برخی شهرها، نظیر نیویورک یا شیکاگو وجود خودرو چندان ضروری نیست. در این شهر‌ها مترو مؤثرترین وسیله برای حمل و نقل است. با این وجود، در بسیاری مکان‌ها یک شخص باید به منظور رسیدن به محل مورد نظر به یک خودرو دسترسی داشته باشد.

  • شدت رقابت میان رقبا:

رقابت در صنعت خودرو بسیار بالا است. در صنعت خودرو فاصله‌ی رقبای عمده از یکدیگر بسیار کم بوده و این موضوع باعث افزایش شدت رقابت شده است. در این صنعت افزایش سهم بازار یک تولیدکننده تنها در صورت کاهش سهم بازار تولیدکننده‌ی دیگر امکان‌پذیر است. یکی دیگر از دلایلی که برای شدت رقابت در این صنعت می‌توان ذکر کرد، عدم وجود فرصت متمایز‌سازی است. تمام شرکت‌ها خودرو، کامیون، یا خودروهای ورزشی تولید می‌کنند. بنابراین رقبا به راحتی با یکدیگر قابل مقایسه هستند. قیمت، کیفیت، عمر مفید و بسیاری از جنبه‌های تولیدکنندگان مختلف را می‌توان به راحتی در زمان تصمیم‌گیری برای خرید خودرو مورد توجه قرار داد. زمانی که تولیدکنندگان مختلف به تبلیغ روی می‌آورند، عمدتاً محصولات خود را با محصولات رقبا مقایسه می‌کنند. به همین خاطر در هنگام تبلیغ، خودروسازان اغلب بر ابعادی تمرکز می‌کنند که نسبت به رقبا در آن ابعاد بهتر هستند.

۲-۳-۲)صنعت خودرو سازی ایران:

توسعه صنعت خودرو سازی کشور که از اوائل دهه ۱۳۴۰ شروع شد پس از فراز و نشیبهای بسیار در اوایل دهه ۱۳۷۰ به طور جدی دوباره در دستور کار دولت قرار گرفت . تغییر و تحولات اقتصاد جهانی همراه با تشدید رقابت در صنایع خودروسازی ضرورت بالا بردن کارایی فنی جهت ارتقای بنیه رقابتی در صنایع خودروسازی را اجتناب ناپذیر میکند.به طور کلی وضعیت صنعت خودروسازی ایران در سه دوره قابل بررسی است:

عکس مرتبط با اقتصاد

  • سالهای ۵۷-۱۳۴۶ دوره حمایت‏های ناتمام که ویژگی بارز آن خرید لیسانس و صرفا مونتاژ کاری بود.
  • سالهای ۶۸-۱۳۵۸ دوره جنگ، انقلاب و برنامه اول توسعه. در این مرحله به دلیل شرایط ناشی از انقلاب و متعاقبا شروع جنگ تحمیلی علیه کشور امکان به کارگیری از ظرفیت های تولید و یا ظرفیت سازی بسیار کم بود.
  • سالهای ۷۲-۱۳۶۹ دوره فرصت های از دست رفته که ویژگی بارز آن فقدان استراتژی بود.
  • سالهای ۸۰-۱۳۷۳ دوره شکوفایی، طراحی و توسعه که حرکت جدیدی در صنع خودروی کشور آغاز گردید.
  • سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ دوره جهانی شدن صنعت خودروی کشور که ویژگی بارز آن ایجاد برند و زیرساختهای لازم جهت حضور در بازارهای جهانی می باشد.

صنعت خودرو علی رغم شعارهای چندین ساله خصوصی سازی کماکان دولتی باقیمانده چه از نظر شکلی و چه از نظر مدیریتی و حتی مالکیتی. دو شرکت بزرگ خودرو سازی یعنی ایران خودرو و سایپا، حدود ۹۵ درصد کل تولید خودروی کشور را در اختیار دارند و شرکت های کرمان خودرو، بهمن، مرتب، زرین خودرو و شهاب خودرو نیز اکثراْ دولتی یا متعلق به نهادهای عمومی میباشد.

صنعت خودروی ما با صنعت مونتاژ آغاز شده و برای یک دوره ۳۰ ساله متمایز از صنایع خودروسازی جهانی بوده است. زیرا به طور طبیعی یک جدایی بین خودروساز و قطعه ساز به وجود آمده است. رفع این فاصله موجود با کمک سازندگان داخلی تا حدود زیادی صورت پذیرفته است. هر صنعت و از جمله صنعت خودروسازی در روند جهانی سازی محکوم به این است که سازو کارهای خود را در مسیر جهانی سازی منطبق سازد. خودروسازی ایران به دنبال تولید انبوه و رسیدن به تیراژ بیش از دو میلیون دستگاه در سال ۹۳، خودروساز شدن از طریق گسترش توان طراحی مهندسی و تولید خودروهای جدید و قطعات آن و ایجاد شرکت‏های بازرسی فنی، توسعه مراکز تحقیق و آزمون انواع خودرو و قطعات آن و توسعه صادرات محصولات، جلب سرمایه‏گذاری خارجی مانند سرمایه‏گذاری مشترک با رنونیسان و تولید محصول در چارچوب پلتفرم مشترک تندر، ایجاد پایگاه‏های ساخت منطقه‏ای در ایران توسط خودروسازان معتبر جهان و حضور برندها و شرکت‏های معتبر جهان در ایران است. جدول (۳-۲) به تحلیل اس.دابلیو.اُ.تی صنعت خودروی ایران می پردازد.

جدول(۳-۲): تحلیل اس.دابلیو.اُ.تی برای صنعت خودروی ایران

قوت ضعف

þ     بزرگترین خودروساز خاورمیانه

þ     وجود زیرساختهای مناسب تولید طی سالیان متمادی

þ     برخورداری از تکنولوژی تولید نسبتاً پیشرفته

þ     برخورداری از پایگاه‌های تولیدی متعدد

þ     حمایتهای دولتی از صنعت خودروسازی

 

þ     بالا بودن قیمت تمام شده

þ     عدم تنوع سبد محصولات

þ     ضعف شبکه خدمات پس از فروش

þ     عدم تبلیغات هدفمند

þ     ناکافی بودن زیرساخت‌های لجستیک

þ     عدم انطباق محصول با استانداردهای پیشرفته

فرصت تهدید

þ     نیروی انسانی ماهر و ارزان

þ     انرژی نسبتا ارزان

þ     انحصاری بودن صنعت خودرو

þ     بازار قطعات یدکی

 

þ     حضور رقبای قدرتمند و شناخته شده

þ     پیشرفت  سریع تکنولوژی جهانی خودرو

þ     تغییرات سریع در ذائقه مشتریان

þ     ظهور خودروسازهای ارزان قیمت مثل چین و هند

þ     وجود پیمان‌های منطقه‌ای تسهیل‌کننده برای رقبا

þ     تحریم‌های اقتصادی و تکنولوژیک احتمالی

þ     تغییرات الزامات استانداردی

þ     تغییرات در تعرفه‌های واردات خودرو

۳-۳-۲) استراتژی رقابتی صنعت خودروی ایران در صنعت جهانی :

اساسی ترین کاری که شرکت در راه جهانی سازی باید انجام دهد اتخاذ استراتژی مناسب با موقعیت های چالشی پیش رو است که باید تصمیم بگیرد که آیا می تواند موقعیت های مناسبی پیدا کند که در آن قادر به پی ریزی یک استراتژی در سطح منطقه یا در سطح جهانی باشد. شکل (۸- ۲) انتخاب استراتژی ژنریک مناسب برای شرکتها را نمایش می دهد. این استراتژی برای هر شرکتی متقاوت است و اصول تحلیل ساختاری به تحلیل گر این اجازه را میدهد تا بتواند استراتژی مناسب وضعیت شرکت را بر گزیند.

شکل (۸-۲): انتخاب استراتژی مناسب جهت حضور در بازار بین المللی( پورتر، ۱۹۹۸)

به طور یقیقن انتخاب استراتژی های متفاوت بازدهی سرمایه ای متفاوت دارد پورتر بیان میکند که با رهبری در هزینه و تمایز در محصول میتوان بیشترین بازگشت سرمایه را به دست آورد. ( شکل۹-۲)  وی اعتقاد دارد  در صنعت اتومبیل شرکتهای مثل جنرال موتورز و فورد (با هزینه پایین) و مرسدس (با تمایز) بالا بیشترین سودهی را دارند و شرکتی مانند فیات و رنو در میان منحنی راکد مانده اند. (پورتر، ۱۹۹۸)




شکل (۹-۲): مقایسه بازگشت سرمایه و استراتژی های عمومی پورتر ( پورتر، ۱۹۹۸)

 

 

به اعتقاد کارشناسان صنعت خودرو بهترین استراتژی عمومی پورتر برای صنعت خودروی ایران تمرکز در بازار جهانی میباشد و در این راستا تمرکز بر بخش هایی از بازار میباشد که ورود رقبا با مشکل و سطح تکنولوژی بازار هدف پایین باشد.

در این بخش پس از بررسی استراتژی های عمومی پورتر و انتخاب استراتژی بهینه برای صنعت خودروی ایران، به بررسی استراتژی های جهانی شدن روبه بیرون و روبه درون می پردازیم.

الگوهای جهانی شدن صنعت خودرو برای کشورهای در حال توسعه از جمله ایران به دو صورت انجام می پذیرد که عبارتند از تولید تحت لیسانس و خلق برند. در ادامه به تشریح این دو استراتژی خواهیم پرداخت.

  • تولید تحت لیسانس و صادرات:

تولید تحت لیسانس خودورسازان معتبر جهانی و صادرات خودرو و قطعه در شبکه جهانی آن ها یکی از الگو های مطرح بر سر راه مدیریت صنعت خودور در اویل دهه ۸۰ بود. از این الگو در کشور ترکیه به طور وسیعی استفاده می شود. از مزایای این استراتژی می توان به  انتقال تکنولوژی گسترده و سریع در بخش تولید و استفاده از شبکه صادراتی خودروسازان به نام و مشارکت در پروژه های توسعه محصول به صورت مشترک اشاره نمود. البته معایب آن نیز عواملی همچون هدف قرار گرفتن بازار داخلی توسط شریک خارجی و تحت کنترل قرار گرفتن صادرات توسط شریک خارجی را میتوان نام برد. این روش را استراتژی جهانی شدن روبه درون می نامند.

