سلامتی، دکوراسیون، نکات حقوقی، مد، آشپزی و گردشگری


آخرین مطالب


جستجو



 



پیامدهای برنامه ریزی ضعیف شهرداریها مشکلات نامیمونی همچون موارد زیر را شامل میشود:

    • افرایش ترافیک و و ازدهام در شهرهای برزگتر.
    • افزایش آلودگی هوا، که موجب معضلات جدی بهداشتی برای بسیاری از افراد شده است.

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

    • افزایش بزهکاری، مخصوصا بزهکاری خشونتآمیز و بزهکاری در مدارس که در شهرهای بزرگ در حال افزایش است.
    • پراکندگی کنترب شهری، که موجب معضلات حمل و نقل و افزایش قشربند اجتماعی میشود.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  • بیکاری به علت وابستگی بیش از حد به کمکهای اجتماعی دولت منتج از برنامه ریزی ضعیف مالی و عملکرد ناکارای حکومتی.
  • فرسودگی تاسیسات زیربنایی جامعه (جادهها، سیستم فاضلاب و غیره)
  • کاهش روزافزون کیفیت زندگی سالمندان به علت استفاده ار شیوه های قدیمی ارزیابی نیازها و ارائه خدمات.

هزینه های آتی اصلاح معضلات اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، فرهنگی و زیربنایی به مبالغ سرسامآوری خواهد رسید مگر اینکه فرآیندهای توسعه استراتژیک مطلوب و استواری ایجاد شوند. (همان، ص ۲۰۶)
فرایند توسعه استراتژی موفق شامل تفکر، برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک میشود. تفکر استراتژیک نیازمند توسعه بینشی عمیق در ارتباط با محیط داخلی و خارجی است که شهرداری در آن فعالیت میکند. برنامه ریزی استراتژیک شیوهای سیستماتیک جهت ایجاد و برقراری پیوستگی بین اقدامات اولویتدار با در نظر داشتن نقاط ضعف و قوت (تواناییها و منابع سازمانی) و همچنین فرصتها و تهدیدها (عوامل خارجی و جریانات تاثیرگذار بر شهرداری) میباشد. مدیریت استراتژیک در برگیرنده چارچوب ظرفیتها جهت تدوین و به اجرا در آوردن فعالیتهای استراتژیک میباشد. (همان، ص ۲۰۷)
به عبارت دیگر یک فرایند موثر توسعه استراتژی با تمرکز بر موضوعات کلیدی و در نظر داشتن منابع موجود و راهحلهای خلاق مبنی بر تواناییها و تعهد، تغییرات آگاهانهای را به سرانجام میرساند. در حالیکه زمینه های گوناگون، شیوه های گوناگونی را به وجود میآورد، اکثر فرآیندهای توسعه استراتژی چرخهای بوده و شامل یک سری اجزای بنیادین میشود:

عکس مرتبط با اقتصاد

  • تعریف از مقصد و طراحی رویکردهای برنامه ریزی
  • تحلیل شرایط کنونی و شناسایی موضوعات کلیدی
  • ارائه تصویری از موفقیت و روشن ساختن ماموریت و تعهدات
  • گزینش جهت حرکت استراتژیک و اولویتها ( اهداف کلان و اهداف اجرایی)
  • توسعه یک استراتژی (یک سری برنامههای عملیاتی پیوسته) جهت تحقق تصویر مذکور
  • سنجش و ارزیابی نتایج
  • توجه مجدد به اقدامات انجام گرفته (همان، ص ۲۰۷)
  • ضرورت اصلاحات در شهرداریها

ساختار موجود شهرداریها و حدود وظایف آنها محصول سالها تمرکز در نظام دولتی و بوروکراسی است و درحال حاضر نمیتواند پاسخگوی نیازهای روزافزون کنونی، از جمله ایفای نقش مؤثر در تهیه و اجرای طرحهای توسعه و عمران شهری باشد. با توجه به این وضعیت به منظور تقویت زمینه های لازم برای اصلاح الگوی طرحهای توسعه شهری، پیگیری، و تحقق رهنمودهای زیر توصیه میگردد: (مهدی زاده، ۱۳۸۶ ص ۵۴۰)
الف- واگذاری مسئولیت برنامه ریزی و طراحی شهری به شهرداریها
واگذاری وظیفه برنامه ریزی و تهیه طرحهای توسعه شهری به شهرداریها (با همکاری شوراهای اسلامی شهر) نخستین گام در جهت بهبود و تقویت توان مدیریت شهری در جهت تأمین توسعه پایدار و اعتلای کیفیت محیط زندگی برای شهر و شهروندان محسوب میشود. این وضعیت به غنای محتوای طرحها و انطباق آنها با شرایط و نیازهای واقعی محلی، تأمین مشارکت و نظارت عمومی، تحققپذیری بیشتر و ایجاد هماهنگی میان نهادهای مختلف بخش دولتی، عمومی و خصوصی کمک خواهد کرد.
ب- اصلاح سازمان اداری شهرداریها
همزمان با واگذاری نقش برنامه ریزی به شهرداریها، به منظور تقویت توان علمی و اجرای مدیریت محلی شایسته است که وظایف برنامهیزی، اجرا، نظارت و ارزیابی در شهرداریها از یکدیگر تفکیک شده و برای آنها واحد مناسب سازمانی، زیر نظر شهردار و شوراهای اسلامی شهر تأسیس گردد.
پ-تقویت منابع مالی شهرداریها
وابستگی بیش از حد شهرداریها به منابع مالی دولتی مانع مهمی بر سر راه اجرا و تحقق طرحهای توسعه و عمران شهری محسوب میشود. از این نظر ایجاد استقلال مالی برای شهرداریها و جستوجوی منابع درآمدی جدید برای آنها، به ویژه از طریق جذب اضافه ارزش زمین، یکی از عوامل مؤثری است که بهبود برنامه ریزی و طراحی شهری و افزایش امکانات اجرایی آنها کمک شایان می کند.
ت- آموزش و ترویج عمومی مدیریت شهری
به کارگیری و رواج دیدگاه ها و روش های جدید در مدیریت شهری و جلب مشارکت عموم مردم در این زمینه به پژوهش، نوآوری، افزایش آگاهی شهروندان و پرورش نیروهای متخصص جدید نیاز دارد. (همان، ص ۵۴۱)

  • اهمیت مشارکت اجتماع محلی

شهرداری سازمانی است که عهدهدار مسئولیت مدیریت برخی امور اجتماعی محلی را برعهده دارد، در حالیکه تنها یکی از چندین گروه های ذینفع اجتماعی میباشد. همچنین توسعه استراتژی در سطح شهرداری زمانی به طور مطلوب عمل میکند که فرآیندی مشارکتی باشد. (مرادی مسیحی، ۱۳۸۱، ص ۲۱۴)
توسعه استراتژی شهرداردی باید با این تفکر شروع شود که یک فرد و یا گروه کارشناسی به تنهایی نمیدانند تا چه چیزی برای یک جامعه محلی مهم است. باید تعالی در قضاوت بین شهروندان معمولی با کارشناسان حرفهای در ارتباط با اولویتها و راهحلهای اجرایی به وجود آید.
نگرش جمعی جامعه جهت شناسایی موضوعات و تعیین راهحلهای به منظور تهیه برنامهای عملی برای بهبود جامعه در بعد اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی و تاسیسات کالبدی، باید مورد توجه و تحلیل قرارگیرد. توسعه استراتژی شهرداریها باید فرآیندی فراهم سازد تا آنچه که مورد قبول، حمایت و تعلق به جامعه است برنامه ریزی شود. زمانی که در جامعه برنامهای تدوین میشود، گروه های ذینفع گوناگونی مسئولیت اجرای برنامه را به عهده میگیرند. بنابراین فرایند توسعه استراتژی شهرداری باید جهت به حداکثر رساندن مشارکتدهی مردم طراحی شود. (همان، ص ۲۱۵)
دلایل مشخصتر برای جلب مشارکت جامعه محلی در توسعه استراتژی شهرداری شامل موارد زیر میشود:
درنظر گرفتن نیازهای متنوع جامعه محلی: اکثر جوامع از محلههای گوناگونی تشکیل شدهاند که اغلب دارای ترکیب فرهنگی، ارزشی، نیازها و علایق گوناگونی میباشد. تقریبا غیرممکن است تمامی این نیازها را بدون مشورت با جامعه محلی و همکاری با آنها در گزینش اولویتها درک نمود. (همان، ص ۲۱۵)
درنظر گرفتن نیازهای ویژه: اصولا شهروندان تلاشهای خود را در محورهای علاقهمندی ویژه شکل میدهند. آنهایی که در در امر تجارت مشغولند در وهله اول به توسعه اقتصادی تمایل دارند. برخی دیگر در قالب گروه های متشکل از توسعه اجتماعی و اصلاحات حمایت مینمایند، در حالیکه گروهی دیگر در خواهان محیط زیستی پاکتر، گردشگران بیشتر و یا حفظ امتکن تاریخی میباشند. این گروه ها جهت جلب نظر تصمیمگیران سیاسی و تصویب قوانین و مقررات مناسب و نیز دسترسی به اعتبارات بخش عمومی با یکدیگر به رقابت برمیخیزند. به خاطر محدودیت زمانی و مالی و همچنین تنش اجتماعی بین گروه ها ضروری است تا گروه ها گرد همآورده شده و به جای کار برعلیه یکدیگر در راستای اتخاذ تصمیمات استراتژیک با یکدیگر همکاری نمایند. (همان ، ص ۲۱۶)
تعیین اولویتها: با وجود تقاضای رقبای فوقالذکر در ارتباط با اعتبارات محدود عمومی، ضروری است تا اولویتها تعیین شوند. چنانچه اولویتها بدون مشارکت و توافق مردم تعیین شوند به ناچار بسیاری از افراد با تصمیمات گرفته شده مخالفت خواهند ورزید. در نتیجه توسعه استراتژی بسیار مهم بوده آن به افراد اجازه میدهد تا نیازهای گوناگون را درک نموده دریابند که چرا یک انتخاب شده است. (همان، ص ۲۱۶)
مردم دارای نظرات هستند: دخالت مردم از اقشار مختلف جامعه برای تصمیمگیران حکومتی این فرصت را فراهم میسازد تا بتوانند از منبع عظیم نظرات ارزشمند مردمی بهرهمند شوند. زمانی که علایق ویژه مردم مورد تهدید قرار گیرد، میتوانند بسیار خلاق شده و راهحلهای مبتکرانه ابداع نمایند. اما این نظرات بدون قوه ابتکار جامعه محلی به هرز خواهد رفت. (همان، ص ۲۱۶)
مشارکت منابع جامعه و بسط شبکه اجتماعی: چنانچه مردم ارزش و اهمیت کار خود را ببینند احتمال اینکه انرژی و سرمایه بیشتری را در جامعه محلی سرمایه ­گذاری نمایند، بیشتر خواهد بود. تلاشهای داوطلبانه میتواند افزایش یابد چنانچه مردم در توسعه استراتژی مشارکت و زمان خود را در خدمت دستیابی به اهداف اجتماعی قرار دهند ( که به تنهایی قابل دسترسی نمیباشد). به علاوه، پویایی برنامه ریزی گروهی، مشارکت کنندگان را قادر میسازد تا یکدیگر را بهتر شناخته و تلاش نمایند تا جامعه بسان یک گروه عمل نماید. مشارکت جامعه محلی اهداف را در قالب فرایند توسعه استراتژی شفافتر ساخته و بینش مشترک را تقویت مینماید. (همان، ص ۲۱۶)
افزایش درک جامعه از حکومت محلی: شهروندان با مشارکت فعال در فرایند توسعه استراتژی میتوانند از فعالیتها، منابع و محدودیتهای حکومتی محلی بهتر آگاهی یابند. (همان، ص ۲۱۷)
صرفهجویی در وقت و پول: توسعه استراتژی با موضوعاتی که دلمشغولی گروه های ذینفع میباشد آغاز میشود (و نه اهداف اجرایی رسمی که حکومتها تعیین میکنند) بنابراین، موجب فرآیندی به مراتب منسجمتر و فراگیرتر نسبت به برنامه ریزی سنتی گشته و از متوقف ساختن فرایند فرایند برنامه ریزی جهت لحاظ نمودن منافع و اهداف نادیده گرفته شده قبلی اجتناب خواهد شد. (همان، ص ۲۱۷)
توسعه استراتژی کارآی شهرداری نیازمند مشارکت واقعی جامعه محلی است زیرا گزینشهای به عمل آمده در راستای کیفیت زندگی و رفاه جامعه از اهمیت بسیاری برخوردار است. بدون مشارکت فعال جامعه محلی و توافق در زمینه تصمیمات، اغلب جوامع در مقابل برنامههایی که برای آنان از سوی دیگران تهیه میشود، مقاومت نشان داده و آنها را رها مینمایند. رفاه جوامع و جکومتهای محلی بستگی به تقبل مسئولیت در قبال آینده است: توسعه استراتژی شهرداری بر پایه جامعه محلی میتواند بخش مهمی در فرایند عهدهگیری مسئولیت باشد. (همان، ص ۲۱۸)
۸-۲-۲-۲ شهر و توسعه پایدار
توسعه پایدار به مفهوم حرکت بر محور انسان- محیط است و توسعه امکانات اقتصادی با توجه به ملاحظات محیطی و عدالت اجتماعی را مو
رد توجه قرار می دهد. توسعه پایدار پس از مشکلات ایجاد شده از توسعه صرفا اقتصادی پس از جنگ جهانی مطرح گردید. جایی که توسعه بی رویه باعث اختلافات طبقاتی و مشکلات زیست محیطی عدیده ای شده و مسیر توسعه به ابعاد محیطی و اجتماعی کمتر از اقتصادی بها داده بود.
با توسعه روزانه شهری شدن زندگی بشر مفاهیم مربوط به توسعه پایدار به این حیطه وارد گردید و توسعه پایدار شهر محصول نگاه های جدید به عدالت اجتماعی,فضایی و محیطی نسبت به شهر است. شهرها در سال ۲۰۲۰ جمعیتی معادل ۷۵ درصد کل جهان را در عینی در خود جای خواهند داد که تقریبا ۲ درصد از فضای شهری را در اختیار دارند. بنابراین این تراکم عجیب و بی سابقه جمعیت و نیاز عمومی به جذب منابع اساسی منجر به بهره برداری های غیر طبیعی از منابع محلی و استثمار منابع همسایگی خواهد شد. آثار این توسعه با پسماند های غیر قابل پیش بینی به جای مانده از شهرها ادامه داشته و آلودگی ها و بیماری ها و گونه های زندگی حاشیه ای جدید محصول این توسعه خواهد بود.
اما توسعه پایدار شهری به عنوان جزئی از توسعه پایدار بر پایه استفاده معقول از منابع طبیعی استوار شده است و در این نوع توسعه ملاحظات سه گانه, محیطی, اقتصادی و اجتماعی در کنار هم لحاظ خواهد شد. بنابر این شهر پایدار برآمده از فرایند توسعه ای است که هنیت و امکان ارتقای همیشگی سلامت اجتماعی – اقتصادی بوم شناسانه شهر و منطقه را  فراهم کرده و این ذهنیت و امکان را به عینیت و اقدام مبدل ساخته است.
این مفهوم در محیط متحول کنونی (جهانی شدن، شهرنشینی، منابع کمیاب، نوعآوریهای فناوری و غیره) اهمیت روزافزونی پیدا نموده است. رایجترین و قابل قبولترین تعریف آن در گزارش سال ۱۹۸۷ «کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه سازمان ملل (UDNCED)» مطرح شده است: «توسعه پایدار چنان توسعهای است که نیازهای کنونی را پاسخ داده بدون اینکه توانایی نسلهای آینده را در جهت دستیابی به نیازهای خود کاهش دهد. »
در کنگره زمین که توسط کمیسیون فوقالذکر در سال ۱۹۹۲ برگزار شد، ۱۲۰ کشور با دستور کاری برای پایدار نمودن توسعه جهانی در قرن بیست و یکم به توافق رسیدند. در این میان نقش کلیدی به عهده سازمانهای محلی گذاشته شده بود. از این رو، تحقیقات و مباحث قابل توجهی به منظور شناسایی اینکه چگونه میتوان توسعه پایدار را در سطح محلی به اجرا درآورد صورت گرفته است. یک رویکرد عامه پسند چند فرایند توسعه «پایدار جوامع محلی» را از طریق شیوههایی مبنتی بر اهداف که مطابق آن هر جامعه محلی پایدار را به صورت محلی تعریف مینماید، مطرح میسازد. اهداف کلان اجتماعی باید خصوصیات زیر را در رابطه با پایداری در برگیرد. (مرادی مسیحی، ۱۳۸۱، ص ۲۱۸)

عکس مرتبط با محیط زیست

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1399-12-21] [ 09:34:00 ب.ظ ]




معیارهای جزئی، ساده، دقیق و آسان برای استفاده کردن.
اغلب در سطح عملیاتی بکار برده می شود.
منجربه رضایت کارکنان می شود.
چارچوب ثابت ندارد(بستگی به نیازها دارد).
در بین شرایط و موقعیت ها متفاوت می باشد.
در طول زمان برحسب تغییر نیاز، تغییر می کند.
هدف اصلی بهبود عملکرد است.
در همه موارد عملی و قابل کاربرد است.
در دستیابی به بهبود مستمر کمک می کند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

ملاحظه می شود که ارزیابی دستگاه ها و کارکنان بر اساس نگرش نوین در مقایسه با نگرش سنتی تفاوت های اساسی در ابعاد مختلف دارد. پیامد وجود نظام ارزیابی مبتنی بر دیدگاه نوین، بهبود کارکرد و نهایتاً اثربخشی فعالیت های سازمان است. در صورتیکه دستگاه های دولتی با تمام وجود لمس نمایند که اهداف اساسی مرتبط با انجام ارزیابی در راستای رشد، توسعه و بهبود عملکرد و فعالیت های آنها است و پدیده قضاوت و مچ گیری در آن جایگاهی ندارد، در این صورت سازمان ها و کارکنان خود به استقبال برقراری نظام ارزیابی می روند و به طور مرتب در جهت بهبود مکانیزم های آن تلاش می نمایند. بر آیند این تلاش ها ایجاد نظام خودارزیابی در سازمان ها است که پیامد وجود چنین نگرشی، رشد، توسعه و بهبود عملکرد و نهایتاً تحقق اهداف سازمانی خواهد بود (طبرسا، ۱۳۷۸، ص۶).
۲-۲-۱۷-۲- اشکالات سیستم های سنتی ارزیابی:

    1. بر رویه های کهنه استوار است و گذشته نگر است.
    2. گرایش مالی دارد و برای سهامداران و مالیات بگیران مناسب می باشد.

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

    1. به ابعاد غیر مالی مثل؛ کیفیت محصولات و خدمات، رضایت مشتری و … توجهی ندارد.
    2. دیدگاهی داخلی دارد و درباره رقابت و بازار اندازه گیری بسیار اندکی به عمل می آورد.
    3. قدرت پیش بینی ندارد و درباره موفقیت آینده بحث نمی کند.
    4. رفتار نامناسبی را مثل «آنچه را اندازه گیری کنی، انجام می دهی.» را تقویت می کند.
    5. بر روی ورودی ها متمرکز است و به فرآیندها و خروجی ها توجهی ندارد.
    6. و تصمیمات مدیریت بر اطلاعات حسابداری بنا می شوند (زنجیردار و همکاران، ۱۳۸۹، ص ۳۷).

حسابداری

۲-۳- مدل های ارزیابی عملکرد:
آنچه که اکنون در کشورهای مختلف جهان به آن پی برده اند، این است که سازمان ها در عرصه تولید و خدمات، جهت تعیین و تشخیص موقعیت فعلی خود، حضور در عرصه های ملی و جهانی، بقا و پیشرفت در دنیای رقابتی، باید بطور مداوم از روش ها و الگوهای مطلوب به منظور ارزیابی و بهبود مستمر عملکرد و فعالیت های جاری سازمان بهره گیرند و در این راستا استفاده از نظام های کنترل سازمانی ضروری است (مظلومی و کشوری فینی، ۱۳۹۰، ص ۲۸).
۲-۳-۱-الگوی مناسب برای ارزیابی عملکرد:
اصولا سیستم های ارزیابی با توجه به شرایط و مقتضیات سازمان طراحی می شوند. البته این مطالب به این معنی نیست که هر سازمانی باید الگوی موجود را با شرایط سازمانی وفق دهد، چرا که شاید هزینه طراحی و ایجاد یک الگو آنقدر زیاد باشد که از نظر اقتصادی به صرفه نباشد و چه بسا الگوهای کاملی وجود داردکه قبلاً این مسیر را طی کرده اند و قابلیت های زیادی برای استفاده در سازمان مورد نظر دارند. ولی در هر صورت هر سیستم ارزیابی عملکرد باید از یک سری الزامات خاصی برخوردار باشد.
«پارکر[۵۳]» معتقد است مواردی مثل عملی بودن، قابل فهم بودن برای عموم، بهبود دادن خود ارزیابی به صورت مستمر، بیشتر بودن مزایا از هزینه ها و دارا بودن معیارهای واقعی و مستدل و قوی از ویژگی های یک نظام ارزیابی عملکرد است.
وجود شاخص های عملکردی (مانند؛ اهداف کمی و کیفی، نرخ رشد سازمان، نرخ رشد بهره وری و …) و شاخص های غیر عملکردی (مانند؛ توانایی سازمان برای تعیین آرمان ها و مأموریت ها، توانایی سازمان برای شناخت نیاز آینده و …) نیز می تواند از الزامات یک سیستم و الگوی ارزیابی عملکرد باشد (آذر و دانشور، ۱۳۸۷، ص ۱۲۹).
۲-۳-۲- ویژگی های یک سیستم ارزیابی عملکرد مناسب:
با توجه به مدل ها و چارچوب های ارائه شده و طبق نظر اکثر صاحب نظران در زمینه ارزیابی عملکرد، می توان ویژگی های یک سیستم ارزیابی عملکرد مناسب را به شرح زیر خلاصه کرد.
– از اهداف استراتژیک پشتیبانی کند؛ سیستم های ارزیابی عملکرد باید از اهداف استراتژیک نشات گرفته باشند. در غیر اینصورت این سیستم ممکن است فعالیت هایی را پشتبانی کند که اثر معکوس بر اهداف استراتژیک بگذارد. به علاوه باید به این نکته توجه کرد که اگر در طول زمان، استراتژی ها تغییر یابند، برخی شاخص های عملکرد نیز تغییر خواهند کرد. در نتیجه نیاز به انعطاف پذیری در این سیستم ها احساس می شود تا بتوان از این طریق اطمینان حاصل نمود که سیستم ارزیابی عملکرد همیشه با اهداف سازمان سازگار است.
– متوازن باشد؛ این موضوع که سیستم ارزیابی عملکرد نباید تنها از نقطه نظر مالی دیده شود بسیار حیاتی است. یک سیستم ارزیابی عملکرد بایستی انواع مختلفی از شاخص های عملکرد را شامل شود تا تمامی جنبه های مهم برای موفقیت سازمان را پوشش دهد. لذا بایستی بین شاخص های مختلف توازن وجود داشته باشد. یعنی به صورت متناسبی بر روی نتایج کوتاه و بلند مدت، انواع مختلف عملکرد (نظیر هزینه، کیفیت، تحویل، انعطاف پذیری و… ) جنبه های مختلف (نظیر مشتریان، ذی نفعان، رقبا، نوآوری و… ) و سطوح مختلف سازمانی (نظیر عملکرد کلی و بخشی ) تمرکز داشته باشد.
– در مقابل بهینه سازی بخشی بایستد؛ از آنجا که شاخص های عملکرد بر روی رفتار کارکنان اثر گذارند، مجموعه ای نامناسب از شاخص ها می تواند به رفتار غیر کارکردی از طرف کارکنان منجر شود. به عبارت دیگر؛ کارکنانی که تنها در پی ارتقا و بهبود شاخص عملکرد مربوط به خود هستند، ممکن است تصمیماتی بگیرند که در تضاد با خواسته های مدیران باشد و بهبود در عملکرد واحد آنها به آسیب دیگر قسمت ها و یا حتی عملکرد کلی سازمان منجر شود. یک سیستم ارزیابی عملکرد باید از اینگونه بهینه سازی ها جلوگیری کند.
– تعداد شاخص های عملکرد آن محدود باشد؛ برای ایجاد عملکرد مناسب ضروری است که تعداد شاخص های عملکرد محدود باشند. افزایش تعداد شاخص ها نیاز به زمان تحلیل بیشتری دارد. گردآوری اطلاعاتی که از آنها استفاده ای نمی شود، یک اتلاف تلقی می شود. بنابراین، ضروری است که تنها داده هایی که برای یک هدف خاص کاربرد دارند و هزینه گردآوری آنها از مزایای مورد انتظارشان بیشتر نیست گردآوری شوند. همچنین افزایش تعداد شاخص های عملکرد، ریسک انباشت اطلاعات را افزایش می دهد که این امر موجب می شود که امکان اولویت بندی شاخص ها وجود نداشته باشد.
– دسترسی به آن آسان باشد؛ هدف یک سیستم ارزیابی عملکرد، دادن اطلاعات مهم درزمان مناسب و به شخص مناسب است. لذا نکته مهم درباره این سیستم ها آن است که باید به گونه ای طراحی شوند که اطلاعات آنها به راحتی بهبود یافته و در دسترس استفاده کنندگان از آن قرار گیرد و برای آنها قابل فهم باشد.
– حاوی شاخص های عملکرد جامع باشد؛ یک شاخص عملکرد باید هدف مشخص داشته باشد. به علاوه ضروری است که یک غایت مشخص نیز برای هر شاخصی تعریف شود و چارچوب زمانی مشخص شود که در قالب آن بایستی به آن غایت نائل شد (کریمی، ۱۳۸۵، ص ۲۷).
۲-۳-۳- انواع مدل های ارزیابی عملکرد:
لازم به ذکر است که مدل‎های ارزیابی عملکرد، گر چه زیر مجموعه‎ای از مباحث ارزیابی عملکرد می‎باشد ولیکن به خاطر اهمیّت اساسی این مدل‎ها در تحقیق جاری، از آن به عنوان مبحثی مجزا ذکر می شود.
از یک سو، از آنجا که موضوع ارزیابی عملکرد در حیطه‎های مختلفی مطرح شده، مدل‎های ارزیابی عملکرد نیز بالتبع آن گوناگون می باشند و از سوی دیگر، مدل های جدیدی که ارائه شده و ارائه می شوند، با هدف بهبود و رفع کاستی های مدل های قبلی تدوین می شوند، لذا این مدل ها، به خاطر تعدد و تنوعشان در قالب دسته بندی های مختلفی مطرح گردیده اند که در ذیل به نمونه هایی از ای دسته بندی ها اشاره می شود.
در یک دسته بندی، همان طورکه پیشتر نیز از آن ذکر گردید، انواع مدل های ارزیابی عملکرد در قالب دو دیدگاه سنتی و نوین قابل بررسی می باشند. مدل های سنتی ارزیابی عملکرد، عموماً مبتنی بر معیارهای مالی هستند ولی در مدل های نوین ارزیابی عملکرد، مدل های کمی مثل؛ معیار بهره وری با رویکرد ارزش افزوده، معیار کارآمدی با رویکرد اثربخشی و کارآیی و معیار سودآوری با رویکرد حسابرسی عملکرد و مدل های کیفی مثل؛ معیار توصیفی و ارزشی با رویکرد تعهد سازمانی و اخلاق سازمانی و چند معیار دیگر به کار گرفته شده است. دست کم هفت مقیاس برای ارزیابی عملکرد یک سازمان وجود دارد که الزاماً متمایز از یکدیگر نیستند. این مقیاس ها عبارتند از: اثربخشی، کارآیی، بهره وری، کیفیت زندگی شغلی، کیفیت و خلاقیت و نوآوری.
در یک دسته بندی دیگر، انواع مدل های ارزیابی عملکرد در ۳ دسته ذیل طبقه بندی می شود.
الف- مدل های مبتنی بر زمان و هزینه، از قبیل؛ «نمودار نیمه عمر» و «اسکور» که تأکید بر ارزیابی های حوزه مالی و فرآیندهای ساخت و تولید داشته و مبتنی بر کنترل زمان و هزینه صرف شده می باشند.
ب- مدل های برتری سازمانی و خود ارزیابی، از قبیل؛ «جایزه دمینگ»، «جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج» و دیگر مدل های تعالی سازمانی که تأکید بر ارزیابی های حوزه مدیریت و فرآیندهای ساخت و تولید داشته و مبتنی بر ارتقاء کیفیت فرآیندها و نتیجه گیری می باشند.
ج- مدل های یکپارچه، از قبیل؛ «سیستم اسمارت»، «منشور عملکرد»، «بنچ مارکینگ»، «مدیریت بر اساس هدف و نظام هوشین» و «کارت امتیازی متوازن»، که تأکید بر ارزیابی های حوزه مدیریت، فرآیندهای حوزه مدیریت، فرآیندهای ساخت و تولید، مالی و نیروی انسانی داشته و مبتنی بر اجرای استراتژی می باشند.
از دسته بندی دیگر، انواع مدل‎های ارزیابی در رویکردهای تک بعدی و چند بعدی ارزیابی عملکرد دسته بندی می شوند.
و از دسته بندی های صورت پذیرفته دیگر، انواع مدل‎های ارزیابی در ۵ گروه زیر دسته بندی می شود، این مدل‎ها عبارتند از:

عکس مرتبط با اقتصاد

  1. مدل های ارزیابی مالی؛
  2. مدل های ارزیابی بهره‎وری؛
  3. مدل های اثربخشی سازمانی؛
  4. مدل های تعالی سازمانی؛
  5. مدل ارزیابی عملکرد متوازن؛

در ادامه به برخی از مهم ترین و متداول ترین الگوها و مدل های ارزیابی عملکرد در ۵ گروه فوق اشاره می شود.
۲-۳-۳-۱- مدل های ارزیابی عملکرد مالی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:34:00 ب.ظ ]




کمیت کار، کیفیت کار، شایستگی فنی، همکاری به عنوان عضوی از تیم یا گروه کاری، کمک به دیگران در صورتیکه بخشی از وظیفه او نباشد.۵(Kraumer et.al, 2005; Welbourne et.al, 1998)

سوالات پرسشنامه فرهنگ، عوامل فنی، سازمانی و فردی موثر بر روابط و عملکرد کارکنان را مورد بررسی قرار می دهد و شامل ۳۳ سوال با طیف هفت گزینه ای لیکرت (۷- بسیار با اهمیت، ۶- با اهمیت، ۵- تاحدودی با اهمیت، ۴- اهمیت متوسط، ۳- تا حدودی بی اهمیت، ۲- بی اهمیت، ۱- بسیار بی اهمیت) که پس از گردآوری داده‎ها و بررسی پایایی تعداد آنها به ۲۵ مورد کاهش یافت. و همچنین ۳ سوال با پاسخ باز بوده که نظر خبرگان را درمورد سایر عوامل فنی، سازمانی و دسته بندی دیگری از عوامل که بر اختلاف نتایج موثر می باشند مورد سوال قرار می دهد.
جدول ۲-۳ جزئیات پرسشنامه تاثیر عوامل فرهنگی بر روابط و عملکرد شغلی را به طور خلاصه نشان می دهند.
جدول ۳-۲ جزئیات پرسشنامه عوامل فرهنگی

نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:33:00 ب.ظ ]




: طرح تحقیق

۱٫تبیین مساله

همه حکومت ها و حاکمان برای خدمت به جامعه انسانی و حفاظت از امنیت آن، و تامین سعادت پایدار[۱] جامعه، و رساندن آن جوامع به سر منزل سعادت، باید شناخت صحیحی از جایگاه انسان و خصائص او داشته باشند، و ضرورت دارد برنامه های تربیتی و سیاست های اجرائیِ کوتاه مدت و بلند مدتی که تدوین می نمایند، با توجه به شناختِ همه ابعاد او باشد، و برنامه پیشرفتی هماهنگ با شخصیّت انسان تدوین نمایند، زیرا هر برنامه پیشرفتی باید بر اساس شناخت درستی از موضوع پیشرفت یعنی انسان و حیطه های مربوط به او در بُعد فردی و اجتماعی، باشد، با توجّه به این اصل، انسان شناسیِ هر برنامه ی پیشرفتی از مهمترین مبانی آن برنامه می باشد، که روحِ کلی برنامه را تحت تاثیر خود قرار می دهد.
در تدوین الگوی پیشرفت اسلامی، یکی از مهم ترین مقدماتی که مورد توجّه قرار می گیرد، مبانی انسان شناختی این الگو است، الگوی پیشرفتی، اسلامی است که مبتنی بر انسان شناسیِ مورد نظرِ اسلام باشد، در تبیین جایگاه و حقیقتِ انسان از نگاه اسلام، مفاهیم متنوعی به کار می رود که می توان یکی از جامع ترین و عمیق ترین و در عین حال جذاب ترین مفاهیم را مفهوم «کرامتِ انسان» بدانیم، در سایه این واژه دو کلمه ای، حوزه ی متنوعی از معارف اسلام درباره انسان مستَتِر است، که مفهومِ «کرامتِ انسان» سرجمعِ همه این مقولاتِ متنوّع، می باشد، این مفهوم از ظرفیت بالائی برای معرفی انسان شناسی اسلامی برخوردار است و قابلیّت این را دارد که به عنوان یک گفتمانِ فراگیر برای طرح انسان از نگاه اسلام، مطرح شود، بدین جهت در تدوین الگوی پیشرفت اسلامی می توان این مفهوم را به منزله انسان شناسی این الگو مدّ نظر قرار داد، که در تمام پیکره و روحِ این الگو حضور دارد، برای شناخت تاثیر این مبنای انسان شناسیِ فراگیر، در تدوین الگوی پیشرفت اسلامی و آثار آن، تحقیقی تحت عنوان «شاخص های کرامت انسانی در الگوی پیشرفت اسلامی» مطرح شده است، که شناخت صحیح مفهوم «کرامتِ انسان» سهم عمده ای در به سامان رسیدن این تحقیق دارد، با توجه به اینکه این مفهوم هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد، ضرورت دارد این مفهوم را مفصل تر مورد بررسی قرار داده و منظور خویش را از این مفهوم بیان کنیم، وقتی مفهوم کرامتِ انسان روشن شد، لوازم نگرشی و رفتاری و ساختاری آن نیز در همه جای الگو خود را نشان می دهد؛ هم چنان که تحقق عینی این مفهوم، ممکن است ملزوماتی داشته باشد، هر یک از این ملزومات و لوازم، ارتباطی به مفهوم «کرامت انسان» دارند و به نوعی مبیّن این مفهوم هستند، از این رو می توانند در سنجش کرامت انسان به عنوان ملاک و معیار مطرح شوند، و ما همه این ها را تحت عنوان شاخص مورد بررسی قرار خواهیم داد. چون تحقیق ما رابطه بین دو متغیر «شاخص های کرامت انسان» و «الگوی پیشرفت اسلامی» را مورد بررسی قرار می دهد طبیعی است که در تبیین و کشف شاخص ها رویکردی دینی داشته باشیم و با بهره گرفتن از روش استنباطی و تحلیلی به بررسی این شاخص ها بپردازیم

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۲٫ پیشینه تحقیق

تحقیق حاضر در بر دارنده دو رکن می باشد، رکن اوّل آن کرامت انسان است، تحقیقات پیرامون این رکن در حوزه مطالعات دینی و فلسفه اسلامی هنوز در مرحله شروع است، قیم ترین تحقیقات پیرامون این مفهوم توسط دانشمندان حوزوی انجام گرفته است، از مهم ترین منابعی که می تواند مرجَعِ تحقیق در حوزه کرامت انسان باشد سه کتاب ذیل است:

  1. کتابِ «نظریه حقوقی اسلام» اثر آیت الله مصباح یزدی، ایشان در بخشی از این کتاب، به بحث پیرامون «کرامتِ انسان» می پردازند، البته ایشان در کتب دیگری نیز به این مبحث پرداخته اند اما چون این کتاب متاخرترین اثر ایشان در این زمینه است و نسبتا مفصل تر به آن پرداخته اند، فقط به همین کتاب اشاره می نماییم.
  2. کتاب «کرامت در قرآن» اثر آیت الله جوادی آملی، این کتاب جمع آوری سخنرانی های تفسیری ایشان در موضوع کرامت است، و مطالب با همان شیوه و ترتیب سخنرانی عرضه شده است، و حاوی نکات قابل استفاده ای برای محققین این عرصه می باشد.
  3. کتاب «حکمت اصول سیاسی اسلام» اثر استاد محمدتقی جعفری که در شرح نامه امیرالمومنین علی علیه السلام به مالک اشتر نگاشته شده است. ایشان در ذیل بحث از حقوق اساسی انسان یکی از آن حقوق را «حقِّ کرامت انسانی» می داند و به تفصیل از آن بحث می کند.

از جمله منابع دیگری که در موضوع کرامتِ انسان مرجع تحقیق هست، مقالاتی است که پیرامون این موضوع نگاشته شده است که از آن جمله مجموعه سیزده جلدی مقالات همایش بین المللی امام خمینی و قلمرو دین (کرامت انسان)، می باشد.
توجه به این نکته ضروری است که در برخی از تحقیقاتی که پیرامون کرامت انسان مطرح شده است نگاه به کرامت انسان منفعلانه است و بعضا کرامت انسانی را با تلقی اومانیستی نگریسته اند و با کرامت انسان به نتایجی می رسند که اومانیسم به آن منتهی می شود، عده ای که می خواستند اومانیسم را در ایران ترویج دهند، چون دیدند «این فکر را در یک کشور اسلامی نمی توان به سادگی ترویج کرد، لذا گفتند: این فکر، کرامت قایل شدن برای انسان است… قرآن هم برای انسان کرامت قایل است[۲]». در بین آثاری که برشمردیم سه اثر اوّل از این عیب منزّه هستند، و این نقیصه بیشتر متوجه آثار قلمی کسانی است که از فکر صحیح و قویم دینی بهره مند نیستند.
رکن دوّم این تحقیق «شاخص های کرامتِ انسان در الگوی پیشرفت اسلامی» است که پیرامون این بُعد تحقیق پیشینه ای نیافتم، شاید بتوان به برخی از تحقیقاتی که در سطح مقاله ارائه شده اند و رابطه بین کرامت انسان و متغیرهای سیاسی را بررسی کرده اند، مراجعه کرد؛ اما در هر صورت این بُعد از تحقیق نو و جدید است و تاکنون از این منظر به کرامتِ انسان و رابطه آن با الگوی پیشرفت اسلامی نگریسته نشده است.

۳٫ ضرورت تحقیق

یکی از مهمترین مقدماتی که در تدوین علوم انسانی مورد توجه قرار می گیرد مقدمات انسان شناسانه این دسته از علوم است نظر به اینکه علوم انسانی متکفل بیان گزاره هایی برای اداره جامعه انسانی و کمک به پیشبرد آن جوامع، به سمت الگوی مطلوب می باشند مسلما تدوین این علوم، با توجه به نوع نگاه به انسان و نقطه کمال انسانی، صورت می گیرد. در تولید علوم انسانی با رویکرد اسلامی ضروری است نخست نگاه اسلام به انسان را مورد توجه قرار دهیم تا بتوانیم بر اساس آن علوم انسانی اسلامی را سامان دهیم، از جمله علومی که متاثّر از نگاه انسان شناسی است علمی است که متکفل بیان نحوه حرکت جوامع از وضعیت موجود به سمت تغییرات مطلوب هست؛ این علم، تغییرات را از ابعاد مختلف بررسی می کند و راه تغییر هر جامعه را با توجه به مختصات آن جامعه به معماران اجتماع نشان می دهد؛ از این علم به «علم توسعه» یاد می کنند، که البته آنچه در علم توسعه از آن بحث می شود اغلب توجه به بُعد اقتصادی و تغییرات اقتصادی است و به تغییرات اجتماعی و سیاسی وسایر تغییرات اساسی جامعه کمتر توجه می شود که این از نواقص علم توسعه شمرده می شود.
در نگاه اسلام یکی از وجوه شناخت انسان بحث کرامت و ارزش انسان است که شایع ترین بیان قرآن در باره کرامت انسان آیه شریفه ذیل است؛ «وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً» (اسراء.۷۰) «و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم، و آنان را در خشکى و دریا (بر مرکبها) برنشاندیم، و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم، و آنها را بر بسیارى از آفریده‏هاى خود برترى آشکار دادیم»، در بین روایات اهل بیت علیهم السلام این فرمایش امیرالمومنین علی علیه السلام در نامه به مالک اشتر از درخشش خاصی برخوردار است که فرمود: «وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَهَ لِلرَّعِیَّهِ وَ الْمَحَبَّهَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْق‏[۳]» «رحمت و محبت و لطف بر مردم جامعه را به قلبت بفهمان (به طوری که آن را دریافت کند، نه یک تصور ذهنی) و برای آنان درنده ای خون خوار نباش که خوردن آنان را غنیمت بشماری، زیرا مردم بر دو صنفند، یا برادر دینی تو هستند، یا نظیر تو در خلقت»[۴]
در تدوین و تولید علم توسعه بر اساس مبانی دینی توجه به بعد کرامت انسان از آنجا ناشی می شود که موضوع جامعه در نگاه دینی، انسانی است که دارای ویژگی خاصّی در خلقت خویش است که از سرجمع این ویژگی ها به «کرامت انسان» تعبیر می شود و طبیعی است که برنامه ی پیشرفت این نوع جامعه با برنامه ی پیشرفت جوامعی که انسان را موجودی ذاتا شرور می دانند، متفاوت است؛ در نگاه دینی همه انسان ها در بدو تولّد دارای کرامتی هستند، که همین کرامت دست مایه ارتقاء انسان به کرامت های بیشتر و بالاتر می شود، وظیفه ای که حکومت دینی به عنوان جانشین حاکمیت خداوند در روی زمین دارد این ست که آن کرامتی را که از طرف خداوند به انسان اعطاء شده است، حفظ کند، زیرا بود و نبود این کرامت، در ارتقاء شخصیت انسان به کمالات و کرامات بیشتر، نقش اساسی دارد، همین است سرّ اینکه پیامبر گرامی اسلام که مامور ارتقاء انسان ها به کرامات بیشتری بود تکیه فراوانی بر حفظ کرامت افراد داشت.
لذا برای حفاظت از جایگاه «کرامت انسانی انسان»، باید عناصر و شاخص های کرامت انسان را شناسایی کرد و وضعیت کرامت انسانی را دائما مورد رصد قرار داد تا بتوانیم ارزیابی صحیحی از وضعیت کرامت انسان در جامعه ارائه کنیم، و دیگر اینکه بتوانیم وضعیت این مقوله در جوامع مختلف را مورد مقایسه قرار دهیم؛ از این رو بحث شاخص های کرامت انسانی یک بحث ضروری می باشد، بدیهی است که مبنای ما در بحث از این شاخص ها باید نگاه دینی باشد و شاخص هایی را به عنوان شاخص تلقی می شوند که از منابع دینی شاخص بودن آن را استخراج کنیم. از این رو به بحث از شاخص های کرامتِ انسانی از نگاه دین (کتاب و سنت و عقل) می پردازیم.

عکس مرتبط با اقتصاد

۴٫ نوآوری تحقیق

این تحقیق در بردارنده نوآوری های ذیل می باشد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:32:00 ب.ظ ]




هدف سیاست خارجی ایران و راهبرد تسلیحاتی آن مبتنی بر دو هدف یعنی ایجاد امنیت ملی و منطقه ای و توسعه بوده است. از سوی دیگر تنظیم این اهداف همواره تحت تاثیر واقعیت های ژئوپلیتیک و جهت گیری های ایدئولوژیک است و همواره سعی بر آن است که با یکدیگر در تعادل باشند(برزگر، ۱۳۸۶: ۷۰). بنابراین با توجه به این شرایط راهبرد تسلیحاتی ایران دفاعی و نه تهاجمی تنظیم شده است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

ب-دیدگاه اعراب حوزه جنوبی خلیج فارس

ایران امنیت خلیج فارس را مربوط به کشورهای منطقه می داند و با محوریت حضور بازیگران خارج از منطقه مخالف است. ولی کشورهای عرب بر ایجاد نظام امنیتی منطقه ای با حضور قدرت های بزرگ تاکید می ورزند. کویت ،عربستان سعودی و ایران ضرورت احساس امنیت کلیه بازیگران منطقه را به عنوان یکی از شروط ثبات در منطقه برمی شمرند، در حالیکه بازیگران کوچکتر امنیت خویش را برای امن بودن منطقه کافی می دانند.
در واقع با امنیتی کردن بعضی از موضوعات منطقه است که امنیت را تحت تاثیر قرار می دهد مثل چالش های قومی و مذهبی که وجود هویت های گوناگون در منطقه که یکدیگر را نفی می کنند و وجود خود را در گرو نبود دیگری می دانند باعث امنیتی شدن این موضوع می شود.(دهشیار، ۱۳۸۲: ۳۷)
جورج بوش پدر علناً اعلام داشت که آمریکا مایل است در ترتیبات مشترک امنیتی در منطقه شرکت کند و این امر در شرکت آمریکا در تمرین های نظامی مشترک، با تعدادی از شیخ نشین های خلیج فارس تحقق یافت. اگرچه سعودی ها از امضای قرارداد دفاع جامع با آمریکا اجتناب کردند در عوض آنان در مورد یک موافقتنامه آموزش ۱۵ ساله با آمریکا به عنوان چهارچوب قانونی که همکاری گسترده استراتژیک مربوط به دریافت کمکهای دفاعی و ترتیبات آموزشی آنان را پایه ریزی کند موافقت کرده اند(امیر احمدی ۱۳۷۲: ۶).
ج-سیاست امنیتی مشترک غرب و شورای همکاری خلیج فارس
بحث همکاری های امنیتی امریکا و شورای همکاری خلیج فارس که جدیدترین موضوع آن مساله ایجاد سپر دفاع موشکی مشترک بود، موضوعی است که ریشه آن به چندین دهه گذشته بازمی گردد. از منظر تاریخی در چند دهه گذشته بعد از انقلاب اسلامی اختلاف دیدگاه و رویکرد میان ایران  و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در مورد نظام امنیتی خلیج فارس مساله ای جدی و اساسی در حوزه خلیج فارس بوده است. ایران پس از انقلاب اسلامی بر نظام امنیتی همکاری جویانه بومی با مشارکت بازیگران منطقه ای و بدون حضور و دخالت قدرت های فرامنطقه ای تاکید داشته است. اما در مقابل کشورهای شورای همکاری خلیج فارس خواستار ورود و مشارکت قدرت های فرامنطقه ای در نظام  امنیتی منطقه بوده اند و این اختلاف دیدگاه به صورت مداوم وجود داشته است. هرچند در برخی مقاطع و دوره ها ایران و شورای همکاری تلاش هایی را برای گسترش همکاری هایی امنیتی در خلیج فارس داشته اند اما در طول چند سال اخیر  در پی افزایش رقابت های منطقه ای اختلاف ها در خصوص نظام امنیتی خلیج فارس نیز گسترش یافت. تحولات عراق و حوزه های دیگر مانند لبنان و فلسطین در سال های گذشته و جنبش های مردمی در خاورمیانه در یک سال اخیر باعث گسترش رقایت ها و منازعات ایران و شورای همکاری شد که بر واگرایی دیدگاه ها در مورد ترتیبات امنیتی خلیج فارس نیز تاثیرگذار بوده است..
غربی ها و به ویژه امریکا شورای همکاری خلیج فارس را مجموعه ای از کشورهایی می دانند که برای مهار  و موازنه سازی در برابر ایران می تواند کمک بسیاری به آنها کند. در این راستا علاوه بر حضور در این کشورها و روابط سیاسی مناسب و استراتژیک تقویت نیروی نظامی و امنیتی شورای همکاری خلیج فارس نیز یکی دیگر از محورهای مهم طرح مهار ایران از سوی غرب است. در سال های گذشته نیز شاهد بودیم که امریکا تعامل و همکاری های نظامی و امنیتی خود را با این کشورها گسترش داده است که این همکاری ها در دو قالب است:
۱- روابط دو جانبه غرب با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
۲- تعاملات و اقدامات مشترک  با کشورهای حوزه خلیج فارس که به نوعی افزایش انسجام و همگرایی در فعالیت های نظامی و امنیتی است و بحث سپر دفاع موشکی نیز در این قالب قرار می گیرد
این بحث در مرحله کارشناسی و در حال بررسی است که با توجه به مبانی و پیشنه آن مساله جدی است که شروع شده است. این موضوع که تا چه اندازه این طرح عملی خواهد شد به فضای تعاملات ایران و غرب و همچنین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بستگی دارد. بنابراین روندی است که ممکن است دچار تغییر شود. یکی از اهداف  شورای  همکاری خلیج فارس از آغاز تاسیس ایجاد نیروی دفاعی و نظامی مشترک بود اما تا کنون این کشورها نتوانسته اند نیروی نظامی مشترک کارامدی را تشکیل دهند که قادر به تامین امنیت آنها باشد. همانطور که در حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ نیز این امر به وضوح قابل مشاهد بود. بنابراین هرچند که اعضای شورای همکاری خلیج فارس از نظر تسلیحاتی هزینه های زیادی کرده اند، اما تا کنون موفق به ایجاد نیروی نظامی توانمندی به تنهایی نشده اند. در نتیجه این کشورها در تلاشند که  در جهت تامین امنیت خود و تغییر موازنه قدرت منطقه ای حمایت بیشتر غرب را از جمله در بعد نظامی بدست آورند.غرب نیز در راستای مهار ایران با این کشورها وارد تعامل جدی و همه جانبه از جمله در بعد نظامی شده است تا نیروی کارامدتری برای موازنه سازی در برابر ایران ایجاد شود(اسدی،۱۳۹۱)

د-گسترش خرید های تسلیحاتی

این منطقه به دلیل وجود بحران های متعدد مستعد گسترش سلاح های مختلف می باشد به دلیل وجود جو بی اعتمادی نسبت به یکدیگر و احساس ناامنی.
یکی از مهمترین شاخص های واگرایی در منطقه به وجود آمدن رقابت های تسلیحاتی در منطقه است. که ناشی از تقابل منافع ایران با کشورهای فرمنطقه ای و به خصوص آمریکا و دولتهای منطقه است. رقابت تسلیحاتی را رشد دائمی قدرت نظامی دو یا چند کشور رقیب براساس این تصور که تنها افزایش قدرت نظامی است که می تواند امنیت یک دولت یا برتری او را نگاه دارد، تعریف کرده اند. این رقابت دو جنبه کمی و کیفی را در برمی گیرد.
سابقه تسلیحاتی دولتهای کوچک هر دو جنبه کیفی و کمی اهمیت دارد ولی در رقابت قدرت های بزرگ به دلیل وسعت میدان کشمکش ها و گستردگی جغرافیایی بعد کیفی قضیه اولویت پیدا می کند.
(۱۹۸۹:۱۹،Disarmamnt LCN). فروش اسلحه و تبدیل شدن منطقه به بازار خرید تسلیحات، جزیی از طرح های امنیتی ابر قدرت ها در منطقه است که عمدتاً در جهت ایجاد قدرت های نظامی منطقه ای به منظور حفظ و حراست از اهداف خودشان و نیز به دلیل اهداف اقتصادی و سود سرشار ناشی از فروش تسلیحات شکل گرفته است.رقابت تسلیحاتی در بین کشورهای خلیج فارس که بزرگترین خریداران تسلیحاتی تبدیل شده اند، نه تنها باعث امن شدن منطقه نشده، بلکه به تشدید ناامنی و عدم اعتماد در بین این کشورها کمک کرده است و به مانعی برای همکاری در بین کشورها تبدیل شده است.
آمادگی و تجهیز یک کشور جهت حفظ امنیت خود موجب احساس عدم امنیت از سوی دیگر کشورهای منطقه می شود بنابراین در چارچوب سیستم بین الملل که کشورها در آن به بازیگران اصلی مشهورند امنیت بیشتری که توسط یک کشور کسب می شود، به احساس عدم امنیت برای کشورهای دیگر منجر می شود که کشور مقابل را تهدیدی علیه خود می بیند. پیامد چنین عملی چرخه ای باطل از خریدهای تسلیحاتی و بی اعتمادی است که باعث تعریف امنیت براساس نرم های نظامی می شود(اقلیم ،۱۳۸۳: ۸).
براساس تعریف سازمان ملل امنیت وضعیتی است که در آن کشورها احساس هیچ گونه خطر حمله نظامی، فنی و سیاسی یا اقتصادی ننموده و بتواند آزادانه توسعه و پیشرفت خود را دنبال کنند. (United nations puvlications, 1986:2)
با وجود اینکه همه کشورهای منطقه خلیج فارس خواهان امنیت منطقه هستند، اما در ترتیبات، روش ها و ابزارهای تأمین آن اختلاف نظرهای اساسی وجود دارد. به عبارتی هر چند که امنیت خلیج فارس اصطلاحاتی است واحد اما تعاریف متفاوت و متضادی از آن به عمل آمده است. تعارض این دیدگاه های امنیتی خود یکی از عوامل تهدید امنیت در منطقه خلیج فارس می باشد. (نیک ضمیر، حجتی، ۱۳۸۲: ۶)
انگیزه های خریدهای تسلیحاتی را می توان از چند عامل مهم نام برد.
الف: تامین امنیت
استراتژیک ترین دلیل برای کشورهای متقاضی تسلیحات، احساس عدم امنیت می باشد، اگر کشوری احساس تهدید نسبت به امنیت خود داشته باشد سعی در افزایش قدرت نظامی خود را خواهد داشت. مهمترین موضوعی که هدف ویژه کشورهاست منافع ملی ، قدرت ملی و در راس آن امنیت ملی می باشد. بر همین اساس وضعیت معمای امنیتی واضح ترین توصیف روابط بین کشورها می شود. و هر کشوری بر این اعتقاد است که طرف دیگر واقعا خواهان برتری و افزایش سلاح های خود است و هیچ تمایلی به خلع سلاح خود ندارد بلکه بیشترین تمایل را به خلع سلاح طرف مقابل دارد(Nicholson, 1993: 67) فرض بر این است که افزایش تسلیحات می تواند از حمله دشمن یا رقیب جلوگیری کرده و یا توازن قوا را به نفع خود پیش ببرد.
افزایش قدرت نظامی در مرحله اول می تواند منجر به جلوگیری از حمله دشمن و ایجاد موازنه یا بازدارندگی شود. و در عین حال توانایی جنگیدن را افزایش می دهد.
ب: موقعیت و نفوذ
هدف دیگر در دستیابی به تسلیحات تاثیر آن بر موقعیت و پرستیژ ملی است. تلاش دولت عراق برای تولید سلاح های کشتار جمعی در دهه۷۰ و همچنین تولید تسلیحات اتمی در دهه۸۰ و طرح دفاع استراتژیک در سطح کلان و جنگ با ایران در سطح منطقه ای با حمایت شوروی فضای مناسبی را برای دولت عراق ایجاد کرد تا با پنهان کاری و تقلب برنامه های تسلیحاتی خود را در این راستا پیش ببرد(david,2006:87,). رژیم هایی که سر کارند درگیر مشکلات مشروعیت و بی ثباتی داخلی هستند.که با این کار سعی می کنند که نظر مردم را از مسایل داخلی به مسئله خارجی جلب کنند که تقویت تسلیحات در یک کشور میتواند به تقویت احساسات ملیگرایانه منجر شود.
بسیاری از پژوهشگران استدلال می کنند که کشورها رفتار خود را بر اساس انتظارات بین المللی تغییر می دهند. تا از سوی دیگران طرد نشوند. زیرا این کشورها براین فکر هستند که هر دولتی که به توانایی تسلیحاتی دست پیدا کند به جایگاه منطقه ای و بین المللی مهمی دست خواهد یافت.

عکس مرتبط با اقتصاد

۲-۲-منازعات مرزی سرزمینی(ادعای امارات نسبت به جزایر ایران! )

مهمترین اختلاف مرزی ایران با کشورهای جنوبی حوزه خلیج فارس به ادعاهای سرزمینی امارات متحده عربی نسبت به جزایر ایرانی تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی می باشد. جزایر به لحاظ تاریخی بخشی از قلمرو ایران محسوب می شوند اما در سده نوزدهم و اوایل قرن ۲۰ بریتانیا تعدادی از جزایر ایران در خلیج فارس را مستقیماً و یا از طریق حکومت امارات تحت اشغال درآورد(مجتهد زاده،۱۳۷۵: ۴۳). مسئله جزایر اشغال شده توسط انگلیس که از سال ۱۸۹۱ تا دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ یعنی تا زمان خروج نظامیان انگلیس ادامه داشت. این دوران همزمان با استقلال کشورهای جنوبی خلیج فارس بود. در این زمان ایران حل مسئله بحرین و شناسایی شیعه نشین های حاشیه جنوبی را منوط به حل مسأله جزایر سه گانه قرار داد و بالاخره در نوامبر ۱۹۷۱ پس از مذاکرات ایران با انگلیسی نیروی نظامی ایران وارد جزایر سه گانه شد(اسدی، ۱۳۸۱: ۱۹۱).
این امر موجب اتخاذ سیاستهای ضد ایرانی شد که پس از انقلاب بر روابط طرفین تأثیرگذار بوده است. لازم است به این نکته اشاره شود که دلایل متعددی برای اثبات حاکمیت ایران به این جزایر وجود دارد که از مهمترین آنها نقشه هایی است که توسط خود بریتانیا تهیه شده که در آن جزایر جز قلمرو ایران نشان داده شده است.
در این اختلاف سه عامل نیرومند قابل تشخیص است ۱- علاقه به پروراندن هویت ملی و ابراز آن در منطقه از سوی امارات ۲- سوء تفاهم مداوم و فزاینده میان دو طرف که ناشی از تلاش برای ایجاد نهادی عربی در برابر گسترش نفوذ ایران در منطقه خلیج فارس است ۳- عاملی که از واقعیتهای منطقه ای است ناشی از میل به ایجاد کنترل استراتژیک و یا ناشی از رعایت مصلحت های قدرت های فرامنطقه ای حاصل می شود. همانند ایجاد تنش و یا تشدید کشمکش سرزمینی برای توجیه حضور نظامی خارجی در منطقه (مجتهد زاده۱۳۷۶: ۶۳).
جمهوری اسلامی ایران خواهان برطرف شدن سوء تفاهم از طریق گفتگوی مستقیم و دو جانبه در چارچوب یادداشت تفاهم ۱۳۵۰ مبنی بر حاکمیت ایران به این جزایر می داند و ادعای امارات نسبت به جزایر واهی است، در حالیکه امارات نیز معتقد است که هر گونه گفتگو می بایست راه حلی را براساس بازگرداندن این جزایر به حاکمیت امارات پیدا کند.
از عوامل داخلی تأثیرگذار در این جهتگیری شورا می توان به نقش دشمن تراشی در ایجاد یکپارچگی ملی و حفظ آن دانست، زیرا که وجود یک دشمن خارجی مشترک در جهت حفظ یکپارچگی فدراسیون همواره مدنظر آنها بوده است. با ایجاد بحران جزایر سه گانه ایجاد دشمن خارجی مشترک به عنوان عامل وحدت فدراسیون و عامل دولت ـ ملت سازی پیدا شده است. در امارات مسئله جزایر به عنوان نمادی از چالش ارضی برای عمر یک ملیت است. (Mojtahed-zadeh, 2006,42).
کشورهای فرامنطقه ای تأثیرگذار در مسئله جزایر می توان به انگلیس و آمریکا اشاره کرد که با دامن زدن به این اختلاف حضور خود را در منطقه تثبیت می کنند.
آمریکا به دلیل مخالفت با ایران موضع مناسبی در رابطه جزایر نگرفته است. آن ها به طور تلویحی از امارات حمایت می کنند. دولت های منطقه نیز مثل عربستان و شورای همکاری به حمایت از این ادعاها می پردازد. شورای همکاری همواره یکی از حامیان اصلی آن کشور و بانی گسترش و بین المللی کردن بحران جزایر بوده است ازاوت ۱۹۹۲ که بحران جزایر شروع شد تاکنون شورای همکاری در اجلاس خود از ادعای امارات حمایت کرده است. حتی این کشورها در گردهمایی های خود و از جمله در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل و یا کنفرانس غیر متعهدها حمایت خود را اعلام کرده اند(جعفری ولدانی،۱۳۷۶: ۵۶۱).
جزایر تنب و ابوموسی به علت واقع شدن در نزدیکی تنگه هرمز اهمیت استراتژیک دارند. تمام صادرات نفت ایران و ۸۰ درصد تجارت خارجی کشورمان از طریق خلیج فارس و تنگه هرمز انجام می شود لذا تنب و ابوموسی از جهت کشتیرانی بین المللی، حمایت از صادرات نفتی ایران و تجارت خارجی اهمیت حیاتی دارد.
بنابراین تا زمانی که امارات از ادعای خود دست بر ندارد این اختلافات به عنوان یک عامل چالش بین ایران و کشورهای جنوبی خلیج فارس خواهد بود، البته این محقق نمی شود مگر اینکه کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای از حمایت خود از امارات دست بردارند. (ضرغامی،۱۳۹۰: ۴۰)

۲-۳-مکمل نبودن اقتصاد منطقه:

اقتصادهای مکمل در مقابل اقتصادهای رقیب قرار می گیرد. منطقه ای از لحاظ اقتصادی مکمل دانسته می شود، که تولید انبوه و تنوع کالا در آن منطقه به حدی باشد که کشورهای واقع در آن پیش از آنکه در جهت تأمین نیازهای خود به خارج از منطقه توجه داشته باشند بتوانند بخشی مهمی از نیازهای یکدیگر را به صورت متقابل در داخل منطقه مرتفع سازند(قاسمی، ۱۳۸۵: ۲۱۰).
بنابراین منطقه ای که دارای ساخت اقتصادی مکمل باشد، فرصت و امکان برقراری ارتباطات تجاری گستردهتر، تأمین بخش مهمی از نیازهای کشورهای منطقه و همچنین وابستگی اقتصادی کمتر به خارج از منطقه سبب نزدیکی و پیوند کشورها به لحاظ اقتصادی می شود.
در مطالعه سیستم اقتصادی منطقه خلیج فارس، نشان دهنده این است که یکی دیگر از عوامل واگرایی در بین اعضای آن مکمل نبودن اقتصاد منطقه می باشد.

۲-۴-برنامه هسته ای ایران

کشورهای حوزه خلیج فارس دیدگاه منفی و بدبینانه ای نسبت به برنامه هسته ای ایران دارند. این دیدگاه در برگیرنده بی اعتمادی کامل و سوء ظن می باشد. این گروه عوامل نظامی ـ امنیتی، سیاسی و اقتصادی و زیست محیطی را برای مخالفت با برنامه هسته ای ایران ذکر می کنند. از نظر راهبردی آنان استدلال می کنند که برنامه اتمی ایران ماهیتی نظامی دارد، بنابراین با توجه به ماهیت نظامی با آن برخورد می کنند و آنرا تهدید امنیتی نظامی برای جهان عرب تلقی می کنند.
در نتیجه برنامه هسته ای ایران به صورت اهرم فشار علیه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس می دانند، که تهدیدی علیه این کشورهاست(دهقانی، فیروزآبادی، ۱۳۸۹: ۶۳).
رویکرد شورای همکاری خلیج فارس به برنامه هسته ای ایران از زمان برجستگی این برنامه تاکنون از عوامل مختلفی چون تحولات منطقه ای، سیاست قدرت های فرامنطقه ای، چگونگی روند پیشرفت برنامه هسته ای و عوامل محدودیت زای درون این شورا و اعضای آن متأثر بوده است. براین اساس، هرچند اشکال بروز و ظهور این رویکرد دچار تغییر شده است، اما محورهای اصلی رویکرد کشورهای خلیج فارس در قبال برنامه هسته ای ایران ثابت و مداوم بوده است. مسئله هسته ای ایران از سال های ۲۰۰۳ ـ ۲۰۰۲، با گزارش های آژانس بین المللی انرژی اتمی و حساسیت ها و واکنش های قدرت ها و سازمان های بین المللی، به مسئله ای بین المللی تبدیل شد. در چند سال نخست، آژانس بین المللی انرژی اتمی و اتحادیه اروپا با نمایندگی سه کشور آلمان، فرانسه و انگلستان بیشترین فعالیت را برای حل و فصل مسئله هسته ای ایران داشتند. در این دوره شورای همکاری دارای نقشی فعالانه و تأثیرگذار در قبال این مسئله نبود. این امر از یکسو از سایر تحولات منطقه ای متأثر بوده و از سوی دیگر به نگاه کشورهای خلیج فارس به نقش آفرینی بازیگران و سازمان های بین المللی مربوط بود.
حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، سقوط رژیم بعثی و شکل گیری ساختار جدید قدرت در این کشور، شکل بندی قدرت در منطقه را دگرگون کرد و کشورهای خلیج فارس را با تحولات جدیدی مواجه ساخت. تحولات عراق بخش اعظم توجه دولت های منطقه را به خود جلب کرد و با توجه به تغییرات اساسی در عراق، روند متغیر و سریع تحولات، تأثیرگذاری و منفعت بازیگران مختلف در این روند، کشورهای خلیج فارس با نوعی ابهام و آشفتگی درخصوص این تحولات مواجه بودند. در این دوره، تحولات عراق در مقایسه با برنامه هسته ای ایران می توانست اثرات فوری تری را بر امنیت و منافع این کشورها داشته باشد. از سویی دیگر تحولات مذکور در ترسیم ترتیبات قدرت و امنیت منطقه در آینده، بسیار تأثیرگذار بود. بر این اساس بود که شورای همکاری رویکردی فعال و آشکار در قبال برنامه هسته ای ایران ایفا نمی کرد.
عامل تأثیرگذار دیگر درخصوص رویکرد غیرفعال و مبهم شورای همکاری در قبال برنامه هسته ای ایران، در ابتدا راهبرد چندسطحی آن تلقی می شود. راهبرد کشورهای شورا تا حدود سال ۲۰۰۵، براساس کنار گذاشتن بحث هسته ای ایران از مناظرات فضای عمومی جامعه، جلوگیری از ایجاد تنش و خصومت در روابط با ایران، به عنوان همسایه ای قدرتمند، و تکیه بر دیپلماسی اتحادیه اروپا و نیروهای نظامی آمریکا برای مهار ایران قرار داشت. این راهبرد چند سطحی ازسوی بسیاری به عنوان رویکردی مزدورانه مورد انتقاد قرار گرفت، رویکردی که مشخصه روابط بین کشورهای عربی خلیج فارس و ایران تلقی می شود. برخی بر این باورند که این رویکرد، شیوه ای منفعت جویانه در پیشبرد روابط با قوی ترین قدرت منطقه ای است و نسبت به بسیاری از چارچوب های امنیت جمعی آرمانگرایانه پیشنهادی و سیاست تقابل جویانه نومحافظه کاران آمریکایی، رویکردی عملگرایانه تر محسوب می شودHokayem, 2006: 4)).
درخصوص نگرانی سران کشورهای خلیج فارس در قبال برنامه هسته ای ایران، شک و تردید چندانی وجود ندارد. به رغم تلاش های دیپلماتیک دایمی ایران، برای متقاعد ساختن سران کشورهای سازمان شورای همکاری خلیج فارس، نسبت به صلح آمیز بودن برنامه هسته ای و تهدیدآمیز نبودن آن، مقامات عربی هنوز با ابهام و تردید در این خصوص می نگرند و گزارش هایی مانند گزارش جامعه اطلاعاتی آمریکا بر پیچیدگی مسئله هسته ای ایران از منظر سران شورای همکاری افزوده است. فارغ از نظامی یا غیرنظامی بودن برنامه هسته ای ایران، دغدغه اصلی دولت های خلیج فارس به پیامدهای پیشرفت ایران در برنامه هسته ای، در ابعاد غیرنظامی، برای توازن قدرت منطقه ای مربوط است. با توجه به قابلیت تبدیل برنامه هسته ای غیرنظامی به نظامی، نگرانی سران عرب کاهش قدرت تأثیرگذاری و نقش آفرینی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در عرصه منطقه ای، به دلیل افزایش فاصله خود با اسرائیل و ایران در عرصه تکنولوژیک و یا نظامی است. براین اساس این دولت ها با توجه به حجم محدود قدرت خود، رویکرد اصلی خود را بر استفاده از بازیگران و سازمان های بین المللی در جهت جلوگیری از پیشرفت هسته ای ایران قرار داده اند.
به رغم تردید اندک مقامات خلیج فارس در جلوگیری از هسته ای شدن ایران، نگاه نخبگان علمی و محافل پژوهشی این کشورها در این خصوص، اغلب دوگانه بوده است. از یک طرف آنان تمایل دارند که با توجه به سیاست های سلطه طلبانه اسرائیل در منطقه و اقدامات آن کشور در مورد مسئله فلسطین، جمهوری اسلامی ایران بتواند به نوعی با
زدارندگی اتمی در مقابل اسرائیل نایل آید و با اقدامات تاکتیکی و استراتژیکی خود سلاح هسته ای را در آموزه دفاعی ایران وارد نماید، و از طرف دیگر معتقدند با توجه به وزن سیاسی، اقتصادی، جمعیتی و جغرافیای سیاسی، برنامه اتمی و موشکی ایران، در صورت گسترش برنامه هسته ای آن، این خطر وجود دارد که ایران به طور کامل بر دولت های خلیج فارس سیطره پیدا کند(امامی، ۱۳۸۴: ۵۸۸و۵۸۷)
نگاه دیگری نیز در کشورهای خلیج فارس نسبت به برنامه هسته ای ایران وجود دارد که از نگاه مقامات دولتی متفاوت است. این نگاه فشارهای غرب برای توقف برنامه هسته ای ایران را به عنوان شیوه و شکل جدیدی از سلطه غرب بر کشورهای منطقه تلقی می کند و معتقد است که پیشرفت هسته ای ایران می تواند برای حرکت کشورهای عربی به سوی هسته ای شدن راهگشا و مؤثر باشد. پیچیدگی مسئله هسته ای ایران و هدایت دیپلماسی عمومی، بسیاری را در جهان عرب متقاعد ساخته است که تلاش های غرب در جهت کنترل هر قدرت در حال ظهور است و به عنوان بحرانی در ابعاد جهانی تلقی نمی شود. بسیاری از اعراب خلیج فارس به ویژه در سطح توده ها، با دیدن اینکه یک کشور اسلامی، هرچند غیرعرب، تکنولوژی هسته ای خود را توسعه می دهد و ایالات متحده را در صحنه جهانی به چالش می کشد، احساس غرور می کنند. با توجه به سیاست خارجی دولت آمریکا، این احساس مشترک وجود دارد که دکترین مبارزه با اشاعه، تنها ابزار دیگری از امپریالیسم غربی و آمریکا است.
با وجود تأثیر محدودکنندگی افکار عمومی بر سیاست سران کشورهای خلیج فارس در قبال برنامه هسته ای ایران و اتخاذ مواضع مخالفت آمیز صریح در این مورد، محوری بودن منطق توازن قوا در نگاه دولتمردان، به اظهار نگرانی آنها درخصوص مسئله هسته ای ایران منجر شد. این اظهار نگرانی از سال ۲۰۰۵، به تدریج شکل جدی تری به خود گرفت و سرانجام به دیپلماسی فعالانه تر شورای همکاری در قبال برنامه هسته ای ایران در سال های بعدی منتهی شد. با این حال محورهای اصلی راهبرد کشورهای شورا در قبال مسئله هسته ای ایران یعنی تکیه به دیپلماسی و اعمال فشارهای بازیگران و سازمان های فرامنطقه ای، اتکاء به توانایی نظامی ـ امنیتی آمریکا در منطقه، جلوگیری از گسترش دامنه تخاصم و تنش با ایران و در نهایت جلوگیری از پیشرفت برنامه هسته ای ایران، همچنان تداوم دارد.
در ژانویه ۲۰۰۵، عبدالرحمان عطیه، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس عنوان کرد: «عربستان سعودی و سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس هیچ گونه توجیهی برای اینگونه فعالیت هسته ای که خطرات بزرگی را برای تمام مردم خلیج فارس ایجاد می کند، پیدا نمی کنند». بعد از آن نیز شخصیت های مهمی مانند وزیر خارجه عربستان سعودی، سعود الفیصل و سفیر عربستان در آمریکا، ترکی فیصل، اینگونه سخنان را تکرار کردند. سعود الفصیل به «فاجعه بالقوه» در ادامه رویکرد ایران اشاره کرد و ترکی فیصل نیز از عدم انعطاف پذیری ایران در مسئله هسته ای انتقاد کرد. دبیرکل سابق شورای همکاری خلیج فارس، عبدالله بشارت نیز عنوان کرد: «برنامه هسته ای ایران توازن قدرت را به صورت کامل تغییر می دهد و ایران را به قدرت برتر منطقه تبدیل می کند و این مسئله در تصمیمات آن کشور تأثیرگذار خواهد بود. موضع شورای همکاری خلیج[فارس] باید یکپارچه، قوی و روشن باشد(Hokayem,2006:4).
هرچند اینگونه اظهارات صریح مقامات عربی خلیج فارس و نقد سیاست هسته ای ایران با سخنانی متعادل تر و حتی در حمایت از برنامه هسته ای صلح آمیز ایران نیز همراه بوده است، اما تمام اینها نشانگر راهبرد چندسطحی این دولت ها است که محور اصلی آن جلوگیری از پیشرفت برنامه هسته ای ایران محسوب می شود. اظهار نگرانی از خطرات زیست محیطی برنامه هسته ای ایران، به ویژه نیروگاه هسته ای بوشهر، ازجمله پوشش هایی است که سران خلیج فارس از آن برای انتقال پیام ها و مواضع خود استفاده می کنند. نکته دیگر، تأکید آنها بر نقش آفرینی بیشتر آژانس بین المللی انرژی اتمی در تحولاتی اتمی جهان و تقویت پیمان NPT است که به صورت غیرمستقیم، کنترل بیشتر برنامه هسته ای ایران را مدنظر دارد.
با وجود نگرانی مقامات خلیج فارس از پیشرفت برنامه هسته ای ایران و تلاش برای متوقف ساختن آن با ابزارهای منطقه ای و بین المللی، در جهت جلوگیری از برهم خوردن توازن قوای منطقه ای به نفع ایران، این مسئله به مفهوم موافقت آنها با اتخاذ هرگونه رویکردی ازجمله گزینه نظامی در برابر این کشور نیست. مخالفت دولت های خلیج فارس با درپیش گرفتن گزینه نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل برای توقف برنامه هسته ای ایران، از نگرانی های این دولت ها در پیامدهای خطرناک هرگونه اقدام نظامی برای امنیت و ثبات منطقه ای است. با توجه به شکنندگی امنیتی رژیم های خلیج فارس، هرگونه اقدام نظامی می تواند به گسترش بحران در سطح منطقه و تهدید امنیت و منافع این رژیم ها منجر شود؛ بر این اساس است که آنها خواستار بکارگیری رویکردهای مسالمت آ میز و دیپلماتیک و یا در صورت لزوم اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی در برابر برنامه هسته ای ایران هستند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:31:00 ب.ظ ]




در این فصل سعی شده، پژوهشگر، مسیری را که در جریان پژوهش خود، طی کرده و اصول روش شناختی ای را که به کار برده، بیان کند. از آنجا که اصل آزمون پذیری و ابطال پذیری، بیشتر به پیروی از این فصل انجام می گیرد، لذا در گزارش نمودن این فصل، دقت کافی به عمل آمده است.

۳-۲- روش پژوهش

روش پیمایش، روش مورد استفاده این پژوهش می باشد. مشخصه پیمایش، مجموعه ساختمند یا منظم از داده هاست و از آنجا که پرسشنامه ساده ترین راه تهیه ی این داده های منظم است، بنابراین رایج ترین تکنیک مورد استفاده، در پژوهش پیمایشی است. هدف پژوهش پیمایشی آن است که با مقایسه ی دقیق ویژگی مختلف موردها، به استنباط علی برسد. البته در این مسیر، باید دقت کرد که، پیوستگی و همبستگی را به عنوان روابط علی نپذیرفت. در رویکرد پیمایشی، محقق تغییری در خصوصیات افراد ایجاد نمی کند، بلکه به دنبال تغییری است که “به طور طبیعی رخ داده” است(دواس،۱۵:۱۳۷۶) و پس از جمع آوری اطلاعات، دست به مقایسه ی موردها می زند. در پژوهش حاضر نیز، پژوهشگر با انتخاب دو گروه در محیط طبیعی و بدون دست کاری(گروه آموزش دیده و گروه آموزش ندیده)، با بهره گرفتن از تکنیک پرسشنامه، به بررسی تفاوت این دو گروه از لحاظ میزان سازگاری زناشویی می پردازد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۳-۳- جمعیت آماری

جامعه ی آماری پژوهش حاضر، همه ی فرزندان متأهل خانواده های شاهد، جانباز و آزاده ی استان قم می باشد که بین سال های۱۳۸۶ تا۱۳۹۰ در دوره های آموزشی پیش از ازدواج شرکت کرده اند. بر حسب اطلاعات موجود در اداره ی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم، تعداد این افراد ۱۰۰۰نفر، برآورد شد. با بررسی جامعه آماری مورد نظر، پژوهشگر به این نتیجه رسید که این آمار نمی تواند به عنوان آمار واقعی مورد استفاده قرار گیرد. چرا که برخی از افراد، بیش از یکبار در این دوره ها شرکت کرده بودند؛ برخی دیگر این دوره ها را به طور کامل نگذرانده بودند و آموزش ها را نیمه کاره، رها نموده بودند؛ برخی دیگر در دوره ‎های دیگر شرکت نموده بودند و اسامی آنها در فهرست این این دوره ها قرار گرفته بود. همچنین پژوهشگر افراد مورد مطالعه را در دو ویژگی تعداد سال های تأهل(۱ تا ۵ سال) و سن (۲۰ تا ۳۵ سال) همتا نمود؛ و با در نظر گرفتن این موارد و حذف موارد غیر مرتبط، پژوهشگر به عدد ۱۰۰ از این جامعه ی آماری رسید.

۳-۴- روش نمونه گیری

پژوهش حاضر به مطالعه ی کل جامعه، یعنی به روش سرشماری صورت گرفته است. همچنین گروهی نیز به عنوان گروه مقایسه، از بین فرزندان متأهل آموزش ندیده که در همان سال های مذکور ازدواج نموده بودند، به روش نمونه گیری احتمالی از نوع تصادفی ساده انتخاب شدند. در این روش، انتخاب به گونه ای صورت گرفت که تمامی افراد واجد شرایط(مدت تأهل بین ۱ تا ۵ سال و متوسط سن آن ها بین ۲۰ تا ۳۵ سال) از فرصت برابر، برای انتخاب شدن برخوردار بودند و انتخاب هر فرد مستقل از دیگران صورت گرفت. روش کار به این صورت بوده است که ابتدا فهرستی از جامعه ی مورد نظر، توسط پرونده های موجود در اداره ی بنیاد شهید استان قم تهیه شد و پس از شماره گذاری فهرست مورد نظر، برای دستیابی حجم نمونه ی مقتضی، از نرم افزار spssx استفاده شد.

۳-۵- حجم نمونه

از آنجا که جامعه ی آماری پژوهش حاضر کوچک بوده، بنابراین تمام افراد جامعه ی مورد نظر، که حدود ۱۰۰ نفر برآورد گردید؛ مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین برای رسیدن به اهداف پژوهش، گروهی نیز به عنوان گروه مقایسه به روش همسان سازی و برابر با جامعه ی مورد مطالعه (۱۰۰ نفر)، برای سنجش تفاوت میزان سازگاری زناشویی و ابعاد آن در بین افراد متأهل آموزش دیده و آموزش ندیده، انتخاب شدند.

 

 

۳- ۶- واحد پژوهش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:31:00 ب.ظ ]




کلاسیسم عربی در راه مشابه کلاسیم غربی حرکت می کرد که نزد این شاعران اهتمام ورزیدن به اندیشه ی عقلی یا معنی از بیان عاطفه ای معین مهم تر بود. از این جهت عقل بر اثر شعری حاکم بوده و شاعر عربی به تعبیر از معانی عمومی که میان شاعران رواج داشت استفاده می کرد.
همانگونه که رمانتیستهای غربی به سلطان قلب و عاطفه در مقابل سلطان عقل که کلاسیک ها مقدس می شمارند اهتمام می ورزیدند، نوگرایان نیز به وجدان فردی و بیان مکنونات قلبی شاعر و عواطف متباین وی دعوت می کردند تا از گرایشهای کلی که شاعر را از تعبیر ذاتی دور می کردند دور شوند. همان طور که رمانتیست های غرب به دامن طبیعت گریز می زدند تا از آن الهام بگیرند و صادقانه با آن سخن بگویند واز شرارتهای زندگی شهری و از سنت های غلط جامعه دور شوند، شعرای این مدرسه نیز در چنین مسیری حرکت می کردند.
«السحرتی» یکی از شعرا و نقاد آپولو این گرایش رمانتیستی را در شعر خود آشکار ساخته از شرارتهای جامعه به تنهایی و یأس پناه می آورد.
جلستُ فی وحدتی. حزیناً و غمزهُ الیأسِ تَحتَوینی
وضاق صدری بما یُلاقی من وَطْأَهِ البُؤسِ و الشُُّجُونِ
وَکِدْتُ فی نَزْعَهِ الرّواقی أری بَقائی مِن الجنون[۱۲۵]
شعرای آپولو دارای یک مدرس واحد بودند که یک گرایش واحد آنها را گرد هم می آورد و آن گرایش رمانتیستی بود. اگرچه که در قالب یک حرکت نظری، فلسفی، شعری متبلور نشد.
دکتر محمد سعد فشوان نیز از جمله افرادی است که آپولو را صاحب یک مدرسه شعری می داند. وی شرایط اطلاق «مدرسه» را به یک انجمن ادبی در چهارمحور خلاصه می کند.
۱- وجود استاد (Muster)
2- وجود شاگرد یا شاگردان
۳- اعتراف استاد به صحت آنچه که شاگرد یا شاگردان آن را بیان می کنند و این امر طبیعتاً پس از مأنوس شدن استاد با شاگرد یا شاگردان و اقدام مناسب برای نشر اصول و متحقق ساختن اهداف آن میسَّر می شود.
۴- شاگرد این مدرسه رسالت استاد خویش را به دوش بکشد و پس از وی در راه نشر آن عمل کند»[۱۲۶]
همه ی شاعرانی که تحت لوای آپولو گرد آمده بودند به صراحت به استادی ابو شادی اعتراف کرده بودند و خود وی حتی قبل از شکل گیری جمعیت آپولو در سال ۱۹۲۸ به آثار شعرای جوان رسیدگی می کرد و راهنمایی های لازم را مبذول می داشت. وی تأثیر گرایشها و اصول شعری خود را در نفوس شاعران جوان که پیرامونش گرد آمده بودند، درک می کرد. آنان پس از هجرت ابوشادی به آمریکا و حتی پس از مرگ وی در راه تحقق اهداف او کوشیدند. بنابراین با توجه به این توضیحات شروط«مدرسه» در مورد این انجمن ادبی از دیدگاه «فشوان» قابل تطبیق است و تأثیر خود را در شعرای نسل خود و نسل حاضر گذارده است.
«ابراهیم الحاوی» یکی دیگر از ناقدان معاصر عرب نیز آپولو را مدرسه ای ادبی می داند. وی پس از بررسی نظر ناقدانی چون دکتر شوقی ضیف و مندور می گوید:
«بی عدالتی است که مانند این دو ناقد صنعت فنی مدرسه را از آپولو نفی کنیم و نقش بزرگی که این مدرسه در نقد ادبی و انگیزش حرکت معاصر داشت، نا دیده بگیریم، هر پژوهشگری که آثار نویسندگان آپولو را بررسی می کند درمی یابد که بیشتر اینان در یک جهت و گرایش شعری واحد حرکت می کردند و ویژگی تجدید در شکل و مضمون بر آنان غالب است. مدرسه آپولو مانند دیگر مدارس نقدی کوششی جانکاه را در راه دعوت نوگرایانه خویش متحمل شد و شکی نیست که کوشش این مدرسه در انگیزش و بحث شعر معاصر و تحول بخشیدن به آن و لو به طور نسبی موثر بوده است و مکتب غالب بر گرایش شعری و نقدی آن، همان مکتب رمانتیسم است»[۱۲۷]
کسانی که آثار شعرای مدرسه آپولو را در قید حیات هستند مطالعه می کنند در می یابند که رسالت ابوشادی هنوز از بین نرفته است و اصول ان متوقف نشده بلکه هنوز پژواک وسیع آن در عالم بشریت و ادب تا به امروز طنین انداز است.
وحدت عضوی قصیده
مدرسه آپولو وحدت عضوی قصیده را عملی متکامل، ساختاری و پویا می دانست که همه ی عناصر آن مانند اعضای مختلف یک موجود زنده با هم عمل می کنند، بنابراین قصیده غنایی در درون خود تا نهایت آن دارای بافتی هماهنگ و منسجم است.
منظور از وحدت عضوی، وحدت موضوعی نیست زیرا قصیده در وحدت موضوعی تنها پیرامون یک موضوع دور می زند و ممکن است میان اجزای آن ارتباطی عضوی وجود نداشته باشد «مصطفی السحرتی» یک از شعرا و ناقدان مدرسه ی آپولو در مورد وحدت عضوی قصیده می گوید:
«در وحدت عضوی قصیده، هوش شاعر و مهارت او در هماهنگی ایجاد کردن میان صور، اشکال و رنگ ها نقش اساسی دارد، همچنین مهارت او را در بیدار ساختن زندگی در غالب الفاظ، اسلوب ها، افکار و خیال شاهد هستیم»[۱۲۸]
در قصیده ی «ملحمه الأطلال» ابراهیم ناجی نیز وحدت عضوی رعایت گردیده است. وی در مطلع قصیده خود در مناجات با محبوب خویش می گوید:
أعْطِنی حُرِّیِّتی أطْلِقْ یَدَیّ إنَّنی أعْطْیتُ ما اُسْتَبْقَیتُ شیّ
آهِ مِن قَیدِکَ أدْمی مِعصَمَیّْ لِمَ اُبقِیهِ و ما أَبقی عَلَیّ
ما اُحتِفاظی بِعُهُودٍ لَمْ تَصُنْها و إلامَ الأَسْرِ و الدُّنیا لَدَیْ
ها أنا جَفَّتْ دُموعی فأعْفُ عَنها إنَّها قَبلَکَ لَمْ تُبْدِلْ لَحَیْ[۱۲۹]
حملات بر ضد آپولو:
صفحات مجله آپولو از همان آغاز پر بود از پاسخ به نقدهای مختلفی که نسبت به ابوشادی و بالطبع مدرسه ی شعری وی مطرح می شد. هر دیوانی که از شعرای آپولو مانند: ناجی- الصیرفی- علی محمود طه- و صالح جودت منتشر می شد از افراد «د

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

ارالعلوم» و «الأزهر» به نقد آنها می پرداختند و در این معرکه شرکت می کردند.
این مرحله، مرحله ی احمالی پر جنب و جوش از کلاسیسم متعصب به آستانه ی تجدید و نوآوری بود. عصر این مرحله ی انتقالی با فرهنگ و تمدن غرب آشنا شده بود به ناچار چالشهای ادبی را میان داعیان تجدید و محافظان سنت های قدیم شاهد بود. دامنه ی این چالشهای ادبی به میان تجدید خواهان نیز کشانده شد. مجلّه ی آپولو از همان شماره ی نخست، عرصه ی درگیری تازه ای بخصوص میان ابوشادی و مدرسه ی وی با عقاد و میریدانش بود. نقد در این برهه از حیات ادبی در بسیاری از اوقات بر پایه ی روابط شخصی بود. دشمنی ها و وابستگی های سیاسی به احزاب، زمینه را برای منفعت طلبان و فرصت طلبان آماده کرده بود.
حملات به انجمن ادبی آپولو حتی به مجلات فکاهی مانند «المطرقیه» نیز کشانده شده بود»[۱۳۰]
ابوشادی و جمعیت او از اشتغال به سیاست دوری می کردند ولی در مقابل افتراها و حملاتی که نسبت به آنان می شد نتوانستند سکوت کنند. مجلّه آپولو، سند زنده ای از این معارک در این دوره می باشد.
اوضاع ادبی در زمان تکوین آپولو
جمعیت آپولو در فاصله ی میان دو جنگ خانماسوز جهانی (۱۹۴۵-۱۹۱۸) در جوی ظلمانی و حزن آلود کار خویش را در عرصه ی ادب آغاز کرد.
هرچند جنگ از خود ویرانی و خرابی را به جای می گذارد ولی در مقابل انسانها را به تفکر وا می دارد تا برای رهایی از وضعیت موجود به راه حلهای نوینی پناه ببرند. عرصه ی ادبیات در این زمان برخوردهای فکری وادبی مدرسه بعث یا مدرسه ی دیوان را پشت سرگذارده بود. «الرابطه القلمیه» نیز در مهجر شمالی موجب تحولاتی در ادب شده و ادب عربی را با نگرشهای نوین ادب جهانی آشنا ساخته بود. ولی با مرگ جبران خلیل جبران در سال ۱۹۳۱م اعضای این انجمن ادبی پراکنده شدند «میخائیل نعیمه» به لبنان بازگشت و گاهی بعضی از ادبای آن به صورت فردی به نشر آثار خود همت می گماشتند.
بنابراین در این برهه ی زمانی، در درون جامعه ادبی عرب، ضرورت وجود انجمنی ادبی احساس می شده تا به کوششهای پراکنده ی ادبا و شعرا انسجام بخشیده و جهت مشخص و مناسبی و به آنها بدهد.
برای شعرا و ادبای این دوره زمینه ای مهیا شده بود که از جهاتی برای شعرای دو دوره ی قبل آماده نبود. در این دوره رابطه با ادبیات غرب از طریق مراکز دانشگاهی و آثار نسل تجدید خواه و نظریات و آراء دکتر طه حسین، هیکل، عقاد، مازنی در عرصه ی ادب و شعر مطرح شده بود.
در قاهره «المجمع اللغوی» و دانشکده ی «اللغه العربیه» تـأسیس شده بود و مدتی بعد یعنی در سال ۱۹۳۳ نیز مجله ی مصری «الرساله» به وسیله ی «احمد حسن الزیات» منتشر شد.
شعرای دو نسل گذشته در مقابل خود نمونه های ادبی مشخص که راهنمای ایشان باشد نداشتند ادبای عصر نهضت و همچنین شعرای نسل جدید اولین بار نمونه های ادبی خویش را پیشنهاد کردند. ولی شعرای آپولو در مقابل خود این دو نمونه را می دیدند و الگوی عربی سومی را نیز از شعرا مانند: جبران- ایلیا ابوماضی- و نسبت عریضه و میخائیل نعیمه که به آمریکاری شمالی مهاجرت کرده بودند به عنوان تجربه ای فرا روی ایشان بود»[۱۳۱]
طبیعت در نزد شاعران آپولو.
«از ویژگی های شعر (این گروه) گرایش به طبیعت است و شاعران آپولو در عشق به طبیعت افراط و زیاده روی می کنند تا اینکه طبیعت در نزد آنان بعنوان مادر و پناهگاهی است که در کنار آن آرامش می یابند. شعر طبیعت در ادبیات عربی قدیم نیز وجود داشت ولی شاعران آپولو در یک دریافت و فهم جدید به آن پرداخته اند هنگامی که رابطه بین پدیده های طبیعت درونشان را با طبیعت محقق می کنند پس شاعر از دانش و آرزوها و خواسته هایش و دردها و عشق و اشتیاقش سخن می گوید. و آنان را به آغوش طبیعت و مناظر زیبا و جذاب آن منتقل می کند و این کار را برای آرامش و تسکین درونش و کاهش دادن دردهایش انجام می دهد.
پس سخن آنان از هیجانات و اضطرابات دیار هدف شان مجسم کردن و به تصویر کشیدن اضطرابات درونشان از قیام و شورش است.
و می بینیم که مکتب رومانتیک در اشعارشان روشن و واضح است، پس رومانتیک شاعر را در فن سرودن شعر از اینکه از طبیعت و عواطف انسانی الهام بگیرد دعوت می کند. و شاعران رومانتیک از شهر به روستا فرار می کنند و خودشان در آغوش طبیعت با آن ملاقات می کنند زیرا آنان به آزادی افتخار می کنند و به همین منظور از قید و بندهای شهری کراهت دارند و آنان را ناپسند می دانند و به روستای آزاد و گسترده و همواره پناه می برند.
و مطران و شکری، ابوشادی، ناجی، و شابی و دیگر شاعران مکتب آپولو در وصف طبیعت و توصیف آن نیکو عمل نموده اند.»[۱۳۲]
انجمن منیرفا
انجمن منیرفا مدرسه ادبی که در سال ۱۹۴۸ در نیویورک به ریاست شاعر مصری دکتر احمد زکی ابوشادی ایجاد شد، عبدالمسیح حداد شاعر و ادیب مهجری نایب رئیس آن بود.
این مؤسسه ادبی تأثیر زیادی در شعر و ادب مهجری نداشت و ظاهراً با وفات دکتر ابوشادی نیز فعالیت آن به اتمام رسید.
از جمله کسانی که در این مدرسه عضو بودند و فعالیت می کردند می توان صفیه ابوشادی دختر دکتر ابوشادی و صاحب دیوان «الأغنیه الخالده» و همچنین «نعمه اله الحاج را نام برد»[۱۳۳]
نتیجه گیری:
ادبیات معاصر تحت تأثیر ادبیات غرب قرار داد و ریشه های این تأثیرپذیری از ادب عربی را باید در پس زمینه ی تاریخی جستجو کرد. کشورهای عربی قرنها تحت سیطره ی امپراتوری عثمانی به سر می بردند در این دوران هر چند
دولت عثمانی به فتوحات بسیاری دست یافت و کشورهای مختلف را یکی پس از دیگری به تصرف خویش درآورد، ولی همه ی این افتخارات را در سایه ی سیاست گذارهای اصولی و پیشرفتهای نظامی بدست نیاورد بلکه انگیزه های مذهبی حاکم در میان مردم موجب چنین دستاوردهایی شده بود.
در عرصه ی ادب نیز متفکران و ادبای عرب در اثر آشنایی با مکاتب ادبی نوین، برآن شدند تا ادبیات کشور خویش را نیز از این خوان گسترده بهرمند سازند در نتیجه این تبادل فرهنگی، ادب عربی به عرصه های نوینی در شعر، نقد ادبی، نمایشنامه نویسی و… دست یافت.
پس از مرگ جبران خلیل جبران در سال ۱۹۳۱م «الرابطه القلمیه» نیز در عمل از حرکت باز ایستاد ولی آثار آن در کشورهای عربی باقی ماند. مدتی نگذشت که این خلاء را جماعه آپولو در سال ۱۹۳۲ پرکرد. دکتر احمد زکی ابو شادی انجمن ادبی را از ادبایی با گرایش های مختلف ادبی بنیان گذاشت.
ابوشادی تجربه ی چالشهای ادبی محافظان سبک کلاسیک وداعیان تجدید و نوآوری را پشت سرگذاشته بود. از این رو از تمامی استعدادهای ادبی برای شرکت در این انجمن ادبی و مجلّه آن با نام آپولو دعوت کرد. احمد شوقی و سپس خلیل مطران ریاست آن را برعهده گرفتند.
آپولو درروزگاری کار خویش را آغاز کرد که در درون سرزمین عربی به وجود انجمن ادبی احساس نیاز می شد. ابو شادی آثار شعرای نوپا و جوان را در مجلّه آپولو به چاپ می رساند. مجلّه آپولو نخستین مجلّه ی ادبی در شعر و نقد ادبی در درون سرزمین عربی بود که توانست تحول عظیمی در ادبیات معاصر عربی به وجود اورد و با انتشار آثار شعرای جوان در این مجلّه، ادبایی پا به عرصه نهادند که بعدها از اعضای اصلی آپولو گردیدند:
هرچند که گرایشهای ادبی مختلفی در آپولو وجود داشت ولی گرایش حالم بر آثار ادبی آن همان گرایش رمانتیستی بود. شعرای این جمعیت در دیوان های خود از گرایشهای رمانتیکی و رمزگرایی تأثیر پذیرفته بودند و جنبه های تجدد و نوآوری در آثار ادبی ایشان آشکارتر از نقد ادبی بود، برخلاف «جماعه دیوان» که دعوتهای تجدیدشان در آثار نقدی عمیق تر از آثار ادبی بود.
ابوشادی تحصیل کرده ی انگلیس بود و در آنجا با مکاتب ادبی غرب به خصوص رمانتیسم آشنایی پیدا کرده بود. از این رو می خواست ادب عربی را با ادبیات غرب آشنا کرده و با تحولات ادبی جهانی هماهنگ سازد و وی عمیقاً ایمان داشت که رسوبات تقلید و واپس ماندگی فکری و ادبی بی درنگ از بین خواهد رفت و دعوت به سوی تجدید و نوآوری بدون شک در چارچوبی سالم و آرام پیروز خواهد شد به همین جهت آپولو محل تعاطی آرا و افکار ادبی برای رشد و اعتلای ادب عربی بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:30:00 ب.ظ ]




امید عمر یک روزش نه وانگاهغم صدساله بر جانش به یک راه

(ال:۳۵۱)
در این جا نیز عطار دنیا را از زبان بزرگواری چون حضرت علی (ع) ترسیم می کند. و دنیا را با صفاتی چون غدّار و مردار به تصویر می کشد. و دنیادوست را بسیار خوار و حقیر می شمرد چنان که مرتبه ی او را از سگ هم کمتر می داند و طالب دنیا را چون گویی می داند که در طلب دنیا به دام عادت دنیاطلبی گرفتار می آید.
البته خدا همواره همراه آدمی است و با اوست امّا به موازات خدا، نفس، شیطان، دنیا و خلق نیز با انسان همراهند. لذا حدود همراهی با هر یک از اینها را باید رعایت کرد تا دوستی خدا بر آنها سبقت بگیرد. «ابوبکر ورّاق» در این باره می گوید: «پنج چیز است که همیشه با تواَند: اگر صحبت این پنج چیز بدانی نجات یافتی و اگر ندانی هلاک شوی، اوّل خدای تعالی، پس نفس و پس شیطان و پس دنیا و پس خلق، با خدای به موافقت باید کردن وبه هر چه وی کند قانع و راضی باشی؛ با نفس به مخالفت باید، با شیطان به عداوت، با دنیا به حذر، با خلق به شفقت. گر این کنی، رستی» (تذ: ۵۴۸).
از دیگر اثرات سوء دنیا دوستی همانا رسوایی درقیامت در میان خلق خدای است و به همین جهت است که «ابوحازم مکّی » گفت: «… روز قیامت بنده ای راکه دنیا را عظیم داشته بود به پای کنند بر سرجمع. پس منادی کنند که بنگرید که این بنده ای است که آنچه حق تعالی آن را حقیر داشته است و آنچه خدای دشمن داشته او دوست وعزیز داشته است وآنچه خدای انداخته است او برگرفته » (تذ: ۱۱۰). ابوسلیمان نیز به همین مطلب مختصراً اشاره می کند و می گوید: «در هر دلی که دوستی دنیا قرار گرفت، دوستی آخرت ازآن رخت برداشت» (تذ: ۳۰۷).
دنیادوستی عالمان و حکیمان به طور قطع زشتتر از «دنیا دوستی عوام است. لذا شیخ از این افراد بطور مشخّص یاد کرده، کار آنها را نکوهش می کند. در مقاله یازدهم، داستان نهم از مصیبت نامه داستان عالمی بیان می شود که روزگار پیشین می زیست به پیامبر آن زمان وحی فرستاده شد که به آن مرد بگوی که این علم تو فادیده ندارد زیرا تو دنیا را دوست می داری. مقصود این که دوستی دنیا سر همه گناهان و نشانه بی مغزی است و فایده علم و معرفت را نیز از بین می برد:

 

 

 

 

 

 

 

 

گر ز بی مغزی، تو دنیادوستی   چون پیازی پای تا سر پوستی…
چون ز دل دنیات دور افکنده نیست   جای تو جز دوزخ سوزنده نیست
تا بود یک ذرّه دنیادوستی   با تن دوزخ به هم، هم پوستی
    (مص:۲۴۰)

شیخ در این باره حکایت یا نظر دیگری ندارد و به نقل اقوال بزرگان متصوّفه بسنده می کند که به چند مورد از آن اشاره می کنیم. «[مالک] گفت در بعضی کتب منزل است که حق تعالی فرماید که با عالمی که دنیا دوست دارد کمترین چیزی که با او بکنم آن بود که حلاوت ذکر خویش از دل او ببرم» (تذ: ۱۰۰). از طرفی همین حبّ دنیا نوعی عذاب و عقوبت عالمان به شمار می رود. مالک در این خصوص نقل می کند:«از حسن پرسیدم که عقوبت عالم چه باشد؟ گفت: مردن دل. گفتم مرگ دل چیست؟ گفت حبّ دنیا » (تذ: ۸۲). از طرف دیگر کار عالمان با دنیا دوستان مشکل است: «[ذوالنّون] گفت هیچ طبیب ندیدم جاهلتر از آنکه مستان رادر وقت مستی معالجه کند یعنی سخن گفتن کسی را که او مست دنیا باشد، بی فایده بود» (تذ: ۱۸۵).
از دیگر آثار دنیا دوستی، علاوه بر آنچه تا کنون بیان کردیم، تخریب روح است: «[منصور عمّار] گفت دل های بندگان جمله روحانی صفتند، پس چون دنیا بدان دل راه یافت، روحی که بدان دل ها می رسید، در حجاب شود » (تذ: ۴۲۳). نیز «[ابوالعباس قصّاب] گفت دنیا گنده است و گندهتر از دنیا دلی است که خدای تعالی آن دل به عشق مبتلا گردانیده است» (تذ: ۶۴۱).
مقام دنیادوست از سگ و شیطان کمتر است: عطّار در ابتدای مصیبت نامه انسان را با شیطان مقایسه می کند از آن جهت که شیطان از آتش است و آدمی از خاک و بدین جهت شیطان بر دنیا دل نمی نهد و آدمی دلبسته دنیاست:

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:29:00 ب.ظ ]




انگیزه معمولاً تصور منفعت و یا احساس خاصی است که مرتکب را به انجام عمل مجرمانه سوق می دهد و علت روانی و مشخصه عمل مجرمانه را تشکیل می دهد. به طور کلی انگیزه تأثیری در تحقق جرم یا عدم تحقق جرم ندارد زیرا انگیزه معمولاً برحسب مرتکبین جرم و شرایط ارتکاب آن متفاوت است، فقط در بعضی موارد خود قانونگذار یا به حکم قانونگذار از دادگاه یا مقامات اجرایی انگیزه را در تعیین ماهیت عمل مجرمانه و همین طور نوع و میزان مجازات ها موثر می شناسد. در حقوق ایران انگیزه مرتکب در جرم تهدید بی تأثیر است یعنی اینکه هرچند تهدید به منظور تفریحومزاح به عمل آید و یا اینکه انگیزه مرتکب از تهدید شرافتمندانه یا انسان دوستانه باشد مانع از تحقق جرم تهدید نخواهد بود و فقط ممکن است به عنوان یکی از موارد کیفیت محققه مورد توجه دادگاه قرار گیرد، بدین صورت که دادرس دادگاه می تواند در صورت وجود انگیزه شرافتمندانه طبق بند ۳ ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامی، مبادرت به تخفیف مجازات مرتکب نماید.[۹۱]

ب) تحلیل تهدید بر اساس رکن روانی

 

۱) تهدید یا سبق تصمیم

منظور از سق تصمیم وجود تصمیم سابق بر نفس تهدید است نه تصمیم و طرح نقشه قبلی و یا هدفی معین فردی را مورد تهدید قرار می دهد و از قبل و با فراهم ساختن شرایط و موقعیت مناسب تصمیم مجرمانه خود را که تهدید می باشد نسبت به فرد موردنظر تحقق می بخشد و او را مورد تهدید قرار می دهد. در این نوع از تهدید معمولاً هدف خاصی منظور و مطلوب مرتکب می باشد و برای تحقق آن هدف، تهدید را عملی می سازد و تهدید ارتکابی بدین نحو یعنی تهدید باسبق تصمیم بر دلیل وجود شرارت و طرح از قبل اندیشه شده خطرناک تر از تهدید بدون سبق تصمیم می باشد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۲) تهدید بدون سبق تصمیم

اگر تهدید ارتکابی بدون برنامه ریزی و طرح و نقشه قبلی و به صورت آنی در زمان ارتکاب جرم صورت گیرد تهدید بدون سبق تصمیم می باشد و به عبارت دیگر یعنی فرد در اقدام تهدید ارتکابی هیچ گونه سبق تصمیم و نقشه ی قبلی نداشته است. این نوع از تهدید معمولاً در جرایم فعلی و گفتاری و در جریان درگیری های لفظی و منازعاتی که به صورت ناگهانی رخ می دهد دیده می شود، در واقع دراین نوع تهدید مراحل اراده ارتکاب جرم به سرعت فراوان و در زمان کوتاهی محقق می گردد.

مبحث دوم: واکنش کیفری سرکوبگر در قبال تهدید

پایان نامه حقوق

بزهکار با اجرای فعل یا ترک فعل محرمانه در صورتی که شرایط و مقتضیات لازم فراهم باشد مستوجب مجازات یا اقدامات تأمینی می باشد که با توجه به اوضاع و احوال و احراز دیگر شرایط آن ها مورد حکم قرار می گیرند. از طرفی دادگاه می تواند در جهت فردی کردن مجازات ها، حسب مورد از کیفیات مخففه یا مشدده استفاده نماید، بدین ترتیب اول ضمانت اجرای جرم شدید و در مبحث دوم کیفیات مخففه و مشدده مورد بررسی قرار می گیرد.

گفتار نخست: اقسام مجازات

با وقوع جرم عکس العمل بدیهی جامعه در برابر آن مجازات یااقدامات تأمینی می باشد. البته دادگاه می تواند با توجه به جرم ارتکابی و سایر شرایط مقرر در قانون مرتکب را ضمن مجازات اصلی به مجازات تتمیمی و یا تکمیلی نیز محکوم نماید.

الف) مجازات اصلی جرم تهدید

پس از تحقیق عملیات اجرایی و عنصر روانی لازم در خصوص تهدید ارتکابی و به عبارتی پس از محقق گشتن اجزا، شرایط و آثار جرم تهدید و احراز این موارد نزد دادگاه رسیدگی کننده و در نهایت اثبات تهدید مرتکب عمل مزبور مجرم محسوب شده و قابل مجازات می باشد، بنابراین پس از تحقق جرم مزبور دادگاه مرتکب جرم را با توجه به کیفیات عمل ارتکابی و اوضاع و احوال حاکم در تحقق جرم و از طرفی خصوصیات مجرم به مجازاتی که در قانون برای جرم تهدید مقرر کرده است محکوم می کند.
مجازات جرم تهدید به عنوان جرم مستقل و خاص در ماده ۶۶۹ ق.م.ا. پیش بینی شده است. البته دامنه جرم تهدید فقط به موارد فوق الذکر محدود می گردد و در قوانین و مواد پراکنده ای نیز با توجه به فراخور موضوعاتی که می تواند مورد تهدید قرار گیرند صور خاص جرم تهدید پیش بینی و برای آن مجازات مقرر گردیده است که از جمله می توان به جرم تهدید علیه بهداشت عمومی، سرقت توأم با تهدید یا تهدید ارتکابی در مقابل مأمورین در حین انجام وظایف و… اشاره داشت که هریک از آن ها دارای مجازات مستقل و خاص خود بوده که البته با جرم تهدید دارای ارتباط تنگاتنگ می باشد.
در ماده ۶۶۹ ق.م.ا. دو مجازات برای مرتکبین مصادیق و متعلقات منصوص در این ماده در نظر گرفته شده است و ماده ۶۶۹ ق.م.ا. مقرر می دارد: «هرگاه کس دیگری را به هر نحو تهدید به قتل یا ضررهای نفسی یا شرفی یا مالی یا افشای سری نسبت به خود یا بستگان او نماید، اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا مال یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را نموده یا ننموده باشد، مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه یا زندان از ۲ ماه تا ۲ سال محکوم خواهد شد».
طبق این ماده مجازات حبس که به تسامح در قانون و از زندان استعمال شده است و مجازات شلاق برای مرتکب پیش بینی شده است مجازات مقرر در این ماده به واسطه وجود حرف (یا) انتخابی می باشد. به عبارت دیگر تنها یک مجازات نسبت به مرتکب قابل اعمال می باشد یا حبس یا شلاق. در واقع قاضی مخیر به انتخاب یکی از ۲ مجازات مذکور در ماده ۶۶۹ ق.م.ا. می باشد و مجاز به اعمال و انتخاب هر دو مجازات نیست.
نکته ای که در خصوص اعمال مجازات قابل توجه است این مطلب است که اگر تهدیدکننده تهدید خود را عملی سازد عنوان مجرمانه تغییر پیدا می کند. بنابراین اگر تهدیدکننده فردی را تهدید به قتل نماید و پس از آن فرد را به قتل رساند، عنوان مجرمانه از تهدید به قتل به جرم قتل عمد تغییر پیدا می کند و فقط به مجازات قتل عمد محکوم می شود. البته چنان چه اقدام مرتکب در خصوص تهدید ارتکابی به نتایج مجرمانه دیگری منتهی شود مجازات مرتکب حبس مورد تابع قواعد تعدد خواهد بود.
جرم تهدید ارتکابی در ماده ۶۶۹ ق.م.ا. با توجه به نص صریح ماده ۷۲۷ ق.م.ا. قابل گذشت می باشد، در واقع تعقیب امر جزایی فقط با شکایت شاکی خصوصی شروع می شود و در صورت گذشت شاکی خصوصی دادگاه می تواند مجازات مرتکب را تخفیف دهد و یا با رعایت موازین شرعی از تعقیب مجرم صرف نظر نماید.

ب) مجازات تکمیلی

گاهی قانونگذار علاوه بر مجازاتی که برای عمل مجرمانه پیش بینی کرده است با توجه به نوع جرم ارتکابی و درجه اهمیت آن مجازات دیگری هم تعیین می کند که این مجازات اضافی گاهی مجازات تبعی و یا گاهی مجازات تکمیلی و یا تتمیی است. آن چه در این گفتار مورد بررسی قرار می گیرد مجازات تکمیلی یا تتمیعی می باشد. مجازات تکمیلی به مجازاتی اطلاق می شود که با مجازات اصلی جمع می گردد و باید در حکم دادگاه قید شود تا قابل اجرا باشد و هیچ گاه به تنهایی مورد حکم قرار نمی گیرد و برای مجازات های مذکور باید مجازات اصلی را تکمیل نماید. مجازات تکمیلی مانند مجازات های اصلی تابع اصل قانونی بودن مجازات ها می باشد. بنابراین در مواردی که اختیار تعیین مجازات تکمیلی با دادگاه است قاضی مکلف است حکم خود را در این خصوص مستدل نماید.
قانونگذار در مواد ۲۰-۱۹ قانون مجازات اسلامی مجازات تکمیلی را مورد توجه قرار داده و آن را پیش بینی نموده است. ماده ۱۹ ق.م.ا. مقرر می دارد: «دادگاه می تواند کسی را که به علت ارتکاب جرم عمدی به تعزیر یا بازدارنده محکوم کرده است به عنوان تتمیم حکم تعزیری یا بازدارنده مدتی از حقوق اجتماعی محروم و نیز از اقامت در نقطه یا نقاط معین ممنوع و یا به اقامت در محل مجبور نماید». و قانونگذار در ماده ۲۰ ق.م.ا. نظام مجازات تکمیلی را با توجه به اوضاع و احوال جرم و شخصیت مجرم برای مدت معین موردنظر قرار داده است. مجازات تکمیلی مندرج در ماده ۱۹ ق.م.ا. عبارتند از: «محرومیت از حقوق اجتماعی ممنوعیت از اقامت در نقطه یا نقاط معین و اقامت اجباری در محل معین».
حکم محکومیت به مجازات های تکمیلی با توجه به نص صریح ماده ۱۹ ق.م.ا. امری اختیاری بوده و به صلاحدید دادگاه واگذار شده که در صورت مصلحت و با توجه به اوضاع و احوال حاکم بر قضیه مرتکب را به چنین مجازات هایی محکوم نمایند.
در خصوص جرم تهدید ارتکابی، با توجه به اینکه جرم موردنظر جرم عمدی است و از طرفی از جمله جرایم تمایل تعزیر می باشد دادگاه می تواند مرتکب را علاوه بر مجازات اصلی جرم تهدید به عنوان تعمیم و تکمیل مجازات اصلی مدتی از حقوق اجتماعی محروم و یا از اقامت در نقطه یا نقاط معین منع و یا به اقامت در محل معینی مجبور نماید. بنابراین دادگاه می تواند بر اساس ماده ۱۹ و ۲۰ و ۷۲۸ ق.م.ا. با توجه به خصوصیات مجرم و اوضاع و احوال حاکم در زمان وقوع جرم و نحوه جرم ارتکابی، تهدید کننده را به مجازات تکمیلی علاوه بر مجازات اصلی محکوم نماید.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

ج) اقدامات تأمینی

در کنار مجازات ها عکس العمل اجتماعی از نوع دیگری هم وجود دارد که اقدامات تأمینی می نامند. عکس العمل اجتماعی علیه کسی که آگاهانه و آزادانه مرتکب جرم گردیده است مجازات می باشد و اگر چنین مرتکبی در مکان ارتکابی جرم در آینده باشد مستوجب اقدامات تأمینی است.
اقدامات تأمینی اقدامات فردی الزام آور و بدون رنگ اخلاقی هستند که بر افراد خطرناک مخل نظم اجتماعی به منظور جلوگیری از جرایمی که با توجه به حالات آن ها احتمال ارتکاب آن داده می شود تحمیل می شود. معمولاً هدف از اعمال وضع اقدامات تأمینی پیشگیری است که برحسب وضع و حالت خطرناک بزهکار تدابیر خاصی را اقتضا می کند.[۹۲]
تهدید به ارتکاب جرم در مواد مربوطه از جمله ماده ۶۶۹ ق.م.ا. و دیگر مواد خاص مرتبط با تهدید جرم انگاری شده است و قانونگذار برای آن ضمانت اجرا پیش بیین نموده است. در واقع قانونگذار صرف تهدید ارتکابی را صرف نظر از تحقق موضوع تهدید یا به عبارتی حصول نتیجه، جرم و برای آن مجازات مقرر نموده است اما در برخی از موارد احتمال تحقق موضوع مورد تهدید بسیار است یعنی اینکه با توجه به نوع موضوعی که مورد تهدید قرار گرفته است و سایر اوضاع و احوال حاکم به این قضیه امکان عملی ساختن جرمی که وعده ارتکاب آن داده شده است و از سوی مرتکب قابل اغماض نبوده و باید مورد توجه قرار بگیرد در واقع در این مورد مرتکب با آشکار ساختن و نشان دادن حالات روحی و روانی خود دائر به تمایل واقعی به اجرای جرم مورد تهدید دارای حالت خطرناک بوده و برای پیشگیری و جلوگیری از جرایمی که ممکن است احتمالاً از خود نشان دهد مشمول اقدامات تأمینی قرار می گیرد.[۹۳]
قانونگذار به منظور جلوگیری تهدیدکننده از اجرای واقعی جرم مورد تهدید و به عبارتی به منظور مقابله و دفع حالت خطرناک شخص تهدیدکننده در قانون اقدامات تأمینی و تربیتی ۱۳۳۹ یک ضمانت احتیاطی برای شخص تهدیدکننده درنظر گرفته است. ضمانت احتیاطی که از جمله اقدامات تأمینی و تربیتی مالی است به منظور جلوگیری از ارتکاب جرم مورد تهدید توسط مرتکب پیش بینی شده است. در واقع مبنای تأسیس ضمانت احتیاطی فقط تعهد و خودداری از ابراز امیال تعدی جویانه و یا حالت خطرناک مرتکب جرم تهدید می باشد.[۹۴]
ماده ۱۴ قانون اقدامات تأمینی مقرر می دارد: «هرگاه شخصی که دیگری را تهدید به ارتکاب جرمی کرده است و بیم آن رود که واقعاً مرتکب آن جرم می گردد هرگاه شخصی که محکوم به مجازات جنایی یا حنجه گردیده است صریحاً نظرش را به تکرار جرم اظهار نماید دادگاه بنابر تقاضای شخص تهدید شده یا متضرر از جرم می تواند از او بخواهد که تعهد کند که مرتکب جرم نگردیده و وجه الضمان متناسب برای این امر بدهد.
هرگاه مشارالیه از این تعهد خودداری کرده و وجه الضمان مقرر را نسپارد دادگاه می تواند دستور توقیف موقت او را صادر نماید. مدت این توقیف بیش از ۲ ماه نخواهد بود. اگر تعهد ظرف ۳ سال از تاریخ که وجه الضمان سپرده مرتکب جرم گردیده و وجه الضمان به نفع دولت ضبط می شود والا به او یا قائم مقام قانونی او مسترد خواهد گشت. طبق ماده فوق الذکر تهدید باید در خصوص ارتکاب جرمی صورت گیرد یعنی اینکه موضوع مورد تهدید لزوماً باید ارتکاب عمل مجرمانه ای باشد تا مشمول اقدامات تأمینی قرار گیرد و از طرفی اگر تهدید به ارتکاب جرم را فی نفسه بدانیم با منطق ماده یک قانون اقدامات تأمینی که مقرر می دارد (صدور حکم به اقدامات تأمینی از طرف دادگاه وقتی جایز است که شخصی مرتکب جرم گردد) مغایرت داشته و قابل توجیه نخواهد بود.
اعمال ماده ۱۴ قانون اقدامات تأمینی در صورتی میسر است که این تهدید واقعی باشد و احتمال ارتکاب جرم مورد تهدید توسط مرتکب به طور متعارف وجود داشته باشد. یعنی اینکه با توجه به نوع جرم مورد تهدید توانایی تهدیدکننده در اجرای موضوع تهدید و شرایط و اوضاع و احوال حاکم در حین وقوع جرم تهدید امکان ارتکاب جرم مورد تهدید بسیار بوده و قابل چشم پوشی نباشد در واقع با توجه به عبارت بیم آن رود که واقعاً مرتکب آن جرم گردد، در جرم مذکور، احتمال عملی ساختن و ارتکاب جرم مورد تهدید توسط مرتکب غیرممکن نمی باشد و امکان تحقق آن می رود.[۹۵]
از طرفی با توجه به شمول اظهار نظر شخص محکوم علیه جرم تهدید در خصوص تکرار جرم ارتکابی اش به نظر می رسد که نظر مرتکب دائر به تکرار عملش باید به صورت صریح بیان شود و اظهارنظر او چنان باشد که احتمال جرم توسط وی بعید به نظر برسد در غیر این صورت مشمول ماده ۱۴ قرار نمی گیرد. بنابر صراحت ماده ۱۴ درخواست شخص تهدید شونده یا متضرر از جرم برای اعمال و اجرای ضمانت احتیاطی مندرج در این ماده علاوه بر مجازات اصلی جرم تهدید شروط می باشد در حالی که اگر اعمال این ماده به منزله بروز حالت خطرناک شخص مرتکب و دفع و خنثی نمودن اعمال و جرائم احتمالی آن علیه بزه دیدگان نظم اجتماعی باشد در این صورت اجرای اقدامات تأمینی (ضمانت احتیاطی) درباره چنین فردی نباید منوط به تقاضای شخص تهدید شونده یا متضرر از جرم گردد.
اقدامات تأمینی منصوص در ماده ۱۴ اخذ تعهد و سپردن وجه الضمان متناسب عمل ارتکابی در خصوص عدم انجام جرم ممنوعه می باشد. به عبارت دیگر پس از احراز شرایط مذکور در این ماده و حسب اعلام دادگا
ه فرد تهدید کننده دو تکلیف دارد که در صورت ایفای موارد فوق الذکر آزاد می گردد و یعنی اگر مرتکب متعهد گردیده و وجه الضمان متناسب را نیز بسپارد آزاد می گردد. و چنان چه
امتناع ورزد دادگاه دستور توقیف موقت او را حداکثر تا ۲ ماه صادر خواهد نمود و در هر حال اگر متعهد ظرف دو سال از تاریخی که وجه الضمان را سپرده مرتکب جرم موردنظر نگردد وجه الضمان به وی یا قائم مقام قانونی او مسترد خواهد والا یعنی در صورت ارتکاب جرم موردنظر و مننوعه وجه الضمان سپرده شده به نفع دولت حفظ خواهد گردید.
بنابراین دادگاه علاوه بر محکومیت مرتکب جرم تهدید به مجازات پیش بینی شده بر آن جرم در صورت احراز و فراهم نمودن شرایط مقرر در ماده ۱۴ قانون اقدام تأمینی می تواند به منظور پیشگیری از امکان ارتکاب جرم مورد تهدید و یا تکرار آن جرم مرتکب را ملزم نماید که متعهد گردیده و وجه الضمان متناسب بسپارد که مرتکب جرم نگردد.

گفتار دوم: عوامل موثر در میزان مجازات

 

الف) کیفیات مخففه

فلسفه تخفیف مجازات چنین است که گاهی شرایط ارتکاب جرم و یا خصوصیات اجتماعی و روانی مرتکب به نحوی است که اقتضا دارد از مسئولیت مرتکب کاسته شود و مجازات کمتری به او تحمیل گردد. در واقع در این صورت مرتکب جرم از مجازات معاف نشده بلکه در تعیین میزان مجازات او اعمال مخففه منظور می گردد به عبارت دیگر کیفیات مخففه اوضاع و احوالی است که سبب کاهش مجازات می گردد و باید وجود آن برای قاضی رسیدگی کننده محرز گردد. از طرفی پس از احراز این موارد نیز قاضی در اعطای این تخفیف مختار است و می تواند در صورت صلاحدید خود مجازات مرتکب را تخفیف دهد و یا تبدیل به مجازات از نوع دیگر که مناسب به حال متهم است بنماید.
ماده ۲۲ ق.م.ا:
۱-گذشت شاکی مدعی خصوصی
۲-اظهارات و راهنمایی های متهم که در شناخت شرکا و معاونان جرم و یا کشف اشیایی که از جرمتحصیل شده است موثر باشد.
۳-اوضاع و احوال خاصی گه متهم تحت تاثیر انها مرتکب جرم شده است از قبیل،رفتار و گفتار نحریک آمیز مجنی علیه یا انگیزه شرافتمندانه درارتکاب جرم.
۴-اعلام متهم قبل از تعقیب و یا اقرار او در مرحله او در مرحله تحقیق که موثر در کشف جرم باشد.
اصولاً گذشت شاکی یا مدعی خصوصی به منظور اعمال تخفیف در جرایم قابل گذشت قابل تصور است زیرا در جرایم قابل گذشت، رضایت و گذشت شاکی سبب موقوف شدن تعقیب می گردد، هرچند به نظم عمومی خدشه وارد شده باشد به عبارت دیگر در جرایم قابل گذشت تعقیب از شکایت شاکی شروع می شود و در صورت گذشت اوتعقیب یا اجرای حکم موقوف می گردد. جرم تهدید موضوع ماده ۶۶۸ و ۶۶۹ و ۶۹۴ بنا به نص صریح ماده ۷۲۷ق.م.ا از جمله جرایم قابل گذشت می باشد بنابراین در صورت گذشت شاکی موردی برای اعمال جهات تخفیف و تشدید مجازات وجود ندارد اما در سایر احکام مرتبط با جرم تهدید مانند ۶۱۷ ق.م.ا که از زمره جرایم قابل گذشت نمی باشد گذشت شاکی یا مدعی خصوصی می تواند از جهات تخفیف و یا تبدیل مجازات محسوب گردد.
علل دیگری که سبب تخفیف مجازات مرتکب می گردد تأثیر اوضاع و احوال خاصی است که سبب ارتکاب جرم از سوی مرتکب می شود متهم ممکن است تحت تأثیر اوضاع و احوال خاصی مرتکب جرم شود مانند وجود انگیزه شرافتمندانه و یا گفتار و رفتار تحریک آمیز مجنی علیه به عبارت دیگر عدل و انصاف حکم می کند به نسبتی که مجنی علیه در وقوع جرم سهم داشته از میزان مجازات بزهکار کاسته شود و در واقع در بسیاری از جرایم از جمله قتل و یا منازعه و یا جرایم منافی عفت، تحریک مجنی علیه از عواملی است که متهم را وادار به ارتکاب جرم می نماید، بنابراین اگر علت تهدید ارتکابی به تحریک قبلی مرتکب به وسیله تهدید شوند باشد دادگاه می تواند مجازات او را تخفیف دهد.[۹۶]
همچنین اگر مرتکب با انگیزه شرافتمندانه مثلاً برای دفاع از ناموسش چاره ای جز تهدید دیگری نداشته باشد دادگاه می تواند به علت وجود چنین انگیزه ای مجازات مرتکب را تخفیف دهد و یا تبدیل به مجازات دیگری که مناسب به حال او باشد بنماید مورد دیگری که از جهات تخفیف تلقی می گردد وضع خاص متهم و یا سابقه اوست در این خصوص دادگاه می تواند با توجه به شخصیت، سوابق اجتماعی و کیفری و موقعیت شغلی و هم چنین وضع خاص مرتکب خصوصاً کهولت، بیماری، ندامت، پشیمانی و … مجازات مرتکب را تخفیف دهد.
بنابراین دادرس دادگاه می تواند با بهره گرفتن از ابزارهای خاص که قانونگذار در اختیار او نهاده است به منظور تأمین هرچه بیشتر اهداف مجازات با درنظر گرفتن خصوصیات خانوادگی و فرهنگی اجتماعی و شغلی متهم مجازاتی متناسب با وضعیت وی را مورد حکم قرار دهد تا هرچه بیشتر در جهت تحقق اصل فردی کردن مجازات گام بردارد. در این راستا ماده ۷۲۸ ق.م.ا. مقرر می دارد: «قاضی دادگاه می تواند با ملاحظه خصوصیات جرم و مجرم و دفعات ارتکاب جرم در موقع صدور حکم و در صورت لزوم از مقررات مربوط به تخفیف و تعلیق و مجازات های تکمیلی و تبدیلی از قبیل قطع موقت خدمات عمومی حسب مورد استفاده نماید».

ب) کیفیات مشدده

گاهی قانونگذار مجازات بزهکار را به لحاظ اهمیت و درجه خطرناک بودن عمل ارتکابی برای جامعه تحت شرایطی تشدید می کند. در واقع در این موارد قانونگذار ارتکاب جرم خاص را در شرایطی معین مشمول مجازات شدیدتری قرار می دهد. به علاوه ممکن است شخص به دفعات مرتکب جرم شود. در این موارد نیز قانونگذار برای مرتکب جرم به علت تعدد و تکرار در جرم مسئولیت جزایی بیشتر قائل شده است و مرتکب را به مجازات های سنگین تری محکوم می کند. در هر حال تشدید مجازات مستلزم تجویز قبلی قانونگذار است و دادگاه فقط در موارد مصرح قانونی مکلف به تشدید مجازات می باشد و نمی تواند صرفاً با میل و اختیار خود و در غیر مواردی که تشدید مجازات از سوی قانونگذار تعیین شده است مجازات مرتکب را تشدید نماید. در یک طبقه بندی کیفیات مشدده عام در مقام کیفیات مشدده خاص و در طبقه بندی دیگر کیفیات مشدده عینی در مقابل کیفیات مشدده شخصی قرار می گیرد.
از جمله کیفیات مشدده ای که در جرم تهدید می تواند مورد توجه قرار گیرد اعمال هرگونه تهدید همراه با به کارگیری چاقو یا هر نوع اسلحه ای موضوع ماده ۶۱۷ ق.م.ا. می باشد. بر اساس ماده مذکور جرم تهدید ارتکابی وسیله چاقو یا هر نوع اسلحه ی دیگر در صورتی که از مصادیق محارب نباشد به حبس از ۶ ماه تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد. قانونگذار در این ماده با توجه به بکارگیری نوع وسیله ارتکابی (چاقو یا هر نوع اسلحه ای) مجازات جرم را تشدید نموده است، در واقع تهدید ارتکابی با اسلحه یعنی وسیله ای که عادتاً کشنده است اعم از سرد و گرم ترس و ارعاب و تأثیر خاص و نسبتاً شدیدی بر تهدید شونده وارد می سازد و او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است تا در نهایت در برابر خواسته تهدید کننده تسلیم می شود.
از دیگر مواردی که در خصوص کیفیات مشدده جرم تهدید باید مورد توجه قرار گیرد موضوع تعدد در جرم می باشد تعدد جرم از جهات تشدید مجازات است زیرا عدالت و انصاف حکم می کند مجازات کسی که یک بار مرتکب جرم شده است و فردی که چند مرتبه نظم اجتماعی را مختلف ساخته یکسان نباشد، در این خصوص چند حالت متصور است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:29:00 ب.ظ ]




ضرورت توانمندسازی کارکنان درسازمان ها
تغییرات محیطی وافزایش رقابت جهانی،موضوع توانمندسازی کارکنان رادرکانون توجه مدیران قرارداده است.چراکه سازمانها باداشتن کارکنان توانمند،متعهد،و باانگیزه، بهتر خواهندتوانست خود رابا تغییرات وفق داده ورقابت کنند. توانمند سازی،سالم ترین روش سهیم نمودن دیگرکارکنان درقدرت است .بااین روش حس اعتماد،انرژی مضاعف، غرور،عهدوخوداتکایی[۱۰] درافرادایجاد می شودوحس مشارکت جویی در امور سازمانی افزایش یافته،در نهایت بهبودعملکردرابه دنبال خواهدداشت.(جهانگیری ،۱۳۸۶) پس از ده هاسال تجربه، دنیا به این نتیجه رسیدکه اگرسازمانی بخواهد در اقتصاد وامور کاری خود پیشتازباشد و در عرصه رقابت عقب نماند، باید ازنیروی انسانی متخصص،خلاق وبا انگیزه برخوردار باشد. منابع انسانی،اساس ثروت واقعی یک سازمان را تشکیل می دهند. بین سرمایه انسانی و بهره وری در سازمان ها رابطه ای مستقیم وجود دارد . از دغدغه های مهم نگاه ها ی اقتصادی موفق جهان،گردآوری سرمایه انسانی فرهیخته و خرد ورزی است که قادر به ایجاد تحول در سازمانهای مربوطه باشند .
یک سازمان موفق مجموعه ای است مرکب از انسانهائی بافرهنگ،اندیشه واهداف مشترک که با کار گروهی در نظام انعطاف پذیر سازمان،تجارب ودانش خود را با عشق به پیشرفت روز افزون سازمان در اختیار مدیریت خود قرارمی دهد . بنابراین هر فرد نسبت به سازمان و وظیفه ای که انجام می دهد احساس مالکیت خواهد کرد دربهره وری فردی،سازمان ازمجموعه استعدادها وتوانائیهای بالقوه افراد به منظورپیشرفت سازمان استفاده بالقوه واستعدادهای شگرف درجهت سازندگی،موجبات پیشرفت سازمان فراهم هدفهای شداستفاده ازتواناییهای بالقوه منابع انسانی برای هرسازمانی مزیتی بزرگ بشمارمی رود بهره وری فردی سازمان ازمجموعه استعدادها وتواناییهای بالقوه افرادبه منظورپیشرفت سازمان استفاده می کنندوبابه فعل درآوردن نیروهای بالقوه واستعدادهای شگرف درجهت سازندگی موجبات پیشرفت سازمان فرا خواهد شد.
بنابراین لازمه دستیابی به هدف های سازمان،مدیریت موثراین منابع باارزش است.دراین راستارشد،پیشرفت،وشکوفایی،وارتقای توانمندی های کارکنان تحت عنوان توانمندسازی کارکنان موردتوجه صاحبنظران وکارشناسان قرارگرفته است(ساجدی،۱۳۸۶).
راهکارهای عملی توانمندسازی
الف. آموز ش ضمن خدمت[۱۱]
امروزه آموزش نیروی انسانی به عنوان گامی موثر درجهت بهسازی و توانمند سازی کارکنان مورد تاکید سازمانها به خصوص سا زمان های یادگیرنده و پویاست . آموزش ضمن خدمت با تامین دانش و مهارت مورد نیاز برای انجام وظایف به صورت کارآوموثر،منجر به ایجاد حس اعتماد به نفس و خود ارز شی درکارکنان و در نتیجه احساس رضایت شغلی درکارکنان می گردد ،که نتیجه آن بهره وری بالاتردرسازمان می باشد ازطرفی آموزش های ضمن خدمت باتوانمندسازی کارکنان منجربه سرمایه های اجتماعی درجامعه می گردد چراکه هرکارمندی فردی ازجامعه می باششد که درصورت توانمندسازی جزئی ازسرمایه های اجتماعی محسوب می گردد.(پورآمن ،۱۳۷۵)
آموزش ضمن خدمت کارکنان به صورت یکی ازروشهای زیرانجام می گیرد
۱ – آموزش ضمن خدمت در محل کار.
کارآموزی؛
کارورزی؛
آموزش خصوصی؛
آموزش نوبتی؛
کلاس های مربی گری؛
گردش شغلی؛
سیتم دستیاری؛
۲- آموزش ضمن خدمت خارج از محل کا ر.
شرکت درکنفرانس های علمی؛
آموزش در محیط های شبیه سازی شده؛
انجام مطالعات اختصاصی؛
شرکت دربرنامه های سخنرانی؛
شرکت درسمینار های شغلی؛
استفاده ازبسته های آموزشی رایانه ای[۱۲] (پرهیز کار،۱۳۷۳).
ب- سهیم نمودن کارکنان دراطلاعات
یکی دیگر از راهکار های توانمند سازی کارکنان،سهیم نمودن کارکنان دراطلاعات می باشد تسهیم اطلاعات برای توانمند سازی کارکنان نه تنها یک ضرورت و مسئولیت پذیری نیز می شود .این تسهیم نه تنها حس تعلق،مشارکت ومالکیت نسبت به سازمان ایجاد می کندوبلکه کارکنان را مصمم می سازدتا از اطلا عات کسب شده برای بهبود عملکرد ساز مان استفاده کنند.( هداوند،۵۶:۱۳۸۶)
بادادن اطلاعات بیشتربه افراد،آنها احساس خواهندنمودکه لازمه کار وتلاش داشتن هدف می باشد.هدف کارآیی، هدف مشکل گشائی،هدف نوآوری یا هدف پیش بردن پروژه .اگر افراد در جریان گزینش این هدفها مش ارکت داشته باشند، به تدریج خود را شریک ومالک کار می دانندومسئولیتهائی که لازمه توانمند سازی است،می پذیرند (قوشچی،۱۳۸۰)
جهت سهیم کردن کارکنان در اطلا عات،اقدامات زیرضروری به نظر می رسد:

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  • مطلع نمودن هم کارکنان،ازاطلاعات مربوطه به عملکردشرکت وکمک به آنها جهت درک ماهیت کسب وکار
  • ایجاداعتماد درکارکنان ،از طریق سهیم نمودن آنان دراطلاعات
  • توسعه وتقویت روش های خود نظارتی وتقلیل نظارتهای سلسله مراتبی
  • تلقی نمودن اشتباهات کارکنان به عنوان فرصتی برای یاد گیری (بلانچارد ،۱۳۸۶)

ج. پرورش تجارب تسلط شخصی[۱۳]
باندورا[۱۴] درسال ۱۹۸۶ دریافت مهمترین چیزی که یک مدیر می تواندبرای توانمندکردن دیگران انجام دهد،این است که به آنان کمک نمایدتا برتری شخصی خود رادر مورد برخی چالشها یا مشکلات تجربه کنند. باانجام موفقیت امیز یک کار،شکست یک حریف و یا حل مشکل،افراد احساس تسلط را در خود پر ورش می دهند .تسلط شخصی می تواند با فرصت انجام موفقیت آمیز کار های دشوار که سر انجام به تحقق هدفهای مطلوب منتهی شود،تشویق گردد .کلید کار آغازآن با کار های آسان وسپس پیش رفتن به سمت کار های دشواراست تا اینکه شخص احساس تسلط برتمامی پیچیدگی مسائل راتجربه کند .به منظورتحقق راهکارمزبور،پیمودن گامهای زیرضروری است:
تقسیم وظایف بزرگ به اجزای جدا از هم وواگذاری هر بخش در یک زمان
واگذاری وظایف ساده پیش از وظایف دشوار
تحسین پیرو زیهای کو چک
توسعه تصاعدی مسئولیتهای شغلی
واگذاری مسئولیت بیشتر به طور فزاینده بر ای حل مشکلات (وتن،۱۳۸۱)
اهداف توانمندسازی کارکنان
هدف از توانمندسازی،تسهیل دستیابی به اهداف سازمانی است.در هر صورت،هر گونه افزایشی در قدرت، نباید منجربه افزا یش تعارض[۱۵] بین مدیران وکارکنان گردد(محمدی ،۱۳۸۰)هدف از تواناسازی، ارائه بهترین منابع فکری مربوط به هر زمینه ازعملکرد سازمان است . همچنین هدف این است که ذیصلاح ترین کارکنان بیشترین نفوذ رادرمناسبترین شاخه ها اعمال نمایندهدف توانمند سازی، شرکت دادن افراد بیشتردرفرایند های تصمیم گیری سازمان نیست بلکه هدف بکارگرفتن افکار کارکنان به منظور یافتن شیوه های بهترواتخاذ بهترین تصمیمات ممکن می باشدهدف توانمند سازی، سازماندهی و توسعه تیم هانیست، بلکه افزایش شایستگی به منظور خلق ایده ای جدید و حل مشکلات ازطریق تعامل و هم نیروزایی اعضای تیم است .هدف بلند مدت توانمند سازی، بهبود مستمر در عملکردکل سازمان و هدف کوتاه مدت آن بکار گیری توانائی ها ای موجود در اعضای سازمان است. به عنوان یک حقیقت، توانمند سازی به طور قطع به آزادی انتخاب وعمل بیشتر منجر می شود، اما اینها فقط اهدافی ابزاری اند و راهی برای بدست آوردن هدف حقیقی بشمار می رود هدف حقیقی همیشه بهبود عملکرداست.به طورخلاصه اهداف مشخص توانمند سازی کارکنان را می توان به شرح زیر برشماری کرد.
الف. دادن مسئولیت تجزیه و تحلیل مداوم مشاغل به همه کارکنان به منظورانجام و توسعه شیوه های کاری اثربخش درارتباط بامشتریان وذینفعان
ب. واگذاری مسئولیت ایجاد اهداف عملکرد،راهبرد های عملکرد و سنجش عملکرد به تیم های کاری درارتباط بامشتریان وذینفعان .
ج. سهیم نمودن مجموعه کلی سازمان در تصمیمات مهم مدیریت،مانند برنامه های راهبردی توسعه تدوین خط مش یهای کارگزینی و برنامه های کاری د. درگیرنمودن مستقیم کارکنان درفرایندهای کاری همراه با بهبود مستمر آن فرایندها (کینلا،۱۳۸۳)
ه. فراهم نمودن موجبات رضایت شغلی کارکنان وکاهش اضطرابهای روحی آنان( شرلی واسواد،۲۰۰۷).
و. ایجاد احساس سودمندی در اعضای سازمان ازطریق شناخت وحذف شرایطی که موجبات تضعیف قدرت. آنان راباعث میگرددونیزبا استفاده از اطلاعات اثربخش سازمانی وغیرسازمانی (کریسن[۱۶]،۲۰۰۷).
ز. ارتقاء مهار تها،روحیه تعاون وکارآیی سازمان (بنزیت[۱۷]،۲۰۰۷).
ت. افزایش احساس ارزشمندی کارکنان (کان[۱۸]،۲۰۰۶)
نتایج حاصل ازاجرای توانمند سازی کارکنان
ازجمله نتایج حاصله از اجرای توانمندساز ی کارکنان برای سازمانها،می توان به موارد زیر اشاره نمود: •

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:27:00 ب.ظ ]




 

  • الصکر، حاتم(۱۹۹۹) مرایا نرسیس(الأنماط النوعیه و التشکیلات البنائیه لقصیده السرد الحدیثه)، الموسسه العربیه للدراسات و النشر، ط ۱
  • العانی، شجاع مسلم(۱۹۹۹م) قراءات فی الأدب والنقد، منشورات اتحاد الکتاب العرب، دمشق
  • عبد اللطیف، حجاب (بیتا) توظیف التراث الدینی فی شعر مفدی زکریاء، جامعه المسیله.
  • العرینی، عبدالله بن صالح (۱۹۸۹م) الاتجاه الاسلامی فی اعمال نجیب الکیلانی القصصیه، جامعه محمد بن سعود الاسلامیه، ریاض، السعودیه، (۱۹۸۹م)
  • عزام، محمد (۲۰۰۵م) شعریه الخطاب السردی (دراسه)، منشورات اتحاد الکتاب العرب، دمشق
  • عدد من الکتاب (۱۹۹۷م) مدخل الی مناهج النقد الادبی، ترجمه رضوان ظاظا، کویت عالم المعرفه.
  • عشری زاید، علی (۱۹۹۷م) استدعاء الشخصیات التراثیه فى الشعر العربی المعاصر، القاهره دار الفکر العربی
  • الغذامی، عبدالله (۱۹۹۳م) الخطیئه و التفکیر، کویت دار سعاد الصباح.
  • غنیمی هلال، محمد (بیتا) دور الأدب المقارن، القاهره نهضه مصر.
  • فاهم، احمد (۲۰۰۴م) التناصّ فی شعر الرواد، بغداد دار الشؤون الثقافیه العامه، ط الأولی.
  • الفکیکی، عبد الهادی (۱۹۹۶م) الإقتباس من القرآن الکریم فى الشعر العربی، دار معد.
  • القاعود، حلمی محمد(۱۹۹۶م) الواقعیه الاسلامیه فی روایات نجیب الکیلانی؛ دراسه نقدیه، دار البشیر، عمان
  • کریستوا، ژولیا(۱۳۸۱ش)واژه مکالمه زبان، به سوی پسامدرن، پساساختارگرایی در مطالعات ادبی،ترجمه پیام یزدانجو، نشر مرکز
  • کندی، محمدعلی(۲۰۰۳م) الرمز و القناع فی الشعر العربی الحدیث، دار الکتاب الجدیده المتحده، بیروت، لبنان، ط۱
  • الکیلانی، نجیب (۱۹۹۱م) تجربتی الذاتیه فی القصه الإسلامیه، دار ابن حزم، بیروت، ط الأولی
  • الکیلانی، نجیب (۱۹۸۵م) رحلتی مع الأدب الإسلامی، موسسه الرساله، بیروت لبنان، الطبعه الأولی
  • الکیلانی، نجیب،(۲۰۰۵م) عمالقه الشمال، دار الکتاب المختار، القاهره، مصر، الطبعه العشرون،
  • الکیلانی، نجیب، (۲۰۰۶م)لیالی ترکستان، دار البشیر للثقافه و العلوم، طنطا، مصر، الطبعه الاولی،
  • الفیروزآبادی، محمد بن یعقوب، (۲۰۰۵م) القاموس المحیط ، دار الفکر،بیروت لبنان،
  • الماوردى،أبوالحسن علی بن محمدالماوردى (بی تا) کتابالحاوىالکبیر،دارالفکر،بیروت عددالأجزاء ۱۸
  • مسلم بن حجاج، أبو الحسین مسلم بن الحجاج بن مسلم النیشابوری (۱۳۷۴ هـ) صحیح الإمام مسلم بن الحجاج، تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی، دار إحیاء التراث العربی ، بیروت
  • معاش، حیاه (۲۰۰۴م) التناصّ فى شعر ابن الخلوف، الجمهوریه الجزائریه جامعه العقید الحاج لحضر باتنه.
  • معلوف، لویس، (۱۳۸۲ش)، المنجد، ترجمه محمد بندرریگی، تهران انتشارات ایران چاپ چهارم
  • مفتاح، محمد (۱۹۸۶م) استراجیه التناصّ (تحلیل الخطاب الشعری)، بیروت المرکز الثقافی العربی، ط الثانیه.
  • موسی، خلیل(۲۰۰۰م) قراءات فى الشعر العربی الحدیث و المعاصر، دمشق منشورات اتحاد الکتاب العرب.
  • وادی، طه (۲۰۰۱م) ادبیات القصه دیوان العرب، بیروت ، لبنان الشرکه المصریه العالمیه للنشر.
  • الوکیل، سعید (۱۹۹۸م) تحلیل النص السردی (معارج ابن عربی نموذجاً)، القاهره الهیئه المصریه العامه للکتاب
  • الیافی، نعیم (۱۹۹۷م) أطیاف الوجه الواحد، دمشق اتحاد الکتاب العرب

 

منابع فارسی

  • آلن، گراهام (۱۳۸۰ش) بینامتنیت، ترجمه پیام یزدانجو، تهران نشر مرکز
  • احمدی، بابک (۱۳۸۰ش) ساختار و تأویل متن، تهران نشر مرکز
  • بختیاری، سعید(۱۳۸۶ش) اطلس جامع گیتاشناسی، تهران، موسسه جغرافیایی وکارتوگرافی گیتاشناسی
  • داد، سیما(۱۳۸۰)فرهنگ اصطلاحات ادبی، انتشارات مروارید، تهران، ایران
  • میرصادقی، جمال(۱۳۶۷ش) عناصر داستان، انتشارات شفا، چاپ دوم، تهران

مجلات

  • الأسدی، عبدالستار، «التناص السرقه الأدبیه و التأثر»، کتابات معاصره مجله الإبدع و العلوم الإنسانیه، شرکه حوار للصحافه و النشر، بیروت، م ۱۱،ع ۴۴ ، م ۲۰۰۱
  • بریغش، محمد حسن(۱۹۷۴م) «نحو أدب إسلامی؛ مع روایات إسلامیه معاصره للدکتور نجیب الکیلانی»، مجله المجتمع الکویتی، عدد۲۲۴
  • تلخانی، مهری (۱۳۸۸ش)«نیم نگاهی به عرفان حافظ از منظر بینامتنیت(جستاری پساساختارگرایانه)»، فصل نامه ی تخصصی عرفان، سال ششم، شماره ۲۱
  • الدسوقی، عبدالعزیز(۱۹۷۹م) «دراسه رحله الی الله»، مجله الثقافه المصریه، عدد مارس
  • رستمپورملکی، رقیه(۱۳۸۴ش)، «التناصّ القرآنی فی شعر محمود درویش»، مجلهی انجمن زبان و ادبیات عربی، شمارهی۳
  • سجودی، فرزان (۱۳۸۳ش) «نشانه شناسی لایهای و کاربرد آن در تحلیل نشانه شناختی آثار هنری»، تهران مقالات اولین هم اندیشی نشانه شناسی هنر، انتشارات فرهنگستان هنر.
  • السید، جمال (۱۴۱۶هـ)«حوار قبل الرحیل»، مجله الأدب الإسلامی، عدد ۹-۱۰
  • الطنطاوی، عبدالله، (۱۹۹۵م) «نجیب الکیلانی الوجه الذی تواری»، مجله الدعوه، العدد ۳۷
  • فریج، علی(۱۹۷۱) «مقابله أدبیه مع الأدیب الروائی الدکتور نجیب الکیلانی»، مجله الشهاب البیروتیه، العدد۷، السنه ۵
  • قتایه، عبدالوهاب(۱۹۸۳م) «نجیب الکیلانی شاعراً»، جریده الإتحاد، دوله الإمارات العربیه المتحده، الخمیس، ۱ سپتمبر
  • مجله المجتمع(۱۹۸۶م) «الدکتور نجیب الکیلانی الأدب له عائد مذهل علی الفکر العالمی و یدعم السیاسه الدول الإسلامیه»، عدد ۷۸۴
  • مجله المختار الإسلامی (۱۹۷۹م) «حوار مع الروائی الإسلامی الدکتور نجیب الکیلانی»، العدد ۵،
  • میرزایی، فرامرز و ماشاءالله واحدی(۱۳۸۸ش) «روابط بینامتنی قرآن با اشعار احمد مطر»، نشریهی دانشکده ادبیات و علوم انسانی شهید باهنر کرمان، شمارهی۴
  • نامور مطلق، بهمن(۱۳۸۶ش) «ترامتنیت مطالعه ی روابط یک متن با دیگر متن ها»، پژوهش نامه ی علوم انسانی، تهران، انتشارات فرهنگستان هنر، شماره ی ۵۶
  • هداره، مصطفی (۱۴۱۶هـ)، «اللیالی السود فی ترکستان فی رؤیه نجیب الکیلانی الروائیه»، مجله الأدب الإسلامی، عدد۹-۱۰
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:26:00 ب.ظ ]




در فصل حاضر براساس نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها که در فصل چهارم به تفصیل بیان شد، در پی پاسخگویی به سؤال های پژوهش خواهیم بود. بدین منظور ابتدا چارچوب کلی تحقیق را مرور می کنیم، سپس با مروری مختصر بر یافته های پژوهش در فصل چهارم به بحث در خصوص سؤال ها و فرضیه های تحقیق می پردازیم ونتایج پژوهش را با نتایج سایر مطالعات مقایسه میکنیم. در نهایت براساس نتایج حاصل، پیشنهادهای پژوهش و محدودیت هایی که پژوهشگر طی مراحل مختلف انجام تحقیق با آن ها مواجه بوده، مطرح خواهدشد.
مروری بر چارچوب کلی تحقیق
هدف این پژوهش این است که با بررسی جامع و دقیق دلایل رویآوری به عرضهی عمومی اولیه، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر عملکرد مالی آتی شرکتها پس از عمومی شدن و تعیین عوامل کلیدی، شناخت هرچه بهتری از این فرایند ارائه داده و به اجرای موفقیّتآمیز آن کمک کند.
در راستای نیل به این هدف، نخست به کمک مرور ادبیات و مطالعه پیشینه موضوع، ده متغیّر که در دو دستهی ویژگیهای مالی و اقتصادی، و ویژگیهای مالکیت و بازار دستهبندی شدند، برای مطالعه انتخاب شدند. ویژگیهای مالی و اقتصادی شامل سرمایه اولیه، سوددهی اولیه، اندازه شرکت، سن شرکت، اهرم مالی و ویژگیهای مالکیت و بازار شامل زیر قیمت بودن، زمان ورود(بازار داغ)، درصد عرضه اولیه، حجم عرضه اولیه و فاصله زمانی پذیرش و عرضه میباشند. متغیّر وابسته، عملکرد مالی آتی شرکت (پس از گذشت سه سال از اجرای IPO) انتخاب شد که توسط معیار بازگشت سرمایه (ROE)، مورد سنجش قرارگرفت. همچنین با توجّه به شرایط عمومی بازار (با درنظرگرفتن درآمدهای نفتی، مخارج دولت، نرخ رشد نقدینگی، نرخ ارز، نرخ تورم، رشد اقتصادی و شاخص قیمت بورس)، بازهی مورد مطالعه، به دو زیربازه جداگانه تقسیم بندی شد که به صورت مجزا مورد مطالعه قرارگرفتند.
جهت جمع آوری داده های مورد نیاز، به پایگاه داده های شرکتهای بورس مراجعهشد. جامعه آماری این تحقیق عرضه های عمومی اولیه بازار بورس اوراق بهادار تهران در خلال سال های ۸۱ تا ۸۹ بودند. کلّ عرضه های عمومی اولیه انجامگرفته در بورس اوراق بهادار تهران در خلا ل سال های ۸۱ تا ۸۹، ۱۲۵ مورد بودهاست که همگی در این پژوهش، مورد مطالعه قرارگرفتهاند. با توجّه به اینکه داده ها و اطلاعات مالی و ترازنامه های شرکت ها قبل از سال ۸۰ بر روی پایگاه داده های شرکت های بورس در دسترس نیستند و از آن جایی که در تعریف برخی متغیّرها، داده های مالی سال قبل از اجرای IPO (سال مالی منتهی به اجرای IPO)، مورد نیاز است، سال شروع در بازه ی مورد نظر، لاجرم ۸۱ در نظر گرفته شدهاست. همچنین، برای سنجش عملکرد آتی شرکت، عملکرد شرکت ۳ سال پس از اجرای IPO در نظر گرفته میشود و به همین دلیل، سال ۸۹، آخرین سال قابل بررسی در بازه زمانی این تحقیق می باشد.
تحلیل داده های گردآوری شده طی ۴ مرحله انجام شد. نخست به توصیف نمونه مورد بررسی و بازهی زمانی مورد مطالعه، پرداختیم. ابتدا به ارائه جداول توزیع فراوانی متغیّرها و بررسی مقادیر آنها در طول بازهی زمانی مورد مطالعه، پرداختیم و سپس با یک جمعبندی کلّی، نمایی از آمارههای توصیفی متغیّرها در بازهی مورد مطالعه و زیربازهها، نشان داده شد. پس از آن با بهره گرفتن از روشی که در فصل سوم توضیح دادهشد، به بررسی استواری متغیّرها در کلّ بازه و رتبه بندی آنها از لحاظ استواری پرداختیم و در پایان لیستی از متغیّرهای استوار، برای اجرای مدل رگرسیون، ارائه شد. در بخش پایانی، به اجرای مدل رگرسیون و آزمون فرضیات در هر زیربازه و در کلّ بازه پرداخته شدهاست و با توجّه به نتایج بهدست آمده، در مورد فرضیات پژوهش، اظهار نظر شدهاست. لازم به ذکر است کلیه تحلیل های آماری به وسیله نرم افزار Eviewsویرایش ۷ انجام شد. در ادامه، به مهم ترین یافته های پژوهش بر مبنای تحلیل های انجام گرفته اشاره می شود.
یافته های تحقیق
مهم ترین یافته های پژوهش، به تفکیک، در سه بخش بررسی جامعهآماری و شرایط عمومیبازار، بررسی استواری متغیّرها، و تحلیل های چند متغیّره وآزمون فرضیات پژوهش، عبارت اند از:
یافته های حاصل از بررسی جامعهی آماری و شرایط عمومی بازار
با توجّه به مطالب عنوانشده در بخش دوم فصل ۴ و مشاهدهی روند متغیّرها و درنظرگرفتن شرایط عمومی بازار، مطالب زیر به عنوان مهمترین نتیجهگیریها و جمعبندی بررسی جامعهی آماری، ارائه شده و با نتایج حاصل از پژوهشهای قبلی، مقایسه میگردد:
شرکتهای عمومیشده، میانگین عملکرد آتی به مقدار %۳/۱۳- از خود نشان میدهند. همانگونه که در پیشینهی پژوهش عنوان شد، مسألهی کاهش عملکرد شرکتهای IPO، در مطالعهی جین و کینی (۱۹۹۴) مطرح شد و مطالعات بعدی بسیاری، این موضوع را تأیید کردند. شرکتهای بازهی اول، میانگین عملکرد بالاتری نسبت به شرکتهای بازهی دوم داشتهاند که با توجّه به تراکم بازارهای سرد در بازهی دوم، این امر در تضاد با مطالعات لوگران و ریتر (۱۹۹۵) و فرضیهی ۷ پژوهش میباشد.
سرمایهی شرکت های IPO در دوران های بازار داغ کمتر بوده و حداقل سرمایه، مربوط به بازه ی دوران داغ است. میانگین بالای سرمایه شرکتهای دوران بازار سرد و قرار گرفتن IPO با حداکثر سرمایه در دوران های سرد، یکی از نشانه های کیفیت خوب شرکتهایی است که در دوران بازار سرد، اقدام به عمومیشدن میکنند. این یافته با مطالعات لوگران و ریتر (۲۰۰۱)، همخوانی دارد.
حجم عرضه نیز به

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

طور میانگین، در بازارهای سرد بیشتر از بازارهای داغ است. این نکته مؤید این مطلب است که اگرچه به لحاظ تعداد IPO، بازارهای داغ تعداد بیشتری را شامل می شوند، با این وجود به لحاظ حجم عرضه، بازارهای سرد حجم عرضه بیشتری را دارند.
میزان زیرقیمت بودن در بازه اول بهطور قابل ملاحظه ای از بازه ی دوم بیشتر است. این موضوع به وضوح، قیمت گذاری اشتباه عرضه های دوران داغ نسبت به سرد را تأیید می کند و همراستا با مطالعات ون و کائو (۲۰۱۳)، میباشد.
میزان سوددهی IPOهای شرکت های بازارهای داغ به وضوح کمتر از شرکت های دوران سرد است. این موضوع خود صحه ایی دیگر بر بهتر بودن کیفیت شرکت های دوران سرد، که لوگران و ریتر (۱۹۹۵) و بوستامانته (۲۰۱۱) در مطالعات خود به آن اشاره میکنند، است.
فاصله زمانی پذیرش و عرضه، مطابق انتظار، در بازاهای داغ به وضوح بیشتر از بازارهای سرد است. این یافته با مطالعات لوگران و ریتر (۱۹۹۵) همخوانی دارد. همانطور که گفتهشد، شرکت های در دوران بازارسرد، با اتخاذ سیاست جداکننده، سریعاً وارد بازار می شوند امّا در دوران بازارهای داغ، شرکت ها صبر کردن را باارزش می دانند.
یافته های حاصل از بررسی استواری متغیّرها
بررسی استواری متغیّرها با بهره گرفتن از روش ترکیبی پیشنهادی سالا-ای-مارتین (۱۹۹۷)، صورت گرفت و استواری برخی از متغیّرها که در پژوهشهای پیشین، مورد مطالعه قرار گرفته بودند، رد شد. روش بدینصورت عنوان شد که با توجّه به ضریب متغیّر و انحرافمعیار آن در رگرسیونهای مختلف و تعریف حدود مجانبی بالا و پایین، متغیّری که در بیش از ۸۰% موارد، ضریبش از این حدود تجاوز نکند، استوار است. لیست متغیّرهای استوار و رتبه بندی آنها به شرح جدول ۵-۱ به دستآمد.
لیست متغیّرهای استوار و رتبه بندی آنها

عکس مرتبط با اقتصاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیّر مستقل رتبه استواری وضعیت استواری
سرمایه اولیه ۱ استوار
حجم عرضه ۲ استوار
سن شرکت ۳ استوار
سوددهی اولیه ۴ استوار
اندازه شرکت ۵ استوار
اهرم مالی ۶ استوار

(منبع: یافته های تحقیق)
یافته های حاصل از تحلیلهای چندمتغیّره و آزمون فرضیات
با توجّه به بررسی استواری متغیّرها، مدل رگرسیون تحقیق به صورت زیر پیشنهاد شد.
(رابطه ۵-۱- مدل رگرسیون پژوهش)
که در آن  ها ضرایب متغیّرهای مستقل، PIP نشان دهندهی عملکرد مالی آتی شرکت; IE، سرمایه اولیه; IS، حجم عرضه; FA، سن شرکت; IP، سوددهی اولیه; FS، اندازه شرکت، FL، اهرم مالی و c، ثابت رگرسیون میباشد. در ادامه به جمعبندی و نتیجهگیری آزمون فرضیات پرداخته شدهاست.
آزمون فرضیات در بازهی اول
فرضیه۱ مبنی بر تأثیر مثبت سرمایهی اولیه بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها مورد تأیید قرارگرفت. این یافته متناسب با نتیجهی پژوهشهای جین و کینی (۱۹۹۴) و بسیاری از پژوهشهای بعد از آن که کاهش عملکرد شرکتها پس از نخستین عرضه عمومی را تأیید کردند میباشد. با توجّه به اینکه دورهی بازار داغ در این بازه قرار گرفتهاست میتوان نتیجهگیری کرد که سرمایه اولیه در دوران بازارهای داغ نیز تأثیر مثبت و معناداری بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها دارد.
فرضیه ۴ مبنی بر تأثیر مثبت سن شرکت بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها مورد تأیید قرار گرفت. این یافته متناسب با نتیجهی پژوهشهای لوگران و ریتر (۱۹۹۵) میباشد. همانگونه آنها پیشنهاد کردهبودند شرکتهایی که در بازار سرد اقدام به IPO میکنند، شرکتهای جوانتر هستند و با بررسی میانگین سنّی شرکتها در دو بازهی اول و دوم این امر به خوبی قابلتشخیص است. میتوان نتیجه گرفت که در بازارهای داغ که عمدتاً سن شرکتها بالاست، متغیّر سن، باز هم تأثیر مثبتی بر روی عملکرد آتی دارد.
فرضیه ۹ مبنی بر تأثیر مثبت حجم عرضه بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها مورد تأیید قرار گرفت. این یافته متناسب با نتیجهی پژوهشهای ریتر (۱۹۹۱)، فوادیللاه و هارجیتو (۲۰۰۱) و ون و کائو (۲۰۱۳) میباشد. بازارهای داغ از لحاظ تعداد، شامل IPOهای بیشتری هستند امّا همانگونه که در بررسی جامعهی آماری نشان دادهشد از لحاظ حجم عرضه در رتبهی پایینتری نسبت به بازارهای سرد قرار میگیرند واین خود میتواند یکی از دلایل عملکرد پایینتر آنها باشد که در مطالعات بیان شدهاست. یافته های این پژوهش بیان میکند که در بازار داغ نیز حجم عرضه تأثیر مثبت و معناداری بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها دارد.
فرضیه ۶ مبنی بر تأثیر مثبت زیرقیمت بودن، فرضیه ۷ مبنی بر تأثیر مثبت زمان ورود (بازار داغ)، فرضیه ۸ مبنی بر تأثیر مثبت درصد عرضه اولیه و فرضیه ۱۰ مبنی بر تأثیر منفی فاصله زمانی بین پذیرش و عرضه به دلیل عدم اثبات استواری متغیّرها در کلّ بازه و در هر زیربازه، رد شدند.
فرضیه ۲ مبنی بر تأثیر مثبت سودهی اولیه، فرضیه ۳ مبنی بر تأثیر مثبت اندازه شرکت و فرضیه ۵ مبنی بر تأثیر منفی اهرم مالی نیز در سطح اطمینان ۹۵%، مورد تأیید قرار نگرفتند.
آزمون فرضیات در بازهی دوم
فرضیه۱ مبنی بر تأثیر مثبت سرمایهی اولیه بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها مورد تأیید قرار گرفت. این یافته متناسب با نتیجهی پژوهشهای جین و کینی (۱۹۹۴) و لوگران و ریتر (۱۹۹۵) میباشد. با توجّه به اینکه دورهی بازار سرد در این بازه قرار گرفتهاست میتوان نتیجهگیری کرد که سرمایه اولیه در دوران بازارهای سرد نیز تأثیر مثبت و معناداری بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها دارد.
فرضیه ۵ مبنی بر تأثیر منفی اهرم مالی بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها مورد تأیید قرار گرفت. این امر نشان میدهد شرکتهای عمدتاً جوان که در بازارهای سرد اقدام به عمومیشدن میکنند، در صورت بدهی بالا، کاهش عملکرد بیشتری از خود نشان میدهند که متناسب با یافته های لوگران و ریتر (۱۹۹۵) میباشد.
فرضیه ۶ مبنی بر تأثیر مثبت زیرقیمت بودن، فرضیه ۷ مبنی بر تأثیر مثبت زمان ورود (بازار داغ)، فرضیه ۸ مبنی بر تأثیر مثبت درصد عرضه اولیه و فرضیه ۱۰ مبنی بر تأثیر منفی فاصله زمانی بین پذیرش و عرضه، به دلیل عدم اثبات استواری متغیّرها در کلّ بازه و در هر زیربازه، رد شدند.
فرضیه ۲ مبنی بر تأثیر مثبت سودهی اولیه، فرضیه ۳ مبنی بر تأثیر مثبت اندازهشرکت، فرضیه ۴ مبنی بر تأثیر مثبت سن شرکت و فرضیه ۶ مبنی بر تأثیر مثبت حجم عرضه نیز در سطح اطمینان ۹۵%، مورد تأیید قرار نگرفتند. با توجّه به اینکه شرکتهای بازهی دوران سرد شرکتهای جوان و با کیفیت بالاتری هستند و انحراف معیار متغیّرها چشمگیر نمیباشد، این امر منطقی است، گرچه رد شدن فرضیات میتواند به دلیل کمبود مشاهدات در این بازهی زمانی باشد. همچنین، برازش پایین مدل نیز میتواند به دلیل عدم استوار بودن برخی متغیّرها در بازهی دوم (که با در نظرگرفتن کلّ بازه، استواریشان ثابت شدهبود)، باشد.
آزمون فرضیات در کلّ بازه
فرضیه۱ مبنی بر تأثیر مثبت سرمایهی اولیه بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها مورد تأیید قرار گرفت. این یافته، متناسب با نتیجهی پژوهشهای جین و کینی (۱۹۹۴) و بسیاری از پژوهشهای بعد از آن که کاهش عملکرد شرکتها پس از نخستین عرضه عمومی را تأیید کردند، میباشد. میتوان نتیجه گرفت که سرمایه اولیه یکی از متغیّرهای بسیار تأثیرگذار در اجرای موفقیتآمیز IPO و عملکرد بلندمدّت آن میباشد که به عنوان استوارترین متغیّر که تأثیرش در هر دو بازهی دورانهای بازار داغ و سرد، مثبت و معنادار بودهاست، مورد مطالعه قرار گرفتهاست.
فرضیه ۲ مبنی بر تأثیر مثبت سوددهی اولیه بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها مورد تأیید قرار گرفت. این یافته، متناسب با نتیجهی پژوهشهای پورنانادام
و اسوامیناتان (۲۰۰۴)، میباشد. از لحاظ استواری نیز این متغیّر در میان عوامل مورد مطالعه، رتبهی چهارم را به خود اختصاص دادهاست.
فرضیه ۳ مبنی بر تأثیر مثبت اندازه شرکت بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها مورد تأیید قرار گرفت. این یافته، متناسب با نتیجهی پژوهشهای برادلی و جوردن (۲۰۰۲)، میباشد. از لحاظ استواری این متغیّر در رتبهی پنجم قرار دارد. با توجّه به تعریف این متغیّر به عنوان لگاریتم طبیعی خالص فروش شرکت در سال مالی قبل از اجرای IPO، میتوان نتیجه گرفت که شرکتهای با فروش بالا در سال قبل از IPO، عملکرد بالاتری داشتهاند.
فرضیه ۴ مبنی بر تأثیر مثبت سن شرکت بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها مورد تأیید قرار گرفت. این یافته، متناسب با نتیجهی پژوهشهای هبیب و لجنگکویست (۲۰۰۱)، لوگران و ریتر (۲۰۰۴) و لجنگکویست و ویلیام (۲۰۰۶)، میباشد. این متغیّر از لحاظ استواری در جایگاه سوم قرار گرفتهاست. همچنین با توجّه به اینکه این فرضیه در بازهی اول نیز مورد تأیید قرار گرفته بود و در بازهی دوم رد شدهبود، میتوان نتیجهگیری کرد که متغیّر سن در بازارهای داغ امری مهم در تصمیمگیری به اجرای IPO است در حالی که در بازارهای سرد که شرکتها عمدتاً جوان هستند، تأثیرش معنادار نبودهاست.
فرضیه ۵ مبنی بر تأثیر منفی اهرم مالی بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها مورد تأیید قرار گرفت. این یافته، متناسب با نتیجهی پژوهشهای هبیب و لجنگکویست (۲۰۰۱)، میباشد. اهرم مالی از لحاظ استواری نیز رتبه ششم را به خود اختصاص دادهاست. همانگونه که بیان شد IPO یکی از راه های افزایش سرمایه و در نتیجه جبران بدهیهاست. نتایج پژوهش در جامعهی آماری مورد بررسی، نشان داد که شرکتهای با بدهی بالا که اقدام به عمومیشدن نمودهاند، عملکرد بلندمدّت پایینتری داشتهاند. همچنین با توجّه به رد این فرضیه در بازهی اول و تأیید آن در بازهی دوم، میتوان نتیجه گرفت که این امر در بازارهای سرد، حیاتیتر میباشد.
فرضیه ۶ مبنی بر تأثیر مثبت زیرقیمت بودن بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها به دلیل عدم استواری متغیّر، مورد تأیید قرار نگرفت. این یافته، در تعارض با نتیجهی پژوهشهای ون و کائو (۲۰۱۳)، میباشد. این امر نشان میدهد که در جامعه آماری مورد بررسی، عملکرد کوتاهمدّت نمیتواند نشانهای از عملکرد بلندمدّت باشد. با توجّه به قیمتگذاری اشتباه بازارهای داغ و اینکه بخش عمدهی IPOها در نمونه مورد مطالعه در بازارهای داغ صورت گرفته است، رد این فرضیه منطقی به نظر میرسد.
فرضیه ۷ مبنی بر تأثیر منفی زمان ورود(بازار داغ) بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها، به دلیل عدم استواری متغیّر، مورد تأیید قرار نگرفت. این نتیجه در تعارض با یافته های لوگران و ریتر (۱۹۹۵) و بوستامانته (۲۰۱۱) میباشد. اگرچه بررسی جامعهی آماری نشان داد که شرکتهایی که در بازارهای داغ اقدام به عمومیشدن نمودهاند، میانگین عملکرد پایینتری داشتهاند امّا معناداری این تفاوت به صورت مستقل از متغیّرهای دیگر، مورد تأیید قرار نگرفت.
فرضیه ۸ مبنی بر تأثیر مثبت درصد عرضه اولیه بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها، به دلیل عدم استواری متغیّر، مورد تأیید قرار نگرفت. این یافته با نتایج پژوهش فوادیللاه و هارجیتو (۲۰۰۹) همخوانی دارد. میتوان نتیجه گرفت که در نمونه مورد بررسی، این که حجم عرضه شرکت، چه درصدی از سرمایه آن بودهاست بر روی عملکرد بلندمدت پس از عمومیشدن، تأثیر معناداری ندارد.
فرضیه ۹ مبنی بر تأثیر مثبت حجم عرضه اولیه بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها مورد تأیید قرار گرفت. این یافته، متناسب با نتیجهی پژوهشهای ریتر (۱۹۹۱)، فوادیللاه و هارجیتو (۲۰۰۹) و ون و کائو (۲۰۱۳)، میباشد. این متغیّر از لحاظ استواری در جایگاه دوم قرار گرفتهاست و تأثیر قابل توجّهی بر روی عملکرد بلندمدت مالی پس از عمومیشدن دارد. همچنین با توجّه به تأیید این فرضیه در بازهی اول و رد آن در بازهی دوم، میتوان نتیجه گرفت برای شرکتهایی که در بازار داغ، اقدام به عمومیشدن میکنند، تأثیر مثبت حجم عرضه قابل توجّه است.
فرضیه ۱۰ مبنی بر تأثیر منفی فاصله زمانی پذیرش و عرضه بر روی عملکرد مالی آتی شرکتها، به دلیل عدم استواری متغیّر، مورد تأیید قرار نگرفت. این نتیجه در تعارض با یافته های توماداکیس و همکاران (۲۰۰۷) میباشد. اگرچه بررسی جامعهی آماری نشان داد که شرکتهایی که در بازارهای داغ اقدام به عمومیشدن نمودهاند، فاصله زمانی بیشتر و شرکتهایی که در بازار سرد قرار گرفتهاند، فاصله زمانی کمتری بین پذیرش و عرضه داشتهاند و با لحاظ میانگین عملکرد پایینتر شرکتهایی که در بازار داغ IPO داشتهاند، امّا معناداری رابطه منفی این متغیّر با عملکرد، نه در بازه کلّی و نه در زیربازهها، به صورت مستقل و استوار اثبات نشد.
نتیجهگیری و پیشنهادهای تحقیق
پیشنهاد های تحقیق در دو قسمت پیشنهاد های کاربردی و پیشنهاد های انجام تحقیقات آتی ارائه می گردد.
پیشنهاد های کاربردی
لزوم نگاه به IPO به عنوان اقدامی استراتژیک که منافع بلندمدّت شرکت را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و نه صرفاً راهی جهت افزایش سرمایه
همانگونه که بیان شد، نخستین عرضه عمومی یکی از راه های افزایش سرمایه میباشد که میتواند برای پرداخت بدهیهایی که موعد آنها نزدیک است و یا سرمایه ­گذاری استفاده شود. این راه اگرچه در نگاه اول، راهی آسان برای افزایش سرمایه به نظر میرسد، امّا پیچیدگی فرایند IPO، تعدّد متغیّرهای تأثیرگذار بر آن، تأثیر گسترده و پیچیدهی آن بر عملکرد بلندمدّت ش
رکت، الزاماتی که شرکت پس از IPO با آن روبهرو میشود و ضدّ و نقیض بودن نتایج تحقیقات، این الزام را ایجاد میکند که شرکتها به عمومیشدن به عنوان فرآیندی استراتژیک نگاه کنند و از تصمیمات شتابزده به منظور برآوردهکردن اهداف کوتاهمدّت در رابطه با فرایند عمومیشدن، اجتناب شود. همانگونه که در پیشینهی پژوهش اشاره شد، فرایند IPO و تأثیر آن بر عملکرد بلندمدّت، به پازلی تشبیه شدهاست که عملکرد شتابزده در آن میتواند ضررهای جبرانناپذیری به منافع بلندمدت شرکت وارد کند.
لزوم توجّه به زمانبندی بازار توسط شرکتهایی که قصد عمومیشدن دارند
یکی از نکاتی که در پیشینهی پژوهش به صورت گسترده مورد بررسی قرار گرفتهبود و در پژوهش حاضر، تحت عنوان جمعبندی بررسی جامعهی آماری با توجّه به شرایط عمومی بازار، مورد بحث قرارگرفت، تأثیر زمانبندی بازار بر عملکرد آتی مالی شرکتهای IPO بود. پیشنهاد میشود شرکتها از داده ها و اطلاعات تاریخی بازار و با توجّه به پارامترهای خود (سرمایه، سن، اهرم مالی و …)، زمان بهینه ای برای ورود به بازار بورس انتخاب کنند. همچنین، با توجّه به مطالب عنوانشده در مورد بازارهای داغ و سرد، شرکتها میتوانند تاکتیکهای مناسب را برای ورود به بازار سهام انتخاب نمایند (ورود با تأخیر زمانی، ارزشگذاری زیر قیمت و …).
لزوم توجّه به متغیّرهای استوار در هنگام تصمیمگیری برای عمومی شدن
همانگونه که در بخش پیشینهی پژوهش عنوان شد با اعمال روش های بررسی استواری، تأثیر و اهمیت بسیاری از متغیّرهایی که در مطالعات برای بررسی عملکرد IPOها در نظر گرفته شدهاست زیر سؤال می رود چراکه در اکثر این مطالعات، موضوع همخطی میان متغیّرها نادیده گرفته شدهاست. لازم است شرکتها توجّه ویژهای به متغیّرهای استوار داشتهباشند چرا که تأثیر متغیّرهای دیگر نیز از طریق این عوامل خواهد بود. عوامل کلیدی در نمونه مورد بررسی به صورت سرمایه اولیه، حجم عرضه، سن شرکت، سوددهی اولیه، اندازه شرکت و اهرم مالی، تعیین شد.
پیشنهاد برای تحقیقات آتی
بازآزمایی مدل به تفکیک صنایع مختلف
تحقیق حاضر، کلیه IPOهای سال ۸۱ الی ۸۹ بازار بورس اوراق بهادار تهران را بدون توجّه به صنایع مختلفی که شرکتها در آن قرار دارند، مورد مطالعه قرار داد. افزودن این مورد به تحقیقات، میتواند نتایج دقیقتری را حاصل کند.
افزودن متغیّر های دیگر به مدل
جهت انجام تحقیقات آتی، پیشنهاد می گردد متغیّرهای دیگری به مدل اضافه گردد. به عنوان مثال می توان تأثیر متغیّرهایی مانند نوسانات بازار،تکنولوژی بالا بودن و سایر متغیّرهایی که در بخش پیشینه پژوهش از آنها نام بردهشد را بر روی عملکرد آتی کوتاهمدت و بلندمدت عرضه های عمومی اولیه بررسی کرد.
انجام تحقیقات بیشتر در ارتباط با دلایل رد استواری برخی متغیّرها
با توجّه به رد استواری برخی متغیّرها، به عنوان پیشنهاد برای انجام تحقیقات آتی، پژوهشگر میتواند متغیّرهای استوار را به عنوان میانجی در مدل قرار داده و نحوهی تأثیرگذاری متغیّرهای غیراستوار را بر روی عملکرد بررسی نماید.
استفاده از ابزار های دیگر جهت سنجش استواری متغیّرها و مقایسه نتایج
برای بررسی بیشتر، میتوان از روشهایی مانند حرکت به عقب و سایر روش های مرسوم اقتصادسنجی برای بررسی استواری متغیّرها استفاده نمود و نتایج و مدلهای مختلف را به منظور یافتن مدل بهینه، مورد مقایسه قرار داد.
مقایسه نتایج به دستآمده از مطالعه بازار داخل و بازارهای موفق مالی
بررسی و تحلیل تفاوتها و ارائه راهکارهای بهبودی به ویژه در خصوص قوانین موجود در بازار داخل.
محدودیت های تحقیق
علیرغم اهمیت دستاوردهای پژوهش، این تحقیق با محدودیت هایی نیز روبهرو بود که از مهم ترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
در تحقیق حاضر به دلیل محدودیت های موجود و اجتناب از پیچیدگی مدل، به کلیه عوامل موثر بر عملکرد مالی آتی شرکتها پس از عمومیشدن، پرداخته نشدهاست و مدل تحقیق از این جهت نیازمند مطالعات بیشتر و واردکردن متغیّرهای دیگر است.
به دلیل محدودیت های زمانی و دادهای در انجام این تحقیق، عملکرد مالی آتی شرکتها تنها با معیار بازگشت سرمایه، مورد سنجش قرار گرفتهاست، حال آنکه باید این نکته را مد نظر داشت که عوامل منعکس کننده عملکرد مالی بسیار گسترده هستند، به علاوه این عوامل دارای وزن و ارزش یکسانی نیستند و ماهیت تحقیق، تعیین کننده اهمیت این شاخص هاست.
در ضمن پیشنهاد می گردد جهت سنجش عملکرد مالی آتی، به جای استفاده از مقایسه معیار بازگشت سرمایه شرکت طی سه سال، از روش بنچمارکینگ[۱۷۹] و مقایسه شرکت با همتراز عمومینشده خود، استفاده شود که با توجّه به محدودیت دسترسی به داده های شرکتهای خصوصی و عدم شفافیت مالی آنها در کشور، این امر در این تحقیق میسّر نشد.
در دسترس نبودن داده های مالی شرکتها قبل از سال ۱۳۸۰، تعریف نشدن متغیّرهای مطرح در مطالعات عملی در داخل کشور و تعداد کم شرکتهای عمومیشده در بازار داخل، از دیگر محدودیتهای تحقیق بودند.
منابع و مآخذ
منابع فارسی
باقرزاده، سعید. (۱۳۸۴). «عملکرد کوتاه و بلندمدت سهام شرکت های جدیدالورود به بورس اوراق بهادار». سومین سمینار مدیریت مالی.
جبارزاده کنگرلویی، سعید؛ عسگری، محمدرضا. (۱۳۸۹). «شناسائی عوامل مؤثر بر بازده غیرعادی سهام در زمان عرضه اول
یه به عموم در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران». حسابداری مالی، سال دوم، شماره ۵، صص ۹۴-۱۱۹٫
حیدری کرد زنگنه، غلامرضا؛ عالی پور، زهرا. (۱۳۸۶). «مهندسی فرهنگ خصوصی سازی». تهران: پندار پارس.
زمانزاده، حمید. (۱۳۸۹). «یک دهه عملکرد اقتصاد ایران در آیینه شاخصهای کلان اقتصادی». تازه های اقتصاد، سال هشتم، شماره ۱۲۹، صص ۳۵-۴۳٫
سرمد، زهره؛ بازرگان، عباس؛ حجازی، الهه. (۱۳۷۶). روش های تحقیق در علوم رفتاری، تهران: موسسه نشرآگه.
ظریف فرد، احمد؛ مهرجو، حامد. (۱۳۸۳). «بررسی عملکرد قیمت گذاری سهام در اولین عرضه سهام شرکت ها در بورس اوراق بهادار تهران». مطالعات حسابداری، سال سوم، شماره ۸، صص ۱-۲۸٫
مهرانی، ساسان؛ عسگری، محمدرضا؛ تحریری، آرش و گنجی، حمیدرضا. (۱۳۸۸). «بررسی وجود بازده غیرعادی در سهام عرضه های عمومی اولیه در بورس اوراق بهادار تهران در شرایط وجود و نبود حباب قیمتی و تعیین عوامل مؤثر بر آن». بورس اوراق بهادار، سال دوم، شماره ۸، صص ۱۱۵-۱۳۲٫
نصراللهی، خدیجه؛ آقایی، کیومرث و باقری زمانی، نوشین. (۱۳۸۸). «ارزیابی روند بازدهی سهام شرکت های خصوصی سازی شده از طریق بورس اوراق بهادار». حسابداری مالی، سال اول، شماره ۲، صص ۳۲-۵۹٫
نیکبخت، محمدرضا؛ عسگری، محمدرضا؛ گنجی، حمیدرضا و تحریری، آرش. (۱۳۸۷). «تبیین عوامل مؤثر بر بازده غیرعادی کوتاه مدت سهام شرکت های جدیدالورود به بورس اوراق بهادار تهران». مطالعات حسابداری، سال ششم، شماره ۱۷، صص ۱۲۹-۱۸۰٫
منابع انگلیسی
Aggarwal, R. (2003). Allocation of initial public offerings and flipping activity. Journal of Financial Economics۶۸(۱), ۱۱۱-۱۳۵٫
Aggarwal, R. K., Krigman, L., & Womack, K. L. (2002). Strategic IPO underpricing, information momentum, and lockup expiration selling. Journal of Financial Economics۶۶(۱), ۱۰۵-۱۳۷٫
Amihud, Y., & Mendelson, H. (1986). Asset pricing and the bid-ask spread. Journal of financial Economics۱۷(۲), ۲۲۳-۲۴۹٫
Amihud, Y., Hauser, S., & Kirsh, A. (2003). Allocations, adverse selection, and cascades in IPOs: Evidence from the Tel Aviv Stock ExchangeJournal of Financial Economics۶۸(۱), ۱۳۷-۱۵۸٫
Arugaslan, O., Cook, D. O., & Kieschnick, R. (2004). On the decision to go public with dual class stock. Journal of Corporate Finance۱۶(۲), ۱۷۰-۱۸۱٫
Atli, A. (2005). IPO Market Timing. Review of Financial Studies, 18(2), 1-34.
Bancel, F., & Mittoo, C. (2001). European managerial perceptions of the net benefits of foreign stock listings. European Financial Management۷(۲), ۲۱۳-۲۳۶٫
Barber, B. M., & Lyon, J. D. (1996). Detecting abnormal operating performance: The empirical power and specification of test statistics. Journal of financial Economics۴۱(۳), ۳۵۹-۳۹۹٫
Bas, T. G., & Bustamante, I. (2011). Chilean venture capital funds, government incentives and investment in technology ventures. International Journal of Strategic Change Management, ۳(۱), ۱-۱۵٫
Beatty, R. P., & Ritter, J. R. (1986). Investment banking, reputation, and the underpricing of initial public offerings. Journal of financial economics۱۵(۱), ۲۱۳-۲۳۲٫
Benninga, S., Helmantel, M., & Sarig, O. (2005). The timing of initial public offerings. Journal of Financial Economics۷۵(۱), ۱۱۵-۱۳۲٫
Black, B. S., & Gilson, R. J. (1999). Does venture capital require an active stock market?. Journal of Applied Corporate Finance۱۱(۴), ۳۶-۴۸٫
Bradley, D. J., & Jordan, B. D. (2002). Partial adjustment to public information and IPO underpricing. Journal of Financial and Quantitative Analysis۳۷(۴), ۵۹۵-۶۱۶٫
Brau, J. C., & Fawcett, S. E. (2006). Initial public offerings: An analysis of theory and practice. The Journal of Finance۶۱(۱), ۳۹۹-۴۳۶٫
Brau, J. C., Francis, B., & Kohers, N. (2003). The Choice of IPO versus Takeover: Empirical Evidence*. The Journal of Business۷۶(۴), ۵۸۳-۶۱۲٫
Busaba, W., Li, D., & Yang, G. (2009). Market Volatility and the Timing of IPO Filings. Unpublished working paper, University of Western Ontario.
Butler, A. W., Keefe, M. O. C., & Kieschnick, R. L. (2009, October). What can one million regressions tell us about IPO underpricing. In SSRN: http://ssrn. com/abstract (Vol. 1361314).
Celikyurt, U., Sevilir, M., & Shivdasani, A. (2007). Going public to acquire? The acquisition motive in IPOs. Journal of Financial Economics۹۶(۳), ۳۴۵-۳۶۳٫
Chemmanur, T. J., & Fulghieri, P. (1999). A theory of the going-public decision. Review of Financial Studies۱۲(۲), ۲۴۹-۲۷۹٫
Chemmanur, T. J., & Paeglis, I. (2005). Management quality, certification, and initial public offerings. Journal of Financial Economics۷۶(۲), ۳۳۱-۳۶۸٫
Chi, J., & Padgett, C. (2006). Operating performance and its relationship to market performance of Chinese initial public offerings. Chinese economy۳۹(۵), ۲۸-۵۰٫
Cliff, M. T., & Denis, D. J. (2004). Do initial public offering firms purchase analyst coverage with underpricing?. The Journal of Finance۵۹(۶), ۲۸۷۱-۲۹۰۱٫
Cook, D. O., Kieschnick, R., & Van Ness, R. A. (2006). On the marketing of IPOs. Journal of Financial Economics۸۲(۱), ۳۵-۶۱٫
Corwin, S. A. (2005). The role of IPO underwriting syndicates: Pricing, information production, and underwriter competition. The Journal of Finance۶۰(۱), ۴۴۳-۴۸۶٫
Dawson, S. (1987). Raising capital with initial public share issues in Germany 1977-1985. Management International Review, 64-72.
Eckbo, B. E., & Norli, Ø. (۲۰۰۵). Liquidity risk, leverage and long-run IPO returns. Journal of Corporate Finance۱۱(۱), ۱-۳۵٫
Ellul, A., & Pagano, M. (2006). IPO underpricing and after-market liquidity. Review of Financial Studies۱۹(۲), ۳۸۱-۴۲۱٫
Fischer, C. (2000). Why do companies go public? Empirical evidence from Germany’s Neuer MarketEmpirical Evidence from Germany’s Neuer Markt (May 2000).
Fuadillah, M., Harjito, D.A. (2009). Long-Run IPO Performances and Its Influencing Factors: The Case of Indonesian Stock Exchange. Journal Siasat Bisnis, 13(2),151-171.
Gompers, P. A. (1996). Grandstanding in the venture capital industry. Journal of Financial economic
s
,
 ۴۲(۱), ۱۳۳-۱۵۶٫
Habib, M. A., & Ljungqvist, A. (2003). Firm Value and Managerial Incentives: A Stochastic Frontier Approach*. The Journal of Business۷۸(۶), ۲۰۵۳-۲۰۹۴٫
Habib, M. A., & Ljungqvist, A. P. (1995). Underpricing and entrepreneurial wealth losses in IPOs: Theory and evidence. Review of Financial Studies۱۴(۲), ۴۳۳-۴۵۸٫
Habib, M. A., & Ljungqvist, A. P. (2001). Underpricing and entrepreneurial wealth losses in IPOs: Theory and evidence. Review of Financial Studies۱۴(۲), ۴۳۳-۴۵۸٫
Harley, S. (1993). Peer review, the research assessment exercise and the demise of non-mainstream economics. Capital & Class۲۲(۳), ۲۳-۵۱٫
Heaton, J. B. (2001). Managerial optimism and corporate finance. Financial management, 33-45.
Helwege, J., & Liang, N. (2004). Initial public offerings in hot and cold markets. Journal of Financial and Quantitative Analysis۳۹(۰۳), ۵۴۱-۵۶۹٫
Holmstrom, B., & Tirole, J. (1993). Market liquidity and performance monitoring. Journal of Political Economy, ۱۰۱(۴), ۶۷۸٫
Hulle, C. & Huyghebaert, N. (2006). Structuring the IPO: Empirical evidence on the portions of primary and secondary shares. Journal of Corporate Finance۱۲(۲), ۲۹۶-۳۲۰٫
Jain, B. A., & Kini, O. (1994). The post‐issue operating performance of IPO firms. The journal of finance۴۹(۵), ۱۶۹۹-۱۷۲۶٫
Jensen, M. C., & Meckling, W. H. (1976). Theory of the firm: Managerial behavior, agency costs and ownership structure. Journal of Financial Economics۳(۴), ۳۰۵-۳۶۰٫
Kang, J. K., & Shivdasani, A. (1999). Alternative mechanisms for corporate governance in Japan: An analysis of independent and bank-affiliated firms. Pacific-Basin Finance Journal, ۷(۱), ۱-۲۲٫
Keloharju, M. (1993). The winner’s curse, legal liability, and the long-run price performance of initial public offerings in Finland. Journal of Financial Economics۳۴(۲), ۲۵۱-۲۷۷٫
Khurshed, A. (2011). Initial Public Offerings: The Mechanics and Performance of IPOs.

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:25:00 ب.ظ ]




فصل اول– مفاهیم مربوط به تشدید مجازات
” گاهی اوقات اعمال مجرمانه ای که صورت می گیرد توأم با خطرات بیشتری برای جامعه بوده و بالمآل تنفر و انزجار بیشتری را برای افراد جامعه به وجود میآورد. در این حالت مقنن مجازات های سنگین تری برای این قبیل افراد منظور می نماید. ” [۱]
” تشدید مجازات یعنی مجازات جرمی به جهات قانونی، مستقیماٌ از ناحیه مقنن یا توسط قاضی افزایش یابد. تشدید مجازات ممکن است به صورت افزایش میزان مجازات، افزایش تعداد مجازات، تبدیل به مجازات شدید تر، افزودن مجازات تبعی و یا تفویض اختیار به قاضی برای اعمال مجازات تکمیلی و… به عمل می آید. “[۲]
”برخلاف تخفیف مجازات (در کیفیات مخففه) که اعمال آن در اختیار دادگاه است، تشدید مجازات مستلزم تجویز قبلی قانونگذار است و دادگاه در موارد قانونی مکلف به تشدید مجازات است “[۳]
” وجود کیفیات مشدده، آثار مختلفی را به دنبال دارد که عبارت اند از :

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir
  1. باعث افزایش مجازات می شود.
  2. ممکن است نوع و طبع قضایی جرم را تغییر دهند.
  3. در پارهای از موارد بر آیین دادرسی اعم از صلاحیت مرجع قضایی و نحوه دادرسی تأثیر گذارند.”[۴]

عوامل تشدید مجازات به اعتبار های مختلفی قابل تقسیم اند که عبارت اند از :

  1. عوامل عام و خاص تشدید مجازات.
  2. عوامل قانونی و قضایی تشدید مجازات.
  3. عوامل عینی (خارجی) و شخصی تشدید مجازات.

در این فصل هر یک از عوامل مذکور در مباحث جداگانه مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
مبحث اول– عوامل خاص و عام تشدید مجازات
در این مبحث عوامل خاص و عام تشدید مجازات مورد بررسی و تحلیل قرار خواهند گرفت، به این صورت که از هر یک از عوامل تعریفی ارائه و مصادیق آن در قانون بررسی خواهند شد.
گفتار اول – عوامل خاص تشدید مجازات
الف – تعریف
” منظور از علل خاص تشدید مجازات، اسباب و موجباتی است ناظر به جرم یا جرایم به خصوصی بوده و وجود هر یک از آن ها در همان مورد و یا موارد خاص باعث تشدید مجازات می شود و قابل تعمیم به سایر جرایم نیست.
نکته ای که ذکر آن ضروری به نظر می رسد این است که غالب علل مشدده خاص هستند و ارتباط کامل با یک جرم معینی دارند. “[۵]
ب- مصادیق
یکی از عوامل خاص تشدید مجازات ماده ۶۵۴ قاتون مجازات اسلامی می باشد. مطابق این ماده، سرقت اگر در شب واقع شود و دارای شرایط دیگر مندرج در ماده مذکور باشد، موجب تشدید مجازات سارق خواهد شد. این شرایط در جرایم دیگر مانند کلاهبرداری و یا ارتشاء موجب تشدید مجازات نخواهد شد.
هم چنین در ماده ۲۹۹ قانون مجازات اسلامی، دیه قتل در صورتی که صدمه و فوت هر دو در یکی از
ماه های حرام و یا در حرم مکه معظمه واقع شود به عنوان تشدید مجازات باید یک سوم هر نوعی که انتخاب شده اضافه شود. این مورد نیز خاص دیه قتل می باشد و به جرائم دیگر حتی دیه اعضاء قابل تسری نیست.
در ماده ۱۰۶ نیز زنا در زمان ها و مکان های متبرکه و شریف موجب تشدید مجازات، یعنی علاوه بر حد موجب تعزیر نیز می شود. تشدید در این ماده نیز به صورت خاص است و تنها در این مورد صدق می کند و شامل حدود دیگر نخواهد شد.
از مثالهای فوق این گونه می توان نتیجه گرفت : عوامل خاص تشدید مجازات، محدود به جرمی می شوند که در قانون تصریح شده و تشدید در این موارد نیاز به تصریح قانونگذار دارد و این عامل را می توان عامل قانونی تشدید مجازات نامید.
گفتار دوم – عوامل عام تشدید مجازات
الف – تعریف
“به جرم معینی اختصاص ندارد، بلکه نسبت به تمام جرایم یا در مورد دسته ای از جرایم قابل اجرا
است.”[۶]
این تعریف مورد انتقاد آقای نوروزی فیروز قرار گرفت، از نظر ایشان تعریف فوق و تعاریفی از این دست کلی می باشد و این گونه بیان می کند که ” تکرار و تعدد جرم از جهات عام تشدید مجازات هستند و اما این جهات با توجه به مواد ۴۷ و ۴۸ قانون مجازات اسلامی صرفاٌ در جرایم موجب حد، قصاص و دیه از جهات عام مشدده نمی باشند، یعنی نمی توان گفت هر جرم موجب حد یا دیه یا قصاص، مشمول تعدد یا تکرار گردد، مجازات مرتکب تشدید خواهد شد بلکه باید باید در این خصوص به مقررات مربوط توجه، تا ملاحظه کرد که جهات مزبور در کدام یک از جرایم غیر تعزیری، موجب تشدید مجازات هستند و در کدام یک باعث تشدید مجازات نیستند. ” [۷]
ب – مصادیق
در مورد مصادیق کیفیات عام تشدید مجازات، ابتدا تعاریف زیر را بررسی می کنیم :
محمد صالح ولیدی این گونه بیان نموده که ” از مهم ترین کیفیات مشدده عمومی، حالت تکرار و تعدد جرم است که قانوناً باعث افزایش میزان مجازات مرتکب تعدد یا تکرار جرم خواهد شد.” [۸]وی تکرار و تعدد را از مهم ترین کیفیات مشدده عمومی میداند، و بنابراین تعریف کیفیات مشدده عمومی دیگری وجود دارد که این دو عامل مهم ترین آن هستند.
هوشنگ شامبیاتی در کتاب خود میگوید: ” اصولاً این کیفیات و جهات مشدده در مورد تکرار و تعدد جرم پیش بینی شده.”[۹] از کلمه اصولاً میتوان نتیجه گرفت که از نظر ایشان نیز تکرار و تعدد تنها دو عامل قطعی و حتمی عوامل عمومی تشدید مجازات نیستند.
بنا بر نظر اسماعیل عبد اللهی” عمومیترین اسباب تشدید مجازات تکرار و تعدد جرم می باشند. “[۱۰] ایشان نیز این دو عامل را به عنوان عمومیترین عوامل می شناسد.
بر خلاف نظرات یاد شده، عدًه ای نیز هستند که نظر مخالفی داشته و به طور قطع نظر خود را بیان نموده اند، به عنوان مثال از نظر دکتر صانعی” چهات عمومی تشدید مجازات در حقوق جزای ما انحصاراً در دو مورد تعدد و تکرار جرم مصداق پیدا می کند. “[۱۱]
همان گونه که ملاحظه گردید اکثر حقوقدانان بر این باورند که تکرار و تعدد از عوامل انحصاری و حصری تشدید مجازات نیستند بلکه با عناوینی چون عمومیترین و مهم ترین به طور ضمنی بیان نموده اند که
میتوان عامل یا عوامل دیگری را نیز در نظر گرفت. در این پژوهش سردستگی نیز به عنوان عامل سوم عمومی تشدید مجازات شناسایی و در کنار دو عامل تکرار و تعدد جرم مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.
همانگونه که از تعریف عوامل عمومی تشدید مجازات بر میآید، این عوامل مختص جرم خاصی
نمی باشند در هر جرمی نمود پیدا کنند باعث تشدید مجازات مرتکب آن جرم خواهند شد. بنابراین و مطابق قانون تکرار و تعدد و سردستگی از عوامل تشدید مجازات هستند و هر گاه در هر جرمی وجود داشته باشند باعث تشدید مجازات مرتکب آن خواهند شد.
تنها نکته ای که جای توضیح دارد عامل سوم یعنی سردستگی می باشد، این عا
مل از این جهت به عنوان عامل عمومی تشدید مجازات مورد شناسایی قرار گرفت که چون می تواند در هر جرمی مصداق پیدا کند. به عنوان مثال کسی که سردسته گروه قاچاق کالا است و یا کسی که رهبری یا سردستگی جرایم به خصوصی را به عهده دارد، همه این موارد می تواند باعث تشدید مجازات مرتکب آن شوند.
توضیح بیشتر و ب
ررسی و تدقیق در این عوامل به قسمت های مربوط به آنها موکول خواهد شد.
مبحث دوم – عوامل قانونی و قضایی تشدید مجازات
در این مبحث عوامل قانونی و قضایی تشدید مجازات به تفکیک و با ذکر مصادیق و مواد قانونی مربوط به آنها در گفتارهای جداگانه مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
گفتار اول– تشدید قانونی مجازات

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:25:00 ب.ظ ]




:
در محیط رقابتی کسب و کار امروز، عمده نگرانی و تکاپوی سازمان ها در جهت بقا و توسعه و پیشرفت فراگیر آنها شکل میگیرد. در راستای این هدف خطیر، مدیران در پی شناسایی و بهره گیری بهینه از منابع و سرمایه هایی هستند که تحصیل آنها هزینه ها و زحمات فراوانی دارد. پس پیروز این میدان مدیرانی هستند که سرمایه های مذکور را به اثربخش ترین، کاراترین و بهره ورترین طُرق ممکن به کار گیرند. عمده منابع هر سازمانی متوجه منابع انسانی، مالی و فنی آن است که مسلماً سرمایه انسانی تعیین کننده سمت و سوی دیگر سرمایه هاست، زیرا نیروی انسانی است که با توانایی های خود و با برنامه ریزی، دیگر منابع را به خدمت گرفته است.
در سالهای اخیر نیز توجه زیادی به آزمودن الگوی نوین مدیریتی رهبری تحول آفرین شده است. به طوری که تنها در طی سالهای ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۵ بیش از یکصد پایان نامه و تحقیق در دانشگاههای مختلف دنیا، مفهوم رهبری تحول آفرین را بررسی کرده اند.
بس در سال ۱۹۹۰، بیان کرد که رهبران می توانند با بهره گرفتن از ویژگیهای رفتاری رهبری تحول آفرین، پیروان خود را به سوی عملکرد بیش از انتظار، رهنمون کنند( هامفری و اینستین[۲۴]، ۲۰۰۳: ۲).
رهبری تحول آفرین یکی از پارادایم های رهبری در روانشناسی سازمانی است که مورد تحقیق گسترده ای قرار گرفته است. رهبری تحول آفرین، رضایت زیردستان و اعتماد آنان به رهبری و به علاوه تعهد عاطفی آنان را افزایش می دهد. رهبرانی که رفتارهای تحول آفرین را از خود نشان می دهند مجموعه ای از نتایج مثبت را در سازمان ایجاد می کنند. در این بخش ادبیات و مبانی نظری تحقیق، پشتوانه نظری فرضیه های تحقیق را فراهم می آورد، لذا در این فصل با توجه به موضوع تحقیق با گذری کوتاه از مکاتب رهبری و مقایسه ی بین رهبران سنتی و رهبران تحول آفرین و همچنین بیان ویژگی های رهبران تحول آفرین و تعهد سازمانی و بررسی ارتباط رهبری تحول آفرین و تهعد سازمانی، به مبانی نظری تحقیق پرداخته شده و سپس به تعدادی از تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از ایران که در ارتباط با موضوع تحقیق می باشد، اشاره شده است.
بخش اول: ادبیات پژوهش
۲-۲)تاریخچه رهبری
رهبری مقوله ای که تقریبا به عمر تاریخ قدمت دارد(استاربورک، ۱۹۹۷: ۱۴۴) و همواره با انسان عجین بوده است (تونکه نژاد، ۱۳۸۵)، با وجود اینکه مطالعات بسیاری درباره رهبری وجود دارد، اما تفسیر آن هنوز مبهم است(فری، ۲۰۱۰: ۲). نخستین دیدگاه ها درباره رهبری را می توان در یک متن چینی با عنوان در برنامه بزرگ که احتمالا در سال ۱۱۲۰ قبل از میلاد نوشته شده است یافت (تونکه نژاد،۱۳۸۵). این متن، رهبری خوب را مستلزم داشتن قواعد روشنی می داند که مبتنی بر محیط و با توجه به شرایط، با مهربانی یا با قدرت اعمال می شود، همچنین اعلام می کند که رهبران باید نمونه در عمل باشند (استار بورک، ۱۹۹۷: ۱۴۴). اگرچه رهبری موضوع مورد علاقه در طی سالیان گذشته بوده، اما پژوهش های علمی در این حوزه از قرن ۲۱ آغاز شده است.
رهبری از نگاه محققان متعددی مانند: گلمان (۱۹۹۰)، آیوکو، کالان، مالاندو وپولسن (۲۰۰۲)، فرایند تحت تاثیر قرار دادن دیگران برای جهت دادن به تلاش هایشان به سوی رسیدن به هدف یا اهدافی مشخص می داند. عده ای با تاکید بر روابط بین افراد، رهبری را نفوذ بر مرئوسان از طریق برقراری ارتباط با آنان در تحقق اهداف سازمان بیان کرده اند(پولات[۲۵]، ۲۰۱۱: ۲۰۳۳).
در اواخر ۱۹۶۰ تئوری های اقتضایی رشد و توسعه یافتند، تحقیقات اولیه در دانشگاه میشیگان و اوهایو کشف کردند که رهبران بایستی به مسائل عاطفی از طریق رهنمودات و رفتارهای حمایتی توجه نمایند. در واقع یک تحولی در توسعه تئوری های رهبری از جنگ جهانی دوم بوجود آمده است(بس،۱۹۷۴;هیووی و براون،۲۰۰۱; استاگیل،۱۹۹۰)، که چندین نظریه در زمینه انگیزش پیروان شامل: نظریه مسیر- هدف، رهبری کاریزماتیک، رهبر تحول آفرین و تعاملی ایجاد شده است(فرای[۲۶]،۲۰۱۰). از سالهای ۱۹۸۰ تئوری های جدید رهبری بیشتر بر روی عواطف، اخلاقیات و مفاهیم ارزشی تاکید داشتند(موداف و همکاران[۲۷]، ۲۰۰۸: ۲۶۶). به طور مثال ایمان و اعتقاد، شکیبایی، بصیرت و فروتنی که در چشم انداز رهبری مرسوم شده است(تامپسون[۲۸]، ۲۰۰۵: ۲۶).
یکی از دغدغه های سازمان ها و پژوهشگران در چهار دهه پیش، رهبری بوده است و تلاش شده این پدیده را با یک سری از معیارهای دانشگاهی عملی کنند.
۲-۳)تعاریف و مفاهیم رهبری
رهبری فرآیندی آنچنان رمزآلود است که از زمان های دور به یک نسبت مورد توجه افراد عادی، دانشمندان و پژوهشگران قرار گرفته است(مرادی،۱۳۸۷). رهبری هنر بسیج کردن دیگران برای رسیدن به آرزوهای مشترک است، عده ای با تاکید بر روابط، بین افراد ، رهبری را نفوذ بر مرئوسان از طریق برقراری ارتباط با آنان در تحقق اهداف سازمان بیان کرده اند(هامپشون[۲۹]، ۱۱:۲۰۰۱). رهبری یک مهارت بسیار مهم است که بر قوت یا بقاء هر سازمانی تاثیر مستقیم دارد، توسعه مهارتهای رهبری بر اهمیت وظایف، ویژگی ها و سبک های رهبری متمرکز است، تعیین اینکه کدام سبک رهبری در شرایط مختلف موثرتر است نیز در این راستا قرار دارد (آموزش هماهنگ،۱۳۸۱).
شخصیت رهبری توانایی اعتماد به نفس برای شکل‏دهی به تفکرات را داراست و با توسعه تصورات مثبت فرد نیازمند شجاعت و اعتماد به نفس برای انتخاب عمدی گزینه ها، مسئولیت نتایج را می پذیرد. رهبری، توانایی ایجاد اعتماد به نفس برای شکل دهی به تفکرات و جهت دهی صحیح در

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

زندگی در راستای اهداف و فعالیت تصمیم گیری برای بدست آوردن و انجام آنچه تشخیص می دهد است. شخصیت رهبری، فرایند توسعه یک تصویر شخصی مثبت است)فرای[۳۰]،۲۰۰۹: ۸۰).
رهبران در راستای توسعه یک چشم انداز جدید و چالش برانگیز و مورد نیاز برای تغییر ناگهانی و شدید (مؤثر) در فرهنگ سازمانی(کدیلو[۳۱] و همکاران، ۲۰۰۵: ۵). برای مقابله با تحولات سازمانی می‎کوشند، زیرا رهبری فرایند تغییر هدفداری است که از طریق آن رهبر و پیروان از مقصود مشترک بهم می پیوندند و حرکت به سمت چشم انداز را آغاز می کنند(لوب، ۲۰۰۴: ۷) و رهبران ایده آل، رهبرانی هستند که همواره به خدمت رسانی به پیروان و احترام به شأن و مقام آنها متمایل بوده مایه رشد و پیشرفت سازمان و حداکثر سازی ظرفیت کارکنان خود اهمیت می دهند) گراهام[۳۲]، ۱۹۹۱). باچن (۱۹۹۸) نظریه های سنتی رهبری، معمولاً مبتنی بر نوعی مدل سلسله مراتبی بوده اند (قلی پور و همکاران، ۱۳۸۸: ۱۰۵). وست(۲۰۰۲) تاکید می کند که اعضای گروه بایستی تاثیر متقابلی با یکدیگر داشته و بکارگیری منابع عاطفی مورد نیاز، رهبران گروه های پویا را تشویق نموده و فرایندهایی از حس وحدت که مشوق نوآوری در محصولات و خدمات است ایجاد می کند (کلر[۳۳]، ۲۰۰۶; سامچ [۳۴]،۲۰۰۶). بهترین رهبران، فرهنگ های عملکرد بالا را به وجود می آورند، آنها اهداف بلند مدت تعیین می کنند و نتایج را کنترل و بررسی می کنند و افراد را مسئولیت پذیر نگاه می دارند و همواره سعی می کنند سازمانشان سریعتر از رقبا حرکت کرده و خود را با شرایط جدید تطبیق می دهند (لوئیس گرستنر، ۲۰۰۳).
رهبران بر اعضای گروه اثر گذار و موجب شده تا آنها خودشان و استعداد هایشان را درک کرده و آنها حس تعلق به پیروان دارند( نیل[۳۵]، ۲۰۰۹: ۸۰). وظایف مقدماتی رهبری، ایجاد محیط اعتماد، تغییر عمده و ایجاد یک حسی از هدفداری است(گوشال[۳۶] و همکاران، ۱۹۹۹). با در نظر گرفتن دنیای سازمان های جدیدی که نیازمند رهبران جدیدی هستند، که علاوه بر منطق عقلایی و آموزه های کلاسیک سازمان های عصر مدرنتیته، بایستی مجهز به افراد تفکر جدید بر پایه درک ارزش ها، احساسات بوده و معتقد به دخالت عوامل مختلف در تصمیم گیری (خدامی، ۱۳۸۵) باشند. تاثیر رهبری آنچنان قاطع و پر اهمیت است که اغلب در ذهن آدمی جائی برای اندیشیدن به سایر عوامل توفیق یا شکست باقی نمی گذارد(مرادی،۱۳۸۷).
رهبری یک مهارت بسیار مهم است که بر قوت یا بقاء هر سازمانی تاثیر مستقیم دارد، با وجود اینکه مطالعات بسیاری درباره رهبری وجود دارد، اما تفسیر آن هنوز مبهم است (فرای و همکاران[۳۷]، ۲۰۱۱: ۲). رهبری به دلیل نقشی که در اثربخشی فردی و گروهی ایفا می کند عنوان بسیار مشهوری در مبحث مدیریت منابع انسانی است و از آنجا که موضوع رهبری، انسانها را طی اعصار گوناگون مفتون خود کرده است، تعاریف فراوانی از آن شده است(رضائیان،۱۳۸۳: ۳۷۵).
۲-۴)تفاوت رهبری و مدیریت
اگر چه بعضی از افراد رهبری و مدیریت را مترادف هم می دانند. اما به اعتقاد بعضی باید بین آنها تفاوت قائل شد. از یک سو عده ای بر این باورند که رهبری یک جنبه مهم از مدیریت است و توانایی رهبری موثر یکی از شروط مدیریت اثر بخش است(الوانی،۱۳۸۲ ). از سوی دیگر عده ای معتقدند که رهبری در اصل نسبت به مدیریت مفهوم وسیعتری دارد. مدیریت نوع خاصی از رهبری محسوب می شود که در آن کسب هدفهای سازمانی بر سایر اهداف الویت دارد . اختلاف اساسی میان این دو مفهوم از کلمه “سازمان” بر می خیزد. رهبری زمانی صورت می گیرد که فردی به هر دلیل می کوشد بر رفتار فرد یا گروهی اثر بگذارد. این امر می تواند برای نیل به اهداف خود فرد یا دیگران بوده و یا اهداف سازمان نیز سازگار یا ناسازگار باشد(رضائیان،۱۳۸۳: ۳۷۵).
خلاصه ای از تفاوت بین رهبری و مدیریت در جدول(۲-۱) بیان شده است.