  • خلق برند:

ایجاد نشان تجاری جدید و پیشبرد آن در بازارهای جهانی الگوی دیگری بود که توجه صنعت خودروی کشور را بسیار به خود جلب نمود. مزایای این استراتژی آزادی عمل در انتخاب بازارهای جهانی و تغییر مشخصات و مدل های خودرو بود. معایب این روش نیز هزینه بالای توسعه محصول و نیاز به فعالیت گسترده برای شناساندن نشان تجاری جدید و ناشناخته در بازار و نیز نیاز به ایجاد سیستم های پیشرفته بازاریابی، تامین قطعات و کیفیت بود. این روش را استراتژی جهانی شدن رو به بیرون می نامند. ( منطقی، ۱۳۹۰)

الف) نکاتی جهت نیل به استراتژی های جهانی شدن:

در راستای استراتژی های مذکور، بهبودها و تحولات دامنه داری باید در صنعت خودرو صورت بگیرد که به طور فشرده در زیر به سرفصل های آن اشاره می شود. ( منطقی، ۱۳۹۰)

سیستم ها و فرایند ها:  برای ارائه محصول به بازارهای جهانی اولا ساختار خودروسازان  باید به سمت ساختار فرآیندی پیش می رفت. ساختار فرآیندی از ابتدای دهه ۸۰ شروع شده و به مرور زمان در دروه جهانی شدن عمق بیشتری یافت. برای یکپارچه سازی فرایند ها و نیز بهره وری سیستم، نیاز به یک سیستم جامع اطلاعاتی است. ایران خودرو از راه حل  سیستم  برنامه ریزی منابع سازمان که  امروزه در اغلب خودروسازان  معتبر جهانی استفاده می شود، بهره بردای کرد.

Efficiency بهره وری

تولید ناب: به طور کلی چالش اصلی تمامی خودروسازان در جهان، استفاده از تولید ناب برای کاهش هزینه هاست. در بخش های مختلف تولید، گروه های مختلف کاری با روش تولید ناب هزینه ها را کاهش می دهند، برای مثال در شرکت ایران خودرو ۷۰ درصد قطعات ساخته شده از  زنجیره سازندگان به صورت سنکرون به خطوط تولید منتقل می شود. در این روش انبارها صفر شده و سازندگانی متناسب با میزان تولید روزانه قطعات را به صورت همزمان به خط تولید می رسانند.

بهبود مستمر کیفیت: سرمایه گذاری زیادی برای بهبود مستمر کیفیت در صنعت خودرو انجام شده است. سیستم های تولید خودروسازان همگی دارای فناوری های روز جهانی بوده و از خطوط تست و ارزیابی پیشرفته، برای تضمین کیفیت محصول استفاده می گردد. برای مثال کار مشترک روی ارتقای کیفیت تولید با سازندگان داخلی توسط ساپکو یکی از اقدامات جدی ایران خودرو برای جهانی شدن بود. علاوه بر سازندگان و فرایند تولید، فرآیندهای لجستیکی محصولات از نظر کیفی قویا مورد بازنگری قرار گرفتند.

توجه به خواست مشتری: عرضه محصولات متنوع یکی از مصادیق و شاخص های مهم توجه به خواست مشتری است. خودروسازان در محصولات جدید خود تنوع وسیعی با توجه به بازارهای صادراتی ایجاد کرده اند. شبکه خدمات پس از فروش از دیگر چالشهای  اساسی در جهانی سازی بود که روی این بخش هم کار وسیعی صورت گرفت.

چالاک شدن: برای جهانی شدن، چالاک سازی کلیه بخش ها ضروری بود. مراکز تحقیقات و توسعه به مرور توانایی پاسخ گویی به نیاز های متنوع مشتریان را در شبکه جهانی تامین پیدا کرده اند. برای چالاک سازی مراکز تحقیقات یک شبکه طراحی، ساخت نمونه در سطح کشور و کشورهای پیشرفته دارنده این فناوری ها ایجاد شد.

بازاریابی نوین: با توجه به رقابت فشرده در صنعت جهانی خودرو باید در بخش بازاریابی، ایده های نوین به کار گرفته می شدند. پر واضح بود روش بازاریابی باید مبتنی بر روش های بازاریابی هجومی توام با تبلیغات اقناعی داخلی و خارجی باشد.

بهبود شاخص های مالی و اقتصادی: شرکتی که نتواند شاخص های مالی و اقتصادی خود را ارتقا دهد، اصلا موفق نیست. سودآوری مناسب و مدیریت نقدینگی پیشرفته، سلاح هر شرکت موفق برای ورود به بازارهای جهانی و نیز جذب منابع مالی در سطح جهانی است.

ب ) شناسایی فرصتها و تهدیدهای شرکت ایران خودرو در صادرات:

پس از شناسایی عوامل محیط خارجی و تهیه لیستی از این عوامل بر اساس مصاحبه با خبرگان و به کمک نقطه نظرات آنان ، عوامل کلیدی موفقیت در ۲۱ عامل فهرست گردید. جدول (۴-۲) نمایشی از عوامل خارجی تاثیر گذار بر صادرات شرکت ایران خودرو به بازارهای هدف می باشد.

جدول(۴-۲): جدول عوامل خارجی

فرصت ها
۱ موقعیت استراتژیک ایران خودرو در منطقه  ودسترسی آسان به بازار کشورهای همجوار
۲ وجود تقاضای بالا برای خودرو در بازارهای هدف
۳ امکان دریافت پشتیبانی شرکت پژو،رنو و بنز برای صادرات،از طریق توافقنامه های فیمابین و استفاده مطلوب از شبکه های فروش و خدمات پس از فروش
۴ برخورداری از حمایتهای دولت در زمینه صادرات غیر نفتی
۵ استفاده از ثبات نسبی بازار ارز در کشور
۶ امکان افزایش قابلیت‌های رقابتی از طریق حضور در بازارهای بین المللی
۷ امکان گسترش همکاریهای بین المللی و بهبود جایگاه شرکت در سطح بین الملل
۸ امکان استفاده از منابع و نیروهای کار ارزان در بازارهای هدف 
۹ امکان بهره گیری از فرصتهای مغتنم در بازارهای هدف از طریق همکاریهای مشترک و …
۱۰ لزوم بهره گیری از تسهیلات و مشوقهای موجود در بازارهای هدف
تهدیدها
۱ وجود ریسک بالا در رقابت با خودرو سازان جهانی در بازارهای بین المللی
۲ محدودیتها و موانع واردات در کشورهای هدف (تعرفه های بالا)
۳ تغییرات مقطعی در قوانین و مقررات صادراتی کشور
۴ امکان ایجاد تغییر و تحولات سیاسی در برخی از بازارهای هدف صادراتی
۵ امکان اعمال نفوذ کشورهای عضو سازمانها و اتحادیه های تجارت بین الملل
۶ وجود برخی ذهنیتهای غلط درباره کشور ایران در بعضی رسانه های بین المللی
۷ حضور رقبای جدی و با تجربه در بازارهای هدف
۸ وجود ظرفیت مازاد تولید (عرضه بیش از تقاضا) در سطح بین الملل
۹ تشدید قوانین و مقررات سختگیرانه در استانداردهای خودرو ( آلایندگی ، ایمنی و …)
۱۰ وجود برخی ضعفهای زیر ساختی در کشور (حمل و نقل ، بیمه ،گمرک و ….)
۱۱ ذهنیت نا مناسب و اعتبار کم کالاهای ایرانی در مقایسه با محصولات تولیدی سایر شرکتها

ج ) شناسایی نقاط قوت و نقاط ضعف شرکت ایران خودرو در صادرات:

پس از شناسایی  محیط داخلی و تهیه لیستی از این عوامل بر اساس مصاحبه با خبرگان و به کمک نقطه نظرات آنان ، عوامل کلیدی موفقیت در ۲۲ عامل فهرست گردید. جدول (۵-۲) نمایشی از عوامل داخلی تاثیر گذار بر صادرات شرکت ایران خودرو به بازارهای هدف می باشد.

جدول(۵-۲): جدول عوامل داخلی

نقاط قوت
۱ دارا بودن ظرفیت های تولیدی نسبتا بالا(بزرگترین خودرزساز در خاورمیانه)
۲ دارا بودن شبکه قطعه سازی با ظرفیت قابل توجه
۳ دارا بودن خطوط اتوماسیون وپیشرفته تولید
۴ ایجاد و توسعه تخصص بازاریابی در شرکت و دارا بودن قابلیت انجام مطالعه وتحقیقات بازاریابی بین المللی
۵ داشتن تجربه عملی صادرات محصول به برخی از کشورها(بطور محدود)
۶ داشتن تجربه در استقرار شبکه فروش و خدمات پس از فروش در برخی کشورهای همسایه(بطور محدود)
۷ دارا بودن برند مستقل(سمند)جهت صادرات و ایجاد خطوط تولیدی در بازارهای هدف
۸ دارا بودن محصولات مشترک با شرکت های معروف دنیا(PSA و رنو برای محصولات سواری وبنز برای خودروهای کار) و امکان استفاده از برنهای انها برای صادرات
۹ توسعه محصولات جدید با قابلیت های صادراتی
۱۰ وجود برخی قابلیت های صادراتی در زمینه قطعات و مجموعه ها
نقاط ضعف
۱ عدم رقابت پذیری شرکت در عرضه محصولات متنوع و با کیفیت مطلوب
۲ ضعف در اعمال تغییرات مورد نظر مشتریان در بازار هدف
۳ بالا بودن هزینه تولید محصولات جاری
۴ نقصان تحقیقات بازاریابی بین المللی به عنوان پیش نیاز تصمیم گیری ها
۵ فقدان تجربه لازم برای حضور جدی در بازارهای بین المللی
۶ عدم آشنایی با محیط رقابت جهانی بدلیل عدم وجود فضای رقابتی در کشور
۷ نداشتن برند شناخته شده با هویت مستقل ایران خودرو در سطح جهانی
۸ ضعف سیستم ها و روش های نوین بازاریابی,فروش و خدمات پس از فروش(مانند ارتباط با مشتری,تبلیغات و…)
۹ ضعف ساختار سازمانی صادرات شرکت ایران خودرو
۱۰ پراکندگی فعالیت ها,عدم یکپارچگی و انسجام فرآیندهای صادراتی گروه
۱۱ کمبود شبکه فروش و خدمات پس از فروش در بعضی ازبازارهای هدف صادراتی
۱۲ کمبود نیروهای ماهر و تخصص برای بازارهای هدف(به ویژه برای ایجاد خطوط تولیدی)

 

د) مدل تحلیلی استراتژی های شرکت ایران خودرو در صادرات:

جدول (۶-۲) براساس ماتریس عوامل داخلی و خارجی استراتژی های شرکت ایران خودرو در چهار ناحیه نمایش می دهد.