عکس مرتبط با منابع انسانی

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:24:00 ب.ظ ]




مدت مأموریت مدیران دو سال است. مأموریت آنها تا وقتی که تشریفات راجع به ثبت و آگهی انتخاب مدیران بعدی انجام گیرد خود به خود ادامه پیدا می کند.تجدید انتخاب اعضاء هیئت مدیره واعضاء علی البدل، مدیرعامل وقائم مقام مدیر عامل بانک برای دوره های بعد با تایید قبلی بانک مرکزی بلامانع است.
ماده ۳۱- سهام وثیقه
هریک از مدیران باید حداقل هزار سهم از سهام بانک را درتمام مدت مأموریت خود دارا باشد و آن را به عنوان وثیقه به صندوق بانک بسپارد. این سهام برای تضمین خساراتی است که ممکن است از تقصیرات مدیران منفرداً یا مشترکاً بر بانک وارد شود.
سهام مذکور با نام بوده و قابل انتقال نیست و مادام که مدیری مفاصا حساب دوره تصدی خود را در بانک دریافت نداشته است، سهام مذکور در صندوق بانک به عنوان وثیقه باقی خواهد ماند. وثیقه بودن این سهام مانع استفاده از حق رأی آنها در مجامع عمومی و پرداخت سود به صاحبانشان نخواهد بود.
ماده ۳۲- رییس، نایب رییس و منشی هیئت مدیره
هیئت مدیره در اولین جلسه خود، که حداکثر ظرف یک هفته بعد از جلسه مجمع عمومی (عادی/عادی به طور فوق العاده) که هیئت مدیره را انتخاب کرده است تشکیل خواهد شد، از بین اعضای خود، یک رییس و یک نایب رییس که باید شخص حقیقی باشند برای هیئت مدیره تعیین می کند.
مدت ریاست رییس و نیابت نایب رییس بیش از مدت عضویت آنها در هیئت مدیره نخواهد بود. رییس و نایب رییس قابل عزل و انتخاب مجدد می باشند. درصورت غیبت رییس و نایب رییس، اعضای هیئت مدیره یک نفر از اعضای حاضر در جلسه را تعیین می نمایند تا وظایف رییس را انجام دهد. هیئت مدیره از بین خود یا خارج از خود، یک نفر را به عنوان منشی برای مدت یکسال انتخاب می کند.
ماده ۳۳- تشکیل جلسات هیئت مدیره
ترتیب برگزاری جلسات هیئت مدیره توسط هیئت مدیره تعیین می شود. هیئت مدیره در مواقع مقتضی که فاصله آنها از یک ماه تجاوز نکند و به دعوت کتبی رییس یا نایب رییس و یا دو نفر از اعضاء هیئت مدیره و همچنین در موارد ضروری به دعوت مدیرعامل تشکیل جلسه خواهد داد. بین تاریخ ارسال دعوت نامه و تشکیل جلسه هیئت مدیره فاصله متعارفی رعایت خواهد شد.
چنانچه در هریک از جلسات هیئت مدیره، تاریخ تشکیل جلسه بعد تعیین و در صورت جلسه قید شود، ارسال دعوت نامه برای مدیرانی که در همان جلسه حضور داشته اند ضرورت نخواهد داشت. جلسات هیئت مدیره در مرکز اصلی بانک یا در هر محل دیگری که در دعوت نامه تعیین شده باشد تشکیل خواهد شد.
مادۀ ۳۴- حد نصاب و اکثریت لازم برای رسمیت جلسه هیئت مدیره
جلسات هیئت مدیره در صورتی رسمیت دارد که بیش از نصف اعضای هیئت مدیره در آن جلسات حضور داشته باشند. تصمیمات هیئت مدیره با موافقت اکثریت اعضاء معتبر خواهد بود.
ماده ۳۵- صورت جلسات هیئت مدیره
برای هریک از جلسات هیئت مدیره، باید صورت جلسه ای تنظیم شود که به امضای کلیه مدیران حاضر در جلسه برسد. نام مدیران حاضر و غایب و خلاصه ای از مذاکرات و همچنین تصمیمات متخذه در جلسه با قید تاریخ در صورت جلسه ذکر می گردد. نظر هریک از مدیران که با تمام یا بعضی از تصمیمات مندرج در صورت جلسه مخالف باشد باید در زیر صورت جلسه قید شود.
ماده ۳۶- اختیارات هیئت مدیره
هیئت مدیره برای هرگونه اقدامی به نام بانک و هر نوع عملیات و معاملات مربوط به موضوع بانک که انجام و اتخاذ تصمیم درباره آنها در صلاحیت مجامع عمومی نباشد، دارای اختیار است، از قبیل:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

    • نمایندگی بانک در برابر صاحبان سهام، کلیه ادارات دولتی و غیر دولتی، مؤسسات عمومی، مراجع قضایی و سایر اشخاص حقیقی و حقوقی داخل و خارج از کشور،
    • تصویب آیین نامه های داخلی بانک به پیشنهاد مدیرعامل،
    • اتخاذ تصمیم در خصوص تأسیس و انحلال نمایندگی ها یا شعب در هر نقطه از ایران یا خارج از ایران، با اخذ مجوز از بانک مرکزی
    • تصویب ساختار سازمانی، شرایط استخدام و میزان حقوق و دستمزد،
    • پیش بینی و تصویب بودجه سالانه بانک،
    • افتتاح هر نوع حساب و استفاده ازآن به نام بانک نزد بانک ها و مؤسسات قانونی دیگر،
    • دریافت مطالبات و پرداخت دیون بانک،
    • صدور، ظهرنویسی، قبولی، پرداخت و واخواست اوراق تجارتی،
    • انعقاد هر نوع قرارداد، تغییر، تبدیل، فسخ و یا اقاله آن در مورد اموال منقول و غیرمنقول که مرتبط با موضوع بانک باشد و انجام کلیه عملیات و معاملات مذکور در ماده ۲ این اساسنامه و اتخاذ تصمیم در مورد کلیۀ ایقاعات،
    • تأمین مالی در چارچوب تسهیلات قرض الحسنه با رعایت ضوابط و مقررات مربوطه،
    • اتخاذ تصمیم در مورد امور مرتبط با ثبت و معاملۀ کلیۀ حقوق غیرمادی یا معنوی از جمله هرگونه حق اختراع، نام یا علائم تجاری و صنعتی، کپی رایت، سرقفلی و کلیه امتیازات متصوره،
    • به امانت گذاردن هر نوع سند، مدرک، وجوه بانک یا اوراق بهادار و استرداد آنها.
    • رهن گذاردن اموال بانک اعم از منقول و غیرمنقول و فک رهن و لو کراراً،
    • اقامه هرگونه دعوای حقوقی و کیفری و دفاع از هر دعوای حقوقی و کیفری اقامه شده، در هریک از دادگاه ها، دادسراها، مراجع قضایی یا غیرقضایی اختصاصی یا عمومی و دیوان عدالت اداری، از طرف بانک دفاع از بانک در مقابل هر دعوای اقامه شده علیه بانک چه کیفری و چه حقوقی در هریک از مراجع قضایی یا غیرقضایی اختصاصی یا عمومی و دیوان عدالت اداری، با حق حضور و مراجعه به مقامات انتظامی و استیفای کلیه اختیارات مورد نیاز در دادرسی از آغاز تا اتمام، از جمله حضور در جلسات، اعتراض به رأی، درخواست تجدیدنظر، فرجام، واخواهی و اعاده دادرسی، مصالحه و سازش، استرداد اسناد یا دادخواست یا دعوا، ادعای جعل یا انکار و تردید نسبت به سند طرف و استرداد سند، تعیین جاعل، حق امضای قراردادهای حاوی شرط داوری یا توافقنامه داوری و ارجاع دعوا به داوری و تعیین و گزینش داور منتخب ( با حق صلح یا بدون آن)؛ اجرای حکم نهایی و قطعی داور، درخواست صدور برگ اجرایی و تعقیب عملیات آن واخذ محکوم به و وجوه ایداعی و تعقیب آنها، تعیین مصدق و کارشناس، انتخاب و عزل وکیل و نماینده با حق توکیل مکرر، اقرار در ماهیت دعوا، جلب ثالث و دفاع از دعوای ثالث، دعوای متقابل و دفاع در مقابل آنها، ورود شخص ثالث و دفاع از دعوای ورود ثالث، قبول یا رد سوگند، تأمین خواسته، تأمین ضرر و زیان ناشی از جرائم و امورمشابه دیگر،

پایان نامه رشته حقوق

  • تنظیم صورت های مالی سالانه و گزارش فعالیت هیئت مدیره و ارائه آن به بازرس و حسابرس،
  • تنظیم صورت های مالی میان دوره ای در مقاطع سه ماهه و ارائه صورت های مالی ۶ ماهه به حسابرس و بازرس،
  • دعوت مجامع عمومی عادی و فوق العاده و تعیین دستور جلسۀ آنها،
  • پیشنهاد هر نوع اندوخته بجز اندوخته قانونی،
  • پیشنهاد تقسیم سود بین صاحبان سهام،
  • پیشنهاد اصلاح اساسنامه به مجمع عمومی فوق العاده،

ماده ۳۷- پاداش اعضاء هیئت مدیره
هرسال طبق تصمیم مجمع عمومی، ممکن است نسبت معینی از سود خالص به عنوان پاداش با رعایت قانون اصلاح قسمتی از قانون تجارت در اختیار هیئت مدیره گذارده شود. این نسبت به هیچ وجه نباید از پنج درصد سودی که همان سال به صاحبان سهام بانک پرداخت می شود تجاوز کند.
ماده ۳۸- معاملات مدیران با بانک
اعضای هیئت مدیره و مدیرعامل بانک و همچنین مؤسسات و شرکت هایی که اعضای هیئت مدیره یا مدیرعامل بانک شریک یا عضو هیئت مدیره یا مدیرعامل آنها باشند، نمی توانند بدون تصویب هیئت مدیره در معاملاتی که با بانک یا به حساب بانک می شود به طور مستقیم یا غیرمستقیم طرف معامله واقع و یا سهیم شوند. احکام این گونه معاملات در قانون تجارت مقرر شده است.
ماده ۳۹- اعطای وام یا اعتبار به مدیران
اعطای وام به اعضاء هیئت مدیره، مدیر عامل، قائم مقام مدیر عامل و معاونین آنان، بازرسان و اقربای درجه اول از طبقه اول قرابت با آنها و همسر آنها و نیز سهامدارانی که مالک بیش از یک درصد سهام بانک می باشند ممنوع است . میزان پرداخت وام به کارکنان و مدیران بر اساس ضوابط ابلاغی از سوی بانک مرکزی خواهد بود.
ماده ۴۰- رقابت مدیران با بانک
مدیران و مدیرعامل نمی توانند معاملاتی نظیر معاملات بانک که متضمن رقابت با عملیات بانک باشد انجام دهند. هر مدیری که از مقررات این ماده تخلف کند و تخلف او موجب ضرر و زیان بانک گردد، مسئول جبران آن خواهد بود. منظور از ضرر در این ماده اعم است از ورود خسارت یا تقویت منفعت.
مادۀ ۴۱- مدیر عامل
هیات مدیره باید یک نفر شخص حقیقی را از بین اعضاء خود یا خارج از هیات مدیره با رعایت ماده ۲۶ این اساسنامه به عنوان مدیرعامل بانک انتخاب نماید و حدود اختیارات، مدت تصدی، حقوق و سایر شرایط استخدامی او را تعیین کند. هیات مدیره می تواند قسمتی از اختیارات مشروحه در ماده ۳۶ را به مدیرعامل تفویض نماید. مدیرعامل بانک درحدود اختیاراتی که به او تفویض شده، نماینده بانک محسوب و از طرف بانک حق امضاء دارد. همچنین مدیر عامل می تواند قسمتی از اختیارات خود را به مسئولیت خود به اشخاص دیگر از جمله به هریک از کارکنان بانک واگذار نماید. در صورتی که مدیرعامل عضو هیات مدیره باشد، دوره مدیریت عامل او از مدت عضویت او در هیات مدیره بیشتر نخواهد بود. مدیرعامل بانک نمی تواند در عین حال رییس هیات مدیرۀ بانک باشد.
تبصره ۱: نام، مشخصات و حدود اختیارات مدیرعامل، باید با ارسال نسخه ای از صورتجلسه هیات مدیره به اداره ثبت شرکت ها اعلام و پس از ثبت در روزنامه رسمی آگهی شود.
تبصره ۲: مدیر عامل می تواند یک نفر شخص حقیقی را به عنوان قائم مقام خود با رعایت ماده ۲۶ این اساسنامه انتخاب نماید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:23:00 ب.ظ ]




توجه به کارکنان و عملکرد شغلی آنها، به عنوان بزرگ ترین و مهم ترین سرمایه سازمان، پدیده ای است که در طول چند دهه اخیر رشد فراوانی داشته است. سازمان های صنعتی، بازرگانی و حتی خدماتی برای بالا بردن بهره وری خود، بیش از پیش به افزایش توان تخصصی و رضایت نیروی انسانی خود توجه می کنند و بهره وری را با بهبود عملکرد شغلی و کیفیت زندگی شغلی کارکنان مرتبط ساخته اند (دولان و شولر، ۱۳۸۰). مطالعاتی وجود دارند که بیان می کنند، قابلیت فناوری اطلاعات، یک متغیر میانجی و تعدیل کننده است که سرمایه گذاری را به عملکرد شغلی مرتبط می کند ((Liu et.al, 2008. این مطالعات اشاره می کنند که عملکرد شغلی تحت تاثیر دستیابی به اطلاعات هستند. رسانه های اجتماعی در حال تغییر جهان هستند و این امر سازمان ها را مجبور به تفکر مجدد استراتژی های ارتباطی و بازاریابی می کند. هایثورن ویث (۲۰۰۲)، بیان می کند که روابط شبکه‎ای به تبادل بیشتر اطلاعات و افزایش وابستگی منتهی می شود. مطالعاتی که شبکه های اجتماعی را به عملکرد شغلی مرتبط می کنند، بیان می کنند که شبکه های اجتماعی دسترسی کاربران به اطلاعاتی همچون مشورت، کمک به حل مشکلات و دیگر مزایای ساختاری را فراهم می کنند. این امر به کاربران کمک می کند تا به دانش ضروری و لازم برای موفقیت در کار دست یابند (Sparrowe et.al, 2001). همچنین بیان شده که اطلاعات حاصل از شبکه می تواند به عنوان منبعی دیده شود که به کاربران اجازه می دهد چالش های حاصل از تغییرات محیطی را بهتر اداره کنند (Cross & Cummings, 2004). با ظهور سایت های شبکه اجتماعی، شبکه های ارتباطی آنلاین با شبکه های ارتباطی آفلاین یکپارچه شده اند. بیشتر فناوری های آنلاین مانند بلاگ ها، سایت های شبکه اجتماعی مانند، توییتر و فیس بوک و دیگر نوآوری ها بسیار مشهور شده اند. پیشرفت های فناوری نحوه تعامل و انجام وظایف تیم ها را توسعه داده است. درحالیکه تعاملات رو در روی تیمی هنوز متداول است، تیم های مجازی که از طریق رسانه های الکترونیکی مانند، ایمیل و کنفرانس ویدئویی ارتباط برقرار می کنند افزایش یافته‎اند (Bell & Kozlowski, 2002). سازمان ها باید جهت به کارگیری و استفاده بهینه از فناوری اطلاعات زمینه سازی لازم را اجام دهند. یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در این مسیر، فرهنگ سازمان می‎باشد. سازمان از طریق توجه به فرهنگ و شناخت فرهنگ موجود در سازمان و خلق ارزش های مناسب در حمایت از فرهنگ می‎تواند نقش مهمی را در به کارگیری موثر فناوری اطلاعات و ارتباطات ایفا کند. فرهنگ سازمانی، نقش مهم و استراتژیکی را در انسجام و نزول سازمانی ایفا می کند (Lopez & Merono,2009).
این فصل شامل دو بخش می باشد. در بخش اول، مبانی نظری پژوهش بیان می شود و عملکرد شغلی، روابط آفلاین، روابط آنلاین و شبکه های اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرند و در بخش دوم ادبیاتی که در مطالعات پیشین پیرامون این موضوع بررسی گردیده اند، به طور خلاصه بیان می شوند.
۲-۲ عملکرد: مفاهیم و ابعاد
نظام مدیریت سنتی، منابع فیزیکی، سرمایه و منابع انسانی را به عنوان سه منبع اصلی برای عملکرد مطلوب در سازمان لازم می داند. با رشد فناوری از یک سو و خارج شدن فرایندهای سازمانی ازحالت ایستا از سوی دیگر، سازمان ها نیازمند بازنگری مجدد در عملکرد خود هستند تا با ایجاد زمینه های مساعد بتوانند به رشد و پویایی لازم برای تطبیق با تغییرات فناوری و محیطی نایل آیند (صرافی زاده، ۱۳۸۳). عملکرد سازمانی، مفهوم مهمی در تحقیقات تجربی درمورد سیاست کسب و کار است. عملکرد در هر سازمانی تعریف خاص خود را دارد. در سازمان دولتی، هدف عملکرد سازمان، ارائه خدمات بهتر و افزایش رفاه و ثروت عمومی جامعه می باشد. اما در شرکت های تولیدی شاخص عملکرد، علاوه بر رضایت مشتریان سازمان و حفظ منافع جامعه، سود و رضایت سهام داران و کارکنان سازمان نیز می باشد. رابینز (۲۰۰۵)، عملکرد را اندازه گیری نتایج و بررسی این مورد می داند که آیا کار به خوبی انجام شده است یا خیر. عملکرد واژه ای است که هم مفهوم تلاش برای انجام کار و هم نتیجه کار را در برمی گیرد (یمنی، ١٣٧٣). عملکرد مجموعه فعالیت هایی است که به طورمعمول بخشی از شغل و وظایف فرد است و باید آن را انجام دهد (ذاکرفرد، ١٣٨٨). توان و تمایل افراد به عنوان عوامل اساسی موثر در عملکرد و بهره وری آن ها معرفی شده اند. یعنی فرد تا چه اندازه توان (دانش، مهارت، تجربه و شایستگی) انجام کار ها را داشته و تا چه اندازه ای تمایل، انگیزه، علاقه، تعهد و اعتماد به انجام کار دارد (قلی پور، ۱۳۸۶).
در سنجش عملکرد، بیشتر تغییرات کارایی و اثربخشی سازمان از حیث پاسخگویی ساختارهای سلسله مراتبی و شبکه ای مدنظر می باشد (Whitall, 2007). عملکرد هم مفهوم رفتار شغلی و هم مفهوم رسیدن به اهداف را شامل می شود، این تعریف به طور ضمنی به انواع نظام های ارزشیابی عملکرد اشاره دارد. سه نوع نظام ارزشیابی عملکرد که برگرفته از تعاریف گوناگون عملکرد می باشند، عبارتند از:
الف) نظام ارزشیابی مبتنی بر ویژگی های فردی: توانایی یا سایر ویژگی های شخصی کارکنان را ارزیابی می کند؛
ب) نظام ارزشیابی مبتنی بر رفتار: میزان بروز رفتار های خاص و نسبتاً مشخص توسط کارکنان حین انجام کار را ارزیابی می کند؛
ج) نظام ارزشیابی نتیجه گرا: میزان تحقق حداقل انتظارات شغلی تعیین شده برای یک کارمند

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

را مورد سنجش و ارزشیابی قرار می دهد (حقیقی و رعنایی، ۱۳۷۶).
۲-۳ عملکرد شغلی
در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، به عملکرد شغلی به عنوان یکی از متغیرهای مهم بهره وری توجه زیادی می شود. روان شناسان عمکرد شغلی را محصول رفتارهای انسانی می دانند و معتقدند انگیزه ها و نیازها، در عملکرد افراد و در نهایت رشد و توسعه اقتصادی تأثیر دارند (forss & foy, 2001). سیستانی (۱۳۸۰)، عملکرد شغلی را کارایی و اثربخشی در وظایف محوله می داند. در این تعریف کارایی به معنای نسبت بازده به دست آمده به منابع به کار رفته و اثربخشی به معنای میزان دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده می باشد. عملکرد شغلی اثربخشی رفتارهای فردی در دستیابی به اهداف سازمانی است (Motowidlo, 2003). عملکرد شغلی به عنوان یک متغیر چند بعدی تعریف می شود که نشان دهنده چگونگی عملکرد کارکنان، میزان ابتکار عمل و تدابیر حل مسئله و راه های استفاده از منابع موجود و همچنین استفاده از زمان و انرژی در انجام وظایف شغلی می باشد. به عبارتی عملکرد شغلی مجموعه ای از الگوهای رفتاری شامل دانش، مهارت، شایستگی مدیریت، وجدان و توانایی درک محیط کاری است (Rutman, 2002). عملکرد شغلی به عنوان ارزش سازمانی رفتار کارمند، در موقعیت های مختلف تعریف می شود (Motowidlo, 2003). منظور از ارزش سازمانی برآوردی است که سازمان از فعالیت ها و خدمات کارکنان خود دارد (Borman et.al, 2003). نکته مهم در این تعریف آن است که عملکرد شغلی به عنوان خصوصیت یا ویژگی رفتاری معین تعریف شده، به ویژه این که عملکرد شغلی به عنوان ویژگی یکپارچه از رفتارهای مجزا که در گستره ای از زمان رخ می دهد، در نظر گرفته شده است. نکته دوم این است که ویژگی های رفتاری عملکرد شغلی، به ارزش مورد انتظار سازمان بر می گردد. با این تعریف، می توان عملکرد شغلی را به عنوان مجموعه ای از رفتارها به شمار آورد که توسط افراد متفاوتی انجام می شود و رفتارهایی که توسط افرادی مشابه در زمان های متفاوت انجام می شود Borman, 2003)). ماهیت عملکرد شغلی در یک سازمان به نیازمندی های شغل، اهداف، ماموریتها و باورهای موجود در سازمان نسبت به رفتارهای با اهمیت بستگی دارد (Befort & Hattrup, 2003). بیشتر محققان معتقدند که عملکرد بالاتر به احساس رضایت و اثربخشی بیشتر در کارکنان می شود (Kanfer & Ackerman, 2005). بعلاوه کارکنان با عملکرد بالاتر نسبت به دیگران فرصتهای شغلی بیشتری دارند (Van Scotter et.al, 2000). درمورد عملکرد شغلی کارکنان سازمان، می توان آن را از دو بعد نوآورانه و استاندارد مورد توجه قرار داد. عملکرد شغلی استاندارد مربوط به میزان انجام وظایف سازمانی توسط کارکنان است (Gellaty & Gregory, 2001). سازمانی که فقط به وظایف مشخص و از پیش تعیین شده متکی باشد، یک نظام اجتماعی ضعیف محسوب می شود. اکثر محققان معتقدند که عملکرد شغلی یک سازه چند بعدی است که سه بعد مهم آن عملکرد وظیفه ای، عملکرد زمینه ای و رفتار ضد بهروه وری می باشند که می توانند بر عملکرد کلی سازمان موثر باشندKwong & Cheung, 2003) ).
عملکرد وظیفه ای[۲۵]: نیازمندی ها و الزامات شغلی را منعکس می کند (زارعی متین و دیگران، ۱۳۸۵). عملکرد وظیفه ای به فعالیت هایی اشاره دارد که مستقیم یا غیرمستقیم در مرکز فنی سازمان مشارکت می کند (.(Borman & Motowidlo, 1997 درواقع همان وظایف و مسئولیت هایی هستند که در برگه شرح وظایف و مسئولیت های کارکنان ثبت می گردد و به طور مستقیم با انجام وظایف محوله در ارتباط هستند. ارزیابی درست از این بعد نیازمند استاندارد های معین است (زارعی متین و دیگران، ۱۳۸۵).
عملکرد زمینه ای[۲۶]: فعالیت های تعریف نشده و نامشخص، نظیر کار تیمی و حمایتی را در بر می گیرد (زارعی متین و دیگران، ۱۳۸۵). عملکرد زمینه ای شامل رفتارهایی است که منجر به بقای شبکه سازمانی و اجتماعی و فضای روان شناختی که شامل وظایف فنی می باشد، می شود (Kwong & Cheung, 2003). عملکرد زمینه ای در اثربخشی سازمانی مشارکت می کند. به گونه ای که زمینه سازمانی، اجتماعی و روانی را برای عملکرد شغلی فراهم کند (Spector & Fox, 2005).
رفتار مخالف بهره وری: به رفتارهای ارادی کارکنان اشاره دارد که پتانسیلی برای آسیب رساندن به سازمان و اعضای آن دارند (Spector & Fox, 2005).

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

۲-۴ عوامل موثر بر عملکرد شغلی

با توجه به اینکه ماهیت عملکرد شغلی در یک سازمان متاثر از عوامل فردی و سازمانی است، در این راستا خصوصیات روان شناختی افراد اهمیت ویژه ای می یابد بر این اساس لازم است که این خصوصیات و ویژگی ‎ها شناخته شود و در عین حال چگونگی ارتباط آنها با عملکرد شغلی افراد مورد بررسی قرار گیرد.

۲-۴-۱ عوامل شخصیتی

توجه به افراد و خصوصیات آنها بسیار مهم است به این دلیل که شاید در بسیاری موارد، عملکرد افراد نتیجه و بازتاب خصوصیات، روحیات آنها می باشد. اگرچه ارزیابی ارتباط میان ویژگی های شخصیتی و عملکرد شغلی مورد توجه قرار گرفته است، محققان بر اهمیت تحقیق بر این موضوع تاکید می کنند ((Barrick & Mount, 1991. حداقل دو دلیل برای تاکید در این زمینه وجود دارد. اول اینکه، کشف شده که ابعاد شخصیتی به روش های متفاوتی بر عملکرد شغلی در مشاغل گوناگون تاثیر می گذارند ((Hurtz & Donovan, 2000. دوم اینکه ادبیات ویژگی های شخصیتی در بیان اثر ویژگی های شخصیتی بر عملکرد شغلی با ثبات نیستند. محققان بیان می کنند که دلیل عدم سازگاری یا ثبات در ارتباط بین ویژگی های شخصیتی و عملکرد این است که اثر ویژگی های شخصیتی بر عملکرد به سایر عوامل و ویژگی ها بستگی دارد (Witt, 2002). پژوهشگران بسیاری به بررسی نقش شخصیت در تبیین نگرشها و رفتارهای افراد پرداخته اند. شخصیت نقش مهمی در درک و فهم نگرش ها و رفتارهای افراد در سازمان ایفا می کند Boyar) & Mosley, 2007 ). مطالعه شخصیت در سازمان ها به گونه ای فزاینده به بررسی تاثیر عوامل موثر بر نگرش های شغلی و عملکردهای گوناگون اختصاص یافته است.

    • برون گرایی[۲۷]: یکی از عوامل موفقیت مدیران، توانایی آنان در برقراری روابط می باشد. مهم ترین جنبه کار با افراد برقراری روابط انسانی با آن ها است. از طرف دیگر مهارت روابط انسانی تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله ویژگی های شخصیتی است. نیروهایی که اجتماعی، خوشرو و معاشرتی هستند مستعد روابط انسانی و اجتماعی اثربخش هستند. به عبارت دیگر افرادی که در روان شناسی برون‎گرا نامیده می شوند، می توانند مهارت انسانی قویتری داشته باشند و به تبع آن روابط انسانی اثربخش می تواند عملکرد مدیر را بهبود بخشد. در واقع ویژگی برون گرایی به واسطه ارتباط آن با مهارت روابط انسانی با عملکرد شغلی مرتبط می شود (Robberts et.al, 2005). بریک[۲۸] و همکاران در سال ۲۰۰۵ در مطالعه ای نشان دادند، افرادی که از نظر برون گرایی در جایگاه بالایی قرار دارند، افرادی اجتماعی، خونگرم، فعال، پر انرژی، ماجراجو و دارای اعتماد به نفس بالا و هدف دار هستند. در مقابل افراد درون گرا هستند ، افرادی ترسو، مطیع، ساکت و کم جرأت هستند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  • وجدان[۲۹]: بررسی های صورت گرفته نشان داده اند، ویژگی های شخصیتی، پیش بینی کننده های خوبی برای عملکرد شغلی هستند و وجدان را مهم ترین بعد در پیش بینی عملکرد دانسته اند (Barrick & Mount, 1991). در تحقیقات جدید، مؤثرترین عامل شخصیتی در عملکرد شغلی، وجدان یا در اصطلاح کاری آن، وجدان کاری معرفی شده است (O’Connor & Paunonen, 2007, Barrick & Mount, 1991). وجدان، شامل ویژگی هایی چون تفکر قبل از انجام کار، رعایت قوانین و هنجارها و سازماندهی و اولویت بندی وظایف می باشد (اژه ای و همکاران، ۱۳۸۸). وجدان یک ویژگی شخصیتی است که قابلیت اتکا را از طریق دقیق و سازمان یافته بودن از کلیه جهات منعکس می کند. وجدان کاری درجه ای است که افراد یک سازمان پشتکار، سخت کوشی و انگیزه دارند تا به هدف دست یابند (Barrick & Mount, 1991). از جمله شاخص های وجدان کاری، رعایت عدالت در انجام وظیفه، احترام به افکار دیگران، خدمت به خلق، احساس مسئولیت، احساس سودمندی کار، لذت بردن از کار، نیاز اندک به کنترل های خارجی و همچنین انجام درست کار و به نتیجه رساندن کارها، ترجیح سازمان بر خود و تعلق خاطر به آن، صرفه جویی در وقت و هزینه ها و انجام به موقع کارها هستند (سلطانی، ۱۳۷۷). طی پژوهشی نشان داده شد که عملکرد شغلی، توانایی های ذهنی عمومی و وجدان را پیش بینی می کند (Chan & Schmitt, 2002). پژوهشگران در بررسی ویژگی های شخصیتی به این نتیجه رسیدند که افرادی که وجدان بالاتری دارند، عملکرد تحصیلی و شغلی بهتری نیز دارند. وجدان کاری به عنوان ویژگی شخصیتی، دلالت بر سخت‎کوشی، نظم، دقت، پشتکار و مسئولیت پذیری دارد. در رابطه این ویژگی با عملکرد هنگامی که ارزیابی عملکرد مبتنی بر هدف و نتیجه باشد، این ارتباط به صورت بهتری خود را نشان می دهد (Barrick & Mount, 1991). محققان شواهدی ارائه کرده اند مبنی بر اینکه وجدان و قابلیت اتکاء با عملکرد زمینه ای رابطۀ بیشتری دارند تا عملکرد وظیفه ای (Borman et.al, 2001).

رابرتز[۳۰] و همکاران (۲۰۰۵)، در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که از بین پنج عامل شخصیتی موثر بر عملکرد شغلی، وجدان کاری بیشترین تأثیر را در عملکرد شغلی دارد، به عبارت دیگر به هر میزان که کارمندان از این ویژگی بیشتر برخوردار باشند، عملکرد شغلی بهتری خواهند داشت .مطالعات مربوط به مشاغل نشان داد که کارمندانی که این ویژگی را دارند، سخت تر کار می کنند، کار های به اتمام رسانده بیشتری دارند و به ترفیع شغلی بیشتری دست می یابند و لذا رضایت شغلی و رضایت از زندگی شان نیز افزایش می یابد. شواهد نشان می دهد که وجدان کاری علاوه بر تأثیر بر عملکرد شغلی افراد بر ابعاد دیگر زندگی آن ها از جمله در فراگیری آموزش، کارکرد اجتماعی مثبت و سلامت جسمانی آن ها تأثیر مثبت دارد.

Job Satisfaction - رضایت شغلی

ثبات‎هیجانی[۳۱]: ثبات‎هیجانی به معنای توانایی کنترل عواطف و احساسات و حاکمیت نسبی عقلانیت است. یکی از مهمترین وظایف مدیر تصمیم گیری است. مدیران دائماً با تصمیم های معمول و غیرمعمول سروکار دارند و موفقیت آن ها در تصمیم گیری وابسته به عواملی از جمله به کار بردن عقلانیت نسبی در تصمیم گیری و تحت تأثیر عواطف، احساسات و جوسازی دیگران قرار نگرفتن است .لذا آن دسته از مدیرانی که دارای ثبات هیجانی هستند احتمالا در تصمیم گیری های خود موفق ترند ((SANDERS, 2008.

 

سازگاری[۳۲]: این ویژگی به عنوان دوست داشتنی بودن یا موردقبول دیگران بودن توضیح داده می شود. افرادی که این ویژگی را دارند به عنوان اشخاصی با ادب، انعطاف پذیر، قابل اعتماد، خوش نیت، همکاری کننده، با تحمل، و خوش قلب توصیف می شوند. پیشینه تحقیقات درباره رابطه این ویژگی شخصیتی و عملکرد شغلی تاحدی ناهمسان است. افرادی که این ویژگی را دارند کمتر از دیگر نیروها تحمل انتقاد برای عملکرد بد و کسب اعتبار برای عملکرد خوب را دارند. هر چند که چندین مطالعه نشان داد نیروهایی که در ویژگی شخصیتی سازگاری نمره پایین تری بدست می آورند بیشتر مرتکب بد رفتاری در محیط کار می شوند (SANDERS, 2008).

 

انگیزش[۳۳]: انگیزش نیرویی درونی است که نمی تواند به روش تجربی مشاهده، اندازه گیری، یا تحلیل شود و عوامل آن نیز در بین افراد متفاوت است. بنابراین، عمل یا تصمیم خاصی ممکن است حاصل یکی از نیازهای (انگیزه های) گوناگون باشد، همانطور که نیازهای (انگیزه های) مختلف احتمالا موجب می شوند افراد به گونه ای مشابه رفتارکنند BOVEE ET.AL, 1993)) .انگیزش هر نوع تاثیری است که موجب تقویت، جهت گیری و بروز رفتار انسان ها می شود. هر مدیری مسئولیت دارد به کارکنان خود کمک کند تا کارهای خود را با کارایی و اثر بخشی انجام دهند. با این وجود، اگر مدیری نداند چه چیزی آنها را بر می انگیزد نمی تواند بر آنها تاثیر بگذارد و کمک وی نتیجه ای نخواهد داشت HELLREIGEL, 1989)). به عبارت دیگر، انگیزش حالتی درونی است که سبب می شود انسان به طریقی رفتار کند تا از تحقق هدفی اطمینان یابد. در حقیقت انگیزش چرایی رفتار افراد را بیان می کند CERTTO, 1994)). رضازاده و صادقی (۱۳۹۰)، در پژوهش خود نشان دادند که توجه و برنامه ریزی از سوی مدیران و مسئولین جهت تامین چهار عامل”حقوق و دستمزد”، “شرایط محیط‍ کار”، “پیشرفت و توسعه شغلی” و”موقعیت شغلی” می تواند در انگیزش کارکنان و بهبود عملکرد آنان موثر باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:23:00 ب.ظ ]




ارزشقائل شدن برای کیفیت زندگی: جامعه محلی بر این امر تاکید خواهد داشت که هدف اولیه برنامه ریزی و فرایند توسعه ارتقای کیفیت زندگی برای ساکنین آن است و از لحاظ اجتماعی، اقتصادی، روانی و روحی باید به ضرورتهای نوین سلامت و ایمنی توجه شود. (همان، ص ۲۱۸)
از آنجایی که برنامه استراتژیک بر اساس ابداع هدفهای مشترک و فرآیندی که توسط آن اهداف به تحقق میرسند، قرار دارد میتواند به عنوان محوری جهت ایجاد فرایند توسعه پایدار برای جوامع در نظر گرفته شود. (همان، ص ۲۲۱)
نحوه مدیریت بر جریان مطلوب زندگی شهری، می تواند در بهبود سکونتگاه های انسانی و پایداری توسعه شهری، مهمترین نقش را ایفا کند. زیرا عامل اجازه دهنده و تنظیم کننده برنامه های شهری از کارآیی مدیریت شهری نشأت می گیرد. در این زمینه، تولید منطقی انرژی، کاهش مصرف غیرضروری و بازیافت منابع طبیعی از جمله زمینه های تلقی شهر به عنوان یک منبع توسعه است (گزارش دبیر اجرایی کمیسیون سکونتگاه های انسانی سازمان ملل، ١٣٧٣)
بنابر این راه کارهای زیر به عنوان راه کارهای توسعه پایدار شهری مطرح است :

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  1. حداقل سازی پیامد های زیست محیطی
  2. حداقل سازی مصرف منابع تجدید ناپذیر
  3. بهره برداری از منابع تجدید پذیر

در این مسیر به ناچار سیاست هایی مثل کاهش اتکا به خودروی شخصی, افزایش فشردگی کالبدی در توسعه شهری, حفاظت و احیای نظام های طبیعی در شهر و منطقه پیرامونی, کاهش مصرف منابع و تولید آلودگی در شهر و منطقه, بهبود زیست پذیری اجتماعات بشری, پایندگی و تقویت اقتصاد شهری و اصلاح نظام اداری و حکمرانی شهری, بایستی اعمال شود تا شهر به سمت پایداری هدایت شود.
پیش فرض های توسعه پایدار شهری:
در راستای تحقق توسعه پایدار شهری می بایست شرایطی فراهم شود تا امکان بستر سازی توسعه پایدار انسانی و بهبود رفاه اجتماعی شهروندی، فراهم گردد که در این بستر می توان به برقراری عدالت اجتماعی طراحی اقلیمی هماهنگ با محیط زیست انسانی، تقویت ساختارهای همبستگی اجتماعی همچون تعهد و مسئولیت پذیری، تقویت بنیانهای اجتماعی و خانوادگی و احیای محیط زیست همگانی وایجاد انتظام ساختاری در فضای شهری برای ادراک زیباشناختی و خوانایی شهری و بهبود بهره گیری از فضاهای شهری و افزایش رضایت شهروندی و یکپارچگی بخشی به ساختار بصری محیط و منظر شهری اشاره کرد. کمیسیون جهانی محیط زیست نیز الزامات توسعه پایدار را چنین بیان می کند:

عکس مرتبط با اقتصاد

  • مشارکت شهروندان در تصمیم گیری در بستر یک نظام سیاسی
  • چاره اندیشی برای تنشهای حاصل از ناموزونی توسعه در بستر یک نظام اقتصادی
  • التزام به ترمیم و حفاظت محیط زیست در بستر یک نظام تولیدی
  • فراهم سازی الگوهای پایداری از تجارت مالی در بستر یک نظام دانش فنی
  • ایجاد الگوهایی از تجارت و دارایی در بستر یک نظام بین المللی
  • وجود انعطاف پذیری و خود اصلاحی در بستر یک نظام مدیریتی

بر این اساس توسعه پایدار شهری در تکوین مفاهیم زیر جنبه کارامدی به خود می گیرد:
الف- بسترسازی عدالت اجتماعی و شهروندی
ب- بستر سازی مشارکت شهروندی و همبستگی اجتماعی
پ- بسترسازی تقویت بنیان نهادهای اجتماعی و بنیان خانوادگی
ث- رویکرد استرتژیک بر پدیداری توسعه پایدار شهری
ج- گسترش آداب و فرهنگ شهرنشینی
چ- مساعدت و سازماندهی ارگانهای دولتی و خصوصی
ح- کارامد سازی سیاستها و برنامه های سیاست گذاری در حوزه کلان شهری
خ- گسترش حقوق شهروندی و بهینه سازی مناسبات مدنی
طراحی پایدار در ساختار شهری بر مینای سه اصل اساسی شکل می گیرد:

  1. اصل اول را می توان صرفه جویی در مصرف منابع دانست که در صدد است تا با مصرف بهینه منابع، میزان کاربرد ذخایر تجدید ناپذیر را در سخت و کارکرد بناهای شهری پایین آورد.
  2. اصل دوم بر طراحی بر اساس چرخه حیات مبتنی است که نتایج و تبعات زیست محیطی کل چرخه حیات منابع ساخت و ساز شهری را از مرحله تدارک تا بازگشت به طبیعت در بر می گیرد.
  3. اصل سوم را طراحی انسانی می دانند که ریشه در نیاز به حفظ عناصر زنجیره ای نظامهای زیستی دارد و تداوم حیات و بقای انسان را در پی دارد. بر این اساس طرحی شهری و معماری پایدار می بایستی کیفیت محیط های کار و زیستی را بهبود بخشد که موجب افزایش بهره وری و کاهش فشارهای روانی انسانی و بهبود شرایط زیستی می گردد که همان مفهوم رفاه اجتماعی و شهروندی را به ذهن متبادر می کند.
  • دیدگاه های جدید در توسعه پایدار شهری:

در بیشتر کشورهای در حال توسعه تأسیسات زیربنایی، تکنولوژی و نیروی متخصص مورد نیاز صنعت در شهرها وجود داشته اند؛ لذا غالب فعالیتهای اقتصادی و تولیدی در کنار این شهرها شکل گرفته و باعث رشد سریع آنها شده است. از طرف دیگر تمرکز سرمایه ها در شهرهای بزرگ باعث دوگانگی اقتصادی شده و همان گونه که اقای جان فریدمنمطرح می کند، این گونه شهرها مانند پمپ قوی، سرمایه ها و نیروی انسانی کارآمد را به خود جلب می کنند و باعث تخلیه آنها از دیگر مناطق و مخصوصاً مناطق محروم می شوند و ایجاد دوگانگی اقتصادی در منطقه می نمایند. یکی از اثرات توجه خاص به صنعتی کردن جوامع و تمرکز سرمایه ها در کنار شهرهای بزرگ رشد سریع شهرنشینی می باشد. بیشتر برنامه ریزان در کشورهای در حال توسعه معتقدند که رشد اقتصادی رابطه مستقیمی با شهرنشینی دارد.
آقای متوردر مطالعات خود در کشورهای جهان سوم، به این نتیجه می رسد که روند رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه و افزایش رشد طبیعی جمعیت، دو عامل اصلی در شهرنشینی ومخصوصاً تمرکزجمعیت درشهرهای بزرگ می باشندکه باعث برتریت می شوند.
اقای سیمونز مطرح می کند، توسعه اقتصادی و تمرکز سرمایه ها به روند رشد شهرهای بزرگ دامن زده و عوامل مؤثر را چنین می داند:

  • برنامه بهداشت عمومی که از میزان مرگ و میر می کاهد
  • تمرکز صنایع در کنار شهرهای بزرگ
  • تمرکز ساختمانها و فعالیتهای دولتی در کنار شهرهای بزرگ
  • مکانیزه و مدرنیزه شدن وسایل تولیدات کشاورزی که باعث آزاد شدن کشاورزان و ازدیاد بیکاری آنها و مهاجرت به شهرها و مخصوصاً شهرهای بزرگ می شود. باید توجه داشت که اختلاف سطح درآمد شهری و روستایی یکی از عوامل مؤثر در مهاجرت روستایی به شهر و شهرهای بزرگ می باشد.

واضح است که تمرکز جمعیت در شهرهای بزرگ مشکلاتی را برای اینگونه شهرها به وجود آورده و بیشتر برنامه ریزان شهری و منطقه ای معتقد هستند که رشد بی رویه شهرها و شهرهای بزرگ هزینه های زیادی را برای دولتها ایجاد می کند. به عنوان نمونه، کمبود مسکن، عدم دسترسی به خدمات شهری، ازدحام و نهایتاً از بین رفتن محیط زیست. آقای الشخص اثرات عمده تمرکز جمعیت در شهرهای بزرگ را در سطح کلی Macro و در سطح کوچک Micro چنین مطرح می کند:

  1. تمرکز جمعیت در شهرهای بزرگ از رشد شهرهای کوچک و روستاها می کاهد.
  2. این تمرکز به پراکندگی منطقه ای و عدم تعادل بین گروه های اجتماعی دامن زده و ایجاد عدم ثبات می کند.
  3. تمرکز باعث از بین رفتن زمینهای زراعی برای ساختن مسکن می شود. از نظر سطح کوچک Micro این تمرکز باعث:
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:22:00 ب.ظ ]




مفهوم هوش معنوى در ادبیات آکادمیک روان شناسى براى اولین بار در سال ۱۹۹۶ توسط استیونز و بعد در سال ۱۹۹۹ توسط امونز مطرح شد. به موازات این جریان، گاردنر مفهوم هوش معنوى را در ابعاد مختلف مورد نقد و بررسى قرار داد و پذیرش این مفهوم ترکیبى معنویت و هوش را به چالش کشید. هوش معنوى، موضوع جالب و جدیدى است که مطالب نظرى و نیز یافته های پژوهشی و تجربى در مورد آن بسیار اندک است. اخیرا، این موضوع نظر بسیارى از صاحب نظران و محققان را به خود جلب کرده است.
هوش معنوى قادر است که هشیارى یا احساس پیوند با یک قدرت برتر یا یک وجود مقدس را تسهیل کند یا افزایش دهد (سیسک و تورنس، ۲۰۰۱ ). هوش معنوى سازه هاى معنویت و هوش را درون یک سازه جدید ترکیب مى کند. در حالى که معنویت با جستجو و تجربه عناصر مقدس ، معنا، هوشیارى اوج یافته و تعالى در ارتباط است، هوش معنوى مستلزم توانایى هایى است که از چنین موضوعات معنوى براى تطابق و کنش اثربخش و تولید محصولات و پیامدهاى با ارزش استفاده مى کند.
به طورکلى مى توان پیدایش سازه هوش معنوى را به عنوان کاربرد ظرفیت ها و منابع معنوى در زمینه ها و موقعیت هاى عملى در نظر گرفت. افراد زمانى هوش معنوى را به کار مى برند که بخواهند از ظرفیت ها و منابع معنوى براى تصمیم گیرى هاى مهم و اندیشه در موضوعات وجودى یا تلاش در جهت حل مسائل روزانه استفاده کنند.
بنابراین، هوش معنوى موضوعات ذهنى معنویت را با تکالیف بیرونى جهان واقعى ادغام مى کند. دیدگاهی که هوش چندین توانایی مختلف را در بردارد ، به وسیله ی روند اخیر در عصب شناسی و روان شناسی شناختی حمایت شده است. تصور هوش معنوی مارا قادر می سازد که چیزها را همان طور که هستند ببینیم، عاری از تحریفات ناهشیار در مقابل افکار آرزومندانه یا درک قطعیت، تمرین هوش معنوی ایجاب می کند که با واقعیاتی هستی گرایانه از قبیل آزادی، رنج، مرگ و درگیر شدن با جستجوى دائمی برای معنا، مواجه شویم.
هوش معنوی هم چنین برای بسیاری از مردم، دلالت بر حساسیت زیبایی شناختی و تحسین زیبایی دارد و از لحاظ فیزیکی، بعضی اوقات با حساسیت به انرژی نافذ جاری در بدن مرتبط است. روش هایی از قبیل مراقبه، یوگا و ورزش های رزمی که مغز را آرام می کنند، می توانند آگاهی را گسترش داده و حساسیت ادراکی را به انرژی، صدا، نور و سطوح نافذ و دقیق هشیاری پالایش کنند.
هوش معنوی یکی از مفاهیمی است که ، در پرتو توجه و علاقه جهانی روان شناسان به حوزه دین و معنویت ، مطرح شده و توسعه پیدا کرده است. هوش معنوی سازه های معنویت و هوش را درون یک سازه جدید ترکیب می کند.
این درست است که ارتباطات زیادی بین معنویت و بهزیستی روان شناختی و سازگاری وجود دارد و به اعتقاد King راهبردهای مقابله ای و تکنیک های حل مشکل با بهره گرفتن از معنویت درواقع کاربردهای سازگارانه هوش معنوی می باشند. او پیشنهاد می کند که این ارتباط غیر مستقیم است و هوش معنوی به عنوان یک میانجی در این ارتباطات نقش دارد. احتمال بیشتر همبستگی معنا دار تری میان سطوح هوش معنوی و سازگاری وجود دارد.
از دیدگاه King هوش معنوی دارای ۴ مؤلفه تفکر وجودی ، تولید معنای شخصی ، بسط هشیاری و آگاهی متعالی می باشد.(ساغروانی،۱۳۸۸،ص۴۳)
هوش معنوی یا SQ را می توان همان توانایی دانست که به ما قدرتی می دهد و رویاها و تلاش و کوشش برای به دست آوردن آن رویاها را می دهد. این هوش زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها معتقدیم و نقش باورها، هنجارها، عقاید و ارزش ها را در فعالیت هایی را که بر عهده می گیریم در بر می گیرد. هوشی که به واسطه آن سوال سازی در ارتباط با مسائل اساسی و مهم در زندگی مان می پردازیم و به وسیله آن در زندگی خود تغییراتی را ایجاد می کنیم.
با بهره گرفتن از هوش معنوی به حل مشکلات با توجه به جایگاه، معنا و ارزش آن مشکلات می پردازیم. هوشی که قادریم توسط آن به کارها و فعالیت هایمان معنا و مفهوم بخشیده و با بهره گرفتن از آن بر معنای عملکردمان آگاه شویم و دریابیم که کدامیک از اعمال و رفتارهایمان از اعتبار بیشتری برخوردارند و کدام مسیر در زندگی مان بالاتر و عالی تر است تا آن را الگو و اسوه زندگی خود سازیم. بنابراین می توان گفت که هوش معنوی تمام آن چیزهایی است که به آن معتقدیم و نقش باورها و هنجارها، عقاید و ارزش ها را در فعالیت هایی که بر عهده می گیریم نشان می دهد(میرجلیلی وشفیعی،۱۳۹۱)
امام علی علیه السلام می فرمایند: هوش وتوانایی فهمیدن اندرزها از عواملی است که آدمی را به پرهیز از خطا فرا می خواند. میزان الحکمه ۱۳» صفحه ۳۲۶
دومین اثر و فایده هوش را میتوان درس گرفتن از وقایع اطرافمان دانست.
در سوره الحجر(۷۵) در مورد سرنوشت گنهکاران قوم لوط،  قرآن به نتیجه‏گیرى تربیتى و اخلاقى پرداخته مى‏گوید” در این داستان نشانه‏هایى است براى افراد با هوش”! (إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ)، آنها که با فراست و هشیارى و بینش مخصوص خود، از هر علامتى جریانى را کشف مى‏کنند، و از هر اشاره‏اى حقیقتى و از هر نکته‏اى، مطلب مهم و آموزنده‏اى را .
افرادی که هوش معنوی دارند دارای این صفات هستند:
–  قدرت مقابله با سختی ها، دردها و شکست ها
–  بالا بودن خودآگاهی در این افراد
–  حسی که این افراد را هدایت درونی می کند
–  درس گرفتن از تجربیات و شکست ها
–  از دشواری های زندگی فرصتی می سازد برای دانستن
–  توانایی ایستادگی در برابر جمع و هم رای نشدن با عامه مردم
–  گفتن «چرا؟»
–  پرداختن به سجایای اخلاقی و اهمیت دادن به آنها
–  توانمند بودن در خودداری و کنترل خویش
–  برخوردار بودن از حس انعطاف پذیری بالا
– درست اندیشیدن
– رهایی از لغزشها و دامهای شیطان
– مهار نیروهای مختلف جهان طبیعت
– در اختیار گرفتن اسرار آسمان پر ستاره
– شنیدن زمزمه حمد و تسبیح تمام ذرات جهان هستی
– گرفتن درس عبرت از پدیده ها
– عدم فرار از میدان حوادث
بروز کامل عشق در شخصیت فرد توانایی برای زندگی با شادی و شوق است(دکسون هارل،۲۰۰۸)
۲-۳۵- توصیف معنویت
معنویت یکی از نیازهای درونی انسان است که در قلب ها و ذهن ها و در آیین ها ، به ویژه در آیین های مذهبی وجود دارد. به گفته تیلیچ ، معنویت قلمرو و دغدغه نهایی (غایی) است ، چون همه انسان ها دغدغه ای نهایی دارند ، پس همگی معنوی اند. با این همه ، از دغدغه نهایی می توان برداشت های گوناگونی کرد. برخی از افراد خودشان یا نگرانی هایشان را معنوی نمی دانند. معنویت مانند عاطفه از نظر عمق معنا می تواند درجاتی گوناگون داشته باشد. معنویت ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه باشد ، رشدیافته یا رشد نایافته باشد ، سالم یا مرضی باشد ، سودمند یا زیان بار باشد. از معنویت با توجه به سویه های مطرح شده تعریف های گوناگونی شده است که با همه تأکیدهای روزافزون دانشمندان بر بعد معنوی رشد انسان ، هنوز تعریفی یکپارچه که در برگیرنده تمامیت معنوی باشد ارائه نشده است. برخی معنویت را متضمن بالاترین سطوح زمینه های رشد شناختی ، اخلاقی ، عاطفی ، و فردی می دانند. به سخن دیگر ، معنویت خودش به تنهایی یک زمینه رشد است ، یک نگرش است و نیازمند حداکثر تجربه های انسانی است(صمدی،۱۳۸۵). معنویت شامل ظرفیت برای خلاقیت، رشد و توسعه یک نظام ارزشی است(دلاپنا،۲۰۱۰)
برخی از روان شناسان معنویت را تلاش همواره بشر برای پاسخ دادن به چراهای زندگی تعریف کرده اند. به سخن روشن تر ، به کارگیری بهینه قوه ی خلاقیت و کنجکاوی برای یافتن دلایل موجود و مرتبط با زیستن و زندگی ، و در نتیجه تکامل ، بخشی مهم از معنویت است. بدین سان ، رشد معنوی زمانی آغاز می شود که کودک به دنبال دلیل می گردد و درباره پدیده های پیرامون خود کنکاش و پرسش می کند : (چرا آسمان آبی است؟) ، ( چرا خورشید نورانی است؟ ) ، ( پرنده چگونه پرواز می کند؟ ) ، و از این دست پرسش ها . سپس هم گام با رشد شناختی و عقلانی ، پرسش های پیچیده تری شکل می گیرد : ( چرا انسان به دنیا می آید؟ ) ، ( چرا ما می میریم ؟ ) ، ( آیا پس از مرگ زندگی ادامه می یابد ؟ ) ، ( معنای مرگ و زندگی چیست؟ ) و مانند این.
یک دیدگاه تلفیقی ، می تواند همه این نگرش های گوناگون را پوشش دهد با این همه ، پژوهش های فراوانی نشان داده است که معنویت بنیاد و پایه نهادهای مذهبی است و اصولاً معنویت حس پیوسته فرد در ارتباط با خود ، جهان ، دیگران ، و دنیای بالا است.
هریس و موران (۱۹۹۸) نیز بر آن اند که این ویژگی پیوستگی و ارتباطی معنویت ، معنایی بیش از خصوصی و فردی شدن دارد. به سخن دیگر ، معنویت حسی والا است که شور و شوق گرایش و کنش انسان را برای عدالت خواهی و انصاف افزایش می دهد و همنوایی و پیوستگی ای با خود و جهان آفرینش پدید می آورد (تسی ، ۲۰۰۳).
بدین سان ، معنویت را باید با دیدی کل نگرانه به انسان و جهان پیرامون او نگریست. این مسئله نیازمند آن است که انسان با پیرامونش همچون یک کل بده و بستان داشته باشد. از این گذشته ، در دیدگاه های نو ، معنویت کیفیتی بنیادی و فطری برای انسان بودن شمرده شده است. در این راستا ، گروم (۱۹۹۸) ، معنویت را مفهومی هستی شناسی می داند که از آن انسان و تکامل بخش او است. به سخن دیگر ، انسانیت انسان وابسته به وجود معنوی او است و بدین سان می توان گفت که معنویت ریشه های تکاملی و زیست شناختی دارد.(صمدی،۱۳۸۵)رفتار معنوی منجر به تعادل خوبی در زندگی می شود که می تواند از طریق علائم فیزیکی و روانی یک فرد دیده می شود.(امیدی و شفیعی،۲۰۱۲)

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

نتیجه تصویری برای موضوع هوش

    1. اسلام و معنویت

اگر معنویت را چیزی خود گزینش و سلیقه ای بدانیم، در این صورت همه افراد معنوی هستند و در واقع بحث درباره آن بی ثمر است؛ زیرا در این وصرت هر کس تجربه ای را می پسندد و حالی را دوست دارد و از حالی بدش می آید. معنویت این چنینی، نه ترسیت می خواهد، نه هدایت و نه آغاز و پایانی دارد. چنین برداشتی برخلاف فهم متعارف و دستورهای ادیان است.
نگاه دین اسلام به انسان آن است که او برای تأمین هدفی خاص، به این عامل پا نهاده است، اثر خارجی و واقعی دارد که آدمی را به سویی می برد. وقتی آدمی از دنیامی رود و رابطه اش از بدن قطع می شود، پرونده او همان عملی است که انجام داده و «یوم الحسری» نیز از آن باب است که فرد تک تک گزینه های خود را مشاهده می کند و در می یابد که مثلاً فلان روز که به جای بیدار شدن و نماز صبح خواندن، خوابیدم، چه ضرر بزرگی کردم. و بر این بد استفاده کردن از توانایی خود حسرت می خورد. دین اسلام بر همین اساس و با چنین نگاهی، برای انسان برنامه ریزی کرده است. به طور کلی در دین اسلام معنویت عبارت است از درک ارتباط با وجودی متعالی که به کمک عمل به برنامه ای ویژه در مدت زندگی بر کره زمین حاصل شده و روز به روز شدت یافته و از او وجودی خاص می سازد که در عالم هستی مطلوبیت ذاتی داشته و با یاد خدا تجلی می یابد.
هر شکلی از معنویت از نظراسلام مطلوبیت ندارد، بلکه معنویتی مطلوب است که در چهارچوب دین و در مسیر آن باشد.
در اسلام میان دینداری و معنویت جدایی نیست. معنویت صحیح در وقت عمل به دین و در سایه دینداری حاصل می شود و چیزی برای انسان وجود ندارد که معنویت باشد ولی خارج از دین و دینداری قرار گیرد.
یادخدا برترین حالت معنوی به حساب می آید و به هر صورت تحقق یابد، در رأس برنامه های دینی است. اسلام نیزآدمی را خلیقه خدا می داند و به دنبال آن است که صفحه وجودی او چیزی غیرخالق را نشان ندهد، ولی برای آن طوری برنامه ریزی کرده که هر روز این نمایش کامل تر شده شدت یابد و روز به روز به ظرفیت واقعی انسان نزدیک گردد، بنابراین معنویت در اسلام فوق العاده پویاست و هیچ توقعی در آن راه ندارد.
هر بخش و هر نقطه از برنامه دین اسلام برای سیر معنوی آدمی ضرورت دارد. هر کدام اثر خاصی دارند و هیچ چیز جای آنها را نمی گیرد؛ برای مثال، هر چند نماز مرکب از حرکات و سکنات و مشتمل بر خواندن چیزی است، و می دانیم والاترین هدف از این بخش از برنامه یاد خداست، ولی هیچ نوع ذکری جای خود آن را نمی گیرد؛ به عبارت دیگر، نماز مشابه ندارد. فرد هیچ گاه از برنامه دینی بی نیاز نمی گردد، بلکه برعکس هر چه بیشتر رشد کند انجام برنامه و عمل بر طبق وظیفه را برای خود مؤثرتر و کاراتر می بیند. در اسلام حالت روانی که آدمی را به سوی عبودیت و فرمان برداری سوق می دهد، بهترین حالت است و آنچه ای پس آن حاصل می شود، مطلوبیت مقدمی برای مرحله بعدی دارد، تا فرد از ظلمتی دیگر به سوی نور عالم لایتنهاهی گام بردارد (عبدالله زاده و دیگران، ۱۳۸۸، ص۱۶ و ۱۷).
۲-۳۷- مؤلفه های هوش معنوی در اسلام
– مشاهده وحدت در ورای کثرت ظاهری ؛
– تشخیص و دریافت پیام های معنوی از پدیده ها و اتفاقات ؛
– سوال و دریافت جواب معنوی در مورد منشأ و مبدأ هستی (مبدأ و معاد ) ؛
– تشخیص قوام هستی و روابط بین فردی بر فضیلت عدالت انسانی ؛
– تشخیص فضیلت فراروندگی از رنج و خطا و به کارگیری عفو و گذشت در روابط بین فردی ؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:21:00 ب.ظ ]




– استانداردنرم افزارهای آموزشی توسط دفتر تکنولوژی آموزشی وزارت آموزش و پرورش .
– اصول طراحی و ارزشیابی نرم افزارهای آموزشی (شاه جعفری ،۱۳۸۲) .
– تحلیل چندرسانه ای درس شیمی (مفتیان ،۱۳۸۸) .
– مدل یادگیری مجازی تحت مدل ساخت گرا .
– کتاب راهبردها و فنون آموزشی (فردانش ،۱۳۸۰) .
– درحالی که پژوهشات قبلی در این حد از جامعیت شاخص ها استفاده ننموده اند.
– تعداد زیاد داوران و ترکیب داوران (دبیران ریاضی وتکنولوژیست آموزشی) .
– رعایت اصول تحلیل محتوا در ارزیابی (محاسبه شاخص توافقی ،ارزیابی کل چندرسانه ای و بخش های آن به صورت جداگانه ).
– در ایران مطالعاتی در خصوص ارزشیابی چندرسانه ای ها در زمینه اصول مایر در درس زبان انگلیسی (زارعی-زوارکی وعوض زاده ،۱۳۸۵)و درس شیمی (مفتیان ،۱۳۸۸) انجام گرفته است .اما یک ارزشیابی همه جانبه در خصوص نرم افزار های درس ریاضی صورت نگرفته است.
اهمیت و ضرورت انجام پژوهش:
امروزه کامپیوتر و فناوری اطلاعات در تمام سطوح مختلف زمینه های آموزشی نفوذ نموده است و به چالشی بزرگ برای آموزش سنتی تبدیل گردیده است. در حالی که برخی از مربیان در مقابل این چالش ایستادگی می کنند، گروهی دیگر به راحتی آن را پذیرفته و به منظور ارتقاء آموزش و یادگیری از آن استفاده می کنند. با این حال، تمام محصولات آموزشی الکترونیکی موجود در بازار، برای تدریس و یادگیری مناسب نیستند و در میان آنها باید به انتخاب دست زد (لی و لی[۱۵]، ۲۰۰۷، ص ۱). از سوی دیگر، نوآوری در شیوه های آموزش از ویژگی های سبز فایل است و استفاده از رایانه در تمام زمینه ها، به خصوص در زمینه ی آموزش دروس مشکل نظیر ریاضیات، شاید امری اجتناب ناپذیر محسوب می گردد. استفاده از چندرسانه ای ها در نظام های آموزشی دارای فواید بسیار است و شاهد این گفته آن که استفاده آموزشی از برنامه های چند رسانه ای در کشورهای مختلف روند رو به رشد داشته است. امروزه برنامه های آموزشی چند رسانه ای فراوانی وجود دارند که در تدریس و یادگیری موضوعات و سطوح مختلف یادگیری مورد استفاده قرار می گیرند. چندرسانه ای آموزشی با درگیر نمودن حواس چندگانه در یادگیری، امکان تمرین به دانش آموز تا رسیدن به حد تسلط، تسهیل مشارکت میان دانش آموزان، کمک به آنان برای ایجاد ارتباط بین مفاهیم، انعطاف پذیری در مقابل نیاز فراگیران و برقراری ارتباط دو سویه با کاربر، می توانند باعث ارتقاء سطح یادگیری شوند (رضوی، ۱۳۸۶).
آموزش به کمک رایانه با قابلیت چندرسانهای، میتواند حواس گوناگون را همزمان در فرایند تجربهی چند حسی به کار گیرد و برای افراد با ویژگیهای متفاوت، محیط مطلوب یادگیری ایجاد نماید (اسدی و بهرنگی، ۱۳۸۷، ص ۱۱، به نقل از عالمی، ۱۳۷۹). همچنین چندرسانه ای ها، توجّه و علاقه فراگیران را جلب می کنند، یادگیری را سریع، مؤثرتر و پایدارتر می کنند، تجارب واقعی، عینی و حقیقی را در اختیار فراگیران قرار می دهند و موقعیت هایی را در اختیار قرار می دهند که کسب آنها از راه های دیگر امکان پذیر نیست (فردانش، ۱۳۸۲).
علاوه بر این، نرمافزارهای چندرسانهای با فراهم کردن شرایط برای به کارگیری همزمان دو حس شنیداری و دیداری و جذاب و متنوع ساختن فضای یادگیری، باعث سریعتر شدن یادگیری میگردند. آموزش های مبتنی بر کامپیوتر در مقایسه با آموزش های سنتی دارای مزایایی نظیر بازخورد فوری، اجتناب از قضاوت های ذهنی و سوگیرانه (اسکری و اکانر[۱۶]، ۱۹۹۷)، تسهیل فرایند انفرادی کردن آموزش، افزایش دامنه توجّه و انگیزش یادگیرندگان، یادگیری متنوع (بیچ و آوایدا[۱۷]، ۱۹۹۲)، تناسب آموزش با توانمندیهای یادگیرندگان، ایجاد محیط یادگیری برانگیزاننده و به دور از رقابت های ناسالم (هال و همکاران[۱۸]، ۲۰۰۰) و سلسله مراتبی نمودن برنامه ها، افزایش قدرت خودتنظیمی و خودبازبینی (هاموند و ارینرون[۱۹]، ۱۹۹۷) می باشند (به نقل از قمرانی و جعفری، ۱۳۸۴، ص ۲۳).
با وجود تمام مزایایی که برای آموزش به کمک چند رسانه ای های آموزشی بر شمردیم، این فواید تنها زمانی می تواند عاید فراگیر گردد که چند رسانه ای های مورد استفاده دارای محتوایی علمی و مبتنی بر اصول علمی درست طراحی و تولید چند رسانه ای ها باشند. در غیر این صورت مشکل فراگیران را دو چندان و فقط وقت آنها را بیهوده هدر خواهند داد. لذا اهمیت و ضرورت پژوهش هایی از این دست از اینجا نمایان می گردد که تأثیرگذاری این گونه نرم افزارها تنها با تحلیل محتوای آنها با توجه به اصول و مبانی علمی امکان پذیر خواهد بود که هدف پژوهش حاضر است.
اهداف پژوهش:
هدف کلی: هدف کلی این پژوهش تعیین میزان رعایت اصول طراحی چند رسانه ای آموزشی درس افزارها و نرم افزارهای درس ریاضی می باشد ودر این راستا اهداف جزیی زیر در نظر قرار گرفته اند.
اهداف جزیی:

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات

  1. تعیین میزان رعایت «اصول تولید محتوا»در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی
  2. تعیین میزان رعایت «اصول رهیابی وردیابی»در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی
  3. تعیین میزان رعایت «اصول طراحی آموزشی» در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی
  4. تعیین میزان رعایت «اصول چندرسانه ای» در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی .
  5. تعیین میزان رعایت «اصول طراحی فنی» در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی.
  6. تعیین میزان رعایت «اصول خلاقیت» در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی.
  7. تعیین میزان رعایت «اصول تعامل و ارتباط گروهی» در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی.
  8. تعیین میزان رعایت «اصول ارزشیابی» در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی.
  9. تعیین میزان رعایت «اصول پشتیبانی» در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی.
  10. تعیین میزان رعایت «اصول مایر» در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی.
  11. تعیین میزان رعایت «اصول فعال بودن» در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی.
  12. تعیین میزان رعایت «اصول متفکرانه بودن» در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی.
  13. تعیین میزان رعایت «اصول تراکمی بودن» در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی.
  14. تعیین میزان رعایت «اصول یکپارچه بودن» در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی.
  15. تعیین میزان رعایت «اصول هدفدار بودن» در نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی.

سؤالات پژوهش:

  1. درطراحی نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی تا چه اندازه «اصول تولیدمحتوا» رعایت گردیده اند؟
  2. در طراحی نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی تا چه اندازه «اصول رهیابی و ردیابی» رعایت گردیده اند؟
  3. در طراحی نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی تا چه اندازه «اصول طراحی آموزشی» رعایت گردیده اند؟
  4. در طراحی نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی تا چه اندازه «اصول چندرسانه ای» رعایت گردیده اند؟
  5. در طراحی نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی تا چه اندازه «اصول طراحی فنی» رعایت گردیده اند؟
  6. در طراحی نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی تا چه اندازه «اصول خلاقیت» رعایت گردیده اند؟
  7. در طراحی نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی تا چه اندازه «اصول تعامل و ارتباط گروهی» رعایت گردیده اند؟
  8. در طراحی نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی تا چه اندازه «اصول ارزشیابی» رعایت گردیده اند؟
  9. در طراحی نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی تاچه اندازه «اصول پشتیبانی» رعایت گردیده اند؟
  10. در طراحی نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی تا چه اندازه «اصول مایر» رعایت گردیده اند؟
  11. در طراحی نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی تا چه اندازه «اصول فعال بودن» رعایت گردیده اند؟
  12. در طراحی نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی تا چه اندازه «اصول متفکرانه بودن» رعایت گردیده اند؟
  13. در طراحی نرم افزارهای آموزش درس ریاضی پایه اول ابتدایی تا چه اندازه «اصول تراکمی بودن» رعایت گردیده اند؟
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:21:00 ب.ظ ]




امروزه پدیده بیکاری یکی از مهمترین معضلات اقتصادی و اجتماعی عصر حاضر محسوب می شود که در پی آن ناهنجاریهای فراوانی در جامعه بروز پیدا می کند. از آنجا که کشور ما نیز با معضل بیکاری جوانان روبروست، شایسته است که راه حلی مناسب جهت برون رفت از وضعیت موجود اندیشیده شود (آمدی و دیگران، ۱۳۸۸). این مهم میسر نمی گردد، مگر در سایه خلاقیت و نوآوری و توجه به مقوله کارآفرینی. زیرا کارآفرینی قابلیتی است که می تواند نظام های امروزی را در این برهه حساس نجات داده و به بقای آنان کمک نماید (کمالیان و دیگران، ۱۳۸۹). در واقع کارآفرینی از منابع مهم و پایان ناپذیر همه جوامع بشری است. منبعی که به توان خلاقیت انسانها برمیگردد و زمانی کارآفرینی واقعی اتفاق می افتد که افراد راه های معمولی و همیشگی تفکر و عمل را کنارگذاشته و با نگاهی نو و متفاوت راه ها و ایده های جدید را به کار گیرند (جمشیدی فر و دیگران، ۱۳۸۹، ۵۵). امروزه همگان دریافته اند که جوامعی که به منابع انسانی متکی بوده اند تا به منابع زیرزمینی، در بلندمدت موفقتر و سرافرازتر بوده اند. در نتیجه، با توجه به نقشی که کارآفرینی در حیات اقتصادی دارد، می توان توسعه آن را یکی از اساسی ترین فعالیتها برای نیل به توسعه اقتصادی دانست و در حال حاضر، توسعه کارآفرینی بخشی جدایی ناپذیر و کلیدی از مباحث توسعه اقتصادی هم در کشورهای پیشرفته و هم در حال توسعه است (Ziaee, 2004). بنابراین آنچه که در شرایط جاری کشور ما ضرورتش بیش از پیش احساس می شود پرداختن به مقوله کارآفرینی است. زیرا افراد کارآفرین با بهره گیری از فرصت های موجود توان ایجاد کسب و کارهای جدید را دارند و از این طریق سبب افزایش تولید ملی و کاهش معضل بیکاری می گردند (دلجوی شهیر، ۱۳۸۸). علاوه بر این، به دلیل کاهش تصدیگری دولت، استخدام تمامی جوانان جویای کار و فارغ التحصیلان دانشگاه ها در دستگاه های دولتی امری است امکان ناپذیر. از اینرو بهره گیری از قدرت خلاقه جوانان جهت ایجاد کسب و کارهای جدید و سوق دادن آنها به سوی کارآفرینی، راه حلی است که گره گشای بسیاری از دشواری های اقتصادی خواهد بود (آمدی و دیگران، ۱۳۸۸). اگرچه در برنامه چهارم توسعه کشور توجه خاصی به این مهم شده است و برنامه ریزی و بسترسازی مناسبی درحوزه های اقتصادی، اجتماعی و نظام آموزشی کشور برای توسعه کارآفرینی به ویژه در دانشگاه های کشور صورت پذیرفته است، ولی متاسفانه هنوز نرخ بیکاری فارغ التحصیلان، در میان بیکاران بیشترین نرخ است (قوامی و لطفعلی پور، ۱۳۸۷)، به طوری که طبق آمار، سالانه ۲۷۰ هزار فارغ التحصیل دانشگاهی وارد بازار کار می شوند، اما ظرفیت بازار جوابگوی این تعداد نیست (عزیزی و حسینی، ۱۳۸۵). این امر نشان دهنده این است که اگر چه در کشور ما در چند سال اخیر دانشگاه ها به آموزش کارآفرینی روی آورده اند و نسبت به آموزش کارآفرینی و نقش آن در ایجاد دانش و مهارت دانشجویان همت نموده اند و روند آموزش کارآفرینی رو به رشد بوده است، اما جذب قشر تحصیل کرده در بازار کار، به علت فقدان یکسری توانایی ها و مهارت ها که بخشی از آنها می بایست طی دوران تحصیل در دانشگاه فرا گرفته شوند، هنوز با مشکل مواجه است (آراستی و دیگران، ۱۳۹۰). در شرایط خاص اقتصادی کشور، ایجاد فرصتهای شغلی برای خیل عظیم بیکاران خصوصا فارغ التحصیلان نظام آموزشی، اصلی ترین و مهمترین مشغله تصمیم گیران و برنامه ریزان کلان کشور است و رفع معضل بیکاری، ایجاد و تقویت راهکارهای اشتغالزایی و خوداشتغالی و حرکت به سمت توسعه جامعه، نیاز به تربیت و آموزش افرادکارآفرین، کارآمد و خلاق را دوچندان کرده است (پورآتشی و مختارنیا، ۱۳۸۸، ۱۱۵). بنابراین جهت اشتغالزایی، بالا بردن تولید ناخالص ملی و افزایش رفاه اجتماعی توجه به مقوله کارآفرینی و ایجاد و تقویت روحیه کارآفرینی، به ویژه در میان دانشجویان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است (قاسمی و اسدی، ۱۳۸۹، ۱۴). با این تفاسیر و با توجه به تاکیدی که در ادبیات موضوع برقصد کارآفرینانه صورت گرفته، تحقیق حاضر بر آن است تا عوامل موثر بر آن را بررسی نماید.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

عکس مرتبط با اقتصاد

۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق

کارآفرینان در هر جامعه ای از چنان ارزش بالایی برخوردارند که در بسیاری از مواقع بقای آن جامعه را تضمین می نمایند. اهمیت کارآفرینان به دلیل خلق ارزش هایی نظیر کشف دانش جدید، ایجاد تکنولوژی های جدید، بهبود خدمات و محصولات موجود، یافتن راه حل های جدید و خلاقانه جهت تولید کالاها و خدمات متنوع البته با صرف منابع کمتر و غیره می باشد (کمالیان و دیگران، ۱۳۸۹). بنابراین برخورداری جوامع از روحیه کارآفرینی، اصل و اساس پیشرفت اقتصادی کشورها به حساب می آید. در حقیقت علم و دنیای مدیریت با مفهوم روحیه کارآفرینی هویت می یابد. عنصر کارآفرینی با بهره گرفتن از حداقل سرمایه و پس انداز و روش های جدید بهره برداری و ترکیب بهینه عوامل تولید، کارآیی و اثربخشی بنگاه اقتصادی را به حداکثر می رساند. امروزه سه دلیل مهم برای توجه به مقوله کارآفرینی وجود دارد که عبارتند از تولید ثروت، توسعه تکنولوژی و اشتغال مولد (قاسمی و اسدی، ۱۳۸۹، ۱۴). از سوی دیگر، موقعیت اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی امروز کشور به گونه ای است که حل مشکلات و تنگناها، الگوها و راه حلهای جدید و متفاوتی را طلب می کند. ترکیب جمعیتی جوان کشور، ضرورت ایجاد فرصتهای شغلی و نیز نوسان بهای نفت از جمله عوامل عمده ای هستند که موجب می شوند سیاستگذاران و تصمیم گیران کلان کشور، به منبع درآمد سهل الوصول دیگری به جز نفت بیندیشند و بی شک آن منبع جز ابتکار، خلاقیت و نوآوری چیز دیگری نیست. اکنون در عرصه جهانی، افراد خلاق، نوآور و مبتکر به عنوان کارآفرینان منشأ تحولات بزرگی در زمینه های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند (حیدری و دیگران، ۱۳۹۰، ۱۴۷) و اهمیت آنان به حدی است که گاه از آنان به عنوان قهرمانان ملی یاد می شود. این توسعه کارآفرینی است که چرخ های توسعه اقتصادی کشور را به حرکت در می آورد (دلجوی شهیر، ۱۳۸۸) و کارآفرینان موتور رشد اقتصادی جامعه محسوب می شوند و نقش مهمی در ایجاد تغییرات و پیشرفت های اقتصادی در کشورها ایفا می نمایند (Gurol & Astan, 2006). نکته مهمی که در این زمینه نادیده گرفته شده این است که اکثر تحقیقات صورت گرفته در زمینه کارآفرینی توجه خود را معطوف به فرایند راه اندازی کسب و کار (مرحله بعد از تصمیم گیری) کرده و نسبت به مرحله تصمیم گیری غفلت نموده اند. در واقع، به مرحله تصمیم گیری و به عوامل و عناصری که باعث می شود تا یک فرد تصمیم بگیرد که از میان گزینه های شغلی مختلف، راه اندازی یک کسب و کار جدید را انتخاب کند، توجه چندانی نشان نداده اند (بارانی و دیگران، ۱۳۸۸، ۷۵).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۱-۴ اهداف تحقیق

 

۱-۴-۱ هدف اصلی:

هدف اصلی تحقیق حاضر، بررسی عوامل موثر بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت می باشد.

۱-۴-۲ هدف کاربردی:

استفاده از نتایج تحقیق برای کمک به تقویت روحیه کارآفرینی در دانشجویان
۱-۵ چارچوب نظری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:19:00 ب.ظ ]




  • نجات از دست ستمگران

﴿ وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبّ‏ِ ابْنِ لىِ عِندَکَ بَیْتًا فىِ الْجَنَّهِ وَ نجِّنىِ مِن فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نجِّنىِ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ﴾ (تحریم/۱۱)
و خدا برای کسانی که ایمان آورده اند، همسر فرعون را مثل آورده، آنگاه که گفت: پروردگارا! برای من نزد خویش در بهشت خانه ای بساز و مرا از (شر) فرعون و عمل او نجات ده و مرا از مردم ستمکار برهان.
﴿ قَالَ رَبّ‏ِ إِنَّ قَوْمِى کَذَّبُونِ*فَافْتَحْ بَیْنىِ وَ بَیْنَهُمْ فَتْحًا وَ نجِّنىِ وَ مَن مَّعِىَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ﴾ (شعراء/۱۱۷-۱۱۸)
گفت: پروردگارا! قوم من مرا تکذیب کردند * پس میان من و آنها فیصله ده، و من و مؤمنان همراه مرا نجات بخش.
﴿ رَبّ‏ِ نجِّنىِ وَ أَهْلىِ مِمَّا یَعْمَلُونَ﴾ (شعراء/۱۶۹)
پروردگارا! من و کسان مرا از آنچه می کنند نجات بخش.
﴿ فخَرَجَ مِنهْا خَائفًا یَترَقَّبُ قَالَ رَبّ‏ِ نجِّنىِ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ﴾ (قصص/۲۱)
پس ترسان و نگران از آن (شهر) بیرون شد و گفت: ای پروردگار من! مرا از قوم ستمکار رهایی بخش.

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.
  • نجات از غم

﴿ وَ ذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى‏ فىِ الظُّلُمَتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنىّ‏ِ کُنتُ مِنَ الظَّلِمِینَ﴾  (انبیاء/۸۷)
و صاحب ماهی (یونس) را (یادکن)، آنگاه که خشمگین (از میان مردم خود) برفت و پنداشت که ما هرگز بر او تنگ نمی گیریم، (که ماهی او را بلعید، ) پس درون تاریکی ها ندا در داد که معبودی جز تو نیست. منزهی تو. به راستی که من از ستمکاران بودم.

  • نبودن با ستمگران

﴿ وَ إِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصحْابِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لَا تَجعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ﴾ (اعراف/۴۷)
و چون چشمشان به جانب دوزخیان گردانده شود، گویند: پروردگارا! ما را با ستمکاران قرار مده.
﴿ قَالَ رَبّ‏ِ إِنىّ‏ِ لَا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسىِ وَ أَخِى فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَ بَینْ‏َ الْقَوْمِ الْفَسِقِینَ﴾ (مائده/۲۵)
موسی گفت: پروردگارا! من جز اختیار خود و برادر خویش را ندارم؛ پس میان ما و این قوم نافرمانی جدایی افکن.

  • نفرین بر بدکاران

﴿ وَ قَالَ نُوحٌ رَّبّ‏ِ لَا تَذَرْ عَلىَ الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا*إِنَّکَ إِن تَذَرْهُمْ یُضِلُّواْ عِبَادَکَ وَ لَا یَلِدُواْ إِلَّا فَاجِرًا کَفَّارًا﴾ (نوح/۲۶-۲۷)
و نوح گفت: پروردگارا! احدی از کافران را بر روی زمین باقی مگذار * که اگر تو آنها را باقی گذاری، بندگانت را گمراه می کنند و جز پلید کار نا سپاس نمی زایند.

  • نجات از جهنم

﴿ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾ (ال عمران/۱۶)
کسانی که می گویند: پروردگارا! ایمان آوردیم پس گناهان ما را بیامرز و ما را از عذاب آتش در امان دار.
﴿ وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا کَانَ غَرَامًا﴾ (فرقان/۶۵)
و کسانی اند که می گویند: ای پروردگار ما! عذاب جهنم را از ما بگردان که عذابش سخت و دائمی است.

  • نام نیک پس از مردن

﴿ وَ اجْعَل لىّ‏ِ لِسَانَ صِدْقٍ فىِ الاَخِرِینَ  (شعراء/۸۴)
و برای من در میان آیندگان زبان صدق و ثنا گو قرار ده.

  • هنگام سوارشدن برمرکب

﴿ لِتَسْتَوُاْ عَلىَ‏ ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْکُرُواْ نِعْمَهَ رَبِّکُمْ إِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَ تَقُولُواْ سُبْحَانَ الَّذِى سَخَّرَ لَنَا هاذَا وَ مَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ *وَ إِنَّا إِلىَ‏ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ  (زخرف۱۴-۱۳ )
تا بر پشت آنها قرار گیرید، سپس چون بر روی آنها نشستید، نعمت پروردگار خود را یاد کنید و بگویید: پاک است خدایی که اینها را مسخر ما کرد و (گرنه) ما را توان رام کردن آنها نبود * و بی تردید ما به سوی پروردگارمان باز خواهیم گشت.

۲ – ۰۲ دعا از منظر روایات

بنا بر روایاتی که از معصوم (ع) رسیده است دعا به عنوان عبادت بیان گردیده و از بهترین عبادت به حساب آورده شده است تا جایی که رسول مکرم اسلام (ص) آن را به منزله مغز و روح پرستش خداوند دانسته اند.
و توصیه فرموده اند که: در شدائد و گرفتاری های زندگی انسان به آن تمسک جسته و به درگاه خداوند تضرع نماید. (غفاری سارویی؛ ۱۳۵۷: ۶۱) و تعابیر فراوان و بلند دیگری که از زبان روایات از دعا بعمل آمده است که در ادامه به بخشی از آن می پردازیم.

۲-۲- ۱-۰ عناوین دعا از لسان روایت

.۱-۱-۲-۲دعا برترین عبادات
پیامبر اسلام (ص) فرمودند: « اَفْضَلُ الْعِبادَهِ اَلدّعاء». برترین عبادت ها دعا است (ری شهری؛۱۳۸۹: ۴/۱۵ ح ۵۷۴۲)
۲-۲-۱-۲ . دعا محبوب ترین کارها نزد خداوند در زمین
امیر المؤمنین على بن ابى طالب (علیه السّلام) فرمود:« أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ فِی الْأَرْضِ الدُّعَاءُ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَهِ الْعَفَافُ قَالَ وَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام رَجُلًا دَعَّاء «. محبوبترین کارها در روى زمین، نزد خداوند متعال، دعاست. و برترین عبادت، عفاف مى‏باشد. بعد حضرت صادق- علیه السّلام- فرمود: امیر المؤمنین (ع) بسیار اهل دعا بود. (حلی؛ ۱۴۰۷ ق: ۳۹) و (ری شهری؛ ۱۳۸۹: ۴/۱۶ ح ۵۷۴۹)

۲-۲-۱-۰۳ دعا برترین عمل

فردى به نام سُدَیرِ بن حَنان مى‏گوید: به امام باقر علیه ‏السلام عرض کردم: اَیُّ الْعبادَهِ أفْضَلُ؟ فَقالَ: «ما مِنْ شَی‏ءٍ أَفْضَل عِنْدَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ یَسْأَلُ وَ یُطْلَبُ ما عِنْدَهُ ». کدام عبادت بهتر است؟ فرمود: چیزى نزد خداى ارجمند بهتر از این نیست که از او درخواست شود و از آنچه نزد اوست خواسته شود و بعد فرمودند: بدترین فرد نزد خدا کسى است که از عبادت او تکبّر ورزد و آنچه نزد اوست، درخواست نکند. (آشتیانی؛ ۱۳۶۳: ۱ / ۴۳۲)
۲-۲-۱-۴ . دعا وسیله تقرب به خداوند

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:19:00 ب.ظ ]




علت این که قانونگذار، صغر سن را یکی از علل تشدید مجازات قرار داده، آن است که شخص صغیر و کم سن، نیاز به حمایت بیشتری دارد و ربودن او آسیب فراوانی بر وی وارد می سازد و همچنین افراد کم سن و سال، زودتر فریب دیگران را می خورند و اغفال می شوند بنابراین باید از حمایت بیشتری برخوردار باشند و مهمتر از آن این افراد در این از آسیب پذیری زیادی برخوردار هستند و از این رو قانون آنان را به لحاظ علل شخصی مشمول عوامل مشدده قرار داده است. [۲۰۱]
مبحث دوم : اقدامات ارفاقی :
«پس از صدور حکم محکومیت کیفری نوبت به اجرای آن می رسد. علی القاعده احکام جزایی همین که قطعی شد بی درنگ باید به موقع اجرا گذاشته شود. (ماده ۴۸۲) قانون آئین دادرسی کیفری با این همه اجرای مجازات ممکن است به موجب قانون به تعویق بیفتد و یا در مواردی مهلت آن به سر آید. اجرای مجازات گاه در همان آغاز ضمن صدور حکم محکومیت معلق می ماند گاه در اثنای اجرا وقفه ای نه چندان دیرپا اجرای آن را موقوف می سازد و سرانجام ممکن است پس از مدتی که از اجرای آن گذشت ادامه آن منقطع گردد.
این تعویق و تاخیرهای مذکور هریک موقت اند و اغلب مشروط و مقصود از آن بازسازگاری اجتماعی محکوم علیه است اگر نتایجی که بدست آمد با هدف های تربیتی منطبق بود ممکن قطعی و همیشگی قلمداد گردند و به این ترتیب اجرای مجازات با اقدامات ارفاقی به نوعی تحت شرایطی ممکن است که به اتمام برسد.» [۲۰۲]
لیکن هریک از اقدامات ارفاقی، هدف های کاملاً متفاوتی دارند که اقتضاء می کنند بحث و بررسی هریک در گفتارهای جداگانه به عمل آید. بنابراین، در گفتار نخست ابتدا به جهات و کیفیات تعلیق اجرای مجازات خواهیم پرداخت و در گفتار دوم کیفیات آزادی مشروط بررسی خواهیم کرد.
گفتار نخست : تعلیق مجازات :
تعلیق در لغت به معنی بازداشتن، پس افکندن و عقب انداختن است. [۲۰۳]
تعویق اجرای مجازات یعنی به تاخیر انداختن اجرای مجازات با نظر دادگاه صادر کننده حکم قطعی به منظور اصلاح رفتار و باز اجتماعی کردن بزهکار.
جهات تعویق در نظام کیفری کشور ما، منحصر است به تعلیق اجرای مجازات و آزادی مشروط که در این گفتار به تعلیق اجرای مجازات می پردازیم :
تعلیق اجرای مجازات عبارت است از، متوقف ساختن مجازات کسی که به کیفرهای تعریزی و بازدارنده محکوم شده است، تا چنانچه در مدت معین پس از آن مرتکب جرم دیگری نگردید و از دستورهای دادگاه در این مدت تبعیت کرد، محکومیت او کان لم یکن تلقی گردد. تعلیق اجرای مجازات در روزگار ما یکی از ابزارهای قضایی سیاست فردی کردن مجازات ها است. در آغاز، آنچه بیش از هر عامل اجتماعی دیگری زمینه را برای اشاعه اندیشه تعلیق فراهم ساخت، محیط ناسالم زندان ها و دور نگه داشتن زندانیان به خصوص محکومان بدوی از آثار سوء معاشرت برای حبس های کوتاه مدت به شمار آمد. زیرا، زندان های کوتاه مدت نه تنها محکوم علیه را در معرض همه گونه فساد زندان قرار می داد، بلکه به دلیل کوتاهی مدت، اثر مفید تربیتی نیز نداشت. امروزه تعلیق اجرای مجازات یک تدبیر ارفاقی نسبت به همه محکومان اصلاح پذیر که فاقد محکومیت کیفری موثرند، محسوب می شود علاوه بر این باید این نکته لحاظ شود که قلمرو اجرای تعلیق مجازات در اختیاردادگاه صادرکننده حکم کیفری است که محدود به مجازات های تعزیری و بازدارنده به هر قسم و میزان است. لذا ملاک در تعلیق، به هیچ وجه نوع خاص مجازات نیست، بلکه نوع جرم ارتکابی است.
از دیدگاه دیگر، این که قانونگذار خواسته با آوردن ماده ۳۰ قانون مجازات اسلامی اجرای احکام جزائی را در برخی جرائم، غیرقابل تعلیق معرفی کند که در زیر به آن اشاره خواهیم داشت.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

پایان نامه

  • مجازات کسانی که به وارد کردن یا ساختن و یا فروش مواد مخدر اقدام و یا به نحوی از انحاء با مرتکبین اعمال مذکور معاونت می نماید.
  • مجازات کسانی که به جرم اختلاس یا ارتشا یا کلاهبرداری یا جعل و یا استفاده از سند مجعول یا خیانت در امانت یا سرقتی که موجب حد نیست یا آدم ربایی محکوم می شود.

۳- مجازات کسانی که به نحوی از انحاء با انجام اعمال مستوجب حد معاونت می نماید و البته این که حال معلوم نیست از نظر قانونگذار این منع تعلیق به چه دلیل خواهد بود؟
جواب سوال این باشد که قانونگذار بنا به زشتی و قباحت و سنگینی جرم آن را منع کرده و همچنین لازم به ذکر است که تعلیق مجازات باید تابع شرایطی باشد تا دادگاه بتواند با احراز آن، حکم به تعلیق صادر کند.
«نخستین شرط استفاده از تعلیق:نداشتن سابقه محکومیت قطعی به اتهام یکی از جرایم مستلزم مجازات های مندرج در ذیل ماده ۲۵ بدین شرح است :

  1. محکومیت قطعی به حد
  2. محکومیت قطعی به قطع یا نقص عضو
  3. محکومیت قطعی به مجازات حبس به بیش از ۱ سال در جرایم عمدی
  4. محکومیت قطعی به جزای نقدی به مبلغ بیش از ۲ میلیون ریال
  5. سابقه محکومیت قطعی ۲ بار یا بیشتر به علت جرم های عمدی با هر میزان مجازات »[۲۰۴]

«دومین شرط ضروری نبودن اجرای تمام یا قسمتی از مجازات :چنانچه دادگاه با ملاحظه وضع اجتماعی و سوابق زندگی محکوم علیه و اوضاع و احوال موجب ارتکاب، جرم، تشخیص دهد که اجرای تمام یا قسمتی از مجازات ضرورت ندارد حکم به تعلیق اجرای مجازات ضروری و مناسب است.
سومین شرط فقدان محکومیت به جرائم غیرقابل تعلیق :به موجب ماده ۳۰ ق.م.ا برخی جرائم غیرقابل تعلیق هستند همانطور که در صفحات قبل گفته شد، در این جا از مطرح کردن دوباره آن پرهیز خواهد شد.
چهارمین شرط عدم تاثیر تعلیق مجازات بر حقوق الناس :برابر ماده ۳۱ ق.م.ا تعلیق اجرای مجازاتی که با حقوق الناس همراه است، تاثیری در حقوق الناس نخواهد داشت و حکم مجازات در این موارد با پرداخت خسارت به مدعی خصوصی اجرا خواهد شد.
در واقع به فرض صدور حکم تعلیق مجازات امتناع محکوم علیه از رد عین یا مثل یا ادای قیمت یا پرداخت دیه و ضرر و زیان ناشی از جرم مورد حکم، در صورت تقاضای محکوم له، دادگاه در اجرای ماده ۶۹۶ ق.م.ا با فروش اموال محکوم علیه جز مستثنیات دین، حکم را اجرا یا تا استیفاء حقوق محکوم له، محکوم علیه را بازداشت خواهد نمود.
پنجمین شرط : منع تعلیق مجازات محکومین به جرائم عمدی متعدد : مقررات مربوط به تعلیق مجازات درباره کسانی که به جرائم عمدی متعددی محکوم می شوند قابل اجراء نیست و همچنین اگر درباره یک نفر احکام قطعی متعدد در مورد جرایم عمدی صادر شده باشد که بین آنان محکومیت معلق وجود داشته باشد، دادستان مجری حکم موظف است فسخ قرار یا قرارهای تعلیق را از دادگاه صادرکننده بخواهد. دادگاه نسبت به فسخ قرار یا قرارهای مزبور اقدام خواهد کرد.
و در این جا لازم می دانم که مهمترین محکومیت های تعزیری و بازدارنده که قابلیت تعلیق دارند را معرفی کنم عبارتند از :
محکومیت به حبس تعزیری یا بازدارنده به هر میزانی که باشد، قابل تعلیق است محکومیت به شلاق در جرائم تعزیری و بازدارنده که به هر تعدادی قابل تعلیق است.
محکومیت به جزای نقدی در جرائم تعزیری و بازدارنده قابل تعلیق است.
ولی با یک استثناء که اگر همین جزای نقدی با دیگر جرایم تعزیری همراه باشد دیگر جزای نقدی قابل تعلیق نخواهد بود.
و حال این که اگر فرد مرتکب یکی از محکومیت های فوق شود دادگاه با توجه به اوضاع و احوال محکوم علیه و محتویات پرونده دادگاه می تواند محکومیت را معلق سازد و اجرای دستور یا دستورهای مشروح را در مدت تعلیق از محکوم علیه بخواهد و محکوم علیه مکلف به اجرای دستور دادگاه می باشد.
مراجعه به بیمارستان یا درمانگاه برای درمان بیماری یا اعتیاد خود
خودداری از اشتغال به کار یا حرفه معین، اشتغال به تحصیل در یک موسسه فرهنگی، خودداری از تجاهر به ارتکاب محرمات و ترک واجبات یا معاشرت با اشخاص که دادگاه معاشرت با آن ها را برای محکوم علیه مضر تشخیص می دهد، خودداری از رفت و آمد به محل های معین، معرفی خود در مدت های معین به شخص یا مقامی که مقام قضایی تعیین می کند.
و اگر در این مدت برخلاف دستور رفتار کرد همانطور که در اجرای تبصره ماده ۲۹ ق.م.ا آمده : چنانچه مجرمی که مجازات او معلق شده است در مدت تعلیق بدون عذر موجه از دستور دادگاه تبعیت نکند به حسب درخواست دادستان بعد ثبوت مورد، دادگاه صادرکننده حکم تعلیق برای بار اول به مدت تعلیق ۱ تا ۲ سال افزوده و برای بار دوم حکم تعلیقی لغو و مجازات معلق در مورد او به موقع اجرا گذارده می شود.
در نتیجه باید متذکر شوم که تعلیق اجرای مجازات آزمایشی است برای محکوم علیه تا در ارتکاب جرم، مجدداً سقوط نکند[۲۰۵]» و راهی باشد برای پیشگیری از جرم مجدد و اصلاح بزهکار و به گونه ای که قانونگذار مقرر کرده است که تنها منفعتی که می تواند از حیث اصلاح بر بزهکار داشته باشد، امیدی است که مبنی بر محو شدن آثار جرم و مجازات از سجل کیفری او در عین حال محکومیت تعلیقی او بی اثر محسوب خواهد شد.
و در ادامه، همانطور که گفته شد تعلیق، خاص جرایمی است که تعزیری باشد و در عین حال بازدارنده و از آنجایی که جرم مورد بحث ما آدم ربایی است و این خود جزء جرائم تعزیری محسوب می شود ولی قانونگذار را با توجه به مطالبی که در صفحات قبل گفته شد که در ماده ۳۰ ق.م.ا اجرای احکام جزایی برخی جرایم را غیرقابل تعلیق اعلام نموده ، که آدم ربایی یکی از این موارد می باشد.
ولی عکس این قضیه در این مسئله است که بزه شروع به آدم ربایی و معاونت در آن، برعکس خود بزه، قابل تعلیق است. [۲۰۶]
فلسفه غیرقابل تعلیق بودن جرم آدم ربایی را همانطور که ذکر کردیم به این دلیل ممکن است باشد که قانونگذار این بزه را دارای، درجه ای از زشتی و قباحت می داند و این مسئله از نظر قانونگذاری منطقی و موجه می باشد و دلیلی قانع کننده برای غیرقابل تعلیق و ارفاق که با توجه به ماده ۳۰ مقرر داشته که «جرم آدم ربایی باید غیرقابل تعلیق باشد»
«اقدام تعلیقی در ماده ۸۴ قانون لبنان با عنوان «الحریه المراقبه» لحاظ شده است.
غرض از این تدابیر، اصلاح محکوم علیه و بازگشت او به جامعه می باشد. این تدابیر زمانی اعمال می شود که بر قاضی این نکته احراز شود که مجرم از جرم دوری جسته و دیگر بار مرتکب جرم نخواهد شد. علیرغم این که اقدامات محدودکننده آزادی هستند ولی به جرات می توان گفت که این اقدامات سالب آزادی می باشد زیرا این تدابیر شامل استعمال مواد مخدر – منع اقامت می باشد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:18:00 ب.ظ ]




چینی های بی معنی را دور انداخت و به اصل مطلب پرداخت. ایشان می گویند که، چون ربا در اسلام است و از طرفی مقتضیات جهان ایجاب می کند که مردم از منافع سرمایه و پول خود مانند سایر اموال استفاده کنند و راه مستقیم عواطف مذهبی شان را جریحه دار می ساخته لذا به بیراهه دست زدند و بیع شرط متوسل شدند و برای اینکه اسم بهره را نیاورند می نویسند: «فروشنده بابت منافع مورد معامله که از طرف خریدار با اجاره به او داده می شود ماهیانه فلان مبلغ باید به موجب قبوض اقساطی رسمی در وجه خریدار باید بپردازد…
ایشان در ادامه بیان کرده اند که دولت، ملت و خلاصه همه مردم می دانند که منظور بهره پول است و مال الاجاره نیست ولی همه ما دانسته و ندانسته تظاهر می کنیم و به هم دروغ می گوییم. در این مقاله ایشان می گویند که اگر اگر وجه الضمان ضمن الشرط قید می شد و بر روی ثمن معامله افزوده نمی شد بهتر بود و… (عدل، منوچهر،آیا بهتر نیست بیع خیاری از قانون مدنی ما حذف شود؟،۱۳۴۲).
محمد اعتضاد در مقاله ای خیار شرط را مورد بررسی قرار داده اند. خلاصه نوشتار ایشان به شرح زیر است:
در این مقاله ابتدا دلیل صحت خیار و نفوذ آن،اجماع محقق و محکی و عموم ادله شرط دانسته اند-از قبیل خبر المؤمنون عند شروطهم و.. بعضیها در صحت خیار شرط تردید کرده و هم مدعی شده اند که لازمه عقد بیع و آثار آن لزوم به جای آوردن مفاد عقد است و شرط خیار مخالف با مقتضای عقد می باشد ولی ایشان گفته اند که نظریه مزبور صحیح نیست.
از دیگر شرایطی که در این مقاله برای صحت خیار آمده تعیین و ضبط مدت خیار است زیرا در صورت غرر جهالت لازم می آید و خود شرط هم غرری است. و برای تعیین مدت در نظر گرفتن زمان عرفی کافی است و وقت و ساعت و دقایق آن لازم نیست.
در جای دیگری از مقاله ایشان در مورد اینکه در صورتی که مشتری در محل وقوع عقد حاضر نباشدآیا لازم است بر بایع شارط که تحقیق در اطراف وکیل و قائم مقام شرعی او نماید یا اینکه بدون تحقیق ثمن معامله را به حاکم شرع در مدت تسلیم نماید.
در ادامه در مورد این بحث که اگر هر قسمت از ثمن در مدت معینی از طرف بایع به مشتری برگردد و بایع شارط حق داشته باشد معامله را بالنسبه فسخ کند یا خیر توضیح داده اند.(اعتضاد،محمد،خیار شرط،۱۳۲۷).
دکتر عمر سلیمان اشقر در نوشتاری تحت عنوان«خیار الشرط فی البیوع و تطبیقه فی معاملات المصارف الاسلامیه»خیار شرط را مورد بررسی و کنکاش کرده اند.
در این نوشتار ابتدا ایشان به تعریف لغوی خیار شرط پرداخته اند و می گویند که خیار شرط مرکب اضافی است. و در اصطلاح فقهاء آن را خیاری معرفی کرده اند که، حقی است برای طرفین معامله بین فسخ و امضاء.
در ادامه در رابطه با حکم این نوع خیار بحث کرده و نظریات مذاهب چهارگانه اهل سنت(ابوحنیفه، مالک، شافعی، احمد بن حنبل، یاران و پیروانشان حکم این نوع از خیار را ذکر کرده اند. اعتقاد مذاهب چهارگانه در مورد این عقد جواز و مشروعیت آن است. بعضی از فقهاء هم بر جواز و مشروعیت این نوع از بیع از اجماع کرده اند.
همچنین ادله صحت خیار شرط را روایاتی چند بیان کرده و ضمن ذکر آنها در این نوشتار صحت و عدم صحت آنها را مورد بحث و بررسی قرار داده اند. در این مجموعه از اینکه حق خیار شرط برای چه کسی است نیز سخن به میان آورده شده و فرق چهارگانه در این باره نظر داده اند.
حنابله اعتقاد دارند که خیار شرط می تواند برای هر یک از متعاقدین (بایع ومشتری) باشد و جایز است که بتواند برای هر دوی آنها نیز شرط شود و همچنین برای یکی از آنها.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:17:00 ب.ظ ]




 

  • به اعتبار شیوه ارتباط با عقد، به ضمن عقد و خارج از آن (ابتدایی)
  • به اعتبار نفوذ شرط ، به صحیح و فاسد.

 

تقسیم شرط به اعتبار موضوع را قانون مدنی در ماده ۲۳۴ چنین آورده است:
۱ – شرط صفت
۲ – شرط نتیجه
۳ – شرط فعل
که این شروط به شروط صحیح در قانون مدنی مشهور هستند. شرط صفت عبارت است از، شرط راجعه به کیفیت یا کمیت مورد معامله. مانند آنکه خریدار در بیع برنج، بر فروشنده وصف طارم بودن آن را شرط کند.
شرط نتیجه آن است که نتیجه و اثر یک عمل حقوقی در عقد دیگری آورده شود . مانند آنکه مرد در عقد نکاح شرط کند وکیل زن در اداره اموالش باشد. به مجرد انعقاد عقد نکاح مرد وکیل زن در اداره اموالش میگردد. از آنجا که شرط فعل و ضمانت اجرای تخلف از آن (حق فسخ) بحث اصلی این رساله میباشد، ابتدا به توصیف شرط فعل و انواع آن به صورت مجزا پرداخته و سپس صحت و فساد شرط، شروط باطل و اقسام آن را بررسی خواهیم کرد.
۱-۳-۲-۱- توصیف شرط فعل
در این مبحث از انواع شرط فعل اعم از مادی، حقوقی، مثبت، منفی و معین و کلی صحبت میشود.
الف) شرط فعل (حقوقی و مادی)
شرط فعل مطابق بخش اخیر ماده ۲۳۴ ق. م آن است: «اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود». عمل و کاری که موضوع شرط قرار میگیرد ممکن است حقوقی یا مادی باشد. تفاوتی ندارد که یک عمل قضایی (حقوقی) مانند یکی از عقود، موضوع شرط باشد، مانند شرط وکالت ضمن عقد نکاح، یا یک عمل مادی مانند ساختمان بنا یا کشیدن یک نقاشی موضوع شرط باشد، اینها صورت مثبت دارند. گاه ممکن است عمل قضایی یا مادی، صورت منفی داشته باشد. مانند شرط عدم اجاره مجدد عین مستاجره (شرط فعل حقوقی منفی) یا عدم بنای ساختمان در ملک(شرط فعل مادی منفی).
شرط فعل حقوقی غیر از آنکه میتواند مثبت و منفی باشد، میتواند بصورتی باشد که انجام یک عمل حقوقی معین و مشخص مد نظر باشد یا میتواند به صورتی باشد که انجام یک عمل حقوقی کلی مورد تراضی قرار گیرد.
مثلاً در ضمن عقد لازمی اجاره دادن خانهای معین، یا اعطاء وکالت به دیگری یا فروش ساختمانی شرط می شود ، اینها شرط انجام عمل حقوقی معین هستند.
گاهی در ضمن عقد لازمی ، یک طرف تعهد میکند یکی از ساختمانهای خود را اجاره دهد (عمل حقوقی کلی). اینها همگی انواع شرط فعل هستند که تخلف از انجام این شروط از سوی مشروط علیه می تواند تبعاتی را برای او، بدلیل این تخلف به بار آورد.
ب) شرط فعل حقوقی کلی
ممکن است در معامله، انجام یک عمل حقوقی کلی شرط شود مانند رهن دادن یا فروش یکی از چند آپارتمان مشروط علیه و غیره، به طوری که اراده مشروط علیه در تعیین مال دخیل باشد. در صورت امتناع مشروط علیه از انجام شرط، مشروط له به استناد خیار تخلف از شرط میتواند معامله را فسخ نماید (م۳۷۹ و۲۴۱ ق. م). اما در اینگونه شروط، به عنوان مثال، مطلق رهن دادن یا فروش شرط است. لذا اولا معلوم نبودن مورد تعهد به رهن سبب مجهول شدن مورد شرط مجهول نیست ، ثانیا بر فرض مجهول بودن نیز، شرط صحیح است زیرا دلیلی نداریم که مورد شرط باید مانند مورد عقد معلوم باشد. بنابراین قرارداد و شرط ضمن آن صحیح است.(شهیدی، ۱۳۸۶) از اینرو در صورت عدم انجام تعهد از سوی متعهد، قرارداد اصلی صحیح است و برای مشروط له حق فسخ قرارداد ایجاد می گردد.
نکته دیگر آنکه، در چنین مواردی تعیین مال مورد رهن، یا تملیک یکی از چند پلاک زمین ، عملی است که انجام آن از جانب غیر مشروط علیه امکان ندارد.(شهیدی، ۱۳۸۲) ماده ۳۷۹ ق. م. در این زمینه مقرر می دارد: «اگر مشتری ملتزم شده باشد که برای ثمن ضامن یا رهن بدهد و عمل به شرط نکند بایع حق فسخ خواهد داشت…. »، در این مورد دادگاه می تواند به ولایت از ممتنع مالی را که ارزش آن برابر است با آنچه مشروط علیه در اثر معامله مشغول الذمه میشود از اموال ملتزم در این مورد به رهن مشروط له بدهد. (همان) در نقد نظر مذکور باید گفت این نظر مبنای قانونی ندارد چون مطابق قانون برای دادگاه چنین حقی در نظر گرفته نشده است .
پ) متعذر شدن انجام شرط
در مواردی که انجام شرط لزوماً باید با کمک دیگری انجام گیرد مانند ضامن دادن، فروش مال غیر (که رضایت مالک ضرورت دارد) و موارد مشابه به دلیل عدم انجام شرط یا امتناع مشروط علیه از انجام تعهد، مشروط له حق فسخ معامله را خواهد داشت (م. ۲۴۳ ق. م.). زیرا معرفی ضامن یا فروش مال غیر بدون رضایت مالک، از مواردی است که به تنهایی از سوی مشروط علیه ممکن نبوده و همکاری شخص دیگری غیر از وی را نیز لازم دارد. در واقع با امتناع مشروط علیه یا ثالث، شرط غیر مقدور شده و نظر به ممتنع شدن شرط، حق فسخ برای مشروط له ایجاد میگردد.[۹]
۱-۳-۲-۲- صحت و فساد شروط
می دانیم که شروط به اعتباری به صحیح و باطل قابل تقسیم اند. فایده بیان این تقسیم، آن است که گاه فساد یا صحت شروط میتواند بر عقد اصلی تاثیر گذار باشد. از اینرو اگر شرطی باطل باشد دیگر بحثی از ضمانت اجرای آن به میان نمی آید.
لذا این گفتار در ابتدا به شرایط صحت شروط و سپس به شروط باطل، اقسام آن و سرایت فساد شرط به عقد اختصاص می یابد.
الف) شرایط صحت شرط در فقه
در فقه ، شرایط صحت شروط تحولاتی را پیموده است و بیشتر اختلافاتی که در این خصوص وجود دارد صوری است. اما در اکثر کتب فقهی دیده می شود که اگر شرط:
۱ – مخالف کتاب و سنت نباشد.
۲ – به جهالت در مبیع و ثمن منتهی نگردد.
۳ – مخالف با مقتضی عقد نباشد.
۴ – غیر مقدور نباشد، جایز شمرده می شود.
ب) شروط باطل
شروطی که یکی از شرایط صحت مذکور در گفتار اول را دارا نباشند شرط باطل

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

نامیده می شوند. شرط فاسد گاه ممکن است موجب فساد عقد شده و مفسد آن گردد و گاه تنها خودش باطل است و صدمه ای به صحت عقد نمیزند.
قابل ذکر است شرط باطل ، لازم الوفا نیست و امکان اجبار مشروط علیه به انجام مفاد آن نیز بدلیل عدم مشروعیت و بطلان شرط وجود ندارد و حتی بر مشروط علیه واجب و لازم نیست به شرطی که باطل و غیر مشروع است وفا نماید. در این خصوص برخی بر این عقیده اند که: (علامه، ۱۳۷۵) اگر وفای به شرط نشود، از جهت اینکه شرط داخل در ثمن است مشروط له مغبون میشود و جعل خیار برای مشروط له در این مورد به واسطه دفع ضرر ناشی از عدم انجام مورد اشتراط است و مدرک آن حدیث لاضرر می باشد. بر این اساس از آنجا که ضرر بایستی جبران شود در راستای دفع ضرر از ناحیه بطلان شرط، خیار به نفع مشروط له جعل گردیده است.
برخی دیگر می گویند: جعل خیار ناشی از مخدوش بودن رضایت اولیه نسبت به عقد می باشد، زیرا طرفین در صورت اجتماع عقد و شرط آنرا انشاء نموده و رضایت داده اند و با تعذر شرط رضایت یک طرف نسبت به عقد مخدوش می شود و از این حیث خیار به وجود می آید.(همان)
قانون مدنی در مورد جعل خیار برای مشروط له در قبال شروط باطل تصریحی ندارد ولی با وحدت ملاک از ماده ۲۴۰ ق. م. که مقرر می دارد: «اگر بعد از عقد انجام شرط ممتنع شود یا معلوم شود که حین العقد ممتنع بوده است، کسی که شرط به نفع او شده است اختیار فسخ معامله را خواهد داشت مگر اینکه امتناع مستند به فعل مشروط له باشد»، یعنی در صورتی که مشروط له عالم به فساد شرط باشد حق فسخ معامله را ندارد. پس می توان نتیجه گرفت که جعل خیار از جانب قانون گذار در مورد عدم ایفای شرط بواسطه بطلان آن، تحت عنوان ممتنع بودن شرط مورد نظر بوده است.
در این گفتار به انواع شروط باطل در چهار بند پرداخته و چگونگی سرایت فساد شرط به عقد را بررسی مینماییم.
الف) انواع شروط باطل
شروط باطل طبق مواد (۲۳۲ و ۲۳۳ ق. م.) عبارات از دو دسته اند:
دسته اول – شروطی که باطلند ولی مبطل عقد نیستند، مانند شرط غیر مقدور یا شرطی که در آن نفع و فایده نباشد و یا شرط نامشروع.
دسته دوم – شروطی که باطلند و موجب بطلان عقد نیز می شوند، مانند شرط خلاف مقتضای عقد یا شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود.
این شروط بدین شرح قابل توضیح می باشند:
۱ – شرط غیر مقدور
غایت هر التزام، اجرای آن است. تعهدی را که نتوان ایفا کرد در عرف امری لغو و بیهوده می شمارند. قانون نیز توانایی بر تسلیم و اجرای تعهد را از شرایط درستی آن تعهد می شمارد . برای مثال اگر بر پزشکی شرط شود که در هر صورت بایستی بیمار را در درمان کند(شهیدثانی، ۱۴۱۰هـ.ق) یا تعهد به فروش حیوان فراری را شرط کند و یا شرط نماید(کاتوزیان، ۱۳۸۸) در ضمن ازدواج بدون طلاق از همسر جدا شود.(کاتوزیان و خویی، ۱۳۸۸)
۲ – شرط بی فایده
منظور از شرط بیفایده شرطی است که در آن هدف معقولی مورد نظر نباشد. مانند آنکه بایع در عقد بیع بر مشتری، گرسنه ماندن را برای مدتی شرط نماید. ملاک مفید بودن شرط بنای خردمندان است.(کاتوزیان، ۱۳۷۹)
۳ – شرط نامشروع
هر شرطی که مخالف کتاب و سنت باشد، فقها آن را جزء شروط نامشروع آورده اند و برخی از حقوق دانان شروط نامشروع را مطابق ماده ۲۳۲ ق . م . به دو گروه تقسیم نموده اند:
۱ – شرط خلاف قانون و شرع، مانند اینکه در عقد نکاح شرط شود که مرد به همسر و فرزندان خود انفاق ننماید. (همان)
۲ – شرط خلاف اخلاق و نظم عمومی، مانند تعهد یک فرد به سوء رفتار با خانواده اش یا محروم کردن فرزندش از تحصیل و تربیت.
۴ – شرط خلاف مقتضای عقد
در مورد مقتضای عقد، بین فقها و حقوق دانان نظرات متفاوتی وجود دارد. هر یک از عتما مرجع شناسایی مقتضای عقد را امری دانسته اند. آنچه کم و بیش اکثر علما پذیرفته اند این است که «مقتضا» آن چنان به ماهیت عقد وابسته و ملازم با آن است که اگر از عقد گرفته شود، جوهر عقد نیز از دست می رود و در دید عرف یا شرع، موضوعی برای آن باقی نمی ماند. لذا شرطی که جوهر عقد را نفی کند، خلاف مقتضای آن است. مخالفت شرط با مقتضای عقد، ممکن به چند صورت انجام پذیرد:
۱ – مخالف با مضمون یا مفاد اصلی عقد داشته باشد، یعنی موضوعی که بر تراضی انشاء شده است . مثلاً در نکاح شرط شود که شوهر حق ندارد با همسرش رابطه جنسی داشته باشد یا در عقد اجاره شرط شود که مبادله منفعت و عوض صورت نگیرد .
۲ – گاه شرط با مفاد عقد و قصد مشترک ، تعارض ندارد، لیکن احکامی را که قانونگذار از اسباب و لوازم تحقق آن مفاد قرار داده است ، نفی می کند ، مثلاً اگر شرط شود که در وقف، مال موقوفه هیچگاه به تصرف موقوف علیه داده نشود این شرط با اسباب و لوازم وقف تنافی دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:17:00 ب.ظ ]




در مرزباننامه گونهای از افعال به کار رفته که همهی صیغههای ششگانهاش صرف نمیشود و موارد استعمال آنها چنان است که بر شخص معینی نسبت داده نمیشود. این گونه افعال به صیغهی مصدر کوتاه (مرخم) نیز بسیار رایج است. از جمله: بایستن، شایستن، توانستن و….، فرشیدورد در تعریف این دسته از افعال چنین آورده است: «فعلهای بیضمیر: بعضی افعال ضمیر فاعلی ندارند و ضمیری در آنها مستتر است که علاوه بر آنها که دیدیم عبارتنداز: میتوان و بتوان و نتوان و نمیتوان که افعال بیشخصند.» (فرشیدورد، ۱۳۸۳: ۷۴)
افعال غیر شخصی به کار رفته در مرزباننامه حدود ۴% میباشد که با فعلهای شبه کمکی توانستن، بایستن و شایستن ساخته شدهاند. فعل کمکی توانستن با کارکرد ۵۸% بیشترین کاربرد و بایستن ۳۸% و شایستن با کارکرد ۴% کمترین کاربرد را دارد.
اهل این ولایت زمان انقیاد خویش به دست فرمان من چرا دادند و دست استیلا و استعلاء من بر مملکتی که به شمشیر آبدار و سنان آتش بار و لشکرهای جرار طرفی از آن نتوان گشود، چگونه گشادند. (۲/۱۱۲)
بدانکه از معظمات وقایع جز به رنج و مثابرت ذّل و مکابرت با گردش ایام بیرون نتوان آمد. (۲/۱۱۴)
لیکن میخ مؤالفت و مؤانست یک ساله که در آن موطن به دامن او فرو برده بودند، دشوار توانست بر آوردن. (۲/۱۱۹)
اگرچه من به رسن اعتماد و اعتصام تو از چاه برآمدم، آدمی را به رسن دیو فرا چاه نباید رفتن، آنچه حقیقت حال است، صریح میباید گفت. (۶/۱۵۵)
اسراف در بذل مال که او به حقیقت بندگان خدای را نگهبان اموال است و تصرف در مال خود به اندازه شاید کرد فخاصّهً در مال دیگران. (۳/۴۷)
میباید دانست که پادشاه را دشمن دو گونه بود یکی ضعیف نهانی دوم قوّی آشکارا.(۲/۷۴)
آنچه به شمشیر نتوان برید، عقدهی خویشی است. (۳/۵۰)
۲-۴- کاربرد وجه افعال در مرزباننامه
فعل با توجه به اینکه وقوع آن به صورت مسلّم و قطعی مطرح شود یا اینکه به صورت نامسلّم یا احتمال، آرزو و الزام مطرح شود، دارای صورت و وجه خاصی است. در این مورد فرشیدورد چنین میفرمایند:
«وجه فعل، صورت یا جنبهای از آن است که بر اِخبار و احتمال و امر و آرزو و تمنّی و تأکید و امید (ترجّی) و بعضی امور دیگر دلالت میکند.
امروزه پنج یا شش وجه برای فعل داریم؛ سه یا چهار وجه متصرّف و اصلی و دو وجه غیر متصرّف. وجه متصرّف عبارتنداز: ۱- وجه اخباری، ۲- وجه التزامی، ۳- وجه امری، ۴- وجه تأکیدی. دو وجه غیر متصرّف عبارتنداز: وجه مصدری و وجه وصفی.» (فرشیدورد، ۱۳۸۳: ۷۷)
در این فصل از پایان نامه به بررسی وجه اخباری، التزامی، امری، تأکیدی، مصدری، وصفی، و شرطی افعال میپرداریم.
بررسی وجوه افعال در صفحات ۶ تا ۸ هر باب مرزباننامه بیانگر این است؛ وجه اخباری حدود ۵/۵۶%، وجه التزامی ۵/۳۵% ، وجه امری ۲%، وجه وصفی ۱%، وجه مصدری ۴% و وجه تأکیدی ۱% در مرزباننامه به کار رفتهاند. تعریف انواع وجه به جز وجه شرطی بر اساس نظر فرشیدورد (ص:۲۹۵-۲۹۷) ارائه میگردد. شواهد از این گونهاند:
۲-۴-۱- کاربرد وجه اخباری در مرزباننامه
وجه اخباری آن است که واقع شدن یا واقع نشدن فعل را با قطعیت و یقین بیان کند و اسناد در آن قابل صدق و کذب باشد. «می» را امروز میتوان از نشانه های لفظی وجه اخباری گرفت، اما همه فعلهای وجه اخباری این پیشوند را ندارند، مانند: رفت و رفته است.
زواهر علوی را با جواهر سفلی در یک رشته ترتیب وجود او کشید. (۳/۴)
آنگه کتاب مرزبان نامه که از زبان حیوانات عُجم وضع کردهاند. (۱/۲۰)
مرا سینهی امل از شرح این سخن منشرح شد. (۶/۲۱)
سورت خمار واقعه را به کاس استیناس ایشان تسکینی میدادم. (۶/۳۰)
بر خیل فصحا زمانه و در آن میدان که او سه طفل بنان را بر نیپاره سوار کردی. (۴/۱۶)
زوایای آن همه بگردیدم و خبایای اسرار آن به نظر استبصار تمام بدیدم. (۱/۲۲)
و به ورود نتایج فکر او که وقتی به اصفهان به خدمت صدر سعید الدین خجندی فرستاده بود. (۲/۱۲)
دانای آشکار و نهان داند. (۶/۲۳)
جمال این سخن را نصّ کلام ازلی از منصّه صدق جلوه گری میکند. (۴/۴۷)
بر در پادشاهی خواهیم زد. (۱/۱۰۷)
۲-۴-۲- وجه التزامی
وجه التزامی آن است که فعل بر امور احتمالی از قبیل: خواست، آرزو، میل، امید، دعا، شرط، شک و لزوم و مانند آنها دلالت کند.
در مرزباننامه بعد از وجه اخباری بیشترین کاربرد را وجه التزامی دارد که حدود ۵/۳۵% از افعال را این وجه به خود اختصاص داده است.
دعا: مبارک باد ترا جفتی که از هنر پیشگان عالم طاق است. (۸/۲۰۷)
الزام: پادشاه بی مقدمات تدبیر چون تیر تقدیر بود که از قضیه مشیت بیرون رود. (۷/۴۷)
دعا: ایزد، تعالی سلک احوال جهانیان به واسطه رای جهان گشای خداوند، صاحب اعظم، معین الاسلام و المسلمین منظوم داراد. (۱/۱۷۵)
تنبیه: مبادا که قضیه حال تو معکوس شود. (۳/۲۴۸)
شرط: اگرچه دیو از اشرار خلق خدا است و او صد هزار سالک راه حقیقت را در چاه ظلام خیال افکنده باشد. (۳/۱۴۵)
هر روز ده ماهی شیم از سیم ده دهی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

و برف دی مهی سپیدتر و پاکیزهتر بر همین جایگاه و همین ممّر بگذارنم تا یکایک میگیری[بگیری] و به مراد دل به کار میبری[ببری]. (۷/۳۶۳)
یادآوری: در این مثال «می» نشانهی وجه التزامی است.
۲-۴-۳- وجه امری در مرزباننامه
وجه امری یا فعل امر آن است که بر طلب یعنی فرمان، خواهش، خواست و تمنّا دلالت کند.
کارکرد وجه امری در مرزباننامه بسیار اندک است که ۲% از افعال را شامل میشود.
فرمان: به افتضاض این عُذرت مشغول باش و هیچ عذر پیش خاطر منه. (۳/۲۱)
خواهش: اکنون که تمکین سخن گفتن فرمودی، حسن استماع مبذول فرمای. (۱/۴۵)
اندرز: و گفتهاند: سپاس دار باش تا سزاوار نیکی باشی و بردبار شو تا ایمن شوی و داد از خویشتن بده تا داورت به کار نیاید و از خود به هر آنچه کنی، راضی مشو تا مردمت دشمن نگیرند. (۵/۹۸)
برخیز و میرو[برو] آسوده و سبک بار. (۷/۵۰۹)
یادآوری: «می» نشانهی وجه امری است.
۲-۴-۴- وجه تأکیدی در مرزباننامه
وجه تأکیدی بر تأکید و خواست و فرمان دلالت میکند و امروز با «باید» و «لازم است» و مترادفهای آنها میآید.
بررسی افعال صفحات ۴۴ هر یکصد صفحه مرزباننامه بیانگر این است که وجه تأکیدی در مرزباننامه بسیار اندک به کار رفته در حدود ۱% که با «باید» و «لازم آید» آمده است.»
اتّحاف کتاب من بنده را به چنین خداوندی میباید. (۱/۲۷)
اکنون از هرچ داعیه مصلحت املا میکند، اوعیهی ضمیر بباید پرداخت. (۵/۴۴)
و میباید دانست که مزاج اهل روزگار فاسد گشتست. (۱/۵۶)
و پادشاه را به همه حال سبیل رشاد و سنن اعتیاد پدران نگه باید داشت. (۵/۶۸)
میباید دانست که پادشاه را دشمن دو گونه یکی ضعیف نهانی، دوم قوی آشکارا. (۱/۷۴)
اگرچه میان ما سابقهی صحبتی و رابطه الفتی نرفته است و هیچ حقی از حقوق بر تو متوجه ندارم که بدان وجه ترا لازم آید به تدارک حال من ایستادگی نمودن. (۷/۱۲۵)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:16:00 ب.ظ ]




 

  • معین محمد ، فرهنگ معین، پیشین، ج ۳، ص ۳۹۳ ↑
  • Fitzgerald patrick and mark Leopold,stranger on the line, the secret history of phone tapping,blodely head,1987, P. 95 ↑
  • Kikelly, Ursula, the pliant to respect for private a family life, human right, hand book, No 1, council of 2001, P.20. ↑
  • Av france jughexent of 23/Nov , 1993 ↑
  • Halford V. the unkingdom, Judgement of, 25/Jun/1997 ↑
  • HRC, General eoment, No 16, Para, 8 ↑
  • . مجموعه اسناد بین المللی حقوق بشر، قسمت اول، اسناد جهانی، زیر نظر اردشیر امیر ارجمند، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۲۸۱ الی ۳۱۰ ↑
  • Coolder V. the united kingdom, jughement, of 17 June, 1971 ↑
  • Campbell V. the united kingdom, jughement, of 25, mars, 1992 ↑
  • . Schonen beraer, Dumaz V. Switzerland, Judgment of 20/june/1998 ↑
  • . Angel Estrella V. Urguy, 74/8, ↑
  • دزیانی محمد حسن، ، حقوق سایبر و جرائم سایبری، تهران، معاونت آموزش قوه قضائیه، ۱۳۷۸، ص ۴ ↑
  • ماده ۵۹ قانون تجارت الکترونیک. ↑
  • اصلانی حمیدرضا ، حقوق فن آوری اطلاعات، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۴، ص ۲۳۶-۲۳۷ ↑
  • انصاری باقر ، حقوق حریم خصوصی، پیشین، ۲۸۸-۲۸۷ ↑
  • مهرپور، حسین، حقوق بشر در اسناد بین المللی و موضع جمهوری اسلامی ایران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴، ص ۴۵۱ ↑
  • انصاری باقر ، حقوق حریم خصوصی، پیشین، ص ۲۸۹ ↑
  • . تدین عباس ، اصل مشروعیت تحصیل دلیل در آئین دادرسی کیفری ایران و فرانسه، پایان نامه دکتری جزاء و جرم شناسی، شهید بهشتی، ۱۳۸۷، ص ۵ ↑

 

پایان نامه حقوق

 

  • . مولانا، حمید، الگوی مطبوعات و رسانه ای اسلامی، پیشین، ص ۳۵ ↑
  • انصاری باقر، حقوق حریم خصوصی، پیشین، ص ۲۹۸ ↑
  • محسنی فرید ، حریم خصوصی اطلاعاتی، پیشین، ص ۵۰۶ ↑
  • متاسفانه لایحه حمایت از حریم خصوصی با وجود طرح در کمیسیون های فرهنگی، آموزشی و … به تصویب نمایندگان ملت نرسید. ↑
  • تدین، عباس، پیشین ، ص ۷ ↑
  • محسنیان، سید علی، پیشین، ص ۱۸ ↑
  • معاونت آموزش و تحقیقات دادگستری تهران، مجموعه دیدگاه های قضایی قضات دادگستری استان تهران، و جلد دوم، چاپ دوم، انتشارات دادیار، ۱۳۸۳، ص ۵۶ ↑
  • نوری محمدعلی ، رضا نجوانی، حقوق تجارت الکترونیکی: ، گنج دانش، ۱۳۸۲، ص ۲۴۷ ↑
  • فلسفی، هدایت اله، جایگاه بشر در حقوق بین الملل معاصر، مجله تحقیقات حقوقی، ش ۱۸، ۱۳۷۵، ص ۲ ↑
  • محسنی فرید ، حریم خصوصی اطلاعاتی،پیشین، ص ۵۱۰ ↑
  • انصاری، باقر، حریم خصوصی، پیشین، ص ۳۰۵ ↑
  • همان، ص ۳۷ ↑
  • اصلانی حمیدرضا ، حقوق و فناوری اطلاعات، ص ۳۰۲-۳۰۱ ↑

 

نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات

 

  • آخوندی محمود ، آیین دادرسی کیفری، پیشین، ج ۴، صفحه ۱۸۳ ↑
  • انصاری باقر ، حقوق حریم خصوصی، پیشین، ص ۶ ↑
  • مدنی، سید جلال الدین، پیشین، ص ۵۴ ↑
  • خالقی، علی، آیین دادرسی کیفری، تهران، انتشارات شهر دانش، چاپ هشتم، ۱۳۸۹، ص ۷۸ ↑
  • آشوری محمد ، آیین دادرسی کیفری، پیشین، ج ۲، ص ۱۳۲ ↑
  • مواد ۹۹ و ۱۰۳ لایحه حریم خصوصی ↑
  • رئیس قوه قضائیه در اقدامی مناسب در بخشنامه شماره ۱۴۷۲۰/۱۸۱-۶/۸/۱۳۸۱ برخودداری دادرسان از صدور دستورهای شفاهی تاکید کرده است ↑
  • خالقی ،علی، آیین دادرسی کیفری ، پیشین،ص ۹۸ ↑
  • همان، ص ۱۰۰٫ ↑
  • کریمی، عباس، ادله اثبات دعوا ، تهران ، انتشارات مجد، ۱۳۸۷،ص۱۳و۱۴٫ ↑
  • صدرزاده،محسن ،افشار ، ادله اثبات دعوی در حقوق ایران ، تهران ، مرکز نشر دانشگاهی ،جلد۴ ،۱۳۸۵ ، ص۱۱٫ ↑
  • صدرزاده، افشار ، ادله اثبات دعوی در حقوق ایران ، پیشیین ، ص ۱۲ ↑
  • همان ↑
  • نظریه مورخ ۱/۴/۱۳۴۴ کمسیون مشورتی آئین دادرسی کیفری : ایران ارباطی ،۹۶:۱۳۸۶٫ ↑
  • خزایی منوچهر، جزوه آیین دادرسی کیفری، تهران، دانشکده حقوق شهید بهشتی، ۱۳۷۲، ص۷۸ ↑
  • جعفری عباس، «بررسی حق حریم خصوصی»، ماهنامه تعالی حقوق، سال اول، ش ۲، ۱۳۸۵، ص ۴۰ ↑
  • صدر زاده افشار ، ادله اثبات دعوا، پیشین، ص ۱۲ ↑
  • صانعی یوسف، استفتائات قضایی، کلیات قضا- جزییات، تهران،نشر میزان، ۱۳۸۴، ص ۶۱ ↑
  • فرخشه، علی، تحصیل دلیل در حقوق کیفری، ماهنامه دادرسی، س ۱۰، ش ۵۷، ۱۳۸۵، ص ۵۰ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:15:00 ب.ظ ]




هویت و شهرت سازمان اثرات مستقیمی برروی عملکرد و بازدهی کارکنان دارد و متعاقبا بر بهره وری و کارایی سازمان مورد توجه مدیران قرار گرفته است. اخیراً به نقش اخلاق مداری و جو اخلاقی حاکم بر سازمان و رابطه آن بر شهرت و هویت سازمان بسیار توجه شده است. فضای اخلاقی یکی از عوامل اصلی شکل دهنده روابط درون سازمانی و نگرش های کارکنان است که دارای تاثیر قابل ملاحظه ای برروی نتایج سازمانی است. از طریق بهبود اعتماد بین کارکنان و مدیران و افزایش تعهد کارکنان و در نتیجه پیروی و تبعیت شدید از اصول اخلاقی، کارکرد سازمانی افزایش می یابد. کارکنانی که سازمانشان را اخلاقی ادراک می کنند و همچنین ادارک می کنند که سازمان نسبت به آنها منصفانه و عادلانه برخورد می کند، بیشتر می توانند به مدیران و سازمان خود اعتماد کنند و به آنها پایبند و متعهد باشند. از این طریق می توانند بر هویت و شهرت سازمان موثر باشند.
به این منظور پرسشنامه ایی مشتمل بر مولفه های جو اخلاقی و هویت سازمان و شهرت سازمان، بین کارکنان استانداری یزد توزیع و نتایج حاصل از آن بررسی شد، ۶۰٫۵ درصد پاسخ دهندگان را مردها و تنها ۳۹٫۵% از پاسخ دهندگان را زنان تشکیل می دهند. سطح تحصیلات اکثر پاسخ دهندگان، لیسانس (۴۳٫۴%) می باشد . رده سنی اغلب افراد پاسخ دهنده کمتر از ۳۰ سال (۴۱٫۴%) می باشد.
ابعاد اخلاق مداری در میان زنان و مردان تفاوت معناداری نشان نداد . اخلاق مداری با سن نیز ارتباط معناداری نداشت اما با سطح تحصیلات ارتباط معنادار مشاهده شد.
در ادامه برای فهم بهتر نتایج بحث را با بررسی سوالات تحقیق دنبال می کنیم.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۵-۲ بحث و نتیجه گیری

 

۵-۲-۱نتایج فرضیه یک :

بین دلبستگی و علاقه به کار و شهرت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین دلبستگی به کار و شهرت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که دلبستگی کارکنان به کار با شهرت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه علاقه مندی و دلبستگی کارکنان به کار افزایش یابد ، شهرت سازمان نیز افزایش می یابد.
شهرت سازمان از دو لایه اصلی تشکیل شده است. نخستین لایه،( ارزشها و باورها) لایه ای است که نمایشگر نمادهای ملموس مانند طرز پوشش، شهرت، مراسم، تشریفات، اسطوره ها و افسانه هاست. لایۀ دیگر شهرت سازمانی، لایۀ پایه ای و یا شالودۀ اساسی شهرت سازمان است که به ارزشهای زیربنایی، مفروضات، باورها و فرآیندهای فکری افراد و گروه های سازمانی اشاره دارد. این لایه درواقع شهرت راستین سازمان را تشکیل می دهد. عوامل تشکیل دهندۀ شهرت سازمان عبارت اند از : هنجارها ، سنتها و تشریفات ، و مفروضات.
بنابراین هرچه دلبستگی به کار در کارمندان توسعه یابد نخستین لایه شهرت سازمان که همانا ارزش ها و باورهای کارکنان است گسترده تر خواهد شد.
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش آیلا(۲۰۱۲) و شافر(۲۰۱۳) همسو می باشد.

۵-۲-۲نتایج فرضیه دو :

بین روابط سالم و انسانی در محل کار و شهرت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین روابط سالم و انسانی در محل کار و شهرت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که روابط سالم و انسانی در محل کار با شهرت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه روابط بین کارکنان سالم تر و حرفه ایی تر باشد ، شهرت سازمان نیز افزایش می یابد.
عامل مهم دیگری که در ایجاد و تکوین شهرت سازمانی مهم است، روابط سالم و انسانی در محل کار است. از طریق این روابط افراد جای خود را در سازمان باز می کنند. یاد می گیرند که چگونه جذب سازمان شوند، با هنجارها و استانداردهای سازمان آشنا شوند و شهرت مناسب را فرا گیرند. روابط سالم و انسانی در سازمانها به صورت آموزشهای توجیهی و قبل از خدمت و آموزشهای حین خدمت می باشد و یا گاهی افراد خود به تدریج هنجارها و شهرتهای مناسب را تشخیص می دهند و به تدریج به آنها خو می گیرند. که در حالت اول آموزش به شکل رسمی و در حالت دوم به شکل غیر رسمی می باشد. موفقیت در روابط سالم و حرفه اییدر سازمان اثرات زیادی بر ماهیت شهرت سازمان و نوع هنجارهای غالب در سازمان دارد.
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش گلدبرگ،۲۰۱۰ و کوستووا ۲۰۰۲ همسو است

۵-۲-۳ نتایج فرضیه سه :

بین پشتکار و جدیت در کار و شهرت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین پشتکار و جدیت در کار و شهرت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که پشتکار و جدیت در کار با شهرت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه کارکنان پشتکار وجدیت بیشتری در انجام امور محوله از خود نشان دهند ، شهرت سازمان نیز افزایش می یابد.
در واقع جدیت و پویایی کارکنان در انجام امور محوله و تکریم ارباب رجوع موجب تقویت شهرت سازمان در اذهان عمومی خواهد بود
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش کوانگ،۲۰۱۰ همسو است

۵-۲-۴ نتایج فرضیه چهار :

بین روح جمعی و مشارکت در کار و شهرت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین پشتکار و جدیت در کار و شهرت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که پشتکار و جدیت در کار با شهرت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه کارکنان پشتکار وجدیت بیشتری در انجام امور محوله از خود نشان دهند ، شهرت سازمان نیز افزایش می یابد.
در واقع جدیت و پویایی کارکنان در انجام امور محوله و تکریم ارباب رجوع موجب تقویت شهرت سازمان در اذهان عمومی خواهد بود
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش موریسینگ،۲۰۱۱ همسو می باشد

۵-۲-۵ نتایج فرضیه پنجم :

بین دلبستگی و علاقه به کار و شهرت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین دلبستگی به کار و هویت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که دلبستگی به کار با هویت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه دلبستگی به کار بیشتری از خود نشان دهند ، هویت سازمان نیز افزایش می یابد.
هویت سازمانی به وسیله اینکه چگونه اعضا نسبت به سازمان فکر و احساس می کنند، به وجود می آید. سانتوز تعهد حرفه ای را احساس هویت و وابستگی نسبت به یک شغل و حرفه خاص می داند که تعهد حرفه ایی جز با دلبستگی و علاقه به کار دست یافتنی نیست .وی بر تمایل و علاقه به کار در یک حرفه به عنوان تعهد حرفه ای تأکید می کند هویت شرکت و نشان شرکت هم از اینکه چطور مشتریان، سرمایه گذاران و مردم دیگر در بیرون سازمان از هویت درک می کنند، به وجود می آید.
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش مون،۲۰۱۴ همسومی باشد

۵-۲-۶ نتایج فرضیه ششم :

بین روابط سالم و انسانی در محل کار و هویت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین روابط سالم و انسانی در محل کار و هویت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که روابط سالم و انسانی در محل کار با هویت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه روابط بین کارکنان سالم تر و حرفه ایی تر باشد ، هویت سازمان نیز ارتقا می یابد.
ایجاد ارتباط داخلی با کارمندان در چار چوب روابط سالم و انسانی اثر بسیار قوی بر هویت سازمانی دارد چنانچه تئوری پردازان سازمانی، هویت سازمانی را به عنوان تجربه ها، احساسات و ایده هایی که کارمندان از سازمان دارند، معرفی می کنند در حالی که مفاهیمی نظیر هویت شرکت و نشان شرکت، اعتبار و تصویر درونی و بیرونی آن را در نظر نمی گیرند. هویت سازمان می تواند از راه ساختار سازمان، محصولات و خدمات آن، شیوه ای که آن سازمان محیط خود را شکل می دهد و شیوه ارتباطات و رفتار آن، درک و تجربه شود. این عوامل بر روی چگونگی نگرش افراد نسبت به سازمان تاثیر می گذارند.
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش کلارک،۲۰۱۰ همس می باشد

۵-۲-۷ نتایج فرضیه هفتم :

بین پشتکار و جدیت در کار و هویت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به مقدار p value ارتباط معناداری بین پشتکار و جدیت در کار و هویت سازمانی مشاهده شد. این بدان معنا ست که پشتکار و جدیت در کار با هویت سازمان ارتباط مستقیم دارد و هرچه کارکنان پشتکار وجدیت بیشتری در انجام امور محوله از خود نشان دهند ، هویت سازمان نیز افزایش می یابد.
در واقع جدیت و پویایی کارکنان در انجام امور محوله و تکریم ارباب رجوع موجب تقویت هویت سازمان به عنوان یک سازمان پویا و فعال و پیشرو در ارائه خدمات در اذهان عمومی خواهد بود
یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش مون ،۲۰۱۴ همسو می باشد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:14:00 ب.ظ ]




۴-۲-۱: بیمه تامین اجتماعی
امنیت فردی و اجتماعی و جست و جوی بی وقفه آن، همواره یکی از خصوصیات ذاتی بشر بوده است. شیوه های تامین امنیت از دیرباز تاکنون دستخوش تغییر و تحول بسیاری شده است. مردم پیوسته کوشیده اند خود و خانواده خویش را از تهدیدها و پیشامد های ناگوار مانند حوادث و سوانح، بیماری ها و دیگر خطرات مصون دارند. شواهد تاریخی نشان می دهد که اغلب، بروز این بحران ها، بیشترین فشار را بر اقشار آسیب پذیر وارد نموده و آثار ناگواری را بر وضعیت اقتصادی و معیشتی آنان بر جای می گذارد.
در این راستا تامین اجتماعی به مثابه ابزار توزیع مجدد درآمدها، مظهر استقرار و تضمین امنیت و عدالت اجتماعی و موجب آرامش خاطر و عزت نفس در افراد، می تواند نقش بسزایی در حمایت از مردم در برابر تمامی مخاطرات ناشی از بحران های اقتصادی و اجتماعی ایفا نماید، به نحوی که امروزه به جهت اهمیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی، از آن نه تنها به عنوان ابزار و بستر توسعه، بلکه به عنوان یکی از اهداف توسعه پایدار نام می برند.
فعالیت بیمه های اجتماعی در ایران با تشکیل صندوق احتیاط کارگران شبکه راه آهن کشور در سال ۱۳۱۰ پایه ریزی شد گسترش شمول حمایت های بیمه ای منجر به تصویب لایحه بیمه کارگران در ۲۹ آبان ۱۳۲۲ و سپس تصویب لایحه بیمه های اجتماعی کارگران در سال ۱۳۳۲ و آغاز به کار سازمان بیمه های اجتماعی کارگران شد.
سازمان بیمه های اجتماعی کارگران در سال ۱۳۴۲ بنا به پیشنهاد وزارت کار و امور اجتماعی و تایید هیات وزیران وقت به سازمان بیمه های اجتماعی تغییر نام یافت و در نهایت در تیر ماه ۱۳۵۴ با گسترش یافتن دامنه پوشش و شمول تعهدات آن و ادغام برخی سازمان های بیمه های اجتماعی دیگر، سازمان تامین اجتماعی تشکیل شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تعمیم و گسترش تامین اجتماعی برگرفته از اصل ۲۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر برخورداری آحاد مردم از مزایای تامین اجتماعی به عنوان حقی همگانی سرلوحه کار قرار گرفت. در آذر ماه سال ۱۳۵۸، ضمن واگذاری اداره امور بیمارستان ها و درمانگاههای تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی به وزارت بهداری و بهزیستی (با حفظ ملکیت سازمان) مقرر گردید تا ۹ درصد ار حق بیمه های وصولی سازمان بابت درمان نیز در اختیار این وزارتخانه قرار گیرد. این وضعیت تا سال ۱۳۶۹ ادامه یافت تا آنکه در این سال با تصویب ماده واحده ای، اداره واحدهای درمانی و تامین خدمات درمانی مورد نیاز بیمه شدگان مجددا به عهده سازمان تامین اجتماعی قرار گرفت.
در اوایل سال ۱۳۸۳ قانون نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و سازمان تامین اجتماعی به عنوان رکن اساسی نظام بیمه ای کشور مرتبط به این وزارتخانه و همسو با سیاست های کلان نظام جامع تامین اجتماعی به ادامه فعالیت می پردازد.
جمعیت تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی شامل حدود یازده و نیم میلیون نفر بیمه شده اصلی و بیش از ۲/۲ میلیون نفر مستمری بگیر (بازنشسته، ازکارافتاده و بازمانده) است که با احتساب افراد تحت تکفل آنها، بالغ بر ۳۶ میلیون نفر می شود.
این تعداد در بر گیرنده دو سوم جمعیت شهرنشین و ۴۶ درصد جمعیت کل کشور شامل بیمه شدگان اجباری، حرف و مشاغل آزاد، رانندگان، بیمه بیکاری و بیمه شدگان اختیاری و افراد تحت تکفل آنان است.
۴-۲-۲ : بیمه خدمات درمانی
در آبان ماه سال ۱۳۷۳ قانون بیمه همگانی خدمات درمانی کشور از سوی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید که متعاقب آن سازمان بیمه خدمات درمانی در کشور تشکیل شد. هدف این سازمان رفع نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبتهای پزشکی درحوادث و سوانح به صورت بیمه همگانی برای کارمندان دولت و بیمه شدگان اختیاری می باشد. این سازمان با عقد قرارداد با کلیه بیمارستان ها و مراکز بهداشتی درمانی دولتی، برخی بیمارستانها، درمانگاهها، آزمایشگاه ها، داروخانه هاو پزشکان در بخش خصوصی به ارائه خدمات به بیمه شدگان خویش می پردازد. به این شکل که بیمه شدگان هنگام مراجعه به مراکز طرف قرارداد فقط بخشی از هزینه خویش را به عنوان فرانشیز پرداخت کرده و بقیه هزینه را مراکز طرف قرارداد از سازمان بیمه خدمات درمانی اخذ می کنند. این سازمان در قالب پنج صندوق کارکنان دولت، سایر اقش
عکس مرتبط با اقتصاد
ار شامل: مددجویان بهزیستی، خانواده های معظم شهدا، جانبازان، آزادگان، طلاب و دانشجویان، خویش فرمایان که منظور بیمه شدگانی است که با پرداخت حق سرانه کامل و یکجا و بصورت خانوار بمدت یک تا سه سال بیمه درمانی می شوند، خویش فرمایان بستری شهری که شامل بیمه شدگانی است که از اقشار محروم جامعه بوده و تحت پوشش هیچ نوع بیمه درمانی قرار نگرفته باشند، بدون پرداخت حق سرانه و بطور رایگان بیمه می شوند که با دریافت کارت بیمه مربوطه می توانند به بیمارستانهای طرف قرارداد، فقط جهت دریافت خدمات درمانی بستری مراجعه نمایند و روستاییان و عشایر، فعالیت می کند .
شورای عالی بیمه خدمات درمانی با هدف اجرای سیاستگذاری واحد، برنامه ریزی، ایجاد هماهنگی های اجرائی، هدایت، نظارت و ارزشیابی سطح کمی و کیفی خدمات درمانی با ترکیبی از مدیران عامل سازمان های بیمه گر، ریاست سازمان نظام پزشکی ( به نمایندگی از پزشکان کشور )، وزرای بهداشت درمان و آموزش پزشکی ( که با تشکیل وزارت رفاه و تامین اجتماعی این وزارت جایگزین شده است )، کار و امور اجتماعی(وزارت تعاون کا و رفاه اجتماعی جایگزین شده است) و اقتصادی و دارایی و ۲ نفر از نمایندگان مجلس ( به عنوان ناظر ) تشکیل شد. این شورا محل بحث و تصمیم گیری درباره مهمترین موضوعات بیمه خدمات درمانی از جمله سطح خدمات، نرخ حق بیمه، تعرفه خدمات درمانی و چگونگی نظارت بر اجرای بیمه خدمات درمانی است. با وجود این تصمیم گیری در مورد موضوعات یاد شده در هیات وزیران انجام می شود و شورای عالی در این زمینه ها نقش تصمیم ساز برای هیات وزیران را دارد.[۳۴]
پس از تشکیل وزارت رفاه و تامین اجتماعی این سازمان زیر نظر وزارت رفاه قرار گرفت .از طرح های خوب این سازمان طرح پزشک خانواده و نظام ارجاع و بیمه ایرانیان است .
۴-۲-۳: بیمه نیروهای مسلح
با عنایت به تدبیر مورخ ۱۴/۸/۸۱ مقام معظم فرماندهی کل قوا مبنی بر صدور مجوز اجرای ماده ۱۷۴ قانون برنامه سوم توسعه کشور، سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح وابسته به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح تشکیل گردیده است. مستند به اصل ۲۹ قانون اساسی برقراری تأمین اجتماعی در سطح نیروهای مسلح از طریق فعالیتهای بیمه ای، حمایتی و امدادی (با محوریت نظام بیمه ای) هدف این سازمان می باشد.
اهداف تشکیل سازمان:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  • ایجاد انسجام در نظام تأمین اجتماعی نیروهای مسلح
  • صرفه جویی در هزینه های جاری
  • بهبود معیشت و تأمین رفاه هر چه بیشتر افراد تحت پوشش تأمین اجتماعی
  • تمرکز در سیاست گذاری و تصمیم گیری به منظور تأمین خدمات رفاهی و تقویت منزلت اجتماعی نیروهای مسلح

اهداف آرمانی سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح :
۱٫بهبود معیشت و تأمین رفاه هر چه بیشتر افراد تحت پوشش
۲٫توسعه و تعمیم بیمه های درمانی و اجتماعی و خدمات حمایتی و امدادی تا حد پوشش کامل
۳٫توانمندسازی سازمان به جهت خوداتکایی پر قدرت برای انجام کامل مأموریت و تحقق منظور سازمان
۴٫ارتقاء کیفیت خدمات مورد نظر در نظام تأمین اجتماعی نیروهای مسلح
۵٫تقویت و حمایت مؤلفه های عدالت اجتماعی در تعاریف نظام تأمین اجتماعی
چشم انداز:
ارتقاء منزلت اجتماعی و رفاه کارکنان و بازنشستگان نیروهای مسلح به سطح قابل قبولی از رفاه و معیشت و درمان به نحوی که خدمت در نیروهای مسلح موجب افتخار و علاقه مندی آحاد جامعه قرار گرفته و بستر جذب و نگهداری نیروهای خلاق و نخبه کشور در تمام سطوح را فراهم نموده و در نتیجه با توانمند سازی سرمایه های انسانی و با ایجاد اقتدار و قدرت بازدارندگی امید دشمنان در تهاجم به جمهوری اسلامی ایران را به یاس مبدل نماید.
سیاستهای کلی:
•فراهم نمودن دسترسی سهل و آسان بیمه شدگان به خدمات سازمان

  • نظارت بر هزینه ها و تمرکز در منابع در اختیار و رعایت انضباط اقتصادی
  • ایجاد آمادگی لازم برای مدیریت بحرانهای سازمان، حذف کارهای موازی، کوچک سازی و چابک سازی
  • بهینه سازی منابع نیروی انسانی
  • انجام مطالعات و تحقیقات در حوزه تامین اجتماعی
  • ایجاد سیستم های یکپارچه مالی و اطلاعاتی
  • برقراری پوشش بیمه ای برای کلیه املاک، ابنیه، تاسیسات، ماشین آلات و تجهیزات صنعت دفاعی
  • ارتقاء منزلت و معیشت بازنشستگان نیروهای مسلح
  • ایجاد بانکهای اطلاعاتی جمعیت تحت پوشش و خدمات ارائه شده
  • ارتقاء کمی و کیفی در ارائه خدمات بازنشستگی، درمان و بیمه
  • بهره گیری از تجارب و سیاستهای تامین اجتماعی سازمانهای مشابه کشوری و همچنین کشورهایپیشرفته در حوزه های درمانی، بیمه ای
  • بازنشستگی، حمایتی و امدادی
  • تشکیل پرونده سلامت برای آحاد نیروهای مسلح
  • کاهش تصدی گری در امور غیر حاکمیتی از طریق واگذاری خدمات بخشهای عمومی
  • تقویت و توسعه بهداشت پیشگیری در نیروهای مسلح
  • اولویت در پرداخت مطالبات مراکز درمانی نیروهای مسلح در راستای افزایش کمی و کیفی این مراکز
  • تقویت آموزش و تحقیقات از طریق راه اندازی پژوهشکده تحقیقاتی سازمان
  • اجرای نظارت فنی تخصصی بر کلیه خدمات مراکز طرف قرارداد
  • توسعه و گسترش مراکز طرف قرارداد جهت دسترسی آسان بیمه شدگان به خدمات درمانی
  • تعریف سطوح جدیدی از خدمات بیمه مکمل درمان

وظایف و اختیارات:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:14:00 ب.ظ ]




دیگر اضافه کنید و آن این است که وجود را ( واحد با شخص ) بدایند ؛ در این صورت آن وجود بالصرافه که در تشخیص واحد است، اختصاص به ذات حق داشته و تمام موجودات از زمین و آسمان وعالم ملک و ملکوت مظاهر و تجلیات او هستند و دیگر وجودی از خود ندارد، و نسبت وجود و موجودیّت به آن ها بالعرض و المجاز خواهد بود .
زیرا اگر تشخّص وجودی اثبات نشود، نفس واحد بالصرافه بودن آن کافی برای اثبات این مهم نمی باشد، چون اگر وجود واحد بالصرافه، ممکن باشد که در تحقّق چند تحقّق داشته باشد، مانند تحقّق واجبی و تحقّق ممکن، دیگر اثبات وحدت برای او نمودن مشکل است مگر به یک ضمیمه خارجی و آن اینکه هر جودی که واحد بالصرافه بوده باشد حتماً باید در تشخّص واحد باشد . در آن وقت بر اساس تشخّص واحد برای وجود، اثبات وحدت و آثار وحدت می توان نمود»[۲۶۹].

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۱-۲-۶ -عدم تناهی واجب تعالی :

از دیگر ادلّه ذکر شده برای اثبات وحدت شخصی وجود، عدم تناهی واجب است، که از آن به عنوان حد وسط در قاعده بسیط الحقیقه نیز استفاده می شود .اما بیان استدلالی عدم تناهی :
همان گونه که گفته شد حقیقت وجود از هر جهت بسیط بوده و وجودنیز عین ذات واجب می باشد، بنابراین با مصداق حقیقت وجود و بساطت ذات آن، جایی برای غیرباقی نمی ماند، چون اگر غیر فرض شود، واجب در آن جا حضور نداشته و مرکب از وجود و عدم می شود . این با معنای وجوب ذاتی و بساطت حقیقی وی سازگاری ندارد، بنابراین از بساطت حقیقی، عدم تناهی واجب فهمیده می شود و اینکه جایی برای حضور غیر باقی نگذاشته و محدود به حدی نیست بلکه همه امور و اشیا را در بر گرفته و بر آنها احاطه دارد و احاطه او نیز از قبیل احاطۀ حقیقت واصل به عکس ها و سایه های همان حقیقت به شمار رفته و از آن به رابطه « ظلّ » و « ذی ظلّ » یاد می شود . با این بیان تکلیف ما سوا نیز مشخص می گردد چرا که کثرات به عنوان مظاهر وجود واحدند نه وجودی در مقابل او .[۲۷۰]

۳-۱-۳- نقل اقوال :

از میان شارحین حکمت متعالیه، در تبیین حرف صدرا مبنی بر وحدت شخصی وجود، اختلافاتی پیش آمده، برخی همچون سبزواری با این که قائل به وحدت وجود عرفانی است و در متون خود به توضیح و تبیین آن پرداخته، اما بیان صدرا را کافی برای اثبات وحدت شخصی نمی داند و برخی نیز مانند ملاعلی مدرس زنوزی در بدایع الحکم، قائل به این مطلب شده که از امکان فقری چیزی جز وحدت تشکیلی وجود به دست نیامده و به دلیل اشکالی که بر هویّت تعلّقی معلول وارد می داند، منکر وحدت شخصی می شود و گروه دیگر از میان شارحین، کسانی اند که هم قائل به وحدت وجود عرفانی می باشند و در کتب و نوشته های خویش به تبیین آن پرداخته و هم معتقدندکه جناب صدرا اولین کسی است که توانسته وحدت وجود عرفانی را برهانی سازد .
در این میان نیز برخی بین دلایل صدرا تفکیک قائل شده و قائل اند از ربط علی نمی توان به وحدت شخصی رسید اما بیان ( بسیط الحقیقه ) رادر اثبات وحدت شخصی وجود کافی می دانند . آنچه در این بخش به آن پرداخته می شود صرفاً نظرات موافق و مخالف با این مطلب است که آیا صدراالمتألّهین در دستیابی به برهانی کردن وحدت کردن وجود کامیاب بوده یا خیر ؟از این جهت به عنوان نمونه به چند نظر از میان شارحین متقدم و متاخر حکمت متعالیه پرداخته می شود .

۳-۱-۳-۱-نظر موافقین:

۱ ) فیض کاشانی، از جمله افرادی است که معتقد است از طریق ربط علّی و صرف الوجود بودن می توان وحدت وجود عرفانی را اثبات کرد، هرچند ایشان صریحاً قائل به توفیق صدرا از این قاعده در اثبات وحدت شخصی نشده، اما بیانی که از ربط علّی دارند همان بیان صدرا می باشد . ایشان در معنای امکان بیان می کند:
« ذات امکان عین معنای تعلّق وارتباط است؛ چرا که اگر حقیقتی غیر از تعلق و ارتباط به غیر داشته باشد یا تعلق به غیر به عنوان صفت زائد بر او باشد، از آن جا که ( ثبوت شی ء لشی ء فروغ ثبوت مثبت له ) است، پس آنچه مفتقر فرض کردیم، مفتقر نیست بلکه عین فقر است و آن غیری که به او مرتبط است باید مستقل الحقیقه باشد ؛ بنابراین هر فاعلی بما هوفاعل، فاعل بذات است و هر مفعولی بما هو مفعول، مفعول بالذات می باشد و چون ذات هر یک عین وجودشان است، پس مفعول هویّتی مباین با هویّت فاعل ندارد تا دو هویت مستقل فرض شود که یکی مفیض باشد و دیگری مستفاض، بنابراین مجعول به جعل بسیط و وجودی، حقیقتی اصلی ندارد جز اینکه مضاف به فاعل است و معنای مستقلی جز عین تعلق و وابستگی، ندارد . همچنان که فاعل عین مفیض بودن عین ذات اوست…
و چون ثابت شد وجودات به یک حقیقت برگشت می نماید ودارای یک اصل واحدند که آن اصل واحد ذاتاً فیّاض است، پس او حقیقت است و باقی شئون و او ذات است و غیر او اسماء و صفات و او اصل است و ما سوا اطوار و فروع او . « کلّ شیء هالک الّا وجهه » [۲۷۱].
و در جای دیگر در توضیح وحدت حق تعالی از طریق صرف الوجود بیان می کند : چون صرف وجود قبول تعدّد ننماید، شریک در وجود ندارد ؛ چون غیر او حقیقت دیگر در مرتبه او متصوّر نمی باشد .اصل وجود ماورا ندارد، هرچه که موجود است و به وجود متصف می شود مرتبه ای از آن اصل واحد و یا مظهری از مظاهر اسماء و صفات او محسوب می شود و لذا هیچ کمال وجودی از علم و قدرت از حیطه او خارج نمی شود.[۲۷۲]
۲ ) نظر استاد جلال الدین آشتیانی : ایشان قائل اند جناب صدر المتألّهین به نحو اطلاق، قائل به وحدت وجود و موجود نیست، بلکه در برخی موارد صریحاً مسلک حکمای محقّق را که خود وی به آن سرو صورت داده اختیار نموده و برای وجود مراتب مختلف قائل است و وحدت ساری در مراتب را اثبات می کند و در برخی دیگر ازکلمات خود به مشرب اهل عرفان متمایل شده است .[۲۷۳] در عین حال ایشان بیان می دارد که جناب صدرا توانسته با برهان درصدد اثبات وحدت وجود برآید:
« مسأله وحدت وجود، اساس وپایه جمیع تحقیقات در مسائل مربوط به مبدا و معاد و یکی از مسائل نفیس عرفانی است . شاید ملاصدرا اولین فیلسوفی باشد که در این موضوع به نحو کامل تحقیق کرده وحل بسیاری از مشکلات را متوقف بر فهم آن دانسته و مسائل آن را با موازین علمی وفق داده است » .[۲۷۴]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:13:00 ب.ظ ]




۷- تقویت و حمایت از شرکت ساماندهی مطالبات معوقه تشکیل شده که وابسته به بخش خصوصی است.
۸- تأسیس کمیته فقهی:چون ممکن است در حین انعقاد قراردادهای بانکی یا در جریان اجرای آنها مسائلی پیش آید که می باید پاسخ شرعی آنها فورا برای طرفین قرارداد مشخص شود،پیشنهاد می شود که کمیته فقهی متشکل از نیروهای مسلط به مسائل فقهی مرتبط با معاملات بانکی در مرکزیت هر بانک در پایتخت تشکیل شود.که نظیر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها نظارت فقهی بر معاملات بانک داشته باشد.
*فرمهای پیشنهادی نگارنده برای قراردادهای بانکی فروش اقساطی حسب مورد آن:*
فرم پیشنهادی قرارداد فروش اقساطی در قبال تعهد شخص ثالث
خریدار: آقای/خانم : فرزند: تابعیت: شماره شناسنامه : صادره: متولد: کد ملی: واجد/فاقد لیست سیاه معوقات: مقیم: دارنده در خواستنامه شماره/تاریخ:
شرکت: شماره ثبت: محل ثبت:
واجد/فاقدلیست سیاه معوقات: مقیم: دارنده درخواستنامه شماره/تاریخ:
فروشنده: بانک ملی ایران شعبه: شهرستان: مقیم :
ماده (۱) – مورد معامله: محل استقرار: نوع و مقدار: مشخصات:
بهاء کل (به عدد): (به حروف):
مبلغ پرداختی نقدی: مبلغ باقیمانده اقساط:
مبلغ هر قسط(به عدد): (به حروف):
تعداد اقساط(به عدد): (به حروف):
سررسید اولین قسط(به عدد): (به حروف):.
فاصله زمانی اقساط:
صیغه عقد جاری شد وبانک وخریدارقبول کردند که تحویل پیش فاکتور/فاکتور نهائی به بانک به منزله قبول معامله فیمابین بانک و صادر کننده فاکتور بوده و با امضای قرارداد جاری ، فروش کالای مندرج در فاکتور به خریدار صورت پذیرفت .وصدور چک بها / واریز وجه نقد به حساب خریدار به منزله اعطای وکالت بانک به او در تحویل ثمن کالای مورد معامله به صادر کننده فاکتور است.
انتصاب بانک به عنوان وکیل بلا عزل:
ماده (۲) خریدار ضمن این قرارداد بیع شرایط عمومی حساب سپرده قرض الحسنه جاری بانک را که جزء لا ینفک این قرارداد است قبول وامضا کرد و بانک ملی ایران شعبه …… شهرستان ……. را وکیل بلا عزل خود نمود که مطالبات خود ناشی از این قرارداد را از موجودی حسلبها و سپرده های متعلق به خریدار نزد هر یک از شعب و واحدهای بانک ملی ایران و سایر بانکهای کسور تأمین و برداشت نماید.
ضمانت متعهد شخص ثالث
ماده(۳) نام متعهد(شخص حقیقی): فرزند: تابعیت: شماره شناسنامه: صادره: متولد:
کد ملی: واجد/فاقد لیست سیاه معوقات: مقیم:
نام متعهد(شخص حقوقی): شماره ثبت: محل ثبت: ثبت شده به موجب آگهی شماره……… مؤرخ……….. در روز نامه رسمی شماره ………مؤرخ………. واجد/فاقدلیست سیاه معوقات:
مقیم:
موضوع و محدوده تعهد: متعهد با علم و اطلاع و وقوف کامل نسبت به مندرجات این قرارداد و کمیت و کیفیت تعهدات خریدار به موجب این قرارداد متضامنا با خود خریدار انجام کلیه تعهدات و پرداخت بدهی هائی را که در ارتباط با انجام معامله موضوع این قرارداد به عهده خریدار است تعهد نمود .ومتعهد شد به محض مطالبه بانک،طلب مورد مطالبه بانک را به بانک تسلیم و پرداخت کند.این تعهد به صورت ضمانت تضامنی است و بانک حق دارد ضمن مراجعه به خریدار به متعهد یا متعهدین نیز به صورت انفرادی یا باهم مراجعه نماید.
ماده(۴) برگ این قرارداد ،سند لازم الاجراست و تابع مفاد آیین نامه اجرای اسناد رسمی است.این قرارداد در سه نسخه تنظیم و امضاء گردید که یک نسخه نزد بانک و یک نسخه نزد بانک و یک نسخه نزد خریدار و یک نسخه نزد متعهد/متعهدین می باشد و تمام نسخ حکم واحد را دارد و از اعتبار یکسان برخوردار می باشد.ضمنا سایر شروط ضمن این قرارداد در برگ جداگانه ای توسط مشتری ملاحظه وامضا وایشان متعهد به مفاد آن گردید.
نام وامضاءخریدار
نام و امضاء بانک
نام وامضاء متعهد
فرم پیشنهادی قرارداد فروش اقساطی در قبال رهن مال غیر منقول
خریدار: آقای/خانم : فرزند: تابعیت: شماره شناسنامه : صادره: متولد: کد ملی: واجد/فاقد لیست سیاه معوقات: مقیم: دارنده در خواستنامه شماره/تاریخ:
شرکت: شماره ثبت: محل ثبت: واجد/فاقدلیست سیاه معوقات: مقیم: دارنده درخواستنامه شماره/تاریخ:
فروشنده: بانک ملی ایران شعبه: شهرستان: مقیم :
ماده (۱) – مورد معامله: محل استقرار: نوع و مقدار: مشخصات:
بهاء کل (به عدد): (به حروف):
مبلغ پرداختی نقدی: مبلغ باقیمانده اقساط:
مبلغ هر قسط(به عدد): (به حروف):
تعداد اقساط(به عدد): (به حروف):
سررسید اولین قسط(به عدد): (به حروف):.
فاصله زمانی اقساط:
صیغه عقد جاری شد وبانک وخریدارقبول کردند که تحویل پیش فاکتور/فاکتور نهائی به بانک به منزله قبول معامله فیمابین بانک و صادر کننده فاکتور بوده و با امضای قرارداد جاری ، فروش کالای مندرج در فاکتور به خریدار صورت پذیرفت .وصدور چک بها / واریز وجه نقد به حساب خریدار به منزله اعطای وکالت بانک به او در تحویل ثمن کالای مورد معامله به صادر کننده فاکتور است.
ماده(۲) خریدار ضمن این قرارداد بیع شرایط عمومی حساب سپرده قرض الحسنه جاری بانک را که جزء لا ینفک این قرارداد است قبول وامضا کرد و بانک ملی ایران شعبه …… شهرستان ……. را وکیل بلا عزل خود نمود که مطالبات خود ناشی از این قرارداد را از موجودی حسلبها و سپرده های متعلق به خریدار نزد هر یک از شعب و واحدهای بانک ملی ایران و سایر بانکهای کسور تأمین و برداشت نماید.
*رهن مال غیر منقول
ماده(۳)خریداربه منظور تضمین بازپرداخت اقساط مبلع معامله و بدهی ناشی از آن

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

، به موجب این قرارداد ،ملک به شماره پلاک ثبتی ……..بخش…..شهرستان……. ثبت شده به نام آقای/خانم……..فرزند……..دارنده شناسنامه شماره…….صادره……
کد ملی…………..را به طور غیر قابل فسخ در وثیقه و رهن بانک طرف این عقد قرارداد.وجزئیات نحوه استیفای مطالبات بانک از این رهن براساس مفاد قرارداد رهن منعقد در دفترخانه اسناد رسمی می باشد.
ماده (۴) ماده(۴) برگ این قرارداد ،سند لازم الاجراست و تابع مفاد آیین نامه اجرای اسناد رسمی است.این قرارداد در سه نسخه تنظیم و امضاء گردید که یک نسخه نزد بانک و یک نسخه نزد بانک و یک نسخه نزد خریدار و یک نسخه نزد وثیقه گذار می باشد و تمام نسخ حکم واحد را دارد و از اعتبار یکسان برخوردار می باشد. ضمنا سایر شروط ضمن این قرارداد در برگ جداگانه ای توسط مشتری ملاحظه وامضا وایشان متعهد به مفاد آن گردید.
نام وامضاء خریدار
امضاء بانک
نام وامضاء وثیقه گذار

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:10:00 ب.ظ ]




در بیانیه شماره یک از مفاهیم حسابداری مالی گفته شده است که هدف اصلی حسابداری این است که استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری را قادر سازد تا در مورد جریان های نقدی آینده نوع انتظار خود را تعیین نمایند. به گفته هیئت استانداردهای حسابداری مالی:

«گزارشگری مالی باید اطلاعاتی ارائه کند که برای سرمایه گذاران و بستانکاران و سایر استفاده کنندگان حال و آینده مفید واقع شود تا آن ها بتوانند بر این اساس در زمینه سرمایه گذاری، دادن اعتبار و موارد مشابه، تصمیم عاقلانه ای اتخاذ نمایند. این اطلاعات باید برای کسانی که در مورد فعالیت های اقتصادی و تجاری درکی معقول دارند و تمایل به مطالعه این اطلاعات دارند، جامع باشد. گزارشگری مالی باید اطلاعاتی ارائه کند تا سرمایه گذاران، بستانکاران و سایرین بتوانند به کمک آن مبلغ، زمان و عدم اطمینان (ریسک) وجوه نقد دریافتی از محل سود تقسیمی یا بهره و وجوه حاصل از فروش، بازخرید یا سررسید اوراق بهادار یا وام ها را برآورد نمایند. ازآنجاکه جریان های نقدی سرمایه گذاران و بستانکاران به جریان های نقدی واحد تجاری وابسته است، گزارشگری مالی باید اطلاعاتی ارائه کند تا در این راستا به سرمایه گذاران، بستانکاران و سایرین کمک کند که آنها مبلغ، زمان و عدم اطمینان (ریسک) مربوط به خالص جریان نقدی ورودی به واحد تجاری را برآورد نمایند. گزارشگری مالی باید در مورد منابع اقتصادی واحد تجاری، ادعاهای نسبت به این منابع (تعهدات واحد تجاری به انتقال منابع به سایر واحدهای تجاری) و حقوق صاحبان سهام و نیز در مورد آثار ناشی از رویدادهای مالی و غیرمالی و شرایطی که به تغییر منابع و ادعاهای نسبت به این منابع منجر می شود، اطلاعاتی ارائه نماید (قدمی، ۱۳۸۸).

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

عکس مرتبط با اقتصاد

۲-۲-۳-  اهداف عمده اطلاعات حسابداری

حسابداری

۱- گزارشگری مالی باید اطلاعاتی را فراهم سازد که برای سرمایه گذاران فعلی، بالقوه و اعتباردهندگان و سایر استفاده کنندگان مفید باشد و به آنها در تصمیم گیری راجع به سرمایه هایشان کمک کند.

۲- گزارشگری مالی باید اطلاعاتی را فراهم سازد که سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و سایر استفاده کنندگان را در ارزیابی امکان دسترسی به میزان وجوه نقد و همچنین ارزیابی، زمان بندی و ابهام در مورد چشم انداز آتی جریان ورود وجوه نقد به واحد تجاری کمک کند. برآورد انتظارات سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و سایرین در مورد دریافت وجه نقد از محل سرمایه گذاری در واحد تجاری و یا اعطای اعتبار به آن و سایر موارد به مقدار زیادی به دورنمای نقدینگی آتی واحد تجاری بستگی دارد.

۳- گزارشگری مالی باید اطلاعاتی در مورد چگونگی تأمین و مصرف وجوه، استقراض و بازپرداخت دیون، توزیع سهام و سایر موارد توزیع منابع واحد تجاری بین حقوق صاحبان سرمایه و عوامل دیگری که ممکن است بر نقدینگی و یا توانایی واحد تجاری در ایفای به موقع تعهداتش تأثیر گذارد، فراهم کند.

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

۳- گزارشگری مالی باید اطلاعاتی را در مورد منابع اقتصادی واحد تجاری، تعهدات واحد تجاری، حقوق نسبت به منابع مزبور و اثرات رویدادها، فعالیت ها و شرایطی که منابع و حقوق مزبور را تغییر می دهد، ارائه نماید(هندریکسون و ون بردا، ۱۳۸۸).

در این مورد دیدگاه کمیته تدوین استانداردهای حسابداری سازمان حسابرسی ایران که در بخش مفاهیم نظری گزارشگری مالی آمده است، به شرح زیر ارائه می شود:

الف) صورت های ﻣﺎﻟﻲ به عنوان ﺑﺨﺶ اﺻﻠﻲ ﻓﺮاﻳﻨﺪ ﮔﺰارﺷﮕﺮی ﻣﺎﻟﻲ است. هدف صورت های مالی عبارت از ارائـه اطلاعاتی تلخیص و طبقه بندی شده درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف پذیری مالی واحد تجاری است که برای طیفی گسترده از استفاده کنندگان صورت های مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع گردد.

ب) صورت های مالی همچنین نتایج وظیفه مباشرت مدیریت یا حسابدهی آنها را در قبال منابعی که در اختیارشان قرارگرفته منعکس می کند. استفاده کنندگان صورت های مالی، برای اتخاذ تصمیمات اقتصادی، غالباً خواهان ارزیابی وظیفه مباشرت یا حسابدهی مدیریت می باشند. تصمیمات اقتصادی مزبور به عنوان نمونه شامل مواردی از قبیل فروش یا حفظ سرمایه گذاری در واحد تجاری و انتخاب مجدد یا جایگزینی مدیران می باشد.

ج) ازآنجاکه صورت های مالی عمدتاً بیانگر اثرات مالی رویدادهای گذشته است و لزوماً دربرگیرنده اطلاعات غیرمالی نیست، تمام اطلاعات مورد لزوم استفاده کنندگان را جهت اتخاذ تصمیمات اقتصادی فراهم نمی آورد. با این حال، صورت های مالی نیازهای اطلاعاتی مشترک اغلب استفاده کنندگان را رفع می کند.

د) اطلاعات ارائه شده در صورت های مالی مشمول محدودیت های مختلف دیگری نیز هست. اطلاعات مالی تحت تأثیر ابهامات موجود قرار می گیرد زیرا دربرگیرنده برآوردها بوده و اثر معاملات بین دوره های مالی مشخص تخصیص یافته است. اطلاعاتی را که نمی توان بر حسب واحد پول بیان کرد در متن صورت های مالی قابل انعکاس نمی باشد. به علاوه، اطلاعـات منـدرج در صورت های مالی عمدتـاً تاریخی است، زیرا مرتبط بـا وضعیت مالی دریک تاریخ معین و عملکرد مالی و انعطاف پذیری مالی برای یک دوره گذشته می باشد (کمیته تدوین استانداردهای حسابداری، ۱۳۸۶).

[۱]- Statement of Financial Accounting Concepts

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:08:00 ب.ظ ]




◊ بهبود شبکه های ارتباط اجتماعی در کار
◊ مشارکت کارکنان در تصمیم گیری
◊ ارزیابی عملکرد کارکنان به منظور ایجاد بازخورد کاری
◊ تشریح اهداف و رسالتهای سازمانی
◊ حذف موانع کاری
◊ تاکید بر جنبه هایی که موجب ارزش اجتماعی سازمان می شود
◊ ایجاد سیستم های مناسب تشویق و تنبیه
◊ حذف تبعیضها و روابط نامناسب افراد در محیط کار
◊ استقلال نسبی برای انجام
◊ زمینه مناسب برای ایجاد خلاقیت و نوآوری کارکنان (بهرام رنجبریان . “۱۳۷۵”. تعهد سازمانی ، مجله دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان . سال دهم ، شماره ۱و۲، ص ۵۷-۴۱٫ )
◊ غنی سازی شغلی
◊ اعطای تسهیلات
◊ محول کردن سطح بالاتری از مسئولیت به افراد برای انجام شغل (حسین استرون . “۱۳۷۷”. تعهد سازمانی . مدیریت در آموزش و پرورش . دوره پنجم ،شماره مسلسل ۱۷، ص ۷۴-۷۳(
۲-۲۰) تعهد سازمانی و تعهد اسلامی
تعهد سازمانی عامل موثری در رفتار سازمانی کارکنان و بازده سازمان هاست و عبارت از نگرش های مثبت یا منفی افراد نسبت به کل سازمانی است که در آن مشغول به کارند . شخص دارای تعهد سازمانی ، نسبت به سازمان احساس وفاداری قوی دارد . در حالی که فرد دارای تعهد اسلامی ، مسئولیت را امانتی الهی می داند و خود را متعهد به حفظ و حراست از آن می بیند و با تمام وجود در جهت انجام دادن وظایف محوله و کسب رضای حق تعالی کوشش می کند .
۲-۲۱) دو دیدگاه درباره تعهد سازمانی
الف- تعهد سازمانی در دنیای امروز چیز بی ربطی است:
بعضی از نویسندگان جدید معتقدند که تعهدسازمانی موضوع بی ربطی است و نیازی به تحقیق و بررسی ندارد. باروچ (BARUCH) یکی از این افراد است. به اعتقاد باروچ باتوجه به روندهای اخیر درمورد کوچک سازی سازمانها مثل فرایند مهندسی مجدد، ماهیت روابط کار در سه دهه اخیر به نحو چشمگیری تغییر کرده است به طوری که تعهدکارمند به سازمـــــان موضوع بی ربطی شده است. او می گوید که اهمیت تعهد سازمانی به عنوان یک مفهوم عمده در مدیریت و رفتار سازمانی درحال کاهش است و این روند همچنان ادامه دارد. اساس بحث باروچ این است که تعهدسازمانی برای کارکنان یک پیش شرط مهم است، اما مهمترین نیست. سازمانها باتوجه به فعالیتهای کوچک سازی در سالهای اخیر نسبت به استخدام کارکنان با تعهد یکسان نسبت به سازمان یا ناتوان و یا بی میل بوده اند. حتی دراکر (DRUCKER) برجسته ترین نویسنده مدیریت نیز نسبت به شرکتهایی که می گویند، برای کارکنانشان ارزش قائلند، بدبین است چرا که آنها خلاف آن را ثابت کرده اند. دراکر می گوید، همه سازمانها هر روزه اذعان می کنند که کارکنان بزرگترین دارایی آنها هستند، ولی باوجــود این به آنچه که می گویند کمتر عمل می کنند چه رسد به آنکه واقعاً معتقد به آن باشند. اکثر سازمانها معتقدند همان طور که تعهد سازمان به کارمند، کاهش یافته این انتظار وجود دارد که تعهد کارمند هم نسبت به سازمان کاهش یافته باشد.
به طورکلی نمی توان به منطق باروچ ایراد گرفت. تحقیقات نشان می دهند که حمایت سازمانی از کارمند با تعهد کارمند به سازمان به وضوح مرتبط است. همچنین شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه بسیاری از سازمانها کارکنانشان را بازخرید می کنند تا هزینه ها را کاهش دهند و از این طریق توانایی رقابت در بازارهای جهانی را به طور فزاینده ای افزایش دهند. امشوف (EMSHOFF) تخمین می زند که بالغ بر ۹۰ درصــد شرکتهای بزرگ، کوچک شده اند. درباره تغییرات در محیطهای کاری در روزنامه نیویورک تایمز تخمین زده شده است که ۴۳ میلیون شغل در آمریکا بین سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۵ از بین رفته است.
اکثر شغلهایی کــــه در این دوره به وجود آمده اند از بین رفته اند. این رقم ترک شغل کارکنان را آشکار می کند و این بی نظمی ممکن است، اثر منفی را بر تعهد سازمانی تشدید کند. همچنین مشخص شده است که شرکتها نه تنها در زمان ورشکستگی یا رکود کارکنانشان را بازخرید می کنند، بلکه آنها در زمان سودآوری و رونق نیز دست به این عمل می زنند.
آنها با انجام این کار علامت مثبتی را برای تحلیلهای مالی ارائه و بنابراین، از این به عنوان حربه ای برای افزایش سهامداری در کوتاه مدت استفاده می کنند. برای مثال به گفته ریچهیلد (RICHHIELD) شرکت زیراکس در دوران سودآوری، برنامه هایی را برای کاهش کارکنانش اعلام کرد به طوری که تعداد آنها را به ۱۰ هزار کارمند در سال ۱۹۹۳ کاهش داد و این کار به افزایش ۷ درصدی سهام این شرکت در روز بعد منجر شد. تعجب آور خواهدبود اگر تعهد کارکنان به شرکت زیراکس درنتیجه چنین عملی کاهش نیابد. تعدادی از ادغام شرکتها و به مالکیت درآوردن شرکتی توسط شرکت دیگر نیز توسط باروچ ذکر شده اند که همچنین تعهد سازمانی کارکنان را کاهش داده اند. همان طور که سازمانهای بــزرگ مالکیت سازمانهای دیگر را به دست آورده یا دارائیهای خود را می فروشند آنچه که به طور فزاینده ای به شکل غالب ظاهر می شود موضوع کانون تعهد است. کاملاً به آسانی می توان دریافت که برای کارکنان در این شرایط درک اینکه چه چیزی و کدام سازمانشان است، مشکل است. در نتیجه ایجاد و شکل گیری تعهد در این شرایط برای آنها مشکل خواهدبود. برای مثال آیا کارمندی که متعهد به شرکت مک دونل داگلاس (MC DONNELL DOUGLAS) است می تواند به آسانی تعهدش را به شرکت بوئینگ منتقل کند.
<s< p=””></s<>

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

trong>ب – تعهد سازمانی واقعاً مهم است:
چطور می توان بحث باروچ را که معتقد است تعهد سازمانی یک مفهوم مدیریتی بی ربطی است را ارزیابی کرد. شواهدی وجود دارد که بسیاری از سازمانها استراتژی های کوچک سازی و کاهش هزینه ها را دنبال می کنند. برای این شرکتها ایجاد سطح بالایی از تعهد کارمند ظاهراً به عنوان یک استراتژی نه چندان مهم برای کسب موفقیت اقتصادی نسبت به شرکتهایی که به این استراتژی متوسل می شوند درک می شود.
بنابراین، براساس تجربه واقعی مدیریت، ممکن است، صاحبنظری استدلال کند که تعهد کارمند چیز بی ربطی است، به خاطر اینکه سازمانهای کمتری استراتژی هایی را برای افزایش تعهد کارکنان ادامه می دهند. در این دیدگاه باروچ ممکن است تاحدودی درست بگوید. با این حال، از طرف دیگر شواهدی دال بر این وجود دارد که سازمانها درپی عملکرد بالا و استراتژی های منابع انسانی برای افزایش تعهد کارکنانشان هستند که می تواند سود اقتصادی بیشتری را برای آنها فراهم کند. از این دیدگاه تعهد کارمند نه تنها بی ربط نیست، بلکه به عنوان یک مفهوم مدیریتی به خاطر اینکه می تواند به مزیت رقابتی و موفقیت مالی منجر شود، خیلی مهم است. درحقیقت تعهد از این دیدگاه ممکن است، به عنوان کلیدی برای مزیت رقابتی محسوب شود. در این دیدگاه تعهد کارمند به عنوان یک استراتژی رقابتی، کاملاً برخلاف آنچه که باروچ می گوید، چیز بی ربطی نیست. (مودی، ۱۹۹۸، ص ۳۹۶ – ۳۹۲). ( مصطفی امامی ، راهبرد ، ۱۳۴-۱۳۱ ).
۲۲۲) تعهد سازمانی مفهوم یک بعدی یا چندبعدی؟
پورتر (PORTER) تعهد را براساس نیروی کلی همانندسازی (تعیین هویت) و مشارکت یک فرد در سازمان تعریف می کند. در این دیدگاه تعهد ناشی از سه عامل می شود.
۱ – قبول اهداف و ارزشهای سازمان
۲ – تمایل به همکاری با سازمان برای کسب اهدافش
۳ – میل به باقی ماندن در سازمان (استیرز، ۱۹۸۹، ص ۵۷۷ – ۵۷۶).
در این دیدگاه، تعهد به عنوان یک مفهوم تک بعدی نگریسته شده است، که تنها متمرکز بر تعهد عاطفی است. سالها، اندیشمندان درک ما را از تعهد سازمانی با نگریستن به آن به شکل چندبعدی تغییر داده اند. این محققان علاقه مند به یک مجموعه وسیعتر از پیوندها بین کارکنان و سازمانها نسبت به آنچه که پورتر مطرح کرد، بوده اند. درحالی که پورتر متمرکز بر یک پیوند توصیف شده با قبول اهداف سازمان بوده است، تحقیقات محققان بعدی بر انواع تعهد متمرکز شده است که می تواند برای توجیه رفتار فرد و استمرار آن در محیط کار درنظر گرفته شود.(مودی، ۱۹۹۸، ص ۳۹۰ – ۳۸۹)
۲-۲۳) الگوهای چندبعدی
۱) مدل اریلی و چتمن:
اریلی و چتمن(OREILLY & CHATMAN،۱۹۸۶) الگوی چندبعدی خود را مبتنی بر این فرض بنا نهادند که تعهد، نگرشی را نسبت به سازمان ارائه کرده و مکانیسم هایی دارد که ازطریق آنها می تواند نگرش شکل بگیرد. بنابراین، مبتنی بر کار کلمن (KELMAN) در نگرش و تغییر رفتار (۱۹۵۸) اریلی و چتمن معتقدند که پیوند بین فرد و سازمان می تواند، سه شکل متابعت، همانندسازی و درونی کردن را به خود بگیرد.
متابعت، زمانی اتفاق می افتد که نگرشها و رفتارهای همسو با آنها به منظور کسب پاداشهای خاص اتخاذ می شوند. همانندسازی، زمانی اتفاق می افتد که فرد نفوذ را به خاطر ایجاد یـــا حفظ رابطه ارضاکننده می پذیرد (می یر و هرسکویچ، ۲۰۰۱، ص ۳۰۵). سرانجام درونی کردن، رفتاری که از ارزشها و یا اهداف نشأت گرفته را منعکس می کند که با ارزشها یا اهداف سازمان منطبق است (مودی، ۱۹۹۸، ص ۳۹۰).
بررسی جدیدتر از یک نمونه بزرگتر، دو نوع تعهد را به جای سه نوع تعهد مشخص کرد که تعهد ابزاری (متابعت) و تعهد هنجاری (همانندسازی و درونی کردن) نامیده شدند. (کرامر، ۱۹۹۶، ص ۳۹۰ – ۳۸۹). در تحقیقات بعدی این دو محقق و همکارانشان نتوانستند تمایزی را بین همانندسازی و درونی کردن قایل شوند. از این رو، آنها در تحقیقات جدیدتر موارد همانندسازی و درونی کردن را ادغام کردند و آن را تعهد هنجاری نامیدند. متابعت، نیز در کار اخیرشان تعهد ابزاری نامیده شده است که متمایز از همانندسازی و درونی کردن است. برای مثال، اریلی و چتمن متوجه شدند که متابعت به طور مثبت تا منفی با ترک شغل ارتباط دارد. با درنظرگرفتن اینکه تعهد سازمانی عموماً به عنوان متغیری درنظرگرفته می شود که احتمال ترک شغل را کاهش دهد، این یافته بعضی سوالها را درباره اینکه آیا متابعت می تواند، به عنوان یک شکل از تعهد سازمانی درنظرگرفته شود را به وجود آورده است (می یر و هرسکویچ، ۲۰۰۱، ص ۳۰۶).
۲) مدل می یر و آلن:
می یر و آلن (MEYER&ALLEN) مدل سه بعدیشان را مبتنی بر مشاهده شباهتها و تفاوتهایی که در مفاهیم تک بعدی تعهد سازمانی وجود داشت، ایجاد کردند. بحث کلی آنها این بود که تعهد، فرد را با سازمان پیوند می دهد و بنابراین، این پیوند احتمال ترک شغل را کاهش خواهد داد (می یر و هرسکویچ، ۲۰۰۱، ص ۳۰۵). آنها بین سه نوع تعهد، تمایز قائل می شوند. تعهد عاطفی اشاره به وابستگی احساسی فرد به سازمان دارد.
تعهد مستمر مربوط به تمایل به باقی ماندن در سازمان به خاطر هزینه های ترک سازمان یا پاداشهای ناشی از ماندن در سازمان می شود. سرانجام تعهد هنجاری احساس تکلیف به باقی ماندن به عنوان یک عضو سازمان را منعکس می کند. آشکارا یک همپوشی بین روشی که پورتر تعهد را مفهوم سازی کرده و کارهای بعدی اریلی و چتمن و می یر و آلن وجود دارد. روش پورتر به تعهد خیلی مشابه با بعد درونی کردن اریلی و چ
تمن و مفهوم تعهد عاطفی می یر و آلن است.

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:08:00 ب.ظ ]




حادث می شوند، که روش ها و ابزارهای تحلیل و پژوهش محملی برای به کارگیری و آزمون در عرصه عمل پیدا نمی کنند. هنوز یک مدل نظری برای تبیین رفتار یک بازیگر، یک سیستم، یک حکومت طراحی نشده، موج جدیدی همه ی نقشه ها را بر آب می دهد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

فرضیه ها عرصه ای برای ارزیابی و اثربخشی پیدا نمی کنند، چرا که سرعت و تنوع تحولات فرصتی برای مکث و یا آزمون و خطا باقی نمی گذارند. نظریه های متعارض، پژوهشگر سیاسی را در بلا تکلیفی برای انتخاب موضوع و روش قرار می دهد. ارزش های ناهمگن و متضاد، اندیشه ورزان را به سمت گیری های تنگ نظرانه فردی می کشند تا دفاع از هنجارهای درونی شده و اساسی جامعه. ریاکاری و فرصت طلبی مقطعی جای پای بندی به اصول و جهان بینی را می گیرد. ارزش های علم و دست آوردهای دانش فنی، متاعی می شود که در طَبق روشنفکری برای کسب مال و منال عرضه بازار ریاکاری و زراندوزی می گردد. تکنیک ها و روش های پیشرفته تبلیغاتی و وسایل ارتباط جمعی، ابزاری می شود برای تحمیق توده ها، سرپوش گذاشتن روی نارسایی ها و خطاها و غفلت ها. روش های قانونی، چماقی می شود برای تحدید آزادی ها و رخنه در حریم مغزها و خلوت انسان ها. توجیهات فلسفی مفرّی می شود برای تحکیم جزمیات و تنفیذ ایدئولوژی ها، رهیافت های تلخ و دردآلود فقر و نکبت و عقب ماندگی زمان حال و افق های تاریک آینده.

۲ – ۴ بحران روش شناختی

اگر از ما بپرسند کدام بحران بیش از همه بر سرنوشت انسان در قرن بیست و یکم تأثیر خواهد گذارد، هر کس به فراخور حال مقام خود نظری خواهد داد. ممکن است برای پاسخ به این پرسش ذهن ما متوجه مسائل و مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، زیست محیطی و … در جوامع ملی و نظام جهانی شود. بی تردید، جهان ما در عمر دراز و سیر تکاملی و تکوینی خود هر از گاهی با نوعی از این بحران ها درگیر بوده است و در آینده نیز خواهد بود. مشکل اساسی ما در دوران های مختلف تاریخ، در واقع نداشتن ابزار و روش مناسب برای شناخت شکل و ماهیت و نداشتن بینش مکفی از طریق کسب معرفت علمی و تجربی و هنجاری از رخدادهای بحرانی بوده است. لذا از دیدگاه ما، بحران آینده را باید در روش و بینش ما جستجو و تدبیر کرد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

اگر به گذشته نگاه کنیم، ریشه های این بحران را می توانیم از زمانی که فلسفه و علم راه خود را از هم جدا کردند، پی جویی کنیم. هنگامی که فلسفه و علم راه خود را از هم جدا کردند، بحرانی در قلمرو شناخت حاصل شد. در واقع بحران فوق از فلسفه آغاز گردید و رویدادهای اساسی قرن نوزدهم در قلمرو اندیشه و تفکرات کانت نیچه، راه را برای نظریه «هایدگر» در قرن بیستم هموار کرد که اساس و ماهیت هستی زیر سؤال قرار گرفت. در چنین شرایطی بود که پیوند مجدد علم و فلسفه برقرار شد و «پوزیتویسم منطقی» حاصل آن بود. «کارل پوپر» نشان داد که «علمی بودن نظریه در ابطال پذیری آن است». از این دیدگاه، نارسایی در ارزیابی و وارسی نظریه، خود بخود باعث نارسایی استقراء به مثابه دلیل مطلق است و از نظر «پوپر» منطق «قیاسی» ارزش تعیین کننده ای برای وارسی دارد و اساسی غیر قابل انکار برای حقیقت ایجاد می کند. البته این منطق به سهولت پذیرفتنی نیست و نارسایی درونی دارد.

بحرانی که در بنیان های شناخت علمی بوجود آمد، خود بخود با بحران بنیان های شناخت فلسفی همراه شد و هر دو آنها موجد ایجاد تعارضاتی در قلمرو کلان شناخت گردید و همه چیز در ابهام و تاریکی فرو رفت و در هاله ای از نسبیّت و تردید قرار گرفت.

۲ – ۵ بحران دولت های ملی

امروزه عصر جهانی شدن با شدت و ضعف های گوناگون موقعیت دولت ملی را دستخوش دگرگونی نموده، عناصر متشکله آن از جمله ملیت، سرزمین، حکومت و حاکمیت و نیز تعاملات میان آنها را متحول نموده است. به گونه ای که رابطه ی سنتی میان مشروعیت، کارآیی، استقلال و اقتدار به هیچ وجه نمی تواند مبین موقعیت دولت در عرصه داخلی و بین المللی باشد (قوام، ۱۳۸۰: ۶۹۴). دانیل بل نیز حدود پانزده سال پیش، مدعی شد که نهاد دولت _ملت «برای مسائل بزرگ زندگی بسیار کوچک است و برای مسائل کوچک زندگی بسیار بزرگ» (Bell, 1987: 14). گرچه تردید در کارآیی و شایستگی مهم ترین نهاد و سازمان سیاسی مدرن به اندازه ی عمر آن پیشینه دارد، اما فرایند پرشتاب و فراگیر جهانی شدن در دهه های اخیر، ناتوانی و ناکارآمدی نهاد دولت را به آشکارترین وجه نمایان کرده است.