 

 

 

جدول (۶-۲): مدل تحلیل SWOT شرکت ایران خودرو در صادرات

ضعف

۱٫ عدم رقابت پذیری شرکت در عرضه محصولات متنوع و با کیفیت مطلوب

۲٫ضعف در اعمال تغییرات مورد نظر مشتریان در بازار هد

۳٫ بالا بودن هزینه تولید محصولات جاری

۴٫ نقصان تحقیقات بازاریابی بین المللی به عنوان پیش نیاز تصمیم گیری ها

۵٫ فقدان تجربه لازم برای حضور جدی در بازارهای بین المللی

۶٫ عدم آشنایی با محیط رقابت جهانی بدلیل عدم وجود فضای رقابتی در کشور

۷٫ نداشتن برند شناخته شده با هویت مستقل ایران خودرو در سطح جهانی

۸٫ ضعف سیستم ها و روش های نوین بازاریابی,فروش و خدمات پس از فروش(مانند ارتباط با مشتری,تبلیغات و…)

۹٫ ضعف ساختار سازمانی صادرات شرکت ایران خودرو

۱۰٫ پراکندگی فعالیت ها,عدم یکپارچگی و انسجام فرآیندهای صادراتی گروه

۱۱٫ کمبود شبکه فروش و خدمات پس از فروش در بعضی ازبازارهای هدف صادراتی

قوت

ا. دارا بودن ظرفیت های تولیدی نسبتا بالا(بزرگترین خودرزساز در خاورمیانه)

۲٫ دارا بودن شبکه قطعه سازی با ظرفیت قابل توجه

۳٫ دارا بودن خطوط اتوماسیون وپیشرفته تولید

۴٫ ایجاد و توسعه تخصص بازاریابی در شرکت و دارا بودن قابلیت انجام مطالعه وتحقیقات بازاریابی بین المللی

۵٫ داشتن تجربه عملی صادرات محصول به برخی از کشورها بطور محدود

۶٫ داشتن تجربه در استقرار شبکه فروش و خدمات پس از فروش در برخی کشورهای همسایه بطور محدود

۷٫ دارا بودن برند مستقل(سمند)جهت صادرات و ایجاد خطوط تولیدی در بازارهای هدف

۸٫ دارا بودن محصولات مشترک با شرکت های معروف دنیا(PSA و رنو برای محصولات سواری وبنز برای خودروهای کار) و امکان استفاده از برنهای انها برای صادرات

۹٫ توسعه محصولات جدید با قابلیت های صادراتی

۱۰٫ وجود برخی قابلیت های صادراتی در زمینه قطعات و مجموعه ها

           عوامل داخلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عوامل خارجی

        WOاستراتژی (از مزیتهایی که در فرصت نهفته است استفاده نماییم برای جبران نقاط ضعف)

۱٫ با استفاده ازنیروهای متخصص وفنی داخل برای بهبود طرح محصولات قدم بردارد

۲٫ با توسعه سیستم مدیریت کیفیت هماهنگی وتعامل بخش ها را افزایش نماید

۳٫ با افزایش توجه به کیفیت سیستم کنترل کیفیت کارخانه را ارتقا دهد.

 SOاستراتژی (استفاده از فرصتها با بهره گرفتن از نقاط قوت)

۱٫ توسعه ظرفیت بازارومحصول

۲٫ توسعه حضوردربازارهای جهانی

۳٫ با بالا بردن کیفیت محصولات ونهادینه کردن سیستم مدیریت کیفیت درجهت افزایش سود آوری گام بردارد.

۴٫ بهبود تکنولوژی با بکارگیری سیستم های جدید.

۵٫ کسب حمایت ملی با بهبود کیفیت وتاکید برکیفیت ورشدصنعت در کشور

فرصت

۱٫ موقعیت استراتژیک ایران خودرو در منطقه  ودسترسی آسان به بازار کشورهای همجوار

۲٫ وجود تقاضای بالا برای خودرو در بازارهای هدف

۳٫ امکان دریافت پشتیبانی شرکت پژو،رنو و بنز برای صادرات،از طریق توافقنامه های فیمابین و استفاده مطلوب از شبکه های فروش و خدمات پس از فروش

۴٫ برخورداری از حمایتهای دولت در زمینه صادرات غیر نفتی

۵٫  استفاده از ثبات نسبی بازار ارز در کشور

۶٫ امکان افزایش قابلیت‌های رقابتی از طریق حضور در بازارهای بین الملی

۷٫ امکان گسترش همکاریهای بین المللی و بهبود جایگاه شرکت در سطح بین الملل

۸٫ امکان استفاده از منابع و نیروهای کار ارزان در بازارهای هدف

۹٫ امکان بهره گیری از فرصتهای مغتنم در بازارهای هدف از طریق همکاریهای مشترک و … ۱۰٫ لزوم بهره گیری از تسهیلات و مشوقهای موجود در بازارهای هدف

WTاستراتزی (به حداقل رساندن زیانهای ناشی از تهدیدها و نقاط ضعف)

۱٫بهبودطرح وتنوع محصولات

۲٫ با استفاده ازیک تیم تحقیق وتوسعه برگرفته از افراد متخصص درجهت رفع مشکلات وبالا بردن کیفیت وتنوع محصول اقددام نماید.

۳٫ کمک به توسعه فرهنگ مشتری گرایی و تولید محصولات مطابق خواست و نیاز مشتری با بهره گرفتن از یک سیستم مناسب جذب مشتری.

STاستراتژی (استفاده از نقاط قوت برای جلوگیری از تهدیدها)

 

۱٫ اقدام به جذب وافزایش مشتریان با توسعه وبهبود کیفیت

۲٫ مقابله با رقبای داخلی  با بکارگیری سیستم های جدید وارائه محصولات متنوع تر وبا کیفیت تر

۳٫ ارتقا کیفیت محصولات با بکارگیری استانداردهای جهانی کیفیت

تهدید

۱٫    وجود ریسک بالا در رقابت با خودرو سازان جهانی در بازارهای بین المللی

۲٫    محدودیتها و موانع واردات در کشورهای هدف (تعرفه های بالا)

۳٫    تغییرات مقطعی در قوانین و مقررات صادراتی کشور

۴٫    مکان ایجاد تغییر و تحولات سیاسی در برخی از بازارهای هدف صادراتی

۵٫    امکان اعمال نفوذ کشورهای عضو سازمانها و اتحادیه های تجارت بین الملل

۶٫    وجود برخی ذهنیتهای غلط درباره کشور ایران در بعضی رسانه های بین المللی

۷٫    حضور رقبای جدی و با تجربه در بازارهای هدف

۸٫    وجود ظرفیت مازاد تولید (عرضه بیش از تقاضا) در سطح بین الملل

۹٫    تشدید قوانین و مقررات سختگیرانه در استانداردهای خودرو ( آلایندگی)

۱۰٫ وجود برخی ضعفهای زیر ساختی در کشور (حمل و نقل ، بیمه ،گمرک)

۱۱٫ ذهنیت نا مناسب و اعتبار کم کالاهای ایرانی در مقایسه با محصولات تولیدی سایر شرکتها

[۱] The threat of entry of new competitors

[۲] The bargaining power of suppliers

[۳] The bargaining power of buyers

[۴] The threat of substitutes

[۵] The degree of rivalry between existing competitors

[۶] Core competent

[۷] Competition strategy

[۸] Turnover

[۹] Licence

[۱۰] Inward

[۱۱] Brand Creation

[۱۲] Outward

[۱۳] Enterprise Resource Planning (ERP)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:45:00 ب.ظ ]




همانطور که در اغلب موارد مشاهده می گردد، کارشناسان داخلی به نحوه قیمت گذاری در بازارهای صادارتی انتقاداتی دارند و در اکثر مواقع خودروسازان را متهم به ارزان فروش در بازارهای خارجی نسبت به بازارهای داخلی می کنند. بر این اساس محقق قصد دارد تا با تشریح عوامل ذیل اثر آنها را در قیمت تمام شده محصولات صادراتی نسبت به قیمت تمام شده همین محصولات در بازار داخل نشان دهد.

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

    • استرداد حقوق و عوارض گمرکی مربوط به قطعات وارداتی که در مورد خودروهای صادراتی مسترد می گردد و نتیجتا منجر به کاهش قیمت تمام شده محصول می گردد .
    • خودروهای صادراتی بعضا مانند خودروها ی فروش داخل نیاز به استانداردهای ۵۵ گانه نداشته و فاقد تجهیزات و اقلام مرتبط با این استانداردها می باشد. از جمله رعایت استانداردهای آلایندگی که هزینه قابل توجهی را برای خودروسازان به همراه خواهد داشت، الزامی نمیباشد.
  • هزینه شماره گذاری، بیمه، عوارض شهرداری، مالیات برارزش افزوده، شامل خودروهای صادراتی نمی شود. ( حدوداً ۱۰% قیمت خودرو )
  • تخصیص مشوق به محصولات صادراتی نظیر جایزه صادراتی
  • ارزش دلار صادراتی که با توجه به محدودیت های موجود در تامین ارز با نرخ دولتی ، قطعا می بایست بخشی از ارز مورد نیاز از با قیمت بازار آزاد تامین گردد که این بخش از تامین ارز با هزینه همراه است . لذا با توجه به تامین قسمتی از این بخش از طریق ارز حاصل از صادرات ، ارزش دلار صادراتی بیشتر از نرخ روز ارز ذولتی خواهد بود .
  • نکته مهم در این زمینه که همواره مورد توجه کلیه خودروسازان در بازارهای صادراتیشان قرار می گیرد ، توجه به سود آور بودن  مجموعه عملیات صادرات از تامین تا مرحله فروش، توزیع ، لجستیک و خدمات پس از فروش  است . به عبارت دیگر سود آوری صادرات در صنعت خودرو در مجموع این زنجیره حاصل می گردد و نه فقط در عملیات فروش خودرو .

 

۵-۳-۲)منابع مزیت صنعت خودروی ایران در رقابت جهانی :

حضور در بازار بین المللی بیش از هر چیز نیازمند کشف منبع های مزیت رقابتی میباشد.  در ذیل به برخی از مزیتهای عمده در جهت رقابت در صنعت خودروی جهانی اشاره می نماییم.

    • مزیت تولید انبوه: اگر پتانسیل تولید فراتر از تقاضای داخلی وجود داشته باشد شرکت میتواند از طریق تولید متمرکز و رقابت بین المللی به طور بالقوه به برتری هزینه ای دست یابد. صنت خودروی کشور با توجه به هدف گذاری سال ۱۴۰۴ مبنی بر تولید ۳ میلیون دستگاه و صادرات یک میلیون دستگاه، دارای مزیت تولید انبوه میباشد. حجم تولید این صنعت بیش از اندازه حجم بازار داخلی است.
    • تجربه جهانی: رقابت جهانی مبتواند زمینه یادگیری سریعتر را فراهم نماید. حضور و فعالیت در بازار جهانی کمک شایانی به پیشرفت صنعت خودروی کشور میکند به طور کلی خودروسازان با رقابت با شرکتها و کارخانه های بزرگ خودروسازی به طور بالقوه تجربه کسب مینماید. صنعت خودروی کشور دارای تجارب بسیار گرانبهایی در زمینه صادرات خودرو می باشد و طی ۱۰ سال گذشته، نیز این امر تقویت گردیده است.
  • همکاری با خودروسازان بین المللی : همکاری با خودروسازان بین المللی از جمله رنو و پژو سبب تقویت دانش فنی کارشناسان این صنعت جهت عقد قراردادهای فروش و یا تاسیس کارخانه برون مرزی گردیده است. این همکاری علاوه بر ارتقا دانش فنی سبب کسب مزیت حضور در شبکه خودروسازان بین المللی و یادگیری از عملکرد آنها در بازار های بین المللی گردیده است.
  • مزیت خلق برند:مزیت دیگری که در سالهای اخیر به آن توجه بیشتری شده است. مزیت خلق برند برای حضور در بازارهای صادراتی است. تولید محصولات با تکنولوژی های روز دنیا و قیمت رقابتی سبب جذابیت برند های ایرانی در بازارهای صادراتی گردیده است.

 

۶-۳-۲) موانع رقابت در سطح جهانی :

موانع مختلفی بر سر راه دستیابی به مزیت های ناشی از رقابت جهانی وجود دارد و این موانع میتوانند در کنار همدیگر از جهانی شدن یک صنعت جلوگیری نمایند. حتی زمانی که مزیت های رقابت جهانی در کل فراتر از موانع موجود باشد، این موانع می توانند در خطر انداختن موقعیت های استراتژیک شرکت نقش مهمی داشته باشد هر چند که این موانع در صنایع مختلف نقش متقاوتی را دارند و نمیتوان یک نسخه واحد برای تمام صنایع پیچید ولی پورتر در کتاب استراتژی رقابتی این موانع را به سه دسته ذیل تقسیم میکند:

الف) موانع اقتصادی :

عکس مرتبط با اقتصاد

  • هزینه های حمل و نقل: از جمله موانع اقتصادی هزینه های حمل و نقل می باشد هزینه های ناشی از کرایه حمل، اثر زیادی روی رقابت پذیری دارد و این موارد یکی از موانع عظیم در راه حضور در بازار های هدف میباشد. در صنعت خودرو کرایه حمل به بازار های بین المللی به طور متوسط یک هفتم قیمت تمام شده و در بعضی موارد از جمله حمل محصول به کشورهای آمریکای جنوبی تا یک سوم قیمت تمام شده را شامل می شود که این میتواند اهرم فشاری به کاهش سود محصول باشد. راهکارهای پیش رو را میتوان به شرح ذیل تقسیم کرد:
  • ایجاد خط تولید در مقصد: این اولویت باید به همراه داخلی سازی پک های قطعات منفصله در مقصد باشد زیرا حمل قطعات منفصل اگر هزینه ای بیشتر از محصول کامل نداشته باشد، کرایه آن کمتر نخواهد بود. باید هدف از این سیاست را انتقال تکنولوژی در راستای تولید در مقصد قرار داد.

    • ارسال بچ های اقتصادی: تعداد ارسال شده در صورت انبوه بودن سبب میشود که هزینه های حمل و نقل به شکل قابل ملاحظه ای کاهش یابد این همان کاری است که شرکتهایی مثل جنرال موتورز و فورد در خاورمیانه انجام میدهند یعنی حمل انبوه خودرو به خاورمیانه در کشتی های مخصوص حمل.
  • نیاز استانداردی متفاوت به محصول:

یکی از موانع رقابت در سطح جهانی متناسب کردن محصول با بازار هدف میباشد. در صورتی که بازارهای جهانی خواستار گونه ای متفاوت از محصول تولید و عرضه شده در بازار داخل باشند رقابت با موانع جدی برای حضور در بازار هدف روبرو میشود خودرو یکی از محصولاتی است که با توجه به شرایط آب و هوایی، استاندارد های آلایندگی، استاندارد ها و قوانین حاکم بر کشور هدف، شرایط جاده ای کشور هدف، مشخصه های خاص در تزئینات داخلی  و حتی نوع موتور بسیار متنوع میباشد.

 

  • کانال های توزیع تثبیت شده :

نیاز به کانال های توزیع در هر یک از کشور های هدف یکی از موانع رقابت در سطح جهانی میباشد. شرایط توزیع خودرو در کشورهای مختلف متفاوت است به فرض مثال شرکت ایران خودرو در بازارهای مختلف استراتژی های متفاوتی دارد در سوریه دارای نماینده انحصاری میباشد و در کشور روسیه دارای توزیع کنندهای متعدد میباشد. استفاده از پتانسبل کانال های توزیع در بازار هدف یکی از مراحل سخت و مهم صادرات به کشورهای هدف میباشد. به طور کلی یک شرکت خارجی به سختی میتواند در کانالهای توانمند توزیع در بازار هدف نفوذ نماید. کانالهای دارای سابقه و تجربه کافی تمایل چندانی به جایگزینی محصولات بی نام و نشان در سبد تجاری خود دارند در واقع این همان نکته ای است که حضور برند پژو ایران خودرو را در بازارهای هدف بسیار ساده تر از سمند نموده است . اصولا برای توزیع محصولات بی نام و نشان مانند سمند در بازار بین المللی شرکت ایران خودرو امتیازات به مراتب بیشتری نسبت به برند پژو به کانالهای توزیع میدهد. البته متقاعد کردن کانالهای توزیع به نسبت زیادی به حجم محصول ارائه شده در بازار دارد یعنی عرضه انبوه به بازار کانالهای توزیع تثبیت شده در کشور هدف را بیشتر ترغیب میکند تا همکاری نماید.

  • نیروی فروش :

اگر فروش محصول مستلزم نیروهای بومی در کشور هدف  باشد شرکتی که با موانع بالقوه  زیادی از جمله آموزش نیروها در راستای استراتژی ها و سیاستهای شرکت روبرو میشود . نحوه جذب و آموزش و ایجاد زبان مشترک بین نیروهای کشور هدف و مهندسان و تکنسین های شرکت یکی از موانع پیشرو در برابر شرکتهای بین المللی است. جذب نیروهای خبره و دارای تخصص مرتبط در کلاس جهانی بسیار مشکل است.

  • خدمات پس از فروش:

یکی از موانعی که بصورت مستقیم در سود شرکت اثر گذار خواهد بود خدمات مطلوب پس از فروش در کشورهای هدف میباشد. بطور کلی خدمات پس از فروش قبل از اینکه یک علم و دانش نظری باشد یک تجربه و دانش فنی است. ارائه خدمات تعمیرات در کشورهای هدف و نحوه سرویس دهی برای محصولی مانند اتومبیل بسیار مشکل و گاهاً غیر ممکن است. پراکندگی مناسب مراکز خدمات پس از فروش و ارائه قطعات یدکی لازم در زمان و مکان مناسب بر پیچیدگی های فرایند خدمات پس از فروش می افزاید. تشریح فرایند خدمات پس از فروش در کشورهای صادراتی و بهبود نقاط ضعف این فرایند در حد یک پایان نامه تحصیلی وقت گیر است.

  • حساسیت به چرخه عمر محصول:

در کالاهایی مانند لباس این حساسیت به گونه ای است که شرکت باید همیشه یک قدم جلوتر از بازار در حال حرکت باشد و یا به عبارتی قدرت اندیشه برنامه ریزی برای تامین کالا با توجه به مدهای آینده را داشته باشد.

در خودرو اصولا تغییر اساسی در محصول اتفاق نمی افتد بلکه با گذشت زمان تغییرات آپشن که بیشتر در راستای تامین زیبایی و راحتی محصول موثر است به محصول اضافه میگردد و قیمت محصول ثابت ( با توجه به نرخ عرف تورم جهانی) به بازار هدف ارائه میگردد.در بعضی از محصولات طولانی بودن زمان حمل کافی است تا محصول در بازار مقصد منسوخ گردد ولی در مورد خودرو این فاکتور موثر نیست.

  • برند محصول:

فاکتور برند محصول تاثیر پیچیده ای در رقابت پذیری محصول میگذارد. جهت فروش برندهای جدید در بازار یکی از ترغیب کننده های اصلی قیمت فروش محصول می باشد این همان نکته ای است که برند سمند و پژو در بازار جهانی با آن روبرو است مسلماً برند پژو بسیار شناخته شده تر از برند سمند میباشد و این یکی از موانع رقابت سمند در بازارهای بین الملل میباشد زیرا در بسیاری از کشورهای جهان خودروسازی ایران هنوز ناشناخته است و ایران هنوز به یک کشور صنعتی در جهان معروف نیست که این یکی از مشکلات در راه جهانی شدن میباشد. خوشبختانه تبلیغات زیادی در منطقه خاورمیانه از طریق  رسانه های منطقه ای یا محلی صورت پذیرفته است و به طور کلی در حال گذر از مرحله معرفی در بازار جهانی میباشد.

  • تقاضای جهانی و نوع صنعت :

یکی از موانع بسیار مهم در صنعت خودرو حضور رقبای بسیار قدرتمند در سطح بین الملل میباشد که این عرصه رقابت را بسیار تنگ و دشوار میسازد حتی در موارد بسیاری شرکتهای نوپا در این عرصه خسارتهای هنگفتی را که به قیمت تعطیلی کارخانه تمام شده است پذیرفته اند. رقابت در سطح بین المللی استراتژی ها و بازیخوانیهای سطح بین الملل را میطلبد. با توجه به برآورد های صورت پذیرفته تقاضای خودرو در جهان سالانه ۷۰ میلیون دستگاه میباشد.