فرسایش محیط زیست و اعتمادناپذیری قابلیت فناوری عالی مخاطرات تازه ای آفریده است که به مرزهای ملی بی اعتنا است. «چرنویل»، «حفره ی ازن»، «باران اسیدی» از جمله حوادث و تحولات اکولوژیکی اند که دارای چنان دامنه و حدّتی هستند که نمی توان از درون چارچوب های ملی به آنها پرداخت؛ از همین رو اینها ظرفیت دولتهای منفرد را در حفظ نظم داخلی از کار می اندازند. جنبه های دیگری نیز هست که مرزهای دولت _ملت را هر چه بیشتر خلل پذیر می کند. کافی است به جرایم سازمان یافته مثل قاچاق مواد مخدر و اسلحه اشاره کنیم (هابرماس،۱۳۸۰: ۱۰۵).

عکس مرتبط با محیط زیست

وقتی از «تحلیل رفتن قدرت» دولت _ملت سخن می گوییم در وهله ی اول به سیر تحول دولت مدرن نظر داریم که نخست با صلح وستفالی تولد یافت. سیمای نظام دولت _ملت در الزامات حقوق بین الملل کلاسیک و در توصیف های دانشمندان رئالیست در علم سیاست ترسیم شده است. بنا به الگوی که به این ترتیب ترسیم شده است دنیای دولت ها دربرگیرنده دولت _ملت هایی است که در یک محیط پر هرج و مرج به مثابه بازیگران مستقلی محسوب می شوند که در تلاش برای حفظ و توسعه ی قدرت خود به اتخاذ تصیم های کمتر یا بیشتر عقلانی دست می زنند. اما این الگوی سنتی هر روز کمتر با وضعیت جاری جور در می آید. در حالی که حاکمیت دولت و انحصار کاربرد نیروی قهر در ظاهر و به طور رسمی تغییری نکرده است، در هم تنیدگی های افزاینده جامعه ی جهانی این فرض را به معارضه کشیده است که سیاستهای ملی محصر در قلمرو ملی هنوز هم بتواند برای اداره ی سرنوشت دولت _ملت های منفرد حکایت کند (هابرماس، ۱۳۸۰: ۱۰۷).

چنانکه در تعریف جهانی شدن بیان شد، فرایند موردنظر عبارت است از ادغام مردم دنیا در جامعه ای واحد یا پیوند فرد _جامعه در گستره ای جهانی. به بیان دیگر بی بستر شدن روابط و کنش های اجتماعی در نتیجه ی فشردگی فضا و زمان، امکان برقراری روابط میان انسان های بسیار دور از هم یا به قول گیدنز، «دیگرهای غایب» را فراهم کرده، بستر و فضایی بسیار فراخ برای روابط اجتماعی پدید می آورد. بستر مورد نظر همان جامعه ی جهانی است که البته تا رسیدن به مرحله ی کمال و پیشرفته راهی دراز و پرفراز و نشیب دارد.

جهانی شدن را از لحاظ سیاسی، باید رهایی امر اجتماعی از سیطره ی دولت دانست. در مراحل مختلف دوران مدرن، مرزهای جامعه توسط دولت تعریف و تحدید می شد و مرزهای سیاسی کم و بیش بر مرزهای اجتماعی منطبق بود. مرزهای فرهنگی _هویتی نیز به واسطه ی تلاش های پایدار و حتی کم و بیش خشونت بار دولت، از مرزهای ملی فراتر نمی رفت و هرگونه فرهنگ فراملی و فروملی نوعی ناهنجاری و یا بحران قلمداد می شد. ولی فرایند جهانی شدن با فرسایش و نفوذ پذیر کردن مرزهای ملی، زمینه ی جدایی جامعه، روابط اجتماعی و فرهنگ را از نهاد دولت _ملت فراهم می کند. بنابراین امر اجتماعی بار دیگر در کانون علایق سیاستمداران و پژوهش گران اجتماعی قرار می گیرد.

رهایی امر اجتماعی از چارچوب دولت _ملت و شکل گیری جامعه ای فراملی، بازتعریف مسائل اجتماعی را ایجاب می کند. از زمان شکل گیری دولت به مثابه مهم ترین و قدرتمندترین نهاد سیاسی، بخش عمده ای از مسائل اجتماعی، همچون مسائل ملی قلمداد و در این سطح بررسی و تحلیل شده است. ولی فرایند گسترده و پرشتاب جهانی شدن با فراهم کردن زمینه های فرسایش فزاینده ی مرزهای ملی، باز تعریف مسائل اجتماعی _ملی به مثابه مسائل جهانی را گریز ناپذیر کرده است. چنین فرایندی از راه های مختلف به مخدوش شدن حاکمیت ملی و کاهش استقلال دولت می انجامد که به بهترین وجه در تحلیل رفتن اقتصادهای ملی نمود می یابد.

عکس مرتبط با اقتصاد

همچنین ناتوانی دولت از کنترل جریان جهانی اطلاعات به معنای تضعیف سلطه ی دولت بر فضا و زمان است که این نهاد مدرن آنها را در چارچوب سرزمین ملی محصور کرده بود. در جهان معاصر به واسطه ی کاهش هزینه های تحمیل شده توسط زمان و فضا، فضا و زمانی جدید به روی انسان ها گشوده شده که تاکنون قابل تصور نبود. این گستره چنان فراخ است که مهم ترین سازمان سیاسی مدرن به هیچ روی نمی تواند جریان های درون آن را محدود یا کنترل کند (Binsbergen, 1999: 298).

فرایند جهانی شدن مسائل اجتماعی، که به نظر یک پیامد تولید و مصرف بی وقفه و نشان گر جنبه ی تاریک تجدّد است(Lyon, 1999:44)، ناکارآمدی دولت ملی و سازمان سیاسی مبتنی بر آن را کاملاً آشکار می کند. در چارچوب دنیایی در هم تنیده که بخش های مختلف آن وابستگی عمیق و گسترده ای با یکدیگر دارند، اراده ی ملی به تنهایی نمی تواند از عهده ی درک و حل بسیاری از مسائل زندگی اجتماعی برآید. مسائل جهانی راه حل ها و تدبیرهای جهانی می طلبند و دستیابی به چنین راه حل ها و تدبیر هایی هم مستلزم شکل گیری و اقدام نهادهای فراملی، بین المللی و جهانی است.

بدین ترتیب حاکمیت ملی مخدوش می شود، چرا که دولت ها ناگزیرند قدرت و اختیارات انحصاری خود را تعدیل کنند و به سهیم شدن نهادهای دیگر در قدرت و اختیارات مودنظر تن دهند. به بیان دیگر، فرایندها و مسائلی مانند بین المللی شدن بازارها، خطر نابودی ناشی از جنگ هسته ای، گرسنگی، مهاجرت بین المللی، حقوق زنان و اقلیت ها، مسائل زیست محیطی و ده ها مسئله کوچک و بزرگ دیگر حاکمیت ملی را محدود و مقید می کند (Della porta, 1999: 21).

برجسته ترین نمود فراملی شدن مسائل اجتماعی و مخدوش شدن حاکمیت ملی، شکل گیری سازمان ها و نهادهای گوناگون فراملی است که روز به روز بر شمار آنها افزوده می شود. این امر به نوبه ی خود منجر به دگرگونی شکل سنتی دولت می شود، چرا که حاکمیت ملی به صورت های مختلف و توسط نهادهای بین المللی، فراتر از مرزهای ملی تداوم می یابد و اعمال می شود. این تحولات به معنای بین المللی شدن دولت است که تصمیم گیری جمعی و هماهنگی بین حکمومت ها را برای دست یابی به اهداف ملی و بین المللی گریز ناپذیر می کند.

کاهش توانایی استقلال دولت، کارآیی حکومت را کاهش می دهد و مشروعیت و اقتدار دولت _ملت را تضعیف می کند. به بیان دیگر، جریان ها و شبکه های جهانی ثروت، اطلاعات و قدرت، عرصه را چنان بر دولت تنگ می کنند که از انجام تعهدات خود، به ویژه تعهات رفاهی عاجز می ماند. بنابراین مشروعیت دولت روز به روز کاهش می یابد و به تبع آن حتی اعتبار و ارزش نظام سیاسی نیز زیر سؤال می رود (Castells, 1997: 343).

بدین ترتیب فرایند جهانی شدن، نیروهایی را آزاد می کند که دست به دست هم می دهند تا آزادی عمل حکومت ها و دولت ها را با کم رنگ تر کردن مرزهای سیاست داخلی، تغییر شرایط تصمیم گیری سیاسی، دگرگون کردن بستر نهادی و سازمانی جوامع سیاسی ملی، تغییر چارچوب قانونی و اداری حکومت ها و مبهم کردن خطوط و مرزهای مسئولیت و پاسخ گویی دولت های ملی محدود کنند (Held, 1991: 222).

۲ – ۶ بحران دموکراسی

دموکراسی امروزه در اصطلاح سیاسی به مفهوم برتری قدرت آرمانخواهانه ملی، و اداره ی حکومت به وسیله ملت می باشد (علی بابایی، ۱۳۹۱: ۳۲۳). مفهوم دموکراسی به حکومت و مردم باز می گردد و این که حکومت باید به دست مردم و برای مردم باشد. دموکراسی به سان یک ارزش اجتماعی و سازمان سیاسی، ریشه در یونان قدیم دارد. مفهوم اولیه ی دموکراسی، حکومت مستقیم توده ی مردم بوده است. در اواخر سده ی هجدهم طی انقلاب آمریکا، متفکرانی چون الکساندر هامیلتون، مسئله دموکراسی نمایندگی را مطرح کردند. همچنین با ظهور انقلاب فرانسه و تبلور مفهوم قدرت مردمی، مسئله گسترش دموکراسی بر سایر قشرها و بخش های جامعه، همچون زنان و فرودستان، مطرح گردید. به دنبال مسئله دموکراسی نمایندگی و ورود توده های مردم به دایره ی مشارکت دموکراتیک، متفکرانی چون جان لاک و منتسکیو مسئله محدودشان قدرت دولت و تفکیک قوا را در جهت تقویت دموکراسی نمایندگی به پیش کشیدند. در مقابل، روسو با طرح دموکراسی مستقیم، بر نقش توده ی مردم تأکید کرد. انگاره ی قدرت مردمی با ظهور جنبش های سوسیالیستی در کنار ظهور طبقه ی کارگر صنعتی اهمیت تازه ای یافت. به این نحو، دموکراسی اعتباری عام و جهانی پیدا کرد (توحید فام، ۱۳۸۱: ۲۶۶).

به طور کلی، «دموکراسی» مفهومی با تاریخی دور و دراز است، و بسیاری از خوانندگان جدید شگفت زده می شوند اگر بدانند که این واژه تا قرن دوازدهم فحش و ناسزا بوده، نه ستایش و تعریف. برای مثال، در یونان باستان، که این واژه در آن جا ریشه دارد، دموکراسی عموماً «حکومت عوام» فهمیده می شد (جکسون و دی. تنسی، ۱۳۹۱: ۲۲۰). با این حال امروزه دموکراسی، اصطلاحی است که به رژیم های سیاسی سراسر جهان در آخر قرن بیستم مشروعیت می بخشد. اما در حالی که متفکرانی چون فوکویاما با سقوط کمونیسم پیروزی دموکراسی لیبرال را جشن گرفته اند، در غرب این امر در سطح گسترده ای پذیرفته شده که دموکراسی نمایندگی کنونی آنچنان که باید، کار نمی کند. شواهد در این زمینه عبارتند از کاهش تعداد رأی دهندگان در انتخابات ملی در کشورهایی که رأی دادن اجباری نیست؛ افزایش ناپایداری وفاداری به احزاب سیاسی؛ و سرعت برجسته شدن موضوعاتی که به وسیله ی رسانه ها مطرح می شوند و سپس به همان سرعت فراموش می گردند. مردم کشورهای دموکراتیک، دلسرد، منفعل، بدبین و بی ثبات هستند. بنابراین، از یک طرف دموکراسی گرامی داشته می شود و از طرف دیگر نگرانی فزاینده ای در مورد چگونگی کارآیی آن در عرصه عمل وجود دارد.

افزون بر این، آن گروه از طرفداران جهانی شدن که گسترش فرایند جهانی شدن را مساوی با پایان دموکراسی در نظر می گیرند، جوهر دموکراسی را به موجودیت دولت های ملی گره می زنند. به عقیده ی آنها اصولاً دموکراسی زاییده ی دولتهای مدرن است که در سطح ملی شکل گرفته و تداوم یافته اند و خارج از این چارچوب نمی توان انتظار وجود نظام های دموکراتیک را داشت. به اعتقاد آنها جهانی شدن استقلال و حاکمیت دولت های ملی را زیر سؤال برده و آنها دیگر قادر به ارائه ی خدمات و کنترل فرایندها به نام مردم در داخل قلمرو خود نیستند. با گسترش این روند دولتهای ملی به تدریج حذف می شوند و متعاقباً دموکراسی نیز، که موجودیت اش متکی به موجودیت آنهاست، به پایان می رسد (رشیدی، ۱۳۸۶: ۵).

دیوید هلد، که بیش از هر متفکر دیگری راجع به موضوع «جهانی شدن و دموکراسی» مطالعه داشته، چارچوبی را برای دموکراسی جهانی فراهم آورده که آن را «الگوی جهان وطنی دموکراسی»[۱۵] نامیده است. هلد می پذیرد که در روابط و پیوندهای میان جوامع دگرگونی قابل توجهی رخ داده و ساز و کارها و نهادهای سیاسی موجود برای حل مشکلات مهم منطقه ای و جهانی، برای مثال در رابطه با نابرابری های جهانی و بی عدالتی اجتماعی، ناکافی می باشند. وی معتقد است که فرایندهای جدید قابل کنترل می باشند و به عبارت دیگر جهانی شدن به منزله ی «پایان سیاست» نیست، بلکه نمایانگر امکان تداوم آن به شیوه های جدید است که هلد آن را در «الگوی جهان وطنی دموکراسی» می یابد (رشیدی، ۱۳۸۶: ۱۱). نظریه ی او در مورد حکومت دموکراتیک جهان وطن تلاش مهمی برای ارائه یک برداشت جامعه شناختی در مورد امکان دموکراتیک شدن نهادهای سیاسی فراتر از دولت _ملت می باشد. هابرماس نیز معتقد است که اکنون که شهروندی در سطح فوق ملی در اتحادیه ی اروپا بازسازی شد، نیاز به ایجاد یک حوزه ی عمومی اروپاگستر وجود دارد. ویلیام کونولی در کنار طرح دموکراسی رادیکال استدلال نموده که باید درکی فراملی از ادعاها به عمل آید تا کسانی که سابقاً از حقوق شهروندی محروم بوده اند مورد پذیرش قرار گیرند. اما هنوز مسئله جهانی شدن از جانب نظریه پردازان این سنت ها بسیار کم مورد توجه قرار گرفته است. گاهی اوقات هلد به عنوان نظریه پرداز دموکراسی مشورتی شناخته می شود. او معتقد است که حکومت دموکراتیک جهان وطن دربردارنده ی بحث و تبادل نظر است. او از این عقیده ی هابرماس انتقاد می کند که انگیزه ی اجماع در همه ی کردارهای زبانی ساخته می شود و برای دموکراسی نیز اجماع ضرورت دارد. هلد از دموکراسی مشورتی چیز بسیار کلی تری را مراد می کند؛ یعنی اینکه تصمیمات مشروع تنها از طریق بحث و مشورت به وسیله ی مردم، که باید سرنوشت خود را تعیین کنند، حاصل می شود. او برخلاف هابرماس معتقد نیست که دموکراسی مستلزم ایده آل اجماع است؛ تصمیمات اکثریت باید الزام آور شناخته شوند (Held, 1991: 229).

مدل دموکراسی جهانی هلد اساساً متوجه بازسازی نهادهای سیاسی رسمی از پیش موجود در سطوح بین المللی و فوق ملی می باشد تا هم گرایش آنها را جهانی تر و هم خط مشی شان را دموکراتیک تر سازد. او به گونه ای مفید مسئله را خلاصه می کند:

باید در مورد معنا و مکان سیاست دموکراتیک در ارتباط با یک رشته از فرایندهای محلی، منطقه ای و جهانی همپوشنده بازاندیشی صورت گیرد. باید بر سه ویژگی فرایندهای جهانی تأکید شود: اول اینکه به هم پیوستگی فرایندهای اقتصادی، سیاسی، حقوقی، نظامی و فرهنگی «از بالا» در حال تغییر دادن ماهیت، وسعت و ظرفیت دولت حاکم می باشد، به طوری که توانایی «تنظیم کنندگی»اش به چالش کشیده شده و در بعضی از حوزه ها کاهش یافته است. دوم اینکه به هم پیوستگی جهانی و منطقه ای زنجیرهایی خلق می کنند که تصمیمات و برآیندهای سیاسی میان دولت ها و شهروندانشان را به هم پیوند می دهند و ماهیت و پویش های خود نظام های سیاسی ملی را تغییر می دهند. سوم اینکه گروه های محلی، جنبش ها و ملی گرایی ها «از پایین» دولت _ملت را به عنوان یک نظام قدرت نمایندگی و پاسخگو زیر سؤال می برند (Held, 1995: 267).

جهانی شدن تبعات آشکاری برای دموکراسی نمایندگی در بر دارد، چرا که این دموکراسی با استقلال و حاکمیت دولت _ملت پیوند دارد. اصل اساسی دموکراسی، که البته در نظریات و اَعمال دموکراسی های لیبرال کنونی محدود شده، این است که مردم باید سرنوشت خود را تعیین کنند و شرایط زندگی خود را اداره نمایند. ایده آل حق تعیین سرنوشت، از یک بعد فضایی آشکار برخوردار است: نهادهای دموکراسی نمایندگی که «مردم» به وسیله ی آنها حکومت می کنند همان نهادهای دولت _ملت هستند و حاکمیت مردمی همان حاکمیت دولت تلقی می شود. اگر استقلال و حاکمیت دولت _ملت به وسیله ی جهانی شدن از بین رفته، بنابراین دموکراسی لیبرال نیز به چنین سرنوشتی دچار می شود.

نقطه ی محوری بحث این است که استقلال دولت _ملت اکنون به شدت به وسیله ی فرایندهای جهانی محدود شده، در عین حال حاکمیتش بین نهادهای ملی، منطقه ای و بین المللی تقسیم گشته و به وسیله ی این تکثر محدود شده است. حکومت جهان وطن برای افزایش پاسخگویی نهادهای مسئول حکومت و نیز برای ارائه چارچوب قانونی که حقوق دموکراتیک را برای همه تأمین کند به بازتوزیع قدرت بین سطوح مختلف می پردازد. از این جهت آنچه را که هلد «اصل استقلال»[۱۶] می نامد در قلب دموکراسی جای دارد:

افراد باید در چارچوبی که فرصت ها را برای آنها ایجاد و محدود می کند از حقوق برابر (و به همین ترتیب از تعهدات برابر) برخوردار باشند. به عبارت دیگر، آنها باید تا وقتی که از این چارچوب برای نفی حقوق دیگران استفاده ننموده اند در تعیین شرایط زندگی خودشان آزاد و برابر باشند (Held. 1991: 228).

بنابراین، دموکراسی هم در بر دارنده ی حق بحث و مشورت دموکراتیک برای ممکن ساختن مشارکت در هدایت زندگی جمعی است و هم در بر دارنده ی حفاظت از حقوق فردی برای آزادی افراد در مورد زندگی خودشان.

از همین رو هلد پیشنهاد می کند که در کوتاه مدت سازمان ملل باید برای افزایش پاسخگویی دموکراتیک و تأمین حقوق دموکراتیک اصل گردد تا بتواند مطابق منشورش، به ویژه در رابطه با اجرای کنوانسیون های حقوق بشر و وعده ی مشهور «نجات نسل های آینده از بلای جنگ» به حیات خود ادامه دهد (Falk, 1995: 174). حقوق دموکراتیک، نظیر حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، باید در قوانین اساسی ملی و بین المللی تجسم یابند تا تضمین کنند که دموکراسی جهانی نه یک دموکراسی صوری بلکه یک دموکراسی واقعی است و توان تضمین استقلال فردی را دارد. در بلند مدت منشور ملل متحد می تواند گسترش یابد تا مجمع عمومی را بیشتر به یک پارلمان جهانی شبیه سازد و بتواند حقوق بین الملل را به موضوعاتی گسترش دهد که اکنون خارج از صلاحیت سازمان ملل هستند و اجرای این حقوق را در صورتی که لازم باشد با ابزار نظامی تضمین کند. اما برای ایجاد حداکثر پاسخگویی در موضوعات جهانی خاص مانند تنظیم بازارها و مسائل زیست محیطی باید قدرت منطقه ای نیز (مانند مورد اتحادیه ی اروپا) به ویژه در آمریکای لاتین و آسیا که دولت _ملت ها در سطح بین المللی بسیار ضعیف هستند، افزایش یابد. مدل هلد مبنی بر اصل «تصمیم گیری بومی» است که در اتحادیه ی اروپا برقرار می باشد: بر اساس این اصل تصمیمات باید تا حد ممکن به صورت محلی اتخاذ شوند تا پاسخگویی و مشارکت افراد علاقه مند به موضوعات خاص به حداکثر برسد. به علاوه، او پیشنهاد می کند که در موارد لازم باید رفراندم های بین المللی برگزار شوند (نش، ۱۳۹۱: ۲۹۳).

بطور کلی آنچه هلد پیشنهاد می کند عبارت است از گسترش توافقات بین المللی برای کنترل شرکت های چند ملیتی، الزام آنها به پرداخت حداقل دستمزدها، توجه به بهداشت و ایمنی کارگران، اعمال سیاست های فرصت برابر برای همه و … . همانگونه که او به درستی اشاره میکند از آنجا که شرکت های چند ملیتی برای پایه گذاری تولید در هر کشوری آزاد هستند چنین توافقاتی تنها در سطح بین المللی می توانند مؤثر واقع شوند (Held, 1995: 11). با این حال نباید فراموش کرد که هر چند، چارچوب نظری هلد برای تعریف پیوند جامعه و دولت مناسب تر می باشد، اما طلیعه ی واقعیت های حاصل از فرایند جهانی شدن دسترسی به آن را بسیار در فرادست قرار می دهد (رشیدی، ۱۳۸۶: ۲۳).

فصل سوم

الگوهای جایگزین سیاست

این فصل ابتدا جهانی شدن را از نگاه «نظریه پایان سیاست» مورد نقد و بررسی قرار می دهد. معارضه میان دو نهضت جهان گرایی و محل گرایی، قرن ۲۱ را عرصه تقابل فرهنگ ها و تمدن ها قرار داده است. قسمت عمده این تعارض ها ناشی از سوء تفاهم است. نظریه های متنوعی کمکی به شناخت و تدبیر این کج فهمی ها نکرده و حتی در پاره ای موارد به آنها دامن زده اند. وارثان تمدن های کهن نیز آنچنان درگیر معضلات مادی و شکلی هستند که فرصت و انگیزه ای برای تأمل و گفتگو روی مسائل معنوی و ماهوی برای پایان دادن به هرج و مرج جهانی ندارند. با وجود آنکه کاروان جهانی شدن همزمان در همه شاهراهها در حال حرکت است و قافله سالار مشخصی هم ندارد، مع الوصف مقصد آن هنوز در ابهام است و هر کس می کوشد آن را به سمت اهداف خود هدایت کند. در ادامه، این فصل به الگوهای محتملی که شایستگی، توان و ظرفیت جایگزینی سیاست را دارند، می پردازد. در واقع، در جهت پاسخ به سؤال فرعی سوم پژوهش، از آنجا که با جهانی شدن عرصه سیاست در دنیای متکثر امروزی، مفهوم، هدف و کارکرد آن به قلمرو فرهنگ نزدیک می شود، این فصل با طرح نظریه ی فرهنگی، ساختار و محتوای آن را از جهات و ابعاد مختلف تشریح می کند و در یک ارزیابی نهایی آن را به عنوان الگوی (پارادایم) جایگزین معرفی می نماید.

۳ – ۱ جهان گرایی و محل گرایی

در آغاز قرن بیست و یکم دو نهضت به ظاهر معارض جهان گرایی و محل گرایی همزمان در عرصه مناسبات جهانی تظاهر کرده اند. از یک سو کسانی می کوشند دنیا را به سمت یک سلسله ارزش ها و هنجارهای همگون و مشترک سوق دهند و از سوی دیگر، شمار کثیری از ملت ها، اقوام، فرهنگ ها و نژادها با هویت خاص خود پراکنده در سراسر جهان، نگران از استحاله در روند جهانی شدن، از خود واکنش نشان می دهند. این واکنش ها همواره عقلانی نیستند و بعضاً در مناطقی به تنش، بحران و خشونت تبدیل شده اند (کاظمی، ۱۳۸۱: ۲۵۷).

کسانی که معتقدند فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی معلول تفوق سرمایه داری لیبرال بر کمونیسم و عروج یک تمدن جهانی است، به این امید دل بسته اند که بقیه ایدئولوژی ها و فرهنگ ها و نظام های معارض لیبرالیسم، بازار آزاد و اقتصاد جهانی، خود به خود تسلیم این جریان غالب شوند. از نگاه آنان، جهانگیر شدن ارزش های غرب و شیوه های رفتاری حکومتی اجتناب ناپذیر است و دیر یا زود همه به معجزات و فوائد آن پی خواهند برد. در مقابل کسانی که در برابر این روند مقاومت می کنند، مدعی هستند که غربی شدن جهان مساوی است با نوعی «انقلاب پوچ گرایی»[۱۷]، که اساس روابط سنتی بشر با زمین و طبیعت را سست کرده، خدا را از صحنه بیرون رانده و با نشاندن انسان به جای او، همه چیز را با نگاه ابزاری و مادی تفسیر می کند. برخی فیلسوفان با نگاهی حسرت آمیز به گذشته و دوره پیشامدرن غبطه زمان از دست رفته را می خورند. از نگاه آنان، هر کس از میوه تلخ درخت روشنگری غرب تناول کرده، با دست خویش از بهشت معنویت رانده خواهد شد.

ساموئل هانتینگتن معتقد است که :«تاریخ پایان نیافته. جهان یکی نیست و تمدن ها بشریت را متحد و منتزع می کنند». از نگاه او، آنچه برای مردم بیشتر اهمیت دارد منافع اقتصادی یا ایدئولوژی سیاسی نیست، بلکه «ایمان و خانواده، خون و اعتقادات است که مردم هویت خود را در آن می بینند و حاضرند به خاطر آن بجنگند و کشته شوند. بی شک این نوع نگرش از اوضاع جهان امروز تبعات و نتایج بسیار بحث انگیز و تعیین کننده ای دارد که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت و یا احتمالا نسخه ای بدیل برای آن تجویز کرد. بیشتر از همه، کسانی که با نظریه های گوناگون اقتصادی و ژئوپلیتیکی درصدد تبیین اوضاع جهان و ملت ها و کشورها هستند و از منظر خود با پیش فرض های واقع گرایانه مادی به گرایشات انسانی و رفتار آنها در عرصه مناسبات ملی، منطقه ای بین المللی نگاه می کنند، باید در مقابل این چالش بنیادی پاسخگو باشند (کاظمی، ۱۳۸۱: ۲۵۸).

اگر فرض را بر اساس نظریه ی «رویارویی تمدن ها» قرار دهیم، در بسیاری از استدلال ها و احتجاجات نظری مبتنی بر پارادایم های غالب دوران جنگ سرد، از جمله غلبه اقتصاد و ایدئولوژی بر سیاست های حیاتی باید خط بطلان کشید. برعکس، وقتی هانتینگتن از خطوط گسل تمدنی یاد می کند، نگاه او فرهنگی است یعنی توجه او معطوف به ارزش ها و هنجارهای جوامع است که هویت افراد آن را تشکیل می دهد؛ هویتی که آنها حاضرند جان خود را فدای حراست از آن کنند.

۳ – ۲ وحدت، کثرت یا تنوع

منتقدان برنامه جهانی شدن ارزشها، هنجارها و فرهنگها، اساس همگونی و یکنواختی را زیر سؤال می برند و می گویند بگذارید انسان ها با تفاوت های خود در جوار هم زندگی کنند و یاد بگیرند که از تنوع گوناگونی لذت ببرند. باغ بزرگی که فقط از یک گونه گیاهی پر باشد چندان چشم نواز نیست. صحنه آرای باغچه با تنوع رنگ گل ها پدید می آید، همانگونه که ترنم نواهای دلنشین تنها از ترکیب اصوات گوناگون و سازهای مختلف حاصل می شود.

نکته ای که این گروه درباره ی برنامه های جایگزین، بر آن تأکید دارند این است که این برنامه ها نباید معطوف به مدل جامعه ی خالص باشند. چرا که ایجاد جامعه ای خالص مغایر با واقعیت های روز است. زیرا هیچ جامعه ای نمی تواند از نظر نژادی، مذهبی و ارزش های فرهنگی خالص باشد. به همین دلیل، آنچه که باید انجام داد، تلاش در جهت پیدا کردن راهی برای توسعه ی یکپارچگی و احساسات مشترک در جوامعی است که از عناصر مختلف تشکیل یافته اند. بهترین راه برای رسیدن به این مهم نه از طریق تسلیم در برابر تفاوت ها بلکه از طریق شناسایی و ایجاد سازش بین آنها تحقق می یابد (جوشکون، ۱۳۸۳: ۵۹).

در مقابل ادعای بالا، کسانی نیز انگشت روی تنش های قومی، خشونت های نژادی و فرهنگی و اختلافات سرزمینی می گذارند و می گویند اینها همه نتیجه دور شدن از ارزش های والای عصر روشنگری است که عقلانیت، مردم سالاری تساهل و تسامح، همزیستی و حرکت به سمت همگونی و هنجارهای مشترک جهانی را ترغیب و توجیه می کند.

از آنجا که استدلال هر دو گروه تا حدودی منطقی و ریشه در واقعیت ها دارد، به نظر می رسد ما با یک انسداد معرفت شناختی مواجه هستیم. چه می توان کرد که انسان ها، با جهان بینی ها، ارزش ها، فرهنگ ها، زبان ها، و هویت های مختلف در کنار هم و با مسالمت زندگی کنند؟ هنگامی که به راهبردهای علمی این پرسش اساسی می پردازیم و تجربیات تلخ و شیرین و فراز و نشیب های تاریخ را مرور می کنیم، به عمق و عظمت مشکل پی می بریم. مگر پیشینیان ما جز این اندیشه ای در سر داشتند؟ مگر پیامبران الهی، فیلسوفان، عالمان روشن بین و … هدفی جز ساختن دنیایی امن برای نوع انسان در سر داشتند؟ پس چه شد که ما در تاریخ چند هزار ساله تمدن بشری شاهد آن همه جنگ و خون ریزی، خشونت، ظلم، برادر کشی و نسل کشی بوده ایم؛ جنگهای صد ساله و سی ساله، جهانی و منطقه ای و محلی، قبیله ای و قومی … با آن همه شقاوت و قساوت؟ شاید کسی بگوید که این خشونت ها و بحران ها و کشتارها را نیز باید به عنوان قاعده و اصل بنیادی تنازع بقاء نوع برتر برای استمرار حیات موجودات روی کره زمین پذیرفت. ما در مقابل این پرسش و ابهام پاسخی نداریم (کاظمی، ۱۳۸۱: ۲۶۰).

۳ – ۳ زمینه های فرهنگی بروز بحران

هنگامی که فرهنگ و دیگر عوامل ذهنی وارد عرصه سیاست می شود، هم کار سیاستمدار پیچیده تر می شود و هم کار سیاست شناس و تحلیلگر سیاسی. سیاستمدار از آن جهت مواجه با مشکل می شود که به سادگی نمی تواند با اهرم های قدرت که در اختیار دارد حاصل بازی های سیاسی را به نفع خود تغییر دهد یا با دستکاری در علائق و ارزشها برای حفظ مشروعیت، در قدرت باقی بماند. از این منظر، امکان پیش بینی رفتار شهروندان در عرصه های مختلف سیاسی صرفاً در قالب روابط ابزاری، مکانیکی و علت و معلولی وجود ندارد و برای شناخت انگیزه های انسانی باید وارد جعبه سیاه مغز و آنچه که در ذهن می گذرد شد. از آنجا که فرهنگ سلسله اعمالی داوطلبانه، آگاهانه و مبتنی بر ارزش ها و هنجارها و پیشداوری هاست، شناخت زمینه های بروز افعال و کنش ها مستلزم شناختن و تفسیر حالات، احساسات، عواطف و موقعیت های روانی اجتماعی است که به انسان انگیزه حرکت، هدف و هویت می دهد (کاظمی، ۱۳۸۱: ۲۷۵).

برای مثال، اینکه ما همزمان سنت های ایرانی و مذهبی را با هم آمیخته و آمیزه هماهنگی برای هویت جویی خود در تاریخ ایجاد کرده ایم به مقدار زیادی نشأت گرفته از فرهنگ بومی ماست که در نهایت عنصر ایرانی را از عرب جدا می داند. این جدایی «ما» و «دیگری» همواره در طول تاریخ وجود داشته و ربطی به احساسات قوم گرایانه و نژادپرستانه ندارد. به تعبیر دیگر، این یک نیاز فطری و طبیعی انسان است که انگیزه هویت جویی را در او بیدار و تقویت می کند. حالا اگر کسانی یا نظامی درصدد نفوذ در زمینه های هویت سازی یک قوم یا ملت برای استحاله آن در یک نظام جهانی فراگیر برآید، طبیعی است که واکنش هایی را در پی خواهد داشت و احساساتی را برخواهد انگیخت. از آنجا که غلیان احساسات را نمی توان با ابزار موعظه و منطق فرو نشاند، بروز تنش، بحران و خشونت اجتناب ناپذیر می گردد. لذا تدابیر این بحران و مهار آن در سطح زیرآستانه برای پرهیز از جنگ، دغدغه ی اصلی خواهد بود.

۳ – ۴ تهدید تمدن ها از داخل

تنش های قومی، نژادی و فرهنگی را نباید منحصر به تمدن های قدیمی کرد، زیرا امروزه این بحران ها به داخل تمدن های پیشرفته صنعتی غرب نیز کشیده شده است. برخی نویسندگان غربی، ضمن همراهی با مسائل تمدنی که در نوشته های هانتینگتن، پال کندی و رابرت کاپلان منعکس است، معتقدند که خطری که تمدن غرب را تهدید می کند عمدتاً از داخل و ناشی از بی هویتی و نبود وفاق اجتماعی است که خود از تبعات تضعیف دولت _ملت در نتیجه جهانی شدن اقتصاد و تداخل فرهنگی _نژادی غرب بعد از جنگ جهانی دوم است. از این منظر، عامل داخلی بحران عبارتست از تغییر ساختار نسلها و رشد جمعیت اقلیت های قومی _نژادی و تبدیل شدن آنها به اکثریت، در کشورهای غربی مهاجر پذیر. در این تعبیر از رویارویی فرهنگ ها، خطوط گسل در مرزهای نژادی و مکانی قرار می گیرند و نوعی رویارویی میان اندیشه ملی گرایی و بین المللی گرایی[۱۸] موجبات فروپاشی تمدن غربی و شروع دوران هرج و مرج جهانی را فراهم می آورد (کاظمی، ۱۳۸۱: ۲۸۱).

پدیده ی چند فرهنگی را می توان مولد جامعه مصرفی جهانی و کوشش افراد برای بهره گیری از انتقال آزاد سرمایه و نیروی کار در جهان دانست. برای مثال، از زمانی که مرزهای اروپای غربی به روی هم باز شده، بسیاری از مهاجران جویای کار و آینده بهتر، می کوشند با مرارت و تحمل مخاطرات زیاد خود را به یکی از مرزهای کمتر حراست شده مجاور کشورهای بازار مشترک برسانند و در صورت توفیق به همه قاره دسترسی پیدا کنند (کاظمی، ۱۳۸۱: ۲۸۲).

ادعای برخی آن است که گرایش های چند فرهنگی در کشورهای مهاجرپذیر مفهوم سنتی دولت _ملت را به چالش می کشد و به تدریج احساسات و علائق ملی را به حالت رکود و خفتگی در می آورد. خطر این روند زمانی بروز خواهد کرد که به هر دلیل نیاز به بسیج ملی برای مقابله با یک بحران داخلی یا خارجی باشد و دولتمردان نتوانند روی عناصر مقوّم ملی گرایی حساب کنند.

۳ – ۵ شکاف تمدن ها

گروهی که سخن از هرج و مرج جهانی می گویند، در حقیقت می خواهند به کسانی که دل به جهانی شدن اقتصاد، فرهنگ، سیاست و جز اینها برای رفاه و صلاح انسان داده اند، هشدار دهند که مسیر انتخابی آنها بشریت را به بیراهه زوال و سقوط می کشاند. از نگاه آنها، هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که نژادها و فرهنگ ها و تمدن های گوناگون با هویت مستقل و مکان مشخص روی کره زمین به سمت نوعی همگونی و یکپارچگی بروند. حتی برخی از آنها با توسل به استدلال های متافیزیکی و مذهبی مدعی هستند که وقتی میان زن و شوهر هم تفاهم وجود نداشته باشد، به جای زندگی در تنش مستمر و عذاب روانی، در شرع و عرف جدایی و طلاق به عنوان تدبیر نهایی تجویز شده است، بنابراین چه دلیلی وجود دارد که نژادها و قومیت های ناسازگار الزاماً با هم زیر یک سقف زندگی توأم با معارضه، کشمکش و بحران را تجربه کنند. آنها محل گرایی[۱۹] را بر جهان گرایی ترجیح می دهند و معتقدند بحران های تمدنی و فرهنگی و محیط زیستی جهان امروز از این طریق بیشتر قابل تدبیر است، و سرنوشت بشریت در این جدایی و تفکیک پذیری از نظر اجتماعی، سیاسی و معرفت شناختی رقم می خورد (کاظمی، ۱۳۸۱: ۲۸۳).

۳ – ۶ الگوی نظریه فرهنگی

دهه ی پایانی قرن بیستم شاهد تحولات شگرفی در تمام زمینه های علوم انسانی، به ویژه سیاست و روابط بین الملل بود. مطالعه سیاست و روابط بین الملل پس از عبور از فراز و نشیب های فراوان، وارد دوران فرامدرن شد. سنت پژوهش دهه های ۷۰ و ۸۰ میلادی روابط بین الملل که مبتنی بر دیدگاه های نو واقع گرایی و نئولیبرالی بود نتوانست چنانکه باید پاسخگوی تحولات دهه ۱۹۹۰ باشد. نو واقع گرایان کماکمان معتقد بودند که هرج و مرج بین المللی مانع اصلی همکاری میان دولت هاست (کاظمی، ۱۳۸۱: ۲۸۷). از این دیدگاه چون اقتدار جهانی برای مهار دولت های سرکش و قانون شکن وجود ندارد، هر کشور ناگزیر از تکیه بر امکانات خود برای تأمین امنیت و استقلال خویش است. همین دغدغه دولت ها را وادار به وارد شدن در اتحادیه های نظامی و امنیتی می کند و پناه جویی زیر چتر حمایتی نوعی آرامش خاطر نسبی به آنها می دهد. همکاری اقتصادی نیز در نهایت به نوعی تضمین های امنیتی منتهی می شود.

همانگونه که آگاهیم، جهان ما ملغمه ایست از دولت های بیشمار با فرهنگ ها و پیشینه تاریخی و تمدنی متفاوت. هیچ رئیس حکومت یا رهبر دولتی نیست که مدعی عقلانیت در رفتار و کردار خود نباشد. حتی حکومت های برآمده از انقلاب و کودتا نیز عقلانیت معطوف به هدف ها و ارزش های خود را دارند و در مواجهه با افکار عمومی دنیا از این بابت که عقلانیت آنها با عقلانیت موردنظر دیگران متفاوت است بیمی به خود راه نمی دهند. لذا، در بادی امر می توان گفت که در جهان متکثر امروزی همه حکومت ها داعیه رفتار عقلایی برای افزایش مطلوبیت خود، آزادی، عدالت، دموکراسی، حقوق بشر و … را دارند. پس به نظر می رسد ما با یک تناقض مواجهیم (کاظمی، ۱۳۸۱: ۲۸۹).

با کمال تأسف باید اذعان کرد که جهان ما سال هاست که با این پارادوکس خو گرفته است و قربانیان بیشماری نیز طی جنگهای صد ساله و سی ساله و جهانی و منطقه ای و محلی به تاریخ هدیه کرده است. همه قربانیان، صرف نظر از آنکه در کدام جبهه برای کدام آرمانی جنگیده باشند، شهدا، قهرمانان و جانباختگان وطن، ملت، سرزمین و آئین به شمار می آیند. آیا نظریه فرهنگی پاسخی برای این معما و تناقض دارد؟ آیا شیوه ها و رهیافت های مختلف استقرار صلح و پیشگیری از جنگ در دوران آرمانگرایی، واقع گرایی، رفتارگرایی و فرارفتارگرایی پاسخ مناسبی به این معضل داده است؟

پیش فرض اساسی نظریه فرهنگی آن است که رفتار انسان در زندگی فعال و پویای اجتماعی و برقراری رابطه با دیگران متأثر از الگوهای روابط اجتماعی[۲۰] و گرایش های فرهنگی[۲۱] است. این دو مؤلفه خود ریشه در الگوهای روابط میان فردی[۲۲] و ارزش های مشترک و اعتقادات[۲۳] دارد. با توجه به اینکه هیچ یک از مؤلفه های فوق دارای اولویت علّی نیستند، پیوستن به یک الگوی روابط اجتماعی منجر به پیدایش نوعی جهان بینی می شود و متقابلاً پیوستن به یک جهان بینی خاص زمینه مشروعیت یک نوع روابط اجتماعی وابسته به آن را فراهم می کند (Thompson, 1990: 1).

نظریه ی فرهنگی به دنبال شناخت زمینه ها و فرایند شکل گیری و بروز الگوهای رفتاری، ارزش ها، اعتقادات و ترجیحات ما در زندگی اجتماعی است و معتقد است از این طریق می توان رفتار سیاسی انسان را شناخت. نظریه فرهنگی یک چارچوب کاملاً نظری است و نباید انتظار داشت که در عمل همواره جواب دهد. البته این به معنای بی اعتباری و ضعف آن نیست.

نظریه فرهنگی یک نگاه کلان[۲۴] به جهان بینی دارد. اما این بدان معنی نیست که نظریه همواره صائب است و تصویر درستی از اوضاع جهان به دست می دهد. لذا اگر ما مواجه با مواردی شدیم که انتظارات مان را تأمین نمی کرد نباید دچار تعجب و سرخوردگی شویم. از آنجا که میان زندگی کردن و یاد گرفتن رابطه همیشگی و ملموس وجود دارد، بازیگران باید به ارزشها و اعتقاداتشان پای بند باشند، و از اینکه اوضاع جهان آن گونه که انتظار می رود نیست نباید متعجب بود. کشمکش های اخلاقی فراوانی که ما در زندگی تجربه می کنیم نتیجه همین پدیده است.

۳ – ۷ سیاست از نگاه نظریه ی فرهنگی

یکی از پرسش های همیشگی زندگی جمعی همواره تشخیص و تفکیک امور سیاسی از غیر سیاسی بوده است. به عقیده نظریه پردازان فرهنگی این تمیز معمولاً چندان روشن و شفاف نیست و اجماعی روی آن وجود ندارد. کانون توجه نظریه فرهنگی که در سال های اخیر وارد مطالعات علوم سیاسی شده شیوه های گوناگونی است که ما انسان ها را در جامعه به هم پیوند می دهد، یعنی موجب وفاق اجتماعی می شود (کاظمی، ۱۳۸۱: ۲۹۲). در همین راستا در عرصه ی جهانی نیز، شکل گیری و گسترش سازمان ها و رژیم های بین المللی را هم صرفاً نمی توان دلیل ضعف و ناتوانی دولت دانست. این سازمان ها در عین حال که به تقسیم حاکمیت ملی منجر می شوند، زمینه های همکاری بین المللی را نیز فراهم می کنند. بطوریکه دولت ها می توانند به واسطه ی همین همکاری ها، بر سرزمین تحت حاکمیت خود نظارت و کنترل بیشتری اعمال و با عوامل بر هم زننده ی نظم بین المللی مقابله کنند.

گونه های مختلف وفاق اجتماعی که در سال ۱۹۹۹ توسط گروه اروپایی مطالعات سیاسی[۲۵] در قالب نظریه فرهنگی انجام شده، پنج نوع وفاق و همبستگی اجتماعی را از هم تفکیک کرده است، که هر کدام الگوی خاص با پیش زمینه ی فرهنگی در هر واحد اجتماعی را مشخص می کند. آنها عبارتند از: «فردگرایی[۲۶]، سلسله مراتبی، تقدیرگرایی[۲۷]، مساوات گرایی[۲۸] و آخرین آن خودسامانی[۲۹]»، که نقطه مقابل وفاق و همبستگی اجتماعی است (کاظمی، ۱۳۸۱: ۲۹۳).

با این اوصاف، هنگامی که ما در صدد کشیدن خط تمیز میان امر سیاسی از غیر سیاسی بر می آئیم، باید نخست مشخص کنیم از منظر کدام یک از گروه های اجتماعی _فرهنگی با کدام خصلت ها به مسأله نگاه می کنیم.

مثلاً، فردگرایان می کوشند تعریف بسیار محدودی از سیاست به دست دهند. سعی آنها در این است که دست دولت را از امور بخش خصوصی کوتاه کنند، چون از دید آنها آنچه در حوزه خصوصی قرار می گیرد مشروعاً از سلطه اقتدار حکومتی آزاد است. مساوات گرایان می کوشند از اساس منکر تفکیک میان امر سیاسی و غیر سیاسی بشوند. از نگاه آنان همه امور جامعه به نحوی با سیاست سروکار دارد و همگان باید در تصمیم های حوزه عمومی به اجماع و وفاق برسند، زیرا این تنها راه رسیدن به یک زندگی مطلوب است.

سلسله مراتب گرایان، معتقد به شفافیت و توازن هستند. به عبارت دیگر، به عقیده آنها باید امور مربوط به حوزه های عمومی و خصوصی از هم تفکیک گردند. لذا آنجا که آنها از نقش گسترده دولت سخن می گویند با فردگرایان در تعارض قرار می گیرند و اصرار آنها بر مشارکت محدود و مبتنی بر صلاحیت، آنها را در مقابل مساوات گرایان قرار می دهد.

سرانجام، تقدیر گرایان هیچ اهتمامی در تفکیک میان حوزه عمومی و خصوصی به عمل نمی آورند، زیرا به هر دو آنها با بی اعتمادی، ترس و وحشت نگاه می نند. کوشش آنها کناره جویی از امور سیاسی و حفظ صیانت خود و کسان خویش است (کاظمی، ۱۳۸۱: ۲۹۵).

از آنچه که گفته شد نتیجه می شود که علم سیاست نمی تواند از نوع نگاه گروه های مختلف با انواع همبستگی اجتماعی، در تفکیک و تمیز امور سیاسی از غیر سیاسی بی تفاوت بماند. در عین حال عالمان سیاست باید بدانند که تمیز حوزه سیاسی از سایر حوزه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی، فن آوری و غیره بدیهی و آماده برای استناد نیست. لذا مرز میان سیاست و غیر سیاست را نمی توان صرفاً از منظر سیاسی تعیین کرد. در اینجاست که نظریه فرهنگی به کمک می آید تا فرایند شکل گیری ارزش ها و هنجارها و ترجیحات جامعه را برای ما روشن کند.

۳ – ۸ فرهنگ، مدیریت و مهار نظم جهانی

آغاز دهه ی پایانی قرن بیستم شاهد ظهور اندیشه های نو در عرصه سیاست و روابط بین الملل بود. در این میان نظریه فرهنگی نیز سعی می کند به جای برخورد با تنوع و کثرت بیشمار فرهنگ ها، آنها را به همان پنج گروه اصلی، که قبلاً به آن اشاره کردیم یعنی: فردگرایی، مساوات گرایی، سلسله مراتب گرایی، تقدیر گرایی و سرانجام خویش گرایی (خودسامانی) تقسیم کند. هر کدام از این گرایش ها دارای عقلانیتی مربوط به خود هستند. اگر بخواهیم نظم جهانی را از منظر گرایش های فرهنگی چهارگانه بررسی و تدبیر کنیم، باید نخست دریابیم هر کدام از آنها چه برداشت و ادراکی از این نظم دارند. مثلاً، این بدیهی خواهد بود که سلسله مراتب گرایان خواستار یک حکومت جهانی با همه قواعد و انتظامات و اقتدار الزام آور «لوایتان» باشند. اما از آنجا که احتمالاً این گروه به امکان ایجاد چنین حکومتی در شرایط فعلی بدبین است، درصدد دستیابی به بهترین گزینه بعدی، یعنی تدوین مقررات گسترده برای نظام بین المللی و همکاری و مشورت میان دولتی خواهد بود. دولت ها نیز مکلف خواهند بود به اصول و مقررات مدّون بین المللی، رویه ها و حقوق بین الملل عمومی پای بند باشند. از نگاه آنها، رژیم های بین المللی باید مبتنی بر قراردادهای صریح چند جانبه میان دولت های حاکم باشند و حکومت ها نیز به نوبه ی خود آن مقررات را در حوزه ی ملی مجری دارند.

فردگرایان برعکس گروه فوق، موافق حداقل مقررات حکومتی در سطح ملی و بین المللی هستند. از نگاه آنها، واگذاری امور به رقابت آزادانه در بازار به مراتب مؤثرتر از مقررات شدید و غلیظ حکومتی است. از نگاه این گروه، هرج و مرج در جامعه بین المللی نظم جهانی را تهدید نمی کند، بلکه این تفکر حکومت جهانی است که باعث تنش و بی نظمی می شود. از نظر آنها همه چیز را باید به بازار مبادلات واگذر کرد. مساوات گرایان هم به نحوی اعتماد به اقتدار دولتی برای ایجاد نظم در درون و میان دولت ها ندارند. اما در عین حال آنها به مکانیسم بازار هم بدبین و بی اعتماد هستند. به عقیده آنها دولت ها و شهروندان باید در یک دیالوگ و گفتگوی همه جانبه و آزاد به تفاهم و همکاری برسند. از دید آنها عضویت و همکاری با رژیم های بین المللی باید برای همه گروه ها داوطلبانه باشد. سرانجام، تقدیر گرایان معتقدند که نظم جهانی با عقلانیت و منطق قابل حصول نیست و امور دنیا را به بازار هم نمی توان سپرد. آنها با بدگمانی به سرشت انسان معتقدند که نمی توان به او اطمینان کرد. در سطح بین المللی نیز آنها معتقدند که تشخیص دوست و دشمن در عرصه بین المللی غیرممکن است و در نتیجه هر کشور برای مقابله با تنش ها و افت و خیزهای جهانی تا آنجا که مقدور است باید روی امکانات خود تکیه کند (کاظمی، ۱۳۸۱: ۳۰۱).

در مورد همکاری های بین المللی، مساوات گرایان همان حرف روسو را تکرار می کنند، که انسان ها ذاتاً خوب به دنیا می آیند، ولی در همه جا به وسیله نهادهای کوچک و بزرگ به فساد کشیده می شوند. آنها معتقدند که همکاری میان حکومت ها کار چندان ساده ای نیست. آنها برای احتراز از قوانین دست و پا گیر نهادها و حکومت ها به روابط میان بازیگران غیر دولتی بیشتر تمایل دارند، به نیروهای بازار هم برای تنظیم این روابط از طریق مزیت های نسبی چندان خوش بین نیستند.

تقدیرگرایان نیز به تمام صورت های همکاری با تردید نگاه می کنند و چندان اعتقادی به امکان قراردادهای بین المللی ندارند. به نظر آنها، حکومت ها نیز مانند افراد بی اعتماد هستند و به همین دلیل نمی توان امیدی به همکاری مفید میان آنها داشت. نتیجه چنین طرز تلقی آن است که خصومت، کشمکش، رقابت و اتکاء به خود همواره با روابط بین ملت ها عجین است. سلسله مراتب گرایان اصولاً به امکان همکاری میان کشورها خوش بین هستند و آن را مفید می دانند. اما گرایش آنان به دسته بندی و تفکیک میان «ما» و «دیگران» و تکیه روی دولت _ملت به عنوان بازیگر اصلی روابط بین الملل، شعاع دید آنها راکمی محدود می کند (کاظمی، ۱۳۸۱: ۳۰۴).

فردگرایان نیز تحت تأثیر دو گرایش قرار دارند. از یکسو اعتقاد به خودخواهی و خودگرایی انسان، مانع از عنایت به منافع دیگران و لاجرم همکاری می شود. از سوی دیگر، آنها با توسل به اصل عمل متقابل، صرفاً در صورتی آماده همکاری با دیگران هستند که منفعتی از آن حاصل کنند. آنها بیشتر مایلند خود را درگیر بازی های مجموع صفر کنند. بدین ترتیب، می توان گفت همه مسائل بین المللی و منطقه ای مطرح در عرصه روابط بین الملل را بر اساس استدلال های بالا میان گرایش های مختلف فرهنگی تحلیل نمود.

۳ – ۹ جهانگرایی فرهنگی

ژاک دلور، رئیس کمیسیون اروپا در سالهای ۱۹۹۴_۱۹۸۵، یک بار در واکنش به نظریه ی «برخورد تمدنها» ی هانتینگتن گفته بود: «درگیری های آینده به وسیله ی عوامل فرهنگی شعله ور خواهند شد نه عوامل اقصادی یا ایدئولوژیک. پس غرب نیاز دارد که نسبت به باورهای مذبی و فلسفی دیگر تمدن ها و شیوه ی نگرش دیگر ملتها نسبت به منافعشان شناخت عمیق تری پیدا کند و مشترکات موجود فرهنگها را بشناسد» (امیری، ۱۳۷۴: ۱۰۸). طبق این نظر می توان گفت که فرهنگ جهانی متعلق به تمدن بشری به قول داریوش شایگان نوعی «آگاهی جهانی» ایجاد کرده است که در حوزه ی وسیعی از باورهای سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی از طریق تغییرات و تحولات تکنولوژیک و رسانه ای تقویت شده است (قزلسفلی، ۱۳۷۹: ۱۴۸). از فرایند همین آگاهی جهانی است که امروزه بسیاری از ملتها، از رسانه های تصویری مشابه استفاده می کنند که آموزشهای آنها تقریباً شبیه هم است. این وجه از گفتگوی فرهنگها، دیگر نه به سلطه ی یک سیستم تک _فرهنگی بلکه به انحلال تک فرهنگی[۳۰] می انجامد (Hodge, 1996: 20). در بستر همین آگاهی فرهنگی از مشترکات تمدنی ملتها، می توان از جهانگرایی سیاسی یاد کرد که درصدد یافتن راه حل های همگانی و جهانی از طریق سازمان های بین المللی و قوانین جهانی است که بتواند به شکل گیری یک جامعه ی مدنی جهانی[۳۱] کمک کند. سازمان های دولتی و غیر دولتی که تعداد همین سازمان ها در پایان سال ۱۹۹۳ به ۶۹۶/۴ مورد رسیده است، درباره ی موضوعاتی چون امنیت جهانی، مسئله حقوق بشر، دموکراسی، تروریسم بین المللی، جلوگیری از آلودگی زیست _محیطی و … تلاش می کنند. جهانگرایی ایده ها نیز، درصدد تداوم توسعه و نوسازی است و از دیگر سو، متأثر از تغییرات محیطی، فرهنگ جوامع را نیز تشویق به دگردیسی فرهنگی برای پیش گیری از هر نوع شوک بحران ساز می کند (Inglehart, 1990: 16).

۳ – ۱۰ نظریه فرهنگی و انقلاب رسانه ای

تحول شگرف دانش فنی اطلاع رسانی، کامپیوتر، ماهواره، اینترنت و غیره تمام شئون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشورها را تحت شعاع قرار داده است. امروزه دیگر مرزهای سیاسی _حقوقی حاکمیت ها معنی قدیمی خود را از دست داده است. دولت _ملت ها به طور مستمر از درون و بیرون به چالش کشیده می شوند. مفهوم امنیت ملی، استقلال سیاسی، هویت فرهنگی به کلی تغییر یافته است. دانش فنی این امکان را به ما داده که در هر لحظه واحد در محل زندگی خود با کتابخانه های بزرگ دنیا، کنفرانس ها، سخنرانی ها، مراکز تجاری، فرهنگی، سیاسی، و غیره ارتباط مستقیم دوجانبه داشته باشیم. طبیعی است که دنیای امروز ما در آغاز قرن بیست و یکم تفاوت ماهوی حتی با یک دهه پیش دارد.

در این میان نظریه فرهنگی معتقد است که ما هیچگاه نمی توانیم فارغ از سلطه دانش فنی زمان خود زندگی کنیم. از دید تحلیلگران این نظریه، رسانه های جدید همزمان در دو جهت روی اجتماعات و تأسیسات و نهادها تأثیر می گذارند. به معنی این تحول در عین حال که زمینه تمرکز زدایی را فراهم نموده، می تواند شدیداً تمرکزگرا باشد. در همین راستا هم به مفهوم جهانی شدن امکان ظهور داده و هم به پدیده «محل گرایی» دامن زده است. از یکسو به همگرایی های داخل جوامع (وفاق ملی) و میان جوامع (منطقه گرایی) دامن زده است و از سوی دیگر به واگرایی های قومی، مذهبی، نژادی، جنسیتی و غیره انجامیده است. ظاهراً با یک تناقض بزرگ مواجه هستیم (کاظمی، ۱۳۸۱: ۳۰۶).

مسأله وفاق و همبستگی اجتماعی را در بحبوحه این تحولات رسانه ای سرگیجه آور می توانیم از منظر همان گروه های چهارگانه فرهنگی یاد شده در بخش پیشین، یعنی فردگرایان، سلسله مراتب گرایان، مساوات گرایان و تقدیرگرایان بررسی کنیم. البته تحلیل گرایان معتقدند که گروه تقدیرگرا که در دوران رسانه های سنتی به صورت غیر فعال هر آنچه از محیط به صورت یکجانبه به آنها تحمیل می شد می پذیرفتند، در دوران انقلاب اطلاعات و گسترش دموکراسی رسانه ای از انزوای خویش بیرون می آیند و برای صیانت خود موضع گیری و تأثیرگذاری می کنند. یعنی پدیده ارتباط دوجانبه با حداقل خطرپذیری که مطلوب محافظه کاران است، اشخاص بی تفاوت به مسائل سیاسی _اجتماعی و غیره را فعال کرده و انگیزه کافی برای ورود آنها به عرصه بازی ایجاد نموده است. زیرا حکومت ها دیگر قادر نیستند با کنترل مؤثر ارتباطات، مخالفان خود را شناسایی کنند. در واقع مفهوم «تله دموکراسی» یا دموکراسی از راه دور همین است. اگر حکومت ها مبادرت به کنترل روزنامه ها و رادیو و تلویزیون (رسانه های سنتی) کنند، اطلاعات و اخبار و آگاهی های سانسور شده بلافاصله در «سایت های اینترنتی» در گستره جهانی ظاهر می شوند و تنها با یک خط تلفن یا یک بشقاب ماهواره می توان به آنها دست یافت.

۳ – ۱۱ دموکراسی جهانی و عرصه سیاست فرهنگی

اجتماع گرایان سیاسی[۳۲] مانند کیملیکا[۳۳] معتقدند دموکراسی در یک تاریخ، زبان یا فرهنگ سیاسی مشترک ریشه دارد (سیمبر، ۱۳۸۲: ۴۲۰). همانطور که می دانیم، سیاست فرهنگی در جامعه ی مدنی ذاتاً اثرات دموکراتیک دارد چرا که باب پرسش هایی را در زمینه ی نوع زندگی هایی که قبلاً مسلّم و کاملاً درست فرض می شدند، باز می کند. سیاست فرهنگی بحث در مورد این موضوعات را برای گروه های مختلف و در زمینه های اجتماعی مختلف ممکن می سازد. مسلماً رسانه ها که در زمان و فضا گسترش یافته اند نقش مهمی در شکل دهی به این مباحث ایفا می نمایند. ما این موضوعات در آن دسته از تعاملات اجتماعی که کمتر قابل کنترل هستند نیز مطرح می گردند. موضوعات مشخصی وجود دارند که هر فردی باید زندگی اش را حول آنها سازمان دهد و بنابراین هر کس باید در بررسی مداوم چگونگی حل این مسائل اساسی مشارکت نماید.

همان گونه که هاترز اشاره می کند، رشد فرهنگ جهانی باعث می شود که محلی ها (کسانی که از نظر آنها وطن کاملاً آشکار طبیعی و ضروری است) نسبت به گذشته بسیار کمتر شوند؛ در فرهنگ جهانی خود امر محلی با امر جهانی طی فرایندهای جهانی _محلی شدن در هم می آمیزد. اما مهمترین نتیجه ای که از برداشت هاترز در مورد حکومت جهانی به دست می آید مطمئناً این است که جهان وطن گرایی گرایشی است که برای مقابله با گفتمان های جوهر گرایی فرهنگی و تسهیل مشارکت دموکراتیک جهانی باید ترویج و تشویق شود.

عرصه سیاست فرهنگی برای تحقق حکومت دموکراتیک جهانی بسیار محوری است. ستیز و دگرگونی هویت های موجود و کردارهای نهادینه شده، در ذات فرایند دموکراتیک شدن است و این نه فقط در موضوعات آشکارتر فرهنگی مربوط به جامعه ی مدنی جهانی، بلکه در عرصه های سیاست رسمی، دولت بین المللی و حقوق بین الملل نیز وجود دارد.

از آنجا که حکومت جهانی به گونه ای بازاندیشانه خلق می شود، بنابراین باید گفت که تنها این عقاید مطروحه در نظریه ی سیاسی نیستند که به بازسازی دموکراسی کمک می کنند. ادراکات بازیگران اجتماعی که در بحث در مورد کردارهای موجود و توسعه ی شیوه های جدید و برابرتر زندگی در نهادهای سیاسی رسمی و غیر رسمی شرکت دارند مهمترین عامل برای تحقق سیاست جهانی دموکراتیک هستند.

بطور کلی اگر قرار است امکان حکومت دموکراتیک جهانی مورد نظر هلد محقق شود اهمیت عرصه سیاست فرهنگی در آن فرایند باید درک گردد. در این راستا تعاریف و منافع حکومت احتمالی نیاز به تغییرات گسترده و اساسی دارند. در حال حاضر، اگر چه فرصت هایی برای انجام چنین تغییرات مهمی به وجود آمده، اما منطق روابط قدرت حاکم بر صحنه ی بین المللی و واقعیات موجود حاکی از آن است که الگوی دموکراسی جهان وطنی هلد از مرحله ی عمل فاصله ی زیادی دارد.

در این میان تئوری «مدرنیزاسیون بازاندیشانه» از قوت نظری و همچنین واقع گرایی بیشتری برای بازاندیشی دموکراسی برخوردار است. مهمترین گرایش های مدرنیزاسیون بازاندیشانه را می توان در آثار بک و گیدنز ملاحظه نمود. نقطه ی شروع مشترک نویسندگان مذکور این است که مدرنیته از طریق فردی شدن مشخص می شود. فردی شدن مبین یک سازمان اجتماعی است که بطور کامل از جوامع پیشاسرمایه داری مبتنی بر روابط اجتماعی جمعی و تحت سلطه ی اشراف جدا شده است. به هر حال، در مراحل قبلی سرمایه داری وجود نهادهای قدرتمندی چون دولت رفاهی، خانواده، اتحادیه های تجاری، احزاب سیاسی و کلیه ی نهادهای مذکور توانایی های تصمیم گیری افراد درباره ی زندگی خود و توسعه ی فردیت خویشتن را محدود می کردند. بدین لحاظ که حوزه های مشمول تصمیم گیری افراد نظیر کار، خانواده، سیاست، علایق جنسی و نگرش های ایدئولوژیک در حد وسیعی در قلمرو این نهادها قرار داشتند. گیدنز برای تبیین این دوره اصطلاح «مدرنیزاسیون ساده»[۳۴] را به کار برده است. در طول این دوره، در جامعه به اندازه کافی کالا تولید می شد و ویژگی اولیه ی آن امکان توزیع آنها در میان بخش های مختلف جامعه، هر چند به صورت نابرابر، بود (رشیدی، ۱۳۸۶: ۱۲۷).

بک استدلال می کند که امروزه ما شاهد جامعه ای نیستیم که کالاها را توزیع می کند، بلکه شاهد جامعه ای هستیم که «ریسک ها» را توزیع می کند. بک و نویسندگان دیگر با کاربرد مفهوم «ریسک» گسترش مخاطرات جهانی نظیر آلودگی محیط زیست، فاجعه های اتمی و ناپایداری های اجتماعی و اقتصادی را توضیح می دهند. به اعتقاد آنها، مخاطرات مذکور دارای ماهیتی جهانی هستند و از طریق نهادهای سنتی نظیر دولت _ملت قابل کنترل نمی باشند. به سخن دیگر، حوزه ی این مخاطرات فراتر از محدودیت های مرزی است که در چارچوب آنها امکان به کار بستن استراتژی های تعدیل کننده وجود داشت. در پاسخ به این ادعای فوکویاما که اکنون در «پایان تاریخ» تهدیدهای متوجه دموکراسی برای همیشه از بین رفته است، بک و همکارانش استدلال می کنند که شرایط کنونی بحران های عمیقی برای آزادی و دموکراسی در سطح ملی به وجود آورده و لذا باید بیشتر از هر زمانی برای دموکراسی تلاش کرد (رشیدی، ۱۳۸۶: ۱۲۸).

این نویسندگان دوره ی حاضر را به منزله ی دوره ای می نگرند که در آن فرصت های رهایی بخش و امکان تجدید ساختار مثبت جامعه وجود دارد. آنها مدعی هستند که امروزه فرایند فردی شدن سرعت گرفته و بحران نهادها اجازه داده تا افراد فرصت های بیشتری برای تصمیم گیری درباره ی زندگی خود داشته باشند. گیدنز این افزایش فرصتها را گسترش «سیاست های زندگی»[۳۵] می نامد؛ واژه ای که مبین افزایش توانایی افراد برای انتخاب شیوه های زندگی، خارج از سیطره ی طبیعت یا سنت می باشد. بحران نهادها توانایی تصمیم گیری درباره ی مسایلی را به افراد بخشیده است که قبلاً در چارچوب های نهادی تبیین می شدند. بر همین اساس، افراد برای تصمیم گیری درباره ی مسایل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آزادی بیشتری دارند. به سخن دیگر، تغییرات فرهنگی، تکنولوژیکی و ساختاری مردم را قادر ساخته تا به طور مستقیم تری مسئول زندگی خود بوده و در شبکه ی زندگی روزانه کنش قاطعانه ای داشته باشند.

در تحلیل بک، موفقیت های عصر مدرنیته در تضمین حقوق مدنی، آزادی بیان و قوه ی قضائیه ی مستقل باعث ایجاد یک نوع فرهنگ سیاسی جدید شده که نهادهای حکومت رسمی را در حاشیه قرار می دهد. به عقیده ی بک، در مدرنیته ی بازاندیشانه یک نوع اخلاقی شدن زندگی اقتصادی و اجتماعی وجود دارد که در آن عینیت مفروض، ضرورت الزامات فنی و نتایج سیاست های حکومت پیوسته زیر سؤال می رود و فرصت های جدیدی برای دموکراسی مهیا می گردد. مثال اصلی بک در اینجا سیاست جنبش زیست محیطی است که تا حد زیادی خارج از چارچوب احزاب سیاسی و رویدادهای بوروکراتیک دولت جریان داشته است (رشیدی، ۱۳۸۶: ۱۲۹).

خلاصه و جمع بندی بخش

  1. سیاست، که به تعبیر رایج امری اجتناب ناپذیر زندگی اجتماعی در سطح خرد و کلان است، پس از عبور از فراز و نشیب های دوران کلاسیک و مدرن، امروزه وارد مرحله تازه ای از حیات پر زیر و بم خود شده است. هویدا شدن نشانه های بحران در افق قدرت و حاکمیت در آغاز قرن ۲۱، منجر به طرح نظریه «پایان سیاست» گشته است.
  2. هنگامی که ارسطو از سیاست به عنوان سرآمد علوم یاد کرد، غرض او فعالیتی بود که بر پایه دانش و درک انسان برای رساندن جامعه به فضیلت و سعادت استوار است. اما همانگونه که در طی قرون شاهد بوده ایم، حکومت های خودکامه همواره مانع عمده فعلیت بخشیدن به ظرفیت های بالقوه انسان سیاسی بوده اند. قرن بیستم آخرین میخ را بر تابوت سیاست در مفهوم کلاسیک آن کوبید و در آغاز قرن بیست و یکم، بشریت ناگزیر از به خاکسپاری این میراث شوم و در انداختن طرحی نو برای نجات انسان در سال های پیش روست.
  3. جنبش فرانوگرایی که دهه های پایانی قرن بیستم در غرب متداول شد، ریشه های خود را در اندیشه های نیچه و هایدگر جستجو می کند و توسط کسانی مانند میشل فوکو، ژاک دریدا و ژان فرنسوا لیوتارد فرانسوی مورد استفاده قرار گرفت. رسالت عمده این نگرش زیر سؤال بردن همه چیز، از معرفت، حقیقت، قطعیّت و جزء اینها در قلمروهای مختلف دانش بشری است. دراین رهیافت پژوهشگر می کوشد به کمک ساخت شکنی شالوده مفاهیم و پدیده های ذهنی اساس و تبار آنها را مورد پرسش قرار دهد.
  4. در پایان این فرایند، علم سیاست و نظریه ی سیاسی در قالب علوم فرهنگی مطرح می شود. در نظریه فرهنگی تأکید روی روند و زمینه های شکل گیری اعتقادات، ارزش ها و ترجیحات است که ویژگی های محیط ملی را تعیین می کند.
  5. نظریه ی «پایان سیاست» مانند بقیه ی تئوری های ریز و درشت قلمرو علوم اجتماعی قبل از آنکه حکایت از یک واقعیت علمی و تجربی آزمون پذیر کند، کوششی است برای طرح یک مسأله و یک عارضه ی جهانی که در آغاز قرن ۲۱ می تواند به عنوان یک دغدغه فکری در دستور کار اندیشه ورزان و نظریه پردازان قرار گیرد.
  6. عمده ترین بحران و سردرگمی در قرن ۲۱ مربوط به تنگناهای شناختی و معرفتی است و از آنجا که مشکل اساسی ما در دوران های مختلف تاریخ، در واقع نداشتن ابزار و روش مناسب برای شناخت شکل و ماهیت و نداشتن بینش مکفی از طریق کسب معرفت علمی و تجربی و هنجاری از رخدادهای بحرانی بوده است، لذا بحرانی که بیش از همه بر سرنوشت انسان در قرن بیست و یکم تأثیر می گذارد، بحران روش شناختی است.
  7. از نظر معرفت شناختی، مشکلات جهانی مثل تخریب محیط زیست و بحران های مالی موجب توجه و بررسی بیشتر محدودیت و خطرهای بالقوه عقل گرایی شده است. از نظر هستی شناسی، جهانی شدن معاصر موجب ترویج برداشتی متفاوت از دنیا شده و همچنین درک متفاوتی از سرعت و تغییر شکل گرفته است و از نظر روش شناختی، گسترش فوق قلمروگرایی منجر به ایجاد زمینه های جدید برای پژوهش و انواع شواهد علمی نوین گشته است.
  8. فرایند جهانی شدن با رها کردن امر اجتماعی از چارچوب و حوزه ی استحفاظی دولت _ملت، عامل تغییر و تعدیل ساختارهای اصلی دولت مدرن است.
  9. اگر جهانی شدن را فرایندی معطوف به فشردگی، سیالی، جریان، گسترش، حد و مرز زدایی و تحرک و انتقال سریع بدانیم، آن بخش هایی از زندگی سیاسی جهانی تر می شوند که بسترمندی کمتری داشته باشند و پیوندشان با بستر و مکان محدود و ضعیف و سست باشد. به بیان گیدنز، هر اندازه روابط و کنش های سیاسی بسترزدایی شوند، به همان اندازه جهانی می شوند. در حوزه های فرهنگ سیاسی که مبادله ی اجتماعی به صورتی نمادین در می آید، مرزهای طبیعی و سیاسی در برابر این گونه نهادها تسلیم می شوند و فضای جهانی به صورت عرصه ی شکل گیری و بازسازی نهادها و روابط اجتماعی فراملی در می آید.
  10. محل گرایی در برابر جهانی شدن قرار می گیرد چرا که خاصیت این پدیده برخلاف تمایز و تفاوت و اصالت اولی، بر تضعیف مرزها، انگاره ها و حوزه دورگه بودگی و اختلاط منجر می شود.
  11. پدیده چند فرهنگی، را می توان مولود جامعه مصرفی جهانی و کوشش افراد برای بهره گیری از انتقال آزاد سرمایه و نیروی کار در جهان دانست.
  12. نظریه فرهنگی فرض را بر این می گذارد که انسان معمولاً فرصت طلب نیست، زیرا فرصت طلب برای هر امری توجیه پیدا می کند و ندرتاً دچار کشمکش اخلاقی می شود.
  13. نظریه ی فرهنگی در واقع در پی فهم ویژگی های مختلف گروه های شاخص فرهنگی جامعه در شرایط مختلف پیش آمده، در نتیجه انحصار بوسیله یک گروه یا ائتلاف با گروه های دیگر است.
  14. در آغاز قرن ۲۱ دنیا به عصری گام می گذارد که در آن رفتار سیاسی _اجتماعی به گونه ای فزاینده به مجاری فرهنگی و مدیریتی سوق داده می شود. این وضع محصول شرایطی است که به عنوان میراث قرن بیستم به ما رسیده است. این میراث، خوب یا بد، باعث شد که ملت ها، فرهنگ ها، اقوام و انسان ها از سیاست و ابزارهای زور، خشونت، فریب و بیگانه سازی گریزان شوند و برای امنیت، عدالت، سعادت، عزت و حرمت خود در تکاپوی مأمن دیگری باشند.
  15. افزایش ظرفیت اطلاع رسانی و انقلاب رسانه ای، منجر شد تا شهروندان عادی توان و جسارت رخنه در تاریکخانه قدرت را پیدا کرده و نهادها و ساز وکارهای سیاسی را به چالش بکشند.

۱۶٫ سیاست فرهنگی، سیاست کردارهای دلالت گر است که از طریق آنها هویت ها، روابط و قواعد اجتماعی به چالش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:06:00 ب.ظ ]




طرحواره تصوریِ زبان، فعالیتی است که هم توجه ما را به خود می­خواند و هم از چنگ توجه ما می­گریزد. بنابراین سعی کردم با تعدد اشعار، به تحلیل طرحواره های بیشتری بپردازم. البته لازم به ذکر است بعضی از اشعار بیش از یک طرحواره را به خود اختصاص داده اند اما با توجه به وضوح طرحواره، آن را در این فصل ارائه دادم.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

۴-۱- طرح واره حجمی[۱۱]

یکی از انواع طرحواره­های تصوری،طرحواره حجمی می باشد. طرحواره حجمی مورد بررسی جانسون قرار گرفته است. به اعتقاد وی، انسان از طریق قرار گرفتن در محیط های اطراف که معمولاً دارای حجم و بعد هستند- نظیر اتاق، ماشین، خانه و … – که می توانند نوعی ظرف تلقّی شوند، و نیز قرار دادن اشیاء مختلف درون ظرفهای گوناگون، بدن خود را مظروفی تلقّی میکند که می تواند در ظرفهای انتزاعی قرار گیرد و یا طرحواره های انتزاعی از احجام فیزیکی در ذهن خود پدید آورد. در این پژوهش به این مبحث، اشاره شده است و علاوه بر تصورِ ظرف تلقّی شدن انسان، تمام مفاهیم انتزاعی که در عالم خارج فاقد حجم و بعد هستند نیز در این مقوله گنجانده شده اند. برای درک بهتر، به ارائه چند مثال می پردازیم:

  • بیا بیرون از تو فکر
  • افتادم تو فلاکت
  • سعی کن تو منجلابِ اینجور فکرا فرو نری

با دقّت در مثال­های ارائه شده متوجه می شویم که ما برای فکر، فلاکت و بدبختی نوعی حجم قائلیم که حکم ظرف را پیدا می کنند و انسان به صورت مظروف درون آن ها قرار می گیرد.

بنابر تعریف فوق طرحواره حجمی را در نمونه های تصادفی انتخاب شده در بیت هایی از اشعار مازندرانی بررسی می کنیم:

      1. آسِمون مِه دل بَهیتِه مِیاء

لَلِه مِه دَس دَرِه، گِسفِن مِه هِمراه

āsemu::ne me del bāhite mi∞e

l∞le me d∞s dāre, gesfen me hemrāh

آسمان دلم را ابر گرفته است

نی لبک در دستم و گوسفند همراهم (اتا مجمه عاشقی؛ حسن علی خوش مکان، ص ۱۸).

  • در این مثال شاعر به دل وسعت آسمان داده که غم مانند مه آسمان دلش را پر کرده است.

********************

      1. مِه بَسوتِه دل تِه پَشو زَندی

صبح ستاره ایی مِه وَر سو زَندی

me bāsote dele te pāšo zāndi

sobhe set∞rei me vār so zāndi

دل سوخته مرا بهم می پاشی

مثل ستاره صبح برای من نور افشانی میکنی (شعبان نادری).

  • شاعر در این جا دل را دارای حجم تصور کرده که مانند ظرفی است که معشوقه اش درون آنرا بهم می زنند.

********************

      1. دل مِن کوره آهِنگِریِه

مِه سینه پای مالِ مِسگِریِه

dele men korehye ∞hengerie

me sine p∞ie māle mesgārie

دل من کوره آهنگری هست

سینه من جای پای مسگری هست (همان).

  • در اینجا نیز دل دارای حجم و بعد متصور شده که شاعر آن­را کوره ی آهنگری در نظر گرفته که غم و اندوه در آن آتش به پا کرده است.

********************

      1. اون خِنِه کِنِشِه دَروازِه پولاد

سُخن گوش نِشونِه بر آمیزاد

تو آهوی وحشی مِن کهنه صِیاد

چَنگ مِن دَر بوردی صَد داد و بیداد

On xene keneše dāv∞ze pol∞d

Sox∞n gu::še nāšone b∞r ∞d∞miz∞d

To ∞hoye v∞ši men kone sey∞d

Č∞ng men d∞r bordi s∞d d∞d o bid∞d

آن خانه کیست که دروازه ی پولادین دارد؟

چرا سخن ها در گوش آدمیزاد نمی نشیند

تو آهوی وحشی هوشیار و من صیاد کارکشته هستم

اما از چنگم در رفتی، صد داد و بیداد!

  • در این بیت سخن دارای حجم و بعد تصور شده است و موجودی زنده که می تواند در گوش انسان بنشیند.

********************

      1. بِهاربیَموئِه دَشتِ مَشت هاکِرده

مِه خَسِّه دِل شِه داغِ دَشتِ هاکِرده

مِه گَلی بُغضِ وارِه چی بِنالِم

اَسری چِش کِنارِه چی بِنالِم

شِه قَدِ تا ولِینگ شِکاکِمِه

تِه غِم له نِشا کِمِه

behār biāmoü d∞šte māšt hākerde

mexāse del še d∞ge dāšte h∞kerde

me gāli bogz vāre či benālem

āseri češe kenāre či ben∞lem

še q∞de t∞ ve ling šekākeme

te q∞me le neš∞ keme

بهار آمد و دشت عریان را لبالب از رنگ و بوی خوش کرد

و دل خسته من داغش را به دل ها ارزانی کرد

گلویم آماس بغض و بارش است چه بگویم

اشک درکناره چشمانم حلقه زده است چه بگویم

بالیم را فهمیده و پاهایم را تکیده و استخوانی می کنم

تا بوته غم تو را در دلم نشا کنم.(غریب سو جلیل قیصری)(نوچ محمود جوادیان کوتنایی)

  • در اینجا غم که مفهوم انتزاعی است دارای حجم و بعد و مانند بوته گیاه در دل که مانند ظرفی در نظر گرفته شده کاشته می شود.

********************

      1. غم و غصه مه دل پر هاکرده

کدورت مه زانو ره شل هاکرده

مه یار در غریبی منزل هاکرده

مه ره نو بهار بلبل هاکرده

Q∞m o qose me dele por h∞kerde

kedorāt me z∞no re šel h∞kerde

me y∞r d∞r q∞ribi m∞nzel h∞lerde

me nobehere bolbol h∞kerde

غم و غصه دل مرا پر کرد

رنج و اندوه، زانوی مرا شل کرد

یار من در غربت ماندگار شد

و من از بی قراری چون بلبل نو بهار شدم

  • در این مثال نیز غم و غصه دارای حجم و بعد است که دل مانند ظرف تصور شده که غم آن را پر کرده است.

********************

      1. آقوز کل بیمه دیمه دار سر

مر کپل زنه اینور و اونور

مره کپل نزنین آی آدما

شمه دل پاروئه من دارمه دلبر

Aqu::ze kel bime d∞ime dāre s∞r

mere k∞ppel z∞nne inv∞rā ou:nv∞r

mere k∞ppel n∞zenin āi ādema

šeme del pāroe men dārme delb∞r

دانه گردویی بودم بر شاخه درخت

از هر طرف به سویم چوب پرتاب می کنند

آی آدما به سویم چوب پرتاب نکنید

دلتان سوخته که من یار دارم

  • شاعر دل را که مفهوم انتزاعی دارد آنرا دارای حجم تصور کرده که مانند تکه گوشتی پاره پاره می شود

********************

      1. بزن لَلِه لَلِه وای بلاره

چِش و دِهِون و هِوای بلاره

بزن لَلِه که این دل بیته غم

بزن لَلِه ته صدای بلاره

b∞zen l∞le l∞le vāye belāre

češ o dehon o hevāye belāre

b∞zen l∞le ke in delle b∞ite q∞m

b∞zen l∞le te sedāye belāre

نی بنواز که قربان آوای نی

قربان چشم و دهان و هوای نی

نی بنواز که دلم را غم گرفته

نی بنواز قربان صدایت

  • در اینجا نی مانند موجودی زنده تصور شده که دارای چشم و دهان است و شاعر با او حرف می زد .

********************

      1. بلن بالا بلنی ر ته دارنی

امه مله قشنگی ر ته دارنی

امه مله قشنگی مال رشت

منا ته عاشقی دنیا ر مشت

belen bālā belendi re te dārni

∞me m∞le q∞šengi re te dārni

∞me m∞le q∞šengi māle r∞šte

menā te āšeqi denye re m∞šte

بلند بالا قد بلندی داری

در محل ما قشنگی را تو داری

در محل ما قشنگی مانند رشتی هاست

عشق من و تو دنیا را فرا گرفت

  • در اینجا شاعر ، عشق را که مفهوم انتزاعی دارد دارای حجمی با قابلیت پر کردن تصور کرده که دنیا را فرا گرفته است.

********************

      1. تِلا تِه وَنگِ وا بَیتِه کِلی رِ

کَهو کورِک بَزِنِه تِه گَلی رِ

چِه بیخِد بیخِدی وَنگِ وا کِنی

ویشار هاکِردی خوجِه پاپِلی رِ

telā te v∞nge vā b∞ite keli re

k∞ho ku::rek b∞zene te g∞li re

če bixed bixedi v∞nge vā keni

viš∞r hākerdi xo je pāpeli re

خروس سر و صدایت لانه را فرا گرفت

گلویت دچار سیاه زخم گردد

چرا بی جهت سر و صدا می کنی

پروانه را از خواب بیدار کردی

  • در این مثال ، صدای خروس که در عالم واقع دارای حجم و بعد نیست، دارای حجمی با قابلیت پر کردن تصور شده که لانه را پر کرده است.

********************

      1. غَم و غِرصِه مِه دِل پِر هاکِره

کِدورِت مِه زانو رِه شِل هاکِرده

فلِک چِتی مِه رِه لینگِ لو کِندی

مِرِه آوارِه کوه به کوه کِندی

Qam o qerse me dele por hākerde

Kedu::ret me z∞no re šel hākerde

f∞lek četi mere linge lu:: kendi

mere āvāreie ku::h be ku::h kendi

غم و غصه دلم رو پر کرده

کدورت قدرت راه رفتن را از من گرفته

فلک چگونه مرا لگدمال می کنی

مرا آواره کوه به کوه می کنی

  • در این مثال نیز شاعر غم و غصه که فاقد بعد و حجم هستند دارای حجم و بعد تصور کرده همچنین دل را مانند ظرفی در نظر گرفته که غم و اندوه آنرا پر کرده است. همچنین کدورت مفهوم انتزاعی هست دارای قدرت تصور شده قدرت راه رفتن از شاعر گرفته است

********************

      1. مِن هِی بِنالِم شِما هادین گوش

کوه اَندِه سَنگینی کِنده مِه دوش

اَتی مِه دوش اَتی مِه دِل کِنار

غَمِ دوش کَشِمبِه دیار به دیار

men hey benālem šemā hādin gu::š

ku::h ∞nde s∞ngini kende me du::š

∞ti me du::š āti me dele ken∞r

q∞me du::š k∞šembe diār be diār

من پیوسته ناله کنم و شما هی گوش کنید

به اندازه کوه بردوشم سنگینی می کند

مقداری بر دوشم و مقداری در گوشه دلم

دیار به دیار غم را بر دوش می کشم(بلبل سر کوه؛ علیرضا خسروی آلاشتی).

در این بیت غم که مفهومی انتزاعی است، دارای حجم و وزن تصور شده که مانند کوهی بر دوش شاعر سنگینی می کند و آن را از محلی به محل دیگر به دوش می کشد.

********************

      1. هفت کِندِ لَلِه وارِه غم بَهیتِه

مِه دِل بهانه همدم بهیتِه

بَتِتِمِه کوه به کوه یارِّ نَدیمِه

مِه چِش وارِش و شبنم بهیتِه

H∞ft kende l∞le vāre q∞m bāhite

me dele b∞hu::ne h∞md∞m bāhite

b∞tetemeh ku::h be ku::h y∞re n∞dime

me češe vāreš š∞bnem bāhite

نی لبک هفت بند را غم گرفت

دل من بهانه همدم گرفت

دلم کوه به کوه گشت یار را ندید

اشک مثل شبنم و بارون چشمانم را گرفت (شعبان نادری).

  • در این مثال هم غم دارای بعد و حجم تصور شده که هفت قسمت از نی را پر کرده است و همچنین دل در اینجا موجودی زنده متصور شده است که بهانه ی معشوقه را میگیرد.

      1. دِل رِه گِمبِه غَم نَخور، چارِه نیه

تِه غَم بُخردِن روز رِه کِناره نیِه

کِدوم شَهره که عاشقِ ناله نیِه؟!

کِدوم دِله که تیر خورنِه و پارِه نیِه

Del re gemme q∞m n∞xer čāre niye

te q∞m b∞xerdene ru:z re kenāre niye?!

kedu:m Š∞hrekeāŠeqe nāle niye?!

kedu:m dele ke tire xerne o pare niye?!

به دل میگویم غم نخور که غم روزگار را چاره ای نیست

غم روزگار بی پایان است

کدام شهر است که پر از ناله ی عاشق نیست؟

کدام دل است که تیر نمی خورد و پاره نیست؟(از مصیبت روزگار غمگین و آزرده نیست؟).

  • در این مثال دل را دارای حجم و بعد تصور کرده و گویی موجود زنده ای است دارای گوش که حرف های شاعر را می شنود.

********************

۴-۱-۱۵-زمونه بشکنه دل ره سنگ تفرقه جه

نه قوم و خویش بموندسه و نه دوس و برار

zemu:ne beškene del re s∞nge t∞frege je

nā gome xiš bāmu:ndesse nā du:s o berār

زمانه با سنگ تفرقه دل را شکسته

نه قوم و خویش برایم مانده و نه برادری

  • در این مثال زمان که مفهومی انتزاعی است ، دارای حجم تصور شده و تفرقه که خود نیز مفهوم انتزاعی است ، دارای حجم تصور شده که مانند سنگی دل را میشکند. در اینجا دل نیز مانند دارای حجم تصور شده که مانند شیشه با سنگ تفرقه میشکند.

********************

۴-۱-۱۶-مه جان سو بکشیه انجه دل سر

مه جان پرده نمانه: چشمه ور

me jāne su: b∞kešie ∞nje dele s∞r

me jāne p∞rde nemane češme v∞r

جانم بر دل پاره و خسته ام، روشنی دمید

جانم در کنار چشمه، پرده و تصویر می نمایاند

  • در این مثال شاعر جان را دارای بعد و حجمی تصور کرده است که دارای روشنی است و می تواند روشنی ببخشد. در این شعر جان توانسته به دل شاعر روشنی ببخشد.

********************

۴-۱-۱۷- جان خدا مه جا پدر هاکن

هر کاری من کمه ته یاری هاکن

مه دل پر بئیه خالی هاکن

مه کهنه دشمن کناری هاکن

jāne xedā me jā pederi hāken

h∞r kāri men kemme te yāri hāken

me del per b∞iye te xāli hāken

me ku:hne dešmenne kenāri hāken

خدایا برای من پدری کن

هرکاری می کنم یاریم نما

دردهای دلم را خالی نما

دشمن دیرینه ام را محو کن

  • دل در این مثال نیز مانند ظرفی دارای حجم تصور شده است که درون آن پر شده است و شاعر میخواهد که خالی شود.

********************

۴-۱-۱۸- اَتا دَریو بِرمه دارمِه، مِره مَشتِ هسته نِواجِش

هول این دارمه بِوارِم، جایِ اثری خون بیه چِش

مه زلیخا نالِه کِنده، سنگِ دلِ پاره کنده

ویشه از داغ وِ خالی، نامرال موندِنه نا مِش

∞tā d∞ru: berme dārme, mere māšte hāste nevāješ

Hu:le in dārme bevārem, jāye ∞seri xu:n bie češ

me zoleixā nāle kende, s∞nge dele pāre kende

više ∞z dāqe ve xāli, nā merāl mu:ndene nā meš

یک دریا گریه ام، پر از ناله و نوا

می ترسم ببارم و خون بجای اشک از چشمانم سرازیر شود

دل سنگ از ناله های یارم پاره می شود

از داغ او بیشه خالی از آهوان است.

  • در این شعر، شاعر ناله و نوا را دارای حجم تصور کرده که درون او را پر کرده است. همچنین سنگ را موجودی زنده متصور شده که دارای دل است و در اینجا دل هم دارای حجم و بعد است که برایش ناله ها پاره پاره می شود.

********************

۴-۱-۱۹- دل رِ گِمه نوش پاره پاره

تِرِ با دختر مردم چیکاره

چِش رِ گمه چش، تو نکن نظاره

زوون گمه بلاگردون یاره

del re gembe nu:š pāre pāre

tere bā kijāye m∞rdem čikāre

češ re gembe češ, tu: nāken nezāre

zevu:nne gemme belā g∞rdu:ne y∞re

به دل می گم پاره پاره نشو

تو را با دختران مردم چه کار!

به چشمانم می گویم: نگاه بد نکن

با زبان می گویمبلاگردان یارم شوم

  • دل در اینجا، جان دارمتصور شده ، مانند انسان دارای گوش است که میتوان با او حرف زد.یعنی به آن حجم داده است.

********************

      1. چی اِسا موندِنه، مه دئیِن وسِه؟!

من و دل سبزی و تنهایی و غم؟!

هرزمونی که بخواهی، شِه کَشه دارمِه بِهار

در و دیفارِ مه دل، عکس مه یار

دل پیش سفره ی سر خواهونی

مجمعه مجمعه امید، آرزو جوراجور

ته بِلا بَنه مِره، بسم الله…

Či esā mu:ndene me d∞eiene vese?!

men o del s∞bzi o t∞nhāei o q∞m?!

H∞r z∞mmu:ni ke bexāhi še k∞še d∞rebe beh∞r

D∞r o difāre me del , ∞kse me yāre

Del piše sofre s∞r xāhu:ni

M∞jm? m∞jm? omid ārezu: ju:rāju:r

te belā b∞nne mere, besmellāh

چه چیز بهانه موندنم می شود؟

نه، دل سرسبز و شاد من با غم و تنهایی دمساز نیست

هرزمانی که بخواهی، بهار در آغوش دارم،

بر در و دیوار دلم عکس یارم دیده می شود.

در برابر دل، بر سر سفره عشق

مجمعه مجمعه امید و آرزوهای رنگارنگ بر سفره چیدم

فدات شوم بفرمایید و کنار سفره بنشینید…

  • در این مثال دل مانند اتاقی دارای حجم و بعد است که در روی در و دیوار آن عکس معشوقه ی شاعر چسبانده شده و همچنین امید هم دارای حجم تصور شده که آن را داخل سینی بر سر سفره چیده است.

      1. دلم تنگ و دلم تنگ و دلم تنگ

خودِم چابُکسِوار اسب خوش رنگ

اگر تو بوشی کوه دماوند

ترِ نوِرمه و تِر بئیره ننگ

Del∞m t∞ng o Del∞m t∞ng o Del∞m t∞ng

Xod∞m čābok sev∞re ∞sbe xošr∞ng

∞ger tu: bu:ši ku:he D∞māv∞nd

tere n∞verme o tere bāeire nāng

دلم تنگ و دلم تنگ و دلم تنگ است

خودم چابک سوارم و اسبم به رنگ زیبا است

اگر تو به ابهت کوه دماوند شوی

تو را نخواهم گرفت، ننگ بر تو باد!

  • در این مثال نیز، دل دارای حجم و بعد است که میتواند تنگ باشد.

********************

      1. اَور بِمو کو رِ سیو هاکِردِه

وارِش بِموئِه وَرفِ او هاکِرده

رَنگرَج مِه دِل رِ کَهو هاکِرده

سیو چِشمون مِه روزِ شو هاکِرده

āvr bemu: ku: re siu: hākerde

vāreš bemu:e v∞rfe ou: hākerde

rāngrāj del re k∞hu: hākerde

siu: češmu:n me ru:ze šu: hākerde

ابر آمد کوه را سیاه کرد

باران آمد و برف را ذوب کرد

رنگرز دلم را کبود کرد

سیاه چشمان روز را سیاه کرد

  • دل در اینجا نیز دارای حجم و رنگ است که در اینجا، رنگ او کبود می شود.

********************

      1. کَهو آسمونا دی بزه نپار

گالش اون دیاری، سردنه مارمار

مره دور هاکرده، ت فکرا خیال

دل، پیش تجنه آ، من وِنه دنبال

K∞hu: āsemu:nā di b∞ze nepār

Gāleš u:n diāri, s∞r dene mār mār

mere du:r hākerde, te fekrā xiāl

del, piš t∞jene ā, men vene denbāl

آسمان آبی همچون نپار دود گرفته شد

گالش از دور گاوش و با نوازش به سوی گاو بنه می خواند

دلم گرفت و فکر و خیال تو تمام وجودم را پر کرد

دلم در پی تو می دود و من به دنبالش می دوم.

  • در این شعر فکر و خیال دارای حجم است که تمام وجود شاعر را گرفته و همچنین دل دارای حرکت است که در پی معشوق می دود.

********************

    1. طرحواره حرکتی

از دیگر انواع طرح های تصویری، طرح واره حرکتی (P∞th Schem∞)است. به اعتقاد جانسون، حرکت انسان و مشاهده حرکت سایر پدیده­های متحرّک، تجربهای در اختیار انسان قرار داده تا طرح وارهای انتزاعی از این حرکت فیزیکی در ذهنِ خود پدید آورد و برای آنچه قادر به حرکت نیست، چنین ویژگی­ای را در نظر بگیرد«(صفوی، ۱۳۷۹: ۲۷۵). ما همواره در گفتمان­هایمان در طول شبانه روز تغییراتی را مشاهده میکنیم که گویا نمودارِ مسیری حرکتی اند و آدمی برای رسیدن به آ نها بایستی از نقطه ای آغاز کند تا به نقطه پایان برسد و این حرکت و گذر، نیازمند زمان است که به طور پنهان یا آشکارا در این طرح واره مطرح است. برای درک بهتر، به ایراد نمونه هایی می پردازیم:

آخرش یه روز به حرف من می رسی.

این قصه سرِ دراز دارد.

دوستی با آدمای ناباب آخرش تورو به ترکستان هدایت می کنه.

همانگونه که ملاحظه می شود، تصورِ رسیدن به مقصود حرف با طی کردن مسیری آبستنِ زمان، یا سر و ته داشتن قصه همچون مسیری طولانی و یا رسیدن به مکانی نامعلوم درجریان رفاقت با دوستان ناباب، همه و همه برگرفته از تجربیاتی است که در تشریح موضوع به آن ها اشاره شد.

« من ایستاده بودم

تا زمان

لنگ لنگان

از برابرم بگذرد»

تصور لنگان لنگان قدم برداشتنِ زمان که مفهومی است انتزاعی و گذشتنش از برابر شاعر، تداعی کننده تابلویی پویا و روان است که اگرچه صفت لنگ لنگان، حرکت ذهن را با دست اندازهایی روبرو می سازد اما نمی تواند مانع حرکت در امتداد یک مسیر طولانی شود.

      1. گِتِه مِه ذِهنِ جِه، یور بوردِه قدیمایِ خِشی

بوردِه مِه خاطِرهِ جا، اون همه آواز و سرود

گِته دیگه، مِره خونِش دنی یِه

«تِرِز[۱۲]» بلبل و بِرمِه؟!

مِن کِجه، بِرمِه کِجِه؟!

دیگه اون ولگِ سیما، خونِش وارِش

درِه لَس­لَس شونیه مِه خاطِرِ جا

دیمِه«لوشکا» ملج تک

مِه نفس تازه، مه دل مِشت امید

ناشته فرقی مِه پلی، شو یا روز

وارِشی، آفتابی

اون «تِرِز» پر بیه مه خونِش و سوت

مه دهون بوی خدا دا، دل و جان بوی امید

بال و پر بوی اناریجه و اوجی زولنگ

منا غِرسه، منا برمِه؟!

«ترز» بلبل آ، بی خونش و لال؟!

«ترز»بلبل آ، تنهایی و غم؟!

مگه مه دل خواسه؟

به خدا نِشتِنه شادی دزدون

qete me zehne je yu:r borde q∞dim∞ye xeši

bu:rde me x∞tere jā, on h∞me āvāz o sorod

gete diqe mere xu:neš dānie

tereze bolbol o berme?!

men keje, berme keje?!

Dige on v∞lge simā, xu:neše v∞reš

D∞re l∞s l∞s šone me xātere jā

D∞yme loškā m∞leje tek

me n∞fes tāzeh, me del māšte omid

nāštā f∞rgi me p∞li, šo yā roz

vāreši, āftābi

on tereze b∞ie me xu:neš v∞ su:t

me dehon bu:ye xed∞ dā, del o jān bu:ye omid

bāl o p∞r bu:ye enārije o u:ji o zol∞ng

menā qerse menā berme?!

terez bolbol ā bixu:neš o lāl?!

terez bolbol ā , t∞nhāei o q∞m?!

M∞ge me del xāse?

Be xedā neštene šādi dezun

می گفت، خوشی های گذشتهاز ذهنم بیرون رفت

آن همه ترانه و آواز نیز از ذهنم بیرون رفت

می گفت دیگر انگیزه ی خواندن در من نیست

بلبل ارتفاعات جنگلی غرب شیرگاه گریه کند؟

من کجا؟ گریه کجا؟

دیگر آن رقص برگ، آواز باران، انگار می­خواهد آهسته آهسته از خاطرم محو شود.

من بر بالا درخت ملج در «لوشکا» بودم[۱۳].

نفسم تازه بود و دلم سرشار امید

شب برایم چون روز بود- روزهای آفتابی و بارانی برایم فرقی نداشت

آواز و سرودم، پهنه ی «ترز» را پر می کرد

دهانم بوی خدا می داد، دلم بوی امید و

بال و پرم بوی اناریجه و پونه و زلنگ.

من و غصه؟ من و گریه؟

بلبل «ترز» لال بماند؟ آواز نخواند و تنها پرغم باشد- باورکردنی است؟

مگر دلم می خواست؟!

به خدا قسم! دزدان شادی نگذاشتند

  • در این شعر شاعر از کلماتی مانند بورده (رفته) و لَس لَس ( آرام آرام) که نشلن دهنده حرکت هستند برای خاطرات قدیمی به کار برده است. یعنی خاطرات را دارای حرکت تصور کرده که آرام آرام از ذهن او حرکت میکنند و خارج می شوند. البته در این شعر در مصرع “مِه نفس تازه، مه دل مِشت امید” دل را ظرف درنظر گرفته که امید را هم که مفهوم انتزاعی دارد را دارای حجم تصور کرده درون دل را پر کرده است وشادی دارای حجم و بعد تصور کرده که دزدان ان را دزدیدند.

      1. ماه تی تی

ونه می، ونوشه ی بو

وِنِه چِش، عسل لارو

ونه خنده، تِجِن او

زنده لَس­لَس،

میاره پس

شونه دَریو

شونه ویشه

شونه تا رودخونه ی لو

تا بَوینه آفتاب ره

«ماه تی­تی!

دنیا چه سرده!

وَرف و وائِه

یخ لولِک امه صدائه

ورگِ حرف، سرخیِ زخمه

شالِ حرف، همه، دِروئِه

دربِرو،

آفتاب، تِه چِشه سوئِه»

ماه تی­تی رِه، عاشقی حال،

وَرنِه تا کوه

ورنِه تا دشت

ونِه لوچِه، خنده جِه مشتِ

شونِه،

شونه،

تا بَپرسه، عاشقی،

سبزه،

سیوئه،

یا به رنگ آبیِ دریایِ اوئِه.

māh ti ti

vene mi, v∞nu:še ye bu:

vene češ, ∞sele l∞rve

vene x∞nde,tejene ou:

z∞nde l∞s l∞s

miāre p∞s

šu:ne d∞ru:

šu:ne više

šu:ne tā ru:dxu:neye lu:

tā bāvine āftāb re

māh ti ti!

denyā če s∞rde

v∞rf o vāe

y∞x lu:lek ∞me sedāe

verge h∞rf, serxie z∞xme

šāle h∞rf, h∞me, deru:e

d∞r beru:

āftāb te češe su:e

māh ti ti re, ∞šeqi hāl

v∞rne tā ku:h

vārne tā dāšt

vene lu:če, x∞nde je māšte

šu:ne

šu:ne

tā b∞perse, āšeqi,

s∞bzeh,

siu:e,

yā ber∞nge ābie d∞ryāye u:e

ماه تی تی که مو هایش بوی بنفشه دارد،

چشم هایش به رنگ عسل لار است و

خنده اش مثل آب تجن، جاری است،

به آرامی ابر ها را پس می زند.

به دریا میرود/ به بیشه می رود/ تا لب رودخانه می رود/ تا آفتاب را ببیند

ای شکوفه ماه!

دنیا چقدر سرد است! / برف و باد است/ صدای ما، قندیل یخ است.

حرف گرگ، بوی خون می دهد/ حرف شغال همه دروغ است.

بیا که آفتاب، روشنایی چشم های توست

ماه تی تی را آهنگ عاشقی تا کوه و دشت می برد

در حالی که لبانش پر از خنده است. می رود و می رود تا ببیند عاشقی به چه رنگ است؟ سبز است یا سیاه است؟ یا به رنگ آبی دریاست؟

  • شاعر ماه تی تی را مانند موجودی زنده تصور کرده که دارای مو وچشم است و می خندد. ابر ها را کنار میزند، حرکت میکند و به دریا می رود و به بیشه سر می زند. یا میگوید لب رودخانه می رود تا آفتاب را ببیند. خنده هم دارای حرکت تصور شده که مانند رودخانه تجن جاری است و حرکت می کند. همچنین عشق را دارای آهنگ تصور کرده که دارای حرکت است و ماه تی تی را با خود به کوه و دشت میبرد.

********************

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:06:00 ب.ظ ]




همراه تقاضای روز افزون به این منابع آنها در مرکز توجه جهانی سازمانهای بین المللی جای داده است.

گفتار اول- مفاهیم

ذخایر ژنتیک گیاهی به عنوان گنجینه ای گرانبها در دست بشر و در خدمت نیازهای او می باشد. برخی از این ذخایر بصورت طبیعی و وحشی وجود داشته و برخی با دستکاری انسانی طی هزاران سال شکل گرفته است. اطلاعاتی که انسان در خصوص کاربردها و مصارف گیاهان، نحوه یا مکان و زمان جمع آوری آنها یا روش های کشت و تولید زراعی آنها طی اعصار و قرون در مناطق مختلف جهان کسب کرده نیز گنجینه ای پر ارزش را به وجود آورده است.
مفاهیم و دانش بومی در کشاورزان آنرا دانشی سازگارتر نسبت به محیط و جامعه گرا تراز
دانشهای کلاسیک و نوین معرفی می کند. و آنرا می تواند در خدمت بشر در موضوع غذا و کشاورزی قرار دهد. نگرشی واقع بینانه و بکار گیری مفاهیم ذخایر ژنتیک گیاهی نه تنها تضادی بین دولتها نشان نمی دهد. بلکه تفاهم و توافق کشورها در اجماع جهانی و منطقه ای پدید می آورد. [۲۵]

مبحث اول – منابع ژنتیکی گیاهی

منابع ژنتیک به معنی مواد ژنتیکی است که ازارزش واقعی یا باالقوه برخوردار باشند.و از اهمیت اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی برخوردارند.
در کره زمین این منابع بسیار غنی و وسیع است. متاسفانه بدان اهمیت لازم نمی دهیم حدود ۱۰۰ گونه مختلف هر روزه از بین می روند. در حالی که اغلب برای همیشه ناشناخته باقی می مانند. زیرا دانشمندان نتوانسته اند بیش از یک میلیون و چهار صد هزار گونه را از گیاهی و حیوانی شناسایی نماید. اهمیت این منابع هنگامی که درک می گردد. که به خاطر داشته باشیم تا امروز تنها بخش کوچکی از گونه های گیاهی وجانوری جهت استفاده انسان مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است. [۲۶]
حمایت از ذخایر عظیم ژنتیکی گیاهی در جهان جز با همکاری وکمک های مالی وفنی بین المللی و ایجاد یک چارچوب حقوقی جهانی امکان پذیر نیست. لذا تفاهم و کنوانسیون جهانی در این زمینه از اهمیت خاص برخوردار بوده است. که در سوم نوامبر ۲۰۰۱ در سی یکمین کنفرانس سازمان کشاورزی و خواربار ملل متحد (فائو) در شهر رم ، معاهده بین المللی ذخایر ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی مصوب گردید .

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

بند اول – معنای لغوی

ذخایر ژنتیک گیاهی آن گونه که در زبان فارسی و متون حقوقی مرتبط تبیین شده است. ومرکب از سه واژه (ذخایر، ژنتیک و گیاه) است. ذخایر واژه ای است به معنای اندوخته و هر چیزی را که برای روز مبادا نگاه دارند. و واژه ژنتیک به معنای ارثی، موروثی، بخشی از زیست شناسی که درباره چگونگی صفات موروثی وعوامل ارثی بحث می کند و واژه گیاهبه معنای هر روستنی که از زمین بروید[۲۷].
منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی به هر گونه ماده ژنتیکی با منشاء گیاهی اطلاق می شود که دارای ارزش باالفعل یا بالقوه برای غذا و کشاورزی داشته باشد .[۲۸]
منابع ژنتیک گیاه منابعی را برای معیشت بشر اعم از تهیه غذا، تهیه دارو و بسیاری از مایحتاج دیگران انسان فراهم می کند .

بند دوم – معنای اصطلاحی

منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی که هر گونه ماده ژنتیکی با منشأ گیاهی اطلاق شده و در «مرکز پیدایش»[۲۹] در ناحیه جغرافیایی که گونه های گیاهی اعم از اهلی یا وحشی با ویژگی های خاص خود برای اولین بار در آنجا پیدا شده و همچنین مجموعه منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی خارج از رویشگاه برای نگهداری با محوریت مرکز تنوع گیاهی که دارای تنوع ژنتیکی زیادی برای گونه های گیاه زراعی را با رویکرد محیط زیست، تجارت و کشاورزی در منظر نظام حقوق بین المللی قرار گرفته است.
نظام حقوقی بین المللی حمایت از ذخایر ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی اصطلاح حقوقی که مورد تعریف قرار می گیرد.
درباره حقوق بین الملل ده ها تعریف ارائه شده است. اما بطور خلاصه باید بگوییم :
حقوق بین الملل عبارت است از مجموعه قواعد حقوق الزام اور بر روابط بین کشورها و دیگر اعضای جامعه ی بین المللی.[۳۰]
نظام حقوقی بین المللی همانند هر نظام دیگری سکون ندارد. و همواره در حال تغییر و دگرگونی است، دگرگونی شگرفی یافته، زیرا اساساً حقوق بین الملل یک حقوق مبتنی بر تحول است به عبارت دیگر، هر سیستم حقوقی مدام در حال تکامل است. زیرا حقوق باید همواره خود را با واقعیت های موجود تطبیق دهد. این جریان تکاملی سبب شده که حقوق بین الملل نسبت به گذشته اش اختلاف چشمگیری پیدا کند. تا بتواند از عهده ی تنظیم روابط بین الملل برآید. [۳۱]
امروزه دامنه ی موضوعات مورد توجه نظام حقوقی بین المللی بصورت آشکاری از حوزه سنتی فراتر رفته و به موضوعات جدیدی همچون حقوق بشر، اقتصاد، تجارت، محیط زیست و … گسترش یافته است و در نتیجه مباحث گوناگونی را در حوزه ی حقوق بین الملل مطرح ساخته است.
به همین جهت در عصر حاضر، موضوعات مهمی همچون نظام بین الملل حقوق بشر، حقوق بین الملل اقتصادی و حقوق بین الملل محیط زیست با مباحث و موضوعات همانندمنابع طبیعی ازقبیل ذخایر ژنتیکی گیاهی برای غذاوکشاورزی که ماده اولیه و ضروری اصلاح گیاهان زراعی از طریق انتخاب کشاورزان، اصلاح کلاسیک نباتات یا فناوری زیستی نوین که نیازهای آتی بشر است را مورد توجه در سطح ملی و بین المللی در چارچوب حقوقی بین المللی قرار گرفته است. [۳۲]

عکس مرتبط با محیط زیست

گفتار دوم – مبانی

حق بهره مندی از غذا سالم و کافی که مورد نیاز بشر و از حقوق مسلم اوست. در
سالهای اخیر بعنوان حق بنیادین برای تداوم جوامع بشری چالش های و جنجال های فراوانی را در حوزه علوم کشاورزی، محیط زیست، تجارت و حقوق برانگیخته است .[۳۳]
بعد از آب، غذا مهمترین نیاز اولیه زندگی و ادامه حیات می باشد. این حق در اسناد مختلف حقوق بشری مورد تاکید قرار گرفته است. [۳۴]
این منابع ماده اولیه و ضرورت اصلاح گیاهان زراعی از طریق انتخاب کشاورزان اصلاح کلاسیک نباتات یا فناوری زیستی نوین می باشند. و حفاظت از آنها در سازگاری با تغییرات غیر قابل پیش بینی زیست محیطی و نیازهای آتی بشر ضروری است .در این زمینه نقش کشاورزان در گذشته، حال و آینده در تمام مناطق جهان به ویژه در مراکز پیدایش وتنوع، در زمینه حفاظت، اصلاح و دسترس قراردادن این منابع، تشکیل دهنده اساسی حقوق آنها است. این منابع به دلیل جایگاه، ماهیت، خصوصیات و اهمیت مسائل ویژه مرتبط با آنها نیازمند راهکارهای قانونی
ویژه ای نیز در عرصه مسائل کشاورزی و حفاظت از آنها هستند.
این موارد می توانند شامل دلمشغولیهایی نظیر « فرسایش مداوم» این منابع و تبدیل آن به « نگرانی مشترک بشریت » نیاز به حفاظت، اکتشاف، جمع آوری، شناسایی، ارزیابی و ثبت منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی، امنیت جهانی غذائی در راستای نیل به اهداف اعلامیه رم و برنامه اقدام اجلاس جهانی غذا و برای دستیابی به توسعه پایدار کشاورزی برای نسل حاضر و نسل آینده و در نهایت تقویت فوری کشورهای در حال توسعه وکشورهای با اقتصاد در حال گذر برای به عهده گرفتن این چنین مسئولیت هایی است.
در برنامه اقدام جهانی برای حفاظت و استفاده پایدار از منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی که توسط سازمان کشاورزی وخواروبارملل متحد(فائو) تنظیم گردیده است. چارچوب حقوقی مورد توافق بین المللی برای اینگونه فعالیتها محسوب می گردد.
کنوانسیون حمایت از منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی که براساس ماده (۱۴) اساسنامه سازمان کشاورزی و خوار و بار ملل متحد (فائو) تصویب گردید. و به دنبال هدف دستیابی و شناسایی و تاکید بر حقوق شناخته شده برای حفظ، استفاده، تبادل و فروش بذر و دیگر مواد تکثیر شوند ه تولید شده توسط کشاورزان و مشارکت در اتخاذ تصمیم و تسهیم منصفانه و عادلانه منافع حاصل از بهره برداری از منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی است.
بدنبال تحقق حقوق کشاورزان و نیز ارتقاء حقوق آنها در سطح ملی و بین المللی می باشد. و نمایانگر مسئولیت در قبال نسل های گذشته و آینده برای حفاظت از تنوع جهانی منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی است. مهمترین مبناء در این مولفه عبارتند از « حفاظت و استفاده پایدار از منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی» و «تسهیم منصفانه و عادلانه منافع حاصل از استفاده از آنها»و هماهنگ با کنوانسیون تنوع زیستی (CBD) برای امنیت غذایی و کشاورزی پایدار است .[۳۵] این اهداف که در قسمت اخیر بند دو ماده یک معاهده ذخایر ژنتیکی گیاهی برای غذاوکشاورزی می تواند از طریق ارتباط تنگاتنگ این معاهده، با کنوانسیون تنوع زیستی وسازمان کشاورزی و خوار و بار ملل متحد تأمین گردد.

عکس مرتبط با اقتصاد

گفتار سوم – پیشینه

منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی نقش بنیادین در تداوم و تغذیه جوامع انسانی دارند بر این اساس بهبود کیفیت، تداوم تولید، و آینده کشاورزی ارتباط مستقیم با همکاری
بین المللی و جریان آزاد تبادل منابع ژنتیکی و گیاهان زراعی در حوزه حقوق بین الملل کشاورزی دارد.
مسائل و مشکلات در نحوه حفاظت و بهره برداری از منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا کشاورزی باعث شد. که ضرورت تدوین مقررات حفاظت از اینگونه ذخایر در سطح بین المللی، بیش از پیش احساس شود. ازاین زمان به بعد بود که نحوه نگرش و برخورد با مسألهمنابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی از ابعاد حاکمیت ملی عوض شد. و تحت فشار افکار عمومی کم کم جنبه بین المللی به خود گرفت. ومنابع ژنتیکی گیاهی به عنوان یک موضوع مهم مطرح گردید .و در سطح داخلی، متون قانونی برای حفاظت از آن تدوین گردید. سازمان های بین المللی نیز به نوبه خود در مقابل مسائل مطروحه جدید علی الخصوص موضوع اصلاح ژنتیکی و تولید گیاهان ترا ریخته (توارثی) عکس العمل مناسب در سازمان کشاورزی وخواروبار ملل متحد نشان دادند. و معاهده بین المللی ذخایر ژنتیکی گیاهی برای غذاوکشاورزی فصل جدیدی آغاز شد. در ادامه تحولات در حقوق داخلی و بین المللی به موازات یکدیگر صورت گرفت .[۳۶] از سوی دیگر، چالش حفاظت از ذخایر ژنتیکی گیاهی برای غذاوکشاورزی بویژه بین دولتهای توسعه یافته و کشورهای که «رویشگاه اصلی»[۳۷] این منابع می باشند.که در سطح جهانی منتج به تصویب این معاهده شده است.
شاید در بعضی از متون معاهدات و موافقت نامه های بین المللی مطالبی در قالب با حفاظت و بهره برداری از منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی مورد توجه قرار گرفته باشد. اما جامعترین توجه در خصوص ذخایر ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی، مصوب سوم نوامبر ۲۰۰۱، در سی یکمین کنفرانس سازمان کشاورزی و خوار و بار ملل متحد در شهر رم بوده است.
معاهده بین المللی منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی (PGRFA) ، پس از لازم الاجراء شدن در ۲۹ ژوئن ۲۰۰۴ در تاریخ ۵/۴/۱۳۸۴ توسط مجلس شورای اسلامی با اصلاحاتی تصویب وبه تایید شورای نگهبان رسید.
این معاهده[۳۸]نمایانگر تلاش و دلمشغولی جامعه جهانی در خصوص حفاظت، اکتشاف، جمع آوری، شناسایی، ارزیابی و ثبت منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی در نیل به اهداف اعلامیه رم در مورد امنیت جهانی غذایی و برنامه اقدام اجلاس جهانی غذا و برای دستیابی به توسعه پایدار کشاورزی می باشد.

فصل دوم:

 

تعهدات کنوانسیون منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی

در خصوص ضرورت حفاظت از منابع ژنتیکی گیاهی و تنوع بیولوژیکی جهان در سطح
بین المللی اتفاق نظر کلی وجود دارد. و این اجماع که حاصل فعالیتها و نفوذ جامعه علمی و بعضی سازمانهای جهانی می باشد. و در ادامه با تصویب برخی اصول کلی و انعقاد چندین کنوانسیون بین المللی تا حدودی جنبه حقوقی نیز یافته است.
ابتدا بایدازاصول مندرج درکنفرانس ۱۹۷۲ استکهلم نام برد. این اصول در ((منشورجهانی طبیعت))[۳۹] (WCN) [۴۰] مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد تکرار و توسعه یافته اند.
اصل دوم این منشور خلاصه ای جامع است :(( قابلیت حیات ژنتیکی زمین قابل مسامحه نیست. جمعیت هر یک از گونه های وحشی یا اهلی، حداقل در سطح لازم برای ادامه حیات آن، حفظ و زیستگاههای لازم بدین منظور حراست خواهد شد)). [۴۱]
البته مشخص است که این اسناد تعهدات الزام آور ایجاد نمی نمایند. بلکه اعلام می دارند که اراده لازم برای هر گونه برنامه ریزی جهت دست زدن به اقدامات بین المللی برای تحقق اهداف مذکور وجود دارد.
کنوانسیون های بین المللی که تعداد آنها بسیار زیاد و معمولاً منطقه ای هستند. تکالیفی را در زمینه حفاظت و حمایت از منابع ژنتیکی گیاهی برای غذاوکشاورزی ایجاد می کنند. که در نتیجه حقوق حاکمه دولتها نسبت به این منابع و در کل منابع طبیعی خود محدود می شود. این امر که این محدودیتها به گونهای اختیاری و داوطلبانه وبدون عوض و به نام منافع عمومی پذیرفته شده اند. حاکی از اجماع موجود است. این توافقهای منطقه ای و بین المللی بیانگر این است. که ضرورت حمایت و حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی، ژنتیکی و بیولوژیکی بر اختلافات سیاسی فائق آمده است.[۴۲]
تعهدات مورد اشاره در کنوانسیون منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی را می توان به چهار دسته تقسیم نمود.
الف – تعهدات مربوط به استفاده پایدار از منابع ژنتیکی گیاهی.
ب –تعهدات مربوط به حفاظت، اکتشاف، جمع آوری، شناسایی، ارزیابی و مستند سازی منابع ژنتیکی گیاهی برای غذا و کشاورزی،
ج-تعهدات مربوط به کمک های فنی،

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1399-12-19] [ 01:20:00 ب.ظ ]




۳ـ در کیفیت آگاهی از علوم (با تساوی در کمیت)
۴ـ در درجات معرفت و تقرب به حق تعالی (با توجه به نامحدود بودن کمال الهی و ناتوانی بشر از رسیدن به حد نهایی آن)
۵ـ در طرق و اسباب دریافت علوم و… .
با توجه به پاسخهایی که به دلایل معارض با آگاهی اهل بیت‰ از «ما کان و ما یکون» ارائه شد، برمیآید که این دلایل هرگز نمیتواند، توجیهگر نفی علم اهل بیت‰ به «ما کان و ما یکون» باشد، در عین حال در خلال بحث اشاره شد که آگاهی آنان از «ما کان و ما یکون» مصداق علم کامل و حقیقی اهل بیت‰ نیست بلکه به تعبیر خود اهل بیت‰، علم کامل و حقیقی علمی است که به صورت مستمر، از طریق وحی و الهام به آنان ارائه میشود.
از مجموع آنچه در این فصل و در خلال بخشهای مختلف آن ارائه شد، میتوان به این نتیجه رسید که مفاد و روایاتی که به طور قطع بتوان آن را مصداق غلو در حق اهل بیت‰ دانست در میان روایات مربوط به علم اهل بیت‰ در کتاب بصائر الدرجات وجود ندارد (و یا حداقل نگارنده به وجود چنین روایتی دست نیافته است) و البته این مطلب به معنای صحیح دانستن همۀ روایات علم اهل بیت‰ در این کتاب نیست، همچنان که در برخی موضوعات روایات متعارض در کنار هم قرار گرفته بود و یا بررسی اسناد روایات، روشن نمود که برخی از آنها دچار ضعف در سند هستند. نکته اتکای ما در این نتیجهگیری، تفکیک مباحث به دو حوزه ثبوتی و اثباتی و استخراج ملاکهای غلو از قرآن و روایات و توجه به ملاکهای عقلی بود و همچنان که قبلاً نیز اشاره شد، اگر در مقام ثبوت منعی برای اتصاف اهل بیت به خصوصیت نسبت داده شده، وجود نداشته باشد، روایت و خصوصیت مطرح شده از دائره غلو خارج می شود؛ چرا که مسأله اساسی در غلوّ، خروج از حد و اندازه است و در مورد اهل بیت‰ با توجه به ملاک های قرآنی، حدیثی و عقلی حدود و مرزها مطرح و تعریف شد. بنابراین اگر در مقام اثبات هم نتوانیم خصوصیت نسبت داده شده به اهل بیت را ـ که داخل در معیارهای غلو نیست ـ با دلایل معتبر به اثبات برسانیم، باز نمی توانیم آن را مصداق غلو قرار دهیم، به تعبیر دیگر، رابطه بین غلو و جعل و کذب عموم و خصوص مطلق است، یعنی هر آنچه که در مورد اهل بیت غلوآمیز باشد، کذب و مجعول نیز خواهد بود، اما همه کذب ها و جعلیات، مصداق غلو نیست، بلکه مواردی مصداق غلو است که از حدود غلو فراتر رفته باشد و با معیارهای غلو، همخوانی و مطابقت داشته باشد. در روایات مطرح در بصائر دیدیم که مفاد آنها علاوه بر آنکه ثبوتاً از دائره غلو خارج هستند، اثباتاً نیز با دلایل و شواهد معتبر قابل اثبات می باشند.
نتایج
۱ـ شخصیت و موقعیت علمی نویسنده کتاب بصائر الدرجات و بررسی اقوال دانشمندان رجال در مورد او، نشان میدهد که به هیچ وجه نمیتوان «صفّار» را به داشتن تفکرات غلوآمیز متهم نمود.
۲ـ از بررسی روایات علم اهل بیت‰ در کتاب بصائر الدرجات برمیآید که اهل بیت‰ دارای علوم و آگاهیهای منحصر به فردی هستند، بسیاری از این دانشها ویژه و اعجازآمیز میباشد.
۳ـ این دانشهاه از طرق و روش های اعجازگونهای به ایشان رسیده است.
۴ـ بخش مهمی از دیدگاه کتاب بصائر الدرجات در مورد علم اهل بیت‰ قابل انطباق با دیگر منابع معتبر حدیثی به خصوص کتاب کافی می باشد.
۵ـ غیر از غلو در ذات و صفات الهی، نوع سومی از غلو تحت عنوان «غلو در فضائل» اگرچه فرض آن در عالم ثبوت امکان پذیر است، اما قابل اثبات نیست.
۶ـ در قرآن غلو همزاد و همراه کفر و شرک است و غالیان کسانی هستند که اعتقاد و سخنشان در مورد دیگران به نفی ربوبیت الهی میانجامد و نفی عبودیت و بندگی دیگران را در پی دارد.
۷ـ آیات و روایات زیادی در مورد «غلو» در قرآن و منابع حدیثی وجود دارد که می توان از آنها، ملاک های غلو را استخراج کرد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.
  1. از برخی داده های عقلی نیز می توان در بررسی غلوآمیز بودن روایات بهره جست.

۹ـ اگر صفات و ویژگیهای اختصاصی الهی، از سوی خداوند به افراد خاصی اعطاء شده باشد، انتساب غیر مستقل و غیرذاتی آن صفات به آنها مستلزم غلو نخواهد بود.
۱۰ـ از بررسی روایات علم اهل بیت‰ از کتاب بصائرالدرجات معلوم شد که مفاد و روایاتی که بتوان به طور قطع آنها را داخل در مصادیق غلو قرار داد، در این کتاب وجود ندارد.
پیشنهاد:
آنچه در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفت، روایات مربوط به علم اهل بیت‰ بود که البته بیشترین حجم از کتاب بصائرالدرجات را شامل میشود، شایسته است موضوعات دیگری از این کتاب همچون، روایات مربوط به خلقت و طینت اهل بیت یا روایات مربوط به ولایت اهل بیت‰ و … به صورت مستقل و با دیدگاه بررسی غلوآمیز بودن یا نبودن آنها مورد پژوهش قرار بگیرد.
فهرست منابع

  1. قرآن کریم
  2. نهج البلاغه، تصحیح: صبحی صالح.
  3. آقا بزرگ الطهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، دارالأضواء، بیروت، ۱۴۰۳ هـ .
  4. ابراهیم بن علی بن الحسن العاملی الکفعمی، المصباح فی الادعیه والصلوات الزیارات، تصحیح: الشیخ حسین الأعلمی، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۴ هـ .
  5. ابوالفرج الاصفهانی، الأغانی، شرح: علی مهنا، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۰۷ هـ .
  6. ابوالقاسم موسوی خوئی، معجم رجال الحدیث، منشورات مدینه العلم، قم.
  7. احمد بن علی النجاشی، رجال النجاشی، تحقیق: محمد جواد نائینی، دارالاضواء بیروت، ۱۴۰۸ هـ .
  8. احمد بن فارس بن زکریا (ابن فارس)، ترتیب مقاییس اللغه، ترتیب و تنقیح: علی العسکری ـ حیدر مسجدی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ۱۳۸۷ ش.
  9. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، تحقیق: مهدی الرجائی، المجمع العالمی لأهل البیت‰، قم ۱۴۱۳ هـ .
  10. احمد بن محمد الاشعری القمی، النوادر، تحقیق: مدرسه الامام المهدی (عج)، قم، ۱۴۰۸ هـ .
  11. احمد بن علی بن أبی طالب الطبرسی، الاحتجاج، تحقیق: ابراهیم البهادری، محمد هادی به، انتشارات اسوه، قم، ۱۴۱۳ هـ .
  12. احمد بن الحسین ابن الغضائری، رجال ابن غضائری، تحقیق: السید محمد رضا الجلالی، دارالحدیث، قم، ۱۴۲۲ هـ .
  13. احمد بن عبد الله الطبری، ذخائر العقبی فی معرفه ذوی القربی، تحقیق: اکرم البوشی، مکتبه الصحابه، جده، ۱۴۱۵ هـ .
  14. احمد بن محمد بن حنبل الشیبانی، مسند احمد، تحقیق: عبد الله محمد الدرویش، دارالفکر، بیروت، الطبعه الثانیه، ۱۴۱۴ هـ .
  15. احمد بن شعیب النسائی، سنن النسائی، دارالمعرفه، بیروت، ۱۴۱۴ هـ .
  16. اسماعیل بن حماد الجوهری، الصحاح تاج اللغه وصحاح العربیه، تحقیق: احمد عبدالغفور العطار، دارالعلم للملایین، بیروت، ۱۴۰۷ هـ .
  17. اندروجی، نیومن، دوره شکلگیری تشیع دوازده امامی، ترجمه و نقد: مؤسسه شیعه شناسی، انتشارات شیعه شناسی، قم، ۱۳۸۶ ش.
  18. تقی واردی، «مصحف فاطمهƒ»، پاسدار اسلام، شمارۀ ۲۸۴، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۸۴ ش.
  19. التفسیر المنسوب الی الامام العسکری†، مدرسه الإمام الهادی†، قم، ۱۴۰۹ هـ .
  20. جعفر سبحانی، منشور جاوید، دارالقرآن الکریم، قم، ۱۳۶۹ ش.
  21. حسن بن علی بن داود حلی (ابن داود)، الرجال، منشورات الرضی، قم.
  22. حسن بن یوسف بن علی المطهر الحلّی، خلاصه الأقوال، تحقیق: محمد صادق بحرالعلوم، مکتبه رضوی، قم، ۱۴۰۲ هـ .
  23. حسن اللواسانی، نورالافهام (شرح مصباح الظلام فی علم الکلام)، مکتبه البوذر جمهری، تهران، ۱۳۷۳ هـ .
  24. حسن بن سلیمان الحلّی، مختصر بصائرالدرجات، انتشارات الرسول المصطفی، قم.
  25. حسن بن علی الحرانی (ابن شعبه)، تحف العقول عن آل الرسولˆ، تحقیق: علی اکبر غفاری، مؤسسه نشر اسلامی، ق، ۱۴۰۴ هـ .
  26. حسن عرفان، «زبان آگاهی پیامبر… و امامان‰»، مجله علوم حدیث، شماره ۵ و ۶، دار الحدیث، قم، ۱۳۷۶ ش.
  27. حسین بن محمد الراغب الاصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داوودی، دارالقلم، دمشق، ۱۴۱۲ هـ .
  28. حسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرایند تکامل، ترجمه: هاشم ایزد پناه، انتشارات کویر، تهران، ۱۳۸۶ ش.
  29. خلیل بن احمد الفراهیدی، کتاب العین، تحقیق: مهدی المخزوحی، مؤسسه دارالهجره، ۱۴۰۹ هـ .
  30. خلیل رزق، عمل الأئمه المعصومین مقاربه فلسفیه کلامیه، دارالهادی، بیروت، ۱۴۲۷ هـ .
  31. رضا استادی، سرگذشت کتاب شهید جاوید، نشر قدس، قم، ۱۳۸۲ ش.
  32. سعید بن عبد الله الراوندی (قطب الدین الراوندی)، الخرائج والجرائح، تحقیق و نشر: مؤسسه الامام المهدی (عج)، قم، ۱۴۰۹ هـ .
  33. سعد متعب المنصوری، الغلو والموقف الاسلامی، المجمع العالمی لأهل البیت‰، دارالاسراء، ۱۴۲۷ هـ .
  34. سلیمان بن أشعث السجستانی (أبو داود)، سنن أبی داود، تحقیق: محمّد محی الدین عبدالحمید، دار احیاء السنّه النبویّه، بیروت.
  35. سلیمان بن احمد اللخمی الطبرانی، المعجم الکبیر، تحقیق: حمدی عبدالحمید السلفی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۴ هـ .
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:19:00 ب.ظ ]




، جمع آوری اطلاعات و نتیجه گیری می باشد. جزئیات این رویه های خاص تا حدود زیادی با روش تحقیق تعیین می شوند. هر یک از این روش ها برای پاسخگویی به یک نوع مسأله متفاوت هستند. دانستن روش های گوناگون و رویه های ذیربط برای محقق و استفاده کنندگان تحقیق اهمیت دارد (خاکی، ۱۳۸۲، ص ۲۰۸).
دستیابی به هدف های تحقیق میسر نخواهد بود مگر زمانی که جستجوی شناخت با روش شناسیِ[۴۰۵] درست صورت پذیرد. روش شناسی به مجموعه ای به هم پیوسته از قواعد، اصول، و شیوه های معمول در یک رشته از دانش اطلاق می شود(همان منبع،ص۱۹۳).
در فصل سوم که روش (متدولوژی) اجرای پژوهش نامیده می شود، باید جریان چگونگی انجام تحقیق تشریح شود. روش باید طوری تشریح شود که حاوی کلیه جزئیات کار باشد تا اگر فردی مایل باشد تحقیق را مجدداً به مورد اجرا گذارد، به خوبی موفق شود. برای سهولت می توان روش مورد استفاده در پژوهش را به بخشهای کوچکتری تقسیم کرد، مثل چگونگی نمونه گیری و گزینش آزمودنیها، شیوه جمع آوری اطلاعات، وسایل مورد استفاده در پژوهش. روش تحقیق در واقع دستورالعمل اجرای تحقیق می باشد (داعی، ۱۳۶۶، ص ۶۴ ).از این رهگذر در فصل جاری به تشریح مسائلی چون روش انجام تحقیق، تعریف جامعه آماری تحقیق، نحوه تعیین گروه نمونه آماری، نحوه تهیه ابزار اندازه گیری پژوهش و شواهد مربوط به روایی و اعتبار ابزار طرح پژوهش و روش های آماری تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته می شود.
روش انجام تحقیق
با توجه به اینکه تحقیق حاضر در صدد شناسایی عوامل آسیب زا در برنامه آموزش مهارتهای زندگی دوره متوسطه نظری و اولویت بندی اهمیت عناصر تشکیل دهنده این برنامه از منظر متخصصان تعلیم و تربیت، معلمان و دانش آموزان شهر تهران و ارائه راهکارهایی برای بهبود وضعیت آن می باشد، روش تحقیق از نوع توصیفی[۴۰۶]– پیمایشی[۴۰۷] (زمینه یابی) می باشد. تحقیق توصیفی (غیرآزمایشی) شامل مجموعه روش هایی است که هدف آن ها توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. (سرمد؛ بازرگان و حجازی، ۱۳۸۵، ص ۸۱).
این نوع تحقیق در حقیقت آنچه را که هست توصیف می کند و شامل توصیف، ثبت، و تجزیه و تحلیل شرایط موجود است. این کار مستلزم گونه ای از مقایسه یا مقابله است و در آن کوشش می شود تا روابط میان متغیرهای دستکاری نشده کشف شود (بست، ۱۳۸۱، ص ۴۴). یک نمونه متعارف تحقیق توصیفی شامل ارزیابی نگرش ها یا عقاید نسبت به افراد، سازمان ها، رویدادها یا رویه ها می گردد (خاکی، ۱۳۸۲، ص ۲۱۰).
زمینه یابی ترجمه واژۀ survey است. این واژه از دو قسمت تشکیل شده است. Sue که از کلمه لاتین super گرفته شده است و به معنای روی، بر فراز، آن طرف، دورتر و برتر است. قسمت دوم Vey است که از لاتین Videre به معنای نگاه و جستجو کردن گرفته شده است. بنابراین survey یعنی نگاه یا جستجو کردن دورتر و فراتر (دلاور، ۱۳۸۴، ص ۱۴۱).
روش تحقیق پیمایشی نوعی از تحقیق توصیفی است که از طریق نظرخواهی به جمع آوری اطلاعات در خصوص کشف روابط بین متغیرها و بررسی واقعیت های موجود می پردازد. به طور کلی این تحقیق سه هدف را دنبال می کند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

  1. توصیف[۴۰۸]:

توصیف چگونگی توزیع نمونه و تعمیم آن به کل جامعه، توصیف اجزاء یا متغیرهای نمونه و مقایسه آنها باهم

  1. تبیین[۴۰۹]:

تفسیر اعمال با بهره گرفتن از کلمات، به شکلی که طرف مقابل آن را درک کند و بپذیرد. تبیین علمی عبارتست از برقراری رابطه ای درونی بین متغیرهای مختلف از طریق استدلال قیاسی و آزمون نتایج نظریه ها.

  1. کشف[۴۱۰]:

استفاده ازروش های زمینه یابی به عنوان یک تدبیر پژوهشی دربررسی یک موضوع خاص(دلاور، ۱۳۸۴، ص۱۴۲).
با توجه به اینکه در پژوهش حاضر محقق در پی آن نیست که به شیوه تحقیقات تجربی به دستکاری عوامل و متغیرها بپردازد، یا برای وقوع رویدادها شرایطی را ایجاد کند و یا روابط علت و معلولی متغیرها را تعیین کند، بنابراین مناسبترین روش انجام این تحقیق با توجه به موضوع و هدف آن، روش توصیفی- پیمایشی می باشد. توصیفی از این جهت که در صدد بررسی واقعیت های موجود و پاسخگویی به سؤالات مربوط به وضعیت فعلی و مطالعه شرایط موجود در رابطه با نیازهای آموزشی است، و پیمایشی از این جهت که در صدد بدست آوردن اطلاعات از طریق نظرخواهی در خصوص نگرش متخصصان تعلیم و تربیت، معلمان، و دانش آموزان شاخه نظری دبیرستان های عادی- دولتی شهر تهران در مورد آسیب های موجود در برنامه درسی مهارتهای زندگی و اولویت بندی اهمیت عناصر تشکیل دهنده این برنامه است.
جامعه آماری تحقیق[۴۱۱]
جامعه آماری عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحدها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند (سرمد، بازرگان و حجازی، ۱۳۸۵، ص ۱۷۷).
جامعه یا گروه کلی به مجموعه ای از عناصر گفته می شود که دارای یک یا چند ویژگی مشترک باشند. عنصر، به شیء یا فردی اطلاق می شود که عمل اندازه گیری در مورد آن انجام می شود. در حقیقت جامعه شامل همۀ عناصری است که موضوع یک پژوهش معین در آن مصداق پیدا می کند و محقق مایل است درباره آن استنباط کرده و یافته های پژوهش را به آن تعمیم دهد و لازمه نمونه گیری دقیق تعریف روشن جامعه موردنظر است (خورشیدی و قریشی، ۱۳۸۱، صص ۱۳۳-۱۳۲).
در پژوهش حاضر سعی بر آن بوده است که از دیدگاه های گروه های دخیل در تصمیم گیری های آموزشی استفاده شود تا نتایج معتبرتری بدست آید. بدین منظور جامعه آماری پژوهش حاضر به صورت زیر تعیین شده است.

  1. متخصصان تعلیم و تربیت:

الف) اساتید و صاحبنظران (اعم از زن و مرد) در زمینه برنامه ریزی درسی و آموزش مهارتهای زندگی
ب) مؤلفان و تهیه کنندگان کتاب مهارتهای زندگی دوره متوسطه در دفتر برنامه ریزی امور فرهنگی و مشاورۀ
معاونت آموزش و پرورش نظری و مهارتی وزارت آموزش و پرورش.

  1. معلمان(اعم از زن و مرد) آموزش متوسطه نظری شهرتهران که به امر تدریس برنامه آموزش مهارتهای زندگی پرداخته اند.
  2. دانش آموزان دختر و پسر شاخه نظری دبیرستان های عادی- دولتی روزانه شهر تهران که واحد درسی مهارتهای زندگی را انتخاب کرده اند.

نمونه آماری تحقیق (تعداد و روش نمونه گیری)
نمونه عبارت است از مجموعه ای از نشانه ها که از یک قسمت، یک گروه یا جامعه ای بزرگتر انتخاب و بطوری که این مجموعه معرف کیفیات و ویژگیهای آن قسمت، گروه یا جامعه بزرگتر باشد (نادری و سیف نراقی، ۱۳۸۳، ص ۱۶۳).
گردآوری داده های مورد نیاز در پژوهش های غیرآزمایشی (توصیفی) که با روش پیمایشی و همبستگی انجام می شود به دو طریق امکان پذیر است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:16:00 ب.ظ ]




۳ـ مناظر و چشم اندازهای ویژه.

بند اول- دین و حمایت از محیط زیست در جهان معاصر

عکس مرتبط با محیط زیست

با نگاهی گذرا به تاریخ ادیان، احترام فراوان و حتی گاهی سرسپردگی و پرستش مظاهر طبیعت در ادوار مختلف، به روشنی مشاهده می شود. از حدود سی سال پیش با اوج گیری معضلات و مباحث زیست محیطی و احساس نیاز به تقویت عوامل فرهنگی به عنوان ابزاری کارآمد، بحث های مربوط به دین و محیط زیست در محافل علمی و تخصصی مورد توجه قرار گرفت و در کنار اقدامات و حمایت های حقوقی مطرح گردید.در این خصوص کنفرانس های متعددی جهت حل بحران های زیست محیطی با مشارکت و تقویت فرهنگی دینی برگزار گردیده است. از جمله این تلاش ها می توان به کنفرانس بین المللی مسکو(۱۹۹۰ م) با موضوع حل بحران های زیست محیطی از طریق پیوند علم و دین[۲۰۵]و همچنین کنفرانس های دانشگاه هاروارد بین سال های (۱۹۹۶ تا۱۹۹۸) و سه کنفرانس آکادامی هنرها وعلوم کمبریج، سازمان ملل و موزه تاریخ طبیعی در نیویورک که به جمع بندی نتایج ده کنفرانس هاروارد می پردازد، اشاره نمود. در تهران نیز کنفرانس بین المللی با عنوان «دین و دنیای معاصر» برگزار گردید و علمای ادیان مختلف به طرح پاره ای از دیدگاه های مربوط به محیط زیست و اخلاق زیست محیطی پرداختند و نقش ادیان در رابطه با این موضوع را مورد بررسی قرار دادند[۲۰۶] . در کشور ما علاوه بر صبغه فرهنگی، آموزه های دینی، پایه و اساس حقوق را تشکیل می دهد و موازین اسلامی زیربنا و مبنای نظام حقوقی می باشد و به موجب اصل چهارم قانون اساسی، کلیه ی قوانین و مقررات باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است از این رو نگرش نسبت به محیط زیست از منظر آیات قرآن و آموزه های اسلام به عنوان مبنای حقوقی و فرهنگی حائز اهمیت خواهد بود.

بند دوم-فقه شیعه و تحول در مبانی مسئولیت مدنی زیست محیطی

 

الف- اهمیت محیط زیست در فقه وحقوق امامیه

در آموزه های اسلامی به طور عام و در نزد امامیه به طور خاص، عناصر طبیعت اعم از آب، هوا، خاک، درختان، گیاهان و جانوارن جایگاه و ارزشی ویژه دارند که بیشتر ناشی از وحدت عناصر جهان و ریشه در جهان بینی توحیدی دارد. [۲۰۷]. طبیعت و محیط زیست در عین حال که در اختیار انسان به عنوان خلیفه الهی قرار دارد، به عنوان نشانه ای از قدرت و عظمت الهی توصیف شده است که این «خلیفه» را آن گونه که شایسته اوست متعهد به حفظ و حراست از آن نیز می کند (Dalil Boubkeur, 2001: 3-8). در واقع محیط زیست در اسلام «امانتی» است که به انسان سپرده شده است تا از آن به نحو مناسب بهره جوید (Naser, 1968: 96). در نزد امامیه مسئولیت انسان نسبت به محیط زیست را می توان فوق و فعل معصومین و فقیهان متقدم و متأخر مشاهده نمود.. در نظر برخی از فقیهان شیعه عناصر محیط زیست اعم از آبهای عمومی، هوا، خاک، نور آفتاب از مشترکات هستند و آلوده کردن آن ممنوع است. شماری دیگر از فقیهان هوا و فضا را از مباحات بر شمرده اند ولی هر دو گروه آلوده کردن و استفاده نابجا از آنها را روا نمی دانند (همان). از جمله اصول و قواعدی که در آراء فقهای شیعه در خصوص محیط زیست می توان دید می توان به «نهی فساد در زمین»، «لزوم حفظ نسل»، «قاعده لا ضرر»، «احترام به اموال»، «لزوم رعایت بهداشت فردی» اشاره کرد .[۲۰۸]

ب- اهمیت محیط زیست در فقه امامیه

نظام حقوقی مسئولیت مدنی زیست محیطی بدون توجه به ویژگی های خاص این خسارات وهمچنین اهمیت این حوزه ازمبانی ضعیف تبعیت می کند.اهمیت محیط زیست درفقه امامیه ابتدا به ضرورت تحول درمبانی نظری حفاظت حقوقی ازمحیط زیست پرداخته وسپس ضمن ارائه نظریات روز حقوقی ،به دنبال بازشناسی وارائه نظزیه فقه امامیه وحقوقدانان وتحلیل دکترین مطلوب جهت ازحمایت زیست خواهیم بود.فرض اساسی براین مبنا استواراست که میتوان با واکاوی آموزه های فقهی وحقوقی به نظریه احترام اول دست یافت .
پ- اهمیت محیط زیست در احادیث و روایات
حضرت امام علی (ع) به گونه ای تکان دهنده یادآور مسئولیت انسان در برابر آنچه که پیرامونش می گذرد، می باشد که: «از خدا بترسید درباره بندگان و شهرهای او زیرا که در قیامت مورد سوال واقع می شوید از همه چیز حتی در مورد اماکن و حیوانات».
روایت فوق به روشنی این مطلب را می رساند که انسان ها حتی در خصوص اماکن و موجودات زنده مسئول هستند. شکار تفریحی در روایات و فتاوای فقیهان شیعه نیز فعلی حرام که موجب تمام بودن نماز شکارچی می شود، اعلام شده است. زراره از امام صادق (ع) در مورد شکسته یا تمام بودن نماز صیادی که برای تفریح به شکار می رود، پرسید. امام صادق (ع) فرمود که نماز وی شکسته نیست: «انما خرج فی لهو لا یقصر» و دلیل شکسته نبودن آن به این خاطر است که برای لهو (تفریح) به شکار می رود و نمازش تمام است [۲۰۹]. بنابراین، شکار تنها برای رفع نیاز و ارتزاق صیاد مجاز اعلام شده و در صورتی که صیادی با طی مسافتی لازم بخواهد نماز خود را شکسته بجا آورد و این شکار بخاطر تفریح باشد، بدلیل اینکه مرتکب فعل حرام شده نماز را باید تمام بجا آورد و نه شکسته (بخاطر سفر معصیت). از امام صادق (ع) نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) مردم را از شلاق زدن به صورت چارپایان و کشتن زنبور عسل نهی می کردنداسلام به عنوان دینی جهان شمول وجامع نگر؛ مدعی است که پاسخگوی نیازهای متغیرانسان درهرعصری است وبرای کلیه روابط وشئون او،دارای قوانین ومقرارتی است.البته این بدان معنانیست که برای هرموضوع باعنوان خاص ومتداول امروزی آن،حکم خاصی رامقررداشته باشد؛بلکه کلیات، اصول وقواعدی دراسلام وجوددارد،که می توان حکم هرموضوع راازآن به دست آورد.یکی ازهمین موضوعات محیط زیست است.محیط زیست بامفهوم رایج ومتداول آن درعصر حاضر،بحثی کاملانوع وتازه است که نه دراسلام ونه درهیچ مکتب دیگری سابقه نداشته است؛اما می توان قواعد ومقرارت مورد نیاز آن رااز متون دینی استخراج کرد؛به طور که می توان یک مکتب زیست محیطی جامع را ارائه کرد[۲۱۰].
امام صادقق علیه السلام نیز برجامعیت اسلام تاکید کرده است ومی فرمایند:
خداونددرقرآن هرچیزی رابیان کرده است.به خداسوگند،چیزی راکه موردنیازمردم بوده،رهانکرده است،تاکسی نگوید اگر فلان مطلب درست بود،درقرآن نازل می شد.آگاه باشید همه نیازهای بشر راخداوند درآن نازل کرده است[۲۱۱].
ج- احادیث وروایات مربوط به محیط زیست
خداوند درقرآن کریم می فرمایند:«مافرطنا الکتاب من شیء»یعنی مادراین کتاب ازبیان هیچ چیز فروگذار نکردیم. درجای دیگرخطاب به پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله می فرمایند:«ونزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء»یعنی :کتابی به سوی توفرستادیم که بیان کامل هرچیزی درآن هست.
این دسته از آیات بیان می کنندکه خداوند طبیعت ومحیط زیست رابرای انسان آفریده وانسان حق تصرف واستفاده ازآن رادارد واین حق برای همه انسانها درهمه زمانها وجوددارد[۲۱۲].
«هوالذی خلق لکم مافی الارض جمیعا»[۲۱۳].یعنی: واوستآن(آفریننده ای)که همه آنچه درزمین است برای شماآفرید. این آیه بهره برداری ازمنابع ومنافع زمین رامتعلق به همه انسانها،درهمه زمانهامی داند؛که بایدبه طوراصولی وصحیح؛درجهت رفع نیازهاورعایت حقوق دیگرانسانهادرهمه دوره ها صورت پذیرد.
درآیه دیگرخداوندمی فرمایند: «ولقدمکناکمفی الارض وجعلنالکم فیهامعایش»[۲۱۴].یعنی: شما راازامکانات زمین بهره مندساختیم ووسایل معشیت شمارادرآن فرا هم کردیم.
این آیه نیز،بیان کننده توانایی وامتیازی است که انسان روی زمین دارد،تاجایی که درآن وسایل زندگی اوفراهم شده است.روشن است که داشتن محیطی زیستی سالم؛جزئاولین حقوق انسان برای زندگی درروی زمین است.برهمین اساس،خداوندنیز،پهنه طبیعت رازیستگاه انسانی قرار داده است.
درآیه۱۰سوره الرحمن آمده است: «والارض وضعهاللانام»یعنی: و(خداوند)زمین رابرای همگان قرارداد.
برمبنای این آیه کریمه،زمین ومحیط زیست آن،حق همگانی است وهمه حق دارند ازآن بهره مندشوند.بنابراین،استفاده ازاین حق،باید به گونه ای باشد که امکان استفاده وبهره برداری ازآن،برای نسل حاضر ونسلهای آینده حفظ شود.
بندسوم- مبانی نظری مسئولیت مدنی زیست محیطی در حقوق کنونی
در میان آثار و آراء گوناگون، مبانی مسئولیت مدنی زیست محیطی موضوع نظریات متعدد قرار گرفته است که هر کدام مبتنی بر فلسفه خاص و ویژه خود است. این نظریات بویژه در حقوق داخلی مبتنی بر سه دیدگاه سنتی، جدید و بینابینی است که شامل نظریه مبتنی بر خطر، نظریه مبتنی بر تقصیر و نظریه های مختلط می شود.
الف- نظریه تقصیر (Theorie de la responsabilite du faut)
این نظریه سنتی ترین نظریه در مسئولیت مدنی زیست محیطی است. بر این اساس، خسارات زیست محیطی قابل مطالبه نیستند، مگر اینکه بتوان تقصیر عامل ورود خسارات را اثبات کرد. بنابراین، زیان دیده اگر بتواند ثابت کند که عامل زیان در وارد آمدن خسارت تقصیر داشته مسئول خواهد بود. [۲۱۵]این نظریه که تقریباً رویکرد شایع در رژیم مسئولیت مدنی حقوقی ایران و اکثر نظام های حقوقی نظیر فرانسه است، با مبانی و فلسفه حقوق محیط زیست فاصله ها دارد. مطابق مواد ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ قانون مدنی فرانسه مطالبه خسارت و مسئول شناختن عامل زیان منوط به اثبات تقصیر عامل زیان است (Prieur, 2004: 921). هر چند نظریه تقصیر در برقراری رابطه سببیت و اسناد عرفی زیان به فاعل نقش بازی می کند ولی نمی تواند مبنایی جامع باشد (Uliescu, 1993: 382). در واقع پذیرش این نظریه امکان جبران بسیاری از خسارات زیست محیطی را دشوار می کند چرا که اثبات تقصیر در خسارات زیست محیطی بر خلاف سایر حوزه ها مشکل است. این امر بیشتر ناشی از ماهیت خسارت زیست محیطی، تکثر آلوده کنندگان یا «آلوده کنندگان متعدد» (Multiple polluters) ، انگیزه پایین قربانیان خسارات زیست محیطی و مشکلات مربوط به اثبات رابطه سببیت است[۲۱۶].
ب – نظریه خطر (Theorie de la responsabilite pour risqué)
این نظریه بوسیله دو حقوقدان به نام های ژسران (Josserond) و سالی (Saleiles) مطرح و توسعه یافت. نظریه خطر یا «نظریه مبتنی بر عدم تقصیر» (Theorie de la responsabilite sans faut) حکایت از این دارد که هر کس به فعالیتی بپردازد (و از آن نفعی ببرد) محیطی خطرناک را برای دیگران بوجود می آورد و کسی که از این محیط منتفع می شود باید زیان های آن را جبران کند[۲۱۷]. بنابراین در خصوص مسئولیت های مدنی زیست محیطی، بر مبنای نظریه خطر، نیازی به اثبات تقصیر آلوده کننده نیست بلکه همین که شخصی اقدام به فعالیتی کرد که به آلودگی و تخریب محیط زیست منجر شود، باید از عهده خسارات وارده بر آید. اعم از اینکه در واقع تقصیر داشته یا نداشته باشد. این نظریه به نوبه خود به «نظریه خطر نفع» (Theorie de Risque Profit) و «نظریه خطر فعالیت» (Theorie Risque d’activite) تقسیم بندی می شود. امروزه این نظریه، نظریه ای مناسب برای جبران خسارات زیست محیطی است و می تواند نقشی بسیار مهم در تقویت حمایت از محیط زیست داشته باشد. در واقع آلوده کننده محیط زیست بر اساس این نظریه «مسئولیت عینی» (Responsabilite Objective) در برابر خسارات زیست محیطی پیدا می کند. این نظریه علی رغم اینکه مناسب برای حمایت از محیط زیست می کند از جنبه های متعدد اقتصادی (ریسک فعالیت) و اجتماعی (کاهش انگیزه افراد در اجتماع) نقد شده است. به ویژه از لحاظ محدود کردن فعالیت های اقتصادی و صنعتی و فعالیت های پرخطر مورد انتقاد واقع شده است. علاوه بر این در بخشی از موارد، اعمال این نظریه خلاف نصفت قضایی نیز جلوه می کند.
ج- نظریه مختلط (Les Theorie Mixite)
نظریه تقصیر و خطر دو نظر شایع با مبانی و استدلالات خاص خود هستند. لیکن باید به نظریات واسطی اشاره شود که در جهت تعدیل و تعامل منافع و مضار دو نظر قبلی ارائه شده است. در این نظریات نیز بعضاً یکی از دیدگاه های خطر و خطا، تقویت شده است.
ح- نظریه فرض تقصیر
این نظریه در واقع تعدیل دو نظریه تقصیر و خطر است. به این معنا که نه سختی بار اثبات نظریه تقصیر را دارد و نه سهلی نظریه خطر را. در این نظریه مبنای تقصیر با تعدیلی بنیادین پذیرفته شده است. بدین صورت که فرض بر این است که عامل ورود خسارت زیست محیطی مقصر است. لیکن باید با ارائه ادله ای خود را از زیر بار این مسئولیت برهاند[۲۱۸]. در واقع منطقِ درونیِ نظریه فرض تقصیر، حکایت از جابجایی مدعی و منکر دارد. یعنی در مقام اثبات تقصیر این زیان دیده از آلودگی یا مدعی نیست که باید تقصیر عامل را اثبات کند بلکه این عامل ورود زیان است که باید عدم تقصیر خود را اثبات و خود را از زیر بار مسئولیت برهاند. بر این اساس در این نظریه فرض می شود که آسیب زننده به محیط زیست مقصر است مگر این که با ارائه دلیل ثابت کند که در اینجا خسارت نقشی نداشته است. در این نظریه حمایت از محیط زیست اصل قرار گرفته است.
د- نظریه کار نامتعارف
بر اساس این نظریه، فعلی سبب ایجاد مسئولیت برای جبران خسارات زیست محیطی می شود که نامتعارف و غیر عادی باشد. لذا اگر اقدامی متعارف و یا به اصطلاح فقهی «مباح» انجام گیرد و در اثر این اقدام خساراتی به محیط زیست وارد آید؛ شخص تنها در صورت اثبات تقصیر محکوم به جبران غرامت می شود. این نظریه مورد انتقادات بسیار قرار گرفته است. از جمله اینکه منظور از کار نامتعارف چیست و چه معیاری دارد؟ اگر منظور بی مبالاتی است در واقع این نظریه چیزی جز تکرار نظریه تقصیر نخواهد بود. در حقوق بنی الملل این نظریه قرابت بسیار با «نظریه خطا» دارد که بر اساس آن مسئولیت در برابر انجام اعمالی تحقق می پذیرد که در حقوق بین الملل منع شده (Prohibited act) است. اعمالی که می توان مصادیق آنها را در مسئولیت بین المللی زیست محیطی تحت عنوان رایج «اعمال خطائی» (Wrongful acts) و نظریه اعمال منع نشده (مباح) در حقوق بین الملل (Acts not prohibited under international law) یافت.
ذ- نظریه خطر در برابر انتفاع
این نظریه مبنایی اقتصادی را برای توجیه مسئولیت بر می گزیند. به عبارت دیگر در این نظریه مسئولیت شخص در برابر سودجویی و انتفاع وی قرار می گیرد. لذا هر کس سود اقدامی را می برد باید زیان آن را نیز تحمل کند (من له الغنم فعلیه الغرم). علی رغم انتقاداتی که بر این نظریه در سایر مسئولیت های مدنی از لحاظ توزیع دامنه خسارات میان عامل زیان و زیاندیده و همچنین بیطرفی آن نسبت به مسئولیت های بدون تقصیر وارد شده است، در حیطه خسارات زیست محیطی و در پیوند با «اقتصاد محیط زیست» می تواند نقشی مطلوب ایفا کند. چرا که غالب فعالیت های منجر به تخریب محیط زیست در اثر فعالیت های انتفاعی حادث می شود.
ر – نظریه مسئولیت در برابر اشیای خطرناک و تضمین حق
این نظریه در جایی به کار گرفته می شود که از اشیای خطرناک مثل اتومبیل استفاده می شود[۲۱۹]. لذا در این نظریه تأکید بر نوع فعالیت است. این نظریه نیز نظریه ای حمایتی در عرصه خسارات زیست محیطی است. بر این اساس شخصی که از اشیاء خطرناک و آسیب زا استفاده می کند در برابر خسارات وارده به محیط زیست ضامن است. در اینجا دیگر نیازی به اثبات تقصیر شخص نیز نخواهد بود. برای مثال، تولید کنندگان مواد شیمیایی، کارخانه های صنعتی آلاینده و نظایر آن بر اساس این نظریه مسئولیت مطلق خواهند داشت. برای مثال در حقوق محیط زیست فرانسه و به استناد بند ۱ ماده ۱۳۸۴ قانون مدنی در یک مورد مسئولیت بدون اثبات تقصیر برای عامل زیان در نظر گرفته است و آن در مورد اشیایی است که موجب ورود خسارت به غیر از قبیل ماشین ها و کارخانجات صنعتی است (Prieur, 2004: 920).
ز- نظریه تضمین حق (Theorie de garanti):
این نظریه که بوسیله استارک (Stark) در فرانسه ارائه شد، بر خلاف طرفداران نظریه تقصیر و خطر، بجای جستجوی مبنای مسئولیت مدنی در فاعل وارد کننده زیان به دنبال مبنای مسئولیت در زیان دیده است. تحلیل استارک، تحت تأثیر مکتب «اصالت فرد» بیان شده و مبتنی بر دفاع از حقوق فردی است. این نظریه دیگران را موظف به تضمین احترام به ایمنی، سلامتی، حیات و حقوق دیگران می کند. بر اساس این تحلیل است که استارک در جدال میان آزادی و مسئولیت مدنی حق تقدم را به آزادی می دهد. لذا بر مبنای این نظریه می توان گفت که در راستای تضمین احترام به حق سلامتی، حق حیات و حق محیط زیست افراد، اگر شخصی به محیط زیست آسیب وارد کند مسئول جبران خسارت است؛ حتی اگر از وی تقصیری سر نزده باشد. بسترهای این نظریه را می توان در فقه امامیه نیز یافت. برای نمونه، حضرت امام (ره) در تحریرالوسیله در راستای حمایت از حقوق و آزادی های کار، حکم کرده است که: «اگر از مغازه آهنگری شراره ای پرتاب شود و لباس عابر را بسوزاند، آهنگر مسئول نیست زیرا لازمه حرفه آهنگری او پرتاب آتش است». بر این مبنا می توان اقوال بسیار میان فقها یافت که حق نظم خواهی، حق سلامتی، حق حرفه و حق امنیت عابران و نظایر آن را به رسمیت شناخته است.
گفتار دوم – مبنای مسئولیت مدنی زیست محیطی در فقه شیعه
با توجه به توضیح مختصر که در خصوص نظریات رایج در مسئولیت مدنی زیست محیطی گذشت در اینجا می توان گفت که در فقه امامیه و حقوق می توان احکام، نظریات و بسترهایی را یافت که مسئولیت مبتنی بر آن می تواند حمایت حداکثری از محیط زیست را تأمین کند. بنابراین در اینجا فارغ از اینکه تقسیم بندی ارائه شده در نظریات رایج فوق با ایرادات اساسی و مبنایی مواجه هستند یا خیر، سعی در ارائه رویکردهای مبتنی بر آموزه های فقهی-حقوقی و تطبیق آن با مسائل مبتلابه در عرصه خسارات وارده بر محیط زیست خواهیم کرد.
بنداول- تئوری کلی مسئولیت
مسئولیت در فقه تحت عنوان و اصطلاح «ضمان» مطرح شده است. بر این اساس، فرمول مقدماتی ساده ای را می توان نظیر نظریات اولیه خطر و تقصیر در اینجا مطرح کرد. به این صورت که مسئولیت زیست محیطی می تواند یا ناشی از «اتلاف» باشد که از دل آن معادل نظریه عدم تقصیر بیرون می آید و یا این مسئولیت ناشی از «تسبیب» است که از درون آن مسئولیت مبتنی بر تقصیر زاده می شود. بدین جهت امام خمینی در تحریرالوسیله بیان کرده اند که: «ضمان دو سبب دارد: اتلاف و تسبیب» [۲۲۰]. در میان آراء فقیهان شیعه می توان به وضعیت هایی اشاره کرد که مبنای مسئولیت در هر یک از این دو قطب را با عناوین متعدد بیان می دارند.
شیخ طوسی در مبسوط وابن ادریس در سرائر سرایت ناشی از فعل ممنوع و سرایتی که به فعل حادث شده را مبنای مسئولیت گرفته و سرایت از فعل مباح را موجب عدم مسئولیت قرار می دهند[۲۲۱].. علامه در تذکره، عدم تعدی و سرایت از فعل مباح را مبنای مسئولیت و عدم مسئولیت قرار می دهد[۲۲۲]. «تفریط مقتضای ضمان» و «سببیت موجب ضمان» برای مسئولیت نام می برد[۲۲۳]. «عقل اتفاق نظر فقیهان» و وجود سببیت را دلیل مسئولیت معرفی می کند.[۲۲۴] ذیلاً مصادیق این آراء و مبانی اتخاذی فقیهان شیعه را بر خواهیم شمرد.
الف- نظریه اتلاف
بر اساس این نظریه شایع در فقه که به «قاعده اتلاف» شهرت دارد هر کس مال دیگری را تلف کند ضامن است. این نظریه به استناد حدیث مشهور (من اتلف مال الغیر فهو له ضامن) شکل گرفته است. در این نظریه بعضی از فقیهان تمسک به آن را قاعده عقلایی و بدیهی بر شمرده اند. برای مثال نراقی در عناوین می گوید اثبات اینکه اتلاف موجب ضمان است نیازی به بیان ادله ندارد. [۲۲۵] صاحب جواهر در این خصوص می گوید اگر این مطلب را ضروری ندانیم قطعاً اجماع منقول و محصول در مورد آن دلالت دارد[۲۲۶]. البته در خصوص مبنای این نظریه در میان فقیهان بسته به اینکه این نظریه عین کلام شارع است یا بر گرفته از عقل، اختلاف نظر وجود دارد. مرحوم خویی این نظریه را متن روایت نمی داند. بلکه آن را «قاعده اصطیادی» تلقی می کند[۲۲۷]. از عبارت علامه حلی «لقوله من اتلف ضمن» می توان برداشت کرد که این نظریه «منصوص» است و یا عبارت لقوله آن را مستند به معصوم می کند[۲۲۸] . از تقریرات مرحوم محقق داماد نیز چنین بر می آید که ایشان این قاعده را منصوص می داند[۲۲۹] . در مقابل، صاحب جواهر آن را قاعده مشهور در زبان فقها می نامد «الحدیث المشتهر علی السنه الفقها» و بنابراین، منصوص بودن آن را رد می کند[۲۳۰] .در هر صورت نظریه اتلاف می تواند در مصادیق زیست محیطی و جبران خسارات وارده بر آن نقشی مناسب و پررنگ ایفاء کند. بر این اساس هر کس محیط زیست را تخریب کند در برابر آن ضامن است. از جمله در مواردی که محیط زیست مال متعلق به مردم باشد (مشترکات عمومی و انفال). با توجه به اینکه در اتلاف، قصد، شرط نیست؛ بر این اساس می توان به مبنایی مطلوب و ساده تر برای عاملین خسارت به محیط زیست دست یافت. لذا بر اساس همین نظریه می توان اصل مشهور «آلوده کننده باید بپردازد» Polluter-Pays Principle/Le Principe Pollueur-Payeur یا اصل «پرداخت بوسیله آلوده ساز» را توجیه کرد.
مهم ترین مستند قاعده اتلاف روایاتی است که متضمن مسئولیت شخصی است که غیر مستقیم موجب بروز خسارت شده است. ابی الصلاح از امام صادق نقل می کند که «کل من اضر بشی بطریق المسلمین فهو له ضامن» هر کس به واسطه چیزی به راه مسلمانان آسیبی برساند ضامن است[۲۳۱] .
ب- نظریه تسبیب
بر اساس این نظریه هر کس سبب خسارت یا تلف مال غیر شود باید از عهده خسارت وارده بر آید. بنابراین در این نظریه اثبات رابطه سببیت اهمیتی ویژه دارد. علی رغم اینکه نظریه اتلاف تناسب بیشتر با اهداف حفاظت از محیط زیست دارد و می تواند بگونه ای حداکثری این وضعیت را تأمین کند. لیکن باید از نظریه ای رقیب در فقه امامیه یاد کرد که ناظر به قاعده مشهور «تسبیب» است. در اینجا مشابه نظریه خطر یا مبتنی بر تقصیر؛ اسناد فعل به عامل زیان اهمیت دارد که از منظر آموزه های حقوق محیط زیست بسیار قابل انتقاد است. این نظریه که در حقوق کنونی بسیاری از کشورهای دنیا نیز پذیرفته شده است؛ نظریه ای مناسب برای جبران کامل، سریع و مناسب خسارات حوزه محیط زیست نیست. چرا که در غالب موارد مربوط به خسارات زیست محیطی اسناد رابطه سببیت با دشواری های بسیار روبرو است. فقهای امامیه نیز این نظریه را مورد نقد قرار داده اند. صاحب جواهر چنین قاعده ای را از روایات پراکنده قابل اصطیاد نمی داند و معتقد است، موجب مسئولیت مدنی اتلاف است نه تسبیب و در صورت فقدان اتلاف نیز معیار و ضابطه روایات متعدد است که تنها می توان با الغای خصوصیت مسئولیت مدنی را به موارد مشابه سرایت داد[۲۳۲] . برخی از فقها، نیز ضمن تصدیق منشاء اتلاف برای ضمان صرفاً «صدق عرفی اتلاف» را مبنای مسئولیت قرار داده اند[۲۳۳] . البته برخی از فقها نیز قاعده تسبیب را قاعده ای مستقل قلمداد کرده اند. برای مثال، مرحوم بجنوردی در استقلال قاعده انصاف ذکر کرده است که: «انصاف این است که از روایت «من اجر میزاناً» قاعده کلی استظهار شود و آن قاعده این است که هر فعلی که از فاعل مختار صادر شود و آن فعل سبب ورود تلف در مال یا جان مسلمانان باشد و بین فعل و تلفی که از فاعل سر زده است (البته از روی عمد و اختیار) بطوری که بتوان نزد عرف و عقلا تلف را به او اجمالاً اسناد کرد،
فاعل چنین سببی ضامن است [۲۳۴] .
ج- نظریه تعدی و تفریط
تعدی و تفریط دو عنوان شایع است که فقیهان در مسائل ضمان قهری از آن استفاده کرده اند. بعضی از فقها از این دو عنوان تحت عبارت «قاعده الضمان التعدی و التفریط» یاد کرده اند[۲۳۵] . البته این بحث در فقه بیشتر در مورد مسئولیت «امین» مطرح شده است که در صورت تعدی و تفریط ضامن بوده، هر چند تلف مستند به فعل او نباشد. قاعده تعدی و تفریط با قاعده اتلاف تفاوتی اساسی دارد. یعنی مسئولیت در اینجا اعم است از مسئولیت باب اتلاف، حتی در موردی که شخصی از مال خود به گونه ای استفاده کند که موجب اضرار به غیر شود، می گویند در اینجا قاعده تعدی و تفریط جاری است مانند جایی که کسی در خانه خودش آتش روشن کند لیکن این آتش به خانه غیر سرایت کرده و خسارت وارد کند. از موارد دیگر، اعمال نظریه تعدی و تفریط جایی است که کسی از مشترکات عمومی استفاده کند و مثلاً در استفاده از راه های عمومی یا پارک ها و فضا های سبز تعدی و تفریط کند، ضا من خسارات وارده است.
ح- نظریه لاضرر
این نظریه که مبین مفاد حدیث لاضرر است، می گوید که از طرف شارع در اسلام هیچ حکم ضرری وضع نشده است. بر این اساس، ضرر زدن به دیگران نیز جایز نیست. لذا آلوده ساختن محیط زیست و تخریب و نابود کردن طبیعت و منابع طبیعی از روشن ترین نمونه های زیان زدن به دیگران (عموم و خصوص مردم) است که اسلام با قاطعیت آن را مردود شمرده است. از آنجا که ضرر به محیط زیست (حیات و مال شهروندان) نیز می تواند از مصادیق این حکم باشد به دلالت این قاعده می توان ضمان قهری صدمه زنندگان به محیط زیست را از طرق نفی «خطر غیر متدارک» و ملازمه ضرر با جبران و همچنین استفاده از شمول احکام عدمی مورد مداقه قرار داد. مرحوم مراغی سعی کرده است از طریق این حدیث مسئولیت مدنی را به اثبات برساند. در نظر ایشان روایات لاضرر حکمی دستوری را بیان کرده و دلالت بر نهی می کند. بنابراین، اگر در خارج ضرری واقع شود تنها حکم به صرف اضرار کفایت نمی کند بلکه باید راهی برای دفع ضرر ارائه داد[۲۳۶] . فاضل تونی در این زمینه آورده است «… اگر انسانی … حیوانی را حبس کند تا بچه آن بمیرد در این موارد نمی توان به اصل برائت استناد کرد. بلکه اینگونه موارد در روایت «لاضرر و لاضرار فی الاسلام» وارد می شود[۲۳۷]. با این حال، نظریه رقیبی نیز در فقه وجود دارد که تحت عنوان «قاعده تسلیط» مشهور است. این قاعده ممکن است به نوعی با حفاظت محیط زیست بر مبنای قاعده لاضرر در تزاحم قرار گیرد. اما به نظر در حقوق محیط زیست، در صورت تزاحم قاعده لاضرر با تسلیط حکومت با قاعده لاضرر خواهد بود.
د- نظریه احترام اموال
این نظریه که ریشه در آموزه های فقهی دارد، بر آمده از روایت مشهور «حرمه مال المسلم کحرمه دمه» است. رسول خدا در روایتی فرمودند «سباب المومن فسوق و قتاله کفر و اکل لحمه معصیه لله و حرمه مال کحرمه دمه» ناسزا گویی به مومن گناه، کشتن وی کفر و غیبت او از معاصی و احترام مال او چون احترام خون اوست [۲۳۸] . در این نظریه «محیط زیست» و تمامی عناصر آن در دسته «اموال» قرار گرفته و تابع احکام فقهی و حقوقی حمایت از اموال است. لازمه احترام اموال این است که اولاً، خسارتی وارد نشود و ثانیاً، نباید این مال به هدر رود. روایات دلالت بر احترام مال مسلمان و در نتیجه دلالت بر حرمت تکلیفی و وضعی و ضمان ناشی از آن دارد. بنابراین شاکله کلی نظریه احترام اموال بر این مبنا استوار است که اموال افراد مانند خون آنان محترم است و کسی حق زیان به آن را نداشته و نتیجه آن ضمان است. نظریه احترام اموال به دنبال توسعه «مسئولیت حداکثری حفاظت از محیط زیست» است. در واقع، این نظریه مکمل نظریات فرض تقصیر، اتلاف و مسئولیت مطلق است و به عنوان نظریه ای رقیب در برابر نظریه مبتنی بر تقصیر قرار می گیرد. بر اساس مبنای پذیرفته شده در این نظریه، اصولاً عناصر و مواهب زیست محیطی «مال» (اعم از عمومی و خصوصی) محسوب می شوند و باید احترام آنها در مفهوم حقوقی آن مراعات شود. بر این اساس از بین بردن اموال زیست محیطی ضمان آور است. بدین صورت که مبنای اولیه این است که در فرضی که تلف مستقیماً به فاعل اسناد داده می شود؛ مورد مشمول قاعده اتلاف بوده و مسئولیت مستقر است و در فرضی که اثبات رابطه سببیت مواجه با مقدمات و واسطه های بعیده و با دشواری مواجه شود (اتلاف غیر مستقیم) مورد تابع احترام اموال زیست محیطی بوده و باید جبران شود. البته در اتلاف غیر مستقیم هر گاه اسناد عرفی در خسارات زیست محیطی وجود داشته باشد قاعده اتلاف جاری است و هر گاه اسناد عرفی در خسارات زیست محیطی وجود داشته باشد قاعده اتلاف جاری است و هر گاه اسناد عرفی نیز بعید شود بناچار باید بدلیل وضعیت ویژه خسارات زیست محیطی و اهمیت آنها در حیات انسانی جبران صورت پذیرد. به مثال ذیل توجه فرمائید: «اگر کسی درب قفسی را بگشاید و پرنده ای که در آن است پرواز کند و بر سر سفره ای بنشیند و آن سفره را بر هم زند در اینجا عنوان اتلاف و اسناد عرفی ورود ضرر بسیار بعید است. ولی به خاطر ضرر وارده، صرف گشودن قفس کافی است تا مسئولیت مستقر شود. بنابراین در جایی که عنوان قاعده اتلاف صادق است طبق قاعده اتلاف و در غیر این صورت برای جبران زیان ما سراغ قاعده لاضرر می رویم که ترکیب این دو قاعده (نظریه) احترام اموال را صورت بندی می کند». نظریه احترام اموال که جامع دو نظریه اتلاف و لاضرر است از طرف بعضی از بزرگان و فقها نیز مورد قبول واقع شده است[۲۳۹]. در نهایت باید اشاره شود که نظریه احترام اموال در موضوع خسارت زیست محیطی راهگشا است و اعم از قاعده لاضرر و اتلاف بوده، سازگار با مسئولیت عینی و بیشتر با مبانی فقه پویا در حمایت حداکثری از محیط زیست سازگاری دارد.
گفتارسوم -پیشینه تاریخی قوانین و مقررا ت ارزیابی اثرات زیست محیطی و اهمیت قانونی آن در ایران و جهان و رابطه آن با انسان
تاریخچه ارزیابی اثرات زیست محیطی و اهمیت قانونی آن در جهان به اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی باز می گردد. در این زمان دولت ایالات متحده آمریکا بر اساس قانون سیاست[۲۴۰] که در سال ۱۹۶۹ قابل اجرا از ( NEPA )زیست محیطی اول ژانویه ۱۹۷۰ وضع گردید، سازمان ها و مؤسسات مختلف را موظف نمود که قبل از اجرای هر طرح بزرگ، اثرات زیست محیطی آن را مورد بررسی قرار دهند. براین اساس چنانچه به نظر برسد که طرحی باعث به وجود آمدن اثرات نامطلوب قابل توجه بر محیط زیست می گردد، ناگزیر به تهیه گزارش ارزیابی اثرات زیست محیطی، پیش از اجرای چنان طرح هایی خواهند بود. بسیاری از کشورهای دیگر جهان نیز به اقتضای قوانین و ارزش های اجتماعی خویش مقررات مشابهی را به تصویب رساندند. جمهوری فدرال آلمان در سال ۱۹۷۱ ، سوئد در سال ۱۹۷۲ ، انگلستان وکانادا در سال ۱۹۷۳ ، استرالیا و دانمارک در سال ۱۹۷۴و فرا نسه در سال ۱۶۷۶ ضرورت ارزیابی زیست محیطی را به عنوان یک اصل پذیرفتند و در سال ۱۹۸۶ قانون ارزیابی زیست محیطی به تصویب جامعه اقتصادی اروپا رسید. سازمان های بین المللی متعددی مانند برنامه محیط[۲۴۱]، بانک جهانی و سازمان توسعه و (UNEP ) زیست ملل متحد[۲۴۲] . با صدور دستورالعمل ۱۹۷۴، (ECO )همکاری های اقتصادی ها و بیانیه هایی انجام ارزیابی زیست محیطی اثرات ناشی از اجرای طرح های بزرگ را الزامی نموده و تسهیلات خاصی را. برای طرح های دارای گزارش ارزیابی اختصاص می دهند۱ در کشور ایران نیز برای نخستین بار در سال ۱۳۵۴ در آیین نامه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب ۲۹/۴/۱۳۵۴ کمیسیون های مجلسین وقت، صدور پروانه تأسیس هر نوع کارخانه و کارگاه جدید و توسعه و تغییر کارخانجات و کارگاه های موجود موکول به رعایت مقررات و ضوابط حفاظت و بهسازی محیط زیست شد. البته در این زمان عملا و فقط یک مبحث از ارزیابی زیست محیطی یعنی استقرار(که ازمباحث اساسی و عمده آن نیزمی باشد) ملاک عمل قرار گرفته و رعایت می شد و دامنه آن، بررسی و رعایت مقررات و ضوابط زیست محیطی یا ارزیابی موضوع صرفا از جهت تعیین محل استقرارکارخانجات و کارگاه ها و یا نهایتا توسعه و تغییر محل کارخانجات بود، به نحوی که احداث صنایع در محل، کمترین پیامدهای زیست محیطی را داشته باشد. با بررسی ماده ۱۷ آیین نامه مذکور مشخص می شود که به جز کارخانجات و کارگاه ها هیچ یک از طرح های دیگر مشمول ضوابط استقرار نبوده و اصولا ارزیابی اثرات زیست محیطی انجام نمی گرفته است.[۲۴۳] بدین ترتیب ارزیابی اثرات زیست محیطی در ایران در بند الف تبصره ۸۲ قانون برای اولین بار در ۲۰/۹/۱۳۷۳ برنامه دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به طور مشخص صورت قانونی به خود گرفت.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

عکس مرتبط با اقتصاد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:15:00 ب.ظ ]




در هر تعهد اجرای آن بر مدیون واجب است. ایجاد تکلیف در ذات و جوهر هر تعهد نهفته است و مفهوم آن با اختیار جمع نمی شود. به همین جهت ، کسی را که در انجام دادن کاری آزاد است، نمی توان متعهد به آن پنداشت. تعهد طبیعی نهادی دو رگه از اخلاق و حقوق است که هر چند مهمترین تضمین حقوقی یعنی امکان اجبار مدیون و مطالبه را ندارد ولی بدون حمایت نیز نمانده که درماده ۲۶۶ قانون مدنی به آن اشاره دارد. وضع پیچیده و نا متعارف تعهد طبیعی پرسش های گوناگونی را درباره ماهیت و مبنای آن مطرح می سازد. با توجه به اینکه تعهد طبیعی یک تعهد اخلاقی است چه عاملی باعث گذر از اخلاق به حقوق در این زمینه شده است و در واقع همان تعهد حقوقی است که به دلیلی ضمانت اجرای خود را از دست داده. متأسفانه در ادبیات حقوقی ما نظریه تعهد طبیعی چندان پرورده نشده است نویسندگان به جای بحث فلسفی درباره ماهیت و مبنای این تعهد ، دینی را که مشمول مرور زمان شده است همراه با سوگند انکارشده از مصداقهای تعهد طبیعی شمرده اند.
ب : سوالات تحقیق
۱ – نظریه تعهد طبیعی در نظام حقوقی ما و فقه از چه جایگاهی برخوردار است؟
۲ – در تعهد ات طبیعی چه عواملی باعث گذر تعهد از اخلاق به حقوق می شود ؟
۳ – سایر کشورها در برخورد با این نهاد چگونه عمل کرده اند؟
ج : فرضیه های تحقیق
۱ – در ادبیات حقوقی ما نظریه تعهد طبیعی چندان پرورده نشده است و مورد استقبال واقع نشده است و رویه قضایی نیز نسبت به قلمرو آن و بیان آثار و مبانی تعهد طبیعی ساکت است و حقوقدانان نیز به صورت گذرا وغالبا” در قالب مطالبی کلی گویی می کنند و در فقه نیز به جهت اینکه اینگونه تعهدات نوعی تأسیس حقوقی وارداتی از حقوق غرب است طبیعی است که تحت این عنوان بحثی صورت نگرفته و شاید به همین دلیل است که در حقوق ما این موضوع در انزوا بوده هرچند با توجه به ویژگی اینگونه تعهدات و وحدت ملاک بتوان به مصادیقی از تعهدات طبیعی در فقه برمی خوریم.
۲ – اخلاقی بودن تعهد طبیعی پیش از تأیید واجرای مدیون مورد تأیید بسیاری از نویسندگان قرار گرفته است و همه آنان پذیرفته اندکه آنچه مورد حمایت قانون قرار می گیرد تکلیف وجدانی مدیون است منتها اشکال عمده در تمییز عاملی است که باعث گذر تعهد از قلمرو اخلاق به حقوق است. در این زمینه نیز واقعیت این است که هر سه عامل قانون ، اخلاق و اراده مدیون مؤثر است اراده مدیون نه سبب اصلی و انشا کننده است و نه کاشف ساده بلکه شرط تحقق است و مقتضی فراهم آمده را به دین کامل ارتقا می دهد
۳ – در سایر کشورها نیز در برخورد با این مقوله ، نظریه پردازی وجود دارد که برای ایجاد قاعده حقوقی دخالت و حمایت دولت را ضروری می دانند و به ویژه اراده مدیون را به عنوان منبع تعهد نمی پذیرند و نفوذ آن را منوط به اعطای صلاحیت از سوی قانون می شمارند و نقش دادرس را تمییز تعهد طبیعی از سایر تعهدهای اخلاقی اصیل می بینند زیرا اوست که باید راه نفوذ اخلاق را در حقوق هموار سازد که در قانون مدنی مصر در برخورد با تعهد طبیعی در ماده ۲۰۰ از جمله کشورهای هستند که از این نظر پیروی کرده اندهمچنین در حقوق فرانسه تعهد طبیعی را یک تعهد مدنی ناقص می دانند که در بند دو ماده ۱۲۳۵ به آن اشاره شده است.
د : اهمیت موضوع و هدف از تدوین پایان نامه
بررسی مسئله «ماهیت تعهد طبیعی »در حقوق مدنی و فقه ، اهمیت ویژه ای دارد و باعث نفوذ هرچه بیشتر اخلاق در حقوق می شود. اثر اخلاق تنها در تهیه قواعد حقوقی نیست ، در اجرا و تفسیر آن نیز اثر دارد.
وضعیت تعهد طبیعی به گونه ای است که پوشش های گوناگونی را در ماهیت و مبنای این نهاد دو رگه حقوقی – اخلاقی مطرح می سازد که باید پیش از هر اظهار نظر نسبت به مفهوم واقعی و آثار و قلمرو آن مورد مطالعه قرار گیرد ، آیا تعهدی که امروز طبیعی می نامیم ماهیت حقوقی دارد که به دلیلی ضمانت اجرای خود را از دست داده؟ یا باید آن را ندای وجدان یا بازتاب اخلاق عمومی در ضمیر مدیون شمرد. ناتمام گذاردن هر بحث راه حلی را در حقوق موضوعه پیچیده و قلمرو این نهاد مفید و مهجور را در سایه ای از ابهام باقی می گذارد.
ساده نگری و چشم پوشی یا بی توجهی از کنار موضوعی این چنینی شاید محققی را از دغدغه تفکر نجات بخشد و از اشتباه مصون دارد ولی برای تأمین این آسودگی خیال بهای گزافی باید پرداخت که عقب ماندگی نظام حقوقی در این موضوع و صدمه به اجرای عدالت از اجزای آن است.
بدین ترتیب برای استفاده از این نهاد مفید ، نظریه پردازی و نقد فلسفی و اجتماعی و توجه به مبانی تاریخی « تعهد طبیعی » ضروری است و راه را بر رشد این فکر که ندای وجدای و داوری اخلاق عمومی نیز می تواند، در ایجاد تعهد حقوقی نقش برجسته ای داشته باشد باز می کند. مخصوصاً جنبه فقهی موضوع که هیچ گونه کتاب یا مقاله ای در این زمینه نوشته نشده است. امید است که این تحقیق قدمی باشد در راه بررسی فقهی این موضوع.
ه – پیشینه تحقیق
متاسفانه در خصوص این امر در نظام حقوق ما به ندرت می توان مباحثی را به صورت اختصاصی یافت نمود. و حتی در این حجم مقالات و مجلات نیز به طور محدود و انگشت شمار مشاهده شده که در خصوص این موضوع بحثی به میان آمده باشد به خصوص در زمینه فقهی این موضوع هیچگونه تحقیقاتی صورت نگرفته و در زمینه حقوقی نیز تعهدات فاقد ضمانت را به طور کلی برخی مورد بررسی قرار داده اندکه ما به طور اختصاصی تعهدات طبیعی را همراه با جنبه فقهی موضوع که به نوعی مصداقی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.


از آن تعهدات است را مورد بررسی قرار داده ایم. البته نباید از نظر دور داشت که برخی از علمای حقوق به گونه ای بسیار گذرا در آثار خود راجع به موضوع این نوشتار نکاتی را یادآور شده اند
.
و : توجیه ساختار تحقیق
این پایان نامه متشکل از سه فصل می باشد که فصل نخست آن را اختصاص داده ایم برای شناخت این نهاد از جمله ساختار درونی آن و تفاوت های که این تعهد با تعهد های دیگر دارد بنابراین در دو مبحث و زیر مجموعه هر مبحث دو گفتار به این موضوع پرداخته ایم. بعد از معرفی این نهاد و ساختمان درونی آن درفصل دوم ماهیت آن را که بحث اصلی ماست البته از لحاظ اجرای و عواملی که باعث گذر تعهد از اخلاق به حقوق می شود را مورد کنکاش قرار داده ایم و بعد از شناخت ماهیت آن لازم بود ببینیم این نهاد چه آثاری به دنبال خود دارد بنابراین ما نیز آثار آن را به دلیل طولانی نشدن فصل ، همراه با مصادیق و نمونه های از تعهد های طبیعی که به صورت پراکنده در نظام های حقوقی ما وجود دارد را در فصل سوم در زیر مجموعه دو مبحث مورد بررسی قرار داده ایم که درمبحث نخست آثار را و در مبحث دوم مصادیق و نمونه ها ی از تعهد طبیعی را ذکر کردیم.
فصل اول:
مفهوم تعهدطبیعی،اهمیت وارکان تشکیل دهنده آن
در این فصل گفتگو درباره جوهر و ساختار تعهد طبیعی خواهد بود و به طور کلی در جهت معرفی و شناخت ساختمان تشکیل دهنده آن و اینکه این تعهدات چگونه تشکیل می شود و در صورت اجرا یا عدم اجرای آن چه ضمانت اجرای به دنبال خواهد داشت مورد بررسی قرار می گیرد و از طرف دیگر ارتباط و برخورد این نوع تعهدات با تعهد مدنی و اخلا قی مورد کنکاش قرار می گیرد
مبحث نخست: تعریف تعهد طبیعی و نسبت آن با تعهد مدنی و اخلاقی
گفتار نخست: تعریف تعهد طبیعی و نقش ضمانت اجرا در آن
الف: تعریف تعهد طبیعی
ریشه اصطلاح «تعهد طبیعی» را باید در حقوق رم جستجو کرد، این مفهوم در حقوق رم قدیم ناشناخته بود. در سده های نخستین دوران امپراتوری و در اثر نفوذ حکمت یونان بوسیله حقوقدانان رومی ارائه شد؛ البته اصطلاح دین طبیعی برای حقوقدانان رومی مفهومی گسترده تر از تعهد طبیعی داشت، و شامل وظایف اخلاقی و وجدانی نیز می شد[۱].
نظریه های مختلف حقوقی موفق به ارائه یک تعریف جامع از تعهدات طبیعی که مقبولیت عام داشته باشد نشده اند زیرا در مبنا و ماهیت این پدیده، اشتراک نظر وجود ندارد قانون هم این پدیده را تعریف نکرده است بنابراین از مجموع نظرات بیان شده می توان این پدیده را چنین تعریف کرد: تعهد طبیعی مفهومی است ما بین وظیفه اخلاقی و تعهد حقوقی [۲]که می تواند رابطه ای ایجاد کند که موجب آن شخص در برابر دیگری ملزم به دادن مال، انجام کار یا عدم انجام کاری شود ، این تعهد مبتنی بر یک وظیفه اخلاقی و فاقد قابلیت اجرای اجباری است اما پس از ایفاء اختیاری و آگاهانه مدیون، دارای آثار حقوقی می گردد، در نتیجه استرداد آنچه ادا شده غیر ممکن است یا «حقی است که طلبکار آن نمی تواند الزام مدیون را بخواهد ولی اگر مدیون به میل خود آن را بپردازد وفای به عهد کرده و حق ندارد آن را پس بگیرد[۳]
در قوانین مدنی اغلب کشورهای دنیا موادی به تعهدات طبیعی اختصاص داده شده است ولی در تعریف آن همانطور که گفته شد اختلاف وجود دارد تا حدی که حتی واژه های استفاده شده در تدوین مواد قانونی نیز با هم متفاوت می باشد ماده ۲۰۰ قانون مدنی مصر، قانون مدنی فرانسه در بند ۲ ماده ۱۲۳۵ و قانون مدنی ایران در ماده ۲۶۶ به این نوع تعهدات اشاره کرده اند قانون دنی فرانسه بدون تعریف این پدیده آنها را تعهد طبیعی نامیده در حالی که مقنن ایرانی حتی بدون قید این عنوان فقط به تعهداتی اشاره کرده که قانوناً قابل مطالبه نمی باشد ولی هر دو مقنن پرداخت آگاهانه مدیون را شرط عدم استرداد آنچه پرداخت شده است دانسته اند و در واقع به جای دادن تعریفی از این پدیده به ذکر اثر آن اکتفا شده است، همین شیوه را در قانونگذاری آلمان و سوئیس هم می توان مشاهده نمود با این تفاوت که در قوانین مدنی این کشورها به جای واژه تعهد طبیعی از اصطلاح تکلیف اخلاقی استفاده شده است در قانون مدنی مصر نیز همین عبارت تحت عنوان التزام طبیعی یاد شده است.
ژولین چنین استنباط کرده است که مقصود از تعهدات طبیعی در متن سِنِک (senek) «تعهداتی است که با امکان اقامه دعوی تضمین نمی شود ولی می تواند موضوع پرداخت معتبر باشد» او تصریح می کند که تعهدات طبیعی نیز دارای همان مبنای تعهد مدنی است، تعهدی که به دلیل حجر مدیون یا رابطه پدر و فرزندی میان طلبکار و بدهکار یا رعایت نکردن تشریفات صوری اجرای آن را نمی توان از دادگاه خواست[۴].که نباید مخالف نظم عمومی باشد و تشخیص آن هم در صورت فقدان نص صریح قانون به قاضی واگذارشده به استناد ماده ۲۰۰ قانون مدنی مصر.
برابر ماده ۸۱۴ قانون مدنی آلمان، آنچه که در مقام اجرای یک وظیفه اخلاقی پرداخته می شود قابل استرداد نیست، قانون جدید تعهدات سوئیس نیز در بند۲ ماده ۶۳ نظیر متن قانون قدیم را با ذکر واژه تکلیف اخلاقی تکرار و تأیید کرده است
علت تنوع نظریات در تعریف این پدیده ، ابهام و تردیدی است که در مورد مبنا و ماهیت آن وجود دارد.
بسیاری از نویسندگان فرانسوی تحت تأثیر نظریه پوتیه حقوقدان قدیمی فرانسه تعهد طبیعی را بر خواسته از انصاف یا وجدان اشخاص دانسته اند به نظر پوتیه تعهد طبیعی چیزی است که تعهد تحت فشار وجدان خود وادار به انجام
موضوع آن می گردد.[۵]
تعهد طبیعی به هنگام ایفاء الزامی اخلاقی و وجدانی است و به همین عنوان اجرا می شود لیکن آن که پرداخت به سود او انجام می شود «طلب» خود را می گیرد، تحولی که رخ می دهد در مرحله اجرا شکل می گیرد و زمانی تعهد حقوقی کامل می شود که از بین رفته باشد نهادی که وجودش در فنای آن است بعضی به غلط تحول مرموز را «تبدیل تعهد» پنداشته اند[۶] در حالی که در این فرض سخن از استحاله و تکامل است نه سقوط تعهد و ایجاد رابطه دیگری به جای آن، به همین جهت، برخلاف تبدیل تعهد، نه موضوع تعهد تغییر می کند نه اطراف آن (ماده ۲۹۲ ق.م) آنچه رخ می دهد تغییر کیفی است که از ورود به جهان حقوق ناشی می شود و تنها شباهتی با تبدیل تعهد دارد.
ب : انواع تعهدات طبیعی:

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  • نهاد «تعهد طبیعی» بویژه برای اجرای پاره ای از آثار تعهدات مدنی در حقوق رم در قراردادهای تدوین شد که بندگان می بستند و امکان اجرای آن بوسیله طرح دعوی نبود و در تمام پیمانها که قوانین مدنی موانع خودسرانه و صوری برای نفوذ تعهدات ایجاد کرده بود به کار گرفته شد. بدین ترتیب در حقوق رم تعهدات طبیعی در موارد خاص و محدود رعایت می شد و نظریه عمومی نبود. و به دو گروه تقسیم

می شد: ۱)تعهدات طبیعی ساده، که از آغاز ایجاد، طبیعی بود. مانند تعهد به پرداخت نفقه برادر و خواهر ناتوان خود. ۲)تعهدهای به جای مانده از تعهدهای مدنی ساقط شده: مانند تعهد مدیونی که دین او مشمول مرور زمان شده و براساس نظریه پوتیه که به نظریه مرسوم موصوف است تعهد طبیعی به دو گروه تقسیم می شود [۷]
۱-تعهد طبیعی مسبوق به یک تعهد مدنی (تعهد ناقص):
در اینگونه تعهدات آنچه قبل از ظهور اراده مدیون وجود داشته به واقع یک زمینه حقوقی بوده و یک تعهد مدنی کامل وجود داشته که به دلیل سلب ضمانت اجرا ناقص مانده و پس از شناسائی و اجرا توسط مدیون مجددا” در لحظه اجرا، تبدیل به تعهد مدنی شده و پس از وفای به عهد ساقط گردیده است در تعهد ناقص یا عقیم تعهد سابق و موضوع آن از بین نرفته، فقط قوت اجرای آنها به دلایل قانونی سلب شده است در این صورت برای اجرای آنها به اراده آزاده مختار مدیون احتیاج می باشد
چون در اینگونه تعهدات ناقص، تعهد هنوز وجود خارجی دارد و اگر به اراده مدیون اجرا شود قابل استرداد نیست و قانونگذار این اقدام مدیون را وفای به عهد می شمارد مانند دینی که در اثر مرور زمان قابل مطالبه نیست ولی اجرای آن وفای به عهد واقعی است و حکایت از وجود دین می کند
۲-تعهد طبیعی ساده:
تعهدی می باشد که در آن سابقه حقوقی وجود نداشته بلکه مستقیما از اخلاق وارد جهان حقوق شده است. باید پذیرفت که اخلاق ممکن است تکالیفی بوجود آورد که فشار آن بر دوش مدیون به مرتب بیشتر از الزام حقوقی است این تکلیف روانی گاه جنبه شخصی دارد و چنان به اوضاع و احوال وابسته است که حقوق نه می تواند آن را احراز کند و نه آن را متناسب با طبیعت خود می بیند پس ناچار آن را در قلمرو درونی باقی می گذارد و گاه به عنوان انگیزه بخشش ها به آن توجه می کند ولی در مواردی که این احساس درون با اعتقاد عمومی در می آمیزد و جامعه نیز آن را شایسته حمایت حقوقی می بیند، اخلاق در آستانه ورود به جهان حقوق قرار می گیرد[۸] در این مرحله است که تصمیم مدیون در اجرای تکلیف «حقوقی-وجدانی» فرایند تکوین تعهد را کامل می سازد و مجوز ورود اخلاق به جهان حقوق را صادر می کند[۹] تکلیف شخص به تأمین نفقه برادر و خواهر ناتوان خود، نگهداری از فرزندی که محصول گناه است و…
اینها در واقع تعهداتی هستند که با اراده مدیون بوجود می آیند و تا قبل از تظاهر خارجی این اراده به دنیای اخلاق تعلق داشته و به هیچ گونه رنگ و نشانی از حقوق ندارد بنابراین تا قبل از اعلام اراده مدیون نه موضوع و نه میزان این تعهدات مشخص نیست وجدان شخص باید چنان تحت تأثیر تکلیف اخلاقی قرار گیرد که به ایفای دین رضایت دهد و در نتیجه اجرای آن توأم با لحظه ایجاد آن می باشد.
اراده مدیون نه سبب اصلی و انشاء کننده است و نه کاشف ساده ، شرط تحقق است و مقتضی فراهم آمده را به دین کامل ارتقاء می دهد و به آن کمال می بخشد.
در تعهدات گروه دوم،، قانون ضمانت اجرا را از همان ابتدا از آن دریغ نموده و در مورد هر دو نوع تعهدات این استدلال قابل قبول است که اراده مدیون شرط تحقق زمینه حقوقی پیش ساخته است و در تعهدات گروه اول تعهد قبلی وجود داشته ولی حق مطالبه آنها قانوناً از بین رفته و آنچه هست تعهد ناقصی است که بر ویرانه های یک تعهد مدنی باقی مانده و یا محصول توافق بدهکار و طلبکار است که اگر به میل و اراده مدیون پرداخته شود ایفاء ناروا نبوده و قابل استرداد نخواهد بود زیرا وفای به عهد صورت گرفته عهدی که زمینه آن به شکلی که گفته شد موجود بوده و اراده مدیون به عنوان شرط کمال به آن اضافه و آن را محقق نموده است.
این استدلال در تعهدات نوع دوم که تعهد طبیعی می باشد کارایی ندارد زیرا در فرض اخیر اولا” هیچ تعهد مدنی قبلی که ناقص شده باشد وجود ندارد و تنها تکلیف اخلاقی در وجدان مدیون است که پس از رسیدن به اوج غلیان خود، وی را وادار به انجام دین طبیعی نموده است ثانیا” هیچ نوع تراضی قبلی بین مدیون و طلبکار صورت نگرفته تا بتوان تعهد را نتیجه تراضی آنها دانست و در نتیجه اعمال اراده مدیون را کاشف یا شرط تحقق دین سابق بدانیم.
پس آنچه در واقع وجود داشته فقط یک احساس وجدانی است و نه یک دین قبلی ثانیاً تا قبل از اجرای تعهد و تولد و سپس سقوط فاصله آن، طلبکاری موجود نیست تا بتوان وجود تعهدی را با سبب حقوقی در عالم خارج فرض نمود زیرا پس از آنکه توانگر دست یاری به سوی برادر فقیر خود دراز کند هیچ دینی در عالم واقع وجود ندارد و برادر مستمند را نمی توان طلبکار به شمار آورد، به همین دلیل نیز نمی تواند به استناد وجود دین اخلاقی از برادر توانگر خود مطالبه ای نماید.
دین اخلاقی باید توسط مدیون به مرحله اجرا درآید تا تعهد محقق شود و بعد از آن است که مدیون حق مطالبه آن را در صورت ایفاء ناقص پیدا می کند و یا می تواند خسارت ناشی از عمل ثالثی را که سبب از بین رفتن مدیون وقطع پرداخت نفقه شده است را بخواهد.
ج : ضمانت اجرا در تعهدات طبیعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:15:00 ب.ظ ]




با توجه به سرعت جهانی شدن و رقابت تنگاتنگ در عرصه جهانی، تکنولوژی های برتر به عنوان مزیت رقابتی برای حضور در بازار های جهانی مطرح شده اند. اگر سازمان ها می خواهند از تغییرات تکنولوژیکی عقب نمانند، می باید قادر باشند تا تکنولوژی های مورد نیاز خود را کسب و از تکنولوژی های خود بهره برداری کنند. لذا تصمیماتی در این خصوص اتخاذ می شود باید در فعالیت های طراحی استراتژی و برنامه ریزی یک سازمان مد نظر قرار گیرند. چنانچه در یک سازمان امکان دسترسی به تکنولوژی در داخل نباشد به منزله ناتوانی روی تکنولوژی کلیدی است که باید از بیرون تامین نماید( بین،۲۰۰۷) .
نتایج حاصل از این تحقیق که طی فصول گذشته به طور مفصل بیان شد، در این فصل پس از بحث و تفسیر، نتیجه گیری گردیده و انتهای فصل برای آن بخش از از زمینه های تحقیق که ناقص مانده، تحت عنوان تحقیقات آتی، راهگشایی شده است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۵-۲- تجزیه‎وتحلیل سوالات تحقیق

همان طور که در فصل چهارم مشاهده گردید، از بین استراتژی های اکتساب تکنولوژی استراتژی خرید در اولویت اول، همکاری در اولویت دوم و ساخت در اولویت سوم قرار گرفت. در ادامه یافته های حاصل از تجزیه تحلیل هر یک از سوالات تحقیق آورده شده است:

۵-۲-۱- سوال اصلی

 

  1. سوال اصلی: با توجه به شرایط موجود در صنعت پتروشیمی کشور کدام یک از استراتژی های اکتساب مناسب تر است؟

با توجه به معیار های تعیین شده که شامل ۳۵ معیار می باشد و گروه بندی معیار های تعیین شده ساختار شبکه ای به منظور تصمیم‎گیری در زمینه استراتژی اکتساب تکنولوژی مشخص گردید. پس از تکمیل پرسشنامه ANP که توسط متخصصان بخش تحقیق و توسعه و تصمیم گیرندگان اکتساب تکنولوژی در صنعت پتروشیمی انجام و نتایج آن توسط نرم افزار Supper Decision مورد تحلیل قرار گرفت نتایج نشان داد که در بین استراتژی های اکتساب استراتژی خرید با ۸/۴۹ درصد در اولویت اول، همکاری با ۷۵/۲۷ درصد در اولویت دوم و ساخت با ۴۵/۲۴ درصد در اولویت سوم قرار گرفت. بنابراین سازمان مذکور در بین استراتژی های اکتساب باید خرید را در اولویت خود قرار دهد.

۵-۲-۲- سوالات فرعی:

 

  1. عوامل اثر گذار در انتخاب استراتژی مناسب کدامند؟

با توجه به ادبیات تحقیق عوامل اثر گذار در انتخاب استراتژی اکتساب تکولوژی شناسایی شد. این عوامل شامل ۳۵ معیار می باشد که در قالب معیار های اکتساب تکنولوژی می باشد. تمامی این عوامل از مقالات و پایان نامه های داخلی و خارجی استخراج گردیده است که به عنوان معیار های تاثیر گذار در اکتساب و انتقال تکنولوژی معرفی شده است.

  1. این عوامل را در چه گروه هایی می توان طبقه بندی کرد؟

برای گروه بندی عوامل معیار های اکتساب تکنولوژی در قالب چهار گروه عوامل مربوط به استراتژی سازمان، عوامل محیطی، قابلیت سازمان و تکنولوژی سازمان گروه بندی شد. همچنان که در جداول ۴-۱ تا ۴-۴ مشاهده گردید، پنج تا از عوامل در قالب استراتژی سازمان، نه تای آن ها مربوط به قابلیت سازمان، دوازده تا از عوامل مربوط به عوامل محیطی و نه تای باقیمانده مربوط به تکنولوژی سازمان می باشد که این گروه بندی توسط خبرگان دانشگاهی در حوزه مدیریت تکنولوژی و مدیرت صنعتی انجام گرفت.

  1. شدت تاثیر هر کدام از عوامل چقدر است؟

شدت تاثیر هر کدام یک از عوامل در گروه های شناسایی شده با توجه به ارتباط داخلی آن ها و مقایسات زوجی انجام گرفته مشخص گردیدکه در هر یک از گروه ها عواملی که دارای بیشترین تاثیر بودند شامل موارد زیر می باشد:
عوامل محیطیدر بین دوازده عامل محیطی عوامل سیاسی و قانونی و اجرای تحریم های اقتصادی با ۱/۲۷ درصد بیشترین تاثیر، عدم اطمینان محیطی با ۵/۱۴ درصد در رتبه دوم، پیچیدگی محیطی با ۷/۹ درصد در رتبه سوم تاثیر گذاری قرار دارد.
عوامل قابلیت سازمان: در بین نه عامل مربوط به قابلیت سازمان، معیار آشنایی شرکت با وضعیت بازار ۶/۲۶ درصد دارای بیشترین تاثیر در قابلیت سازمان، منابع و نیروی انسانی تحقیق و توسعه ۸/۱۹ درصد رتبه دوم، تجربه شرکت در شیوه کسب دانش فنی با ۵/۱۲ در صد در رتبه سوم قرار دارد.
عوامل استراتژی سازمانعوامل مربوط به استراتژی سازمان شامل پنج عامل بود که در بین این پنج عامل، معیار تناسب با استراتژی کسب و کار با ۳/۵۱ درصد در رتبه اول یعنی با اهمیت ترین معیار، متناسب با استراتژی تکنولوژی با ۹/۱۷ درصد در رتبه دوم، فوریت دست یابی به تکنولوژی با ۹/۱۵ درصد در رتبه سوم، میزان یکپارچگی عمودی و افقی با ۵/۸ درصد در رتبه چهارم و ضرورت دست یابی به تکنولوژی با ۱/۶ درصد در رتبه پنجم قرار دارد.
عوامل تکنولوژی سازمان: در بین عوامل مربوط به تکنولوژی، هزینه های تحقیق و توسعه با ۴/۲۱ درصد در اولویت اوّل، اثر رقابتی تکنولوژی با ۷/۱۸ درصد در اولویت دوم، کشش تغییر پذیری تکنولوژی تولید با ۲/۱۳ درصد در اولویت سوم تاثیر گذاری قرار دارد.

عکس مرتبط با اقتصاد

  1. گروه های اصلی اثر گذار چگونه بر همدیگر اثر می گذارند؟

به منظور بررسی این سوال از تکنیکDEMATEL فازی استفاده شد که نتایج نشان داد که در بین گروه های اصلی دو گروه تکنولوژی و استراتژی به عنوان عناصر تاثیر پذیر و دو گروه قابلیت سازمان و عوامل محیطی به عنوان معیار تاثیر گذار می باشند.

۵-۳- یافته ها و نتایج تحقیق

هدف از انجام این تحقیق انتخاب استراتژی مناسب برای اکتساب تکنولوژی یک سازمان می باشد. در بین سه استراتژی انتخاب شده استراتژی خرید، با توجه به وضعیت فعلی صنعت پتروشیمی، در اولویت انتخاب قرار می گیرد. این انتخاب در شرایط فعلی سازمان از نظر ۳۵ متغیر، مورد بررسی قرار گرفته است و ممکن است با گذشت زمان اولویت متغیرها برای یک سازمان جهت تصمیم‎گیری در انتخاب استراتژی مناسب را تغییر دهد بنابراین در انتخاب استراتژی، صنعت مذکور نباید همیشه استراتژی انتخاب شده تحقیق حاضر را به عنوان استراتژی مناسب در نظر بگیرد بلکه باید بر اساس مدل تحقیق و پرسشنامه تحقیق ترجیح متغیرها را در زمان خود بدست آورده و تصمیم‎گیری نمایند.
در بین گروه های تعیین شده برای معیارها، عوامل محیطی دارای بیشترین تاثیر درانتخاب استراتژی می باشد و استراتژی سازمان در اولویت دوم تاثیر گذاری، قابلیت سازمان در اولویت سوم و تکنولوژی در اولویت چهارم قرار دارد. بنابراین تصمیم گیرندگان باید توجه بیشتری به این عوامل کرده و به بررسی دقیق تر آن ها بپردازند و سازمان ها نیز باید به تحلیل دقیق تر و درست تر عوامل محیطی اقدام نموده و آن ها را در اختیار تصمیم گیرندگان تکنولوژی سازمان قرار دهند.
در میان متغییر های محیطی برای انتخاب استراتژی عوامل مربوط به تحریم های اقتصادی دارای بیشترین تاثیر می باشد و در مصاحبه هایی که با مدیران صنعت پتروشیمی انجام شد تاثیر این متغیر را بسیار قابل ملاحظه عنوان کردند بنابراین تا حد امکان دولت باید سعی در بکار گیری سیاست های کاهش تحریم های اقتصادی برای غلبه بر فشار وارده بر تکنولوژی صنایع نماید. از متغییر های محیطی دیگر که دارای بیشترین تاثیر می باشند عدم اطمینان محیطی و پیچیدگی محیطی می باشد که در اکثر تحقیقات انجام شده در حوزه انتقال و اکتساب تکنولوژی به عنوان متغیرهایی با تاثیر گذاری بالا شناخته شده است.
در عوامل مربوط به قابلیت سازمان میزان آشنایی شرکت با وضعیت بازار دارای بیشترین تاثیر است بنابراین سازمان باید سعی در کسب اطلاعات کامل از وضعیت بازار محصولات خود و رقبا داشته باشند. متغیر تاثیر گذار دوم منابع و نیروی انسانی تحقیق و توسعه می باشد، جذب نیروی انسانی متخصص برای بخش تحقیق و توسعه سازمان می تواند بر قابلیت سازمان در کسب استراتژی اکتساب بیفزاید و معیار تجربه شرکت در شیوه کسب دانش فنی در اولویت سوم می باشد از آنجایی که تمایل اکثر سازمان ها بر راه کار های مورد استفاده و تجربه شده قبلی می باشد بنابراین سعی در استفاده از آن ها را دارند.
در متغیر های مربوط به استراتژی سازمان، متغییر تناسب با استراتژی کسب و کار و تناسب با استراتژی تکنولوژی در اولویت اول و دوم قرار دارند در سازمان انتخاب استراتژی اکتساب باید در راستای استراتژی تکنولوژی و کسب و کار باشد بنابراین تاثیر بیشتر این متغیرها در انتخاب استراتژی مناسب قابل ملاحظه می باشد.
عوامل مربوط به تکنولوژی در اولویت بندی خود اولویت اول را بر هزینه تحقیق و توسعه اختصاص داده اند بنابراین در کسب تکنولوژی هزینه دست یابی به آن جزء معیار های موثر در تصمیم‎گیری می باشد . اولویت دوم مربوط به اثر رقابتی است که در صورت دست یابی به تکنولوژی برای سازمان عاید می شود زیرا مزیت رقابتی به عنوان یکی از معیار های بقا در بازارها امروزی است.

۵-۴- پیشنهادات تحقیق

در این قسمت پیشنهادات حاصل از تحقیق را در دو بخش زیر ارائه می کنیم.

۵-۴-۱- پیشنهادهایی برای صنعت پتروشیمی ایران

با توجه به یافته های حاصل از مدل اکتساب تکنولوژی پیشنهاد می شود صنعت پتروشیمی از این مدل برای اکتساب تکنولوژی مورد نیاز خود استفاده کنند و نتایج زیر از استفاده مدل قابل تصور است:

  1. ۱. ایجاد مزیت رقابتی برای صنعت پتروشیمی
  2. استفاده جامع از نظرات خبرگان و تصمیم گیرندگان صنعت
  3. گسترش دید سیستماتیک نسبت به عوامل موثر در اکتساب تکنولوژی
  4. کاهش در زمان تصمیم‎گیری برای تصمیم گیرندگان صنعت
  5. داشتن الگوی کامل تصمیم‎گیری برای صنعت در زمینه اکتساب

۵-۴-۲- پیشنهادهای برای تحقیقات آتی

در این قسمت برای تحقیقات آتی پیشنهادات زیر ارائه می گردد.امید است برای انجام پروژه های بعدی مفید واقع شود.

  1. گروه بندی جزء تر معیارها در گروه های بیشتر
  2. شناسایی وزن معیارها با بهره گرفتن از روش ANP و اولویت بندی گزینه های اکتساب با بهره گرفتن از روش VICOR یا .TOPSIS
  3. گروه بندی معیار های اکتساب تکنولوژی با بهره گرفتن از تحلیل عاملی اکتشافی.
  4. شناسایی زیر معیار معیار های موثر در اکتساب تکنولوژی و تصمیم‎گیری بر اساس آن ها.
  5. تصمیم‎گیری برای اولویت بندی گزینه ها بر اساس روش تاپسیس سلسله مراتبی.
  6. شناسایی ارتباط بین گروه ها و معیارها با بهره گرفتن از نقشه شناختی و ISM.
  7. شناسایی ارتباط بین گروه ها و معیارها با بهره گرفتن از نقشه شناختی فازی و ISM فازی.

ضمیمه

باسمه تعالی
پاسخ دهنده گرامی:
با سلام
پرسشنامه حاضر در راستای انجام پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان « اولویت بندی استراتژی های اکتساب تکنولوژی در صنعت پتروشیمی ایران با بهره گرفتن از روش های تصمیم گیری چند معیاره » تدوین گردیده است. با توجه به انتخاب جناب عالی به عنوان یکی از خبرگان این حوزه، خواهشمند است با در نظر گرفتن توضیحات ذیل وبا دقت نظر ما را از نظرات خود بهره مند سازید.
در ابتدا توضیح مختصری از مفهوم اکتساب تکنولوژی و شیوه های آن بیان گردید؛ منظور از اکتساب تکنولوژی، دستیابی به تکنولوژی مورد نیاز بنگاه می باشد که در بر گیرنده مراحل شناسایی، انتخاب، انتقال و بکارگیری راه حل های فنی به منظور بهبود قابلیت های تولیدی و با هدف افزایش عملکرد تجاری بنگاه می باشد. سه شیوه اصلی اکتساب تکنولوژی شامل؛ اکتساب از طریق تحقیق توسعه داخلی یا ساخت، مشارکت با سایر موسسات و خرید تکنولوژی در این پژوهش مد نظر می باشد.
این پرسشنامه در دو بخش طراحی گردیده است . در بخش نخست مجموعه معیار هایی که در انتخاب شیوه های شیوه اکتساب تکنولوژی تاثیر گذار می باشد، معرفی و تعریف مختصری از آنها ارائه گردیده است. این مولفه ها به چهار دسته قابلیت سازمان، استراتژی، تکنولوژی و عوامل محیطی موثر بر اکتساب تکنولوژی تفکیک شده اند، در بخش دوم، پرسشنامه ای طراحی گردیده است که میزان ترجیحات و یا به عبارتی درجه اهمیت هر یک از عوامل مختلف نسبت به یکدیگر و نسبت به سطوح بالاتر را مورد سنجش قرار می دهد. در این پرسشنامه جدولی با هدف مقایسات زوجی تهیه و تنظیم گردیده است. خواهشمند است با مطالعه راهنمای پرسشنامه و تکمیل جداول مورد نظر ما را در این امر یاری نمایید.
با تشکر
بخش اول

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  معیارها تعاریف
۱ میزان آشنایی شرکت با وضعیت بازار میزان آشنایی شرکت با بازار که در سه وضعیت جدید و ناشناخته، جدید و شناخته شده و پایه مورد ارزیابی قرار می گیرد.
۲ میزان آشنایی شرکت با تکنولوژی مورد نیاز میزان آشنایی شرکت با بازار که در سه وضعیت جدید و ناشناخته ، جدید و شناخته شده و پایه مورد ارزیابی قرار می گیرد.
۳ وابستگی تکنولوژیکی میزان و نوع وابستگی اجزای تکنولوژی به یکدیگر
۴ سهم بازار بالقوه سهم بازار بالقوه به بازار دست نخورده ای که برای محصولات تکنولوژی وجود دارد اشاره می نماید و به سطح سطح بزرگ، متوسط و کوچک تقسیم می گردد .
۵ موقعیت تکنولوژیک  
۶ منابع و نیروی انسانی تحقیق و توسعه ارتباطات پرسنل R&D با سایر شرکت ها و مراکز تحقیقاتی
سطح تحصیلات عمومی و مهارت های حرفه ای پرسنل R&D
میزان انتقال و جابه جایی پرسنل R&D
۷ تجربه شرکت در شیوه کسب دانش فنی این معیار بر اساس میزان تناسب تجارب پیشین شرکت در شیوه های اکتساب تکنولوژی با الگوهای سازمان در انتخاب شیوه اکتساب می باشد و بر اساس تعداد و نوع اکتسابات تکنولوژیکی شرکت بر اساس پایگاه داده های مربوطه مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرد و همچنین پیشینه سازمان در فعالیت های تحقیق و توسعه که با تعداد پتنت های معرفی شده توسط سازمان قبل از اخذ تکنولوژی قابل ارزیابی و بررسی است
۸ اندازه شرکت اندازه شرکت به سه بخش کوچک، متوسط و بزرگ تقسیم می شود که با تعداد پرسنل مورد ارزیابی قرار می گیرد
۹ برخورداری از دارایی های مکمل تکنولوژی این معیار با مواردی همچون، موجودی انبار تکنولوژی محصول، موجودی انبار تکنولوژی فرایند، مدرن بودن تجهیزات و دستگاه ها ، منابع مالی، قابلیت های تحقیق و توسعه و قابلیت بازاریابی مورد ارزیابی قرار می گیرد
۱۰ فوریت دست یابی به تکنولوژی محدودیت زمانی در دستیابی هر چه سریعتر به تکنولوژی
۱۱ متناسب با استراتژی کسب و کار میزان تطبیق شیوه اکتساب انتخابی بنگاه در جذب و بکارگیری تکنولوژی با استراتژی سازمان کلی سازمان در خصوص کسب و کار و تجارت
۱۲ متناسب با استراتژی تکنولوژی میزان تطبیق شیوه اکتساب انتخابی بنگاه در جذب و بکارگیری تکنولوژی با استراتژی سازمان در خصوص تکنولوژی
۱۳ ضرورت اکتساب  
۱۴ میزان یکپارچگی عمودی و افقی میزان و نحوه ارتباط سازمان با تامین کنندگان، مشتریان ، رقبا و شرکاء تجاری سازمان
۱۵ اهمیت تکنولوژی برای یک شرکت  
۱۶ اثر رقابتی تکنولوژی اثر رقابتی یا استراتژیک تکنولوژی به سه دسته تکنولوژی ، ممتاز یا حیاتی ، پایه و بیرونی تقسیم می گردد
۱۷ کشش تغییر پذیری تکنولوژی تولید کشش تغییر پذیری تکنولوژی تولید با شاخص های زیر قابل ارزیابی است؛ سرعت تغییر پذیری تکنولوژی تولیدی در این صنعت ، فراهم شدن فرصت های بزرگ در این صنعت به سبب تغییرات تکنولوژی ، بهبود های نسبتا اندک تکنولوژی تولیدی در این صنعت ، بروز و ظهور ایده های بسیاری در محصولات جدید از طریق بررسی شکاف های موجود در این صنعت
۱۸ پیچیدگی تکنولوژی  
۱۹ امکان بومی سازی تکنولوژی قابلیت تغییر و اصلاح تکنولوژی مناسب با الگوهای فرهنگی و اجتماعی حاکم بر سازمان
۲۰ امکان کپی برداری تقلید آسان سهولت دستیابی به تکنولوژی از طریق کپی برداری و تقلید از تکنولوژی های مدرن
۲۱ چرخه عمر تکنولوژی چرخه حیات تکنولوژی به چهار مرحله ، پیدایش ، رشد ، بلوغ و افول و تکنولوژی تقسیم می شود .
۲۲ هزینه تحقیق و توسعه هزینه پرسنل R&D، و شرایط استخدام و تخراج آنها
۲۳ ارتباط تکنولوژیک  
۲۴ قوانین حمایت از مالکیت معنوی میزان استقرار قوانین حمایت از مالکیت معنوی با شاخص های ، حمایت و پشتیبانی از تکنولوژی محصول بوسیله قانون ثبت اختراعات کشور، دستیابی رقبا به پتنت های محصول با هزینه های نسبتا پایین، عدم ثبت تکنولوژی محصول در کشور به سبب ترس از دستیابی یا یادگیری رقبا از تکنولوژی و تمایل به تجارت و داد و ستد مخفیانه ، مورد ارزیابی قرار می گیرد .
۲۵ عوامل سیاسی و قانونی و اجرای تحریم های اقتصادی عدم دسترسی به منابع تکنولوژی خارج از کشور به دلیل تحریم های اقتصادی و عوامل سیاسی، قانونی و اجرایی با میزان دخالت دولت در عملکرد بازار ، میزان حمایت دولت از فعالیت های تحقیق و توسعه مشارکتی، ممانعت های قانونی برای R&D از جانب نهادهای اجرایی و سوبسیدهای کلی و متداول برای R&D مورد ارزیابی قرار می گیرد .
۲۶ دانش مراکز تحقیقاتی خارج از سازمان دانش خارجی مراکز تحقیقاتی شامل دسترسی به انتشارات و پایگاه های اطلاعاتی فنی و تخصصی خارجی، شرایط برای همکاری بخش R&D با مراکز تحقیقاتی غیر دانشگاهی ، شرابط برای همکاری بخش R&D با مراکز تحقیقاتی دانشگاهی، سطح فنی و تخصصی مراکز تحقیقاتی دانشگاهی می باشد .
۲۷ نزدیکی به دیگر شرکت ها نزدیکی شرکت های دارای صنعت مشابه از نظر مکانی به یکدیگر
۲۸ سطح تکنولوژی رقبا  
۲۹ نزدیکی به موسسات تحقیقاتی مجاورت منطقه ای با مراکز تحقیقاتی دانشگاهی و موسسات تحقیقاتی در حوزه تکنولوژی
۳۰ عدم اطمینان محیطی تنازع با شاخص های : میزان برخورد با فرصتها و تصمیمات ریسک آمیز، تنوع و تعدد رقبا در محیط که موجب می گردد مشتریان به عواید ناچیز راضی می گردند، نوسانات سطح تقاضا برای محصولات ، میزان اجبار به تغییر استانداردهای تولیدی و رکود و صعود در کسب و کار مورد ارزیابی قرار می گیرد
۳۱ اندازه بازار  
۳۲ شدت رقابت شدت رقابت با تمرکز رقابت ، بر قیمت طراحی محصول ، رقابت بی رحمانه در این صنعت و ضربه زدن رقبا به یکدیگر مورد ارزیابی قرار می گیرد.
۳۳ دسترسی به منابع بیرونی دسترسی به خار جی شامل تعامل و ارتباطات بنگاه با سایر شرکت ها همچون شرکت های تامین کننده ، شرکت های مشتری، رقبا و سایر شرکت ها ، مجاورت و نزدیکی فاصله ای با سایر شرکت ها ، سطح تکنولوژی رقبا و سایر شرکت ها می باشد .
۳۴ کیفیت تکنولوژی خارجی کیفیت منابع دانش خارجی با سطح تکنولوژیکی شرکت های تامین کننده ، سطح تکنولوژیکی شرکت های مشتری، سطح فنی و تخصصی مراکز تحقیقاتی غیر دانشگاهی و پتانسیل برای تبادل اطلاعات در کنفرانس های خارجی مورد ارزیابی قرار می گیرد .
۳۵ پیچیدگی محیطی پیچیدگی محیطی با شاخص هایی همچون ، میزان تنوع خواسته های مشتریان در بازار و نیز میزان تنوع سیستم های مختلف تولیدی برای برآورده نمودن خواسته های مشتریان مورد ارزیابی قرار می گیرد

مدل کلی تحقیق به صورت زیر می باشد:
پرسشنامه
بخش دوم:
هدف ما در این قسمت از پرسشنامه انجام مقایسات زوجی به منظور تعیین درجه اهمیت عوامل موثر بر اکتساب تکنولوژی می باشد. بدین منظور لازم است تا در قالب ماتریس های مندرج در صفحات بعد به مقایسات زوجی عوامل موثر بر اکتساب تکنولوژی پرداخته شود.
لطفا به منظور انجام مقایسات زوجی از مقیاس زیر استفاده نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدار عددی درجه اهمیت در مقیاس دوبه دو
۱ ترجیح یکسان
۲ یکسان تا نسبتاً مرجح
۳ نسبتاً مرجح
۴ نسبتاً تا قویاً مرجح
۵ قویاً مرجح
۶ قویاً تا بسیار قوی
۷ ترجیح بسیار قوی
۸ بسیار تا بی اندازه مرجح
۹ بی اندازه مرجح

همچنین برای تکمیل جدول مقایسات زوجی ذیل مطابق مثال عمل نمایید:
بطور مثال فرض نمایید از منظر شما برای موفقیت شرکت در اکتساب تکنولوژی مورد نیاز بنگاه، عامل تکنولوژی ارجحیت قوی بر عامل، عوامل محیط دارد، در این صورت لازم است در درایه محل تلاقی دو دو عامل تکنولوژی و محیط عدد ۵ در مثلث بالای درایه درج گردد، به عبارتی در صورتی که عامل ستون بر سطر ارجحیت داده شود در مثلث بالا و در غیر این صورت در مثلث پایین درایه محل تلاقی عدد مورد نظر درج می گردد. لذا خواهشمند است از پر نمودن خانه های تیره خودداری فرمایید، به همین نحو جدول زیر به عنوان راهنما تکمیل گردیده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  قابلیت سازمان استراتژی تکنولوژی عوامل محیطی
قابلیت سازمان        
استراتژی        
تکنولوژی ۶      
عوامل محیطی   ۱ ۵  

ماتریس مقایسه معیار ها با توجه به هدف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  قابلیت سازمان استراتژی تکنولوژی عوامل محیطی
قابلیت سازمان        
استراتژی        
تکنولوژی        
عوامل محیطی        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  فوریت دست یابی به تکنولوژی متناسب با استراتژی کسب و کار متناسب با استراتژی تکنولوژی ضرورت اکتساب میزان یکپارچگی عمودی و افقی
فوریت دست یابی به تکنولوژی          
متناسب با استراتژی کسب و کار          
متناسب با استراتژی تکنولوژی          
ضرورت اکتساب          
میزان یکپارچگی عمودی و افقی          

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به معیار قابلیت سازمان
ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به معیار استراتژی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  آشنایی شرکت با وضعیت بازار آشنایی شرکت با تکنولوژی مورد نیاز وابستگی تکنولوژیکی سهم بازار بالقوه موقعیت تکنولوژیک منابع و نیروی انسانی تحقیق و توسعه تجربه شرکت در شیوه کسب دانش فنی اندازه شرکت برخورداری از دارایی های مکمل تکنولوژی
آشنایی شرکت با وضعیت بازار                  
آشنایی شرکت با تکنولوژی مورد نیاز                  
وابستگی تکنولوژیکی                  
سهم بازار بالقوه                  
موقعیت تکنولوژیک                  
منابع و نیروی انسانی تحقیق و توسعه                  
تجربه شرکت در شیوه کسب دانش فنی                  
اندازه شرکت                  
برخورداری از دارایی های مکمل تکنولوژی                  
  اهمیت تکنولوژی برای شرکت اثر رقابتی تکنولوژی کشش تغییر پذیری تکنولوژی تولید پیچیدگی تکنولوژی امکان بومی سازی تکنولوژی امکان کپی برداری و تقلید آسان چرخه عمر تکنولوژی هزینه تحقیق و توسعه ارتباط تکنولوژیک
اهمیت تکنولوژی برای شرکت                  
اثر رقابتی تکنولوژی                  
کشش تغییر پذیری تکنولوژی تولید                  
پیچیدگی تکنولوژی                  
امکان بومی سازی تکنولوژی                  
امکان کپی برداری تقلید آسان                  
چرخه عمر تکنولوژی                  
هزینه تحقیق و توسعه                  
ارتباط تکنولوژیک                  

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به معیار تکنولوژی
ماتریس مقایسه زیر معیارها با توجه به معیار عوامل محیطی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  قوانین حمایت از مالکیت معنوی عوامل سیاسی و قانونی و تحریم های اقتصادی دانش مراکز تحقیقاتی خارج از سازمان نزدیکی به دیگر شرکت ها سطح تکنولوژی رقبا نزدیکی به موسسات تحقیقاتی عدم اطمینان محیطی اندازه بازار شدت رقابت دسترسی به منابع بیرونی کیفیت تکنولوژی خارجی پیچیدگی محیطی
قوانین حمایت از مالکیت معنوی                        
عوامل سیاسی و قانونی، تحریم های اقتصادی                        
دانش مراکز تحقیقاتی خارج از سازمان                        
نزدیکی به دیگر شرکت ها                        
سطح تکنولوژی رقبا                        
نزدیکی به موسسات تحقیقاتی                        
عدم اطمینان محیطی                        
اندازه بازار                        
شدت رقابت                        
دسترسی به منابع بیرونی                        
کیفیت تکنولوژی خارجی                        
پیچیدگی محیطی                        

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار میزان آشنایی شرکت با وضعیت بازار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  اثر رقابتی تکنولوژی سهم بازار بالقوه موقعیت تکنولوژیک
اثر رقابتی تکنولوژی      
سهم بازار بالقوه      
موقعیت تکنولوژیک      

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار وابستگی تکنولوژیکی

 

 

 

 

 

 

  موقعیت تکنولوژیک اندازه شرکت
موقعیت تکنولوژیک    
اندازه شرکت    

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار موقعیت تکنولوژیک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  میزان آشنایی شرکت با تکنولوژی مورد نیاز وابستگی تکنولوژیکی سهم بازار بالقوه
میزان آشنایی شرکت با تکنولوژی مورد نیاز      
وابستگی تکنولوژیکی      
سهم بازار بالقوه      

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار منابع و نیروی انسانی تحقیق و توسعه

 

 

 

 

 

 

  وابستگی تکنولوژیک موقعیت تکنولوژیک
وابستگی تکنولوژیک    
موقعیت تکنولوژیک    

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار اندازه شرکت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  میزان آشنایی شرکت با وضعیت بازار میزان آشنایی شرکت با تکنولوژی مورد نیاز وابستگی تکنولوژیکی موقعیت تکنولوژیک منابع و نیروی انسانی تحقیق و توسعه
میزان آشنایی شرکت با وضعیت بازار          
میزان آشنایی شرکت با تکنولوژی مورد نیاز          
وابستگی تکنولوژیکی          
موقعیت تکنولوژیک          
منابع و نیروی انسانی تحقیق و توسعه          

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار برخورداری از دارایی های مکمل تکنولوژی

 

 

 

 

 

 

  موقعیت تکنولوژیک منابع و نیروی انسانی تحقیق و توسعه
موقعیت تکنولوژیک    
منابع و نیروی انسانی تحقیق و توسعه    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  فوریت دست یابی به تکنولوژی متناسب با استراتژی تکنولوژی ضرورت اکتساب
فوریت دست یابی به تکنولوژی      
متناسب با استراتژی تکنولوژی      
ضرورت اکتساب      

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار تناسب با استراتژی کسب و کار
ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار متناسب با استراتژی تکنولوژی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  فوریت دست یابی به تکنولوژی متناسب با استراتژی کسب و کار ضرورت اکتساب
فوریت دست یابی به تکنولوژی      
متناسب با استراتژی کسب و کار      
ضرورت اکتساب      

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار ضرورت اکتساب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  فوریت دست یابی به تکنولوژی متناسب با استراتژی کسب و کار متناسب با استراتژی تکنولوژی
فوریت دست یابی به تکنولوژی      
متناسب با استراتژی کسب و کار      
متناسب با استراتژی تکنولوژی      

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار میزان یکپارچگی عمودی و افقی

 

 

 

 

 

 

  متناسب با استراتژی کسب و کار متناسب با استراتژی تکنولوژی
متناسب با استراتژی کسب و کار    
متناسب با استراتژی تکنولوژی وسعه    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  اثر رقابتی تکنولوژی هزینه تحقیق و توسعه ارتباط تکنولوژیک
اثر رقابتی تکنولوژی      
هزینه تحقیق و توسعه      
ارتباط تکنولوژیک      

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار اهمیت تکنولوژی برای یک شرکت
ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار اثر رقابتی تکنولوژی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  اهمیت تکنولوژی برای یک شرکت کشش تغییر پذیری تکنولوژی تولید چرخه عمر تکنولوژی هزینه تحقیق و توسعه
اهمیت تکنولوژی برای یک شرکت        
کشش تغییر پذیری تکنولوژی تولید        
چرخه عمر تکنولوژی        
هزینه تحقیق و توسعه        

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار کشش تغییر پذیری تکنولوژی تولید

 

 

 

 

 

 

  اهمیت تکنولوژی برای یک شرکت اثر رقابتی تکنولوژی
اهمیت تکنولوژی برای یک شرکت    
اثر رقابتی تکنولوژی    

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار پیچیدگی تکنولوژی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  اهمیت تکنولوژی برای یک شرکت امکان بومی سازی تکنولوژی امکان کپی برداری و تقلید آسان
اهمیت تکنولوژی برای یک شرکت      
امکان بومی سازی تکنولوژی      
امکان کپی برداری و تقلید آسان      

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار امکان بومی سازی تکنولوژی

 

 

 

 

 

 

  امکان کپی برداری و تقلید آسان چرخه عمر تکنولوژی
امکان کپی برداری و تقلید آسان    
چرخه عمر تکنولوژی    

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار امکان کپی برداری تقلید آسان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  امکان بومی سازی تکنولوژی چرخه عمر تکنولوژی هزینه تحقیق و توسعه
امکان بومی سازی تکنولوژی      
چرخه عمر تکنولوژی      
هزینه تحقیق و توسعه      

ماتریس مقایسه زیر معیار ها با توجه به زیر معیار چرخه عمر تکنولوژی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:14:00 ب.ظ ]




ازدواج و تشکیل خانواده یکی از نیازهای بشر بوده و در دین مقدس اسلام به آن توصیۀ فراوان شده است . تشکیل خانواده ابتدای راه زندگی زناشویی است و حفظ و دوام آن ، از تشکیل خانواده اهمیت بیشتری دارد . این مهم میسر نمی شود مگر با رعایت حقوق زوجین نسبت به یکدیگر که در شرع مقدس اسلام ، جزئیات آن تعیین و مشخص گردیده است . خانواده مهمترین رکن اجتماعی است که ایجاد وانحلال آن علاوه بر آنکه به اراده ی طرفین است جامعه نیز نسبت به آن حساسیت دارد . هرگونه استحکام یا تشتت در مبانی خانواده ، دیگر ارکان جامعه را نیز در معرض دگرگونی قرار میدهد . پایداری خانواده و تعالی آن، سبب پویایی جامعه گردیده و مشکلات اجتماعی را به حداقل می رساند . خانواده و نقش آن به لحاظ تربیتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است تا جایی که عوامل پدر، مادر ، جامعه و جامعه ی جهانی شکل دهنده ی شخصیت و اخلاق تلقی می شوند .حفظ خانواده و احیای آن به عنوان اولین نهاد مدنی که نقشهای متفاوتی را درجامعه ایفا می نماید از اولویتهای جدی هر نظام می باشد تا جایی که سرمایه ی ملی و معنوی جامعه تلقی می گردد . در حقیقت مفهوم ساخت اجتماعی در انسان غالباً با مفهوم ساخت خانواده و خویشاوندی همراه است (کاملی ،۱۳۸۶). نابسامانی سازمان خانوادگی یا گسیختگی آن را می توان بعنوان شکستن واحد خانوادگی یا گسیختگی ساخت نقش های اجتماعی بعلت قصور یا ناتوانی یک یا چند عضو خانواده در اجرای نقش های خود تعریف کرد .

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

طلاق یکی از انواع گسیختگی خانواده است که آمار آن در جامعه ی ایران طی سالهای گذشته تا به امروز رو به فزونی گزارده و بالتبع آسیبهایی را نیز در جامعه بدنبال داشته است. با توجه به اهمیت این نهاد اجتماعی در این پژوهش سعی می شود راهکارهایی ارائه گردد تا افراد بشری کمتر دچار این معضل اجتماعی شده و آمار آن کاهش یابد . طلاق عبارت است از زایل کردن قید ازدواج با لفظ مخصوص. طلاق مخصوص عقد دائم و یک عمل حقوقی یک جانبه است . درحقوق کنونی ایران طلاق باید به حکم دادگاه واقع شود و درتعریف آن می توان گفت : طلاق عبارت است از انحلال نکاح دائم با شرایط و تشریفات خاص ازجانب مرد یا نماینده قانونی او . درقوانین کنونی ایران موادی در امور خانواده وجود داردکه در این پژوهش بررسی میشود که وجود چنین قوانینی تأثیری بر افزایش یا کاهش طلاق داشته است یا خیر . به عنوان مثال این مسأله بررسی میشود که نهاد داوری که در قانون پیش بینی شده چه تاثیری بر جلوگیری از طلاق داشته است و در قانون جدید حمایت خانواده چه جایگاهی دارد .

سوالات اصلی :

۱-عمده ترین علل حقوقی و اجتماعی افزایش و گسترش طلاق در جامعه ایران چیست ؟

۲-عمده ترین راه حل های پیشگیری از افزایش طلاق از لحاظ حقوقی و اجتماعی کدام است ؟

سؤالات فرعی:

۱-قوانین موجود تاچه اندازه برگرایش زوجین به سوی طلاق مؤثر بوده و این قوانین هنگام اجرا ، تا چه اندازه بصورت مؤثر و کاربردی اعمال میشوند؟

سابقه ی پژوهش

تاکنون درزمینه ابعاد مختلف طلاق به خصوص ، از لحاظ اجتماعی و حقوقی تحقیقات بسیاری انجام گرفته و کتب فراوانی تألیف گردیده است. در اکثر موارد محققین سعی کرده اند که علل و عوامل بروز طلاق را بررسی کنند و اینکه چه عواملی سبب میشود افراد به این سمت گرایش پیداکنند و بجای اصلاح و ادامه ی زندگی به طلاق روی بیاورند . که ما نیز در این پژوهش به صورت مفصل به بررسی این عوامل و راهکارهای پیشگیری از آنها می پردازیم . بحثهای پراکنده ای نیز در زمینه ی عوامل حقوقی مسبب طلاق در کتب مختلف مطرح شده است:

ازجمله کتابی است به نام «طلاق، پژوهشی درشناخت واقعیت وعوامل آن» تألیف دکترباقر ساروخانی.

اهمیت و ضرورت پژوهش

بهداشت روانی نسلهای جامعه در گرو تأمین بهداشت روانی خانواده به عنوان یک کانون مملو از محبت و آرامش برای تحول در رشد استعدادهاست که هر گونه آسیبی به آن ، نسل آینده را از آثار سوء خود مصون نخواهد گذاشت و سازمانهای اجتماعی زیادی را در گیر خود خواهد ساخت. با این وجود متأسفانه شاهد افزایش بیش از انتظار نرخ طلاق در جامعه هستیم .حال آنکه منفورترین امر در نزد خداوند متعال که در کلام معصوم (ع) از آن به لرزش عرش تعبیر شده ، طلاق است .ضمن اینکه توصیه های اخلاقی زیادی در مورد تشکیل خانواده و تلاش برای حفظ آن با نیت تقرب به ذات اقدس وی در متون اسلامی آمده است(کاملی ،۱۳۸۱ : ۶)

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

تحقیق در باب طلاق می تواند با کشف و تعمیق شناخت این پدیده ، زمینه شناخت علمی و گسترده آن ، تصحیح برداشت و باورهای قالبی از مسأله را فراهم کند و به ارتقای فرهنگ جامعه در زمینه ی فرهنگ زناشویی و هم چنین تدوین برنامه های اجتماعی مناسب در جهت سالم سازی محیط و جلوگیری از پیامدها و آثار زیانبار طلاق یاری رساند .ضمناً هر پژوهش علمی همانطور که اهمیت کاربردی دارد در عین حال کارکرد شناختی و کارکرد روش شناختی نیز داردو هیچ کدام از این کارکرد ها در واقعیت ، تفکیک پذیر نیستند (تیماجچی ،۱۳۷۷ :۶).

طبق آیات و روایات و از منظر اجتماعی نیز ، خانواده مهمترین رکن جامعه میباشد که استحکام وپویایی آن سبب استحکام و پویایی جامعه گردیده ومشکلات اجتماعی را به حداقل می رساند . ضمن آنکه خانواده و نقش آن به لحاظ تربیتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و سبب میشود تا در جهت حفظ این نهاد ، از راهکارهای حقوقی و اجتماعی مختلف بهره گیریم.

اهداف پژوهش

هدف از این پژوهش ارائه ی راه حلهای عملی وکاربردی و منطبق با شرایط جامعه ازحیث اجتماعی و حقوقی برای مقابله با معضل طلاق میباشد و دراین پژوهش بین رشته ای تلاش می شود تا ابعاد قضیه از حیث دو بعد ذکرشده روشن گردد . طلاق به عنوان یک پدیده اجتماعی ازعوامل بسیاری متأثراست. برخی از این عوامل به معنای دقیق کلمه اجتماعی هستند و به سرعت و به سادگی قابل کنترل نیستند در حالی که برخی دیگر، وضعی بوده که قوانین از این جمله اند . بدینسان هرجامعه میتواند با وضع قوانین خاص برکم وکیف طلاق تاثیر بگذارد.یک مثال بارز از تاثیر وضع قانون برثبات خانواده درایران ، تصویب واجرای قانون حمایت خانواده مصوب ۱/۱۲/۱۳۹۱ است که یکی از اهداف این پژوهش بررسی این قانون و تأثیر آن بر معضل طلاق میباشد.

هدف دیگر، بررسی اختیاراتی است که قانون برای تقاضای یک جانبه ی طلاق ازجانب هریک اززوجین تعیین نموده و همچنین حق مطالبه ی حقوق مالی ، از جانب زوجه که ازطرف قانون به او اعطا گردیده است و تأثیرآن بر طلاق بررسی میشود.

در نهایت راهکارهایی حقوقی درخصوص پیشگیری از وقوع این پدیده با بهره گرفتن از قوانین موجود و همچنین پیشنهاداتی جهت اصلاح قوانین در امور خانواده ارائه میگردد . شناسایی و توصیف کمی وکیفی عوامل مؤثر در بروز ناهنجاری اجتماعی طلاق در ایران از ابعاد حقوقی و اجتماعی و ارائه ی راهکارهای مؤثر در کاهش آن از اهداف دیگر این پژوهش می باشد. درضمن ازآنجایی که راهکارهای حقوقی صرفاً نظری می باشند تلاش میشود با بررسی اجتماعی این پدیده بیشتر به این واقعیت نزدیک شده و به راهکارها جنبه ی عملی بخشیده و بتوانیم بانگرشی عمیق تر، پیشنهاداتی برای وضع قوانین مرتبط با طلاق و خانواده ارائه کنیم.

فرضیه های پژوهش

۱-عدم تناسب مجازات جرم ترک انفاق با نوع جرم و هم چنین در نظر گرفتن مهریه های نامتناسب با توان مالی افراد و ضمانت اجرای سنگین آن ، نقش مؤثری در ناپایداری زندگی مشترک و تمایل بسوی طلاق دارد.

۲- عدم اجرای صحیح قوانین موجود ازجمله اعمال نهاد داوری قبل ازصدور گواهی عدم امکان سازش ، به میزان عدم تصویب قانون مناسب و کاربردی می تواند علت مؤثری در افزایش طلاق باشد.

روش تحقیق

روش انجام این پژوهش «توصیفی-تحلیلی» می باشد . که اطلاعات در آن به شیوه ی کتابخانه ای جمع آوری می شود . با توجه به اینکه معمولاً در علوم انسانی از روش تحلیلی و توصیفی در پژوهش استفاده می شود، و مهمترین شیوه ی مورد استفاده جهت گردآوری مطالب ، روش کتابخانه ای است .

فصل دوم :مفاهیم و مقدمات

فصل دوم

مفاهیم و مقدمات

معنای لغوی و اصطلاحی طلاق

ابتدا معنای لغوی طلاق به عنوان یک واژه کلیدی تبیین و سپس تعریف طلاق در فقه و حقوق ایران بررسی خواهد گردید.

معنای لغوی طلاق

طلاق در لغت ، به معنی گشودن گره و رها کردن است . طلاق جدا شدن زن از مرد ، رها شدن زن از قید نکاح ، طبق شرایط مقرر در دین ، است. (معین، ۱۳۷۱)

در کتب لغت برای واژه طلاق معانی متعددی را ذکر کرده اند ؛ از جمله آنها : رهایی ، آزاد کردن ، ترک کردن ، واگذاشتن است و … مثلاً گفته می شود : «ناقه طالق» یعنی آزاد و رها . و یا عبارت : «طلقت القوم» یعنی : قوم را ترک کرده ام. (طاهری ، ۱۳۷۰ : ۲۴۷)

معنای اصطلاحی طلاق

در اصطلاح شرعی طلاق عبارت است از: « ازاله قید النکاح بصیغه مخصوصه » یعنی : طلاق ، زایل نمودن قید و پیوند نکاح است با صیغه مخصوص . کلمه صیغه مخصوص برای جدا شدن طلاق از فسخ است؛ زیرا فسخ ، صیغه مخصوص نمی خواهد (همان)

بعضی از استادان حقوق فرانسه طلاق را چنین تعریف کرده اند : «طلاق قطع رابطه زناشویی به حکم دادگاه ، در زمان حیات زوجین ، به درخواست یکی از آنان یا هر دو ، با شرایط معین است» (صابری صفایی، ۱۳۴۶ : ۳) .

در حقوق ایران طلاق ممکن است به حکم دادگاه یا بدون آن واقع شود و در تعریف آن بعضی از حقوقدانان گفته اند : طلاق عبارت است از انحلال نکاح دائم با شرایط و تشریفات خاص از جانب مرد یا نماینده قانونی او.

بنابراین می توان گفت : طلاق عبارت است از زایل کردن و از میان بردن قید نکاح به وسیله صیغه طلاق.

بنابراین طلاق ویژه نکاح دائم است و انحلال نکاح منقطع ( متعه ) از طریق بذل یا انقضای مدت صورت می گیرد . ماده ۱۱۳۹ ق.م در این باره می گوید: طلاق مخصوص عقد دائم است و زن در عقد منقطعه با انقضای مدت و بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود .

از نظر ماهیت حقوقی ، در فقه اسلامی و قانون مدنی ، طلاق ایقاعی است که از سوی مرد یا نماینده او واقع می شود. حتی در مواردی که طلاق براساس توافق زوجین صورت می گیرد، باید آن را یک عمل حقوقی یک جانبه ( ایقاع ) به شمار آورد؛ زیرا توافق زوجین که شرط یا انگیزه طلاق می باشد، غیر از خود آن است و طلاق ، یعنی آخرین عملی که با اجرای صیغه تحقق می پذیرد و رابطه نکاح را منحل می کند. بنابراین طلاق یک عمل حقوقی یک جانبه ( ایقاع ) است و ناشی از اراده طرفین نمی باشد. ( صفایی و امامی، ۱۳۷۵: ۲۲۵).

ویژگی های طلاق

۱- طلاق ایقاع است : یعنی تنها به اراده مرد یا نماینده او واقع می شود و نیازی به موافقت زن ندارد. دخالت دادگاه یا تراضی مجوز واقع ساختن و ثبت طلاق در محضر است ، و در وقوع عمل حقوقی اثر ندارد.

۲- طلاق عمل تشریفاتی است : گذشته از این که وقوع طلاق در صورت اختلاف باید به اذن دادگاه باشد و تحصیل این اذن تشریفات خاص دارد، اصل ایقاع نیز تنها به رضای مرد واقع نمی شود و به شرایط ویژه ای نیازمند است.ماده ۱۱۳۴ قانون مدنی در بیان همین شرایط می گوید: «طلاق باید به صیغه طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد».

۳- طلاق به اراده شوهر واقع می شود : مقصود این نیست که زن هرگز نمی تواند درخواست طلاق کند یا رأی دادگاه هیچ اثری در وقوع آن ندارد. زن حق دارد که با شرایط معین اجبار مرد را به طلاق بخواهد و دادگاه نیز در چنین موردی حکم به طلاق می دهد.

۴- طلاق به اذن یا حکم دادگاه واقع می شود : در موردی که زن خواستار جدایی است ، بیگمان بایستی برای احراز وجود عسر و حرج در ادامه زندگی زناشویی از دادگاه حکم بگیرد و شوهر را بر مبنای آن مجبور به طلاق کند .ولی در فرضی هم که شوهر مایل به جدایی است ، بایستی با تشریفاتی خاص و پس از رجوع به داوری ، از دادگاه اذن طلاق بگیرد .

در قانون حمایت خانواده مصوب ۱/۱۲/۱۳۹۱ قانون گذار بین صدور گواهی عدم امکان سازش و صدور حکم طلاق ، تفاوت قائل شده است . این تفاوت ، در ماده ۲۶ قانون حمایت خانواده بیان گردیده است . بدین صورت که اگر دادخواست طلاق از طرف زوج مطرح گردد و یا طلاق به صورت توافقی باشد ، دادگاه به صدور گواهی عدم امکان سازش اقدام می نماید و اگر طلاق به درخواست زوجه باشد حسب مورد ، مطابق قانون به صدور حکم الزام زوج به طلاق یا احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق مبادرت می کند .

بنابراین وقتی تقاضای طلاق به درخواست زوجه باشد دادگاه گواهی عدم امکان سازش صادر نمی نماید ؛ بلکه حکم به الزام زوج به طلاق می دهد .

۵- طلاق وسیله انحلال نکاح دائم است : اگر زناشویی برای مدت معین باشد (نکاح منقطع یا متعه) انحلال آن به وسیله بذل مدت از طرف شوهر یا در اثر تمام شدن مدت انجام می گیرد. چنانکه ماده ۱۱۲۰ قانون مدنی می گوید : « عقد نکاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل می شود » (کاتوزیان، ۱۳۹۰ : ۲۲۰ ).

بنابراین با توجه به انواع طلاق معلوم می شود ، پیشگیری مربوط به اختلافات قابل حل است ؛ یعنی تکلیف دادگاه ها در راستای جلوگیری از طلاق با انصراف زوجین است ؛ لذا دادگاه ها در مواردی مانند وقوع عسر و حرج زوجه حق مانع تراشی در امر طلاق و اطاله دادرسی به این منظور را ندارند.

تاریخچه ی طلاق در جوامع و ادیان مختلف

طلاق از دیرباز در قوانین و شرایع مختلف با حدود و قیودی پذیرفته شده است. در یونان و رم طلاق را می شناختند و حتی از آن سوء استفاده می کردند. در عرف ژرمنی نیز طلاق وجود داشت و اختیار آن ، مانند سایر جوامع مردسالاری ، اصولاً به دست شوهر بود. در اغلب ادیان و مذاهب مانند اسلام ، زرتشت ، یهود ، پروتستان و ارتدکس ( از شاخه های دین مسیح ) ، طلاق با شرایطی پذیرفته شده است ، اما در مذهب کاتولیک طلاق به کلی ممنوع می باشد .

در اسلام ، اگر چه طلاق منع نشده و به ظاهر مرد هر وقت که بخواهد ، می تواند زن خود را طلاق بدهد و زن نیز در موارد خاص می تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند ، لیکن شکی وجود ندارد که طلاق در اسلام امری مذموم و ناپسند ، تلقی شده است و روایات متعددی در نکوهش طلاق مطرح شده است . علاوه بر دستورات اخلاقی ، پاره ای از قواعد حقوقی برای محدود کردن طلاق مقرر شده است ، که از آن جمله می توان به این موارد اشاره داشت : قبل از طلاق بایستی داوری از خویشاوندان مرد و داوری از خویشاوندان زن برای برقراری صلح میان آنان تعیین شوند، طلاق باید در حضور دو شاهد عادل انجام گیرد ، در طلاق رجعی که برای مرد امکان بازگشت وجود دارد ، در مدت عده ، زن در خانه مرد زندگی می کند و نفقه او بر عهده مرد است و … واضح است که این مقررات و پاره ای از قواعد دیگر ، طلاق را محدود می کند. ( دانای علمی ، ۱۳۷۴: ۳۲-۲۵)

در قوانین معاصر کشورهای مختلف ، راهکارهای گوناگونی در زمینه طلاق به چشم می خورد. قوانین خانواده و احوال شخصیه عمده کشورهای اسلامی نیز، علی الاصول طلاق را در اختیار مرد می دانند ولی بسیاری از آنها از یک سو سعی کردند با الزام مراجعه به دادگاه و بیان علل و موجبات درخواست طلاق ، محدودیت هایی در اعمال این اختیار ایجاد کنند و از سوی دیگر تلاش کردند تسهیلاتی برای درخواست طلاق و جدایی از جانب زن ، در مواردی که ادامه زندگی زناشوئی برایش دشوار و موجب ضرر است فراهم آورند.

طلاق در جوامع قبل از اسلام

بابل

خانواده در بابل اساس اجتماع محسوب می شد. رئیس خانواده می توانست در مواردی که زن تا مهلت معینی صاحب فرزند نمی شد، وی را طلاق دهد.همچنین اگر زنی بیماری مزمنی داشت ، مرد بدون آنکه او را طلاق دهد ، می توانست زن دیگری اختیار کند و همسر اول اختیار داشت یا به خانه پدرش برگردد و یا با وضعیت موجود بسازد.

مطابق قوانین آن دیار ، چنانکه زن مورد بی مهری همسر خویش قرار می گرفت ، می توانست در صورت اثبات آن در محکمه و با رأی محکمه به خانه پدری خود بازگرددو در صورت طرح دعوی و عدم امکان اثبات ادعای خود ، مرد می توانست وی را در رودخانه غرق کند.

درآن خطه ، بطور کلی متارکه ی مرد با زن بدون قید و شرط ممکن بود ، اما اگر مرد بدون دلیل همسر خود را طلاق میداد ، ملزم به استرداد جهیزیه ی او بود.در حالتی که زنی به علت بد رفتاری طلاق داده میشد ، از مزایای طلاق عادی بی نصیب بود و هرگاه زن به شوهر خود می گفت «تو شوی من نیستی» بر شوهر واجب بود که با غرق کردن اورا بکشد.(بهمنش، ۱۳۷۳ : ۹۱)

نازایی ،زنا، ناسازگاری و بد اداره کردن خانه از عللی بود که برحسب قانون ،طلاق زن را مجاز می ساخت. زن در صورت اثبات وفاداری اش به شوهر و ستم ناروای او نسبت به خود می توانست طلاق بگیرد.(دورانت،۱۳۵۹ : ۳۷۵)

یونان باستان

در آن جامعه بطور کلی طلاق زن برای مرد دشوار نبود و مرد می توانست بدون ارائه ی دلیل ، زن خویش را از خانه براند.از آنجا که مقصود از ازدواج ،آوردن فرزند بود ،طلاق زن عقیم پذیرفتنی بود،ولی هرگاه مرد عقیم بود،قانون و عرف تجویز می کرد که یکی از خویشان مرد به یاری وی آمده و زن را باردار نماید.در این صورت فرزندی که به دنیا می آمد،از آن شوهر زن محسوب می گردید.

در آتن زن نمی توانست بدون دلیل ، همسر خویش را ترک گوید.هر گاه شوهر نسبت به او ستمی روا میداشت واز حدود اعتدال خارج می شد، زن می توانست به «آرخون» مراجعه و تقاضای طلاق کند و طلاق زن با رضایت آرخون صورت می گرفته است.گاهی نیز طلاق با توافق زوجین انجام می گرفته است . اما این توافق باید با طی تشریفات رسمی در نزد آرخون اعلام می شد (همان : ۸۹).

مصر باستان

در مصر قدیم ،به دلیل شأن بالای اجتماعی زن ، به غیر از مورد نازایی ، شوهر نمی توانست زن را طلاق دهدو طلاق زن به هر دلیل دیگر ، شوهررا مکلف می کرد تا قسمت بزرگی از املاک خانواده را به وی واگذارد . ازین رو طلاق به ندرت واقع می شد.همین امر بوده است که دیودوروس میکوکولوس را برآن داشته تا به سخره بگوید در دره ی نیل یکی از شرایطی که در قباله نکاح آورده میشد آن بوده که مرد باید از زن اطاعت کند و این شرطی است که ذکر آن در قباله نکاح ضرورتی نداشته و به منزله قید در عقدنامه است (همان: ۳۴۸).

ایران باستان

ایرانیان باستان پیرو آیین زرتشت بوده و برنامه روزمره آنان تحت تعلیمات و اندیشه های آن دین قرار داشت.از نظر دین زرتشت ،نکاح امری بسیار با ارزش و پسندیده بوده است. به دلیل توجه خاص ایرانیان قدیم به مقام زن و برابری زن با شوهر در زندگی زناشویی ،طلاق امری ناشی از اراده بی چون و چرای مرد تلقی نمی شد.از همان ابتدای ازدواج مرد به عنوان سرور خانواده و کدخدا و زن نیز بانوی خانواده محسوب می شدو بدین ترتیب زن در تمامی مزایای زندگی و امتیازات و اداره خانواده ، همگام با مرد و شریک وی محسوب می شد.

در میان ایرانیان ، به پیروی از آیین زرتشت ، پیمان زناشویی به آسانی قابل انحلال نبوده است.طلاق یک تأسیس قضایی و منوط به رأی دادگاه خاص بوده است ؛ یعنی اگر شوهری می خواست علقه ی زوجیت را بگسلد ، می بایست شکایت خود را نزد قاضی که «کاهن» نامیده میشد، ببرد . پس از رسیدگی چنانچه قاضی تشخیص می داد که زوجین می توانند زندگی زناشویی را ادامه دهند ، آنان را به زندگی مشترک مجبور می نمود .

هرگاه تقاضای طلاق هر کدام از زوجین با دلیل موجه بوده و قاضی را برای طلاق قانع می ساخت ، برای صدور حکم طلاق ، اخذ رضایت طرف مقابل لازم بود .

موجبات طلاق در آیین زرتشت و به تبع آن در میان ایرانیان قدیم عبارت بود از : عنن مرد و عدم درمان وی تا حداکثر سه سال ، امتناع مرد از انفاق به زوجه در مدت سه سال ، بدرفتاری شوهر با زوجه به حدی که زن در زندگی با او دچار عسر و حرج شده و نصیحت در مرد مؤثر واقع نگردد و بالاخره اینکه هرگاه مرد پنج سال غایب بوده و خبری از زنده بودن او نرسیده باشد (آذرگشسب،۱۳۷۰ : ۹).

طلاق از دیدگاه ادیان و مذاهب

طلاق و پی آمدهای آن از مشکلات بزرگ جوامع کنونی به شمار می رود حال که پذیرفتیم که طلاق بعنوان یک بیماری در جوامع بشری پیشرفت کرده است باید دیدگاه ادیان بزرگ توحیدی یعنی یهود و مسیحیت و اسلام را درباره ی مسأله طلاق و مقرراتی که در بین این سه دسته وجود دارد را بیان کنیم.

طلاق در آیین یهود

«ادیان بزرگ توحیدی درباره مساله طلاق مقررات یکسانی ندارند . آیه یکم از فصل بیست و چهارم تورات صراحتاً به امر طلاق اشاره دارد. طبق این آیه طلاق به طور مطلق در اختیار مرد بوده و زن در آیین یهود بدون آنکه هیچگونه حق اعتراضی داشته باشد مطلقه می شد ولیکن آیین یهود کلاً در وضعیت زنان تغییرات زیر را بوجود آورد :

۱-ازدواج با برخی محارم را که قبل از حضرت موسی کلیم الله مجاز بوده است ، ممنوع کرد .

۲-در مورد فروختن زنان تغییرات کلی داد .

۳-به کرات مردان را از طلاق دادن زنان باز می داشت و در آیات متعدد می فرمود : اگر با زنان صحبت می کنید آنها را مورد لطف وتوجه قرار دهید . در کتاب ملاکی باب ۲ آیه۱۶ ذکر شده است که یهود خداوند بنی اسرائیل می گوید : از طلاق نفرت دارم این خود مؤید آن است که در آیین موسی بدین مسأله توجه خاصی شده است ، لیکن وضع اجتماعی زنان و تسلطی که مردان بر زنان داشتند مانع از وضع قواعد عادلانه تری بوده است» (واحدی ،۱۳۷۴ :۲۴) .

« در آیین یهود طلاق ، دست کم به صورت طلاق از جانب شوهر ، مجاز شناخته شده است اما پیامبران بنی اسرائیل از لحاظ معنوی و اخلاقی آن را مکروه و ناپسند دانسته اند .

یکی از پیامبران یهود می گوید : هیچکس نباید نسبت به زن دوران جوانی خود بی وفایی و خیانت کند . به عبارت دیگر از نظر ایشان مرد نباید از اختیار طلاق سوء استفاده کند از جمله نباید این وسیله را برای جدایی از زن روزگار جوانی که اینک پیر شده است بکار برد» ( عراقی ،۱۳۶۹: ۱۶).

طلاق در آیین مسیحیت

«طلاق در مسیحیت بسیار متفاوت از آیین یهود است . در زمان قدیم یعنی بعد از سال ۳۱۳ میلادی و پس از انتشار فرمان « میلان» بوسیله « کنستانتین بزرگ » و آزاد شدن تبلیغ دین مسیح در ایتالیا ( روم قدیم ) این دین بعد از اندک مدتی آئین اکثر مردم ایتالیا شد و به کشور های دیگر بسط و گسترش یافت و پاپ ها در رم اقامت داشتند و علاوه بر قدرت مذهبی ، حیثیت سیاسی قابل ملاحظه ای نیز کسب کردند و در رعایت اصل « غیرقانونی بودن طلاق » دقت زیادی به خرج دادند و هر کس حتی از بزرگان اگر این اصل را نقض می کرد با حربه تکفیر به جنگ او می رفتند ، با دلیل اینکه در اناجیل تحریف یافته موجود، عقد نکاح غیرقابل انحلال اعلام شد، غیرقابل انجام بودن این اصل دنیای مسیحیت را دچار بحران های شدید اجتماعی می نمود و باعث گسترش روابط نامشروع در اروپا و سایر مشکلات ناشی از آن شده که باعث شد اکثر مردم و بزرگان و حتی پاپ ها به مبارزه با این قانون بپا خیزند سرانجام « هنری هشتم » پادشاه انگلستان که تصمیم گرفت همسر خود را طلاق دهد و با ندیمه همسرش ازدواج کند که با مخالفت شدید پاپ روبرو شد او ناچار شد شخصاً بطلان ازدواج خویش با همسرش را اعلام نموده و ریاست روحانیون انگلستان را بر عهده گرفت و این امر مقدمۀ ظهور مذهب مخصوص انگلستان (انگلیسکان ) شد که تلفیق از دو فرقۀ کاتولیک و پروتستان است» ( حقانی زنجانی،۱۳۷۱ : ۱۱-۹).

«تا اینکه در زمان انقلاب کبیر فرانسه ( ۱۷۸۹- م) ازدواج را عقدی مانند سایر عقود دانست و اعلام کرد که زن و شوهر در صورت تراضی می توانند از هم جدا شوند و از آن پس طلاق قانونی شد . در آیین مسیحیت تفاوت میان آیات متعدد انجیل لوقا ، متی و مرقس که گاهی طلاق را به کلی تحریم کرده و گاهی آن محدود به مورد زنا ، کرده است باعث شد که مسیحیان مشرق زمین طلاق را به کلی محکوم کرده و به انجیل متی استناد کنند هرچند کاتولیکهای وابسته به کلیسای رم به طور اطلاق آن را غیر شرعی دانسته و ازدواج را غیر قابل انحلال می دانند ، اما چون منحصر کردن طلاق به علت خاص زنا و عدم توجه به موارد دیگر ، موجب اختلافات عمیق و اساسی بین زوجین است و کانون خانواده را به محیط عناد ونفاق تبدیل می کند و با واقعیات خاص زندگی انسان منطبق نیست ، مسیحیان را وادار کرد در طریق زیر جستجو کنند : ۱-جدایی ابدان (مفارقت جسمانی) را مقرر دارند .۲-موارد انحلال نکاح را گسترش دهند » (دانای علمی ،۱۳۷۴: ۵۵).

« در کل در انجیل ، طلاق محکوم شده است . با این تفاوت که گاه این محکومیت جنبه مطلق دارد همانند آنچه که در انجیل لوقا و مرقس آمده است و گاه بطور ضمنی ، در صورت زنا طلاق مجاز شمرده شده است این تفاوت سبب شده است که مسیحیان مشرق زمین طلاق را یکسره محکوم نکنند و به انجیل ( متی ) استناد نمایند و کاتولیکهای وابسته به کلیسای رم بطور کلی طلاق را نادرست دانسته و ازدواج را غیرقابل انحلال اعلام کنند . با جنبه تقدیسی که کاتولیک ها برای ازدواج قائل اند طلاق در نظر آنها با دست کشیدن از اعتقدات مذهبی چندان فرقی ندارد ، از سوئی کشورهایی که پیرو مذهب کاتولیک هستند یکی پس از دیگری در قوانین عرفی و غیر مذهبی خود طلاق را جایز می شمارند .

مسیحیان پروتستان که ازدواج را جزیی از ایمان مسیحیت نمی دانند و برای آن جنبه تقدیس به صورتی که کاتولیکها در نظر دارند قائل نیستند و طلاق را مجاز می شمارند .

اما نزد پروتستانها نیز مواردی که طلاق مجاز است زیاد نیست . با این همه در کشورهایی که تحت تاثیر مذهب پروتستان قرار دارند مانند : آلمان ، سوئد ، نروژ ، دانمارک ، انگلستان مقررات طلاق آسانتر است » ( عراقی ، ۱۳۶۹ : ۱۷) .

«سرانجام قانونگذاران کشورهای مسیحی به قدری در شرایط طلاق گشاده دستی کردند که اکنون آنان خیلی آسان تر از مسلمین زنان خود را طلاق می دهند و در این مساله به حد افراط رسیده اند »( مصطفوی ،۱۳۶۴ : ۴۸) .

طلاق در آیین اسلام

در دین مبین اسلام ، شارع مقدس حتی المقدور ، از وقوع طلاق به شیوه های مختلف جلوگیری و موارد آن را محدود کرده است . ولی چون ثابت شده که طبایع بشر همواره با یکدیگر سازگار نبوده و چه بسا در مواردی خاص ، ادامه زندگی زناشویی با درد و رنج و تعب همراه است و این خود موجب فساد های بیشتری می شود ، لذا هرچند دین اسلام طلاق را مذموم داشته ، اما به عنوان آخرین چاره ، مجوز آن را صادر کرده است .

اسلام مردانی را که مرتب زن عوض می کنند و طلاق می دهند دشمن می دارد چنان که رسول اکرم (ص) می فرماید: « خداوند دشمن می دارد و لعنت می کند مردی را که دلش می خواهد زن عوض کند و زنی که مرتب می خواهد شوهر عوض کند» (مطهری ،۱۳۸۲ : ۳۰۴) .

اما اگر در صورت شقاق و عدم تفاهم زوجین باعث شود که زندگی مشترک زناشویی به یک بحران تبدیل شود عوارض سوء آن غیرقابل جبران باشد در این صورت اسلام به صلاح و مصلحت طرفین طلاق را مباح می داند تا با توسل به آن زوجین زندگی راحت تر و آسوده تری داشته باشند .

آسیب شناسی طلاق

در بسیاری از موارد، به علت سستی پایه های زندگی و نبود تفاهم و شناخت زوج ها از یکدیگر ، زندگی مشترک زن و مرد حتی با داشتن فرزند و زندگی مناسب به جدایی می انجامد که این مساله نیز بر آسیب های اجتماعی می افزاید. اگر بپذیریم که بین مرد و زن تفاوت های فیزیکی و روحی بسیاری وجود دارد، آنگاه زن و مرد با شناخت بیشتر می توانند به تفاهم و درک متقابل در زندگی مشترک برسند.

یکی از مشاوران خانواده در این خصوص می گوید: « گرایش و رویکرد خانواده ها از سنتی به مدرن ، موجب بروز نابسامانیهای مختلف در جامعه شده است. زنان ما بعضاً دارای خواسته های خاص خود هستند که این خواسته ها در تناقض با فرهنگ سنتی خانواده ها قرار گرفته و تنش بین اعضای خانواده ها را افزایش می دهد. نابسامانی در خانواده ها و کم اعتنایی به حقوق زنان باعث بالا رفتن آمار طلاق ، اعتیاد، خودکشی، افزایش کودکان خیابانی و سستی پایه های نظام خانواده می شود. بیکاری نه تنها به افزایش «طلاق در کشور انجامیده ، بلکه باعث شده تا معضلات دیگری چون ، افسردگی و بیماری های روانی ، تنش های اجتماعی ، فعالیت های ضد امنیتی و افزایش تعداد زندانیان ، روندی صعودی پیدا کنند.»

نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

به عقیده کارشناسان مسائل اجتماعی میزان نیاز جنسی زن و مرد نیز مانند آتش زیر خاکستر است و امروزه مسائل جنسی ، تفاهم جنسی و آشنایی و شناخت درست آن ، یکی از مقوله های بنیادی در تداوم زندگی مشترک شناخته شده است . رئیس سازمان بهزیستی کشور می گوید: طبق بررسی های انجام شده ، ۲۰ درصد از ازدواج ها در تهران به طلاق می انجامد. وی یکی از آسیب های خانواده ها را وضعیت بد اقتصادی آنان می داند و می افزاید : افزایش فقر در جامعه این آسیب ها را افزایش می دهد. وی عواملی مثل بیکاری ، اعتیاد ، فقر ، زندانی شدن سرپرست خانواده و طلاق را جزء پنج مورد عمده آسیب پذیری خانواده ها می داند. به گفته وی ۲۵ نوع آسیب در کشور وجود دارد که مادر همه آنها «اعتیاد» است.

عکس مرتبط با اقتصاد

وزیر اطلاعات کشور نیز ریشه همه نابسامانی ها و تخلفات مانند قاچاق ، طلاق ، سرقت و جنایت را فقر و بیکاری می داند . متأسفانه وضعیت موجود با معیارهای دین مبین اسلام در حفظ قداست خانواده همخوانی ندارد ، به طور میانگین از هر هفت ازدواج در جامعه ما ، یکی منجر به طلاق می شود . نتایج تحقیقات دیگر نشان می دهد که در بین ۲۵ درصد خانواده های تهرانی ، «طلاق » رواج دارد و به همین دلیل ، استان تهران بالاترین آمار طلاق را به خود اختصاص داده است . استان تهران سال گذشته در قبال هر ۵/۸ مورد ازدواج ، یک واقعه طلاق را به ثبت رساند ، اما آمارها نشان می دهد ، علاوه بر طلاق شرعی در خانواده های ایرانی طلاق عاطفی و اخلاقی تشدید شده و زوجین زیادی فقط همدیگر را تحمل می کنند و به همین دلیل بیگانگی در بین اعضای خانواده ها افزایش یافته است . حاصل این نوع زندگی در جامعه امروز ما وجود ۲۰۰ هزار کودک خیابانی در کشور است که اغلب نتیجه طلاق است . حدود ۹۰ درصد کودکان خیابانی نتیجه گسست خانواده و طلاق هستند که متاسفانه آمار این پدیده در برخی از نقاط کشور رو به رشد است و زنگ خطری است که برای هشدار به جامعه به صدا درآمده است .

آمارهای منتشره نشان می دهد ۸۲ درصد مراجعان طلاق را زنان تشکیل می دهند که ۸۰ درصد آنها در گروه سنی ۱۴ تا ۲۸ سال قرار دارند . در میان زنان درخواست کننده طلاق ، سهم زنان شاغل بیش از دو برابر سهم زنان خانه دار است که بیانگر خواست آنان برای بدست آوردن حقوق اجتماعی و اتکا به خود به دلیل استقلال و کسب درآمد است .گزارش ها نشان می دهد که میزان ازدواج در بسیاری از شهرهای کشور رو به کاهش است که این امر معضلات اجتماعی دیگری را به دنبال خواهد داشت .

در چنین شرایطی عقیده بر این است که ایجاد مراکز مشاوره خانواده در مراکز استان ها و شهرهای بزرگ و حتی روستاها می تواند در کاهش طلاق موثر باشد و کمک حال زوجهای جوانی شود که می خواهند زندگی مشترک خود را شروع کنند . به یقین استفاده از تیم های تخصصی در بخش های روانپزشکی ، روانشناسی ، مددکاری اجتماعی و مشاور حقوقی در این مراکز می تواند حداقل تا ۵۰ درصد از طلاق ها جلوگیری کند . گزارش رسیده از آذربایجان غربی در این خصوص حاکی است که از چهارده هزار مراجعه کننده به مرکز مشاوره خانواده که قصد طلاق داشتند ، ۶۵ درصد آنان از قصد خود منصرف شده اند . مشکلات خانوادگی ، زناشویی ، برخورد با فرزندان ، بیکاری و اعتیاد از جمله مشکلات مراجعه کنندگان به این مراکز مشاوره ای بوده است . آمارهای به دست آمده نشان می دهد ، اکثر مراجعه کنندگان به این مراکز و دادگاه برای گرفتن طلاق را زنان تشکیل می دهند . بزرگترین گروه سنی در مردانی که به این مرکز مراجعه می کنند ، ۲۴ تا ۲۹ سال و برای زنان مراجعه کننده ۱۸ تا ۲۲ سال بوده است.

در کنار ایجاد مراکز مشاوره و مبارزه با عوامل افزایش طلاق در جامعه ، باید به تشکیل خانواده ، آموزش جوانان و آماده سازی آنها برای ازدواج ، اهتمام ورزید . بررسی های انجام شده از مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره نشان می دهد ، از آنجایی که برخی از ازدواج ها پایه و اساس محکمی ندارد و فرد براساس علائق زودگذر و سطحی و بدون شناخت همسر آینده ، تن به ازدواج داده ، در نهایت به «طلاق » منجر شده است .

کارشناسان مسایل اجتماعی می گویند : مراجعه به مراکز مشاوره ای ازدواج ، مشورت جوانان با خانواده ها ، از راهکارهای مناسب برای جلوگیری از افزایش طلاق در کشور است( www.icana.ir). 2-3-1- شاخص های طلاق و ازدواج

از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۳ افزایش اندکی در ازدواج نسبت به طلاق مشاهده می‏شود. از سال ۱۳۶۷ ازدواج نسبت به طلاق افزایش می‏یابد به گونه‏ای که در دهه ۱۳۷۰ فاصله ازدواج به طلاق بیشتر می‏شود و در سال۱۳۸۰ دوباره با هم تلاقی می‏یابند. از سال ۱۳۸۰به بعد طلاق ، از ازدواج پیشی می‏گیرد به نحوی که تعداد طلاق در ۱۳۸۵ نسبت به ۱۳۴۷ تقریباً ۶ برابر اما ازدواج‏ها تقریباً ۵ برابر شده است. نسبت رشد جمعیت، ازدواج و طلاق در ۳۵ سال اخیر ، با توجه به تغییرات پیش رو، میزان طلاق در سال‏های آینده، به دلیل ساختار سنی جمعیت و خیل عظیم متولدین بعد از انقلاب که در سنین ازدواج هستند، روند رو به رشدی خواهد داشت. آمارها نشان می دهد همواره رشد جمعیت و ازدواج به صورت مثبت بوده اما طلاق ، سرعت رشد بیشتری را نشان داده است.

این سرعت به ویژه در سال‏های ۸۰ و ۸۵ بیشتر هم شده است و برای اولین بار حداقل در سه دهه اخیر نسبت رشد طلاق از نسبت رشد ازدواج پیش افتاده است. میزان طلاق نسبت به جمعیت در سال‏های ۱۳۶۰ و ۱۳۶۵ افزایش و در سال‏های ۱۳۷۰ و ۱۳۷۵ کاهش می‏یابد. در سال‏های ۱۳۷۰ و ۱۳۷۵ این نسبت کاهش کمی داشته که دلیل آن علاوه بر رشد جمعیت، ثبات در آمار ازدواج و در نتیجه طلاق بوده است. همچنین از سال ۱۳۸۰ و به بعد این میزان روند صعودی پیدا می کند.

رئیس کارگروه پیشگیری از طلاق و آسیب های تحکیم و تعالی خانواده قوه قضائیه افزود: بر اساس آمار متقاضیان طلاق، ۴۸ درصد مردان، ۲۳ درصد زنان و ۲۹ درصد به صورت توافقی است. بر اساس تحقیق ملی انجام شده ۵ علت اصلی درخواست طلاق از بین ۳۶ علت بر طبق پرونده‏های مختومه ، اعتیاد به مواد مخدر، دخالت اطرافیان، ضرب و شتم، تنفر و بی‏علاقگی و سوء ظن به همسر گزارش شده اند. در کنار علل فوق به ترتیب عواملی همچون درآمد ناکافی جهت اداره زندگی، بیماری ها و اختلالات روانی همسر، عدم تمکین، خشونت روانی، ازدواج تحمیلی، بیکاری همسر، اختلافات فرهنگی، ازدواج مجدد زوج، ارتباطات نامشروع همسر، تفاوت سنی، انحرافات جنسی یکی از زوجین و اختلالات جنسی از علل دیگر درخواست طلاق در تحقیق فوق شناخته شده اند. (www.fararu.com )

اعتیاد به مواد مخدر

مهمترین پیامدهای طلاق

دکتر میرزایی در مقاله « طرحی از مسایل اجتماعی باتأکید بر مسأله طلاق و روند تغییرات آن در ایران» به میزان طلاق در کشورهای غربی اشاره می کند : در کشورهای صنعتی غرب میزان طلاق در مقایسه با قبل از انقلاب صنعتی افزایش یافته است . میزان طلاق در این کشورها در دهه های ۱۹۶۰تا ۱۹۷۰ افزایش چشمگیر یافته و روند صعودی آن همچنان ادامه دارد . در حال حاضر بالاترین میزان طلاق متعلق به کشور آمریکاست که از هر دو ازدواج یکی منجر به طلاق می شود . در کشورهای غربی مفهوم ازدواج از یک نهاد اجتماعی به یک زندگی مشترک در تغییر برداشت از طلاق و افزایش میزان آن مؤثر بوده است . همچنین در این دسته از کشورها ارتقاء سطح زندگی ، استقلال اقتصادی بیشتر زنان ، انتظارات بیشتر زوجین از ازدواج و کاهش تصور نامطلوب از مطلقه بودن از عواملی بوده که به افزایش میزان طلاق دامن زده است .

یکی از جامعه شناسان وضعیت ایران را وضعیتی در حال گذار عنوان می کند و می گوید : در حال حاضر همه می گویند نظام خانواده در ایران پا برجاست ولی تقریباً این دید ضعیف است . نظام خانواده ما نسبت به غرب به گونه ای است که شاید در آنجا میزان ازدواج کمتر و میزان طلاق بیشتر باشد ولی نظام اجتماعی بسیار قوی تری دارد که تمام مشکلات را حل می کند ، به این معنی که یک زن مطلقه دیگر مانند جامعه ما زن بیوه و زن بی سرپرست تلقی نمی شود . وی می افزاید : چرا باید در جامعه ما زنان هنوز دست نیاز به سوی مردان دراز کنند در صورتی که در غرب این مشکل را حل کرده اند.

در آنجا آن قدر سیستم های تأمین اجتماعی و نظارت های اجتماعی زیاد است که بچه طلاق سربار اجتماع و جامعه نمی شود. در جامعه خانواده ها رها شده اند. دکتر کاظمی پور تصریح می کند: در جامعه ما دولت با زوجین کاری ندارد و فقط در مواقعی که کار خلاف می کنند آنها را به زندان می اندازد. انواع مشکلات اجتماعی از جمله کودک آزاری به دلیل توسعه نیافتگی است که از کوچک ترین واحد اجتماعی یعنی خانواده شروع می شود. وی می افزاید : آسیب پذیرترین نهاد در جامعه ، خانواده است و اگر نهاد خانواده سالم باشد ، معنی آن این است که تمام جامعه سالم است . شاید با تبلیغات در تلویزیون و برنامه های روان شناسی تا حدودی بتوان به حل این مشکل کمک کرد ولی دولت باید با تقویت یک سری سیستم های حمایتی و با تأسیس ارگان ها و سازمان های حمایتی همراه با ضمانت های اجرایی کمک بیشتری به این امر کند .

وی هم چنین معتقد است : در کل امر طلاق را معضل نمی دانم بلکه بیشتر ازدواج را بحران توصیف می کنم . اگر ازدواج اندیشیده شده باشد و با مطالعه صورت گیرد دیگر به طلاق منجر نمی شود. طلاق ها بیشتر در سال های اولیه زندگی صورت می گیرند و طبق تحقیقات انجام شده، متوسط سال های زندگی مشترک طلاق گرفتگان معمولاً کمتر از ۵ سال است. نسبت زیادی از طلاق ها مربوط به زوج های فاقد فرزند است و اصولاً یکی از علل و عوامل موثر بر طلاق نازا بودن زن و یا عقیم بودن مرد است. در یک چارچوب کلی عوامل مؤثر بر طلاق را می توان به عوامل زیستی (عدم تناسب سن ازدواج، بیماری، نازایی)، عوامل اجتماعی و روانی- اجتماعی(احساس نارضایتی، ناهماهنگی میان زوج ها، فشارهای عصبی و خشونت)، عوامل اقتصادی (فقر و فقدان منابع مالی و امکانات) و عوامل فرهنگی تقسیم بندی کرد. .
آمارهای طلاق در شهرها نشان می دهد که طی ۱۰ سال گذشته همراه با افزایش میزان شهرنشینی میزان طلاق نیز افزایش یافته است. در روستاها عوامل متعددی مانع از طلاق می شود، از جمله گستردگی خانواده ها و میزان نظارت خانواده ها در آنجاست. عامل دیگر نیز همسان بودن زن و مرد و هم طایفه بودن آنان است. وی همچنین ادامه می دهد: سهم کسانی که به آموزش عالی راه پیدا کرده اند و به مدارک تحصیلی آنها اضافه شده است، افزایش تنوع فرهنگی و انبوه جمعیت در مناطق شهری از دلایلی است که به افزایش میزان طلاق کمک می کند.

در گذشته تعداد فرزندان ۶ یا ۷ فرزند بود ولی در حال حاضر به ۲ یا ۳ فرزند تعدیل یافته که این گویای آن است که خانواده به سمت خانواده هسته ای حرکت کرده است. در حال حاضر گرایش به داشتن فرزند کمتر بیشتر شده است که این امر ساختار فیزیکی خانواده را تغییر می دهد ولی از نظر تغییرات اجتماعی، ساختار کاملا در تغییر است . .
طلاق در شرع مقدس اسلام به عنوان مبغوض ترین عمل قابل پذیرش تلقی شده و در عرف جامعه ایرانی نیز فقط به عنوان آخرین راه حل قابل پذیرش است .
امروزه در کشورمان شاهد افزایش برخی از معضلات اجتماعی هستیم و طلاق از جمله معضلاتی است که افزایش آن شکل چشمگیر و خطرناکی به خود گرفته است. بر طبق آمارهای رسمی و غیررسمی و اظهاراتی که توسط مسئولین دادگاه خانواده ارائه شده از هر چهار یا پنج ازدواجی که صورت گرفته یک مورد آن متأسفانه به طلاق می انجامد و بر همین اساس کشور ما بعد از کشورهایی چون آمریکا، دانمارک و مصر چهارمین کشور پرطلاق دنیا محسوب می شود.

به تبع افزایش آمار طلاق در کشور و ادامه روند فعلی مشکلاتی را برای خانواده و اجتماع به همراه خواهد داشت. از جمله می‏توان به مواردی همچون افزایش تعداد خانوارهای با سرپرست زن که درصد بالایی از آنان گرفتار مشکلات اقتصادی می‏باشند ، اشتغال زنان در بخش‏های غیررسمی و بی‏ثبات و دور از شان، افسردگی و اختلالات شخصیتی در بین فرزندان طلاق و زنان مطلقه و کم شدن ازدواج دختران طلاق و افت تحصیلی فرزندان ، افزایش سایر آسیب‏های اجتماعی همچون روسپیگری ، اعتیاد ، تکدی گری ، کودکان خیابانی ، فرار از منزل ، خودکشی ، قاچاق زنان و دختران ، و… اشاره نمود . همچنین یک پیامد بسیار مهم دیگر اینکه ، افزایش میزان طلاق به تدریج قبح اجتماعی و عرفی آن را کاهش داده و اعتماد اجتماعی را که از مؤلفه‏های مهم سرمایه اجتماعی است سلب می‏کند (www.itf.org.ir).

گزارشی از افزایش طلاق در کشور/ مقایسه سال های ۹۱ و ۹۲

نکته حائز اهمیت در افزایش طلاق در بین سالهای ۹۱ و ۹۲ این است که درصد تغییرات آن ۳٫۴ درصد رشد داشته و آمار نگران کننده ای به شمار می رود.

بر این اساس کل طلاق ها در سال ۹۲ به ۱۵۵ هزار و ۳۶۹ نفر رسیده که این وضعیت در هر ماه به طور متوسط تعداد ۱۲۹ هزار و ۴۷ نفر به ثبت رسیده ، در شبانه روز ۴۲۶ واقعه طلاق ، و در هر ساعت ۱۸ نفر از زوجین طلاقشان به ثبت رسیده می شود.

در ذیل مطلب ، جدولی شامل آمار کل طلاق و به تفکیک طلاق شهری و روستایی در سالهای ۹۱ و ۹۲ ارائه می گردد.

جدول ‏۲‑۱مقایسه آمار طلاق در سالهای ۱۳۹۱و ۱۳۹۲

 

کل طلاق۱۵۵۳۶۹
طلاق روستایی۱۱۲۸۶ طلاق شهری۱۴۴۰۸۳
در هر ماه به طور متوسط تعداد ۱۲۹۴۷ واقعه طلاق به ثبت رسیده است.
در هر شبانه روز به طور متوسط تعداد ۴۲۶ واقعه طلاق به ثبت رسیده است.
در هر ساعت به طور متوسط تعداد ۱۸ واقعه طلاق به ثبت رسیده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقایسه طلاق ثبت شده و درصد تغییرات حاصل شده
  ۱۳۹۱ ۱۳۹۲ درصد تغییرات
کل طلاق ۱۵۰۳۲۴ ۱۵۵۳۶۹ ۴/۳
شهری ۱۳۶۹۱۳ ۱۴۴۰۸۳ ۲/۵
روستایی ۱۳۴۱۱ ۱۱۲۸۶ ۸/۱۵-

در سال ۱۳۹۲ تعداد ۱۵۵ هزار و ۳۶۹ واقعه طلاق به ثبت رسیده که بر این اساس ، نرخ خام حاصل از ثبت طلاق در کشور ۲٫۰ در هزار به دست آمده است .

استان های خراسان رضوی ، گیلان و کردستان با ۲٫۶ در هزار بیشترین و استان های سیستان و بلوچستان ، ایلام و یزد با ۰٫۶ ، ۱٫۱ و ۱٫۱ در هزار کمترین نرخ طلاق را به خود اختصاص داده اند .

در سال ۹۲ بیشترین طلاق ثبت شده مردان در گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال با رقم ۴۱۱ هزار و ۳۶ واقعه بوده است و تعداد طلاق ثبت شده زنان در همین گروه سنی رقمی معادل ۳۷۴ هزار و ۴۲ را به خود اختصاص داده است .

همچنین در سال ۹۲ بیشترین ترکیب طلاق ثبت شده ، مربوط به ترکیب سنی مردان ۲۵ تا ۲۹ سال با زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله بوده که تعداد آن برابر ۱۷۱ هزار و ۹۹ واقعه بوده است » (www.icana.ir).

آثار طلاق بر روی فرزندان

خانواده همانند عمارتی است که زن و شوهر ستون های آن را تشکیل می دهند و فرو ریختن هر ستون استحکام و استواری عمارت را دچار تزلزل و گسستگی می کند . در سایه ی فرزند، محیط خانواده از گرمی و عشق بیشتری برخوردار خواهد بود .عوارض ناشی از طلاق و به ویژه اثرات شدید روحی آن بر فرزندان بسیار ناهنجار و نامطلوب می باشد و می توان گفت که فرزندان قربانیان بلافصل طلاق والدین خویشند (تمدن، ۱۳۶۹: ۲۵).

«از عمده ترین آثاری که طلاق برروی فرزندان خانواده می گذارد عبارتند از : ارتکاب جرم ، کشیدن به فساد ، فقر و یتیمی ، وارد شدن به موار مخدر ، دزدی ، قتل و غیره که امروزه نشان می دهد که اکثر ارتکاب جرم و جنایت مربوط به خانواده ی از هم پاشیده است» (کی نیا، ۱۳۷۰ : ۸۰۷).

یک روانشناس کودک با مطالعه ی دقیق توانست این اشکالات را در کودکان و نوجوانانی که پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده اند در یابد :

۱-ترس بدون دلیل

۲-بی خوابی

۳- تجاوز به حقوق دیگران

۴- اختلال در تغذیه

۵- لکنت زبان

۶- عقب ماندگی در مدرسه

۷- سرگرمی های غالباً مضر و پناه بردن به مواد مخدر

۸- یأس و نا امیدی و شکست در صحنه زندگی آینده و …(حقانی زنجانی، ۱۳۷۱: ۱۱۰).

بنابراین اگر بتوانیم با ارائه ی راهکارهایی ، از افزایش طلاق جلوگیری کنیم ، باعث می شود که فرزندان کمتر اسیر این ناهنجاری ها گردند . کاهش اختلافات خانوادگی می تواند باعث سلامت جسمی و روانی زن و مرد و سلامت جسمی و روانی فرزندان و بهبود عملکرد تحصیلی و اجتماعی آنها شود .

«جدایی و طلاق والدین برای تمام اعضای خانواده استرس بزرگ محسوب می شود تجربه ی جدایی و طلاق ممکن است منجر به واکنش های سازگاری کوتاه مدت و بلند مدت شود . در مقایسه ی فرزندان طلاق و فرزندان خانواده های طبیعی دیده شده است که همواره مشکلات رفتاری در فرزندان طلاق شدیدتر و متنوع تر بوده و دامنه آن ، مشکلاتی از قبیل اختلال سلوک ، مشکلات هیجانی ، عملکرد تحصیلی ، عزت نفس و ارتباط با والدین را شامل می شود (علیمردانی ، باغبان ، جلالی ،۱۳۸۹).

طلاق در اسلام

مبغوض بودن طلاق در اسلام

نهاد خانواده ، مقدس ترین نهاد از دیدگاه اسلام است. ازدواج به عنوان یک پیوند مقدس و ضروری ، دارای کارکردهای متعدد فردی و اجتماعی ، مورد تأکید این دین می باشد. اسلام با طلاق سخت مخالف بوده و تا حد امکان درصدد است ، صورت نگیرد و در این راستا جهت پرهیز خانواده ها از طلاق همه ی تلاش خود را به کار می بندد. ولی در عین حال در مواردی که مصالح مهم تر ایجاب کند ، ممنوعیت مطلق برای طلاق قائل نشده است(مطهری،۱۳۸۲: ۲۳۹).

آیات و روایات فراوانی در دست است که طلاق را مبغوض ترین حلالها نزد خدا می داند، که در این قسمت به برخی از آنها اشاره می شود:

«و ان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکماً من اهله و حکماً من اهلها ان یریدا اصلاحاً یوفق الله بینهما…». چنانچه بیم آن دارید که نزاع سخت بین آن ها (یعنی میان زن و شوهر) پدید آید از طرف کسان مرد و کسان زن داوری برگزینید که اگر مقصود اصلاح داشته باشند خدا ایشان را بر آن به توافق رساند .(نساء / ۳۵)

از این آیه چنین استنباط می شود که قرآن مجید قانون طلاق را در صورت شقاق(ناسازگاری شدید) بین زن و شوهر تشریع می کند، در صورت دوام شقاق که با آن زندگی زناشویی به مراحل بسیار حساسی رسیده باشد که امکان دارد آن را بسیار سخت و مشکل نماید.(حقانی زنجانی،۱۳۷۱: ۲۵)

البته باید یادآور شد که به مجرد پدید آمدن شقاق بین زن و مرد رشته ی زناشویی از هم گسیخته نمی شود بلکه از همان ابتدا باید تلاش کرد تا خصومت ها و اختلاف ها را حتی الامکان اصلاح کرد.

امام صادق (ع) از رسول اکرم (ص) چنین نقل میکند که می فرمود :

«ما من شیء احب الی الله عزوجل من بیت یعمر بالنکاح و ما من شیء ابغض الی الله عزوجل من بیت یخرب فی الاسلام بالتفرقه»

ترجمه حدیث فوق به قرار زیر است:

هیچ امری نزد خدا محبوب تر از این نیست که خانواده ای با ازدواج برپا و استوار گردد و هیچ چیزی مبغوض تر از این نیست که خانواده ای در اسلام با طلاق و جدایی بر هم خورده و منحل گردد . از این حدیث ، اهمیت ازدواج و مبغوض بودن طلاق در دین مبین اسلام استنباط می شود.

در حدیث دیگری امام جعفر صادق (ع) می فرمایند:« ما من شیء مما احله الله ابغض الیه من الطلاق و ان الله عزوجل یبغض الطلاق الذواق».

یعنی: هیچ چیزی در میان حلالها مبغوض تر از طلاق نزد خداوند نیست ، خدای تعالی هر شخص طلاق دهنده از روی هوسهای زودگذر را مبغوض می دارد.

یک روایت دیگر از امام محمد باقر(ع) که فرمودند: « روزی رسول خدا با مردی در راه مصادف شد و از او سوال کرد با همسر خود چه کردی؟ پاسخ داد: ای رسول خدا او را طلاق دادم. حضرت پرسیدند آیا بدون اینکه سوء اخلاقی داشته باشد طلاق دادی؟ جواب داد : آری، بدون آنکه عذری داشته باشم، پس آن حضرت فرمودند: خداوند مبغوض می دارد و لعن می کند هر مرد و زن طلاق دهنده ای را و طلاق گیرنده ای را که از روی اشتها و هوس به این کار مبادرت نماید.»

به همین دلیل در روایت دیگری نیز وارد است که :

«تزوجوا و لا تطلقوا فان الله لا یحب الذواقین والذواقات». یعنی: ازدواج کنید و آن را منحل نسازید زیرا خداند مرد و زن طلاق دهنده و طلاق گیرنده ی اشتهایی و هوسی را دوست ندارد.( حقانی زنجانی، ۱۳۷۱: ۲۳)

طلاق کلمه ای است که در بین مردم و مخصوصاً در جامعه ی اسلامی ، نفرت و اندوه را به همراه دارد و در واقع طلاق، چالش ناهنجاری در روند طبیعی زندگی انسان است .از نظر شرع مقدس اسلام ، طلاق به عنوان یک امر مکروه و ناپسند یاد شده و روایات زیادی در خصوص مبغوض بودن آن وجود دارد.

مولانا تجویز این داروی تلخ را در مثنوی معنوی چه خوب بیان فرمودند:

تا توانی پا منه اندر فراق ابغض الاشیاءعندی الطلاق.(مولوی، ۱۳۹۱)

علت مشروعیت طلاق در دین اسلام

از آیات و روایات فراوانی می توان فهمید که طلاق ابغض الحلال می باشد ولی این سؤال مطرح است که اگر طلاق تا این اندازه مبغوض است پس چرا اسلام طلاق را تحریم نکرده است؟

در سیرت پیشوایان دین مشاهده می شود که تا حد امکان از طلاق ،پرهیز و اجتناب می شد لذا از طرف آنها طلاق به ندرت اتفاق می افتاد و هر وقت صورت می گرفت دلیل منطقی و معقولی وجود داشت.

طلاق در شرع مقدس اسلام از احکام امضایی است نه تأسیسی. بدین بیان که قبل از آنکه دنیا به نور انور محمد(ص) روشن گردد طلاق در بین بشر خصوصاً در بین اعراب جاهلیت باب بوده اما بدون قید و شرط صورت می پذیرفته و به حدی آسان بوده که اعراب بدوی کراراً نسبت به طلاق منکوحه خویش اقدام و او را بدون پرداخت هیچ حقوقی مطلقه می نمودند.اسلام هر چند اصل طلاق را امضا نمود لیکن دایره ی آن را به نفع زن هر چه بیشتر محدود نموده است (دانای علمی ،۱۳۷۴ :۳۱).

فلسفه حلال بودن طلاق در عین ابغض بودنش این است که اسلام ، طلاق را آخرین راه حل اختلاف شدید زن و مرد می داند ، در جایی که تحمل زندگی برای دو طرف یا یکی از آن دو طرف امکان پذیر نباشد و جدایی به نفع و مصلحت طرفین باشد ، در این صورت طلاق جایز دانسته می شود (رفیعی ،۱۳۸۰ :۲۴).

علل طلاق در کلام قرآن کریم

با توجه به طرح مسأله طلاق در قرآن کریم که نگاه جامعی به این موضوع دارد ، می توان از روش برخورد قرآن کریم با پدیده های اجتماعی از جمله پدیده طلاق در جامعه ی اسلامی به رویکرد تربیتی قرآن کریم و استنباط مواضع آن در مسأله طلاق و بدست آوردن روش کاهش طلاق در جامعه اسلامی که مطلوب شارع است بهره ی فراوان برد . در ضمن بررسی آیات می تواند نشانگر روش قرآن در برنامه ریزی و مدیریت اجتماعی و سیر تحول احکام شرعی در بستر تحولات اجتماعی صدر اسلام باشد.

عدم توجه یا کم توجهی به نیاز جنسی همسر

نیاز جنسی ، نیازی غریزی است که براساس حکمت الهی در نوع بشر قرارداده شده است تا در ضمن بقای نسل ، در اثر رفع آن نیاز، توسط یکدیگر مهر و محبت در بین زن و شوهر ، ماندگار و بیشتر شود.

قرآن کریم به این مهم توجه کرده است و مجامعت را تحت عنوان « الرّفث » حتی در شب های ماه مبارک رمضان حلال می شمارد و تحت عنوان حدود الهی از آن نام می برد.

«احل لکم لیله الصیام الرفث الی نسائکم هن لباس لکم و أنتم لباس لهن…»؛ حلال شد برای شما در شب های ماه رمضان مباشرت با زنان خود که آنها جامه ی عفاف شما و شما نیز لباس عفت آنها هستید….(بقره / ۱۸۷)

قبل از نزول آیه ۱۸۷ سوره بقره ، آمیزش جنسی با همسر در شب های ماه مبارک جایز نبود ، ولی با نزول آیه فوق ، ممنوعیت برداشته شد ، با توجه به این که اولین آیه از آیات طلاق که نازل شده است ، جواز آمیزش را حتی در شب های ماه مبارک رمضان مطرح می کند ، می توان به اهمیت توجه به نیاز مذکور پی برد ؛ در نتیجه بی توجهی به آن می تواند نقش مهم تری نسبت به سایر عوامل در گسست روابط زن و شوهر داشته باشد .

به نظر میرسد اولین آیات اختصاص داده شده به این موضوع و همچنین واقعیت خارجی ، همگی مؤید آن است که این عامل از اهمیت بالایی در بین سایر علل طلاق برخوردار است؛ لذا لزوم آگاهی بخشیدن به زن و شوهر و به ویژه به زنان بیش از پیش احساس می شود .

بنابراین ضعف قدرت جنسی در مرد و یا سرد مزاجی زن که این حالت غالباً نتیجه ی عدم مطابقت در آموزش زندگی زناشویی است از عوامل مهم طلاق می باشد . لذا به اعمال جنسی باید به عنوان الزامات زندگی مشترک که سبب ایجاد آرامش است نگاه کرد .

ضعف یا فقدان مبانی اعتقادی و مذهبی زن و شوهر

علی رغم پیشرفت علم و صنعت ، مبانی اعتقادی و ارزشی روز به روز کم رنگ تر می شود و به همان نسبت مشکلات و گرفتاری ها افزایش می یابد.

اگر انسان ، خداوند محور نشد، بدون شک خود محور خواهد شد و در ارتباط با زندگی مشترک تا زمانی که منافع و لذت جویی اش اقتضا کند می ماند. در غیر این صورت به اندک بهانه ای صحنه را ترک می کند و بساط کامجویی اش را در جای دیگر پهن می نماید. (زاهدی فر،۱۳۸۹).

«پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: «ایاکم و خضراء الدمن ، قیل یا رسول الله و ما الخضراء الدمن ؟ قال : المرأه الحسناء فی منبت السوء»

از سبزه ی مزبله پرهیز کنید .پرسیدند مزبله کدام است ؟ فرمودند: زن زیبا رویی که در خانواده ای پست و فرومایه بار آمده است» (همان).

در آیات قرآن کریم در چندین مورد به انحاء مختلف به تقوا و مراعات آن اشاره شده است ، از جمله :

« … واتّقو الله و اعلموا أنّ الله بکلّ شی ء علیم » ؛ … و خدا ترس باشید و بدانید که خداوند به همه چیز آگاه است . ( بقره : ۲۳۱ )

این آیه مطلقاً امر به خوش رفتاری با زنان می کند.

« … و أن تعفوا اقرب للتّقوی و لا تنسوا الفضل بینکم …» ؛ …و فضیلت هایی که در نیکویی به یکدیگر است فراموش نکنید… ( همان : ۲۳۷)

« … أمسک علیک زوجک واتّق الله …» ؛ همسرت را نگاه دار و از خدا بپرهیز …( احزاب : ۳۷)

«… أن تصلحوا و تتّقوا فانّ الله کان غفوراً رحیماً» ؛… و اگر راه صلاح و پرهیزکاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است ( نساء :۱۲۹)

در مورد آیه فوق نیز ، فرمان به رعایت تقوا و پرهیزکاری داده شده است که در صورت عدم رعایت تقوای فوق ، ناسازگاری ها بیشتر و عمیق تر می شود و نهایتاً منجر به طلاق می گردد .

بنابراین عدم مراعات تقوا در امور مربوط به زناشویی ، حقوق مالی زن و شوهر ، صلح و سازش و کل احکام مربوط به طلاق و عدّه ، زندگی را به طوفانی بنیان برانداز می سپارد که نتیجه ای جز خسران و زیان برای زن و شوهر نخواهد داشت .

۲-۴-۳-۳- عدم شناخت متقابل جایگاه یکدیگر و وظایف خود نسبت به دیگری

اگر قبل از ازدواج، جایگاه تکوینی زن و مرد ، برای دختر و پسر ، تبیین گردد و به دنبال آن به وظایف تشریعی خود که به طور کامل هماهنگ با تکوین است ، آشنا گردند ، بسیاری از اختلافات ، زمینه ای برای ظهور پیدا نمی کنند ، در نتیجه بیش از پیش محبت و مودت در بین آنان حکم فرما می شود و به دنبال آن خانواده ای با ثبات خواهند داشت. قرآن کریم در چند مورد ، این مهم را مطرح نموده است . از جمله:

« نساوکم حرث لکم …» ؛ زنان محل بذرافشانی شما هستند… ( بقره : ۲۲۳) ؛« بذر و زمین هر دو ، در تولید نقش مهمی دارند و زن و مرد نیز در نسل آینده نقش دارند » ( قرائتی ۱۳۸۲: ۴۴۹) .

« … و لهنّ مثل الذی علیهن بالمعروف و للرجال علیهنّ درجه الله عزیز حکیم » ؛ … برای زنان همانند وظایفی که بر دوش آنهاست ، حقوق شایسته ای قرار داده شده و مردان بر آنان برتری دارند و خداوند توانا و حکیم است ( بقره : ۲۲۸).

« برای زنان است بر شوهران از حقوق مانند آنچه شوهران بر آنان دارند. این بیان از جمله های بسیار جالب قرآن است که جامع فواید زیادی است و منظور ، حقوقی است که زنان بر شوهران دارند از قبیل نیکی معاشرت با آنان ، ضرر نزدن به آنها ، مساوات در قسمت بیتوته ، نفقه و لباس . همانطور که متقابلاً مردها بر همسرانشان حقوقی دارند مانند لزوم اطاعت زن از مرد در چیزهایی که خدا واجب کرده است ( مانند حق آمیزش ، عدم خروج از منزل بدون اجازه ی شوهر ) و اینکه کسی را به خود راه ندهند و نطفه و فرزند شوهر را به طور صحیح رعایت کند » ( طبرسی ۱۳۷۴ : ۸ ، بنقل از زاهدی فر،۱۳۸۹).

سوء خلق

با توجه به اینکه حسن خلق ، زمینه را برای گفت و گوی مسالمت آمیز و تبادل احساسات مثبت و عاطفی و احترام متقابل ، فراهم می کند ، سوء خلق بالعکس ، راه تفهیم و تفاهم منطقی را می بندد، احساسات و عصبانیت ها ، مدیریت عقل را مخدوش می کند و در نتیجه با بی ثباتی خانواده مواجه می شویم که امکان فروپاشی آن ، به راحتی وجود دارد.

۱-« …ولاتمسکوهن ضرارا لتعتدوا و من یفعل ذلک فقد ظلم نفسه و لا تتخذوا آیات الله هزواً …» ؛ و هیچ گاه به خاطر زیان رساندن و تعدّی کردن آنها را نگاه ندارید و کسی که چنین کند به خویشتن ستم کرده است و آیات خدا را به استهزاء نگیرید…( بقره : ۲۳۱).

۲-« … فان اطعنکم فلا تبغوا علین سبیلا ان الله کان علیا کبیرا» ؛ … اگر از شما پیروزی کردند راهی برای تعدی بر آنها نجویید ، خداوند بلند مرتبه و بزرگ است ( نساء ۳۴).

۳-« … لا تخرجوهن من بیوتهن …» ؛ … آنها را از خانه هایشان بیرون نکنید…(طلاق : ۱).

دنیاخواهی و دنیاگرایی

اگر هر کدام از زن و شوهر به ویژه زن به جلوه های فریبنده ی دنیا ، دلبندد و در پی آن ، دیگری را آزار دهد ، علاوه بر اینکه در پیشگاه خداوند متعال ، مؤاخذه خواهد شد امکان از دست دادن زندگی خانوادگی خود را نیز دارد.

در آیات مربوط به طلاق ، یک آیه وجود دارد که اینگونه به مسئله پرداخته است:

« یا ایها النّبی قل لازواجک ان کنتنّ تردن الحیوه الدّنیا و زینتها فعالین أمتّکنّ أسرّحکنّ سراحاً جمیلاً » ؛ ای پیامبر به همسرانت بگو که اگر شما زندگانی و زیب و زیور دنیا را طالبید بیایید تا من مهر شما را پرداخته و همه را به خوبی و خرسندی طلاق دهم. ( احزاب : ۲۸) .

همسران پیامبر (ص) بعد از پاره ای از غزوات که غنائم سرشاری در اختیار مسلمین قرار گرفت تقاضاهای مختلفی از پیامبر (ص) در مورد افزایش نفقه داشتند. پیامبر (ص) می دانستند که تسلیم شدن در برابر اینگونه درخواست ها که معمولاً پایانی ندارد چه عواقبی دارد و از انجام این خواسته ها سر باز زدند و یک ماه تمام از آنها کناره گیری نمودند ، تا اینکه این آیه نازل شد و با لحن قاطعی به آنها هشدار داد که اگر زندگی پر زرق و برق می خواهید می توانید از پیامبر (ص) جدا شوید.

کراهت داشتن

غالباً طلاق ، زمانی رخ می دهد که کراهتی از دو طرف و یا از یک طرف وجود داشته باشد . آیات طلاق نیز، به مواردی اشاره می کند که ظهور بیشتری در خصوص کراهت دارند:

« … و لا یحلّ لکم أن تأخذوا ممّا آتیتموهنّ شیئاً الاّ أن یخافا أالاّ یقیما حدودالله فان خفتم ألاّ یقیما حدودالله فلا جناح علیهما فیما افتدت به …» ؛ … و برای شما حلال نیست که چیزی از آنچه به آنها داده اید پس بگیرید مگر اینکه دو همسر بترسند که حدود الهی را برپا ندارند. پس اگر بترسید که آن دو حدود الهی را رعایت نکنند مانعی بر آنها نیست که زن ( برای آزادی خود ) فدیه و عوضی بپردازد … ( بقره : ۲۲۹) .

« شاید دلالت آیه بر مشروعیت مبارات ظهور بیشتری داشته باشد تا بر مشروعیت خلع ؛ به دلیل این که آیه ، « خوف » را به هر دو نسبت داده است ، کما اینکه احتمال دارد « خوف » بالأصاله به زوجه اختصاص داشته باشد و بالعرض به زوج ، در نتیجه آیه ناظر به خلع هم باشد» ( سبحانی ۱۳۸۵ : ۴۰۹ بنقل از زاهدی فر، ۱۳۸۹) .

«لازمه ی اعراض ، کراهت داشتن است . در صورتی که زوجین به هر دلیلی ، از همسرشان کراهت داشته باشند و در نتیجه از یکدیگر اعراض کنند و همچنین در میان آن دو صلح برقرار نشود ، توسط خداوند متعال مجوز طلاق ، صادر می شود : « و ان یتفرّقا یغن الله کلّاً من سعته …» ؛ اما اگر از هم جدا شوند ، خداوند هر کدام از آنها را با فضل و کرم خود بی نیاز می کند…»(همان : ۱۳۰) و این یعنی « کراهت » عاملی برای طلاق است (زاهدی فر،۱۳۸۹).

فصل سوم : عوامل اجتماعی و حقوقی موثر در افزایش طلاق

فصل سوم

عوامل اجتماعی و حقوقی مؤثر در افزایش طلاق

عوامل اجتماعی مؤثر در افزایش طلاق

طرح مطلب

این پژوهش در صدد شناسایی برخی از عوامل بازدارنده ی طلاق است و هم چنین عواملی که باعث تسهیل در روند طلاق می شوند در آن بررسی می گردد . بخشی از عوامل افزایش طلاق ، جنبه ی اجتماعی و بخشی دیگر جنبه ی حقوقی دارند . رویکردهای نظری اجتماعی سعی دارند تا از نگاه متغیرهایی نظیر استقلال اقتصادی زن ، به واسطه ی حضور وی در بازار کار و اشتغال رسمی و نیز حمایت ها و پشتوانه های مالی که زنان قبل از طلاق بدان امید دارند ، به قضیه طلاق نگاه کنند . استقلال اقتصادی زن و از این رو تأمین مالی او می تواند با طلاق در ارتباط باشد .

از منظر تحولات اجتماعی که زمینه مشارکت زنان در بازار کار را فراهم کرده است و در پی آن ، زنان از نقش های سنتی شان به نقش های جدیدی روی آورده اند ، که به آنها آزادی عمل ناشی از تأمین مالی داده است . این تأمین مالی می تواند به آنها توانایی به چالش کشانده مردان به هنگام بروز تعارض و اختلاف زناشویی را بدهد . هم چنین حمایت های تصوری یا واقعی تأمین مالی از سوی والدین می تواند در بروز تعارضات و اختلافات زناشویی مؤثر واقع گردد . ضمناً عوامل زمینه ای و اجتماعی نظیر سن زوجین در موقع ازدواج بعنوان تسهیل کننده ی طلاق قابل بررسی می باشد (دوگراف و ماتیجز، ۲۰۰۶ بنقل از عیسی زاده ، بلالی، قدسی، ۱۳۹۰).

عوامل اجتماعی

تعلق شهری

شهر نشینی بعنوان شیوه ای از زندگی ، در بردارنده ی تغییراتی وسیع در زندگی و به خصوص در حیطه ی روابط اجتماعی افراد است . از نظر رابرت پارک ، «طلاق» یکی از پیامدهای شهر نشینی است.

نقش های اجتماعی زن و مرد در نوع زندگی شهرنشینی ، انتظارات معمول و مرسوم زندگی زناشویی را برآورده نمی کند . با اشتغال رو به رشد زنان و افزایش تحصیلات آنها در شهرهای بزرگ ، آنان کمتر قادرند انتظارات نقشی خود را در ارتباط با شوهران برآورده کنند . اشتغال زنان همراه با تحصیلات و ارتقاء آنها ، فرصت در خانه بودن را برای زنان کم میکند . در زندگی شهرنشینی با تضعیف انتظارات نقشی ، زنان وقت کمتری را صرف خانه و همسر می کنند (Poortman.A.R & Klamijn ،۲۰۰۲).

در جهان غرب با تضعیف زندگی زناشویی ، فرایند شکل گیری روابط ابزاری در زندگی ، در حال گسترش است . این فرایند از جمله عوامل توضیح دهنده ی افزایش طلاق در چند دهه ی گذشته در سایر کشورهاست . نتایج مطالعات کشورهای دیگر نشان می دهد که متناسب با بزرگ تر شدن اندازه ی حجم شهر ، رویه های کمتر سنتی و مرسوم ظهور کرده است . این رویه های جدید که ویژگی زندگی شهرنشینی است ، با آهنگ افزایش میزان طلاق هماهنگ است . این رویه های جدید بیان گر جایگزین های ازدواج های مرسوم است . این جایگزین ها قابلیت انعطاف بیشتری با زندگی دائماً در حال تغییر شهرنشینی دارند (عیسی زاده،بلالی،قدسی،۱۳۹۰).

در شهر به عنوان تجلی گاه روابط جامعه ، خانواده ی گسترده به نوع محدود ، گرایش پیدا می کند ، که این گرایش ، خود سبب افزایش طلاق می گردد .

در روابط اجتماعی در هنگام بروز اختلاف ، خانواده های زن و مرد می توانند سبب جلوگیری از وقوع این حادثه گردند . به این صورت که بزرگان و افرادی که در تصمیمات زن و شوهر مؤثر هستند میتوانند در این خصوص نقش بازدارندگی داشته باشند . در حالی که با تبدیل خانواده ی گسترده به خانواده ی محدود ، روابط زناشویی نمی تواند از حمایت های لازم برخوردار شده و این خود از اسباب افزایش طلاق می باشد.

هم چنین کاهش وظایف زن و شوهر در مورد فرزندان و کم هزینه و راحت شدن طلاق نیز از پیامدهای شهر نشینی می باشد . بدین صورت که زن و شوهر وقتی در مورد نگهداری فرزندان و وابستگی آنها به خودشان دغدغه ای نداشته باشند ، با خیال آسوده تری به سمت طلاق گرایش پیدا می کنند .

زمینه قومی

«زمینه ی قومی – فرهنگی زوجین در پیوند با سایر عوامل از دیگر عوامل مؤثر بر طلاق است و به شدت بر پایداری ازدواج تأثیر می گذارد . به طور مثال ، در نواحی روستایی ، درون همسری قومی اثر مثبتی بر پایداری ازدواج دارد. به همین دلیل ازدواج های درون همسری قومی به صورتی امن، در شبکه روابط اجتماعی و تجویزهای هنجاری تنیده شده اند و ازین جهت کمتر در معرض از هم گسیختگی اند» (ادگوک، ۲۰۱۰ ،بنقل از عیسی زاده،بلالی،قدسی،۱۳۹۰ ).

سن ازدواج

شواهد نشان می دهند در سنین بالاتر ازدواج ، یکی از معرف های استقلال زن در نظر گرفته می شود . یافته ها نشان می دهند که سن ، در موقع ازدواج ، اغلب رابطه ای مثبت با پایداری ازدواج دارد . با این وصف می توان گفت ازدواج در سنین پایین امکان طلاق را افزایش می دهد . نتایج مطالعات نشان می دهد افرادی که در سنین پایین ازدواج می کنند ، میزان طلاق بیشتری نسبت به افرادی که در سنین پایین ازدواج نمی کنند دارند (Poortman.A.R & Klamijn ، ۲۰۰۲).

این رابطه را چند عامل توضیح می دهند :

اول- فرصت انتخاب کمتر : افرادی که در سنین پایین ازدواج می کنند ، از فرصت های کمتری برای انتخاب زوج مناسب برخوردار می شوند . فضاها و روابط متعدد اجتماعی که با افزایش سن به عنوان دامنه ی فرصت انتخاب مطرح می باشد ، با کاهش سن ازدواج شدیداً کاهش می یابد .

دوم- منابع اقتصادی و اجتماعی : سن ازدواج با منابع اقتصادی و اجتماعی افراد رابطه ی مستقیم دارد . با کاهش سن ازدواج این منابع هم کاهش می یابد . به عبارت دیگر منابع اقتصادی و اجتماعی که به عنوان عاملی تأثیر گذار بر استحکام و دوام ازدواج می باشند ، هنگامی که افراد در سنین پایین ازدواج می کنند ، یا فاقد این منابع هستند یا کمبودی در این منابع دارند ، سن ، به واسطه ی این فقدان و یا کمبود منابع اقتصادی و اجتماعی می تواند با طلاق در ارتباط قرار گیرد .

سوم- تجربه ی اجتماعی : افرادی که در سنین پایین ازدواج می کنند ، در برخورد با مشکلات و مسائل زندگی زناشویی تجربه اجتماعی کمی دارند یا فاقد آن هستند . فقدان یا کمبود تجربه اجتماعی در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی زناشویی ، طلاق را بعنوان راه حل سریع و مناسب در برابر افراد کم سن و سال قرار می دهد . در ارتباط با سن ازدواج و وقوع طلاق می توان این گزاره را مطرح کرد : « ازدواج در سنین پایین به واسطه دامنه فرصت کمتر ، کمبود یا فقدان منابع اقتصادی و اجتماعی یا کمبود تجربه اجتماعی ، احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد» (همان).

اشتغال زنان

افزایش مشارکت زنان در نیروی کار ، اغلب عامل افزایش طلاق در نظر گرفته می شود . اگرچه نتایج مربوط به این موضوع پیچیده اند ، اما نتایج مطالعات متعددی حاکی از آن است که زنانی که کار می کنند یا ساعات زیادی از وقتشان را صرف کار می کنند ، ریسک بالاتری از طلاق را نشان می دهند. پورتمن در بررسی کار و طلاق زنان نشان می دهد ؛ زنانی که شاغل هستند و دارای شغل تمام وقت می باشند ، نسبت به زنانی که شاغل نیستند یا دارای شغل پاره وقت هستند ، میزان طلاق بیشتری دارند . شاغل نبودن یا دارای کار پاره وقت بودن احتمال طلاق را در زنان کمتر و شاغل بودن و دارای کار تمام وقت بودن ، احتمال طلاق را در زنان بیشتر میکند (پورتمن،۲۰۰۵).

پورتمن و کالمیجن در مطالعه پیرامون ماهیت جنسیتی طلاق و تعیین کننده های آن نشان می دهند که ساعات کار زنان با احتمال طلاق آنها ارتباط مثبت و معنی دار دارد . هر چه ساعات کار بیرون از خانه بیشتر باشد ، احتمال طلاق برای زنان بیشتر می شود . کار زنان و افزایش کمی آن ، ضمن استقلال اقتصادی ، هزینه طلاق را برای آنها کم میکند . همچنین زوج هایی که دارای فرزند و به خصوص فرزند خردسال هستند ، احتمال طلاق کمتری دارند.

استقلال اقتصادی ، در مورد ارتباط بین کار زنان و طلاق ، آن است که : اشتغال همسر باعث می شود کارایی اهداف ازدواج کاهش یابد.استقلال اقتصادی دیگر آن است که اشتغال همسر، استقلال مالی را افزایش داده و طلاق را آسانتر می نماید؛ اما یک استدلال جامعه شناختی این رابطه آن است که اشتغال همسر ممکن است نقطه مقابل انتظارات نقش سنتی باشد ، که زن را به عنوان یک خانه دار در نظر می گیرد ، لذا کار زن می تواند به تضاد و رقابت نقش منجر شده یا تهدیدی برای نقش شوهر به عنوان تأمین کننده مالی اصلی خانواده باشد. اشتغال همچنین منجر به اعتماد به نفس زیادتر زن شده و استقلال اجتماعی – روانشناختی وی را افزایش می دهد و این امر امکان طلاق را آسان تر می کند (پورتمن و کالمیجن، ۲۰۰۲).

استقلال اقتصادی زن

در دیدگاه اقتصادی «بکر» خانواده به عنوان نوعی خاص از مؤسسات تولیدی در نظر گرفته می شود. بر اساس این نظریه ، ازدواج بر این اساس شکل می گیرد که اگر زن و مرد به جای زندگی جدا از هم با یکدیگر زندگی کنند ، می توانند در بهره گیری از منابع خود کارآمدتر عمل کنند. وی در نظریه اقتصاد خرد ازدواج ، استقلال اقتصادی زنان را از عوامل مهم طلاق در نظر میگیرد .

طبق نظریه بکر در جوامع سنتی به دلیل نوع خاص تقسیم کار ، طلاق به ندرت اتفاق می افتد . در این جوامع ، تقسیم کار ، حدود وظایف زن و مرد را به طور صریح و واضح مشخص می کند . طبق این نظام تقسیم کار ، مرد مشغول امور بیرون خانواده و تأمین اقتصادی خانواده و زن ، مشغول امور درون خانواده و نگهداری از فرزندان است ( بکر، ۱۹۸۱)

مطابق اصل مهم تئوری «بکر» : ازدواج همیشه از دیدگاه طرف مقابل یا خانواده اش عملی اختیاری است . بر طبق تئوری ترجیحات ، شخص ازدواج کننده می پذیرد که با انجام ازدواج ، سطح مطلوبیت او نسبت به زمان مجردی اش افزایش پیدا خواهد کرد . ثانیاً : از آنجایی که مردان و زنان زیادی در پی یافتن زوج مطلوب خود هستند ، لذا برای ازدواج ، بازاری قابل تصور می باشد که در آن با توجه به قیود تحمیل شده توسط شرایط بازار ، هر فرد به دنبال یافتن بهترین جفت برای خود می باشد.

البته در این حالت ، دوام ازدواج به شناخت کافی زوجین از یکدیگر ، سرمایه گذاری های مشخص آنها در طول دوره ی ازدواج به اشکال مختلف نظیر داشتن فرزند ، ملحقات و… بستگی دارد.

سینگو نظریه بکر را به عنوان تئوری روابط کارکردی ذکر می کند . زن و مرد هر کدام در حوزه های تولیدی خاص تخصص دارند . از این رو زن در تولید درون خانواده که تولید فرزند از آن جمله است و مرد در حوزه تولید درون بازار که بیرون از خانواده است ، دارای تخصص هستند . این تقسیم کار روابط کارکردی را بین زن و مرد در جامعه سنتی ایجاد کرده است . این تقسیم کار به هنگام طلاق هزینه زیادی را بر مرد و زن تحمیل می کند . مردی که از همسر خود جدا می شود ، باید وظایف و کارهای درون خانه را به عهده گیرد و تؤاماً وظایف خود در بیرون خانه را نیز انجام دهد . از سوی دیگر زن که در نظام تقسیم کار برای او وظایف بیرون از خانه و کار در نظر گرفته نشده است با وقوع طلاق ، متحمل فشار شدید اقتصادی می گردد . فشار شدید اقتصادی ، هزینه طلاق را برای زنان افزایش میدهد . لذا افزایش هزینه طلاق به تبع وابستگی اقتصادی زن ، احتمال وقوع طلاق را برای زنان فاقد استقلال اقتصادی کاهش می دهد .

نتایج مطالعات نشان می دهد ؛ مشارکت زنان در بازار کار و استقلال اقتصادی آنها ، ترک ازدواج را برای آنان تسهیل میکند . در ارتباط با استقلال اقتصادی و طلاق می توان این گزاره را مطرح نمود: « هر چه زنان استقلال اقتصادی بیشتری کسب کنند ، به سبب کاهش هزینه های ترک ازدواج ، احتمال طلاق برای آنها بیشتر می شود».

داشتن درآمد ، تأمین مالی ای را برای فرد فراهم می کند که وابستگی اقتصادی اش را به دیگری کم و یا هیچ می کند . مشارکت زنان در بازار کار ، استقلال اقتصادی آنها را فراهم می سازد . توانمندی اقتصادی زنان در کنار مزیت اقتصادی برای آنها ، در شکل استقلال اقتصادی زنان ، می تواند پیامد های اجتماعی ای مانند طلاق را برایشان به همراه داشته باشد . یافته های مطالعات مختلف نشان می دهد که مشارکت زنان در بازار اقتصادی و به دنبال آن استقلال اقتصادی آنها ، از عوامل قابل توجه طلاق محسوب می شود (عیسی زاده، بلالی، قدسی،۱۳۹۰).

وضع مالی والدین به عنوان حامیان طلاق

پایگاه اقتصادی والدین زن از طریق تأمین مالی که می توانند برای او فراهم کنند ، با میزان وقوع طلاق وی در ارتباط است .

هنگامی که پایگاه اقتصادی والدین زن بالا است ، در واقع تأمین مالی ادراک شده یا تأمین مالی واقعی برای زن محسوب می شود ، برعکس ، در صورت پایین بودن پایگاه اقتصادی والدین ، تأمین مالی ادراک شده یا واقعی زن نیز کاهش می یابد . هنگامی که زن پشتوانه مالی ادراک شده یا واقعی والدینش را به همراه داشته باشد ، این امر موجب ایجاد احساس اسقلال اقتصادی وی می گردد ، که این موضوع با طلاق ارتباط مستقیم دارد . در واقع با احساس استقلال ناشی از تأمین مالی از سوی والدین ، فشار اقتصادی حاصل از ترک ازدواج و طلاق ، کم یا هیچ برآورد می شود . مطالعه ی بومپاس و دیگران نشان می دهد که سرمایه مالی والدین با طلاق زن ارتباط دارد (Bumpass ،۱۹۹۱).

ناهماهنگی طبقاتی

در خصوص نا هماهنگی میان زوجین در یک سایت خبری ۷ مورد از موارد تناسب میان زن و مرد بیان گردیده است:

تناسب خانوادگی ، تناسب فرهنگی ، تناسب اعتقادی ، تناسب اقتصادی و اجتماعی ، تناسب شخصیتی ، تناسب تحصیلی .( www.irannaz.com)

همگی این عوامل در زندگی مشترک مؤثر می باشند ، زیرا ؛ هر کدام از آنها یک نوع نگرش را به زندگی ایجاد می کند و تفاوت در نگرش ها به صورت مداوم باعث بروز اختلافات می شود . همان طور که هرکدام از این جهات ، سبب ایجاد خصوصیت هایی در فرد می گردد که از نظر شخصیتی ، انسان های متفاوتی را می پروراند.

بنابراین می توان گفت عدم تناسب و نا هماهنگی طبقاتی می تواند از عوامل بروز طلاق در جوامع امروزی باشد .

زیاد بودن مهر و انگیزه افراد از تمایل به افزایش مهریه

«زیادت مهر در زمان ما همواره یکی از موانع مهم در راه شکل گیری پیمان زناشویی است . دین بودن مهر ، امکان حقوقی مطالبه آن در هر شرایطی از سوی زن ، عدم امکان پیش بینی دقیق آینده ، خوف بروز نگرانی های غیرقابل تحمل و ضرورت توسل به طلاق در شرایط حاد و عواملی از این سنخ ، تعهد به پرداخت مهر زیاد را هر چند به صورت وثیقه با مشکلاتی عمدتاً روانی مواجه می سازد» .

« برخی محققان ، ملاک های مأخوذه از نگرش کلی اسلام به این پدیده را مبنای حکم به زیادت آن در بیشتر عرف های موجود مسلمانان قرار داده اند ؛ چرا که توصیه های مؤکد روایات دینی به سبک گرفتن مهر در نظام حقوقی اسلام و نیز اجماع علما بر استحباب کمی آن ، با آن چه امروزه تحت این عنوان در عرف متشرعان رایج است ، سازگاری ندارد ؛ از طرفی ، محاسبه ارزش اقتصادی مهرالسنه به عنوان یکی از معیارهای مقبول و مورد توصیه دین در تعیین مقدار مهر ، هرچند به عنوان یک دستور استحبابی نیز با مقادیر مورد نیاز تقاضا و تعهد مؤمنان در بیشتر جوامع از جمله جامعه ما اختلاف فاحشی را نشان می دهد» (شرف الدین ، ۱۳۸۰ : ۲۱۷).

در این قسمت ، به تحلیل برخی از علل و انگیزه های این زیادت ، در عرف رایج می پردازیم :

نسیه بودن مهر

از جمله علل افزایش بی رویه مهر در زمان حاضر و تمایل بیشتر مردان به پذیرش از روی میل و رغبت این گونه مهریه ها به رغم توان اقتصادی ضعیف و فقدان تمکن مالی لازم جهت پرداخت آن ، در وضعیت موجود و در آینده ای تا حدّ زیاد قابل پیش بینی ، تلقی غلط ایشان از فلسفه وجودی مهر ، وضعیت حقوقی آن و تسامح ساخت یافته زنان در مطالبه و اخذ آن است .

در مقابل ، اصرار اسلاف پیشین بر رعایت اعتدال نسبی در تعیین مقدار مهر و نیز توصیه اکید روایات دینی به سبک گرفتن آن که در حقیقت با هدف ارائه الگوی مناسب و قابل عمل به مؤمنان القا شده ، تا حد زیادی به وضعیت پرداخت و کیفیت ادای این حق مالی در عرف آن زمان مربوط می شود.

بدیهی است در جامعه ای که اکثریت آن ، این حق مالی را کأن لم یکن تلقی کرده و مثل مشهور « مهر را کی داده و کی گرفته » را مبنای داوری و عمل خود قرار می دهند و جز در موارد استثنا و اضطرار هم چون طلاق آن هم نه به طور جدّ و قطع بدان توسل نمی جویند ، در مقام پذیرش و ابراز تعهد نیز حساسیت های لازم و در خوری را ابراز نکرده و در نتیجۀ همین سنخ ، تسامحات تقریباً بی نظیر است که روند صعودی مهر به صورت لجام گسیخته و عاری از هرگونه معیار سنجش ، هم چنان رو به فزونی است .

آن چه بیش از همه در این بخش ، مورد نظر است ، تببین عملکرد عرف رایج در جامعه اسلامی موجود ما است ، افزون بر اینکه ، نتایج حاصل از تجارب عینی و مطالعات انجام شده نشان می دهد که کاهش طلاق اساساً مقوله ای از ثبات خانواده است و هیچ گاه نمی توان از یکی به نفع دیگری استدلال کرد و چه بسا همین مهریه های سنگین ، خود بزرگ ترین مانع در راه از هم پاشیدگی مطلوب برخی کانون های خانوادگی و رهایی کامل از تنگناها و قید و بندهای حیات مشترک پر دغدغه ای باشد که به خطا « زندگی » نام گرفته است . چنین مهریه هایی هر چند ممکن است فی الجمله در استحکام خانواده نیز مؤثر افتد ، اما در بسیاری موارد ، تنها اثر آن القای روحیه یأس از امکان رهایی از مهلکه ازدواج ناموفق ، تشویق به اتخاذ سیاست سوختن و ساختن و امیدواری مرد به تغییر اوضاع در آینده ای نامعلوم است . آن چه در این موارد ، نمونه های عینی مکرر به نفع آن شهادت می دهد ، بخشش مهر و رهانیدن خود از کشمکش های توان فرسای حیات خانوادگی است ؛ البته نمی توان منکر شد که متعهد هر چند صوری به پرداخت مهر سنگین و قدرت زن بر وصول آن از طریق توسل به قوای قهریه ، به طور ناخودآگاه ، مرد را در اتخاذ مواضع عقلانی و حزم و بردباری بیشتر در برخورد با مشکلات و مصایب حیات خانوادگی و نیز کنترل تمایلات ناهمگون سوق خواهد داد و بالطبع اشتیاق او به از هم گسیختن علقه زناشویی و تجدید فراش ، در نتیجه توجه به انبوه آثار سهمگین مترتب بر این اقدام ، تقلیل خواهد یافت .

غلبه روحیات اقتصادی و نگرش های محاسباتی

«یکی دیگر از علل افزایش بی رویه مهر ، وقوع تغییراتی است که به تبع تغییرات کلی به وجود آمده در نظام اجتماعی و ارزش ها و هنجارهای حاکم بر آن ؛ در نظام باورها ، نگرش ها ، انتظارات و توقعات ، ترجیحات و رفتارهای اکثریت افراد جامعه پدید آمده است » (همان ، ۳۲۲).

به مقتضای این تبیین ، اشتغالات برون خانگی زنان و امکان ایفای نقش های متنوع در عرصه های مختلف اجتماعی و به تبع آن دریافت پاداش های متناسب و مستمری که به یمن موقعیت و شرایط استثنایی فراهم آمده به وسیلۀ نظام های اجتماعی در حال توسعه و بالاتر از آن ، جوامع صنعتی به وقوع پیوسته است ، آنان را بیش از همیشه به ارزش وجودی استعدادها و توانمندی ها ، کارآیی ها و خلاقیت ها ، نقش ها و مسئولیت ها ، پایگاه ها و موقعیت های قابل احراز در جامعه و بالطبع بهره گیری از امکانات و مزایای متنوع و نیز آثار روانی و اجتماعی ناشی از در اختیار داشتن چنین موقعیت هایی آگاهی و توجه داده است.

قرار گرفتن در چنین وضعیتی ، امکان شناخت مقایسه ای وضعیت موجود با اوضاع و احوال پیشین و ارزیابی جایگاه و موقعیت و حقوق و تکالیف اجتماعی این صنف را در فرایند توسعه تاریخی ، بیش از پیش فراهم کرد و حساسیت های خاصی را که تا پیش از این ، بروز و ظهور ملموسی نداشت ، در ایشان پدید آورد . وقوع این تحّول اساسی ، ازدواج را به عنوان یکی از مهم ترین رخدادهای زندگی زن وارد مرحله جدیدی کرد . انتقال به خانه شوهر ، پذیرش تعهدات و مسئولیت های محدودکننده ناشی از رابطه همسری ، زادن فرزند ، تربیت و پرورش او ، الزام به انجام فعالیت های متنوع خانگی ، محدود شدن امکانات برای ورود به سایر عرصه های فعالیت اجتماعی و احراز موقعیت های مناسب ، محرومیت نسبی یا در مواردی کامل از حقوق و مزایای متعارف در ازای بذل خدمات ارزشمند و گاهی بی دلیل که پیامد های قهری ازدواج تلقی می شود ، و زنان تحت هر شرایطی به انجام آن اقدام می کردند ، همه گویا از این پس فقط با تأمین انتظارات و توقعات متقابل امکان حصول می یابند و نگرش های برگرفته از روابط کارگر و کارفرما ، رابطه زوجیت و تعهدات ناشی از آن را نیز متأثر ساخته است . مطالبه مهر سنگین ، یکی از نمود های این تحول همه جانبه است.

عدم استیفای حقوق کامل زن

دیدگاه دیگری که در تبیین علل زیادی مهر وجود دارد ، آن را محصول و نتیجه غیر مستقیم متروک ماندن سایر الزامات حقوقی و محرومیت زن از دریافت حقوق کامل خویش می داند . مهر به عنوان یکی از حقوق مالی زن ، ایده ای در اصل ، مذهبی یا دست کم مورد تأیید جدی ادیان الهی است و دلیل این مدعا ، رواج این سنت در ادیان ابراهیمی و مشتقات آن و نیز آیین های متأثر از این ادیان ، هرچند در قالب الگو های مختلف می باشد و هم اکنون نیز به رغم وقوع تغییرات اساسی در جوامع انسانی و بعضاً تضعیف تعلقات دینی ، این سنت هم چنان با آمیزه های معنوی و ارزشی و برخورداری از سبک و سیاق دینی ، مورد احترام و مبنای عمل معتقدان به ادیان و مذاهب است .

اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین از سلسله ادیان ابراهیمی ، پس از ارائه تصویر روشنی از جایگاه و منزلت زن در عالم هستی ، براساس جهان بینی و انسان شناسی خاص خود و تعیین نقش و موقعیت او در نظام خانواده ، بر این عنصر حقوقی به همراه سایر حقوق ، به صورتی بعضاً متفاوت با آیین های پیشین تأکید کرده و هیچ ازدواج بدون مهری را جز در موارد خاص هم چون استباح نفس برای حضرت محمد (صلی الله علیه واله) مجاز ندانسته است .

جهت روشن شدن نقش و اهمیت فعالیت زنان در محیط خانه و ارزش اقتصادی خدمات اعطایی آنان ، توجه به اظهار نظر دو تن از جامعه شناسان مفید میباشد :

« برآوردی که از کار زنان خانه دار انجام گرفته ، نشان داده است که این قبیل زنان ، با داشتن بچه و بدون اشتغال خارج از خانه ، هفته ای هشتاد ساعت کار انجام می دهند . زنان دیگری که با داشتن بچه ، در خارج از خانه هم به کار اشتغال دارند ، علاوه بر آن ، پنجاه ساعت نیز در خانه کار می کنند . امروزه حساب شده که در سوئد سالی ۲۳۴۰ میلیون ساعت از سوی زنان صرف کارهایی می شود که در منزل انجام می دهند ؛ در حالی که کارهای انجام شده در صنایع این کشور ۱۲۹۰ میلیون ساعت در سال است . بانک « چیس منهاتان» سرجمع ساعات کار یک زن را به طور متوسط ۶/۹۹ ساعت در هفته برآورد کرده است » (شرف الدین ، ۱۳۸۰ ).

در واقع بی جلوه ماندن اهمیت و ارزش کار زنان ، معلول تمام دلایلی است که سبب شده اند تا مانند دسترنج سایر گروه های فرودست نیز ارزشی را که سزاوار آن است ، دریافت نکند ؛ ولی ماهیت خاص ستمی که بر زنان می رود ، ارزش کارشان را به خصوص غیرقابل رؤیت تر کرده است . این که کار انجام شده در خارج از نظام کالایی ، جزو شمول محاسبات اقتصادی به حساب نمی آید و چنین کاری به وسیله ی زنان انجام می گیرد ، پای عواملی را پیش می آورد که یک قسمت از سیطره کلی اقتصادی و هم چنین سلطه فرهنگی مردان بر زنان به شمار می رود.

مهار طلاق و کنترل تمایلات نوجویانه مرد

« نظر دیگری که با مذاق عرف موجود سازگاری بیشتری دارد و معمولاً بیش از سایر نظریات تصریحاً و تلویحاً بدان ارجاع می شود و تحت عناوینی هم چون « عدم اطمینان خاطر نسبت به آینده » ، « ترس از وقوع مسایل غیر قابل پیش بینی » ، « کنترل هواخواهی و مهار تمایلات تنوع جویانه مرد» و… از آن سخن به میان می آید ، اعتقاد به نقش و تأثیر مهر زیاد در ارتقای ضریب استحکام بنیان خانواده و در نتیجه ، کاهش احتمال وقوع طلاق و تبعات سوء ناشی از آن است .

البته تأکید می شود که مهر زیاد ، هر چند به صورت تعهد در ذمه یا به عنوان وثیقه در مقابل حق طلاق ، عملاً تأثیر چندانی در انتظام و استحکام خانواده ایفا نکرده و نمی کند ، امّا از آثار ذهنی و روانی ( مثبت و منفی آن برای دو طرف ) و نقش تأمینی آن برای زن در صورت وقوع طلاق و نیز سوق دادن مرد به خرداندیشی و مصلحت سنجی در برخورد با مسایل خانواده و ایجاد محدودیت های حقوقی و اقتصادی در راه ارضای تمایلات تنوع طلبانه و هم چنین تقلیل موارد اعمال حق طلاق ، نمی توان چشم پوشی کرد »(همان ، ۳۳۵).

ارتقای منزلت اجتماعی زن

در جامعه ما و شاید بسیاری از جوامع دیگر ، رسم اجتماعی در مسأله ازدواج ، بر اعلان تقاضا و خواستگاری از سوی مرد و متقابلاً اجابت یا عدم اجابت زن استقرار یافته است . برخی از حقوقدانان اسلامی با تحلیل آثار و تبعاتی که معمولاً بر معکوس این جریان یعنی تقاضای خواستگاری از سوی زن مترتب است ، خواستگاری مرد و فروتنی او را در عرض حاجت ، به رغم گردن فرازی طبیعی را نشانۀ دیگری از احترام این قبیل جوامع به منزلت زن و در عین حال تمهیدی خردمندانه برای تحکیم نهاد خانواده می دانند ؛ از این رو ، تمایل مرد متقاضی به قبول و پرداخت مهر قابل توجه ، نشانۀ روشنی از علاقه مندی وافر او به این وصلت و تأکیدی صریح بر برتری منزلت و جایگاه فرد مورد تقاضاست . از طرفی ، امکان دریافت یا فعلیت دریافت مهر زیاد برای غالب زنان ، زمینه مناسبی برای تفاخر و ابراز برتری بر هم گنان و ارضای برخی تمایلات در ایشان را فراهم می سازد . وجود این کارکرد روانی ، اجتماعی که در حقیقت به ویژگی های روان شناختی زن مستند است ، به عنوان یک محرک بالقوه در برافروختن اشتهای مطالبه مهر زیاد تأثیر دارد ( همان ، ۳۴۲).

عوامل حقوقی مؤثر در افزایش طلاق

عدم اجرای صحیح نهاد داوری در طلاق

یکی از راهکارهایی که دین اسلام جهت جلوگیری از طلاق و فروپاشی خانواده مطرح میکند ، حکمیت یا داوری است . به وجود آمدن اختلاف میان زن و شوهر امری شایع و کاملاً طبیعی است . اما آنچه در این میان اهمیت دارد این است که در بسیاری از موارد ناکامی زن و شوهر در زندگی مشترک ناشی از عدم توانایی و یا بی اطلاعی ایشان از برخوردی واقع بینانه با مسائل و مشکلات می باشد .

این توصیه ی قرآن است که باید به حکمیت تن داد و حتی برخی از فقهای ما بحث از وجوب قضیه کرده و انتخاب حکم را قبل از طلاق امری واجب دانسته اند (هدایت نیا،الف۱۳۸۴ :۴۲).

علی رغم تأکیدات فراوان اسلام نسبت به اهمیت داوری خانوادگی ، آنچه که امروزه در محاکم خانواده به وضوح مشاهده می شود و قضات محاکم خانواده به آن اذعان دارند این است که داوری خانوادگی به صورت امری تشریفاتی و صوری درآمده و نتایج قابل قبولی نداشته و کمتر مواردی مشاهده می شود که داوران در جهت سازش ، توفیق داشته باشند .

تحولات نهاد داوری در قوانین خانواده

«داوری به عنوان یکی از شیوه های حل و فصل اختلاف همواره در ایران مورد احترام و اقبال عمومی بوده است . قبل از برپایی نظام مشروطه و تأسیس مجلس و قانون گزاری به شیوه ی نوین و پیش از آنکه نظام قضایی سامان یافته ای درایران پاگیرد مردم برای حل وفصل دعاوی خود علاوه بر مراجعه به علما و فقها که منصب قاضی شرع داشتند ، گاه به ریش سفیدان و بزرگان قوم یا شهر خود مراجعه می کردند و تصمیم و رأی ایشان را در موضوع محل اختلاف ، محترم و لازم الرعایه می شمردند. در فقه و شریعت اسلامی نیز داوری ، شناخته شده و فقیهان آن را معتبر می دانند و در فقه ، داور را «قاضی تحکم» گویند . به طور کلی در فقه شیعه قضاوت خاص امام معصوم یا نائب مأذون از جانب او یعنی فقیه جامع الشرایط است که دارای دو شرط و صفت عمده یعنی اجتهاد و عدالت باشد . عده ای معتقدند داور با اذن اصحاب دعوی منصوب می شود . به جز اذن از جانب امام (ع) همه ی شرایطی که در قاضی شرع معتبر است ، برای «قاضی تحکم» نیز شرط است . صرفنظر از اختلاف نظرهای موجود ، قدر مسلم آن است که به جز امور جزایی حداقل در دعاوی و اختلافات مالی مراجعه به داور جایز و حکم او برای طرفین لازم الاجراست» (افتخار جهرمی، ۱۳۷۸).

نظر به این که داوری در تحولات حقوقی ایران تغییرات زیادی داشته ، در اینجا به صورت مختصر این تحولات مورد بررسی قرار گیرد :

« استفاده از شیوه داوری در اولین قانون ناظر بر نحوه ی محاکمات و حل وفصل دعاوی حقوقی که پس از پیروزی نهضت مشروطیت به تصویب مجلس شورای ملی رسید (قانون اصول محاکمات حقوقی۱۲۸۹) پیش بینی شده بود و تا زمان تصویب قانون آیین دادرسی مدنی ۱۳۱۸ استفاده از این شیوه همواره مورد توجه قانون گزار بوده است» (همان،۱۳۷۸).

پس از آن در مادۀ ۶۷۶ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۱۸ آمده : « در مورد اختلاف بین زن و شوهر راجع به سوء رفتار و عدم تمکن و نفقه و کسوه و سکنی و نیز هزینۀ طفلی که در عهدۀ شوهر و در حضانت زن باشد ، از طرف هر یک از زوجین مطرح می شود ، دادگاه ها می توانند به درخواست هر یک از طرفین ، دعوا را ارجاع به داوری نموده و در صورت عدم تراضی آنها در تعیین داور لااقل دو نفر را از بین اقربای طرفین و در صورتی که در محل سکونت خود ، اقرباء نداشته باشند ، از اشخاصی که با آنها معاشرت و دوستی دارند ، تعیین کنند . داورها مکلّفند حتی الامکان سعی در اصلاح بین زوجین نموده و در صورتی که قادر به اصلاح نشوند ، رأی خود را در تشخیص ذی حق بودن یکی از طرفین و تعیین میزان هزینۀ زن یا طفل در صورتی که موضوع دعوا هزینۀ زن باشد ، به دادگاه تقدیم کنند…» (همان)

مطابق این ماده ، اولاً داوری اختصاص به طلاق ندارد و در همۀ موضوعات زندگی خانوادگی است ، ثانیاً ارجاع امر به داوری با تقاضای یکی از طرفین صورت می گیرد ، ثالثاً دادگاه الزامی به ارجاع امر به داوری ندارد .

مادۀ ۶و۵ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ راجع به داوری می باشد ، ماده ۵ : « دادگاه در صورت تقاضای هر یک از طرفین مکلف است ، موضوع دعوا را به استثنای رسیدگی به اصل نکاح و طلاق ، به یک تا سه داور ارجاع نماید . همچنین دادگاه در صورتی که مقتضی بداند ، رأساً نیز دعوا را به داوری ارجاع خواهد کرد…».

ماده ۶ : « داور یا داوران سعی در سازش بین طرفین خواهند کرد و در صورتی که موفق به اصلاح نشوند ، نظر خود را در ماهیت دعوا ظرف مدت مقرر کتباً به دادگاه اعلام می نمایند . اگر طرفین با نظر داور موافق باشند ، دادگاه دستور اجرای نظر داور را صادر می نماید ؛ مگر این که رأی داور مغایر قوانین موجد حق باشد که در این صورت ملغی الاثر می شود . هرگاه یکی از طرفین به نظر داور معترض بوده یا در موعد مقرر جوابی ندهد یا رأی داور ، مغایر قوانین موجد حق باشد دادگاه به موضوع رسیدگی نموده و حسب مورد ، رأی مقتضی یا گواهی عدم امکان سازش صادر خواهد کرد ».

در این قانون :

اولاً- داوری اختصاص به طلاق ندارد و همۀ اختلافات خانوادگی قابل ارجاع به داوری است .

ثانیاً- ارجاع امر به داوری با تقاضای هر یک از طرفین صورت می گیرد .

ثالثاً- دادگاه ملزم به ارجاع امر به داوری است .

رابعاً- در صورت عدم اعتراض طرفین به نظر داور ، دادگاه مطابق نظر وی رأی می دهد .

در تبصرۀ ۲ ماده ۳ لایحۀ قانونی تشکیل دادگاه مدنی خاص مصوب ۱۳۵۸ بیان شده است :

« موارد طلاق همان است که در قانون مدنی و احکام شرع مقرر گردیده ، ولی در مواردی که شوهر به استناد ماده ۱۱۳۳ ق.م تقاضای طلاق کند ، دادگاه برحسب آیۀ کریمۀ ( و ان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکماً من اهله وحکماً من اهلها ان یریدا اصلاحاً یوفق الله بینهما ان الله کان علیماً خبیراً ) موضوع را به داوری ارجاع می کند و در صورتی که بین زوجین سازش حاصل نشود ، اجازه طلاق به زوج خواهد داد . در مواردی که بین زوجین راجع به طلاق ، توافق شده باشد ، مراجعه به دادگاه لازم نیست» .

مطابق تبصره مذکور :

اولاً- ارجاع امر به داوری فقط در صورتی است که تقاضای طلاق مطرح شده باشد و این تقاضا از طرف مرد باشد .

ثانیاً -برای ارجاع امر به داوری نیاز به تقاضای زوجین نیست و دادگاه مکلف است رأساً مبادرت به ارجاع امر به داوری نماید .

قانونگذار در خصوص داوری در اختلافات خانوادگی ، در یکی دیگر از مواد قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب سال ۱۳۷۱ توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام این مورد را آورده است . در ماده واحدۀ این قانون آمده :

« از تاریخ تصویب این قانون زوج هایی که قصد طلاق و جدایی از یکدیگر را دارند ، بایستی جهت رسیدگی به اختلاف خود به دادگاه مدنی خاص مراجعه و اقامۀ دعوا نمایند . چنانچه اختلاف فیمابین از طریق دادگاه و حکمین ، از دو طرف که برگزیدۀ دادگاه اند، آن طور که قرآن کریم فرموده است ، حل و فصل نگردید ، دادگاه با صدور گواهی عدم امکان سازش ، آنان را به دفاتر رسمی طلاق خواهد فرستاد . دفاتر رسمی طلاق حق ثبت طلاق هایی را که گواهی عدم امکان سازش برای آنها صادر نشده است ، ندارند . در غیر این صورت از سردفتر خاطی ، سلب صلاحیت به عمل خواهد آمد».

در تبصرۀ اول این ماده ، نحوۀ دعوت از حکمین و بررسی صلاحیت آنان به عهدۀ دادگاه مدنی خاص گذارده شده که با بهره گرفتن از آیین نامۀ اجرایی آن انجام وظیفه می نمایند .

مطابق این آیین نامه ، اولاً ارجاع امر به داوری فقط مربوط به طلاق است و سایر اختلافات خانوادگی مشمول این آیین نامه نیست . ثانیاً با طرح دعوای طلاق توسط هر کدام از طرفین ، دادگاه ، داور انتخاب نمی کند ، بلکه ابتدا خود دادگاه در خصوص ایجاد سازش اقدام می نماید و در صورتی که اختلاف فی مابین از طریق دادگاه حل و فصل نگردید ، رسیدگی به موضوع با صدور قرار ، به داوری ارجاع می گردد . ثالثاً ارجاع امر به داوری شامل طلاق های توافقی ، مثل خلع و مبارات هم می گردد .

داوری در قانون جدید حمایت خانواده

شاید برخی با استناد به آیه شریفه مربوط به داوری که ارجاع به داوران را متفرع بر خوف شقاق دانسته ، لزوم ارجاع امر به داوران در دادگاه را در طلاق های توافقی به دلیل عدم خوف شقاق ، منتفی بدانند ؛ ولی اولاً این به معنای عدم مداخله دادگاه نیست ؛ ثانیاً در طلاق توافقی نوعاً از قبل خوف شقاق اتفاق افتاده و گاهی شقاق نیز واقع شده ، سپس طرفین به جدایی از یکدیگر رضایت داده اند ؛ ثالثاً توافق بر طلاق خارج از دادگاه ، ممکن است بدون اطلاع زوجه از حقوقی که می تواند در قبال طلاق از شوهر مطالبه کند صورت گیرد یا در شرایط اکراه یا قرار دادن زن در عسر و حرج به منظور توافق با طلاق محقق شود که با عدم مراجعه به دادگاه تضییع حقوق زن متصور است . باید توجه داشت ، عنوان طلاق توافقی ، عنوانی عام است که شامل توافق به تحقق طلاق رجعی ، خلع و مبارات می شود و از نظر آماری ، عمده آمار طلاق را تشکیل می دهد .

تحقیقات میدانی به نحو معدل نشان می دهد ؛ نزدیک به ۷۰ درصد طلاق ها به صورت توافقی است . آیا قانون گذار برای جلوگیری از بروز ۷۰ درصد جدایی ، تکلیفی بجز ارجاع زوجین به مراکز مشاوره ندارد ؟

روشن است که مسائل خانوادگی امری خصوصی است و حضور افراد دیگر هر چند مورد اعتماد یا حتی بستگان طرفین خصوصاً در مواردی که اختلافات خانوادگی ریشه در نحوه معاشرت جنسی و مسائلی مانند آن داشته باشد ، به سبب شرم طرفین مانع ابراز واقعیت و مبهم ماندن ریشه اختلاف خواهد شد ؛ لذا الزام این تبصره به حضور افرادی از اقارب زوجین در حضور مشاورین امری غیر ضروری بلکه در مواردی مضر است .

گرچه در ماده ۲۵ قانون مزبور که در مورد طلاق های توافقی ، مراجعه زوجین به مراکز مشاوره پیش بینی شده و در فرض عدم سازش زوجین ، ثبت موارد توافق طرفین ، به منظور طلاق الزامی است ؛ ولی ضمانت اجرای عمل شدن به مفاد توافق معین نشده است . علی القاعده باید بیان می شد که ثبت طلاق منوط به اجرای مفاد توافق است ، باید مرجع اجرای توافق ، در صورت استنکاف از اجراء ، پیش بینی می شد ، اما متأسفانه قانون در این خصوص ساکت است .

مبانی داوری در طلاق

قرآن کریم از داوری در دعاوی خانواده به «حکمیت» تعبیر کرده است . واژه ی حکم در اصل از آیه ۳۵ سوره مبارکه نساء گرفته شده است . در این آیه دستور داده شده که در صورت وقوع اختلاف بین زن و شوهر ، حکمی از دو طرف برگزیده شود . این کلمه در اصل به معنای منع است ، منعی که با هدف اصلاح صورت میگیرد . در مفردات راغب چنین آمده است «حکم اصله : منع منعاً لاصلاح ، و منه سمیت اللجام حکمه الدابه» (راغب اصفهانی ، ۱۴۰۴ به نقل از جلالی ، ۱۳۸۸).

با توجه به اهمیت حفظ بنیان خانواده و اهتمام شرع مقدس اسلام به حفظ آن ، قرآن کریم در زمان بروز اختلاف و نزاع بین زوجین می فرماید : « و ان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکماً من اهله و حکماً من اهلها ان یریدا اصلاحاً یوفق الله بینهما ان الله کان علیماً خبیراً» ( نساء/۳۵) و اگر از جدایی میان آن دو ( زن و شوهر ) بیم دارید ، پس داوری از خانواده مرد و داوری از خانواده زن تعیین کنید ، اگر سر سازگاری دارند خدا میان آن دو سازگاری خواهد داد . آری ! خدا دانای آگاه است .

آیه فوق به شکل زیبایی برای تقویت و تحکیم روابط زوجین راه حل ارائه می دهد و نهاد ویژه ای را برای ایجاد صلح و سازش در محیط خانواده معرفی می نماید و آن نهاد حکمیت و داوری است . بنابراین طبق این آیه شریفه با بروز نشانه های شکاف و جدایی ، محکمه ی خانوادگی شکل می گیرد . از کلمه ی شقاق به معنای شکاف و جدایی استفاده شده است ، زیرا زن وشوهر مانند یک روح در دو پیکرند که با ایجاد اختلاف به دو قسمت تقسیم می شوند .

جامعه در برابر اختلافات خانواده ها ، مسؤلیت دارد و در این میان بستگان در رفع اختلاف ، مسؤلیت بیشتری دارند . ضمناً زن و مرد در انتخاب داور حق یکسان دارند .

این آیه نشان دهنده ی این است که اسلام به مسائل شورایی و کدخدامنشی ، توجه دارد و زوجین باید داوری داوران انتخاب شده را بپذیرند ؛ زیرا لازمه ی انتخاب داور ، اطاعت از حکم اوست . نهاد داوری به جهت اهمیت و استحکام خانواده ها و کاهش طلاق با شرایطی ویژه پیش بینی شده است . بنابراین اجرای دقیق آن و احساس مسؤلیت داوران با انگیزه ی رفع اختلاف می تواند سبب کاهش طلاق گردد .

با توجه به این آیه مشخص می شود مبنای ارجاع امر به داوری ، صرفاً خاموش کردن آتش اختلاف در ابتدای بروز آن و تلاش برای ممانعت از ایجاد شکاف بین زوجین است ؛ تا اختلافات کوچک ، عدم تفاهم و سوء تفاهمات در زندگی حل شده و رابطۀ خدشه دار شدۀ زوجین ترمیم گردد . بیان ظرافت موجود در آیۀ شریفه مبنای مذکور را توجیه می نماید.

شقاق به معنای « عداوت ، مشاجره ، کراهت و مخالفت آمده که آثار آن تفریق و جدایی است » (مصطفوی ، ۱۳۸۰: ۳۶۷) . همچنین « شقاق » ، به معنای نشوز طرفینی هم می باشد ؛ به این بیان که نشوز و تمرد زوجین نسبت به یکدیگر ، شقاق است ( هدایت نیا ، ۱۳۸۶ : ۲۳۳) . « این بیان هم با سیاق آیات سازگار است ؛ چون آیه ابتدا از نشوز زن صحبت می کند و سپس حکم نشوز طرفینی را مطرح می نماید ؛ مؤید آن روایتی از امام باقر علیه السلام است که فرموده اند : اگر مرد و زن ناشزه باشند ، شقاق حاصل می شود » ( هاشمی رفسنجانی ، ۱۳۷۷ : ۳۷۳ ) .

بنابراین شقاق را نمی توان به معنای طلاق و جدایی گرفت ؛ چرا که این مرحله پس از وقوع اختلاف ، نشوز و عداوت بین زوجین ، حاصل می گردد و حکم قرآن کریم آن است که اختلاف از همان ابتدا بروز پیدا نکند (شهید اول ، ۱۴۱۶ ق : ۵۷۲ به نقل از جلالی ، ۱۳۸۸).

« قرآن کریم ، داوری را یک عمل و تدبیر پیشگیرانه می داند ؛ زیرا با عبارت « و ان خفتم » دستور می دهد که با ظهور نشانه های اختلاف ، محکمۀ صلح خانوادگی تشکیل شده و اختلافات برطرف گردد؛ زیرا اختلافات کوچک ، بسیار راحت تر و کم هزینه تر از اختلافات عمیق و بزرگ قابل حل است و امید به وفاق و سازش در ابتدای بروز اختلافات بسیار بیشتر است » ( مکارم شیرازی ، ۱۳۷۵ : ۲۴۰ ).

« در رفع شقاق ، درنگ جایز نیست و بلافاصله پس از رؤیت نشانه های بروز اختلاف باید برای حل اختلافات اقدام نمود . این نکته از حرف « ف » در عبارت « فابعثوا » قابل استنباط است » ( قرائتی ، ۱۳۸۲ : ۲۸۵).

شرایط ، خصوصیات و نحوۀ انتخاب داوران نیز در حصول نتیجۀ داوری ، بسیار با اهمیت است . مطابق آیه ، اولاً دو داور باید انتخاب گردند ؛ زیرا دخالت یک داور ، این خطر را دارد که داور ، جانب یک طرف را گرفته و این امر در رسیدن به توافق مانع ایجاد می کند و معمولاً طرفی که داور معرفی نمی کند ، نسبت به داور دیگر سوء ظن داشته و به راحتی امکان اقناع وی وجود ندارد و ثانیاً داوران باید از منتسبین طرفین اختلاف باشند

این امر دارای مزایایی است : بستگان زوجین اطلاع بیشتری از خصوصیات طرفین داشته و از زندگی و مشکلات احتمالی آنان بیشتر مطلع هستند و این امر به کشف عامل نزاع کمک بیشتری می کند .

از آنجا که در فرهنگ ایرانیان احترام به بزرگ ترها و حرف شنوی از آنها لازم است ، حضور اشخاص قابل احترام ، به حلّ مشکل کمک بیشتری می نماید ؛ زیرا زوجین ، معمولاً خود را ملزم به استماع توصیه های ایشان می دانند .

بستگان نزدیک زوجین حساسیت زیادی نسبت به حلّ مشکل و جلوگیری از جدایی آنها دارند ؛ زیرا جدایی و مصالحۀ زوجین ، هم از نظر عاطفی و هم از نظر مسئولیت های ناشی از آن در زندگی آنها تأثیر دارد ، بنابراین کوشش بیشتری برای حل مسئله مبذول می نمایند .

با توجه به این که قصد داوران زوجین ، محکومیت یک طرف و اثبات حقانیت طرف دیگر در انجام امر داوری نیست ؛ بلکه هدف ، کشف مشکل و حلّ آن می باشد ، حسن نیت در کار موجود بوده و این امر هم به تسهیل روند کار و حصول نتیجه که همان حل اختلاف و جلوگیری از شقاق و در نتیجه جدایی و طلاق است کمک می کند (هدایت نیا ،۱۳۸۴ ب).

در ذیل آیه انگیزه ، هدف و نیت زوجین مورد توجه قرار گرفته و وعدۀ خداوند مبنی بر اصلاح ، منوط به خواست و اراده ی آنها قرار داده شده تا با حسن نیت ، گذشت و پذیرش توصیه های داوران و احترام به خواستۀ طرف دیگر و بالاخره انجام تکالیفی که بر عهدۀ آنهاست ، زمینه ی صلح و سازش را فراهم نمایند . به اضافه این که عبارت « یوفق الله بینهما » ایجاد الفت ، صلح و سازش بین زوجین را ناشی از اراده و خواست خداوند می داند (هاشمی رفسنجانی ، ۱۳۷۷ : ۳۷۵).

ترک انفاق

مشکلات اقتصادی یکی از عوامل افزاینده طلاق است. وظیفۀ تأمین مالی مخارج زندگی بر عهدۀ زوج بوده که این وظیفه در قالب نفقه بیان شده و شرط پرداخت آن تمکین زوجه در برابر زوج است. اما دامنۀ شمول این وظیفه تا کجاست ؟ چه تعداد از طلاق ها ناشی از عدم پرداخت نفقه هستند؟ برای پیشگیری از این گونه طلاق ها چه می توان کرد؟ برای کاهش طلاق های ناشی از عدم پرداخت نفقه چه می توان کرد؟

کلیات

نفقه در لغت

از نظر لغوی انفاق از ریشه ی نفق به معنی مصرف و بخشش بوده و نفق به معنای سپری گشتن و نیست شدن است و نفقه به فتح نون و فاء و قاف ، اسم مصدر است که مصدرش نفوق و جمع آن نفقات و نفاق به معنی صرف کردن و خروج است زیرا نفقه ای که مرد برای همسرش خرج می کند بنحوی از مال وی خارج می گردد(جعفری لنگرودی ،۱۳۷۴ )

مهم ترین حق مالی زوجه وتکلیف شوهر نفقه است ، نفقه اسم مصدر از فعل انفاق و به معنی صرف کردن ، بخشش ، سپری کردن ، نیست شدن ، خرج کردن و رواج پیدا کردن است. ( قاضی زاده و شاه جعفری، ۱۳۸۸)

نفقه از ریشه ( ن- ف-ق) و به معنای تلف شدن است و درباره مال به معنای خرج شدن به کار می رود. انفاق به معنای بخشیدن مال و مانند آن در راهی از راه های خیر است. نفقه اسمی از مصدر انفاق است؛ به معنای چیزی که از مال خرج می شود. این واژه به لحاظ کاربردش در حقوق تبدیل به اصطلاح شده است؛ از این رو در معنایش آورده اند : « مایفرض للزوجه علی زوجها من مال للطعام والکساء و السکنی والحضانه و نحوها» . ( آنچه که پرداختش از مال زوج به زوجه برای غذا ، مسکن ، پوشاک ، حضانت و مانند آن واجب است) ( انیس ابراهیم و دیگران ، ۱۳۷۴: ۹۴۲).

نفقه در فقه

نفقه در فقه ، وظیفه ای است که در قبال اطاعت زن از شوهر به ویژه در امور جنسی تحت عنوان تمکین خاص، بر عهده زوج قرار گرفته است. از آنجا که این احکام بر روایات و نصوص موجود مبتنی است ، تفاوت چندانی بین نظرات فقهای قدیم و معاصر نمی باشد و تقریباً هیچ مخالفتی در خصوص شرط بودن تمکین برای پرداخت نفقه به زن وجود ندارد(جبعی العاملی ، ۱۴۱۰ ق : ۴۶۶) .

آنچه دچار تحول شده است ، نظر برخی فقهای جدید در خصوص اقلامی است که باید به عنوان نفقه به زن تأدیه شود، مثلاًبرخی فقها قدیمی بر این عقیده بودند که مخارج درمان و داروی زن در حالت مریضی جزو نفقه نیست ، اما فقهای جدید غالباً این موارد را جزء نفقه می دانند.

یکی از فقهاء می نویسد : « زوجته لم تلزمه نفقه المرض من دواء و اجره الطبیب و فصاد و حجام وانما علیه نفقه الصحه فان سافرت باذنه فعلیه نفقه الحضر وان سافرت بغیر اذنه فلانفقه لها حجت فی الفرض بغیر اذنه فعلیه نفقه الحضر» . مخارج دارو، پزشک در زمان مریضی بر عهده شوهر نیست . فقط نفقه زمان سلامتی زن بر عهدهِ شوهر است و اگر زن به اذن شوهر مسافرت کند نفقه غیر مسافرت را زن می تواند بگیرد و اگر بدون اجازه شوهر سفر کرده باشد اصلاً نفقه ای به او تعلق نمی گیرد.

اما صاحب جواهر در مورد مصادیق نفقه استدلال جالبی دارد ایشان می نویسد:

« اگر ملاک در پرداخت نفقه ، ضرورت باشد در نتیجه باید تمامی آنچه مورد احتیاج زن است پرداخت شود و استثنایی در مورد دارو ، عطر ، سرمه ، اجرت حمام و کوتاه کردن مو وجود ندارد. اما اگر نفقه مخصوص لباس، غذا و مسکن باشد دیگر جایی برای بر شمردن روانداز و خادم گرفتن نیست به خصوص در مورد مریض و غیرآن احادیثی که در بیان موارد واجبش شنیده ام آن را موجه می سازد . اما اگر ملاک معاشرت بالمعروف و اطلاق الانفاق باشد ، نتیجه ، وجوب همه است و نه تنها اینها ، بلکه سایر مواردی که گفته اند و جنبه حصری ندارد، هم تحت آن قرار می گیرد . روش آن نیز احاله کردن تمامی آنها به عادت متداول بین زوجین در پرداخت نفقه از حیث رابطه زوجیت است نه از جهت شدت علاقه و مانند آن . فرقی هم ندارد که این مصادیق ذکر شده باشند یا خیر . اما همواره باید وضعیت زن و مکان و زمان و مانند آن را در نظر گرفت . اگر هم اختلافی پیش آمد قاضی حسب مورد رفع خصومت می کند. وگرنه از آنچه که از فقها نفیاً و اثباتاً شنیده ام دلیلی که مختص برشمردن این مصادیق و ویژه بودن آنها باشد نشنیده ام».( جواهرالکلام ، ۱۳۶۷: ۳۳۳)

ماده ی ۱۱۰۷ پیشین ق.م. در تعریف نفقه ی زوجه مقرر می داشت : « نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثات البیت که بطور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضاء» . چنانچه ملاحظه می شود ، ماده ی مذکور فقط مسکن و پوشاک و خوراک و اثاث خانه و خدمتگزار را ذکر کرده و از سایر چیزهایی که عرفاً مورد احتیاج زن است ، مانند هزینه دارو و درمان و آرایش و شستشو ، سخنی نگفته بود. که قبول این نظر برخلاف مصلحت خانواده و اجتماع می نمود .از اینرو نظر نگارنده بر این است که آنچه در ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی آمده حصری نیست .

از کلمه احتیاج که در ذیل ماده بکار رفته بود نیز این معنی قابل استنتاج بود. بعضی از فقهای بزرگ امامیه ، مانند صاحب جواهر و صاحب مسالک ، نیز همین نظر را پذرفته اند.(همان ، ۲۳۲)

صاحب جواهر بعد از انتقاد از کسانی که نفقه را منحصر به اشیاء معینی دانسته و مخصوصاً هزینه دارو ، عطر ، سرمه و حمام را استثنا کرده اند ، رجوع به عرف را برای تعیین محتوای نفقه مرجح می داند؛ بویژه توضیح می دهد که اگر مبنای نفقه احتیاج زن باشد، استثناء دارو و سایر اشیا ء مذکور وجاهت ندارد.

خوشبختانه ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی اصلاحی ۱۳۸۱ ابهام ماده پیشین را رفع کرده و نفقه ی زوجه را شامل همه ی نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن درنظر گرفته است .[۱](صفایی و امامی، ۱۳۸۸: ۱۳۵)

ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی کیفیت نفقه را که بر عهده ی شوهر است به طریق متناسب با وضعیت زن مقرر داشته و در صورت عادت داشتن زن به داشتن خادم یا احتیاج به هزینه بیشتر برای مسکن و غذا ، در این صورت حق مطالبه ی آن را از شوهر خواهد داشت .[۲]

نفقه در قانون جدید حمایت خانواده

در ماده ی ۴ قانون حمایت خانواده جدید ، موضوع صلاحیت دادگاه خانواده مشخص شده که در بند هفتم آن ، نفقه ی زوجه و اجرت المثل ایام زوجیت ذکر گردیده است.

طبق ماده ی ۴۷ از این قانون : « دادگاه در صورت درخواست زن یا سایر اشخاص واجب النفقه ، میزان و ترتیب پرداخت نفقه ی آنان را تعیین می کند »

در بخش مقررات کیفری نیز ، ترک انفاق و عدم پرداخت نفقه ، جرم انگاری شده و مجازات آن حبس تعزیری درجه شش تعیین گردیده است . که در ماده ی ۵۳ قانون حمایت خانواده جدید مصوب ۱/۱۲/۱۳۹۱ قید شده است.[۳]

طبق ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ حبس تعزیری درجه ۶ شامل حبس بیش از ۶ ماه تا ۲ سال می باشد و مستند به بند ۹ از ماده ۵۸ قانون حمایت از خانواده جدید ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۳/۲/۱۳۷۵ نسخ شده است.

در ماده ی قانونی نسخ شده مذکور ، مجازات بزه ترک انفاق بین ۳ ماه و ا روز حبس تا ۵ ماه حبس تعزیری بود که این تشدید مجازات نشان از اهمیت مسأله پرداخت نفقه در نزد قانون گزار دارد.

سنگین تر شدن این مسئولیت کیفری بر لزوم آگاهی مردان نسبت به انجام تکالیف خویش در صورت انجام وظایف زوجیت از سوی همسرانشان دلالت دارد.

از نکات مهمی که باید به آن اشاره نمود این است که تا قبل از تصویب قانون حمایت خانواده جدید با عنایت به صدور رأی وحدت رویه شماره ۶۳۳ به تاریخ ۱۴/۲/۱۳۷۸ صادره از سوی دیوانعالی کشور در خصوص ترک انفاق زوج [۴]، در صورتی که زوجه از حق خود استفاده کرده و تمکین نکند و تمکین خود را منوط به پرداخت مهریه نماید در این حالت، در صورت استنکاف زوج از پرداخت نفقه ،زوجه حق طرح شکایت کیفری تحت عنوان ترک انفاق را نداشته و فقط می توانست از حیث جنبه ی حقوقی نسبت به مطالبه نفقه خویش اقدام نماید که بدینوسیله با توجه به تصریح قانون گذار در تبصره ذیل ماده قانونی مذکور این امر مرتفع شده و زنانی که در دوران عقد بسر میبرند و باکره هستند می توانند به جهت عدم دریافت نفقه شکایت کیفری مطرح نماید و موضوع ،واجد وصف کیفری می باشد.[۵]

با توجه به یکسان بودن مجازات ترک انفاق نسبت به همسر و فرزندان و خویشان بدینوسیله با تصویب ماده قانونی مذکور ، مجازات قانونی جرم ترک انفاق نسبت به خویشان نیز از ۳ ماه و یک روز تا ۵ ماه حبس به ۶ ماه تا ۲ سال حبس افزایش یافته است.

ضمناً با توجه به تبصره ی مذکور در ذیل این ماده ، این حق به جز فرزندان طبیعی حتی برای کودکان تحت سرپرستی و فرزندان ناشی از لقاح مصنوعی در نظر گرفته شده است.

ارتباط نفقه با طلاق و تمکین

ارتباط نفقه با طلاق

قانون مدنی ، امکان تقاضای طلاق به لحاظ عدم پرداخت نفقه را پیش بینی کرده است . در ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی آمده « در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام به دادن نفقه ، زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر او را اجبار به طلاق می نماید. همچنین در صورت عجز شوهر از دادن نفقه».علاوه بر این ماده که صریحاًبر امکان صدور طلاق به لحاظ عدم پرداخت نفقه تأکید دارد ؛ ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی نیز اشعار می دارد :

« در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد ، زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود » این ماده به زوجه امکان می دهد که به استناد عسر و حرج ناشی از سختی در معیشت ، تقاضای طلاق کند.

البته این ماده تنها اختصاص به نفقه ندارد « خودداری شوهر از نزدیکی با زن ، بی اعتنایی و اهانت به او ، اختیار همسران دیگر ، پای بندنبودن به وفاداری ( داشتن رابطه نامشروع ) ، اعتیاد و سوء معاشرت و… ممکن است از اسباب ایجاد عسر و حرج و طلاق به درخواست زن قرار گیرد » ( کاتوزیان ، ۱۳۷۸ : ۶۹۲).

هر چند این دو ماده راه های همیشگی خلاصی از دشواری های اقتصادی زندگی هستند ، اما با سخت تر شدن اوضاع مالی در جامعه ، استفاده از این دو ماده افزایش می یابد.

با نگاهی به قانون مدنی ، این نتیجه حاصل می شود که زوجه هیچ وظیفه ای برای کار کردن و تأمین هزینۀ خود و فرزندان ندارد. در عقد دائم نفقه زن به عهدۀ شوهر است و نفقۀ اولاد بر عهدۀ پدر است، پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق ، به عهدۀ اجداد پدری است .

با وقوع عقد نکاح ، زوجین دارای حق و تکلیف متقابل می شوند و با وجود عقد دائم ، وجوب تأدیه برای زوج به عنوان تکلیف زوجیت ، متقابلاً می آید. لیکن با به وجود آمدن نشوز زوجه ، حق نفقه ساقط می شود و تا زوال آن مرد تکلیفی به تأدیه نفقه نخواهد داشت.

تنها وظیفه ای که قانون برای زوجه در نظر گرفته ، تمکین از شوهر است و حتی زن می تواند فرزند خود را نیز شیر ندهد [۶] و اگر کار کند هم وظیفه ای برای پرداخت هیچ یک از مخارج زندگی ندارد. با توجه به این که عدۀ زیادی از زنان در حال حاضر ، شاغل هستند و در تأمین هزینه های زندگی شراکت دارند ، این نتیجه معلوم می شود که اگر این زنان بخواهند از حقوق قانونی مندرج در قانون مدنی و فقه استفاده کنند و هیچ هزینه ای را نپذیرند ، در اثر عدم توانایی همسرانشان در تأمین هزینه ها، تعداد طلاق های ناشی از نفقه افزایش خواهد یافت . پس در واقع ، مواد مزبور ذاتاً افزاینده طلاق هستند.

ارتباط نفقه با تمکین

برخورداری زن از نفقه مطلق و بی قید و شرط نیست و زن همانگونه که حق دریافت نفقه را دارد تکلیف به تمکین نیز دارد به عبارت دیگر در قانون برای تعلق نفقه به زن شرایطی در نظر گرفته شده است.

«تکلیف مرد به دادن نفقه موکول به تمکین زن از اوست. چنانکه در ماده ی ۱۱۰۸ قانون مدنی آمده است که: « هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود».

پس اگر زن بدون عذر موجه حاضر نشود که با شوهر خود در یک محل زندگی کند یا با او در تشدید مبانی خانواده همکاری نکند ، یا به خواسته های مشروع او در مورد معاشرت با دیگران بی اعتنا باشد، حقی بر گرفتن نفقه ندارد. چنین زنی را در اصطلاح حقوقی « ناشزه»و وضع او را « نشوز » نامند» (کاتوزیان،۱۳۷۸ : ۱۸۴) .

بنابراین نقطه مقابل تمکین ، نشوز است و زنی که تمکین نکند ناشزه محسوب می شود . نشوز خروج زن از اطاعت شوهرش است در اموری که اطاعت از شوهر بر زن واجب است.

عدم انفاق درحقوق ایران و فقه امامیه

ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی مقرر می دارد « در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه ، زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر را اجبار به طلاق می نماید . همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه .»

آنچه از این ماده استنباط می گردد، این است که عدم انفاق ممکن است به علت استنکاف زوج باشد؛ یعنی زوج با وجود ملائت از پرداخت نفقه خودداری کند یا به دلیل اعسارو عجر ، امکان عمل به تکلیف برای وی میسر نباشد. به هر حال قانونگذار در ایجاد حق طلاق هیچ تفاوتی بین این دو قایل نشده است و عدم انفاق را موجب ایجاد اختیار طلاق برای زن می داند که در ذیل هر کدام از این دو سبب را بررسی می نماییم.

استنکاف از پرداختن نفقه

هرگاه مردی با وجود ملائت و با فرض استحقاق زوجه نسبت به نفقه از انفاق به وی خودداری کند، مستنکف محسوب می گردد. البته برخی از نویسندگان مردی را هم که با داشتن مهلت معقول و امکان تلاش برای معاش ، حاضر به کارکردن تحصیل درآمد نیست ، مستنکف محسوب نموده اند ( جعفری لنگرودی، ۱۳۸۶: ۲۲۶) که به نظر صحیح نمی رسد ؛ زیرا استنکاف به معنای خودداری شخص از انجام امری است که توانایی انجام آن برای وی موجود است و در فرض مذکور این وضعیت موجود نیست ؛ یعنی زوج به هر دلیل ولو تلاش ، فاقد استطاعت مالی جهت پرداخت نفقه می باشد.

از نظر فقهی این امر از مصادیق نشوز زوج بوده و زن می تواند با مراجعه به حاکم حقوق خود را استیفا نماید . در این صورت حاکم با احراز نشوز زوج ، وی را ملزم به انفاق می نماید. اگر این امر صورت نگرفت، حاکم به درخواست زن و در صورت امتناع زوج از اجرای صیغۀ طلاق ، زن را مطلقه می نماید. ( محقق داماد،۱۳۶۷: ۳۶۴)

عجز از پرداخت نفقه

ذیل مادۀ ۱۱۲۹ با عبارت « همچنین است در صورت عجز از پرداخت نفقه » حکم عجز زوج از پرداخت نفقه را مشابه استنکاف تعیین نموده است . استادان حقوق نیز دو نوع عجز را در این خصوص قابل تصور دانسته اند .

عجز سابق بر عقد

تکلیف این حالت در مادۀ ۱۱۲۹ مشخص نشده است ، اما برخی از استادن ، متعرض آن گردیده و گفته اند اگر زن هنگام عقد جاهل به اعسار زوج یا عجز او از انفاق باشد و به این گمان با مرد ازدواج نموده است که ؛ عادتاً مرد فاقد معاش ، مبادرت به ازدواج و تشکیل زندگی نمی کند ، می تواند به استناد خیار تدلیس ، عقد را فسخ کند و سکوت قانونگذار را دلیل تمایل به خیار تدلیس دانسته اند .

در پاسخ به این ایراد که در تدلیس ، وجود عملیات فریبکارانه شرط است و در این حالت عملیات مذکور صورت نگرفته است ، اظهار داشته اند : « اگر تدلیس به سکوت را به معنای خودداری از سخن گفتن ( فعل مثبت ) در نظر بگیریم ، عملیات فریبکارانه رخ داده است پس تدلیس محقق گردیده و خیار فسخ ایجاد شده است ».(صفار ، ۱۳۸۴: ۱۲۹)

پذیرش این استدلال دشوار است ؛ زیرا برای اغوای طرف مقابل فعل مثبت لازم است و نمی توان در حالی که تدلیس نیازمند انجام عملی عمدی و مثبت است ، با مفروض گرفتن سکوت به عنوان فعل مثبت ، با وجود این که اصولاً سکوت فاقد هر گونه اثر است و نمی تواند فعل مثبت تلقی گردد، این وضعیت را به استناد تدلیس موجد حق فسخ برای زن دانست . اما در فرض آگاهی زن از وضع مرد گفته شده است که می توان نسبت به تحصیل معاش اقدام کند، در غیر این صورت برخلاف شرط ضمنی عقد نکاح عمل کرده است و زوجه خیار تخلف از شرط فعل دارد و می تواند به استناد مواد ۲۳۹ تا ۲۳۷ ، عقد نکاح را فسخ کند و یا به استناد مادۀ ۱۱۲۸ قانون مدنی می توان برای زوجه قائل به خیار تخلف از شرط بنائی ( تمکن زوج بر نفقه ) گردید و به او امکان فسخ عقد داد ، این نظر به وسیلۀ نظر برخی از فقها تأیید گردیده است (جعفری لنگرودی، ۱۳۸۶ :۲۲۴).

«با وجود این به نظر می رسد عقیدۀ مذکور با قانون مدنی موافق نباشد ؛ مثلاً زن و شوهر نمی توانند به استناد مغبون شدن در مهریه ، پیمان راجع به نکاح را فسخ کنند و یا این که خیار شرط را برای خود قرار دهند ؛ بلکه فقط خیاراتی که با طبیعت اجتماعی نکاح سازگار می باشد در این عقد پذیرفته شده است . قانونگذار به خاطر حفظ حقوق فردی و تأمین سلامت اراده زوجین ، نکاح را در مورد عیب ، تدلیس و تخلف از شرط صفت قابل فسخ اعلام نموده است و چون موارد فسخ نکاح در قانون مدنی حصری است امکان استناد به این امر جهت فسخ نکاح ممکن نیست. » (کاتوزیان،۱۳۷۸: ۲۷۵).

در نتیجه این حالت را باید مشمول قسمت دوم مادۀ ۱۱۲۹ قانون مدنی قرار داد و برای زوجه قائل به وجود حق طلاق گردید .

عجز لاحق بر عقد

هرگاه زوج ، هنگام ازدواج قادر به پرداخت نفقه بوده و بعد ، از ادای آن ناتوان شده باشد ، زن حق خواهد داشت از دادگاه تقاضای طلاق نماید . قانونگذار در این حکم تفاوتی بین زن ثروتمند و زن نیازمند قائل نشده است . به عبارت دیگر، چون علت تامۀ استحقاق زن نسبت به نفقه ، عقد دائم و تمکین او از مرد است و عجز و ملائت زوجه تأثیری در استحقاق وی ندارد ، ایجاد حق درخواست طلاق برای زن منوط به نیاز وی به نفقه نگردیده است . در نتیجه زن ثروتمندی که خود قادر به تأمین نیازهای مالی خویش است نیز حق دارد در صورت عجز زوج از انفاق تقاضای طلاق نماید.

این حکم قانونگذار مورد انتقاد واقع گردیده و گفته شده است « اگر هدف قانونگذار حمایت از خانواده و حفظ همبستگی زن و شوهر است ، چرا باید زن ثروتمند بتواند به بهانۀ نداری شوهر از او طلاق بگیرد ؟ آیا معنی شرکت در زندگی و همدلی این است که زن به جای یاری به شوهر و دستگیری او به هنگام تنگدستی همسر ، برای طلاق به دادگاه رجوع کند ؟ آیا دادن چنین حقی به زوجه با حسن معاشرت با شوهر تعارض ندارد؟» ( همان،۱۳۷۸: ۳۷۳).

بنابراین پیشنهاد شده است که « در صورتی فقر شوهر از دادن نفقه ، این مورد نیز از شرایط طلاق و در زمره ی موجبات طلاق قرار گیرد که زن نیز نتواند هزینۀ زندگی مشترک را تأمین کند . این نظر با مفاد مادۀ۱۱۳۰ قانون مدنی نیز سازگاری بیشتری دارد ؛ زیرا تنها در این فرض است که عسر و حرج واقعی برای زن ایجاد می شود» ( همان ،۱۳۷۸: ۳۷۴).

این عقیده مورد مخالفت واقع شده است . برخی در پاسخ به آن گفته اند : « هنگامی که مرد تنگدست می گردد ، زن تکلیفی به تحمل زندگی با او را ندارد و نمی توان از لحاظ حقوقی انتظار فداکاری از چنین زنی داشت . مرز حقوق و اخلاق از یکدیگر جداست و آنان که بخواهند به تکلیف اخلاقی خود عمل کنند ، نیازی به حکم قانون ندارند . بنابراین مقنن باید در این مورد وضع زن و مرد و حقوق آنان را روشن سازد».( صفار ، ۱۳۸۴: ۱۲۹)

به نظر میرسد با توجه به استقلال مالی زوجه و این که وظیفه انفاق بر عهده زوج است ، نمی توان قائل به این شد که زن وظیفۀ خود را در برابر مرد انجام دهد . در هر صورت مرد به هرسبب ، ولو عجز ، به وظیفۀ خود عمل ننموده و زن در مقابل مرد دارای تعهد یک طرفه نمی باشد.

بنابراین با وجود قبول این نکته که زندگی زناشوئی نیاز به فداکاری دارد ، اما هنگامی که بین طرفین اختلاف حاصل می شود و قانون باید شیوۀ فصل خصومت را مشخص کند ، انجام این وظیفه باید عادلانه صورت گیرد . محرومیت زوجه در این خصوص ، موجب تضییع حق او می باشد.

عدم توان پرداخت مهریه

طرح مطلب

«نقش مهریه به عنوان موجودی حقوقی در حقوق خانواده کشورمان بر هیچ عضوی از اعضای جامعه قابل انکار نیست . قانون مدنی مصوب ۱۳۰۷ با اصلاحات بعدی مواد ۱۰۷۸ الی ۱۱۰۱ را به مهر اختصاص داده است . چالش مهریه های موجود در میان مردم ، حقوقدانان و محاکم بر کسی پوشیده نیست. رفت و آمدهای مدام زوجین در محاکم و ادارات ثبت برای وصول مهریه ، اختلافات ناشی از مهریه ، هزینه های کلان دولت در محاکم و سازمان های مربوط برای حمایت از این نهاد قانونی و در عین حال قراردادی و همچنین زندانی شدن هر چند کوتاه برخی مردان بخاطر عدم پرداخت مهریه ، بر سر زبان هاست» (آبخیز ، ۱۳۸۷).

پیامدهای منفی مهریه

منظور از پیامدهای مهریه ، در واقع پیامد های مهریه ای است که در زمان حاضر رایج و مرسوم است. مهریه های کلان ، بدون در نظر گرفتن قدرت مالی زوج و وضعیت خانوادگی زوجین که چه بسا در اغلب موارد ، قصد پرداخت وجود ندارد و توافق زوجین به توافقات صوری بیشتر شبیه است تا واقعی .

تعهدی که متعهد آن را جدی نمی گیرد و از همان زمان انعقاد عقد نکاح ، قصد پرداخت آن را ندارد و حتی در صورت قصد پرداخت ، توان پرداخت ندارد و زوجه که طرف عقد است از چنین قضیه ای آگاه است باعث ایجاد مشکلات جدی در زندگی خانواده ها می گردد.

البته نمی توان منکر پیامدهای مثبت مهریه در زندگی مشترک زوجین گردید ؛ از جمله اینکه مهریه می تواند عاملی برای تضمین حقوق مالی و معنوی زن و هم چنین عاملی برای پس انداز وی باشد. ضمن اینکه وجود مهریه می تواند سبب خشنودی و دلبستگی زن برای زندگی باشد. لیکن در جامعه ی امروزی پیامدها و مشکلات ناشی از مهریه های سنگین بسیار بیشتر از مزایای آن می باشد که به در اینجا به ذکر چندین مورد آن می پردازیم:

مهریه های سنگین نشان دهنده بی اعتمادی زن و شوهر به یکدیگر و سطح فکر پایین است. مهریه بالا می تواند به عنوان یک ابزار در دست زنان قرار بگیرد و مردان از این نظر همیشه تحت استرس و فشار باشند.
بالا بودن مبلغ مهریه و نیز پایین بودن آن موجب دردسرهایی میگردد که بیشتر موارد مربوط به بالا بودن مبلغ مهریه می باشد که در ذیل به اختصار به چند مورد اشاره میگردد :

بالا بودن مهریه باعث افزایش سن ازدواج و حتی کاهش ازدواج میگردد. هم چنین بالا بودن مهریه باعث افزایش توقعات میگردد.

بالا بودن میزان مهریه باعث افزایش طلاق میشود. شاید عوام براین باور باشند که بالا بودن مهریه باعث عدم طلاق از سوی مرد است ؛ اما چنین نیست زیرا با افزایش میزان مهریه زنان احساس میکنند که دارای پشتوانه محکمی هستند و برای حفظ زندگی زناشوئی از هنر زنانگی خود استفاده نکرده و آن را فراموش میکنند.

یکی از آمارهای مربوط به جمعیت کیفری زندان ها متعلق به افرادی است که به علت عدم توانایی در پرداخت مهریه و شکایت همسران خود در زندان ها به سر می برند، بدون اینکه از نظر عناصر مربوط به ارتکاب جرم واقعاً مجرم باشند.

بی سرپرست شدن خانواده، بیکار شدن یک نیرو در جامعه، گسترش ناامنی روانی و اخلاقی در جامعه و زندانیان غیر بزهکار از مهم ترین آسیب های این اقدام است.

امروزه مهریه در شمار یکی از معضلات و موانع مهم در ازدواج محسوب می شود و همین امر موجب شده است تا بسیاری از جوانان از هراس این موضوع نتوانند برای ازدواج اقدام کنند و آمار ازدواج بخاطر هراس از پذیرش مهریه های سنگین کاهش یابد.
مهریه یکی از عواملی است که برداشت صحیح و منطقی کمتری نسبت به آن دیده شده و غالباً با درک و دریافت های غلطی همراه است که موجب شده همواره به آن به عنوان عاملی بازدارنده در مسیر ترویج ازدواج نگریسته شود .

بخشی از زنانی که مهریه های کلان درنظر می گیرند دلیل خود را نا امنی های اقتصادی عنوان می کنند. این احساس ناامنی از کجا نشأت می گیرد؟ یکی از جامعه شناسان در اینباره می گوید: زنان در اکثر مواقع شاغل نیستند. .
هم اکنون میزان اشتغال در میان زنان حدود ۱۱درصد است در حالی که در مورد مرد ها این رقم به ۶۰درصد می رسد. از طرف دیگر شرع نیز مرد را مسئول هزینه های زندگی می داند ولی به نظر میرسد که زن از طریق مهریه کلان می خواهد خود را بیمه کند. نداشتن امنیت اقتصادی زنان را وادار می کند تا مهریه های زیاد برای خود بگذارند، غافل از اینکه چنین شروطی دیرپا نیست و بعد از گذشت یک دهه ارزش اولیه را ندارد. ازدواج یک قرارداد است که باید مفاد آن مشخص باشد و با این مهریه های غیر منطقی و گزاف نمی توان این قرار داد را منعقد نمود . ( www.itf.org.ir).

دکتر روشن ، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی بیان داشت : « نباید تنها به قانون گذاری اکتفا کرد بلکه باید علت ها بررسی شود یعنی ببینیم چرا بعد از انقلاب با توجه به اینکه ما شاهد مهریه های پایین و ازدواج های آسان بودیم دوام ازدواج ها بیشتر بود واکنون خانواده ها بسیار آسیب پذیر شده اند. باید آسیب شناسی کرد، این بحث کاملاً فرهنگی ست و مربوط به حوزه اخلاق وفرهنگ می شود و قانون تنها می تواند کف وسقف عملکردها را بیان کند و این اخلاق و فرهنگ است که می تواند در این زمینه کارکرد داشته باشد.
روشن ضمن اشاره به تحقیق میدانی که صورت گرفته افزود: در بین ۱۰۰ پرونده ای که بررسی شد، ۹۹ مورد آن نشان داد که مهریه بالا مانع طلاق زوجین نشده یعنی این تلقی که مهریه باعث دوام زندگی ست کاملاً غلط است و این خود نشان می دهد که چقدر ما نیاز به کار فرهنگی داریم و نهادهایی که کارکرد فرهنگی واجتماعی دارند چقدر باید تلاش کنند تا سنت های غلطی که در جامعه پاگرفته اند از بین بروند». (www.mehrkhane.com).

بنابراین عدم توانایی پرداخت مهریه از سوی مردان ، باعث می شود تا زنان بتوانند از این طریق آنها را تحت فشار قرار داده و حتی باعث به حبس رفتن مردان شوند. با توجه به اینکه معمولاً مهریه به صورت سکه تعیین می شود و تعداد آن نیز بسیار غیر منطقی و بدون انگیزه ی پرداخت، تعیین می گردد در هنگام بروز اختلاف به صورت حربه ای در دست زنان قرار گرفته و با توجه به مجازات شدید آن که حبس می باشد نه تنها از ادامه اختلافات جلوگیری نکرده بلکه به آن دامن می زند و مردی که به دلیل عدم توان پرداخت مهریه به زندان می رود مطمئناً پس از آزادی دیگر به ادامه ی زندگی مشترک نمی اندیشد و راهی جز طلاق در پیش روی خود نمی بیند.

فصل چهارم : پیشگیری از طلاق

فصل چهارم

پیشگیری از طلاق

بازدارنده های اجتماعی

دینداری و عرفی شدن

دورکیم در بررسی تعلقات مذهبی در قالب انسجامی و تنظیمی ، ارتباط معکوس آن را با خود کشی نشان می دهد. به عبارتی هر چه پیروان یک مذهب در اجتماعات مذهبی تعاملات بیشتری با یکدیگر داشته باشند (انسجام مذهبی)[۷] و هر چه آن مذهب رفتار پیروان خود را با هنجارهای خود بیشتر تنظیم کند ، خودکشی در میان پیروان آن کمتر به وقوع می پیوندد (تیلور، ۲۰۰۳). با تعمیم تئوریک این رابطه به دیگر آسیب های اجتماعی از جمله طلاق ، می توان این رابطه را بین تعلقات مذهبی و طلاق نیز در نظر گرفت . با گرایش جامعه به عرفی شدن [۸]و در نتیجه شرکت کمتر در اجتماعات مذهبی و نیز کاهش اثر بعد هنجار بخش مذهب بر رفتار ها ، استنباط می شود که وقایعی مانند طلاق نیز افزایش می یابد (عیسی زاده، قدسی، بلالی، ۱۳۹۰). مذهب و الزامات رفتاری آن در حوزه خانواده و ازدواج از عوامل مهم در استحکام و تداوم رابطه زناشویی است؛ لذا افراد مذهبی که اعتقادات آنها رفتارهایشان را تنظیم می کند ، کمتر طلاق می گیرند و میزان طلاق در آنها کمتر است . در فرایند عرفی شدن ، هنگامی که اعتقادات مذهبی افراد تضعیف می گردد، طلاق به عنوان یکی از پیامد های این فرایند در نظر گرفته می شود (پورتمن و کالمیجن،۲۰۰۲). نتایج مطالعات پیرامون این رابطه نشان می دهد که با افزایش عرفی شدن ، نرخ طلاق در جامعه افزایش می یابد. هنجارهای اجتماعی به عنوان الگوهای رفتار افراد ، تجلی ارزش های اجتماعی جوامع هستند. هنگامی که ارزش های بنیادی افراد به عنوان پایه های هنجاری رفتارشان به عرفی شدن تمایل پیدا می کنند ، هنجارهای متناظر با آنها نیز متحول می گردد. در این وضعیت هنجارهای اجتماعی معطوف به ازدواج ، قبح طلاق را به عنوان امری ناپسند و ناشایست کاهش می دهد. قبح طلاق دال بر مقدس بودن ازدواج و پیوند زناشویی است که مذاهب بر آن تأکید دارند. زمانی که پیوند زناشویی بین زن و مرد بسته می شود هنجارهای مذهبی حاکم ، به حفظ و تداوم آن تأکید می کنند. اما هنگامی که این پیوند دیگر به عنوان امری مذهبی به حساب نمی آید ، وقوع طلاق تبدیل به عملی معمولی و عقلانی می شود. با توجه به موارد فوق در ارتباط با عرفی شدن می توان این گزاره را مطرح نمود:

«هر چه عرفی شدن در اعتقادات افراد بیشتر گسترش می یابد ، به سبب کاهش قبح و ناپسندی طلاق که در مذاهب بر آن تأکید شده است ، طلاق در بین آنها افزایش می یابد» (مارتینگ،۱۹۹۴ بنقل از عیسی زاده، قدسی،بلالی، ۱۳۹۰).

الگوگیری از دیگران (سابقه طلاق در خانواده)

احتمال وقوع طلاق در خانواده هایی که دارای سابقه طلاق هستند ، نسبت به خانواده هایی که طلاق در آنها بی سابقه است ، بیشتر است. طلاق در خانواده و به خصوص طلاق والدین به مثابه نوعی یادگیری اجتماعی برای فرزندان ، آنها را بیشتر در معرض طلاق قرار می دهد.نظریه یادگیری اجتماعی در حوزه انحرافات بیان می کند که افراد در فرایند اجتماعی شدن اولیه شان در سنن پایین ، بنا به معاشرت و روابطشان با گروه های نخستین از جمله خانواده ، یادگیری متفاوتی دارند.فرزندان در خانواده ها ، نگرش ها و رفتارها را با مشاهده و مدل گیری از «دیگران مهم» یاد می گیرند ( زنگ و ماره ،۲۰۰۸ بنقل از از عیسی زاده، قدسی، بلالی، ۱۳۹۰).

بنابراین خانواده هایی که در آنها سابقه طلاق وجود دارد بیشتر در معرض این مشکل اجتماعی قرار میگیرند و در واقع قبح طلاق برای آنها از بین رفته و به این مسأله بصورت یک امر عادی و معمولی نگاه می کنند. ولی در خانواده هایی که طلاق سابقه ندارد ، ناپسندی ومذموم بودن آن همچنان باعث می شود تا نقش بازدارندگی در خصوص طلاق حفظ گردد.

تعلق خانوادگی (تعدد فرزندان)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:13:00 ب.ظ ]




۵- اگر در هنگام آزمون ، آریتمی های بطنی و دهلیزی مثل : انقباض زودرس دهلیزی ، ارتعاش بطنی ، بلوک های سینوسی دهلیزی ، انقباض زودرس بطنی ، ایست و یا پرتپشی بطنی بوجود آید .
۶- هرگاه در نوار الکتروکاردیوگرام سقوط یا صعود قطعه ST و T معکوس بوجود آید .
آزمون ورزشی باید بر روی چه کسانی انجام شود ؟
ملاکهای مناسبی برای تعیین اینکه چه کسانی باید آزمون ورزشی تحت نظارت پزشک را قبل از شروع یک برنامه تمرینی دریافت کند ، تهیه شده است که عبارتند از :
۱- مردان غیر فعال بالای ۳۵ سال و زنان غیر فعال بعد از دوران یائسگی باید قبل از شروع برنامه ورزشی ، آزمون ورزشی را تحت نظارت پزشک انجام دهند .
۲- هر فردی که مبتلا به دردهای قفسه سینه است یا سابقه بیماری قلبی دارد .
۳- هر فرد در هر سنی که عوامل خطرساز ابتلا به بیماری قلبی عروقی مهمی دارد ، این عوامل خطر ساز عبارتند از :
الف – سابقه خانوادگی در بیماری قلبی عروقی بویژه در سنین پایین
ب- سابقه فشار خون بالا
ج – سابقه بالا بودن کلسترول بویژه اگر با کم بودن مقدار HDL همراه باشد
د – سابقه بیماری قند
فرد سیگاری به ویژه اگر زندگی غیر فعال همراه با سایر عوامل خطر قلبی عروقی داشته باشد .
موارد استفاده از آزمون ورزشی
الف – موارد استفاده مشخص
۱- تشخیص مردان با علائم غیر معمول بیماری های ایسکمیک
۲- بررسی و تعیین ظرفیت عملی و پیش آگهی در بیماران مبتلا به آنژین مزمن پایدار و یا بعد از سکته قلبی
۳- بررس و تعیین آریتمی های ایجاد شده به وسیله ورزش که علامت دار و عود کننده باشند .
ب- احتمالا آزمون ورزشی مورد استفاده دارد :
۱- زنان با آنژین صدری معمول و غیر معمول
۲- تعیین ظرفیت عملی برای بررسی و تحت نظر داشتن درمان های قلبی عروقی در بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر یا نارسایی قلبی
۳- بررسی بیماران مبتلا به آنژین واریانت
۴- بررسی سالانه بیماران شناخته شده مبتلا به بیماری عروق کرونر
۵- بررسی مردان بدون علامت بالای ۴۰ سال افرادی که شغل های خاصی دارند مانند خلبان ، رانندگان اتوبوس و غیره و یا کسانی که دو یا بیشتر از عوامل خطرساز آترواسکلروز دارند و یافردی که می خواهد در برنامه فعالیت های ورزشی شدید شرکت کند .
موارد ممنوعیت انجام آزمون ورزشی
موارد منع آزمون ورزش به ۳ گروه تقسیم می شوند :
الف- بیماری های شدید و ناپایدار قلبی :

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.
  1. انفارکتوس حاد قلبی
  2. آنژین ناپایدار
  3. آریتمی کنترل شده
  4. نارسایی قلبی شدید
  5. تنگی آئورت شدید
  6. میوکاردیک ، پریکاردیک یا آندوکارد یک فعال
  7. آمبولی ریه
  8. فشار خون استراحت بیش از  میلی لیتر جیوه
  9. ترومبوز کلیوی حاد

ب – بیماری های غیر قلبی
۱- عفونت حاد
۲- ناراحتی روانی و عاطفی شدید
۳- بیماری های متابولیک کنترل نشده ، دیابت ، آرتریت و غیره به طوریکه بیمارد قادر به فعالیت نباشد . در بسیاری از موارد ، کنترل نشانه های فوق ، پزشک در صورت صلاحدید و با احتیاط با بهره گرفتن از پروتکل های کم خطر نیز می تواند ورزش انجام دهد.
ج – محدودیت ها سنی ضربانات قلبی که در حین تست ورزش منجر به قطع تست ورزش می شود :
۱- ۱۷۰ ضربه در دقیقه در گروه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال
۲- ۱۶۰ ضربه در دقیقه در گروه سنی ۳۰ تا ۳۹ سال
۳- ۱۵۰ ضربه در دقیقه در گروه سنی ۴۰ تا ۴۹ سال
۴- ۱۴۰ ضربه در دقیقه در گروه سنی ۵۰ تا ۵۹ سال
۵- ۱۳۰ ضربه در دقیقه در گروه سنی ۶۰ تا ۶۹ سال
طبقه بندی بیماران بر اساس نتایج آزمون ورزشی
آزمون ورزشی یکی از بهترین راه های تشخیص ، پیش آگهی و ظرفیت عملی در بیماران مبتلا به ایسکمی قلبی است که معمولا از آن برای طبقه بندی کلاس بیماران و تجویز ورزش بر اساس توانایی فیزیولوژیکی بیماران قلبی استفاده می شود ، بر اساس نتایج آزمون ورزشی بیماران را می توان به ۳ دسته تقسیم کرد :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:13:00 ب.ظ ]




کوتاهی درباره طرح کلی و استراتژیهای سازمان و نیز چالشهای کلیدی که سازمان در اجرای استراتژی های خود با آنها روبرو است.