ب) موانع مدیریتی:

موانع مدیریتی، موانعی است که بیشتر تحت تاثیر بخشهای مدیریتی سازمان میباشند که اهم آنها عبارتنداز:

  • فعالیتهای متنوع بازاریابی:

اگر چه گونه های مختلف یک محصول که در سطح جهانی فروخته میشود مشابه هستند، فعالیت بازاریابی میتواند از لحاظ جغرافیایی متفاوت باشد. ماهیت کانال های توزیع، رسانه های تبلیغاتی و ابزارهای دسترسی به خریدار (که بر هزینه تاثیر میگذارد) میتواند از کشوری به کشور دیگر تا حدودی متقاوت باشد که شرکتهای جهانی نه تنها قادر به بهره برداری از دانش بازاریابی به دست آمده از دیگر بازارها نیستند بلکه برای انجام تبلیغات موفق محلی نیز مشکلات فراوانی پیش رو دارند. هر چند که همانگونه که گفته شد تجربه جهانی شرکت در یافتن موقعیت مناسب در حضور در بازار های جدید کمک میکند اگر چه هیچ دلیلی برای عدم توانایی  یک شرکت جهانی جهت برخورداری از تولید متمرکز و یا تحقیق و توسعه و بازاریابی وجود ندارد، ممکن است به خاطر نوعی تعصب که خود دلایل مختلفی دارد ، مشتری صرفاً از شرکت های محلی خرید کند.

 

  • خدمات محلی گسترده:

زمانی که برای رقابت در یک صنعت نیاز به فعالیتهای گسترده بازاریابی محلی ، خدمات و دیگر تعاملات با مشتری باشد، ممکن است تلفیق فعالیت در سطح جهانی و رقابت با رقبای محلی دشوار باشد. اگر چه شرکت جهانی ممکن است این فعالیتها را از طریق واحدهای غیر متمرکز انجام دهد، در عمل فعالیتهای مدیریتی به حدی پیچیده است که شرکت محلی میتواند به طور موفق تری جوابگو باشد. در جایی که فعالیتهای گسترده بازاریابی و توزیع در سطح محلی ( که تابع مزیت های جهانی نباشد) از اهمیت بالایی برخودار است ، شرکت محلی می تواند بر مزیتهای حاصل از دیگر فعالیتها متمرکز شرکت جهانی غلیه کند. صنعت خودروسازی یکی از صنایعی است شرکت های محلی به خاطر گستردگی خدمات پس از فروش از مزیتهای استراتژیکی برخودراند. این گسترگی خدمات یک عامل ترغیب کننده موثر در خرید محصول از سوی مشتریان کشور مورد نظر میباشد.

 

  • فناوری در حال تغییر سریع:

شرکت های جهانی ممکن است در جاهایی که تغییرات سریع تکنولوژی شرکت را وادار می کند تا پیوسته محصول و فرایند تولید خود را  مطابق با نیازهای محلی طراحی مجدد کند نتوانند به راحتی فعالیت کنند و با مشکلاتی روبرو شوند. شرکت داخلی که خود را محدود به بازار ملی کرده است ممکن است از نظر روبرویی با چنین شرایطی به مراتب موفق تر باشند. در صنعت خودرو این مانع هر چند که جهت حضور در بازار کشورهای توسعه یافته اهمیتی فوق العاده دارد اما با توجه به سیاستهای جاری و افق برنامه ریزی صورت گرفته نمیتواند مانعی جدی برای حضور صنعت خودروی ایران در بازارهای جهانی باشد. مسلماً شرکتهای بزرگ خودروسازی جهان به این عامل توجه ویژه ای دارند زیرا سهم بازار آنها چنین برنامه ریزی را تحمیل خواهد کرد.

 

ج) موانع سازمانی:

موانع سازمانی ، موانعی است که عملکرد مطلوب سازمان را مختل میسازد که اهم آنها عبارتنداز:

  • موانع دولتی:

موانع دولتی موجود بر سر رقابت جهانی بسیار است، بیشتر این موانع در ظاهر با هدف حمایت از شرکت ها و اشتغال محلی ایجاد میشود. (تعرفه ها، حقوق گمرکی، سهمیه ها، ترجیح بعضی شرکتها از جانب دولت، اصرار دولت بر تحقیق و توسعه در سطح ملی و الزامی کردن استفاده از قطعات محلی تولید محصول، برخوردهای مالیاتی ترجیحی از جمله این موانع هستند(

در مقابل این موانع دولتی جهت فعالیت شرکت در کشور هدف ، حمایتهای دولت مبدا جهت حضور شرکتهای داخلی در بازار بین المللی مطرح میشود. با عنایت به اهیمت بالای این موانع در تسهیل یا سخت کردن امر صادرات بررسی این عامل از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خودروسازان ایرانی، در راستای این امر به فعالیت در کشورهایی که رابطه سیاسی قوی تری وجود دارد پرداخته اند و این امر در جایی است که تراز حمایتهای دولت جهت فعالیت در بازار هدف مثبت است.

  • موانع شناختی یا موانع مربوط به منابع:

یکی دیگر از موانع بر سر راه رقابت جهانی به محدودیتهای شناختی یا محدودیت در منابع شرکت های موجود در صنعت مربوط میشود. درک فرصتهای موجود برای رقابت بین المللی خود یک نوآوری است. خصوصاً به این خاطر که شناخت فرصت ها ممکن است شامل بعضی مسائل بین المللی باشد که فراتر از دامنه فعالیتهای داخلی است که تابحال صورت گرفته است. انتخاب بازارهای نزدیک به کشور صادر کننده یکی از منابع بسیار مهم برای شرکتهای صادر کننده است. خودروسازان ایرانی نیز با آگاهی از امر نسبت به صادرات به این کشورها گامی اساسی را برداشته اند که از آن جمله میتوان صادرات به بازار عراق و سوریه را اشاره کرد.

[۱] Mass productive advantages

[۲] International experience

[۳] Competition barriers

[۴] Transportation

[۵] Product customization

[۶] Stabilization distributor

[۷] Sale force

[۸] After service

[۹] Sensitive on the product  life cycle

[۱۰] Brand Image

[۱۱] World demand & industry style

[۱۲] Diversification in marketing activity

[۱۳] Huge local activities

[۱۴] Short life cycle technology

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:45:00 ب.ظ ]




مدیریت و رهبری

مروری بر پیاده سازیهای موفق ERP نشان می­دهد که تعهد رهبری و مدیریت عالی بحرانی­ترین عامل
می­باشد. تجربه مایکروسافت (در خود شرکت) نشان دهنده اهمیت مشارکت مستقیم مدیریت عالی در برنامه ریزی و پیاده سازی سیستم ERP می­باشد. در مایکروسافت مدیریت عالی سازمان مستقیماً بر پروژه ERP نظارت داشته و طرحها را تصویب می کرد. تصمیم گیری برای پیاده سازی ERP در هیئت مدیره صورت

می­گرفت. پیاده سازی پروژه ERP  در گیری بیشتری با مسائل انسانی نسبت به فرآیندهای تکنولوژی دارد. با پیاده سازی این پروژه سازمان ها با تغییرات زیادی مواجه می شوند. تجزیه و تحلیل موردی نشان می دهد که کلید پیاده سازی موفق مدیریت تغییر در دست مدیریت عالی سازمان می باشد. مداخله مدیریت در جهت تخصیص منابع کافی به پروژه، اتخاذ تصمیم های سریع، حل تعارضات، پذیرش پروژه در سطح سازمان و ایجاد هماهنگی در میان گروه های مختلف سازمانی ضروری و مهم می باشد. مدیریت عالی همواره بر پیشرفت پروژه نظارت کرده و سیستم پروژه را هدایت می کند.

دانلود پایان نامه

۲-۱۲-۲-۲  آینده نگری و برنامه ریزی

اصولاً سیستم های ERP به عنوان ابزارهای فرایند مدار تکنولوژی اطلاعات(IT)[1] برای بهبود عملکرد کسب وکاری سازمانی نگریسته می شوند. یکی از مهمترین عناصر اساسی در بهبود کسب و کار داشتن آرمان/رسالت روشن و استراتژیها/خط مشی های پشتیبانی کننده کسب وکار می باشد. لازم به ذکر است که آرمان و رسالتی موفق است که به اهداف و مقاصد قابل اندازه گیری تبدیل گردد. در حقیقت، توسعه فرایند آرمان/رسالت زیر مجموعه ای از فرایند فرمول سازی استراتژیک کسب وکار می باشد.

Luftman&Brier, (2003) معتقدند که مدیران ITسازمان باید در مورد چگونگی یکپارچه سازی تکنولوژی های جدید (مانند سیستم های ERP) با کسب و کارشان از جمله طرحهای استراتژیکی و تاکتیکی، سیستم­های مدیریت، فرهنگ، منابع انسانی، ساختار سازمانی و تکنولوژی موجود آگاه باشند. بنابراین فرایند فرموله سازی استراتژی کسب وکار در حضور مدیرانIT و کسب و کار سازمان صورت می گیرد. اگر سازمانی بدون آرمان روشن و درک مفروضات کسب و کاری اقدام به پیاده سازی سیستم  ERP بنماید، با مسائل جدی یکپارچه سازی برخورد خواهد کرد. در واقع بدون داشتن جهت روشن و برنامه ریزی استراتژیک دقیق، پیاده سازی ERP منجر به شکست می گردد. مشخص بودن اهداف استراتژیک باعث می شود که تیم پروژه در سراسر فرایند پیاده سازی در مسیر درست حرکت کند.