 

  • توصیفی کامل اما خلاصه از استراتژی های کلی برای ایجاد ارزش در سازمان ارائه شود. در این بخش، مهم این است که روابط بین عناصر مختلف این استراتژی ها و بویژه چگونگی کمک آنها به افزایش ارزش سرمایه فکری و رسیدن به اهداف تعیین شده، روشن شود.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

  • شرحی از تمامی عوامل و محرکهای مربوط به ارزش سرمایه فکری و بیان جزئیات بیشتری در مورد آنها صورت گیرد(دستگیر، ۱۳۸۸، ص ۳۴).

 

در بیان طرح کلی اهداف استراتژیک و فعالیتهای وابسته به هر کدام و شاخصهای مربوط به آنها، تا جایی که امکان دارد، باید افشای لازم در مورد آنها صورت گیرد. همچنین باید توصیف خلاصه ای از فعالیتهای کلیدی (برنامه ها، پروژه ها و وظایف) که برای دستیابی به اهداف، برنامه ریزی شده اند، افشا شود. البته این موارد گفته شده، علاوه بر موارد قبلی است که طبق استانداردها و قوانین الزامی هستند(ماروشیوما، ۲۰۰۸).
۲-۲-۱۵- استانداردهای حسابداری و گزارشگری سرمایه فکری
افشاء اطلاعات نامشهودها و سرمایه فکری در سال های اخیر اهمیت پیدا کرده است و سرمایه فکری یک بخش جدائی ناپذیر از فرایند ایجاد ارزش شرکت در نظر گرفته می شود. بسیاری از شرکت های سهامی بزرگ در کشورهای توسعه یافته گزارشات سرمایه فکری را به صورت مکمل گزارشات سالانه متداول توسعه داده اند. این گزارشات روی نقش سرمایه فکری در ارتباط با ایجاد ارزش و ارتباط آن با منابع دانش در شرکت ها با یک چارچوب استراتژیک تأکید دارند. یک بحث اساسی در افشاء اینگونه اطلاعات در شرکت ها این است که آیا بازارهای سرمایه برای تجزیه و تحلیل و انتشار گزارش سرمایه فکری عکس العمل نشان می دهند؟ و این که آیا اطلاعات مکمل ارائه شده همراه صورت های مالی نیازهای اطلاعاتی آنان را برآورده می سازد؟ از نقطه نظر بازار سرمایه، اطلاعات سرمایه فکری باید به عنوان یک بخش جداگانه از چارچوب فرایند ایجاد ارزش شرکت افشاء شود(حاجی ها، ۱۳۸۹).
در ربع قرن اخیر دارایی های نامشهود به تدریج در صورت های مالی شرکت ها از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. در واقع رشد و ارزش شرکت از طریق توسعه دارایی های نامشهود دست یافتنی است. اما، مدل های سنجش و ارزشگذاری این نوع دارایی ها به عنوان یک بخش اساسی از توسعه استراتژی مدیریت و ابزار مدیریت استراتژیک چندان مورد توجه قرار نگرفته است. درباره نیاز به گزارشگری سرمایه فکری و توانایی صورت های مالی برای توصیف آن، بحث ها و نقطه نظرات بسیاری وجود دارد. گزارشگری و افشاء اطلاعات سرمایه فکری اثرات قابل توجه و زیادی روی تصمیمات ذینفعان مختلف درون سازمانی و برون سازمانی خواهد داشت. در واقع افشای این نوع اطلاعات اثرات دو طرفه دارد. اثرات اطلاعات روی درک استفاده کنندگان برون سازمانی از ارزش بازار و از طرف دیگر، درک استفاده کنندگان روی تصمیمات مدیران نیز اثر گذار است. به دلیل اهمیت سرمایه فکری برای بسیاری از شرکت ها، افشا و گزارشگری اطلاعات مالی و غیر مالی در این خصوص بسیار مورد توجه استفاده کنندگان اطلاعات شرکت هاست. همچنین مدیرانی که در حوزه دانش و سرمایه گذاران از آن آگاه نیستند، شاید به خاطر کاهش تقارن اطلاعات بین مدیریت و سرمایه گذاران گزارشگری سرمایه فکری ضرورت داشته باشد.
در سال های اخیر، مدیران گزارش این اطلاعات را در صورت های مالی بسیار مورد توجه قرار می دهند. انگیزه اصلی برای این اطلاعات داوطلبانه فرصت ارتباط هر چه بیشتر با سایر ذینفعان شرکت ها و درک آن ها از استراتژی و جهت گیری آتی آنهاست(حاجی ها، ۱۳۸۹).
هیأت استاندارد حسابداری مالی به دنبال فشار برای نیاز به گزارشگری سرمایه فکری برای ذینفعان خارجی، مطالعاتی را در خصوص ضرورت گزارشگری سرمایه فکری و چگونگی پاسخگویی به این نیاز انجام دادند. بر نیاز گزارشگری سرمایه فکری تأکید دارند و هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارند تا بتوانند استانداردهای گزارشگری آن را توسعه دهند. برای پرداختن به مقوله حسابداری و گزارشگری سرمایه فکری باید تلاش های مشترک و همسان توسط حرفه حسابداری،  مدیران واحدهای تجاری، نهادهای مقرراتی و فعالان حوزه سرمایه فکری انجام شود تا مدل جامع برای گزارشگری سرمایه فکری توسعه یابند. در ضمن مدل مورد نظر باید به اهداف اصلی ذیل دست یابد:

حسابداری

  • شناسایی سرمایه فکری به عنوان محرک اصلی ارزش و شاخص های آن.
  • ایجاد یک نگرش استاندارد برای گزارشگری سرمایه فکری با هدف نهایی ایجاد سیستم حسابداری جامع سرمایه فکری.
  • فراهم کردن معیارهای یکنواخت، قابل اتکاء، و قابل مقایسه جهت نظارت نهادهای مقرراتی

بر این اساس، نقش جدید حسابداران در حوزه سرمایه فکری در قالب وظایف ذیل صورت خواهد یافت:
۱- طراحی: بکارگیری مهارت و تجربه حسابداری برای طراحی سیستم ها و برنامه های مناسب در شرکت ها جهت مدیریت و نظارت بر سرمایه فکری.
۲- استانداردها: توسعه استانداردهای گزارشگری عمومی پذیرفته شده برای سرمایه فکری جهت شناسایی و اندازه گیری و گزارشگری آن.
۳- حسابرسی: حسابرسی برای اطمینان بخشی از حوزه سرمایه فکری. به ذینفعان
۴- هدایت و جهت دهی: کمک به صاحبکاران جهت شناسائی الگوها و سیستم های ایجاد ارزش و مدیریت آن.
۲-۲-۱۶- گزارشگری خارجی سرمایه فکری
هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی در استاندارد شماره ۱۴۲ تحت عنوان «سرقفلی و سایر دارایی های نامشهود»، مبنای حسابداری و اندازه گیری دارایی های نامشهود را تعیین کرده است. دارایی های نامشهود که از منبعی در خارج از شرکت تحصیل شده باشد، در ابتدا به ارزش متعارف شناسایی می شود. اگر یک دارایی نامشهود به طور داخلی ایجاد شده باشد در زمان تحمل به عنوان هزینه شناسایی می شود.
در تکامل بیانیه یاد شده، هیئت بر ۴ ضابطه شناسایی که در بیانیه مفاهیم شماره ۵ تحت عنوان «شناسایی و اندازه گیری در صورت های مالی واحدهای تجاری» اشاره شده است نیز تأکید دارد. این ضابطه ها عبارتند از:
۱- قلم مورد نظر، تعریف یک دارایی را در برداشته باشد،
۲- به شکل اتکاپذیری بتوان آن را اندازه گیری کرد،
۳- اطلاعات توان ایجاد تفاوت در تصمیم گیری را داشته باشد، و
۴- اطلاعات حاصل از آن قلم باید صادقانه ارائه شده باشد، قابل رسیدگی بوده و همچنین فاقد جهت گیری باشد.
به دلیل جدید بودن مفاهیم و نبود توافق کلی در مورد چگونگی اندازه گیری سرمایه فکری، بیشتر اقلام آن ضابطه دوم (اتکاپذیری در اندازه گیری) و ضابطه چهارم (قابلیت رسیدگی یا عینیت) را احراز نمی کند. تا زمانی که این دو ضابطه احراز نشود، شناسایی بسیاری از دارایی های فکری در صورت های مالی با تردید همراه خواهد بود.
استاندارد ملی شماره ۱۷ تحت عنوان «دارایی های نامشهود»، بیان می کند که یک قلم هنگامی به عنوان دارایی نامشهود شناسایی می شود که:
الف) با تعریف دارایی نامشهود مطابقت داشته باشد.
ب) معیارهای شناخت در بندهای ۱۲ تا ۱۴ (شامل محتمل بودن جریان منافع اقتصادی آینده دارایی به درون واحد تجاری و قابلیت اندازه گیری بهای تمام شده دارایی به گونه ای اتکاپذیر) را احراز کرده باشد (بند ۱۱).
به منظور ارزیابی این که یک دارایی نامشهود ایجاد شده داخلی حائز معیارهای شناخت است، واحد تجاری ایجاد دارایی را در دو گروه طبقه بندی می کند:
الف) مرحله تحقیق و ب) مرحله توسعه (بند ۳۹).
مخارج تحقیق یا مخارجی که در مرحله تحقیقاتی یک پروژه داخلی انجام می شود در هنگام وقوع باید به عنوان هزینه شناسایی شود (بند ۴۱) و مخارج توسعه یا مخارجی که در مرحله توسعه یک پروژه داخلی صورت می گیرد، تنها در صورت اثبات تمام شرایط زیر به عنوان دارایی نامشهود شناسایی می شود (بند ۴۴):
۱- امکان پذیری تکمیل دارایی های نامشهود از نظر فنی، به گونه ای که برای استفاده یا فروش آماده شود.
۲- قصد واحد تجاری برای تکمیل دارایی نامشهود و استفاده یا فروش آن،
۳- توانایی واحد تجاری برای استفاده یا فروش دارایی نامشهود،
۴- ایجاد منافع اقتصادی آینده در نتیجه دارایی نامشهود،
۵- دسترسی به منابع کافی فنی، مالی و سایر منابع برای تکمیل، توسعه و استفاده یا فروش دارایی نامشهود،
۶- توانایی واحد تجاری برای اندازه گیری مخارج قابل انتساب به دارایی نامشهود به گونه ای اتکاپذیر طی دوره توسعه.
با توجه به توضیحات و شرط های بالا و ایده استاندارد مبنی بر هزینه کردن مخارج فعالیت های آموزشی، به نظر می رسد شناسایی بسیاری از دارایی های فکری در صورت های مالی با تردید همراه است(حاجی ها، ۱۳۸۹).
۲-۲-۱۷- بررسی شاخص های سرمایه فکری در کشورهای دیگر

عکس مرتبط با اقتصاد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:12:00 ب.ظ ]




 

  • تخصیص سهم بیشتری از اعتبار و بودجه کل کشور به آموزش و پرورش
  • تغییر ساختار آموزش و پرورش از متمرکز به غیر متمرکز
  • تشویق و مشارکت بخش خصوصی در زمینه ایجاد نگرش مدیریتی نوین مدیران در آموزش و پرورش
  • رفع تبعیض از حقوق معلمان در مقایسه با سایر مشاغل و کارکنان دولت
  • اختصاص وام هایی برای دایر کردن مدارس غیرانتفاعی، علمی و تقویتی با مشارکت معلمان

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

 

  • فراهم کردن زمینه تحصیل معلمان در رشته مورد نیاز جامعه
  • پرداخت حقوق و پاداشهای بیشتر جهت رفع تنگناهای مادی

 

بی توجهی به شأن و منزلت حرفه معلمی، منجر به واکنش هایی مانند حقارت، ضعف، درماندگی، دلسردی، یأس و ناامیدی معلمان و مدیران خواهد شد و رفتار جبرانی به دنبال دارد. بازتاب این روحیه تربیت نسلی درمانده و ناامید خواهد بود، بنابراین لزوم توجه به شأن و مقام معلمی ضرورت دارد و یکی از قدم های مؤثر در این راه گماشتن مدیران شایسته، مسئول، متعهد و با تجربه در رأس امور است. در این خصوص برخی راهبردهای عملی می تواند اقدامات زیر باشد:

    1. احترام و حرمت به معلمان و فرهنگیان براساس لیاقت، شایستگی و کفایت آنان
    2. ارضای تمایل به موفقیت، کفایت و شایستگی معلمان در محیط کار تغییر در انتخاب و گزینش معلمان و مدیران، انتخاب افراد لایق و با استعداد و توانا در کادر آموزشی و مدیریت
    3. ارزش گذاشتن به کفایت ها، آفرینندگی در محیط کار با حمایت های مادی و معنوی معلمان.
    4. ایجاد آرامش جسمانی، روانی و اعتقاد به این که کار عبادات است.
    5. ایجاد باورهای مثبت بین معلمان نسبت به توانائی های خود و امید به زندگی.
    6. زمینه سازگاری، احساس مسئولیت، استقلال فردی و اجتماعی
    7. برقراری و تحکیم روابط اجتماعی با هم.
    8. سازگاری، ایجاد انگیزش و موفقیت و رضایت شغلی.
    9. آموزش مدیران، معلمان، راهنمایان تعلیماتی، گروه های آموزشی در رابطه با مفاهیم، مهارتهای مدیریتی مدیران و نگرش مدیریتی مدیران، صلاحیت های مدیران
    10. مبنا قرار دادن رضایت شغلی کارکنان

  1. بکار گیری گسترده منابع علمی، بویژه تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور جهت مقایسه تطبیقی و تدوین برنامه درسی مناسب با رویکرد مهارتهای مدیریتی و ویژگی شخصیتی مدیران
  2. بالا بردن سطح آگاهی والدین جهت نهادینه کردن فرهنگ بکار گیری فن آوری اطلاعات و ارتباطات
  3. گسترش شبکه مخابراتی کشور و حمایت از حقوق مادی و معنوی پدیدآورندگان نرم افزارهای آموزشی

۵-۷-۱-مبنی بر نتایج تحقیق
بنابراین با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهاد می شود:
نتایج تحقیق نشان می دهد که اکثر مدیران مورد بررسی دارای مهارت های مدیریتی در سطح بالایی هستند و این می تواند یکی از نقاط قوت مدیریت مدارس شهرستان تنگستان تلقی شود. با توجه به نقش حساس مدیران مدارس باید سعی شود به صورت مداوم مهارت های مدیران مدارس ارتقاء یابد و نیز مهارت های آن دسته از مدیرانی که دارای مهارت های مدیریتی کمتری هستند با برنامه ریزی های صحیح و اصولی ارتقاء یابد.
برگزاری دوره های آموزشی مهارت های مدیریتی (فنی، انسانی و ادراکی) برای کلیه مدیران جهت تعمیق اهداف تحقیق و بهبود و توسعه مهارت ها از طریق آموزش می تواند یک راهکار اساسی در تحقق این خواسته باشد.
جهت حفظ و پایدار ماندن این رابطه صلاحیت و ویژگی های مدیریتی مدیران در آموزش و پرورش به مسئولین مربوطه توصیه می شود مقدمات ایجاد رضایت شغلی در سازمان های آموزشی را فراهم نموده و به جو سازمانی مدارس توجه و عنایتی خاص داشته باشند. بنابراین مدیران بایستی در مورد نگرش های مدیریتی، رضایت شغلی و ویژگی شخصیتی اطلاعات و آموزش های لازم را اخذ نموده و نحوه اجرای آنها را در آموزش و پرورش مورد بررسی قرار دهند.
برگزاری کارگاه آموزشی جهت آشنایی مدیران مدارس با مفاهیمی مانند مهارت های مدیریتی، رضایت شغلی و صلاحیت مدیران و نیز کسب دانش و مهارت لازم برای تشخیص و کنترل و تغییر اعضای سازمان مدرسه.
توجه داشتن به ادراک معلمان نسبت به مدیریت مدرسه که می تواند مدیران را در به وجود آوردن جوی که منجر به ادراک مثبت معلمان نسبت به مدرسه شود یاری دهد تا محیطی به وجود آید که حس همکاری و تعاون و مشارکت را در معلمان افزایش دهد .
متناسب کردن ساختار تشکیلات فعلی آموزش و پرورش زمینه آگاه سازی،آماده سازی روانی و تقویت باورهای درونی (نگرش مدیران) کلیه مخاطبان را برای پذیرش مشارکت در مدارس، محیا نمایند و نیز به دلیل فقدان استراتژی کلان، سیاست هایی مانند رضایت شغلی و جو سازمانی اثر بخش فاقد طرح جامع زمان بندی شده و مراحل اجرایی می باشند،
بررسی و تدوین طرح جامع برنامه و ایجاد محیط مناسب برای مدارس
مسئولین امر شرایط سازمان را به گونه آماده نمایند تا از این رهگذر رضایت شغلی در سازمان های
آموزشی و در بین مدیران بیشتر از قبل حاصل شده و جو حاکم بر مدارس در راستای حفظ و تأمین منافع
تبیین رابطه مهارت های مدیریتی مدیران با جو سازمانی مدارس و… سازمان باشد.
لازمه این کار نهادینه کردن رضایت شغلی، جو سازمانی و توجه به مؤلفه های آن ها در راستای تأکید بر مهارت های مورد نیاز مدیران می باشد. لذا پیشنهاد می شود که این پژوهش در ابعاد وسیع تر و در جاهای دیگری نیز انجام شود تا متغیرهای مداخله گر در این زمینه ها شناسایی شده
و به نتایج و علل واقعی تری دست یافت و نیز توصیه می شود که مسئولان، گروهی از کارشناسان و متخصصان امر را گرد آورده و کار گروهی را تشکیل دهند تا در این زمینه به صورت تخصصی مطالعه و پژوهش کنند.
۵-۷-۲-کاربردی
۱٫ پیشنهاد می شود که در انتخاب و انتصاب مدیران مدارس به میزان مهارت های ( فنی، ادراکی بویژه ارتباطی و انسانی)، صلاحیت های مدیران و نگرش مدیریتی مدیران و تجربیات مدیریتی آنان توجه شود، زیرا هرچه این مهارتها و تجربیات مدیرتی قوی تر باشد در جلب رضایت معلمان ، موفق تر خواهند بود.
۲٫ از آنجا که دراین تحقیق میزان مهارت های مدیران فقط از دید معلمان مورد بررسی قرار گرفته است، پیشنهاد می شود که به منظور دستیابی به تصویری دقیق تر از ، میزان تاثیر مهارت های مدیران در رضایت شغلی، در تحقیقات دیگر از دید خود مدیران و همچنین از دید سایر کارکنان مدرسه بررسی شود.
۳- برای تقویت مهارت های مدیریتی و ویژگی های شخصیتی به ویژه مدیران تازه کار دوره های ضمن خدمت و کلاسهای باز آموزی برگزار شود.
۴- یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که مهارتهای مدیریتی مدیران و صلاحیت های مدیران با رضایت است ، لذا پیشنهاد می شود در طراحی و اجرای دوره های بازآموزی با توجه به  نیازهای آموزشی مدیران و معاونان مدرسه این اولویت بندی مد نظر قرار گیرد .
۵- مدیران آموزشی باید زمینه ای فراهم سازند تا معلمان  بیشتر از طریق شورای دبیران و جلسه گروه های درسی در فرایند تصمیم سازی مدرسه مشارکت جویند تا به احساس تصمیم سازی و مسئولیت پذیری آنها در امور مدیریت افزایش یافته و با مدیر مدرسه صمیمی تر شوند .
۶- برای  افزایش رضایت شغلی دربین معلمان، مدیران آموزشی باید با واگذاری مستقیم مسؤولیت، مطابق با توانایی هر فرد، او را در تحقق این امر یاری کنند. البته مدیران آموزشی باید توجه کنند که انتظارات بیش از ظرفیت هر فرد، موجب دلسردی، عدم تعهد و کاهش وفاداری معلمان خواهد شد.
Bottom of Form
5-7-3- پیشنهادات برای مدیران
۱- از آنجا که مدرسه مکان و جایگاه رشد و نمو و بلوغ عقلی و فکری انسانهاست. از این رو بهتر است مدیران آموزشی فضای مناسبی را برای معلمان و سایر کارکنان فراهم کنند تا آنها بتوانند آزادی عمل و استقلال حرفهای بیشتری داشته، حمایت مدیران را از نزدیک احساس کرده، قدردانی از آنان بر اساس شایستگی و بدور از هر گونه تبعیض باشد.
– همانطور که از نتایج تحقیق مشخص شد بین ویژگی های مدیریتی مدیران و رضایت شغلی معلمان در واحدهای آموزش و پرورش رابطه معناداری و
جود دارد. لذا پیشنهاد میشود که مدیر به عنوان یک الگو و رهبر در سازمان روحیه انتقادپذیری و تحمل تعارض را در خود و کارکنان بالا برده و با بهره گرفتن از برنامه های انگیزشی و جوی پر از اعتماد زمینهای را فراهم کند تا معلمان بتوانند با مسئولیت پذیری بیشتر وظایف خود را انجام داده و در راستای اهداف آموزش و پرورش و نیازهای آن با جدیت تلاش کنند.
– با توجه به اهمیت سبک رهبری اخلاقی در سازمانهای آموزشی، و با توجه به اینکه آینده رهبری از آن رهبری اخلاقی است، لذا مدیرانی که سبک رهبری خود را بر این اساس منطبق می کنند و محور رفتارهای خود را اخلاق قرار میدهند احتمال موفقیت بیشتری را خواهند داشت.
– شناسایی روش های اثربخش آموزش، ترویج و پیادهسازی سبک مهارتهای مدیریتی و نگرش های نوین مدیریتی به مدیران و مبتنی بر فرهنگ اسلامی.
– مطالعه شیوه تقویت توانمندسازی کارکنان با دیگر متغیرهای سازمانی از جمله، ارتقای شغلی، نوع نگاه مدیران، سالم سازی روانی محیط کار، استفاده بهینه از سیستم پاداش و…
منابع و مآخذ

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




۲ – نظام های مورد نیاز برای نگهداری تأمین کنندگان :
در مدیریت زنجیره تـأمین جذب و انتخاب تـأمین کنندگان کار دشـواری نیست بلکه نگهداری و پایداری ارائه خدمات تـأمین کنندگان از اهمیت زیـادی برخوردار است . یکی از مـؤلفه های مهم مدیریت زنجیره تـأمین این است که بتوان آنها را با ساز و کارهای مناسبی نگهداری و وفادار به سازمان نمود . برای نگهداری تأمین کنندگان نظام های زیر به عنوان سازوکارهای مدیریت زنجیره تأمین نیاز است :
الف ) نظام مربوط به ارزیابی عملکرد تأمین کنندگان.
ب ) نظام مربوط به عملکرد ایمنی ، بهداشت و محیط زیست تأمین کنندگان.
ج ) طراحی نظام طبقه بندی مشاغل برای کلیه تأمین کنندگان.
د ) طراحی قـراردادهای بلند مدت برای تـأمین کنندگان که در این زمینه با توجه به ماهیت کارها و خدمات.
تـأمین کنندگان می توان به شکل زیر عمل نمود :

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

  • طراحی قراردادهای ۵ تا ۷ ساله برای کارهای تخصصی و حساس
  • طراحی قراردادهای ۳ تا ۷ ساله برای کارهای نیمه تخصصی
  • طراحی قراردادهای ۳ ساله برای کارهای جاری و مادی

ه ) طراحی نظام تسهیلات رفاهی برای تأمین کننندگان مشتمل بر :

  • غذا و رستوران مناسب
  • نظام ایمنی ، بهداشت و محیط زیست
  • طراحی و برنامه ریزی نظام معاینات دوره ای
  • طراحی نظام حقوق و دستمزد مناسب
  • ساماندهی وضعیت رختکنها و محل های استراحت
  • ساماندهی نظام ایاب و ذهاب

۳ – نظام های مورد نیاز برای پرورش و بالندگی تأمین کنندگان :
یکی از مؤلفه های مهم مدیریت زنجیره تـأمین ، ایجاد یکپارچگی در بین تأمین کنندگان می باشد و لازم است سیاست توجه به تعدد تأمین کنندگان جزء و غیرکیفی را به سمت سیاست جذب و توجه به تأمین کنندگان توانا و باتعداد محدود سوق داد . برای عملیـاتی کردن چنین سیـاستی لازم است تـأمین کنندگان قوی و توانـایی تربیت نمود که برای تربیت این گونه تـأمین کنندگان بـایستی از طریق طراحـی نظام هایی در جهت پرورش و بالنـدگی آنان گـام برداشت ، به طور کلی نظام هایی که در مدیریت زنجیره تأمین به پرورش تأمین کنندگان کمک می کنند را می توان به شرح زیر بیان نمود :

  • طراحی نظام آموزش و مهارت آموزی برای تأمین کنندگان
  • تهیه بانک اطلاعاتی از سوابق آموزشی و مهارتی تأمین کنندگان
  • طراحی نظام نیازسنجی آموزشی مطلوب برای تأمین کنندگان
  • طراحی نظام اجرایی آموزش تأمین کنندگان
  • تدوین نظام آموزش های مدیریتی و سرپرستی برای تأمین کنندگان

۴ – نظام های مورد نیاز برای استفاده بهره ور از تأمین کنندگان :
درنظام جامع مدیریت زنجیره تأمین استفاده مؤثر حاصل تمام اقدامات مربوط به تأمین کنندگان است ، به عبارت دیگر تکامل و تعـالی در مدیریت زنجیره تـأمین در بکـارگیری توانمندی های بالقـوه و بالفعل تـأمین کنندگان می باشد . بکـارگیری توان تـأمین کنندگان نیازمند سازوکارهای مناسبی است . به طور کلی نظام های مورد نیاز برای بکارگیری مؤثر تـأمین کنندگان را می توان به شرح زیر بیان نمود :

  • طراحی نظام اطلاعات مدیریت تأمین کنندگان
  • طراحی نظام کارراهه و ارتقاء برای تأمین کنندگان
  • طراحی نظام مدیریت رهبری برای تأمین کنندگان
  • طراحی نظام تشویق و تنبیه تأمین کنندگان
  • طراحی نظام پاداش دهی مطلوب
  • طراحی نظام های انگیزشی (نیلی پور طباطبایی و همکاران،۱۳۹۱).

۲-۲-۳) مدیریت دانش

آندرس(۲۰۰۷) عقیده دارد که “مدیریت دانش، مدیریت دانایی یا مدیریت اندوخته های علمی[۳۱] در دسترس قرار دادن نظام مند اطلاعات و اندوخته های علمی است، به گونه ای که به هنگام نیاز در اختیار افرادی که نیازمند آنها هستند، قرار گیرند تا آن ها بتوانند کار روزمره خود را با بازدهی بیشتر و موثرتر انجام دهند”. برنامه اجرایی مدیریت اندوخته های علمی بر این سه جزء اصلی بنا می شود:

  1. افرادی که تولیدکننده و یا مصرف کننده این اندوخته ها هستند،
  2. فرآیندهایی که این اندوخته ها را مدیریت می کنند،
  3. ابزار و تمهیداتی که دسترسی به این سرمایه های علمی را آسان می کنند.

اساسی ترین مشخصه سازمانهای هوشمند قرن بیست و یکم، تأکید بر دانش و اطلاعات است. برخلاف سازمانهای گذشته، سازمانهای امروزی دارای تکنولوژی پیشرفته بوده، نیازمند کسب، مدیریت و بهره برداری از دانش و اطلاعات به منظور بهبود کارآیی، مدیریت و پیگیری تغییرات پایان ناپذیر هستند. دانش، ابزار قدرتمندی است که می تواند تغییرات را در جهان به وجود آورده و نوآوری ها را ممکن سازد.
اهمیت دانش را در محیط جهانی و پیچیده امروزی نمیتوان نادیده گرفت. آن سازمانهایی که میدانند چگونه اطلاعات را به طور مؤثر کسب، توزیع و مدیریت کنند، رهبران صنعت خود خواهند بود. ما امروزه به سوی دوره ای حرکت میکنیم که مزیت رقابتی نه فقط از طریق دستیابی به اطلاعات، بلکه مهمتر از آن از طریق ایجاد دانش جدید حاصل میشود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ب.ظ ]




جدول ۲-۶ خلاصه آزمون های خصیصه محور هوش عاطفی (ادامه)
روایی قابلیت اعتماد مولفین آزمون
روایی همگرا- روایی واگرا روایی
پیش بین
باز آزمایی ضریب آلفای کرونباخ
با IQ همبستگی کم و منفی دارد. عملکرد و رضایت شغلی، تعهد سازمانی، قصد به انتقال و جابجایی را پیش بینی می کند ؟ ۷۰/۰ تا ۸۵/۰ Wong & Low
(2002)
WLEIS. Wong & Law Emotional Intelligence Questionnaire
با پنج عامل شخصیت (Big Five) رابطه متوسط دارد ؟ ؟ ۷۰/۰ تا ۸۵/۰ Lioussine
(2003)
LEIQ. Lioussine Emotional Intelligence Questionnaire
توجه: اطلاعات این جدول خلاصه بوده و خوانندگان را برای دانستن جزییات به منابع اصلی ارجاع می دهیم. تمام مواردی که با “نامشخص” علامت گذاری گردیده، نشانگر متناقض بودن مدارک در این زمینه و یا فقدان اطلاعات کافی می باشد. علامت سوال (؟) بیانگر این است که ما قادر به دستیابی به اطلاعات درباره این موضوع نبوده ایم.
جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

منبع: ( پترایدس و فارنهام، ۲۰۰۱: ۱۳۳-۱۳۰)
۲-۱-۸-۱- آزمون های مدل مایر و سالووی
مایر و سالووی سعی کردند روایی مدل چهار شاخه هوش عاطفی خود را توسط مقیاس چند شاخه هوش عاطفی[۱۰۶] ، بیازمایند. ترکیب دوازده زیرمقیاس هوش عاطفی، که توسط مقیاس چند شاخه هوش عاطفی (MEIS) ارزیابی شده اند، نشان می دهند که هوش عاطفی یک هوش مجزا با سه فاکتور فرعی می باشد: ادراک عاطفی[۱۰۷] ، فهم عاطفی[۱۰۸] و مدیریت عاطفی. در مورد شاخه عواطف یکپارچه در مقیاس چند شاخه ای هوش عاطفی، مدارک و مستندات چندانی وجود ندارد. به علاوه، بررسی روایی تشخیصی[۱۰۹] یا روایی واگرا[۱۱۰] مقیاس چند شاخه هوش عاطفی (MEIS)، بیانگر آن است که هوش عاطفی ای که این آزمون می سنجد، مستقل ازهوش عمومی و همدلی خود سنجی بوده و نشان می دهد که این آزمون ویژگی هایی را می سنجد که آزمون های دیگر آنها را پوشش نمی دهند. هرچند محدودیت های نیز در مقیاس چند شاخه هوش عاطفی(MEIS)، وجود دارد. نه تنها اینکه این آزمون یک آزمون طولانی است (۴۰۲ پرسش)، بلکه همچنین دلیل قانع کننده ای برای شاخه یکپارچه سازی مدل چهار شاخه ای فراهم نمی کند (مایر، سالووی و کاروسو، ۲۰۰۲). به خاطر این دلایل و سایر دلایل، مایر و سالووی تصمیم گرفتند یک مقیاس توانایی محور هوش عاطفی جدید را طراحی نمایند.
مقیاس رایج مدل هوش عاطفی مایر و سالووی، یعنی آزمون هوش عاطفی مایر- سالووی و کاروسو (Mayer-Salovey-Caruso Emotional Intelligence Test = MSCEIT)، از یک نمونه ۵۰۰۰ نفری شامل مرد و زن هنجاریابی شده است. MSCEIT برای افراد ۱۷ ساله به بالا طراحی شده و به سنجش چهار توانایی ای که در مدل مایر، سالووی و کاروسو بیان شده است، کمک می کند. هر یک از این توانایی ها (ادراک، تسهیل سازی تفکر، فهم و تنظیم عواطف) توسط اعمال خاصی سنجیده می شوند. ادراک عواطف توسط رتبه بندی مقادیر و نوع عواطف توسط بیان و توضیح انواع تصاویر مختلف، سنجیده می شوند. تسهیل سازی تفکر توسط درخواست از افراد برای برقراری رابطه میان حالتهای فیزیکی مختلف (مانند روشنایی، رنگ و دما) و عواطف مربوط به آنها و به همین شکل میان عواطف و تفکر، سنجیده می شود. فهم عواطف از این طریق سنجیده می شود که از آزمودنی خواسته می شود تا توضیح دهد که چگونه عواطف با عواطف دیگر آمیخته شده اند (به عنوان مثال چگونه عواطف از حالتی به حالت دیگر تغییر می یابند مانند اینکه چگونه عصبانیت[۱۱۱] به خشم شدید و دیوانگی[۱۱۲] تبدیل می گردد). شاخه تنظیم عواطف (یا مدیریت عواطف) از طریق انتخاب تکنیک های موثر مدیریت خود و دیگران، از طرف آزمودنی، ارزیابی می شود (براکت و مایر، ۲۰۰۳: ۱۱۵۸-۱۱۴۷).
MSCEIT شامل ۱۴۱ پرسش می باشد. از اجرای این مقیاس شش نمره حاصل می شود که به شرح زیر می باشد:
– یک نمره کلی هوش عاطفی ( که با عنوان هوش بهر عاطفی[۱۱۳] یا EIQ بیان می شود)،
– نمره های مربوط به دو حوزه (شامل هوش عاطفی تجربی[۱۱۴] یا EEIQ و هوش عاطفی استراتژیک[۱۱۵] یا SEIQ)
– نمره های چهار شاخه که مربوط به چهار شاخه مدل می باشند. (رجوع شود به جدول شماره ۲-۷)

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:09:00 ب.ظ ]




– اقدامات سازمان ملل متحد

سازمان ملل متحد در جهت اصل فردی کردن مجازات در قلمرو کیفر سالب آزادی بدواً ابزاری را که متضمن این اصل و برای اصلاح مجرمین و پیشگیری از جرم مفید واقع شوند پیش بینی و تدوین نموده است.  سپس با عنایت به عدم توفیق زندان ها و مؤسسات مربوطه در اصلاح بزهکاران و افزایش تکرار جرم و طرح اندیشه زندان زدایی در مراجع علمی و قانون گذاری برخی کشورها به بررسی ابزارهایی که متضمن تدابیر غیرسالب آزادی مبتنی بر سیاست جایگزینی هستند مبادرت و در قالب قواعدی مستقل به دولت های عضو توصیه نمود.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۴-۱-۱- گفتار اول – سیر تاریخی اقدامات سازمان ملل متحد

«معایب زندان های کوتاه مدت از هنگام تشکیل اتحادیه بین المللی حقوق کیفری در ۱۸۸۹ تا آخرین کنگره ای که کمیسیون بین المللی کیفری و زندان ها در ۱۹۵۰ برگزار نموده همواره گوشزد شده و حتی در کنگره اخیر ممنوعیت مطلق توسل به آن پیشنهاد گردیده است». [۱]

موضوع تدابیر جایگزین برای مجازات سالب آزادی حتی در قدیمی ترین کنگره بین المللی نیز مورد بحث بوده است.  «کنگره بین المللی پیشگیری و سرکوبی که در سال ۱۸۷۲ در لندن تشکیل شد… موضوعاتی چون اداره زندان ها، یافتن تدابیر جایگزین برای کیفری سالب آزادی، روش های بازپذیر ساختن اجتماعی بزهکاران… به طور مفصل مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت». [۲]

بدین ترتیب عدم کارایی زندان و نامناسب بودن آن حتی در زمان مکاتب کلاسیک نیز مطرح بوده است و چنانکه قبلاً نیز گفته شده آزادی مقدماتی پیشنهادی بن ویل دومارسنگی در سال ۱۸۴۶ بعدها تحت عنوان آزادی مشروط یا پارول مورد شناسایی قرار گرفت.

«بعد از این که سازمان ملل متحد در سال ۱۹۵۰ کمیسیون قدیمی کیفری و امور زندان ها را جذب خود کرد تشکیل منظم کنگره های بزرگ را که قبلاً وظیفه این کمیسیون بود به عهده گرفت.  این کنگره ها هر ۵ سال یک بار با موضوعاتی درباره پیشگیری از بزهکاری و اصلاح بزهکاران ترتیب می یابد». [۳]

اندکی پس از تشکیل سازمان ملل در نخستین کنگره پنج سالانه سازمان ملل متحد مجموعه قواعد و مقررات حداقل ملل درباره طرز رفتار (اصلاحی) با زندانیان در سال ۱۹۵۵ در ژنو به اتفاق آرای شرکت کنندگان به تصویب رسید. [۴] متعاقباً در ۳۱ ژوئیه ۱۹۵۷ در قالب قطعنامه شماره ۶۶۳ مورد تثویب شورای اقتصادی اجتماعی نیز قرار گرفت. [۵] قبلاً نیز در سال ۱۹۳۴ دسته ای از قواعد مربوط به رفتار با زندانیان توسط کمیسیون بین المللی زندان ها و حقوق کیفری تهیه شده بود. [۶] که مورد پذیرش کنگره مزبور واقع شد.  شورای اقتصادی اجتماعی در قطعنامه ۲۵ مه ۱۹۸۴ مقررات ناظر به تضمین اجرای مؤثر مجموعه قواعد و مقررات حداقل درباره طرز رفتار (اصلاحی) با زندانیان را تصویب نمود. [۷] نظر به اهمیت اصلاح بزهکاران که از اهمیت مهم اصل فردی کردن مجازاهاست، به توصیه کنگره هشتم ۱۹۹۰ در کوبا مجمع عمومی در ۱۴ دسامبر ۱۹۹۰ اصول اساسی راجع به اصلاح بزهکاران را به تصویب رساند. [۸] «جانشین های حبس در سطح سازمان ملل نیز از ابتدا در قطعنامه شماره ۸ کنگره ششم (۱۹۸۰) مورد توجه قرار گرفت.  سپس در (قطعنامه شماره ۱۶) کنگره هفتم (۱۹۸۵) تقلیل تعداد زندانیان، راه حل های جایگزین و بازسازی اجتماعی بزهکاران مورد بررسی و تبادل نظر قرار گرفت.  با توجه به یافته های تحقیقات انجام شده شورای اقتصادی اجتماعی در بخش ششم قطعنامه شماره ۱۰/۱۹۸۶ مورخ ۲۱ مه ۱۹۸۶ در مورد کیفرهای جایگزین مجازات زندان از دبیرکل خواست تا گزارشی را در مورد (جایگزین های زندان) برای کنگره هشتم (۱۹۹۰) تهیه تا مورد بررسی و تصویب قرار گیرد». [۹]

عکس مرتبط با اقتصاد

در اجلاس تدارکاتی بین منطقه ای کنگره هشتم که در توکیو برگزار شد متن قواعد حداقل ملل متحد درباره تهیه و تنظیم اقدامات غیرسالب آزادی مورد بررسی و تصویب قرار گرفت و سپس به تصویب کنگره هشتم نیز رسید.  این قواعد در قالب قطعنامه شماره ۱۱۰/۴۵ مورخ ۱۴ دسامبر ۱۹۹۰ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحده رسیده و اجرای آن به دولت های عضو توصیه گردیده است. [۱۰]

مجموعه قواعد حداقل ملل متحد درباره مدیریت و اعمال عدالت کیفری صغار یا قواعد بیجینگ نیز (که در کنگره هفتم (۱۹۸۵) پذیرفته و به موجب قطعنامه ای در ۲۹ نوامبر ۱۹۸۵ به تصویب مجمع عمومی نیز رسید)، در بخش سوم نوع اقدام ها و تناسب آنها با جرم ارتکابی صغار و توسل حداقل به «محیط بسته» (زندان بسته) و نهادهای رسمی برای اعمال تصمیمات قضائی درباره صغار (و در عوض استفاده از محیط باز با جنبه های تربیتی آموزشی) مورد تأکید قرار گرفته است. [۱۱]

همچنین بخش اول قواعد ملل متحد راجع به حمایت از صغار محروم شده از آزادی که در کنگره هشتم از تصویب گذشت و طی قطعنامه مورخ ۱۴ دسامبر ۱۹۹۰ به تصویب مجمع عمومی نیز رسید، سلب آزادی از صغار متهم یا بزهکار را به عنوان آخرین راه حل توصیه می کند. [۱۲]

و در نهایت سازمان ملل متحد در جهت قواعد مصوب قبلی در کنگره نهم (۱۹۹۵) و به موجب قطعنامه «صغار به عنوان قربانیان و مباشران جرایم و برنامه ملل متحد در قلمرو عدالت کیفری: از تصویب تا اعمال و اقدام» بر پیشبرد اقدام های جایگزین کیفر سالب آزادی، غیرقضائی کردن رسیدگی به بزهکاری صغار، روش های جدید حل و فصل اختلافات در قلمرو جرایم اطفال و نوجوانان. . .  تأکید کرده است. [۱۳]

[۱] – مارک آنسل، پیشین، ص ۹۳٫

[۲] – علی حسین نجفی ابرند آبادی، پیشین، ص ۲۹۳٫

[۳] – مارک آنسل، پیشین، ص ۴۱٫

[۴] – در خصوص متن این قواعد رک:

Standard Minimum rules for the Treatment of Prisoners United Nations Department of Public information New York 1984.

[۵]- علی حسین نجفی ابرند آبادی، همان، ص ۳۳۴٫

[۶] – Ibid.P.1.

[۷] – علی حسین نجفی ابرند آبادی، پیشین، ص ۳۳۶٫

[۸] – پیشین، ص ۳۳۸٫

[۹] – پیشین، ص ۳۳۸٫

[۱۰] – علی حسین نجفی ابرند آبادی، همان، ص ۳۳۸٫

[۱۱] – پیشین، ص ۳۴۶٫

[۱۲] – پیشین، ص ۳۴۷-۳۴۸٫

[۱۳] – پیشین، ص ۳۴۸٫

مبانی  نظری  جایگزین  های  کیفر حبس در حقوق  کیفری ایران با ملاحظه  قانون  مجازات  اسلامی ۱۳۹۲

پایان نامه رشته حقوق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:08:00 ب.ظ ]




۵امکان اظهار نظر پیرامون موضوعات مربوط به خانواده وجود دارد۳/۱۴۹/۳۸۸/۳۶۱۰۳۲۱۱۰۰۱۰/۲۶والدین به نظرتان توجه می نمایند۸/۱۶۴/۳۶۱/۳۲۶/۱۴۳۲۱۱۰۰۰۸/۲۷تا چه میزان در خانواده تان اختلاف و عدم تفاهم وجود دارد۹/۱۵۴/۱۸۴/۲۲۳/۴۳۳۲۱۱۰۰۱۵/۲

داده های جدول فوق بیانگر نظرات پاسخگویان مورد مطالعه نسبت به گویه های در نظر گرفته شده جهت شناخت وضعیت و شرایط خانوادگی می باشد و بر اساس داده های فوق می توان گفت:
از مجموع ۳۲۱ پاسخگوی مورد مطالعه ۹/۲۰ درصد نسبت به گویه ی «میزان وجود روابط محبت آمیز و دوستانه در بین اعضای خانواده» به گزینه ی خیلی کم، ۴/۴۲ درصد به گزینه ی کم، ۸/۲۱ درصد به گزینه ی زیاد، ۱۵ درصد نسبت به میزان وجود روابط محبت آمیز و دوستانه در بین اعضای خانواده به گزینه ی خیلی زیاد پاسخ داده اند. مقایسه درصدهای فوق نشان می دهد، اکثریت پاسخگویان(۳/۶۳ درصد) نسبت به میزان وجود روابط محبت آمیز و دوستانه در بین اعضای خانواده به گزینه های خیلی کم و کم پاسخ داده اند و میانگین نظرات پاسخگویان ۱۴/۲ از ۴ می باشد. از مجموع ۳۲۱ پاسخگوی مورد مطالعه ۸/۱۲ درصد نسبت به گویه ی «تا چه میزان والدین تان یکدیگر را درک می نمایند»به گزینه ی خیلی کم،۵۲ درصد به گزینه ی کم، ۲۴ درصد به گزینه ی زیاد، ۲/۱۱ درصد به گزینه ی خیلی زیاد پاسخ داده اند. مقایسه درصدهای فوق نشان می دهد، اکثریت پاسخگویان(۸/۶۴ درصد) نسبت به گویه ی «تا چه میزان والدین تان یکدیگر را درک می نمایند» به گزینه های خیلی کم و کم پاسخ داده اند و میانگین نظرات پاسخگویان۱۳/۲ از ۴ می باشد. از مجموع ۳۲۱ پاسخگوی مورد مطالعه ۸/۱۲ درصد نسبت به گویه ی « امکان تبادل نظر در خانواده وجود دارد» به گزینه ی خیلی کم، ۴/۴۶ درصد به گزینه ی کم، ۱/۳۲ درصد به گزینه ی زیاد، ۷/۸ درصد به گزینه ی خیلی زیاد پاسخ داده اند. مقایسه درصدهای فوق نشان می دهد، اکثریت پاسخگویان(۲/۵۹ درصد) نسبت به گویه ی «امکان تبادل نظر در خانواده وجود دارد» به گزینه های خیلی کم و کم پاسخ داده اند و میانگین نظرات پاسخگویان۱۲/۲ از ۴ می باشد. از مجموع ۳۲۱ پاسخگوی مورد مطالعه ۸/۱۱ درصد نسبت به گویه ی «فضای خانواده به گونه ای است که به نظرت یکدیگر توجه می شود» به گزینه ی خیلی کم،۷/۴۲ درصد به گزینه ی کم، ۴/۳۲ درصد به گزینه ی زیاد، ۱/۱۳ درصد به گزینه ی خیلی زیاد پاسخ داده اند. مقایسه درصدهای فوق نشان می دهد، اکثریت پاسخگویان(۵/۵۴درصد) نسبت به گویه ی «فضای خانواده به گونه ای است که به نظرت یکدیگر توجه می شود» به گزینه های خیلی کم و کم پاسخ داده اند و میانگین نظرات پاسخگویان۰۹/۲ از ۴ می باشد. از مجموع ۳۲۱ پاسخگوی مورد مطالعه ۳/۱۴درصد نسبت به گویه ی «امکان اظهار نظر پیرامون موضوعات مربوط به خانواده وجود دارد» به گزینه ی خیلی کم، ۸/۳۹ درصد به گزینه ی کم، ۸/۳۶ درصد به گزینه ی زیاد، ۱۰ درصد به گزینه ی خیلی زیاد پاسخ داده اند. مقایسه درصدهای فوق نشان می دهد، اکثریت پاسخگویان (۲/۵۳ درصد) نسبت به گویه ی «امکان اظهار نظر پیرامون موضوعات مربوط به خانواده وجود دارد» به گزینه های خیلی کم و کم پاسخ داده اند و میانگین نظرات پاسخگویان۱۰/۲ از ۴ می باشد. از مجموع ۳۲۱ پاسخگوی مورد مطالعه ۸/۱۶ درصد نسبت به گویه ی «والدین به نظرتان توجه می نمایند»به گزینه ی خیلی کم،۴/۳۶ درصد به گزینه ی کم، ۱/۳۲ درصد به گزینه ی زیاد، ۶/۱۴ درصد به گزینه ی خیلی زیاد پاسخ داده اند. مقایسه درصدهای فوق نشان می دهد، اکثریت پاسخگویان(۲/۵۳ درصد) نسبت به گویه ی «والدین به نظرتان توجه می نمایند» به گزینه های خیلی کم و کم پاسخ داده اند و میانگین نظرات پاسخگویان ۰۸/۲ از ۴ می باشد. از مجموع ۳۲۱ پاسخگوی مورد مطالعه ۹/۱۵ درصد نسبت به گویه ی «تا چه میزان در خانواده تان اختلاف و عدم تفاهم وجود دارد» به گزینه ی خیلی کم، ۴/۱۸درصد به گزینه ی کم، ۴/۲۲ درصد به گزینه ی زیاد، ۴/۴۳ درصد به گزینه ی خیلی زیاد پاسخ داده اند. مقایسه درصدهای فوق نشان می دهد، اکثریت پاسخگویان(۷/۶۵درصد) نسبت به گویه ی «تا چه میزان در خانواده تان اختلاف و عدم تفاهم وجود دارد» به گزینه های زیاد و خیلی زیاد پاسخ داده اند و میانگین نظرات پاسخگویان ۱۵/۲ از ۴ می باشد که این امر نشان دهنده وجود مشکل در خانواده پاسخگویان مورد مطالعه می باشد. مقایسه میانگین های نظرات پاسخگویان نسبت به گویه های مطرح شده جهت شناخت وضعیت و شرایط خانوادگی نشان می دهد که گویه ی« تا چه میزان در خانواده تان اختلاف و عدم تفاهم وجود دارد » با میانگین ۱۵/۲ از ۴ در رتبه اول، گویه ی «میزان وجود روابط محبت آمیز و دوستانه در بین اعضای خانواده» با میانگین ۱۴/۲ از ۴ در رتبه دوم، گویه ی« تا چه میزان والدین تان یکدیگر را درک می نمایند» با میانگین ۱۳/۲ از ۴ در رتبه سوم ، گویه ی« امکان تبادل نظر در خانواده وجود دارد» با میانگین۱۲/۲ از ۴ در رتبه چهارم، گویه ی«امکان اظهار نظر پیرامون موضوعات مربوط به خانواده وجود دارد» با میانگین۱۰/۲ از ۴ در رتبه پنجم، گویه ی« فضای خانواده به گونه ای است که به نظرات یکدیگر توجه می شود » با میانگین۰۹/۲ از ۴ در رتبه ششم و گویه ی« والدین به نظرتان توجه می نمایند» با میانگین۰۸/۲ از ۴ در رتبه هفتم قرار دارد، برای درک بهتر به ترسیم نمودار می پردازیم.
نمودار شماره۱۹): توزیع میانگین نظرات پاسخگویان نسبت به گویه های در نظر گرفته شده جهت شناخت متغیر وضعیت و شرایط خانوادگی

بعد از بیان نظرات پاسخگویان نسبت به گویه های در نظر گرفته شده جهت شناخت وضعیت و شرایط خانوادگی، ۷ گویه مطرح شده را از طریق برنامه رایانه ای spss با یکدیگر ترکیب نموده و متغیر ترکیبی تحت عنوان وضعیت و شرایط خانوادگی ساخته که نتایج حاصله در جدول ذیل آمده است.
جدول شماره ۲۳): توزیع فراوانی ارزیابی پاسخگویان نسبت به متغیر وضعیت و شرایط خانوادگی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:07:00 ب.ظ ]




تعریف تدلیس و انواع آن[۱]

تعریف تدلیس: دست یا زیدن به اعمالی که موجب فریب طرف معامله و در نتیجه ضرر مالی او باشد را تدلیس می نامند. به بیان دیگر تدلیس به معنای فریب دادن و یا پنهان کردن واقع است، پس هرگاه فروشنده ای برای فریفتن خریدار وضعی موهوم را به کالای خود نسبت دهد یا عیبی که در آن است را بپوشاند می گویند در معامله تدلیس کرده است. بدین گونه که در هر نوع تدلیس نوعی تقلب وجود دارد و شخص نیرنگ باز بی اعتنا به شرافت شخصی و درستکاری متعارف از اعتبار طرف مقابل معامله برای گول زدن او استفاده می کند. به هین جهت تدلیس با کلاهبرداری به مفهوم جزائی آن  قرابت دارد. در نوشته های منتسب به فقهای شیعه و سنی تدلیس مدنی گاهی مترادف با خیار تخلف وصف و گاهی با خیار عیب یا غبن می باشد و گاهی نیز فاقد ضمانت اجرائی حقوقی است و صرفاً به ضمانت اجرای مذهبی کفایت می یابد. در نظر آنان این پدیده به صورت زیر عینیت می یابد:

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

الف) اظهار چیزی که صفت کمالی را در عین مورد معامله (یا شخص طرف قرارداد) به ذهن خطور می دهد.

ب) اخفا صفت نقصی که در مورد معامله وجود دارد[۲]

در قانون ایران قانون مدنی در فصل  بیع به موجب ماده ۳۹۶ تدلیس را در زمره خیارات  می اورد. ۳ ماده از ماده ۴۳۸ تا ۴۴۰ به آن اختصاص می دهد که البته ارتباط با این موضوع می توان به مواد دیگری نیز اشاره کرد که از آن جمله ماده ۷۶۴ است که بیان می دارد: تدلیس در صلح موجب خیار فسخ است. موضوعی که بایستی مد نظر داشت این است که  بر خلاف فقه اسلامی در حقوق موضوعه ایران تعریفی کلی از تدلیس ارائه شده است یعنی بنا به ماده ۴۳۸ قانون مدنی تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود. البته اشکالی که به تعرف فوق وارد است این است که منظور از عملیات چیست؟و دلیل مبتنی بر تحقق فریب کدام است؟ از انجا که موارد متععدی در قانون ایران وجود دارد که ریشه در قانون فرانسه دارد لذا گاهاً مشاهده می شود  که در اکثر تفاسیر مختلف و تعبیرات متعدد این ۲ کشور مشکلات و ناهماهنگی هایی نیز بروز می یابد. برای مثال قانون مدنی فرانسه اشتباه، اکراه و تدلیس را موجب بطلان نسبی عقد دانسته است در حالیکه قانونگذاری قانون مدنی در ایران به هنگام ترجمه لغت تدلیس را حذف و تنها به موارد اکراه اشتباه در ماده ۱۹۹ قانون مدنی بسنده کرده اند و تدلیس را به تبعیت از فقه در مبحث خیارات عنوانی مستقل در نظر گرفته اند. بنابراین وجه شبه تدلیس در قانون مدنی ایران به ماده ۱۱۶ قانون فرانسه است و البته با این تفاوت که ضمانت اجرا در حقوق فرانسه بطلان نسبی است در حالیکه در قانون ایران با اقتباس از فقه اسلامی ما با خیار تدلیس سرو کار داریم[۳].

موضوعی که در اینجا بایستی بدان اشاره کرد این است که در قسمت فوق تلاش شده است از ترکیب و ادغام مباحث فقهی در مدنی استفاده شودکه بحث در مورد درستی یا نادرستی این موضوع از حوصله تحقیق حاضر خارج است ولی به عنوان نتیجه گیری می توان اظهار داشت که اکثر دانشمندان که به شرح قانون مدنی ایران پرداخته اند بر خلاف قوانین فرانسه تدلیس را خارج از حیطه قضا و رضا در نظر گرفته و از ان در باب خیارات بحث نمودند ولی آنچه که بایستی مورد اذعان قرار گیرد این است که انجام عمل فریبنده همراه با قصد و فریب به گونه ای که شخص را وادار به انعقاد قرارداد کند موجب در تحقیق تدلیس است[۴].

تدلیس در حقوق انگلیس جزئی از نظریه اظهار خلاف واقع است. تعریف اظهار خلاف واقع می تواند پاراگراف زیر باشد: نوعی اظهار فریبنده است که در خلال مذاکراتی که منجر به انعقاد قرارداد می شود مطرح شده است که ممکن است به صورت شرطی از قرار باشد یا به صورت شرطی فرعی در آن مطرح می شود مشروط به اینکه طرفی که آن اظهارات را بیان می دارد صحت آن را تضمین کند و اظهارات مذکور در تمایل طرف مقابل نسبت به انعقاد قرار داد تاثیر بگذارد هرچند ممکن است هیچ یک از طرفین معامله چنین قصدی را نداشته باشد که اظهارات مذکور اثر قراردادی داشته است.

[۱] شهید ثانی- شرح لمعه-ج۳-ص۵۰۰

[۲] شهید ثانی – زین الدین بن علی- مسالک الانهام- ج۱ – ص۵۳۰

[۳] قنبری- محمد رضا- مجموعه مقالات حقوقی – پیراموت تحول تدلیس در حقوق خصوصی – ص۱۰۲

[۴]  امامی ، دکتر سید حسن ، حقوق مدنی، ج۱ – ص ۱۷۸

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:06:00 ب.ظ ]




تفکر شهودیدریافت اصول و مفاهیماکتشاف و یادگیریآزوبلتحریک کنجکاوی ذهنی با ارائه پیش سازمان دهنده هاکنجکاوی،دستکاری،درک و فهممعنی دار شدن مطلب جدیدکشف روابط و یادگیریدیوییارائه مسائلتفکر علمیراه حلحل مسائل و یادگیری

نکته مهمی که در روش حل مساله مورد توجه است ارائه محتوا به صورت مساله است تا یادگیرنده نسبت به آن حساس شده و نسبت به حل آن برانگیخته شود. رومی (۱۹۶۸) نیز اصرار می ورزد که محتوا باید به شکلی باشد که فرد را نسبت به یادگیری برانگیزد. از این جهت رومی محتوایی را که سوالاتی مطرح می سازد و بلافاصله به آن پاسخ نمی دهند را در زمره محتوا و جملات فعال دسته بندی می کند.
در مورد مساله انگیزشی دانش آموز برای یادگیری که مورد توجه برونر (۱۹۷۲) در “یادگیری اکتشافی” و آزوبل (۱۹۶۸) در “یادگیری معنادار” و دیویی (۱۹۳۸) در “شیوه پژوهش” و از نظر پیاژه (۱۹۷۲) در “یادگیری شناختی” است، از دست دادن تعادل می باشد. رومی آن دسته از مقولات محتوایی را که به صورت عبارتی مطرح می شوند که برای جلب توجه هستند در زمره مقولات فعال دسته بندی می کند.
در زمینه نقش یادگیرنده در جریان یاددهی – یادگیری، رومی معتقد است که آموزش علوم باید به شیوه تجربی، آموزشی و آزمایشگاهی محور باشد. اگر چه کتاب درسی نقش مهمی را در یادگیری بازی می کند، ولی رومی معتقد است که در حد امکان یادگیرنده خود باید در آزمایشگاه موضوعات را مورد بررسی قرار دهد و در همه حال فعالیت باید به عهده یادگیرنده باشد.
ویلیام رومی در مورد فعالیتهای آموزشی مراحل زیر را پیشنهاد می کند که با حل مساله دیویی همخوانی کامل دارد و در جدول زیر نظرات رومی با دیویی در زمینه مراحل فعالیت های آموزشی مقایسه می گردند .(صداقت، ۱۳۷۴ ، ص ۳۲).
جدول شماره (۲-۲) مقایسه مراحل فعالیتهای آموزشی از نظر رومی و دیویی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:06:00 ب.ظ ]




برنامه هایی که ارزیابی مبتنی بر کامپیوتر را ارائه می دهند یک نوع ارزیابی مقرون به صرفه ونظام مند را ارائه می دهند که به تدریج جایگزین فرایند پرزحمتی می شود که معمولاً به عهده گروه مدرسین می باشد. بنابر نظر گانتر[۴۱] (۲۰۰۱) در حال حاضر برخی از این برنامه ها مبتنی بر روش هایی پویای ارزیابی است، به نحوی که دانش آموز را از انواع مختلف اشتباهاتش آگاه می سازد. مثل برنامه هایی که خود نمایشگر هستند و دانش آموزان را تشویق می کنند تا روند پیشرفت خود را نظاره کنند. (فلورین وهگرتی (۲۰۰۴)، ترجمه زارعی زوارکی، ۱۳۹۱، ص۳۷)

۲-۵-۵- کاربرد فن آوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزار مدیریت

یک سیستم پیشرفته می تواند ساخته و طراحی شود و اطلاعات زیادی بیشتر از یک معلم را به تنهایی در خود نگه دارد و بنابراین معلمان می توانند از آن در جهت تبدیل راه حل های آموزشی از حالت کلی به صورت مشکلات یادگیری انفرادی کمک بگیرند. مانند وب سایت هایی که حاوی اطلاعات در باره موضوع مورد نظر است، گروه های مباحثه، موسسه بریتانیایی فن آوری ارتباطات و آموزشی بکتا[۴۲] و مجمع سنیت [۴۳]که مخاطب متخصصان آموزشی علاقه مند به فن آوری اطلاعات و ارتباطات است. (فلورین وهگرتی (۲۰۰۴)، ترجمه زارعی زوارکی، ۱۳۹۱، ص ۳۸-۳۹)

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۶- آموزش، یادگیری و فن آوری اطلاعات و ارتباطات

آموزش فرآیندی است که طی آن محتوایی انتقال می یابد، تا تغییرات نسبتاً پایداری در فرد صورت گیرد آموزش را می توان با روش ها و شیوه های بسیاری انجام داد.
یادگیری فرآیندی است که طی آن افراد مهارت یا دانش تازه ای برای انجام کار و یا جهت بهبود کیفیت کار کسب می کنند. آموزش پشتوانه یادگیری است. میان آموزش و یادگیری ارتباط یک جانبه ای وجود دارد به صورتی که هرچه آموزش با روش ها و شیوه های موثرتر و بهتری انجام گیرد، به همان اندازه یادگیری افزایش می یابد. یکی از اهداف تعلیم وتربیت، آموزش می باشد. یعنی ارائه و انتقال دانش و اطلاعات به فراگیران، اما امروزه با رشد وگسترش روزافزون اطلاعات تاکید از آموزش، یادگیری می باشد. دیگر آموزش و پرورش نمی تواند تنها نهاد ارائه دهنده آموزش باشد وهم چنین یادگیری بر کل زندگی قابل تعمیم است. فن آوری اطلاعات و ارتباطات امکانات قدرتمندی را برای تحقق این امر در اختیار می گذارد. (جان قلی، ۱۳۹۱)
فن آوری اطلاعات و ارتباطات روش های آموزش و یادگیری سنتی را در معرض سوال و تردید قرار داده و امکانات متنوعی را برای فراگیران فراهم آورده است. فن آوری اطلاعات و ارتباطات تنها در آموزش و یادگیری اثر نکرده و وظیفه آن تنها فراهم نمودن امکانات برای فراگیران نیست، بلکه در هویت فراگیران و در معنی و نقش یادگیری نیز تغییر ایجاد کرده است و استفاده از این روش آموزش موجب سهولت برقراری ارتباطات ذهنی در موضوع مورد یادگیری می شود و سبب نو شدن افکار ذهنی و بررسی بیشتر و عمیق تر در موضوع یادگیری می شود و خودبه خود به یادگیری های جدیدی از جانب یادگیرنده می شود. (علی پور و جهان آرا، ۱۳۸۹)

۲-۷- نقش های فن آوری اطلاعات در مدارس

با بهره گیری از فن آوری اطلاعات، معلمان به سهولت به منابع جدید آموزشی دست می یابند و اطلاعات و مواد آموزشی خود را آسان تر و سریع تر تهیه می کنند. همچنین، انتظار می رود که فن آوری اطلاعات بتواند مواد آموزشی از قبیل متون، تصاویر، اصوات و سایر موارد مشابه را با کیفیتی بالاتر از قبل در اختیار معلمان قرار دهد. انتظار دیگر، نقش تسهیل کننده فن آوری اطلاعات است، یعنی بتوان با به کارگیری فن آوری اطلاعات، کیفیت یادگیری دانش آموزان را افزایش داد. این کار باید با برقراری ارتباطی فعال میان مدیر دروس، معلمان و دانش آموزان صورت بگیرد، به طوری که این روش ارتباطی به صورت عادتی مناسب در بیاید. هم چنین، فن آوری اطلاعات را می توان به عنوان ابزاری برای ایجاد مواد آموزشی تعاملی و با کیفیت بالا در اختیار دانش آموزان و معلمان قرار داد. (لاولس[۴۴]، ۲۰۰۳، به نقل از نوروزی و همکاران، ۱۳۸۷)

جدول ۲-۱- نقش های فن آوری اطلاعات در مدارس

 

 

 

 

 

 

   
   
   
   
   

وآورآ

 

 

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ب.ظ ]




۱۵۷٫Dyrlund AK, Wininger SR. The effects of music preference and exercise intensity on psychological variables. Journal of Music Therapy. 2008;45(2):114-34.
158.Thaut M, Kenyon G, Hurt C, McIntosh G, Hoemberg V. Kinematic optimization of spatiotemporal patterns in paretic arm training with stroke patients. Neuropsychologia. 2002;40(7):1073-81.
159.Zatorre RJ, Chen JL, Penhune VB. When the brain plays music: auditory–motor interactions in music perception and production. Nature Reviews Neuroscience. 2007;8(7):547-58.
160.Rossignol S, Jones GM. Audio-spinal influence in man studied by the H-reflex and its possible role on rhythmic movements synchronized to sound. Electroencephalography and clinical neurophysiology. 1976;41(1):83-92.
161.Kwak EE. Effect of rhythmic auditory stimulation on gait performance in children with spastic cerebral palsy. Journal of music therapy. 2007;44(3):198-216.
162.Baxter P, Morris C, Rosenbaum P, Paneth N, Leviton A, Goldstein M, et al. The definition and classification of cerebral palsy. Developmental medicine and child neurology. 2007;49(s2):1-44.
163.Beckung E, Carlsson G, Carlsdotter S, Uvebrant P. The natural history of gross motor development in children with cerebral palsy aged 1 to 15 years. Developmental Medicine & Child Neurology. 2007;49(10):751-6.
164.Hennington G, Johnson J, Penrose J, Barr K, McMulkin ML, Vander Linden DW. Effect of bench height on sit-to-stand in children without disabilities and children with cerebral palsy. Archives of physical medicine and rehabilitation. 2004;85(1):70-6.
165.Park ES, Park C-i, Lee HJ, Kim DY, Lee DS, Cho S-R. The characteristics of sit-to-stand transfer in young children with spastic cerebral palsy based on kinematic and kinetic data. Gait & posture. 2003;17(1):43-9.
166.Eliakim M, Meckel Y, Nemet D, Eliakim A. The effect of music during warm-up on consecutive anaerobic performance in elite adolescent volleyball players. International journal of sports medicine. 2007(28):321-5.
167.Crust L. carry-over effects of music in an isometric muscular endurance task 1. Perceptual and motor skills. 2004;98(3):985-91.
168.Likesas G, Zachopoulou E. music and movement education as a form of motivation in teaching greek traditional dances 1. Perceptual and motor skills. 2006;102(2):552-62.
169.Yu H, Liu Y, Li S, Ma X. Effects of music on anxiety and pain in children with cerebral palsy receiving acupuncture: a randomized controlled trial. International journal of nursing studies. 2009;46(11):1423-30.
170.Bateman A, Bale J. Sporting sounds: Relationships between sport and music: Routledge; 2008.
171.Rösler K, Hoppeler H, Conley K, Claassen H, Gehr P, Howald H. Transfer effects in endurance exercise. European journal of applied physiology and occupational physiology. 1985;54(4):355-62.
172.Boyd RN. Functional progressive resistance training improves muscle strength but not walking ability in children with cerebral palsy. Journal of physiotherapy. 2012;58(3):197.
173.Liao HF, Liu YC, Liu WY, Lin YT. Effectiveness of loaded sit-to-stand resistance exercise for children with mild spastic diplegia: a randomized clinical trial. Arch Phys Med Rehabil. 2007;88(1):25-31.
174.Andersson C, Grooten W, Hellsten M, Kaping K, Mattsson E. Adults with cerebral palsy: walking ability after progressive strength training. Developmental medicine and child neurology. 2003;45(4):220-8.
175.Patikas D, Wolf SI, Mund K, Armbrust P, Schuster W, Döderlein L. Effects of a postoperative strength-training program on the walking ability of children with cerebral palsy: a randomized controlled trial. Archives of physical medicine and rehabilitation. 2006;87(5):619-26.
176.Unger M, Faure M, Frieg A. Strength training in adolescent learners with cerebral palsy: a randomized controlled trial. Clinical Rehabilitation. 2006;20(6):469-77.
177.Morton JF, Brownlee M, McFadyen AK. The effects of progressive resistance training for children with cerebral palsy. Clinical rehabilitation. 2005;19(3):283-9.
178.Allen J, Dodd KJ, Taylor NF, McBurney H, Larkin H. Strength training can be enjoyable and beneficial for adults with cerebral palsy. Disability & Rehabilitation. 2004;26(19):1121-7.
179. محمد حسین، نیلفروش. دهقانی زاده، مسلم. (۱۳۹۰). بررسی تمرین مقاومتی نشستن به ایستادن بر عملکرد حرکتی درشت در کودکان فلج مغزی اسپاستیک: فصلنامه پژوهش در علوم توانبخشی. ۴ (۷)، ۵۰۹-۵۱۹ .
۱۸۰٫ باقری، حسین و همکاران. (۱۳۸۸). تاثیر تمرینات مقاومتی از جلو و از کنار قدم برداشتن بر روی پله با وزنه بر عملکرد حرکتی درشت در کودکان فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک: مجله دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران. ۳ (۲)، ۴۷-۴۵٫
۱۸۱٫ قدیری، فرهاد و همکاران. (۱۳۸۶). اثر یک دوره تمرین مقاومتی بر خودپنداره بدنی و کارکرد بدنی پسران ۱۳ تا ۱۸ ساله شهر تهران: فصلنامه پژوهش در مدیریت و رفتار حرکتی. ۱ (۱)، ۲۶-۱۳٫
۱۸۲٫Peng Y-C, Lu T-W, Wang T-H, Chen Y-L, Liao H-F, Lin K-H, et al. Immediate effects of therapeutic music on loaded sit-to-stand movement in children with spastic diplegia. Gait & posture. 2011;33(2):274-8.
183. زیرکی، حسن و همکاران. (۱۳۹۰). تأثیر موسیقی اصیل ایرانی بر مهارتهای درشت کودکان مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک: مجله مطالعات ناتوانی. ۱(۱)، ۲۲-۱۵٫
۱۸۴٫ زیرکی، حسن و همکاران. (۱۳۸۸). تأثیر محرکهای ریتمیک – ملودیک برمهارتهای ظریف انگشتی کودکان مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک:دوماهنامه علمی پژوهشی دانشگاه شاهد.۱۶ (۸۴)، ۹ -۴٫
۱۸۵٫Schneider S, Schönle P, Altenmüller E, Münte T. Using musical instruments to improve motor skill recovery following a stroke. Journal of neurology. 2007;254(10):1339-46.
186.Richmond JSaS. Listening to Music Prior to Anaerobic Exercise Improves Performance. Journal of Athletic Medicine. 2013;1:66-9.
187.Karageorghis CI, Drew KM, Terry PC. Effects of pretest stimulative and sedative music on grip strength. Percept Mot Skills. 1996;83(3 Pt 2):1347-52.
188.Barwood MJ, Weston NJ, Thelwell R, Page J. A motivational music and video intervention improves high-intensity exercise performance. Journal of sports science & medicine. 2009;8(3):435.
189. دهقان، لیلا و همکاران. (۱۳۸۸). بررسی پایایی بین آزمونگران در استفاده از نسخه فارسی سیستم طبقه بندی عملکرد حرکتی درشت توسعه یافته و بازبینی شده (GMFCS E&R) در کودکان فلج مغزی: طرح تحقیقاتی دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران. کد طرح ۸۸-۰۴- ۳۲- ۹۶۳۰٫
۱۹۰٫Wade DTT. imed walking tests. In D. T. Wade (Ed.), Measurement in neurological rehabilitation. Oxford: Oxford University Press. 1992: (pp. 78–۹).
۱۹۱٫Finch E BD, Stratford PW, Mayo NE: Physical rehabilitation outcome measures. A guide to enhanced clinical decision
making. 2nd ed. Hamilton. Canadian Physiotherapy Association. 2002.
192.Liu CC LH, Lin KH. The relations between the sit-to-stand functional muscle strength and walking capacity in children with mild spastic diplegia. Formos J Phys Ther 2004:;29:176-83.
193. محمودیان، محمود. (۱۳۹۰). پایایی آزمون عملکرد حرکتی درشت (‏GMFM‏) در کودکان فلج مغزی اسپاستیک ۵ تا ۷ ساله بخش های توانبخشی غرب تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد کودکان، دانشگاه علوم پزشکی ایران
۱۹۴٫King G, Law M, King S, Hurley P, Hanna S, Kertoy M, et al. Children’s assessment of participation and enjoyment (CAPE) and preferences for activities of children (PAC). Development. 2004;33(1):28-39.
195. حسنی، مدینه. حسنی مهربان، افسون. علی آبادی، فرانک. تقی زاده، قربان. (۱۳۹۲). بررسی مقایسه ای نحوه مشارکت کودکان فلج مغزی ۸ تا ۱۴ سال و کودکان طبیعی همسال در فعالیت های اوقات فراغت. ۷ (۱)، ۶۹-۶۳
۱۹۶٫Russell DJ RP, Avery L, LaneM. Gross Motor Function Measure (GMFM-66 and GMFM-88) user’s manual. Clinics in Developmental Medicine, No. 2002:. 159. London:Mac Keith Press.
197.King G, Lawm M, King S, Rosenbaum P, Kertoy MK, Young NL. A conceptual model of the factors affecting the recreation and leisure participation of children with disabilities. Physical & occupational therapy in pediatrics. 2003;23(1):63-90.
198.Law M, Finkelman S, Hurley P, Rosenbaum P, King S, King G, et al. Participation of children with physical disabilities: relationships with diagnosis, physical function, and demographic variables. Scandinavian Journal of Occupational Therapy.2004;11(4):156-62.
برنامه تمرین مقاومتی

 
 

 

 

 


 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ب.ظ ]




درم دارد و نان و نقل و نبید سرگوسپندی تواند برید
مرا نیست خرم کسی را که هست ببخشای ، بر مردم تنگ دست
همه بوستان زیر برگ گل است همه کوه پر لاله و سنبل است
به پالیز ، بلبل بنالد همی گل ، از ناله ی او ، ببالد همی
شب تیره بلبل نخسپد همی گل از باد و باران بچسبد همی
من از ابر بینم همی باد و نم ندانم که نرگس چرا شد دﮊم ؟
بخندد همی بلبل از هردوان چو برگل نشیند ، گشایدزبان
ندانم که عاشق گل آمد گر ابر چو از ابر بینم خروش هزبر!
بدرد همی بیش ؛ پیراهنش درفشان شود ، آتش اندر تنش
به عشق هوا بر زمین شد گوا به نزدیک خورشید فرمانروا
که داند که بلبل چه گوید همی ؟ به زیر گل اندر چه موید همی ؟
نگه کن سحرگاه تا بشنوی ز بلبل سخن گفتن پهلوی
همی نالد از مرگ اسفندیار ندارد جز از ناله زو یادگار
چو آواز رستم شب تیره ابر بدرد دل وگوش غرّان هزبر
ج ۶ب۳۲۸۶-۳۲۷۱

  1. توجّه به نام نیک و فرار از ننگ

یکی از مختصات حماسه ی ملی ایران و از همه مهمتر عناصر موجود در شاهنامه « نام و ننگ» است . پنداری که حاکم بر اکثر داستان های شاهنامه است . انسان فانی است و زندگی گذرا . بنابراین بقای همیشگی یکی از مسائلی است که ذهن را به خود مشغول داشته است . بقای نام نیک در دیدگاه حکما و عرفا فراوان دیده می شود . فردوسی شخصیت پهلوانان و قهرمانان خود را دوست دارد . در مورد قهرمان ایرانی به نوع شخصیت انسان کامل معقتد است.از نظر او پهلوانان ایرانی نمونه ی بارز پهلوانی ، زورمندی و دلیری از یک سو وآیینه ی تمام نمای اخلاق و دینداری از جانب دیگر هستند . از نظر آنان ماندگاری نام نیک اهمیت فراوان دارد .
اگر بخواهیم نامجویی و پرهیز از ننگ را از دیدگاه اخلاق مورد بررسی قرار دهیم ، نام یعنی یگانه پرستی ، خردمندی ، راستی ، ظلم ستیزی ، دادگری ، متانت ، نوع دوستی و سرانجام همه صفات نیکی که انسان را جاودان نگاه می دارد .
از دیدگاه پهلوانان ایرانی پیمان شکنی ، اسارت در جنگ ، اسارت زنان و دختران ، تسلیم شدن به دشمن ، ترس در میدان جنگ ، سازش با دشمن ، شکست خوردن و … ننگ است .
« در سراسر شاهنامه ، نام جستن و پرهیز از ننگ جز با اراده و کوشش انسان میسر نیست و بنیان این اراده و تلاش را در اعتماد زردشت باید جست . زیرا در تعالیم او ، انسان مختار مطلق است و این معنی را از آن جا دریافت که مطابق اوستا ، سعادت و شقاوت انسان از «خویشکاری» است نه بر اساس نصیبه ی ازلی ، زیرا در آفرینش به نظر او به دو عنصر خیر و شر یا اهورا و اهریمن با یکدیگر در ستیزند و انسان به اختیار خویش یکی از دو راه را بر می گزیند . پیرو اهورا و اهریمن با یکدیگر در ستیزند و انسان به اختیار خویش یکی از این دو راه را بر می گزیند . پیرو اهورا سعادتمند است و پیرو اهریمن بدبخت است . بنابراین انسان است که سعادت یا شقاوت خویش را می سازد. (غلامرضایی ،۱۳۷۶ : ۶۲ – ۳۹ )
دل نازک و دادگر حکیم توس در مرگ فریدون و نام نیکی که از او به یادگار مانده است می سراید :
فریدون بشد نام از و ماند باز برآمد برین روزگار دراز
همه نیکنامی به و راستی
که کرد ای پسر سود از کاستی
سعدی :
بد و نیک مردم چو می بگذرد همان به که نامت به نیکی برند
(سعدی،۱۳۷۵ :۶۳)
هر جا در شاهنامه که سخن از نام و پرهیز از ننگ به میان می آید ، حفظ نام و تأکید بر ماندگاری نام نیک جهت بازداشتن آدمی از رذایل و سوق دادن او به طرف فضایل است . چرا که نام نیک در گرو اعمال نیک و حسنه است آن جا سیاوش برای حفظ نام از ایران می رود مسلم است که نمی خواهد تن به هوسهای آلوده ی سودابه دهد ، نمی خواهد پیمانی را که با افراسیاب بسته است بشکند ، نمی خواهد به جنگهای طولانی و بی ثمر ایران و توران دامن بزند . می خواهد که صلح میان دو کشور برقرار گردد .
رستم در شاهنامه نماینده ی نام است . نزد او هرچه هست به نام نیک باز می گردد که بدون آن زندگی ارزش راستین ندارد . از دیدگاه او نام یعنی زندگی با آرمان . چون به شخصیت خود وقوف یافته است . زندگی انسانی را پیش می گیرد . از دیدگاه او مهم نیست که زندگی فقط خوش بگذرد . مهم این است که در خدمت خوبی و نگهبانی نیکی بگذرد .
در داستان سهراب او را می بینیم که برای حفظ نام خویش ، آن را از رقیب پنهان نگاه می دارد و بر این موضوع تا آن جا اصرار می کند که دست به خون او می آلاید در حالی که رقیب کسی جز فرزند دلبندش نیست .
در سراسر داستان اسفندیار در بند نام است و در پایان به همین انگیزه شاهزاده ی رویین تن را به نیرنگ از میان می برد .
حفظ نام آن جا ارزش و اعتبار می یابد که بازدارنده از بدیها و سوق دهنده به جانب نیکی ها باشد .
برنجید و گسترد و خورد و سپرد برفت و جز از نام نیکی نبرد
ج۱ب۳۵
نباشد همی نیک و بد پایدار همان به که نیکی بود یادگار
ج۱ب۱۰۵۰
جهانِ جهان دیگری را سپرد بجز نیکنامی ز گیتی نبرد
ج۱ب۱۰۶۲
تو را نام باید که ماند دراز نمانی همی ، کار چندین مناز
ج۴ب۳۵۵۸
شگفت ار بمانی ، بدین دو ، رواست هر آن کس که او در جهان پادشاست
جز از نیکنامی نباید گزید بباید چمید و بباید چرید
ز گیتی ، یکی غار بگزید راست چه دانست کآن هنگ جای بلاست ؟
ج۵ب۶۰۳۶-۶۰۳۴
سوی نیکی و نیکنامی گرای جز این نیست توشه به دیگر سرای
ج۵ب۶۹۱۱
برنجید و گسترد و خورد و سپرد برفت و جز از نام نیکی نبرد
ج۱ب۳۰۵

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.
  1. توجّه دادن به مکافات عمل

« در پهلوی فرشکرت Fraskart . کامل سازی جهان . پس از این که قیامت شد و روز رستاخیز سپری شد و همه ی دیوان و دُروجان نابود شدند و همه ی بدکاران و گناهگاران به سزا رسیدند و اهریمن و آز دیو در انجام زده شدند ، جهان نو می شود و نیکوکاران در یک زندگی و دنیای نوین بدون مرگ ، همه پانزده یا چهل ساله به سر خواهند برد این دوران فرشکرت است . » ( پورداوود،۱۳۷۷: ۲۲۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ب.ظ ]




اتحاد استراتژیک
قراردادهای مربوط به رایانه (نرم افزار و سخت افزار)
قراردادهای مهندسی، تامین و ساخت
قراردادهای خرید متقابل (Buy Back)
گفتار هفتم: معرفی برخی از قراردادهای انتقال فناوری
دراین گفتار هشت نوع قرارداد انتقال فناوری به اختصار معرفی می شوند. لازم به یادآوری است که این قراردادها کمتر به صورت مستقل و خالص مورد استفاده قرار می گیرند و معمولا باتوجه به اوضاع و احوال، ترکیبی از چند روش در قالب یک قرارداد انتقال فناوری دورگه [۳۵] مورد بهره برداری قرار می گیرد.
۱ – خرید حق اختراع (یا سایر حقوق مالکیت صنعتی):
یکی از ساده ترین شکلهای انتقال فناوری، خرید کامل حقوق انحصاری مربوط به یک اختراع ثبت شده از مالک آن است. حق اختراع حقی است که دولت به مخترع یا نماینده وی اعطا می نماید تا مالک حق اختراع مانع ایجاد یا استفاده دیگران در مدت زمان معین گردد. [۳۶]وقتی که تمامی حقوق انحصاری یک اختراع ثبت شده بدون هیچ گونه محدودیت زمانی یا دیگر شرایط از سوی مالک آن اختراع ثبت شده به فرد یا شخص حقوقی دیگر، منتقل می شود، می گویند این حقوق «واگذار» شده است. این شیوه واگذاری در قوانین بسیاری از کشورها به رسمیت شناخته شده است. این روش همچنین در مورد واگذاری حقوق انحصاری مربوط به نمونه های اشیای مصرفی، طرحهای صنعتی و علائم تجاری و دیگر انواع مالکیتهای صنعتی استفاده می شود.
۲ – قرارداد پروانه بهره برداری (لیسانس): دومین شیوه حقوقی، از طریق پروانه بهره برداری است یعنی صدور مجوز از سوی مالک یک اختراع ثبت شده به فرد یا شخص حقوقی دیگر، (در یک کشور و برای دوره زمانی اعتبارحقهای مربوط به آن اختراع) برای اجرای یک یا چند عملی که به وسیله حقوق انحصاری مربوط به حق اختراع ثبت شده مورد نظر، در آن کشور، پوشش داده می شوند. وقتی که این اجازه صادر می شود «پروانه بهره برداری» اعطا شده است.
یادآوری می شود که اقدامات موصوف ساختن یا استفاده از محصولی است که شامل آن اختراع می شود یا ساختن محصولاتی به وسیله فرایندی است که شامل آن اختراع می گردد، یااستفاده از فرایندی است که آن اختراع را در بر می گیرد. مفهوم «پروانه بهره برداری» (لیسانس) نیز در قوانین بسیاری از کشورها به رسمیت شناخته شده است. این روش در مورد انواع دیگر مالکیتهای صنعتی هم مورد استفاده قرار می گیرد.
۳ – قرارداد دانش فنی: سومین روش از روش های سه گانه اصلی حقوقی برای انتقال و به دست آوردن فناوری به دانش فنی مربوط می شود. در صورتی که شروط مربوط به دانش فنی در یک نوشته یا سند مجزا و متمایز ارائه گردد آن سند یا نوشته معمولا «قرارداد دانش فنی» نامیده می شود. از طریق چنین شروطی، یک طرف یعنی عرضه کننده دانش فنی، متعهد می گردد تا دانش فنی را برای استفاده به طرف دیگر یعنی گیرنده دانش فنی، انتقال دهد.
دانش فنی ممکن است به شکل ملموس، انتقال داده شود. اسناد، عکسها، نقشه ها (اوزالید)، کارتهای رایانه ای و میکروفیلم، در میان سایر موارد، نمونه هایی از شکلهای ملموس هستند. مثالهای از دانش فنی که ممکن است در چنین شکلهایی منتقل شوند، عبارتند از: نقشه های مهندسی ساختمان یک کارخانه، طرحهای جانمایی تجهیزات در کارخانه، ترسیمات یا نقشه های اوزالید ماشین آلات، فهرستهای قطعات منفصل، کتابچه های راهنما یا دستورالعملهای به کارگیری ماشین آلات یا مونتاژ قطعات، فهرستها و مشخصات مواد جدید، محاسبات زمانی کارگر و ماشین، نمودار جریان کار، دستورالعملهای بسته بندی و انبارداری، گزارشهای مربوط به پایداری و شرایط محیطی و شرح شغلهای مربوط به کارکنان فنی و متخصص. این دانش فنی در شکل ملموس، گاهی اوقات «اطلاعات با داده های فنی» نامیده می شود.
دانش فنی همچنین ممکن است در شکل غیرملموس منتقل شود. نمونه هایی از این شکل، این است که یک مهندس از سوی عرضه کننده دانش فنی، فرایندی را برای مهندسی از سوی پذیرنده دانش فنی، توضیح دهد یا یک مهندس ساخت و تولید از طرف پذیرنده دانش فنی، خط تولید شرکت عرضه کننده را بازدید کند. مثال دیگر، آموزش فنی کارکنان دریافت کننده دانش فنی در کارخانه دریافت کننده یا در شرکت عرضه کننده، است. دانش فنی در شکل غیرملموس از طریق به نمایش گذاشتن یا ارائه مشاوره در زمینه تولید یا دیگر عملیات اجرایی، گاهی اوقات «خدمات فنی» نامیده می شود. دانش فنی در شکل غیرملموس از طریق آموزش فنی گاهی اوقات «دستیاری فنی» نامیده می شود. وقتی دانش فنی در شکل غیرملموس، شامل هدایت عملی عملیات ساخت و تولید یا عملیات دیگری از قبیل طراحی یا مدیریت مالی و پرسنلی یا بازاریابی، باشد. بعضا «خدمات مدیریتی» نامیده می شود.
۴ – فروش و واردکردن کالاهای سرمایه ای: انتقال و به دست آوردن تجاری فناوری با فروش، خرید و واردکردن تجهیزات و دیگر کالاهای سرمایه ای صورت می گیرد. ماشین آلات و ابزارهای لازم برای ساخت محصولات یا اجرای فرایندها نمونه هایی از تجهیزات سرمایه است. مواد خام از قبیل نفت تصفیه نشده یا اسیدفسفریک را نیز می توان جز کالاهای سرمایه ای به حساب آورد که اگرچه این مواد به عنوان محصول شناخته می شوند، ولی در عین حال برای تولید دیگر محصولات از قبیل گازوئیل یا کودشیمیایی حسب مورد ضرورت دارند. به همین ترتیب، کالاهای واسطه ای همچون پنبه، نخ های پلی استر یا پارچه و چرم، که برای تولید لباس استفاده می شوند و اجزا و قطعاتی مانند تایر، باطری، رادیاتور و موتور که برای

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

تولید خودرو، مونتاژ می شوند را نیز می توان کالاهای سرمایه به حساب آورد که برای ساختن دیگر محصولات، مورد نیاز هستند.[۳۷]
۵ – امتیاز فعالیت تجاری و توزیع: «امتیاز فعالیت تجاری» یا «توزیع» توافقات تجاری هستند که به وسیله آنها شهرت، اطلاعات فنی و تجربه یک طرف، با سرمایه طرف دیگر با هدف فروش کالا یا ارائه خدمات مستقیم به مصرف کننده، ترکیب می شود. کالاهای مورد بحث ممکن است همچون اسباب و وسایل خودروها یا خانه، با دوام باشند یا مانند غذای آماده یا نوشیدنیها، مصرفی باشند. خدمات ممکن است شامل اجاره دادن وسایل سرمایه ای همچون خودرو، کامیون یا وسایل برقی گردد و یا هتلداری، تسهیلات خشک شویی یا خدمات منشی گری را هم شامل شود.
نمایندگی فروش چنین کالاها و خدماتی معمولا از علامت تجاری یا خدماتی یا یک نام تجاری و یا نماد یا طرح خاص کالاها یا خدمات استفاده می کند. صدور مجوز برای استفاده از چنین علائم یا نامهایی توسط مالک آنها معمولا با عرضه دانش فنی توسط آن مالک به شکلهای مختلف، اعم از اطلاعات فنی، خدمات فنی، همکاری فنی و خدمات مدیریتی در رابطه با تولید، بازاریابی، تعمیر و نگهداری و اداره کردن، ترکیب می شود.
۶ – توافقات مشاوره: کمک از سوی یک مشاور یا شرکت مشاوران که خدمات مشاوره یا دیگر خدمات را ارائه خواهند داد در رابطه با طرح ریزی یک فناوری واگذارشده و برای دریافت واقعی آن، می تواند مفید باشد. چنین توافق تجاری نه تنها به دریافت فناوری کمک می کند بلکه تجربه حاصله و دروسی که به هنگام درگیری با موضوع و کارکردن با مشاور یا شرکت مشاوران فرا گرفته می شود دانش با ارزشی است که می تواند به اجرای بهتر پروژه آتی کمک کند.
در زمینه طرح ریزی، دریافت مشاوره و خدمات ممکن است به نحوه انتخاب محصولی که قرار است ساخته شود یا بهبود پیدا کند و به فناوری مورداستفاده، به سرمایه مورد نیاز، به نوع سازماندهی تجاری یا دیگر موضوعهای مربوط به تاسیس یک واحد تجاری و به تناسب هریک از آنها با هدف یا اهداف مورد نظر مربوط شود.
خدمات مشاوره ای ممکن است اجرای یک پروژه را نیز در بربگیرد. خدمات «طراحی و مهندسی» یک نمونه رایج است. چنین خدماتی موارد زیر را در بر می گیرد: آماده کردن یک نقشه برای محل کارخانه، طرح ساختمان کارخانه، طرح ماشین آلات یا دیگر تجهیزات، آماده کردن اسناد مناقصه برای ساختن ساختمان یا تجهیزات کارهای مهندسی ساختمان، ارزیابی پیشنهادات و توصیه در زمینه واگذاری پیمانکاریها، نظارت بر ساختن کارخانه، شامل نصب تجهیزات، نظارت بر راه اندازی و تست کردن تجهیزات، اتخاذ تصمیم در مورد کارکرد فرایند مورد استفاده، دادن مشاوره در مراحل اولیه در مورد طرز کار تجهیزات خاص یا کل کارخانه.
یک یا چند مشاور یا شرکتهای مشاوره ای ممکن است در ارائه خدمات مورد بحث شرکت داشته باشند. اما معمولا هر مشاور یا شرکت مشاوره ای در نوع خاصی از خدمات تخصص دارد از قبیل: طرح ریزی سرمایه گذاری، طراحی و مهندسی، آثار زیست محیطی، بازاریابی یا مدیریت و سازماندهی تجاری، به یک معنا، خدمات مشاوره ای نوعی از دانش فنی است. بنابراین، خدمات مزبور می تواند در چهارچوب یک قرارداد دانش فنی مخصوصا در قراردادها و توافقات خدمات فنی، قرار گیرد.
۷ – پروژه کلید در دست (آماده بهره برداری): در موارد خاص، دو یا چند توافق تجاری و قاعدتاٌ شیوه های حقوقی منبعث از آنها، ممکن است طوری ترکیب شوند، که طبق آنها طرح ریزی، ساخت و اجرای یک کارخانه، به یک عرضه کننده فناوری یا به تعداد بسیار محدودی از عرضه کنندگان فناوری، سپرده شود. بنابراین «پروژه آماده به کار» می تواند شامل ترتیبات جامعی از شیوه های حقوقی خاصی باشد که به وسیله آنها یک طرف متعهد می شود تا یک کارخانه صنعتی را که منطبق با استانداردهای اجرایی پذیرفته کار می کند به طور کامل به کار فرمایش (دریافت کننده فناوری) تحویل دهد. معمولا در یک پروژه آماده به کار یک طرف متعهد می شود نسبت به طراحی کارخانه صنعتی و ارائه اطلاعات فنی برای به کار انداختن آن به موکلش اقدام کند. در حالت اخیر ممکن است علاوه براین برای کسب حقوق فناوری مزبور در کارهای مهندسی عمران و برای تدارک خدمات و کمکهای فنی مربوط به ساخت کارخانه، خرید و نصب تجهیزات، مواد خام یا اجزا و قطعات، آموزش مهارتی و نظارت بر راه اندازی کارخانه، ترتیبات تکمیلی در نظر گرفته شود. این طرح «کلید در دست» نامیده می شود به این خاطر که نتیجه نهایی پروژه این است که کلید در کارخانه صنعتی آماده به کار به کارفرما، تحویل داده می شود. این یک اقدام نمادین برای اعلام به اتمام رسیدن وظایف توافق شده میان طرفین است.
۸ – توافقات سرمایه گذاری مشترک: سرمایه گذاری مشترک دارای دو شکل اصلی است، شرکت سرمایه گذاری مشترک و سرمایه گذاری قراردادی.
شرکت سرمایه گذاری مشترک توافقی است که به وسیله آن یک شخص حقوق مستقل براساس توافق یک یا چندطرف، ایجاد می شود. طرفین متعهد می شوند پول یا دیگر منابع مالی متناسب با سهمشان را در دارائیها یا دیگر سرمایه های آن موسسه حقوقی، تامین کنند. این موجودیت حقوقی معمولا به صورت یک شرکت با مسئولیت محدود تاسیس می شود و مستقل از هریک از طرفینی است که در ایجاد آن مشارکت کرده اند. این شرکت مالک منابعی می شود که توسط هرطرف عرضه شده است. یعنی هریک از طرفها، «مایملکی» در شرکت دارند.
از طرف دیگر، سرمایه گذاری مشترک قراردادی، ممکن است در مواردی که تاسیس یک شخصیت حقوقی
مستقل ضرورتی نداشته باشد یا وقتی که ایجاد چنین موجودیتی امکان پذیر نباشد، مورد استفاده قرار گیرد. این امر در مواردی صادق است که پروژه موردنظر، شامل یک وظیفه یا فعالیت محدود گردد یا برای زمان محدودی باشد یا در شرایطی باشد که قوانین کشوری که این عملیات تجاری در آن انجام می شود، مالکیت اموال توسط بیگانگان را به رسمیت نشناسد. روابط میان طرفین در قرارداد یا توافقنامه ای که میان آنها منعقد می شود، تنظیم می گردد.[۳۸]
شیوه های حقوقی متفاوتی برای انتقال تجاری و دریافت فناوری می تواند در هریک از انواع ترتیبات سرمایه گذاری مشترک مورد استفاده قرار گیرد. واگذاری حقوق انحصاری یک نوآوری ثبت شده، یک مدل کاربردی، صنعتی یا علامت تجاری به وسیله یکی از شرکا می تواند میزان آورده آن شریک در سرمایه شرکت سرمایه گذاری مشترک محسوب شود. البته این امکان نیز برای یکی از شرکا وجود دارد که یک پروانه بهره برداری مربوط به یک اختراع ثبت شده یا دیگر موضوعات مالکیت صنعتی یا عرضه دانش فنی را به عنوان بخشی از آورده خود به شرکت سرمایه گذاری مشترک، اعطا کند. اما معمولا چنین پروانه یا عرضه دانش فنی در یک یا چند شکل، موضوع یک یا چند قرارداد خواهد بود که پس از تشکیل شرکت سرمایه گذاری مشترک، منعقد می گردد، این قراردادها میان یکی از شرکا به عنوان انتقال دهنده فناوری مورد بحث و شرکت سرمایه گذاری مشترک منعقد خواهد شد. از طریق چنین قراردادهایی فناوری موصوف می تواند به شرکت سرمایه گذاری مشترک منتقل گردد که بدین ترتیب شرکت وسایل لازم جهت انجام وظایفش را به دست می آورد.
فصل دوم :
بررسی قرارداد های دارای قابلیت انتقال تکنولوژی
مبحث اول : قرارداد لیسانس
تأمین سرمایه از طریق تجارت مالکیت های معنوی، از دو راه صورت می گیرد: راه اول وارد کردن مالکیت صنعتی غیر محسوس در مال محسوس و مادی ای که می توان آن را تولید کرد و فروخت؛ و راه دوم انتقال مال معنوی به دیگری یا صدور اجازه ی استفاده از آن برای دیگری که خود محصول را تولید و در برابر، عوضی پرداخت کند که رویالتی[۳۹] نامیده می شود. برخی از کشورهای در حال توسعه، حقوق مالکیت معنوی را بسیار پر هزینه می بینند و انگیزه ای برای حمایت از آن ندارند؛ چرا که می توانند تکنولوژی دل خواه را رایگان به دست آورند[۴۰]؛ چنین دولت هایی به شهروندانشان اجازه می دهند که بدون پرداخت هزینه و از طریق تقلید، به تکنولوژی مورد نظر دست یابند. نرم افزارهای رایانه ای و محصولات پزشکی، بازارهایی هستند که سیاست مذکور در آن ها به راحتی صورت می گیرد. این محصولات از لحاظ توسعه و پیشرفت بسیار خطرناک و از نظر تحقیقاتی پر هزینه اند، بنابراین تقلید از آن ها بسیار زیاد است؛ در حالی که تقلیدکنندگان چنین محصولاتی، معمولاً نمی دانند که نرم افزارهای رایانه ای چگونه کار می کنند یا از محصولات پزشکی هم به خوبی سر در نمی آورند.[۴۱]
اما استفاده از قراردادهای بین المللی لیسانس، راه مشروع برای واردات تکنولوژی از کشورهای خارجی و طریقه ای برای پیشرفت و توسعه ی صنعتی کشورهای در حال توسعه، به ویژه ایران است.
گفتار اول : مفهوم عقد لیسانس
شکل بسیار قدیمی و شناخته شده ی عقد لیسانس، به ورقه ی اختراع مربوط می شود و در همین زمینه بود که نظریه ی عمومی قراردادهای لیسانس شکل گرفت؛ اگرچه در عمل، قراردادهای لیسانس علایم تجاری، صنعتی و غیره نیز وجود دارد.[۴۲]
عقد لیسانس در قوانین ملی بسیاری از کشورها تعریف نشده است، ولی برخی از حقوق دانان آن را چنین تعریف کرده اند: «عقد لیسانس قراردادی است که به موجب آن مالک انحصاری یک حق بهره برداری، انتفاع از تمام یا بخشی از آن حقوق را به شخص دیگری واگذار می کند. چنین قراردادی غالباً به صورت معوض منعقد می شود و ذی نفع (لیسانس گیرنده) متعهد به پرداخت مبلغی پول می شود که معمولاً در قالب اقساط پرداخت می گردد.»[۴۳]
برخی از حقوق دانان معتقدند که از تعریف فوق بر نمی آید که لیسانس دهنده با دادن لیسانس، حق منع و جلوگیری از استفاده ی دیگران را از دست می دهد، در حالی که طبق ماهیت حقوقی حق دارنده بر اختراع؛ واگذارنده، با دادن لیسانس، استناد به حق جلوگیری از استفاده را در برابر لیسانس گیرنده از دست می دهد. به عبارت دیگر، واگذارنده باید استفاده ی لیسانس گیرنده از تکنولوژی اش را در مدت قرارداد، تحمل کند و لذا، ماهیت حقوقی تعهد لیسانس دهنده را به «تعهد تحمل» تحلیل کرده اند که محتوای تعهد، تسلیم واگذارنده است.[۴۴]
در تعریف قرارداد لیسانس ورقه ی اختراع گفته شده است: «قرارداد لیسانس ورقه اختراع عبارت است از قراردادی که دارنده، تمام یا بخشی از انتفاع از حق بهره برداری از اختراعش را در برابر پرداخت رویالتی به اشخاص ثالث واگذار می کند»[۴۵]. از تعریف فوق مشخص می شود که با واگذاری حق انتفاع، دارنده، مالکیت اختراع را برای خودش حفظ می کند.
در تعریف قرارداد لیسانس علامت تجاری نیز می توان گفت: «قرارداد لیسانس علامت تجاری، قراردادی است که به موجب آن، دارنده ی علامت، به اشخاص ثالث اجازه می دهد به منظور استفاده ی تجاری، آن را روی محصولاتشان درج کنند».[۴۶]
به طور خلاصه می توان گفت که عقد لیسانس از نوع قراردادهای اعطای امتیاز[۴۷] است که هیچ گونه مالکیتی در آن منتقل نمی شود و یک عقد عهدی است که نباید آن را با قراردادهای انتقال مالکیت[۴۸] اشتباه گرفت.
گفتار دوم : قلمرو
و محدودیت های عقد لیسانس
ممکن است در قرارداد لیسانس محدودیت هایی برای بهره برداری پیش بینی شده باشد که قلمرو و حدود استفاده از تکنولوژی را نشان می دهد. مهم ترین محدودیت هایی که ممکن است در قرارداد لیسانس پیش بینی شوند، عبارت اند از:
۱٫محدودیت زمانی: می دانیم که حمایت از ورقه ی اختراع محدودیت زمانی و مکانی دارد که این امر مهم ترین استراتژی در مذاکره ی قراردادهای لیسانس ورقه ی اختراع است؛ برای مثال، عمر ورقه ی اختراع در قانون ایران، حداکثر ۲۰ سال است (ماده ی ۳۳ قانون ثبت علایم و اختراعات) و محدودیت مکانی نیز به این صورت است که اختراع تنها در سرزمینی که گواهی نامه ی دولتی را در آن گرفته است حقوق و تعهداتی ایجاد می کند و در کشورهای دیگر اثر ندارد (اصل سرزمینی بودن).[۴۹] لذا تعیین تاریخ دقیق انعقاد قرارداد یا شروع آن بسیار مهم است و می توان آن را از روز امضای قرارداد تعیین کرد یا ممکن است وابسته به تحقق شرایطی شود، خواه به منظور به دست آوردن یک تضمین اجرایی یا انجام برخی مطالعات فنی یا ممکن است مشروط به تأیید مقامات دولتی شود.[۵۰]
دومین جنبه ی تعیین مدت قرارداد، مربوط به تاریخ انقضای آن است که تعیین نادرست آن می تواند نتایج زیان باری داشته باشد؛ مثلاً اگر حمایت از ورقه ی اختراع ۲۰ سال باشد، بعد از این مدت، اختراع در قلمرو استفاده ی عمومی قرار می گیرد و اگر مدت قرارداد ۲۵ سال باشد، در این صورت، لیسانس گیرنده باید طبق قرارداد برای حمایت قانونی و انحصاری ۵ سال هزینه هایی را بپردازد که دیگر وجود ندارد.
علاوه بر این، یکی از رویه های بسیار مفید در تنظیم قراردادهای انتقال تکنولوژی به صورت کوتاه مدت این است که یک مدت ابتدایی تعیین می شود که می تواند با تحقق شرایط از پیش تعیین شده و منوط به آن که شروط قراردادی رعایت، و اهداف برآورده شوند، بعداً تجدید یا تمدید شود؛ زیرا انتقال تکنولوژی به مدت طولانی خطرناک است. بر فرض که لیسانس گیرنده نتواند در این مدت از تکنولوژی بهره برداری کند، واگذارنده در موقعیتی قرار می گیرد که بازار را به مدت زیادی از دست داده است. امیتاز قراردادهای کوتاه مدت ولی با شرط تجدید و اصلاح، در این است که هر یک از طرفین، یا در مقابل تکنولوژی فریبنده یا در برابر واکنش ناامیدکننده ی بازار مصون می ماند.

  1. محدودیت سرزمینی: حمایت از ورقه ی اختراع محدود به کشوری است که در آن کشور صادر شده است. اما ممکن است در قرارداد شرط شود که لیسانس گیرنده تنها در کشور مورد نظر حق بهره برداری از اختراع را دارد و بنابراین تولید یا فروش محصولات در خارج از آن کشور، جعل و تقلب است.[۵۱]گاهی این محدودیت در داخل یک کشور هم دیده می شود؛ یعنی ممکن است لیسانس گیرنده حق استفاده از اختراع یا دانش فنی را تنها در ایالت خاص یا نقطه ی خاصی از کشور مورد نظر به دست آورد. با وجود این، جز در صورت محدودیت قراردادی، فرض می شود که قرارداد لیسانس برای استفاده در تمام سرزمینی که لیسانس در آن داده شده، منعقد می شود.
  2. محدودیت لیسانس برای مؤسسه یا شخص معین: اگر در قرارداد مقرر شود که اختراع، علامت تجاری یا دانش فنی تنها باید به وسیله ی شخص یا مؤسسه ی معین بهره برداری شود، استفاده ی شخص یا مؤسسه ای دیگر از آن اختراع یا علامت یا دانش فنی، جعل و تقلب محسوب می شود. در قرارداد انتقال دانش فنی، به خاطر سری نگه داشتن آن، حتی دسترسی برخی کارکنان ذی نفع هم محدود می شود و در قرارداد معین می شود که چه کارکنانی و به چه تعداد، حق دسترسی به دانش فنی مورد نظر را دارند.

۴٫محدودیت راجع به حوزه ی استفاده: اگر اختراع، قابلیت استفاده و کاربرد در زمینه های مختلف را دارا باشد و لیسانس گیرنده بپذیرد که از فرایندی در کاربرد خاص و معینی استفاده کند، در صورت استفاده از آن در حوزه ای دیگر، مرتکب جعل و تقلب شده است.[۵۲]
حوزه ی استفاده از تکنولوژی باید دقیقاً در قرارداد معین شود و از استفاده های دیگر تفکیک گردد. با وجود این، در حوزه های دارای تکنولوژی های پیچیده، به احتمال زیاد، این تکنولوژی ها با محصولات لیسانس گیرنده مختلط می شوند و اگر استفاده های تکنولوژی به طور کامل شناخته نشده باشد، امکان تفکیک حوزه های استفاده، بسیار دشوار است و اگر حوزه ی استفاده از تکنولوژی، به درستی پیش بینی نشده باشد، ممکن است لیسانس گیرنده استفاده های پیش بینی نشده ای از تکنولوژی بکند و از سوی دیگر، برای صادرکننده خطرناک است که برای استفاده ی خاصی از تکنولوژی قرارداد ببندد؛ زیرا در صورتی که دریافت کننده استفاده های دیگری از آن ببرد، دیگر نمی توان از بابت آن ها رویالتی دریافت کرد؛ چون پرداخت رویالتی منوط به استفاده در حوزه ی دیگری بوده است.
با وجود این، در صورت عدم تعیین حوزه ی استفاده از تکنولوژی، لیسانس گیرنده می تواند هر نوع استفاده ای از آن ببرد و به عبارت دیگر در صورت فقدان شرط محدودکننده در رابطه با حوزه ی استفاده، لیسانس گیرنده حق استفاده از تکنولوژی را در تمام حوزه ها دارد.[۵۳]

  1. محدودیت کمی: به این معنا که در قرارداد، حجم تولید محدود می شود و هر نوع تولید و فروشی بیش تر از میزان پیش بینی شده، جعل و تقلب است.[۵۴]
  2. محدودیت های مربوط به اعمال بهره برداری: حق لیسانس گیرنده نسبت به تکنولوژی انتقالی، ممکن است ناظر به ساخت، تولید، استفاده، عرضه و فروش باشد. اگر حق بهره برداری به یکی ازحقوق مذکور محدود شود، در این صورت، محدودیت راجع به اعمال بهره برداری است. اگر ما از قراردادهای انحصاری، ساده، کلی یا جزئی صحبت می کنیم، هر کدام از آن ها هم ممکن است محدودیت های مذکور را داشته باشند.
  3. لیسانس ساده[۵۵]: در این فرض، لیسانس دهنده حق واگذاری لیسانس های دیگر از همان نوع را به اشخاص ثالث حفظ می کند و خودش نیز می تواند از تکنولوژی موضوع عقد لیسانس بهره برداری کند.[۵۶]

۸ . لیسانس انحصاری[۵۷]: در قرارداد لیسانس انحصاری، واگذارنده متعهد می شود که در مدت اجرای قرارداد، لیسانس دیگری از همان نوع، به اشخاص دیگر واگذار نکند. بنابراین، حقوق قرارداد لیسانس انحصاری عبارت اند از:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ب.ظ ]




در جهان کنونی بسیاری از فعالیتهای انسانی و حیاتی مورد نظر جامعه را سازمانهای گوناگون انجام میدهند. پیشرفت و بقای جامعه تابع عملکرد مؤثر سازمانهاست. بنابراین باید جامعه امروز را جامعه سازمانی بنامیم (مسعودی، ۱۳۸۸). سازمانها در صورتی خواهند توانست وظایف خطیری را که به دوش آنهاست به نحو احسن انجام دهند که سالم و پویا باشند (شریعتمداری، ۱۳۸۸)سالم بودن سازمان باعث اعتماد بیشتر اعضای سازمان به یکدیگر و افزایش روحیه آنها برای انجام وظایف خود خواهد شد و به دنبال آن روحیه بالای آنان موجبات انگیزش و علاقهمندی به کار را در کارکنان سازمان به وجود آورده که نتیجه این فرایند، افزایش اثربخشی و کارایی سازمان خواهد بود. به عبارتی، سازمان سالم یک سازمان مؤثر است که تقریبأ تمامی فعالیتهای آن در سطحی بالا انجام میشود (رامداس و لویس[۳]، ۲۰۱۱).
سلامت سازمانی به عنوان توانایی هر سازمان برای موفقیت در انجام ماموریت های خود تعریف شده است (فرماهینی فراهانی و همکاران، ۲۰۱۴). سلامت سازمانی همچنین چارچوب مفیدی برای تجزیه و تحلیل اوضاع سازمان است (اسمیت[۴]، ۲۰۰۲). این مفهوم اثربخشی سازمان را در شرایط مختلف منعکس کرده و نشان میدهد که سازمان در برابر تغیرات چگونه واکنش نشان میدهد (سبانسی[۵]، ۲۰۰۹).
امروزه، سازمانها به عنوان موجود زندهای که دارای هویتی مستقل از اعضا خود میباشند، تصور میشوند. به گونهای که با این هویت جدید میتوانند، رفتار کارکنان را تحت تأثیر قرار دهند. این شخصیت و هویت میتواند دارای «سلامت سازمانی» و یا «بیماری سازمانی» باشد (سیدجوادین و همکاران، ۱۳۸۹). مفهوم سلامتی مثبت در یک سازمان توجه را به شرایطی جلب میکند که رشد و توسعه سازمان را تسهیل کرده و یا موجب پویایی سازمانی است. مایلز[۶] (۱۹۸۹)، یک سازمان سالم را به عنوان سازمانی تعریف میکند که نه تنها در محیط خود دوام میآورد بلکه در یک برهه زمانی طولانی نیز به طور کافی سازش کرده و توانایی های بقا و سازش خود را به طور مداوم توسعه داده و گسترش میدهد. سازمان سالم با نیروهای مانع بیرونی به طور موفقیتآمیزی برخورد کرده، نیروی آن را به گونهای اثربخش در جهت اهداف و مقاصد اصلی سازمان هدایت میکند (سلیمانی، ۱۳۸۹).
سلامت سازمانی تنها شامل توانایی سازمان برای انجام وظایف به طور موثر نیست، بلکه شامل توانایی سازمان برای رشد و بهبود مداوم است. ناظران در سازمانهای سالم کارکنانی متعهد و وظیفهشناس با روحیه و عملکرد بالا و کانالهای ارتباطی باز و با موفقیت بالا مییابند. یک سازمان سالم جایی است که افراد می خواهند در آن جا بمانند، کار کنند، به آن افتخار کنند و خود افرادی سودمند و موثر هستند (لایدن و کلینگل[۷]، ۲۰۰۰). سلامت سازمانی به دوام و بقای سازمان در محیط خود و سازگاری با آن و ارتقا و گسترش توانایی خود برای سازش بیشتر اشاره میکند. سلامت سازمانی، نشانهای از کار در شرایط سالم و درباره به حداکثر رساندن سلامتی و رفاه کارکنان است. همچنین، بروندادهای سالم برای ذینفعان؛ مانند سرمایهگذاران، جامعه، مشتریان، و موکلان را در بر دارد. سلامت سازمانی کلنگر، جامع و استراتژیک است (براتون و گولد[۸]، ۲۰۰۷). جو سازمانی سالم و حمایتگر باعث اعتماد بیشتر افراد و روحیه بالای آنان و بالطبع باعث افزایش کارایی کارکنان میشود که افزایش کارایی کارکنان به نوبه خود عامل مهمی در افزایش اثربخشی سازمان محسوب میشود. تحقق موفقیتآمیز هدفها، از طریق اعمال مدیریت اثربخش، مستلزم شناخت و فهم درست جوانب پیچیده و گوناگون سازمانهای رسمی است(شریعتمداری، ۱۳۸۸).
مایلز (۱۹۶۹) اولین بار سلامت سازمانی را به عنوان توانایی سیستم برای تحقق اثر بخش اهداف خود و همچنین به منظور رشد و توسعه همه جانبه سازمان مورد توجه قرار داد. مایلز ویژگی های سازمان سالم را در تامین سه نیاز اصلی زیر میداند:
۱- نیازهای وظیفه ای سازمان
۲- نیازهای بقا
۳- نیازهای رشد و توسعه
مایلز با توجه به سه نیاز ذکر شده (نیازهای وظیفهای سازمان، بقا و رشد و توسعه) ابعاد سلامت سازمانی را شامل ۱۰ مورد میداند: سازگاری، شایستگی حل مسئله، تمرکز بر اهداف، شایستگی ارتباطات، حداکثر برابری قدرت به کارگیری منابع ، انسجام و یگانگی ، روحیه، استقلال، نوآوری. سه مورد اول جزو تامین نیازهای وظیفه ای سازمان هستند و نیازهای بقا شامل سه مورد بعدی می شوند و ابعاد نوآوری، استقلال، سازگاری و شایستگی حل مسئله در چارچوب نیازهای رشد و توسعه قرار می گیرند. بیشتر مطالعاتی که درباره سلامت سازمانی انجام شدهاند، بیانگر این مطلب بودهاند که مهمترین منبع سلامت سازمانی اخلاق و رفتار مدیران مستقیم کارکنان است (دانشفرد، ۱۳۸۶). در واقع، مدیران و کارکنان سازمانها برای انجام امور سازمانی خود، علاوه بر معیارهای سازمانی و قانونی، نیاز به مجموعهای از رهنمودهای اخلاقی و ارزشی دارند که آنان را در رفتارها و اعمال سازمانی یاری دهند و نوعی هماهنگی و وحدت رویه در حرکت به سوی شیوه مطلوب و جمعی و عمومی را برایشان میسر سازد (گیوریان، ۱۳۸۴: ۴۶).
ارائه تعریف مشخصی از اخلاق دشوار است. در معنای کلی، نظام اخلاقی مجموعه ارزشها و اصول اخلاقی است که با توجه به اینکه چه چیز درست و چه چیز نادرست است، بر رفتار فرد یا گروه حکم فرماست (دفت[۹]، ۱۳۹۲: ۱۸۸). در رابطه با ابعاد اخلاق مدیریتی در سازمان، گیوریان (۱۳۸۴) بیان میکند که معیارهای اخلاقی مدیریت در سازما

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

ن به چگونگی قرار گرفتن ارزش های محوری همچون؛ اعتماد، عدالت، صداقت، دوری از تبعیض و احترام، درون خط مشی ها، برنامه ها، اقدامات و تصمیمات گفته میشود. سازمان به هر میزان به این ارزش های محوری قرابت و نزدیکی خود را نشان دهد، سازمانی اخلاقی محسوب میشود. این ارزش ها باید در اقدامات عملی کارکنان و مدیران مشاهده شود تا سازمان اخلاقی تلقی شود (رامشک، ۱۳۹۲؛ ۷).
بر اساس آنچه که بیان گردید پژوهش کنونی در پی این است تا در یابد که آیا بین اخلاق مدیریتی و سلامت سازمانی شرکت برق رابطه معناداری وجود دارد؟ نتایج این پژوهش میتواند محققان، کارشناسان و مدیران سازمانها را نسبت به مؤلفه های کلیدی اثربخشی سازمان آشنا نماید و اطلاعات ارزشمندی را برای سازمانها، دانشپژوهان علوم اجتماعی، مدیران و مسؤولان سازمانها و ادارات در جامعه به منظور بهبود رهبری و بهبود سازمان فراهم آورد.
۱-۴- اهمیت و ضرورت پژوهش
ﺷﺮاﻳﻂ و ﺟﻮ و ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎری، ﺟﻬﺖ ﻧﻴﻞ ﺑﻪ اﺛﺮﺑﺨﺸﻲ از اﻫﻤﻴﺖ زﻳﺎدی ﺑﺮﺧﻮرداراﺳﺖ و ﻳﻜﻲ از ﭼﺎرﭼﻮب ﻫﺎی ﻣﻔﻴﺪ ﺑﺮای ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺟﻮ ﺳﺎزﻣﺎن، ﻣﻔﻬﻮم ﺳﻼﻣﺖ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ اﺳﺖ (طالبپور و همکاران، ۱۳۹۲). سلامت سازمانی عبارت کلی است که به ادراک کارکنان از محیط کار خود اشاره دارد (لی و همکاران[۱۰]، ۲۰۱۴). سازمانهای برای اینکه بتوانند در محیط در حال تغییر دائمی خود پایدار بمانند و در دراز مدت قادر باشند با محیط خود سازگار شده و توانایی های لازم را برای بقای خود پیوسته ایجاد کرده وگسترش دهند، لازم است که از سلامت سازمانی برخوردار باشد. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻭ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﭘﺮﺩﺍﺯﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﻼﻣﺖ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﻻﺯﻣـﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴــﺖﻫــﺎﻱ ﭘﺮﺩﺍﻣﻨﻪ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﻫﺎﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﮐﻮﺷﺶ ﻣﻌﻨﻲﺩﺍﺭﻱ ﺟﻬﺖ ﺑﻬﺴﺎﺯﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺤـﻞ ﮐـﺎﺭ ﻭ ﺯﻧـﺪﮔﻲ ﻭ ﻳﺎﺩﮔﻴﺮﻱ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺍﺳﺖ (حقیقت جو و همکاران، ۱۳۸۸). از طرفی، اخلاق یک ضرورت و لازمه جامعه سالم است و به علت کارکردها و پیامدهای مثبت فردی، سازمانی و اجتماعی آن است که همواره توجه دانشمندان، مربیان و مدیران سازمان ها را برانگیخته است تا برای حفظ و ارتقای سطح آن کوشش نمایند. ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﻣﺪﻳﺮ ﻧﺸﺎﻧﻪﻱ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﻲ ﺍﻭ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺭﻭﺍﻥﺷﻨﺎﺳﻲ، ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭﻱ ﻳﮏ ﻣﺪﻳﺮ ﺍﺯ ﺍﺧﻼﻕ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ، ﺑﻪﻃﻮﺭ ﭼﺸﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻳﮏ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭ ﺍﺳﺖ. ﻣﺪﻳﺮﺍﻧﻲ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﺍﺻﻮﻝ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩﻱ ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﺧﻮﺩ ﺑﻲﺗﻮﺟﻪﺍﻧﺪ، ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﺭﺍ ﮐﺴﺐ ﻧﻤﻲﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﺎ ﻧﺎﮐﺎﻣﻲ ﺭﻭ ﺑﻪﺭﻭ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ(درگاهی و سادات طهرانی، ۱۳۹۳). بنابراین ضروری به نظر میرسد که به مسئله سلامت سازمانی و اخلاق مدیریتی که از عناصر مهم رشد و شکوفایی سازمان میباشند پرداخته شود.
۱-۵- اهداف پژوهش
۱-۵-۱٫ هدف اصلی:
تبیین رابطه اخلاق مدیریتی و سلامت سازمانی در شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان
۱-۵-۲٫ اهداف فرعی:

  1. بررسی رابطه بین صداقت و سلامت سازمانی شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان
  2. بررسی رابطه بین دوری از تبعیض و سلامت سازمانی شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان
  3. بررسی رابطه بین اعتماد و سلامت سازمانی شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان
  4. بررسی رابطه بین احترام و سلامت سازمانی شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان
  5. بررسی رابطه بین عدالت و سلامت سازمانی شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان

۱-۶- فرضیات پژوهش
۱-۶-۱٫ فرضیه اصلی:
بین میزان اخلاق مدیریتی و سلامت سازمانی شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان رابطه معنی داری وجود دارد.
۱-۶-۲٫ فرضیه های فرعی:

  1. بین صداقت و سلامت سازمانی شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان رابطه معنی داری وجود دارد.
  2. بین دوری از تبعیض و سلامت سازمانی شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان رابطه معنی داری وجود دارد.
  3. بین اعتماد و سلامت سازمانی شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان رابطه معنی داری وجود دارد.
  4. بین احترام و سلامت سازمانی شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان رابطه معنی داری وجود دارد.
  5. بین عدالت و سلامت سازمانی شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان رابطه معنی داری وجود دارد.

۱-۷- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش
۱-۷-۱٫ تعاریف مفهومی متغیرهای پژوهش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ب.ظ ]




ب – معلم بتواند آن را از لحاظ منطقی یا تجربی ؟ ملاک ها ترجیح دهد.
پ- وقتی زمان کافی در اختیار یادگیری قرار دارد قابل دستیابی باشد.
اندرسون و بلاک (۱۹۷۷) برای آزمون های تکوینی ۸۵ تا ۹۰ درصد عملکرد درست و برای آزمون های تراکمی نمره الف ( ۱۷ از ۲۰) را به عنوان ملاک پیشنهاد داده اند.
۴- تعیین واحدهای یادگیری: معلم محتوای درس را به یاداشتن ده از فصل ها یا بخش ها به واحدهای یادگیری عملکرد اهداف تعدادی هدف آموزشی هستند تقسیم می کند.
۵- اجرای آموزش یادگیری گروهی: معلم واحد های یادگیری را با داشتن دما از روش ها و فنون مختلف به کل افراد کلاس آموزش می دهد.
۶- اجرای ارزشیابی تکوینی و آموزش اصلاحی: در هر واحد یادگیری پس از آموزش گروهی ارزشیابی تکوینی اول اجرا می شود، پس دانش آموزان که به ملاک تسلط نرسیده اند آموزش اصلاحی می بینند مجرد ارزشیابی تکوینی دوم اجرا می شود.
۷- اجرای ارزشیابی تراکمی و نمره گذاری: معلم بعد از پیاده کردن کامل طرح آموزشی با بهره گرفتن از یک آزمون پاسخ نهایی مجموعه یادگیری های دانش آموزان را ارزشیابی می کند تأمین کند چند نفر بر حد تسلط و نمره قبولی رسیده و چند نفر در تسلط یابی شکست خورده و مردود شوند و تجربه نظر در آنها می پردازد.
۸- تجدید نظر در طرح آموزشی: معلم پس از به دست آوردن نتایج ارزشیابی تکوینی اول و دوم و ارزشیابی نهائی به قضاوت در باره کیفیت آموزش گروهی، کیفیت آموزش اصلاحی و اثر بخشی طرح کلی آموزش.
محاسن روش تدریس یادگیری در حد تسلط:
۱- این روش به نیازهای دانش آموزان و تفاوت فردی آنان توجه می کند.
۲- این روش بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان چنین، اثر بخش دارد.
۳- موفقیت فرد در تسلط آموزش بر مفهوم خود (خود پنداره) او اثر بخش دارد.
محدودیت ها:
۱- احتیاج بر معلمان با تجربه و آشنا به روش تحقیق دارد.
۲- وقت گیر است.
یادگیری تا حد تسلط (انفرادی)
یکى از فنون موفقیت آمیز در امر یادگیرى روش یادگیرى تا حد تسلط است. چنانکه قبلاً در طرح کلر اشاره شد، شاگرد قبل از اینکه به پیشرفت خود ادامه دهد، باید محتواى آموزشى را تا حد تسلط یاد گرفته باشد. نظریه یادگیرى در حد تسلط، توسط بلوم در سال ۱۹۶۸ و بلاک (Block) درسال ۱۹۷۱ مطرح شد. بر اساس این نظریه، یادگیرى و پیشرفت تحصیلى فراگیران به طور وسیعى به زمان یادگیرى بستگى دارد (۱۹۶۳)، (کارول – Carroll). به عقیده کارول، شاخص اصلى استعداد تحصیلى شاگردان زمان است. بر اساس نظریه او، میزان یادگیرى افراد طبق این فرمول محاسبه مى شود:
میزان یادگیریf=زمان منظور شده برای یادگیری/زمان مورد نیاز برای یادگیری
در کلاس هاى معمولى براى آموختن یک واحد درسی، زمان را محدود مى کنند. آنان زمانى را که تک تک شاگردان براى یادگیرى نیاز دارند، در اختیار آنان قرار نمى دهند و زمان یکسانى را براى همه در نظر مى گیرند. این امر سبب مى شود که شاگردان ضعیف نمرات پایینى در امتحان پیشرفت تحصیلى کسب کنند و برعکس، شاگردان قوى در چنین امتحاناتى به نمره هاى ۸۰ و ۹۰ و حتى گاهى ۱۰۰ درصد دست یابند؛ زیرا آنان براى تسلط و یادگیرى کامل، زمان کافى و حتى وقت بیشترى را در اختیار دارند. البته کیفیت تدریس نیز بسیار مهم است. اگر سطح کیفیت تدریس بالا نباشد، شاگردان به وقت بیشترى نیاز خواهند داشت و اگر روش تدریس مطلوب و عالى باشد، براى یادگیرى تا حد تسلط، وقت کمترى نیاز خواهند داشت. داشتن انگیزه نیز در تداوم و اتمام فعالیت هاى آموزشى نقش مؤثرى دارد. استعداد و توانایى شاگرد نیز در مدل کارول فراموش نشده است؛ زیرا چنانچه شاگرد داراى استعدادى ضعیف باشد یا نتواند درس را بفهمد یا در خواندن آن ضعیف باشد، براى یادگیرى در حد تسلط به وقت بیشترى نیازمند است؛ بنابراین، میزان یادگیرى به عوامل یاد شده مربوط است که در فرمول زیر نیز مى توان دید:
(*a/h) F= میزان یادگیری
انگیزش *زمان منظور شده برای یادگیری a=
توانایی فهم آموزش*کیفیت تدریس*زمان مورد نیاز برای یادگیری H=
بلوم و دیگران با طرح این نظریه و با عنایت به دادن زمان لازم به شاگرد، انگیزش، کیفیت تدریس و توانایى فهم تدریس، یادگیرى و پیشرفت تحصیلى شاگردان را افزایش داده اند. بلوم معتقد بود که فقط ۵ الى ۱۰ درصد از شاگردان یک کلاس نمى توانند با وجود وقت کافی، نمره الف یا ب بدست آورند. به عقیده او، مهارت یادگیرى در حد تسلط بر مفهوم خود شاگردان اثر مى گذارد. در این روش، شاگردان به کفایت و ارزش خود پى مى برند و اطمینان حاصل مى کنند که داراى زمینه هاى موفقیت هستند. شناخت مهارت هاى عمومى باعث تجدید قوا و ایجاد اعتماد و اطمینان از خود در شاگردان مى شود و این عمل براى سلامت روحى شاگردان بسیار مؤثر است. بنابراین، یادگیرى در حد تسلط یکى از قوى ترین منابع سلامت روحى است و اگر شاگردان با این روش آموزش ببینند، کمتر به روش هاى درمانى و کمک درمانى نیاز خواهند داشت.
روش یادگیرى تا حد تسلط ارزش روش هاى تدریس خصوصى را بخوبى نشان مى دهد. این روش ثابت مى کند که آموزش یک فرد به فرد دیگر باعث سازگارى و تطابق بیشتر فعالیت هاى آموزشى با نیازهاى شاگرد مى شود و معلم سعى مى کند روش هاى آموزشى خود را بر اساس تفاوت هاى فردى تنظیم کند. تشکیل جلسات با گروه هاى کوچک، کتاب هاى درسى جنبی، تدریس برنامه اى و بازى ها و آموزش خصوصی، شاگرد را در درک مفاهیم آموزشى بسیار کمک مى کند. شباهت روش یادگیرى تا حد تسلط با طرح کلر در این است که هر دو به تدریس خصوصى و سایر روش هاى آموزش فردى و مستقل توجه خاص دارند و این گونه روش ها را از نظر بازخورد و زمان تدریس، با روش هاى سنتى کاملاً متفاوت مى دانند.
روش آموزش برای یادگیری
معروف ترین روش آموزش مستقیم برای یادگیری در حد تسلط یا تدریس تسلطی نام دارد.این روش برخاسته از اندیشه های جان کارول(۱۹۶۳ ،۱۹۶۵)و بنجامین بلوم(۱۹۶۸،۱۹۸۲)است.نظریه ی زیر بنای روش آموزش برای یادگیری در حد تسلط ابتدا در مدل یادگیری جان کارول ارائه شد،و بعد ها این نظریه به وسیله ی بلوم (۱۹۶۸)گسترش یافت و بصورت یک روش آموزشی تدوین گردید.
طبق مدل یا الگوی یادگیری کارول،یادگیری آموزشگاهی پدیده ای بر حسب زمان است.یعنی هر چه زمان یادگیری بیشتر باشد مقدار یادگیری نیز بیشتر خواهد بود.کارول استعداد را به صورت مقدار زمانی که شخص نیاز دارد مطلبی را بیاموزد یا مهارتی را کسب کند تعریف کرده است.بنابر این تعریف به یادگیرنده ی زمان مورد نیاز او برای رسیدن به سطح معینی از یادگیری داده شود و اگر او از این زمان برای یادگیری مورد نظر استفاده کند،در این صورت به سطح تعیین شده در یادگیری خواهد رسید.بر این اساس روش آموزشی برای یادگیری در حد تسلط به صورت زیر تعریف شده است.یک رویکرد آموزشی که در ان دانش آموزان و دانشجویان یک موضوع درسی را به طور کامل می آموزند پیش از آنکه به یادگیری موضوع بعد بپردازند.(ارمرود، ۲۰۱۲)
این رویکرد آموزشی بر سه فرض بنیادی زیر بنیاد است:۱٫تقریبا همه دانش آموزان می توانند یک موضوع را در حد تسلط یاد بگیرند.
۲٫بعضی از دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع به وقت بیشتری از دیگران نیاز دارند.
۳٫بعضی از دانش آموزان بیشتر از دیگران نیاز به کمک دارند.
بلو م(۱۹۶۸،۱۹۸۲،ترجمه ی سیف،۱۳۶۳)گفته است اگر استعداد یادگیری بیانگر زمانی است که دانش آموزان برای یادگیری نیاز دارند ،پس می توان شرایطی را فراهم آورد که همه ی دانش آموزان کلاس در یادگیری به سطح دلخواه (سطح تسلط)برسند.این فرض اساس روش دانش آموزان برای یادگیری در حد تسلط را تشکیل می دهد.به سخن دیگر،در روش آموزشی برای یادگیری در حد تسلط این باور وجود دارد که عملا همه ی دانش آموزان و دانش جویان می توانند همه ی انچه را که در آموزشگاه به آنان آموزش داده می شود یاد بگیرند.مشروط بر انکه به آنان وقت لازم برای یادگیری داده شود.هر زمان که نیاز به کمک داشته یاشند به انان کمک بشود،و برای تسلط یک ملاک مشخص وجود داشته باشد.
علت نامگذاری این روش به آموزش برای یادگیری در حد تسلط این است که معلم،برای اطمینان از اینکه دانش آموزانش به سطح مورد نظر در یادگیری رسیده اند،از پیش یک معیار یا یک ملاک برای آنها تعیین می کند که آن را ملاک حد تسلط می نامند .اسلاوین (۲۰۰۶)در تعریف حد تسلط گفته است :استانداردی که دانش آموزان باید به ان برسند تا پذیرفته شود که در موضوع یا مهارت مورد نظر به حد چیرگی دست یافته اند(ص ۲۸۶ ).
مراحل آموزش برای یادگیری در حد تسلط
مراحل اموزش برای یادگیری در حد تسلط بر اساس الگوی عمومی اموزشی (طراحی اموزشی معلم-محور)سازمان یافته است.این روش دارای مراحلی به شرح زیر است که به ترتیبی که می آید اجرا می شوند.
۱٫تعیین هدف های یادگیری در این روش در نوشتن هدف های یادگیری بصورت هدف های دقیق رفتاری تایید می شود.
۲٫تعیین رفتار های ورودی و سنجش آغازین بعد از تعیین هدف های یادگیری ،دانش و مهارت های یادگیری پیش نیاز ان هدف ها مشخص می شوند و از اینکه دانش آموزان آنها را از قبل یاد گرفته اند اطمینان حاصل می شود.در صورت نا کافی بودن یادگیری های پیش نیاز ،معلم به آموزش دادن آنها اقدام می کند تا اینکه از اطمینان خاطر بابت آماده بودن همه یادگیرندگان برای یادگیری هدف های درس تازه اموزش خود را آغاز کند.
۳٫تعیین حد تسلط معمولا حد تسلط بصورت درست جواب دان به درصد معینی از سوال های آزمون های مختلفی که در جریان آموزش و در پایان آموزش اجرا می شوند (مثلا ۸۵ یا ۹۰ از صد)مشخص می شود.
۴٫تعیین واحد های آموزشی – یادگیری در روش آموزش برای یادگیری در حد تسلط،موضوع درسی به واحد های نسبتا مستقلی تقسیم می شود.تسلط یافتن یادگیرندگان بر این رشته واحد ها موجب تسلط یابی آنان بر کل درس خواهد شد.
۵٫اجرای آموزش گروهی معلم هر واحد آموزش – یادگیری را به کل کلاس به صورت گروهی آموزش می دهد و فعالیت ها و تکالیف آنان را در رابطه با آن واحد تعیین می کند.
۶٫اجرای ارزشیابی تکوینی و اموزش اصلاحی در جلسه ی بعد از آموزش گروهی و پس از انکه دانش آموزان تکالیف و تمرین های واحد آموزش –یادگیری قبلی را انجام دادند،نوبت به ارزشیابی یا سنجش تکوینی می رسد.آنچه بیشتر از هر چیز دیگر روش آموزش برای یادگیری در حد تسلط را از سایر روش های اموزش گروهی متمایز می کند کاربرد این نوع سنجش و استفاده از نتایج ان برای بهبود فرایند آموزش یادگیری است.
سنجش تکوینی مشتمل بر تعدادی سوال دقیق مبتنی بر هدف های آموزشی هر واحد آموزشی است که پس از آموزش آن واحد و انجام فعالیت ها وتکالیف یادگیری از سوی یادگیرندگان به اجرا در می آید.هدف این سنجش فراهم آوردن بازخورد از نتایج آموزش معلم و یادگیری دانش آموزان است.با بهره گرفتن از نتایج این نوع سنجش،هر یک از دانش آموزان از میزان پیشرفت خود در رسیدن به تک تک هدف های آموزشی آگاه می شوند.
برای هر واحد اموزشی دو آزمون تکوینی مشابه یا معادل لازم است.یکی از این آزمون ها پیش از آموزش گروهی واحد بعدی اجرا می شود و هدف ان تشکیل مشکلات یادگیری دانش آموزان در آموزش گروهی واحد قبلی است.آزمون دوم بعد از آزمون اصلاحی اجرا می شود.و منظور از آن کسب اطلاع از این مطلب است که آموزش اصلاحی موثر واقع شده است یا نه.
پس از اجرای فرم نخست آزمون تکوینی و کشف مشکلات یادگیری دانش آموزان ،معلم باید به طرح و اجرای آموزش اصلاحی برای کسانی که در یادگیری موفقیت کامل بدست نیاورده اند ،یعنی به حد ملاک تسلط نرسیده اند،اقدام کند.آموزش اصلاحی که معمولا اما نه الزاما بطور فردی به دانش آموزان داده می شود باید همان هدف های مربوط به آموزش اصلی گروهی را آموزش دهد اما سبک آن با سبک آموزش گروهی متفاوت باشد.برای مثال ، اگر در آموزش گروهی از دانش آموز خواسته شده است که کتاب درسی را مطالعه کند در اموزش اصلاحی می توان از او خواست که به سخنرانی معلم گوش دهد ،فیلمی تماشا کند ،یا در بحث مربوط به سوالات آزمون تکوینی شرکت جوید.
بعد از اجرای اموزش اصلاحی ،معلم فرم دوم ازمون تکوینی را در مورد دانش آموزانی که نیاز به آموزش اصلاحی داشته اند اجرا می کند.پس از کسب اطمینان از اینکه دانش آموزانی در نتیجه ی آموزش اصلاحی موفق به رفع اشکالات یادگیری اولیه خود شده اند و به هدف های واحد آموزشی مورد نظر رسیده اند ،آنگاه به آموزش واحد دوم به همه ی دانش آموزان کلاس به صورت گروهی می پردازد.پس از رفع اشکالات یادگیری دانش آموزانی که نیاز به کمک اضافی(آموزش اصلاحی)دارند،بلافاصله فرم دوم آموزش تکوینی را اجرا می کند،و وقتی که از دستیابی همه ی دانش آموزان کلاس به سطح تسلط اطمینان حاصل کرد به آموزش واحد سوم اقدام می کند.این کار را تا آخرین واحد یادگیری به همین سبک ادامه می دهد.
۷٫اجرای ارزشیابی تراکمی و نمره گذاری پس از آنکه معلم تمام واحد های آموزشی را به شرحی که گذشت آموزش داد و طرح آموزشی خود را بطور کامل پیاده کرد ،لازم است از ارزشیابی تراکمی یا سنجش تراکمی برای تعیین مجموعه ی یادگیری های دانش آموزان اقدام کنند.نتایج حاصل از این سنجش هم برای نمره دادن به دانش آموزان و هم برای قضاوت درباره ی میزان اثربخشی طرح آموزشی معلم مورد استفاده قرار می گیرد.در این سنجش از یک آزمون تراکمی استفاده می شود.آزمون تراکمی همه ی هدف های آموزشی همه ی واحدهای آموزشی را یکجا اندازه گیری می کند و از طریق این آزمون می توان یادگیری های تراکم دانش آموزان در طول دوره ی آموزشی را تعیین کرد.
نتایج پژوهش ها و و نظرهای موافق و مخالف درباره ی آموزش برای یادگیری در حد تسلط:
پژوهش های انجام شده درباره ی اثربخشی روش آموزشی برای یادگیری در حد تسلط عموما نشان داده اند که این روش بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ،بویژه دانش آموزان ضعیف اثر مثبت دارد.نتایج بررسی ها و پژوهش های انجام شده درباره ی این روش آموزشی که بوسیله اسلاوین(۱۹۸۷)و کولیک ،کولیک ،و بانگرت-دراونز (۱۹۹۰)انجام گرفته در مجموع این روش این روش را موفقیت آمیز معرفی کرده اند.پژوهش های مورد بررسی اسلاوین به دانش آموزان دوره های تحصیلی پیش از دانشگاه ها و به هدف های شناختی اختصاص داشته اند،اما پژوهش های مورد بررسی کولیک و همکاران نیز در بر داشته اند.در رابطه با هدف های عاطفی نیز،نتایج بررسی ها نشان داده اند که روش آموزش براس یادگیری در حد تسلط بر نگرش و علاقه مندی دانشجویان نسبت به موضوع درسی تاثیر مثبت به جای می گذارد.
گیج و برلاینر (۱۹۹۲)در جمع بندی یافته های پژوهش های انجام شده درباره ی روش آموزش برای یادگیری در حد تسلط گفته اند که اثر بخشی این روش یکی به نوع ازمواد مورد استفاده برای سنجش نتایج این روش و دیگری به طول مدت اجرای این روش آموزشی وابسته است.معلوم شده است که در آزمایش هایی که برای تعیین اثربخشی روش آموزش برای یادگیری در حد تسلط از آزمون های معلم ساخته استفاده شده اثربخشی روش چشم گیر تر از آزمایش هایی است که در آنها آزمون های میزان شده یا استاندارد شده مورد استفاده قرار گرفته اند.دلیل اثر بخشی آزمایش های نوع اول این است که آزمون های معلم ساخته بیشتر از آزمون های میزان شده محتوای مطالب آموزش داده شده را منعکس می کنند،پس طبیعی است که موفقیت یادگیرندگان در این آزمون ها بهتر نشان داده شود.
در رابطه با طول مدت اجرای روش آموزش برای یادگیری در حد تسلط،معلوم شده است آزمایش هایی که در آنها طول مدت استفاده از این روش اموزشی کمتر از چهار هفته بوده از آزمایش هایی که از چهار هفته تا یک سال تحصیلی به طول انجامیده از اثربخشی بیشتری برخوردار بوده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ب.ظ ]




اگر در دوران رشد واکنشها و رفتار والدین به موقع و به جا صورت گیرد کودک و نوجوان از تعادل شخصیت برخوردار می شود و در غیر اینصورت باید در انتظار عدم تعادل روحی و روانی و واکنشهای ناسازگارانه بود .
بنابراین با توجه به اهمیت دوران نوجوانی و مشکلاتی که در این دوران ممکن است برای نوجوان و جامعه پیش آید لازم است که بررسیهای دقیق تری در مورد نوجوانی و مشکلات آنان انجام گیرد ( نجاتی – حسین ، روانشناسی نوجوانی ، چگونگی رفتار با نوجوان ، ص ۸۸ ) .
یکی از این مشکلات و معضلات امروزی که گریبان گیر کودکان و نوجوانان کشور شده گرایش کودکان و نوجوانان به سمت بازیهای کامپیوتری و ویدئویی خشن می باشد . کودکان و نوجوانانی که ساعتها اوقات فراغت خود را صرف چنین بازیها می کنند . نهایتا آنهایی که بازیهای خشونت بار انجام داده اند ، این ارتباط آنها را بسوی رفتارهای پرخاشگرانه سوق میدهد ، معمولا گزارش شده است که مردها بیشترین خشونت را نسبت به زنان از خود نشان میدهند بنابراین مردها نسبت به زنها بسیار آسیب پذیر می باشند ( اینترنت ، Web – MD – 2002 – یک شبکه اختصاصی تلویزیونی ) .
هدف پژوهش
با توجه به رواج روز افزون بازیهای کامپیوتری و ویدئویی که بصورت تفریح میتواند تاثیر قوی در رفتار کودک و نوجوان داشته باشد . پژوهشگر می خواهد بررسی کند که آیا در بین عوامل محیطی مختلفی که بر شخصیت و رفتار نوجوان تاثیر می گذارد و یکی از آنها تاثیر بازیهای کامپیوتری و ویدئویی خشن بر پرخاشگری نوجوانان است آیا پرخاشگری نوجوانانی که ازاین بازیها استفاده می کنند بیشتر از نوجوانانی است که از این بازیها استفاده نمی کنند .
با توجه به مطالب ذکر شده این پژوهش چند هدف ویژه را دنبال و بررسی می کند :
۱- مطالعه و بررسی اعمال و رفتار نوجوانانی که با بازیهای کامپیوتری و ویدئویی خشن ارتباط داشته اند ، نسبت به نوجوانانی که با اینگونه بازیهای خشن ارتباط نداشته اند .
۲- مطالعه و بررسی اینگونه بازیهای کامپیوتری و ویدئویی خشن علاوه بر ایجاد پرخاشگری در نوجوانان چه آسیبی به مهارتهای اجتماعی ، سلامت روانی ( نوجوانان ) وارد می سازند .
۳- مطالعه و بررسی عملکرد تحصیلی نوجوانانی که با بازیهای کامپیوتری و ویدئویی خشن ارتباط داشته اند ، نسبت به نوجوانانی که با بازیهای خشن ارتباط نداشته اند .
فرضیه پژوهش
بین استفاده از بازیهای الکترونیکی و رایانه ای خشن و پرخاشگری نوجوانان رابطه وجود دارد .
پرخاشگری نوجوانانی که از این بازیها استفاده می کنند بیشتر از نوجوانانی است که از بازیهای خشن الکترونیکی و رایانه ای استفاده نمی کنند .
M 1 = M 2 H 0 =
M 2 = H 1 = M 1
متغیرهای پژوهش
در این پژوهش یک متغیر مستقل و یک وابسته داریم که میخواهیم تاثیر متغیر مستقل را بر روی متغیر وابسته مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم .
متغیر مستقل : بازیهای کامپیوتری و ویدئویی خشن
متغیر وابسته : پرخاشگری نوجوانان
لازم به ذکر می باشد که متغیرهای گوناگونی ممکن است در پرخاشگری نوجوانان دخیل باشد مثل نقش تربیتی والدین ، مشاهده رفتار والدین با هم ، مشاهده برنامه های تلویزیونی خشن و سایر عوامل محیطی ، اما بدلیل گسترده بودن موضوع مورد بحث از پرداختن به نقش عوامل دیگر در پرخاشگری خود داری نموده و فقط به نقش استفاده از بازیهای الکترونیکی و رایانه ای پرداخته می شود .
تعاریف نظری و عملیاتی واژه ها و مفاهیم
گروهی از روانشناسان ، پرخاشگری را به دو دسته تقسیم کرده اند :

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

نتیجه تصویری درباره سلامت روانی

  1. پرخاشگری وسیله ای
  2. پرخاشگری خصمانه

پرخاشگری وسیله ای :
رفتاری است در جهت رسیدن به هدف و پاداش .
پرخشگری خصمانه :
در صورتیکه پرخاشگری خصمانه ، به قصد آسیب رساندن به دیگری انجام می شود بیشتر پرخاشگریهای کودکان از نوع وسیله ای هستند ، زیرا اکثراً برای بدست آوردن اسباب بازی و یا خوراکی ، یکدیگر را می زنند و یا هل می دهند . این رفتار آنان بندرت با قصد و هدف آسیب رساندن به کسی صورت می گیرد .
در واقع می توان گفت که امروزه بیشتر بازیهای کامپیوتری و ویدئویی خشن و خشونت بار ، پرخاشگری خصمانه را به بازیکنان خود آموزش می دهند ( منبع اینترنت ، تاثیر بازیهای کامپیوتری و ویدئویی خشن بر نوجوانان تاریخ ۲۰۰۲ ) .
تعریف واژه پرخاشگری
پرخاشگری معمولا به رفتارهایی اطلاق می شود که با شیوه های مختلفی برای وارد آوردن صدمه جسمی یا روحی به دیگران اعمال می گردد . گاهی این آسیب رساندن شامل از بین بردن داراییها و اموال شخصی و یا عمومی می شود . مثلا اگر در زمین فوتبال بازیکنی به طور غیر عمدی سبب شکستن پای بازیکن دیگر شود کار او پرخاشگری به حساب نمی آید ، اما اگر وی از روی عمد به ساق پای بازیکن دیگر لگد بزند تا او را از دور بازی خارج کند ، این رفتار بدون تردید پرخاشگری تلقی می شود ( روانشناسی اجتماعی ، دکتر یوسف کریمی ، ص ۲۰۶ ) .
نظریه فروید در مورد پرخاشگری ( پرخاشگری در کودکان و نوجوانان – نگارش : ماندانا سلحشور )
فروید پرخاشگری را یکی از غرایز عمده بشری می دانست وی در مورد پرخاشگری دو دید کاملا متفاوت داشت در ابتدا وی معتقد بود زمانی که فرد در ارضاء انگیزه های خود دچار ناکامی می شود ، دست به پرخاشگری می زند . بعدها وی پرخاشگری را در ردیف دیگر سائق های جنسی و انرژی جنسی می دانست علاوه براین ، تاکید وی بیشتر روی مرحله دوم از مراحل رشد روانی – جنسی بود . او این مرحله را به نام مرحله مقعدی نامگذاری کرده و معتقد بود این مرحله سالهای دوم و سوم زندگی را در بر می گیرد . در این مرحله کودک از نگه داشتن و یا دفع کردن مدفوع لذت می برد . اگر سخت گیری در مورد آموزش توالت رفتن بیش از اندازه باشد کودک شخصیت خسیس مقعدی پیدا می کند یعنی شخص منظم ، خسیس ، دقیق و محتکر خواهد شد . در عین حال اگر کودکی در این مرحله در حد افراط آزاد باشد ، بعدها فردی ظالم ، خشن ، بی نظم ، پرخاشگر ، خودخواه ، بی بند و بار و بی انضباط خواهد شد ( شاملو – سعید ، ۱۳۶۸ ) .
فروید درباره امکان از بین بردن پرخاشگری نظر خوبی نداشت و معتقد بود تنها می توان شدت و مسیر انرا تغییر داد . وی مثلا مردم را به تماشای مسابقات ورزشی ، مشت زنی ، و یا گاو بازی تشویق می کرد . در مواردی هم پرخاشگری را در حکم عامل تصفیه می دانست و می گفت : ” برای کاهش انگیزه های پرخاشگری ابراز هیجانات حاکی از ناکامی ضروری است .” البته ” فرضیه ناکامی – پرخاشگری ” در بسیاری موارد چندان با واقعیت انطباق ندارد . هر چند که بعضی از پرخاشگری ها ناشی از تحمل ناکامی ها است ، اما گاهی مشاهده می شود که پرخاشگری روحیه خشونت را در سایرین افزایش داده و به نوعی موجب تکرار آن می شود .
نظریه فردیت زدایی۱ ، پرخاشگری زیمباردو۲
زیمباردو معتقد است که فردیت زدایی فرایندی پیچیده است که در آن برخی شرایط اجتماعی به وقوع دگرگونیهایی در ادراک ( خود ) و دیگران منجر می شود ( زیمباردو ، ۱۹۶۹ ، پرنتیس – دان۳ و راجو۴ ، ۱۹۸۲ ) .
براساس فرایند فردیت زدایی ، آگاهی افراد کاهش می یابد و بیشتر پیامد فردیت زدایی ، افزایش برانگیختگی هیجانی و در نتیجه افزایش پرخاشگری است ( تیلور۵ و همکاران ۱۹۹۱ ) .
نظریه انسانیت زدایی۶ – پرخاشگری ” فشنباخ۷ “
طبق این رویکرد ، وارد کردن درد و رنج عمدی به دیگران برای اغلب مردم مشکل است ، مگر آنکه بتوانند راهی برای انسانیت زدایی از قربانی خود بیابند به گونه ای که با کاهش خصوصیت همدلی ، ارتکاب به پرخاشگری سهل تر و محتمل تر می شود .
فشنباخ و همکارانش گزارش میدهند که همبستگی بین توانایی همدلی و پرخاشگری در کودکان منفی است و هر چه این توانایی بیشتر باشد اعمال پرخاشگری کمتر می شود ( به نقل از شکرکن ، ۱۳۷۱ ) .
۴- roger 1- deindivialization 2- zimbardo 3- prentiss – dunn
6- dehumanization 7- feshback 5- taylor
نظریه درون گرایی و برون گرایی آیزنیک ( ۱۹۶۹ )
آیزنیک پیشنهاد می کند که اکثر بزهکاران و مجرمان به طرز ذاتی و سرشتی برون گرا هستند . برون گراها از درون گراها در مقابل شرطی شدن مقاومت بیشتری نشان می دهند و بنابراین کمتر پذیرایی موانع اجتماعی طبیعی هستند که برای رفتار پرخاشگرانه وجود دارند . بنابراین ویژگیهای روانی جنایتکاران ، ترکیبی از ناپایداری احساسات و برون گرایی است .
تعریف واژه نوجوانی ( دکتر حسین لطف آبادی – روانشناسی رشد ۲ )
نوجوانی یک دوره انتقال از وابستگی کودکی به استقلال و مسئولیت پذیری جوانی و بزرگسالی است .
در این دوره نوجوان با دو مسئله اساسی درگیر است . بازنگری و باز سازی ارتباط با والدین و بزرگسالان و جامعه و بازشناسی و باز سازی خود بعنوان یک فرد مستقل .
در طول این دوره معمولا تعارضی بین این دو نقش در فرد مشاهده می شود : عمده ترین تغییر در این دوره رشد ظرفیت جدیدیعنی رشد جنسی و امکان تولید مثل زیستی است . این واقعیت زیستی آثار مهمی را در تحول فرد و مناسبات او با دیگران بجای می گذارد .
با این همه دوره نوجوانی را نمی توان تنها با تحولات جسمی و جنسی تعریف کرد .

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ب.ظ ]




 

  • -کاتوزیان، قواعد عمومی قرارداد، ج ۲،ش ۲۹۸- حقوق خانواده، ج ۲،ش ۴۶۹- صفایی و قاسم زاده، ش ۲۲۱ ، ص ۲۲۸ به بعد ↑
  • – برای ملاحظه مفهوم، اهمیت و اقسام اذن در حقوق مدنی ر.ک: جعفری لنگرودی، فلسفه حقوق مدنی، ج ۲ ، ص ۱۵ به بعد ↑

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

 

  • – جعفری لنگرودی، همان،ش ۱۰، ص ۲۰ ↑
  • – کاشف الغطاء،تحریر المجله،المکتبه المرتضویه، عراق، نجف اشرف،چاپ اول، سال۱۳۵۹ ه‍ ق،ج ۲، قسم ۱، ص ۱۶۳(لو أسقط ولایته لا تسقط مضافا الى ان الاذن لیس إسقاطا للولایه إذ لیس إذن الأب أو الجد للصبی الممیز بان یبیع أو یشتری إسقاط لولایتهما بل هو عین اعمال الولایه، و إعطاء الرخصه کإعطاء المالک الرخصه لآخر فی التصرف بماله فلیس معنى ذلک انه أسقط ملکیته و ولایته على ماله بإعطاء الرخصه فی التصرف لغیره فکذلک إعطاء الولی الرخصه لیس معناه إسقاط الولایه ). ↑
  • – در مورد قاعده ی فوق ر.ک: جعفری تبار، مبانی فلسفی تفسیر حقوقی، ص ۱۸۹ الی ۱۹۳- کاتوزیان، قواعد عمومی قراردادها، ج ۳،ش ۵۲۰،ص ۴۲-۴۱ ↑
  • – کاتوزیان، قواعد عمومی قراردادها، ج ۲، ش ۳۰۷ ،ص ۴۱ ↑
  • – نظر دکتر کاتوزیان در مورد قلمرو اذنی که ولی به باکره رشیده برای ازدواج اعطا می کند اینست که این اذن نمی تواند عام باشد و سبب رفع کلی حجر از دختر شود.حقوق خانواده، ج ۱، ش ۴۵، ص ۷۹ ↑
  • The law of contracts. G. H. TREL TEL. p. 498-508 ↑
  • – مراغی حسینی؛العناوین، ج ۲، ص ۵۵۷- ۵۵۸ ↑
  • – به کسی که می توانست مولی علیه را به عقد دیگری درآورد بدون اینکه رضایت او را اخذ نماید ولی مجبره گفته می شد.الفقه علی المذاهب الاربعه؛ ج ۴ ص ۳۰-۲۹٫ نقل از:اجازه ی ولی در عقد نکاح، دکتر حسین مهرپور، ص ۱۱۳ ↑
  • – تجویز تزویج نکاح صغار، جلیل امیدی، مقالات و بررسی ها،دفتر ۶۳، تابستان ۷۷، ص ۹۰- برای ملاحظه انتقاد از م ۱۰۴۱ ق. م،ر.ک :همان، ص ۹۷-مهریزی، مهدی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، ص ۳۸۴ به بعد – میزان گستره ی ولایت پدر،فاطمه علایی رحمانی،همان، ص ۶۳ ↑
  • – کاتوزیان حقوق خانواده، ج ۱ ،ش ۴۱، ص ۷۲ ↑
  • – نجفی، شیخ محمد حسن،جواهر الکلام ج ۲۹، ص ۱۸۹: نقل از کاتوزیان، همان؛ ص ۸۶ و ۷۸ ↑
  • -code civil de francaise.at:.www. perlpot.net/cod/civil.pdf Art. 144 L’homme et la femme ne peuvent contracter mariage avant dix huit ans révolus. ↑
  • -S.2- Marriages of persons under sixteen: A marriage solemnized between persons either of whom is under the age of sixteen shall be void.
    -http://www.opsi.gov.uk/revisedstatutes/acts/ukpga/1949/cukpga_19490076_en_2#pt1-l1g1 ↑
  • -برای مثال ر.ک:اجازه ی ولی در عقد نکاح، دکتر حسین مهرپور، مجله ی تحقیقات حقوقی، سال ۷۱ ، ش ۱۱-۲۲ ،ص ۱۳۷ – ۱۱۰ – از همین نویسنده، مباحثی از حقوق زن، انتشارات اطلاعات، چاپ اول، ص ۶۰ به بعد- ازدواج با کره ی رشیده وولایت پدر از منظر فقه امامیه، زین العابیدن نجفی، نامه ی حقوقی، ج ۱ ش ۱، ۱۳۸۴ ، ۸۹-۱۱۲،- میزان گستره ولایت پدر از نگاه دین. دکتر فاطمه علایی رحمانی، فصلنامه ی علمی – پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا ،ص ۶۳ به بعد در مورد ولایت بر نکاح دختر باکره ی رشیده. ↑
  • – اجازه ولی در عقد نکاح، دکتر حسین مهرپور، ص ۱۱۲ به بعد. برای مطالعه بیشتر ر.ک: مطهری، شیخ مرتضی، مجموعه آثار ج ۲۱٫ ص ۳۱۰ به بعد – کسروی، احمد، دختران و خواهران ما، ص ۲۹ ( باید زناشویی دختر با پرگ پدر باشد)-محقق داماد، حقوق خانواده ص ۵۲- برای ملاحظه منابع بیشتر در فقه درمورد استقلال دختر در نکاح ر. ک: کاتوزیان، همان ش ۴۶، ز. ن شماره ی ۴ ص ۸۰ ↑
  • – نظر دکتر کاتوزیاندر مورد امکان یا عدم امکان پدر از اذنی که به دفتر برای انتخاب همسر دارد، اینست که این اذن قابل رجوع است. منتها می نویسد «بنابراین، هرگاه اطلاعات نادرستی که به ولی کودک وارد شده است او را با ازدواج فرزندش موافقت کرده باشد، پس از آگاه شدن از حقیقت می تواند، اذن گذشته را ندیده بگیرد و با همسری فرزندش مخالفت کند.» حقوق خانواده، ج ۱،ش ۴۵، ص ۷۹ ↑
  • – کاتوزیان، همان،ص ۷۹ و ۸۲ ↑
  • – کلما تصحّ فیه النیابه تصح فیه الولایه و بالعکس العکس ؛ ماخذ شناسی قواعد فقهی، ص۲۷۸ ↑
  • – محقق داماد،حقوق خانواده، ص ۵۹ ↑
  • – همان، ص ۵۸ ↑
  • – مهرپور، همان ،ص ۱۲۹ به بعد. ↑
  • همم شهریاری، همم موبدی، دکتر حسن جعفری تبار، مجله دانشکده حقوق وعلوم سیاسی، ش۷، زمستان ۱۳۸۴،ص۵۷ . ↑
  • ۶- Art. 148 Les mineurs ne peuvent contracter mariage sans le consentement de leurs père et mère…
    Art. 145 Néanmoins, il est loisible au procureur de la République du lieu de célébration du mariage d’accorderdes dispenses d’âge pour des motifs graves ↑
  • – مطهری، ج ۱۹، ص ۱۸۸- برای ملاحظه نظرات گوناگون فقها، شعرا، فیلسوفان در مورد شخصیت زن که امروزه کسی به طور رسمی و علنی آنها را اظهار نمی دارد ر.ک: به اثری بی نظیر از محقق و اسطوره شناس برجسته،دکتر جلال ستاری، سیمای زن در فرهنگ ایران، تهران، نشر مرکز ،آذر ۱۳۸۸٫ ایشان با تسلطی که بر شعر و ادب فارسی و عربی داشتند توانستند اثری ماندگار خلق نمایند.کتاب او می تواند مبنا و گذشته بسیاری از عقاید که در قانون نیز رسوخ پیدا کرده اند را روشن سازد. و نیز ر.ک مهریزی، مهدی،شخصیت و حقوق زن در اسلام،- مطهری، شیخ مرتضیحقوق زن در اسلام. مندرج در مجموعه آثار ج ۱۹- دورانت ویل، لذات فلسفه، نشر علمی وفرهنگی، ۱۳۸۸، فصل ۸ و ۹ ↑
  • جواهرالکلام ، ج۳۱،ص۲۸۹ ↑
  • – باربی درویلی نویسده ضد زن فرانسوی که زمینه انزجارش از زن به مادرش بر می گردد، زنان را شیطان صفت می دانست و به همین عنوان مجموعه داستانی نوشته است .برای مطالعه بیشتر در این مورد ر.ک:بررسی ابعاد روانشناختی زن در شیطان صفتان اثر باربی درویلی؛محبوبه فهیم کلام،مجله پژوهشهای زبانهای خارجه،ش۳۳،پاییز ۱۳۸۵ ↑
  • – برای مثالر.ک: منوچهریان، مهرانگیز، انتقاد از قانون اساسی و مدنی و کیفری ایران. ص ۲۶ به بعد در مورد انتقاد از مقررات قانون مدنی در مورد زن و مرد. و نیز ر. ک: برابری در مقابل قانون، ایزانلو دکتر محسن، ص ۴۷-۴۱ ↑
  • -کاتوزیان،حقوق خانواده،ش۱۳۳،ص۲۲۸ ↑
  • -شهید ثانی در مورد تمکین زن در برابرشوهر می نویسد: تمکین یعنی زن میان خود و شوهر حائل قرار ندهد به گونه ای که مکان یا زمان خاص را به استمتاع اختصاص دهد و ممکن است مراد از مکان تمام بدن زن باشد، آنچه که قابلیت استمتاع از آن هست. در تمکین هر نوع آمادگی معتبر است… تمکین الکامل،و هو التخلیه بینها و بینه، بحیث لا تخصّ موضعا و لا وقتا. فلو بذلک نفسها فی زمان دون زمان، أو مکان دون آخر، ممّا یسوغ فیه الاستمتاع، لم یحصل التمکین.( مسالک الافهام، ج ۸ ،ص ۴۳۹)و نیز می گوید: تمکین یعنی اعلام آمادگی با فعل و سخن در هر مکان و زمان از سوی زن. به نحوی که اگر در زمان یا مکان خاص دریغ ورزد استحقاق نفقه را ندارد. و نیز اگر زن مدتی را از عقد نکاح ساکت باشد و تمکین خود را بر شوهر اعلام نکند و نگوید که آمادگی آن را در همه جا و هر زمان دارد و به مقتضای گفته ی خود عمل نکند استحقاق نفقه ندارد .ایشان حتی تمکین فعلی را کافی نمی شمارد. شرح لمعه، ج ۲، ص (۱۲۲ نقل از مهریزی ، همان، ص ۳۰۱)-همین فقیه دوباره می نویسد که زن برای اعتکاف باید از شوهر اذن بگیرد چون شوهر دارای حق استمتاع بر او است(.مسالک الافهام، ج۲،ص۱۰۰ )-شیخ طوسی می گوید: مرد می تواند زن را از شیر دادن طفل منع کند تا استمتاع بهتر و بیشتری داشته باشد. المبسوط ،ج ۶ ،ص ۳۶، نقل از همان ص ۳۱۰٫- برای ملاحظه مفهوم تمکین و نشوز ر.ک مهریزی، همان ص۳۲۵-۳۰۷-صاحب جواهر نفقه ای که مرد به زن می دهد را در عوض استمتاعی می داندکه مرد از او می برد همانگونه که در روایات وارد شده که مالک در عوض استفاده ای که از پشت حیوان می برد و از او سواری می گیرد یا بارکشی می کند باید نفقه او را بدهد. (….یشبه معاوضه الاستمتاع بالإنفاق على نحو ما ورد من الإنفاق على الدابه عوض ما یستوفیه من منافع ظهرها، کما أنه یشم من نصوص بیان حق کل منهما على الأخر مقابله کل منهما لصاحبه. جواهر الکلام، ج۳۱، ص ۳۰۶)-شهید ثانی در مورد امکان ضمان از شوهر در برابر زن چنین می نویسد:..لمّا کانت النفقه الزوجه تستقرّ فی الذمّه بفواتها، لأنّها عوض عن التمکین، و تجب فی کلّ یوم حاضر بطلوع فجره، صحّ ضمانها فی الحالین، بخلاف المستقبله، کنفقه الشهر المستقبل، فإنّها غیر واجبه، لاشتراطه بالتمکین، و هو لیس بحاصل فی زمن لم یقع بعد، فلا یصحّ ضمانها.مسالک ،ج۴،ص۱۹۴
    -«زن باید فرمانبرداری ازشوهر کند ودر رفتن بگردش ومیهمانی پرگ از او خواهد .به بزمهایی که مردان نیز خواهند بود جز به همراهی شوهرش نرود.این از یکسو جلو بدگمانی های شوهر را تواند گرفت.زن که در سر راهش دامها تواند بود بسیار بجاست که خود را بنگهداری شوهر سپارد».کسروی، احمد، دختران و خواهران ما،ص۳۹ -برای ملاحظه تعبیرهایی از این دست از گذشتگان در مورد حق مرد برزن ر.ک جعفری تبار، حقوق عاشقانه علیه حقوق کامجویانه، صص ۱۱۶-۱۱۹ ↑
  • -برای ملاحظه انتقاد از این قانون ر.ک:کاتوزیان ،حقوق خانواده،ج۱،افزوده ه،ا، ص ۹ ↑
  • – ریاست مرد در رابطه ی زوجیت، مقدادی، محمدمهدی،نامه ی مفید، ش ۳۳، بهمن ۱۳۸۱، ص ۱۰۹ -برای ملاحظه نظر مخالف ر.ک: مفهوم ولایت فقهی،حکومت اسلامی، ش۳، سال سوم ،جعفر پیشه، ص ۴۷ .که ولایت بر همسر را یکی از اقسام ولایت می شمارد. ↑
  • – برابری در مقابل قانون، ایزانلو؛ص ۴۳- برای ملاحظه نظر دکتر کاتوزیان در مورد ماهیت و نتایج ریاست مرد بر خانواده، ر.ک :حقوق خانواده،ج ۱،ش ۱۴۲-۱۳۱ ↑
  • -فقها و حقوق دانان معتقد بودند که مرد فقط حق منع زن از انجام عبادات واجب – نه مستحب – را ندارد. ر.ک: شایگان، شرح حقوق مدنی، ج،۲، شرح ماده ۱۱۰۵، ص ۹۶۵٫ ایشان معتقدندکه شوهر حق دارد مانع زن از خروج از منزل حتی برای عیادت اقربا و پدر وحتی حضور در شادی و عزا ی آنها شود . ↑
  • -نقل از استوارت میل، آزادی فرد و قدرت دولت،ص ۲۶۴ ↑
  • -شیخ مطهری می نویسد تنها محقی که در برابر حق او تکلیفی وجود ندارد،خدا است.«اگر یک نفر پیدا بشود که حق له او جریان دارد ولى علیه او جریان ندارد، یعنى او بر دیگران ذى حق هست و هیچ کس بر او ذى حق نیست، او خداست. و این، مطلب بسیار درستى است.علت اینکه حق در مورد خداوند متقابل نیست، این است که حقى که خدا بر دیگران یا بر اشیاء دارد فرق مى کند با حقى که دیگران دارند. حقى که دیگران دارند معنایش این است که مى توانند انتفاعى ببرند اما حقى که خداوند دارد معنایش انتفاع بردن او نیست؛ معنایش فقط این است که دیگران در مقابل خدا تکلیف و مسئولیت دارند و هیچ کس بر خدا حق پیدا نمى کند. عقل ما کوچکتر از آن است که باور کند که احدى بر خدا حقى پیدا نمى کند حتى خاتم الانبیاء، یعنى هیچ کس از خدا طلبکار نمى شود. در دنیا هیچ کس نیست که او یک قلم طلبکارى از خدا داشته باشد و لو آنکه عبادت ثَقَلین را انجام بدهد. آیا کسى در دنیا پیدا مى شود که بر خدا حق پیدا کند، از او طلبکار بشود به طورى که اگر خدا آن حق را به وى ندهد، حق او را پامال کرده و به او ظلم نموده باشد؟ نه، امکان ندارد چنین کسى وجود داشته باشد»..مجموعه آثار، ج۲۱ ،ص۲۱۲ ↑
  • – در مورد بطلان یا صحت اعطاءوکالت عام و بلا عزل به دیگری ر.ک: کاتوزیان،عقود معین، ج۴،ش ۸۸ص۱۵۶-۱۵۷ ↑
  • -کاتوزیان ،عقود معین، ج۱، ش۴۰۴ ،ص ۵۶۸ ↑
  • – میرزای قمی علت وضع نکاح را تملک بضع (توانایی جنسی) زن به عوض معلوم می داند و خرید بضع را با خرید سایر املاک مقایسه می کند.ایشان ماهیت طلاق را ابراء زن توسط شوهر می داند.. (أنّ النکاح إنّما وضع لتملّک الزوج بضع الزوجه على وجه مخصوص بعوض معلوم، فیکون کشراء سائر الأملاک، و لذلک ورد فی بعض الروایات أنّه یشتریها بأعلى الثمن و أمّا استحقاق الزوجه لحقوقها علیه: فمن التوابع المشروطه ببقاء ذلک التملّک المختصّه ولایته به وجودا و عدما، کاستحقاق العبد و الدابّه لحقوقهما على المالک، و الطلاق لیس إلّا إزاله لذلک الحقّ المختصّ به، و لذلک کان أمره بیده، فیکون الإقرار به کالإقرار ببیع العبد و عتقه و وقفه).گیلانى،ابوالقاسم بن محمدحسن،( میرزاى قمّى) رسائل، جلد۱،قم،دفتر تبلیغات اسلامى ، شعبه خراسان،چاپ اول، ۱۴۲۷ه‍ ق، ص۳۸۲- دکتر کاتوزیان، حتی خلع را ایقاعی می داندکه فدیه زن به مرد فقط از دواعی و انگیزه طلاق مرد می داند.حقوق خانواده،ج۲،ش۲۶۲،ص۴۵۲ ↑
  • ۳- Art. 213 Les époux assurent ensemble la direction morale et matérielle de la famille. Ils pourvoient à l’éducationdes enfants et préparent leur avenir. ↑
  • – Art. 203: Les époux contractent ensemble, par le fait seul du mariage, l’obligation de nourrir, entretenir et éleverleurs enfants. ↑
  • – نگاهی به ماده های قانونی نفقه زوجه، زهرا آیت اللهی، مجله فقه(کاوشی نو در فقه اسلامی )،بهار ۱۳۷۹ ، ش۲۳،ص۹۵ ↑
  • – کاتوزیان، نظریه عمومی تعهدات، ش۴۶ ص۶۲، ش۴۸، ص ۶۵ – جعفری لنگرودی،حقوق تعهدات، ش۱، ص۵ ↑
  • – کاتوزیان، قواعد عمومی قراردادها، ج ۳، ش ۵۶۵ ↑
  • – برای ملاحظه تفاوت تعهد به ضرر ثالث و تعهد به فعل ثالث ر.ک: همان. برای مطالعه ی مفصّل درباره ی تعهد به فعل ثالث ر.ک: ایزانلو، فصلنامه ی حقوق، سال ۳۷، شماره ۱، ۱۳۸۶، صص ۳۸-۱ ↑
  • -کاتوزیان، عقود معین، ج۴، ش ۳۰۶ ،ص۴۸۲ ↑
  • – در این مورد ر.ک: رداخت دین دیگری در نظام حقوقی ایران؛ عباسعلی دارویی، فصلنامه ی حقوق، دوره ی ۳۹، ش ۴، زمستان ۱۳۸۱، ص ۱۷۲-۱۰۷٫ ↑
  • – برای ملاحظه مفهوم، شرایط وآثار انتقال طلب ر.ک: کاتوزیان، نظریه عمومی تعهدات، ش ۱۷۰ به بعد ↑
  • -در حقوق فرانسه که ماده ۱۲۸۲ تا ۱۲۸۸ قانون مدنی این کشور به ابراء( De la remise de la dette. )اختصاص ءدارند، لزوم قبول مدیون رابه دیل تاثیر در امور حقوقی او شرط می دانند و نویسندگان این کشور نیز این قول را پذیرفتند. – مازو، دروس حقوق مدنی، ج ۲، و تعهدات ش ۱۱۹۵، ج ۱ ش ۲۵۹٫ و نیز مارتی و رینو، ج ۲، تعهدات، ش ۸۴۷٫ به نقل از کاتوزیان،همان، ص ۲۶۷، ز.ن. ش ۱
    Art. 1282 La remise volontaire du titre original sous signature privée, par le créancier au débiteur, fait prevuede la libération.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ب.ظ ]




زیر پای خارها را هر چه می خارد بهار»(همان، ص۲۲۰).
«بر این شهید سرا کفر بر نخواهد گشت
خلوص ما مگر از کردگار برگردد»
«از این مدافعه بی فتح برنمی گردیم
مگر که مرکب ما بی سوار برگردد»(همان، ص۱۷۰).
«در رگم خون شهادت پای می کوبد هنوز
پای را هر چند در رقص بلا گم کرده ام»(همان، ص۱۵۹).
«آخرین شعله های خونم را
هدیه ی انقلاب خواهم کرد»(همان، ص۱۷۷).
«امید سرزده من! خدای من! تا چند؟
ز خمسرای شهادت، خمار برگردد»(همان، ص۱۷۰).
دیگر آن که باید فرید را از شاعران مضمون ساز در شعر انقلاب دانست. مَثَل شدن ابیاتی از این شاعر نیز شاهد همین مدعاست:
«سرّ نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود»(همان، ص۲۴۹).
با این همه، شعر فرید از ضعف هایی نیز دارد؛ از آن جمله سهل انگاری در کاربرد افعال است که شاید بتوان آن ها را نوعی هنجارگریزی قلم داد کرد:
«تا لحاف ابرها را روی ماه
ریخت باد، امید دیداری نماند»(همان، ص۳۱).
پیداست که فعل(لحاف ریختن) مبنای کاربردی و دستوری ندارد.
«جان می دهم به آشتی، اما نگار من
با من که عاشقم سخن از جنگ می زند»
همچنین است فعل ناگوار (سخن زدن!)(همان، ص۳۷).
«در کویر تشنگی یک عمر آتش خورده ام
آن درخت و چشمه را یا رب به من غمخوار کن»(همان، ص۴۴).
شاعر به ضرورت قافیه به جای همدم و مونس کردن، از خدا خواسته تا چشمه و درخت را برایش غمخوار کند.
نیز از عیوب کار فرید، کهنگی افعال است:
«دودمان و بودمانش یک کلاه از ابر بود
گرگ باد آن را چو میش از سر به نیش اندر گرفت»(همان، ص۵۹).
«چو گفتم راز دارم؛ رفت و از دور
صلا در داد: من هم راز دارم» (همان، ص۱۰۹).
«باری، تو را به باور اینان نیاز نیست
بگذار در خیال، به خاک اندرت کنند»(همان، ص۱۲۶)
روشن است که فعل سگالیدن در این بیت غرابت استعمال دارد
«برزمین اما نزد شاید سگالید این چنین:
می توان این باد را چون جامه بر پیکر گرفت»(همان، ص۵۹).
و نیز جابه جایی ضمیر به سبک پیشینیان:
«طوطی شعر ندارد سخنی تازه«فرید»!
مگرش آینه و نقُل و قفس تازه کنیم»(همان، ص۹۵).
«ای آه سحر! در تو چه الطاف نهان بود
زین پیشترت؛ آه! که نشناخته بودم»(همان، ص۱۹۳).
استفاده از چنین ساخت های باستانی نمایی در شعر فرید به اقتضای طبیعت کلام نیست( مثلاً آن گونه که در شعر بهار، اخوان، شاملو می بینیم)؛ بلکه طبیعت کلام ایشان امروزی و متّکی بر خصاص زبان معاصر است. لذا به نظر می رسد چنین کاربردهایی به واسطه ی تنگنای وزن، بر اثر تحمیل شده و از این روی، زائد و غیر طبیعی به نظر می رسند.
امّا ساخت ترکیب های پسوندی که از ویژگی های شعر انقلاب به حساب می آید، تپش و روانی چشمگیری به شعر فرید داده که درنگ مخاطب را سبب می شود و این ویژگی تا حدودی احمد عزیزی را فرایاد می آورد:
«مسیحای من ای اشک پریزاد!
تو بوی مریمستان داری امشب»(همان، ص۱۱۱).
«یک روز در بهشت تو پروانه بوده ایم
آئینه بوده ایم وپریخانه بوده ام»(همان، ص۱۱۸).
«چیده ام باز به همدستی گل پیرایی
گل سرخی ز تماشا کده ی رؤیایی
دیو بی باور کثرت زمیان تا برخاست
شدم ایمانکده وحدت روح افزایی»(همان، ص۱۳۹).
«فربه گردد روح لاغر در ریاضتگاه درد
جسم اگر مانند نیلوفر شود از لاغری»(همان، ص۱۴۷).
«واژه ها را در غمش بر نیل و نیلوفر زدم
آسمان آئینه شد نیلوفرستان مرا» (همان، ص۱۳۴).
ترکیب های «مریمستان، پری خانه، تماشاکده، ایمانکده، ریاضت دار، نیلوفرستان و…» که بسیار دل پذیر و جذاب اند غزل های فرید را از لطافت و طراوت خاصی برخوردار کرده اند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ب.ظ ]




واکنش ارقام به کاربرد باکتری در بررسی اثر متقابل رقم × باکتری در خصوص صفت میزان پروتئین متفاوت بود. در (جدول۴-۶) دیده میشود که رقم توس با کاربرد دو سویه باکتری پوتیدا بالاترین میزان پروتئین دانه به مقدار ۰۲/۱۶% را دارا بوده است و رقم توس با کاربرد سویه پوتیدا توانسته است به میزان ۵۱/۱۵% پس از آن قرار گیرد همچنین کمترین درصد پروتئین دانه هم مربوط به رقم توس با کاربرد فلورسنت به مقدار ۸۶/۹% داشته است .
به نظر می رسد با توجه به همبستگی مثبت و معنی دار میزان ازت دانه و درصد پروتئین (**۹۷۱/۰r=) ، دلیل افزایش درصد پروتئین در رقمی مانند توس به واسطه بالا بودن میزان ازت دانه باشد (جدول ۴-۷). سابید و همکاران (۲۰۰۲) مشاهده کردند که مقدار پروتئین و نیتروژن ناشی از تلقیح باکتری سودوموناس افزایش یافت. آنها جذب نیتروژن را مکانیسم اصلی این افزایش عملکرد گزارش کردند(لوسی و همکاران ،۲۰۰۴).
۴-۲-۷- میزان فسفر
بین ارقام مورد آزمایش از نظر میزان فسفر دانه تفاوت معنیداری وجود نداشت. اما از کاربرد باکتری و اثر متقابل رقم و باکتری در سطح معنیداری به ترتیب پنج و یک درصد تفاوت دیده شد (جدول ۴-۲). بالاترین میزان فسفر دانه به ترتیب از ارقام زرین و توس با ۸/۲۸۹و۶/۲۸۵ میلی گرم در کیلوگرم بدست آمد و کمترین میانگین میزان فسفر از ارقام توس و الوند به میزان ۴/۲۵۷ و ۶/۲۶۷ میلی گرم در کیلوگرم حاصل شد (جدول۴-۴). همچنین بالاترین میزان فسفر از کاربرد دوگانه باکتری فلورسنت و پوتیدا با میانگین ۹/۳۰۰ میلی گرم در کیلوگرم وسویه فلورسنت با ۸/۳۰۳ میلی گرم در کیلوگرم حاصل شد که در گروه آماری a قرار گرفتند.
واکنش ارقام به کاربرد باکتری در بررسی اثر متقابل رقم × باکتری در خصوص صفت میزان فسفر متفاوت بود. در (جدول۴-۶) دیده میشود که رقم زرین با کاربرد باکتری پوتیدا بالاترین میزان فسفر دانه به مقدار ۷/۳۶۸ میلی گرم در کیلوگرم بالاترین میزان فسفررا دارا بوده است همچنین کمترین درصد فسفر دانه هم مربوط به رقم چمران با کاربرد دوگانه باکتری فلورسنت و پوتیدا با میانگین ۱۸۲ میلی گرم در کیلوگرم بوده است. با توجه به توانایی سویه های سودوموناس پوتیدا در تولید آنزیم فسفاتاز قلیایی با سایر سویه های این اثر چندان دور از انتظار نبود. همچنین به نظر می رسد که سویه های مورد مطالعه به دلیل ترشح کتوگلونیک و دیگر ترکیبات حل کننده فسفات کلسیم (فرم نامحلول فسفات کلسیم در خاکهای کشور) موجب افزایش جذب فسفر توسط گیاه شدند. توانایی باکتریهای مورد مطالعه در توسعه سیستم ریشه ای گیاه میزبان و تاثیر مثبت حاصلخیزی خاک بر رشد باکتری و توسعه سیستم ریشه ای از دیگر عوامل بر افزایش جذب فسفر شناخته شد. در دیگر مطالعات ایگامبردیاوا و هافت (۲۰۰۴) و دفریتاس و جرمیدا (۱۹۹۲) به ترتیب در گیاه پنبه و گندم تلقیح شده با سویه های مختلف سودوموناس و همچنین بیسواس و همکاران (۲۰۰۰) در گیاه برنج تلقیح شده با سویه های ریزوبیوم و حافظ و همکاران (۱۹۹۴) در گیاه پنبه تلقیح شده با سویه های مختلف PGPR مشاهده کرده بودند آنها نیز تولید هورمون های گیاهی و تاثیر باکتری بر رشد و توسعه سیستم ریشه ای را عامل موثر در افزایش جذب عناصر غذایی دانستند.

 

 

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:58:00 ب.ظ ]




اى در مورد این که تمام این احکام به خاطر مصالح بشر است
مى فرماید: ( اما مردار را هیچ کس از آن نمى خورد مگر این که بدنش ضعیف و رنجور مى شود، نیروى او را مى کاهد، و نسل را قطع مى کند، و آن کس که به این کار ادامه دهد با سکته و مرگ ناگهانى از دنیا مى رود).
این مفاسد ممکن است به خاطر آن باشد که دستگاه گوارش نمى تواند از مردار خون سالم و زنده بسازد، به علاوه مردار کانونى است از انواع میکروب ها، اسلام علاوه بر این که خوردن گوشت مردار را تحریم کرده، آن را نجس هم دانسته تا مسلمانان کاملا از آن دورى کنند.
دومین چیزى که در آیه تحریم شده خون است « وَالدَّمَ » خون خوارى هم زیان جسمى دارد و هم اثر سوء اخلاقى، چرا که خون از یک سو ماده کاملا آماده اى است براى پرورش انواع میکروب ها به این سنگر حساس که با تمام مناطق بدن ارتباط نزدیک دارد راه پیدا نکنند. مخصوصا هنگامى که خون از جریان مى افتد و به اصطلاح مى میرد، گلبول هاى سفید از بین مى روند و به همین دلیل میکروب ها که میدان را خالى از حریف مى بینند به سرعت زاد و ولد کرده گسترش مى یابند، بنا بر این اگر گفته شود خون به هنگامى که از جریان مى افتد آلوده ترین اجزاى بدن انسان و حیوان است گزاف گفته نشده.(مکارم شیرازی، بی تا، ص۵۸۵)
سومین چیزى که در آیه تحریم شده خوردن گوشت خوک است. « وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ.»
خوک حتى نزد اروپائیان که بیشتر گوشت آن را مى خورند سمبل بى غیرتى است، و حیوانى است کثیف، خوک در امور جنسى فوق العاده بى تفاوت و لا ابالى است و علاوه بر تاثیر غذا در روحیات که از نظر علم ثابت است، تاثیر این غذا در خصوص لاابالی گرى در مسائل جنسى مشهود است.
در شریعت حضرت موسى(ع)حرمت گوشت خوک نیز اعلام شده است، و در اناجیل گناهکاران به خوک تشبیه شده اند، و در ضمن داستان ها مظهر شیطان خوک معرفى شده است.
جاى تعجب است که بعضى با چشم خود مى بینند از یک سو خوراک خوک نوعا از کثافات و گاهى از فضولات خودش است و از سوى دیگر براى همه روشن شده که گوشت این حیوان پلید داراى دو نوع انگل خطرناک بنام کرم تریشین و یک نوع کرم کدو است باز هم در استفاده از گوشت آن اصرار مى ورزند. (مکارم شیرازی،بی تا، ص۵۸۶).
در یک کیلو گوشت خوک ممکن است ۴۰۰ میلیون نوزاد کرم تریشین باشد و شاید همین امور سبب شد که چند سال قبل در قسمتى از کشور روسیه خوردن گوشت خوک ممنوع اعلام شد. آرى آئینى که دستوراتش به مرور زمان جلوه تازه اى پیدا مى کند آئین خدا، آئین اسلام است. بعضى مى گویند با وسایل امروز مى توان تمام این انگل ها را کشت و گوشت خوک را از آن ها پاک نمود، ولى به فرض که با وسایل بهداشتى با پختن گوشت خوک در حرارت زیاد انگل هاى مزبور به کلى از میان بروند باز زیان گوشت خوک قابل انکار نیست، زیرا طبق اصل مسلمى که اشاره شد گوشت هر حیوانى حاوى صفات آن حیوان است و از طریق غده ها و تراوش آن ها هورمون ها در اخلاق کسانى که از آن تغذیه مى کنند اثر مى گذارد، و به این ترتیب خوردن گوشت خوک مى تواند صفت بى بند و بارى جنسى و بى اعتنایى به مسائل ناموسى را که از خصائص بارز نر این حیوان است به خورنده آن منتقل کند و شاید یکى از علل بى بند و بارى شدید جنسى که در کشورهاى غربى حکومت مى کند، همان تغذیه از گوشت این حیوان آلوده باشد.
چهارمین چیزى که تحریم شده، گوشت هایى است که نام غیر خدا هنگام ذبح بر آن برده شود « وَما أُهِلَّ بِه لِغَیْرِ اللَّه.»
از جمله گوشت هایى که در این آیه از خوردن آن ها نهى شده گوشت حیواناتى است که مثل زمان جاهلیت به نام غیر خدا ( بت ها ) ذبح شود.
آیا بردن نام خدا یا غیر خدا، هنگام ذبح، از نظر بهداشتى در گوشت حیوان اثر مى گذارد ؟ در پاسخ باید گفت نباید فراموش کرد که لازم نیست نام خدا و غیر خدا در ماهیت گوشت از نظر بهداشتى اثرى بگذارد، زیرا محرمات در اسلام

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ب.ظ ]




فصل چهارم

تجزیه و تحلیل داده ها

دنیای واقعی، هیچگاه به اندازهای که ما میخواهیم با نظریههای ما سازگار نیست. فایده تحقیق سازگار کردن واقعیتها با برخی از نظریههای مورد علاقه نیست، بلکه به وجود آوردن نظریهای است که با واقعیت تجربی سازگار باشد.

نشانه یک پژوهشگر خوب توانایی تدوین فرضیه و گمانهایی نیست که درست از کار در آید. بلکه توانایی معنی بخشیدن به داده ها و تحلیل هوشمندانه آنهاست.(خاکی، ۱۳۷۸: ص. ۳۰۰)

در این فصل پس از این که پرسشنامه ها ارسالی دریافت گردید که تعداد آنها ۱۴۸ عدد پرسشنامه بود، اطلاعات حاصل از آنها پس از کد گذاری و ورود اطلاعات، به کمک نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و آزمون فرضیات مطرح شده در این تحقیق انجام گردید.

این فصل دارای دو بخش به شرح ذیل میباشد:

  1. توصیف داده ها که شامل جداول توزیع فراوانی، درصد فراوانی نسبی و فراوانی تجمعی که بدون در نظر گرفتن افراد بدون جواب میباشد.
  2. تحلیل داده ها و انجام آزمونهای مورد نظر.

۴-۱- توصیف داده ها:

جداول این بخش یافته های تحقیق اعم از ویژگیهای جامعه آماری و نحوه پاسخگویی به سؤالات توسط پاسخ کنندگان را ارائه مینماید.

۴-۱-۱ ویژگیهای فردی پاسخ کنندگان:

جداول صفحات بعد توزیع ویژگیهای نمونه آماری انتخاب شده شامل جنسیت سابقۀ خدمت، میزان تحصیلات و پست سازمانی پاسخ کنندگان را ارائه میکند.

در این بررسی ۱/۶% افراد پاسخ دهنده زن و ۹/۹۳% افراد پاسخ دهنده مرد میباشند که در جدول ۴-۱ آورده شده است.

جدول ۴-۱- فراوانی، درصد فراوانی نسبی و فراوانی تجمعی جنسیت پاسخ دهندگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنسیت فراوانی درصد فراوانی نسبی درصد فراوانی تجمعی
زن ۴ ۱/۶ ۱/۶
مرد ۴۶ ۹/۹۳ ۱۰۰
جمع ۵۰ ۱۰۰  

جدول ۴-۲ نشان می دهد که از تعداد کل پاسخ دهندگان ۸/۷۷% افراد سابقه بالاتر از ۱۰ سال داشته اند و ۲/۲۲% از افراد سابقه خدمتی زیر ۱۰ سال دارند که این امر بیانگر این مطلب است که در بانک صادرات شهرزابل افرادی که در جایگاه تصمیم گیری و تصمیم سازی می باشند دارای سابقه بالا و تجربیات فراوانی هستند.

جدول ۴-۲ فراوانی، درصد فراوانی نسبی و فراوانی تجمعی سابقه خدمت پاسخ دهندگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سابقه خدمت فراوانی درصد فراوانی درصد فراوانی تجمعی
کمتر از ۵ سال ۲ ۴/۱ ۴/۱
بین ۵ تا ۱۰ سال ۵ ۹/۲۰ ۳/۲۲
بین ۱۰تا ۲۰ سال ۱۸ ۸/۳۳ ۱/۵۶
بین ۲۰ تا ۳۰ سال ۲۳ ۶/۴۲ ۶/۹۸
بالاتر از ۳۰ سال ۲ ۴/۱ ۱۰۰
جمع ۵۰ ۱۰۰  

جدول ۴-۳ توزیع فراوانی سطح تحصیلات پاسخ دهندگان را نشان میدهد به طوریکه افراد دارای تحصیلات دیپلم ۶/۱۹%، تحصیلات فوق دیپلم ۵/۹%، تحصیلات لیسانس ۸/۶۳ درصد و تحصیلات فوق لیسانس ۴/۷% است.

جدول ۴-۳- فراوانی، درصد فراوانی نسبی و فراوانی تجمعی سطح تحصیلات پاسخ دهندگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سطح تحصیلات فراوانی درصد فراوانی نسبی درصد فراوانی تجمعی
دیپلم ۱۰ ۶/۱۹ ۶/۱۹
فوق دیپلم ۶ ۵/۹ ۱/۲۹
لیسانس ۳۰ ۸/۶۳ ۶/۹۲
فوق لیسانس ۴ ۴/۷ ۱۰۰
جمع کل ۵۰ ۱۰۰  

۴-۲- انجام آزمونهای مورد نظر:

پس از گردآوری اطلاعات مندرج در هر پرسشنامه و اختصاص کدهای مربوط به هر پاسخ به کمک مقیاس لیکرت به نحوی که در فصل سوم نیز عنوان گردید به منظور تحلیل نقطه نظرات پاسخ دهندگان در مورد موانع پیاده سازی و توسعه بانکداری الکترونیک در بانک صادرات شهرزابل از آزمون میانگین برای بررسی فرضیه های اصلی تحقیق استفاده شده است.

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

۴-۲-۱- آزمون فرضیه های تحقیق:

به منظور بررسی هریک از فرضیه های تحقیق، متغیرهای مربوط به آن فرضیه (یعنی سؤالاتq1 تاq38 در پرسشنامه) در نظر گرفته شده است. با توجه به سؤالات هر فرضیه ابتدا میانگین این سؤالات برای هر فرد یا پرسشنامه محاسبه شده و سپس این میانگینها به عنوان یک متغیر جدید (  تا  ) مورد آزمون قرار گرفته است که به تفکیک برای هر یک از فرضیه ها در ادامه آمده است.

۱- فرضیه اول : عوامل فنی مانع پیاده سازی و توسعه بانکداری الکترونیک در بانک صادرات شهرزابل میباشد. سؤالات یک تا هشت در پرسشنامه به منظور بررسی این فرضیه در نظر گرفته شده است. جدول زیر آمار توصیفی متغیر  (میانگین پاسخهای سؤالهای یک تا هشت) را نشان میدهد.

جدول ۴-۴-آمار توصیفی متغیر 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر تعداد میانگین انحراف معیار خطای معیار میانگین
  ۵۰ ۴۳۹۲/۳ ۶۸۱۲/۰ ۵۶%

فرض  برای فرضیۀ اول به صورت زیر تعریف می شود.

: عوامل فنی مانع پیاده سازی و توسعه بانکداری الکترونیک در بانک صادرات شهرزابلنیست.

: عوامل فنی مانع پیاده سازی و توسعه بانکداری الکترونیک در بانک صادرات شهرزابلاست.

به عبارت دیگر

 

 

جدول ۴-۵- آزمون میانگین متغیر

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر آماره t درجه آزادی سطح معنی داری نتیجه آزمون
  ۸۴۲/۷ ۵۰ ۰۰۰/۰ رد فرض

بنابراین با توجه به نتایج آزمون میانگین برای  که در جدول ۴-۵ آمده است، فرض  با ۵% =  رد می شود. یعنی می توان با اطمینان ۹۵% گفت که عوامل فنی مانع پیاده سازی توسعه بانکداری الکترونیک در بانک صادرات شهرزابل است.

۲- فرضیۀ دوم: عوامل فرهنگی مانع پیاده سازی و توسعه بانکداری الکترونیک در بانک صادرات شهرزابل می باشد. سوالات نه تا پانزده در پرسشنامه به منظور بررسی این فرضیه در نظر گرفته شده است. جدول زیر آمار توصیفی متغیر  (میانگین پاسخ های سوال نه تا پانزده) را نشان می دهد.

جدول ۴-۶- آمار توصیفی متغیر

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر تعداد میانگین انحراف معیار خطای معیار میانگین
  ۵۰ ۲۴۹۴/۳ ۸۴۴۶/۰ ۶۹۴%

فرض  برای فرضیۀ دوم به صورت زیر تعریف می شود.

: عوامل فرهنگی مانع پیاده سازی و توسعه بانکداری الکترونیک در بانک صادرات شهرزابل نیست.

: عوامل فرهنگی مانع پیاده سازی و توسعه بانکداری الکترونیک در بانک صادرات شهرزابل است.

به عبارت دیگر

 

 

جدول ۴-۷- آزمون میانگین متغیر

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر آمارۀ t درجۀ آزادی سطح معنی داری نتیجۀ آزمون
  ۵۹/۳ ۵۰ ۰۰۰/۰ رد فرض

بنابراین با توجه به نتایج آزمون میانگین برای  که درجدول ۴-۷ آمده است، فرض  با ۵% =  رد می شود یعنی می توان با اطمینان ۹۵% گفت که عوامل فنی مانع پیاده سازی و توسعه بانکداری الکترونیک در بانک صادرات شهرزابل است.

۳- فرضیۀ سوم: عوامل مدیریتی مانع پیاده سازی و توسعه بانکداری الکترونیکی در بانک صادرات شهرزابلمی باشد. سوالات شانزده تا سی و یک در پرسشنامه به منظور بررسی این فرضیه در نظر گرفته شده است. جدول زیر آمار توصیفی متغیر  (میانگین پاسخ های شانزده تا سی و یک) را نشان می دهد

جدول ۴-۸- آمار توصیفی متغیر 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر تعداد میانگین انحراف معیار خطای معیار میانگین
  ۵۰ ۶۶۵۰/۳ ۵۱۵۱/۰ ۴۲۳%

فرض  برای فرضیۀ سوم به صورت زیر تعریف می شود:

: عوامل مدیریتی مانع پیاده سازی و توسعه بانکداری الکترونیک در بانک صادرات شهرزابل نیست.

: عوامل مدیریتی مانع پیاده سازی و توسعه بانکداری الکترونیک در بانک صادرات شهرزابل است.

به عبارت دیگر:

 

 

جدول ۴-۹- آزمون میانگین متغیر

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر آمارۀ t درجۀ آزادی سطح معنی داری نتیجۀ آزمون
  ۷۰۴/۱۵ ۵۰ ۰۰۰/۰ رد فرض

بنابراین با توجه به نتایج آزمون میانگین  که در جدول ۴-۹ آمده است، فرض  با ۵% =  رد می شود یعنی می توان با

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ب.ظ ]




تفوق و تسلطمعاشرت جوییپیروزیخودمختاریتدافعی بودننظمتغییروابستگیانعطاف پذیریتفاوتتجاوزکاریخلاقیت

جدول۲-۲ شخصیت

باید اذعان کرد که تئوری تصور شخصی آنچنان هم ساده نیست . اگر تصور واقعی خانم اسمیت از خود (آنطور که خود می بیند ) با تصور ایده آل او نسبت به خود (آنطور که دوست دارد خود را ببیند) و تصور دیگران نسبت به او (آنطور که فکر می کند دیگران او را می بینند) متفاوت باشد ، چه می شود ؟ خانم اسمیت هنگام خرید دوربین عکاسی واقعاً رضایت کدامین ((خود)) را تأمین خواهد کرد ؟ اغلب بازاریابان خرید و انتخاب خریداران را منبعث از تصور خود واقعی ایشان می دانند، درحالی که بعضی دیگر ، تصور خود ایده آل و باز عده ای سایر تصورهای خود را مسبب خرید می پندارند . از این رو است که تئوری تصور شخصی در پیش بینی واکنشهای مصرف کننده نسبت به تصور ذهنی از مارک کالا ، موفقیتی ابهام آمیز داشته است .

۲-۲-۱۱-۴ عوامل روانی

انتخاب و خرید شخص، تحت تأثیر چهار عامل روانی عمده، شامل انگیزش، درک، یادگیری و باورها و عقاید نیز قرار می گیرد.
الف .انگیزش
یک شخص در آن واحد نیازهای متفاوتی دارد. بعضی از این نیازها فیزیولوژیکی اند و از احساس گرسنگی،تشنگی
و ناراحتی ناشی می شوند. بعضی از این نیازها روانی اند و از نیاز به شناخته شدن، احترام یا احساس تعلق ناشی می شوند. اکثر این نیازها در یک زمان معین برای تحریک فرد به انجام یک عمل خاص فاقد شدت کافی اند. یک نیاز، زمانی به محرک تبدیل می شود که از شدت کافی برخوردار باشد. یک محرک یا انگیزش عبارت از نیازی است که برای هدایت شخص در امر تأمین رضایت او، از شدت کافی برخوردار باشد.
ب. درک
یک فرد آماده عمل است. نحوه عمل فرد تحت تأثیر درک او از محیط قرار می گیرد. دو نفر با دارا بودن انگیزش مشابه و در شرایطی یکسان، نحوه عمل متناقض دارند، زیرا ادراک آنها از محیط متفاوت است.
بیشتر آنچه که ما درباره دنیای پیرامون خود می دانیم از طریق حواس به ما منتقل می گردند و این فرآیندها حسی ماهیت فیزیولوژیکی دارند بدین معنی که ما را از تجربیات گذشته آموخته ایم را در بر می گیرند. و در واقع تشکیل شده از سیستم عصبی ما هستند.
معمولاً کسی نمی تواند بر چگونگی حس کردن اندام دیگری تأثیر بگذارد. امّا ادراک مقوله دیگری است که می تواند مورد استفاده بازاریابان قرار گیرد. ادراک نقش عمده ای در مرحله فرایند تصمیم خرید جائی که گزینه ها مشخّص شده باشند ایفا می کند.
از آن جا که رفتار می تواند اشکال مختلف بروز کند یک فرد از محیط به جمع آوری اطّلاعات پرداخته و به کمک آنها انتخاب می کند. ادراک فرایند دریافت سازماندهی و تبدیل معانی به اطّلاعات توسّط حواس پنجگانه می باشد و بدین صورت است که ما دنیای پیرامون خود را تفسیر نموده یا به آن معنی می بخشیم.
ادراک فرایندی است که به وسیله آن افراد به دریافت های حس خود معنا و مفهوم می بخشد. ادراک با فراخوانی واستفاده از تجارب گذشته بر احساسات تأثیر می گذارد و افراد به دریافت های حس خود معنا و مفهوم می بخشد.
پردازش اطّلاعات بر اساس ادراک برای تصمیم به صورت زیر است:
در معرض دید قرار گرفتن: هنگامی که یک محرک در بین دامنه سلول های عصبی حسی یک فرد قرار می گیرند این حالت رخ می دهد برای اینکه یک فرد در معرض محرک قرار بگیرد باید محرک در محیط مرتبط با خود قرار داشته باشد.
یک فرد از طریق تلویزیون- روزنامه ها و مجلّات- کتاب و … در معرض محرک های مختلف قرار می گیرد . امّا بیشتر محرک ها خود انتخابی هستند یعنی ما به صورت عمومی سعی می کنیم در معرض محرک های خاصی قرار بگیریم و از بقیه اجتناب کنیم عموماً بدنبال اطلاعاتی هستیم که معتقدیم در رسیدن به اهداف به ما کمک خواهد کرد. این اهداف ممکن است فوری و یک دفعه ای یا بلند مدّت باشند. اهداف یک فرد و نوع اطّلاعات مورد نیاز جهت رسیدن به آنها تابعی از سبک زندگی فعلی و مطلوب فرد و انگیزه های کوتاه مدتی از قبیل گرسنگی یا کنجکاوی هستند.
یکی از ویژگی های پردازش اطّلاعات مصرف کننده در مرحله قرار گرفتن در معرض انتخابی بودن آن اینست از طریق در معرض بودن (انتخابی) مصرف کنندگان فعّالانه انتخاب می کنند که آیا خود را در معرض اطّلاعات قرار دهند یا نه؟
در فرایند انتخابی افراد تنها به اطلاعاتی توجّه می کنند که برای آنها در آن لحظه جالب است. در این راستا ولی به این نتیجه رسید که مصرف کنندگان در حین تماشای تلویزیون به طور انتخابی از آگهی های تجاری اجتناب می کنند و توجّه خود را به چیز دیگری معطوف می دارند. فیلترهای ادراکی مبتنی بر تجربیات مصرف کننده در پاسخ به یک محرک فعّال می شود. هوشیاری ادراکی همچنین یکی از عوامل در معرض پذیری انتخاب است. مصرف کنندگان به احتمال زیاد بیشتر از محرکی آگاهی می یابند که مرتبط با نیازهای اخیر آن هاست این نیازها ممکن است آگاهانه یا ناگاهانه باشد.
توجّه:
توجّه زمانی رخ می دهد که یک محرک سلول های عصبی گیرنده فرد را فعّال می نماید. و احساسات نتیجه شده جهت پردازش به ذهن می رود . محرک هایی که ما در معرض آن ها قرار داریم و بیشتر از ظرفیت پردازش هاست.
بنابراین در توجّه کرده به پیام های مختلف بازاریابی و … به صورت انتخابی عمل می کنیم توجّه کردن یا نکردن به یک چیز بستگی به دریافت فرد و میزان اختلاف محرک با توجّه به فرد دارد.
هنگامی که یک فرد علاقمند یا جذب یک شیء تحریک کننده می گردد توجّه بسیاری بدان می کند. رنگ های روشن- صداهای بلند- اندازه بزرگ و حرکت شیء هنگی بر قابلیت توجّه پذیری آنان اثر می گذارند.
به طور خلاصه افراد عمدتاً به محرک هایی توجّه می کنند که با حواس آنها اختلاف داشته باشند توجّه همواره به موقعیت بستگی دارد و یک فرد ممکن است در شرایط و موقعیت های مختلف به یکی از محرکهای خاص سطوح توجّه متفاوتی بروز دهد.
بنابراین توجّه به دو عامل بستگی دارد: محرک و موقعیت آن و فرد.
توجّه می تواند داوطلبانه یا غیر داوطلبانه فعّال گردد. زمانی که توجّه داوطلبانه است مصرف کنندگان فعّالانه
اطلاعاتی که ارتباط شخصی با آنها دارد را جستجو می کنند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:55:00 ب.ظ ]




 

  • کارکنانی که گفتگوهای مستقیم و غیرمستقیم زیادی در هر دو شبکه آنلاین و آفلاین دارند، توانایی بیشتری در دستیابی و استفاده از منابع مفید برای ارتقاء عملکرد شغلی خود دارند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

  • اگرچه استفاده از شبکه های آنلاین مزایای زیادی دارد ممکن است برای درک مفاهیم و منابعی که توسط کارکنان از طریق شبکه های آفلاین منتقل شده مناسب نباشند. به همین جهت کارکنان نیازمند توسعه هر دو شبکه آنلاین و آفلاین خواهند بود.

 

۵-۶ پیشنهاد به سازمان ها

    • برگزاری دوره های آموزشی فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور تربیت افراد متخصص در عرصه فناوری اطلاعات و ارتباطلات تا بتوانند وظایف شغلی خود را سریعتر و بهتر انجام دهند.

نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات

  • مدیران سازمان ها باید به کارکنان خود که هیچ گونه ارتباطی ندارند یا ارتباطات اندکی دارند توجه کنند. به این دلیل که این کارکنان قادر به استفاده از مزایای فناوری اطلاعات و ارتباطات برای دستیابی به اطلاعات و منابع مورد نیاز خود نیستند. چنین کارکنانی باید به طور خاص هدفگذاری شوند تا از طریق آموزش فردی جهت ارتقاء عملکرد شغلی مورد پشتیبانی قرار گیرند.
  • ایجاد و استقرار نظام پاداش و تنبیه مبنی بر بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات توسط کارکنان سازمان موجب تقویت فرهنگ سازمان و در نتیجه افزایش بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در بین کاکنان خواهد بود.
  • با توجه به اینکه انگیزه پیشرفت کارکنان مهم ترین عامل در بهبود روابط و عملکرد شغلی کارکنان است، سازمان ها باید با فراهم کردن محیط و شرایط کاری مناسب و افزایش انگیزش کارکنان به بهبود عملکرد آنها کمک کنند و بهره وری سازمان را افزایش دهند.

۵-۷ محدودیت های پژوهش
محدودیتهای پژوهش شامل دو بخش محدودیت عوامل مورد بررسی و روش پژوهش می باشند که در زیر بیان شده اند.

  • محدودیت در عوامل مورد بررسی
  • این پژوهش فناوری را بدون تمایز میان فناوریهای ارتباطی مختلف که می توانند در عمل به گونه ای متفاوت بر عملکرد شغلی تاثیر بگذارند در نظر گرفته است.
  • با توجه به ارتباطات آفلاین در این پژوهش فقط روابط رو در رو در نظر گرفته می شود و ارتباط تلفنی که گاهی اوقات به عنوان ارتباط آفلاین شناخته می شود، در نظر گرفته نمی شود. به این دلیل که از نظر انتقال نشانه ها و تمرکز فردی با ارتباط رو در رو متفاوت است و همچنین امکان دارد ارتباط تلفنی به عنوان ارتباط آنلاین شناخته شود، به این دلیل که یک فناوری واسطه ای است. بنابراین، کمی عدم شفافیت در توجه به چگونگی طبقه بندی ارتباط تلفنی وجو دارد.
  • در این پژوهش تنها یک ویژگی ساختاری شبکه (ارتباط مستقیم و غیر مستقیم) در تاثیر بر عملکرد شغلی بررسی شده است. ویژگی های ساختاری دیگر مانند حفره ساختاری و موانع شبکه وجود دارند که می توانند بر عملکرد شغلی تاثیر بگذارند.
  • تنها شبکه های ارتباطی کارکنان مورد بررسی قرار گرفته شده است، درحالیکه انواع دیگری از شبکه مانند شبکه های دوستی وجود دارند که می توانند بر عملکرد شغلی تاثیر بگذارند. یک شبکه دوستی، علاقه ی دوطرفه و شباهت نگرش های افراد را نشان می دهد. به عنوان مثال، اگر دو کارمند دوستان نزدیکی باشند، احتمالا می توانند به یکدیگر کمک کنند. یک شبکه ارتباطی، میزان آگاهی افراد در مورد اینکه چه کسی در جستجوی اطلاعات یا مهارت مرتبط با وظایف او می باشد را مشخص می کند.
  • محدودیت در روش گردآوری داده
  • در این پژوهش استخراج عوامل فرهنگی با بهره گرفتن از مبانی نظری و از مقالات مختلف صورت گرفته، درحالیکه می توان از روش های جامع تری همچون فن دلفی برای استخراج عوامل دقیق تر و بررسی آنها استفاده کرد.

۵-۸ پیشنهاد برای تحقیقات آتی

    • تحقیقات آتی باید بررسی کنند که چگونه تاثیرات فناوریهای مختلف (مانند: همزمان در مقابل غیر همزمان) در درک افراد از اثر فناوری بر عملکرد شغلی متفاوت خواهند بود.
    • ارتباط تلفنی مهم است و تحقیقات آتی باید آن را مورد بررسی قرار دهند. یک رویکرد برای توجه به این محدودیت، استفاده از چارچوب های مرتبط با رسانه های ارتباطی ( مانند:Dennis et.al, 2008; Maruping & Agarwal, 2004 )، برای بررسی تاثیرات انواع شبکه ها براساس رسانه های مختلف است.
    • ندانستن مهارت های دیگران ممکن است به اطلاعاتی منجر شود که مفید نیستند. بنابراین، تحقیقات آتی باید رویکرد دیگری را علاوه بر تکرار ارتباطات میان افراد برای داده های شبکه به کار برد. به عنوان مثال، می توانند به بررسی انواع مختلف ارتباطات مانند، مشورت های شغلی و حمایت اجتماعی بپردازند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

    • تحقیقات آتی باید درمورد چگونگی نفوذ کارکنان در شبکه های اجتماعی، مخصوصا افرادی که در مرکز شبکه های آنلاین و آفلاین هستند، داده هایی را جمع آوری کرده و بررسی کنند که آیا آن ها از هر دو شبکه به صورت مکمل استفاده می کنند یا شبکه ها را به عنوان جایگزین یکدیگر به کار می برند. این کار به درک بهتر نقش مکمل یا جانشینی هر دو شبکه کمک می کند.
    • تحقیقات آتی باید عملکرد شغلی را از نظر تغییر سازمانی که در نتیجه پیاده سازی فناوری مانند پیاده سازی سیستم مدیریت دانش، حاصل می شود، مورد مطالعه قرار دهند. به عنوان مثال می توان از پارادایم شبکه (Borgattie and Foster, 2003 ; Lin, 2001)، به منظور درک چگونگی تاثیر شبکه اجتماعی بر کاربرد سیستم مدیریت دانش و نتایج شغلی حاصل از آن مانند، عملکرد شغلی و رضایت شغلی استفاده کرد. چنین درکی که با بهره گرفتن از شبکه اجتماعی حاصل می شود، همکاری مهمی در ادبیات سیستم های اطلاعاتی، تغییرات سازمانی و ادبیات شبکه اجتماعی می کند.

Job Satisfaction - رضایت شغلی

    • از آنجایی که این پژوهش در پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات انجام شده است و کلیه کارکنان آن با مفاهیم فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی آشنایی کامل داشتند، پژوهش های آتی باید این پژوهش را در سازمانهایی که آشنایی کمتری با این فناوری دارند، انجام دهند.
    • تمایز میان انواع مختلف شبکه های ارتباطی فرصتی را برای تحقیقات آتی فراهم می کند تا درک بهتری از پدیده های مختلف بدست آورده و علاوه بر کشف نقش وابستگی متقابل چهار نوع ارتباط شبکه ای با بررسی سه یا حتی چهار روش تعاملی به درک بهتری از ساختار شبکه دست یابند.
    • وجدان کاری علاوه بر تأثیر بر عملکرد شغلی افراد بر دیگر ابعاد زندگی افراد نیز موثر است از اینرو تحقیقات آتی باید به بررسی ارتباط میان وجدان و روابط سازمانی بپردازند.
    • از آنجایی که هوش هیجانی بر تعاملات افراد موثر است پیشنهاد می شود که تاثیر هوش هیجانی بر روابط سازمانی مورد برسی قرار گیرد.

تصویر توضیحی برای هوش هیجانی

  • سرمایه اجتماعی سازمانی از روابط اجتماعی درون سازمان ناشی می شود و حاصل جهت گیری اهداف جمعی و اعتماد مشترک بین اعضا است، تحقیقات آتی باید رابطه سرمایه اجتماعی سازمان و ارتباطات را مورد بررسی قرار دهند.
  • کیفیت زندگی کاری علاوه بر تامین منابع کارکنان، سازمان و جامعه، شامل نتایج متعددی در سه زمینه فردی، سازمانی و اجتماعی می باشد، از اینرو تحقیقات آتی باید به بررسی رابطه کیفیت زندگی کاری و روابط کارکنان بپردازند.

۵-۹ محدودیت ها و مشکلات پژوهشگر

در طول اجرای این پژوهش همانند سایر پژوهش ها محدودیت ها و مشکلاتی وجود داشت که عمده ترین آنها، مشکل مربوط به گردآوری داده ها بود. از آنجایی که کارکنان در فرم های ارتباطات خود با همکاران، می بایست اسامی همکاران خود را می نوشتند و سازمان ها معمولا حاضر به خارج نمودن اسامی و اطلاعات مربوط به افراد به خارج از سازمان نیستند. مشکل دیگر جلب همکاری مدیران به منظور جمع آوری اطلاعات در مورد عملکرد کارکنان آنها بود. مدیران نیز می بایست نام کارکنان خود را به منظور ارزیابی عملکرد آنها وارد می کردند که مشکلاتی نیز در این مسیر ایجاد شد. بنابراین، نیاز به کدگذاری اسامی بود. همچنین نیاز بود که افراد کاملا توجیه شود که اسامی آنها به هیچ عنوان از سازمان خارج نخواهد شد که نیازمند صرف زمان و هماهنگی بسیاری بود.
فهرست منابع فارسی
اژه ای جواد، خداپناهی محمدکریم، فتحی آشتیانی علی، ثابتی آزاد، قنبری سعید، سیدموسوی پریسا سادات (۱۳۸۸)، “تعامل بین شخصیت و سبک های فرا انگیزشی در عملکرد شغلی”، مجله علوم رفتاری، دوره ۳، شماره ۴، صص. ۳۰۱-۳۱۰٫
ایران نژاد پاریزی، مهدی (۱۳۷۸)، “روش های تحقیق در علوم اجتماعی”، چاپ پنجم، تهران، نشر مدیران
افجه سیدعلی اکبر، محمدزاده سیدمجتبی (۱۳۹۰)، “الگوی اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر عملکرد سازمان: شرکت های تابع گروه صنعتی ایران خودرو”، مجله پژوهش های مدیریت منابع انسانی، دوره۱، شماره۲٫
الوانی مهدی (۱۳۸۴)،” مدیریت عمومی”، نشر نی، تهران.
امیرخانی امیرحسین (۱۳۸۵)،” توانمندسازی، روانشناختی منابع انسانی، دیدگاه ها و ابعاد”، مجموعه مقالات سومین کنفرانس توسعه منابع انسانی، انتشارات آهار و مؤسسه آموزش عالی پژوهشی تأمین اجتماعی، تهران.
امیری مجید، تاج آبادی رضا و رحیمی محمد (۱۳۹۰)،” نقش شبکه های اجتماعی اینترنتی در جنگ نرم سایبری”، مجموعه مقالات همایش شبکه های اجتماعی مجازی و فضای سایبر، قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء (ص)، تهران.
بازرگان، عباس، سرمد، زهره، حجازی، الهه (۱۳۸۴)، “روش های تحقق در علوم رفتاری”، تهران: انتشارات آگاه.
باستانی ، قادر (۱۳۸۶)، اصول و تکنیکهای برقراری ارتباط موثربا دیگران ، چاپ دوم ، تهران، انتشارات ققنوس.
بشیر حسن (۱۳۸۷)، “معناشناسی جدید ارتباطات: زمینه سازی برای شناخت عمیق تر رابطه فرهنگ و رسانه”، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، سال اول، شماره ۳، صص. ۷۳-۱۱۵٫
جعفری قوشچی (۱۳۸۵)، “راه های افزایش کارایی”، رایج در سایت:
http://www.karafariny.com.
جوادی نیا سیدعلیرضا، عرفانیان مرتضی، عابدینی محمدرضا، بیجاری بیتا (۱۳۹۱)، “تأثیر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بر عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند”، مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی، شماره ۱۲، ص ۵۹۸-۶۰۶٫
حسن پور اکبر، عباسی طیبه، نوروزی مجتبی (۱۳۹۰)،” بررسی نقش رهبری تحول آفرین در توانمندسازی کارکنان”، مجله پژوهش‎های مدیریت در ایران، دوره ۱۵، شماره ۱٫
حقیقی، محمدعلی و رعنایی، حبیب الله (۱۳۷۶)، “بهره وری نیروی انسانی، ارزشیابی عملکرد کارکنان”، تهران، انتشارات ترمه.
حمیدی محسن، سرتیپی یاراحمدی رزیتا (۱۳۸۸)، “کاربرد فن آوری اطلاعات در توانمندسازی شغلی کارکنان کتابخانه منطقه ۵ دانشگاه آزاد اسلامی”، فصلنامه دانش شناسی (علوم کتابداری و اطلاع رسانی و فناوری اطلاعات)، سال دوم، شماره ۵٫
خاکی غلامرضا (۱۳۸۲)، “روش تحقیق با رویکردی به پایان نامه نویسی” تهران، انتشارات بازتاب.
خردمند، الف.، ولیلو، م. ر.، و لطفی، علی (۱۳۸۹)، “بررسی رابطه بین کیفیت زندگی کاری و عملکرد شغلی”، مجله مطالعات علمی، (۴)۶ ، صص. ۳۱۷-۳۲۳٫
دلاور علی، (۱۳۸۵)، “روش تحقیق در روان شناسی و علوم تربیتی”، تهران، نشر ویرایش.
دولان ، شیمون . ال . شولر ، رندال . اس (۱۳۸۰)، “مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی”، ترجمه محمد علی طوسی و محمد صائبی، تهران، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی، چاپ پنجم.
ذاکرفرد منیره، (۱۳۸۸)، “تأثیر آموزش مهارت های ادراکی سرپرستان شیفت بر افزایش رضایت و عملکرد شغلی زیر دستان آنان در شرکت فولاد مبارکه اصفهان”، پایان‎نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه اصفهان، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:54:00 ب.ظ ]




ای بر روش تحقیق در علوم انسانی”، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت).

]۸[. حساس یگانه، ی. ، مقصودی، م. ، (۱۳۹۰) “ارزشهای اخلاقی در قضاوت حرفه ای حسابرس”، دانشکده حسابداری و مدیریت، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران

حسابداری

]۹[. حساس یگانه، ی. ، تالانه، ع. ، (۱۳۸۲) پژوهش های رفتاری در حسابرسی، انجمن حسابداران خبره ایران، تحقیقات حسابداری، شماره ۱۵۷، صفحات ۶۰-۳۵

]۱۰[. خواجوی، م. ، نوشادی، ع. ، ( ۱۳۸۸)، “تجربه حسابرس ونقش آن درقضاوت موضوعات ساختارنیافته حسابرسی”، تحقیقات حسابداری، شماره ۳، صفحات ۱۲۱-۱۰۸

]۱۱[. خوش طینت، م. ، بستانیان،م. ، (۱۳۸۶) “قضاوت حرفه ای در حسابرسی، مطالعات تجربی حسابداری مالی”، شماره ۱۸، صفحات ۵۸-۲۵

]۱۲[. خوش طینت، بستانیان (۱۳۸۷) “قضاوت حرفه ای در حسابداری”، مطالعات تجربی حسابداری مالی، صفحات ۵۰-۳۸

]۱۳[. رحیمیان، ع. ، (۱۳۹۰) “تاثیر تجربه روی استفاده از شواهد نامربوط در قضاوت حسابرسان”، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، مجله حسابدار شماره ۱۷۰، صفحات ۵۰-۳۰

]۱۴[. سهرابی جهرمی، الف. ، (۱۳۹۰) “بررسی تاثیر روش های حسابرسی در قضاوت نسبت به صورت های مالی واحدهای مورد رسیدگی”، فصلنامه علمی پژوهشی دانش حسابداری، شماره ۴۵، صفحات ۵۰-۴۵

]۱۵[. سیرانی، س. ، خواجوی، ع. ، نوشادی، م. ، (۱۳۸۶) “تاثیر تجربه و پیچیدگی و موضوعات حسابرسی بر قضاوت حسابرس” حسابرس، بررسی های حسابداری و حسابرسی، صفحات ۶۰-۵۴

]۱۶[. عرب صالحی، و. ، کاظمی، ع . ، ذولفعلی زاده، م. ، (۱۳۹۰) ” بررسی رفتارهای کاهنده کیفیت حسابرسی از دیدگاه قرارداد روانی و تعهدات عاطفی سازمانی”. حسابداری: دانش حسابداری علمی پژوهشی، شماره ۵، صفحات ۸۹-۷۵

]۱۷[. فروغی، س. ، معتمدی، الف. ، (۱۳۹۱) “تاثیر روحیه بر قضاوت های حرفه ای حسابرسان”، حسابداری، حسابداری و مدیریت مالی، سال سوم، شماره ۱۰، صفحات ۵۴-۲۹

]۱۸[. فروغیان،”بررسی تاثیر استقلال و امنیت در مسیر پیشرفت حرفه ای حسابداران بر رفاه آنها با توجه به نقش میانجی متغیرهای موفقیت ذهنی و تعادل ذهنی بین زندگی کاری و شخصی”

]۱۹[. کده، ک. ، سالاری، الف. ، (۱۳۹۰) “تاثیر ویژگی های کیفی قضاوت بر قضاوت حرفه ای حسابرسان”، نشریه حسابرس، شماره ۵۴، صفحات ۴۴-۳۲

]۲۰[. وحیدی، ر. ، راهداریان، ج.، (۱۳۸۷) “بررسی عوامل موثر بر قضاوت حسابرسان و تعیین درجه اهمیت آن در کشف تحریف صورتهای مالی”، مطالعات تجربه حسابداری مالی، شماره ۲۴، صفحات ۱۴۶-۱۱۷

]۲۱[. معزز، الف. ، خان حسینی، د. ، نیکو نسبتی، م. ، خیری، ح. ، (۱۳۹۲)” بررسی رابطه فرهنگ سازمانی با ماکیا ولیسم”، صفحات شماره ۲۰-۱

]۲۲[. معین الدینی، و. (۱۳۹۲)” بررسی تاثیر عوامل فردی و موقعیتی بر قضاوت حرفه ای حسابرس”.

]۲۳[. منتقمی، م. ، (۱۳۸۹) “دولت رفاه ۱” حسابداری، حسابداری و مدیریت مالی، سال چهارم، صفحات ۴۸-۴۷

]۲۴[. مومنی، م. ،” آمار و کاربرد آن در مدیریت”، جلد دوم (تحلیل آماری)، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، (۱۳۸۶).

]۲۵[. نادری، ع. ، نراقی، م. ، (۱۳۸۷) کتاب “راهنمای عملی فراهم سازی طرح تحقیق”.

]۲۶[. نیکخواه آزاد، ع. ، (۱۳۷۹) بیانیه مفاهیم بنیادی حسابرسی، سازمان حسابرسی، نشریه شماره ۱۲۴

]۲۷[. نیکومرام، ه. ، بزرگ اصل، م. ، تقوی، ر. ، محمودزاده، الف. ، (۱۳۹۲) “تاثیر به کارگیری قضاوت حرفه ای مجاز در استانداردهای حسابداری ایران بر ویژگی های کیفی اطلاعات”، پژوهش های حسابداری مالی وحسابرسی، شماره۱۸، صفحات ۲۹-۱

]۲۸[. هزارجریبی، . صفری شالی، ( ۱۳۹۱ )، آناتومی رفاه اجتماع ، ی تهران، جامعه و فرهنگ.

منابع انگلیسی:

[۲۹]. Abdolmohammadi, M. J. and Rhodes,J.E (2004), “Do Attributers of Industry Audit Specialists Differ by Their Levels of Expertise?”, Bentley college, Working paper.

[۳۰]. Alexandrova, A. (2005), subjective well-being and kahnemans objective happiness, Jornal of happiness studies. pp. 301-324.

[۳۱]. Ashton, R. (1992). “Effects of Justification and a Mechanical Aid on Judgment Performance”. Organizational Behavior and Human Decision Processes, PP.292-306

[۳۲].Barbara.O. (2005). Financially Distressed Consumers Their Financial Practices,Financial Well-being, and Health, Financial Counseling and Planning, No. 16, PP.71-85.

[۳۳]. Bonner and Pennington, (1991), “Cognitive Processes and Knowledge as Determinates of Auditor Expertise”, Journal of accounting Literature, No.2, PP.1-50

[۳۴]. Christie, R, and Geis, F. L., (1970), “Studies in Machiavellianism”. New York: Academic Press.

[۳۵]. Cianci, Bierstaker, J. (2009). “The Effect of Performance Feedback and Client Importance on Auditors Self-and Public-Focused Ethical Judgments“, Managerial Auditing Journal.PP 345-360

[۳۶]. Clegg SR, (1989), “Frameworks of Power”. London: Sage.

[۳۷]. Corzine, J. B. 1997. “Machiavellianism and Management: A review of single-nation studies exclusive of the USA and cross national studies”. Psychological Reports, PP.291-304.

[۳۸]. Cushing Barry E. And Ahlawat, (1996), “Mitigation of Recency Bias in Audit Judgments: The Effect of Documentation “,,A journal of practice and Theory, Vol.15, NO.2, pp.110-121

[۳۹]. Dahling, Whitaker and Levy (2009) “The Development and Validation of a New Machiavellianism Scale”, Journal of Management, Vol. 35 No. 2, PP 219-257

[۴۰]. Deluga, R. J. ,( 2001), “American Presidential Machiavellianism: Implications for Charismatic Leadership and Rated Performance“. Leadership Quarterly,No.12, PP.339-363.

[۴۱]. Dezoort T. Harrison P. and Taylor M . , (2006), “Accountability and Auditors Materiality and Auditors Materiality: the Effect of Differential Pressure Strength on Conservatism, Variability and Effort”, Accounting, organizations and society No.31, PP.373-390

[۴۲]. Diner,Ed., Oishi, S., and Lucas, R. E. (2003). Personality, culture, and subjective well-being emotional and cognitive evaluation of life. Annual Review of Psychology, No. 54, PP.403-425.

[۴۳]. Fehr, B., Samson, D., & Paulhus, D. L. (1992). “The Construct of Machiavellianism: Twenty years later”. Advances in personality assessment, Vol. 9, PP. 77-116.

[۴۴]. Gable, M., & Topol, M. (1987). “Job Satisfaction and Machiavellian Orientation Among Department Store Executives”. Psychological Reports, No. 60, PP. 211-216.

[۴۵]. Gemmill, G. R., & Heisler, W. J, (1972), “Machiavellianism as A Factor in Managerial Job Strain, Job Satisfaction, and Upward Mobility”. Academy of Management Journal, No.15, pp. 51-62.

[۴۶].Goodboy and James C. Mccruskey, “Toward a Theoretical Model of the Role of Organizational Orientations and Machiavellianism on Nonverbal Immediacy Behavior and Job Satisfaction”, Human Communication. A Publication of the Pacific and Asian Communication Association. Vol. 11, No. 3, pp.287 – ۳۰۲٫

[۴۷]. Griffin, R. W., & O’Leary-Kelly, A. M. (2004). “An introduction to the Dark Side of organizational behavior”, pp. 1- 19.

[۴۸]. Harrell, W. A., and Hartnagel, T. (1976). “The impact of Machiavellianism and the Trustfulness of the Victim on Laboratory theft”. Sociometrv, NO.39, PP. 157-165.

[۴۹]. Hollan, C. J. (1975). “Professional Machiavellian Orientation, Academic Rank, and Tenure”. Psychological Reports, No.36, pp.222-238

[۵۰]. Huee Lee,J. (2012). “Incentive Contracts and Time Pressure on Audit Judgment Performance”, Managerial Auditing Journal.NO.18 , pp. 10-30

[۵۱]. Hughes, (2009) , “The Impact of Cultural Environment on Entry-level Auditors Abilities to Perform Analytical Procedures” journal of international accounting Auditing and Taxation pp.30-40

[۵۲]. Hunt, S. D., and Chonko, L. B. (1984). “Marketing and Machiavellianism”. Journal of Marketing , No. 48,pp. 30-42.

[۵۳]. Iskandar, TM. Sanusi, M. Anugerah, R. (2012) “Enhancing Auditors Performance: The Importance of Motivational Factors and the Mediation Effect of Effort”, Managerial Auditing Journal, pp.462-475

[۵۴]. Jay A ,(1967), “Management and Machiavelli”. London: Hodder and Stoughton.

[۵۵]. Johnson. V, and Kaplan. S, (1991), “Experimental Evidence on the Effects of Accountability on Auditor Judgments, Auditing”: A Journal of practice and theory, No 10, pp 96-107

[۵۶]Jossey-Bass. Gunnthorsdottir,A, McCabe, K., & Smith.V. (2002). “Using the Machiavellianism Instrument to Predict Trustworthiness in A Bargaining Game”. Journal of Economic Psychology, No23,PP ۴۹-۶۶٫

[۵۷]. Judge TA, Piccolo RF and Kosalka T ,(2009), “The Bright and Dark Sides of Leader Traits: A Review and Theoretical Extension of The Leader Trait Paradigm“. Leadership Quarterly, No 20, pp 855–۸۷۵٫

[۵۸]. Kathleen. M, Susan. S, )2010(, Perceptions of Financial Well-Being among AmericanWomen in Diverse Families, J Fam Econ Iss,No. 31, PP.63–۸۱٫

[۵۹]. Kooper A ,(1995), “Machiavelli in precolonial Southern Africa”. Social

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:54:00 ب.ظ ]




به نظر می رسد که می توان هوش هیجانی را در یک عبارت کلی ، شامل مجموعه ای از توانایی های شناخت، درک، توصیف هیجان های خود و دیگران و پردازش صحیح آنها به منظور ارائه واکنش مناسب دانست. بر این اساس، مفهوم هوش هیجانی، یعنی «شناخت و پردازش صحیح عواطف خود و دیگران به نحوی که بتوانیم بر پایه آن، رفتاری مبتنی بر اخلاق، وجدان جمعی و معنویت داشته باشیم ( شریفی درآمدی ، ۱۳۸۶) .
به عبارت دیگر هوش هیجانی مجموعه ای از تواناییهایی است که کمک می کند در زندگی شخصی یا شغلی با دیگران رابطه ای دوستانه و مدارا گرایانه برقرار کنیم . به عبارت دیگر هوش هیجانی توانایی درک هیجان ها و عواطف به منظور دیتیابی به ایجاد هیجانهایی است که ضمن کمک به تفکر بهتر بتواند منجر به شناخت هیجانها و عواطف نیز گردد (آقایار ، شریفی درآمدی ، ۱۳۸۶ ، ص ۳۲) .
۴-۶-۱ تعریف عملیاتی هوش هیجانی
میزان نمره ای است که آزمودنیها از پرسشنامه هوش هیجانی بار – اون کسب می کنند . این پرسشنامه توسط بایر-آن در سال ۱۹۸۰ ساخته و اعتباریابی شده است. این پرسشنامه دارای ۱۵ زیر مقیاس است. این پرسشنامه بر روی ۳۸۳۱ نفر از ۵ کشور آرژانتین، آلمان، هند، نیجریه و آفریقای جنوبی و مورد پایایی و روایی قرار گرفته است.
۵-۶-۱ مفهوم مهارتهای ارتباطی
برقراری ارتباط موثریکی از قدیمی ترین ودر عین حال عالی ترین دستاوردهای بشر است . ارتباط در گذشته وبرای انسان اولیه ، علاوه بر کارکردهایی که در جهت حفظ حیات ویاری گرفتن از دیگر ان داشته ، زمینه ساز فعالیت های اجتماعی وسر آغازی برای زندگی اجتماعی نیز بوده است . ارتباط میان دو یاچند نفر اتفاق می افتد وما همه در طول روز با افراد مختلف ارتباط برقرار می کنیم .اما قابل توجه این است که هر ارتباطی منجر به احساس موفقیت در ما نخواهد شد .داشتن یک ارتباط با احساس موفقیت مستلزم روش ها ومهارت هایی است وتنها درصورت کسب این مهارت ها است که می توان از برقراری ارتباط با دیگران احسا س لذت کرد (رادفر و همکاران ، ۱۳۸۷ ، ص ۲ ) .
ارتباط یعنی تعقیب مبادله و اطلاعت و روش های فی ما بین اعضای یک گروه از طریق زبان با به کار گرفتن علایم دیگر (سرمد ، ۱۳۹۰ ، ص ۲۹ ) .
وقتی ما با کسی ارتباط برقرار کنیم کار ما در حقیقت برقراری نوعی اشتراک فکری و تفاهم اندیشه با طرف مقابل است ( کاظمی پور ، ۱۳۸۰ ، ص ۸۴ ) .
ارتباط معادل واژه (Communication) است که به انتقال و سرایت نیز برگردان شده است. این تنها به مفهوم پیوستگی فیزیکی و مادی نیست، بلکه در مباحث انسانی و اجتماعی بیشتر به ابعاد معنوی و روحی این تعامل اشاره دارد. این واقعیت زمانی بیشتر درک می شود که دریابیم ریشه لغت (Communication) واژه لاتینی (Communic) است که می توان آن را به تفاهم و اشتراک فکر  و نظر تعبیر کرد ( کاظمی پور ، ۱۳۸۰ ، ص ۸۴ ) .
ارتباطات جمع ارتباط است و هر نوع برخورد بین دو موجود یا پدیده که منجر به اشتراک،همبستگی، واکنش و مبادله پیام شود ارتباط نام دارد. وممکن است بین دو فرد، دونظام، دوجامعه، یک فرد و یک جامعه، یک فرد با ماشین، یک فرد با حیوان و حتی حیوان با حیوان اتفاق افتد.از ارتباط تعاریف مختلفی شده است،اما بهترین تعریف از ارتباط تعریف چارلز کولی است که در کتاب معروف خود به نام سازمان اجتماعی چنین تعریف می کند:ارتباط فرایندی است که روابط انسانی بر اساس و به وسیله آن به وجود می آید و تمام مظاهر فکری و وستیل انتقال و حفظ آن ها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه می یابد.ارتباطات حالات چهره ، رفتارها ، حرکات ، طنین صدا ، کلمات ، نوشته ، چاپ ، راه آهن تلگراف ، تلفن و تمام وسایلی رادربر می گیرد که در راه غلبه برمکان و زمان ساخته شده اند. اما ارتباطات صرفا به این مورد ختم نمی شود؛ فرهنگ، سیاست، اقتصاد و… تحت تاثیر ارتباطات هستند ؛ مثلا ارتباطات انسانی با مجموعه ای از فرایندهای دقیق و ظریف به صورت کلامی و غیر کلامی موجب می شود مردم با هم تعامل داشته باشند، فرهنگ و شیوه های زندگی خود را حفظ کنند و از این طریق رفتار دیگران را کنترل کنند .
ارتباط در زبان لاتین از کلمه مشتق شده است و معانی مختلفی مانند :گزارش دادن ،پیوند دادن،بیان کردن و منتشر کردن از آن دریافت می شود.به طور کلی کلمه ارتباط به معنای وسیع آن مفاهیمی نظیر انتقال و انتشار و آگاهی واندیشه ها و همکاری عمومی را در بر می گیرد( صادقی نژاد ، ۱۳۹۰ ) .
در کتاب بهرنگی ارتباط به صورت جریانی تعریف شده است که طی آن دو نفر یا بیشتر به تبادل افکار یا نظریات ، احساسات و عقاید خود می پردازند و از طریق به کار بردن پیامهایی که معنایش برای هر دوی آنان یکسان است ، به این امر مبادرت می ورزند ( بهرنگی ، ۱۳۷۱ ، ص ۱۵۰ ) .
در مفهوم سنتی و کلاسیک، ارتباط عبارت است از جریانی که طی آن دو یا چند نفر و یا حتی تعدادی بیشتر به تبادل افکار، نظریات، احساسات و حقایق می پردازند و از طریق کاربرد پیام هایی که معنایش برای کلیه طرف ها کم و بیش یکسان است به انجام این امر مبادرت می ورزند ( مقصودی ، ۱۳۷۶ ، ص ۵۵ ) .
مفهوم ارتباط در دائره المعارف عمومی فیشر ، چنین تعریف شده است : « ارتباط در مفهوم گسترده ی آن ، برای بیان هر نوع انتقال اطلاعات به کار می رود ». در یک مفهوم دقیق تر ، انسان از مفهوم ارتباطات ، یک جریان دو سویه ی تفهیم و تفاهم میان دو موجود زنده را درک می کند . ارتباط بین دو انسان ، نوعی رفتار اجتماعی است که از مفهوم « فاعلیت » یک قطب تا فهم و احساس و رفتار قطب دیگر گسترده است. ارتباطات ، نوع خاصی از رف

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

تار اجتماعی یا رفتار متقابل ایت که طی آن ، مفهوم مورد نظر مستقیما به کمک علامات مختص به موضوع ، به گیرنده منتقل می شود ( فلاحی ، ۱۳۸۸ ) .
ارتباط مجموعه ای از مهارتهای آموختنی است که به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران یک مهارت بالینی پایه محسوب می شود هر چند که مهارت های ارتباطی رفتارهای پیچیده هستند ، قابلیت یاددهی و یادگیری دارند ( سلطانی عرب شاهی ، عجمی ، سیابانی ، ۱۳۸۳ ، ص ۴۲۴ ) .
ارتباط موثر رابطه ای کلامی وغیرکلامی است که بین دویا چند نفر برقرار می شود و در طی این ارتباط افراد می توانند عقاید ،نیازها، خواسته ها وهیجان های خود را ابراز کنند وبه نوعی احساس رضایت دست یابند.
در اینجا مهارت ارتباط را به دودسته تقسیم می کنیم:

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  1. مهارت ارتباطی پایه ، که شامل »گوش دادن خوب « و »فن بیان خوب « می باشد.
  2. مهارت ارتباطی پیشرفته، که شامل »زبان اندام ها « و »تحلیل تعاملی شیوه ارتباطی « می باشد ( رادفر و همکاران ، ۱۳۸۷ ، ص ۳) .

به عبارتی دیگر مهارت ارتباطی به رفتارهایی اطلاق می شود که شخص می تواند از آن طریق با دیگران به نحوی ارتباط برقرار کند که به بروز پاسخ های مثبت و پرهیز از پاسخ های منفی منتهی شود . مهارت ارتباطی شامل مهارت های گوش دادن و پاسخ دادن می شود ( قبادی ، ۱۳۸۷ ، ص ۱۸) .
همچنین مهارت های ارتباطی مجموعه ای از فعالیتها و وتعاملات است که موجب تامین نیازهای افراد می گرددو به عنوان یک نیاز انسانی بین انسان هایی که با هم زندگی می کنند پدیدار می شود .
اما برای توسعه قوی شدن مهارت های ارتباطی پیشنهادات ذیل میتواند بسیار کمک کننده باشد :
با دقت و مستقیم صحبت کنید .
دایره لغات را افزایش دهید .
از زبانی استفاده کنید که متناسب با فرد شنونده باشد .
به مطالب حمله کنید نه به افراد .
از قرار دادن دیگران در حالت دفاعی پرهیز کنید .
از ارتباط غیر مستقیم پرهیز کنید ، از ارائه اطلاعات زیاد در یک زمان پرهیز کنید .
پنداشت های خود را دوباره کنترل کنید ( بسیاری از وقایع بد ارتباطی ، ناشی از پنداشت های نادرست است ) .
مسائل را حل کنید .
برای احساس کردن ، گوش کنید . برای فهمیدن ، ارتباط برقرار کنید ( قبادی ، ۱۳۸۷ ، صص ۱۸ ، ۱۹) .
۶-۶-۱ تعریف عملیاتی مهارتهای ارتباطی
میزان نمره ای است که آزمودنیها از پرسشنامه مهارت ارتباطی کوئین دام کسب می نمایند . این آزمون توسط کوئین دام[۵] برای سنجش مهارت های ارتباطی در بزرگسالات ابداع شده است دارای ۳۴ عبارت (گویه) است که مهارتهای ارتباطی را توصیف می کنند . برای تکمیل آن ، پاسخگو باید هر گویه را بخواند و سپس میزان انطباق وضعیت فعلی خود را با محتوی آن بر روی یک طیف لیکرت پنج درجه ای از ۱ (برای هرگز) تا ۵ (برای همیشه) مشخص کند.
مهارت های ارتباطی فرعی که در این مقیاس مورد بررسی قرار می گیرند شامل پنج مهارت گوش دادن، توانایی دریافت و ارسال پیام، بینش نسبت به فرایند ارتباط، کنترل عاطفی و ارتباط توأم با قاطعیت هستند.
۷-۶-۱ سرپرست خط اول
سرپرست خط اول ، پایه یا جبهه مقدم فردی است که در پایین ترین رده یا حد سلسله مراتب مدیریت هر سازمان قرار گرفته است و به طور مستقیم چهره به چهره و بدون واسطه ، با متصدیان مشاغلی گوناگون یک واحد خاص از سازمان کار می کند . ( مثلا با کارگران در کارگاه ، با کارمندان در یک اداره ، با کارشناسان در یک واحد ، با اعضای هیات علمی در یک دانشگاه ، با سربازان در یک گروهان ، با قالیبافان در یک کارگاه قالی بافی و نظایر آن ) . موقعیت سرپرست خط اول در هر سازمان کاملا ویژه است و هیچ یک از گروه های شغلی دیگر را نمیتوان با او مقایسه کرد . هرچند سرپرست خط اول کلید اصلی تولید در سازمان است ولی اغلب احساس می کند که مسئولیت های او بیشتر از اختیاراتی است که توسط مدیریت میانی سازمان به او تفویض شده است . معمولا کارگران در واحدها تولیدی ، و نظایر آن ، سرپرست خط اول را از خود نمیدانند و مدیران میانی و عالی سازمان نیز به طور عملی اورا جزیی از کارگران ، کارمندان و مانند آن تلقی می کنند هر چند نقش سرپرست خط اول در ایجاد روحیه خوب در محیط کار بسیار حیاتی است ولی اغلب او با مشکل وفاداری دوگانه ، یعنی وفاداری نسبت به روسا و وفاداری نسبت به افراد تحت نظارت خود مواجه است . در مواردی نیز مساله وفاداری او به اتحادیه و در مقابل آن وفاداری به مدیریت سازمان برایش پیش می اید و به همین دلیل تنش قابل توجهی را تجربه می کند ( ساعتچی ، ۱۳۸۰ ، ص ۳۳ ، ۳۴ ) .
فلیشمن[۶] و سیمون[۷] ( ۱۹۷۰ ) سرپرست را ( مدیر خط اول ) تعریف کرده اند و بعضی دیگر از محققان او را (مرد وسط )دانسته اند . روتلیسبرگر[۸] ( ۱۹۵۴ ) سرپرست خط اول را ( رئیس و قربانی ) سازمان میداند . گاه نیز سرپرست به عنوان ( مرد حاشیه ای سازمان ) معرفی شده است و تیفن[۹] و مک کورمیک[۱۰] ( ۱۹۶۵ ) نیز اورا به عنوان ، مهمترین عامل درایجاد روابط انسانی کارآمد در سازمان معرفی می کنند . سرپرست خط اول عملا رهبر یک گروه کار است و اگر او رهبری رسمی یا غیر رسمی گروه کار را به عهده نداشته باشد در این صورت فعالیتهای گروه های کار هماهنگ نخواهد گردید و ادامه حیات سازمانها نیز با خطر مواجه می شود . مهمترین عامل برای آغاز هر نوع فعالیت سازنده در سازمان ، سرپرست خط اول است و رفتار او تعیین کننده اصلی سطح تولید ، بهره وری و روحیه خوب یا نامطلوب افراد تحت نظارت او است .
۸-۶-۱ شرکت تولیدی لاستیک دنا
شرکت تولیدی لاستیک دنا در سال ۱۳۵۳ با مشارکت بریجستون ژاپن و با نام بریجستون ایران تاسیس و در سال ۱۳۵۵ با ظرفیت بیست هزار تن در سال انواع تایر بایاس در گروه های سواری ، وانتی ، اتوبوسی ، باری و کشاورزی ، تایرهای رادیال سواری و همچنین تیوب و فلپ آغاز بکار کرد .
پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۹ شرکت تحت پوشش سازمان صنایع ملی قرار گرفت و در سال ۱۳۶۳ کلیه ی سهام بریجستون ژاپن به سازمان صنایع ملی منتقل گردیده و همزمان به شرکت تولیدی لاستیک دنا تغییر نام داده شد .
در سال ۱۳۷۱ واحد تولید تسمه نقاله با ظرفیت اسمی ۳۵۰۰۰۰ متر تسمه نقاله نخی با بهره گرفتن از کانواس EP راه اندازی و بخش وسیعی از نیازهای صنایع داخلی را تأمین نمود . این واحد قادر است انواع مختلف تسمه نقاله با عرض های ۴۰۰ تا ۱۴۰۰ میلی متر در قدرت های  ۱۶۰ تا ۲۰۰۰ نیوتن بر میلی متر را تولید نماید . این تسمه ها در گریدهای مختلف مقاوم در برابر پارگی ، مقاوم در برابر سایش و مقاوم در برابر حرارت تا ۱۶۰ درجه تولید می گردند .
در سال ۱۳۷۷ خ
ط تولید رادیال سیمی به دست متخصصین داخلی و با بهره گرفتن از تکنولوژی مارانگونی ایتالیا و با ظرفیت ۱۱۰۰ حلقه در روز راه اندازی گردید . سایزهای تولیدی شامل تایرهای رادیال سیمی سواری از رینگ ۱۳ تا ۱۵ اینچ و با اندیس های مختلف سرعت H ، T و V می باشد .
بدنبال واگذاری شرکت تولیدی لاستیک دنا به بخش خصوصی در سال ۱۳۷۳ و پس از فراز و نشیب بسیار و همچنین عدم موفقیت بخش خصوصی در اداره شرکت در سال ۱۳۸۸ هیأت حمایت از صنایع اداره ی این واحد صنعتی را عهده دار شد و به این ترتیب در زمان هیأت اجرایی  دوره ی دوم و سوم شاهد ثبات و تولید با حداکثر ظرفیت و کیفیت و همچنین شروع به ثمر رسیدن پروژه های توسعه نظیر توسعه ی تایرهای رادیال سیمی ، تسمه نقاله سیمی وتولیدآزمایشی تایرهای OTRهستیم . از دیگر اقدامات مثبت و سازنده در هیأت اجرایی سوم بهبود کلی در روند خرید مواد اولیه به جهت پیگیری و اخذ کارت بازرگانی به نام کارخانه لاستیک دنا و کوتاه نمودن دست واسطه گران و دلالان مواد اولیه و در نتیجه خرید مواد اولیه مرغوب تر با قیمت مناسب تر صورت پذیرفت . همچنین در زمینه ی فروش محصولات با جلوگیری از واگذاری محصول به تعداد محدود از نمایندگان عمده و توزیع گسترده تر در بین نمایندگان خردتر زمینه ی سوء استفاده و انحصاری بودن فروش را از بین برده و زمینه توزیعی عادلانه تر و ایجاد پشتوانه مالی مناسب را برای شرکت فراهم نمود .
در حال حاضر کارخانه تولیدی لاستیک دنا با ظرفیتی بالغ بر ۳۵ هزار تن در سال دومین تولید کننده ی داخلی از نظر تناژ تولیدی و اولین در زمینه ی کیفیت می باشد و دلیل این مدعا تقاضای روز افزون محصولات این شرکت و پیش خرید آنها توسط نمایندگان می باشد .
از افتخارات کارخانه لاستیک دنا نقش مؤثر و غیر قابل انکار در افزایش ظرفیت تایر و تیوب در سطح کشورمی باشد و تجربه های موفق انتقال تکنولوژی به دو شرکت صنایـــع لاستیک کرمـــــــان ( لاستیک بارز ) و آرتاویل تایر گویای این مسأله است .
به علاوه شرکت تولیدی لاستیک دنا علیرغم فراز و نشیب های بسیار از جمله فشارها و تحریم های خارجی نه تنها از میزان تولیدات خودنکاسته بلکه به یاری متخصصین توانمند خود توانسته گامهای بزرگی در جهت افزایش ظرفیت تولیدات خود بردارد .
از جمله طرح های توسعه طرح افزایش ظرفیت تایرهای رادیال سیمی است که درسال ۹۰ شروع ودر سال ۹۱ به بهره برداری رسیده است و توانسته ظرفیت تولید تایرهای سواری رادیال سیمی را از ۱۱۰۰ حلقه در روز به ۲۵۰۰ حلقه افزایش دهد . جهت حصول به این مهم ساخت یک دستگاه ماشین ساخت کیس یک ، دو دستگاه ماشین ساخت کیس دو ، یک دستگاه بید فیلر اپلیکتور،یک دستگاه رنگ زنی و همچنین نصب یک دستگاه اکسترودر جهت تغذیه به روش Continuous  و عدم نیاز به وایند آپ فیلر و تبدیل پرس های پخت تایرهای بایاس به رادیال با هزینه ای بالغ بر ده میلیارد ریال بدست نیروهای متخصص ایرانی در داخل و خارج از شرکت انجام و در حال حاضر به بهره برداری کامل رسیده اند و به این ترتیب گام بزرگ دیگری در راستای خوکفایی صنعت لاستیک برداشته شده است . پس از افزایش موفقیت آمیز تولیدات از ۱۱۰۰ حلقه به ۲۵۰۰ حلقه در روز ، به دستور ریاست محترم هیأت اجرایی مرحله دوم طرح به منظور افزایش ظرفیت تا ۴۵۰۰ حلقه در روز در دستور کار قرار گرفته است . که این مهم تضمینی برای بقای فردای دنا می باشد .
تولید تسمه نقاله ی سیمی برای اولین بار در خاور میانه و با بهره گرفتن از دستگاه ها ی موجود از دیگر دستاوردهای مهم و با شکوه در یک سال گذشته و در زمان هیأت اجرایی دوره ی سوم می باشد کارخانه لاستیک دنا قادر است سالانه بیش از ۱۵۰۰۰۰ هزار متر از تسمه های سیمی را در قدرتهای ۵۰۰ تا ۱۶۰۰ نیوتن بر میلی متر و تا ضخامت ۲۰ میلی متر و در متراژهای تا ۳۵۰ متر تولید نموده و بدین ترتیب نیاز عمده ی صنایع کشور را مرتفع سازد .
کارخانه لاستیک دنا همواره در راستای بهینه سازی ، مصرف انرژی و کاهش هزینه های ناشی از دوباره کاری گام برداشته بطوری که در یک سال گذشته اقدام به نصب و راه اندازی دو دستگاه کولینگ تاور هرکدام به ظرفیت ۷۰۰ تن سرمایش در ساعت و دو دستگاه تصفیه آب R-O بجای سیستم تصفیه آب به روش تبادل یونی که دارای استهلاک زیاد ، مصرف سود و اسید بالا و همچنین دور ریز زیاد آب می باشد نموده است . نصب دو دستگاه بویلر هر کدام به ظرفیت ۲۰ تن در ساعت جهت تولید تایرهای TBR و OTR از دیگر اقدامات می باشد .
فصل دوم

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:52:00 ب.ظ ]




نقش دیگر سازمان حفاظت محیط زیست برای حفظ حقوق محیط زیست مردم، اقدام مستقیم علیه متخلفین وکسانی که باایجاد آلودگی یا تخریب محیط زیست، حقوق مردم ونسل های آینده رابه خطر می اندازند می باشد.ازطریق طرح دعوی علیه متخلفین سازمان قضایی، ضمن حمایت ازحقوق زیست محیطی شهروندان، پاسدار رسالتی است که نسل امروز امانت دار محیط زندگی مناسب نسل های آینده می باشد.
بااین حال نقش سازمان ازحیث قضایی ازحقوق زیست محیطی شهروندان درعمل عمدتا محدود به اشخاص حقیقی یاحقوقی حصوصی بوده وسازمان از ابزارهای موثر نظارت براجرای ضوابط زیست محیطی درنهادها وتشکیلات دولتی برخوردار نمی باشد.
به عنوان مثال ، وسایل نقلیه آلاینده دستگاه های دولتی ، یکی ازعوامل اساسی ایجاد وافزایش آلودگی هوای شهرستانها وبه حدبحرانی رساندن کیفیت هوا وحتی آلودگی صوتی هستند.باوجود این نقیصه سازمان تاکنون موفق نشده دراعمال سیاست های خویش دربرخورد با موانع دولتی وظیفه ومسئولیت حفظ محیط زیست را دقیقا تعقیب کند. عدم ارتقای سطح فرهنگ زیست محیطی درکشور سبب شده است که حفظ محیط زیست نه تنها برای عموم جنبه تشریفاتی جلوه کند بلکه شاید برخی حقوقدانان وقضات محاکم نیز چندان نسبت به حمایت قضایی از حقوق محیط زیست شهروندان اقدامی به عمل نیاورند.زیزا اساسا،تخلف ازحقوق زیست محیطی شهروندان،به خودی خود مبنایی برای طرح دعوی درمحاکم قضلیی تلقی نمی شود حداقل اینکه خسارات زیست محیطی نمی تواند به عنوان تخلف از حقوق محیط زیست تعقیب گردد،بلکه باید درپرتو عناوین مربوط به مسئولیت مدنی اقامه ومطالبه گردد. بااین حال اخیرا تحولاتی گسترده ای درسطوح علمی ودانشگاهی وحتی دردستگاه های حکومتی (تقنینی، قضایی واجرایی)صورت گرفته وجایگاه مساله حفاظت از محیط زیست دربخش های مختلف قضایی وتقنینی واجرایی کشور در حال استقرار وارتقا می باشد که امید است به بهبود جایگاه حق شهروندان برداشتن محیط زیستی سا لم، پاک، بهداشتی ومطلوب بیا نجامد.
بندسوم بررسی ابعا حقوق محیط زیست باتاکید برجنبه های پیشگیری ازآلودگی محیط زیست:
الف- آلودگی محیط زیست(Environment pollution)
آلودگی محیط زیست می توانددراشکال مختلفی ظاهر شود. گاه آلودگی محیط زیست درمعنای وسیع تخریب محیط زیست (مثلا قطع درختان) نیز به کار می رود، آلودگی های محیط زیست دربرگیرنده طیف وسیعی از آلودگی ها ازقبیل آلودگی صوتی که برحسب دسی بل(dB) سنجیده می شود وموثر بردستگاه عصبی انسان است – آلودگی منابع آبی آلودگی حرارتی(pollution thermal) ناشی از تخلیه پسا بهای(backwater) گرم تاسیسات حرارتی، آلودگی هوا است.
ازجمله مصادیق بارز آلودگی محیط زسی، آلودگی آب هاست، که علاوه بر تاثیرات زیانبار برچرخه آبزیان دریائی، می تواند خطر جدی علیه سلامتی عمومی انسان به حساب آید چرا که به راحتی می تواند منجر به بیماریهای عفونی(ازجمله وبا،حصبه، شبه حصبه،اسهال باسیلی،لیپیتوسبیروزیس و…) وهمچنین بیماریهای ویروسی شود.ماده ۱آیین نامه جلوگیری ازآلودگی آب مصوب۱۶ خرداد۱۳۷۳ منظور از آلودگی محیط زیست را تغییر مواد محلول یا معلق یت تغییر درجه هدفی که برای آن مقرر است، غیر مفید سازد»، می داند.
ازجمله دیگر مسادیق بارز محیط زیست می توان به آلودگی هوا اشاره داشت. منشاُ آلودگی هوا می تواند منابع مختلفی مانند استفاده از سوخت های فسیلی، وسایل نقلیه، فعالیت های صنعتی؛ به آتش کشیدن زباله ها وفضولات باشد. ازجمله مهمترین گازهای آلوده کنندهُ هوا می توان به دی اکسیدگوگرد(So2)که می تواند منجر به بارن های اسیدی شود، اکسیدهای ازت، منوکسید کربن(CO) وهیدروکربن ها اشاره کرد.[۲۵۰]ماده۲ قانون نحوهُ جلوگیری از آلودگی هوا بیان می دارد«منظورازآلودگی هوا وجود یاپخش یک یاچند آلوده کننده اعم از جامد، مایع،تشعشع پرتوزاغیر پرتوزا درهوای آزاد به مقدار ومدتی که کیفیت آن را به طوری که زیان آور برای انسان وسایر موجودات زنده وگیاهان ویاآثار وابنیه باشد، تغییر دهد.»
تعریف آلودگی محیط زیست باتوجه به تبصرهُ۲م۶۸۸قانون مجازات اسلامی وماده۹قانون حفاظت وبهسازی محیط زیست(۱۳۵۳) وارجاع بندماده۲ قانون مدیریت پسماند به ماده ای که ذکرش گذشت عبارت است از«پخش یا آمیختن مواد خارجی به آب، هوا، خاک،دزمین، به میزا نی که کیفیت فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی را به طوری که مضر به حال انسان یاسایر موجودات زنده یا گیاهان یاآثار یا ابنیه باشد، تغییر دهد.»[۲۵۱]
۱- پیشگیری ازآلودگی های محیط زیست
پیشگیری همیشه بهتر از درمان بوده است(علاج الواقی خیر من دواء الشافی). این قاعده درارتباط با محیط زیست وجنبه های پیشگیرانه آن برجستگی بیشتر ی دارد. چرا که درپاره ای از خسارات محیط زیستی در صورت وقوع، امکان اعاده وضعیت به سابقه ممکن نیست. مثلل به سختی می توان نسبت به احیاء مرجان های دریایی اقدام نمود وگاه عملا محال است.
درایران مطابق م۱۳ قانون حفاظت محیط زیست از جمله مهمترین وظایف سازمان محیط زیست، پیشگیری وممانعت از هرنوع اقدام مخرب وبرهم زننده تعادل وتناسب محیط زیست، می داند.اقدامات احتیاطی دولت ها وارگان ها می تواند نقش مهمی درپیشگیری از خسارات وآلودگی های محیط زیستی داشته باشد. طبق بند۳ماده۳ کنوانسیون ساختاری سازمان ملل راجع به تغییرات اقلیمی«نبای به بهانه عدم وجود دلایل علمی مبنی بر وقوع تغییرات اقلیمی از انجام اقدامات احتیاطی خوداری یا این اقدامات رابه تاخیر انداخت»[۲۵۲]امروزه باوضع استاندارهای ایمنی می توان از بسیاری از آلودگی های محیط زیست رهایی یافت. نظریه اهمیت ایمنی درتاسیسات هسته ای وحساسیت این موضوع کنوانسیون ایمنی هسته ای درسال۱۹۸۴ به تصویب رسیده است. قواعد ایمنی کشتی های تجاری که IMOدرسال ۱۹۸۱ آغاز کرده است،درجهت تقلیل خطر آلودگی عملیات این کشتی هاست.
دفن صحیح زباله ها وضایعات عامل موثردیگری درپیشگیری از آلودگی محیط زیست است. دفن ناصحیح زباله ها یا دفع نامناسب آنها مثلا ریختن پسمانده وضایعات مخصوصا ضایعات رادیواکتیویته درآبها می تواند تغییرات شدید بیولوژیکی در چرخه حیات موجودات وزنجیره غذایی آنان بوجود آورد.دفع ودفن صحیح زباله ها مستلزم مدیریت صحیح این نوع پسماندهاست. بدیهی است که دفن ودفع ناصحیح ضایعات هر لحظه ممکن است علاوه برآلودگی خاک، آب وهوای محیط، آثار ناگواری برسلامتی انسان برجای می گذارد.
پاره ای از این اثرات که نشات گرفته از مواد رادیواکتیویته، سمی یا مواد با قلبلیت انفجار بالا هستند، غیر قابل جبران اند. افزایش وسعت و تعداد پارکهای حفاظت شده می تواند درمصون نگه داشتن این پارک ها ازآلودگی های محیط زیست تاحدی زیادی موثر باشد. درایران پارک های ۷گانه ملی شده وحفاظت شده(ارومیه،گلستان،سرخه حصار،کویر،بمو، و…) وجودداردند که مساحتی بالغ بر۱میلیون هکتار از اراضی کشور را در برمی گیرد.[۲۵۳]
درایران قانون حفاظت در برابر اشعه مصوب۳۰/۱۰/۱۳۶۸ وآیین نامه حفاظت در برابر خطر پرتوهای یون ساز دراین راستا تصویب شده است.ودر پایان پیشنهاد می شود جهت پیشگیری از آلودگی های محیط زیست و درصورت وقوع آن،مقابله ومهار این آلودگی«کمیته مدیریت بحران محیط زیست»
متشکل از ارگان های ذی ربط علی الخصوص سازمان محیط زیست، تشکیک شود تا در مواقع فوریت نسبت به مقابله ومدیریت صحیح بحران های محیط زیستی اقدام نماید.
۲- حمایت های جزایی ازمحیط زیست
حق محیط زیست مانند هرحق دیگری نیازمند ضمانت اجراست. چرا که مانند هرحق دیگر ی ممکن است درمعرض سوء استفاده قرار گیرد. امروزه درقوانین بسیاری از کشورها آلودگی محیط زیست جرم محسوب می شود وبرای مرتکبین آن مجازات تعیین شده است. اگر بپذیریم که مجازات ها(حبس،جزای نقدی و…) می تواند درپیشگیری از جرئم مفید باشد،جرایم محیط زیست از قاعده مستثنی نیست.
ماده ۱۳ اعلامیه ریو برتصویب قوانین ملی کشور ها جهت تعقیب عاملان آلودگی محیط زیست تاکید دارد. درقوانین موضوعه ایران نیز موادی به جرائم محیط زیست اختصاص یافته است .
ماده۱۳قانون شکار وصید مصوب۱۳۴۶ شکار جانوران کمیاب مستوجب حبس۹۱ روز تا ۳۳ سال یاجزای نقدی بین ۱/۸تا۲۰ میلیون ریال دانسته است که درصورت تکرار مستوجب محکومیت به هر دومجازات است. ماده ۴۵ قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع ۱۳۴۶، به لحاظ اهمیت موضوع محیط زیست، حریق جنگل بواسطه بی مبالاتی را مستوجب حبس تادیبی از۲ماه الی۱سال دانسته است.که بنابراین صرف قصد فعل مثلا آتش افروزی و وقوع خسارت جهت احراز جرم مذکور کافی است. لایحه قانونی حفظ وگسترش فضای سبز درشهرها مصوب خرداد۱۳۵۹ شورای انقلاب، مواد۶۷۵و ۶۸۰ قانون مجازات اسلامی نیز از دیگر تضمینات کیفری جهت حمایت وپیشگیری از آلودگی وصدمه به محیط زیست است.
۳- نقش آموزش درپیشگیری از آلودگی های محیط زیستی
مقوله آموزش درحقوق محیط زیست نقش اساسی درحفظ محیط زیست وجلوگیری از آلودگی تخریب وسایر خسارات محیط زیستی دارد.ونظر به اهمیت همین مقوله است که منشور بلگراد ۱۹۷۵ وکنفرانس استکهلم ۱۹۷۲ برموضوع آموزش تاکید دارد.مقوله آموزش هم درحقوق داخلی وهم درحقوق بین الملل انعکاس ویژه ای یافته است. طبق ماده ۹ کنوانسیون جلوگیری از آلودگی دریایی بوسیله ریزش مواد زاید، اعضای کنوانسیون می بایست اقدامات لازم مربوط به حمایت ازاعضای نیازمند در زمینه آموزش پرسنل علمی وفنی ترغیب کند[۲۵۴]درحقوق داخلی ایران نیز ماده ۳۳ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا بر وظیفه صدا وسیما در تنویر افکار عمومی، آموزش قوانین ومقرارت ومسائل حفاظت تاکید دارد.همچنین ماده ۶ قانون مدیریت پسماندها برنقش صدا وسیما و سایر رسانه های ملی ودستگاه های آموزشی و فرهنگی جهت اطلاع رسانی وآموزش تاکید دارد. طبق ماده ۲۲ این قانون نیز درآمد حاصل از جریمه های جرائم مندرج دراین قانون صرف آموزش، فرهنگ سازی، اطلاع رسانی و رفع آلودگی ناشی از پسماندها وحفاظت از محیط زیست دانسته است.
نقش ngoها مخصوصا درکشور های اروپایی جهت آموزش وپیشگیری از آلودگی های محیط زیست نیز قابل ذکر است. همه ساله درآلمان شاهد بستن مسیرهای حمل ونقل ودفن زباله های مضر به حال طبیعت توسط طرفداران محیط زیست هستیم درکشورهای اروپایی انجمن ها وموسسات زیادی تحت عناوینی ازقبیل جمعیت سبز، دوستداران زمین فعالیت می کنند.که از جمله اهداف آنان اشاعه موضوعات آموزشی محیط زیستی است «انرسل یک سازمان ngoآمریکایی بطور موفقیت آمیزی در«دومینک» نیروهای محلی راآموزش داده است تا سیستم های سلول خورشیدی به پا کنن.این برنامه درسال۱۹۸۵ با۶سیستم آغاز ودر سال۱۹۹۴ به۵۰۰/۴ سیتم افزایش یافت».[۲۵۵]آموزش وتقویت گروه های محلی حفاظت از محیط زیست مخصوصا درزمینه بیابان زدایی(desertication)در پایداری وحفاظت از محیط زیست موثر است.
۴- نقش پیشگیرانه حمایت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه
بند۲۴ رئوس برنامه های ریو بر رعایت حقوق بین الملل محیط زیست در مواقع جنگ تاکید دارد. جنگ ها همواره به عنوان یکی از مخربترین عوامل تخریب محیط زیست بوده اند. درجریان حمله عراق به ترمینال نفتی نوروز بیش از۲ میلیون بشکه نفت به خلیج فارس سرازیر شد و درحمله دیگر این کشور به ترمینال میناء الاحمدی کویت بیش از۶ میلیون تن نفت به خلیج فارس واردشد.[۲۵۶]درجنگ ویتنام،نیروهای آمریکایی مخلوط تری کلوفنوکسی(۲/۴/۵-T) ودی کلوفنوکسی استیک اسید راجهت از بین بردن جنگل های انبو وبه منظور جلوگیری از مامن گرفتن شورشیان به کاربردند[۲۵۷]که اعلاوه براثرات محیط زیستی نامطلوب ی که به بارآورد،منجر شد هزاران آمریکایی و ویتنامی درمعرض ماده نارنجی ودیوکسن قرار بگیرند. معمول پذیرفته شده است که آغاز جنگ خود به خود منجر به لعو عهدنامه محیط زیستی نمی شود. و دولتهای در حال جنگ مکلف اند از حفاظت محیط زیست در جریان جنگ و عملیات نظامی حمایت کنند. مثلا درپی حمله عراق به تاسیات نفتی ایران درمارس ۱۹۸۳، ایران مقرارت کنوانسیون منطقه ای ۲۴ آوریل ۱۹۷۸ را مورد اسفتاده قرار داد[۲۵۸].ممنوعیت گسترش سلا های هسته ای مطابق معاهده NPT))خود صرف نظر از جنبه سیاسی معاهده،در جلوگیری از استفاده از این سلاح ها درجنگ ودرنتیجه آثار زیانبار زیست محیطی این سلاح ها می تواند مفید باشد.حمایت از اصل عدم آزادی نامحدود طرفین درگیر در توسل یه شیوه های جنگی می تواند تا حد زیادی تامین کننده مقوله حفاظت از محیط زیست باشد.مطابق بند۱ماده ۵۶ پروتکل اول الحاقی به چهار کنوانسیون ژنو۱۹۷۷ حمله به کارگاه ها یا تا سیسات دارای نیرویهای خطرناک(سده ، آب ، نیروگاههای هسته ای) دلد اینکه هدف نظامی باشند،اگر حمله به آنها منجر به رها شدن نیرو های خطرناک وصدمات شدید برسکنه غیر نظامی شود ممنوع است[۲۵۹] .
گفتارچهارم-کا ستی های نظام حقوقی آلودگی هوا در نظام حقوقی ایران
افزایش فاحش انتشار انواع مواد آلاینده در جو به وسیله انواع واحدهای آلاینده صنعتی، کشاورزی، خدماتی و ساختمانی در طی بیست سال اخیر؛ قانونگذار ملی را بر آن داشته است که با تصویب مقررات لازم به پیشگیری و کنترل این روند افزایش بی ضابطه بپردازد و سلامت انسان و محیط زیست را تضمین کند. تنوع گسترده موادآلاینده منتشره، میزان هنگفت انتشار آن ها و پیامدهای مخرب آن، به حدی بوده که قانونگذار را در طی این دو دهه ناچار به تصویب دسته ای گوناگون از مقررات بخش های مختلف کرده است. این تحول در قانونگذاری که در زمینه قانونگذاری محیط زیستی تقریباً نادر بوده و در شمار معدودی از حوزه های محیط زیستی، این تعداد از قوانین به تصویب رسیده، بی گمان در نتیجه این تحول در آگاهی جمعی بوده است که هزینه های ناشی از عدم کنترل آلودگی هوا بسیار بالاتر، وخیم تر و جبران ناپذیر تر از هزینه محدود شدن توسعه اقتصادی و صنعتی ناشی از کنترل واحدهای تولیدی برای رعایت استانداردهای هوای پاک است. هزینه های ناشی از انواع بیماری های مرتبط با آلودگی هوا، به خطر افتادن جان انسان ها و دیگر موجودات زنده، تخریب های غیرقابل بازسازی محیط زیستی، به همراه هزینه های مختلف اقتصادی ناشی از این آلودگی، قابل مقایسه با هزینه هایی که باید برای محدود نمودن انتشار آلاینده های هوا پرداخت، نیست. چرا که نخستین هدف هر نظام حقوقی، تضمین بقای حیات انسان و تأمین حیات همراه با سلامتی و بهروزی اوست که رفاه اقتصادی و اجتماعی در مراحل بعدی در قوانین ایران به ویژه قانون اصل توسعه پایدار قرار می گیرند. البته اتخاذ تدریجی پنج ساله چهارم توسعه اقتصادی، اج تماعی، فرهنگی، مواد (۶۴) و(۶۵) ، نشان از علاقه قانونگذار به ایجاد تدریجی پیوندی مطلوب میان حفظ محیط زیست و توسعه صنعتی و اقتصادی دارد. حفظ سلامتی انسان و محیط زیست در برابر آلودگی هوا و نیز اعمال اصل توسعه پایدار دو هدف اصلی هر نظام قانونی در زمینه مقابله با آلودگی هوا است که باید در متن قوانین و مقررات و نیز اهداف سازمانی نهادهای فعال در این زمینه مدون شود. با توجه به قوانین و مقررات و نهادهایی که در راستای مقابله با آلودگی هوا در نظام حقوق داخلی ایران تدوین شده، این گفتار در صدد بررسی است. رویکرد کنونی قانونگذار ملی ایران در این زمینه و بررسی نحوه تحقق این دو هدف سرانجام پس از بررسی سازوکارهای موجود، خلأها و چالش های قانونی مورد بحث قرار می گیرند و راهکارهای لازم برای تقویت سازوکارهای موجود در مقابله با آلودگی هوا پیشنهاد می شود.
با توجه به شدت آلودگی هو ا و ملموس بودن پیامدهای زیان بار آن، ایجاد چارچوب قانونی برای کنترل این معضل مورد توجه واقع شده که مقررات قابل توجهی را در این زمینه تصویب کرده است. در کنار قانونگذار، دولت نیز اقدام به تأسیس برخی نهادها و تدوین برخی برنامه ها برای کنترل و کاهش آلودگی هوا کرده است. سازوکارهای شکل گرفته گرفته گرفته در زمینه مبارزه با آلودگی هوا در نظام حقوقی ایران در دو دسته جای می گیرند: نخست سازوکارهایی که برای عمل به تعهدهای بین المللی دولت ایران ناشی از الحاق به کنوانسیون بین المللی در زمینه مبارزه با آلودگی هوا تدوین شده اند و دوم، سازوکارهایی ملی که بنا به ابتکار مجلس و دولت تدوین شده اند. در این بخش با بررسی این دو دسته سازوکارهای موجود و شناسایی نقاط قوت و ضعف تلاش بر آن می شود تا رویکرد حقوقی دولت جمهوری اسلامی ایران در زمینه مقابله با آلودگی هوا مشخص شود.
بنداول: سازوکارهای اجرای تعهدهای بین المللی
به طور کلی کشورها در جهت ایفای تعهدهای قراردادی خود و هماهنگ نمودن نظام حقوق داخلی خود با نظام بین المللی حفاظت از جو، اقدام به توانمند سازی در عرصه تدوین و اجرای راهبرد ملی کرده اند، یا در حال اقدام هستند.
با توجه به این که عرصه تدوین و اجرای راهبرد ملی کرده اند، یا در حال اقدام هستند.[۲۶۰] با توجه به این که مبارزه با آلودگی هوا مسأله ای فرا بخشی و گسترده است، اتخاذ یک راهبرد ملی جامع برای ایجاد هماهنگی و اقدام مشترک ضرورتی غیر قابل انکار محسوب میشود.«قانون الحاق دولت، (۷/۹/ ۱۳۶۸)ایران به کنوانسیون وین درباره حفاظت از لایه ازون قانون الحاق دولت، (۲۸/۱۱/۱۳۶) جمهوری اسلامی ایران به پروتکل مونترال »جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون ساختاری سازمان ملل درباره تغییرات اقلیمی قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به پروتکل کیوتو (۶/۳/۱۳۷۵ )و سرانجام(۸/۴/ ۱۳۸۴)، عضو دو کنوانسیون مهم بین المللی و پروتکل های آن در زمینه مقابله با آلودگی هوا شده است.
دلایل الحاق ایران به این معاهدات را می توان در انگیزه های زیر خلاصه نمود: نخست این که آگاهی های عمومی در مورد تأثیرات زیان بار دگرگو نی اقلیمی و کاهش لایه ازون، گسترش یافته و تمام کارگزاران حکومتی را متوجه این حقیقت ساخته است که مقابله با این تهدیدها و تأمین فضای پاک تر برای زیست جز در پرتو همکاری های گسترده بین المللی میسر نیست. بنابراین شرکت داوطلبانه در جریان تلاش بین المللی برای حفظ محیط زیست جوی یکی از انگیزه های مهم دولت برای الحاق به این معاهدات است. دومین دلیل، بهره گیری از مشوق های مالی و فنی مقرر در این اسناد است. چرا که کشورهای در حال توسعه به محض عضویت در این کنوانسیون ها، کمک های مالی و فنی برای اجرائی نمودن این اسناد دریافت می کنند و در طول اجرای مفاد کنوانسیون و در ازای پیشرفت در اجرای آن میزان این کمک ها افزایش می یابد. دولت ایران نیز با عضویت در این کنوانسیون ها میتواند از کمک های مالی و فنی برنامه توسعه سازمان ملل در این راستا بهره مند شود.[۲۶۱] سرانجام این که مشارکت در فرایند همکاری بین المللی برای حفظ محیط زیست تبدیل به بخشی از جریان رایج هم گرایی بین المللی در روابط خارجی گشته است که در طی این فرایند دولت ها به صورت خواسته یا ناخواسته برای ارتقای وجهه بین المللی خود، افزایش همکاری مشترک بین المللی و اقناع افکار داخلی و جهانی در برنامه های جهانی حفظ محیط زیست مشارکت می کنند. دولت جمهوری اسلامی ایران ن بدین منظور در اغلب این گونه برنامه ها مشارکت داشته و عضو بسیاری از معاهدات بین المللی در زمینه حفاظت از محیط زیست شده است.
الحاق به این کنوانسیون و پروتکل های آن، طبیعتاً تعهدهای حقوقی لازم الاجرائی را متوجه دولت جمهوری اسلامی ایران می سازد که باید با تصویب مقررات لازم و تدوین برنامه های عملی، این تعهدها را در چهارچوب نظام حقوقی داخلی نهادینه کرد. این تعهدها عبارتند از:
۱- کنوانسیون وین و پروتکل مونترال
۱- انجام پژوهش و ارزیابی پیامدهای فعالیت های انسانی بر کاهش لایه ازون؛
۲- اتخاذ مقررات لازم برای حفاظت از انسان و محیط زیست در برابر کاهش لایه ازون؛
۳- تسهیل مبادله علمی و اطلاعاتی؛
۴- همکاری با دیگر اعضا برای توسعه فنآوری ها و تجربیات؛
۵- کاهش انتشار مواد کاهنده لایه ازون در طی یک فرصت ۱۰ سال تا سال ۱۹۹۷

2- کنوانسیون تغییرات اقلیمی و پروتکل کیوتو:
تهیه و ارائه فهرست و میزان انتشار گازهای گلخانه ای؛
تهیه و تدوین یک برنامه ملی شامل موارد زیر:
۱- وضع مقرراتی برای کاهش تغییرات اقلیمی؛
۲- وضع مقرراتی برای توسعه و انتقال فناوری های حفاظت از محیط زیست؛
۳- وضع مقرراتی برای حفاظت از جنگل ها و دریاها؛
۴- وضع مقررات لازم برای سازگاری با دگرگونی اقلیمی؛
۵- تدوین و اجرای برنامه های آگاه سازی عمومی؛
۶- ارتقای الگوهای توسعه پایدار؛
در راستای اجرای مفاد این کنوانسیون ها، به ترتیب، دفتر حفاظت از لایه ازون در سال ۱۳۷۲ و دفتر طرح ملی تغییر آب و هوا در سال ۱۳۸۷ در سازمان حفاظت از محیط زیست تأسیس شد که این دو دفتر به عنوان مرجع ملی اجرایی این دو کنوانسیون در کشور محسوب می شوند. تأسیس این دفاتر با حمایت ما لی و فنی برنامه توسعه قرارداد » سازمان ملل و صندوق تسهیل جهانی محیط زیست تحت چارچوبی با عنوان صورت گرفته است. دفتر حفاظت از لایه ازون « همکاری مشترک برای توانمندسازی با توجه به کمک بلاعوض مالی که دریافت نموده، اقدام به تصویب تعدادی از طرح های توانمندسازی برای جایگزین ساختن مواد کاهنده لایه ازون در صنایع و تجهیز تعدادی از کارخانجات، با فنآوری های حفاظت از لایه ازون پرداخته است [۲۶۲].
الف- سازوکارهای حقوقی داخلی
نکته مهمی که باید در جریان بررسی قوانین و مقررات مربوط به آلودگی هوا مد نظر قرار داد این است که قانونگذار ملی، در فرایند تدوینِ این دسته از مقررات همواره با این اصل کلی روبه روست که « مسأله آلودگی هوا» یک مسأله چند بعدی فرابخشی« مشتمل بر مسائل در هم تنیده عوامل و پیامدهای مختلف، بخش های مختلف درگیر و روش های گوناگون واکنش و جبران است.
بدین معنا که نخست: آلودگی هوا در رایج ترین تعریف آن شامل ورود انواع مختلفی از آلاینده ها در محیط زیست جوی است و تنها نوع خاصی از آلاینده ها را در برنمی گیرد. براین اساس مقررات مربوط به آلودگی هوا نمی تواند به احصاء شمار محدودی ا این آلاینده ها بر مبنای شدت آلایندگی هوا بپردازد، چرا که هر آلاینده ای آلودگی خاص خود را به همراه دارد. این آلاینده ممکن است در ترکیب با آلاینده های دیگر، ترکیب خطرناک تری به وجود آورد. بنابراین تدوین یک فهرست جامع از انواع مواد آلاینده هوا در مقررات مربوط به آلودگی هوا، اساسی ترین گام در جهت اعمال کنترل بر انتشار مواد آلاینده محسوب می شود.
دوم: اینکه انواع مختلف آلاینده های هوا به وسیله واحدهای مختلف آلاینده کشاورزی، صنعتی، ترابری، ساختمانی و خدماتی منتشر می شود نه فقط از یک یا چند بخش خاص. بنابراین برای رسیدن به یک رویکرد جامع، مقررات ناظر بر آلودگی هوا باید همه بخش های مرتبط با واحدهای آلاینده را تحت کنترل قرار دهد و برای هر نوع واحد آلاینده قواعد خاص آن واحد را در چارچوب رویکرد کلی کنترل آلودگی هو ا تدوین کند که لازمه آن ایجاد هماهنگی میان بخشی و سازمانی است. به عنوان نمونه باران اسیدی محصول ترکیب اکسید سولفور ناشی از سوزاندن منابع فسیلی، کوره های ذوب فلزات و گرمایش ساختمان ها و اکسید ازت ناشی از تولید انرژی در نیروگاه ها و پالایشگاه ها است. بنابراین برای کنترل این نوع بارش، ایجاد هماهنگی میان بخش های نفت و گاز، نیروگاه ها، ساختمان سازی، صنایع و معادن و سرانجام الگوی مصرف اجتماعی لازم است.
سوم: اینکه آلودگی هوا به دلیل سیال و فراگیر بودن مختص منطقه خاصی نیست و مناطق گسترده ای را تحت پوشش قرارمی دهد. از این لحاظ با آنکه ایجاد مناطق ویژه مقابله با آلودگی هوا برای اجرای برخی مقررات خاص مانند منع تردد خودروها لازم است؛ ولی به دلیل پیامدهای ناگزیر فرامنطقه ای آلودگی هوا، مقررات ناظر بر آن باید با رویکرد فرامنطقه ای و ملی به تصویب و اجرا درآید.
چهارم: اینکه، قانونگذاری در حوزه آلودگی هوا، باید بر مبنای اصل توسعه پایدار صورت پذیرد تا قوانین مصوب از قابلیت اجرایی لازم برخوردار شوند. به این معنا که تصویب و اجرای این قوانین نباید آن چنان سخت گیرانه باشد که با محدود نمودن تولید صنعتی، کشاورزی و اقتصادی جریان عمومی توسعه جامعه را آهسته کند و نیز نباید چندان سهل گیرانه و فاقد ضمانت اجرایی باشد که آلودگی هوای اجتناب ناپذیر ناشی از توسعه اقتصادی و صنعتی تبدیل به تهدیدی خطرناک علیه حیات انسانی محیط زیستی و خود اصل توسعه شود. یکی از روش های اعمال این اصل در مقررات راجع به این مسأله اعمال کنترل مواد آلاینده، بر طبق سه رویکرد ممنوعیت، حذف تدریجی و وضع حد نصاب است.
ب- کاستی ها و راهکارها
با توجه به حجم آلودگی هوا در کشور و منابع متعدد آن که امر کنترل را دشوار میسازد و پیامدهای گسترده مانند انواع آسیبهای بهداشتی و هزینه های جانبی آن، ناکارآیی نظام حقوقی حاکم بر کنترل آلودگی هوا در ایران بدیهی است. با آنکه آماردقیقی در مورد هزینه های گوناگون بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی آلودگی هوا در ایران ارائه نمیشود، اما قطعاً هزینه های هنگفتی که شهروندان و نیز محیط زیست کشور در برابر این معضل مرگبار به صورت مستقیم و غیر مستقیم میپردازند، نظام حقوقی را، که هدف بنیادین آن حفاظت از سلامت و بهروزی انسان و محیط زیست است، در برابر انتقادهای جدی قرار میدهد. به طور کلی کاستی ها و چالشهای حقوقی حفاظت از هوا ر ا در ایران می توان از سه جنبه رعایت اصول حاکم بر حفاظت از هوا، اتخاذ رویکردها و اتخاذ تدابیر عملی مورد بررسی قرار داد:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

عکس مرتبط با محیط زیست

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:52:00 ب.ظ ]




هزار بار دلم زخمهای حادثه خورد ولیک هرگز از این سان نبود کاکنون است
(دیوان مجیر، ص ۲۹۵)
اهتمام: دل بستن به، تیمار داشتن، غمخواری کردن، توجه کردن، همت گماشتن، غمخوارگی. (معین).
حرم اهتمام: اضافه تشبیهی.
معنی بیت: شاها! آن کسی که در حرم توجه و غمخوارگی تو بنشیند (تحت حمایت و تیمار داشت تو قرار بگیرد)، تا قیامت از هر گونه ضربت و صدمه و پیشامدها، ایمن خواهد بود.
۴)زین فتح تازه روی که فهرست فتحهاست از قاف تا به قاف جهان صیت نام تست
تازه روینوظهور، نوآمده (معین).
فهرستمعرب پهرست پهلوی، جدولی شامل ابواب و فصول کتاب در ابتدا یا انتهای آن، صورت اسامی چیزی (معین). نوشته ای را نیز گویندکه در آن اسامی کتابها باشد و عربان فهرس می گویند، نمودار خلاصه ملخص (فرهنگ لغات و تعبیرات).
فهرست مکارم باد اخبار تو عالم را تاریخ معالی باد آثار تو عالم را
(دیوان خاقانی، ص ۵۰۴)
فهرست فتحها: اضافه استعاری
قاف تا به قاف: کران تا به کران، سراسر جهان (فرهنگ لغات و تعبیرات).
صیت: آوازه، شهرت (نیک)(معین).
معنی بیت: ای شاه بزرگوار! به سبب این فتح و پیروزی نوظهور که نمودار و خلاصه فتوحات است، آوازه (نیک) نام تو در سراسر جهان طنین انداز شده است.
۵)زین تاختن که بر در شبدیز کرده ای روز عدو به شکل شب تیره فام تست
در: دروازه
شبدیز: دو موضع باشد: یکی قصر بزرگی است از بناهای متوکل در سامره و دیگری منزلی است ما بین حلوان و کرمانشاهان، در دامنه کوه بیستون که به اسم اسب خسرو پرویز نامیده شده است. (معجم البلدان به نقل از تعلیقات دیوان مجیر).
روز عدو: روزگار دشمن
شب تیره فام: شب سیاه گون و تاریک.
بین روز و شب تضاد وجود دارد.
معنی بیت: شاها! به سبب تاخت و تازی که تو بر دروازه شبدیز کرده ای روزگار دشمن چون شب سیاه و تاریک گشته است.
۶)طوفان نوح و فتح تو آدینه بود از آنک طوفان فتنه خنجر نصرت نیام تست
طوفان نوح: طوفانی که بنا به روایات همه زمین را آب فرا گرفت و همه افراد بشر جز نوح و کسان او نابود شدند. (فرهنگنامه شعری).
طوفان نوح آدینه: طوفان نوح (ع) در روز جمعه اتفاق افتاده است و از این بیت چنین برداشت می شود که فتحی که ممدوح کرده بود آن هم روز جمعه بوده است.
طوفات فتنه: پیشامد و رویداد رنج و محنت آور (اضافه تشبیهی).
خنجر نصرت نیام: اضافه وصفی توضیحی.
بین خنجر و نیام تناسب وجود دارد.
معنی بیت: طوفان نوح و فتح تو هر دو در روز جمعه اتفاق افتاده است، زیرا که شمشیر پیروزی آور تو مانند طوفان نوح در جهان، فتنه به پا می کند و دنیا را از بدی و ناپاکی می شوید.
۷)در بیستون فتاده هنوز ای ستون ملک تب لرزه های سخت ز زخم حسام تست
بیستوننام کوهی است مشهور که فرهاد به فرموده شیرین آنرا می کند. و کنایه از آسمان هم هست.
(اشاره به افراشته بودن آسمان بدون ستون (عمود): «الله الذی رفع السموات بغیر عمد» (سوره ۱۳، رعد، آیه ۲) (برهان)
تب لرزه: تبی که با لرزش و حرکات غیر ارادی همراه است (فرهنگنامه شعری).
ستون ملک: کنایه از ممدوح.
زخم: ضربه.
حسام: شمشیر.
در بیت «ای ستون ملک» نوعی اعتراض و جمله معترضه (حشو ملیح) است./ بین بیستون و ستون جناس مطرف وجود دارد.
معنی بیت: ای عمود پادشاهی! تب لرزه هایی سخت که در کوه بیستون افتاده و هنوز هم پیداست به سبب ضربات شمشیر تست. (ضربات شمشیر تو در کوه بیستون لرزشی سخت افکنده است).
۸)هر جا که در نواحی کرمانشهان ددی است نانش بپخته از جگر خصم خام تست
کرمانشهان: نام شهری و مدینه ایست، کرمانشاهان ناحیتی است در مغرب ایران، از شمال محدود به کوههایی که فاصله بین رود دیاله و گاماسب می باشد و از مشرق به کوههای کنگاور و از جنوب به کوههای کلهر و از مغرب به کوههای عراق محدود است. (برهان). از مهمترین رشته کوههای کرمانشاه عبارت است از: کوه بیستون در کرمانشاهان… این شهر در زمان ساسانیان بنا شده و بانی آن بهرام چهارم ملقب به کرمانشاه بوده است (معین).
خصم خام: دشمن نادان و ابله.
بین خام و پخته ایهام تناسب و نیز تضاد و بین نان و جگر نوعی تناسب وجود دارد.
معنی بیت: هر جانور درنده ای که در کوههای ناحیه کرمان شاه (ناحیه ای که جنگ ممدوح و نصرت او در آنجا اتفاق افتاده است) می زید، از جگر و امعا و احشاء دشمن نادان و خام تو به نان و نوایی رسیده است (بطور خلاصه یعنی اینکه تو دشمنان خود را کشته ای و لاشه های آنها طعمه درندگان بیابان شده است).
۹)مهمان ناچخ تو به خون دل عدوست هر سگ که بهتر از عدوی ناتمام تست
ناچخ ]سنسکریت: مغرب، نابود کننده[: ۱-نوعی تبر که سپاهیان بر پهلوی زین اسب بندند. ۲-نیزه دو شاخه، ۳-نیزه کوچک (معین).
عدوی ناتمامدشمن کم عقل و سخیف
معنی بیت: هر سگی که در صحرا است، به واسطه ضربه های نیزه و تبر تو، که دشمنان را از پای در می آورد، از خون دل آنان به ضیافت فرا خوانده می شود؛ زیرا که هر سگ از دشمنان تو بهتر است.
۱۰)از پل بجست با تو بداندیش تو از آنک نصرت رفیق موکب گردون خرام توست
بداندیش: دشمن
موکب: ۱-گروه سوار، ۲-گروه سواره و پیاده که در التزام رکاب پادشاه باشند (معین).
نصرت: یاری، پیروزی (معین).
گردون خرام: گردون پیما: آنکه آسمان را طی کند (معین).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:51:00 ب.ظ ]




برنز (۱۹۷۸) بیان می کند که یک ویژگی شاخص که رهبران در آن تفاوت دارند، کاریزما یا جذبه شخصی است. کاریزمابه عنوان قدرت یک رهبر در داشتن بصیرت و بینش نسبت به آینده است. طبق نظر نانوس و بنیس [۳۵](۱۹۸۵) بینش، یک تصویر ذهنی از یک آینده ممکن ومطلوب سازمان است. بینش و بصیرت به هدف مهم یک آینده واقع بینانه، مطمئن و جذاب که بهتر از وضع موجود است، کمک می کند. از طریق بینش آنها قادر به ایجاد سطوح بالایی از انگیزش در میان پیروان و به ویژه ایجاد تعلق عاطفی قوی نسبت به آن هستند. ترکیب یک بصیرت، سطوح بالای انگیزش و تعلق فردی قوی، پیروان را به تلاش بیشتر برای تحقق تغییرات سازمانی یا اجتماعی وا می دارد. اغلب محققان زمانی که بین رهبران تحولی و تبادلی تمیز قایل می شوند، بصیرت را به عنوان یک عامل مهم در نظر می گیرند. در این صورت بسیاری از محققان کاریزما (و بنابراین بصیرت) را به عنوان یک عنصر مهم از رهبری تحولی تلقی می کنند (بس، ۱۹۸۵؛ نانوس و بنیس، ۱۹۸۵، برنز ۱۹۷۸). برنز (۱۹۷۸) بیان می کند که هر فردی که بصیرت و بینشی از آینده به وجود آورد و این بینش را به ارزش های پیروان پیوند دهد، برای بالا بردن استانداردهای رفتاری پیروان تلاش کند ونهایتاً باعث تغییر در یک جامعه، سازمان یا موسسه شود، می تواند به عنوان یک رهبر تحولی شناخته شود. توانایی رهبر برای ایجاد بصیرتی جذاب از آینده ای ممکن، عنصر اصلی رهبری تحولی است (کگان و دن هارتوگ[۳۶]، ۲۰۰۴) . به عقیده برنز، تنها رهبرانی که ارزش های کافی تعیین می کنند و استانداردهای رفتاری برای افراد بیان می کنند، برای ارزش های مورد نظر تلاش می کنند و تاثیر مثبتی بر افرادی که با آنان زندگی می کنند، دارند باید به عنوان رهبران تحولی در نظر گرفته شوند (هاگس[۳۷]، ۱۹۹۹). برنز (۱۹۷۸) اشاره می کند که بیان این نکته مهم است که همه رهبران تحولی کاریزماتیک هستند، اما تمام رهبران کاریزماتیک، تحولی نیستند. رهبران تحولی به این دلیل کاریزماتیک هستند که قادر به ایجاد بینش نسبت به آینده و ایجاد تعلق عاطفی قوی پیروان نسبت به آن هستند. هر چند این بینش و این روابط با نظام ارزشی پیروان در یک راستا قرار دارد و به آنان کمک می کند تا نیازهایشان را برآورده سازند. رهبران کاریزماتیکی که تحولی نیستند، نمی توانند بینش و تعهد عاطفی نسبت به آن را ایجاد کنند، اما آنان به منظور رسیدن به نیازهای خود تلاش می کنند (هاگس، ۱۹۹۹).
بنابراین، برنز (۱۹۷۸) در مطالعه بعدی خود درباره رهبری، دو شکل رهبری را از هم متمایز کرد: رهبری تحولی و رهبری تبادلی. او رهبری تحولی و تبادلی را در انتهای دو سر پیوستار رهبری قرار داد. بر مبنای ایده ای که برنز پیشنهاد داده بود، بس (۱۹۸۵) مفهوم رهبری تحولی و تبادلی را بیشتر توسعه داد. در حالیکه برنز (۱۹۷۸) رفتارهای تحولی و تبادلی را به عنوان دو سر انتهای پیوستار رهبری در نظر گرفته بود (به عنوان اشکال اثر بخش و کمتر اثر بخش رهبری)، بس[۳۸] (۱۹۸۵) یک مفهوم کاملاً متفاوت ارائه داد، یک تئوری دو عاملی رهبری. اشکال تحولی و تبادلی رهبری از نظر او یکدیگر را می ساختند (اولیو و بس، ۱۹۸۸). برای بس (۱۹۸۵) رهبری تحولی و تبادلی دارای دو مفهوم مستقل، اما ابعاد وابسته رهبری بودند. این بدان معنا است که رهبران تحولی و تبادلی را نشان دهند (کگان و هارتوگ،[۳۹] ۲۰۰۴) به عقیده برنز (۱۹۷۸) تمایز اصلی و ویژگی اصلی رهبری تحولی و تبادلی بر فرایندی است که رهبران، پیروان را بر می انگیزند یا اینکه چطور رهبران به ارزش ها و انگیزه های پیروان پاسخ می دهند، است(بس و هاتر، ۱۹۸۸) .
رفتارهای رهبری تبادلی خیلی کم باعث تغییر در سازمان می شود. برای اینکه تغییر رخ دهد، سازمان ها به رهبری تحولی نیازمند هستند که تعهد و تلاش زیاد اعضای سازمان که برای تغییر سازمانی مورد نیاز است، را بالا ببرند (لیتوود، تاملینسون[۴۰]، ۱۹۹۶). بس (۱۹۸۵) رهبران تحولی را در عمل متقابل با زیر دستان به منظور ایجاد تغییر سازمانی می دید. پیروان رهبران تحولی در مقایسه با رهبران تبادلی، اطلاعات بیشتری را از رهبر خود می گیرند، علاقه بیشتری به اطلاعات کاری برای تحقق کامل اهداف از خود نشان می دهند. رهبران تحولی بر همسو کردن پیروان با اهداف سازمان تمرکز دارند، در حالی که محیطی را برای یادگیری آنان نیز فراهم می کنند (برسون و اولیو[۴۱]، ۲۰۰۴). این رهبران بر رشد فردی زیر دستان، ارتقای عملکرد آنان، که در واقع منجر به رشد سازمانی می شود، تاکید دارند. در کل رهبران تحولی، در مقایسه با رهبران تبادلی، رضایت و تعهد پیروان (کگانو هارتوگ، ۲۰۰۴) انگیزش و عملکرد آنان (بس و اولیو، ۱۹۹۰) را افزایش می دهند. این رهبران نگرش سازمانی پویا خلق می کنند که دگرگونی هایی را در ارزش های فرهنگی ایجاد
می کند که این دگرگونی ها به شکل نوآوری در سازمان منعکس می شود(اوزارلی[۴۲]، ۲۰۰۳).
رهبری تحولی یکی از گروه های مدل رهبری است که رهبری را به عنوان یک فرایند یا تعامل اجتماعی تاثیر گذار توصیف می کند؛ و آن فرایندی است که در آن یک فرد یا یک گروه از افراد، رفتار افراد دیگر در یک مجموعه سازمانی را به منظور تحقق اهداف سازمانی تحت تاثیر قرار می دهد (یوکل، ۲۰۰۳) پاول هرسی[۴۳] و کنت بلانچارد[۴۴] رهبری تحولی را چنین تعریف می کنند: فرایند نفوذ آگاهانه در افراد یا گروه برای ایجاد تغییر و تحول در وضع موجود و کارکردهای سازمان به عنوان یک کل و سیستم (هرسی و بلانچارد، ۱۹۹۵). رهبران تحولی از طریق گفتار و کردارشان، کل جامعه را دچار

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

تحول می کنند. نفوذ رهبران تحولی مبتنی بر توانایی هایشان برای الهام بخشی به دیگران از طریق کلمات، گفتگو، بینش و اقدامات آنها می باشد (بزرگ اشرافی، ۱۳۸۷). رهبر تحولی از طریق سیستم ارزش ها و باورهای مشترک اثر گذاری می کند و پیروان را به نگاه نو حتی به مسائل کهنه و تلاش مضاعف در نیل به اهداف وا می دارد (خدامی، ۲۰۰۶).
برنز (۱۹۷۸) نیز رهبری تحولی را به عنوان فرایندی که در آن «رهبران و پیروان همدیگر را به سطح بالاتری از اخلاق و انگیزه ترقی می دهند» تعریف می کند. این رهبران سعی می کنند خصوصیات اخلاقی و ایده آل های متعالی مانند آزادگی، عدالت، برابری، صلح و انسانیت را در پیرامون خود متجلی سازند و نه خصوصیات پستی مانند ترس، حرص، حسادت و تنفر. در ارتباط با نظریه سلسله مراتب نیازهای مزلو[۴۵] (۱۹۵۴) این نظریه بر تقویت نیازهای بالاتر پیروان تاکید می ورزد. پیروان از سطح «خودروزمره» به سطح «خود بهتر» ترفیع داده می شوند. در نظر برنز، رهبری تحولی توسط هر کس با هر موقعیت در سازمان قابل پیاده شدن است. در این نوع رهبری، افراد می توانند بر همتایان و مافوق ها مانند زیر دستان، اثر گذاری داشته باشند. از نظر برنز، رهبری یک فرایند است، نه مجموعه ای از فعالیت های مجزا. برنز رهبری را به عنوان «جریانی از پیوندهای تکاملی که در آن رهبران به طور مرتب، پاسخ های معنی دار از سوی پیروان دریافت می دارند و رفتار خود را براساس این واکنش های حمایت گرانه یا مقاومت کننده فرایندی پایان ناپذیر از جریان موافق و مخالف اصلاح می کنند» تعریف می کند. رهبری تحولی را هم می توان به عنوان یک فرایند نفوذ سطح خرد در بین تک تک افراد به شمار آورد و هم به عنوان یک فرایند نفوذ سطح کلان در جهت بسیج قدرت برای تغییر سیستم های اجتماعی و یا اصلاح سازمان ها تلقی کرد (ازگلی و قنبری، ۱۳۸۲: ۴۹۲). جدول زیر الگوهای رهبری تحولی از دیدگاه صاحبنظران مختلف را نشان می دهد:
جدول ۱-۲ الگوهای رهبری تحولی از دیدگاه صاحبنظران مختلف (اقتباس از ساعتچی و عزیز پور شوبی، ۱۳۸۴)

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:50:00 ب.ظ ]




جدول فوق نشان می دهد شبکه های اجتماعی سنتی مانند دوره های فامیلی کمترین سهم یعنی تنها ۴/۸% از منابع تأمین اطلاعات را در میان پاسخ دهندگان دارند و پس از آن روزنامه ها با ۹% قرار دارند.
شبکه های ماهواره ای ورادیوهای بیگانه با توجه به وضعیت دسترسی وتجهیزات مورد نیاز دریافت آن به طور طبیعی سهمی نسبتاً کم در حد ۳/۱۴% را در میان دانشجویان پاسخ دهنده به خود اختصاص داده اند. برنامه های صدا و سیما جمهوری اسلامی علیرغم آن که امکان دریافت تصویر وصدای آن به سهولت دراختیار دانشجویان قرار دارد تنها قریب به ۱۸% منبع خبری و اطلاعاتی آنان را تشکیل می دهد و در مقابل بیش از نیمی ا زپاسخ دهندگان (۴/۵۰%) سایت های اینترنتی را به عنوان مهمترین منبع کسب اخبار و اطلاعات ذکر کرده اند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۹٫ سنجش هویت قومی، ملی و مذهبی

از آنجا که عوامل مؤلفه های متعددی در سنجش هویت باید مورد توجه قرار گیرد پرسش هایی درباره میزان تعلق و وفاداری پاسخ دهندگان به زبان مادری، لباس محلی، تاریخ و جغرافیای زادگاه پاسخ دهندگان، وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی منطقه ای که در آن زاده شده اند و ساکنند پرسیده شد که نتایج پاسخ به هر یک از این پرسشها ذیلاً آمده است:

۱-۹- پرسش از زبان مادری و گویشهای محلی

میزان علاقه به بکارگیری زبان مادری یا گویش محلی یکی از عوامل تعیین کننده در سنجش هویت افراد است. شدت این علاقه با توجه به وجود فشارهای اجتماعی و یا الزامات اداری دربکارگیری زبان رسمی کشور میتواند حاکی از شدت تعلق و وفاداری پاسخ دهنده به زبان یا گویش محلی خود و هویت برآمده از آن باشد. از این رو از پاسخ دهندگان خواسته شد تا بگویند:
(درچه موقعیتهایی ترجیچ می دهند از زبان و گویش محلی خود استفاده کنند؟)

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:49:00 ب.ظ ]




 

  • – کاتوزیان ، ناصر ، فلسفه حقوق ، جلد اول ، تهران ، شرکت سهامی انتشار ، ۱۳۷۷، ص ۵۲۳ ↑

 

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

  • – باقرزاده، محمدرضا، ضمانت اجراهای صلح و امنیت بین المللی، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۲، چاپ اول، ص ۲۱ و ۲۲٫ ↑
  • – موسوی خمینی، روح الله، رساله توضیح المسائل، ص۳۰۴ ↑
  • –  النجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تهران: مکتبه الاسلامیه، بی تا، ج۳۱،ص ۱۳۸ ↑
  • – الشهید الثانی، الجبعی العاملی، زین الدین، پیشین، ج۱، ص۵۶۱ ↑
  • – نجفی، محمد حسن، پیشین، ص۱۳۸ ↑
  • – النساء، ۱۹ ↑
  • –  الحر العاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، قم: نشر آل البیت(ع)، چ۲، ۱۴۱۴ هـ ق، ص ۹ ↑
  • -همان ↑
  • –  طوسی، ابی جعفر، تبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۸۵؛ سیوری، جمال الدین،کنز العرفان، ج۲، ص۱۲۱٫ ↑
  • –  طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج۸، ص۱۸۱ ↑
  • – همان، ج۵، ص۳۶۴ ↑
  • -سوره نسا،آیه ۳۴ ↑
  • –  مطهری، مرتضی، نظریه استاد مطهری پیرامون حقوق زن« مجله زن روز»، ش۱۱۶۰، اسفند ۱۳۶۶، ص ۲۳ ↑
  • –  قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج۲، ص۲۸۲ ↑
  • – « الرّجال قوّامون علی النّساء بما فضّل الله بعضهم علی بعض و بما أنفقوا من أموالهم ….» ↑
  • –  صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۸ ↑
  • -سوره نسا،آیه۳۲ ↑
  • – مکارم شیرازی، ناصـر، برگزیده تفسیر نمونه، تحقیق علی بابایی، دار الکتب الإسلامیـه، ۱۳۸۲هـ ش ، ص ۱۱۰ و ۱۱۱ ↑
  • – همان ↑
  • –  الحر العاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، قم: نشر آل البیت(ع)، چ۲، ۱۴۱۴ هـ ق، ج۵۱ ، ص۲۵۱ ↑
  • –  النوری الطبرسی، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، بیروت: نشر آل البیت(ع)، چ۱، ۱۴۰۸ هـ ق، ج۲،ص ۲۴۸ ↑
  • –  الحر عاملی، محمد بن الحسن، پیشین، ج۱۴، ص ۱۱۵ ↑
  •  نجفی، محمدحسن، پیشین، ج۳۱، ص۱۴۸ ↑
  • – – الموسوی الخمینی، روح ا… ، پیشین، ص۳۰۳ ↑
  • – جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۱، ص۷۳۹ ↑
  • – صفایی،حسین؛ امامی، اسدا… ، حقوق خانواده، تهران: دانشگاه تهران چ۱، ۱۳۶۹هـ ش، ج۱،ص ۱۴۴ ↑
  • – کاتوزیان، ناصر، قواعد عمومی قراردادها، ج۲، ص۲ ↑
  • – همان ↑
  • – جعفری لنگرودی، محمدجعفر، پیشین، ص۷۴۰ ↑
  • –  البقره: ۲۸۶٫ ↑
  • –  الکرکی، علی بن الحسین، جامع المقاصد فـی شرح القواعد، ج۱۲، قم ، نشر معارف اهل البیت (ع) ، بی تا ،ص۱۰۶ ↑
  • – تفویض مسئولیت به نااهلان مصداق ظلم بوده و ظلم قبیح ذاتی بوده و مورد تقبیح عقل است. ↑
  • – النساء: ۵۸ ↑
  • – «التمکین الکامل, و هو التخلیه بینها و بینه بحیث لاتخص موضعاً»، محقق حلی, شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، جزء ۲, ص۳۴۷٫ ↑
  • – «فان التمکین عباره عن حاله الحضور فی مقام اراده الزوج للاستمتاع» اراکی, ص ۷۴۲٫ ↑
  • – کاتوزیان،ناصر پیشین ، ج ۱، ص ۲۲۸٫ ↑
  • -ره پیک ،سیامک وجانباز،علی ، اثر تمکین عام در سقوط حق حبس زوجه ،فصلنامه نقد رای ،سال اول ،شماره اول،۱۳۹۱،ص ۴ ↑
  • – Gerard Cornu Droit civil, La famille, ۲ème Edition, Montchrestien ۱۹۹۱, Paris, p. ۴۴ ↑
  • – محقق حلی، شرائع الاسلام به نقل از جواهر الکلام ج ۳۱ ص ۲۰۲ ↑
  • -لطفی ،اسد الله،حقوق خانواده،ج ۱،تهران:انتشارات خرسندی،۱۳۸۸ ،ص ۲۷۰ ↑
  • -کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ص ۱۶۲ ↑
  • -جعفری عابده ،بتول ،وظایف زوجین نسبت به همدیگر،نشریه طهورا ،شماره ۱۰ ،۱۳۹۰ ،ص ۱۱۲ ↑
  • -ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی خانواده؛ ص ۲۲ ↑
  • – طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان ،ج۵، تهران: دار المکتب الإسلامیه، چ۴، ۱۳۶۲ هـ ش،ص ۲۲۴ ↑
  • -نسا /۱۹ ↑
  • – بحار ج ۱۰۳ ص ۲۲۶ ↑
  • – المجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، تهران: المکتبه الإسلامیه، ۱۳۸۴ ق، ج ۱۰۳ ،ص ۳۸۹ ↑
  • – همان، ص۳۸۵ ↑
  • – جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ص ۱۵۸ ↑
  • – صفائی، حسین؛ امامی، اسدالله، حقوق خانواده، ج۱، ص۱۶۱ ↑
  • -قرآن کریم، نساء، آیه ۳: إن یرید اصلاحاً یوفق الله بینهما. ↑
  • – کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ص ۱۶۱ ↑
  • – امامی، اسد الله، حقوق خانواده، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۷۲،ص ۴۳۰ ↑
  • – محقق داماد، سید مصطفی، حقوق خانواده، همان ، ص۲۸۷ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:49:00 ب.ظ ]




 

  • – Sc / Res / 1973 )2011.( ↑
  • – Sc / Res / 788 )1992 ( ↑
  • – Sc / Res / 1162 )1998( ↑
  • – Sc / Res / 1244 ) 1999( ↑
  • ۱– طاهره جلیلی و همت ایمانی، منبع پیشین، ص ۵۴ . ↑
  • – Case can erniny militaly and paramilitary activities in and aginst nicaragua.1986.p196. ↑
  • -The dumbartan a aks proposals, ch II, para4. Sin ply read:”all me member of organization shall refrain intheair international relation from the threator use of force in any way inconsistent with the purpose of organieation. ↑
  • – Viena convention on the law of treaties 1969. Art 5 ↑
  • -R.C.Hinyarania. j. n more, bowett_Brownline_R.A Falk ↑
  • -Brownlie,International law and the use of force by state ,ax fordclarendon press, 1963, p. 267_8 ↑
  • – سخنان اظهار شده در جلسه عمومی دیوان بین الملل دادگستری در خصوص قانونی بودن کاربرد زور CR/99/14, 10 may 1999 ↑
  • – Antony D’ Amato, international law, process and prospect,Dobbs ferry, transnational , 1987,p.57-73. ↑
  • – Teson ↑
  • – Alex Weill، حقوق مدنی، ج۱ ، به نقل از دکتر کاتوزیان، مبانی حقوق عمومی، تهران، نشردادگستر،۱۳۷۷، ص۳۸۱٫ ↑
  • – محمد جعفر جعفری لنگرودی، مسبوط درترمینولوژی حقوق، ج۴، گنج دانش، ۱۳۷۸، ص۱۷۰۱. ↑
  • – سیدحسین صفایی و سیدمرتضی قاسم زاده، حقوق مدنی– اشخاص ومحجورین، تهران،سمت،۱۳۷۸،ص۲۱. ↑
  • – ناصر قربان نیا، حقوق بشر و حقوق بشردوستانه ،چاپ اول، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ، ۱۳۸۷،ص۳۶٫ ↑
  • – فریده شایگان و دیگران،تقویت همکاری های بین المللی در زمینه حقوق بشر، تهران، انتشارات دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران،۱۳۸۲، ص ۱۵۱٫ ↑
  • – جمشید شریفیان، بین المللی شدن حقوق بشر، فصل نامه سیاست خارجی، سال پانزدهم، شماره۳، پاییز ۱۳۸۰، ص ۸۱۱٫ ↑
  • – Kofi Annan، strenythening united nations Action ، به نقل از سرتیپی ، حسین ، منبع پیشین ، ص۶۹ . ↑
  • – سیدمحمدقاری سیدفاطمی ، حقوق بشر در جهان معاصر ،تهران، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه شهید بهشتی ،۱۳۸۲، ص۱۹۹ . ↑
  • – مهدی ذاکریان، فراگرد تبدیل قواعد بنیادین حقوق بشر به قواعد آمره، فصلنامه سیاست خارجی ، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه ، سال چهاردهم شماره۴،۱۳۷۹ ، ص۱۰۴۳ . ↑
  • – حسین سرتیپی، منبع پیشین ، ص۷۱. ↑
  • – ناصر قربان نیا ، حقوق بشر و حقوق بشردوستانه ،ص۳۸۸٫ ↑
  •  همان. ↑
  •  همان. ↑
  • – میرزایی ینگجه ، منبع پیشین ، صص۷۴ و ۷۳ . ↑
  • – جهانگیر کرمی، شورای امنیت سازمان ملل متحد و مداخله بشردوستانه، تهران ، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، ۱۳۷۵، ص ۷۱٫ ↑
  • – مهدی ذاکریان، حقوق بشر در هزاره جدید، تهران، انتشارات دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ۱۳۸۱، ص ۳۹٫ ↑
  • – حسین مهرپور، نظام بین المللی حقوق بشر، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۷، صص ۲۶-۲۴٫ ↑
  • – همان، ص ۱۲٫ ↑
  • – مهدی ذاکریان، منبع پیشین، ص ۵۲٫ ↑
  • – فریده شایگان و دیگران، منبع پیشین، صص ۲۳۵-۲۳۴٫ ↑
  • – حسین مهرپور، منبع پیشین، صص،۴۱-۴۰٫ ↑
  • – همان، صص ۶۳ و۶۲٫ ↑
  • -همان، ص ۷۳-۷۱٫ ↑
  • -همان، ص ۶۶ و۵۵٫ ↑
  • – جوست دلبروک، حمایت بین المللی از حقوق بشر و حاکمیت دولت ها، در جمشید ممتاز و دیگران، حقوق بشر در پرتو تحولات بین المللی، ترجمه و تدوین حسین شریفی طرازکوهی، تهران: نشر دادگستر، ۱۳۷۷، صص ۸۰ و۷۹٫ ↑
  • – هدایت اله فلسفی، حقوق بین الملل معاهدات ، تهران ، فرهنگ نشر نو ،۱۳۸۳ ، ص۸۵۲٫ ↑
  •  خیراله پروین،حقوق بشر و تاثیر آن برحاکمیت ملی دولتها، مجله حقوق، دوره۳۸ ، زمستان۸۷ ، شماره۴ . ص ۶ . ↑
  • – همان. ↑
  • – مهدی ذاکریان، پیشین، ص ۱۱۴٫ ↑
  • – سید داوود آقایی، نقش و جایگاه شورای امنیت سازمان ملل متحد در نظم نوین جهانی، تهران، انتشارات پیک فرهنگ، ۱۳۷۵، ص ۲۶۴٫ ↑
  • – همان، صص ۲۶۴-۲۶۸٫ ↑
  • – فریده شایگان و دیگران، منبع پیشین، ص ۹۴٫ ↑
  • – حسین مهرپور، منبع پیشین، ص ۱۹۹٫ ↑
  • – حسین مهرپور، منبع پیشین، صص ۲۷۹ و۲۷۸٫ ↑
  • – کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، مواد ۹، ۱۰، ۱۱٫ ↑
  • – کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، ماده ۱۵٫ ↑
  • – کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، ماده ۱۹٫ ↑
  • – حسین مهرپور، پیشین، ص ۱۸۷٫ ↑
  • – کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، مواد ۲۴ و ۲۵٫ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:47:00 ب.ظ ]




امروزه در بازارهای گوناگون کسب و کار، تمرکز زیادی بر بهبود کارایی و اثربخشی تلاشهای بازاریابی وجود دارد. شرکتها در جستجوی روشهایی نوین برای انجام بهینه این وظایف خطیر در راستای کاهش هزینه ها و افزودن ارزش به محصولات و خدمات خویش هستند. حتی در بازارهایی که با فشارها و مسائل درآمد و هزینه در مراحل گوناگون چرخه عمر محصول نهایی مواجه نیستند، تحولات سریع مسائل تکنولوژیک، مسائل و اقدامات تجاری شرایط اقتصادی، جستجوی روش های جدیدی را برای بیان مشکلات قدیمی می طلبند. ضمن آنکه با توجه به تحولات مذکور، امروزه دیگر رویکرد بازاریابی سنتی پاسخگوی شرایط متغیر کنونی در حوزه های تجاری گوناگون نیست و شناسایی رویکردهای جدیدی برای مواجهه با این تحولات لازم و ضروری است. از طرفی معاملاتی که تنها بر اثر بخشی عناصر آمیخته بازاریابی تأکید داشت، به سوی بازاریابی مبتنی بر رابطه و برقراری مدیریت مؤثر ارتباط با مشتری و انجام فعالیتهای استراتژیک ارتباط با مشتری تغییر جهت داده است. طی دو دهه گذشته سازمانهای بسیاری به اهمیت رضایتمندی مشتریان خود واقف شده و دریافته اند که حفظ مشتریان موجود به مراتب کم هزینه تر از جذب مشتریان جدید است. به علاوه وجود رابطه قوی بین رضایتمندی مشتریان و سودآوری مورد قبول واقع شده و تأمین و ارتقای رضایتمندی مشتریان به هدف عملیاتی بسیار مهم اغلب سازمانها تبدیل شده است. بنابراین شرکتها همواره باید ناظر و مراقب تعامل بین خود و مشتریانشان باشند و با شناخت و درک صحیح از نیازها و ارزشهای مد نظر مشتریان، کالاها و خدمات با ارزشی را به آنان ارائه کنند تا با جلب رضایتمندی، در آنها وفاداری ایجاد کنند. بنابراین در این تحقیق بر مبنای مطالعه و بررسی و تحلیل انجام یافته از جامعه آماری که در فصل چهارم به تفصیل بیان گردید، به نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات کاربردی می پردازیم.
۵ ـ ۲) نتیجه گیری
نتایج به دست آمده از تحلیل آماری فرضیه های تحقیق نشان می دهد که؛
نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول:
با توجه به نتایج به دست آمده در فصل چهارم می توان اذعان داشت که تمرکز بر مشتریان اصلی و کلیدی در استقرار مدیریت ارتباط با مشتری در بانک کشاورزی تأثیر می گذارد. از طرفی با مرور پیشینه تحقیق در خصوص متغیر تمرکز بر مشتریان اصلی و کلیدی این نکته نمایان می شود که نتایج تحقیق حاضر مشابه نتایج یافته های سین و همکاران (۲۰۰۵) می باشد.
نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوم:
با توجه به نتایج به دست آمده در فصل چهارم می توان اذعان داشت که توجه به مدیریت دانش در استقرار مدیریت ارتباط با مشتری در بانک کشاورزی تأثیر می گذارد. از طرفی با مرور پیشینه تحقیق در خصوص متغیر مدیریت دانش این نکته نمایان می شود که نتایج تحقیق حاضر مشابه نتایج یافته های سین و همکاران (۲۰۰۵) می باشد.
نتایج حاصل از آزمون فرضیه سوم:
با توجه به نتایج به دست آمده در فصل چهارم می توان اذعان داشت که برخورداری از فناوری مدرن و به روز در استقرار مدیریت ارتباط با مشتری در بانک کشاورزی تأثیر می گذارد. از طرفی با مرور پیشینه تحقیق در خصوص متغیر برخورداری از فناوری مدرن و به روز این نکته نمایان می شود که نتایج تحقیق حاضر مشابه نتایج یافته های کرامتی و همکاران (۱۳۸۹) و کرامتی و نیکزاد (۱۳۸۹) در داخل کشور و سین و همکاران (۲۰۰۵) در خارج از کشور می باشد.
نتایج حاصل از آزمون فرضیه چهارم:
با توجه به نتایج به دست آمده در فصل چهارم می توان اذعان داشت که سازماندهی فرایندهای کسب و کار در استقرار مدیریت ارتباط با مشتری در بانک کشاورزی تأثیر می گذارد. از طرفی با مرور پیشینه تحقیق در خصوص متغیر سازماندهی فرایندهای کسب و کار این نکته نمایان می شود که نتایج تحقیق حاضر مشابه نتایج یافته های کرامتی و همکاران (۱۳۸۹) و کرامتی و نیکزاد (۱۳۸۹) در داخل کشور و سین و همکاران (۲۰۰۵) در خارج از کشور می باشد.
۵ ـ ۳) پیشنهادها

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

عکس مرتبط با اقتصاد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:47:00 ب.ظ ]




شکل ۱-۱- نمودار مسیر مدل درونداد پژوهش

۱-۳- اهمیت و ضرورت پژوهش

اهمیت نظری پژوهش: مرور ادبیات نظری نشان می دهد که تاکنون پژوهشی که رابطه بین متغیرهای اشتیاق شغلی و رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی در قالب مدل علی به ویژه در مورد دبیران تربیت بدنی، در داخل و خارج کشور را نشان بدهد، وجود ندارد. در خصوص ضرورت و اهمیت پرداختن به سازه اشتیاق شغلی باید گفت که بر اساس تحقیقات انجام شده اشتیاق شغلی معلمان از جمله مهم ترین ابزار برای انجام کاری مطلوب تر و صحیح تر می باشد. هرچقدر این اشتیاق شغلی در معلمان افزایش یابد باعث بهتر شدن روند شغلی آن ها و به تبع آن پرورش شاگردانی مستعدتر در رشته تحصیلی شان می شود (کریستین و همکاران،۲۰۱۱ ، کان، ۱۹۹۰، شوفلی و همکاران، ۲۰۱۱، فیلیپس، ۲۰۰۹). از این رو پرداختن به این متغیر و بررسی آن از طریق متغیرهای رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی بسیار با اهمیت است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

درخصوص ضرورت و اهمیت پرداختن به رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی باید به این نکته توجه داشته باشیم که رهبران با فراهم کردن فضای روحی و انگیزشی باعث به وجودآمدن محیطی مناسب برای افزایش نشاط معلمان در کار می شوند، پس بنابراین در این جا نقش مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی) مشخص می شود. که رهبر با به کارگیری این مشخصه ها می تواند فضایی شاد و سر زنده را برای معلمان فراهم کند (شلایر،۲۰۱۴، کوگینز،۲۰۱۲). از این رو پرداختن به این متغیرها بسیار با اهمیت است.

لذا پژوهش حاضر بر آن است که در چارچوب یک مدل علی به تبیین نقش اشتیاق شغلی معلمان به ویژه معلمان تربیت بدنی در رابطه با دو متغیر رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی بپردازد. طبیعی است که انجام چنین مطالعه­ای ضمن کمک به روشن تر شدن روابط میان متغیرها، با افزودن به دانش موجود در زمینه متغیرهای مورد نظر می تواند رهیافت های مفیدی را در اختیار برنامه ریزان و مسئولان و دست اندر کاران آموزش و پرورش قرار دهد.

اهمیت کاربردی پژوهشبا توجه به آشکار شدن اهمیت اشتیاق شغلی در سال های اخیر، شناسایی و بررسی عوامل و متغیرهای موثر بر آن حائز اهمیت فراوانی است. در همین راستا پژوهش حاضر بر آن است تا با بررسی دو متغیر بسیار مهم و تاثیرگذار یعنی رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی برخی مؤلفه های تاثیرگذار بر اشتیاق شغلی را شناسایی کرده و زمینه را برای ارتقاء عملکرد شغلی معلمان فراهم آورد. اشــتیاق معلمان به طور جدایی ناپذیری با اقدامات رهبران مرتبط اســت. اشتیاق شغلی معلم نتیجه ویژگی های شــخصی مثل دانش، مهارت هــا، توانایی ها، خلق و خو، نگرش و شــخصیت؛ محتوای ســازمانی شامل رهبری، تنظیم محیط فیزیکی و اجتماعی و شــیوه های منابع انســانی است که مســتقیما بر فرد، فرایند و محتوای اجزای عملکرد شــغلی تاثیر می گذارد (مارکوس[۲۳]، ۲۰۱۰ ). این اعتقاد به عنوان یک پشتوانه تجربی و عملی در بافت آموزشی به کارمی رود. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان مبنای برنامه ریزی دقیقی برای موضوعات اجتماعی دبیران تربیت بدنی قرار گیرد و همچنین وضعیت موجود در سه متغیر مورد مطالعه در جامعه احصاء می گردد که می تواند به عنوان نقشه راه اداره کل آموزش وپرورش شیراز قرارگیرد. خروجی های این پژوهش می تواند به عنوان راهبردهای برنامه ریزی در جامعه آماری مورد مطالعه قرار گیرد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۱-۴- هدف های پژوهش

هدف اصلی:

ارائه مدل پیش بینی اشتیاق شغلی با توجه به رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی در میان دبیران تربیت بدنی شیراز می باشد.

اهداف فرعی:

  1. تعیین اثرات مستقیم ادراک از رهبری اصیل(خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر سرمایه های روانشناختی (تاب آوری، امیدواری، خودکارآمدی، خوش بینی).
  2. تعیین اثرات مستقیم سرمایه های روانشناختی (تاب آوری، امیدواری، خودکارآمدی، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی.
  3. بررسی اثرات غیرمستقیم ادراک از رهبری اصیل(خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر اشتیاق شغلی از طریق سرمایه های روانشناختی (تاب آوری، امیدواری، خودکارآمدی، خوش بینی)

۱-۵- فرضیه ها

  1. خودآگاهی برمؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثرمستقیم مثبت است.
  2. اخلاق مداری بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثر مستقیم مثبت است.
  3. پردازش متوازن بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثر مستقیم مثبت است.
  4. شفافیت رابطه ای بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثر مستقیم مثبت است.
  5. خودکارآمدی بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد.
  6. امیدواری بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد.
  7. تا ب آوری بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد.
  8. خوش بینی بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد.
  9. خودآگاهی از طریق مؤلفه های سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد.
  10. اخلاق مداری از طریق مؤلفه های سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد.
  11. شفافیت رابطه ای از طریق مؤلفه های سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد.
  12. پردازش متوازن از طریق مؤلفه های سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد.

۱-۶- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

اشتیاق شغلی

تعریف مفهومیسکاوفیلی و همکاران[۲۴]، (۲۰۰۷) اشتیاق شغلی را به میزان انرژی، دلبستگی به شغل و اثربخشی حرفه ای اشاره دارد. اشتیاق را یک تفکر مثبت و واقعی دانسته که به وسیله قدرت، فداکاری و جذابیت توصیف می شود. اشتیاق شغلی دارای سه حیطه است که عبارتند از:

  • جذب:به میزان تمرکز و غرق شدن فرد در کارش اشاره دارد که این امر کناره گیری از شغل را برای فرد دشوار می سازد.
  • نیرومندی:در این بعد، فرد تلاش فراوانی در انجام کارش، مبذول می دارد و بر موقعیت های دشوار، پافشاری می کند. همچنین بعد نیرومندی بیان می کند کارکنانی که از نیرومندی بیشتری برخور دارند، بیشتر توسط کارشان برانگیخته می شوند و هنگامی که با مشکلی مواجه می شوند و یا جرو بحث کاری وجود دارد، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند، به بعد نیرومندی، به عنوان یک مفهوم انگیزشی توجه شده است (فلیپس، ۲۰۰۹).
  • وقف خود: این بعد به صورت با درگیری شدید روانی فرد با کار خود، مشخص می شود که ترکیبی از احساس معنی داری، اشتیاق و چالش می باشد. این بعد به شکل سنتی با مفهوم دلبستگی شغلی نکات مشترک زیادی دارد.

تعریف عملیاتیاشتیاق شغلی نمره ای است که آزمودنی از طریق پاسخ به پرسشنامه اشتیاق شغلی شوفلی(۲۰۰۳)، کسب می کنند.

رهبری اصیل

تعریف مفهومی: رهبران اصیل کسانی هستند که با برخورداری از ویژگی های فوق نا خودآگاه منشأ اثرگذاری بر دیگران می شوند. هرچند اگر خودآگاهانه برای تقویت اثر خود بر دیگران تلاش مضاعف کنند، ممکن است تحولاتی در محیط پیرامونی خود ایجاد کنند. دیگران به آن ها اعتماد می کنند و نگرانی ها و ابهامات خود را با حضور آن ها به آرامش و اطمینان تبدیل می کنند (علوی،۱۳۹۳).

رهبری اصیل شامل چهار مؤلفه می­باشد: خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه­ای.

  • خودآگاهی: این مؤلفه به عنوان آگاهی یا اعتماد به شخصیت، ارزش ها، انگیزه ها، احساسات و ادراکات شخصی تعریف می شود.
  • اخلاق مداری:بیان کننده یک فرایند خودکنترلی است که به موجب آن رهبران، ارزش هایشان را با اهداف و فعالیتهایشان تطبیق می دهند.
  • پردازش متوازن:میزانی است که در آن رهبر، اطلاعات را قبل از تصمیم گیری تحلیل می­ کند و خواستار دیدگاه هایی ازسوی پیروان است که موضع گیری های او را مورد چالش قرار می­دهد.
  • شفافیت رابطه ای: میزانی است که رهبر اصالت خود را به دیگران نشان می دهد، اطلاعات را با دیگران تسهیم می کند و افکار و احساسات واقعی خود را ابراز می کند.

تعریف عملیاتیرهبری اصیل نمره ای است که آزمودنی در پاسخ به پرسشنامه رهبری اصیل، پرسشنامه استاندارد آوولیو، گاردنرو والیوم[۲۵] (۲۰۰۶) توسط پایگاه پارس مدیر، ساخته شده است، کسب کرده است.

سرمایه روانشناختی

تعریف مفهومی: سرمایه روانشناختی عبارت است از مجموعه ­ای از صفات و توانمندی­های مثبت افراد و سازمان­ها که می ­تواند مانند یک منبع قوی در رشد و ارتقاء فرد و سازمان نقش داشته باشد. امیدواری، خوش­بینی، خودکارآمدی و استقامت (تاب­آوری یا انعطاف­پذیری) مؤلفه ­های سرمایه روانشناختی هستند (کوگینز، ۲۰۱۲).

  • امیدواری: یکی از سازه ­هایی است که به عنوان شاخص توانمندی در بهزیستی مثبت افراد مورد توجه واقع شده است.
  • خوش بینی:اسناد درونی بالنسبه ثابت و کلی در مورد حوادث مثبت است.
  • خودکارآمدی:به معنی اطمینان داشتن به توانایی­های موردنیاز در دستیابی به موفقیت و باور به داشتن قدرت در غلبه بر تکالیف چالش­انگیز است.
  • تاب­آوری:را ظرفیت روانی مثبت برای برگشت، جهش از مصیبت و تغییر مثبت در جهت پیشرفت تعریف کرده ­اند که فرد را برای پذیرش مسئولیت آماده می کند (علی پور و همکاران، ۱۳۹۲).

تعریف عملیاتیسرمایه روانشناختی نمره ای است که فرد از پاسخ به پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷ به دست می آورد.

فصل دوم

مبانی نظری و پیشینه تحقیق

در این بخش ادبیات تحقیق مورد بحث قرار می گیرد و شامل دو بخش می باشد، ابتدا بخش پیشینه نظری، که در این بخش به تعریف متغیرها، بیان ابعاد و مؤلفه های آن ها پرداخته می شود. بخش دوم پیشینه تجربی، که شامل تحقیقات انجام شده در داخل و خارج، مرتبط با موضوع پژوهش می باشد.

۲-۱- پیشینه نظری

۲-۱-۱- اشتیاق شغلی

تاکنون تعاریف بسیاری در مورد اشتیاق شغلی مطرح شده است اما هنوز در این زمینه تعریفی که مورد قبول و تأیید همگان باشــد ارائه نشده است. دلیل این عدم وحدت را این چنین بیان می کند: اشتیاق شــغلی کارکنان، از پارادایم های جدید حوزه منابع انسانی بوده و به دلیل راه های متنوع بهره برداری از آن، تعاریف چندگانه ای را داراســت. اکثر تعاریف اذعان دارند که اشتیاق از منابع شخصی و محیطی نشأت می گیرد. به نظرگیبونز[۲۶] (۲۰۰۶) اشتیاق شغلی افراد با استعداد، یک رابطه ی احساسی هوشــی است که کارمند با شغل، سازمان، مدیر و همکارانش وجود داشــته و بر روی تلاش های مضاعف او در کارش تأثیرگذار اســت(به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰).

بالاین و اسپارو[۲۷] ( ۲۰۰۹) نیز اشــتیاق را یک تفکرمثبت و واقعی دانســته که به وســیله ی قدرت، فداکاری و جذابیت توصیف می شود و موجبــات تمایل و رضایت افراد را در اشتیاق به انجام کار فراهم می نماید.

تراس و همکارانش[۲۸] (۲۰۰۶) اشتیاق را حاصل ایجاد فرصت برای کارکنان و همکارانش در برقراری ارتباط با همکاران و مدیران خود می دانند. اشتیاق شغلی کارکنان از نظر هویت[۲۹] (۲۰۰۴)مقدار اشتیاق و علاقه ای است که کارکنان به سازمان خود دارند. یکی از بررسی های انجام شده توسط بکر، آلبرشت و لیتر[۳۰] (۲۰۱۱) تشــخیص دادند که اجماع رو به رشــدی وجود دارد مبنی بر آنکه اشــتیاق می تواند معنای سطح بالایی از انرژی و همچنین ســطح بالایی از درگیری شــغلی باشد. (اینسئوگلو و وار[۳۱]،۲۰۱۲ ، به نقل از مقیمی مفرد، ۱۳۹۳).

در اکثر مواقع اشــتیاق به عنوان تعهد فکری و عاطفی نســبت به سازمان تعریف شده است، یا میزان تلاش اختیاری که توسط کارکنان در شغل شان به نمایش گذاشته می شود (فرانک[۳۲] و همکاران، ۲۰۰۴، نقل از عسگری، ۱۳۹۰). رابینسون [۳۳]و همکاران (۲۰۰۴) نیــز اشــتیاق را به عنوان نگرش مثبت کارکنان نســبت به ســازمان و ارزشهای آن تعریف کردند.

کریستین و همکاران (۲۰۱۱ ) نیز اشتیاق شغلی را این گونه تعریف کرده است: حالتی از ذهن که نسبتا بادوام است و نشانگر سرمایه گذاری هم زمان انرژی های افراد بر روی تجارب و یا عملکردهای کاری است.

کان، (۱۹۹۰) اشــتیاق فــردی را ابــراز و بکارگیری خود فردی اعضای ســازمان در نقشهای کاری تعریف کرد. وی به عنوان اولین فردی که از اصطلاح اشــتیاق شغلی اســتفاده کرد، معتقد بود که در اشــتیاق، افراد خود را به لحاظ فیزیکی، شــناختی و عاطفی در طول ایفای نقش ابراز و به‏ کار می گیرند. شوفلی و همکارانش متداول ترین تعریف را از مفهوم اشتیاق شــغلی ارائه دادند. آنها اشتیاق شغلی را یک وضعیت مثبت و رضایت بخش ذهنــی در ارتباط با کار توصیف کرده اند که در این وضعیت شخص یک احساس نیرومندی و ارتباط مؤثر با فعالیت هــای کارش دارد و خودش را به عنوان فردی توانمند برای پاســخگویی به تقاضاهای شغلی می داند. آنها بیان کردند که اشتیاق چیزی بیش از یک وضعیت هیجانی گذرا و خاص می باشد و به یک حالت پایای ســرایت کننده و هیجانی شناختی اشاره دارد که بر روی یک موضوع، واقعه یا رفتار خاص متمرکز می شود.( شوفلی و همکاران، ۲۰۱۱، به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰)

اشــتیاق شغلی کارکنان مشتمل بر سه جنبه شناختی، عاطفی و رفتاری می باشد. جنبه شــناختی اشتیاق شغلی مربوط به باورهای کارکنان درباره ســازمان، رهبران و شــرایط کار می باشد. جنبه عاطفی اشتیاق شغلی مربوط به چگونگی احساس کارکنان و نحوه نگرش آن ها نســبت به سازمان، رهبران و شرایط کار می باشد. نهایتاً جنبه رفتاری اشتیاق شغلی کارکنان، عاملی است که برای سازمان ایجــاد ارزش افزوده نمــوده و در برگیرنده تلاشهــای آگاهانه و داوطلبانه کارکنان برای افزایش سطح اشتیاق شغلی خود می باشد که منجر به انجام وظایف با حذف وقت و علاقه می­گردد (فیلیپس، ۲۰۰۹).

اغلب اشــتیاق شــغلی کارکنان را در تضاد با فرســودگی شغلی توصیف کرده اند. فرسودگی شــغلی ترکیبی از فرسودگی احساسات، زوال کیفیت و کاهش فضیلت می باشــد.در حقیقت طیف مقابل اشتیاق شغلی کارکنان بیکاری و بی قید و بندی نســبت به کار است که با واژه فرسودگی شــغلی در ارتباط می باشــد. زمانی که افراد، رها از قید و بند و تعهد باشــند، به صورت فیزیکی و احساســی و کاملا آگاهانه خود را از کار کنار می کشند. امــا با وجود تعاریف مختلف، نظریه پــردازان مدیریت معتقدند که اشتیاق شــغلی نتیجه ارتباطات دوطرفه بین کارمند و کارفرماست و کارهایی که باید به وسیله هر دو طرف انجام شود. آنها معتقدند هنگامی که مدیران فلسفه رهبری خدمت گزار را به‏کار ببرند که نقش اصلی مدیر حمایت و خدمت به کســانی اســت که آنها را رهبری می کند، محیط مستعد اشــتیاق کارکنان می گردد.

۲-۱-۱-۱- ابعاد اشتیاق شغلی

۱٫جذب : یکی از ابعاد اشتیاق شغلی، جذب است که مخصوصا به تمرکز و غرق شدن در کار اشاره دارد و وجه مشخصه آن، این است که برای افراد وقت سریع می گذرد و فرد به سختی می تواند از کارخود جدا شود. اخیرا تحقیقات نشان داده است که تجربه جذب به میزان درگیری در کار مربوط است به طوری که فرد گذر زمان را تشخیص نمی دهد. این بدان معنا است که گاهی برخی از افراد در زمان و شرایطی جذب کاری می شوند که برای آنان لذت بخش است و افراد برای آن بهای زیادی را می پردازند، تنها به خاطر اینکه این کار را داشته باشند. تجارب درگیری در کار و متوجه نشدن گذر زمان، معمولا هم خارج از زمینه کاری رخ می دهد(برای مثال کارهایی که به صورت سرگرمی صورت می گیرند). و هم ممکن است در همه حوزه ها و زمینه های زندگی صورت گیرد. تجارب درگیری در کار، هنگامی به وجود می آید که تعادل مناسبی بین نیازهای شغلی (مثل چالش برانگیزی آن) و مهارت حرفه ای کارکن ایجاد شود. تفاوت عمده ای که درمفهوم درگیری در کار و جذب وجود دارد، مقاومتی است که فرد از لحاظ ذهنی هنگام کار مبذول می دارد، که این حادثه ممکن است در همه زمینه های زندگی شان اتفاق بیفتد(اگوت[۳۴] و همکاران،۲۰۰۷).

  1. نیرومندی: بعد نیرومندی، به سطوح بالای انرژی و ارتجاعی بودن ذهن کارکنان هنگام کار اشاره دارد، به گونه ای که کارکنان تلاش قابل ملاحظه­ای برای انجام کارش مبذول می­دارد و نیز در موقعیت های دشوار پا فشاری می­ کند. همچنین بعد نیرومندی بیان می­ کند، کارکنانی که از نیرومندی بیشتری برخور دارند، بیشتر توسط کارشان برانگیخته شده و هنگامی که با مشکلی برخورد می کنند و یا جرو بحث کاری وجود دارد، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند. به بعد نیرومندی به عنوان یک مفهوم انگیزشی توجه شده است. این مطلب با در نظر گرفتن تعریف انگیزش شغلی تئوری اتکنسون[۳۵](۱۹۶۴) ارائه شده است. در این تعریف، انگیزش شغلی، نیرو و توان انجام کار یا مقاومت جهت انجام آن کار ایجاد می کند( به نقل از پور عباس، ۱۳۸۷).

۳٫وقف خود: سومین مؤلفه اشتیاق شغلی، وقف کردن خود در کار می باشد که با درگیری شدید روانی شخص نسبت به کار خود مشخص می شود و ترکیبی از احساس معنی داری، اشتیاق و چالش می باشد. این بعد به شکل سنتی با مفهوم دلبستگی شغلی، نکات مشترک زیادی دارد و به عنوان درجه ای که فرد ازلحاظ روانی خود را وابسته و مربوط به شغلش می داند عنوان شده است. هم چنین دلبستگی، به این که چگونه یک کار می تواند نیازهای کنونی یک فرد را پاسخ گوید، اشاره دارد (ماونو و کینونن[۳۶]،۲۰۰۰). هم دلبستگی شغلی و هم وقف کردن، به عنوان پدیده های پایدار و بادوام اشتیاق شغلی محسوب می شوند که تفاوت آن ها تاکنون به شکل دقیق مورد بحث قرار نگرفته است، در حالی که وقف کردن یک موضوع واضح ترو روشن تری نسبت به دلبستگی شغلی می­باشد. هنگامی که احساس وقف کردن وجود دارد، اشتیاق، الهام بخشی، غرور و چالش انگیزی بیشتری نسبت به وقتی که منحصرا به ارزش کار در زندگی کارکنان توجه می شود، وجود دارد. اخیرا محققین به این نکته توجه کرده اند که نیرومندی و وقف کردن را با هسته اصلی ابعاد اشتیاق شغلی مقایسه کنند، در حالی که وضعیت کنونی جذب شباهت زیادی به درگیری در کار دارد (اگوت و همکاران، ۲۰۰۷).

۲-۱-۱-۲- اشتیاق شغلی و مفاهیم مرتبط

بحثی که عده ای در مورد اشــتیاق شغلی مطرح کرده اند این است که تعاریفی که برای این مفهوم ارائه شــده اســت شبیه به تعاریف دیگر ساختارهای شناخته شده مثل تعهد سازمانی[۳۷] و رفتار شهروندی سازمانی[۳۸] است. اما با وجود این که اشتیاق شغلی، با دیگر نگرش های مربوط به شغل مثل رضایت شغلی، دلبستگی شغلی، و انگیزش درونی مرتبط است، در عین حال با آن ها تفاوت دارد. گروهی از محققان معتقدند که اشــتیاق نشــأت گرفته از دو مفهوم است که به صورت علمی شــناخته شده و موضوع پژوهش های تجربی زیادی بوده است؛ تعهد و رفتار شهروندی سازمانی (مارکوس،۲۰۱۰).

اشتیاق شغلی با دو مفهوم بالا شباهت دارد. اما رابینسون و همکاران (۲۰۰۴) بیان کردند که نه تعهد و نه رفتار شــهروندی ســازمانی به انــدازه کافی هر دو جنبه اشــتیاق را منعکس نمی کند (نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰).

رافرتی[۳۹] و همکاران (۲۰۰۴) نیز اشــتیاق شغلی را از دو مفهوم قبلی، تعهد و رفتار شــهروندی سازمانی متمایز کردند، به دلیل اینکه اشــتیاق به وضوح نشــان دهنده یک فرایند متقابل دوطرفه بین کارکنان و ســازمان است (به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰).

طبق نظر ساکس[۴۰] (۲۰۰۵) تعهد سازمانی با اشتیاق متفاوت است؛ چرا که در آن اشاره به نگرش و دلبستگی فرد نسبت به سازمان است، در حالی‏که اشتیاق صرفا یک نگرش نیسـت. اشتیاق درجه ای اســت که یک فرد به کارش توجه می کند و مجذوب عملکرد نقش خود می شــود. به علاوه در حالی‏که شــهروندی سازمانی شامل رفتارهای داوطلبانه و غیررسمی است که می تواند به همکاران و سازمان کمک کند تمرکز اشتیاق روی ایفای نقش رسمی است، نه صرفا فرانقش ها و رفتارهای داوطلبانه.

پژوهش های اخیر همچنین نشان داد که تعهد کارکنان و رفتارهای شهروندی ســازمانی بخش های مهم و پیش بینی‏کننده های اشــتیاق کارکنان اســت. به این صورت که تعهد به عنوان دلبستگی مثبت به سازمان و تمایل به صرف انرژی برای موفقیت سازمان، احساس غرور و افتخار از عضویت در سازمان و شناســایی خود با آن و شهروندی سازمانی یک رفتار مشــاهده شده در محتوای کار اســت که خود را از طریق ابتکارات نوآورانه، جستجوی فرصت هایی برای پیشرفت و فراتر رفتن از قرارداد استخدام نشان می­دهد. با این حال، این ساختارها به همراه هم ســاختار بزرگتر اشتیاق شغلی را تشــکیل می دهد و هیچ‏کدام به تنهایی نمی توانند به عنوان جایگزینی برای اشتیاق عمل کنند (رحیمی و همکاران، ۱۳۹۰).

از جملــه مفاهیم دیگری که با اشــتیاق شــغلی همپوشــانی مفهومی دارد رضایت شــغلی اســت. ریچمن (۲۰۰۶) معتقد است که اشــتیاق با رضایت شــغلی نیز مرتبط اســت. با این تفاوت که رضایت شغلی شامل ارزیابی نتایج واقعی یک شغل در مورد نتایج مطلوب است، در حالی‏که اشتیاق شــامل ارزیابی تجربیات کاری فرد و رفتارهای کاری اوســت. رضایت شــغل یک نظر مثبت در مورد شــغل اســت و با ایده افزایش تلاش با شــور و شوق که خاص اشتیاق شــغلی است، مطابقت ندارد. کارکنان مشتاق نسبت به موقعیت شــان احســاس رضایت می کنند، امــا فراتر از رضایت صرف، آن­ها انگیزه دارنــد که برای انجام یک وظیفه انرژی خود را افزایش دهند (اینسئوگلو و وار، ۲۰۱۲، به نقل از مقیمی مفرد، ۱۳۹۳).

محققان دیگر رضایت را به عنوان بخشــی از اشتیاق شغلی در نظر گرفتند، اما رضایت فقط می تواند منعکس‏کننده روابط ســطحی و فعل و انفعالی باشــد. اشتیاق تمایل به سرمایه گذاری خود و توسعه تلاش های اختیاری برای کمک به موفقیت کارفرماســت که بسیار فراتر از رضایت ساده با ترتیبات ساده استخدام یا وفاداری اساسی به کارفرماست (مارکوس، ۲۰۱۰).

طبق نظر”می”[۴۱] و همکاران(۲۰۱۱ ) اشــتیاق در علوم اجتماعی رابطه بســیار نزدیکی با ساختارهای دلبستگی شغلی و غرقه شدن در کار دارد. طبق تعریف کانونگو[۴۲] (۲۰۰۹) دلبستگی شــغلی یک حالت شــناختی یا اعتقادی شناسایی روانی است. طبق تعریفی دیگر، دلبســتگی شغلی به اهمیت نیازها و پتانسیل یک شغل برای ارضای این نیازها بســتگی دارد (زرگران مقدم، ۱۳۹۰). بنابراین دلبســتگی نتیجه یک قضاوت شــناختی در مورد توانایی های یک شغل برای ارضای نیازهاست. مشاغل در این دیدگاه با تصویر فرد از خود مرتبط است. علاوه بر این اشتیاق مستلزم اســتفاده فعال از عواطف و رفتارهــا علاوه بر شناخت هاســت (می و همــکاران، ۲۰۱۱، به نقل از زرگران مقدم ۱۳۹۰).

۲-۱-۱- ۳- محرک های اشتیاق شغلی

با توجه به اهمیت بحث اشــتیاق شــغلی، جهت گیری بسیاری از پژوهش ها به ســمت تعییــن عواملی که منجر به اشــتیاق کارکنان می شود، معطوف شد. مؤسســه مدیریت و توسعه پرسنل[۴۳] با پژوهش بر روی این مفهوم اذعان نمود که هیچ فهرســت قطعی برای محرک های اشــتیاق وجود ندارد. اما از نظر آنها محرک های اصلی اشتیاق عبارتند از:

  1. داشتن فرصت برای ارائه و پرورش نظرات از سوی کارکنان.
  2. آگاهی کارکنان از آنچه در سازمان رخ می دهد.
  3. اعتقاد کارکنان به اینکه مدیرشــان به ســازمان متعهد است (پیریایی و همکاران،۱۳۹۰).

رابطــه قوی مدیر- کارمند یک جزء مهم در اشــتیاق کارکنان است. مؤسسه توسعه ابعاد بین المللی به عنوان یک شرکت مشاوره ای در زمینه منابع انسانی، بیان می کند که مدیر برای ایجاد یک نیروی کار مشــتاق باید پنــج کار انجام دهد: توازن تلاش ها با اســتراتژی، قدرت دادن، ترویــج و ترغیب به همکاری و کار گروهی، کمک به افراد برای رشد و توسعه و حمایت و به رسمیت شناختن افراد.

گــزارش پرینز[۴۴] (۲۰۰۳)، ۱۰ ویژگی محیــط کار را که منجر به اشتیاق کارکنان می شود شناسایی کرد. سه ویژگی مهم تر در میان ۱۰ ویژگی لیست شده توســط “پرینز” عبارتند از: علاقه مدیریت ارشد به رفاه کارکنان، کار چالش برانگیــز و اختیار و قدرت تصمیم گیری (مارکوس۲۰۱۰).

گیبونز (۲۰۰۶) محرک های اشتیاق شغلی را به صورت زیر بر شمرده است:

  • اعتمــاد: میزانی که رهبران ســازمان از کارکنان مواظبت کرده، حرف ها و نظراتشان را می شنوند و به آن پاسخ می دهند.
  • ماهیت شغل: میزان مشارکت و استقلال کارکنان.
  • رابطه بین عملکرد فردی و عملکرد سازمانی: مقداری که کارکنان مقاصد شرکت را درک می کنند و می دانند که چگونه به بهترین نحو در شیوه های دستیابی به آن مشارکت کنند.
  • فرصت های رشد شغلی: میزان فرصت هایی که کارکنان برای رشد و ترفیع شغلی دارند و یا مسیر شغلی شان به روشنی تعریف شده باشد.
  • فخر و مباهات به شــرکت: مقداری که کارکنان از کار و سازمان خود راضی بوده و از آن احساس عزت نفس می کنند.
  • همکاران و اعضای تیــم: گرایش ها و نظرهای همکاران درباره شغل و شرکت.
  • پرورش کارکنان: مقدار تلاشی که برای پرورش مهارت کارکنان صورت می گیرد.
  • رابطه با مدیر مستقیم: مقداری که کارکنان برای این رابطه ارزش قائل هستند (به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰(.

از مدیران همه ســطوح سازمان انتظار می رود که با صداقت و درســتی رفتار کنند، به کارکنان خود احتــرام بگذارند. به طور مؤثر با کارکنان گفتگو کنند و آنان را در تصمیم گیری درگیر نمایند. از طریق گفتگوهــای چهره به چهره و دو نفره روابــط مطلوب را پروش دهند و احســاس کارکنان را نسبت به شغلشان سرشــار از فخر و مباهات نماینــد (هیــوز و راگ، ۲۰۰۸، به نقل از مقیمی مفرد،۱۳۹۳).

گیبونــز (۲۰۰۶) تأکید مضاعفی بر اهمیت بعضی از این عوامل نموده و بیان داشته است که محرک های هیجانی چون رابطه ی فرد با مدیر مستقیم خود و تفاخر و مباهات در کار، چهار برابر بیشــتر از محرک های عقلایی مثل پرداخت مزایا بر تلاشهای کاری کارکنان مؤثرند.

بر اهمیت احســاس ارزشــمند بودن و درگیر بودن به عنوان یک محرک کلیدی اشتیاق کارکنان تأکید کردند. این احساس تحت تأثیرعناصر دیگری مثل مشــارکت در تصمیم گیری ها و فرصت هایی که کارکنان برای توســعه و پیشرفت در مشاغل شان دارند قرار می گیرد که هر یک تأثیر متفاوتی روی حدی که کارکنان احساس ارزشمند و درگیر بودن و به دنبال آن اشــتیاق خواهند داشت، دارند (رابینسون و همکاران، ۲۰۱۰، به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰(.

اشتیاق

آموزش وتوسعه شغلی

مدیریت فوری عملکرد وارزیابی ارتباطات

فرصت های برابر/ رفتار منصفانه

پرداخت و مزایا

سلامتی وامنیت

اهمیت

احساس ارزشمند و درگیربودن

شکل ۲-۱- مدل محرکهای شغلی (رابینسون وهمکاران ۲۰۱۰، نقل از زرگران مقدم،۱۳۹۰)

شکل(۲-۱) که براساس مدل تشخیصی رابینسون وهمکاران (۲۰۱۰) ارائه شده است. مطابق نظر رابینسون و همکاران این مدل می تواند راهنمایی مفید برای سازمان و نسبت به آن جنبه های زندگی کاری باشد که برای حفظ و بهبود اشتیاق کارکنان نیازمند توجه جدی است. بعضی از محرک ها در مدل بالا از الزامات اساسی یا قراردادی برای سازمان هستند(عوامل بهداشتی) مانند پرداخت و مزایای و بهداشت و ایمنی در حالی که دیگرمحرک ها حوزه هایی هستند که سازمان باید برای اطمینان از ارتباطات مؤثر و مدیریت و همکاری، تلاش بیشتری انجام دهد (عوامل انگیزشی، زرگران مقدم، ۱۳۹۰). محققــان پنــا[۴۵] (۲۰۰۷) یک مدل جدید به نام”سلســله مراتب اشــتیاق” ابداع کردند که شبیه مدل سلســله مراتب نیازهای مازلو است. در پایین این سلسله مراتب نیازهای اساسی پرداخت و مزایا قراردارد. هنگامی که یک کارمند از این نیازها راضی است به فرصت های توسعه، امکان ترفیع و سپس سبک رهبری توجه می کند که در مدل معرفی شده اســت. در نهایت، هنگامی که همه موارد بالا پایین تر از سطح آرمان و آرزوی کارمند باشد، کارمند به توازن ارزش – معنی در کار توجه می کند که توســط حس ارتباط، داشــتن هدف مشترک و حس معناداری در کار نشــان داده می شود. شکل (۲-۲) سلسله مراتب اشتیاق پنا (۲۰۰۷) را نشان می دهد.

معنادرکار

فرصت های تفریع و پیشرفت

یادگیری وتوسعه

افزایش اشتیاق در رهبری، اعتماد و احترام

سازمان

پرداخت، ساعات کاری،

شکل ۲-۲- سلسله مراتب اشتیاق (پنا،۲۰۰۷)

این مدل نشــان می دهد که کارکنان در پــی یافتن معنی در کار هســتند. پنا (۲۰۰۷) معناداری در کار را به عنــوان وضعیتی تعریف می کند که یک شــغل از طریق ارزش قائل شــدن بــرای کارکنان، قدردانی، ایجاد حس تعلق و هماهنگی با ســازمان و احساس سهیم بودن در سازمان، تحقق اهداف را برای کارمند به ارمغان می آورد. در این مدل، همان طور که سلســله مراتب به سمت بالا صعود می کند و ســازمان با موفقیت محرک های اشتیاق را برآورده می سازد، کارکنان بالقوه بیشــتری را جذب می کنــد و کارکنان موجــود خود را نیز مشتاق تر می سازد.

از نظر ونس[۴۶] (۲۰۰۶) اشــتیاق کارکنان به طور جدایی ناپذیری با اقدامات کارفرما مرتبط اســت. برای روشــن کردن این موضوع که اقدامات کارفرما بر عملکرد و اشــتیاق شــغلی تأثیر می گذارد او یک مدل عملکرد شغلی ارائه داد. بر طبق این مدل، اشتیاق شغلی کارمند نتیجه ویژگی های شــخصی مثل دانش، مهارت هــا، توانایی ها، خلق و خو، نگرش و شــخصیت؛ محتوای ســازمانی شامل رهبری، تنظیم محیط فیزیکی و اجتماعی و شــیوه های منابع انســانی است که مســتقیما بر فرد، فرایند و محتوای اجزای عملکرد شــغلی تاثیر می گذارد (مارکوس، ۲۰۱۰(.

اکثر محرک هایی که منجر به اشــتیاق شــغلی می شوند ماهیت غیرمالی دارند؛ بنابراین هر ســازمانی کــه از رهبری متعهد برخوردار است می تواند به سطح مطلوب اشتیاق با صرف هزینه های کم دست پیدا کند. توجه ویژه ای باید به این امر شود که سازمان ها پاداش ها را غیرمالی انتخاب کنند، مخصوصا به طوری‏ که احساس قدردانی افراد و حس تقدیر از آنها را تقویت کنند و همچنین آنها را ترغیب نمایند تا بیشتر خود را به شغل متعهد نمایند (هولکو و همکاران، ۲۰۱۲، به نقل از مقیمی مفرد،۱۳۹۳). این به این معنی نیست که مدیران باید جنبه های مالی کارکنان را نادیده بگیرند. در واقع عملکرد باید با پاداش در ارتباط باشد.

همان طور که اشــاره شد هیچ فهرســت قطعی برای محرک های اشــتیاق وجود ندارد. هر یک از مدل هــا و مطالعات تحقیقاتی طیف وســیعی از عوامل مختلف و اهمیت هر یک را در تحریک اشــتیاق کارکنان مورد بحث قرار داده اســت. آنچه می توان نتیجه گرفت این است که ســازمان در درجه اول قدرت نفوذ بر روی طیف وسیعی از عوامــل (قراردادی و خارج از قرارداد) را دارد و کارکنان نیز درجات مختلفی از اهمیت برای هر یک از این عوامل قائلند (پیریایی و همکاران، ۱۳۹۰).

۲-۱-۱-۴- پیشایندها و پیامدهای اشتیاق شغلی

اگر چه پژوهش های اندکی در رابطه با عوامل پیش بین اشتیاق کارکنان وجود دارد. مشخص کردن چند پیشایند بالقوه از مدل کان (۱۹۹۰)و ماسلاخ و همکاران (۲۰۰۱) ممکن است. گرچه ممکن است پیشایندها برای اشتیاق شغلی و سازمانی متفاوت باشند، فرض های مساوی برای هردو نوع اشتیاق ارائه شده است.

اشتیاق کارکنان، پیامدهای مثبتی برای سازمان دارد.یک توافق عام وجود دارد که بین اشتیاق کارکنان و نتایج رابطه است. به هرحال اشتیاق یک سازه در سطح فردی است و اگر منجر به نتایج تجاری گردد. در ابتدا باید بر بازده های سطح فردی اثر بگذارد. در این راستا می توان انتظار داشت اشتیاق کارکنان با نگرش ها، نیات و رفتارهای کارکنان مرتبط باشد. کان (۱۹۹۰) بیان کرد که اشتیاق هم منجر به بازده های فردی می شود. (یعنی کیفیت کارافراد و تجربیات انجام آن کار برای همان افراد) و هم بازده های سازمانی (یعنی رشد و بهره وری سازمانی). دلایل چندی وجود دارد که انتظار داشته باشیم. اشتیاق به بازده­های کاری مرتبط باشند. تجربه اشتیاق به عنوان تجربه و حالت ذهنی و ارضاگر کاری توصیف شده است. این تجارب مثبت احتمالا منجر به بازده های کاری مثبت می شوند. همان طور که توسط شاوفیلی و باکر(۲۰۱۱) مطرح شده است کارکنان دارای اشتیاق شغلی بالا وابستگی بیشتری به سازمان داشته و تمایل کمتری به ترک آن دارند.

برطبق نظریه مبادله اجتماعی، وقتی که فرد و سازمان، به قوانین مبادله ای متعهد می مانند، در نتیجه یک رابطه وفادارانه و قابل اعتماد و تعهد متقابل برقرار خواهد بود. به عبارتی افرادی که به درگیر کردن خودشان ادامه می دهند به علت تداوم مبادلات مطلوب متقابل چنین رفتار می­ کنند و در نتیجه، افراد دارای اشتیاق بالاتر بیشتر احتمال دارد که با کارفرمایشان روابط با کیفیت تر و با اطمینان تری داشته باشند و بنابراین بیشتراحتمال خواهد داشت که نگرش ها و نیات مثبتی نسبت به سازمان را گزارش دهند. به علاوه پند پژوهش تجربی رابطه بین اشتیاق و بازده های کاری را گزارش کرده اند. برای مثال یافت شده که اشتیاق با تعهد سازمانی رابطه مثبت و با قصد ترک رابطه منفی دارد و با عملکرد شغلی و رفتار برون نقش مرتبط است (روکالاینین[۴۷]،۲۰۰۷).

۲-۱-۱-۵- استراتژی های مناسب جهت افزایش اشتیاق شغلی

امروزه با توجه به تنوع بالای نیروی کار، یک رویکرد یکسـان، برای اشتیاق شغلی همه کارکنان موفق نخواهد بود. به دلیل گســتردگی دامنه نیازهای کارکنان، توجه به انعطاف پذیری امری ضروری است. کیفیــت روابط بین مدیران و کارکنــان به عنوان یک پیوند حیاتی برای افزایش اشــتیاق شــغلی کارکنان به حســاب می آید. علاوه بر رهبران، مدیران مســتقیم نیز نقش اساسی در افزایش سطح اشتیاق شغلی کارکنان بازی می کنند. تحقیقات نشان می دهد اعتماد مدیران و نیز اعتماد افراد به میل درونی شان به شغل می تواند ابزاری برای افزایش اشتیاق شغلی کارکنان در کارشان باشد. مدیران موظف به شناســایی مؤلفه های کلیدی اشتیاق شــغلی کارکنان و طراحی روش هایی جهت ارزیابی پیشرفت کارکنان در این زمینه می باشند. آنان باید منابع مالی و غیرمالی مورد نیاز برای اجرای برنامه های اشــتیاق شغلی کارکنان را فراهم نمایند و این چنین حمایت خود را در پیاده ســازی اســتراتژی اشتیاق شغلی کارکنان تکمیل نمایند (کوهل و همکاران[۴۸]، ۲۰۰۹).

گیبونــز (۲۰۰۶) معتقد اســت که عامل حیاتــی دیگر در افزایش اشتیاق شغلی کارکنان بسترسازی مناسب برای برقراری ارتباط شفاف از طرف رهبران به وسیله نشر اطلاعات صحیح از چشم انداز، اهداف و انتظارات می باشد. زمانی که رهبران فرصت های مداوم برای گفتگوو مباحثه را در سازمان گسترش دهند، این امر منجر به ایجاد اعتماد، بهبود درک کارکنان از کلیت سازمان و ساخت فضای حمایتی از کار تیمی می­ شود. ارتباطات شفاف در سازمان، جریان آزاد دریافت بازخور و ارائه گزارش را در میان کارکنان و مدیران تشویق می کند (زرگران مقدم، ۱۳۹۰).

استراتژی اثرگذار دیگر در افزایش اشتیاق شغلی کارکنان، مسطح سازی ساختاری سازمان هاست. ساختارهای ســازمانی کوتاه، استقلال داخلی و پاســخگویی کارکنان را از طریق تعامل بیشتر میان اعضای سازمان افزایــش می­دهد. ســیروتا[۴۹] (۲۰۰۵ ) مؤثرین ساختار برای سازمان را ساختاری می داند که مشتمل بر تیم های خود مدیریتی باشد. او بیان داشته است که سازمان ها برای افزایش و نگهداری ســطح اشتیاق شــغلی کارکنان خود باید بر موقعیت برنده – برنده، اعتماد پایدار، دیدگاه بلندمدت، برتری، شایستگی، تصمیم گیری یکپارچه، ارتباطات باز، نفوذ متقابل، شــناخت، پیگیری و درمان روز به روز و اشتراک مالی متمرکز باشند. یکی از اســتراتژی هایی که می تواند موجب افزایش اشتیاق شغلی شــود، در نظر گرفتن زمان های کافی و مناسبی جهت فراغت افراد از شغل شــان می­باشد. تعهدات شغلی تحت تأثیر تجاربی است که در طول فراغت از کار حاصل می­ شود. تجزیه و تحلیل ها نشان می دهدکه این جدائی فکری و روانی در طول استراحت کوتاه مدت به طور قابل توجهی می ­تواند تغییرات را در اشــتیاق شغلی پیش بینی کند، جداسازی فکری و فیزیکی از تقاضاهای مرتبط با کار به افراد اجازه می­دهد که منابع و نیروهای تقلیل یافته را ترمیم کنند که این ترمیم خــود را در افزایش حالت مثبت در کار ظاهــر می کند. بعد از یک استراحت کوتاه مدت، یک شخص کاملا مشتاق به کار از خود اشتیاق شغلی بیشتری را نشان می دهد نسبت به فردی که اشتیاق کمتری در کار دارد. یعنی فرد کاملا مشتاق به کار خیلی بهتر تمام نیروی به دست آمده اش را صرف کار می کند(به نقل از مقیمی مفرد، ۱۳۹۳).

سوننتیج[۵۰] و همکاران (۲۰۰۸) نیز اذعان دارند زمانی که اشــتیاق شــغلی بالا است، جدایی روانی از شغل در طول زمان استراحت بسیار مهم است.به خصوص کارکنان با اشتیاق شغلی بالا نیاز به زمان استراحت دارند تا بتوانند خودشــان را از کار دور کنند. دور شــدن از کار بهتر است با فعالیت ها و مســئولیت هایی باشد که با شــغل فرد مرتبط نباشد. از آنجایی که کارکنان با اشتیاق شغلی بالاسطح پایینی از خستگی ها و ناراحتی ها را تجربه می کنند، همین امر باعث می شود که آنها منابع شناختی و احساسات بیشتری برای رسیدگی کردن به فشارهای موقع کار داشته باشند و همچنین قادر باشند اتفاقات منفی کار را به اتفاقات مثبت کار تبدیل کنند فعالیت اشــخاص از طریق توسعه دادن راهکارهای کاری موفق و همچنین افزایش ســطح انگیزه های درونی و بیرونی افراد می تواند باعث افزایش اشــتیاق آن ها شــود. در این صورت فعالیت اشخاص را باید به عنوان یک منبع برای تعهدات شــغلی دانست. منابع شخصی مثل باور به سودهای شخصی باعث افزایش سطح اشتیاق شغلی فرد می شود. به دنبال تعریف و طرز کار ارائه شده از فعالیت اشخاص، این امر می تواند به عنوان منابع شـخصی برای کاهش تقاضاهای شغلی، رسیدن به اهداف شغلی، و یا رشد اهداف فردی در نظر گرفته شود که تمام این موارد باعث افزایش اشتیاق شغلی کارمندان می­ شود (دیکرز و همکاران، ۲۰۰۹، به نقل از پور عباس،۱۳۸۷).

استراتژی های اشتیاق شغلی کارکنان برای سازمان ها با اندازه های مختلف، متفاوت می باشد. مطالعات نشان داده است که سازمان های کوچک در زمینه اشتیاق شغلی کارکنان به مزیت های بزرگی دست یافته اند. افرادی که در ســازمان های کوچک مشغول به کار هستند، نســبت به افرادی که در ســازمان های بزرگ کار می کنند، نگرش بهتری در مورد شغل و رهبران خود دارند (بدلی، ۱۳۸۹).

۲-۱-۱-۶- مزایای افزایش اشتیاق شغلی کارکنان

اشــتیاق شــغلی کارکنان منافع بســیاری را به صورت مستقیم و غیرمســتقیم برای ســازمان و افراد در پی دارد این منافع در سطوح متفاوتی از سازمان نمودار می گردد. بعضی منافع فقط در محیط داخلی سازمانی هویدا می گردند؛ در حالی‏که بعضی از منافع تأثیر مستقیمی بر ذی نفعان خارجی سازمان دارند. مزایای داخلی اشتیاق شغلی کارکنان شامل بهبود مدیریت دانش، کاهش غیبــت کارکنان، بهبــود روحیه کارکنــان، افزایش ایمنی، قابلیت اســتفاده بیشتر از داوطلبان داخلی با اســتفاده از برنامه های جانشــین پروری، کاهش جابجایی کارکنان و افزایش انگیزه آنان می باشد مزایای خارجی اشتیاق شغلی کارکنان شامل افزایش بهره وری، افزایش حاشیه سود و درآمد، افزایش سطح وفاداری مشتریان و افزایش توانایی جذب کارکنان با استعداد از خارج از ســازمان با اتکا به شدت کارفرمای برگزیده شده می باشد. اثرات مثبت اشتیاق شغلی کارکنان نه تنها به نفع سازمان، بلکه به نفع تک تک کارکنان می باشــد. این مزایا ممکن است شامل افزایش بهــره وری کارکنان، بالا رفتن نرخ دســتمزد، افزایش عزت نفس و بهبود سلامتی کارکنان باشد. اکسل رود[۵۱] (۲۰۰۲) علاوه بر موافقت با مزایای برشــمرده برای افزایش اشــتیاق شغلی کارکنان، درباره تأثیر پیاده ســازی اشتباه این استراتژی هشدار داده و بیان داشــته است که اگر اشتیاق شغلی کارکنان به صورت ناصحیح و ناقص اجرا گردد، بدبینــی و تردید همچون بیماری فراگیر همه سازمان را در برخواهد گرفت (هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۱).

۲-۱-۱-۷- اشتیاق شغلی؛ معیاری مهم در محیط

یکی از مفاهیم روانشناسی مثبت گـرا در حیطه شغل اشتیاق شغلی محسوب مـی شود و در واقع به عنـوان برجسته ترین مفهوم مثبت سازمانی، به ویژه در بین مشاوران سازمانی مطرح است. اشتیاق شغلی به عنوان یک حالت ذهنی مثبت و نیرومند نسبت به شغل تعریف شده است که سه مشخصه اصلی آن نیرومندی، وقف خود و جذب می باشد. کارکنان مشتاق انرژی زیادی دارند، بیشتر درگیر شغل می شوند و شدیداً با شغل خود هم ذات پنداری می کنند طبق پژوهشی که درطی قرن پیش بر روی ۶۰۰ مدیر ارشد اجرایی از کشورهای سراسر دنیا انجام گرفته است، اشتیاق کارکنان یکی از پنج چالش مهم پیش روی مدیران بوده است. پژوهشی در انگلستان نشان می دهد که تنها ۱۷% کارکنان این کشور اشتیاق شغلی نشان دارند. همچنین محققین ایالات متحده دریافته اند که کمتر از نیمی از کارکنان این کشور کاملاً مشتاق به کار هستند و این خلاء اشتیاق با کاهش بهره وری، باعث تحمیل هزینه ای به مبلغ ۳۰۰ ملیارد دلار بر کسب و کار ایالات متحده می گردد. اشتیاق شغلی کارکنان یکی از پنج معیار برای جایزه سالانه سلامت محیط شغلی توسط انجمن روانشناسی امریکا شناخته شده است.

برخی از مزایای احتمالی وجود کارکنان مشتاق به شرح زیر است.

  1. کارکنان مشتاق در سازمان خواهند ماند، از سازمان و محصولات و خدمات آن دفاع خواهند کرد و در موفقیت کسب و کار سهیم خواهند بود.
  2. آن ها عملکرد بهتری داشته و بیشتر برانگیخته خواهند شد.
  3. آن ها یک ارتباط عاطفی با سازمان برقرار می کنند. این امر در نگرش آن ها نسبت به مشتریان سازمان، اثر می گذارد و در نتیجه رضایت مشتری و سطوح خدمات ارتقاء می یابد.
  4. اشتیاق شغلی باعث ایجاد شوق تعهد و انطباق با استراتژی ها و اهداف سازمان می شود.
  5. اعتماد کارکنان را به سازمان افزایش می دهد.
  6. اشتیاق شغلی حس وفاداری در یک محیط رقابتی ایجاد می کند.
  7. اشتیاق شغلی یک محیط کاری پرانرژی را فراهم می کند.
  8. اشتیاق شغلی به رشد کسب و کار کمک می کند.
  9. کارکنانی که اشتیاق بالایی دارند فراتر از انتظار کار می کنند.

ازجمله عوامل تأثیرگذار بر اشتیاق شغلی بحث سبک های رهبری است، بنابراین در ادامه سبک رهبری اصیل به عنوان جدیدترین سبک را مورد بررسی قرار می دهیم.

۲-۱-۲- رهبری اصیل

۲-۱-۲- ۱- تعاریف رهبری

در این جا برخی تعاریف رهبری ارائه می شود. رهبری را این چنین تعریف می کند. «رهبری عبارت است از عمل تاثیرگذاری بر افراد به طوری که از روی میل و علاقه برای هدف های گروهی تلاش کنند». رهبری، قوت اراده رهبر برای تحت تاثیر قراردادن رهروان و برانگیختن اطاعت، احترام، وفاداری و تعاون آن ها است (تری[۵۲]،۱۹۶۰، به نقل از فقهی فرهمند، ۱۳۸۷)

رهبری عبارت از نوع خاصی از رابطه قدرت که به وسیله ادراک عضوگروه مشخص می شود مبنی بر اینکه عضو دیگر حق دارد که با توجه به فعالیت وی به عنوان یکی ازاعضای گروه برای او الگوی رفتاری تعیین کند.(فیدلر[۵۳]،۱۹۹۴، به نقل از مؤمنی، ۱۳۹۰)

ازنظراستاگدیل[۵۴] (۱۹۸۱) « رهبری فراگرد نفوذ و فعالیت های یک گروه سازمان یافته در جهت تعیین هدف و برآوردآنهاست». برنز(۱۹۷۸) رهبری را این چنین تعریف کرد: « آماده ساختن زیردستان برای اهداف مشخصی که نماینده ارزش ها و انگیزه ها، خواسته ها و نیازها و آنان انتظارات رهبران و زیردستان است» (به نقل از مؤمنی، ۱۳۹۰).

شومرهون، هانت واوزبون[۵۵] (۲۰۰۵) رهبری را موردی خاص از تأثیر شخصی فرد بریک گروه با یک فرد می دانند. که آنان را وادار می سازد تا آنچه را که رهبرمی خواهد انجام دهند.به عبارتی رهبری، فرایند نفوذ در فعالیت های یک گروه سازمان یافته در جهت شکل گیری و نیل به اهداف است (به نقل از خلیلی باهر، ۱۳۹۲).

ازنظر سرتین[۵۶] (۱۹۹۰) رهبری درواقع صرفا ناشی ازخصوصیات فردی رهبران نیست و نمی تواند باشد. بلکه شامل خصوصیات روابط بین رهبر و پیروان نیز می باشد. پس رهبری نوعی تبادل اجتماعی است. به رغم تعاریف متعددی که از رهبری ارائه شده همه آنها در چند مورد با هم مشترک هستند.

الف) رهبری یک فرایند دو جانبه است. فرایند رهبری اقتضا می کند که رهبر هم تأثیرگذار بر بیرون و هم تأثیرپذیر از آن ها باشد.

ب) رهبری در داخل یک گروه اتفاق می افتد. رهبری هنراداره کردن خود و دیگران است.

ج) رهبری با تغییر آمیخته است رهبری شامل تأثیرگذاران و تغییر دادن گروهی از افراد که هدف عمومی مشترکی دارند، می شود (به نقل از فقهی فرهمند، ۱۳۸۷).

۲-۱-۲-۲- رویکردها وتئوری های سنتی ونوین رهبری

رویکردها و تئوری های رهبری برای معرفی روش های جدیدی از تفکر شکل گرفته اند که می ­تواند کمکی باشد به محققان در تمرکز برحوزه های مساله دار، کمک در امر تصمیم گیری و مبنایی برای پیش بینی موقعیت هایی که ممکن است مورد استفاده رهبران قرار گیرد (هوی و میسکل[۵۷]، ۲۰۰۸).

جدول شماره ۲-۱:رویکردها وتئوری های سنتی رهبری ومؤلفه ها ی آن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رویکرد ارائه دهنده سال ارائه مولفه ها و ویژگی ها
صفات مشخصه رهبری[۵۸] استاگدبل و هوس[۵۹] ۱۹۰۴ تاکید برخصوصیات ونگرش های رهبران؛ اعتقاد به ذاتی بودن امر رهبری و توانایی ها و ویژگی های آن.
رفتار رهبری[۶۰] محققان دانشگاه های آیووا[۶۱]، اوهایو[۶۲]، میشیگان، مک گریگور[۶۳] ۱۹۷۳ تعیین سبک وروش رهبران و شیوه آنان در برخورد با زیردستان، تاکید بر رفتار رهبری؛ ارتباط بین سبک رهبری باقدرت و تمایل زیردستان به پیروی کردن؛ اکتسابی بودن رهبری؛ آموزش افراد درجهت تربیت آنان برای رهبرشدن.
رهبری اقتضایی[۶۴] فیدلر[۶۵] ۱۹۶۷ عملکرد رهبرمتاثراست از میزان کنترل و میزان نفوذ وی ؛ تاکید بر جو محیطی و شرایط گروه؛ تاکید برساختار و موقعیت گروه؛ تاکید بر قدرت ناشی از پست و مقام رهبر.
مسیر – هدف[۶۶] ایوانز[۶۷] هاوس ومیشل[۶۸] ۱۹۷۰-۱۹۷۴ تاکید بر تطبیق رفتارهای رهبر با اقتضائات وضعیتی (شامل ویژگی های کارکنان و ویژگی های محیط کاری)؛ چگونگی نفوذ رهبر بر برداشت های زیردستان از هدف های کاری وشخصی وارتباط میان این دودسته هدف های کاری و شخصی در راستای اثرگذاری بررضایت خاطر کارکنان؛ پذیرش رهبر به وسیله زیردستان وانگیزش برای عملکرد کاری.
رهبری فرمند (کاریزماتیک)[۶۹] وبر[۷۰] – هاوس ۱۹۴۷-۱۹۷۷ تاکید بر رفتار نمادین رهبر؛ پیام های الهام بخش و رویایی؛ ارتباطات غیرکلامی؛ گرایش به ارزش های ایدئولوژیک، تحریک فکری پیروان توسط رهبر؛ ایجاد تغییر در پیروان خود به واسطه تغییر در اهداف، ارزش ها، نیازها، عقاید و آرزوهای آنان.
رهبری مشارکتی[۷۱] وروم ویتون[۷۲] ۱۹۷۳ بیانگررابطه میان رفتاررهبر- زیردستان و میزان مشارکت افراد در تصمیم گیری باتوجه به شرایط مختلف وتوجه به نتایج عملکرد؛ ارائه قوانین درراستای تعیین استراتژی ویژه؛ رعایت مجموعه قوانین ومقررات؛ توجه به شرایط مختلف محیطی.
رهبری وضعیتی هرسی وبلانچارد[۷۳] ۱۹۷۷ درجه کارآیی و اثربخشی هرسبک خاص از رهبری منوط است به وجود اوضاع مناسب با آن؛ انتخاب سبکی سازگار با موقعیت در یک زمان معین.
رهبری تمام عیار[۷۴] باس وآوولیو[۷۵] ۱۹۹۳ الگویی مبتنی بر یک مدل سلسله مراتبی؛ قرارگرفتن کارکرهای رهبری برروی یک دامنه ازفعالیت های منفعل، غیرموثرتافعال؛ در برگیرنده سه نوع سبک رهبری تعامل گرا،تحول گرا وانفعالی / اجتنابی وشامل سه پیامدرفتاری: تلاش بسیار، رهبری اثربخش و رضایت، تبیین بهتر فرایندهای رهبری؛ دیدن اشتباهات و تحریفات توسط رهبر؛ اثربخشی رهبری آن است که به طور منظم هم ازرفتارهای رهبری تحول گرا (نفوذآرمانی، ملاحظات فردی، انگیزش الهام بخش، تحریک ذهنی) و هم ازپاداش مشروط رهبری تعامل گرا استفاده کند.
رهبری راهبردی تایلور ۱۹۶۰ اثرگذاری رهبر برموقعیت مطلوب سازمان وفرهنگ سازمانی؛ تصمیم گیری پر بعد و پر برآیند؛ تصمیمات جهت دار، بلندمدت و بنیادی؛ سازواری سیستم ازطریق توسعه یادگیری سازمانی، نفوذ در حلقه های سازنده و ساختار تعاملی سازمان؛ فراهم کردن زمینه نفوذ بیشتر از طریق اعتمادسازی وتوسعه سرمایه اجتماعی در درون و برون سیستم و توسعه پتانسیل انگیزشی؛ هدایت از طریق سیاست گذاری واجماع برسر محیط جهانی پیچیده، مبهم، غیر قابل اطمینان و فرار؛ تخصص بهینه منابع؛ در نظرگرفتن کلیه تمایلات، تفاوت های شخصیتی، برنامه ها، ذی نفعان سازمان و فرهنگ های مختلف.
رهبری خدمت گزار گرین لیف[۷۶] ۱۹۷۷ برابری رهبر با زیردستان در راستای هدایت آنان؛ برابری تمام اعضای سازمان در حقوق، اطلاعات و چشم اندازهای سازمان؛ نقش رهبر به عنوان تسهیل گر در شکل گیری گروه درسازمان.
رهبری تحول گرا برنز باس[۷۷] ۱۹۷۸-۱۹۸۵ تاکید برخصوصیات اخلاقی و ایده آل های متعالی مانند آزادگی، عدالت، برابری، صلح و انسانیت؛ برانگیختن زیردستان به منظور تلاش بیشتر درجهت دستیابی به اهداف سازمان؛ ارتقای سطح آگاهی زیردستان از اهمیت و ارزش نتایج مشخص؛ واداشتن زیردستان به فراتر رفتن ازمنافع فردی به خاطر تیم،سازمان و نظام؛ ارتقای سطوح نیازهای زیردستان به نیازهای مرتبه بالاتر؛ تاکید بر نفوذ آرمانی، انگیزش الهام بخش، تحریک عقلانی، ملاحظات فردی.
رهبری اصیل مؤسسه رهبری گالوپ ۲۰۰۴ تمرکز بر خود کنترلی وخودآگاهی رهبر و پیروان؛ نقش تعدیل گر مثبت سازمانی و تأکید بر عمل.
رهبری معنوی براون وتروینو ۲۰۰۶ تأکید بر ارزش ها، عقاید و رفتارهای افراد ودادن انگیزه به آن ها.

منابع این جدول: نقل از جعفری، ۱۳۹۱ : ۱۴-۱۷٫

موضوع رهبری یکی ازموضوعات بسیار مهم مباحث مربوط به علم رفتار سازمانی می باشدکه البته از دیرباز و از زمان انسان های اولیه به انحاء مختلف مطرح و مورد عمل قرار گرفته است. درحدود یک صد سال اخیر که نظریات سیستمی در خصوص سازمان ها شکل گرفته است، موضوع رهبری سازمان نیز از موضوعات مهم و قابل توجه بوده که مباحث مختلف وتحقیقات و پژوهش های انجام شده در زمینه رهبری منجر به پیدایش رویکردها وتئوری ها ی سنتی و نوین رهبری را با ذکر مولفه های مهم آنها نشان می دهند.

۲-۱-۲-۳- رهبری خدمت گزار

برای نخستین بارگرین لیف، به عنوان اندیشمند مدیریتی، مفهوم خدمت گزار را درمقاله خود با عنوان خادم به مثابه رهبر، و یک کتاب بعدی خود که مقاله رهبری خدمت گزار: سفری به سوی ماهیت قدرت مشروع و بزرگی رادرخودداشت مطرح کرد. بنا براعتقاد گرین لیف و همکاران و همفکران او، رهبری خدمت گزار ریشه در فراهم کردن خدمت به دیگران دارد و این خدمت از احساس طبیعی، یا تمایل به خدمت او سرچشمه می گیرد (سسیک،۲۰۰۰ ؛ باس[۷۸]،۲۰۰۰).

همچنین، اعتقاد براین است که برخلاف بیشتر مدل های رهبری که در کار مشاهده می شود، سپس درقالب های رفتاری تبیین می شود. رهبری خدمت گزار از درون رهبر می جوشد و از اصول، ارزش ها و عقاید او سرچشمه می گیرد (اینگرام[۷۹]،۷ ،۲۰۰۳، به نقل از فقهی فرهمند، ۱۳۸۷). رهبر از طریق خدمت به دیگران است که می خواهد به اهداف برسد. انگیزش و رفتار رهبری خدمت گزار منحصرا از اصول، ارزش ها و عقاید شخصی وی حاصل می شود..

۲-۱-۲-۴- رهبری اصیل: پاسخی به چالش ها و ابهامات نظریه خدمت گزار

نظریه رهبری خدمت گزار نواقص و نارسایی هایی دارد و این نواقص و نارسایی ها ضرورت ارائه نظریه ای جدید را نشان می دهد. این نظریه جدید نظریه رهبری اصیل است. اندیشمندان آن، آوولیو و گاردنر، با پژوهش بر نظریه های پیشین به خصوص نظریه رهبری خدمت گزار تلاش داشته اند نظریه ای رضایت بخش برای جامعه علمی و مدیران سازمانی ارائه کنند.

۲-۱-۲-۵- پیشینه و خاستگاه رهبری اصیل

ریشه مفهوم اصالت به فلسفه یونان باز می گردد (آوولیو وگاردنر، ۲۰۰۵) و معنای آن «با خود صادق بودن[۸۰]» است (آوولیو وگاردنر، ۲۰۰۵؛ ایلیس و همکاران،۲۰۰۵؛ ایکلی، ۲۰۰۵). منشا این بحث به مسائل فلسفی وروانشناسی مربوط می شود (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایلیس و همکاران، ۲۰۰۵). دو روانشناس انسان گرا، کارل راجرز ومازلو، به مباحث مربوط به اصالت بیشتر پرداخته اند. راجرز ومازلو بر انسان های خود واقع گرا[۸۱] یا کاملا عمل گرا توجه دارند؛ بنابر تعریف این دو، انسان های خود واقع گرا با ماهیت طبیعی خود سازگار هستند و به طورواضح و صحیح، خود و زندگی خود را می­بینند (به نقل از آوولیوو گاردنر،۲۰۰۵). مازلو معتقد است که انسان های خود واقع گرا دارای عقاید محکم اخلاقی هستند (مازلو،۱۹۷۱، ص ۴۳۶). این ایده های روانشناسی انسان گرایانه اندیشه هایی را برای ظهور ایده توسعه رهبری اصیل ایجاد کرد.

۲-۱-۲-۶- رهبری اصیل و توسعه رهبری اصیل[۸۲]

جامعه شناسی و آموزش از اولین حوزه هایی بود که مفهوم «اصالت» در رهبری را به کار بردند. همچنین، جامعه شناسی به نام سیمن[۸۳] مقیاسی را برای اندازه گیری اصالت و عدم اصالت تهیه کرد (برومباگ[۸۴]، ۱۹۷۱). با چند سال تاخیر، هندرسون و هوی[۸۵] در سال ۱۹۸۳ساخت «اصالت» را در رهبری آموزشی به کار بردند و مقیاس سیمن را با تعدیل هایی به کار گرفتند.

با افزایش توجه به دیدگاه های مثبت روانشناسی و اخلاقی در رهبری سازمانی، این مفهوم درسازمان ها نیز به کار گرفته شد. پژوهش های گسترده در مورد دیدگاه های مثبت روانشناسی نشان می دهند که پدیده های (اخلاقی) مثبت سازمانی که به رفاه روانشناسی (کارکنان) منجرمی شود گسترش یافته است. این پدیده متفاوت از مطالعات سنتی است که در پی تنها یک حالت یعنی بهترین شرایط انسانی بودند (کامرون، داتون و کوین، ۲۰۰۳، ص۴، به نقل از مؤمنی،۱۳۹۰).

این حوزه نوظهور و بافت مناظره آشکار درباره اهمیت ویژگی های مثبت عملکرد انسانی همانند تجربه احساسات مثبت، اعتماد به نفس، امیدواری و توفیق به رفاه اجتماعی و روانشناسی گسترش یافته است. در این حوزه و بافت، بحث های نظری اخیر در مورد پایه های اخلاقی و انسانی رهبری سازمانی شکل گرفت و رویکردهای رهبری (با دیدگاه های اخلاقی) مثبت به وجود آمدند (لوتانز و آوولیو،۲۰۰۸ ، می و همکاران،۲۰۱۱). نتیجه این تلاش های موزون و هم راستا مفهوم رهبری اصیل است که بنا به اعتقادی، مفهوم ریشه ای برای رویکردهای رهبری (بادیدگاه های اخلاقی) مثبت همانند رهبری کاریزما، اخلاقی و تحول گرا و خدمت گزار است (آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵)

ریشه های مفهومی رهبری اصیل با تعریف متداول امروزی آن را می توان در کار لوتانز و آوولیو یافت. این دو پژوهشگر به هنگام تحقیق در مورد توسعه رهبری اصیل بر روانشناسی مثبت و دیدگاه های مثبت تاکید داشتند.

پژوهش های بعدی وارد حوزه سازمانی شد. از جمله کامل ترین تعریفی که از رهبری اصیل در سازمان ارائه شد، تحقیق آوولیو، لوتانزو والومبوآ[۸۶] است. این سه محقق (۲۰۰۴، ص۴) رهبر اصیل را این چنین تعریف می­ کنند: رهبر اصیل آگاهی عمیقی نسبت به طرز تفکر و رفتار خود دارد و از ارزش­ها دیدگاه­ های اخلاقی، دانش و نقاط قوت خود و دیگران آگاه است؛ از بافتی که در آن فعالیت می­ کنند آگاه است؛ و اعتماد به نفس دارد، امیدوار، خوش بین و انعطاف پذیر است و خصوصیات اخلاقی بسیار خوبی دارد.

در ادامه پژوهشگران تلاش کردند تا تعریف اصیل را ارتقاء دهند. اما در نهایت همین تعریف مبنای نظریه رهبری اصیل قرار گرفت. در تعریف رهبری اصیل تلاش شده است تا این ساخت چند بعدی و چند سطحی باشد؛ به این معنا که عناصر حوزه های متفاوت را همچون ویژگی­های درونی، حالت ها، رفتارها، بافت ها و ویژگی ها داشته باشد. همچنین، سطح های متفاوت را – سطح فردی، تیمی و سازمانی- شامل شود (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ یا مارینو و همکاران، ۲۰۰۸). به دلیل درنظرگرفتن چند بعد و چند سطح این است که اندیشمندان سعی داشته اند تعریفی جامع وکامل ارائه دهند که پیچیدگی های پدیده را در بر گیرد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ یا مارینو و همکاران، ۲۰۰۸) همانند بافتی که رهبری اصیل درآن فعالیت دارد (باس، ۱۹۹۰؛ راست[۸۷]، ۱۹۹۱؛ یوکل[۸۸]، ۲۰۰۲). زیرا معتقد بودند که رهبری اصیل در بافت سازمانی بسیار متعالی به وجود می آید و رشد می کند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایلیس و همکاران، ۲۰۰۵). لازم به ذکراست آنچه به عنوان هسته رهبری اصیل مورد توجه است خودآگاهی و خودتنظیمی متمرکز باشد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایلیس و همکاران، ۲۰۰۵).

شمیرو ایلام (۲۰۰۵) نیز رهبری اصیل را تا حدودی به طورمشابه تعریف کردند؛ نکته جالب در تعریف آنان تأکید این دو اندیشمند بر بداعت رهبر است به این معنا که رهبر اصیل کپی رهبران پیشین نیست، دیدگاه های فردی خاص خود را دارد و بر ارزش های خود پایبند است. اما آوولیو و گاردنر بر دیدگاه های اخلاقی تأکید بیشتری دارند (آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵، ص۳۲۲-۳۲۳).

شمیرو ایلام (۲۰۰۵) و گاردنر و همکاران (۲۰۰۵) به هنگام بحث در مورد خودآگاهی و خودتنظیمی کارکنان، بر فرایندهای درونی کارکنان تأکید دارند اما آوولیو و گاردنر (۲۰۰۵) معتقدند که خودآگاهی و خودتنظیمی رهبراست که تعیین کننده عناصر خودآگاهی و خودتنظیمی کارکنان است. به عبارت دیگر، خودآگاهی و خودتنظیمی کارکنان را وابسته به شخصیت و حالت ها و رفتارهای رهبر می دانند. نکته دیگردر مورد تمایز دیدگاه شمیر و ایلام با دیدگاه آوولیو و گاردنر این است که شمیر و ایلام به بحث توسعه رهبران اصیل می ­پردازد اما تمرکز بیشتر آوولیو وگاردنر بر توسعه رهبری اصیل است و معتقد هستند کار ایشان مشکل تر است زیرا بحث توسعه رهبری اصیل شامل توسعه روابط اصیل بین رهبران وکارکنان است که فرایندهای پیچیده ای را در بر می گیرد.

نکته مهم دیگر این است که با یک برنامه آموزشی نمی توان به فرایند توسعه رهبری اصیل دست یافت؛ اندیشمندان این حوزه معتقد هستند که این برنامه گسترده تر از یک برنامه آموزشی است، و به کل برنامه زندگی فرد مربوط است (آوولیو، ۲۰۰۵، آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵). در ادامه به تبیین نظریه رهبری اصیل از دیدگاه آوولیو و گاردنر می پردازیم.

از مباحث فوق این نتیجه به دست می آید که تعاریف متفاوتی برای اصالت رهبرعنوان شده است اما تعریف آوولیو و همکاران اساس تعریف رهبراصیل قرارگرفته است. همچنین، آوولیو و گاردنر بحث نظریه رهبری اصیل را برای نخستین بار مطرح کرده اند. این دو پژوهشگر بر خلاف دیگر پژوهشگران این حوزه، بر بحث «وجود» یعنی ابعاد خودآگاهی و خودتنظیمی متمرکز شده اند و همان طور که دربخش نقد درونی رهبری خدمت گزار عنوان شد، «وجود» علت اصلی رفتارهای انسان و متعاقبا رهبر است. همچنین، رهبری را فراتر از بحث رشد و تعالی خود رهبر می دانند و روابط رهبر اصیل و پیروان او را نیز مدنظر قرارداده اند.

۲-۱-۲-۷- نظریه رهبری اصیل

با بحران اخلاق در مدیریت، ضرورت طرح نظریه ای جدید مطرح شده است که بتواند معضلات مدیریت را بر طرف کند. بر این اساس، در سال ۲۰۰۴، نظریه رهبری اصیل دریک کار تیمی توسط آوولیو و گاردنر در مؤسسه رهبری گالوپ [۸۹] ازدانشگاه نبراسکا- لینکولن مطرح شد. پس ازتحقیق بر ۸۰ مقاله در مورد رهبری و بررسی نقاط قوت وضعف آن ها، نظریه رهبری اصیل مطرح شد و در اختیار پژوهشگران و کارشناسان و مدیران قرار گرفت. تمایز اصلی این نظریه با دیگر نظریه های اخیر در زمینه رهبری این است که این نظریه برچالش جوامع امروزی یعنی مسائل اخلاقی، عدم اطمینان و تغییرهای پیوسته تمرکز کرده است. همچنین، تئوری رهبری اصیل کلی تراست و برپایه یک کارمیدانی قراردارد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵، ص ۳۱۶؛ تور و آفوری[۹۰]، ۲۰۰۸؛ یامارینو[۹۱] و همکاران، ۲۰۰۸).

ارزش های فی نفسه برتر[۹۲] (یعنی ارزش های جهان شمول همانند عدالت اجتماعی، برابری، روشن فکری، ارزش های نیک خواهی همانند صداقت، وفاداری، مسئولیت پذیری) و عواطف مثبت معطوف به دیگران[۹۳] (یعنی سپاسگزاری، حسن نیت، قدردانی و توجه به دیگران ) نقش اساسی را در ظهور و رشد نظریه رهبری اصیل ایفا می کنند (آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵، ص۳۱۸).

۲-۱-۲-۸- مؤلفه های رهبری اصیل

۱- خودآگاهی: این مؤلفه به عنوان آگاهی یا اعتماد به شخصیت، ارزش ها، انگیزه ها، احساسات و ادراکات شخصی آنها تعریف می شود. رهبران خودآگاه، ضعف ها و قوت های خود را می شناسند، می­دانند که چگونه رفتارشان، دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد، خودشان را می شناسند و می دانند خواهان چه هستند.

۲- جنبه اخلاقی درونی شده: بیان کننده یک فرایند خود کنترلی است که به موجب آن رهبران، ارزش­هایشان را با اهداف و فعالیتهایشان تطبیق می دهند. رهبران اصیل در مقابل فشارهای خارجی که بر خلاف استانداردهای اخلاقیشان است از طریق فرایند کنترل درونی مقاومت می کنند.

۳- پردازش متوازن: میزانی است که در آن رهبر، اطلاعات را قبل از تصمیم گیری تحلیل می کند و خواستار دیدگاه هایی ازسوی پیروان است که موضع گیری های او را مورد چالش قرار می دهد. در واقع رهبران اصیل توانایی شنیدن، تفسیرکردن و پردازش اطلاعات مثبت و منفی را قبل از تصمیم گیری و اتخاذ هر اقدامی دارند.

۴- شفافیت رابطه­ای: میزانی است که رهبر اصالت خود را به دیگران نشان می دهد، اطلاعات را با دیگران تسهیم می کند وافکارو احساسات واقعی خود را ابراز می کند. یک رهبر اصیل باید به انتقال این اطلاعات در یک حالت باز و صادق به دیگران از طریق خود افشاسازی حقیقی بپردازد. (میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی، ۱۳۹۱).

۲-۱-۲-۹- اجزای رهبری اصیل

آوولیو و گاردنر با تکیه برعلم تجربی «خود» و متعاقب آن فرایند توسعه فردی (رهبر و کارکنان) را شناسایی و تبیین کرده اند. این دو محقق با پژوهش بر ۸۰ مقاله رهبری مشابه، متغییرهای تجربی را برای شناسایی فرایند توسعه فردی ارائه کرده اند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵).

همچنین، بنا بر اعتقاد آوولیو و گاردنر، تحقق فرایند توسعه فردی نیازمند پشتوانه های اخلاقی است تا از هرگونه انحراف و نقصانی جلوگیری شود و آن ها را تحت عنوان “سرمایه های مثبت روانشناسی” و “دیدگاه های مثبت اخلاقی ” معرفی می­ کنند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). از این رو، با تکیه بر علم تجربی و پشتوانه های اخلاقی، فرایند توسعه فردی رهبرشکل می گیرد: درون رهبر ارزش­های فطری متعالی وجود دارد (که همان سرمایه مثبت روانشناسی رهبر و دیدگاه های مثبت اخلاقی است) و رشد و تعالی یافته است (می و همکاران، ۲۰۱۱؛ آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶). رهبر با شناخت این ارزش ها و با پشتوانه آن ها، خود را می شناسد که به آن خودآگاهی می گویند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶) و بر اساس آن، معیارهای درونی را برای تنظیم رفتار خود تعریف و تبیین می کند و این امرخود تنظیمی نام دارد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵؛ تور و آفوری، ۲۰۰۸). سپس با تکیه بر این دو بعد، رفتار و فرآیندهای رهبری را شکل می دهد و اجرا می کند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶ و تور و آفوری، ۲۰۰۸). بر این اساس، رهبر الگویی متعالی و رشد یافته برای پیروان است و پیروان برای رشد و تعالی درفرآیند توسعه فردی خویش و متعاقب آن عملکرد خود باید به او اقتدا کنند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶). این ارتباط و وابستگی بین رشد و تعالی رهبر و پیروان برای نخستین بار در نظریه رهبری اصیل عنوان شده است. در نهایت نیز نظریه رهبری اصیل عنوان می کند که چنین رهبر و کارکنانی سازمان را به عملکردی پایدار و بدون نقص می رسانند که فراتر از هر انتظاری است.

از توضیحات فوق، مشخص می شود که این نظریه بر ارزش ها و عناصراخلاقی توجه فراوان دارد. همچنین پایه نظریه رهبری اصیل «رهبر» است؛ در نظریه رهبری اصیل پایه و اساس رفتار رهبر «خود» رهبر است. به عبارت دیگر، هسته رهبری اصیل خود آگاهی و خودتنظیمی رهبر است (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶).

در ادامه هر یک از عناصر به طور مجزا توضیح داده می شود:

۱- سرمایه مثبت روانشناسی[۹۴]

آوولیو و گاردنر عنوان می کنند که سرمایه مثبت روانشناسی حالت های مثبت روانشناسی همانند اعتماد به نفس، امیدواری، خوش بینی و انعطاف پذیری هستند که درون فرد به طور ذاتی وفطری وجود دارند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). این ویژگی ها منابع فردی در رهبری اصیل هستند. زمانی که با بافت مثبت سازمانی همراه می شوند، رفتارهای خودآگاهی و رفتارهای خود تنظیمی را رشد و بهبود می دهند (این صفات ارزش های فی نفسه برترهستند که همان طورکه در بخش قبل ذکر شد، در ذات انسان وجود دارند). سرمایه های روانشناسی نقش اساسی در توسعه و رشد افراد، تیم ها و جوامع دارند (لوتانز، ۲۰۰۲، ۲۰۰۲؛ لوتانز و آوولیو، ۲۰۰۳؛ سلیگمن[۹۵]، ۲۰۰۲؛ سلیگمن، سیکزنتمیهالی[۹۶]، ۲۰۰۰؛ اسنایدر و لوپز[۹۷]، ۲۰۰۲؛ به نقل از آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵).

۲- دیدگاه مثبت اخلاقی[۹۸]

عامل مهم دیگر در رهبری اصیل دیدگاه مثبت اخلاقی است (لوتانز و آوولیو، ۲۰۰۳؛ می و همکاران، ۲۰۰۳). دیدگاه، مثبت اخلاقی[۹۹] می شود و رهبر باید این عوامل اخلاقی را داشته باشد تا بتواند رهبری اصیل باشد. بنابر دیدگاه آوولیو و گاردنر، این دیدگاه نیز همانند سرمایه های روانشناسی ذاتی و فطری هستند. این عوامل سرمایه های اخلاقی رهبر اصیل هستند و در فرایند تصمیم گیری به رهبرکمک می کنند تا به تصمیم های واضح و اخلاقی توفیق یابد همانند شجاعت، انعطاف پذیری و تأثیر گذاری. این نکته قابل ذکر است که ظرفیت های اخلاقی و روانشناسی مدنظر است که عملیاتی باشند تا بتوانند در فرایند تصمیم گیری به رهبر اصیل کمک کنند(این صفات عواطف مثبت معطوف به دیگران هستند).

بنا به اعتقاد آوولیو و گاردنر (۲۰۰۵)، این دو بعد ویژگی های ذاتی و درونی رهبری اصیل هستند که به دیگر ابعاد رهبری اصیل منتهی می شوند.

۳- خودآگاهی رهبر[۱۰۰]

پایه رهبری اصیل و نقطه شروع رهبری اصیل خود آگاهی است (ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵)

خودآگاهی یعنی آگاهی از وجود خود[۱۰۱] و آن وجود داخل بافتی شکل می گیرد که در آن برای مدتی آن «خود» کار و فعالیت می کند. خودآگاهی فرآیندی نوظهور[۱۰۲] است که فرد پیوسته استعدادها، توانمندی ها، اهداف و.. را درک می کند.

مؤلفه های خودآگاهی عبارتند از:

  1. ارزش ها[۱۰۳]
  2. شناخت در مورد هویت[۱۰۴]
  3. عواطف[۱۰۵]
  4. اهداف / انگیزه ها[۱۰۶]

تاکنون تمرکز بیشتر بر ارزش ها، شناخت ها و عواطف بوده است زیرا در ادبیات نظری تعریف بیشتری در مورد این مؤلفه ها وجود دارد.

۴- خودتنظیمی رهبر[۱۰۷]

در رهبری اصیل خودتنظیمی این گونه تعریف می شود: خودتنظیمی فرآیندی است که از طریق آن رهبران اصیل ارزش های خود را با اهداف و عملکردهایشان تنظیم می کنند. به طور دقیق تر، در فرایند خود تنظیمی، رهبران خودهای اصیل خود را به زیردستان خود منتقل می کنند. در رهبری اصیل توفیق به این فرایند ملزم به داشتن شرایط زیراست (استاجکویک و لوتانز[۱۰۸] ،۱۹۹۸، به نقل از آوولیو و همکاران، ۲۰۰۵).

  1. تنظیم استانداردهای درونی/ از درون هدایت شده (که به صورت فرموله شده و تدوین شده (درون فرد) وجود دارند یا به وجود می آیند).
  2. ارزیابی اختلاف بین استانداردها و نتایج واقعی یا مورد انتظار.
  3. مشخص کردن فعالیت های برنامه ریزی شده و مورد نظر برای بر طرف کردن اختلاف ها.

برای محقق شدن خود تنظیمی دو شرط بیان شده است (دسی و رایان، ۲۰۰۰، به نقل از آوولیو و همکاران، ۲۰۰۵ ).