۲-۱۲-۲-۳  انتخاب بسته نرم افزاری ERP

اغلب سازمانها در ارزیابی تطابق سیستمERP  با استراتژی عملی کسب و کاری خویش موفق نمی باشند. بنابراین استفاده از معیار انتخاب IS برای گزینش سیستم ERP صحیح نمی باشد. نتایج مطالعات انجام شده بر روی معیار انتخاب IS نشان می دهد که تناسب بیشتر IS با فرآیندهای کسب و کار موجود سازمان مهمترین عامل می باشد. معیارهای انتخاب سیستم ERP به شرح زیر می باشد:

  • قابلیت عملیاتی سازی سیستم
  • تطابق و سازگاری با سیستم های موجود در سازمان
  • یکپارچه سازی ماژولها
  • مشهود بودن فروشنده ERP
  • زیر ساختار خدمات/پشتیبانی فروشنده ERP
  • هزینه های پایین مالکیت
  • قابلیت اعتماد واطمینان سیستم
  • ورود بهترین روش های اجرایی در سیستم
  • قابلیت ارتقاء سیستم
  • سفارشی سازی آسان سیستم
  • تناسب وتطابق بهتر با فرآیندهای کسب و کار سازمان

۲-۱۲-۲-۴  ارتباطات

ارتباطات یکی از مهمترین چالشها و وظایف سخت در پروژه ERP می باشد. برنامه ارتباطات شامل حوزه های مختلف از جمله منطق پیاده سازی ERP، جزئیات مدیریت تغییر فرآیندهای کسب و کار، نمایش ماژولهای نرم افزاری و… می باشد. ارتباطات شامل حوزه، اهداف و وظایف پروژه پیاده سازی می باشد. در جهت اجتناب از ارتباطات ناموفق، یک سیستم باز اطلاعاتی برای پروژه ضروری می باشد. برای مثال یک سیستم پست الکترونیکی(E-mail) و یا وب سایت جهت اطلاع رسانی و ارائه  گزارش از پیشرفت پروژه واطلاعات آموزش در خصوص پروژه می تواند در جهت این سیاست باشد، اما مسائل جدی نیاز به بررسی با تلفن یا ترجیحاً حضوری دارند.

۲-۱۲-۲-۵ مدیریت فرایند [۲]

در جهت بهره مندی کامل از مزایای نرم افزارERP ، طراحی مجدد فرآیندهای کسب و کاری مطابق با فرآیندهای ERP لازم و ضروری است (به دلیل اینکه سیستم های ERP به عنوان ابزارهایی برای بهبود فرآیندهای کسب و کار همانند تولید، خرید یا توزیع می باشند، پیاده سازی سیستم ERP و فعالیتهای مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار (BPR) در ارتباط کامل با هم می باشند).

به همین منظور تجزیه و تحلیل جامعی از فرآیندهای کسب و کاری موجود برای شناسایی تغییرات بالقوه صورت می پذیرد، نه اینکه فقط یک سیستم کاربردی برای اصلاح فرآیندهای نادرست طراحی گردد.

۲-۱۲-۲-۶  آموزش و تعلیم

آموزش نامناسب یکی از مهمترین دلایل شکست بسیاری از پروژه های ERP می باشند. به رغم سرمایه گذاری میلیونها دلار و هزاران ساعت کار در پروژه های پیاده سازی ERP این پروژه ها به دلیل عدم آموزش با شکست مواجه می شوند. یک مسئله خاص و ویژه در پیاده سازی سیستم ERP، گزینش برنامه مناسب آموزش و تعلیم کاربر نهایی می باشد. اما بهر حال یادآوری این نکته مهم است که هدف عمده و اساسی از آموزش ERP، درک صحیح و مؤثر از فرآیندهای کسب وکاری مختلف نهفته شده در سیستم ERP می باشد. برنامه آموزش دربرگیرنده تمام جنبه های سیستم بوده و به طور مستمر ادامه می یابد.

۲-۱۲-۲-۷  مدیریت پروژه

تقریباً۹۰٪ پیاده سازی های ERP تأخیر زمانی داشته یا فراتر از بودجه می باشند. این موضوع به خاطر تخمینهای نادرست هزینه ها و زمان بندیها بوده یا به دلیل تغییراتی در حوزه پروژه یا مدیریت ضعیف پروژه
می باشد.

پینتو و اسلوین[۳] (۱۹۹۶) خاطر نشان می سازند که به منظور مدیریت موفق پروژه، انتظار می رود که مدیران پروژه در هر دو جنبه تاکتیکی واستراتژیکی فعالیتهای مدیریت پروژه، توانمند باشند. آنها۱۰ عامل موفقیت بحرانی مدیریت پروژه را پیشنهاد می کنند که قابل تقسیم بندی در دو جنبه تاکتیکی واستراتژیکی پروژه می باشند. عوامل استراتژیکی بر رسالت پروژه، پشتیبانی مدیریت عالی سازمان و طرح/زمان بندی پروژه اشاره می کنند، عوامل تاکتیکی دربرگیرنده مشاوره، استخدام پرسنل، وظیفه فنی، پذیرش کاربر، نظارت و بازخورد، ارتباطات واشکال زدایی می باشند. با ظهور تکنولوژی جدید، بهره بندی از مهارتهای خارج سازمان همانند پشتیبانی فروشنده، در جهت تسهیل پیاده سازی موفق ضروری می باشد. صدها شرکت خدمات ERP را از جمله گزینش ERP، برنامه ریزی یا مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار، پیاده سازی ERP، آموزش کاربران نهایی، پشتیبانی و نگهداری ERP ارائه می کنند. با وجود رشد سریع بازار ERP و بزرگی آن، هنوز مشاوران کافی در این زمینه وجود ندارد. یکی از چالشهای پیاده سازی ERP، لزوم وجود مهارتهای چندگانه در حوزه های کارکردی[۴]، فنی و میان فردی می باشد. اگر این مهارتها در یک شرکت مشاوره ای وجود داشته باشند، چالش دیگر سازمان پیاده کننده ERP، مدیریت آنها می باشد.

۲-۱۲-۲-۸  مدیریت سیستم های موجود در سازمان

سیستم های موجود در سازمان شامل زیر ساختار موجود تکنولوژی اطلاعات (سخت افزار و نرم افزار) فرآیندهای کسب و کاری، فرهنگ ساختار سازمانی می باشد. در پیاده سازی ERP، مطالعه سیستم های موجود در سازمان به منظور تعیین ماهیت و مقیاس مسائلی که ممکن است سازمان در طی پیاده سازی با آنها مواجه شود، مهم می باشد. اگر سیستم های موجود سازمانی خیلی پیچیده (با بسترهای مختلف و گوناگون رویه های مدیریت فرآیندها) باشند، تغییرات فنی و سازمانی بسیار بالا خواهند بود. و برعکس در حقیقت مشکل سیستم های موجود بر حول این مسئله متمرکز است که داده ها در یک جا ذخیره نشده، بلکه در صدها سیستم کامپیوتری که در دپارتمانهای مختلف پراکنده شده اند، ذخیره می گردند. هریک از این سیستم ها ممکن است پشتیبان ارزشمندی برای وظیفه خاصی از کسب وکار باشند. بنابراین مدیریت این سیستم ها در سازمان موضوع مهمی می باشد.

 

[۱] - Information Technology

[۲] - Process Management

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:45:00 ب.ظ ]




یکپارچه سازی سیستم ERP

یکی از پیچیدگی های پیاده سازی ERP، موضوع یکپارچه سازی ماژولهای آن می باشد. تکنولوژی میان افزاری[۱] (نرم افزاری که بین دو یا بیش از دو نوع نرم افزار قرار می گیرد و اطلاعات را در بین آنها ترجمه میکند) برای یکپارچه سازی نرم افزارهای مختلف ERP مورد استفاده قرار می گیرند. اما این تکنولوژی برای همه سیستم های ERP موجود نمی باشند. علاوه بر این اغلب فروشنده گان میان افزار تمایل به تمرکز بر جنبه های فنی آن دارند و از ابعاد فرآیندهای کسب وکار غافل می مانند. در بسیاری از اوقات، سازمانها خود اقدام به توسعه رابط هایی برای برنامه های کاربردی تجاری می نمایند. تحقیقات نشان می دهد که سازمانها بیش از ۵۰٪ بودجه IT خود را به یکپارچه سازی برنامه های کاربردی اختصاص می دهند.

دانلود تحقیق و پایان نامه

۲-۱۲- ۲- ۱۰ آزمایش سیستم

هریک از کارکردهای سیستم  ERP هم به تنهایی و هم در ارتباط با بقیه کارکردها مورد تست قرار می گیرد. بعد از پیاده سازی کل سیستم،آزمایش و تست کامل آن ضروری و مهم می باشد و بدون آن گذر به مرحله دیگر باعث ایجاد مشکلات اساسی می گردد. تست و معتبر سازی سیستم ERP، به منظور حصول از اطمینان کار سیستم از لحاظ فنی و عملی بودن پیکربندی های کسب و کاری می باشد.

زمانیکه فرآیندهای کسب و کار اجرا می گردند، یک تست مهم از چگونگی تطابق فرآیندهای ارائه شده به وسیله سیستم با فرآیندهای مورد نظر سازمان انجام می گیرد.

۲-۱۲-۲- ۱۱  تغییرات فرهنگی و ساختاری

بودرئو و همکارش[۲](۱۹۹۹)، انتظار می رود حدود ۵۰٪ پروژه های سیستم های  ERP، به علت تخمین پایین تلاشهای مورد نیاز برای مدیریت گسترده حوزه تغییرات توسط مدیران با شکست مواجه شوند. سیستم های ERP طوری طراحی می شوند که پشتیبانی کننده ساختارهای سازمانی متعددی باشند. در نتیجه سفارشی سازی و پیکربندی یک سیستم ERP مستلزم ایجاد یک ساختار منطقی می باشد که موجب تغییر فراوان در ساختار سازمانی گردیده و راه و روش انجام کارها و تعامل افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین، حرکت سازمان از طریق انتقال برنامه ریزی شده دقیق بر اساس استراتژی مناسب و متدولوژی مشخص پیاده سازی، مهم می باشد.

۲-۱۲-۲-۱۲  مدیریت و ارزیابی عملکرد

اندازه گیری و ارزیابی عملکرد پروژه ERP یک عامل بسیار بحرانی برای اطمینان از موفقیت پیاده سازی سیستم است. مدیریت عملکرد یک مفهوم یکپارچه کلی می باشد که شامل تمام سازمان و جنبه های محسوس و غیر محسوس بوده و در برگیرنده جنبه های هم افزایی[۳] از طریق یکپارچه سازی می باشد.