  1. اصالت[۱۰۹]در رهبری زمانی محقق می شودکه فرآیندهای تنظیمی از درون هدایت شوند نه از طریق استانداردها و فرآیندهای بیرونی.
  2. اصالت رهبری شامل فرایند غیرمتعصبانه[۱۱۰]و متعادل[۱۱۱] ، اصالت و وضوح (صراحت) ارتباطی[۱۱۲] و رفتارهای اصیل است.

۵- رفتارها/ فرآیندهای رهبر

منظور رفتارها و فرآیندهایی از طریق آن ها رهبر بر پیروان خود تأثیر می گذارد. به عبارت دیگر، رفتارهایی است که رهبر را به عنوان الگو برای زیردستان معرفی می کند. رفتارهای زیر به عنوان رفتارهای اصیل برای رهبری پیشنهاد شده است: فرآیندهای شناسایی اجتماعی و فردی رهبر که به وسیله آن زیردستان با رهبران اصیل و ارزش های آن ها آشنا می شوند (گاردنر و همکاران، ۲۰۰۴؛ آوولیو و همکاران، ۲۰۰۴؛ گاردنر، ۲۰۰۵و ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ به نقل از آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵)، مدل سازی مثبت (شامل فرایند خودآگاهی و خودتنظیمی، حالت های مثبت روانشناسی و یا دیدگاه مثبت اخلاقی است) که مکانیزمی اساسی است که به وسیله آن رهبران اصیل زیردستان خود را تحت تأثیر قرارمی دهند و آن هارا رشد می دهند، افکار عاطفی و تعاملات مثبت اجتماعی که رهبران اصیل بین خود و زیردستان ایجاد می کنند.

آوولیو و گاردنر معتقد هستند که اگراین عوامل وجود نداشته باشند تنها چیزی که باقی می ماند نقش های اصیل و زیردستان است نه خود واقعی آن ها.

در نهایت، تمام این پنج فرایند، رهبری را به رهبری اصیل تبدیل می کند. اما تفاوتی که این نظریه با نظریه های پیشین خود دارد توجه به پیروان رهبر و بافت و شرایط محیطی است.

درادامه به این مباحث می پردازیم:

  • خودآگاهی و خودتنظیمی پیروان

ارزش ها، هویت و عواطف خود را می شناسند و رفتارشان را تنظیم می کنندو به اهدافی توفیق می یابند که مدنظر و موافق با اهداف رهبران ایشان است. از این رو انتظار می رود که پیروان عقاید و باورهای مورد حمایت رهبررا درونی کنند. این نظریه مطرح می کند که خود واقعی و ممکن پیروان در این صورت رشد و بهبود می یابد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵).

  • بافت سازمانی

ازآن جایی که تمام تعاملات رهبری در بافتی پویا و نوظهور رخ می دهد[۱۱۳]، مهم است که پژوهشگران بافت را در پیش بینی های اثربخشی و توسعه رهبری، در نظر بگیرند (آوولیو، ۲۰۰۵؛ دی[۱۱۴]، ۲۰۰۰؛ هاوس و آدیتا[۱۱۵]؛ ۱۹۹۷؛ لاندن[۱۱۶]، ۲۰۰۲؛ به نقل از آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵). با در نظر گرفتن بافت سازمانی به عنوان نقش تعدیل گر در ارتباط عملکرد و رهبری اصیل (گاردنر و همکاران، ۲۰۰۵؛ لوتانز و آوولیو، ۲۰۰۳؛ به نقل از آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵)، این فرصت فراهم می شود تا رهبری اصیل دربافت پایدار و منسجم شود (بافت از دیدگاه آوولیو و گاردنر (محیط و شرایط) متنوع است که حاصل ناآرامی، عدم اطمینان و چالش می باشد).

این شرایط می تواند رهبری اصیل خلق کند.

بافت چهار مؤلفه دارد: عدم اطمینان، فراگیری، اخلاق و پایه های مثبت. (به این معنا که در محیط اصیل، جو/ فرهنگی فراگیر در شرایطی بدون اطمینان وجود دارد که بر اصول اخلاقی و مثبت پایه گذاری می شود) (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). این شرایط مستقیما به خودآگاهی رهبر و زیردستان او بر می گردد.

برای رهبری اصیل و ایجاد اصالت، نیازمند محیطی هستیم که درآن دستیابی به اطلاعات، منابع و حمایت و فرصت برابر یادگیری برای همه فراهم باشد و رهبران و کارکنان را توانمندو توانا سازد تا کارهای خود را با اثربخشی بیشتری انجام دهند. برای این منظور، رهبراصیل باید جو سازمانی کاملی را بهبود و ارتقاء دهد که خود و زیردستان اوپیوسته رشد و تعالی یابند(گاردنر و همکاران، ۲۰۰۵؛ لوتانز و آوولیو، ۲۰۰۳؛ به نقل از آوولیووگاردنر، ۲۰۰۵). این بعد نیز به نوبه خود قطعا متأثر از بافت محیطی دیگری نسبت به آن است که برای ظهور بحث رهبراصیل وتوسعه رهبری اصیل قضیه­ای مقدم و اساسی فرض می شود (منظور شرایط جامعه و دنیا است که حاکم بر سازمان ها و انسان ها می باشد).

  • هدف نظریه رهبری اصیل: عملکردی پایدار و تمام عیار و فراتر از انتظارات

هدف نظریه رهبری اصیل دستیابی به عملکرد پایدار و تمام عیار وفراتراز انتظارات[۱۱۷] و رشد عملکرد پایدار است. تعاریف مختلفی ازعملکرد پایدار و تمام عیار در حوزه رهبری اصیل شده است (به طور مثال واتسون، ۲۰۰۳؛ بیر،۲۰۰۱؛ وابرتس و داولینگ، ۲۰۰۲؛ به نقل از آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). اما تعریف آوولیو و گاردنر (۲۰۰۵) جدیدترین و در برگیرنده تمام تعاریف است. بنا بر تعریف این دو محقق، عملکرد پایدار و تمام عیار شامل دانش ضمنی[۱۱۸] و منابع غیرمحسوس غیرمالی[۱۱۹] است. این موارد در برگیرنده سرمایه روانشناسی و اجتماعی و انسانی است و مشخص می کند چگونه سازمان به طور اصولی حرکت کند.

رشد عملکرد پایدار نیز رشدی حقیقی و منسجم و یکپارچه[۱۲۰] است که با توجه به معیارهای متنوع عنوان شده که عناصراصلی عملکرد سازمانی هستند محقق می شود.

مفهوم دیگری که در این تعریف عنوان شده است عملکرد فراتر از انتظارات است. این عبارت از تحقیق مفهومی باس (۱۹۸۵) در مورد رهبری تحول گرا گرفته شده است. برای دستیابی به عملکردی فراتراز انتظارات باید عملکردی را هدف قرار داد که تمام عملکردهای مدل های پیش از خود را شامل شود و فراتر از آن ها برود.

  • اصل پایه ای در نظریه رهبری اصیل

بنا بر دیگاه آوولیو و گاردنر، نظریه رهبری اصیل بر پایه اصلی قرارگرفته است که ارتباط اصلی را در فرایند رهبری اصیل نشان می دهد. آوولیو و گاردنر معتقدند که فرایند توسعه فردی که مجموعه خودآگاهی و خودتنظیمی است، عامل اساسی برای رفتار فرد است. به عبارت دیگر، فرایند توسعه فردی رفتار انسان را شکل می دهد. از این رو، فرایند توسعه فردی یا همان خودآگاهی و خود تنظیمی به هر نحوی شکل بگیرد رفتار انسان نیز متعاقب آن بر همان اساس بروز می کند.

رفتارها و عملکرد انسانفرآیند توسعه فردی:

 

خودآگاهی

خودتنظیمی

شکل ۲-۳: اصل پایه ای درنظریه رهبری اصیل

برهمین اساس و با توجه به اجزای دیگررهبری اصیل مدل رهبری اصیل به دست می آید.

برتری های درونی و رفتاری رهبر

سرمایه های فطری اخلاقی و روانشناسی

خودآگاهی و خودتنظیمی

فرایند توسعه فردی رهبر

رفتار و فرآیندهای رهبر

سرمایه های فطری اخلاقی و روانشناسی

خودآگاهی و خودتنظیمی

فرایند توسعه فردی پیروان

رفتار و عملکرد پیروان

شکل ۲-۴: مدل مفهومی رهبری اصیل

  • شایسته سالاری و مقبولیت رهبرازسوی جامعه

از مباحث فوق این نتیجه حاصل شد که منشأ نظریه رهبری اصیل فرایند توسعه فردی رهبر (خودآگاهی و خود تنظیمی) است. رهبر فردی است که در این دو بعد به کمال رسیده است زیرا رهبر با پشتوانه سرمایه اخلاقی و فطری که در خود به طور تمام و کمال به عینیت رسانیده است، توانسته خود را به طورکامل بشناسد و به استعدادهای درونی خود دست یابد. از این رو شایسته و لایق تابعیت است. دیگران نیز در فرایند توسعه فردی خود (خود آگاهی و خود تنظیمی) باید به او اقتدا کنند و او را سرمشق و الگو قرار دهند تا در نهایت تلاش و عملکرد گروه، تیم و یا سازمانی که تحت رهبری و هدایت رهبری اصیل است به بهترین نتیجه منتهی شود.

این مباحث نشان می دهد که نظریه رهبری اصیل مبتنی بر شایسته سالاری است و هرفردی که در فرایند توسعه فردی به تعالی رسیده است و در این فرایند از همه برتر باشد لایق رهبری است و برای دستیابی به بهترین عملکرد و نتیجه، افراد نیز باید از او تبعیت کنند و ازآن فراتر، در فرایند توسعه فردی خود باید رهبر را الگو قرار دهند و از او پیروی کنند.

اما از طرف دیگر، برای جلوگیری از استبداد و خودرأیی مطلق، این نظریه پیشنهاد می کند که در مواردی که تفاوت های ارزشی مشخص و اثرگذار است، رهبربرای ارزش گذاری از مذاکره استفاده کند (ایگلی، ۲۰۰۵). به عبارت دیگر، رهبردر فرایند رهبری از دیدگاه ها و نظرات دیگران نیز باید بهره بگیرد و از نظر اجماع پیروی کند. بنابراین، در نظریه رهبری اصیل، هر چند بحث شایسته سالاری حکم فرما است و رهبر برترین فردی است که در فرایند توسعه فردی به کمال رسیده و دیگران موظف به اطاعت و پیروی رضایتمند دیگران و جلوگیری از استبداد، رهبر از آراء و نظرات آنان نیز استفاده می کند. البته این نکته را نیز می توان نتیجه گرفت که این جلب رضایت وآراء افراد محدود است و اولویت با نظر و دیدگاه رهبراست زیرا او است که در فرایند توسعه فردی به کمال رسیده است و بهتر از دیگران درستی و نادرستی را تشخیص می دهد و عالم تراست.

با توجه به مباحث این بخش این مهم حاصل می شود که در نظریه رهبری اصیل ملاک واقعی شایسته سالاری است اما برای تحقق این نظریه نیازمند مقبولیت از جانب افراد نیز است (مؤمنی، ۱۳۹۰: ۶۵-۴۶).

از جمله عوامل مؤثر در ارتباط اشتیاق شغلی و رهبری اصیل، که به عنوان نقش واسطه ای عمل می کند، سرمایه روانشناختی است که در ادامه به آن پرداخته می شود.

۲-۱-۳- سرمایه­ روانشناختی

روانشناسی مثبت­نگر رشته تازه­ای در روانشناسی است. روانشناسی مثبت­نگر در اواخر دهه ۱۹۹۰ بر پا شده و تمرکز آن بیشتر بر قدرت­ها و توانایی­های فرد است تا جستجو در ضعف­ها و نقص­های او (حسینی­قمی، ۱۳۹۰).

روانشناسی مثبت­­نگر به عنوان رویکردی تازه در روانشناسی، بر فهم و تشریح شادمانی و احساس ذهنی بهزیستی و همچنین پیش ­بینی دقیق عواملی که بر آنها مؤثرند، تمرکز دارد. این رویکرد از منظری مثبت­گرایانه با ارتقای احساس ذهنی بهزیستی و شادمانی، در عوض درمان نواقص و اختلالات سرو کار دارد. بنابراین، روانشناسی مثبت­نگر تکمیل کننده روانشناسی بالینی سنتی است. فهم، درک و شفاف­سازی شادمانی و احساس ذهنی بهزیستی، موضوع محوری روانشناسی مثبت نگر است (سلیگمن و همکاران[۱۲۱]، ۲۰۰۵).

موضوع اصلی روانشناسی مثبت­نگر، تحقیق کردن درباره تجربیات ذهنی مثبت مانند: بهروزی، خشنودی، رضایت خاطر، لذت، امید، خوش­بینی، روانی، شایستگی، عشق، عشق به کار، جرأت، پشتکار، خودمختاری، مهارت میان فردی، استعداد، خلاقیت، ابتکار، دوراندیشی، خرد، مسئولیت میان فردی، نوع­دوستی، وجدان­ کاری و پرورش دیگران است (حسینی­قمی، ۱۳۹۰).

یکی از مهمترین متغیرهایی روانشناسی مثبت­گرا، سرمایه روانشناختی می­باشد. در ادامه این متغیر و مؤلفه ­های آن معرفی شده ­اند.

سرمایه روانشناختی عبارت است از مجموعه ­ای از صفات و توانمندی­های مثبت افراد و سازمان­ها که می ­تواند مانند یک منبع قوی در رشد و ارتقاء فرد و سازمان نقش داشته باشد. امیدواری، خوش­بینی، خودکارآمدی و استقامت (تاب­آوری یا انعطاف­پذیری) مؤلفه ­های سرمایه روانشناختی هستند. امیدواری حالتی انگیزشی است و سه مؤلفه عاملیت، طرح و هدف دارد. خوش بینی اسناد درونی بالنسبه ثابت و کلی در مورد حوادث مثبت است. خودکارآمدی به معنی اطمینان داشتن به توانایی­های مورد نیاز در دستیابی به موفقیت و باور به داشتن قدرت در غلبه بر تکالیف چالش­انگیز است و تاب­آوری را ظرفیت روانی مثبت برای برگشت، جهش از مصیبت و تغییر مثبت در جهت پیشرفت تعریف کرده ­اند که فرد را برای پذیرش مسئولیت آماده می کند (علی پور و همکاران، ۱۳۹۲).

در واقع، لوتانز و همکارانش در توسعه چارچوب رفتار سازمانی مثبت­گرا در سازمان­ها، سرمایه روانشناختی مثبت­گرا را به عنوان یک عامل ترکیبی و منبع مزیت رقابتی سازمان­ها مطرح کرده ­اند. آن ها بر این باورند که سرمایه روانشناختی، با تکیه بر متغیرهای روانشناختی مثبت گرایی همچون: امیدواری، خوش بینی، تاب­آوری و خودکارآمدی منجر به ارتقای ارزش سرمایه انسانی(دانش و مهارت­ های افراد) و سرمایه اجتماعی( شبکه روابط میان آنها) در سازمان می­ شود. بنا براین، سرمایه روانشناختی، از متغیرهای روا نشناختی مثبت گرایی تشکیل شده است که قابل اندازه ­گیری، توسعه و پرورش هستند و امکان اعمال مدیریت بر آنها وجود دارد (سیماراصل و فیاضی، ۱۳۸۸).

در سال­های اخیر، پژوهش­های تجربی فراوانی در زمینه تأثیرهای سرمایه روانشناختی بر متغیرهای سازمانی مانند: رضایت شغلی، عملکرد و تعهد سازمانی صورت گرفته است. نتایج این پژوهش­ها نشان از آن دارد که رابطه معنی­داری میان سرمایه روانشناختی و این متغیرهای سازمانی وجود دارد. نکته جالب توجه آن است که همبستگی میان سرمایه روانشناختی با هر یک از متغیرهای سازمانی، قوی­تر از همبستگی میان تک تک اجزای تشکیل دهنده سرمایه روانشناختی (امیدواری، خوش بینی، خودکارآمدی و تاب­آوری) و متغیرهای سازمانی است و این بدان معنا است که سرمایه روانشناختی دارای اثری هم افزاینده است. در مجموع، در مقوله رفتار سازمانی مثبت­گرا، سرمایه روانشناختی به مثابه درون دادی در نظر گرفته می شود که برون داد آن، سطح عملکرد سازمان است. لوتانز و همکارانش با پژوهش­هایی که در این زمینه انجام داده اند، به این نتیجه رسیده ­اند که می­توان با تقویت سرمایه روانشناختی در سازمان، عملکرد آن را دست کم تا ۱۰ در صد ارتقا داد (لوتانز و اولیو[۱۲۲]، ۲۰۰۷).

لوتانز و همکاران(۲۰۰۶) معتقدند که سرمایه­ روانشناختى فراتر از سرمایه­ انسانى و سرمایه­ اجتماعى است و به طور مستقیم با اینکه “شما که هستید” و مهم تر اینکه “شما که خواهید شد” مرتبط است. بحث تئورى منابع روانشناختى هابفل[۱۲۳] (۲۰۰۲) بیان مى­کند که بسیارى از سازه­هاى روانشناختى به عنوان شاخص­هاى سازه­هاى محورى گسترده تر یا “منابع روانشناختى”، بهتر درک مى شوند. در این رابطه، منبع مشترک اساسى بین این چهار قابلیت، یک “تلاش کارگزارى مثبت” است. که نشان دهنده­ تمایل افراد براى اقدام بر محیط به عنوان کارگزار، بر پایه ارزیابى­هاى مثبت فردى از موقعیت مى­باشد. آنچه در اینجا مهم مى­نماید، تمایز قائل شدن بین سرمایه روانشناختى و احساسات مقطعى است. سرمایه روانشناختى برخلاف احساسات مثبت، دوره زمانى طولانى­ترى دارد و احتمالاً در طول زمان، کمتر تغییر مى­کند. همچنین، سرمایه روانشناختى را مى­توان در رابطه با هر دو شرایط خاص و عمومى، مفهوم­پردازی کرد. در حالى که احساسات مثبت، نوعاً مربوط به برخى از “شرایط معنادار شخصى” هستند. اجزاى سرمایه روانشناختى، منابعى شخصى شامل منابع ذهنى، اجتماعى و روانشناختى را شکل مى­دهند که به نوبه خود به حالتى از سلامت کارى مانند عجین شدن شغلى منجر مى شود (به نقل از کریمی­ مزیدی و همکاران، ۱۳۹۱).

نتایج پژوهش­های انجام شده در زمینه رفتار سازمانی مثبت گرا حاکی از آن است که ظرفیت های روانشناختی از قبیل: امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی، در کنار هم، عاملی را با عنوان «سرمایه روانشناختی» تشکیل می­ دهند. به عبارت دیگر، برخی متغیرهای روانشناختی، از قبیل:

  • امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی، در مجموع یک منبع یا عامل نهفته جدیدی را تشکیل می­ دهند که در هر یک از این متغیرها، نمایان است (اوی و همکاران[۱۲۴]، ۲۰۰۶).

از این رو، در ادامه به ادبیات نظری مربوط به اجزای سرمایه روانشناختی پرداخته می­ شود:

۲-۱-۳-۱- اجزای سرمایه روانشناختی

۱- امیدواری

امید یکی از سازه ­هایی است که به عنوان شاخص توانمندی در بهزیستی مثبت افراد مورد توجه واقع شده است. ایده امید از زمان پیدایش نوع بشر وجود داشته است. زمانی که متقاعد می­شویم آینده به طور کلی غم­افزار و پوچ است، ممکن است اراده­مان را برای بردباری در زمان حال نیز از دست بدهیم. طبق نظر اگوستین «امید تنها با چیزهای خوب و آینده سروکار دارد و ارتباط مستقیم با فرد امیدوار دارد» هنگامی که هدف امید برآورده می­ شود، دیگر امید نیست بلکه تبدیل به دارایی فرد می­ شود همچنین امید اساس پشتکار افراد است (وال و همکاران[۱۲۵]، ۲۰۰۴).

لوپز و همکارانش[۱۲۶] (۲۰۰۷) بیان می کنند که قدرت امید به عنوان یک نیروی انگیزشی در تمام دوران معاصر مورد بحث بوده و در قرن گذشته صاحب نظران پزشکی و روانشناسی آن را بررسی کرده اند. بیش از ۴۰ سال پیش، اثر جروم فرانک[۱۲۷] (۲۰۰۸) امید را فرآیندی مفهوم سازی کرد که در تمام رویکردهای روان درمانی مشترک است (به نقل از بهاری، ۱۳۸۹).

از نظر اسنایدر[۱۲۸] (۲۰۰۲) امید فرایندی است که طی آن افراد ابتدا اهداف خود را تعیین می­ کنند،  سپس راهکارهایی برای رسیدن به آن اهداف خلق می­ کنند و بعد از آن انگیزه لازم برای به اجرا درآوردن این راهکارها را ایجاد کرده و در طول مسیر حفظ می­ کنند.

از این روی، امید یعنی انتظار مثبت برای دست یابی به هدف ها. این انتظار مثبت، خود دارای دو بعد گذرگاه و عامل است؛ یعنی: عامل + گذرگاه = امید (اسنایدر، ۲۰۰۲).

نظریه امید

چارلز ریک اسنایدر(۲۰۰۰) ملقب به سلطان امید برای اولین بار نظریه­اش را درباره امید مطرح کرد و آن را مرکب از «قدرت اراده»، «قدرت راه­یابی»، «داشتن هدف» و «تشخیص موانع» دانست. بر اساس این فرض که امید موجب امید بیشتر می­ شود، روابط خانوادگی، دوستی­های امید بخش می­توانند به عنوان عوامل روابط خواهر و برادری امید افزا عمل کنند (پرچم و همکاران، ۱۳۹۲).

مدتی بعد ورثینگتون[۱۲۹] (۲۰۰۵) از مولفه دیگری در امید به نام «قدرت صبر» موقعی که ما تغییری نمی بینیم، یاد کرد. او درباره بازسازی امید می­نویسد که زن و شوهر باید بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند، اختلافاتشان را حل کنند، و آسیب­ها را جبران کنند. زن و شوهر باید الف) اراده برای بهسازی ازدواجشان داشته باشند، ب) باید به راه­هایی برای بهسازی ازدواجشان دست یابند، و ج) اعتقاد به صبر برای ازدواجشان داشته باشند و در عین حال برای بهبود ازدواجشان فعالانه بکوشند. به طور خلاصه، زوج­ها به امید احتیاج دارند تا بتوانند مشکلات را طلاق دهند نه اینکه شریک زندگیشان را به عنوان مشکل ببینند. باید این نگرش و طرز فکر را جدی گرفت تا زوج­ها برای مدتی طولانی از مشکلاتشان مرخصی بگیرند. راه این کار، امید است زیرا امید هسته اصلی ازدواج و برای موفقیت هر ازدواجی لازم است(به نقل از علاء الدینی، ۱۳۸۷).

بر خلاف گروپمن[۱۳۰] (۲۰۰۵) که امید را مانند دارونما نافعال تلقی می­ کند و آن را انتظار، تمایل و باور می­داند، اسنایدر معتقد بود که تلقی امید به عنوان مؤلفه­ای که دارای اجزایی مثل چشمداشت و آرزوست، تلقی منفعلانه­ای است و در عوض مضمون فعالی از امید را معرفی می­ کند که شامل داشتن هدف، قدرت برنامه ریزی و قدرت اراده برای دستیابی به هدف با در نظر گرفتن موانع رسیدن به هدف و رفع آنهاست. از نظر او، هدف که اولین مؤلفه امید است همان چیزی است که فرد آن را انجام می­دهد یا می­خواهد آن را داشته باشد و می ­تواند کوچک یا بزرگ باشد. کولریج[۱۳۱] (۱۹۱۲؛ به نقل از اسنایدر، ۲۰۰۱) می گوید، «امید بدون هدف نمی­تواند زنده بماند». بنابراین، اهداف نقطه ثقل نظریه امیدند. این بدان معنی است که نه اهداف ۱۰۰ درصدی قابل پیگیری­اند، نه اهداف صفر درصدی قابل دفاع­اند. در واقع، اشخاص امید را تحت شرایط احتمالی متوسط از رسیدن به هدف رونق بخش می­بینند. قدرت برنامه ­ریزی یا راهیابی، دومین جزء است و همان تصور توانایی یافتن راه­هایی به سوی هدف مورد نظر است، مثل «من می توانم برای این وضع راهی پیدا کنم». سرانجام، قدرت اراده یا پایوری، جزء سوم امید، یک نیروی سوق دهنده در تفکر امیدبخش است. در واقع همان نیرویی است که شخص را به سوی هدف می کشاند؛ یعنی تصور داشتن اراده برای به کارگیری راه­های پیدا خلق شده برای رسیدن به هدف است و به صورت «باخودگویی مثبت» درونی مثل: «من می­توانم این کار را بکنم»، «من آماده­ام»، «من به اوضاع مسلطم» است. در این نظریه، قدرت اراده در

آدمی نهفته است و چیزی نیست که باید آموخته شود یا از هیچ به وجود آید. در عوض می تواند افزایش یابد و به سوی اهداف خاصی سوق داده شود (به نقل از بهاری، ۱۳۸۹).

اسنایدر(۲۰۰۲) عقیده داشت که امید ماهیتی اضدادی دارد زیرا در چارچوب نظریه امید حتی کسی که قصد خودکشی دارد برای هدفی البته بسیار منفی در حال نقشه کشیدن(برنامه ­ریزی) است؛ یعنی او با تمام امید می­کوشد خودش را بکشد. به عقیده او خودکشی در نهایت ممکن است بازتاب تجلی آخرین تفکر امید بخش باشد. وقتی تعقیب اهداف مربوط به زندگی مسدود می­ شود، مردم سرشار از یأس و جستجو برای هدفی می­شوند که آنها را از دام­های غیرقابل تحمل برهاند. مرگ همان هدف غایی است. هر چند که شخص ممکن است با تصمیم برای تعقیب مرگ مبارزه کند. از نظر او، افراد خودکشی­گرا از نظر فکری فعال و پرتوان می­شوند تا راهی برای رسیدن به هدفشان یعنی مرگ پیدا کنند. در واقع، بر اساس این دانش بالینی است که متخصصان زمانی باید نسبت به اقدام به خودکشی که مرگ­آور است، نگران باشند که سه شاخص مطرح باشد: نخست، شخص شروع به توصیف مرگ خود در قالب کلمات روشن(هدف) کند؛ دوم، این طور به نظر بیاید که شخص دارای موج عظیمی از انرژی(تفکر پایورانه) است؛ و سوم، شخص طرح و نقشه­های خاصی درباره اینکه چگونه این تصمیم را عملی کند(تفکر رهیاب) دارا باشد. با این که درماندگی صحنه روانی را برای خودکشی از طریق تثبیت شخص روی هدف مرگ آماده می­سازد؛ اما تفکرات پایورانه و رهیاب این سناریو مرگ آور را تکمیل می­ کند. بنابراین، اصول تفکر امیدبخش را برای خودکشی قطعاً می­توان به کار بست.

ورثینگتون[۱۳۲] (۲۰۱۰) در تأیید نظریه امید اسنایدر می­نویسد: «تصور داشتن قدرت راه­یابی یا برنامه ­ریزی بدون تصور داشتن قدرت اراده، امیدی در پی ندارد. و تصور داشتن قدرت اراده بدون تصور قدرت راه­یابی، معنای امید را نمی­دهد. با این حال، او معتقد است که امید چیزی بیش از دست و پنجه نرم کردن با موانع است و شامل پشت کار است(به نقل از علاء الدینی، ۱۳۸۷).

بنابراین، اسنایدر(۲۰۰۰) در پاسخ به این سوال که امید به راستی چیست، آن را یک حالت انگیزشی مثبت می­داند که مبتنی بر حس پایوری و راهیابی و ناشی از تعامل فرد با محیط است. به سخن دیگر، امید، ظرفیت تصور توانایی ایجاد مسیرهایی به سمت اهداف مطلوب و تصور داشتن انگیزه برای حرکت در این مسیرهاست. او در تعریف دیگری، امید را مجموعه ­ای ذهنی می­داند که مبتنی بر حس متقابل اراده، و برنامه ­ریزی برای رسیدن به هدف است که دارای دو بعد شناختی به هم مرتبط: ۱- قدرت پایوری و ۲- قدرت راه­یابی است. به عقیده وی تفکر پایورانه. افکاری­اند که افراد در مورد توانایی خود برای شروع و حفظ حرکت در مسیر انتخاب شده به سمت هدف دارند. تفکر عاملیتی یا پایورانه یک مؤلفه انگیزشی است.

که معرف ارزیابی از تواناییش برای حفظ حرکت در مسیر هدف، و تصور شخص از تواناییش برای شروع حرکت در مسیرهای تعیین شده به سمت هدف است. همچنین، او تفکر رهیاب را عبارت از تصور توانایی شخص برای شناسایی و ایجاد مسیر به سمت هدف می داند(به نقل از پرچم و همکاران، ۱۳۹۲).

نقش موانع در پرورش امید

برای داشتن تفکر امیدوارانه باید یاد بگیریم چطور با موانع روبرو شویم و بدین منظور باید گذرگاه هایی مختلف را در نظر بگیریم؛ به عبارت دیگر، تفکر امیدوارانه با غلبه بر موانع ایجاد می­ شود؛ پس موانع، لزوماً از زندگی حذف نمی­شوند و حتی می­توانند باعث ارزشمندتر شدن هدف شوند(اسنایدر، ۲۰۰۲).

به طور کلی، برخورد با مانع در راه رسیدن به هدف، ممکن است برخی واکنش­های هیجانی منفی را ایجاد کند؛ اما این واکنش­ها در همۀ افراد، یکسان نیست و افراد دارای امید زیاد، هنگام برخورد با موانع، به دلیل ایجاد راه­های جایگزین برای رسیدن به هدف، پاسخ­های هیجانی سازگارتری می­ دهند؛ همچنین هنگام نبود امکان برای دست­یابی به هدف اصلی، از هدف­های جایگزین استفاده می­ کنند. آن ها در هر یک از حیطه­های زندگی خود، چندین هدف را مشخص می­ کنند و به این ترتیب، هنگام رویارویی با مانع می­توانند انعطاف­پذیر باشند و به دنبال هدفی دیگر بروند یا بر دیگر حیطه­های زندگی خود تأکید کنند؛ در حالی که افراد دارای امید کم، به روشنی نمی­دانند چطور باید به هدف­های خود برسند و هنگام رویارویی با موانع چگونه عمل کنند. در واقع، افراد امیدوار در نتیجۀ تجربه کردن سختی­ها، به این باور رسیده ­اند که می­توانند خود را با مشکلات و کاستی­های بالقوه وفق دهند(علاءالدینی، ۱۳۸۷).

هنگام رویارویی با موانع، افراد از مرحله­های روا نشناختی خاصی می­گذرند که در همۀ انسان­ها، طبق الگویی خاص ایجاد نمی­شوند؛ اما به طور کلی، فرد از امید به سمت خشم، از خشم به سمت ناامیدی و از ناامیدی به سمت بی احساسی پیش می­رود(اسنایدر، ۲۰۰۲).

مراحل نا امیدی

به نظر می رسد که نا امیدی نیز یک اتفاق نیست بلکه یک فرایند است. یعنی از جایی شروع می­ شود و به نا امیدی ختم می­ شود. تشخیص بین مراحل روانشناختی که فرد بدان طریق می ­تواند هنگامی که تفکر هدفمندش با مانع برخورد می­ کند، پیش برود بسیار مهم است. همان طور که گفته شد موانع قادرند که پاسخ­های هیجانی منفی ایجاد کنند. این مراحل درباره تمام افراد محدود به الگوی خاصی نمی­ شود؛ اما به طور کلی آن­ها از امید به سمت غضب، از غضب به سمت یاس، و از یأس به سمت بی تفاوتی پیش می­روند(اسنایدر، ۲۰۰۲).

الف) غضب

وقتی شخصی شدیداً عصبانی می­ شود که اولین واکنش به موقعی است که با منع بزرگی برخورد کرده است، هنوز انرژی دارد و سعی می کند اهداف دیگر را دنبال کند(البته این واکنش لزوماً عاطفی نیست). مردم اغلب هنگامی که غضبناک­اند اعمال تکانشی، خودشکن، و بدجوری را مرتکب می شوند.

ب)یأس

هنگام یأس، که قدم بعدی در این پیشروی فرضی است، فرد هنوز روی هدف مسدود شده متمرکز است. اما درباره غلبه بر مانع یا موانع مربوط احساس عجز می­ کند. براون و هریس[۱۳۳] (۱۹۷۸) به طور واضح و مختصر یأس را به صورت، «اوه، بازم یه چیز دیگه»، توصیف می­ کنند. با این حال، در افرادی که یأس را تجربه می­ کنند، تفاوت­هایی وجود دارد. برای مثال، بعضی افراد با وقایع ظاهراً بی ضرر مانند گم کردن کلید یا ناتوانی از پیروز شدن در بحث با همسرشان فوراً مأیوس می­شوند. همین طور، بعضی از مردم به ویژه مشکلات را پیچیده تصور می­ کنند که به نوبه خود بیشتر احساس ناشایستی می­ کنند و منابع روانشناختی­شان را از دست می­ دهند. به علاوه، به اعتقاد براون و هریس (۱۹۷۸) مردم ممکن است به دلیل فقدان آگاهی یا اطلاع از اینکه چگونه مشکلات را حل کنند، در یأس و نومیدی بلغزند (به نقل از بهاری، ۱۳۸۹).

ج) بی تفاوتی

سرانجام، اشخاص زمانی که شکست خود را تصدیق می­ کنند و دست از تعقیب اهداف می­کشند، بی تفاوت می­شوند. بی ­تفاوتی، به صورت «فقدان علاقه یا توجه، به ویژه به موضوعات دارای اهمیت کلی است» (پایکت و همکاران[۱۳۴]، ۱۹۹۷). بی تفاوتی، فقدان هیجان یا احساس یا منفعل بودن توصیف می­ شود. این یک حالت نباتی و عاری از توجه است که شخص حس رشد مداوم خود را از دست می­دهد و موجب دلواپسی نزدیکانش می­ شود(به نقل از اسنایدر، ۲۰۰۲).

این که چه کسی این مراحل را از امید تا بی تفاوتی طی می کند، به سطح امید اختیاری و نیز به ماهیت هدفی که مسدود شده، بستگی دارد. برای نمونه وقتی تصور می­ شود که هدف مهمی مسدود شده، که اهداف مکرراً با مانع مواجه می­شوند یا اهمیت موانع بسیار زیاد است، شخص هرگونه تعیین هدف را نادیده می­گیرد. برای مثال، پیتمن و پتیمن[۱۳۵] (۱۹۷۹) پی بردند که وقتی شرکت کننده ها فقط دو بار در یک تکلیف شکست می خوردند عملکرد آن­ها بعدها بهتر می شد، اماوقتی شش بار در یک تکلیف شکست می خوردند، عملکرد آنها به طرز چشمگیری تحلیل می­رفت. باید خاطر نشان کرد برای اشخاص آسیب پذیرتر حتی یکبار شکست در انجام کاری می ­تواند در آن­ها این تصور را به وجود آورد که ادامه دادن به آن کار ناممکن است، در نتیجه انگیزش آن­ها برای هرگونه تکلیف جدید کمتر می­ شود (به نقل از بهاری، ۱۳۸۹).

۲– تاب­آوری

هسته مرکزی سازه تاب­آوری را این پیش فرض تشکیل می دهد که فطرتی زیست شناختی برای رشد و کمال در هر انسان وجود دارد (برای نمونه طبیعت خود اصلاح­گری ارگانیسم انسانی) که به طور طبیعی و در شرایط معین محیطی می تواند آشکار شود. به باور ماستن[۱۳۶] (۲۰۰۱) هنگامی که فاجعه از سر بگذرد و نیاز های اولیه انسانی تأمین گردد، آن گاه تاب­آوری به ظهور می­رسد. در نتیجه فرایند تاب آوری، اثرات ناگوار، اصلاح یا تعدیل می­شوند و یا حتی ناپدید می­گردند (به نقل از رحیمیان و اصغرنژاد، ۱۳۸۷).

به طور کلی واژه تاب آوری به عوامل و فرایندهایی اطلاق می­ شود که خط سیر رشدی را از خطر گرفتاری به رفتارهای مشکل­زا و آسیب روانشناختی محافظت کرده و علی­رغم وجود شرایط ناگوار به پیامدهای سازگارانه منتهی می­ شود( محمدی و همکاران، ۱۳۸۵).

البته تاب­آوری، تنها پایداری در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست و حالتی انفعالی در رویارویی با شرایط خطرناک نمی ­باشد، بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط پیرامونی خود است .

از این رو، تاب­آوری جایگاه ویژه­ای در حوضه­های روانشناسی تحول و بهداشت روانی یافته است. گارمزی[۱۳۷] و ماستن (۱۹۹۱) تاب آوری را “یک فرایند، توانایی، یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز با شرایط تهدید کننده” تعریف نموده ­اند. به بیان دیگر تاب آوری، سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است (والر[۱۳۸]، ۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران، ۱۳۸۶).

همچنین، زیمبرمن و ارونکومار[۱۳۹] (۱۹۹۴) تاب آوری را به عنوان توانایی بازگشت به حالت اولیه پس از دشواری یا آن عوامل و فرایندهایی که مسیر مخاطره به رفتار مشکل یا آسیب­شناسی را قطع می­ کند و بدان وسیله حتی در حضور شرایط چالش ­برانگیز و تهدید کننده به پیامدهای سازگارانه منجر می شود، توصیف می­ کنند(به نقل از علاء الدینی، ۱۳۸۷).

از طرفی، ورنر[۱۴۰] و اسمیت[۱۴۱] (۱۹۹۲) تاب­آوری را ساز و کار ذاتی خود اصلاح­گری انسان می­دانند. افزون بر آن به باور ورنر (۱۹۹۷) تاب­­آوری صرف نظر از خطرات تهدید کننده، عاملی بالقوه در همه افراد برای تغییر است (به نقل از رحیمیان و اصغرنژاد، ۱۳۸۷). به عبارت دیگر می توان گفت تاب­آوری، توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی- روانی، در شرایط خطرناک است (کانر و دیویدسون[۱۴۲]، ۲۰۰۳، به نقل از سامانی و همکاران، ۱۳۸۶).

به طور کلی می توان گفت تاب آوری بیانگر ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پر خطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط فائق می­آید، بلکه طی آن و با وجود آن قوی­تر نیز می­گردد (فولادچنگ و موسوی، ۱۳۸۷).

ویژگی های افراد تاب آور

۱- احساس ارزشمندی: پذیرفتن خود به عنوان فردی ارزشمند، و احترام قایل شدن برای خود و توانایی­هایشان، بی قید و شرط دوست داشتن و سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش دادن آن­ها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف خود و کتمان نکردن آن­ها از ویژگی­های افراد تاب­آور می­باشد. علاوه بر آن این افراد سعی می­ کنند که نارسایی­ها را با واقع بینی بر طرف کرده و در غیر این صورت با این ویژگی­ها کنار می­آیند.

۲– مهارت در حل مسئله: افراد تاب آور ذهنیتی تحلیلی- انتقادی نسبت به توانایی­های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی درباره پیدا کردن راه حل­های مختلف درباره یک موقعیت یا مسأله خاص دارند. همچنین توانایی ویژه­ای در تجزیه و تحلیل واقع بینانه مشکلات شخصی و پیدا کردن راه حل­های فوری و راهبردهای دراز مدت برای حل و فصل مشکلاتی که به آسانی و سریع حل نمی­شوند را دارا هستند.

۳- کفایت اجتماعی: این دسته از افراد مهارت­ های ارتباط با دیگران را خیلی خوب آموخته­اند.آن­ها می­توانند در شرایط سخت هم، شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند، می­توانند با دیگران صمیمی شوند و در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند؛ ضمن اینکه این گونه آدم­ها می­توانند سنگ صبور خوبی باشند، وقتی برایشان حرف می­زنید خوب گوش می­ دهند و خودشان را جای شما می­گذارند. در ضمن آن­ها طیف وسیعی از مهارت ­ها و راهبردهای اجتماعی شامل مهارت­ های گفتگو، جرأت­مندی، آمادگی برای گوش دادن به دیگران و احترام گذاشتن به احساسات و عقاید دیگران که در تعاملات اجتماعی بسیار مهم است را دارا هستند.

۴- خوش بینی: افراد تاب­آور اعتقاد راسخ به این دارند که آینده می ­تواند بهتر باشد. همچنین، احساس امید و هدفمندی و باور به اینکه می­توانند زندگی و آینده خود را کنترل کنند و موانع احتمالی نمی­تواند آنها را متوقف سازد، از ویژگی چنین افرادی است.

۵- همدلی : تاب­آورها، دارای توانایی برقراری رابطه توأم با احترام متقابل با دیگران هستند که موجب به هم پیوستگی اجتماعی یعنی احساس تعلق به افراد، گروه­ها و نهادهای اجتماعی می­ شود(ماستن و همکاران[۱۴۳]، ۱۹۹۹).

در مجموع، لوتانز و همکاران(۲۰۰۷) معتقدند که افراد تاب­آور، دارای این ویژگی­ها هستند:

  1. واقعیت­های زندگی را به سهولت می پذیرند.
  2. ایمان دارند که زندگی پرمعنا است (این باور معمولاً به وسیله ارزش­های آن­ها حمایت می­ شود).
  3. دارای توانایی­های چشمگیری برای وفق دادن سریع خود با تغییرات بزرگ هستند.

مدل­های تاب­آوری

الف) مدل تاب آوری کامپفر

چارچوب تاب­آوری کامپفر[۱۴۴] (۱۹۹۹) یک مدل تبادلی تاب­آوری است، و شامل «هم سازه فرایند و هم سازه پیامد» است (گلانز و جانسون[۱۴۵]، ۱۹۹۹). این مدل تا اندازه­ای بر ماهیت تعاملی محتوای محیطی و تاب آوری درونی (فرایند تبادلی محیطی-شخص)، و عوامل تاب­آوری درونی و پیامدهای انسجام مجدد (فرایندهای تاب­آوری) گرایش یافته است. فرایندهای تاب­آوری شامل فرایندهای منحصر به فرد کنار آمدن است که از طریق مواجهه­های قبلی فرد با چالش و استرسورها آموخته شده اند. فریدمن[۱۴۶] (۲۰۰۲)، این فرایند را «سرچشمه تاب­آوری» نامیده است(به نقل از کردمیرزا نیکوزاده، ۱۳۸۸).

متغیرهای این مدل به شرح زیر است(کردمیرزا نیکوزاده، ۱۳۸۸):

    1. استرسورها، مثل: مشکلات اقتصادی و شغل.

عکس مرتبط با اقتصاد

  1. عوامل خطرآفرین محیطی، مثل: فقدان حمایت اجتماعی، منابع اقتصادی محدود یا فرصت­های شغلی محدود، تعارض با همسر، یا داشتن فرزندانی که در رشد زندگی اجتماعی بازداری شده ­اند.
  2. عوامل حفاظتی محیطی، مثل: شبکه حمایتی اجتماعی، امنیت شغلی، فرصت­های شغلی یا آموزشی و پذیرش کمک حرفه­ای.
  3. فرایندهای تبادلی محیط-شخص، مثل: ادراک شخص از وابستگی به مواد، قاب­دهی مجدد وابستگی به مواد و تغییر محیطی.
  4. عوامل شناختی، مثل: قابلیت حل مسئله، بینش، عزت نفس، ظرفیت برای یادگیری توانایی شخص برای قاب­دهی مجدد تجربه وابستگی به مواد.
  5. عوامل هیجانی، مثل: همدردی، حس شوخ طبعی، و توانایی برای بازسازی عزت نفس.
  6. عوامل معنوی، مثل: حس غایت، توانایی برای رؤیا، و مرجع کنترل درونی.
  7. مهارت­ های رفتاری، مثل: ارتباط مؤثر، مهارت­ های اجتماعی، انعطاف­پذیری، و بهزیستی جسمانی.

کامپفر(۱۹۹۹) باور داشت که تاب آوری، بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالا (در شرایط تهدید کننده) است، و از این رو سازگاری موفق در زندگی را فراهم می­ کند. بنابراین افراد با سطح تاب آوری بالا، بیشتر احتمال دارد که احساسات مثبت را تجربه کنند، سطح بالاتری از اعتماد به نفس دارند و سازگاری روانشناختی بهتری نیز نسبت به افراد دارای تاب آوری پایین، دارند. همچنین بیان می­ کند که افراد دارای تاب آوری پایین زمان روبرو شدن با پیشامدهای پر استرس، برخوردهای خشک و بدون انعطاف ازخود نشان می­ دهند و تمایل دارند از روش­های قبلی برای مقابله استفاده کنند، و بسیار آشفته می­شوند. در عین حال کامپفر به این نکته نیز اشاره می­نماید که سازگاری مثبت با زندگی، هم می ­تواند پیامد تاب­آوری به شمار رود و هم به عنوان پیش­آیند، سطح بالاتری از تاب­آوری را سبب شود. وی این مسئله را ناشی از پیچیدگی تعریف و نگاه فرآیندی به تاب­آوری می­داند (ووک[۱۴۷] و همکاران، ۲۰۰۷).

ب) مدل تاب­آوری اورال و همکاران

بر طبق مدل های ارائه شده از سوی اورال، آتروس و پاولسن[۱۴۸] (۲۰۰۶) سه حوزه عملکردی برای تاب آوری تعریف و بر آنها تمرکز شده است.

  1. تاب آوری به عنوان یک ویژگی شخصیتی یا توانایی پیش ­بینی افراد در مقابل تأثیرات منفی ناملایمات و احتمال خطر فرض می­ شود.
  2. یک وضعیت روحی مثبت یا سلامت روانی(مثل درک مثبت، خود پنداری، پیشرفت تحصیلی، موفقیت در وظایف و…) یا فقدان بیماری روحی روانی علیرغم وجود یا احتمال خطر تعریف می­گردد.
  3. یک فرایند پویا که بر کنش بین متغیرهای فردی و پیرامونی تأثیر گذاشته و در طول زمان تغییر می­ کند. این تعریف به دلیل چهارچوب فراگیر و تلفیق ویژگی­های فردی با محیطی ایجاد تاب­آوری بیش از تعاریف قبلی مورد توجه است(به نقل از یزدانی، ۱۳۹۱).

هاندرسن[۱۴۹] (۲۰۰۴) تاب آوری را ترکیبی از ۶ عامل زیر معرفی می کند:

  1. فراهم سازی حمایت مهربانانه
  2. طراحی و ارتباط سازی برای افزایش امیدواری
  3. فرصت سازی برای مشارکت معنادار
  4. پیشاهنگی در پیوند های اجتماعی
  5. مرزبندی شفاف و سازگار
  6. آموزش مهارت های زندگی

همچنین، لاتر و همکاران[۱۵۰] (۲۰۰۰) و ماستن و کواتسورث[۱۵۱] (۱۹۹۸) خصوصیات تاب آوری را به این شرح توصیف نموده اند:

  1. برخورداری از تیزهوشی و مهارت عقلانی، توانائی در صمیمیت و گسستگی
  2. توانایی در مفهوم پردازی موضوعات متعدد، دستیابی فرد به این اعتقاد که حق زندگی کردن دارد.
  3. برخوردار بودن از توانایی یادآوری و فراخوانی اشخاص و موضوعات خوب و نگهداری آن­ها(نمادهای خوب) در ذهن.
  4. برخورداری از توانایی در لمس عواطف، بجای این که وی هر زمان که عواطف مهم وی برانگیخته شدند، آن­ها را انکار یا سرکوب کند.
  5. داشتن هدف در زندگی
  6. برخورداری از توانائی جذب و استفاده از حمایت اجتماعی
  7. برخورداری از توان در نظر گرفتن احتمالات در زندگی و استفاده مطلوب از دستورات اخلاقی جامعه مدنی.
  8. نیاز و توانایی در کمک به دیگران.
  9. برخورداری از خزانه عاطفی و برخورداری از دیدگاهی نوع دوستانه نسبت به دیگران.

در مجموع می توان گفت که تاب­آوری فرایندی پویا است که در آن تأثیرات محیطی و شخصیتی در تعاملی متقابل بر یکدیگر اثر می گذارند. پژوهش های تاب­آوری الگوهای نظری رشد انسان را که پیش از این توسط اریکسون، برونفن، پیاژه، کلبرگ، گیلیان، استینر، مزلو و پیرس مطرح شده بود، مورد تأیید قرار می دهند. در تمامی این الگوهای نظری، در حالی که بر ابعاد مختلف رشد انسانی(روانی- اجتماعی- شناختی- اخلاقی- معنوی) تأکید می شود، هسته مرکزی این رویکردها را این پیش فرض تشکیل می دهد که فطرتی بیولوژیک برای رشد و کمال در هر انسان وجود دارد-طبیعت خود اصلاح گری ارگانیسم انسانی- که بطور طبیعی و تحت شرایط معین محیطی می ­تواند آشکار شود. همان­گونه که ماستن می گوید: هنگامی که فاجعه از سر بگذرد و نیازهای اولیه انسانی تأمین گردد، آن گاه تاب­آوری احتمال ظهور می­یابد (به نقل از سامانی و همکاران، ۱۳۸۶).

۳– خوش­بینی

محققان مطالعه بر روی خوش­بینی را به عنوان یک سازه روان شناختی درقرن بیستم آغاز کردند (میلیگان[۱۵۲]، ۲۰۰۳) خوش­بینی معادل کلمه لاتین به معنی بهترین است. تیگر[۱۵۳] (۱۹۷۹) خوش بینی را خلق یا نگرشی می­داند که با در نظر گرفتن انتظار فرد و اجتماع همراه است؛ یعنی فرد آنچه مطلوب اجتماع است را نسبت به آنچه برای خود سودمند می­داند در نظر می­گیرد. با توجه به این تعریف می­توان استنباط کرد که خوش­بینی مفهومی عینی یا واحد نیست و با مضامین آن مشخص می­ شود. زیرا در مورد هر فرد آنچه به عنوان خوش­بینی در نظر گرفته می­ شود به چیزهایی که برای او مطلوب و خواستنی است، بستگی دارد(پترسون[۱۵۴]، ۲۰۰۰؛ به نقل از بهاری، ۱۳۸۹).

خوش­بینی را توانایی بهتر نگریستن به دنیا و وقایعی که در آن اتفاق می­افتد و توانایی برخورد درست با واقعیات زندگی تعریف کرده ­اند(به نقل از گنجی، ۱۳۸۵).

خوش بینی با بهره­ گیری از راهبردهای کنار آمدن فعال ارتباط دارد. خوش بینی، نگرش­ها و گرایش­های مثبت برنامه ­ریزی برای بهبود، جستجوی اطلاعات و بازسازی موقعیت­های بد بر حسب مثبت­ترین جنبه­هایشان را پیش بینی می کند(اسنایدر و لوپز[۱۵۵]، ۲۰۱۲).

تایلر[۱۵۶] (۱۹۷۹) خوش­بینی را روحیه یا نگرشی تعریف می­ کند که با توقع درباره آینده اجتماعی یا مادی مرتبط است؛ آینده­ای که فرد ارزیابی کننده، از نظر اجتماعی به دلیل منافع یا لذتی که برایش دارد، مطلوب تلقی می­ کند(مکاینس و چان[۱۵۷] ۲۰۰۶، به نقل از محمدی و همکاران،۱۳۸۵).

انواع خوش­بینی

  1. خوش بینی سرشتی یا گرایشی

خوش بینی سرشتی یا گرایشی یک انتظار کلی است دایر بر این که در آینده بیشتر رویدادهای خوب اتفاق خواهند افتاد تا رویدادهای بد. شیبر و همکاران (۱۹۸۵) استدلال می­ کنند که افراد خوش بین در رویارویی با دشواری­ها به دنبال کردن هدف­های با ارزش خود ادامه می­ دهند و یا با به کارگیری کنار آمدن مؤثر، خودشان و حالت­های شخصی­شان را تنظیم می­ کنند تا این که بتوانند به هدف­های خود برسند.

خوش­بینی سرشتی با سلامت خوب و پاسخ مثبت به مداخله­های پزشکی در بعضی شرایط مانند بیماری قلبی و سرطانی همبسته است. تأثیر خوش­بینی سرشتی بر بهبودی از طریق شیوه ­های پزشکی را می­توان مدیون راهبردهای کنار آمدن مؤثر، مثل تعریف مجدد یا چارچوب­بندی مجدد زندگی دانست. در مقابل، افراد بدبین از راهبردهای کنار آمدن اجتنابی استفاده می کنند یا از کنار آمدن با مشکلات شانه خالی می کنند (ترجمه کریمی و افراز،۱۳۸۷).

۲ .خوش بینی تبیینی

استاد مارتین سلیگمن (۱۹۹۸) و همکارانش خوش­بینی را به جای یک صفت شخصیتی گسترده به عنوان یک سبک تبیینی، مفهومی کرده ­اند. بر طبق این دیدگاه، افراد خوش­بین رویدادها یا تجربه­های منفی را با نسبت دادن علت آنها به عوامل بیرونی گذرا و خاص مانند اوضاع و احوال حاکم، تبیین می­ کنند. برعکس، افراد بدبین رویدادها یا تجربه­های منفی را با نسبت دادن علت آنها به عوامل درونی و شکست شخصی تبیین می کنند (ترجمه کریمی و افراز،۱۳۸۷).

افراد خوش­بین، افراد بدبین

افراد بدبین افراد منفعل­تر هستند واحتمال کمتری وجود دارد که برای اجتناب از وقایع بد دست به اقداماتی بزنند وزمان وقوع حادثه برای توقف کردن آن کاری بکنند. در حقیقت، یک سیکل معیوب ایجاد می شود اگر افراد بدبین وقایع بد بیشتری داشته باشند واگر این وقایع بیشتر منجر به بیماری شوند، افراد بدبین باید بیماری بیشتری داشته باشند، دلیل نهایی که افراد خوش­بین باید از سلامتی بهتری برخوردار باشند مربوط است به حمایت اجتماعی، ظرفیت حفظ رفاقت عمیق وعشق، به نظر می رسد که برای سلامت جسمانی اهمیت داشته باشد. افراد میانسالی که حداقل یک دوست دارند و می توانند نیمه شب به او زنگ زده ومشکلات خود را در میان بگذارند باید سلامت جسمانی بهتری داشته باشند از کسانی که دوستی ندارند. مجردها آمادگی بیشتری برای افسردگی دارند تا افراد متأهل حتی یک تماس اجتماعی معمولی، می تواند سدی باشد در مقابل بیماری. افرادی که تمایل دارند موقع بیماری خود را از دیگران جدا کنند به مریضی گرایش بیشتری دارند (به نقل از خدایی، ۱۳۸۶).

نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

خوش­بین­ها حالت اطمینان پایدار دارند و معتقدند که ناملایمات را می­توان به شیوه موفقیت­آمیزی اداره کرد، اما بدبین­ها مردد و ناپایدار هستند و انتظار بدبختی دارند(اسنایدر و لوپز، ۲۰۰۲).

خوش­بینی با افسردگی کمتر، ناراحتی کمتر و حتی زایمان بهتر و سالم­تر در زنان باردار همراه بوده است (یالی و لوبل[۱۵۸]، ۲۰۰۲). علاوه بر این خوش­بینی با عملکرد تحصیلی و شغلی هم رابطه مثبت دارد(نانیس و رایت[۱۵۹]، ۲۰۰۳). همچنین، سگرستروم[۱۶۰] (۲۰۰۱) در پژوهشی مشاهده کرد کسانی که در بدبینی نمره بالایی می­گیرند به احتمال بیشتری به محرک­های منفی توجه می­ کنند، و افراد خوش­بین به هر دو محرک مثبت و منفی توجه می­ کنند(به نقل از حمزه­زاده و همکاران، ۱۳۹۱).

خوش­بینی نقش مهمی در سازگاری با رویدادهای استرس­زای زندگی دارد. هنگام رو به رو شدن با یک چالش، افراد خوش­بین حالت اطمینان و پایدار دارند(حتی اگر پیشرفت، سخت یا کند باشد). اما بدبین ها مردد و ناپایدارند. این تفاوت ممکن است در شرایط سخت بیشتر باشد. خوش­بین­ها بر این باورند که ناملایمات می­توانند به شیوه موفقیت­آمیزی اداره شوند. اما افراد بدبین انتظار بدبختی دارند. خوش­بین­ها جبرگرایی، سرزنش و فرار را کمتر به کار می برند، بر جنبه­ های منفی موقعیت متمرکز نمی­شوند یا در زمینه سرکوب نشانه­هایشان کوشش نمی­کنند و موقعیت­های غیرقابل تغییر را به جای تلاش در فرار از آن­ها، می­پذیرند. خوش­بین­ها هم چنین به واسطه کنار آمدن در برابر بیماری­های شدید و نگرانی­های مربوط به تهدیدهای سلامتی از بدبین­ها متمایز می­شوند. به طور کلی خوش­بین­ها نسبت به بدبین­ها گرایش بیشتری به کاربرد راهبردهای مسأله دار دارند(اسنایدر و لوپز، ۲۰۰۲).

رشد خوش بینی

رشد خوش بینی را سلامت روانی والدین، نوع سرمشق دهی نقش ارائه شده توسط والدین و میزان تشویق یا پاداشی که والدین در برابر خوش­بینی به فرزندان­شان ارائه می دهند مشخص می کند (آبرامسون و همکاران[۱۶۱] ۲۰۰۰، گیلهم[۱۶۲]، ۲۰۰۰) به احتمال زیاد افراد خوش­بین از خانواده­هایی هستند که در آن­ها پدر یا مادر افسردگی نداشته­اند والدین افراد خوش­بین برای به کاربری سبک تبیین خوش­بینانه، نسبت دادن موفقیت به عواملی درونی، کلی، و ثابت و تبیین شکست ها براساس عوامل بیرونی مشخص و گذرا، سرمشق­های نقشی خوبی برای فرزندان خود هستند افراد خوش­بین از خانواده­هایی هستند که در آن والدین از شکست های خود را می­فهمند و آن­ها را به جای عوامل درونی به عوامل بیرونی نسبت می­ دهند (به نقل از موسوی ­نسب و تقوی، ۱۳۸۵).

چنانچه جوانان به خانواده­هایی متعلق باشند که ضربه­های روانی عمده (مثل بیکاری وفقر) را تجربه کرده و با این بدبیاری ها به خوبی کنار آمده و از آن خلاص شده ­اند خوش­بین بار می­آیند، والدین افراد خوش­بین فرزندان­شان را تشویق می­ کنند تا با شکست­هایشان به نحو خوش­بینانه برخورد کنند و بدین ترتیب خوش­بینی و پشت­کار را به روش­های مختلف تقویت کنند. به احتمال زیاد افراد بدبین از خانواده­هایی هستند که والدین افسرده­اند سبک تبیینی بدبینانه را به فرزندان­شان سرمشق می­ دهند وبه گونه افتراقی رشد سبک تبیینی بدبینانه را تقویت می کنند جایی که والدین فرزندان را سرزنش و شکست آن­ها را به عوامل درونی، کلی و ثابت نسبت می­ دهند به احتمال زیاد این کودکان در بزرگی بدبین بار می­آیند کودک آزاری و غفلت از آن­ها نیز کودکان را در معرض آسیب پذیری پرورش سبک تبیینی بدبینانه و افسردگی قرار می­دهد. خوش­بینی، با به تأخیر انداختن رضامندی­های ناشی از منافع گذرا و کوتاه مدت به امید دستیابی به هدف­های بلند مدت نیز رابطه دارد و به احتمال زیاد افراد خوش­بین ایمان دارند که هدف های بلند مدت قابل دسترس­اند (ترجمه کریمی و افراز،۱۳۸۷).

مطالعات آینده­نگر و گذشته­نگر نشان داده­اند که افراد دارای سبک تبیینی خوش­بینانه در مقایسه با افراد دارای سبک تبیینی بدبینانه، کم تر احتمال دارد که به هنگام رویارویی با رویدادهای فشارانگیز عمده­ی زندگی، به ضعف سلامت جسمانی یا افسردگی دچار شده و یا به خودکشی دست بزنند برعکس افراد بدبینی که در کودکی با رویدادهای فشارزای عمده­ زندگی (مانند تعارض مزمن بین پدر و مادر، طلاق، یا غم از دست دادن مادر) روبه رو می­شوند احتمال بیشتر می­رود که به افسردگی دچار شوند اگر آن ها از یک رابطه­ حمایت اجتماعی خوب برخوردار باشند احتمال افسردگی کاهش می­یابد، اما اگر افسردگی باعث شود که آن­ها در مدرسه موفق نشوند و مورد سرزنش قرار گیرند، اسناد این شکست ها به صورت درونی، کلی و ثابت موجب می شود که افسردگی تشدید گردد و به صورت دایمی درآید. خوش­بینی در بزرگسالی با پیشرفت بهتر در تحصیلات دانشگاهی عملکرد ورزشی؛ سازگاری شغلی و خانوادگی همراه است(ترجمه کریمی و نیلوفری،۱۳۸۸).

۴- خودکارآمدی

یکی از ابعاد«خود» در نظریه شناختی- اجتماعی بندورا خودکارآمدی است که به توانایی ادراک شده­ فرد در انطباق با موقعیتی خاص گفته می­ شود. مفهوم خودکارآمدی به قضاوت افراد درباره توانایی آن­ها در انجام یک کار یا انطباق با یک موقعیت خاص است.

بندورا خودکارآمدی را به عنوان باور و قضاوت فرد از توانایی خود بر سازمان و انجام رشته­ای از اعمال که برای تولید نتایج مورد نظر نیاز است تعریف کرده است(زارع زاده، ۱۳۸۵).

همچنین، بندورا و همکاران[۱۶۳] (۱۹۹۵) خودکارآمدی را عبارت از باورهای افراد به توانایی­هایشان در بسیج انگیزه­ها، منابع شناختی و اعمال کنترل بر یک رخداد معین تعریف کرده ­اند. یکی از جنبه­ های اساسی خوکارآمدی شخص، این باور است که فرد از راه اعمال کنترل می ­تواند بر پیامدهای زندگی خود اثر بگذارد. به ویژه در هنگام رویارویی با عوامل استرس زا، داشتن احساس کنترل بر شرایط، عاملی مهم در سازگاری با موقعیت­های گوناگون است (به نقل از مسعودنیا، ۱۳۸۶).

خودکارآمدى جزیى از خودپنداره فرد مى­باشد که به باورهاى فرد در رابطه با توانایى­هایش جهت انجام تکالیفى که در آینده با آن­ها روبه رو مى­شود، مربوط است (بندورا، ۱۹۹۷، به نقل از کیامرثی و همکاران، ۱۳۹۰).

ابعاد خودکارآمدی

بطور کلی باورهای خودکارآمدی از لحاظ سطح، نیرومندی و عمومیت با یکدیگر تفاوت دارند:

  1. سطح:باورهای خودکارآمدی از لحاظ سطح متفاوت می­باشند به طوری که باورهای خودکارآمدی در یک حوزه ممکن است در حد فعالیت­های ساده، متوسط و دشوار باشند.لذا انتخاب فعالیت­ها باید مبتنی بر میزان و نیرومندی احساس خودکارآمدی افراد باشد. انتخاب نادرست یا فعالیت منجر به تضعیف احساس خودکارآمدی می­گردد. افراد در رویارویی با فعالیت­ها و تکالیف خیلی ساده، احساس کاذب خودکارآمدی و در مواجهه با فعالیت­ها و تکالیف خیلی دشوار احساس عدم خودکارآمدی خواهند کرد.
  2. نیرومندی:یکی دیگر از ابعاد خودکارآمدی، بعد نیرومندی است. باورهای خودکارآمدی ضعیف در اثر تجارب ناموفق به سهولت بی اعتبار می­گردند. اما افرادی که اعتماد بالایی نسبت به توانایی­های خود دارند در برابر مشکلات و سختی­ها نیز کارآمدی خویش را حفظ می کنند. بنابراین، احساس خودکارآمدی هر چقدر نیرومندتر باشد ثبات و دوام آن بیشتر خواهد بود، همچنین رابطه بیشتری نیز با رفتار پیدا می­ کند.
  3. عمومیت:افراد ممکن است در حد یک حوزه یا تنها بخشی از آن حوزه خود را کارآمد بدانند. باورهای خودکارآمدی در این بعد، متأثر از عواملی همچون شباهت فعالیت­ها و حیطه­ بروز آن­ها در رفتارهای شناختی و عاطفی، کیفیت شرایط و ویژگی­های افرادی که آن رفتار یا فعالیت به آنان مربوط می­گردد، می­باشد(بندورا، ۲۰۰۰، به نقل از کدیور، ۱۳۹۰).

منابع خودکارآمدی

باورهای خودکارآمدی عمدتاً مبتنی بر منابع اطلاعاتی پنج گانه به شرح ذیل شکل می گیرد:

  1. انطباق­های عملکرد:بندورا(۱۹۸۶) معتقد است که انتظارات کارآمدی در تجربیاتی که شخص در آنها مهارت دارد، ریشه دارد. تجارب موفق متمایلند که انتظارات سطح بالا ایجاد کنند در حالی که تجارب شکست تمایل به تولید انتظارات سطح پائین دارند. یکبار که انتظارات کارآمدی قوی و بالا ایجاد شد، به هر حال احتمال اینکه شکست­های موقتی تأثیر زیادی بر قضاوت فرد از قابلیت­های خود داشته باشد اندک است. بر عکس، یک­بار که انتظارات کارآمدی ضعیف و پائین ایجاد شد، موفقیت­های گهگاهی در قضاوت افراد از قابلیت­های خودشان چندان مؤثر نیستند. به هرحال، انتظارات سطح پائین می ­تواند به وسیله موفقیت­های فراوان و مکرر تغییر یابد. از طریق چنین کوشش­هایی بالاخره افراد می­توانند بر مشکل­ترین موانع غالب آیند و چیره شوند (به نقل از عزیزی ­ابر قوئی، ۱۳۸۹).

موثرترین و با نفوذترین منبع خودکارآمدی، دستاوردهای عملکرد است. افراد در کارها و فعالیت­هایی که مشغول می­شوند نتیجه اعمالشان را تفسیر می­ کنند و از این تفسیرها برای گسترش باورها و عقاید درباره توانایی­شان برای درگیر شدن در کارها و فعالیت­های بعدی استفاده می­ کنند. معمولاً نتایجی که به عنوان نتایج موفق تفسیر می­شوند، خودکارآمدی را افزایش می دهند و آن دسته که به عنوان نتایج ناموفق تفسیر می­شوند آن را کاهش می­ دهند (پاجاریس[۱۶۴]، ۲۰۰۲).

  1. تجربیات جانشینی:دومین منبع شکل­ گیری خودکارآمدی، تجربیات جانشینی است که به وسیله عمل دیگران ایجاد می­ شود، تأثیرات این منبع نسبت به انطباق­های عملکردی ضعیف­تر می باشد. قسمتی از تجربه­های جانشینی به وسیله مقایسه­های اجتماعی با دیگران ساخته می­ شود.مشاهده الگوهای شکست در صورتی که مشاهده­گر توانایی خود را قابل مقایسه و شبیه به الگو بداند تأثیر منفی بر روی خودکارآمدی خواهد داشت اگر مشاهده­گر توانایی خود را بالاتر از الگو بداند تأثیری منفی بر مشاهده­گر نخواهد داشت و همچنین اگر فردی مشاهده نماید که افراد دیگر با وجود تلاش نمی­گردند وی در آن حوزه نیز تأثیرات مدل­سازی به طور ویژه­ای به این زمینه مربوط می­ شود، بخصوص زمانی ­که شخص در مورد انجام کاری تجربه قبلی کمی دارد. اگر مدل­ها راه­های بهتر انجام کارها را به افراد آموزش دهند، با این وجود حتی افراد با تجربه و خودکارآمد، خودکارآمدی­شان را در سطح بالایی افزایش می­ دهند. تجربه جانشینی زمانی قدرتمند است که ناظران شباهت­هایی را در بعضی ویژگی­های مشاهده شونده ببینند. مشاهده موفقیت­های چنین مدل­هایی به مشاهده گر کمک می­ کند که توانایی­های خود را باور کند (اگر آن­ها می­توانند چنین کاری را انجام دهند پس من هم می­توانم). یک مدل مهم و مشخص در زندگی یک  نفر می ­تواند به القا کردن باورهای شخصی که راه و روش زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد کمک کند (پاجاریس، ۲۰۰۲).
  2. ترغیب کلامی:باورهای افراد نسبت به توانایی­های خود از طریق ترغیب کلامی که اشخاص دریافت می­ کنند، تحت تأثیر قرار می­گیرد. پیغام­های کلامی و تشویق­های اجتماعی به اشخاص کمک می­ کنند که تلاش بیشتری به کار برند و پشتکار مورد نیاز برای موفقیت را تداوم بخشند و این امر به رشد پیوسته مهارت ­ها و کارآمدی شخصی منجر می­ شود. بسیاری از والدین که کودکان خود را تشویق می­ کنند تا باور کنند که می­توانند در مراتب مختلف زندگی موفق شوند و آن­ها را برای تلاش کردن تشویق می­ کنند شاید با این عمل، رشد مهارت ­ها و حس خودکارآمدی آنها را تسریع کنند. به هر حال، این تشویق باید در حد واقعی و معقول باشد زیرا ترغیب تلاش­ های ناموفق برای انطباق با اهداف ممکن است انتظارات کارآمدی پائین ایجاد کند. همچنین والدینی که همیشه تلاش­ های کسب مهارت فرزندان خود را از طریق استهزا، انتقاد و تحقیر، ناچیز می­انگارند باعث شکل­ گیری خودکارآمدی پائین در فرزندان می­شوند(به نقل ازعزیزی ­ابرقوئی، ۱۳۸۹).
  3. برانگیختگی هیجانی:حالات فیزیولوژیکی از قبیل ترس، برانگیختگی، خستگی و حالات خلقی، اطلاعاتی درباره خود کارآمدی فراهم می­ کند. فشار روانی و تنش اغلب به عنوان شاخص­ های آمادگی برای شکست تفسیر می­ شود، همچنین خلق فرد نیز می ­تواند تأثیر عمده­ای روی باورهای خودکارآمدی داشته باشد، به طور مثال خوش بینی و خلق مثبت باورهای خودکارآمدی را افزایش می­ دهند، در صورتی که ناامیدی و افسردگی باورهای خودکارآمدی را کاهش می دهند.

موقعیت­های مشکل باعث ایجاد حالت­های برانگیختگی بالا در اکثر افراد می­گردد و افراد با توجه به این اطلاعات، قابلیت توانایی خود را قضاوت می­ کنند، چون برانگیختگی بالا عملکرد افراد را کاهش می­دهد و بیشتر احتمال دارد که افراد منتظر شکست باشند و انتظارات کارآمدی پائین داشته باشند (به نقل از فراهانی، ۱۳۸۷).

  1. تلفیق اطلاعات کارآمدی:بندورا بر این اعتقاد است که اکتساب و تشکیل قضاوت­های خودکارآمدی تنها از طریق یک بعد صورت نمی­گیرد، بلکه اطلاعات کارآمدی تلفیق و ترکیبی از منابع متفاوت هستند (بندورا،۱۹۹۷، به نقل از زارع­زاده، ۱۳۸۵).

باورهای خودکارآمدی

باورهای خودکارآمدی (الدرمن[۱۶۵]، ۲۰۰۴؛ ارمرد[۱۶۶]، ۲۰۰۳؛ پاجارس، ۲۰۰۳؛ به نقل از کدیور، ۱۳۹۰) بر چهار فرایند زیر تأثیر می گذارند:

۱٫فرایندهای شناختی: باورهای خودکارآمدی به صورت های مختلف بر فرایندهای شناختی تأثیر می­گذارند. در بیشتر رفتارهای هدفمند، اهداف بر اساس آینده­نگری انتخاب می شوند. هدف­گزینی افراد بر اساس ارزیابی از توانایی­های خود است. افراد دارای خود­کارآمدی قوی­تر، هدف­های چالش انگیزتری برای خود انتخاب می­ کنند و نیز تعهد بیشتری نسبت به اهداف خود نشان می­ دهند. بیشتر فعالیت­ها در آغاز با تفکر شکل می گیرد. سپس، باورهای افراد بر این رفتارها تأثیر می گذارد. افراد دارای خودکارآمدی بالا، روش های مفید و مؤثری برای عملکرد در پیش می­گیرند، اما افرادی که به کارآمدی خود شک دارند از تجسم موفق اعمال ناتوان­اند.

۲٫فرایندهای انگیزشی: باورهای خودکارآمدی در تنظیم انگیزشی فرد، نقشی اساسی بر عهده دارند (بندورا،۱۹۹۳). بر اساس نظریه شناختی-اجتماعی، افراد خود را بر می­انگیزانند و اعمال و رفتارشان را به طور پیش بینی شده با بهره گرفتن از دور اندیشی هدایت می کنند. آنان همچنین پیامدهای اعمال آینده خود را پیش بینی می کنند، هدف­هایی برای خود انتخاب و برنامه­هایی جهت واقعیت بخشیدن به رویداد های ارزشمند آینده طراحی می کنند. از نظر بندورا، سه نوع برانگیزاننده شناختی وجود دارد که عبارت است از: اسنادهای علّی، انتظارات پیامدی و اهداف درک شده.

  1. فرایندهای عاطفی:باورهای افراد در مورد توانایی های خود، هم بر میزان فشار روانی و افسردگی ناشی از موقعیت­های تهدیدآمیز و هم بر سطح انگیزش آنها تأثیر می­گذارد. این تأثیر، میانجی عاطفی باورهای خودکارآمدی است. کارآمدی ادراک شده در کنترل عوامل فشارزا، نقشی مرکزی (محوری) دارد. افرادی که به توانایی خود در کنترل تهدیدها اعتماد دارند، به الگوهای فکری نگران کننده نمی­اندیشند. اما افرادی با باورهای ضعیف، در کنترل تهدید­ها به شدت مضطرب می شوند. این افراد به کمبودهایشان فکر می­ کنند و محیط خود را از بسیاری جنبه­ها پر خطر می­بینند، تهدیدها را بزرگ جلوه می­ دهند و درباره آنچه به ندرت اتفاق می افتد نگران می­شوند؛ سرانجام، به تبع تفکرات ناکارآمد، به خود بدبین شده، سطح عملکردشان را تضعیف می­ کنند.
  2. فرایندهای گزینشی:تاکنون بحث در مورد فرایندهای فعال ساز کارآمدی بود؛ فرایندهایی که افراد را قادر می ساخت تا محیط­های م‍‍‍‍ؤثری بسازند. انسان در اصل، محصول محیط خود است. بنابراین، باورهای خودکارآمدی باعث می شود فرد بتواند زندگی­اش را با انتخاب فعالیت­ها و محیط شکل داده و آن را تحت تأثیر قرار دهد. افراد از فعالیت و موقعیت­هایی که فراتر از توانایی­شان است، اجتناب می­ کنند، اما بلافاصله فعالیت­های چالش انگیزی را به عهده می گیرند و موقعیت­هایی را انتخاب می­ کنند که از عهده آن برمی­آیند. با این انتخاب­ها، افراد توانمندی­ها، علایق و روابط اجتماعی مختلفی ایجاد می­ کنند و روابط اجتماعی مختلفی ایجاد می­ کنند که بر زندگی­شان تأثیر می­گذارد.

ویژگی­های خودکارآمدی

لوتانز و همکاران(۲۰۰۷) برای خودکارآمدی ویژگی­هایی برشمردند که عبارتند از:

  1. خودکارآمدی در هر زمینه­ای مختص همان قلمروی فعالیت است و به سادگی نمی­توان آن را به دیگر عرصه های زندگی فرد، تعمیم داد.
  2. کسب خود- کارآمدی در هر فعالیتی مبتنی بر تمرین و کسب تسلط در آن رشته فعالیت است.
  3. در هر فعالیتی، هر چند فرد دارای خودکارآمدی باشد، همیشه امکان ارتقای خودکارآمدی وجود دارد.
  4. خودکارآمدی فرد تحت تاثیر باور دیگران به توانایی­های فرد است.
  5. خودکارآمدی فرد، تحت تاثیر عواملی مانند: دانش و مهارت­ های فرد، سلامتی جسمی و روانی او و نیز شرایط بیرونی دربرگیرنده فرد است.

از طرفی، افراد با خودکارآمدی بالا دارای این پنج ویژگی زیر هستند(به نقل از سیماراصل و فیاضی، ۱۳۸۸):

  1. هدف­های والایی برای خود تعیین می کنند و ایفای وظایفی دشوار برای رسیدن به آن هدف­ها را بر عهده می گیرند.
  2. به استقبال چالش­ها می­روند و برای رویارویی با چالش­ها سخت تلاش می کنند.
  3. انگیزه فردی آن­ها به شدت بالا است.
  4. برای دستیابی به هدف­های خود از هیچ تلاشی مضایقه نمی­کنند.

در رویارویی با موانع، ثابت قدم هستند.

۲-۱-۳-۲- سرمایه روانشناختی سازه ای متفاوت از دیگر سرمایه ها

تحقیقات پیشین از سرمایه انسانی که بر رشد ظرفیت ها و مهارت های فردی، تأکید می کند، حمایت می کنند. بر این اساس محققان ذکر کرده اند که سازمان های موفق با هوش ترین و بهترین کارکنان را جذب می کنند، به کار می گمارند، رشد می دهند و نگه می دارند و بنابراین سرمایه انسانی نیرومندتر دارند (لیندمولم، فری من[۱۶۷]،۲۰۰۷). دیگر محققان به سرمایه اجتماعی اشاره می کنند که برروابط و شبکه ها و پیوندهای اجتماعی هم برای سازمان ها با اهمیت است زیرا به عنوان اهرمی برای دستیابی به اطلاعات بیشتر و نتایج بهتر از طریق تأثیر گذاری بیشتر، قدرت کنترل و اتحاد سازمانی، به کار می رود (آدلرو وون[۱۶۸]،۲۰۰۷، به نقل مقیمی مفرد، ۱۳۹۳).

اسنل[۱۶۹] (۲۰۰۶) ذکر می کند که در کارکرد مدیریت منابع انسانی سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی باید به یک اندازه به کار روند زیرا مدیریت سرمایه انسانی در ایجاد زیربنایی برای اثربخشی به کار می رود در حالی که مدیریت سرمایه اجتماعی کلیدی برای پایان یافتن کار است. به هرحال علاوه برداشتن سرمایه انسانی و اجتماعی یک سازمان به این نیز نیازدارد که ازنظرروانشناختی سالم باشد تا بتواند رقابت داشته باشد. بر این اساس سرمایه روانشناختی منفعت های چندی درهمه سطوح از قبیل افراد، مدیران و کلا در سطح سازمان دارد(به نقل از مقیمی مفرد، ۱۳۹۳).

نظریه پردازان سرمایه روانشناختی معتقدند که سرمایه روانشناختی افراد را به چالش می کشاند تا در جستجوی این سوال برآیند که چه کسی هستند و بنابراین به عنوان نتیجه به خودآگاهی بهتر می رسند که برای رشد رهبری ضروری می باشد (ریچارد[۱۷۰]، ۲۰۱۲).

اصطلاح سرمایه، همچنین در کنار استفاده سنتی در اقتصاد و تجارت، برای نشان دادن ارزش منابع انسانی (سرمایه انسانی) همانند دیگر مفاهیمی مثل سرمایه عقلانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی به کار می رود. سرمایه روانشناختی به واسطه الگوی سرمایه گذاری منابع روانی رشد کرده است که ناشی از کسب پاداش های تجربی از لحظه حال می باشد، درحالی که احتمال سودمندی هایی در آینده را نیز افزایش می دهد.سرمایه روانشناختی درباره حالتی از مؤلفه های زندگی درونی شماست. وقتی شما این مؤلفه ها (کارآمدی، خوش بینی، امیدواری و تاب آوری) را جمع می کنید، تجارب و سرمایه با ارزشی به وجود می آید (کرس تینگ[۱۷۱]،۲۰۱۰).

۲-۱-۳- ۳- پیامدهای سرمایه ­های­ روانشناختی

این سازه مفهومی، زیر مجموعه ­ای از روانشناسی مثبت­گرا می­باشد که با ویژگی­های زیر مشخص می شود: باور فرد به توانایی­هایش برای دستیابی به موفقیت در انجام وظایف معین، ایجاد اسنادهای مثبت در مورد موقعیت­های اکنون و آینده، داشتن پشتکار در دنبال کردن اهداف و پیگیری راه­های لازم برای رسیدن به موفقیت و تحمل کردن مشکلات و بازگشت به سطح معمولی عملکرد و حتی ارتقاء از آن تا دستیابی به موفقیت­ها. امیدواری، خوش بینی و خودکارآمدی و تاب­آوری همواره با بهزیستی روانی رابطه دارند. به نظر افرادی که دیدگاه مثبتی نسبت به دنیا و خودشان دارند به راحتی می­توانند از اتفاقات ناگوار دوری کنند. آن­ها به رفتارهایی می­پردازند که آن­ها را از وضعیت ناگوار فعلی می رهاند(هاشمی­نصرت آبادی و همکاران، ۱۳۹۱).

از طرفی، نتایج پژوهش­های انجام شده در حوزه سرمایه­ روانشناختی نشان می­دهد که رابطه معناداری میان آن و پیامدهای سازمانی وجود دارد. برای مثال، سرمایه روانشناختی، سطح استرس کارکنان را تحت تاثیر قرار می­دهد؛ فرایند تحول سازمانی را تسهیل می کند (آلیو و لوتانز، ۲۰۰۶) و به عنوان متغیر میانجی، نقش تعیین کننده ­ای در رابطه­ بین حمایت سازمانی و عملکرد شغلی دارد (لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷). لوتانز و همکارانش با پژوهش­هایی که در این زمینه انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که می­توان با تقویت سرمایه­ روانشناختی در سازمان، عملکرد آن را ارتقا داد(می­یر و بیکر[۱۷۲]، ۲۰۰۴). در مطالعه دیگری، فردریکسون[۱۷۳] (۲۰۱۱) نشان داد که سرمایه­ روانشناختی موجب کاهش انحرافات رفتاری و تعدیل رفتار شهروندی سازمانی می­ شود. او در این تحقیق، هویت سازمانی را به عنوان متغیر تعدیل کننده مطرح کرد (به نقل از نجاری و همکاران، ۱۳۹۲).

به عقیده آوی و همکارانش (۲۰۰۹)، سرمایه روانشناختی به عنوان عاملی تلقی شده است که برای درک بهتر تفاوت در علائم و نشانه های درک استرس و نیز بر قصد و تصمیم کارکنان به ترک کار و رفتارهایی که از آنان به منظور جستجوی شغل در سازمان­های دیگر رخ می­دهد­، مورد استفاده قرار می­گیرد. نتایج این تحقیق نشان می­دهدکه با ارتقاء سرمایه روانشناختی می­توان با ایجاد حس امید، خود­کارآمدی، خوش­بینی و تاب­آوری در سازمان، ماندگاری کارکنان در سازمان را افزایش داد.

۲-۲- پیشینه تجربی تحقیق

۲۲-۱- رابطه میان رهبری اصیل واشتیاق شغلی

پژوهش های چندی روابط میان اشتیاق شغلی و رهبری اصیل را بررسی کرده اند که نتایج برخی از این پژوهش ها در ذیل آورده می شود.

  • تحقیقات انجام شده درداخل کشور

نقی زاد ه باقی، زاهد بابلان، آخربین، (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان «نقش سبک رهبری خدمت گزار و یادگیری سازمانی در اشتیاق شغلی پرستاران، دانشگاه علوم پزشکی اردبیل » به این نتیجه رسیدند که بین سبک رهبری و یادگیری سازمانی با اشتیاق شغلی رابطه مثبت و معنی دار وجود داشت. و سبک رهبری خدمت گزار و یادگیری سازمانی دارای میانگین بالاتری نسبت به میانگین مفهومی بودند، همچنین نتایج نشان داد که سبک رهبری خدمت گزار و یادگیری سازمانی می تواند اشتیاق شغلی را پیش بینی نماید.

میرمحمدی،  رحیمیان،  جلالی خان آبادی، (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان «رهبری اصیل و دلبستگی شغلی: اعتماد به مثابه متغیر میانجی» هدف این پژوهش بررسی رابطه رهبری اصیل و دلبستگی شغلی با توجه به نقش اعتماد است. اعتماد بین فردی به عنوان متغیر میانجی اثر کامل در رابطه بین رهبری اصیل و دلبستگی شغلی دارد. به عبارت دیگر، رهبری اصیل از طریق اعتماد بین فردی، میزان دلبستگی شغلی کارکنان را تحت تاثیر قرار می دهد.

کاهه (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان «رابطه رهبری اصیل با عملکرد خلاق و اشتیاق به کارکارکنان شرکت خودروسازی زامیاد» نشان می دهد که متغیر میانجی اشتیاق به کار، اثر نسبتا کاملی در رابطه بین رهبری اصیل و عملکرد خلاق دارد و رهبری اصیل با تأثیرگذاری بر روی اشتیاق به کارکنان، می تواند نقش به سزایی در بهبود عملکرد خلاق داشته باشد. این پژوهش به طورتجربی رهبری اصیل را به عنوان یک الگوی رفتاری مناسب جهت بهبود اشتیاق به کار کارکنان و شکوفایی عملکرد خلاق در سازمان معرفی می نماید.

  • تحقیقات انجام شده در خارج کشور

گوتیرز (۲۰۱۴) در تحقیق خود با عنوان «اکتشاف جو روانی، محیط کار دوستی و نیازهای روانی در رهبری تحول آفرین و اشتیاق شغلی» نشان داد بین رهبری تحول گرا و اشتیاق کار رابطه معنی داری وجود دارد و نیازهای روانی تا حدی به رابطه واسطه ای بین رهبری و اشتیاق کار مربوط می شود.

یان لیو (۲۰۱۲) در پژوهش خود با عنوان «ارتباط رهبری اصیل و اشتیاق رفتار و عملکرد شغلی» نشان داد که از رهبری اصیل می توان برای پیش بینی امنیت روانی کارکنان، تعامل شغل، سلامت مثبت کارکنان، اشتراک دانش و رفتار انحرافی کارکنان استفاده کرد. و همچنین رابطه بین رهبری اصیل و عملکرد شغلی از طریق اثر میانجی تعامل کار به صورت غیرمستقیم حمایت می شود.

ویفالد[۱۷۴] (۲۰۰۸) در پژوهش خود با عنوان« بررسی اشتیاق شغلی، رهبری تحولی و رابطه ساختاری روانشناختی» نشان داد که با بهره گرفتن از رگرسیون سلسله مراتبی یک ارتباط قوی بین اشتیاق شغلی، رهبری و ساختار روانشناختی وجود دارد.

۲-۲-۲- رابطه میان سرمایه روانشناختی و اشتیاق شغلی

پژوهش های چندی روابط میان اشتیاق شغلی وسرمایه روانشناختی را بررسی کرده اند که نتایج برخی از این پژوهش ها در ذیل آورده می شود.

  • تحقیقات انجام شده در داخل کشور

مقیمی مفرد (۱۳۹۳) درپژوهشی با عنوان «بررسی رابطه سرمایه روانشناختی با اشتیاق شغلی و میل ماندن در شغل کارکنان بهره برداری شرکت نفت گچساران» به این نتیجه دست یافته که بین مؤلفه های سرمایه روانشناختی و اشتیاق شغلی رابطه معناداری وجود دارد.

نجاری و همکاران (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان بررسی و تبیین نقش سرمایه روانشناختی در پیامدهای سازمانی به یافته های زیر دست یافتند که سرمایه روانشناختی آثار و پیامدهای مثبتی بر عملکرد شغلی، رضایت شغلی و تعهد سازمانی دارد. در این میان، مؤلفه تاب آوری دارای بالاترین رتبه و خوش بینی، پایین ترین رتبه را داشته اند. همچنین این بررسی نشان داد که جو سازمانی نقش متغیرتعدیل گرمیان سرمایه روانشناختی و پیامدهای سازمانی ایفا می کند.

هاشمی شیخ شبانی و همکاران (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان «بررسی اثر جو روانشناختی و خود ارزشیابی های محوری بر عملکرد وظیفه ای و قصد ترک شغل با میانجی گری اشتیاق شغلی در کارکنان شرکت صنایع چوب و کاغذ ایران (چوکا)» نشان داد که جو روانشناختی هم به طور مستقیم و هم از طریق اشتیاق شغلی و فقط از طریق اشتیاق شغلی با عملکرد وظیفه ای رابطه دارد. همچنین خودارزشیابی های محوری هم به طور مستقیم و هم از طریق اشتیاق شغلی با عملکرد وظیفه ای و فقط از طریق اشتیاق شغلی با قصد ترک شغل رابطه دارد.

شهبازی (۱۳۹۲) درتحقیقی با عنوان «تأثیر آموزش سرمایه روانشناختی بر عملکرد شغلی و اشتیاق شغلی» نشان داد که تأثیر معنادار مداخله آموزشی بر سرمایه روانشناختی و اشتیاق شغلی بود ولی تأثیری بر عملکرد شغلی نداشت.

دیانتی نسب (۱۳۹۲) در پژوهش خود با عنوان « بررسی نقش واسطه گری استرس شغلی در رابطه بین سرمایه روانشناختی و عملکرد شغلی کارکنان واحد عملیاتی منطقه دشت گز نفت و گاز گچساران» به این نتیجه رسید که بین استرس شغلی و عملکرد شغلی رابطه منفی و معنادار و بین سرمایه روانشناختی و عملکرد شغلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد، استرس شغلی و عملکرد شغلی با واسطه گری روانشناختی رابطه معناداری وجود دارد.

علیپور، صفاری نیا، صرامی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان «بررسی اثربخشی مداخله سرمایه روانشناختی لوتانز بر فرسودگی شغلی کارشناسان شاغل در شرکت ایران خودرو دیزل». نتیجه به دست آمده این است که : با توجه به یافته ها می توان گفت برنامه مداخله ای لوتانز بر کاهش فرسودگی شغلی به ویژه خرده مقیاس های خستگی هیجانی و مسخ شخصیت موثر است. بنابراین می تواند راهکار اجرایی مناسبی جهت کاهش فرسودگی شغلی باشد.

رحیمی و همکاران (۱۳۹۱) درتحقیقی با عنوان« رابطه سرمایه روانشناختی در محیط کار کارکنان با شور و شوق کاری آنان در سازمان» نشان داد که همبستگی میان مجموع عوامل روانشناختی مثبت با شور و شوق کاری قوی تر از همبستگی میان تک تک اجزای تشکیل دهنده آن است و این بدان معناست که عوامل سرمایه روانشناختی در محیط کار دارای اثری هم افزاینده است. در مجموع یافته ها نشان داد متغیرهای سرمایه روانشناختی در محیط کار هم چون خوش بینی، عاطفه مثبت و سرزندگی از آن جهت که می توانند رفتارهای انگیزشی و کاری کارکنان را پیش بینی نمایند.

جمال زاده (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان «بررسی رابطه میزان اشتیاق شغلی و ابعاد نگرش های کاری کارکنان در دستگاه های اجرایی شهرستان کاشمر» نشان داد که میزان اشتیاق شغلی در بین کارکنان اجرایی شهرستان کاشمر به مقدار زیاد می باشد، همچنین بین اشتیاق شغلی و ابعاد نگرش های کاری کارکنان از منظرانرژی حرفه ای، فداکاری حرفه ای و شیفتگی حرفه ای رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین میزان اشتیاق شغلی و ابعاد نگرش های کاری از منظر رضایت شغلی و تعهد سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.اما بین اشتیاق شغلی و قصد ترک خدمت رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج این پژوهش گویای ارتباط تأثیر مفاهیم سازمانی مثبت در ایجاد پیامدهای مثبتی چون رضایت شغلی و تعهد سازمانی است. مدیران سازمان ها باید با تأکید بیشتر برای ایجاد اشتیاق درکارکنان نسبت به شغلشان، پیامدهای مثبت حاصل ازآن را به خود و سازمان ها یشان بازگردانند.

  • تحقیقات انجام شده درخارج کشور

هربرت (۲۰۱۱) نیز در پژوهش خود با عنوان «رابطه سرمایه روانشناختی با برخی نگرش های شغلی» نشان داد که سرمایه روانشناختی با استرس شغلی و فرسودگی رابطه منفی دارد و با اشتیاق شغلی رابطه مثبت دارد. که همگی به شکل مستقیم و یا غیرمستقیم تأثیر به سزایی درتمایل به ماندن در سازمان کارکنان دارند.

لوک[۱۷۵] (۲۰۱۱) نیز در پژوهش خود که در میان ۲۰۰ پزشک هندی به بررسی رابطه هیجانات مثبت و سرمایه روانشناختی با میانجی گری استرس شغلی ادراک شده، رضایت شغلی پرداخته بود نشان داد که هیجانات مثبت روی سرمایه روانشناختی تأثیر می گذارد و سرمایه روانشناختی نیز نقش میانجی بین استرس شغلی ادراک شده، رضایت شغلی و در نهایت تمایل به خروج از سازمان دارد.

هاستینگ (۲۰۱۰) در پژوهش خود نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین مؤلفه های سرمایه روانشناختی و اشتیاق کارکنان وجود دارد. هر چند، تمام مؤلفه های سرمایه روانشناختی در ایجاد اشتیاق از اهمیت برخور داررند با این حال دو مؤلفه امیدواری و خودکارآمدی از قابلیت پیش بینی بالاتری برخوردار هستند.

آوی و همکاران (۲۰۰۶) نشان دادند که منابع مثبت کارکنان یا همان سرمایه روانشناختی آن ها رابطه مثبت دارد. براساس این مطالعه هیجانات مثبت به طورمستقیم بارفتارهای مدنی سازمان رابطه دارند، در این مطالعه همچنین نشان داده شد که سرمایه روانشناختی با اشتیاق شغلی ازطریق هیجانات مثبت رابطه غیرمستقیم دارد.

در اولین مطالعات در مورد رابطه بین سرمایه روانشناختی و پیامدهای شغلی، لوتانز و همکاران (۲۰۰۵) در مطالعه ای در بین کارگران چینی، رابطه بین هرکدام از مؤلفه های سرمایه روانشناختی با عملکرد شغلی و همین طور رابطه سرمایه روانشناختی کلی را با عملکرد آزمودند که نتایج نشانگر این بود که سرمایه روانشناختی با عملکرد شغلی حتی بیشتر از هرکدام مؤلفه هایش به تنهایی رابطه مثبت مستقیم دارد.

۲-۲-۳- رابطه میان رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی

پژوهش های چندی روابط میان رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی را بررسی کرده اند که نتایج برخی از این پژوهش ها در ذیل آورده می شود.

  • تحقیقات انجام شده در داخل کشور

میرمحمدی، رحیمیان (۱۳۹۳) در پژوهشی با عنوان «بررسی تأثیر رهبری اصیل برخلاقیت فردی کارکنان با توجه به نقش میانجی گری سرمایه روانشناختی» نشان دادند که همبستگی مثبت و معناداری بین دو متغیر رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی وجود دارد و رهبری اصیل قابلیت های سرمایه های روانشناختی را تحت تأثیر قرار می دهد.

نیک پی (۱۳۹۳) در پژوهشی با عنوان «بررسی تأثیر ادراک رهبری اصیل بر رفتار شهروندی سازمانی از طریق سرمایه روانشناختی در میان اعضای هیأت علمی دانشگاه های خرم آباد»، نتایج پژوهش حاکی از آن است که رهبری اصیل به طور مستقیم و غیرمستقیم بر رفتارهای شهروندی سازمانی تأثیرگذار است، البته تأثیر غیر مستقیم رهبری اصیل بر هر دو بعد رفتار شهروندی سازمانی بیشتر از تأثیر مستقیم آن است. همچنین نتایج پژوهش نشان داد ادراک رهبری اصیل زنان و مردان متفاوت نیست اما میزان سرمایه روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی مردان بیشتر از زنان می باشد. سطح ادراک رهبری اصیل، میزان سرمایه روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان در بین دانشگاه های مورد مطالعه پائین تر است. در نهایت مشاهده گردید مرتبه علمی اعضای هیأت علمی در ادراک رهبری اصیل، میزان سرمایه روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی آنان تأثیرگذار نمی باشد.

خلیلی باهر (۱۳۹۲) در پژوهشی با این عنوان« بررسی ارتباط رهبری اصیل با خلاقیت با توجه به نقش میانجی سرمایه روانشناختی کارکنان اداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان گیلان» نشان می­دهد بین تمام متغیرهای تحقیق ارتباط معناداری وجود دارد و نقش متغیر میانجی محدود می باشد.

  • تحقیقات انجام شده درخارج کشور

شلایر (۲۰۱۴) در تحقیق خود با عنوان« نقش تعدیل کنندگی فرهنگ سازمانی و اقلیم روانی در رابطه بین رهبری اصیل و رفتارهای تعارض سازنده » بیان می کند که با بهره گرفتن از رگرسیون چند متغیره نشان داد که بین رهبری اصیل و رفتارهای تعارض سازنده رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

کوگینز (۲۰۱۲) در پژهش خود با عنوان« رابطه برداشت پیروان از رهبران، رفتاررهبری خدمت گزار به دنبال چهارجزء سرمایه روانشناختی» و با بهره گرفتن از رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی نشان می دهد که بین رهبری خدمت گزار و اجزاء سرمایه روان شناختی (امید، خودکارآمدی) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.

رندی پون (۲۰۱۲) در تحقیق خود با عنوان «تأثیر رهبری یکپارچه به دنبال سلامت روان و سرمایه روانی» نشان می دهد که بین رهبری یکپارچه و سرمایه روانی که شامل امید، خوش بینی و انعطاف پذیری است رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.

رینولدز (۲۰۱۰) در پژوهش خود با عنوان «اثر یک رویکرد قوی به رهبری توسعه در سرمایه روانشناختی و ظرفیت های رهبری مبتنی بر ایمان مذهبی مؤسسات آموزش عالی» نشان داد که بین رهبری معتبر با چهارحالت سرمایه روانشناختی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.

کارول عبدالله (۲۰۰۹) درپژوهش خود با عنوان «مطالعه رابطه رفتارهای رهبری مثبت و پیروان سرمایه روانی» بیان می کند که همبستگی در رهبری مثبت و سرمایه روانی نزدیک به صفراست و از نظر آماری معنی دار بوده است. و همچنین بیان می کند که هر دو رفتار رهبری و سرمایه روانشناختی از یکدیگر مستقل هستند.

بریاند[۱۷۶] (۲۰۰۹) در پژوهش خود با عنوان« رابطه بین رهبری اصیل، رضایت، نیاز روانی و انگیزه» نشان می دهد که بین رهبری اصیل و نیازهای روانی و انگیزه رابطه معنی داری وجود ندارد.

۲-۳- جمع بندی پیشینه وارائه چارچوب نظری پژوهش :

به منظور ارائه یک مدل مناسب جهت پیش بینی اشتیاق شغلی دبیران تربیت بدنی، دامنه گسترده ای از مطالعات از لحاظ پیشینه نظری و تجربی مورد بررسی قرار گرفت. به طورکلی مرور پیشینه نشان داد که با یک نگاه سیستمی می توان بر اساس مؤلفه های رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی الگوی مناسبی را جهت پیش بینی اشتیاق شغلی دبیران تربیت بدنی ارائه نمود. همان طور که بحث کردیم مرور ادبیات نظری و تحقیقات قبلی نشان می دهد از یک سو رهبری اصیل منجر به سرمایه روانشناختی می شود. که در این تحقیقات بیان شده است: (خلیلی باهر، ۱۳۹۲؛ نیک پی، ۱۳۹۳؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳؛ بریاند، ۲۰۰۹؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رینولدز،۲۰۱۰؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ کوگینز،۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴). و همچنین از سوی دیگر پژوهش ها نشان داده اند که سرمایه روانشناختی منجر به اشتیاق شغلی می گردد. (جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی و همکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور،صفاری نیا، صراحی فروشان، آقاعلیخانی، آخوندی،۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی،۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۲؛ نجاری و همکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ لوتانز و همکاران، ۲۰۰۵؛ آوی و همکاران، ۲۰۰۶؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک،۲۰۱۱؛ هربرت، ۲۰۱۱). بر این اساس مفروضه و مساله اساسی مورد نظر پژوهش حاضر مطابق با ادبیات نظری و پیشینه تجربی، بررسی نقش واسطه ای سرمایه های روانشناختی در رابطه میان ادراک از رهبری اصیل و اشتیاق شغلی می باشد.

فصل سوم

روش تحقیق

در این فصل ابتدا طرح پژوهش جامعه آماری معرفی می شود. سپس به روش نمونه گیری و نحوه آن ها پرداخته و در ادامه ابزار گردآوری داده ها و روش های تعیین قابلیت اعتماد[۱۷۷] و اعتبار[۱۷۸] مقیاس ها معرفی می گردد. در گام بعد به بحث پیرامون مراحل اجرای پژوهش پرداخته و در پایان نیز روش های آماری مورد استفاده جهت تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده، آورده می شود.

۳-۱- روش و طرح تحقیق

روش اجرای این پژوهش توصیفی (غیرآزمایشی) طرح پژوهش از نوع طرح های همبستگی است. زیرا روابط بین متغیرهای رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی و اشتیاق شغلی در چارچوب مدل علی بررسی می شود.

پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی است، چون نتایج این پژوهش می تواند جهت ایجاد اشتیاق شغلی در دبیران تربیت بدنی مورد استفاده معلمان، برنامه ریزان و مسئولان آموزش و پرورش قرار گیرد.

۳-۲- جامعه آماری پژوهش

جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دبیران تربیت بدنی شیراز در سال ۱۳۹۴ می باشد که تعداد آن ها طبق بررسی میدانی صورت گرفته ۶۰۷ نفرکه برابر با (۳۱۲ مرد و ۲۹۵ زن ) می باشد.

۳-۳- روش نمونه گیری و حجم نمونه:

در این پژوهش برای ­انتخاب­ نمونه آماری با توجه به در دسترس بودن چارچوب نمونه گیری و پایین بودن حجم جامعه آماری پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده گردید. حجم نمونه از طریق جدول مورگان ۲۳۴ انتخاب گردید. که از این تعداد ۱۱۷ مرد و ۱۱۷زن می باشند.

۳-۴- ابزار گردآوری داده ها

برای گردآوری داده ها در این پژوهش بر اساس پرسشنامه اشتیاق شغلی شوفلی (۲۰۰۳) شامل خرده مقیاس های انرژی، تعهد، جذب می باشد و سؤالات ۱۷-۱مربوط به اشتیاق شغلی است. و پرسشنامه رهبری اصیل آوولیو، گاردنر و والیوم (۲۰۰۶) توسط سایت پارس مدیر ساخته شده است. شامل خرده مقیاس های خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری، شفافیت رابطه ای می باشد. سؤالات ۳۲-۱۸ مربوط به رهبری اصیل است. و سرمایه روانشناختی لوتانز (۲۰۰۷)، شامل خرده مقیاس های خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی می باشد. سؤالات ۵۶-۳۳ مربوط به سرمایه روانشناختی است.

۳-۵- مقیاس اشتیاق شغلی

در این پژوهش جهت سنجش متغیر اشتیاق شغلی از پرسشنامه اشتیاق شغلی شوفلی (۲۰۰۳) استفاده شده است. این پرسشنامه مشتمل بر ۱۷ گویه بوده و سه مؤلفه انرژی، تعهد و جذب را مورد سنجش قرار می دهد. در پرسشنامه کلی پژوهش سوالات ۱ تا ۱۷ مربوط به این متغیر می باشد. پاسخ های فراگیران به هر کدام از گویه های این پرسشنامه نیز بر روی طیف هفت درجه ای لیکرت (۶-۰)، همیشه، بیشتراوقات، اغلب، بعضی اوقات، به ندرت، تقریبا هرگز، هرگز ثبت می گردد. در این طیف به ترتیب نمرات ۶، ۵، ۴، ۳،۲،۱،۰ به پاسخ های همیشه، بیشتراوقات، اغلب، بعضی اوقات، به ندرت، تقریبا هرگز، هرگز تعلق می گیرد. لازم به ذکر است که این پرسشنامه در داخل کشور نیز در مطالعات متعددی از جمله مقیمی مفرد (۱۳۹۳) مورد استفاده قرار گرفته و نتایج حاکی از قابلیت های فنی مناسب این پرسشنامه می باشد. در ادامه به بحث پیرامون ویژگی های فنی پرسشنامه اشتیاق شغلی پرداخته می شود.

۳-۵-۱- قابلیت اعتماد (پایایی)

برای تعیین قابلیت اعتماد این پرسشنامه از روش آلفای کرو نباخ استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ گزارش شده توسط گوتیرز (۲۰۱۴)، برای مقیاس اشتیاق شغلی بین ۸۰/۰ تا ۸۸ /۰ می باشد. در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ برای مقیاس اشتیاق شغلی ۷۲/ ۰به دست آمد. که بیانگر ثبات اندازه گیری این مقیاس می باشد.

۳-۵-۲- اعتبار(روایی)

تعیین اعتبار این پرسشنامه براساس تأیید اساتید راهنما، مشاور و متخصصان مشخص می شود. ضمنا برای تأیید روایی پرسشنامه در داخل کشور تحقیق نیک پی (۱۳۹۳)، گزارش شده است.

۳-۶- مقیاس رهبری اصیل

در این پژوهش جهت اندازه گیری رهبری اصیل فراگیران از پرسشنامه آوولیو، گاردنر و والیوم (۲۰۰۶) از سایت پارس مدیر استفاده شده است. و مشتمل بر۱۵ گویه می باشد. مؤلفه های آن شامل چهار خرده مقیاس خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری، شفافیت رابطه ای می باشد. در پرسشنامه کلی پژوهش سوالات ۱۸تا ۳۲ مربوط به این متغیر می باشد. پاسخ های فراگیران به هر کدام از گویه های این پرسشنامه بر روی طیف لیکرت پنج درجه ای شامل خیلی زیاد، زیاد، تا حدودی، کم، خیلی کم ثبت می گردد. در این طیف به ترتیب نمرات ۵، ۴، ۳، ۲ و ۱ به پاسخ های خیلی زیاد، زیاد، تا حدودی، کم، خیلی کم تعلق می گیرد. سؤالات ۲۱-۱۸ مربوط به خودآگاهی، سؤالات ۲۴-۲۲مربوط به پردازش متوازن، سؤالات ۲۸-۲۵مربوط به اخلاق مداری، سؤالات ۳۲-۲۹ مربوط به شفافیت رابطه ای است. لازم به ذکر است که برخی از خرده مقیاس های این پرسشنامه در داخل کشور در پژوهش نیک پی (۱۳۹۳) و کاهه (۱۳۹۱) مورد استفاده قرار گرفته و نتایج حاکی از قابلیت های فنی مناسب این پرسشنامه می باشد.

۳-۶-۱- قابلیت اعتماد(پایایی)

برای تعیین قابلیت اعتماد این پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ گزارش شده توسط یان لیو (۲۰۱۲) برای هر چهار خرده مقیاس خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری و شفافیت رابطه ای به ترتیب ۹۱/۰، ۹ ۷/۰، ۸۷/۰و ۸۷/۰ می باشد.. در مطالعه حاضر نیز ضرایب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری، شفافیت رابطه ای به ترتیب برابر با ۷۹/۰، ۷۸/۰، ۷۵/۰و۷۲/۰ به دست آمد که این ضرایب حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب این پرسشنامه می باشد.

۳-۶-۲ – اعتبار(روایی)

روایی پرسشنامه با بهره گرفتن از تکنیک تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفته است. آوولیو وگاردنر در پژوهش های مختلف روایی و پایایی پرسشنامه را تایید کرده اند.

تعیین اعتباراین پرسشنامه براساس تأیید اساتید راهنما، مشاور و متخصصان مشخص می شود.

۳-۷- مقیاس سرمایه روانشناختی

برای اندازه گیری سرمایه روانشناختی از پرسشنامه سرمایه ­های روانشناختی لوتانز(۲۰۰۷) استفاده شده است. و مشتمل بر ۲۴ گویه می باشد. مؤلفه های آن شامل چهار خرده مقیاس خودکارآمدی، امیدواری، انعطاف پذیری (تاب آوری)، خوش بینی می باشد.. در پرسشنامه کلی پژوهش سوالات ۳۳ تا ۵۶ مربوط به این متغیر می باشد. پاسخ های فراگیران به هر کدام از گویه های این پرسشنامه بر روی طیف لیکرت شش درجه ای شامل خیلی مخالف، مخالف، تاحدی مخالف، تاحدی موافق، موافق، خیلی موافق ثبت می گردد. در این طیف به ترتیب نمرات ۶،۵،۴، ۳، ۲ و ۱ به پاسخ های خیلی مخالف، مخالف، تاحدی مخالف، تاحدی موافق، موافق، خیلی موافق تعلق می گیرد. سؤالات ۳۸-۳۳ مربوط به خودکارآمدی، سؤالات ۴۴-۳۹ مربوط به امیدواری، سؤالات ۵۰-۴۵ مربوط به تاب آوری، ۵۶-۴۶ مربوط به خوش بینی می باشد. لازم به ذکر است که برخی از خرده مقیاس های این پرسشنامه در داخل کشور در پژوهش های مقیمی مفرد (۱۳۹۳) و شهبازی(۱۳۹۲) مورد استفاده قرار گرفته و نتایج حاکی از قابلیت های فنی مناسب این پرسشنامه می باشد.

۳-۷-۱- قابلیت اعتماد (پایایی)

برای تعیین قابلیت اعتماد این پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. لوتانز(۲۰۰۷) گزارش کرد که نسبت کای دو این آزمون برابر با ۶/۲۴ است و آماره های CFI، RMSEA در این مدل به ترتیب ۹۷/۰ و ۰۸/۰ هستند. همچنین، میزان پایایی این پرسشنامه در ایران بر اساس آلفای کرونباخ ۸۵/۰ به دست آمد(بهادری­خسروشاهی و همکاران، ۱۳۹۱). ضریب آلفای کرونباخ گزارش شده توسط رینولدز (۲۰۱۰) برای هر چهار خرده مقیاس امید، خودکارآمدی، تاب آوری و خوش بینی به ترتیب ۸۰/۰ -۷۲/۰، ۸۵/۰ -۷۵/۰، ۷۲/۰- ۶۶/۰، ۷۹/۰- ۶۹/۰ می باشد.. در مطالعه حاضر نیز ضرایب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های امید، خودکارآمدی، تاب آوری و خوش بینی به ترتیب برابر با ۷۳/۰، ۷۵/۰، ۷۲/۰و۷۱/۰ به دست آمد که این ضرایب حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب این پرسشنامه می باشد.

۳-۷-۲- اعتبار(روایی)

تعیین اعتبار این پرسشنامه براساس تأیید اساتید راهنما، مشاور و متخصصان مشخص می شود. ضمنا برای تأیید روایی این پرسشنامه در داخل کشور تحقیق نجاری و همکاران (۱۳۹۲)، بیان شده است.

۳-۸- شیوه اجرای پژوهش

پس از تأیید موضوع و تصویب پروپوزال توسط گروه و همچنین تعیین پایایی و روایی پرسشنامه و اخذ مجوزهای لازم از دانشگاه، فرم نهایی پرسشنامه تهیه گردید و بعد ازآن با هماهنگی حراست نواحی چهارگانه آموزش و پرورش شیراز و گرفتن تأییدیه از بخش های تحقیقات و پژوهش این چهار ناحیه، این پرسشنامه در میان دبیران تربیت بدنی نواحی مختلف شیراز اجرا شد. ضمنا درحین اجرای پرسشنامه توضیحات لازم به دبیران مربوطه ارائه شد، و به آن ها اطمینان داده شد که مطالب پرسشنامه محرمانه است، و در اختیار کسی قرار نمی گیرد و صرفا جهت انجام پژوهش حاضر می باشد.

۳-۹- روش های آماری

برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از این پژوهش از شاخص های آمار توصیفی (میانگین – انحراف استاندارد- کجی و کشیدگی ) و آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر) به وسیله نرم افزار Lisrel استفاده گردید. ضمنا دراین پژوهش متغیرهای خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری، شفافیت رابطه ای به عنوان متغیرهای برون زا و متغیرهای خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و اشتیاق شغلی به عنوان متغیرهای درون زا در نظر گرفته شد.

فصل چهارم

یافته های پژوهش

در این فصل با هدف تحلیل داده ها ابتدا شاخص های آمار توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش گزارش و سپس ماتریس همبستگی متغیرها، ضرایب مسیر، مشخصه های نکویی برازش و نمودار مسیر مدل برازش شده ارائه شده است . ضمنا تحلیل یافته ها بدون در نظر گرفتن متغیر جمعیت شناختی انجام شده است.

۴-۱- شاخص های آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

در جدول ۱-۴ شاخص های آمار توصیفی برای نمونه مورد بررسی (۲۳۴n=) شامل میانگین، انحراف استاندارد، کجی و کشیدگی برای متغیرهای مورد نظر آورده شده است.

جدول ۴-۱: شاخص های آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر میانگین انحراف استاندارد کجی کشیدگی
خودآگاهی ۰۰/۱۵ ۹۷/۳ ۵۲/۰ ۳۶/۰
اخلاق مداری ۱۵/۱۳ ۵۴/۴ ۰۰/۱ ۰۵/۱
پردازش متوازن ۷۸/۱۰ ۶۲/۲ ۱۱/۰- ۰۹/۰
شفافیت متوازن ۷۲/۱۳ ۹۶/۳ ۲۴/۰ ۱۱/۰
خوش بینی ۸۵/۲۳ ۱۲/۵ ۱۶/۰ ۴۰/۰-
خودکارآمدی ۶۶/۲۵ ۳۵/۲ ۲۵/۰ ۱۱/۱
امیدواری ۹۷/۲۲ ۴۸/۴ ۴۳/۰ ۴۰/۰
تاب آوری ۵۸/۲۲ ۱۰/۳ ۱۱/۰ ۳۶/۰-
اشتیاق شغلی ۲۳/۷۸ ۶۲/۴ ۸۳/۰ ۱۷/۰-

همان طور که در جدول ۱-۴ مشاهده می شود با توجه به مقادیر بدست آمده کجی و کشیدگی برای متغیرهای پژوهش که تقریبا بین ۱- و ۱+ قرار دارد، توزیع تمامی متغیرها نرمال است. همچنین بررسی نتایج آزمون کالموگرف اسمیرنف و عدم معنی داری نتایج این آزمون نیز فرض نرمال بودن توزیع متغیرها را تایید کرد. بنابراین می توانیم جهت تجزیه و نحلیل یافته های پژوهش از مدل تحلیل مسیر استفاده کنیم.

۴-۲- ماتریس همبستگی

از آنجایی که پایه و اساس مطالعات تحلیل مسیر همبستگی بین متغیرها می باشد، در ادامه ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش آورده می شود.

جدول ۴ -۲: ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیرها ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹
خودآگاهی ۱                
اخلاق مداری **۲۴/۰ ۱              
پردازش متوازن **۲۶/۰ **۲۵/۰ ۱            
شفافیت رابطه ای **۲۴/۰ **۱۳/۰ **۲۷/۰ ۱          
خوش بینی **۲۳/۰ **۲۱/۰ **۱۶/۰ **۲۴/۰ ۱        
خودکارآمدی **۳۰/۰ **۲۹/۰ **۲۹/۰ *۲۷/۰ **۲۴/۰ ۱      
امیدواری **۳۴/۰ **۲۷/۰ **۲۲/۰ **۲۸/۰ *۱۲/۰ **۲۳/۰ ۱    
تاب آوری **۲۳/۰ **۳۵/۰ **۲۸/۰ **۲۷/۰ **۱۶/۰ **۲۸/۰ **۲۲/۰ ۱  
اشتیاق شغلی **۱۶/۰ **۲۵/۰ **۲۹/۰ **۲۶/۰ **۳۴/۰ **۴۴/۰ **۴۱/۰ **۳۶/۰ ۱

۰۱/۰ P < ** ۰۵/۰ P < *

با توجه به جدول ۴-۲ می بینیم که از میان متغیرهای برونزا(مولفه های رهبری اصیل) به ترتیب پردازش متوازن(۲۹/۰)، شفافیت رابطه ای (۲۶/۰)، اخلاق مداری (۲۵/۰)، و خودآگاهی(۱۶/۰) بالاترین تا پایین ترین ضریب همبستگی را با اشتیاق شغلی دارا می باشند که تمامی این ضرایب از نظر آماری در سطح ۰۱/ معنی دار می باشند. از میان متغیر های درونزا(مولفه های سرمایه های روانشناختی) نیز به ترتیب خودکارآمدی(۴۴/۰)، امیدواری(۴۱/۰)، تاب آوری(۳۶/۰) و خوش بینی(۳۹/۰)بالاترین تا پایین ترین ضریب همبستگی را با اشتیاق شغلی دارا هستند که تمامی این ضرایب از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار هستند. ضمنا در ماتریس فوق بالاترین ضریب همبستگی مربوط به رابطه بین خودکارآمدی و اشتیاق شغلی (۴۴/۰) و پایین ترین ضریب همبستگی در این ماتریس مربوط به رابطه امیدوار و خوش بینی (۱۲/۰) است که از نظر آماری اولی در سطح ۰۱/۰ و دومی در سطح ۰۵/۰ معنی دار است.

۴-۳- تحلیل مسیر

در این پژوهش برای بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم مولفه های رهبری اصیل(خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت متوازن) و ابعاد سرمایه های روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی، تاب آوری) بر اشتیاق شغلی یک مدل فرضی بر اساس پیشینه نظری و تجربی طراحی شد که در فصل اوّل ارائه شده است. فرضیه های ارائه شده در فصل اوّل نیز بیانگر روابط علی میان متغیرهای موجود در مدل است. در این پژوهش بررسی همزمان فرضیه ها در قالب مدل اوّلیه صورت می گیرد. برای ارزیابی مدل فرضی این پژوهش، ابتدا با بهره گرفتن از روش بیشینه احتمال به برآورد پارامترها می پردازیم. پارامترهای برآورد شده شامل ضرایب اثر مستقیم، ضرایب اثر غیر مستقیم و ضرایب اثر کل می باشد که برای هر کدام از این پارامترها جدول جداگانه ای حاوی ضرایب برآورد استاندارد شده، خطای استاندارد برآورد و ارزش t مربوط به آزمون معنی داری این پارامترها ارائه شده است. در ضمن با توجه به این ضرایب تأیید یا عدم تأیید فرضیه های پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. در نهایت نیز مشخصه های برازندگی مدل و نمودار مدل برازش شده پیش بینی اشتیاق شغلی بر اساس رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی آورده می شود.

۴-۳-۱- اثرات مستقیم

در این قسمت با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ به بحث و بررسی پیرامون رد یا تایید فرضیه های مرتبط با اثرات مستقیم متغیرها بر یکدیگر می پردازیم. در ادامه جدول ۴-۳ مربوط به اثرات مستقیم آورده می شود.

جدول ۴-۳- برآوردهای ضرایب اثر مستقیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیرها برآوردها پارامتر استاندارد شده خطای استاندارد برآورد t
اثر مستقیم خودآگاهی بر :      
خوش بینی **۱۵/۰ ۰۴/۰ ۷۱/۲
خودکارآمدی **۱۷/۰ ۰۳/۰ ۳۱/۳
امیدواری **۲۴/۰ ۰۳/۰ ۶۲/۴
تاب آوری ۰۹/۰ ۰۴/۰ ۷۵/۱
اثر مستقیم اخلاق مداری بر:      
خوش بینی **۱۴/۰ ۰۳/۰ ۵۳/۲
خودکارآمدی **۱۹/۰ ۰۴/۰ ۶۶/۳
امیدواری **۱۷/۰ ۰۳/۰ ۲۵/۳
تاب آوری **۲۷/۰ ۰۵/۰ ۱۹/۵
اثر مستقیم پردازش متوازن بر:      
خوش بینی ۰۳/۰ ۰۵/۰ ۶۱/۰
خودکارآمدی **۱۵/۰ ۰۵/۰ ۷۸/۲
امیدواری ۰۵/۰ ۰۴/۰ ۰۲/۱
تاب آوری **۱۴/۰ ۰۴/۰ ۶۰/۲
اثرمستقیم شفافیت متوازن بر:      
خوش بینی **۱۸/۰ ۰۵/۰ ۳۰/۳
خودکارآمدی **۱۶/۰ ۰۳/۰ ۰۷/۳
امیدواری **۱۸/۰ ۰۲/۰ ۵۶/۳
تاب آوری **۱۷/۰ ۰۴/۰ ۲۸/۳
اثرمستقیم خوش بینی بر:      
اشتیاق شغلی **۲۱/۰ ۰۴/۰ ۶۹/۴
اثرمستقیم خودکارآمدی بر:      
اشتیاق شغلی **۲۷/۰ ۰۴/۰ ۸۹/۵
اثر مستقیم امیدواری بر:      
اشتیاق شغلی **۲۹/۰ ۰۵/۰ ۴۶/۶
اثر مستقیم تاب آوری بر:      
اشتیاق شغلی **۱۹/۰ ۰۳/۰ ۳۱/۴

۰۱/۰ P < ** ۰۵/۰ P < *

فرضیه ۱: مولفه خودآگاهی رهبری اصیل بر خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم خودآگاهی بر خوش بینی برابر با ۱۵/۰ و با توجه به مقدار(۷۱/۲ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. اثر مستقیم خودآگاهی بر خودکارآمدی برابر با ۱۷/۰ و با توجه به مقدار(۳۱/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. همچنین اثر مستقیم خودآگاهی بر امیدواری برابر با ۲۴/۰ و با توجه به مقدار(۶۲/۴t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. در نهایت اثر مستقیم خودآگاهی بر تاب آوری برابر با ۰۹/۰ و با توجه به مقدار(۷۵/ ۱ t = ) از نظر آماری معنی دار نیست. بنابراین فرضیه اول پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم مولفه خودآگاهی بر تاب آوری رد و در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت این متغیر بر سایر مولفه های سرمایه روان شناختی (برخود کارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) تایید می گردد.

فرضیه ۲: مولفه اخلاق مداری رهبری اصیل بر خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم اخلاق مداری بر خوش بینی برابر با ۱۴/۰ و با توجه به مقدار(۵۳/۲ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. اثر مستقیم اخلاق مداری بر خودکارآمدی برابر با ۱۹/۰ و با توجه به مقدار(۶۶/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. همچنین اثر مستقیم اخلاق مداری بر امیدواری برابر با ۱۷/۰ و با توجه به مقدار (۲۵/۳t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. در نهایت اثر مستقیم اخلاق مداری بر تاب آوری برابر با ۲۷/۰ و با توجه به مقدار (۱۹/ ۵ t =) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه دوم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت مولفه اخلاق مداری بر ابعادسرمایه های روان شناختی(برخودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) تایید می گردد.

فرضیه ۳: مولفه پردازش متوازن رهبری اصیل بر خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم پردازش متوازن بر خوش بینی برابر با ۰۳/۰ و با توجه به مقدار(۶۱/۰ t = ) از نظر آماری معنی دار نیست. همچنین اثر مستقیم پردازش متوازن بر خودکارآمدی برابر با ۱۵/۰ و با توجه به مقدار(۷۸/۲t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. اثر مستقیم پردازش متوازن بر امیدواری برابر با ۰۵/۰ و با توجه به مقدار(۰۲/۱ t = ) از نظر آماری معنی دار نیست. در نهایت اثر مستقیم پردازش متوازن بر تاب آوری برابر با ۱۴/۰ و با توجه به مقدار(۶۰/۲ t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه سوم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت مولفه پردازش متوازن بر امیدواری و خوش بینی رد و در ارتباط با اثر این متغیر بر خودکارآمدی و تاب آوری تایید می گردد.

فرضیه ۴: مولفه شفافیت متوازن رهبری اصیل بر خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم شفافیت متوازن بر خوش بینی برابر با ۱۸/۰ و با توجه به مقدار(۳۰/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. همچنین اثر مستقیم شفافیت متوازن بر خودکارآمدی برابر با ۱۶/۰ و با توجه به مقدار(۰۷/۳t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. اثر مستقیم شفافیت متوازن بر امیدواری برابر با ۱۸/۰ و با توجه به مقدار(۵۶/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. در نهایت اثر مستقیم شفافیت متوازن بر تاب آوری برابر با ۱۷/۰ و با توجه به مقدار(۲۸/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه چهارم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت مولفه شفافیت متوازن بر ابعاد سرمایه های روانشناختی(برخودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) تایید می گردد.

فرضیه ۵: بعد خوش بینی سرمایه های روانشناختی بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم خوش بینی بر اشتیاق شغلی برابر با ۲۱/۰ و با توجه به مقدار(۶۹/۴t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه پنجم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت خوش بینی بر اشتیاق شغلی تایید می گردد.

فرضیه ۶: بعد خودکارآمدی سرمایه های روانشناختی بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم خودکارآمدی بر اشتیاق شغلی برابر با ۲۷/۰ و با توجه به مقدار(۸۹/۵t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه پنجم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت خودکارآمدی بر اشتیاق شغلی تایید می گردد.

فرضیه ۷: بعد امیدواری سرمایه های روانشناختی بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم امیدواری بر اشتیاق شغلی برابر با ۲۹/۰ و با توجه به مقدار (۴۶/۶t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه هفتم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم امیدواری بر اشتیاق شغلی تایید می گردد.

فرضیه ۸: بعد تاب آوری سرمایه های روانشناختی بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم تاب آوری بر اشتیاق شغلی برابر با ۱۹/۰ و با توجه به مقدار(۳۱/۴t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه هشتم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم تاب آوری بر اشتیاق شغلی تایید می گردد.

۴-۳-۲ – اثرات غیرمستقیم

در این قسمت با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۴ به بحث و بررسی پیرامون رد یا تایید فرضیه های مرتبط با اثرات غیرمستقیم متغیرها بر یکدیگر می پردازیم. در ادامه جدول ۴-۴ مربوط به اثرات غیرمستقیم آورده می شود.

جدول ۴-۴ برآورد ضرایب اثر غیر مستقیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیرها برآوردها پارامتر استاندارد شده خطای استاندارد برآورد t
اثر غیرمستقیم خودآگاهی بر:      
اشتیاق شغلی **۱۶/۰ ۰۳/۰ ۷۶/۵
اثر غیرمستقیم اخلاق مداری بر:      
اشتیاق شغلی **۱۸/۰ ۰۳/۰ ۱۸/۶
اثر غیرمستقیم پردازش متوازن بر:      
اشتیاق شغلی **۰۹/۰ ۰۴/۰ ۵۶/۳
اثر غیرمستقیم شفافیت رابطه ای بر:      
اشتیاق شغلی **۱۷/۰ ۰۳/۰ ۸۸/۵

۰۱/۰ P < ** ۰۵/۰ P < *

فرضیه ۹: مولفه خودآگاهی رهبری اصیل از طریق واسطه گری ابعاد سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) بر اشتیاق شغلی دارای اثر غیر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات جدول ۴-۴ اثر غیر مستقیم مولفه خودآگاهی بر اشتیاق شغلی برابر با ۱۶/۰ و با توجه به (۷۶/ ۵ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. لازم به ذکر است که با توجه به عدم معنی داری اثر مستقیم خودآگاهی بر تاب آوری که در بحث اثرات مستقیم به آن اشاره شد، این اثر غیر مستقیم و مثبت صرفا از طریق سایر مولفه های سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی) صورت گرفته است. بنابراین فرضیه نهم پژوهش در ارتباط با نقش واسطه ای مولفه تاب آوری در میان خودآگاهی و اشتیاق شغلی رد و در ارتباط با واسطه گری سایر مولفه های سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی) در میان این دو متغیر تایید می گردد.

فرضیه ۱۰: مولفه اخلاق مداری رهبری اصیل از طریق واسطه گری ابعاد سرمایه های روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) بر اشتیاق شغلی دارای اثر غیر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات جدول ۴-۴ اثر غیر مستقیم مولفه اخلاق مداری بر اشتیاق شغلی برابر با ۱۸/۰ و با توجه به (۱۸/ ۶t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. لازم به ذکر است که این اثر غیر مستقیم و مثبت اخلاق مداری بر اشتیاق شغلی از طریق مولفه های سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) صورت گرفته است. بنابراین فرضیه دهم پژوهش در ارتباط با نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) در میان بعد اخلاق مداری و اشتیاق شغلی تایید می گردد.

فرضیه ۱۱: مولفه پردازش متوازن رهبری اصیل از طریق واسطه­گری ابعاد سرمایه ­های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) بر اشتیاق شغلی دارای اثر غیر مستقیم و مثبت می باشد..

با توجه به اطلاعات جدول ۴-۴ اثر غیر مستقیم مولفه پردازش متوازن بر اشتیاق شغلی برابر با ۰۹/۰و با توجه به (۵۶/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. ضمنا با توجه به عدم معنی داری اثر مستقیم پردازش متوازن بر خوش بینی و امیدواری این اثر غیر مستقیم صرفا از طریق سایر ابعاد سرمایه روانشناختی یعنی خودکارآمدی و تاب آوری صورت می گیرد. بنابراین فرضیه یازدهم پژوهش در ارتباط با نقش واسطه ای و مثبت خودکارآمدی و تاب آوری در میان پردازش متوازن و اشتیاق شغلی تایید و در ارتباط با نقش واسطه ای خوش بینی و امیدواری در میان این دو متغیر رد می گردد.

فرضیه ۱۲: مولفه شفافیت متوازن خدمت گذار از طریق واسطه گری ابعاد سرمایه های روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) بر اشتیاق شغلی دارای اثر غیر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات جدول ۴-۴ اثر غیر مستقیم مولفه شفافیت متوازن بر اشتیاق شغلی برابر با ۱۷/۰و با توجه به (۸۸/۵ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. لازم به ذکر است که این اثر غیر مستقیم و مثبت از طریق مولفه های سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) صورت گرفته است. بنابراین فرضیه دوازدهم پژوهش در ارتباط با نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) در میان بعد شفافیت متوازن و اشتیاق شغلی تایید می گردد.

۴-۳-۳- اثرات کلی

یکی دیگر از پارامترهای برآورد شده اندازه گیری اثرات کل می باشد که از ترکیب اثرات مستقیم و غیرمستقیم بدست می آید. در برخی موارد متغیرها بر یکدیگر اثر مستقیم و یا فقط غیرمستقیم دارند که در این صورت اثر کل برابر با اثر مستقیم و یا غیرمستقیم می باشد. با توجه به اینکه اثرات مستقیم و غیرمستقیم تمامی متغیرها در جداول مربوطه آورده شده و تمامی متغیر های پژوهش بر اشتیاق شغلی فقط دارای اثر مستقیم یا غیرمستقیم هستند، در اینجا جهت اجتناب از تکرار از آوردن جدول جداگانه ای جهت بررسی اثرات کل خودداری می کنیم.

در ادامه به مقایسه اثرات مستقیم، غیر مستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی پرداخته می شود.

۴-۳-۴ – مقایسه اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی

از دیگر ویژگی های تحلیل مسیر امکان مقایسه اثرات کل، مستقیم و غیرمستقیم متغیرها بر یکدیگر می باشد. بر این اساس در جداول ۴-۵ به منظور مقایسه اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی، برآورد ضرایب استاندارد شده اثرات مستقیم، اثرات غیرمستقیم و اثرات کل متغیرها بر اشتیاق شغلی گزارش شده است.

جدول: ۴ -۵ ضرایب استاندارد شده اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیرها برآوردها اثرات مستقیم اثرات غیرمستقیم اثرات کل
به روی اشتیاق شغلی از:      
خودآگاهی **۱۶/۰ **۱۶/۰
اخلاق مداری **۱۸/۰ **۱۸/۰
پردازش متوازن **۰۹/۰ **۰۹/۰
شفافیت رابطه ای **۱۷/۰ **۱۷/۰
خوش بینی **۲۱/۰ **۲۱/۰
خودکارآمدی **۲۷/۰ **۲۷/۰
امیدواری **۲۹/۰ **۲۹/۰
تاب آوری **۱۹/۰ **۱۹/۰

همان طور که در جدول ۴-۵ مشاهده می کنیم هیچ کدام از ابعاد رهبری اصیل به عنوان متغیرهای برونزای پژوهش (خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم نیستند. در حالی که اثر غیر مستقیم هر چهار بعد رهبری اصیل شامل خودآگاهی (۱۶/۰)، اخلاق مداری(۱۸/۰)، پردازش متوازن(۰۹/۰) و شفافیت متوازن (۱۷/۰) بر اشتیاق شغلی از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است که این امر بیانگر نقش واسطه ای موثر متغیر سرمایه های روان شناختی در میان مولفه های رهبری اصیل و اشتیاق شغلی است. همچنین مشاهده می گردد که بیشترین اثر غیر مستقیم بر اشتیاق شغلی مربوط به مولفه اخلاق مداری و بیشترین اثر مستقیم بر این متغیر مربوط به مولفه امیدواری می باشد.

۴-۳- ۵- واریانس تبیین شده

در جدول ۴-۶ واریانس تبیین شده متغیرهای پژوهش آورده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ردیف متغیر واریانس تبیین شدهR2
۱ خوش بینی ۱۱/۰
۲ خودکارآمدی ۱۹/۰
۳ امیدواری ۱۹/۰
۴ تاب آوری ۲۰/۰
۵ اشتیاق شغلی ۳۵/۰

جدول ۴-۶: واریانس تبیین شده متغیرهای پژوهش

۴-۳- ۶- مشخصه های برازندگی مدل و مدل برازش شده

جهت بررسی برازندگی مدل از شاخص های برازندگی استفاده شده است. بطور کلی از میان مشخصه های برازندگی متنوعی که وجود دارد، در این پژوهش شاخص های برازش x2/df، RMSEA، [۱۷۹]CFI، GFI و AGFI گزارش می شود. در جدول زیر مشخصه های برازندگی مدل پیش بینی اشتیاق شغلی ارائه شده است.

جدول ۴-۷: مشخصه های نکویی برازندگی مدل پیش بینی اشتیاق شغلی

 

 

 

 

 

 

مشخصه برآورد
نسبت مجذور کای به درجه آزادی (/df2x) ۳۹/۲ =۱۰/۲۳٫۹۲
شاخص برازندگی تطبیقی (CFI) ۹۸/۰
شاخص نکویی برازش (GFI) ۹۸/۰
شاخص تعدیل شده نکویی برازش (AGFI) ۹۳/۰
جذر برآورد واریانس خطای تقریب (RMSEA) ۰۶/۰

با توجه به مشخصه های نکویی برازش که درجدول ۴-۷ گزارش شده برازش مدل پیش بینی اشتیاق شغلی در سطح مطلوبی می باشد. در ادامه نمودار مسیر مدل برازش شده همراه با پارامترهای برآورد شده(مقادیر استاندارد) ارائه شده است (شکل ۴-۱).

شکل ۴-۱ نمودار مسیر و برآورد پارامترهای مدل برازش شده پیش بینی اشتیاق شغلی ۰۱/۰ P < ** ۰۵/۰ P <*

 

در ادامه شکل ۴-۲ مربوط به نمودار مسیر مدل برازش شده بر اساس مقادیر t آورده شده است.

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای سرمایه های روانشناختی در میان ابعاد رهبری اصیل و اشتیاق شغلی انجام شده، برای این منظور بر اساس مباحث تجربی و نظری قبلی مدلی را ارائه کردیم و بر اساس روش تحلیل مسیر در این جامعه آماری مورد آزمون قرار دادیم. مشخصه های مدل نشان داد که داده های جمع آوری شده با این جامعه آماری برازش مناسب دارد. در ادامه به بحث در مورد اثرات مستقیم و غیرمستقیم فرضیه ها می پردازیم و در ادامه پیشنهادهای کاربردی، پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی، محدودیت ها و موانع آورده می شود.

۵-۱- فرضیه های مرتبط با اثرات مستقیم

فرضیه ۱: خودآگاهی بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثرمستقیم مثبت است.

یافته های مربوط به فرضیه فوق نشان می دهد که خودآگاهی به عنوان یکی از مؤلفه های رهبری اصیل بر خودکارآمدی دارای اثر مستقیم، مثبت و معنادار است. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳ و بندورا و همکاران، ۱۹۹۷، نقل از کیامرثی و همکاران، ۱۳۹۰؛ ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگر مربوط به فرضیه فوق این است که خودآگاهی بر امیدواری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر، ۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و اسنایدر، ۲۰۰۶، نقل از پرچم و همکاران، ۱۳۹۲؛ کارول عبدالله،۲۰۰۹ ؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات ( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که خودآگاهی برتاب آوری به صورت مثبت ومعنی داری اثر می گذارد. این یافته بانتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و والر، ۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران، ۱۳۸۶؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲ ؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگر مربوط به فرضیه فوق این است که خودآگاهی برخوش بینی به صورت مثبت ومعنی داری اثر می گذارد. این یافته بانتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و میلیگان،۲۰۰۳؛ کارول عبدالله،۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد.. با توجه به یافته فوق می توان گفت که اگر معلمان احساس کنند، مدیران مدارس از شخصیت، ارزش ها و انگیزه های خود آگاهند، معلمان آن مدارس تاب و تحمل مواجهه با مشکلات و سختی ها را دارند، همیشه مستقل و مثبت نگر بوده و درکارشان به توانمندی هایشان اعتماد می کنند. چرا که چنین افرادی در مدارس می توانند شاگردان مستعدتر و با انگیزه تری را تربیت کنند.

فرضیه ۲ : اخلاق مداری برمؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثرمستقیم مثبت است.

نتایج مربوط به فرضیه فوق نشان می دهدکه اخلاق مداری برخودکارآمدی دارا ی اثرمستقیم، مثبت و معناداراست. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵؛ بندورا و همکاران،۱۹۹۷، نقل از کیامرثی و همکاران،۱۳۹۰؛ ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام،۲۰۰۵؛ کارول عبدالله،۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که اخلاق مداری برامیدواری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و اسنایدر، ۲۰۰۶،نقل از پرچم و همکاران،۱۳۹۲؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که اخلاق مداری برتاب آوری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته بانتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و و الر، ۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران،۱۳۸۶ ؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که اخلاق مداری برخوش بینی به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و میلیگان،۲۰۰۳؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که اگر معلمان احساس کنند مدیران مدارس، ارزش هایشان با اهداف و فعالیتهایشان منطبق است، آن ها برای رسیدن به اهداف خود، راه های متعدد را طی می کنند، از کارهای طاقت فرسا ترسی نداشته و به همین دلیل به آینده کاری خود خوش بین هستند، این باعث ایجاد محیط آموزشی با عملکرد خوب و همچنین انگیزه معلمان، به خصوص معلمان تربیت بدنی برای کار و فعالیت های ورزشی دو چندان می شود.

فرضیه ۳ : پردازش متوازن برمؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی)دارای اثرمستقیم مثبت است.

نتایج مربوط به فرضیه فوق نشان می دهد که پردازش متوازن برخودکارآمدی دارا ی اثرمستقیم، مثبت و معناداراست. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ بندورا و همکاران، ۱۹۹۷،نقل ازکیامرثی و همکاران،۱۳۹۰؛ ایلیزو همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگر مربوط به فرضیه فوق این است که پردازش متوازن بر امیدواری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته بانتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و اسنایدر، ۲۰۰۶، نقل از پرچم و همکاران،۱۳۹۲؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که پردازش متوازن برتاب آوری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و والر،۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران،۱۳۸۶ ؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که پردازش متوازن برخوش بینی به صورت مثبت ومعنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و میلیگان،۲۰۰۳؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که اگر معلمان به این نتیجه برسند که مدیران مدارس به تحلیل اطلاعات قبل از تصمیم گیری می پردازند و همیشه از دیدگاه های دیگران بهره می برند، معلمان نیز به تبع آن ها درباره استراتژی های مدرسه بحث می کنند و در این راستا اطلاعاتی به همکاران ارائه می دهند و مشکلات کاری خود را با روش های متعدد مدیریت می کنند، در این چنین محیط آموزشی فضا برای کار کردن معلمان تربیت بدنی فراهم است. همچنین در این فرضیه این نتیجه به دست آمد که برخلاف انتظار ما، پردازش متوازن بر امیدواری و خوش بینی اثر ندارد. به این دلیل است که معلمان احساس می کنند که برخی از تصمیمات اتخاذ شده توسط مدیرانشان قبل از ابلاغ به آن ها صورت گرفته، که این از لحاظ فرهنگی یا ارتباطات فردی و سازمانی صحیح نمی باشد. که این ارتباطی با امیدواری و خوش بینی ندارد.

: شفافیت رابطه ای بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب فرضیه۴

آوری، خوش بینی)دارای اثرمستقیم مثبت است.

نتایج مربوط به فرضیه فوق نشان می دهد که شفافیت رابطه ای بر خودکارآمدی دارا ی اثر مستقیم، مثبت و معنادار است. این یافته بانتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵؛ بندورا و همکاران،۱۹۹۷، نقل از کیامرثی و همکاران،۱۳۹۰؛ ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام،۲۰۰۵؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که شفافیت رابطه ای بر امیدواری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و اسنایدر،۲۰۰۶، نقل ازپرچم و همکاران،۱۳۹۲؛ کارول عبدالله،۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که شفافیت رابطه ای بر تاب آوری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و والر، ۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران،۱۳۸۶ ؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگر مربوط به فرضیه فوق این است که شفافیت رابطه ای برخوش بینی به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و میلیگان،۲۰۰۳؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. به طورکلی در مورد یافته بالا می توان گفت که اگر معلمان به این نتیجه برسند که مدیران مدارس افکار و احساسات واقعی خود را ابراز می کنندو به بیان دیدگاه های خود به صورت شفاف می پردازند، معلمان آن مدارس، می توانند با تجزیه و تحلیل مشکلات از پس آن ها بر آیند و همیشه از خود انتظار بهترین نتیجه را داشته باشند و به راحتی ابراز عقیده کنند، در چنین محیطی است که با تعامل گره از کار معلمان به خصوص معلمان تربیت بدنی باز شده و به راحتی به کارهایشان ادامه می دهند.

فرضیه ۵: خودکارآمدی براشتیاق شغلی اثرمستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه فوق این است که خودکارآمدی براشتیاق شغلی به صورت مستقیم، مثبت و معناداری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی و همکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور، صفاری نیا، صراحی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی، ۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد،۱۳۹۳ و لوتانز و همکاران، ۲۰۰۵؛ آوی و همکاران، ۲۰۰۸؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت، ۲۰۱۱) همخوانی دارد. با توجه به یافته فوق می توان گفت معلمانی که خود را با موقعیت های خاص تطبیق می دهند و به توانایی هایشان درسازمان ایمان دارند و بر این اساس می توانند اطلاعاتی را به همکاران ارائه دهند، این اشخاص درحرفه شان از اشتیاق و نشاط خوبی بر خور دارند که این خود باعث رشد و تعالی شاگردان در درس و فعالیتشان می شود.

فرضیه ۶ : امیدواری براشتیاق شغلی اثرمستقیم مثبت دارد.

نتایج مربوط به فرضیه بالا این است که امید بر اشتیاق شغلی به صورت مستقیم، مثبت و معناداری اثرمی گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی و همکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور، صفاری نیا، صراحی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی، ۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی وهمکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد،۱۳۹۳و ورثینگتون،۲۰۰۵؛ آوی و همکاران، ۲۰۰۸؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱) همخوانی دارد. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که معلمانی که دارای «قدرت اراده»، «قدرت راه­یابی»، «داشتن هدف» و «تشخیص موانع» هستند و در موقعیت های شغلی که در تنگنا قرار می گیرند، می توانند به راه های متعدد برای رهایی از آن فکر کنند، پس بر این مبنا، آنان در خدمت آموزشی و تعلیم و تربیت موفق هستند و نتیجه عملکردشان به وجود آمدن نسلی با نشاط و امیدوار است.

فرضیه ۷ : تا ب آوری براشتیاق شغلی اثرمستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه فوق این است که تاب آوری بر اشتیاق شغلی به صورت مستقیم، مثبت و معناداری اثرمی گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(فولادچنگ موسوی،۱۳۸۷؛ جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی و همکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور، صفاری نیا، صراحی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی، ۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد،۱۳۹۳و ورنر و اسمیت، ۱۹۹۲؛ آوی و همکاران، ۲۰۰۸؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت، ۲۰۱۱) همخوانی دارد. به طور کلی در مورد یافته فوق می توان گفت که دبیران تاب آور طبق گفته لاتر و همکاران (۲۰۱۰)، ذهنیتی تحلیلی- انتقادی نسبت به توانایی­های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی درباره پیدا کردن راه حل­های مختلف درباره یک موقعیت یا مسأله خاص دارند. همچنین توانایی ویژه­ای در تجزیه و تحلیل واقع بینانه مشکلات شخصی و پیدا کردن راه حل­های فوری و راهبردهای دراز مدت برای حل و فصل مشکلاتی که به آسانی و سریع حل نمی­شوند را دارا هستند. براین اساس در عملکردشان از شور و نشاط خوبی برخوردارند.

فرضیه ۸ : خوش بینی براشتیاق شغلی اثرمستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه بالا این است که خوش بینی بر اشتیاق شغلی به صورت مستقیم، مثبت و معناداری اثرمی گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی وهمکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور، صفاری نیا،صراحی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی، ۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد،۱۳۹۳و تایلر،۱۹۷۹؛ هاستینگ،۲۰۱۰؛ لوک،۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱ ) همخوانی دارد. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که معلمانی که در رویارویی با ناکامی ها، انتظار بهترین نتیجه را دارند و به توانایی ها وتلاش و همتشان ایمان دارند، در حرفه آموزشی خود و تربیت نسلی خوش بین موفق ترند.

در ادامه به ترتیب به بحث و بررسی پیرامون اثرات غیرمستقیم می پردازیم.

۵-۲- فرضیه های مرتبط با اثرات غیرمستقیم

فرضیه ۹ : خودآگاهی ازطریق مؤلفه ها ی سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) براشتیاق شغلی اثر غیر مستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه فوق این است که خودآگاهی از طریق خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی بر اشتیاق شغلی به صورت غیر مستقیم تأثیر مثبت دارد. در خصوص اثر غیر مستقیم خودآگاهی در اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی اگر چه هیچ پژوهشی مستقیما این رابطه را در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرار نداده ولی با توجه به اثر مستقیم خودآگاهی بر سرمایه روانشناختی تحقیقات ( کاهه، ۱۳۹۱؛ میرمحمدی،رحیمیان، جلالی خان آبادی، ۱۳۹۱؛ نقی زاده باقی، زاهدبابلان، آخربین، ۱۳۹۲؛ تحقیقات ایلیزو همکاران، ۲۰۰۵؛ ویفالد، ۲۰۰۸؛ گوتیرز، ۲۰۱۴). ازیک سو و رابطه سرمایه های روانشناختی با اشتیاق شغلی ( مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ نجاری و همکاران، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت، ۲۰۱۱). از سوی دیگرمی توان این یافته راتبیین نمود. به طورکلی نتایج بالا با توجه به دیدگاه آوولیو و گاردنر، (۲۰۱۰) نشان می دهند که اگر معلمان احساس کنند مدیران مدارس از شخصیت، ارزش ها و انگیزه های خود آگاهند، معلمان آن مدارس تاب و تحمل مواجهه با مشکلات و سختی ها را دارند، همیشه مستقل و مثبت نگر بوده و درکارشان به توانمندی هایشان اعتماد می کنند. چرا که چنین افرادی درمدارس می توانند شاگردان مستعدتر و با انگیزه تری را تربیت کنند. و بدیهی است که این سبب افزایش اشتیاق و نشاط معلمان به خصوص معلمان تربیت بدنی می شود.

فرضیه ۱۰ : اخلاق مداری از طریق مؤلفه ها ی سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیر مستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه فوق این است که اخلاق مداری از طریق خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی بر اشتیاق شغلی به صورت غیرمستقیم تأثیر مثبت دارد. در خصوص اثر غیرمستقیم اخلاق مداری در اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی اگرچه هیچ پژوهشی مستقیما این رابطه را درداخل و خارج کشور مورد بررسی قرار نداده ولی با توجه به اثر مستقیم اخلاق مداری برسرمایه روانشناختی تحقیقات (نقی زاده، زاهدبابلان، آخربین،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی،۱۳۹۱؛ لوتانز و آوولیو،۲۰۱۰؛ می و همکاران، ۲۰۱۲؛ ویفالد، ۲۰۰۸؛ گوتیرز، ۲۰۱۴) ازیک سو و رابطه سرمایه های روانشناختی با اشتیاق شغلی ( مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ نجاری و همکاران، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاستینگ،۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱). ازسوی دیگر می توان این یافته را تبیین نمود. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد اگر معلمان احساس کنند که مدیران مدارس، ارزش هایشان با اهداف و فعالیتهایشان منطبق است، آن ها برای رسیدن به اهداف خود، راه های متعدد را طی می کنند، از کارهای طاقت فرسا ترسی نداشته و به همین دلیل به آینده کاری خود خوش بین هستند، این باعث ایجاد محیط آموزشی با عملکرد خوب و همچنین انگیزه و اشتیاق معلمان، به خصوص معلمان تربیت بدنی برای کار و فعالیت های ورزشی دو چندان می شود.

فرضیه ۱۱: شفافیت رابطه ای ازطریق مولفه ها ی سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) براشتیاق شغلی اثرغیر مستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه فوق این است که شفافیت رابطه ای از طریق خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی براشتیاق شغلی به صورت غیرمستقیم تأثیرمثبت دارد. در خصوص اثر غیرمستقیم شفافیت رابطه ای در اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی اگرچه هیچ پژوهشی مستقیما این رابطه را در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرار نداده ولی با توجه به اثر مستقیم شفافیت رابطه ای بر سرمایه روانشناختی تحقیقات( نقی زاده، زاهدبابلان، آخربین، ۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی، ۱۳۹۱؛ لوتانز و آوولیو، ۲۰۱۰؛ می و همکاران، ۲۰۱۲؛ ویفالد، ۲۰۰۸؛ گوتیرز، ۲۰۱۴) ازیک سو و رابطه سرمایه های روانشناختی با اشتیاق شغلی ( مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ نجاری و همکاران، ۱۳۹۲؛ شهبازی،۱۳۹۲؛ هاستینگ،۲۰۱۰؛ لوک،۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱). از سوی دیگرمی توان این یافته را تبیین نمود. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که اگر معلمان به این نتیجه برسند که مدیران مدارس افکار و احساسات واقعی خود را ابراز می کنند و به بیان دیدگاه های خود به صورت شفاف می پردازند، معلمان آن مدارس، می توانند با تجزیه و تحلیل مشکلات از پس آن ها بر آیند و همیشه از خود انتظار بهترین نتیجه را داشته باشند و به راحتی ابراز عقیده کنند، در چنین محیطی است که با تعامل گره از کار معلمان به خصوص معلمان تربیت بدنی باز شده و بر شور و نشاط آن ها افزوده می شود.

فرضیه ۱۲ : پردازش متوازن از طریق مولفه ها ی سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) براشتیاق شغلی اثرغیر مستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه بالا این است که پردازش متوازن از طریق خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی بر اشتیاق شغلی به صورت غیرمستقیم تأثیر مثبت دارد. در خصوص اثر غیر مستقیم پردازش متوازن در اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی اگرچه هیچ پژوهشی مستقیما این رابطه را در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرارنداده ولی با توجه به اثر مستقیم پردازش متوازن بر سرمایه روانشناختی تحقیقات( نقی زاده، زاهدبابلان، آخربین،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی،۱۳۹۱؛ لوتانز و آوولیو،۲۰۱۰؛ می و همکاران، ۲۰۱۲؛ ویفالد،۲۰۰۸؛ گوتیرز،۲۰۱۴) از یک سو و رابطه سرمایه های روانشناختی با اشتیاق شغلی ( مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ نجاری و همکاران،۱۳۹۲؛ شهبازی،۱۳۹۲؛ هاستینگ،۲۰۱۰؛ لوک،۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱) از سوی دیگر می توان این یافته را تبیین نمود. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که اگر معلمان به این نتیجه برسند که مدیران مدارس به تحلیل اطلاعات قبل از تصمیم گیری می پردازند و همیشه از دیدگاه های دیگران بهره می برند، معلمان نیز به تبع آن ها درباره استراتژی های مدرسه بحث می کنند و در این راستا اطلاعاتی به همکاران ارائه می دهند و مشکلات کاری خود را با روش های متعدد مدیریت می کنند، در این چنین محیط آموزشی فضا برای کار کردن معلمان تربیت بدنی فراهم است و اشتیاق بیشتری را به کار نشان می دهند.

۵-۳- نتایج ضمنی پژوهش

در ارتباط با یافته های فوق می توان گفت که عامل حیاتــی در افزایش اشتیاق شغلی معلمان بسترسازی مناسب برای برقراری ارتباط شفاف از طرف رهبران به وسیله نشر اطلاعات صحیح از چشم انداز، اهداف و انتظارات می باشد. زمانی که رهبران فرصت های مداوم برای گفتگو و مباحثه را در سازمان گسترش دهند، این امر منجر به ایجاد اعتماد، بهبود درک معلمان از کلیت سازمان و می شود. ارتباطات شفاف در سازمان ارائه گزارش را در میان معلمان و مدیران تشویق می کند.

از میان متغیرهای درون زا (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) امیدواری بیشترین اثر مستقیم و مثبت را بر اشتیاق شغلی دارد. این یافته در پژوهش اسنایدر(۲۰۰۲) مشاهده می شود.

همچنین از میان متغیرهای برون زا (خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) اخلاق مداری بیشترین اثر غیرمستقیم را بر اشتیاق شغلی دارد. این یافته در پژوهش لوتانز و آوولیو(۲۰۰۸) مشاهده می شود.

هیچ کدام از ابعاد رهبری اصیل به عنوان متغیرهای برونزای پژوهش (خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم نیستند. در حالی که اثر غیر مستقیم هر چهار بعد رهبری اصیل شامل خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن و شفافیت رابطه ای بر اشتیاق شغلی معنی دار است که این امر بیانگر نقش واسطه ای موثر متغیر سرمایه های روانشناختی در میان مولفه های رهبری اصیل و اشتیاق شغلی است. در تبیین بررسی نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی گوتیرز(۲۰۱۴)، یان لیو(۲۰۱۲) بیان می دارند که حفظ نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی بهترین راهکار است و بهتر است این نقش با بهره گرفتن از ابعاد چهار وجهی سرمایه های روانشناختی آزموده شود.. ویفالد(۲۰۰۸) نیز با بهره گرفتن از رگرسیون سلسله مراتبی بیان می دارد که یک ارتباط قوی بین اشتیاق شغلی و رهبری و ساختار روانشناختی وجود دارد.

در بین مؤلفه های سرمایه های روانشناختی بیشترین واریانس تبیین شده به ترتیب به تاب آوری، خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی اختصاص دارد.

همچنین با توجه به این که میزان واریانس تبیین شده هیچ کدام ازمتغیرهای موجود در مدل صد درصد نیست به نظرمی رسد عوامل دیگری در پیش بینی این متغیرها نقش دارند.

بررسی مشخصه های برازندگی نشان داد که مدل پیشنهادی این پژوهش جهت پیش بینی اشتیاق شغلی از برازش مناسبی برخوردار است. در بررسی کلی مدل نیز می بینیم که مدل پیشنهادی با یک سری تغییرات جزئی تقریبا میان دبیران تربیت بدنی قابل کاربرد است و می تواند در تصمیم گیری های دست اندرکاران آموزش وپرورش مورد استفاده قرار گیرد.

۵-۴- پیشنهادهای کاربردی پژوهش

۱- با توجه به اثرمستقیم رهبری اصیل بر سرمایه روانشناختی، بنابراین پیشنهاد می شود که مدیران مدارس با بهره گرفتن از شاخصه های سرمایه، نقشه راهی را برای دبیران تربیت بدنی خود فراهم کنند. به این صورت که رهبران با ایجاد محیطی امن، چه ازنظر حمایت عاطفی و چه از نظر حمایت مالی در جهت اطمینان بخشی و خوش بینی دبیران گام برداشته، و لذا چنین عملکردی از سوی رهبر سبب فراهم آمدن محیطی فعال و پویا می شود.

۲- با توجه به اثرمستقیم سرمایه روانشناختی بر اشتیاق شغلی معلمان، بنابراین پیشنهاد می شود که دبیران با افزایش امیدواری، تاب و تحمل مشکلات، اعتماد به توانایی هایشان و خوش بینی در خود و دوستانشان، باعث افزایش روحیه و شادمانی در کار می شوند. و همان طورکه می دانیم رسالت دبیران تربیت بدنی به عنوان دبیری که با سلامتی جسمی شاگردان درگیر است، لذا افزایش این مشخصه ها در او به سلامتی و نشاط شاگردان می انجامد.

۳- باتوجه به نقش غیرمستقیم رهبری اصیل در افزایش اشتیاق شغلی معلمان، بنابراین پیشنهاد می شود که مدیران با شناســایی مؤلفه های کلیدی اشتیاق شــغلی معلمان و طراحی روش هایی جهت ارزیابی پیشرفت آن ها تلاش کنند. و همچنین مدیران آموزش و پرورش نیز با فراهم کردن امکانات و رفع مشکلات، بستری را برای افزایش اشتیاق در معلمان تربیت بدنی فراهم کنند.

۴- نتایج نشان داد از میان مؤلفه های رهبری اصیل، اخلاق مداری بیشترین اثر غیرمستقیم را بر اشتیاق شغلی دارد. بنابراین پیشنهاد می شود که اگرمعلمان تربیت بدنی احساس کنند که مدیرانشان از اخلاق خوب و خوش برخوردارند، این سبب افزایش شور و نشاط آن ها درحرفه تربیت بدنی می شود و بدیهی است که درچنین محیطی دانش آموزان بیشتر به ورزش و حفظ سلامتی رو می آورند.

۵- نتایج نشان داد از میان مؤلفه های سرمایه روانشناختی، امیدواری بیشترین اثر مستقیم و مثبت را بر اشتیاق شغلی دارد. بنابراین پیشنهاد می شود که مدیران و دست اندرکاران تعلیم و تربیت عواملی را که منجر به افزایش امیدواری به کار می شود، را مورد توجه قرار دهند. به عنوان مثال با افزایش حقوق و دستمزد، و دادن پاداش های ماهیانه این احساس را دو چندان کنند.

۵-۵- پیشنهادهایی برای پژوهش های آینده

۱- در مدل برازش شده این پژوهش میزان واریانس تبیین شده اشتیاق شغلی(۳۵/۰)است. این امر بیانگرتأثیرعوامل دیگری بر اشتیاق شغلی است که در پژوهش مورد بررسی قرار نگرفته اند. بنابراین پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی مؤلفه های دیگر فرسودگی شغلی، میل ماندن در شغل و درگیری شغلی مورد بررسی قرارگیرد.

۲- پژوهش حاضردر میان دبیران تربیت بدنی شیراز انجام شده است. لذا پیشنهاد می شود چنین پژوهشی در میان دبیران

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:46:00 ب.ظ ]




 

  • همان ، ص۴۸ ↑
  • نجفی ابرندآبادی، علی حسین، پیشگیری عادلانه از جرم، پیشین ص ۱۸۸٫ ↑
  • حاجی ده آبادی، محمدعلی، پیشین، ص۸۵ ↑
  • نجفی ابرندآبادی، علی حسین، تقریرات درس جرم شناسی (پیشگیری)، دوره دکتری، دانشگاه تربیت مدرس، ۸۰-۱۳۷۹، ص ۱۱۸٫ ↑
  • همان،ص ۲۶۶٫ ↑
  • آشوری، محمد، پیشین، ص۲۷ ↑
  • نجفی ابرندآبادی، علی حسین، تقریرات درس جرم شناسی (جایگزین های زندان)، دوره کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی، ۸۷-۱۳۸۶،ص ۸۲٫ ↑
  • نیه گر فاخری، نریمان، تلاش های بین المللی و قانونگذار کیفری ایران برای تحدید موارد و اعمال مجازات سالب آزادی، معاونت آموزشی دادگستری استان تهران، ص ۲، www.ghavanin.ir. ↑

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

پایان نامه رشته حقوق

 

  • همان ، ص ۳٫ ↑
  • نجفی ابرندآبادی، علی حسین، اقدامات جایگزین زندان، پیشین، ص ۱۶۷٫ ↑
  • آشوری، محمد، پیشین، ص۳۵ ↑
  • نجفی ابرندآبادی، علی حسین، تقریرات درس جرم شناسی (بزه دیده شناسی)، دوره کارشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، ۸۷-۱۳۸۶، ص ۱۲۳٫ ↑
  • همان، ۱۴۵٫ ↑
  • رایجیان اصلی، مهرداد،پیشین، ص۳۰۶ ↑
  • نجفی ابرندآبادی، علی حسین، جنبه های مختلف سیاست جنایی در قبال مواد مخدر، پیشین ص۱۲ ↑
  • رایجیان اصلی، مهرداد، پیشین ص۳۱۲ ↑
  • گسن، ریموند، جرم شناسی نظری، ترجمه: دکتر مهدی کی نیا، چاپ سوم، ۱۳۸۸، ص ۱۹۶٫ ↑
  • توجهی,عبدالعلی،کاربرد یافته های بزه دیده شناسی در روند مبارزه با اعتیاد، همایش بین المللی علمی-کاربردی جنبه های مختلف سیاست جنایی در قبال مواد مخدر،مجموعه مقالات ( سخنرانی های داخلی )، جلد اول، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص ۳۱۹ ↑
  • رایجیان اصلی، مهرداد، پیشین، ص۳۲۶ ↑
  • نجفی ابرندآبادی، علی حسین، تقریرات درس جرم شناسی( بزه دیده شناسی علت شناختی)، پیشین،ص ۲۲۳٫ ↑
  • همان، ص ۲۲۷٫ ↑
  • رایجیان اصلی ، مهرداد،پیشین، ص۳۲۰ ↑
  • علل تغییر الگوی مصرف مواد از سنتی به صنعتی، ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۰، http://dchq.ir ↑
  • آبادنیسکی، هوارد، پیشین ص۱۷ ↑
  • گزارش جهانی روند مصرف مواد، ۲۰۱۱، ۲۲ تیر ۱۳۹۰، http://dchq.ir ↑
  • روند نگران کننده گسترش اعتیاد در جامعه ۱۷ تیر ۱۳۹۰، ، http://dchq.ir ↑
  • کاهش قیمت مواد مخدر صنعتی و افزایش مصرف، ۲۲ خرداد ۱۳۹۰، http://dchq.ir ↑
  • آبادنیسکی، هوارد، پیشین ص۱۷ ↑
  • ساکی، محمدرضا، پیشین ص۸۰ ↑
  • همان، ص۸۱ ↑
  • آشوری، محمد، پیشین، ص۲۳۳ ↑
  • همان، ص۲۳۴ ↑
  • مهرا، نسرین، چگونگی درمان و بازپروری مجرمان معتاد در حقوق انگلستان، (همایش علمی کاربردی جنبه های مختلف سیاست جنایی در قبال مواد مخدر)، مجموعه مقالات (سخنرانی های داخلی)، ج۲ ، ج۲، ۱۳۷۹، ص۱۳۹ ↑
  • آشوری، محمد، آیین دادرسی کیفری، ج۱، چاپ پانزدهم، ۱۳۸۸، ص۱۰۸ ↑
  • مرتضوی، سعید، پیشین ص۳۶۷ ↑
  • ساکی،محمد رضا، پیشین، ص۱۴۳ ↑
  • همان، ص۱۴۴ ↑
  • همان، ص۱۴۷ ↑
  • UNODC، مخالف کمپ های درمان اجباری در ایران است ۲۹ تیر ۹۰٫ http://dchq.ir ↑
  • مهرا، نسرین، پیشین، ص۱۴۲ ↑
  • زراعت، عباس، مواد مخدر در نظم کنونی، چاپ اول،۱۳۸۶، ص ۶۹٫ ↑
  • رحمدل، منصور،رساله دکتری، پیشین، ص۲۷٫ ↑
  • ساکی، محمدرضا، پیشین، ص ۷۴٫ ↑
  • ماده ۵اصلاحی؛هرکس تریاک و دیگر مواد مذکور در ماده ی ۴ را خرید، نگهداری، مخفی یا حمل کند با رعایت تناسب و با توجه به مقدار مواد و تبصره ی ذیل همین ماده به مجازات های زیر محکوم می شود:
    ۱- تا پنجاه گرم، تا سه میلیون ریال جریمه نقدی و تا پنجاه ضربه شلاق.
    ۲- بیش از پنجاه گرم تا پانصد گرم، پنج تا پانزده میلیون ریال جریمه نقدی و ده تا هفتاد و چهار ضربه شلاق.
    ۳- بیش از پانصد گرم تا پنج کیلوگرم ، پانزده میلیون تا شصت میلیون ریال جریمه نقدی و چهل تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و دو تا پنج سال حبس.
    ۴- بیش از پنج کیلوگرم تا بیست کیلوگرم، شصت تا دویست میلیون ریال جریمه نقدی و پنجاه تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و پنج تا ده سال حبس و در صورت تکرار برای بار دوم علاوه بر مجازاتهای مذکور، به جای مصادره اموال ناشی از همان جرم وبرای بار سوم اعدام و مصادره ی اموال ناشی از همان جرم.
    ۵- بیش از بیست کیلوگرم، علاوه بر مجازات مقرر در بند ۴ به ازاء هر کیلوگرم دو میلیون ریال به مجازات جزای نقدی مرتکب اضافه می گردد و در صورت تکرار اعدام و مصادره ی اموال ناشی از همان جرم.
    ۶- بیش از یک صدکیلوگرم، علاوه بر مجازات جریمه نقدی و شلاق مقرر در بندهای ۴ و ۵ حبس ابد و در صورت تکرار اعدام و مصادره ی اموال ناشی از همان جرم.
    تبصره- مرتکبین جرایم فوق چنان به صورت زنجیره ای عمل کرده باشند و مواد برای مصرف داخل باشد مشمول مجازات های ماده ۴ خواهند بود و چنان چه یکی از دو شرط موجود نباشد به مجازات های این ماده محکوم می گردند.» ↑
  • ماده ی ۸ اصلاحی : «هر کس هروئین، مرفین، کوکائین و دیگر مشتقات شیمیایی مرفین و کوکائین و یا لیزرژیک اسید دی ایتل آمید (ال. اس. دی)، متیلن دی اکسی مت آمفتامین (ام. دی. ام. آ یا اکستاسی)، گاما هیدروکسی بوتیریک اسید(ج. اچ. بی) فلونیترازپام، آمفتامین، مت آمفتامین (شیشه) و یا دیگر مواد مخدر یا روان گردان های صنعتی غیر دارویی که فهرست آنها به تصویب مجلس شورای اسلامی می رسد را وارد کشور کند و یا مبادرت به ساخت، تولید، توزیع، صدور، ارسال، خرید یا فروش نماید و یا در معرض فروش قرار دهد و یا نگهداری، مخفی یا حمل کند با رعایت تناسب و با توجه به میزان مواد به شرح زیر مجازات خواهد شد:
    ۱-تا پنج سانتی گرم، از پانصد هزار ریال تا یک میلیون ریال جریمه نقدی و بیست تا پنجاه ضربه ی شلاق.
    ۲-بیش از پنج سانتی گرم تا یک گرم، از دو میلیون تا شش میلیون ریال جریمه نقدی و سی تا هفتاد ضربه شلاق.
    ۳-بیش از یک گرم تا چهارگرم، از هشت میلیون تا بیست میلیون ریال جریمه نقدی و دو تا پنج سال حبس و سی تا هفتاد ضربه شلاق.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:45:00 ب.ظ ]




ارزیابی
اطلاعات
شناخت نیاز
کسب اطلاعات

شکل۲-۷ فرایند تصمیم گیری خریداران

شناخت نیاز
فرایند نیاز با شناخت نیاز شروع می شود که خریدار متوجه وجود یک مسأله یا یک نیاز می شود. خریدار متوجه اختلافی می شود که بین حالت واقعی او و حالت مطلوب وجود دارد. هنگامی که یکی از نیازهای معمولی شخص (گرسنگی یا تشنگی) بدان حد برسد که موجب ایجاد انگیزه یا تحرک در وی بشود، این نیاز به صورت «محرک درونی» درمی آید. امکان دارد این نیاز به وسیله «محرک بیرونی» تشدید گردد.
بازاریاب با جمع آوری این اطلاعات می تواند به وجود عواملی پی ببرد که موجب علاقه در فرد می شوند و سپس با توجه به این عوامل برنامه های بازاریابی ارائه دهد.
کسب اطلاعات[۵۹]
یک مصرف کننده دارای محرکی است و انگیزه ای در او ایجاد شده است احتمالا” در پی کسب اطلاعات بیشتری برمی آید، و گاهی هم چنین نخواهد کرد . اگر آنچه باعث انگیزه در مصرف کننده شده است، بسیار قوی و محصولی که این نیاز را تأمین کند در دسترس باشد، احتمال دارد مصرف کننده آن را بخرد. و اگر نه، مصرف کننده این نیاز را به حافظه می سپارد و درصدد کسب اطلاعات بیشتری جهت تأمین آن بر می آید.امکان دارد مصرف کننده وارد مرحله ای شود که محصول خاصی توجه او را جلب کند .
مصرف کننده می تواند از منابع زیر اطلاعات به دست آورد:

    1. منابع شخصی: خانواده، دوستان، همسایگان و آشنایان
    2. منابع بازرگانی: تبلیغات، فروشندگان، واسطه ها، شیوه بسته بندی و نمایشگاه ها
    3. منابع عمومی: رسانه های گروهیٍ، سازمان هایی که درجه اعتبار سازمان ها (محصولات) را تعیین می کند.
    4. منابع تجربی: استفاده از محصول، امتحان و کار کردن با آن.

با توجه به نوع محصول و خریدار، اثر نسبی این منابع اطلاعاتی فرق می کند. اصولا” مصرف کننده از منابع بازرگانی و عواملی که به وسیله بازاریاب کنترل می شود در مورد محصول بیشترین اطلاعات را به دست می آورد. ولی مؤثرترین منابع اطلاعاتی همان منابع شخصی است. چنین به نظر می رسد که در زمینه خرید انواع خدمات هم منابع شخصی اثرات فزاینده ای دارند. معمولا” منابع بازرگانی خریدار را آگاه می سازند، ولی منابع شخصی مشروعیت محصول را تأیید می کنند.
با کسب اطلاعات بیشتر، دانش و آگاهی مصرف کننده در مورد نوع محصول و موجود بودن آن در بازار افزایش می یابد.شرکت باید آمیزه یا ترکیب بازاریابی را به گونه ای طرح ریزی کند که بتواند درباره محصول اطلاعات لازم به خریداران بدهد. همچنین شرکت باید به منابع مختلفی که اطلاعات مورد نیاز مصرف کننده را تأمین می کنند و نیز به میزان اهمیت هر یک از این منابع توجه نماید. باید از مصرف کننده پرسید که برای نخستین بار چگونه با آن محصول آشنا شد، چه اطلاعات دیگری را در آن باره به دست آورد و برای منابع اطلاعاتی گوناگون چه اهمیتی قائل است.
ارزیابی اطلاعات
مشاهده کردیم که مصرف کننده چگونه با بهره گرفتن از اطلاعات به مرحله انتخاب نوع محصول می رسد. آیا مصرف کننده از میان انواع اطلاعات، با نام ها و نشان های تجاری متفاوت، چگونه محصولی را انتخاب می کند؟ بازاریاب باید درباره شیوه ای که او اطلاعات را مورد ارزیابی قرار می دهد آگاهی هایی داشته باشد، یعنی باید بداند که مصرف کننده در فرایند کسب اطلاعات چگونه به نتیجه خاصی رسیده و محصولی را با نام و نشان تجاری مشخصی انتخاب کرده است. متأسفانه مصرف کنندگان برای ارزیابی گزینه ها از یک روش مشخص و ساده استفاده نمی کنند. بلکه در این مسیر از روش های گوناگونی استفاده می شود.
اول، از نظر یک مصرف کننده محصول دارای مجموعه ای از ویژگی هاست. دوم، مصرف کننده با توجه به خواستها و نیازهای منحصر به فرد خود، برای ویژگی های مختلف یک محصول اهمیت متفاوتی قائل است. سوم، با توجه به موضع یا اهمیت هر یک از این ویژگی ها مصرف کننده نوعی اعتقاد یا باور در مورد یک محصول خاص پیدا می کند. مجموعه باورهایی که افراد در مورد یک محصول با نام و نشان تجاری خاص دارند تصویر یک نام و نشان تجاری یا محصول[۶۰] نامیده می شود. تجربه ای که فرد از محصول دارد بر نوع پنداشت و برداشت او اثر می گذارد. بدیهی است بین باورهای مصرف کننده و ویژگی های واقعی مصرف کننده تفاوت وجود دارد و این سبب شیوه ای است که هر مصرف کننده اطلاعات مربوط به محصول را مورد ارزیابی یا تحریف قرار می دهد.
چهارم، با توجه به هر یک از این ویژگی ها انتظاری که مصرف کنندگان در مورد رضایت از کل محصول دارند، متفاوت است.
پنجم، مصرف کننده به هنگام ارزیابی درباره محصول (یا کالایی با نام و نشان تجاری خاص) دارای نوعی نگرش می شود. مشاهده شده است که مصرف کنندگان از راه های مختلف اطلاعات را مورد ارزیابی قرار می دهند.
هر مصرف کننده ای با توجه به شرایط و موقعیت خاص، خرید، برای ارزیابی اطلاعات[۶۱] از روش خاصی استفاده می کند. در برخی از موارد یک مصرف کننده به شیوه ای بخردانه عمل می کند و محاسبات دقیق انجام می دهد. در برخی دیگر از موارد همین مصرف کننده هیچ نوع ارزیابی انجام نمی دهد و تنها به نوعی هوس و قضاوت شهودی اکتفا می کند. گاهی یک مصرف کننده خودش تصمیم به خرید می گیرد، گاهی از نظر دوستان استفاده می کند، در مواردی از راهنمایی های خاص استفاده می نماید یا از نظر فروشندگان و توصیه هایی که افراد می نمایند بهره می جوید.
بازاریاب ها باید درباره خریداران مطالعه و تحقیق کنند تا دریابند که آنان چگونه در مورد اطلاعات مربوط به انواع محصولات (با نام و نشان های تجاری متفاوت) قضاوت می کنند. اگر بازاریاب از این فرایند قضاوت با ارزیابی آگاه شود می تواند با برداشتن گام هایی بر فرایند تصمیم گیری خریدار اثر بگذارد.
تصمیم خرید[۶۲]
در مرحله ارزیابی مصرف کننده انواع محصولات را بر حسب اولویت مرتب می کند و قصد خرید می نماید. اصولا” مقصود از تصمیم خرید این است که خریدار درصدد برمی آید آنچه از نظر او برترین است، خریداری کند؛ ولی بین «قصد خرید» و «تصمیم به خرید» دو عامل قرار می گیرند «نگرش دیگران» نخستین عامل به حساب می آید. «عوامل موقعیتی غیر منتظره» دومین عامل است. امکان دارد مصرف کننده بر مبنای عواملی چون درآمد مورد انتظار، قیمت مورد انتظار و مزایای مورد انتظار قصد خرید بنماید. ولی رویدادهای غیر منتظره قصد خرید را تغییر می دهد.
رفتار پس از خرید[۶۳]
با خرید محصول، کار بازاریاب پایان نمی یابد. مصرف کننده پس از خرید محصول یا راضی خواهد بود یا ناراضی، و بر همین اساس رفتار پس از خرید مورد توجه بازاریاب قرار می گیرد. چه عواملی تعیین می کند که آیا خریدار، نسبت به خرید خود راضی یا ناراضی است؟ برای یافتن پاسخ باید به رابطه بین «انتظارات مصرف کننده» و «عملکرد مورد تصور» توجه کرد. اگر محصول خریداری شده از حد مورد انتظار کمتر باشد، مصرف کننده ناامید و ناراضی می شود؛ اگر در حد انتظار باشد، مصرف کننده راضی است اگر از حد انتظار فراتر رود، مصرف کننده شاد و مسرور می شود.
معمولا” مصرف کننده انتظارات خود را بر پایه اطلاعاتی می گذارد که از فروشندگان، دوستان و منابع دیگر به دست می آورد. اگر فروشنده در مورد

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

عملکرد محصول گزافه گویی بکند، انتظارات مصرف کننده (پس از خرید) تأمین نخواهد شد و نارضایتی در پی خواهد داشت. هر قدر بین انتظارات مصرف و عملکرد محصول فاصله بیشتری باشد، میزان نارضایتی مصرف کننده بیشتر خواهد شد. و این بدان معنی است که فروشنده باید در گفتار و ادعاهای خود صادق باشد و چیزی بگوید که معرف واقعی محصول و عملکرد آن باشد تا موجب نارضایتی خریدار نشود.
تقریبا” بیشتر خریداران پس از خرید احساس نارضایتی می کنند، چون بین نتیجه عملکرد محصول و آنچه از آن انتظار می رفت تفاوت زیادی وجود دارد گاهی مصرف کننده پس از خرید متوجه امتیازات محصول یا کالایی با نام و نشان تجاری شناخته شده می شود و از این امر خوشحال است که محصول دیگری را که دارای نقاط ضعف است، نخریده است. ولی خریدار پس هر خرید، باید به گونه ای با نتیجه عمل از در سازش درآید. گاهی مصرف کنندگان پس از خرید احساس ناراحتی می کنند، زیرا متوجه نقاط ضعف محصول می شوند و درمی یابند که با نخریدن محصول دیگری چه مزایایی را از دست داده اند. از این رو اصولا” مصرف کننده پس از هر خریدی احساس نارضایتی می کند.
چرا راضی نگهداشتن مشتری اهمیت دارد؟ از این جهت رضایت مشتری اهمیت دارد که معمولا” دو گروه اصلی محصولات شرکت را خریداری می نمایند (مشتریان جدید و مشتریان قدیم). اصولا” جلب مشتریان جدید بسی گران تر از حفظ مشتریان قدیمی تمام می شود و بهترین راه این است که شرکت با راضی نگه داشت مشتریان قدیمی، آنها را حفظ نماید. اگر مشتری راضی باشد باز هم محصول را خواهد خرید، از آن تعریف و تمجید و دیگران را توصیه به خرید آن می کند، کمتر به تبلیغات محصولات شرکت های رقیب توجه نموده و سایر محصولات شرکت را هم خریداری می نماید. برخی از بازاریاب ها پا را از حد برآوردن انتظارات مصرف کنندگان فراتر می گذارند و هدفشان این است که مصرف کنندگان را شاد و خوشحال نمایند. یک مشتری خوشخال بارها و بارها محصول را خریداری می کند، و به دیگران هم توصیه می نماید آن را بخرند.
یک مصرف کننده ناراضی به شیوه متفاوتی واکنش نشان می دهد. در حالی که به طور متوسط یک مصرف کننده راضی تجربه خوب را به سه نفر می گوید، ولی یک مصرف کننده ناراضی این داستان را برای ۱۱ نفر نقل می کند. درواقع نتیجه تحقیقی که در همین زمینه انجام شد نشان داد که ۱۳% افرادی که در مورد یک سازمان گله مند و شاکی بودند، نارضایتی خود را برای ۲۰ نفر ابراز داشتند. بدیهی است که بدگویی (در مقایسه با توصیف کالا) با سرعت بسیار بیشتری پخش می گردد و باعث می شود که نگرش افراد نسبت به یک شرکت و محصولاتش عوض شود.
از این رو معقول این است که شرکت همواره روی رضایت مشترین حساب کند. نباید شرکت تنها در انتظار این بنشیند که شکایتی از افراد ناراضی به سازمان برسد. ۹۶% مشتریان ناراضی هرگز شکایت نخواهد کرد. شرکت ها باید سیستم هایی را به اجرا درآورند تا مشتریان را تشویق نمایند، که درصورت داشتن گله یا شکایت، آن را با شرکت در میان بگذارند. بدین گونه شرکت می تواند نسبت به عملکرد خود و میزان اصلاحات انجام شده آگاه شود.
ورای گوش دادن به گله ها و شکایت های مشتریان و دادن پاسخ های مناسب، بازاریاب باید برای کم کردن نارضایتی مصرف کننده پس از خرید گام های اضافی بردارد و به مشتریان کمک کند احساس خوبی نسبت به کالاهای خریداری شده پیدا کنند.

۲-۲۹ تفاوت افراد در مورد محصولات جدید (نوآوری)

افراد، از نظر آمادگی برای پذیرش محصولات جدید، تفاوتهای زیادی با هم دارند. در هر زمینه ای که محصولی جدید عرضه شود، عده ای به نام «مصرف کننده پیشگام» وجود دارند و از جمله کسانی هستند که پیش از بقیه آن محصول را می پذیرند. عده ای هم خیلی دیرتر محصولات جدید را می پذیرند. از نظر پذیرفتن محصولات جدید، می توان افراد را به چند گردوه طبقه بندی کرد پس از شروع پذیرش که با آهنگی کند انجام می شود، عده زیادی از افراد، محصول جدید را می پذیرند. عده کسانی که محصول جدید را می پذیرند به اوج خود می رسد و سپس رو به کاهش می رود و تعداد انگشت شماری باقی می مانند که محصول جدید را نمی پذیرند. بدعت گذاران و نوجوانان، ۵/۲% خریداران را تشکیل می دهند، زودپذیرها ۵/۱۳% بعدی را تشکیل می دهند و این روند به همین گونه ادامه می یابد.
گروه های پنجگانه که محصول جدید را می پذیرند دارای ارزش های متفاوت اند. آنها عبارتند از: نوجویان جسور: این افراد با پذیرفتن نوعی ریسک، افکار سازنده (ایده های) جدید را می آزمایند. زودپذیرها: این افراد در جامعه خود، رهبران عقیده یا صاحب نظر نامیده می شوند و نظریه های جدید را به سرعت ولی با دقت می پذیرند. اکثریت پیشگام: این افراد دارای حزم و احتیاط اند ولی به ندرت پیشگام می شوند. معمولا” پیش از اینکه افراد متوسط افکار سازنده (ایده های) جدیدی را بپذیرند، اکثریت پیشگام آن دیدگاه ها را می پذیرند. اکثریت رده آخر: این افراد بدبین هستند و تنها زمانی افکار سازنده (ایده های) جدید را می پذیرند که اکثریت افراد جامعه آن را آزموده و پذیرفته باشند. سرانجام دیرباورها یا دیرپذیرها قرار می گیرند که به سنت پایبندند، این افراد نسبت به تغییرات نظر خوشی ندارند، بدبین هستند و تنها زمانی افکار سازنده (ایده های) جدیدی را می پذیرند که مدت زمانی از آن گذشته و به صورت سنت درآمده باشد.
این شیوه طبقه بندی بیانگر این است که اگر سازمانی نوآور باشد، کالا، خدمات یا افکار سازنده (یاده های) جدیدی را ارائه نماید، باید در مورد ویژگی های گروه های نوآور، زودپذیرها، اکثریت پیشین و پسین دیرپذیر تحقیق و بررسی کند و تلاشهای بازاریابی خود را در آن جهت ها سوق دهد. به طور کلی، نوجویان نسبتا” جوانتر، دارای تحصیلات بهتر و نسبت به گروه های دیگر (که یا دیدگاهی را نمی پذیرند یا با تأخیر زیاد می پذیرند) دارای درآمد بیشتری هستند. این افراد پذیرای چیزهای نو و ناآشنایند، بیشتر بر ارزشها و قضاوتهای خود تکیه می کنند وریسک پذیر می باشند. اینها به ندرت به نام و نشان تجاری پایبند و وفادار باقی می مانند و همواره در پی گرفتن تخفیفهایی چون بدان وسیله چیزهایی را دوست می دارد یا از آنها متنفر است و بدان وسیله به آن چیزها نزدیک می شود یا از آنها فاصله می گیرد.

۲-۳۰ رفتارهای گوناگون به هنگام تصمیم گیری برای خرید

افراد به هنگام خرید یک خمیردندان، چوگان تنیس، یک دوربین عکاسی گران قیمت یا یک خودروی نو رفتارهای متفاوتی خواهند داشت. هرقدر تصمیم پیچیده تر باشد، افراد باید در فرایند تصمیم گیری مشارکت بیشتری بنمایند و خریدار باید بیشتر بیندیشد. در نموداری انواع رفتار مصرف کننده، با توجه به میزان مداخله خریدار، به هنگام خرید انواع مختلف محصول، ارائه شده است.
که شرکت از این بابت ارائه می کند، مطالبی ارائه دهد. بازاریاب باید ویژگی های خاص محصولی را که عرضه می کند برشمارد، تفاوت آن را با محصولات شریک رقیب نشان دهد و با بهره گرفتن از رسانه های گروهی یا ابزارهای دیگر تبلیغاتی نقاط قوت و مزایای محصول را اعلان نماید. او باید روی مسئولان فروشگاه کار کند و با توجه به اطلاعاتی که در زمینه آگاهی های خریداری دارد، به گونه ای عمل کند که سرانجام خریدار در تصمیم نهایی خود اقدام به خرید آن محصول نماید.
رفتار خریدار مبتنی بر زدودن ناهمسانی ها
هنگامی که خریدار با اقلامی گران قیمت، منحصر به فرد یا بسیار مخاطره آمیز (پرریسک) رو به رو می شود، دارای رفتاری خواهد بود که آن را رفتار مبتنی بر زدودن ناهمسانی ها[۶۴] می نامند. برای مثال امکان دارد مصرف کننده باید تصمیم قطعی درباره نوع فرش (موکت) بگیرد، که از یک سو گران است و از سوی دیگر، نوع خرید بیان کننده سلیقه او خواهد بود. خریدار با انواع فرشهایی رو به رو می شود که تولیدکنندگان مختلف، با قیمت های تقریبا” مشابه به بازار عرضه می کنند. (البته در زمره یک دسته از محصولات مشابه) در چنین حالتی به ندرت می توان تفاوت بین کالاهای مختلف را تعیین کرد، بنابر این، امکان دارد خریدار تصمیمی سریع بگیرد و محصولی را انتخاب کند که قیمتش مناسب با خرید ساده و آنی باشد.
پس از خرید، مصرف کننده با حالتی رو به رو می شود که آن را ناراحتی پس از خرید می نامند، چون درمی یابد آنچه را که خریده است عیبهای مشخصی دارد یا درباره محصولاتی که می توانست بخرد (و نخریده است) خبرهای خوبی می شوند. بازاریابها برای از بین بردن ناراحتی های بعد از خرید باید بتوانند با خریدار تماس برقرار کنند و مدارک و شواهدی به مصرف کننده ارائه کنند که موجب خشنودی وی شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:45:00 ب.ظ ]




۴-۱-۸- واژه مشتق و واژه مرکب
قبل از وارد شدن به بحث شفافیت و تیرگی معنایی لازم است منظور از واژه ی مشتق و واژه ی مرکب به سادگی بیان شود واژه ی مشتق از ترکیب یک تکواژ قاموسی یا یک یا چند تکواژ دستوری به دست می آید و واژه ی مرکب از ترکیب دو یا چند تکواژ قاموسی (ستاک، ریشه یا واژه ای مستقل) حاصل میشود.
نگارنده معتقد است تکواژهای دستوری یا در صرف اشتقاقی به کار می روند که معمولا نه تنها مقوله ی دستوری را عوض می کنند بلکه معنی را هم تغییر میدهند و معنایی را به ریشه اضافه می کنند و یا در صرف تصریفی برای ساخت صورت های مختلف یک کمله به کار میروند که معمولا مقوله ی دستوری کلمه را عوض نمی کنند ونقش دستوری دارند اما با این حال معنایی را اضافه می کنند بنابراین از همان آغاز درموضوع صرف و ساخت واژه معنی دخالت دارند زیرا صرف به طور کلی، به ساخت واژه مربوط می شود و عناصرآن تکواژ ،ریشه، ستاک، و واژه هستند. به جز تکواژهای دستوری، بقیه ی عناصر دارا ی معنی هستند . حتی تکواژهای دستوری هم به نوعی معنی دارند و یا حداقل میتوان گفت در صرف اشتقاقی و صرف تصریفی(پدر واژه های مشتق و مشتق مرکب) باعث تغییر معنایی در کل کلمه می شوند واز نظر معنایی تاثیر گذارند و به همین علت، از همان ابتدا، بحث تیرگی و شفافیت معنایی در صرف رخ می نمایاند.
شفافیت معنایی زمانی مطرح است که معنی یک واحد واژگانی عبارت باشد از مجموع معانی عناصری که آن واحد را تشکیل میدهند.
در صرف هر واژه در صورتی شفاف درنظر گرفته می شود که به روشنی قابل تجزیه به تکواژهای سازنده اش باشد و دانسته های ما درباره تکواژهای حاضر در واژه برای تفسیر معنی واژه در بافت کفایت کند(بائر، ۱۹۹۶، ص۱۹)
تیرگی معنایی زمانی مطرح است که نتوان معنی یک واحد واژگانی را از مجموع معانی عناصری که آن واحد را تشکیل میدهند به دست آورد به عبارت دیگر حاصل جمع مفهوم عناصر تشکیل دهنده ی یک واحد واژگانی، مفهوم آن واحد را به ذهن متبادر نسازد.
اصطلاح آن عبارتی است که معنای آن از مجموع معانی عناصر تشکیل دهنده ی آن(وقتی به عنوان قسمتی از اصطلاح نیستند) قابل حصول نمی باشد(کروز، ۱۹۸۶، ص۳۷) اصطلاح بیش از یک سازه یا واحد واژگانی دارد اما کوچکترین سازه ی معنایی به حساب می آید( همان، ص ۳۷)
تمام اصطلاحات واحدهای واژگانی ابتدایی هستند اگر چه هر اصطلاح از دو یا چند واژه تشکیل شده اما همان پیوستگی درونی را دارد که از یک واژه ی واحد انتظار می رود برای مثال نمی توان سازه های تشکیل دهنده ی آن را جابجا کرد یا چیزی به درون آن اضافه نمود.در صورت انجام این امر، اصطلاح معنی و مفهوم اصطلاحی خود را از دست میدهد.یا این که عبارت نادستوری میشود( کروز، ۱۹۸۶، ص۳۸)
البته باید توجه داشت که در برخی از مواقع، کل اصطلاح نه به صورت یک واژه بلکه به صورت یک گروه و عبارت عمل میکند و آن زمانی است که اصطلاح به گونه ای تحت عمل تصریف قرار بگیرد دراین صورت تکواژ تصریفی به سازه ای از اصطلاح می چسبد که از نظر دستوری با آن مناسب باشد:
جمله های (۱۷) تا (۱۹) را در نظر بگیرید:
۱۷-وعده ی سر خرمن میدهد.
۱۸-وعده های سر خرمن میدهد.
۱۹-وعده ی سر خرمن ها میدهد.
واژه های درون مرکز و برون مرکز
مسأله ی دیگر، واژه های درون مرکز و برون مرکز است. واژه ی درون مرکز از تعدادی واژه تشکیل شده است که نوعی ارتباط نحوی بین آنها برقرار است و یکی از واژه های تشکیل دهنده واژه ی مرکب هسته ی معنایی واژه ی مرکب به حساب می آید( افراشی، ۱۳۷۸، ص۶۹) مانند میز نهارخوری یعنی میزی که از آن برای نهار(غذا) خوردن استفاده می شود. دراین ترکیب میز هسته به حساب می آید و میتواند در همه جا به جای کل این واژه ی غیر بسیط بنشیند.
اصطلاح برون مرکز، بر گروهی از واژه های مرکب اطلاق میشود که اجزای آنها به لحاظ نحوی با یکدیگر مرتبطند ولی درآن هسته ی معنایی واژه ی مرکب خارج از ساخت سازنده ی آن واژه ای مرکب قرار دارد(همان، ص۷۰) و هیچ کدام از عناصر تشکیل دهنده ی این واحد واژگانی نمیتواند به جای کل آن واحد واژگانی بنشیند، مانند جیب بر، که به معنای دزد است یا شیرین بیان که نوعی گیاه دارویی است.
اولمان (۱۹۶۲) بر پایه ی دیدگاه کهن طبیعت گرایان و قرار دادیون به واژه های تیره و شفاف می پردازد(اولمان، ۱۹۶۲، ص۲۲۱) بدون شک هیچ زبانی کاملا شفاف یا کاملاً تیره نیست همه ی زبان ها به این امر گرایش نشان میدهد که در میزانهای متفاوت واژه های قرار دادی و انگیزه مندی را شامل شوند که به عوامل متعددی وابسته اند. و برخی زبانی و برخی دیگر فرهنگی و اجتماعی اند. وجود این دو نوع واژه به احتمال زیاد نوعی جهانی معنایی به شمار می رود بعید است بتوان وجود زبانی را تصور کرد که هیچ اصطلاح نام آوا و یا استعاره های شفاف نداشه باشد و نیز به نمونه ای اندیشید که تنها از واژه های انگیزه مند تشکیل شده باشد(همان، ص ۲۲۱)
اولمان معتقد است که معمولا انگیزش به سه طریق در زبان روی می دهد (همان، ص۲۲۲)
انگیزش آوایی که درنام آواها قابل بررسی است دال را به لحاظ صورت آوایی اش در پیوند احتمالی با مدلول خود قرار میدهد( صفوی، ۱۳۷۹، ص۲۵۴)برای مثال واژه های جیک جیک دنگ دنگ در فارسی از این دسته اند. انگیزش صرفی که باعث می شود از حاصل جمع مفهوم تکواژها به مفهوم واژه ی غیر بسیط دست یابیم(همان، ص۲۵۴) برای مثال بادانستن مفهوم سم و پاش میتوان به مفهوم واژه ی سم پاش پی برد. انگیزش معنایی که به لحاظ شباهت معنایی سبب درک ترکیبات استعاری می گردد( همان، ص ۲۵۴) مثلا با د

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

انستن مفهوم شمع که به دلیل مشابهت این مدلول جدید با مدلول قدیمی کاربرد استعاری یافته است میتوان مفهوم شمع اتومبیل را درک کرد( افراشی، ۱۳۷۸، ص۶۶)
کروز (۱۹۸۶) معتقد است آن عبارتی از نظر معنایی شفاف و غیر اصطلاحی است که به سازه های معنایی قابل تقسیم باشد( کروز ،۱۹۸۶، ص۳۷) همانطور که مشاهده می شود وی مفهوم شفاف را معادل غیر اصطلاحی میداند و اصطلاح را واحد واژگانی تیره مینامد. وی معتقد است آن عبارتی که ازنظر معنایی غیر شفاف است تیره خوانده می شود. (همان، ص۳۹) وی به مفهوم درجات تیرگی قایل است وتاکید می کند که شفافیت انتهای پیوستاری از درجات تیرگی است همان گونه که پاکی، نقطه ی مقابل و انتهای پیوستار درجات کثیفی است(همان، ص۳۹) وی برای تعیین درجه ی تیرگی در این پیوستار دو مشخصه و مولفه را لحاظ میداند (همان،ص ۳۹) عامل اول این است که آیا سازه های تشکیل دهنده ی عنصر غیر بسیط، شاخص کامل هستند یا شاخص جزیی و یا اصلا شاخص نیستند. برای مثال blackbird که دو شاخص کامل دارد شفاف تر از ladybird است که فقط یک شاخص جزیی(-bird) دارد که آن نیز به نوبه ی خود شفاف تر از red herring است که اصلاً شاخص ندارد( همان، ص۳۹) عامل دیگر در تعیین درجه ی تیرگی ،اختلاف یا تضاد بین تاثیر مشترک شاخص ها (چه کامل و چه جزیی) و معنی کلی اصطلاح می باشد. البته اندازه گیری و سنجش چنین تضادی به صورت عینی مشکل است اما برای مثال به نظر میرسد برخی از جفت های غیر قابل جابجایی مانند نان و پنیر و fish and chips تیرگی کمتری نسبت به blackbird دارند هرچند هر دو فقط شاخص های معنایی کامل را دارند(همان، ص ۳۹) اما احتمالا اگر به شما بگویندfish and chips به طور کلی تیره است تعجب میکنید.اما کافی است بدانید هر نوع ماهی با هر روش که پخته شده باشد یا به هر نوعی که عرضه شود برای توصیف آن کفایت نمی کند اما درمورد ترکیب هایی نظیر chips and fish یا fish with chips قضیه کاملا متفاوت است و هر دو شفاف هستند. (همان، ص۴۰) وی معتقد است تمام توالی های تیره، کوچکترین واحدهای واژگانی به حساب می آیند و در نتیجه، بهتر است در یک فرهنگ لغت مناسب به صورت (مدخل های ) جداگانه فهرست شوند(همان، ص۴۰)
باطنی(۱۳۷۰) با الگو گیری از اولمان اطلاعات قابل توجهی در این زمینه در زبان فارسی به دست میدهد. وی سه انگیزشی را که اولمان مطرح کرده است در زبان فارسی ارائه میدهد وی در انگیزش آوایی، نام آواها را مطرح می کند کهاز نظر او واژه هایی هستند که تلفظ آنها تقلیدی از صدای مدلولشان است مانند شر شر و یا ونگ ونگ که واکه ای /o/در میان دو هجا قرار می گیرد.(باطنی، ۱۳۷۰، صص۱۱۹ و ۱۲۰) یا واژه های خپل، تپل، کپل که به لحاظ احساسی شاید بتوان فرض کرد که همخوان /p/ میتواند القا کننده ی مشخصه ی چاقی باشد (همان، ص۱۲۱)
وی سپس، انگیزش صرفی را به این گونه مطرح می کند که در برخی از واژه ها صورت صرفی یا اشتقاقی تا حدی مبین معنی است( همان، ص۱۲۶)و انگیزش معنایی را انواع کاربردهای مجازی واژه ها می داند(همان، ص ۱۳۱)
افراشی (۱۳۷۸)درمقاله ی خود به مساله شفافیت و تیرگی معنایی در سطح واژه های مرکب زبان فارسی می پردازد. وی سعی می نماید ملاکی معنی شناختی برای تشخیص شفافیت و تیرگی معنایی واژه های مرکب به دست دهد. وی شفافیت را اصطلاحی میداند که در شماری از حوزه های مطالعات زبانی برای ارجاع به تحلیلی به کار می رود که حقایق را مستقیماً و به روشنی ارائه کند( افراشی، ۱۳۷۸، ص ۶۱)وی سپس به ارائه ی نمونه هایی از کاربرد دو اصطلاح تیرگی و شفافیت در واج شناسی زایا و نحو زایا می پردازد و همچنین مفهوم تیرگی ارجاعی و شفافیت ارجاعی درمعنی شناسی را به همراه نمونه ارائه میدهد.(همان، صص۶۲-۶۳) سپس واژه های شفاف و تیره را در صرف معرفی می نماید(همان، ص ۶۴) در ادامه به دیدگاه اولمان اشاره می کند و سه انگیزش آوایی، صرفی و معنایی او را مشخص
می نماید( همان،صص۶۴-۶۷)
افراشی رویکرد معنایی به شفافیت و تیرگی واژه های مرکب دارد و از ابزار معنی ارجاعی برای مطالعه ی خود استفاده می کند وی معنی ارجاعی را رابطه ای میان یک واحد زبانی ( به ویژه واژه )و واقعیات غیر زبانی که بر آن ها دلالت میکند میداند(همان، ص۶۷)
وی سپس پیوستار شفافیت و تیرگی در واژه های مرکب را بر اساس وضعیت معنی ارجاعی اجزای تشکیل دهنده ی واژه ارائه میدهد. به گونه ای که کاربرد اجراعی محض واحدها در ترکیب، نهایت شفافیت و عدم کاربرد ارجاعی واحدها در ترکیب، نهایت تیرگی را به دست میدهد.(همان، ص۶۸)
وی، سپس پیوستار شفاف – تیره را شاخصی برای مفهوم درون مرکز- برون مرکز میداند و بعد از ارائه ی تعریفی از واژه های درون مرکز و برون مرکز رابطه ی بین آنها را با پیوستار شفاف – تیره چنین اظهار میدارد که اگر در یک ترکیب واژگانی ،هسته ی نحوی ترکیب در معنی ا رجاعی به کار رفته باشدترکیب درون مرکز می گردد و چنانکه هسته ی نحوی ترکیب در معنی ارجاعی به کار نرفته باشد ترکیب برون مرکز خواهد بود. پس هر چه به سمت شفافیت نزدیک شویم، امکان ظهور ترکیبات درون مرکز بیشتر می شود و بالعکس(همان، ص۷۰)
وی در ادامه معیار دیگری برای تمایز شفافیت و تیرگی ارائه میدهد به این صورت که اگر قاعده مندی در ساخت واژه مطرح باشد شفافیت نیز امکان وقوع می یابد و حاصل کار به لحاظ زبانی شفاف می گردد و از سوی دیگر هر چه بر تعداد قواعد افزوده گردد تا ساخت واژه توجیه شود احتمالا پیچیدگی بیشتر و شفافیت کمتر می شود و فرایند به سوی تیرگی پیش می رود، به گونه ای که پذیرش ساخت های تیره از سوی جامعه ی زبانی بر حسب توافق عام خواهد بود زیرا یا فرایند تولید
یک ساخت زبانی بی قاعده است یا اینکه به علت کثرت تعداد قواعد، دنبال کردن تشخیص آنها مشکل خواهد شد ( همان، صص۷۰-۷۲)
صفوی (۱۳۷۹) در فصل ۹ کتاب درآمدی بر معنی شناسی خودآنجا که هم نشینی معنایی را توضیح میدهد زیر بخشی را به مقوله ی شفافیت و تیرگی معنایی اختصاص داده است. وی ابتدا شفافیت را در معنی کلی آن همان گونه که افراشی مطرح کرده است تعریف میکند و سپس در معنی شناسی شفافیت را زمانی مطرح می داند که بتوان از طریق دال، پی به مدلول برد.بدون آن که رابطه ای میان این دال و مدلول از پیش ساخته شده باشد(صفوی، ۱۳۷۹، ص۲۵۳) وی دراین مورد دو دال میز و دنگ دنگ را با هم مقایسه می کند و معتقد است اهل زبان برای دلک مدلول میز از طریق دال میز باید این نشانه را از قبل بشناسد وآن را در نظام زبان خود داشته باشد اما در مورد واژه ی دنگ دنگ چنین می نماید که میان دال دنگ دنگ و مدلول آن نوعی انگیزش وجوددارد. (همان، ص۲۵۴) که این همان مساله انگیزش آوایی و نام آواها می باشد در ادامه نیز وی انگیزش اولمان را مطرح می کند( همان، ص ۲۵۴)
از نظر وی واژه های بسیط، یعنی واژه هایی که از یک تکواژ تشکیل شده اند به دلیل ماهیت اختیاری نشانه های زبان تیره به حساب می آیند، یعنی هیچ انگیزشی سبب نمی شود تا اگر ندانیم مثلاً کلید چیست از دال کلید پی به مدلول آن ببریم( همان، ص۲۵۴) البته در این مورد توضیح میدهد که شاید بتوان واژه هایی نظیر بمب یا بوق را نسبت به مثلاً کلاه یا جوراب شفاف تر دانست. (همان، ص۲۵۴)بنابراین به نظر می رسد شفافیت و ویژگی در محدوده ی واحدهایی قابل بحث باشد که از بیش از یک تکواژ تشکیل شده اند. در چنین شرایطی، حوزه ی بررسی به واژه های غیر بسیط و جمله محدود خواهد شد.(همان، ص۲۵۴)
وی، سپس، واحدی را به لحاظ معنایی شفاف میداند که حاصل جمع مفهوم عناصر تشکیل دهنده اش ، مفهوم آن واحد را به ذهن متبادر سازد و مانند افراشی شفافیت و تیرگی معنایی را روی پیوستاری از نهایت شفافیت تا نهایت تیرگی قابل تبیین میداند( همان، ص۲۵۵)
وی واژه هایی چون پارچه فروش، طلا فروش، فخر فروش و عشوه فروش را با هم مقایسه می کند که به ترتیب، از نهایت شفافیت تانهایت تیرگی بروی پیوستار قرار میگیرند. زیرا با دانستن مفهوم پارچه و فروش میتوان به مفهوم دقیق پارچه فروش دست یافت. اما طلا فروش تنها تکه های طلا را نمی فروشد فروش در فخر فروش متفاوت از مفهوم فروش در طلافروش است. اما با دانستن مفهوم فخر میتوان مفهوم بخشی از فخر فروش را دریافت. اما عشوه فروش به لحاظ معنایی کاملا تیره است زیرا با دانستن مفهوم عشوه و فروش نمی توان به مفهوم آن دست یافت( همان، ص۲۵۵)
صفوی در ادامه مسأله ی شفافیت و تیرگی معنایی را در سطح جمله مطرح می کند که اگر حاصل جمع مفهوم واژه های تشکیل دهنده ی یک جمله، مفهوم آن جمله را به ذهن متبادر سازند، جمله ی مذکور شفاف و در غیر این صورت، تیره تلقی خواهد شد.(همان، ص۲۵۵)
سپس جمله های (۲۰) و (۲۱) را نمونه می آورد:
۲۰-کتابی بهش دادم
۲۱-وعده ی سرخرمنش دادم
وی توضیح میدهد که مفهوم جمله ی (۲۱) را بر خلاف نمونه ی (۲۰) نمی توان با کنار هم قرار دادن معنی تک تک تکواژها تشخیص داد (همان، ص۱۴۳) در چنین شرایطی جمله ای نظیر (۲۱)به لحاظ معنایی تیره محسوب می شود.معمولا جملات اصطلاحی درهر زبانی به لحاظ معنایی تیره اند واهل زبان آنها را همچون واژه های بسیط فرا می گیرند( همان، ص۲۵۶)
وی معتقد است که واحدهای زبانی تیره، خواه در سطح جمله و خواه در سطح واژه بر حسب توافق عام کاربرد می یابند و درنتیجه عملکردی محدودتر از واحدهای شفاف دارند.(همان، ص۲۵۶)
اما نگارنده معتقد است آنچه را صفوی تحت عنوان شفافیت و تیرگی در سطح جمله ذکر نموده است باید در سطح اصطلاح ذکر کرد زیرا یک اصطلاح، ممکن است جمله نباشد همان گونه که ملاحظه می شود در جمله ی (۲۱) که صفوی ذکر می کند خود جمله اصطلاح نیست، بلکه عبارت وعده ی سر خرمن اصطلاح محسوب می شود.
هر چند ممکن است یک اصطلاح به صورت جمله باشد. اما این امر موجب نمی شود که آن را جزو مقوله ی شفافیت و تیرگی معنایی در سطح جمله بدانیم. به عقیده ی نگارنده شفافیت و تیرگی در سطح جمله نیز وجود دارد اما زمانی مطرح می باشد که معنی اصطلاحی نداشته باشد. ودر این صورت یا جمله دارای ابهام است یا در حوزه ی کاربرد شناسی قابل طرح
می باشد.البته نگارنده بر این موضوع واقف است که ممکن است عبارتی از نظر کاربردی و درحوزه ی کاربرد شناسی، از شفافیت و به ویژه تیرگی برخوردار باشد.
نگارنده نیز به پیوستاری بودن شفافیت و تیرگی معنایی معتقد است به طوری که پیوستاری وجود دارد که یک طرف آن نهایت شفافیت و طرف دیگر، نهایت تیرگی است و در میان این دو قطب پیوستار، در جاتی از تیرگی را داریم.
نگارنده سعی بر آن دارد که از مفاهیم شاخص کامل و شاخص جزیی که کروز مطرح کرده است برای نشان دادن میزان شفافیت و تیرگی معنایی در واحدهای واژگانی بهره جوید هر چند که این معیار ناقص معیار ارجاعی بودن که افراشی به خدمت گرفته است نیست.
همان گونه که صفوی اشاره کرد همه ی واژه های ساده به جز نام آواها جزو واژه های تیره به حساب می آیند و در پیوستار در نهایت تیرگی قرار می گیرند ودر عوض نام آواهایی مانند جیک جیک که تلفظ آنها مانند صدای مدلولشان است جزو واژه های شفاف به حساب
می آیند. البته دراین میان واژه هایی نظیر بمب، بوق، فوت نسبت به واژه های بسیط فرش یا میز شفاف تر به حساب می آیند و درمیانه ی پیوستار قرار می گیرند. پس این پیوستار در مورد واژه های
بسیط چنین خواهد بود.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:44:00 ب.ظ ]




مراحل قیمت گذاری

یک مدل برنامه قیمت گذاری برای گسترش و توسعه نیازمند همکاری با قسمتهای مختلفی از شرکت است. سه پیش نیاز برنامه قیمت گذاری مناسب وجود عواملی به شرح زیر در سازمان است:
– داشتن هدف اصلی و درک صحیح از مشتریان و روند بازار.
– دارابودن یک فرایند مدیریتی عمل گرا برای توسعه و اجرای برنامه قیمت گذاری.
– انجام یک برنامه قیمت گذاری صحیح که تمایل به تعهد در فرایند قیمت گذاری داشته باشد.
محققان معتقدند که برای داشتن یک برنامه قیمت گذاری مناسب برای شرکت باید ۷ مرحله اصلی و اساسی پشت سر گذاشته شود( Dolan & Simon, 1996, P.326)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

مرحله اول: تعیین هدف بلندمدت قیمت گذاری

در اولین مرحله باید هدف از قیمت گذاری تعیین شود. اهداف قیمت گذاری از تنوع بالایی برخوردارند که در قسمت قبل توضیح داده شد.