در پیاده سازی سیستم های ERP، علاوه بر عملکرد فنی مانند قابلیت اعتماد سیستم، سایر جنبه­ها همانند قابلیت انعطاف پذیری، سرعت، خطوط زمانی، هزینه ها و غیره نیز مورد بررسی قرار می گیرند. ارزش افزوده نیز به صورت منافع مشهود و غیر مشهود و جنبه های استراتژیکی و عملیاتی سازمان پدیدار می گردد. علاوه بر اینها، مدیریت رقابتی را می توان از طریق ارزش افزوده ارائه شده بوسیله سیستم های ERP برای کسب و کار ارزیابی کرد.

بسیاری از محققان  گریدی (۱۹۹۱)، کاپلان و نورتون (۱۹۹۲)[۴] روش کارت امتیاز متوازن (BSC)[5] را که در برگیرنده پنج بعد به نامهای برنامه ریزی استراتژیک، مالی، مشتری ،کسب و کار داخلی و یادگیری و خلاقیت می باشد، پیشنهاد می کنند.

  ۲-۱۲-۳  مدل Somers and  Nelson

این مدل تاثیرات عوامل کلیدی موفقیت را در طی مراحل پیاده سازیERP  در۶۸ سازمان که ERP را تکمیل کرده یا در حال تکمیل پیاده سازی هستند، بررسی می کند (سومرز و نلسون[۶] ،۲۰۰۱).

این تحقیق نه تنها مشخص کننده عوامل کلیدی موفقیت می باشد، بلکه آنها را در پروژه های زمانی بر حسب اهمیت نیز مشخص می سازد. این اطلاعات می تواند برای تخصیص زمان و منابع کافی مورد استفاده قرار گیرند.

شش مرحله برای فرایند پیاده سازی سیستم های ERP شناسایی کرده اند. این شش مرحله شامل پروژه، بکارگیری ERP، پذیرش، عادی سازی و تثبیت می باشد.

جدول (۲-۵) نشانگر عوامل بحرانی موفقیت شناسایی شده بوسیله محققان موفق می باشد این عوامل بر اساس اهمیت شان لیست شده اند (کوپر و زماد[۷]، ۱۹۹۰)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول۲-۵: عوامل بحرانی موفقیت سیستم ERP

ردیف عوامل بحرانی موفقیت
۱ پشتیبانی مدیریت عالی سازمان
۲ ترکیب سیستم پروژه
۳ هماهنگی بین بخشی
۴ اهداف ومقاصد روشن
۵ مدیریت پروژه
۶ ارتباطات بین بخشی
۷ مدیریت انتظارات
۸ قهرمان پروژه
۹ پشتیبانی فروشنده
۱۰ انتخاب دقیق سیستم ERP
۱۱ تجزیه وتحلیل وتبدیل داده ای
۱۲ منابع تخصیص داده شده
۱۳ استفاده از کمیته راهبری
۱۴ آموزش کاربرد(نرم افزار)
۱۵ آموزش فرآیندهای کسب وکاری جدید
۱۶ مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کاری
۱۷ سفارشی سازی حداقل
۱۸ انتخابهای معماری
۱۹ مدیریت تغییر
۲۰ شراکت با فروشنده
۲۱ استفاده از ابزارهای فروشنده
۲۲ استفاده از مشاوران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲-۱۲-۳-۱ پشتیبانی مدیریت عالی سازمان

پشتیبانی مدیریت عالی سازمان در سراسر پروژه لازم و ضروری می باشد. نقشهای مدیریت عالی در پیاده سازیهای IT، شامل درک و فهم قابلیت ها و محدودیت های IT، برقراری اهداف منطقی برای سیستم های  IT، تعهد قوی نسبت به پروژه IT و ابلاغ استراتژی IT به تمام سازمان می باشد. مطالعات نشان می دهد که، شکستها در پروژه ها زمانی اتفاق می افتد که مدیریت عالی سازمان نظارت بر پیشرفت پروژه و همچنین تصمیم گیریهای بحرانی را به متخصصان فنی واگذار می کند (اوسی-منسا و پرزانسیسکی[۸]، ۱۹۹۱).

۲-۱۲-۳-۲  قهرمان پروژه

موفقیت پروژه های تکنولوژیکی معمولاً با قهرمان پروژه مرتبط می­باشد که دارای اختیار قانونی کردن تغییرات، تسهیل پروژه، بازاریابی و معرفی پروژه در تمام سازمان می­باشد. قهرمان پروژه دارای دانش کافی درباره تکنولوژی جدید و کسب و کار سازمان می باشد. مدیریت عالی سازمان، با انتصاب یک مدیر اجرایی (که دانش وسیع درباره فرآیندهای عملیاتی سازمان دارد) به عنوان قهرمان پروژه، می تواند بر پیاده سازی سیستم  ERP نظارت کند.

۲-۱۲-۳-۳  آموزش و تعلیم کاربر

نقش آموزش و تعلیم کاربر در تسهیل پیاده سازی نرم افزار در ادبیات سیستم های اطلاعاتی مدیریت  MIS))[9] ثابت شده است (نلسون و چنی[۱۰]، ۱۹۸۷).

فقدان آموزش کافی در عدم درک کامل تغییرات ایجاد شده در فرآیندهای کسب و کاری توسط سیستم های ERP، باعث بروز مشکلاتی در پیاده سازی این سیستم ها می گردد. کاربران سیستم ERP نیاز به آموزش درباره چگونگی عملکرد سیستم و ارتباط آن با فرآیندهای کسب و کاری سازمان دارند. همچنین بسیاری از سازمانها از مشاوران در طی فرایند پیاده سازی استفاده می کنند. بنابراین موضوع انتقال دانش از مشاوران به افراد داخلی سازمان مهم می باشد. سازمانها باید ارائه گر فرصتهایی برای ارتقاء مهارتهای افراد داخل سازمان بوسیله آموزش آنها در جهت برآورده ساختن نیازهای در حال تغییر و کسب باشند.

۲-۱۲-۳-۴  مدیریت انتظارات

شکست سیستم اطلاعاتی به معنای عدم توانایی این سیستم در برآورده ساختن انتظارات خاص گروه ذی نفعان می باشد. مدیریت موفق انتظارات کاربران، ارتباط مستقیمی با پیاده سازی موفق سیستم ها دارد. انتظارات سازمان ممکن است از توانایی های سیستم فراتر باشد. اگر اطلاع رسانی کاملی از سوی فروشنده ERP صورت نگیرد، ممکن است این سیستم دربرآورده ساختن انتظارات سازمان شکست بخورد. مدیریت انتظارات در تمام مراحل سیکل عمر پیاده سازی مورد بررسی قرار می گیرد.

۲-۱۲-۳-۵  شراکت فروشنده- مشتری

شراکت فروشنده-مشتری برای موفقیت پروژه های ERP حیاتی می باشد. تحقیقات نشان می دهد که تطابق بهتر بین فروشنده نرم افزار و سازمان به کارگیرنده آن تاثیر مثبتی در پیاده سازی موفق دارد. سازمانها سعی
می­ کنند قابلیت سازگاری بیشتری با فروشنده شان داشته باشند.

رابطه بین خریدار و فروشنده نرم افزار به دلیل تقویت رقابت پذیری و کارایی سازمان توسط سیستم ERP، یک رابطه استراتژیک می باشد (جانسون و سوبرامانیام[۱۱]، ۱۹۹۶)

۲-۱۲-۳-۶  استفاده از ابزارهای توسعه فروشنده نرم افزار

بررسی های نشان می دهد که برنامه ها و تکنولوژی های پیاده سازی سریع فروشندگان نرم افزاری می توانند به کاهش هزینه و زمان توسعه سیستم های ERP کمک کنند. هدف دیگر ابزارهای پیاده سازی و انتقال دانش، درک و فهم فرآیندهای کسب و کاری سازمان و شناسایی بهترین روش های اجرایی صنعت می باشد. شتاب دهندهای[۱۲] ارائه شده بوسیله فروشنده ها شامل ابزارهای مدلسازی فرآیندهای کسب و کاری جهت مرتبط ساختن مدلهای کسب و کاری با نرم افزار، الگوهای روش های اجرائی کسب و کار خاص هر صنعت، هماهنگ سازی سخت افزار با نرم افزار ERP می باشند (جیل[۱۳]، ۱۹۹۹)

[۱]-  Middle Ware

[۲] - Pawlowski and Boudreau

[۳]-  Synergy

[۴] - Grady and Kaplan ,Norton

[۵]  Balance Scorecard

[۶] - Somers and  Nelson

[۷] - Cooper and Zmud

[۸] - Ewusi-Mensah and Przanyski

[۹]-  Management Information System

[۱۰] - Nelson and Cheney

[۱۱] -Janson and Subramanian

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:44:00 ب.ظ ]




استراتژی های متعددی جهت بهبود بهره وری در متون مرتبط با بهره وری مشاهده می شود. به عنوان مثال پیک ورث در سال ۱۹۸۷ سه رویکرد برای مدیریت بهره وری ارائه نمود که عبارتند از:

Efficiency بهره وری

۱- رویکرد مسئله گرا

۲- رویکرد سیستم گرا

۳- رویکرد ظرفیت گرا

هدف از رویکرد اول بهبود بهره وری از طریق حل و فصل مشکلات عملیاتی می باشد. این در حالی است که رویکرد دوم، در صد بهبود بهره وری از طریق ایجاد و بهبود سیستم ها و رویه ها است. هدف از رویکرد سوم نیز بهبود بهره وری از بالابردن ظرفیت خدمات و محصولات سازمان است (کلیک و اولکاموز[۲]، ۲۰۰۵).

دانلود پایان نامه

۲-۳-۲- استراتژی های مدیریت بهره وری انبساطی و انقباضی

در یک مطالعه دیگر جونز و ویلر[۳] استراتژی های مدیریت بهره وری انبساطی[۴] و انقباضی[۵]  را مطرح نمودند. هدف از استراتژی انقباضی کاهش ورودی، همزمان با افزایش یا حفظ مقداری ثابت از خروجی است. و این در حالی است که هدف از استراتژی انبساطی، افزایش خروجی و تلاش جهت قابت نگه داشتن ورودی ها می باشد (جونز و ویلر، ۱۹۹۱).

۲-۳-۳- استراتژی تحول و نوآوری

این استراتژی بهبود های کلان، ناگهانی، منقطع و سرمایه محور را مورد توجه قرار می دهد. با بهره گرفتن از این استراتژی، سازمان هایی که دارای قدرت رقابتی بالاتری هستند، فرایند های خود را مهندسی مجدد می کنند. این سازمان ها از طریق یک فرایند چهار مرحله ای به ارتقای بهره وری خود اقدام می کنند که عبارتند از:

۱- تعیین مکانیزم های مطلوب انجام کار و اهداف بهره وری.

۲- استفاده از نظرات کارشناسان و متخصصان جهت حل مشکلات.

۳- تطبیق، اصلاح و ایجاد ایده های کارشناسی جهت افزایش بهره وری.

۴- تعهد و حمایت مدیران عالی در سازمان (رضائیان، ۱۳۸۶).

۲-۳-۴- استراتژی بهبود مستمر (کایزن)

این استراتژی بهبود های خرد، تدریجی، پیوسته و انسان محور را مورد توجه قرار می دهد. این استراتژی نیاز به سرمایه گذاری کلان و تغییرات عمده ندارد. شیوه مدیریتی ژاپنی بر خلاف مدیریت غربی، تمایل به این نوع استراتژی دارد. مدیریت مشارکتی و مفهوم دوایر کیفیت نیز دو عامل مهمی هستند که در ژاپن مورد توجه قرار می گیرند، در واقع دو رکن اساسی در استراتژی مستمر می باشند. (رضائیان، ۱۳۸۶).

 

۲-۴- عوامل موثر و موانع بهبود بهره وری

در این بخش به تشریح عوامل موثر بر بهره وری، بررسی اهمیت نیروی انسانی و بهره وری نیروی انسانی، و همچنین موانع بهبود بهره وری نیروی انسانی پرداخته شده است. همچنین برخی آمار و ارقام مرتبط با بهره وری نیروی انسانی کشور طی چند دهه اخیر، ارائه گریده است.

۲-۴-۱- عوامل بر بهره وری

محققان متعددی تا کنون به بررسی عوامل موثر بر بهره وری پرداخته اند. علی رغم این حجم بررسی ها، محققان به یک توافق کلی در مجموعه ای از عوامل موثربر بهره وری یا به عبارتی یک دسته بندی کلی نرسیده اند.

تا کنون چندین دیدگاه در ارتباط با دسته بندی عوامل موثر بر بهره وری پذیرفته شده اند. در گزارش سازمان ملل در سال ۱۹۹۵ و در یک دسته بندی ساده، عوامل موثر بر بهره وری به عوامل سازمانی و عوامل اجرایی تقسیم بندی شدند. عوامل سازمانی، عناصر فیزیکی کار، شرایط استخدام، جزئیات طراحی و غیره را در بر می گیرد. و عوامل اجرایی نیز روابط محیط کاری و اثر بخشی در سازماندهی و مدیریت شغل را شامل می شود (انشاسی و همکاران، ۲۰۰۷).

هربزمن[۶] و همکاران عوامل موثر بر بهره وری را در دو دسته عوامل فنی و اداری دسته بندی کردند. عوامل فنی بیشتر موارد مرتبط با طراحی و عوامل اداری نیز موارد مرتبط با مدیریت و سازماندهی پروژه ها را در بر می گیرد. عوامل فنی به زیر معیار هایی از جمله عوامل مرتبط با طراحی، عوامل مرتبط با مواد اولیه و عوامل مرتبط با محل پروژه تقسیم می شود.

عوامل اداری نیز معیارهایی از جمله روش ها، عوامل رویه ای، عوامل مرتبط با تجهیزات و عوامل اجتماعی را در بر می گیرد (هزربن، ۱۹۹۰).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

هیزر و رندر[۷] عوامل موثر بر بهره وری را به دو دسته تقسیم بندی کردند که عبارتند از: عوامل مرتبط با ویژگی های نیروی کار، عوامل مرتبط با شرایط کاری پروژه ها.

الومالایی[۸] و همکاران بیان داشتند که عوامل موثر بر بهره وری به ندرت ثابت هستند. به طوری که از یک کشور به کشور دیگر، از یک پروژه به پروژه دیگر و حتی دورن یک پروژه این عوامل ثابت هستند. آنها عوامل موثر بر بهره وری را در صنایع ساختمانی را در دو دسته عوامل داخلی و خارجی طبقه بندی کردند. عوامل خارجی نشان دهنده عواملی است که خارج از کنترل مدیریت سازمان می باشد و عوامل داخلی برگرفته از درون سازمان هستند. عوامل خارجی شامل: ماهیت صنعت، دانش و آگاهی مشتری و همچنین میزان توسعه اقتصادی می شود. عوامل داخلی نیز شامل: مدیریت، تکنولوژی، نیروی کار، و اتحادیه های کارگری می شود (الومالایی و همکاران، ۱۹۹۸).

عکس مرتبط با اقتصاد

ناکایاما[۹]معتقد است عوامل موثر بر بهره وری دو نوع است:

الف) عوامل کوتاه مدت

ب) عوامل بلند مدت

تغییرات کوتاه مدت در بهره وری غالبا به میزان انگیزه پرسنل جهت کار و بهبود روش ها، سیستم های موجود، گردش کار و نوسانات تجاری بستگی دارد. عوامل بلند مدت نیز عبارتند از: تولید و بهبود محصولات جدید، یافتن کانال های جدید بازاریابی، عقلانی کردن ساخت اقتصادی (زارع، ۱۳۸۰).

سازمان بین المللی کار عوامل موثر بر بهره وری را به سه دیدگاه دسته بندی نمود:

- عوامل کلی از قبیل آب و هوا، توضیع جغرافیایی مواد خام و غیره

- عوامل تشکیلاتی و فنی از قبیل کیفیت مواد خام، جایجایی و حمل، استقرار کارخانه، فرسایش و از بین رفتن ماشین آلات و ابزارها و غیره.

- عوامل انسانی از قبیل روابط مدیریت و کارکنان، اجتماعی و روانی کار، و فعالیت های اتحادیه کارگری و غیره.

برخی از اقتصادانان، عوامل موثر را به سه دسته تقسیم بندی می کنند که عبارتند از:

- تغییرات فناوری

- قابلیت نیروی کار که به توانایی های خاص نیروی کار محدود می شود.

- میزان سرمایه به ازای واحد نیروی کار (زارع، ۱۳۸۰).

خاکی عوامل موثر بر بهره وری را به عوامل خارجی و داخلی دستبه بندی نمود که در شکل ۲-۲ نشان داده شده است (سکاکی، ۱۳۷۶).

شکل (۲-۲): عوامل موثر بر بهره وری از دید خاکی

 

 

 

 

سکاکی عوامل موثر بر بهره وری را به عوامل بیرونی و درونی دسته بندی نمود که در شکل ۲-۳ قابل مشاهده است (سکاکی، ۱۳۷۶).

 

شکل (۲-۳): عوامل موثر بر بهره وری از دید سکاکی

سومانث[۱۰] برخی از مهمترین عوامل موثر بر بهره وری در آمریکا را به شرح زیر شمرد: میزان سرمایه گذاری، نسبت سرمایه به کار، تحقق و توسعه، میزان استفاده از ظرافت، قوانین دولتی، عمر کارخانه و تجهیزات، هزینه های انرژی، ترکیب نیروی کار، اخلاق کاری، امنیت شغلی، اتحادیه ها، مدیریت (زارع، ۱۳۸۰).

۲-۴-۲- نیروی انسانی

کارساز ترین عامل، نیروی انسانی یک سازمان یا جامعه است. بر این اساس مهم ترین منبع هر سازمان نیروی انسانی آن است، عوامل تشکیل دهنده ی این نیرو، موجودات با احساس و با شعوری هستند که چنانچه انگیزش کافی داشته باشند، استعداد و مهارت خود را در خدمت سازمان بکار خواهند گرفت و چرخ های موفقیت و پیشرفت هر سازمان با نیروی انسانی آن ارتباط مستقیم و تنگاتنگ دارد (سکاکی، ۱۳۷۶).

مدیریت یکی از شرکت های بسیار بزرگ تولیدی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که در صورت از دست دادن نیمی از منابع مادی شرکت مثل تاسیسات، ماشین آلات و ساختمان های خود چه می کند؟ راه های تهیه مجدد امکانات از طریق وام از بانک ها و موسسات اعتباری، انتشار اوراق قرضه، انتشار سهام و عرضه آن در روز پیش فروش محصولات و غیره را برای جایگزین کردن منابع از دست رفته مطرح کرد. ولی در پاسخ به این سوال که در صورت از دست دادن نیمی از نیروی انسانی آموزش دیده و کارآزموده خود چه خواهد کرد؟ پاسخی نداشت. زیرا بهترین پاسخ در این مورد سکوت است. لذا نیروی انسانی کارآمد و ماهر چیزی نیست که بتوان به سرعت آن را از جای دیگری تامین کرد. زیرا استخدام و کار آموزش و آنگاه کسب و انباشت تجربه نیاز به زمان و فرایند طولانی دارد. لذا شایسته است که در تربیت، آموزش و انگیزه و حفظ آن نهایت تلاش به عمل آید (سکاکی و اصفهانی، ۱۳۷۶).

۲-۴-۲-۱- بهره وری نیروی انسانی

بهره وری نیروی انسانی عمومی ترین نسبت در اندازه گیری بهره وری است. شاید به این دلیل که اندازه گیری آن آسان تر از بهره وری دیگر عوامل از جمله بهره وری سرمایه است. افزایش بهره وری نیروی انسانی سبب کاهش درهزینه واحد ستاده می گردد.

در محاسبه بهره وری نیروی انسانی بایستی به اختلاف در مهارت های نیروی انسانی توجه نمود و نسبت وزنی نفر ساعت هر کدام را با توجه به نرخ دست مزد ها در سال پایه و در سال مقایسه برای بررسی تغیرات نیروی انسانی ورودی بین دو سال در نظر گرفت. بهره وری نیروی انسانی به عنوان شاخص ارزیابی فنی- اقتصادی، فعالیت پرسنل یک موسسه در مقایسه با موسسات مشابه بکار می رود. در محاسبه بهره وری نیروی انسانی نفر ساعت مدیریت در محاسبه نفر ساعت منظور نمی شود. این شاخص را می توان به صورت تولید سرانه نیز بیان نمود (شاه بیگی، ۱۳۷۵).

[۱]. Pickworth

  1. ۵٫ Kilic and okumus

[۳]. John and Wheeler

[۴]. Expansive

[۵]. Contractive

[۶]. Herbsman

[۷]. Heizer and Render

[۸]. Olomalaiye

  1. ۴٫ Nakayama

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:44:00 ب.ظ ]
1 2