مرحله دوم: تعیین میزان تقاضا

هر قیمتی منجربه ایجاد سطح متفاوتی از تقاضا می شود و از این رو، بر هدفهای بازاریابی شرکت اثری متفاوت خواهد گذاشت. رابطه بین قیمت و تقاضا باعث می شود که یک منحنی تقاضا به وجود آید. برای تعیین میزان تقاضا لازم است که حساسیت تقاضا نسبت به قیمت، برآورد منحنی تقاضا و کشش تقاضا در برابر تغییر قیمت نیز مورد بررسی قرار گیرد.

مرحله سوم: برآورد هزینه ها

در حالی که تقاضا سقف قیمتی را که شرکت برای محصولات خود در نظر می گیرد، تعیین می کند، هزینه ها، کف را تعیین خواهند کرد. بر این اساس هر شرکتی باید قیمتی را در نظر بگیرد که بتواند هزینه های تولید، پخش و فروش محصول را پوشش دهد و برای کار و ریسکی که شرکت پذیرفته است، بازده معقولی ارائه کند.

مرحله چهارم: تجزیه تحلیل محصولات، قیمت ها و هزینه های شرکت رقیب

هنگامی که شرکت با توجه به تقاضای بازار، قیمت و هزینه ها را برآورد می کند، باید هزینه ها و قیمتهای شرکت های رقیب و واکنش آنها در برابر قیمت محصولات خود را مورد توجه قرار دهد و در محاسبات خود منظور کند.

مرحله پنجم: انتخاب روش قیمت گذاری

در این مرحله باید از بین روش های متنوع قیمت گذاری روش مناسب را انتخاب کرد. بطور کلی روش های قیمت گذاری عبارتند از:

قیمت گذاری بر مبنای افزودن به بهای تمام شده: در این روش که ابتدایی ترین روش قیمت گذاری نیز محسوب می شود، قیمت با افزودن یک عدد استاندارد به بهای تمام شده تعیین می شود. این روش تنها زمانی کارساز واقع می شود که قیمت تعیین شده بتواند فروش مورد انتظار را تضمین کند.

قیمت گذاری بر مبنای بازده مورد نظر: در این روش، شرکت، قیمتی را تعیین می کند که به یک نرخ بازده از سرمایه گذاری برسد. در اجرای این روش اگر شرکت بتواند هزینه ها و فروش را به صورتی دقیق برآورد کند، بازده سرمایه مورد انتظار تحقق خواهد یافت. در غیر این صورت شرکت به نتایج مورد انتظار دست پیدا نخواهد کرد.

قیمت گذاری بر مبنای ارزش مورد تصور: در این روش، قیمت گذاری بر مبنای پنداشت خریداران در مورد ارزش محصول و نه بر پایه بهای تمام شده آن صورت می گیرد. سپس با بهره گرفتن از سایر اجزای تشکیل دهنده آمیزه بازاریابی، مانند تبلیغات، تلاش می شود تا بر ارزش مورد تصور در ذهن مشتریان افزوده شود. در بکارگیری این روش برای محصولات جدید به تحقیقات بازار نیاز است.

قیمت گذاری بر مبنای ارزش: این روش بر این پایه قرار دارد که قیمت باید نشان دهنده ارزش بالای محصول برای مشتریان باشد. در این روش شرکت باید به اقداماتی دست بزند که بدون اینکه به کیفیت محصول لطمه ای وارد آید، محصولات را با هزینه کمتری تولید کند و یا با عرضه آنها را به قیمت پایین تر، تعداد بیشتری از مشتریان حساس به قیمت را جذب کند. این روش بیشتر در خرده فروشیها مشاهده می شود.

قیمت گذاری بر مبنای نرخ رایج: در این روش فروشگاه ها قیمتهای محصولات خود را بر مبنای قیمت محصولات شرکتهای رقیب می گذارند. در این حالت امکان دارد شرکتی محصولات خود را یکسان، بیشتر یا کمتر از قیمت شرکتهای عمده و رقیب عرضه کند. این روش هنگامی که نتوان به راحتی هزینه ها را محاسبه کرد یا واکنش رقبا نامشخص است بکار برده می شود.

قیمت گذاری بر مبنای پیشنهادهای مهر و موم شده: این روش در مناقصه ها کاربرد دارد. هنگامی که شرکتها برای انجام پروژه ها، پیشنهادهای مهر و موم شده می دهند، قیمتها بصورت رقابتی تعیین می شود. در مناقصه، هر شرکتی قیمت پیشنهادی را بر اساس انتظاراتی که نسبت به قیمت شرکتهای رقیب دارد تعیین می کند نه بر مبنای رابطه دقیق قیمت با هزینه های شرکت یا تقاضای موجود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:43:00 ب.ظ ]




نظریه مؤلفه های معنایی/ واحدهای گزینشی/ واحدهای اشتقاقی/ واحدهای صرفی/ واحدهای واژگانی/ ساختمان فعل/ زبان فارسی.

  1. ارژنگ، غلام رضا. “صفت و نقش دستوری آن در زبان فارسی”. پایان نامه کارشناسی ارشد علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، ۱۳۴۹، ۱۰۳ ص.

صفت/ نقش دستوری صفت/ زبان فارسی.

  1. استاجی، اعظم. “بررسی تحول تاریخی وندهای اشتقاقی فارسی و مقایسه آن با پاره ای گونه های ایرانی از دوره میانه تا امروز”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۷۶، ۳۲۰ ص، کتابنامه.

زبان فارسی/ وند اشتقاقی.

  1. اسحاقی، الیاس. “بررسی و توصیف گویش کاشمر”. پایان نامه کارشناسی ارشد ؟، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۷۹، ۱۷۸ ص، مصور، جدول، کتابنامه.*

گویش کاشمر/ بررسی آوایی/ بررسی دستوری.

  1. اسکندرزاده، محمدجلیل. “حالات اسم در زبان فارسی و مقایسه آن با زبان های باستانی ایران”. پایان نامه مقطع؟، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۳۸، دو+۳۴٫*

حالات اسم/ زبان فارسی دری/ زبان های ایرانی باستان/ مقایسه.

  1. اسماعیلی، محمدمهدی. “گویش گزی”. پایان نامه کارشناسی ارشد فرهنگ زبان های باستانی، دانشکده تحصیلات تکمیلی، دانشگاه شیراز، ۱۳۷۴، ۱۶۱ ص، واژه نامه، کتابنامه.

واج/ گز (بخش برخوار اصفهان)/ گویش گزی/ واکه.

  1. اسماعیلی فرد، زهرا. “انواع کلمه در زبان فارسی”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ۱۳۷۰، ۷۵ ص، کتابنامه.

انواع کلمه/ زبان فارسی.

  1. اشتری، مهشید. “بررسی صوری و معنایی روندهای ترکیب و اشتقاق در شاهنامه فردوسی”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۸، ۹۷۵ ص.

شاهنامه فردوسی/ بررسی صوری/ بررسی معنایی/ ترکیب و اشتقاق.

  1. اشرف حاتمی عباد، علی. “بررسی گروه اسمی در گویش کردی کمیایی سنقر”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۷۵، ۱۳۲ ص، جدول، نقشه، کتابنامه.

گویش کردی/ گروه اسمی.

  1. افتخاری، محمدمهدی. “توصیف دستوری تاریخ بیهقی”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۷۳، ۳۶۴ ص، کتابنامه.*

توصیف دستوری/ تاریخ بیهقی (کتاب).

  1. افخمی نیا، مهدی. “دستور زبان مقایسه ای: کاربرد قید در زبان فرانسه و فارسی”. پایان نامه کارشناسی ارشد آموزش زبان فرانسه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۷۴، ۱۰۴ ص، کتابنامه.

دستور زبان/ قید/ زبان فرانسه/ زبان فارسی.

  1. افراسیابی، فرامرز. “تجزیه و تحلیل زبان شناسانه اشعار فروغ فرخزاد”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده تحصیلات تکمیلی، دانشگاه شیراز، ۱۳۸۰، ?ص.

فرخزاد، فروغ/ شعر فارسی/ زبان شناسی.

  1. افضل نژاد، محمد. “بررسی و توصیف گویش سده”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۷۷، ۲۲۶ ص، کتابنامه.

گویش سده/ سده (قاین).

  1. افقری، اکبر. “مصدر در فارسی و انگلیسی، تحقیقی مقایسه ای به منظور اهداف آموزش”. پایان نامه کارشناسی ارشد زبان های خارجی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، ۱۳۵۳، ۲۳۶ ص.

مصدر/ فارسی/ انگلیسی/ بررسی تطبیقی.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:42:00 ب.ظ ]




هر که دست اندر زند یابد فتوح

(۴/۵۳۸ و ۵۳۹)
امیرالمؤمنین علی (ع) نیز پیامبر (ص) را مایۀ امن و آسودگی از عذاب الهی می دانستند. ۵۷ خداوند نیز در قرآن علاوه بر آنکه او را به طور عام رَحمَهً لِلعالَمِین۵۸ خطاب می کند، به طور خاص رحمهً للَّذینَ امَنوا ۵۹ توصیف می کند.
مولانا «در تقریر این معنی که بعثت انبیا چنانکه متکلّمان هم می گویند مبنی بر لطف الهی در حق اهل عالم است، خاطر نشان می کند که فی المثل اهتمام رسول ما در شکستن بتان کعبه موجب شد تا امّتان عالم از ضلال بت پرستی نجات پیدا کردند و اگر کوشش وی نمی بود، مردم هنوز بر وفق آیین اسلاف خویش به نیایش اصنام مشغول بودند. پس لطف حق که مقتضای رحمت عام اوست، سبب شد تا بعثت رسول ما، هم عام خلق را از ضلال بت پرستی نجات بخشد و هم خاص قوم را به تربیت روحانی از نفس پرستی و بندگی نفس امّاره برهاند».۶۰
مولا علی (ع) فرموده است : فِإنَّ اللهَ- سُبحَانَهُ- بَعَثَ مُحَمَّداً – صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ – وَ لَیسَ أحَدٌ مِنَ العَرَبِ یَقرَأُ کِتَاباً وَ لا یَدَّعِی نُبُوَّهً وَ لا وَحیاً . فَقَاتَلَ بِمَن أطَاعَهُ مَن عَصَاهُ. یَسُوقُهُم إلَی مَنجَاتِهِم وَ یُبادِرُ بِهِم السَّاعَهَ أن تَنزِلَ بِهِم. یَحسِرُ الحَسِیرُ وَ یَقِفُ الکَسِیرُ فَیُقِیمُ عَلَیهِ حتّی یُلحِقَهُ غَایَتَهُ إلاَّ هَالِکاً لَا خَیرَ فِیهِ. (همانا خداوند سبحان، محمّد (ص) را برانگیخت؛ و از عرب کسی کتابی نخوانده بود و دعوی پیامبری و وحی نکرده. به یاری کسانی که فرمان وی را می بردند، یا آنان که راه نافرمانی او می سپردند پیکار کرد- تا به راه راستشان درآورد – آنان را به سوی رستگاری راند و پیش از آنکه قیامت رسد از گمراهی شان رهاند: کوته فکری در شناخت خدا درمانده، و شکسته عزیمتی راه به حق نبرده، پیامبر او را برخیزاند و در راه کشاند، و بدانجا که بایدش راند- جز کسی که طریق هلاکت می پیمود و در او خیری نبود – تا آنگاه که به سرمنزل نجاتشان رساند) . ۶۱

 

 

 

 

 

 

گر نبودی کوشش احمد تو هم   می پرستیدی چو اجدادت صنم
این سرت وارست از سجدۀ صنم   تا بدانی حق او را بر امم
گز بگوئی شکر این رستن بگو   کز بت باطل هَمَت برهاند او

(۳/۳۶۵- ۳۶۷)
لطف پیامبر بر کفاری که در فتح مکه به دست مسلمانان اسیر شدند، یکی از بزرگترین دل مشغولی های مولوی است و از آن بارها، و با ذوق و اشتیاق فراوان یاد کرده است. در فیه مافیه می گوید : «مصطفی – صلوات اله علیه – مکه و بلاد را برای آن نمی گرفت که او محتاج آن بود. برای آن می گرفت که تا همه را زندگی بخشد و روشنایی کرامت کند، هذا کفٌّ معوَّدٌ بِاَن یُعطیَ ما هُوَ مُعوَّدٌ بِاَن یأخُذَ. ایشان خلق را می فریبند تا عطا بخشند نه برای آنک از ایشان چیزی برند» ۶۲ ، «مصطفی- صلی الله علیه و آله و سلّم – چون شکسته شد، مظلوم بود و چون شکست هم مظلوم بود، زیرا در هر دو حالت حق به دست اوست و مظلوم آن است که حق به دست او باشد. مصطفی – صلّی الله علیه و آله و سلّم – را دل بسوخت بر اسیران؛ حق تعالی برای خاطر رسول وحی فرستاد که بگو ایشان را در این حالت که شما در بند و زنجیرید، اگر شما نیّت خیر کنید، حق تعالی شما را از این برهاند و آنچ رفته است، به شما باز دهد و اضعاف آن و غفران و رضوان در آخرت، دو گنج: یکی آنک از شما رفت و یکی گنج آخرت» . ۶۳
در مثنوی اینگونه بیان می کند که بعد از فتح مکّه ۶۴ ، پیامبر گروه اسیران را نظاره می کرد؛ در همان حال تبسّمی نمود. آن اسیران با خود گفتند:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

رحمت عالم همی گویند و او   عالمی را می برد حلق و گلو

(۳/۴۴۷۹)
پیامبر (ص) با عنایت الهی سخن آنان را شنید و فرمود : «تبسّم من، خندۀ فاتحانه نیست بلکه برای این است که شما را از تاریکی و گمراهی به سوی روشنی هدایت کردم».

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:41:00 ب.ظ ]




-با توجه به اینکه نمونه حاضر تنها منحصر به شهرستان آمل می باشد طبعاً تعمیم نتایج ان نیز محدود می باشد . پیشنهاد می شود که تحقیقی مشابه به این پژوهش در سطح شهرهای دیگرکشور انجام شود.
منابع
الف )منابع داخلی :

    1. سلامی ،حبیب اله(۱۳۸۳)،مفاهیم و اندازگیری بهره وری در کشاورزی،فصلنامه اقتصاد کشاورزی و توسعه ،شماره۱۸٫

عکس مرتبط با اقتصاد

    1. طاهری ،شهنام(۱۳۸۲)،بهره وری وتجزیه وتحلیل آن در سازمان ها،نشر هوای تازه ،تهران.
    2. طالع زاری ،محمد(۱۳۷۹)،اندازه گیری وتجزیه وتحلیل بهره وری عوامل تولید در صنعت طیور گوشتی استان سمنان،پایان ارشد،مرکز آموزش عالی امام خمینی .
    3. هنرور،شهریار (۱۳۷۶)،بررسی وضعیت صنعت پرورش مرغ گوشتی دراستان فارس ،گزارش مطالعاتی ،مدیریت طرح و برنامه جهاد سازندگی .
    4. خاکی، غلامرضا(۱۳۷۶)؛ «افزایش افزوده، راهی برای اندازه گیری بهره وری»، مؤسسه مطالعات و برنامه ریزی آموزشی سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

  1. فطرس، محمد حسن(۱۳۸۲)، «اثر سیاست های پولی و مالی دولت بر متغیرهای عمده بخش کشاورزی اقتصاد کشاورزی و توسعه»، شماره ۴۳ و ۴۴٫
  2. باقری، هومن(۱۳۷۹)، «بررسی عوامل مؤثر بر سرمایه گذاری خصوصی و رشد بخش کشاورزی»، اقتصاد کشاورزی و توسعه.
  3. مهرگان، نادر(۱۳۸۴)، «تحلیل رفتار سرمایه گذاران بخش خصوصی در کشاورزی ایران»، اقتصاد کشاورزی و توسعه، شماره ۲۲٫
  4. کهنسال،رضا و علی دهقانیان(۱۳۸۲)، «اندازه گیری کارایی عوامل تولید کشاورزی در منطقه تربت حیدریه»، سازمان جهاد کشاورزی استان خراسان.
  5. امینی، علی و حسن فلیحی(۱۳۷۵)، « وضعیت سرمایه گذاری در بخش کشاورزی و عوامل مؤثر بر آن طی دوره ۱۳۴۴ تا ۱۳۷۳»، وزارت کشاورزی(سابق) .

ب) منابع لاتین مورد استفاده در این تحقیق

  1. EDUARDO T.GONZALEZ(2004), “THE IMPACT OF CORPORATE GOVERNANCE ON PRODUCTIVITY IN ASIA”, PUBLISHED BY THE ASIAN PRODUCTIVITY ORGANIZATION
  2. MIRFAKHRAI MOHAMMAD(2004), “TOTAL FACTOR PRODUCTIVITY GROWTH: SURVEY REPORT”, PUBLISHED BY THE ASIAN PRODUCTIVITY ORGANIZATION

به نام خدا
پاسخ دهنده گرامی باسلام
در سال های گذشته یکی از اهداف سیاست گذاران و برنامه ریزان کشور حرکت به سمت خودکفایی و اشتغال زایی بوده است.
بنابراین لازم است میزان موفقیت این برنامه ها مستمراً مورد ارزیابی قرار گیرد این پژوهش با هدف شناسایی میزان موفقیت مرغداران واحدهای صنعتی در بررسی اقتصاد تولید صنعت مرغداری در شهرستان آمل انجام می گیرد. نظرات و پیشنهادات ارزشمند شما برای این تحقیق مفید بوده و می تواند به بهبود سیاست ها و برنامه های آینده کمک نماید ضمن تشکر از اینکه وقت خود را جهت همکاری با این پژوهش قرار می دهید خواهشمند است سئوالات زیر را با دقت خوانده و پاسخ خود را در محل مناسب مشخص کنید لازم به ذکر است که سئوالات داده شده صرفاً به منظور انجام کار پژوهش و علمی تهیه شده است و هیچ گونه استفاده دیگری از آن نخواهد شد.- -با سپاس فراوان-
بخش الف مشخصات فردی
۱- سن ….. ………………………سال
۲- تجربه کار …………………… سال
۳- جنسیت مرد O زن O
4- میزان تحصیلات زیر دیپلم O دیپلم O فوق دیپلم O لیسانس و بالاتر O
5- نوع فعالیت مرغداری گوشتی O مرغ مادر گوشتی O تخم گذار O
6- ظرفیت مرغداری……………قطعه
۷- تعداد کارگر …………………نفر
بخش ب – سئوالات دو گزینه ای

  1. پروانه بهره برداری دارید بلی O خیر O
  2. نوع سیستم پرورشی باز O بسته و اتوماتیک O
  3. نوع مالکیت شخصی O اجاره ای O
  4. مالکیت به صورت انفرادی O شرکتی O
  5. وضعیت فعالیت در سال کسب اطلاعات فعال O غیر فعال O
  6. وضعیت تخصص کارگران ماهر O ساده O

بخش ج – سئوالات چند گزینه ای-
به نظر شما وضعیت اقتصاد تولید در بخش صنعت مرغداری گوشتی در شهرستان آمل با در نظر گرفتن هر یک از مواردی که در زیر آمده چگونه است ؟
بسیار نا مناسب O نامناسب O مناسب O بسیار مناسب O

  1. تنوع نژادی جوجه های موجود در بازار چگونه است.

بسیار نا مناسب O نامناسب O مناسب O بسیار مناسب O

  1. کیفیت جوجه های یکروزه به عنوان اصلی ترین نهاده چگونه است.

بسیار نا مناسب O نامناسب O مناسب O بسیار مناسب O

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:40:00 ب.ظ ]




-کنترل شهر های بزرگ وهدایت سرمایه گذاری به سمت شهر های کوچکتر
-ایجاد تعادل بین شهرهای بزرگ وکوچکدر استان ها درجهت متعادل کردن سیاست های برنامه ریزی توسعه ی یکپارچه در سطح استانی
-باز شناسی و برریس نقاط ضعف و قوت شهر های کوچک در زمینه ی جذب جمعیت و مهاجر فرستی
-سرعت بخشیدن به توسعه ی فضاهای خدماتی در شهر قیدار بر اساس نیاز شهروندان
این پژوهش تا حدودی مشابه کار ما است با این تفاوت که علل مهاجرت را تنها از دید افرادی که هقدام به مهاجرت کرده اند سنجیده در حالی که ما قصد داریم علاوه بر این کار انگیزه های مهاجرت را در بین ساکنین حال حاضر بیجار نیز بررسی کنیم و یک تصویری از علل مهاجرت در گذشته و حال را ترسیم کنیم.و از طرفی شرایط نمونه مورد برسی تحقیق یاد سده بسیار متفاوت از شرایط نمونه ی مورد بررسی ماست چرا که تفاوت قومیتی ،زبانی و مذهبی در شهرستان مورد بررسی این تحقیق وجود ندارد.
زاهد (۱۳۸۵)در پژوهشی با عنوان «نگاهی کلان به به مهاجرت و توزیع جمعیت در ایران از سال ۱۳۵۵-۱۳۷۵» به تبیین حرکات جمعیت بر اساس این نظریه که «زیر ساخت پدیده ی مهاجرت را روابط مسلط اجتماعی (قوانین و هنجار ها)تشکیل می دهند»پرداخت .نتیجه این پژوهش که با روش کمی و کیفی انجام شده است نشان می دهد بر اساس نظریه ی زاهد،تمرکز گرایی در روابط اجتماعی از طریق تکنولوژی ملهم از آن روابط ،موجب توزیع متمرکز امکانات در مرکزیت این روابط می شود و جمعیت برای دستیابی به این امکانات به سوی قطب های مذکور روانه می شوند.
در دهه ی اول ۱۳۵۵-۶۵،به دنبال گسترش حدود دو برابر و نیم بخش عمومی یا دولتی و تقریبا ثابت ماندن تعداد شاغلین در بخش خصوصی ،علی رغم افزایش جمعیت ،یک نظام کاملا تمرکز یافته ی دولتی بر ساختار مشاغل کشور حاکم گردیده .این تمرکز در روابط سبب تمرکز در توزیع امکانات ومهاجرت به سوی این مراکز شد.به این ترتیب تهران و دیگر نقاط شهری کشور به ترتیب اولویت از لحاظ تمرکز گرایی در روابط اجتماعی پذیرای این جمعیت مهاجر شدند.
این روند در دهه ی دوم مطالعه(۱۳۶۵-۷۵) به صورت قبل ادامه نیافت وگسترش بخش خصوصی ،تا حدی از شدت هجوم مهاجران به شهرها کاست ما افزایش تعداد جمعیت موجب شد علی رغم ملایم تر شدن مکندگی شهرها ،باز هم بر حجم مهاجران به درون آنها به خصوص تهران افزوده شد.علاوه بر این بخش خصوصی هم در سالهای دهه ی دوم ،به صورت متمرکز رشد یافت وهمین عامل موجب جذب جمعیت به سوی مراکز تمرکز این که همان شهر ها بودند(زاهد ،۱۳۸۵: ۱۹۵-۱۹۶).
این کار پژوهشی رویکردی کل گرا داشته و با توجه به وسعت زیاد کشور و تنوع قومیتی زبانی و مذهبی و سطوح متفاوت توسعه در مناطق کشور قابلیت تبیین را در سطح کلی دارد وبه شرایط خاص هر منطقه توجه نکرده است.
قاسمی اردهائی و حسینی راد در بخشی از مقاله خود با عنوان «بررسی ویژه گی های مهاجران داخلی در ایران طی دهه ی ۱۳۷۵-۸۵» به مقایسه ی افراد مهاجر وافراد غیر مهاجر بر حسب جنس سن تعداد نفر در خانوار ،وضع فعالیت اقتصادی می پردازند. آنها به این نتیجه رسیدند که جریان های مهاجرت در ایران کاملا جنس گزین و سن گزین است یافته های این تحقیق نشان می دهد که:
۳۸%درصد جمعیت مهاجر در گروه سنی ۲۰ تا۲۹سال قرار دارد و در تمام گروه های سنی جمعیت مهاجر ،نسبت مردان بیشتر از زنان است.
از نظر تعداد نفر در خانوار ،خانوار های مهاجر نسبت به خانوارهای غیر مهاجر از تعداد اعضای کمتری بر خور دارند به طوری که در صد مهاجران در خانوار های یک الی ۴ نفره بیشتر از غیر مهاجران است.
مطالعه ی تطبیقی وضع فعالیت اقتصادی مهاجران و غیر مهاجران کشور نشان می دهد که مهاجرین نسبت به غیر مهاجرین بیشتر به فعالیت مشغولند.بررسی جمعیت فعال نیز نشان می دهد که درصد اشتغال بین مهاجرین بیشتر از غیر مهاجرین است .این امر بیشتر به ویژه گی های جمعیتی اجتماعی و اقتصادی مهجرین (از جمله ساختار سنی و تحصیلات ) بر میگردد (قاسمی اردهائی و حسینی راد،۱۳۸۸ :۴۱-۵۱).
در این کار تحقیقی به ویژه گی های مهاجران پرداخته شده و از علل و عوامل مهاجرت بحثی نشده است.و از نوع تحلیل ثانویه است.
مطالعه ای که توسط جهاد دانشگاهی استان خوزستان درباره ی علت مهاجرت روستاییان این استان در سال ۱۳۶۲ صورت گرفته که نتایج این تحقیق نشان می دهد پایین بودن نسبت درآمد روستاییان به نسبت درآمد شهربان، کمبود خدمات، آب آشامیدنی، و جاده از دلایل مهاجرت آنها بوده است. در این پژوهش از نظریه ی جاذبه و دافعه استفاده شده. این کار تحقیقی در به یافتن علل مهاجرت روستا شهری پرداخته حال این که ما به بررسی علل مهاجرت از نوع شهر به شهر می پردازیم.
قویدل و دیگران در پژوهش تحت عنوان بررسی روند و علل مهاجرت به کلان شهر تهران با تأکید بر شهرستان فیروز کوه به روند افزایش مهاجرت “شهر تهران را مورد بررسی قرار داده اند و عامل تحصیلات بالا و نقش عوامل فرهنگی اجتماعی در مهاجرت را به شهرستان فیروز کوه موثر دانسته اند. و توسعه و گسترش شهرک های صنعتی را از عوامل مهم برای جلوگیری از مهاجرت به پایتخت می دانند و به این نتیجه رسیده اند که برای افراد واقع در گروه درآمدی کم و متوسط (قبل از مهاجرت) عوامل اقتصادی و برای گروه درآمدی خوب عوامل فرهنگی و اجتماعی نقش بیشتری در مهاجرت افراد داشته اند. در این پژوهش از تئوری تودار و استفاده شده است.محققین این پژوهش بیشتر به بحث مهاجر پذیری پرداخته اند. و کار پژوهش در منطقه ای متفاوت از جهات مختلف با نمونه مورد بررسی م

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

ا صورت گرفته است.
ضرابی و رخشانی نصب در تحقیقی تحت عنوان روندهای مهاجرپذیری و مهاجر فرستی شهرهای ایران در دو دهه ی اخیر، به بررسی روند مهاجرت در شهرهای مختلف ایران پرداخته اند نتایج این پژوهش حاکی از آن است که در طول دو دهه ی مورد مطالعه مهاجر پذیری در سیستم شهری کشور افزایش یافته است به گونه ای که در طول دو دهه ی مورد ۱۳۸۵ – ۱۳۶۵ دهه ی ۷۵ – ۱۳۶۵ حدود ۷۱ درصد شهرهای کشور مهاجر پذیر بوده اند در حالی که در دهه ی اخیر درصد شهرهای مهاجر پذیر به ۲۷/۸۶ درصد رسیده به عبارتی درصد شهرهای مهاجرپذیر حدود ۱۵ درصد افزایش یافته در بین شهرهای کشور شهرهای متوسط مهاجر پذیری بیشتری داشته اند و در نهایت باید گفت بر اساس نتایج این پژوهش افزایش مهاجرپذیری شهرهای متوسط ضرورت توجه به این گونه شهرها در نظام شهری کشور مطرح می شود چرا که هدایت سرمایه گذاری ها به سمت شهرهای متوسط باعث ثبات منطقه ای می-گردد و از هجوم بی رویه ی مهاجران به سمت شهرهای بزرگ جلوگیری می کند. با این کار تعادل در جریان های مهاجرتی ایجاد و از شدت مهاجرپذیری شهرهای بزرگ و متروپلیتن تهران کاسته می شود این پژوهش با روش اسنادی صورت گرفته. در این پژوهش رویکرد کلی نگر حاکم است و روند های مهاجرت را در سطح کشور مورد بررسی قرار داده و روند مهاجرت را در استان ها و مناطق مختلف مطرح نکرده،حال این که ما به بررسی علل مهاجرت از یک شهرستان خاص می پردازیم.
پژوهشی در سال ۱۳۸۲ با عنوان بررسی عوامل اقتصادی اجتماعی و جمعیتی موثر بر مهاجرت در شهرهای استان مازندران طی سالهای ۸۵ – ۱۳۷۵ صورت گرفته که در نتایج آن آمده است :میزان بیکاری و امکانات ارتباطی بیشترین سهم و میزان شهرنشینی کمترین تأثیر را در تغییرات میزان مهاجر فرستی در شهرهای آن استان را داشته اند. همچنین بیشترین مهاجرت ها در آن استان از مناطق شهری به مناطق شهری بود. و مردان حدود ۶۰ درصد از مهاجران را تشکیل داده اند این پژوهش با رویکرد مقایسه ای صورت گرفته واز تئوری جاذبه و دافعه استفاده کرده.این پژوهش شباهت نسبتا زیادی با کار تحقیقی ما دارد اما به دلیل شرایط متفاوت نمونه ی مورد بررسی ما ( تفاوت های قومیتی و مذهبی شهرستان بیجار)کاری متفاوت با کار ماست و نمی توان به تعمیم نتایج این بررسی به نمونه ی مورد بررسی ما پرداخت.
پژوهش در سال ۱۳۷۴ توسط صدیقی تحت عنوان بررسی اوضاع اجتماعی اقتصادی، فرهنگی و روند مهاجرت کوهپرعلیا نوشهر انجام شده که در این پژوهش عوامل اصلی مهاجرت روستاییان کوهپرعلیا به شهرستان نوشهر را عوامل اقتصادی و نابرابری فرصت های شغلی بیان کرده است این تحقیق هم از دیدگاه جاذبه و دافعه به مسئله نگریسته و به شیوه ی پیمایش صورت گرفته. این پژوهشروند مهاجرترا بررسی کرده و به علل آن نپرداخته است
مطالعه ای در سال ۱۳۷۲ با عنوان علل و عوامل مهاجر فرستی و مهاجر پذیری وخالی از سکنه شدن روستاهای استان فارس در مرکز جمعیت شناسی دانشگاه شیراز صورت گرفت که نتایج بدست آمده از آن تحقیق نشان میدهد مشکلات مربوط به زمین کشاورزی و آب عامل اصلی مهاجر فرستی روستاهاست ودر دهاتی که اقتصاد آنها بیشتر بر پایه ی مرغدار ی بود مهاجر فرستی کمتر بوده ،روستاهایی که بیشتر به دامداری اشتغال دارند غالبامهاجر فرست بوده و به عبارت دیگر مشکلات مرتع دارو درمان عامل عمده در مهاجر فرستی است .غیر از روستاهایی که به علت بروز بلایای طبیعی از قبیل سیل زلزله و رانش زمین خالی از سکنه شده اند ،مشکل بقیه ی روستاهای خالی از سکنه مسائل اقتصادی بوده است اما نکته ی مهم این است که در بسیاری از روستاهای خالی از سکنه امکانات تولیدی کاملا از بین نرفته وکشاورزان از مزارع انگور روستاها بهره برداری می کنند به عبارت دیگر می توان با ایجاد راه های مناسب از مهاجرت جلو گیری و از امکانات تولیدر دهاتخالی از سکنه نیز استفاده کرد (آقا ،۱۳۷۲ به نقل از حاجیان ،۱۳۸۷).
پژوهش فوق به بررسی علل مهاجرت روستا شهری پرداخته اما ما به مهاجرت شهر به شهر می پردازیم و از سویی هم فاصله ی زمانی حدود۲۰ ساله با کار پژوهشی ما دارد. ودر طول این مدت وضعیت مهاجرت تفاوت زیادی داشته
۲-۵-۲مطالعات خارجی
لی آنگ در مقاله ای تحت عنوان «دوره ی مهاجرت در چین »علل مهاجرت داخلی در این کشور را در دو مقطع زمانی (۱۹۸۷و ۱۹۹۰)مورد بررسی قرار داده است .بررسی وی نشان داد که دلایل مهاجرت در طول زمان تغییر کرده بدین صورت که در گذشته در حدود نیمی از مهاجرت ها به دلایل خانوادگی صورت می گرفته در صورتی که اکنون به دلایل مربوط به کار (جستجوی کار ، کار آموزی انتقال کار و ماموریت برای کار )انجام می گیرد . یعنی مهاجرت ها به احتمال زیاد پاسخی اقتصادی است(لی یانگ۲۰۰۱:۵۱۶٫۵۱۷).
این کار پژوهشی به مقایسه ی علل مهاجرت در دو مقطع زمانی مختلف پرداخته است و تفاوت زیادی بین شرایط نمونه ی مورد بررسی این پژوهش با نمونه ی ما وجود دارد.
در گزارشی از سازمان ملل درباره ی سیاست های توزیع جغرافیایی جمعیت ۱۵۸کشور در سال ۱۹۸۸ صورت گرفت نتایج زیر بدست آمده در بین این کشورها ۷۳کشور از نظر توزیع جغرافیایی جمعیت وضعیت کاملا نا مناسب داشته اند از این تعداد به استثنای ۵کشور همه گی در حال توسعه بوده اند همچنین ۶۶ کشور دارای وضعیت نا مناسب از نظر توضیع جغرافیایی جمعیت بوده اند که از این تعداد ۴۲ کشور جزو کشورهای در حال توسعه بوده اند وتنها ۶کشور وضعیت قابل قبولی داشته اند تقریبا همه ی کشورهایی که از نظر توضیع جغرافیای خود نا راضی بوده اند عامل اصلی رشد جم
عیت شهرها را مهاجرت روستایی شهری دانسته اند محاسبات آماری هم ثابت کرد که تقریبا بیش از ۳۵تا۶۵درصد از رشد جمعیت شهرها مربوط به مهاجرت های روستایی بوده ۹۰ کشور در حال توسعه در پاسخ به سازمان ملل اظهار داشتند که سیاست های آنها در کاهش روندهای مهاجرت های روستایی شهری می باشد (فتاحی۱۳۸۸ :۴۷).
یکی دیگر از تحقیقات انجام شده در زمینه تاثیر تحصیلات بر مهاجرت ،تحقیقی است با عنوان «ظرفیت انسانی نا متجانس و مهاجرت :چه کسانی از مکزیک به امریکا مهاجرت می کنند ؟»که توسط کاپونی در سال ۲۰۰۶انجام شده است در این مطالعه از داده های سر شماری مکزیک و امریکا استفاده شده است کاپونی در این مطالعه نشان می دهد که بین ظرفیت انسانی که با تحصیلات اندازه گیری شده است و مهاجرت رابطه وجود دارد وی در این پژوهش نشان می دهد که انتخاب مهاجرت در میان مردم مکزیک به صورتU شکل است شکل Uنشان دهنده ی این است که افرادی که دارای تحصیلات وتخصص بسیار پایین یا بسار بالا هستند ،به دلیل این که به شدت متاثر از عوامل جاذبه ی مقصد و عوامل دافعه ی مبداء هستند ،بیشتر از افراد با تحصیلات و تخصص متوسط به امریکا مهاجرت می کنند(CAPONI2006:29.30) ..
محقق در این پژوهش به بررسی ویژه گی های مهاجرین پرداخته و علل مهاجرت که ما درپی آن هستیم در کار وی وجود ندارد.
«کاپروسکی»«دورهام»و«ری»(۱۹۹۸)در بررسی تاثیر مهاجرت ها در تغییرات شهری لهستان طی دوره ی( ۱۹۸۴-۱۹۹۴)نوعی تحرک مهاجرتی سلسله مراتبی به سوی مرکز را در نظام مهاجرتی لهستان مشاهده کردند .همچنین در دوره ی مورد نظر ،کاهش های اساسی در مهاجرت های روستا به شهر دیده شده است .یکی از نتایج قابل توجه این پژوهش ، تغییرات اساسی در عملکرد شهرهای بزرگ همان نقاط مرکزی در نظام مهاجرتی لهستان بوده است .
این مطالعه نشان داد که شهرهای بزرگ به عنوان مناطق اصلی جذب مهاجران در گذشته ،تبدیل به مناطق مهاجر فرستی شده اند که جمعیت مهاجر آنها بیشتر جذب شهر های همجوار و حومه شده اند و نوعی فرایند حومه گرایی در کلان شهر های لهستان مشاهده شده است (کاپروسکی ،دورهام وری ۱۹۹۸:به نقل از انتظاری و مشفق، ۱۳۸۸: .(۴ نویسنده گان این مقاله به تاثیر مهاجرت در تغییرات شهری پرداخته و به نحوی به بحث تداوم نیافتن تمرکز گرایی در شهر های بزرگ لهستان اشاره دارد.
«منگالام» و«شوارزوللر»در مقاله ی خود مهاجرت را پدیده ای در نظر می گیرد که برخی از جنبه های آن در نظام اجتماعی ،پاره ای از جنبه های آن در نظام فرهنگی و برخی از جنبه های آن در نظام شخصیت سازمان اجتماعی انسان قرار دارد .به نظر آنها مهاجرت یک فرایند اجتماعی است که دو نظام سازمان اجتماعی را به هم پیوند می دزند(حسینی جبلی ،۱۳۸۸ :۱۵۸).این مقاله به خود پدیده ی مهاجرت پرداخته وعلل و عوامل مهاجرت در این مقاله بحث نشده است.
«چانگ»(۲۰۱۱)در پژوهشی در مورد مسئله ی مهاجرت روستا به شهر نشان داد که افزایش درآمد ها ،علت اصلی مهاجرت نیست .وعلت اصلی مهاجرت روستاییان به شهر ها را توزیع نا متوازن منابع فرهنگی و اجتماعی می داند .داده مورد مطالعه ی وی ،دوپیمایش بود متشکل از ۲۰۰مورد برون کوچی و در مطالعه ی دوم ۱۰۰نفر که در بخش وشهرستان خود باقی مانده بودند
وی در مطالعه ی خود به این نتیجه رسید که علت تمرکز مهاجران در شهرها ،منشاءغیر اقتصادی دارد و در این مورد به فراهم بودن زمینه برای تحصیلات بهتر وافزایش منزلت اجتماعی اشاره دارد .
به نظر چانگ توزیع نابرابر منابع(غیراقتصادی)در مناطق شهری و روستایی ،واکنشی به نام مهاجرت از روستا به شهر را در پی دارد و افزایش درآمد صرفایک انگیزه ی سنتی برای مهاجران سطح پایین و نیروی بلقوه فعال محسوب می شود (چانگ،۲۰۱۱). این مطالعه هم در حوزه ی مهاجرت روستا شهری قرار دارد.
در میان مطالعات صورت گرفته بیشتر تمرکز بر مطالعه ی مهاجرت های روستا شهری و علل و پیامد های آن بوده ومطالعه ی مهاجرت های بین شهری کمتر مورد توجه بوده.و از سویی مطالعات صورت گرفته مانند کاری که نصیری در قیدار انجام داده به دلیل تفاوت شرایط دو شهر بیجار وقیدار و وجود تفاوت های قومی مذهبی در بیجار دارای تفاوت زیادی با موضوع مورد بررسی ماست و نمی توان نتایج آن را برای بیجار هم تعمیم داد با این وصف که مطالعه ی کمی به صورت موردی در خصوص علل مهاجر فرستی شهرهای کوچک انجام شده وکارهای معدود صورت گرفته تبیین درست و کاملی از مهاجرفرستی شهرهای کوچک ارائه نکرده اند و از سوی دیگر با توجه به تفاوت داشتن شرایط در نقاط مختلف نمی توان نتایج آنها را به بیجار هم تعمیم کرد .در پایان باید گفت اهمیت وبحرانی بودن وضعیت مهاجرت از بیجار به حدی است که مطالعه ی مجزایی را می طلبد.
۲-۶چارچوب نظری :
چارچوب نظری الگویی است که محقق بر اساس آن درباره ی روابط بین عواملی که در ایجاد مسئله مهم تشخیص داده شده اند نظریه پردازی می کند . این نظریه می تواند ضرورتا سخن پژوهشگر نباشد و به طور ونطقی از نتایج تحقیقات قبلی پیرامون مسئله نشات گیرد .چارچوب نظری می تواند مبنایی برای بررسی موضوع تحقیق باشد . به طور خلاصه چارچوب نظری به رابطه ی بین متغیر هایی مانند متغیر مستقل و وابسته که تصور می شود در دگرگونی شرایط مورد بررسی نقش دارند می پردازد .ایجاد چنین چارچوب نظری در برقراری و ساخت فرضیه ها، آزمون آنها و همچنین تکمیل درک پژوهش گر از «مسئله ی تحقیق »کمک می کند (سجادی و بیگلریان ،۱۳۸۵ :۲۵).
مهاجرت از شهر های کوچک یکی ازاساسی ترین مسایلی است که کشورهای جهان سوم با آن روب
ه رو هستند.این نوع مهاجرت ها نشان دهنده ی پیامد عدم تعادل در مجموعه سکونت گاه های شهری و سطح نابرابر توسعه درجوامع شهری است . جمعیت زدایی ناشی از مهاجرت در شهرهای کوچک به عنوان یک عامل خارجی ،نظم طبیعی رشد جمعیت را بر هم می زند و اختلالات عمده ای در وجوه ساختاری جمعیت و حرکات آن ایجاد می کند.
درایران ناهماهنگ بودن تمرکز جمعیت،صنایع و سرمایه در شهرهای بزرگ و مراکز استانها ،علاوه بر این که شهرهای بزرگ رابه صورت یک ایستگاه انتقال ثروت در آورده ،فرصت های پیشرفت وتوسعه را نیز از شهر های کوچک گرفته است وعدم تعادل در موازنه ی توضیع جمعیت در سطح کشور را سبب شده است (مشهدیزاده دهاقانی،۱۳۷۴ :۱۸۳ به نقل از نصیری،۱۳۹۰).جهت گیر مهاجرت از شهرهای کوچک به شهر های بزرگ در سال۱۳۸۵حدود۴۰درصد از ارقام مهاجرت های کشور را تشکیل می دهد طبق بررسی های وزارت اقتصاد ،در شهر های کوچک نرخ رشد جمعیت پایین تر از نرخ رشد طبیعی است(وزارت اقتصاد ،۱۳۷۵ :۲۵).
در اکثر کشور های در حال توسعه شهرهای بزرگ با عدم پیوستگی کامل با شهر های کوچک اکثر سطوح عالی خدماتی اجتماعی و اقتصادی را به خود اختصاص داده است و شهرهای کوچک با ارتباط ضعیف با جوامع پایین تر از خود به صورت فضاهای پیرامونی حاشیه ای و وابسته در آمده اند.(زیاری،۱۳۸۷: ۱۵).
اگر چه ممکن است مهاجرت به دلایل مختلفی انجام پذیرد ،اما شناخت این علل در بین کشورها و حتی شهرها مستلزم شناخت تفاوت هاست(طیبی نیا،۱۳۸۸ :۱۴۴به نقل از ناصری،۱۳۹۰).
درخصوص عوامل موثر بر شکل گیری مهاجرت دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. با این وصف یکی از نظریه ها که برای تبیین مهاجر فرستی شهرستان بیجار کاربردی است نظریه ی وابستگی است.
بنابر این در تعیین فرایند مهاجرت ،لازم است نخست به مسئله عدم توسعه توجه نمود ،زیرا در این راستا است که روابط نابرابر ساختی و مکانی بین بخش های مختلف جامعه مد نظرقرار می گیرد.
معتقدین به وابستگی بر این عقیده اند که علتهای مهاجرت را نمی توان از اثرات آن جدا کرد. زیرا مهاجرت از یک طرف معلول توسعه نابرابر است و از طرف دیگر عامل گسترش و رونق و تعمیق توسعه نابرابر در علت یابی مهاجرت از روستا به شهر در کشورهای جهان سوم، نظریه پردازان وابستگی بیان می کنند که باید به مساله عدم توسعه توجه نمود و در این رابطه نابرابری های ساختی و مکانی بین بخش های جامعه رادر نظر گرفت. به طور خلاصه در نظریات وابستگی ،مهاجرت امری اجباری است که بر اساس عدم توسعه یک محیط(روستا)نسبت به محیط دیگر(شهر)و وابسته گی غیر سرمایه داری به وجود می آید و این امر کاملا استثماری و ادامه ی آن باعث گسترش هرچه بیشتر توسعه نیافته گی می گردد.از مدل فوق برای تبیین مهاجرت های شهر به شهر نیز می توان استفاده کرد و مهاجرت از شهر های توسعه نیافته به شهر های توسعه یافته تر در یک کشور را در این چارچوب تبیین کرد.در واقع می توان گفت نابرابری های موجود به لحاظ امکانات رفاهی و اشتغال و توزیع متمرکز امکانات د رپایتخت و مراکز استان باعث ایجاد عقب افتاده گی شهرستان هایی چون بیجار گردیده و اهالی آن برای خارج شدن از این مشکلات به مهاجرت روی می آورند و حاضرند برای رسیدن به وضعیت بهتر مشکلات مهاجرت را به جان بخرند .
دومین نظریه ی کاربردی برای تبیین مهاجرت از بیجار را می توان نظریه ی جاذبه و دافعه ی اورس لی دانست.
لی معتقد است چهار عامل در مهاجرت و تصمیم به مهاجرت با اهمیت است که شامل:
الف- عوامل موجود در مبدأ (برانگیزنده یا باز دارنده))
ب- عوامل موجود در مقصد (برانگیزنده یا بازدارنده)).
) ج – موانع موجود در جریان مهاجرت از مبدأ به مقصد
د- عوامل شخصی.
نظریه ی وی به تئوری عوامل جاذبه و دافعه معروف ا ست. در صورتی که برایند عوامل برانگیزنده و بازدارنده مثبت باشد میل به مهاجرت در فرد ایجاد می شود. و اگر چنان چه عوامل شخصی نتواند این تمایل را از بین ببرد و موانع موجود در جریان مهاجرت نیز تأثیر بازدارنده ای اعمال نکند مهاجرت عینیت می یابد و فرد حرکت خود را از مبدأ ء به مقصد آغاز می کند. وی وجود امکانات بیشتر، آموزش، اشتغال و درآمد را در مقصد را از جمله عوامل جاذبه به حساب می آورد. در مقابل هزینه-های بالای زندگی در محل جدید، دوری از خانه و کاشانه و آلودگی محیط زیست را از عوامل دافعه محسوب می-کند. نکته ی قوت این نظریه تأکید درست بر تأثیر عوامل شخصی است.
در واقع می توان گفت شهرستان بیجار به دلیل نبود امکانات به خصوص امکانات پزشکی (به حدی که حتی برای تمام سوانح بیماران را به شهرهای زنجان یا سنندج اعزام می کنند که معمولا به دلیل فاصله ی نسبتا زیاد تا آنجا صدمات جبران نا پذیری به بیماران وارد می شود وگاهی به فوت بیماران می انجامد. )و اشتغال و قرار گرفتن در استان کردستان و تفاوت مذهبی ساکنین بیجار با سایر شهرستان هاوتفاوت قومیتی (قومیت ترک و کرد)وشرایط آب و هوایی سرد خشک و خشکسالی های متمادی که باعث خشک شدن چشمه ها و سخت شدن ادامه فعالیت کشاورزان به دلیل نبود آب و ندادن مجوز چاه عمیق به کشاورزان تنها راه برای ادامه کشاورزی کشت دیمی می باشد که بازدهی کمی دارد و متاسفانه سد های موجود در حوضه ی این شهرستان به دلیل مدیریت ناصحیح بهره برداری درستی از آن نمی شود وتنها مقدار بسیار کمی از اراضی پشت سد از آب بهرهمند هستند و به تازه گی سدی در شهرستان بیجار افتتاح شده که استان های زنجان و همدان با کانال کش آب این سد را به این دو استان انتقال داده اند و شهرستان بیجا
ر به دلیل مدیریت ضعیف مسئولین شهرستانی و استانی اقدامی برای استفاده از اب این سد برای کشاورزی صورت نگرفته را از علل دافعه ی این شهرستان بر شمرد . واز عوامل جاذبه ی مقصدهای مهاجرتی چون تهران زنجان و همدان با داشتن شرایط بهتر اشتغال و امکانات بهتر رفاهی و خدماتی و دسترسی به راه آهن و فرودگاه و راه های ارتباطی بهتر وامکانات دانشگاهی و تشابه مذهبی وقومیتی را از عوامل جاذبه ی مقصد می توان به حساب آورد .
بر اساس نظریه ی محرومیت نسبی زمانی که فرد یا جمع نتواند در داخل سازمان اجتماعی خود (جامعه ی مبداء)،به اهداف با ارزش دست پیدا کند و احساس کند که منابع لازم برا ی رفع محرومیت هایش در خارج از سازمان اجتماعی وجود دارد به مهاجرت اقدام می کند.
در این فرایند فرد با دو سازمان اجتماعی روبروست .نخست سازمانی که در آن پرورش یافته اما احساس می کند که در آن از فرصت های لازم برای رسیدن به اهداف با ارزش خود محروم است ودوم سازمانی که شاید به گونه ای مبهم آن را می شناسد اما احساس می کند که در آن می تواند به منابع لازم برای رفع محرومیت های خود دست یابد .در این حالت مهاجرت در عین این که نتیجه ی برخی نارسایی هایی است که در کارکرد یک سازمان اجتماعی وجود دارد سلسله ای از تغیرات را در کل سازمان اجتماعی نیز بر می انگیزاند .در صورت برابر بودن شرایط ،محرومیت از دستیابی به اهدافی که ارزش بیشتری دارند نسبت به محرومیت از از دستیابی به اهدافی که ارزش کمتری دارند در تصمیم به مهاجرت موثر ترند در واقع در این رویکرد،مهاجرت پاسخ نهایی به محرومیت های نسبی است(حاج حسینی،۱۳۸۵).در واقع بیجاری ها حس می کنند این شهر توان براورده کردن نیازهای آنها را ندارد و با مهاجرت به شهرهایی چون زنجان وتهران و همدان می توانند به خواسته ای خود برسند.
در نظریه ی شبکه های مهاجرتی ، هزینه و فایده ی مهاجرت ، در قالب شبکه های مهاجرتی مورد تبیین قرار می گیرند . شبکه های مهاجرتی مجموعه ای از روابط بین شخصی است که از طریق نسبت های خویشاوندی ،دوستی و جامعه ی مبداء مشترک ،مهاجران را به مهاجران قبلی در مقصد به غیر مهاجران در نواحی مبدا پیوند می دهد (مسی۱۹۹۰:۷). درون شبکه های مزبور ،حرکات مهاجرتی رو به افزایش می رود ؛به این دلیل که هزینه ها خطرات ناشی از مهاجرت را کاهش داده منافع حاصل از آن را افزایش می دهد . در واقع ارتباطات و تماس های حاصل از این شبکه ها،نوعی سرمایه ی اجتماعی برای افراد محسوب می شود که به وسیله ی آن ،به موقعیت شغلی بهتر ی دست می یابند(حاج حسینی، ۱۳۸۵ :۴۲).نظریه ی شبکه های مهاجرتی از دیگر نظریه هایی است که می تواند برای درک علل مهاجرت از بیجار مفید باشد . تعداد بیجاریی های که هم اکنون در خارج از این شهرستان ساکنند بسیار بیشتر از ساکنین حاضر این شهرستانند .لذا شبکه های مهاجرتی قویی و گسترده ای به خصوص در شهرستان های تهران دارند مانند اسلام شهر شهر قدس و مشکین آباد (کرج).معمولا غالب ساکنین بیجار اقوام وآشنایان زیادی در این مناطق دارند ودارای ارتباطات گسترده ای با این مناطق هستند و در مناسبت های مختلفی مانند عید نوروز و تاسوعا و عاشورا به بیجار بر میگردنند . وهمین ارتباطات گسترده به شناخت امکانات مقصد مهاجرتی و کاهش هزینه های مهاجرت به خصوص هزینه های روانی کمک می کند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:39:00 ب.ظ ]




معلم قبل از اینکه از دانشآموزان بخواهد که به طور مستقل کار کنند، بایستی روش های صحیح مطالعه را به آنان بیاموزد. به اعتقاد صاحبنظران شرایط مطلوب مطالعه عبارت است از: ۱- مکان مناسب، ۲- مشخص بودن هدف، ۳- داشتن روش صحیح، ۴- نور کافی، ۵- آرامش خاطر و برکنار بودن از هر گونه پریشانی، ۶- یادداشت برداری و ۷- پیروی از ساعات منظم کار میباشد.
مهمترین هدفهای مطالعه از نظر متخصصان به قرار زیر است:

  1. برانگیختن ابتکار و ذوق دانشآموزان
  2. استقلال در کار و احساس مسئولیت
  3. ازدیاد تجارب دانشآموزان
  4. استفاده صحیح از اوقات فراغت
  5. و سرانجام، گسترش فعالیتهای آموزشی از مدرسه به خانه
  6. مهارت جمعبندی:

جمعبندی به آن دسته از فعالیتها اطلاق میشود که به وسیله معلم طراحی میگردد تا یا کمک دانشآموزان کلاس، آنچه را وی بهعنوان محتوا برای رسیدن به هدفی ارائه داده است به نتیجهای مناسب و پایانی مطلوب برساند. بدون جمعبندی که معمولاً در کلاس به قصد آموزش و یادگیری صورت میگیرد، آگاهی از میزان تسلط دانشآموزان بر مطالب ارائه شده میسر نخواهد بود. اساساً جمعبندی به منظور وصول به موارد زیر در تدریس توصیه گردیده است:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.
  1. متمرکز ساختن حواس دانشآموزان بر مطالب آموخته شده.
  2. پایان بخشیدن به یک واحد کاری مختصر و طولانی.
  3. آسانسازی، یادگیری مفاهیم یا اصول جدید.
  4. ایجاد حس موفقیت و کسب مهارت در دانشآموزان

اساس جمعبندی بر دو رکن استوار میباشد: ۱- خلاصه کردن ۲- تمرین. در خلاصه کردن برای دانش آموزان فرصتی فراهم آورده میشود تا به سازماندهی مفاهیم اصلی یا روابطی که در طول ارائه مطلب به آنها اشاره شده است، بپردازند. تمرین هم در واقع موقعیتی است که در آن دانشآموزان میتوانند مطالب آموخته شده را بیازمایند.

  1. مهارت دادن تکلیف شب:

تکلیف شب یا تکلیف خانه آن دسته از فعالیتها را شامل میگردد که در راستای یادگیریهای کلاسی به منظور انجام و تمرین آنها در خارج از مدرسه برای دانشآموزان تعیین میگردد. بررسی و مطالعهی تاریخ آموزش و پرورش نشان میدهد که تعیین تکلیف همواره به عنوان یکی از عوامل بسیار مهم در تحقق یادگیری مطرح بوده و در هر دورهای از تاریخ، متناسب با برداشتی که از یادگیری وجود داشته به شکل و نوع متفاوتی ارائه شده است. هر شغل و حرفهای بنا به مقتضیات خود مستلزم رفتارهای بدنی، اجتماعی، عاطفی و عقلی خاصی است که میزان موفقیت و پیشرفت فرد به چگونگی این گونه رفتارهای بستگی دارد. معلمی نیز که یکی از مهمترین وظایف اجتماعی است نمیتواند از این قاعده مستثنی باشد.
گیلبرت هارت[۱۱] با توجه به این مطلب معتقد است: «که معلمان برای موفقیت در کار خود باید دارای ویژگیهای زیر باشند:

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  1. علاقهمندی به دانشآموزان
  2. تسلط به موضوع درس
  3. شناخت تفاوتهای موجود بین دانشآموزان و روحیهی هر کدام از آنان
  4. انجام رابطه بین جامعه و مدرسه
  5. کسب آگاهی از فنون و مهارتهای آموزشی».

این ویژگیها به معلمان کمک میکند که به دانشآموزان توجه بیشتری نشان داده و به کار با آنان عشق بورزند. چنانچه انسان دوستی و عشق به انسانها محور فعالیتهای آموزشی نباشد معلمان هر چند که علامهی دهر بوده و با فنون معلمی آشنا باشند، موفقیتی در کار اداره کلاس نخواهند داشت. همچنین معلمان بیاطلاع از علوم رفتاری و روانشناسی یادگیری نخواهند توانست بدون شناخت تفاوتهای فردی کودکان و خصوصیات هر کدام از دانشآموزان، اداره مؤثر کلاس را به عهده داشته باشند.
به همین منوال معلمانی که در پاسخگویی به پرسشهای منطقی و سنجیدهی دانشآموزان احساس ناتوانی می کنند نمیتوانند انتظار موفقیت در اداره و رهبری کلاس را داشته باشند. به علاوه اگر معلمی در زمینه فعالیتهای آموزشی خود به آگاهیهای خویش نیفزاید و ناچار به تکرار مکررات باشد، چگونه میتواند در اداره کلاس در انتظار موفقیتهای چشمگیر باشد؟خوشبختانه تمام ویژگیهای فوق اکتسابی بوده و معلمان پس از طی آموزشهای لازم و دوره های مربوطه قادر خواهند شد که با مهارت و تخصص کافی، وظایف خطیر خود را به نحو شایستهای انجام دهند. به همین سبب امروزه در بسیاری از کشورها پیش از آنکه در خصوص برنامه، ساختمان مدارس، تجهیزات و امکانات آموزشی فکر کنند، در اندیشهی تربیت معلم هستند زیرا هیچ یک از عوامل و عناصر تربیت نمیتواند چون معلم تربیت شده، منشأ اثرات شایان توجه در تعلیم و تربیت باشند، از این رو معلم امروزی نمی تواند صرفاً به دلیل داشتن مدرک تحصیلات عالی و بدون هرگونه آموزش و اطلاعی از رموز تربیتی، روانهی کلاس گردد. زیرا در این صورت به مانند صنعتگری است که فارغ از هر وسیله و ابزاری به منظور سازندگی به سراغ مواد خام میرود. به علاوه، معلمان حتی با وجود گذراندن برنامههای دروس نظری ثابت و مشخص و آشنایی با روش های تربیتی یکسان و معین، به هنگام پیاده کردن آموختههای خود در کلاس، به ور دقیق و کامل از اصول و نظریههای تربیتی پیروی نمی کنند بلکه هر کدام متناسب با خصوصیات جسمی و روانی و مقتضیات اجتماعی و فرهنگی در فعالیتهای آموزشی خود دخل و تصرفاتی انجام میدهند. در این خصوص، کل شخصیت معلم نقش اساسی ایفا کرده و دیدگاه او و فلسفهای که به آن معتقد است شدیداً در کارش تأثیر فراوان به جای میگذارد. بنابراین به همان اندازه که رعایت نظریهها، اندیشه ها و اصول تربیتی در مسئولیت و ادارهی کلاس از اهمیت والایی برخوردار میباشد.
در جوامع مختلف و محیطهای گوناگون بعضی از سنخهای معلمان در برخورد با دانشآموزان و اداره کلاس نسبت به نسخ های دیگر موفقترند و در بین دانشآموزان از محبوبیت خاصی برخوردار میباشند. آگاهی از انواع گونه های معلمان به معلم کمک میکند تا خود را از نگاه دیگران بررسی کرده و خویشتن را بهتر بشناسد و در اصلاح کمبودها و کاستیهای خویش کوشش نموده و محاسن دیگر معلمان را تشخیص داده و به تقویت رفتارهای مناسب در فعالیتهای آموزشی خود اقدام کند.
به اعتقاد صاحبنظران تعلیم و تربیت روانشناسان و جامعهشناسان، معلم عامل بسیار مهمی در آموزش و پرورش به شمار میرود. سازمان مدرسه، برنامه و وسایل آموزشی هرچند که نقش مهمی را دارا میباشند اما در مقایسه با اهمیت معلم، ارزش بسیار کمرنگتری دارند. زیرا این معلم است که به همهی آنها حیات می بخشد. به اعتقاد ارسطو کسانی که کودکان را تربیت میکنند باید بیش از افرای که آنان را بار میآورند مورد احترام قرار گیرند. زیرا اینان تنها زندگی را به کودک میبخشند در حالی که معلمان هنر بهتر زیستن را به او یاد میرهند. مشهورترین پژوهش موجود در زمینه شخصیت معلم و رابطه آن با کارآیی به وسیلهی رایانز[۱۲] درسال(۱۹۶۰) در ایالات متحده انجام شد.وی با تدوین مقیاس درجهبندی مخصوصی برای ارزیابی ویژگیهای معلم دریافت که معلم فوق فردی گرم، درک کننده، صمیمی، مسئول، منظم، خلاق و پرشور و شوق است. انجمن تربیت معلم امریکا با توجه به ماهیت تعلیم و تربیت در دنیای امروز، ویژگیهای مورد نیاز معلم را به صورت زیر خلاصه می کند:

  1. دارابودن معرفت و مهارت در فعالیتهای شغلی.
  2. عرضه کردن معرفت و مهارتهای خود در کلمات و اشکالی که برای دانشآموزان قابل فهم باشد.
  3. علاقهمندی به رشد و تکامل کودکان.
  4. محترم شمردن آزادی، رشد و پیشرفت همهی دانشآموزان و اعتقاد به اینکه آنان میتوانند پیشرفت کنند. البته این امر در صورتی ممکن خواهد بود که خود معلم پیوسته در حال پیشرفت باشد.
  5. افزایش معلومات و مهارتهای خود به صورت مستمر.
  6. برقراری روابط دوستانه با افراد اجتماع و سازگار ساختن خود با آداب و رسوم محلی.
  7. اعتقاد به استدلال در امور و توانایی بررسی و تجزیه و تحلیل مشکلات و مسائل شخصی، اجتماعی و تربیتی.
  8. صادقانه دوست داشتن کودکان از هر طبقه و در هر شرایط.
  9. ارزشیابی فعالیتهای خود و دانشآموزان بر حسب مقتضیات زندگی و اصلاح فعالیتهای نامطلوب.
  10. مهارت در همکاری با دیگران.

بررسی آثار و آرای صاحبنظران نشان میدهد که هر کس بنا به برداشت خود از شغل معلمی، ملاکهای شایستگی خاصی را برای آن در نظر میگیرد. سیف (۱۳۸۳) مهمترین ملاکهای شایستگی برای معلمان را به قرار زیر عنوان میکند:

  1. توانایی جذب دانش آموزان
  2. توانایی اداره کلاس و هدایت دانشآموزان
  3. توانایی ایجاد یادگیری در دانشآموزان
  4. داشتن مهارت در روش های آموزش
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:39:00 ب.ظ ]




۳-۱۳تام با مبادیل (tom bumbudil)

همسر بانو گلدبری پیرمردی که در حاشیه رودخانه ویتی ویندل در اعماق جنگل قدیمی زندگی می کند. پیرمردی با ریش بلند قهوه ای، چشمان آبی درخشان، کلاه فرسوده کهنه ای با تارک بلند و پر دراز آبی رنگی که در نوار دورش فرو رفته به همراه چکمه های زرد و نیم تنه آبی رنگی نمود پیدا می کند.
رفتار او بسیار شوخ و شنگ و شاد است و بیشتر اوقات بر لب زمزمه می کند. وقتی که دوستان فورودو در جنگل قدیمی بوسیله درختان بید اسیر شده بودند، تام آنها را از چنگال درختان نجات داد و هابیت ها را به خانه اش برد و با استقبال گرم همسرش گلدبری مواجه شدند.
مانند همسرش گلدبری، دقیقاً معلوم نیست تام چه نوع مخلوقی است ولی آنچه مسلم است این است که او مرز مشخص فرمانروایی بر طبیعت دارد و نمی تواند بیشتر از آن جلو برود. بعد از این که تام فورودو را از چنگال موجودات گورپشته رهایی داد، هرچه هابیت ها به او التماس کردند تا با آنها به میهمان خانه اسبچه هموار بیاید قبول نکرد و در جواب چنین گفت: « سرزمین تام این جا تمام می شود: او از مرز نخواهد گذشت تام باید به فکر خانه خود باشد و گلدبری منتظر است».
همانندی و همسانی فراوانی میان تام و بئورن (Beoren) در « کتاب هابیت» است تام و بئورن هر دو ارواح طبیعت هستند و توانایی پیوستن و یکی شدن با طبیعت و کنترل آن را به میل و دلخواه خود دادند. تام، درختان قدیمی را خطاب قرار می دهد و آن ها را تحت اختیار دارد و بئورن دقیقاً همین کار را با موجودات قلمرو انجام می دهد و هر دو نیروهای مستقل محسوب می شوند که در خدمت هیچ کس جز خودشان نیستند و عمر آنها نامعین است. تام می تواند به شکل درختان درآید؛ چنان که بئورن به عنوان یک «پوست عوض کن» می تواند پوست عوض کند: « بئورن پوست عوض می کند. به این معنی که پوست خودش را عوض می کند، گاهی به خرس بزرگ و سیاه تبدیل می شود و گاهی مردی قوی و موسیاه با بازوهای ستبر و ریش بلند .
بعضی می گویند که او خرسی از نسل خرس های باستانی کوه هاست که پیش از ورود غول ها در آنجا می زیسته است: بعضی دیگر می گویند که او مردی از نسل اولین انسان هایی است که پیش از اسماک(Smavg) یا اژدهای دیگری به این نقطه از دنیا بیاید و پیش از این که گابلین ها از شمال به این تپه ها بیایند، این جا زندگی می کرده است.
به هرحال، او در طلسم هیچ کسی نیست ؛ جز خودش. او در یک جنگل بلوط زندگی می کند و خانه چوبی بزرگی دارد و وقتی که به شکل انسان است، گله های اسب را نگهداری می کند که به اندازه خودش فوق العاده بزرگ هستند. او آن هارا نمی خورد و آن ها هم او را نمی خورند. او کندوهای بسیاری پر از زنبورهای وحشی دارد و غذایش بیشتر از خامه و عسل است.» قهرمانان یعنی فورودو و بیلبو در این ملاقات ها با ارواح طبیعت دیدار می کنند و مکر و تزویر جنگل بزرگ و طبیعت را به طور کلی می شناسند. تام درباره ی مرد درختی پیر و درختان رده پایین تر جنگل قدیمی تعریف می کند و بئورن درباره ی جنگل ظلمت (mirkwood) و اسرار سیاه آن می گوید. تام و بئورن مسافران را به خانه خود می برند و با هم شام می خوردند.

۳-۱۴ برومیر (Beromir)

نتیجه بئور کهنسال ،پدربزرگ بارامیر پدر برن؛ نخستین فرمانروای لادروس. فرزند ارشد دنه تور و برادر بزرگ تر فارامیر.فارامیر و برومیر از همان آغاز کودکی بسیار به هم علاقه داشتند. ولی برومیر بیشتر مورد علاقه پدر بود. برومیر هرگز ازدواج نکرد و بیشتر به امور جنگ و رزم تمایل داشت . در داستان او شخصیتی بسیار شجاع ، دلیر، جنگاور و سلحشور با قدرت زیاد نمودار می شود. او چهره ای زیبا و لطیف داشت با چشمان خاکستری. زمانی که برومیر به ریوندل رسید در شورای الروند شرکت کرد.او درباره مقاومت جانانه مردم گاندور برای جلوگیری از ورود نیروهای موردور سخن گفت و تلاش کرد که الروند را متقاعد کند تا حلقه را با خود به گاندور ببرد تا از آن برای دفاع در برابر دشمن استفاده کند. اما الروند مخالفت نمود و توضیح داد که حلقه قدرت وسوسه آور دارد و نمی توان از آن برای اهداف خیر هم استفاده کرد. برومیر قصد بازگشت به میناس تریت راداشت و از این روی به یاران حلقه پیوست. تأثیر راهنمایی او در همان آغاز سفر گروه مشهور است: به پیشنهاد برومیر بود که هر کدام از اعضای گروه یک دسته هیزم جمع کردند و زمانی که کولاک شدیدی شد آتشی که با این هیزمها درست کردند جانشان را نجات داد. او در مورد پیشنهاد گندالف مبنی بر عبور از معادن موریا مقاومت نشان داد و گفت هرگز به آن سمت نمی رود و بهتر آن است که گروه از طریق سرزمین های جنوب دید به راهشان ادامه بدهند.
برومیر نهایتاً پذیرفت ولی از اینکه گندالف رمز عبور را فراموش کرده بود ناراحت بود. برومیر از جمله کسانی بود که به گندالف انتقاد کرد او گفت: «پس فایده آوردن ما به این مکان نفرین شده
( موریا) چه بود؟ تو گفتی که یک بار از میان معادن گذشته ای. این چطور ممکن است در حالی که نمی دانی چطور وارد بشوی»؟
او در موریا به همراه آراگون دلیرانه جنگید. او با دمیدن در شیپور گندور دشمنان را متوقف ساخت و گروه توانست به راهش ادامه دهد.
برومیر باز هم با تصمیم گروه و سرکرده آن بعد از گندالف یعنی آراگورن مخالفت نمود و از این که گروه خواستار حرکت به سمت لوتولرین هستند اظهار تأسف کرد و گفت عده ی کمی سالم به آنجا می رسند. زمانیکه گروه لوتولورین را ترک می کرد گالادریل به هر کدام از آنان هدیه داد و هدیه برومیر یک کمربند طلایی بود.
برومیر در طی داستان رفته رفته به حلقه علاقه مند می شود و نمی تواند در برابر حلقه مقاومت کند. او در حین سفر هنگام عبور گروه از میان رودخانه آندوسین، بورومیر خود را به قایق حامل فورودو نزدیکتر می نمود او مدام با خود حرف می دزد و ناخن هایش را می جوید. ذهن ماخولیایی و ترس و دلهره او به تدریج اعضای گروه را نسبت به رفتار او مشکوک ساخت. قدرت وسوسه حلقه در برومیر فزونی یافته بود و حلقه را برای خود می خواست. او خود را پادشاهی بزرگ می دانست که می تواند سائورون را در هم بکوبد و رهبر گاندور باشد. وقتی که فورودو در جنگل تنها پرسه می زد او فرصت را غنیمت شمرد و سعی کرد حلقه را با زور از فورودو بگیرد. اما فورودو مقاومت نمود و حلقه را در انگشت نمود و ناپدید شد. بورومیر پی به اشتباهش برد و گریان و پشیمان از فورودو خواست برگردد ولی دیگر خیلی دیر شده بود.
در داستان بعدی، کتاب دو برج سرنوشت بورومیر رقم می خورد و در همان اوایل داستان در حالی که سعی داشت هابیت ها را به طرف اردوگاه هدایت کند در کمین گروهی از اورک ها افتاد. بورومیر برای آخرین بار در شیپور گوندرو دمید و دلیرانه جنگید و از رسیدن اورک ها به مری و پیپین جلوگیری نمود. بدن او نهایتاً با تیرهای زیادی شکافته شد و اورکها مری و پیپین را به اسارت گرفتند.
زمانی که آراگورن او را پیدا کرد بورومیر هنوز زنده بود، در حالیکه تیغه شمشیرش از دسته شکسته و شیپورش دو نیم شده بود. قبل از مرگش بورومیر به آراگورن گفته بود که سعی کرده حلقه رااز فورودو بستاند. سپس آراگورن بورومیر را در قایقی گذاشت و به میان رودخانه آندوین انداخت در حالیکه شمشیر و شیپور شکسته اش را روی سینه اش و سلاح های دشمنانش را در زیر پایش قرار داده بود. رودخانه برن بورومیر را به سمت آبشار رائوس حمل کرد.
بورومیر دچار وسوسه حلقه شد و فریب خورد. از این روی او نابود شد. پایان کار برومیر بسیار تلخ و اندوهبار است. قایق بعد از سه شب به برادر بورومیر، فارامیر می رسد و فارامیر جسد برادرش را می بیند. او تنها کسی از یاران حلقه است که کشته می شود و دیگر نقشی در حوادث بعدی بر عهده نمی گیرد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۱۵آراگورنAragorn

سی و نهمین وارث مستقیم ایزیلدور. شاه قلمروهای از نو متحد شده آرنور و گوندور پس از جنگ حلقه. همسر آرون دخت ارباب الروند، معروف به وارث ایزیلدور.
آراگورن در عصر سوم ۲۹۳۱ دیده به جهان گشود و تنها دو سال بعد از تولدش وقتی که پدرش آراتورن دوم توسط اورک ها کشته شد شانزدهمین سالار دونه داین گشت.
مادر آراگورن گیل رائن او را در ریوندل برد تا در آنچا زندگی کند. الروند آراگورن را به عنوان پسرخوانده اش پذیرفت و نام استل را بر او نهاد. آراگورن درسال ۲۹۵۱ از نام واقعی و جد سلسله اش آگاه شدو هنگامی که به بیست سالگی رسید ،الروند فهمید که او دیگر برای خودش مردی شده است ، دو گنجینه سلسله ایزیلدور را به او واگذار کرد: حلقه باراهیر و تکه های شمشیر نارسیل. روز بعد آراگورن، آرون را می بیند که از لوتلورین بازگشته تا پدرش الروند را ببیند. هنگامی که تینویل، الفی که زندگی جاودانه اش را فدای عشق برن فانی نمود. آرگورن در عشق آرون گرفتار آمد. الروند به آرون تذکر می دهد که اگر آراگورن را انتخاب کند می بایست همانند لوتین فانی شود و همچنین سن و تجربه و به علاوه دودمانش از آراگورن بسیار فراتر است آراگورن ریوندل را ترک می گوید و برای کسب دانش و تجربه به ماجراجویی در سرزمین میانه می پردازد. او ابتدا به دورترین نقاط شرق رون و سپس به جنوب به هاراد می رود. حتی یکبار از موریا از دروازه دیمریل می گذرد و در اطراف موردور پرسه می زند درسال ۲۹۵۶ او گندالف خاکستری را ملاقات می کند. آراگورن مدتی در خدمت پادشاه روهان، تنگل بود و همراه آنان می راند. و مدتی هم از افسران اکتالیون دوم بود. در آنجا آراگورن هویتش را مخفی نگه داشت. اکتالیون به افسر مرموزش آراگورن بیشتر از فرزندش دنه تور علاقه داشت ولی آراگورن یک روز ناگهانی گاندور را ترک نمود همانطور که ناگهان آمده بود. سال۲۹۸۰ آراگورن به سمت ریوندل بازگشت تا اندکی بیاساید چرا که بسیار خسته بود. هنگامی که به لوتلورین رسید آرون را در آنجا یافت. آنها در نیمه تابستان بر فراز کرین آمروت با هم نامزد شدند. اما در برگشت آراگورن به ریوندل الروند به او گفت که آرون با کسی کمتر از پادشاه گوندور ازدواج نمی کند. برای همین آراگورن دوباره ریوندل را ترک کرد.
در داستان یاران حلقه او به شکل مردی با چهره آفتاب سوخته، جدی و مصمم، با باشلقی کهنه و ژنده به رنگ سبز مجسم می شود.
اولین حضور او در داستان با نام مستعار استرایدر(straider) در مهمانخانه اسبچه راهوار به وقوع می پیوندد آراگورن به فورودو اخطار می دهد که اشباح حلقه در تعقیب اویند و هدایت و حمایتش را به او پیشنهاد می دهد. بدین ترتیب آراگورن همراه فورودو و دوستانش به سوی ریوندل حرکت می کند. شجاعت و دلیری آراگورن در راه رسیدن به ریوندل در برابر اشباح حلقه ستودنی است. با این حال در ودرتاپ (wodertop) اشباح حلقه فورودو را زخمی می کنند. آنها سرانجام به ریوندل الروند می رسند و آراگورن با آرون دیدار می کند. در همین شورای الروند بود که آراگورن خود را به عنوان نواده الندیل (Elendil) معرفی می کند و تصمیمش را مبنی بر رفتن به میناس تریت اعلام می کند.
تکه های شمشیر نارسیل را در آهنگری الف ها دوباره جوش می دهند و آراگورن از آن پس آن را آندرویل، شعله غرب، خواند. آراگورن در۲۵ دسامبر ۳۰۱۸ به همراه یاران حلقه از ریوندل خارج می شود و به طرف جنوب می رود. در معدن موریا هنگامی که گندالف به دره سقط نمود، آراگورن رهبری گروه را بر عهده می گیرد و گروه را به سمت لوتولورین روانه می سازد. آراگورن هنگام دیدار با بانو گالادریل جواهر سبزی را که بر روی آن زمینه نقره پرداخته شده بود و به سان سنجاقی با نمای عقاب می مانست به عنوان هدیه دریافت می کند.
( او در داستان با قامت بلند نگاه نافذ و رفتار نجیبانه ابتدا با یک ولگرد راهزن اشتباه می شود. او سرشت دوگانه خود را اینگونه بیان می کند: « من هم استرایر هستم و هم دونادون ….)
سرشت او هم الگوی نیم خدایانی نظیر بعل، هرکول و مسیح است؛ باید آوارگی ، رنج و تحقیر را بر خود هموار سازد تا پادشاهی را بدست آورد. در بازگشت پادشاه گندالف درباره آراگورن چنین می گوید: «دستان شاه دستان شفا بخش اند.» و پادشاه شفابخش از القاب مسیح است که خدا او را در انتهای زنجیره آل داوود به صورت طعمه ای برای صید لویوتان قرار می دهد. دنه تور ، پدر برومیر در بازگشت پادشاه درباره آراگورن چنین می گوید :« من در برابر چنین شخصی سر فرود نخواهم آورد، در برابر آخرین بازمانده خاندان از هم گسسته ای که مدت هاست از سروری و شرف خلع شده اند». بیلبو بگینز در شورای الروند این شعر را خطاب به آراگورن سرود و به گونه ای وقایع داستان را پیشگویی نمود که خبر از پادشاهی نهایی آراگورن می داد:

 

 

« هرچه از طلاست درخشان نیست
آن که پیر است و نیرومند پژمرده نمی شود،
از خاکسترها آتشی برخواهد آمد؛
تیغ شکسته باید که نو شود
  هرکه سرگردان است گم گشته نیست
ریشه های عمیق را سرما نمی زند.
نوری از تاریکی بیرون خواهـد آمـد؛
تاج از کف داده باید که پادشاه شود.»

از جهات زیادی شخصیت آراگورن با (آرتورشاه (Arthur) قابل مقایسه است.
شاه آرتور قهرمان مشهور یک سلسله افسانه و رمانس ها در تین تاگول (tintagol) به دنیا آمد. او پادشاه بریتانیا شد و در دربار کاملوت رهبر دسته ای از اشراف جنگاور یا شوالیه های میزگرد شد. در افسانه های سلتی، شاه آرتور قهرمانی بزرگ خشن و غوغاگر و ماجراجو است که از سرزمین غولان و دیوان و جادوگران رهایی یافت (وارنر، ۱۳۸۶: ۴۵۷).
در داستان شاه آرتور جام مقدس وجود دارد و در ماجرای آراگورن حلقه قدرت. آراگورن با اورک ها و نیروهای شیطانی جنگید و آرتور با غولان و دیوان. شمشیر جادویی آراگورن نارسیل است و شمشیر شاه آرتور کالیبور. هر دو ماجراجو و محبوب هستند. هر دو جهت بدست آوردن پادشاهی وارد جنگ شدند.
برای درک بهتر شخصیت آراگورن باید به تاریخ قرون وسطی رجوع کرد:بدین ترتیب که بر وفق روایات تاریخی در میان اقوام فرانک در محلی که فرانسه امروزی قرار دارد سلاطین بسیار لایق عرض اندام نمودند که بزرگترین انها شارلمانی بود.شارلمانی در سال ۸۰۰ میلادی امپراطوری گسترده ای رابنا نهاد و درشهر رم به وسیله پاپ تاج گزاری کرد.شارلمانی از جبال پیرنه عبور کرد و گوشه شمال شرقی اسپانیا را مجددا برای مسیحیان تسخیر نمود.وی حکومت امرا و سلاطین اقوام وحشی را که در ایتالیا مستقر گردیده بودند بر انداخت و آنها را مطیع و منقاد خود ساخت.لشکر به حوزه دانوب کشید ،به خاک بوهم رخنه کرد و با پاره ای از اقوام ژرمن که هنوز بت پرست بودند و در کنار آلپ زندگی می کردند به جنگ پرداخته یا آنهارا کشتار کرد و یا به قبول دیانت مسیح مجبور کرد(پالمر،۱۳۴۹: ۲۶).
در افسانه های مربوط به شارلمانی شمشیر جادویی به نام جوییسjoyeuse وجود دارد و قابل انطباق با شمشیر آراگورن اندوریل است و نیز با شمشیر شاه ارتور با اسم اکس کالیبور که قبلا ذکر آن رفت.همسر اراگورن arwefin ارون شباهت زیادی به همسر شارلمانی کبیر بنام فاراست رادا farastrada دارد.شارلمانی فتوحات گستردهای کرد و اروپا را یک بار دیگر متحد ساخت ،درست مانند اراگورن که پیروزی هایی علیه نیروهای موردور به دست آورد .

۳-۱۶ نارسیل (narsil)

شمشیر الندیل (Elendil) ساخته تلخار اهل نو گرود، که هنگام مرگ پادشاه الندیل در مصاف با سائورون شکست. ایزیلدور (Isildur) پسر فرمانروا الندیل با تیغه شکسته نارسیل (شمشیر پدرش) حلقه را از دست سائورون برید و حلقه را تصاحب کرد و سائورون را شکست داد. شمشیر الندیل را آهنگران الف از نو ساختند و روی تیغه آن نشان هفت ستاره را در میان هلال ماه و قرص خورشید تابان نقش زدند و گرداگرد آن نوشته هایی به خط موردورحک کردند؛زیرا آراگورن پسر آراتورن عازم جنگ در سر حدات موردور بود. شمشیری که از نو بو تمامی ساخته شده و بسیار درخشنده بود. نور خورشید با تابشی سرخ از درون آن می تافت و نور ماه بر آن درخششی سر داشت آراگورن نام جدیدی به آن داده و آندوریلش(Andurill) نامید، به معنای شعله غرب و وجود چنین شمشیری در داستان شباهت بسیاری با شمشیر شاه آرتور (Arthur) به نام اکس کالیبور (Excalibur) دارد.
آرتورشاه در جوانی این شمشیر را در صخره بزرگی فرود آورد و آن را شکافت آن گاه شهریاری خود را حق دانست. در داستان های متاخر آمده که آرتورشاه شمشیر جادویی اش را از بانوی دریاچه اخذ کرد و به هنگام مرگ بر سر بدیور (Sir Bediver) دستور داد که شمشیر را به آب بازگرداند. این شمشیر که به کالبیرینوس نیز شهرت دارد احتمالاً با شمشیر جادویی دیگری به نام کالادبولگ مربوط است، شمشیری که متعلق به فرگوس (Fergus)قهرمان ایرلندی تعلق داشت (وارنر،۱۳۸۶: ۴۵۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:38:00 ب.ظ ]




رَفیعُ العُلَی مَن شَقَّ جبریلُ صَدرَهُوطَهَّرَهُ فَاَزدادَ طُهراً علی طُهرِرَؤوفٌ عَطُوفٌ أجمَلُ الخلقِ خِلقهًوَاعظمَهُم خُلقاً وَ مُنشَرِحُ الصَّدرِ[۲۲۸]

– بلند مرتبه ای که جبرئیل سینه اش را شکافت و (قلب) او را پاک کرد پس پاکی بر پاکی افزوده شد.
– مهربان، بخشنده و زیباترین خلق در آفرینش و برترین آنها در اخلاق و فراخ سینه ترین آنها.
«صرصری» می گوید:

 

وَ خصَّ بالعُمرِ النّامی الشَّریفِ لَهُ بالشَّرحِ صَدرٌ بِماءِ القُدسِ مَغسُولُ[۲۲۹]

– به خاطر عمر رشد یافته و زندگی شریفش مخصوص (یگانه) گردید و به واسطه شرح صدر سینه ای دارد که با آب قدسی شسته شده است.
۴-۱-۴-۳- سفر به شام و ملاقات با بحیرا
بعد از فوت آمنه (س) و عبدالمطلب (ع) کفالت محمد(ص) در حالی که هشت ساله بود را عمویش ابوطالب به عهده داشت و این وصیت عبدالمطلب به پسرش ابوطالب بود و او نیز با افتخار سرپرستی پیامبر (ص) را بر عهده گرفت و او را بی نهایت دوست داشت و شب و روز از او مراقبت می کرد.[۲۳۰] در سفر تجاری که کاروان قریش به سمت شام حرکت می کرد ابوطالب محمد(ص) را نیز با خود به این سفر برد این مسافرت محمد (ص) در ۱۲ سالگی از سفرهای فراموش نشدنی و پر سروصدا به شمار می رود. که در این سفر وی از نقطه «بصری» فراتر نرفت زیرا جریانی پیش آمد که تا حدی برنامه مسافرت ابوطالب را عوض کرد و تفصیل آن از این قرار است:
راهبی از فرقه سطوریان به نام «بحیرا» در صومعه مخصوصی در آن نقطه (بصری) به سر می برد و اطلاعات عمیقی از کتب عهدین داشت و از این نظر مورد احترام مسیحیان بود و گاهی کاروان های تجاری در مسیر خود در آن نقطه توقف می نمودند و از وی ملاقاتی به عمل می آوردند از حسن تصادف بحیرا با کاروان بازرگانی قریش روبه رو گردید.[۲۳۱]
بحیرا از بام صومعه خود دید که چون قافله قریش آمد همه درختان صحرا و سنگ ها به صدا درآمده بودند و می گفتند: «السلام علیک یا رسول الله» و تکه ابر سفیدی را دید که از میان قافله بر پیامبر (ص) سایه بسته بود و همان طور که قافله می آمد آن ابر نیز با پیامبر (ص) می آمد و چون قافله فرود آمدند پیامبر (ص) زیر درختی نشستند آن درخت شاخه هایش را بر پیامبر (ص) برگشود تا ایشان زیر سایه اش استراحت کنند.
بحیرا طعام فراوانی برای کاروانیان آماده نمود و پس از فراغت از طعام و پراکنده شدن قوم، بحیرا از پیامبر (ص) سوالاتی از احوال خواب و بیداری ایشان پرسید و پیامبر (ص) جواب دادند و بحیرا همه را موافق صفاتی دید که در کتاب خوانده بود سپس به پشت ایشان نگریست و خاتم نبوت را میان دو کتف بازوی او دید سپس به ابوطالب گفت: این طفل همان پیامبر موعود است که کتاب های آسمانی از نبوت جهانی و حکومت گسترده او خبر داده اند و او را خاتم پیامبران و سرور جهانیان معرفی کرده اند.
این همان پیامبری است که من نام او نام پدر و اصل و نسب او را در کتاب های دینی خوانده ام و احبار یهودی، راهبان نصاری و کهّان عرب ازقبل، خبر تولد او را داده اند و می دانم از کجا طلوع می کند و به چه نحو آیین او در جهان گسترش پیدا می کند و به ابوطالب گفت: او را به دیار خویش ببر و از یهودیان بر او بیمناک باش که به او آسیب می رسانند و ابوطالب را با شتاب به مکه بازگردانید.[۲۳۲]
«صرصری» در این باره چنین سروده است:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

 

مُصطَفی اللهِ ذی الجَلالِ مِنَ الخَلـ ـقه نَبِیٌّ له علینا الوَلاءُ
شَهِدَت بِالرسالََهِ الصُّحُفُ الأو لَی له و الغُوتُ والأسماءُ
ورَأی فَضلَهُ بَحیرا عیاناً و بِهِ قَبلُ بَشَّرَ الأنبیاءُ[۲۳۳]

– برگزیده خداوند، صاحب جلال و اکرام از آغاز خلقش پیامبری که بر ما سیادت و سروری دارد.
– پیامبری که به رسالتش کتب ادیان و آسمان ها شهادت داده اند.
– و بحیرا (راهب مسیحی) فضل و برتری اش را آشکارا دیده (و دانست که آن پیامبر موعود است)
بواسطه آن چه که انبیاء از قبل بشارت داده بودند.
۴-۱-۵- بعثت و دریافت وحی
از آنجا که شیعه خود را پیرو عترت و اهل بیت پیامبر می داند وبه حکم حدیث ثقلین گفتار پیشوایان خود را از هر نظر قطعی و صحیح می داند از این رو درباره تعیین روز مبعث پیامبر اسلام پیرو قولی شدند که از اهل بیت آن حضرت برای آنان به طور صحیح نقل شده است. فرزندان آن حضرت می گویند. «بزرگ خاندان ما در روز ۲۷ ماه رجب مبعوث گردید در حالی که چهلمین سال از زندگی خود را سپری می کرد»[۲۳۴].
مهمترین دلیلی که می تواند برای قول دیگر مدرک شمرده شود همان تصریح قرآن بر این که، آیات قرآن در ماه رمضان نازل گردیده است، می باشد از آن جا که روز بعثت روز آغاز وحی و نزول قرآن بوده است. بنابراین باید گفت: «روز بعثت در همان ماهی است که قرآن در آن ماه فرو فرستاده شده است و آن ماه رمضان است»
آیات زیر نشان دهنده نزول قرآن در ماه مبارک رمضان است:
الف) شَهرُ رمضانِ الّذی فیه القرآنٌ[۲۳۵]. ماه رمضان ماهی که در آن قرآن فرو فرستاده شده.
ب) انّا انزلناهُ فی لیله القدرِ[۲۳۶]. ما آن را در یک شب مبارک (شب قدر) فرو فرستاده ایم.
«محمد بن اسحاق» روایت می کند: «پیامبر (ص) هر سال یک ماه در غار حرا به سر می برد تا این که شبی از ماه مبارک رمضان خداوند او را به وسیله رسالتش گرامی داشت و پیامبر را وسیله رحمت بر بندگانش قرار داد. جبرئیل امین به دستور حق تعالی نزد پیامبر (ص) آمد و به ایشان فرمود: «إقرأ بِسمِ رَبَّکَ الذی خَلَق»[۲۳۷] بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید.
شخص پیامبر(ص) حکایت می کند که جبرئیل با دیباچه ای که نوشته ای در آن بود بر ایشان وارد شد و گفت: «بخوان» و از آن جا که پیامبر (ص) امی و درس نخوانده بود گفت: من توانایی خواندن ندارم چه بخوانم؟ فرشته وحی او را سخت فشرد سپس درخواست خواندن کرد و همان جواب را شنید فرشته بار دیگر او را به شدت فشار داد و این عمل سه بار تکرار شد و پس از فشار سوم پیامبر (ص) احساس کرد که می تواند لوحی را که در دست فرشته است بخواند در این موقع آیات را که در حقیقت دیباچه کتاب سعادت بشر به شمار می رود، خواند. «إقرأ بِاسمِ رَبِّکَ الذی خَلقَ. خَلَقَ الانسانَ مِن علق. إقرء وَ ربُّکَ الأکرم. الذی عَلَّمَ بالقلم علّم الانسانَ ما لَم یعلَم»[۲۳۸] بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید کسی که انسان را از خون بسته خلق کرد. بخوان و پروردگار تو گرامی است. آن که قلم را تعلیم داد و به آدمی آن چه را نمی دانست آموخت.
جبرئیل مأموریت خود را انجام داد و گفت: ای محمد تو پیامبر خدایی و من جبرئیلم. پیامبر(ص) پس از نزول وحی از کوه غار پایین آمد و به نزد همسرش (خدیجه) رهسپار شد و چون داخل خانه شد، از جمال او خانه منور شد. خدیجه گفت: ای محمد این چه نوری است که در تو مشاهده می کنم؟ پیامبر فرمود: « این نور پیغمبری است» و چون پیامبر خوابید از جانب خداوند به او ندا رسید «یا ایها المُدثِرُ قُم فأنذر و ربِّکَ فکبّر»[۲۳۹] ای رسولی که به لباس در پیچیده ای برخیز و مردم را خدا ترس گردان و خدا را به بزرگی و کبریایی یاد کن.
پس خداوند به او امر کرد که بعد از سه سال دعوت خود را آشکار کند. بنابراین رسول خدا با عزمی راسخ و ایمانی کامل برای انجام فرمان خدا قیام فرمود و به بالای کوه صفا رفت و مردم را تبشیرو انذار کرد و ایشان را به دین مبین و آموختن قرآن دعوت کرد.[۲۴۰]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:37:00 ب.ظ ]




تامین منابع مالی از جمله مهمترین در مدیریت مالی بوده و از دغدغه ها و وظایف مالی بشمار می رود. شرکت ها با بهره گرفتن از روش های مختلف می توانند تامین مالی کنند. آگاهی مدیران مالی از انواع روش ها و ابزارهای تامین مالی و اثرات آن بر شرکت ها موجب می گردد که تداوم فعالیت شرکت ها امکان پذیر و ساختار مالی آنها کمتر آسیب پذیر و جریان عملیات تسهیل گردد. داشتن درک درستی از تاثیرات و ارتباطات تامین مالی وعملکرد عملیاتی، مدیران را در تصمیم گیری های استراتژیکی و اساسی شرکت یاری داده و اطلاعات مناسبی را برای علاقه مندان به سرمایه گذاری در این شرکت ها فراهم می سازد. مدیر مالی وظایفی دارد که بتواند به اهداف مزبور دسترسی پیدا کند.
الف- سرمایه گذاری و یا مدیریت بر مصارف: برای مدیریت بر مصارف، وظایف متعددی مطرح می شود که اهم آنها عبارتند از: از اداره نقدینگی، مدیریت بردارایی های جاری و مدیریت برسرمایه گذاری ها.
ب- تامین منابع مالی: در راستای تامین مالی نیز وظیفه مدیر مالی این است که اولا میزان و درصد هر یک از منابع مالی را تعیین و سپس نسبت به مدیریت تامین آنها به گونه ای عمل کند که نتیجه آن ایجاد حداکثر برای سهامداران باشد( تهرانی،۱۰ ،۱۳۸۵).
یکی ازمهم ترین تصمیمات مالی که در هر سازمانی گرفته می شود تامین مالی شرکت می باشد، تامین مالی برای اجرای پروژه های سودآور در صحنه ی رشد شرکت نقش بسیار مهمی ایفا می کند توانایی شرکت در مشخص کردن منابع مالی اعم از داخلی یا خارجی برای تهیه ی سرمایه به منظور سرمایه گذاری و تهیه برنامه های مالی مناسب از عوامل رشد و پیشرفت شرکت ها به حساب می آید.
تاکید مدیریت مالی روی تصمیمات و اقداماتی است که بر روی ارزش شرکت تاثیر می گذارد و نیز توجه کامل آن به این امر معطوف است که چگونه می توان ارزش شرکت را به حداکثر ممکن رساند، برای تعیین اینکه مدیران تا چه اندازه در حداکثر سازی ثروت سهامداران ، موفق عمل کرده اند، شاخصهای متعددی به کار می گیرند. اهداف این پژوهش عبارتند از: بررسی رابطه بین شیوه های تامین مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و بررسی سود سهام آن می باشد.
در تصمیم گیری های مربوط به سرمایه گذاری اعم از کوتاه مدت و بلند مدت، نیاز به منابع اصلی است. تصمیمات تامین مالی اصلی ترین حوزه ی تصمیم گیری مدیران و یک مرحله ی مهم در رشد شرکت ها بشمار می رود، یکی از مهم ترین مسایل شرکتهایی که رشد از چرخه ی حیات خود را سپری می کنند، روش های تامین مالی است.
نیاز به تامین مالی از آنجا ناشی می شود که اولا ارزش سرمایه ی شرکت ها به خاطر عوامل بیرونی چون نرخ ارز،تورم، نرخ بهره ی بانکی تقلیل می یابد و ثانیا سازکارهای عملیاتی شرکت ها موجب می گردد که برای خرید دارایی های جدید، افزایش ظرفیت کارخانه ، استخدام نیروی جدید و خرید مواد اولیه نیاز به وجوه مالی در قالب منابع مالی مطرح می شود ( عبادی دولت آبادی، ۱۳۸۲ ، ۲).
نتایج تحقیق صورت گرفته نشان می دهد، عملکرد عملیاتی شرکت ها به طور سیستماتیک به استفاده و نوع تامین مالی برون سازمانی شرکت مرتبط است، به طوری که پس از تامین مالی، عملکرد عملیاتی شرکت تحت تاثیر این فعالیت ها قرار گرفته و کاهش در عملکرد را نشان می دهد. همچنین نوع تامین مالی برون سازمانی (از طریق سرمایه و یا از طریق بدهی) تاثیرات متفاوتی برعملکرد عملیاتی شرکت ها دارد. به طوری که تامین مالی سرمایه ای رابطه ی قوی تری با تغییرات عملکرد عملیاتی شرکت نسبت به دیگر منابع مالی از قبیل بدهی های بلند مدت دارد. حتی این ارتباط در میان بدهی ها، در بدهی های قابل تبدیل به سهام قوی تر از بدهی های بلند مدت می باشد( گاوین جون، ۲۰۰۵).
متداول ترین شیوه های تامین مالی داخلی ، نگهداری سود سهام است. یعنی اینکه بخشی از سود سال بین سهامداران تقسیم و بخش دیگر به عنوان سود تقسیم نشده در واحد انتفاعی باقی بماند( نیکو مرام و همکاران، ۱۳۸۱ ، ۲۴۸).
مهم ترین شیوه های تامین مالی، استفاده از منابع خارجی واحد انتفاعی است.روش های متداول تامین مالی واحد انتفاعی عبارت است از افزایش سرمایه از طریق صدور سهام، دریافت وام و تسهیلات اعتباری کوتاه مدت و بلند مدت ( استقراض) است( نیکو مرام و همکاران، ۱۳۸۱ ، ۲۵۱).
انتخاب بهترین گزینه ی تامین مالی حتما باید با مدنظرگرفتن مخارج تامین مالی صورت گیرد، که در ادبیات مالی از آن تحت عنوان هزینه سرمایه یاد می شود( نوروش، عبادی، ۳، ۱۳۸۴).
قطعا شناسایی راه های مختلف تامین مالی و بهره گیری از ابزار مناسب مالی، مدیریت را در اتخاذ تصمیم های صحیح تر و کسب منافع بیشتر یاری خواهد نمود.
ارزیابی عملکرد از منظر اقتصادی و مالی از مسائل مهم در فرایند اداره بنگاه های اقتصادی و تصمیم گیری مالی محسوب می شود. ارزیابی منطقی عملکرد به شناخت و تبیین و بکارگیری شاخص های مالی و غیرمالی بستگی دارد، ازجمله شاخص های مالی میزان سودآوری یا سود سهام است ( رهنمای روی پشتی، ۱۶۰ ، ۱۳۸۶).
مدیریت مالی با تصمیم گیری درباره بدهی ها و حقوق صاحبان سهام، منابع مالی را تامین می کند و با تصمیم گیری درباره ی دارایی های جاری، بلند مدت و سرمایه گذاری ها ، آنها را به کار می برد. بدیهی است روش های به کار گرفته شده در شرکت ها و صنایع مختلف، تاثیرهای قابل توجهی به ساختار د ارایی ها و نیز هزینه های مالی و درنتیجه بر سود و زیان آنها دارد.
بررسی های اولیه نشان می دهد که تاکنون در ایران تحقیقات انجام شده عمدتا در خصوص بررسی روش های تامین مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و تحقیقی در این صورت نگرفته است که مدیران مالی در صنایع مختلف از چه روشهایی برای تامین منابع مالی مورد نیاز خود و همچنین تاثیر این منابع بر میزان سودآوری این صنایع استفاده می کنند.
یافته های برخی دیگر از تحقیقات قبلی در زمینه تامین مالی، نشان می دهد که با زده سهام به طور با اهمیتی تحت تاثیر فعالیت های تامین مالی برون سازمانی شرکت قرار می گیرد. براین اساس در شرکت های تامین مالی کننده، معمولا پایین تر بودن بازده، با معاملات تامین مالی، از قبیل انتشار سهام برای اولین بار یا انتشار مجدد سهام سرمایه، انتشار اوراق ترکیبی مانند بدهی های قابل تبدیل( به سهام) و بدهی های بلند مدت، که وجوه شرکت را افزایش می دهند، مرتبط باشند.
در این پژوهش نیز سعی شده باتوجه به شرایط موجود در بازار سرمایه ایران و با بهره گرفتن از اطلاعات موجود در صورت های مالی هم چون سود و زیان و ترازنامه، تاثیر شیوه های تامین مالی بر سود سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، بررسی گردد.
یکی دیگر از مهمترین شیوه های تامین مالی، استفاده از منابع خارجی واحد انتفاعی است. روش های متداول تامین مالی خارج واحد انتفاعی عبارت است از افزایش سرمایه از طریق صدور سهام، دریافت وام و تسهیلات اعتباری کوتاه مدت و بلند مدت( استقراض) است ( نیکومرام و همکاران، ۱۳۸۱ ، ۲۵۱).
انتخاب بهترین گزینه ی تامین مالی حتما باید با مد نظر گرفتن مخارج تامین مالی صورت گیرد، که در ادبیات مالی از آن تحت عنوان هزینه سرمایه یاد می شود ( نوروش و عبادی، ۳، ۱۳۸۴). قطعات شناسایی راه های مختلف تامین مالی و بهره گیری از ابزار مناسب مالی، مدیریت را در اتخاذ تصمیم های صحیح تر و کسب منافع بیشتر یاری خواهد نمود.
ارزیابی عملکرد از منظر اقتصادی و مالی از مسائل مهم در فرایند اداره بنگاه های اقتصادی و تصمیم گیری مالی محسوب می شود. ارزیابی منطقی عملکرد به شناخت و تبیین و بکارگیری شاخص های مالی وغیر مالی بستگی دارد، ازجمله شاخص های مالی میزان سودآوری یا سود سهام است. ( رهنمای رود پشتی، ۱۶۰ ، ۱۳۸۶).
۱-۳ سوال آغازین پژوهش
سوال آغازی پژوهش حاضر عبارت است از :
بین شیوه تامین مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و میزان سود آوری آنها چه رابطه ای وجود دارد؟
۱-۳-۱ پرسش های فرعی پژوهش
۱- آیا بین اعتبارات بانکی و تجاری به عنوان عامل تامین مالی بلند مدت بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ایران رابطه معناداری وجود دارد؟
۲- آیا بین اعتبارات کوتاه مدت با میزان سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد؟
۳- آیا بین سود انباشته با میزان سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد؟
۱-۴ اهمیت و ضرورت انتخاب موضوع پژوهش

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

عکس مرتبط با اقتصاد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:36:00 ب.ظ ]




حالا که موارد قبول توبه طبق نظر امام (ره) روشن شد در خاتمه ی این مبحث باید به یک سؤال پاسخ دهیم . سؤال مربوطه این هست که فقهای مسلمین چه سنّی چه شیعه، متفقند که مرتکب گناه حدّ آور می تواند به حاکم مراجعه کند و به موجب حدّ اقرار نماید و کیفرش را ببیند، چنان که می تواند پرده پوشی کند و بین خود و خداوند متعال توبه کند که توبه، مکفّر سیئات و پروردگار متعال توبه پذیر است؛ پس هیچ جای تردید نیست که هر یک از این دو خصلت یعنی رجوع به حاکم و اقرار و توبه نزد پروردگار بر مرتکب گناه موجب حدّ، مباح است و بحث در این هست که کدام یک از این دو خصلت از نظر اسلام مرغوب تر است؟ شیخ عاملی قدس سره در باب شانزدهم از ابواب مقدمات حدود کتاب وسائل الشیعه را به این مسئله اختصاص داده و از طریق آل البیت علیه السلام روایتی را نقل فرموده اند که در ذیل اشاره می شود:
«عَن اَمیرِالمؤمنینَ عَلَیهِ السَّلامُ فی حَدیثِ الزّانیٌ الّذی اَقِّرَّ اربَعَ مَرّاتٍ، اِنّهُ قالَ لِقَنبَرَ: اِحتَفِظ، بِه، ثُمَّ غَضَبَ وَ قالَ: مااَقبَحَ بالرَّجُلِ مِنکُم اَن یاتَی بَعضُ هذِهِ الفواحِشُ فَیَفضَحُ نَفسَهّ عَلی رؤُوسِ المَلاءِ اَفَلا تابَ فی بَیتِه، فَوَ اللهِ لِتَوبَتِه فیما بَینَهُ وَ بَینَ اللهِ اَفضَلٌ مِن اِقامَتی عَلَیه الحَدُّ.
ترجمه: «از امیرالمؤمنین علیه السلام در خبر زانی که چهار بار اقرار نمود، نقل شده که آن حضرت به قنبر فرمودند: بازداشتش کن سپس خشمگین شده و فرمودند: چقدر قبیح است از مردانتان که این گونه اعمال پلید و شنیع انجام می دهند و آنگاه خود به خود می آیند و خویشتن را در ملأ عام مفتضح می کنند، چرا که در خانه ی خویش توبه نکرد؟ والله توبه اش بین خود و بین خدا برتر است از اقامه ی کیفر الهی را بر او».چنان چه از روایت فوق مستفاد کردیم، افضلیت تستّر و اختیار توبه بر رجوع به حاکم و اقرار و کیفر دیدن هست.

۳-۴-۳-۴- علم قاضی

گاهی ممکن است قاضی بدون این که متهم اقرار به ارتکاب جرم کند یا شهودی علیه وی شهادت دهند، به ارتکاب جرم از سوی متهم علم پیدا کند بحثی که سال ها بین فقیهان، اعم از شیعه و سنی، جریان داشته آن بوده است که آیا قاضی می تواند بر مبنای علم خود (بدون وجود اقرار و بیّنه) حکم صادر کند یا خیر؛ و در صورت مثبت بودن پاسخ، مواردی که وی از چنین حقّی برخوردار می باشد و نیز شرایط اعمال آن کدام است در مورد جواز اثبات جرایم به استناد علم قاضی عمدتاً می توان پنج نظر را بین فقهای مذاهب مختلف اسلامی به شرح زیر یافت.( محمدصادقی، ص ۳۹۷٫) اوّل آن که علم قاضی مطلقاً حجت هست (قول مشهود در امامیّه)
دوم آن که علم قاضی مطلقاً حجت نیست(قول اکثر فقهای عامّه و فقهایی مثل ابن جُنید، که حتی عمل به علم را بدون وجود اقرار یا بیّنه از سوی امام معصوم علیه السلام نیز جایز نمی داند.)( شاهرودی، ۱۳۷۸، ص ۷٫)
سوم آن که علم قاضی در حقوق الناس حجت هست ولی در حقوق الله حجت نیست (قول ابن ادریس)
چهارم آن که علم قاضی در حقوق الله (مثلاً زنا) حجت هست ولی در حقوق الناس (مثلاً حدّ سرقت) حجت نیست.
پنجم آن که علم قاضی اگر مستند به مبادی حس یا مبادی قریب به حس باشد حجت هست ولی اگر مستند به مبادی حدسی و تراکم ظنون باشد حجیّت ندارد، لیکن از نظر اکثریت فقهای شیعه قاضی می تواند در جمیع حقوق و حدود، اعم از حق الله و حق الناس، به مقتضای علم خود عمل کند.(مغنیه، ج ۶، ص ۱۳۹ـ ۱۲۹٫) و حتی اگر بیّنه مخالف علمش بوده و یا سوگند ها در نظرش دروغ باشند نباید آنها را بپذیرد(همان منبع، ص ۴۰۸٫) زیرا در چنین حالتی به علت حکم دادن عالمانه (بغیر ما انزل الله) فرد فاسقی محسوب خواهد شد. در مورد حجیّت علم قاضی روایت حسین بن خالد از امام صادق علیه السلام قابل توجه است که می گویند: «هرگاه امام ببیند که فردی در حال زنا یا شرب خمر است باید بر وی حدّ جاری کند و نیازی به اقامه ی بیّنه نیست، چرا که وی امین خداوند در میان مردم است ولی اگر امام شخصی را در حال سرقت ببیند تنها باید وی را نهی نماید» ایشان در پاسخ راوی راجع به فرق بین این دو مورد اظهار می دارند که هرگاه حق از آن خداوند باشد اقامه ی آن بر عهده ی امام، اما اگر به مردم تعلق داشته باشد مطالبه ی آن بر عهده ی خود آنهاست. (حر عاملی، شیخ محمد بن حسن ، همان منبع ، ج ۱۸، باب ۳۲٫)طبق حدیث فوق ، امام علیه السلام در حجّیت علم تفاوتی بین حق الله و حق الناس قائل نشده اند، بلکه وجه افتراقی بین این دو در لزوم مطالبه ی شاکی خصوصی در حق الناس است به عبارت دیگر علم در هر دو مورد حجّت هست لیکن در حق الناس ابتدا باید شاکی خصوصی شکایت کند تا امام بتواند به مقتضای علمش عمل کند،ولی در حق الله امام می تواند ابتدائاً و بدون وجود هیچ گونه شکایتی از کسی، مطابق علم خود عمل نماید.( محمد صادقی، جرائم علیه شخص، ص ۳۳۹٫)در باب حدود می توان گفت سیستم حاکم سیستم دلایل قانونی است که طریق اثبات آنها مشخص شده هست از جمله در جرم زنا، قانونگذار معین کرده که حد زنا با چهار بار اقرار و یا گواهی چهار مرد عاقل یا سه مرد و دو زن ثابت می شود به عبارت دیگر دلایل اثبات حد زنا حصری است. با توجه به مطالب فوق می توان گفت جرائمی غیر از قتل، سرقت، لواط و مساحقه را که راه های اثبات آنها در مواد قانونی منجّزاً احصا شده و در آن ها اشاره ای به علم قاضی نشده است مشکل بتوان به استناد علم قاضی اثبات کرد.

۳-۵-جهات تشدید مجازات کیفر زنا

 

۳-۵-۱- تکرار و تعدد زنا قبل از اجرای حد

امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله در این خصوص می فرمایند: «در صورتی که زنا را مکرر کند چه در یک روز و چه در چند روز، چه با یک زن و چه با چند زن، اگر در فاصله ی بین دو زنا حد نخورده باشد، یک حدّ بر او جاری می شود البته این در صورتی است که حدّ زناهای تکرار شده یک نوع باشند مثلاً حدّ همه ی آنها تازیانه باشد و اما اگر مختلف باشند مثلاً یک زنا مرتکب شده که حدّش تنها تازیانه است و زنای دیگری مرتکب شده که حدش تازیانه و سنگسار است یا سنگسار به تنهایی باشد، در این صورت علی الظاهر عقوبت به عدد زنا تکرار می شود.(موسوی خمینی (ره)، همان منبع، ص ۴۶۴٫)در صورت تکرار زنای غیر محصن از مرد و زن آزاد و تخلّل اقامه ی حدّ تازیانه، صدوقین و حلّی معتقدند که در مرتبه ی سوم کیفرشان قتل است و عمده دلیلشان صحیح یونس از امام کاظم علیه السلام است که فرمودند: اَصحابُ الکَبائِرِ کُلُّها إذا اُقیمَ عَلَیهِمُ الحَدُّ مَرَّتَینِ قُتِلوُا فی الثّالِثَهِ (حر عاملی، شیخ محمد بن حسن ، همان منبع ، ج ۱۸، ص ۳۱۳٫)ترجمه: «مرتکبین گناهان کبیره، همه ی کبیره ها، وقتی که دوبار بر آنان اقامه ی حد گردید، بار سوم کشته می شوند» اما فتوای مشهور بین اصحاب این است که با تخلّل اقامه ی حدّ در سه بار، دفعه ی چهارم، کشته می شوند و دلیلشان خبر موثّق ابی بصیر از امام صادق علیه السلام است که فرمودند: «الزّانُی اِذا زَنی یُجلَدُ ثَلاثاً و یُقتَلُ فی الرّابِعَهِ یَعنی جُلِدَ ثَلثُ مَرّاتٍ» ترجمه: «مرتکب زنا چنان که سه بار اقامه ی تازیانه زنا بر وی گردیده است در مرتبه ی چهارم کشته می شود» قول مشهور مضافاً به این که قاعده ی احتیاط در دماء موافق است با قاعده ی جمع بین اخبار نیز دمساز است؛ زیرا نسبت خبر موثّق ابی بصیر با خبر یونس نسبت خاص به عامّ است علیهذا خبر یونس بدین وسیله تخصیص می خورد و نتیجه چنین می شود که مرتکبین گناهان کبیره غیر زنا، در مرتبه ی سوم کشته می شوند و مرتکب زنای غیر محصنه در مرتبه ی چهارم کشته می شود، به شرط این که تخلّل اقامه ی حدّ شده باشد.(محمدی گیلانی، همان منبع، ص ۷۴٫) استاد امام (ره) نیز در تحریر الوسیله قول مشهور را انتخاب فرموده اند و نظر مبارکشان در این مورد چنین است «چنان چه از آزاد غیر محصن ولو زن باشد متکرّراً زنا انجام گیرد و سه با حدّ زنا بر وی اقامه شد در مرتبه ی چهارم کشته می شود.(موسوی خمینی همان منبع، ص ۴۶۴٫)

۳-۵-۲-زنا در زمان ها و مکان های متبرکه

شهید اول در لمعه دمشقیه در مورد کسانی که در زمان ها و مکان های متبرکه زنا می کنند از کیفری تحت عنوان «شلاق همراه با کیفر زاید» نام برده و می فرماید: «و آن حدّ کسی هست که در شب یا روز ماه رمضان یا دیگر زمان های شریف یا در مکانی شریف زنا کند، و یا آن که با مرده زنا کند و در تعیین مقدار زاید به حکم مراجعه می شود»( شهید اول، همان منبع، ص ۲۲۸٫)حضرت امام خمینی (ره) نیز در این مورد می فرمایند: کسی که عمل زنا را در زمانی مقدس چون ماه مقدس رمضان و جمعه ها و اعیاد و یا در مکانی شریف چون مسجد و حرم امامان علیهم السلام مرتکب شود حاکم به مقداری که مقتضی بداند حد بیشتر بر او جاری می سازد و خصوصیات زمان و مکان ها و آن جا که هم زمان عمل و هم مکان عمل آن خصوصیّتی دارد را رعایت می کند.(موسوی خمینی (ره)، همان منبع، ص ۴۶۸٫) بحث مربوطه در این مورد با نظر شهید ثانی پایان برده می شود که فرمودند: کسی که مرتکب زنا بشود در شب یا روز ماه رمضان یا در سایر زمان های شریف مانند روز جمعه، روز عرفه و عید یا در مکان شریفی مانند مسجد، جرم زنا کند طبق نظر حاکم کسی که حد را اقامه می کند کیفر زایدی بر او اعمال می کند و در این حکم فرقی نیست میان آن که علاوه بر تازیانه، سنگسار نیز ثابت باشد یا نباشد لذا اگر در زنا تازیانه نباشد و تنها مجازات زانی قتل باشد او را پیش از کشتن به خاطر زمان و مکان محترمی که این عمل در آن انجام شده بر حسب نظر حاکم کیفر می دهند.( شهید ثانی، همان، ص ۳۵۸٫)

پایان نامه رشته حقوق

۳-۵-۳-زنای زانی یا زانیه مسن دارای شرایط احصان:

و رجم و تازیانه در صورتی است که زنای محصنه ، چه زانی و چه زانیه پیر یعنی به حد شیخوخت رسیده باشد که اول یکصد ضربه تازیانه می خورد، سپس سنگسار می شود و ظاهراً در این مسئله نیز اختلاف چشمگیری نیست و روایت نیز صریح در همین حکم است: عبدالله بن طلحه از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند: «اِذا زَنَی الشّیخُ وَ العَجُوزُ جُلِدًا ثُمَّ رُجما عُقُوبَهً لَهُما، وَ ِاذا زَنَی النِّصَفُ مِنَ الرِّجالِ رُجمَ وَ لَم یُجلَد اِذا کانَ قَد اَحصَنَ وَ اِذا زَنَی الشَّبابُ الحَدَثُ السّنُّ جُلِدَ وَ نَفَی سِنَهً مِن مِصرِهِ.( حر عاملی، همان منبع ، ج ۱۸، ص ۳۴۹٫)
ترجمه: «چنان چه مرد پیر و زن عجوزه مرتکب زنا شوند، اول تازیانه می خورند سپس سنگسار می شوند که کیفرشان همین است و چنان چه مرد میانه عمر زنا کند فقط سنگسار می شود و تازیانه نمی خورد و در صورتی که محصن باشد؛ ولی اگر جوان نورسیده ای زنا کند تازیانه می خورد و یکسال از شهرش تبعید می شود.
در روایت مذکور ، چنان که ملاحظه می شود، برای میانه ی عمر که محصن باشد فقط عقوبت رجم تعیین شده است و در بعضی از روایات هست که خدمت امام صادق علیه السلام عرض شد که امیرالمؤمنین علیه السّلام تازیانه می زده سپس رجم می نموده است، امام صادق علیه السلام انکار فرمودند.(محمدی گیلانی، همان منبع، ص ۷۲٫)
مرحوم شیخ طوسی و جمعی همین نظر را پذیرفته اند و امام خمینی (ره) نیز در تحریر الوسیله در این مورد می فرمایند: «اقرب اقامه سنگسار فقط است».(موسوی خمینی، همان منبع، ص ۴۷۵٫)

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۶-بررسی حقوقی سنگسار در قوانین مختلف

سنگسار از جمله موارد مطروحه در قانون مجازات اسلامی قدیم(مصوب ۱۳۷۰) است که در بحث حدود(کتاب دوم) در باب اول، مورد اشاره قرار گرفته است. سنگسار عبارتست از نوعی سیاست که آدمی را تا کمر در خاک نشانده بر آن سنگ باران کنند، به حدی که بمیرد. در شریعت اسلامی سنگسار حد زنای محصنه است. (www.tebyan.net) در فقه، سنگسار مجازات مجرمی است که محصن بوده و مرتکب زنا شده اسـت. اگـر مجـرم مرد باشد تا محل خاصره و اگر زن باشد تا سینه زنده دفن می شود و سپس آنقدر سنگ بـه طـرفاو پرتاب می کنند تا بمیرد. (لنگرودی،ترمینولوژی حقوق ،۳۲۹)
یکی از مسایلی که به عنوان فتـوای مشهور بین فقهای اسلام رایج می باشد، حد رجم است.از نظر فقها رجم به معنی آن است کـه اگـرمرد یا زن همسردار(محصن و محصنه)زنا کردند و خود۴ بار بدان اقرار و اعتراف نمودند و یا ۴ مردشاهد عادل یا ۳ مرد عادل و ۲ زن عادل، جزییات موضوع را بدون ابهام و به روشنی شهادت دادند وتفاوتی به لحاظ زمان و مکان و…در موردآنچه شهادت دادند، وجود نداشـت؛ حـد سنگـسار برآنـان جاری خواهد شد. در مقابل مجازات شلاق در جرم زنا که به حد اصغر مشهور است، فقها مجـازات سنگـسار راحد اکبر دانسته اند.(پیشین، ص۲۱۱) در باب اول کتاب حدود قانون مجازات اسلامی ذیل موضوع زنا چند فصل آمده است؛ از جمله تعریف و موجبات حد زنا، راه های ثبوت زنا در دادگاه ، اقسام حد زنا و کیفیت اجرای حد. قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ در فصل سوم باب اول کتاب دوم- حدود ، ذیل عنوان اقسام حد زنا، به تصریح به مجازات سنگسار اشاره می کند و حد زنا را در رابطه با مرد محـصن و زن محـصنه کـه دارای همسر دایم هستند و امکان جماع با همسر خود را در هر زمان دارا باشند و پیرمرد و پیـرزن زانی دارای شرط احصان بیان کرده است.در ادامه این مواد، شرایط و نحوه اجرای حد بر زن باردار یا شیرده، در حال نفاس، مستحاضه،افراد مریض ، دیوانه، مرتد …ذکر شده است. همچنین در قانون تفاوت وضع سنگسار زن و مرد مورداشاره قرار گرفته است. پس از آن نیز به تفصیل کیفیت اجرای سنگسار مورد توجه قرار گرفته است. (میرزایی، محشی قانون مجازات اسلامی، ۱۳۵-۱۲۰) در تمام جهان اسلام، اکنون تنها ۶ کشور نیجریـه ، سـودان، عربـستان سـعودی، افغانـستان، امارات متحده عربی و ایران، حکم سنگسار را در قوانین جزایی خود گنجاندهاند. (www.bbc.co.uk/persian/iran/story/) در برخی کشورهای دیگر اسلامی، قـانون سنگـسار بـه طـور مـوردی در برخـی ایالـت هـا و استان ها اجرا میشود ودر مابقی کشورهای اسلامی این حکم تعطیل شده است.
سال هاست که محافل حقوق بشری، ایران را به خاطر برخی اقـدامات خـود از جملـه اجـرای قانون سنگسار به عنوان ناقض حقوق بشر به جهان معرفی کرده و درموقعیت های مختلـف ایـران را محکوم کرده اند. آنها به طور خاص اجرای قوانینی همچـون سنگـسار را بـه عنـوان کیفرهـایی ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز و توأم با شکنجه تلقی کرده، آنرا مغایر با تعهدات ایران در برخـی معاهدات و میثاق های بین المللی، از جمله میثاق بین المللی حقـوق مـدنی و سیاسـی و یـا اعلامیـه جهانی حقوق بشر میدانند که ایران نیز سالهاست بدون هر نـوع حـق شـرطی بـدانهـا پیوسـته است. هرچند ایران معتقد است که اجرای چنین قوانینی هیچ گونه مغایرتی با تعهدات بین المللی اش، از جمله چهار کنوانسیون و میثاق های بین المللی حقوق بشری که به آنها ملحق شده، نـدارد؛ ولـی متأثر از فضای حقوق بشری حاکم بر عرصه بین المللـی، در برخـی مـراودات خـود در حـوزه هـای اقتصادی، تجاری و سیاسی دچار مشکل شد.
به دنبال ایجاد این فضا بخصوص پس از گفتگوهای ۱۳۷ چندجانبه ایرا ن و اتحادیه اروپا که دو محور اساسی تجاری و حقوق بشری داشت، ایران اعلام کرد که براساس بخشنامه صـادره از سـوی ریـیس قـوه قـضاییه از ایـن پـس مجازات سنگسار را اجرا نخواهد کرد رییس قوه قضاییه در یک بخشنامه رسـمی در دی مـاه سـال۱۳۸۱ اجرای حکم سنگسار را ممنوع کرد و اظهار داشت که در حال حاضر جمهـوری اسـلامی بـه دنبال مجازات جایگزین برای این نوع از جرایم است.ایـن در حـالیسـت کـه مطـابق نظـر امـام خمینی(ره) در سال۱۳۶۰، شورای عالی قضایی بخشنامه ای صادرکرد که دادگاه ها حکم رجم صـادرنکنند. (روزنامه اعتمادملی ،۱۰/۵/۸۶) حال علت این که این بخشنامه بعد از چندی به بوته فراموشی سپرده شد، چندان روشن نیست.

عکس مرتبط با اقتصاد

۳-۷-مجازات سنگسار در قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲

در خصوص موضوع رجم قانونگذار در چند مواد اشاره هایی به رجم نموده که ابتدا به بیان آن مواد خواهیم پرداخت:
ماده ۱۳۲- در جرائم موجب حد، تعدد جرم، موجب تعدد مجازات است مگر در مواردی که جرائم ارتکابی و نیز مجازات آنها یکسان باشد.
تبصره ۱- چنانچه مرتکب به اعدام و حبس یا اعدام و تبعید محکوم گردد، تنها اعدام اجراء می شود.
تبصره ۲- چنانچه دو یا چند جرم حدی در راستای هم و در یک واقعه باشند، فقط مجازات اشد اجراء می شود؛ مانند تفخیذ در هنگام لواط که تنها مجازات لواط اجراء می شود.
تبصره ۳- اگر مرد و زنی چند بار با یکدیگر مرتکب زنا شوند، چنانچه مجازات اعدام و جلد یا رجم و جلد ثابت باشد، تنها اعدام یا رجم حسب مورد اجراء می شود.
تبصره ۴- چنانچه قذف، نسبت به دو یا چند نفر باشد، دو یا چند مجازات اجراء می گردد.
ماده ۱۷۳- انکار بعد از اقرار موجب سقوط مجازات نیست به جز در اقرار به جرمیکه مجازات آن موجب رجم یا حد قتل است که در این صورت در هر مرحله، ولو در حین اجراء، مجازات مزبور ساقط و به جای آن در زنا و لواط صد ضربه شلاق و در غیر آنها حبس تعزیری درجه پنج ثابت می گردد.
ماده ۲۲۵ – حد زنا برای زانی محصن و زانیه محصنه رجم است. درصورت عدم امکان اجرای رجم با پیشنهاد دادگاه صادرکننده حکم قطعی و موافقت رئیس قوه قضائیه چنانچه جرم با بینه ثابت شده باشد، موجب اعدام زانی محصن و زانیه محصنه است و در غیر اینصورت موجب صد ضربه شلاق برای هر یک می باشد.
ماده ۲۲۶ – احصان در هریک از مرد و زن به نحو زیر محقق می شود:
الفـ احصان مرد عبارت است از آنکه دارای همسر دائمی و بالغ باشد و در حالی که بالغ و عاقل بوده از طریق قُبُل با وی در حال بلوغ جماع کرده باشد و هر وقت بخواهد امکان جماع از طریق قُبُل را با وی داشته باشد.
ب ـ احصان زن عبارت است از آنکه دارای همسر دائمی و بالغ باشد ودر حالی که بالغ وعاقل بوده، با او از طریق قُبُل جماع کرده باشد و امکان جماع از طریق قُبُل را با شوهر داشته باشد.
ماده ۲۲۷- اموری از قبیل مسافرت، حبس، حیض، نفاس، بیماری مانع از مقاربت یا بیماریی که موجب خطر برای طرف مقابل می گردد مانند ایدز و سفلیس، زوجین را از احصان خارج می کند.
بر خلاف تصور برخی مجازات رجم از قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۹۲ حذف نشده است. قانونگذار در ماده ۲۲۵ قانون جدید صراحتاً آورده است که : حد زنا برای زانی محصن و زانیه محصنه رجم است. البته در ادامه این ماده تغییرات جدیدی را شاهد هستیم به این صورت که در صورت عدم امکان اجرای رجم با پیشنهاد دادگاه صادرکننده حکم قطعی و موافقت رییس قوه قضاییه چنانچه جرم با بینه ثابت شده باشد، موجب اعدام زانی محصن و زانیه محصنه است و در غیر این صورت موجب صد ضربه شلاق برای هر یک می باشد.
بدین ترتیب :
۱- مجازات اصلی و اولیه زنای محصن و محصنه مانند قانون سابق(مصوب ۱۳۷۰) رجم می باشد.
۲ـ ممکن است تحت شرایطی مجازات رجم قابل اجرا نباشد. به نظر می رسد منظور قانونگذار از این عبارت (عدم امکان اجرای رجم) تلطیف مقررات مربوط به مجازات رجم با توجه به اسناد حقوق بشر و فشارهای بین المللی باشد. ضمن اینکه نظر برخی از فقهای معاصر در توصیه به عدم اجرای مجازات رجم در حالتی که موجب وهن اسلام است، مد نظر قانونگذار بوده است. در کل عبارت عدم امکان اجرا بسیار مبهم می باشد!
۳ـ ظاهراً تشخیص عدم امکان اجرا ابتدائاً با قاضی صادرکننده حکم قطعی می باشد
۴ـ درخواست عدم امکان اجرا بعد از تشخیص قاضی صادرکننده حکم قطعی، باید به رییس قوه قضاییه ارسال و به موافقت ایشان برسد.
۵ـ پس از تائید عدم امکان اجرا توسط ریاست قوه قضاییه، چند حالت قابل بحث است:
الف ـ زنای محصن با اقرار ثابت شده باشد: در این حالت مجازات مرتکب(زانی یا زانیه) صد ضریه شلاق حدی خواهد بود.
ب ـ زنای محصن با بینه ثابت شده باشد. ظاهراً منظور از بینه مجموع شهادت های لازم برای اثبات جرم زنای محصنه می باشد که طبق ماده ۱۹۹ جدید شهادت ۴ مرد عادل یا شهادت ۳ مرد عادل به علاوه ۲ زن عادله می باشد. در این حالت مجازات زانی یا زانیه اعدام خواهد بود.
ج ـ زنای محصن با علم قاضی ثابت شده باشد : با توجه به منطوق ماده ۲۲۵ در این خصوص نیز باید قائل به عدم اعدام و جاری شدن صد ضربه شلاق بر مرتکب شد.
۶ـ دلیل مجازات اعدام در بحث بینه مبانی فقهی موضوع می باشد که بعد از اثبات زنای محصن با شهادت شهود، امکان انکار یا فرار از گودال که موجب سقوط رجم می شود، وجود ندارد. و در هر حال باید از مرتکب به طریق رجم سلب حیات شود. برای همین قانونگذار نتیجه مجازات رجم در این حالت را که اعدام می باشد، به طریق دیگری غیر از رجم تجویز نموده است.
بدین ترتیب قانونگذار در قانون جدید اصل را بر اجرای مجازات رجم در مورد زنای محصن و محصنه قرار داده است که قاضی صادرکننده حکم قطعی تحت شرایطی مبهم می تواند با موافقت رئیس قوه قضاییه در شکل این مجازات تغییراتی به شرح موارد فوق ایجاد نماید.

۳-۸-نظر مراجع معظم در خصوص تغییر در قانون جدید:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:35:00 ب.ظ ]




« از روزی که پس از ملی شدن صنعت نفت مجدداً این ثروت ملی تحت تسلط درآمد، از جانب مردم هیچگونه نظارت بر فروش نفت و صرف درآمد آن برقرار نبوده و عوایدش به صورت های مختلف در جهت ضد مصالح ملت و ولخرجیها و عیاشی ها و ترویج فساد و فحشأ و حقوق گزاف مستشاران اجنبی و اندوختن در بانکهای خارجی و صرف میلیاردها در خرید اسلحه و پر کردن جیب استعمار به یغما رفته است و مملکتی که می توانست با این درآمد و ثروت سرشار در تمام شئون علمی و صنعتی و کشاورزی و دامداری به پیشرفتهای شایانی نائل شود وضع اقتصادیش از کشور مشابهی که نفت ندارد بدتر شده است . جهت اطلاع عموم اعلام می داریم حرمت مؤکد کمک و تقویت کفار که با مسلمین در حال جنگ می باشند از احکام مسلمه اسلامی است و تا سرزمینهای مسلمان از احتلال و تجاوز آنان آزاد نشده جلوگیری از ارسال نفت برای اسرائیل و کشورهایی که با جنبش اسلامی ایران ضدیت می ورزند و حکومت استبدادی آن را تأیید می کند.» (مرکز اسناد، ۱۳۸۵ :۶۱) (پیوست: ۳).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

عکس مرتبط با اقتصاد

۱-۱-۴- نامه آیت الله حائری به رضا شاه

در سال ۱۹۳۳ (۱۳۱۲) استعمار انگلیس با حمایت از صهیونیست ها و سرکوب مسلمانان، زمین های فلسطینیان را از دست آنان خارج و به یهودیان مهاجر واگذار می کرد. در حقیقت انگلستان با غصب زمین های فلسطینیان و ساکنان اصلی آن، در فراهم آوردن مهاجرت یهودیان نقش اصلی را ایفا کرد. در همین زمان بود که آیت الله شیخ عبدالکریم حایری و به تبع وی سایر روحانیون ایران برای دفاع از مردم فلسطین دست به کار شدند.
حرکت اصلی مؤسس حوزه در این زمان، ارسال نامه ای به رضا شاه بود. آیت الله حایری در دی ماه ۱۳۱۲ این نامه را توسط آیت الله سید محمد بهبهانی به رضا شاه ارسال کرد. چرا که وی فرزند سیدعبدالله بهبهانی رهبر مشروطیت بود و به علت روابطی که با رضاخان داشت، میان علما و شاه و دربار نقش واسطه را ایفا کرده و مورد احترام شاه بود (نیکو برش، ۱۳۸۱: ۳۴۴).
متن تلگراف آیت الله حایری به رضاخان چنین است:
«حضور مبارک اعلیحضرت شاهنشاهی خلدالله ملکه. بعد از دعاگویی صمیمی، امروزه مسلمین در این هجوم یهود به فلسطین و بیت المقدس مستغیث به آن یگانه حامی است و چشم همگی به الطاف خاصه ملوکانه است. امید به اعانت پروردگار جل و علا این غایله مهم با توجهات خاصه مرتفع، موجب مزید دعاگویی این ضعیف و عامه مسلمین گردد. الاحقر عبدالکریم حائری.» (نیکو برش، ۱۳۸۱: ۳۴۴).

۱-۱-۵- نامه امام خمینی (ره) در اعتراض به اصلاحات دولت هویدا

امام در نامه ای در فروردین ۱۳۴۶ به هویدا، نخست‏وزیر وقت، اصلاحات دولت را موجب گسترش فقر تا بیچارگی و ورشکستگی تجار و بازرگانان و ایجاد بازار سیاه برای اجانب می‏داند و از تسلط اسرائیل بر شئون اقتصادی و فرهنگی کشور اظهار خطر می‏کند. همچنین از ایجاد حکومت پلیسی و وارونه‏کردن احکام اسلام توسط دولت به منظور توجیه اهداف خود و هزینه‏ های گزاف جشنهای دربار تحت عنوان بیست و پنجمین سال سلطنت پهلوی، اعطاء مصونیت به اجانب و اعزام دختران به سربازی انتقاد می‏کند (خمینی ۱۳۶۹ ج ۱: ۲۳۱).
در بخشی از این نامه آمده است:
» جناب آقای هویدا! لازم است نصایحی به شماها بکنم و بعضی از گفتنی ها را تذکر دهم چه مختار در پذیرش آن باشید یا نه. در این مدت طولانی که به جرم مخالفت با مصونیت امریکایی ها که اساس استقلال کشور رادر هم شکست، از وطن دور هستم و بر خلاف قانون شرع و قانون اساسی در تبعید به سر می برم مراقب مصیبتهایی که به ملت مظلوم و بی پناه ایران وارد می شود بوده ام و از آنچه به این ملت اصیل از ظلم دستگاه جبار می گذرد کم و بیش مطلع شده و رنج برده ام. موجب کمال تأسف است که نغمه ناموزون اصلاحات شماها تقریباً از حدود تبلیغات رادیو و روزنامه های غیر آزاد و بعضی نوشته های مشحون به گزافه تجاوز ننموده و هر روز بر فقر و بیچارگی ملت افزوده می شود و ورشکستگی بازار و بازرگانان محترم روز افزون است.
به اسم مشروطیت بدترین شکل حکومت استبداد و خودسری و با نام اسلام بزرگترین ضربه به پیکر قرآن کریم و احکام آسمانی است، با اسم تعالیم عالیه اسلام یک یک احکام اسلام را زیر پای گذاشته و اگر خدای نخواسته فرصت یابید خواهید گذاشت و با گزافه دعوی تعالی و ترقی، کشور را به حال عقب افتادگی نگهداشته اید..
چرا راضی می شوید حکومت خود و ملت خود و مملکت اسلام را عقب افتاده به دنیا معرفی کنید؟ نقض قانون اساسی سند عقب افتادگی است. رفراندم غیر قانونی و در عین حال قلابی سند عقب افتادگی است.» (خمینی ۱۳۶۹ ج ۱:۲۳۵) (پیوست:۴).

۱-۱-۶- نامه آیت الله گلپایگانی در رد شائبه حمایت از بختیار

بختیار با وعده‏هاى دهان پر کن خود را خادم خلق و ملت معرفی کرده بود و با پنهان کردن خود زیر چتر نام مصدق و چسباندن‏خود به جامعه روحانیت مى‏خواست وجهه و آبرو و پایگاهى براى خود بین مردم‏ دست و پا کند و با اظهار این موضوع که ۹۰%علماى اعلام و مراجع تقلید با سکوتشان ‏مرا تایید مى‏کنند. آیت الله گلپایگانی در نامه ای شائبه حمایت روحانبون و مراجع از وی را رد کرد.
بخشی از نامه آیت الله گلپایگانی که در اول دیماه سال ۵۷ نوشته شده به این شرح است:
«جناب آقاى دکتر شاپور بختیارمسموع شد که جنابعالى نه دهم(۹۰%)از حضرات آقایان علماى اعلام و مراجع(دامت‏برکاتهم)را متهم نموده‏اید که با سکوت خود در مورد دولت‏شما موافقت دارند.اگر چه این موضوع محتاج به رد نیست،براى اینکه مبادا بعضى توهم کنند این تهمت‏حقیقت دارد،تذکر مى‏دهم:جنابعالى آنچه در این مدت کوتاه براى توجیه قبول نخست وزیرى اظهارداشته‏اید جز یک سفسطه و اشتباهکارى، مطلب منطقى و معقولى نگفته‏اید.البته بر هرکسى لازم است که در این شرایط حساس و خطیر از خدمت ‏به جامعه و قبول هر مسؤولیت که از عهده آن برآید، استقبال نماید.ولى این قبول مسؤولیت،به هر شکل و عنوان باشد،على رغم خواسته‏هاى ملت و مخالفت مردم بر اساس غیر قانونى که‏سالها است‏به دسیسه استعمار جریان داشته است، صحیح نیست…..
چه جواب مى‏دهید؟ مجلسین غیر قانونى که به شما راى اعتماد دادند همان‏مجلسینى است که به هویداها راى اعتماد دادند.و افرادى که به اسم نامزدهاى حزب‏تحمیلى و بى‏مسماى‏«رستاخیز»به تهدید ساواک انتخاب شده‏اند نمى‏توانند دولت‏شما را قانونى کنند، شما مسئول حوادث و کشتارها و تجاوزاتى که در این روزها دراهواز، دزفول، نجف آباد، خوانسار، اندیمشک، نهاوند و سایر بلاد به نفوس و اموال‏مردم شده،مى‏باشید.» (بخشایشی، ۱۳۶۱: ۱۲۱) (پیوست ۵).
۱-۲- ارسال نماینده

۱-۲-۱- آیت الله بهبهانی واسطه مراجع و دربار در مواجهه با بهائیت

در دوره حکومت محمدرضاشاه، آیت الله سیدجعفر بهبهانی فرزند آیت الله العظمی محمد بهبهانی از مراجع تقلید دوره قاجاریه در جایگاه یک روحانی طراز اول تهران، نقش واسطه بین مراجع تقلید و مردم با دربار را ایفا می کرد و با توجه به موقعیت دینی ـ اجتماعی خود از یک سو و نفوذ در دربار از سوی دیگر، نسبت به حل مشکلات سیاسی، اجتماعی و دینی مردم اقدام می نمود (تفرشی، طاهر احمدی، ۱۳۷۱: ۱۶، ۹۰ـ۹۱).
یکی از وقایعی که بهبهانی در آن نقش جدی داشت، مقابله با فرقه بهائی بود. در پی فشار روزافزون مراجع تقلید، علما و مردم به دولت نسبت به رشد فرقه بهائی و فعالیتهای آزادانه آنها، شاه مجبور شد دستور بسته شدن خطیره القدس ، مرکز تجمع بهائیان را صادر کند. بهبهانی در تحقق این خواسته علما و مردم بسیار کوشید و پس از آن نیز در سوم اردیبهشت ۱۳۳۴ طی ملاقاتی با شاه از او تشکر کرد (عاقلی، ۱۳۷۰: ۱۲ تا ۵۱).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۱-۲-۲- آیت الله بهبهانی واسطه مراجع و دربار در مواجهه با قانون انجمن های ایالتی و ولایتی

روابط بهبهانی با حکومت از ۱۳۳۷ به بعد رو به تیرگی نهاد. در دی ماه این سال او در نامه ای که در کیهان منتشر شد، طرح مجدد مسئله شرکت زنان در انتخابات را در مجلس سنا مورد حمله قرار داد در بیستم بهمن ۱۳۴۰ نیز با آغاز برنامه اصلاحات ارضی در تلگراف شدیداللحنی به شاه، وقایع دانشگاه و کشته شدن عده ای از دانشجویان را ناشی از تأخیر در افتتاح مجلس و نبودن آزادی دانست و شاه را به کوتاهی در انجام وظیفه متهم کرد.
پس از این تلگراف، که با تشدید فعالیت سید جعفر بهبهانی فرزند سیدمحمد همراه بود، سیدجعفر که چندین دوره وکیل مجلس بود بازداشت شد (طلوعی، ۱۳۷۲: ۴۳۵). به دنبال تصویب قانون انجمن های ایالتی و ولایتی در ۱۶ مهر ۱۳۴۱، که در آن شرط قسم به قرآن و مسلمان بودن از شرایط انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان حذف و به زنان نیز حق رأی داده شده بود رابطه بهبهانی و حکومت تیره تر شد(مدنی،۱۳۶۱: ۳۷۴ – ۳۷۵).
در پی تصویب این قانون علمای قم و نجف همچون آیت الله حکیم و آیت الله خویی با تلگراف به بهبهانی خواستار اقدام او برای لغو این قانون شدند و او نیز طی تلگرافی به شاه بر این خواسته تأکید کرد. بعلاوه بهبهانی برای اعتراض به این قانون مردم را به اجتماع در مسجد سیدعزیزالله در بازار تهران فراخواند.
در این مراسم پس از سخنرانی خطیب مشهور تهران محمدتقی فلسفی، بهبهانی با وجود کهنسالی به منبر رفت و از نخست وزیر خواست که این قانون اصلاح شود. از آنجا که دولت به این اعتراض ها توجهی نکرد، بهبهانی و سه نفر از مجتهدان تصمیم گرفتند در مسجد حاج سیدعزیزالله تحصن و مردم را به حضور در مسجد دعوت کنند.
زمانی که بی اعتنایی دولت شدت یافت، بهبهانی که حدود نود سال داشت وصیت کرد که اگر در این میان از دنیا رفت جنازه او را تا این قانون لغو نشده در مسجد گذاشته دفن نکنند. سرانجام، نخست وزیر در تلگرافی به علمای قم و تهران لغو تصویبنامه را اعلام کرد و با قبول خواسته های مراجع ، اجتماعات بعدی نیز لغو شد(دوانی، ۱۳۷۷: ۴۲ ).
هنوز مدتی از لغو قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی نگذشته بود که اصول ششگانه انقلاب سفید اعلام و به همه پرسی گذاشته شد. آیت الله خویی در تلگرافی به بهبهانی انقلاب سفید را مورد اعتراض قرار داد (دوانی، ۱۳۷۷: ۲۰۶ – ۲۰۷) و بهبهانی نیز طی نامه ای به علم ، نخست وزیر وقت، صریحاً دولت را از تقسیم املاک موقوفه و دخالت در امور این املاک بازداشت.
هنگامی که امام خمینی (ره) همه پرسی شاه را برای انقلاب سفید تحریم کرد، آیت الله بهبهانی در کنار آیت الله سیداحمد خوانساری به تحریم همه پرسی فتوا داد. در دوم بهمن ۱۳۴۱، محمدتقی فلسفی در منزل بهبهانی در مخالفت با همه پرسی سخنرانی کرد. این اجتماع در نهایت به زد و خورد با پلیس منجر شد و به دنبال آن بهبهانی تحت نظر قرار گرفت و از خروج او از منزل جلوگیری شد. بدین ترتیب ، این بار بهبهانی به طور مستقیم رو در روی دربار قرار گرفت(طلوعی، ۱۳۷۲: ۴۶۰).

۱-۲-۳- آیت الله فلسفی نماینده آیت الله بروجردی در مواجهه با فعالیت های ضد دینی دربار

آیت الله ‏بروجردی با تعیین آیت الله فلسفی، واعظ معروف، به عنوان رابط خود با دربار سعی کرد انتقادات و پیشنهادات خود را به طور شفاهی یا کتبی به وسیله ایشان به شاه برساند و یا از شاه توضیح بخواهد(فلسفی، ۱۳۷۶ :۱۷۲). بنا به گفته فلسفی از طریق ایشان پیامهای متعددی به شاه ابلاغ شد که یکی از آنها پیام آیت‏الله‏ بروجردی در سال ۱۳۲۵ در مورد لزوم گنجاندن درس تعلیمات دینی در لایحه اجباری کردن تعلیمات ابتدایی بود و تأکید کردند که در راستای اجرای این لایحه دانش آموزان موظف به فراگیری تعلیمات دینی نیز باشند. به گفته فلسفی شاه این پیشنهاد را (هرچند احساس می‏کرد که دین از اهمیت لازم نزد مردم برخوردار نیست) پذیرفت.
وزیر فرهنگ طی نامه‏ای به فلسفی اعلام نمود که نظر آیت‏الله‏ بروجردی را درباره تعلیمات دینی در مدارس چهار ساله تعلیمات اجباری با مشورت علمای مذهبی تأمین خواهد کرد.
به گفته فلسفی هنگامی که آیت‏الله‏ بروجردی مخالفت خود را با حمل مشعل ورزشکاران که آن را نمادی از آیین آتش‏پرستی می‏دانست، اعلام نمود شاه نیز مانع این عمل شد (فلسفی، ۱۳۷۶: ۱۸۵)، از حمل مشعل جلوگیری کرد.
آیت الله بروجردی، هنگام اقامت در بروجرد، شاهد نفوذ و جسارت بهاییان بود. فرقه ضاله‏ بهاییت فعالیت های خود را در بروجرد و به‏ خصوص در ادارات دولتی تشدید کرده بود. گستاخی‏ به جایی رسید که یکی از مدارسی دینی شهر را تخریب و به جای آن دبیرستانی بنا نهادند.
آیت الله ‏بروجردی هرچه کوشید از راه های قانونی از اقدامات آنها جلوگیری کند، موفق نشد تا اینکه‏ به‏ عنوان اعتراض به این امر از شهر خارج شدند. خبر عزیمت ایشان در اندک مدتی مردم شهر و نواحی اطراف را به تظاهرات و اجتماع در تلگراف‏خانه واداشت و دولت نیز احساس خطر نموده‏ و سعی در مراجعت ایشان به شهر می‏نماید و دست به انتقال بهاییان از ادارات شهر می‏زند .
آیت الله بروجردی ابتدا روحانیون را برای خنثی ‏سازی تبلیغات بهایی ها به محل فعالیتهای تبلیغاتی می‏فرستاد و هم‏زمان برای جلوگیری از اقدامات خشونت ‏آمیز بهاییان، طبق روش سیاسی خود به دولتهای‏ وقت متوسل می‏شد. در این اوضاع آیت الله بروجردی با ارسال نامه ای به آقای فلسفی از ایشان می خواهد که مراتب را به نخست وزیر اطلاع دهند در نامه آیت الله به آقای فلسفی چنین آمده بود:
چند روز است که از اطراف به‏وسیله‏ مکاتبه و تلگرافات به من شکایات از فرقه ضاله بهاییه می‏کنند.از جمله مکتوبی است که از اطراف‏ کرمان رسیده، و تلگرافی است که از الیگودرز مخابره…چنین معلوم می‏شود که بخشدار و سایر رؤسای ادارات از فرقه ضاله بهاییه حمایت می‏کنند.خواهشمند است جنابعالی جناب اشرف آقای‏ نخست وزیر را ملاقات کنید و مطلب را به ایشان برسانید که هرچه زودتر قضیه را خاتمه دهند که‏ منجر به نزاع و مقابله و خونریزی نشود.
اما سپهبد علی رزم آرا که عنصر سرشناس دولت استعماری انگلیس بود و هیچ میانه ای با علما و مباحث دینی نداشت هیچ توجهی به تذکر آیت الله بروجردی نکرد( حسینیان، ۱۳۸۶: ۱۵)
بعد از اینکه رزم آرا ترورشد و مصدق نخست وزیر شد. آیت الله بروجردی بار دیگر به آقای فلسفی مأموریت دادند تا با مصدق درباره فعالیت بهاییان صحبت کند. آقای فلسفی‏ نزد مصدق رفت و پیام ایشان را ابلاغ کرد و گفت: شما رئیس دولت اسلامی ایران هستید و الآن‏ بهاییان در شهرستانها فعال هستند و مشکلاتی را برای مردم مسلمان ایجاد کرده‏اند، لذا مرتبا نامه‏هایی‏ از آنان به‏عنوان شکایت به آیت الله بروجردی می‏رسد. ایشان لازم دانستند که شما در این‏باره اقدامی‏ بفرمایید. دکتر مصدق: به‏گونه‏ای تمسخرآمیزی، قاه‏قاه با صدای بلند می خندند و می گوید: آقای‏ فلسفی از نظر من مسلمان و بهایی فرق ندارند، همه از یک ملت و ایرانی هستند. (فلسفی، ۱۳۷۶: ۱۳۳).
دولت ها همچنان به نظر آیت الله بروجردی بی‏اعتنا بودند تا اخبار نگران‏ کننده‏ای به‏ ایشان رسید. آیت الله بروجردی بعد از رمضان سال۱۳۳۳ ش،در نامه‏ای به آقای فلسفی، وی را مأمور ملاقات و مذاکره با شاه نمود:
به عرض عالی می‏رساند چندی قبل از آبادان مکتوبی از بعضی‏ وکلای حقیر رسیده بود و اظهار داشته بودند که تقریبا اداره امور نفت آبادان با فرقه بهاییه شده… نمی‏دانم اوضاع ایران به کجا منجر خواهد شد؟ مثل اینکه اولیای امور در ایران در خواب عمیقی فرو رفته‏اند…شاید بشود در موقعی بعضی اولیای امور را بیدار کنید و متنبه کنید که قضایای این فرقه‏ کوچک نیست.عاقبت امور ایران را از این فرقه، حقیر، خیلی وخیم می‏بینیم. به اندازه این ها در ادارات‏ دولتی راه دارند و مسلط بر امور هستند که دادگستری جرئت اینکه یک نفر از اینها را که ثابت شده‏ است قاتل بودن او در ابرقو، پنچ مسلمان بی‏گناه را، مجازات ننمایند…به‏ هر تقدیر اگر صلاح دانستید از دربار وقت بخواهید و مطالب را به عرض اعلی حضرت همایونی برسانید؛ اگرچه گمان ندارم‏ اندک فایده‏ای مترتب شود. به‏ کلی حقیر از اصلاحات این مملکت مأیوس هستم (فلسفی، ۱۳۷۶: ۱۳۴).

ب-تاثیر گذاری در سیاستگذاری از داخل نظام حاکم

۱- مفهوم سیاستگذاری از داخل نظام حاکم
در طول تاریخ سیاسی ایران به ندرت امکان حضور مراجع و علما در دستگاه حاکم برای آنها فراهم شده است؛ در واقع می توان گفت قبل از مشروطه حضور مراجع تقلید در دستگاه حاکم تنها در سمت مشاور بوده است و پادشاهان با بهره گرفتن از این ترفند به دنبال کنترل قدرت مراجع بودند و مراجع سمت رسمی حکومتی نداشتند.
در انقلاب مشروطه مراجع تقلید یکی از ارکان مشروطیت بودند و خواسته آنها از استقرار مشروطه در کشور استقرار مشروطه مشروعه و اجرای احکام اسلام بود به همین خاطر برای تحقق این خواسته به عنوان نماینده مجلس نامزد می شدند و با توجه به جایگاهی که در بین مردم داشتند از جانب آنها انتخاب و به مجلس راه میافتند.
در این میان، آیت الله مدرس و آیت الله کاشانی دو نمونه ای بودند که توانستند با حضور خود در دستگاه حاکمه برخی از سیاست ها را به نفع مردم تغییر جهت دهند هر چند که در مدت حضور آنها در دستگاه حاکمه هم محظورات فراوانی برای عدم اجرای قوانین اسلام وجود داشت.
هر چند حضور این دو حوزوی در دستگاه حاکمه کوتاه بود اما در نوع خود در جریان به دست گرفتن حکومت توسط مراجع تقلید موثر بود چرا که پیش از این در حوزه های علمیه معمول بود که مراجع و طلاب باید از پست ها و سمت های حکومتی اجتناب کنند و طلابی هم که به نوعی به حکومت منسوب بودند در حوزه های علمیه جایگاه نداشتند.
در مورد جایگاه شهید مدرس و تاثیری که او بر طلاب حوزه های علمیه و به خصوص امام خمینی (ره) داشت همین بس که امام خمینی (ره) در مورد او می گوید:
شهید مدرس مبارز بزرگ و عالم شجاع و مرد دلیری بود که در مقابل همه می ایستاد و هیچ ترسی هم از آن همه ستمگران نداشت، شهید مدرس کسی بود که همه را متزلزل می کرد (خمینی، ۱۳۷۱: ۲۱۶).
۲- مصادیقی از سیاستگذاری ها از طریق حضور در نظام حاکم
۲-۱- آیت الله مدرس نماینده مردم در مجلس

۲-۱-۱- ورود مدرس به مجلس به عنوان مجتهد طراز اول

به موجب فصل دوم از متمم قانون اساسی، رسما مقرر شده بود که برای نظارت بر عدم مغایرت قوانین مصوبه مجلس با موازین شرع، پنج مجتهد عادل و آگاه به مقتضیات عصر به عنوان وکیل در مجلس حضور یابند. علمای ایران و نجف تصمیم می گیرند از میان مجتهدان معروف پنج نفر را برای این منظور گزینش نمایند که یکی از آنان شهید مدرس بود.
بدین گونه، اسباب مهاجرت مدرس به تهران فراهم گشت و گرچه آن فقیه والامقام تا قبل از آمدن به مرکز حکومت، موقعیت اجتماعی سیاسی بالایی داشت، اما مهمترین حادثه دوران حیاتش، حضور او به عنوان مجتهد طراز اول در مجلس شورای ملی است. افتتاح مجلس دوم مشروطه در حقیقت، گشایش میدان مبارزه پارلمانی و سیاسی مدرس به شمار می رفت.
آیت الله مدرس وقتی قدم به مجلس نهاد همه تصور کردند، فردی معمولی است و برایشان باور نکردنی بود که سیدی لاغر اندام با این عصای چوبی و لباس کرباس بزودی تمام عوامل را در اختیار گرفته و عظمت و توانایی های فکری و علمی خود را در راه صیانت از ارزش های دینی، آرمان ای انسانی و آزادی راستین بروز خواهد داد (مدرس،۱۳۷۴: ۶۲).

۲-۱-۲- اعتراض مدرس به اولتیماتوم روس ها

مورگان شوستر برای نظم بخشیدن به امور مالی ایران با تصویب مجلس در ایران مشغول کار شد، وی کارنامه خوبی از خود نشان داد و حتی در پی ضبط اموال برادر شاه مخلوع یعنی شعاع السلطنه بر آمد، روس ها با این بهانه مخالفت خود را با حضور وی اعلام کردند و از ایرانی ها خواستند نامبرده را از این سرزمین بیرون کنند و چون روسیه در این باب جوابی نشنید، اولتیماتومی چهل و هشت ساعته به ایران داد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:34:00 ب.ظ ]




حقوق هوایی و حقوق فضایی

توسعه صنعت هواپیمایی، موجب اختراع وسایل پیشرفته پرنده از جمله فضاپیماها و موشکهای فوق مدرن گردید،که به نوبۀ خود زمینه تسخیر فضای ماورای جو و دسترسی به کرات و فضا را برای بشر فراهم نموده است. این امر زمینه ساز پیدایش رشته جدیدی در حقوق بین­الملل به نام حقوق فضا شده ومعاهدات متعددی در خصوص اصول حاکم بر فعالیت دول در زمینه اکتشاف و استفاده از فضای ماورای جو، بازگشت فضا نوردان و باز گردانیدن اشیای پرتابشده به فضا، منع آزمایش سلاح­های هسته­ای و مسئولیت بین ­المللی در مورد خسارات ناشی از اجسام فضایی، بین دولت­ها منعقد گردیده است. هرچند این رشته جدید و جالب از حقوق بین­الملل، به گونه­ای با حقوق هوایی ارتباط دارد، ولی به دلیل ویژگیهای متفاوت آن، بحث و بررسی و تدوین موضوعات آن مقال و مجال دیگری را طلب می­ کند.[۱]

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

۱-                منابع حقوق هوایی

با توجه به ویژگیهای حقوق هوایی که آن را از دیگر شاخه­های حقوق بین­الملل متمایز می­سازد، نظریات مختلفی به منابع آن اظهار شده است . منابع حقوق هوایی را می­توان به ترتیب زیر احصا نمود.

۱-۱-       معاهدات بین ­المللی

معاهدات دوجانبه و چندجانبه، چون با رضایت دولت­ها ایجاد می­شوند و روشن­ترین قواعد را وارد حقوق بین­الملل می­ کنند، معتبرترین و دقیق­ترین منبع حقوق هوایی به شمار می­روند و چون سرچشمه تعهدات جدید و باعث پیشرفت و توسعه حقوق هوایی می­شوند، دارای ارزش و اعتبار خاص می­باشند. در تمامی زمینه ­های عمومی، خصوصی و جزا معاهداتی تصویب شده است که پایه و اساس حقوق هوایی را تشکیل می­ دهند. از مهمترین معاهدات در حقوق عمومی می­توان به کنوانسیون شیکاگو[۲]، در حقوق خصوصی به کنوانسیون­های ورشو و مونترال و در حقوق جزا به کنوانسیون­های توکیو، مونترال و لاهه اشاره کرد که کنوانسیون­های مربوط به حقوق عمومی و جزا در این تحقیق مورد بحث قرار خواهند گرفت.

یکی از حقوقدانان،[۳] قراردادهای بین دولت­ها و متصدیان حمل و نقل هوایی و نیز قراردادهای بین متصدیان حمل و نقل هوایی را از منابع حقوق هوایی شمرده است. به نظر می­رسد که این نوع از قراردادها جزو منابع حقوق هوایی به شمار نیایند؛ زیرا این نوع  قراردادها فقط بین متصدیان حمل ونقل که در انعقاد قرارداد دخالت داشته اند، معتبر بوده، اصولاً برای دیگران منشأ حقوق و تکالیفی نیستند و به همین دلیل عمومیت قانون را ندارند.

 

۱-۲-        عرف

دولت­ها عملاً در روابط خود از قواعد بسیاری که در قراردادها نیامده است پیروی می­ کنند و از نظر حقوقی خود را موظف به مراعات آن می­دانند. مجموعه این قواعد که از رفتار دولت­ها می­توان استخراج کرد، عرف نامیده می­ شود. عرف به طورکلی، ابتدایی­ترین و اصیل­ترین منبع حقوق است. در حقوق هوایی عرف اهمیت ویژه­ای دارد و قواعد عرفی بخش اعظم این رشته از حقوق را تشکیل می­ دهند. معاهدات حقوق هوایی از همان ابتدای شکل­ گیری این رشته، تدوین یافته­اند. عرف در تشکیل و توسعه حقوق هوایی نقش به سزایی داشته است. به عنوان مثال در بین سال­های ۱۹۱۴ و ۱۹۱۸، حاکمیت به عنوان یک قاعده عرفی در حقوق هوایی مطرح و  در قوانین  بسیاری از  کشورها وارد شد و در سال ۱۹۱۹ در معاهده پاریس نیز به تأیید رسید یا اینکه دولت­ها حق حمله به هواپیمای کشوری را ندارند عرفا پذیرفته شده و تاکنون اتفاقاتی که افتاده شدیداً مورد انتقاد دولت­ها و شرکت­های هواپیمایی قرارگرفته و حتی موجب شده است حمل و نقل هوایی به کشور حمله کننده برای مدتی متوقف گردد. مثالهایی در این خصوص در بخش­های بعدی این کتاب مطرح خواهد شد.

 

۱-۳-        دکترین

بحث در مورد منابع حقوق بین­الملل را معمولاً از عرف و یا معاهدات آغاز می­ کند که منابع اولیه حقوق بین­الملل و در عین حال مهم ترین آن­ها شمرده می­شوند. اما یکی از حقوقدانان معروف این رشته[۴]، با اشاره به خصوصیات حقوق هوایی، از جمله تحول سریع آن، معتقد است که دومنبع مزبور نقش عمده­ای در توسعه آن نداشته­اند. وی در ارائه ترتیب منابع حقوق هوایی، اولویت را به دکترین داده که نقش عمده­ای در پیشرفت آن داشته است. نقش دکترین را در توسعه حقوق هوایی نمی­توان انکار کرد ولی طرح آن به عنوان مهم­ترین منبع، جای تامل دارد.

نکته مهم و اساسی این است که آیا نیازی به یک سلسله مقررات اختصاصی به نام حقوق هوایی هست یا نه؟ این طرز تفکر، بحث­های فراوانی را در میان دکترین حقوق هوایی پدید آورده است . یکی از بحث­ها این است که آیا حقوق هوایی به عنوان یک حوزه مستقل از حقوق می ­تواند مطرح شود یا بر حسب نیاز، باید به موارد و مقررات مشابه حقوق همچون مقررات مربوط به حمل و نقل در دریا، خشکی و یا راه آهن استناد نمود. به نظر می­رسد که هواپیما به دلیل ویژگی خاص آن نیاز به یک  سلسله مقررات خاص داشته باشد.[۵] نقاط اشتراک فراوانی میان حقوق هوایی و حقوق دریایی وجود دارد، اما اصطلاحاتی مانند حاکمیت که در دیگر شاخه­های حقوق بین­الملل هم مطرح هستند، در حقوق هوایی مفهوم متفاوتی پیدا می­ کنند. وقتی بپذیریم که به یک سلسله مقررات اختصاصی به نام حقوق هوایی نیاز داریم، می­توان نقش دکترین را در طرح، شناسایی و تدوین آن ها به صورت معاهدات پذیرفت .

 

.[۱]کاظمی، حمید، “بررسی جنبه های حقوقی (قانون و مقررات) رسیدگی به سوانح هوایی”، مجموعه مقالات دومین همایش ایمنی هوایی، پژوهشگاه هوافضا، اسفند ۱۳۸۱، ص ۶۳٫

 

[۲]. Chicago Convention,1944,ICAO Doc,73000/6,15UNTS6605.

 

[۳]. Verschoor (1983),op.cit.at3.

[۴]. Matte,op.cit.at370.

 

[۵]. Verschoor,(1983)op.cit.at2.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:34:00 ب.ظ ]




کے ٹائپ شده نسخه میں شهید اس پیراگراف کے حاشیه میں لکھتے هیں که “اس حصے کی تکمیل اور اصلاح هونی چاهئے” ↑

) ڈیالیکٹک فولکیه، ص۷۳۔ ↑

) ایضا، ص۷۵۔ ↑

) ایضا۔ ↑

) ایضا، ص۷۱۔ ↑

) ڈیالیکٹک پل فولکیه، ص۶۹۔ ↑

) Joseph Stalin جوزف اسٹالن ۱۸ دسمبر ۱۸۷۸ء کو گوری، گرجستان میں پیدا ہوا۔ اسے ۱۰ سال کی عمر میں ایک مقامی گرجے کی مذہبی تعلیم گاہ میں داخل کرایا گیا جہاں گرجستانی بچوں کو روسی زبان بولنے کی تربیت دی جاتی تھی۔مذہبی تربیت گاہ سے خارج ہونے کے بعد اسٹالن کو ولادیمیر لینن کی تحریریں دیکھنے کا موقع ملا اور اس نے مارکسی انقلابی بننے کی ٹھان لی۔ وہ ۱۹۰۳ء میں بالشیوکوں کے ساتھ مل گیا۔ بعد ازاں اس نے بالشیوک قاتل دستوں کو منظم کیا اور مقامی مخالفین کا صفایا کرنے کی مہم کا آغاز کیا۔{مترجم} ↑

) پس اشیاء ایک دوسرے سے جداگانه قابل شناخت نهیں هیں بلکه اشیاء کی ماهیت سے مراد ان کی دوسرے اشیاء کے ساتھ موجود روابط هے اور علمی شناخت اور علم کا کام بھی یهی هے که اشیاء کے روابط کو بیان کریں(اینگلز کی گفتگو جو چند سطر بعد آئیگی میں بھی اسی اصل کی طرف اشاره هوا هے) ↑

) اسی بنا پر اشیاء کی شناخت تنها تکامل اور حرکت کی حالت میں اور اس حرکت کو مدنظر رکھتے هوئے ممکن هے۔ لهذا کسی بھی چیز(ارسطو کے منطق کےخلاف) کی تعریف مشخص اور ثابت نهیں هے۔ ↑

) اس اصل کو بھی اینگلز نے بیان کیا هے۔ ↑

)پس اشیاء کو یکساں حرکت کے عنوان سے نهیں پهچانا جا سکتا۔ ↑

) پس شناخت واقعی اس وقت ممکن هے جب هم عدم امکان اجتماع ضدین کے قانون سے منه موڑ لیں۔ ↑

) ڈیالیکٹک پل فولکیه، ص۱۴۔ ↑

) Heraclite هراکلیٹ ۵۴۰ ق.م یونان کے شهر افسوس میں پیدا هوا اور ۴۸۰ق.م اسی شهر میں وفات پائی ۔ قدیم یونان میں اسے تاریک فلسفی کا لقب دیا گیا تھا۔{مترجم} ↑

) بهتر هے که اسٹالن کے چار جدلیاتی اصل کو بھی مورد بحث قرار دیں۔ ↑

) اس اصل سے پهلے ضروری هے اصل وحدت وپیوستگی اور متقابل رابطه کو موردبحث قرار دیں۔ ↑

) یهاں پر اس مسئلے کی طرف اشاره هونا چاهئےکه ارسطو کی منطق کی بنا پر تعریف کا حامی اور “حد “کی قائل تھی اور اشیاء کو ثابت سمجھتی تھی- جلد اول اور دوم میں اس پر بحث هوئی هے اور شریعتی کی تاریخ ادیان کے کتابچه نمبر ۵ میں غلطی سے تکرار هوا هے- ↑

) ڈیالیکٹک پل فولکیه، ص۶۴۔ ↑

) خصوصا ضروری هے که ان دو طرز تفکر کے درمیان دقیق موازنه کریں که ان میں سے ایک اس جهت سے هستی اور نیستی کو مخلوط گمان کرتا هے که وجود ضعف کے آخری حد کو پهنچ گیا هے اور دوسرا اس جهت سے کهتا هے که جب تک وجود عدم سےمخلوط نه هو جائیں تحقق اور تحصل قبول نهیں کرتا هے۔ ↑

) مرجعه کریں اسفار جلد اول، مرحله ثانیه ، فصل نهم :”فی انّ العدم لیس رابطیا”۔ ↑

) منظومه سبزواری، فریده ثالثه فی القدم و الحدوث، غرر فی تعریفها و تقسیمها۔ ↑

) یهاں پر ضروری هے قضیه معدوله کا مفهوم، جو عدم کے مصداق کا موضوع واقع هوجاتا هے اور اس کا ملاک اور سالبه المحمول اور سلب تحصیلی سے اس کا تفاوت بیان هو۔ ↑

) اسلامی فلاسفرز کے درمیان تضاد کی اصطلاح کیلئے رجوع کریں صدرا کی شفا پر لکھی گئی تعلیقه کا صفحه نمبر۴۳ اور دانشکده الهیات میں “تضاد و حرکت” کے موضوع پر منعقده جس کا متن “اسلامی فلسفه میں تضاد کا اصل” کے عنوان سے مقالے کی صورت میں فلسفی کتابوں میں چاپ هوا هے ۔ ↑

) اس قسم میں سے بھی نهیں هے۔ جدلیاتی تضاد هر شئ کے ضد کا خود اس شئ کا نتیجه هونا هے جو صرف ایک حالت رکھتی هے مارکس اور مارکسیزم کے بارے میں جو بحث قم میں کی گئی هے (جو مارکسیزم کے اوپر ایک نقد کے عنوان سے نشر هوچکی هے) کی طرف مراجعه کریں۔ ↑

) دوسری تعبیر میں امتناع اجتماع نقیضین کا باب شناخت کی باب سے مربوط هے۔ ↑

) خواهشمند حضرات شهید مطهری کی “اسلامی فلسفه میں اصل تضاد”نامی مقاله کی طرف رجوع کریں۔ ↑

) تضاد نه صرف حرکت کا عامل هے بلکه ایک بنیادی اور مثبت کردار کا حامل بھی هے ۔ الهی حکماء کی نظر میں حرکت کا اصلی کردار اشیاء کے درمیان هماهنگ میلان (مانند مذکر و مؤنث میں هماهنگی) هدف کا انتخاب ، کمال اور غایت پر عمیق توجه سے مربوط هے جو ترقی کا اصلی عامل هے۔ ↑

) اسفار، چاپ جدید، ج۵، ص۱۹۲ (ترجمه ناشر نے کیا هے) صور اولیه اور بعد والی صورتوں اور فساد پذیر اشیاء کےباقی رهنے کی کیفیت کی طرف اشاره هے ۔ منجمله ان صورتوں سے مراد عناصر بسیط یا اسطقس هیں۔نیزعناصر کی ترکیب سے جو چیز وجود میں آئی هے اور وه چیز جو حد اکثر اور حد اقل ترکیب رکھتی هے وه بھی اسی قسم میں سے هے۔لیکن عناصر کے بارے میں یه که ان کامیاب عناصرمیں سے ضد وه چیز هے جو صرف خارجی عامل بن سکتی هو کیونکه عنصر کے اندر کوئی ضد موجود نهیں هے۔لیکن کائن اور اس چیز کے بارے میں جو حد اقل ترکیب رکھتی هے ، ان میں موجود اضداد بهت باریک ، ضعیف اور نازک هیں اور اس کو ختم کرنے والے ضد بھی ضعیف اور کم تاثیر هے۔ ایسی چیز صرف خارج سے هی نابود هو سکتی هے۔ ان جیسے اشیاء کی ضد بھی خارجی ضد کے عناصر کی طرح هے لیکن وه مرکب شئ ایک ترکیب کے بعد دوسری ترکیب کو قبول کرتی هے اور حد اکثر ترکیب رکھتی هے اندرسے بهت زیاده اضداد کے رکھنے کی وجه سے اور پھر ان اضداد کی ترکیب کی وجه سے واضح اور آشکار تضاد رکھتی هے۔اور اسی طرح چونکه ایسی چیزیں غیر متشابه اجزاء، ابعاض اور حصوں سے تشکیل پائی هیں محال نهیں هے که ان اجزاء میں سے هر ایک میں تضاد اور فساد کی جهت سے بھی مرکب شئ نابودی کی راه پر گامزن هوجائے۔ اس بنا پر ایسی چیزیں اندر سے بھی اور باهر سے بھی ایسا تضاد اور تخالف رکھتی هیں جو انهیں نابود کردیتاهے۔ بسیط اشیاء اور عناصر جنهیں ان کے خارجی متضاد عوامل ختم کرتے هیں جیسے پانی اور پتھر اندر سے نابوداور تجزیه و تحلیل نهیں هوتے هیں کیونکه یه دو اور ان کے مانند دیگر اشیاء صرف خارجی تضاد کے ذریعے هی نابود هو سکتے هیں لیکن باقی تمام مرکب اجسام مانند جڑی بوٹیاں، حیوان بھی داخلی اضداد اور عوامل کے ذریعے تحلیل هوجاتے هیں اور خارج میں جو اشیاء ان سے متضاد هیں ، ان کے ذریعے بھی نابود هو جاتے هیں۔ ↑

) پانجویں اصل کے بارے میں که “داخلی تضاد کا نتیجه اضداد کی ترکیب اور ان کی وحدت هے” شاید جدلیات کے باب میں بنیادی ترین گفتگو هے۔ اس لئے بیشتر وضاحت کی ضرورت هے۔ ↑

) ڈاکٹر تقی ارانی ۱۳ شهریور ۱۲۸۲شمسی کو ایران کے شهر تبریز میں پیدا هوا ۱۴ بهمن۱۳۱۸ کو جیل میں مشکوک انداز میں وفات پائی۔ حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰){مترجم} ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:32:00 ب.ظ ]




۳-۵-۸-توصیف
توصیف بخش وسیعی از داستانهای روانیپور را به خود اختصاص داده است، که از طرفی باعث صمیمیت در لحن او میشود و هم میتواند حاصل جزئی نگری زنانه باشد. توصیف در داستانهای او چندگونه است. «طبیعت در داستان اهل غرق و داستانهای مربوط به جنوب، بیشترین سهم را در فضاسازی ایجاد میکند» (احمدی،۳:۱۳۸۳)
۳-۵-۸-۱-فضاسازی برای بیان اندیشه
کاربرد ارکان طبیعت در داستانها و بهرگیری از آن برای توصیف فضا از ویژگیهای نویسنده است باد، طوفان، صدای جیغ پرندگان در داستانهای او نشان از وضعیت بد است. در شب بلند تمام این ارکان همنوا با گلپر میشوند تا اوضاع وحشتناک زندگی گلپر را در شبی تاریک بیان کنند. در سنگهای شیطان گردبادی که همراه با دانه های شن ریز و خراشنده است و مانع رفتن مریم به آبادی میشود بیانگر وضعیت ناآرام آبادی است.
«به میدان آبادی رسید. گز آشنا و قدیمی از سرما سیاه شده بود وتنه باریک و بلند نخلی بی سر به سمت چپ میدان انگار تیر آهنی به زمین فرو رفته بود. بچه ها پا پتی با گرزهای نخل، اسب سواری می کردند، لبهایشان سرخ شده و مفشان آویزان بود.» (روانی پور،۱۳۶۹ج:۹)
«گردباد دور او و تخته سنگ پیچید. انگار نمی خواست او به آبادی برسد و شاید زورش آنقدر زیاد باشد که بتواند او و تخته سنگ را بلند کند و بیندازد جایی دور… دور و او شکل تخته سنگی درآید،» (همان،۱۳۶۹ج:۶)
«دوباره باد بوره می کشید. بو…بو…،تو نخل ها می پیچید،همه چیز را با خودش می آورد و می زند به درها،درهای اتاق پنج دری بهم می خوردند.غُناهشت دریا گوش آدم را کر می کند» (روانی پور،۱۳۶۹الف:۴۵) باد، دریا، از عناصری هستند که در داستان به شیوه های گوناگون بیان می شود و وحشت و ناآرامی را بیان می کند.
«جفره» زیر فریادهای گلپر جان می داد. باد پاییزی سینه کشان از دریا می آمد،لا به لای نخل ها می پیچید و خاک وخاشاک و کاغذ های مچاله شده را با خود می برد» (همان،۱۳۶۹الف:۳۳)
«خالو و خالوزاده ها و فکسنو، زنهایی که با موج نرم شلیته های رنگارنگشان به طرفت می آیند و بچه های آبادی با چشمان درشت و سیاه،کنجکاو و پاپتی با صدای جت زاده جمع می شوند.» (همان،۱۳۶۹الف:۷۱)
«گاهی صدای پرنده ای خواب آلود از دور دست می آمد. از آبادی چیزی پیدا نبود. انگار هرگز آن سوی دریا دهکده ای به نام جفره وجود نداشته و انگار در ابتدا همه چیز و همه جا فقط آب بوده است وآب» (روانیپور،۱۳۶۹ب:۲۴).
«درمیدانگاه، استکان ها و شیشه های خالی، باد خاکستر چاله های آتش را می تاراند. پر مرغان کشته شده در هوا و خروس ها که بالای سر جدا شده مرغها دلگیر می خواندند. غباری زرد رنگ آسمان آبی را دور کرده بود. گردبادی در دور دست جاده ی باریک زبانه می کشید، مانند زنی آواره و بلند بالا دور خودش می گردید، خش و خاشاک را به هوا بلند می کرد…کی بود که خاک بر سرش می ریخت….؟شنا آ» (روانی پور،۲۶:۱۳۸۸)
«گرم بود هوا داغ داغ.پرنده ای در میان شاخه های نخلی تنومند آشیان می ساخت. پرنده ای که خوش داشت یک جانشین شود، نه در مسیر باد، نه در مسیر ریگ های بیابان، در میان بازوان نخلی سر سبز که که هر ساله تاره می دهد، تاره ای شیرین…پرنده آنچه را که اندوخته بود به بازوان نخل تنومند می داد، بی دریغ، تا آشیانه ای بسازد» (همان،۳۲:۱۳۸۸) نویسنده با توصیف زیبایی لانه سازی پرنده به آینده آینه نیز اشاره دارد.
«کوچه ای صاف و یکدست، دیوارهای زرد با آجری قرمز و نرده ای سفید که شاخه های گل از لابه لایشان سرک می کشید، پنجره ها با شیشههای رنگی، تورهای زیبای پردهها…صدای آهنگهایی که مثل ململ، ململی که نسیم به بازویش گرفته باشد،در کوچه میپیچید» (همان،۱۰۷:۱۳۸۸)
«باید میرفت. از این نگاه آشنا و رفیقانه می برید. گفت خداحافظ و راه افتاد. کف پایش یخ زده بود. باد زبر و خراشیده به صورتش می خورد. گاوی از دور ماغ می کشید. معطل کرده بود. نباید می ماند، این همه….» (روانی پور،۱۳۶۹ج:۹).
«با آهنگ نی که عوض میشد، میچرخید، پاهایش را محکم به زمین میکوبید و مانند شعله آتشی نیلگون که باد به جانش تاخته باشد، تن جوان و زندهاش را به سوی مانسی می کشید…» (همان،۸۰:۱۳۸۸)
۳-۵-۸-۲-توصیف طبیعت
از ویژگی بارز داستانهای روانیپور توصیف طبیعت درآثار او، مخصوصا در داستانهای بومی است. طبیعت سهم زیادی در داستانهای او دارد و در بسیاری مواقع توصیف طبیعت در خدمت فضاسازی و بیان اندیشه است.
«کوههای فکسنو، خاکستری و دلگیر، تیغ کشیده به دل آسمان با رنگ سرخ کم رنگی از پسین بر تارکشان پیش چشمان جت زاده قد می کشید. راه های مالرو انگار ماری دور کوه می پیچد و بالا می رود و آخرین دورش را که می زند در دل کوههای دیگر ناپدید می شود» (روانی پور،۱۳۶۹الف:۷۰)
«راسه ای دارد فکسنو که از جنگل های کُنار گذشته است و کناره دریا پیچ می خورد، از میان سنگ های صیقل خورده و بزرگی که شیطان بر سر راه آدم گذاشته، می گذرد، در گرماگرم دشت سینه پهن می کند و به آبادی می رسد دو شاخه می شود، یکی به طرف کوههای فکسنو…» (همان،۱۳۶۹الف:۶۸)
«تو گلهای صحرایی را رها می کنی و از میان گورها می گذری ، تا به خانه برسی، ره توشه برداری و خروسخوان بروی به فکسنو، روستایی پشت جنگل های کنار، نشسته بر کوههای بلند با نخل های خشک و باریک و دو تا درخت گل ابریشم در میدان و جوی باریک آبی که معلوم نیست از کجا می آید و از زیر درختان رد می شود تا زنها زیر سایه وسیع و معطرش آبادی را پر از صدای ظرف کنند و یا بچه های بی خبر و بازیگوش در باریکه آب مثل ماهی دراز بکشند و بروند.» (همان،۱۳۶۹الف:۶۸)
«سوز سردی از روبه رو به صورتش می خورد. زمین یخ زده بود و سنگ های کوچک از سرمای غریب بهمن ماه ترک برداشته بود. باد توی نخلستان بالای آبادی افتاده بود و او می توانست شاخه های پریشانشان را ببیند که هر لحظه به جانبی خم می شدند» (همان،۱۳۶۹ج:۷)
«صدای بوره باد در سرش می پیچید و گردباد انگار رو به آبادی هجوم می برد و مانند جن پیر و پریشان گیسو همه چیز را از دیدش پنهان می کرد، جنی که انگار با صدای نا مفهوم و ترسناک گاهی آرام و زمانی فریاد کشان در کار بستن طلسمها بود و کارش که نمی گرفت پریشان و جنون زده خش و خاشاک را به هوا بلند می کرد» (همان،۱۳۶۹ج:۵).
«کامیون از پیچ گردنه پایین می آمد.پهنه افق شرابی بود، باریکه راهی از میان دشت می گذشت و پرنده ای در دور دست پرواز می کرد…» (روانیپور،۷۱:۱۳۸۸).
«زایر اسب را شناخت، اسبی با یالهای بلند وچشمانی بی اعتنا به سختیهای جهان. دلاور ده روز بعد از آنکه آنها در جفره اتراق کرده بودند، گم شده بود و حالا آمده بود با سواری زخمی و عزیز بی آنکه زمان بر جانش خط و نشانی بگذارد» (روانی پور،۱۳۶۹ب:۲۹۱)
«آن روزها، جهان خشک بود و آسمان صاف. ماهیها از تشنگی به ساحل پرت می شدند، و تنه درختها ترک می خورد و لب ها همه به تاول می نشست. در شهر تانکرهای آب غُرغُر عصرانه لوله های خشک و خالی را بی صدا می کرد» (همان،۱۳۶۹ب:۲۵۸)
«نباتی با چشمان خودش دیده بود که بچه برو با قدمهای بلند از دریا برآمده ودر میان آبادی گشته بود. مردی لاغر و دراز که رنگ رخسارش نقره ای بود، سرش به آسمان می رسد و دستانش آنقدر باریک و بلند که می توانست از لای درزهای در داخل شود و هر بچه ای را که می خواهد با خودش ببرد.» (همان،۱۳۶۹ب:۱۴۲)
۳-۵-۸-۳-توصیف شخصیت
توصیف اشخاص از دیگر توصیفات داستانهای اوست. نویسنده از این طریق شخصیتهای داستان و ویژگیهای خاص آنها را جلوی روی خواننده میگذارد.
«چه زیبا بود مه جمال، چه چشمان آبی و زلالی داشت، هزار پری دریایی انگار در چشمانش خانه داشت» (روانی پور،۱۳۶۹ب:۲۳)
«غروب با دوتا گلدان شمعدانی به خانه رسید و سینه به سینه سیاوش شد که از خانه بیرون می آمد. در روشنایی گنگ غروب او را می دید. بلند با چشمان میشی غریب و پوست مهتابی و حلقه های سیاه مویش» (روانی پور،۱۰۹:۱۳۸۳)
«سرهنگ بازنشسته آقای حمیدی بلند بالا و لاغر،چشم های درشت و برآمده ای داشت. صورتی سرخ و کوچک، ابروهای پرپشت و سفیدش فاصله چندانی با چشم ها نداشت. سایبانی سفید روی چشمان برآمده درشت. موهایش را مرتب کرده بود، بلوز و شلواری کهنه و چروکیده به تن داشت، پک محکمی به سیگارش می زد، دودش را به هوا فوت می کرد.» (همان،۷۵:۱۳۸۳)
«در باز شده بود و پیرزنی وحشت زده،گیج و آشفته با صورتی بیضی شکل و موهای پریشان و سفید در چهار چوب ایستاده بود. چشمان درشتش انگار نوری نداشت.» (همان،۵۲:۱۳۸۳)
«هاسمیک بالا بلند بود،صورت گردی داشت و چشمانی که همیشه دو قطره اشک در آن غلت می زد و وقتی نگاهش می کردی حواست پرت می شد و با خودت می گفتی همین حالاست که آن دو قطره اشک روی گونه هایش سر بخورد و به چینهای فشرده دور لباسش برسد. لبانی بی رنگ و غصه دار که خود به خود می لرزید و آدم خیال می کرد که انگار می خواهد حرفی بزند و یا فریاد بکشد.» (روانی پور،۱۳۶۹ج:۵۳)
«دایه با پوزه جمع شده و تیز و با نگاهی که مثل مته آدم را سوراخ می کرد توی چشمهای مریم خیره شد. ابروهای خالکوبی شده بی مویش بالا رفته بود. ستاره سبز رنگ رو چانه اش تکان تکان می خورد، انگار با خودش حرف می زد. روی شقیقه های سخت و استخوانیش دو حلقه موی سرخ چسبیده بود. از زیر مینار سیاهش گیسهای باریک و بلند مثل مارهای سرخ و خونی تا زمین کشیده می شد.» (همان،۱۳۶۹ج:۱۲).
«کنیزو بالا بلند با دوتا چشم میشی و پوست شکلاتی از کوچه می گذشت. بوی خوشش همه جا می پیچید.» (روانیپور،۱۳۶۹الف:۸).
«ها پنجاه سال پیش تر موهای بلندی داشتی با تارهای طلایی که زیر نور آفتاب برق می زد و چشم هایی مثل زُمرد که با نور آفتاب رنگ عوض می کرد. شلیته لیمویی تنت بود با برگ های سبز زیتون، قدم که می زدی موج برمی داشت…» (همان،۱۳۶۹الف:۶۸)
۳-۵-۹-ویژگی زبان زنان
«زنان در حوزه نثر اعمّ از نویسندگی، رمان و داستاننویسی و تحقیق و پژوهش به دلیل اینکه میتوانستهاند ستمی را که معیارهای سنّتی بر زن روا داشته و به کشتن انسانیت و استعدادهای او منجر شده، به اثبات برسانند، به پیشرفتهایی دست یافتهاند امّا در زمینه شعر کمتر توفیق یافتهاند؛ زیرا در حوزه نثر میتوان با بیان صریح اندیشه و واقعیت و لو به قیمت شعار زدگی به دنیای زنانه نزدیک شد اما شعر در نزد ما و همه ملل دیگر به سنّتهای هنری ریشهدار و مردانه تکیه دارد که زن به لحاظ روح و تعابیر شعری خود، توانایی و اجازه پرداختن به چنین مسائلی را ندارد. شاید بتوان فروغ فرخزاد را مستثنی کرد» (حسنآبادی،۳۵:۱۳۸۱)
یکی از خصوصیات کلام زنانه جزئی نگری و توجه به جزئیات و آوردن آنها در کلام است «جزئی نگری، پرداختن به مسائل عاطفی و خانوادگی، با عشقی مادرانه به اشیاء و طبیعت و مردم نگاه کردن، هویت بخشیدن به اشیاء، رویکرد به زبان اشاره و تمثیل، گریز از مستقیم گویی از ویژگیهای زبانی اوست» (همان،۲۳۲:۱۳۸۱). مثلا در مورد پدیده زایمان به جزئیات نیز توجه دارد. او به عنوان یک زن که پدیده مادری را تجربه کرده است به شرح عینی تری از این مسأله می پردازد.
«وخیجو دیگر توانش را از دست داده بود. مدینه و دی منصور او را روی زمین می کشیدند تا قدم بردارد. خیس عرق بود. موهایش به هم چسبیده بود و نمی توانست قدم به پیش بردارد،خیجو بی حال دست دی منصور را گرفت و روی شکم خود گذاشت. وقتی بی هوش شد، مدینه و دی منصور هنوز وحشت زده با دست رو شکم برآمده اش فشار می دادند و با خروسخوان بود که اولین نوه زایر احمد با گریه ای که تا انتهای جهان می رسید،پا روی زمین گذاشت.» (همان،۱۳۶۹ب:۱۴۸)
توصیف در داستانهای روانیپور میتواند حاصل نگرش زنانه او به دنیای اطرافش باشد. او در همه موارد دست به توصیف میزند. در داستانهای او انواع توصیف طبیعت، شخصیت و فضای داستان را میتوان دید. زبان زنان به طور کلی نویسندگان زن بیشتر از نویسندگان مرد، جزئی نگر و پرهیزگار هستند. منطق زنانه در نویسندگی اغلب تداعیگر و پیوند جوست و منطق مرد بیشتر تسلسلگرا و تابع سلسله مراتب است. (حسن آبادی،۴۰:۱۳۸۱).
فصل چهارم
۴-۱-زندگی و آثار بیژن نجدی
بیژن نجدی ، شاعر و داستان نویس گیلانی در ۲۴ آبان ۱۳۲۰ از پدر و مادر گیلانی در خاش زاهدان متولد شد. تحصیلات ابتدایی خود را در رشت گذراند. پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۳۹ وارد دانشسرای عالی تهران شد و در سال ۱۳۴۳ از همان دانشکده در رشته ریاضی فارغ التحصیل و با سمت دبیری در دبیرستانهای لاهیجان به تدریس مشغول شد. نجدی در مصاحبههای گوناگونی که با او انجام گرفته خود را این گونه معرفی کرده است:«من به شکل غمانگیزی بیژن نجدی هستم، متولد خاش، گیله مرد هم هستم. متولد ۱۳۲۰ سالی که جنگ جهانی تمام شد. تحصیلات لیسانس ریاضی. یک دختر و یک پسر دارم. اسم همسرم پروانه است.» پدرش از افسران مبارزی بود که در قیام افسران خراسان نقش داشت و در مسیر رفتن به گنبد کاووس به دست تعدادی ژاندارم کشته شد. در سال ۱۳۴۹ با پروانه محسنی آزاد ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر است. از سال ۱۳۴۵ فعالیت ادبی خود را آغازکرد. مهمترین آثاری که از بیژن نجدی به جا مانده عبارتند از: مجموعه داستان «دوباره از همان خیابانها» ، «یوزپلنگانی که با من دویدهاند » «داستانهای ناتمام»، «برگزیده اشعار»، «خواهران این تابستان». که تنها یوزپلنگان او در زمان حیاتش چاپ شد و بقیه آثار او به همت همسرش گردآوری و به چاپ رسید.
مجموعه داستان «یوزپلنگانی که با من دویدهاند» در سال ۱۳۷۴ جایزه قلم زرین را به خود اختصاص داد. در سال ۱۳۷۹ نیز برگزیده نویسندگان و منتقدان مطبوعات شد.
نجدی همچنین در کارنامه ادبی خود، لوح تقدیر بهترین مجموع داستان «دوباره از همان خیابانها »، تندیس یادمان بنیاد شعر فراپویان به خاطر برگزیده اشعار دهه هفتاد و لوح افتخار به پاس جانسرودهها در پاس داشت آیینهای ملی و میهنی را دارد.
بیژن نجدی در چهارم شهریور ۱۳۷۶ به علت بیماری سرطان ریه درگذشت. آرامگاه او در شهر لاهیجان در جوار شیخ زاهد گیلانی قرار دارد.
نجدی هم در حوزه نثر و هم در حوزه شعر صاحب اثر بود. میتوانست از شاعران و نویسندگان جریانساز در حوزه ادبیات باشد.
یکی از نویسندگانی است که آثارش پس از مرگش بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. او سهل و ممتنع مینوشت. ظرافت و باریک بینی در کارهایش بود. در عین سادگی، زیبا و شگفت انگیز بود. داستانهای کوتاه او در ردیف بهترین کارهای ادبیات داستانی ما قرار میگیرد.
بیژن نجدی شاعر و داستانویسی تر و تازه بود که بوی طبیعت، بوی اشیاء و آدمهای شمال بدجوری در حرفها و حدیثهایش به پا ایستاده بودهاند. مقوله زبان و تکنیک در برابر معناهای خود خواستهاش، همواره در نوسان بود و پیوسته نوعی نیاز درونی، وی را به بازتاب روزگار خود فرا میخواند. ایستادن در حیات«قصه و شعر» آن هم میان طبیعت سرشار و پربار شمال، نگاهش را پیوسته به سمت کوهها، درهها و جنگل میکشاند. نجدی همواره شتابی برای آمدن و ماندن نداشت. اما آنچه مینوشت و میگفت دارای قابلیتی سخت انسانی و هنرمندانه بود. همواره به وجه«وحشتناکی» آشوبهای انسانی را به قلمرو روایت میکشاند. فضای ذهنیاش، پیوسته درگیر عواطف و مصائب انسانی بود. چهره نجدی در کار داستاننویسی، چهرهای نوین و پر از زبانهای تازه و تکنیکهای زیباشناسانه است. اتفاقهای عظیم و ویرانگر انسانی در چشمانداز قصههای نجدی، بسیار سیال و تماشایی است (ر.ک.معتقدی،۱۳:۱۳۸۱).
«ویژگی بارز داستانهای نجدی در این است که در حجمی اندک معنایی عمیق را القاء میکند. چیزی که در کمترین داستانی میشود مشاهده کرد» (امیری،۲۳:۱۳۸۲)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:32:00 ب.ظ ]




 

  • ستوده، هدایت. (۱۳۸۱)، آسیب شناسی اجتماعی، تهران، انتشارات آوای نور.

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

  • شاو، مک کی. (۱۹۵۱-۱۹۴۱)، بزه کاری کودکان در محیط شهری، نشر دانشگاه شیکاگو.
  • شعبانی، رضا. (۱۳۸۵)، برنامه ریزی شهری و پیشگیری از جرم، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه تهران.
  • شکویی، حسین. (۱۳۶۹)، جغرافیای اجتماعی شهرها، تهران، نشر جهاد دانشگاهی.
  • صارمی ، امین.(۱۳۸۵)، روش تحقیق در علوم انتظامی ، تهران، دانشگاه علوم انتظامی .
  • صدرات، علی. (۱۳۴۰)، حقوق جزا و جرم شناسی، جلد اول، تهران، نشر کانون معرفت.
  • عبادی نژاد، سید علی. (۱۳۸۲)، مطالعه جغرافیایی جرایم شهری، فصلنامه مطالعات امنیت اجتماعی، پیش شماره دوم، ص: ۱۲۷-۱۱۴٫
  • قهرمانی، کوه آراء. (۱۳۸۶)، بررسی عوامل انتظامی موثر در سرقت اماکن تجاری شهر شیراز، فصلنامه مطالعات پیشگیری از جرم، سال دوم، شماره دوم، چاپ دوم، ص ۱۶۸-۱۵۵٫
  • کردلو، جعفر. (۱۳۸۶)، نقش کاربری اراضی در پیشگیری از جرم سرقت ابهر، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه علوم انتظامی .
  • کلانتری، محسن. (۱۳۷۴)، برسی نقش محیط جغرافیایی در وقوع جرم، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه شهید بهشتی.
  • _____________ (۱۳۸۰)، بررسی جغرافیای جرم و جنایت در مناطق شهر تهران، رساله ی دکتری، تهران، دانشگاه تهران.
  • کی نیا، مهدی. (۱۳۶۹)، مبانی جرم شناسی، جلد سوم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
  • گسن، ریموند.(۱۳۷۰)، جرم شناسی کاربردی، ترجمه مهدی کی نیا، چاپ اول، تهران، نشر مترجم.
  • گلدوزیان، ایرج. (۱۳۷۲)، حقوق جزای اختصاصی، تهران، انتشارات جهاد دانشگاهی.
  • گل محمدی خامنه، علی. (۱۳۸۶)، مدیریت پیشگیری از جرایم، تهران، دانشگاه علوم انتظامی.
  • گوردن، هیوز. (۱۳۸۰)، پیشگیری از جرم، مترجمان علیرضا کلدی و محمد تقی جغتایی، چاپ اول، نشر سازمان بهزیستی کل کشور دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.
  • مرشدی، مسعود،(۱۳۸۸)بررسی عوامل موثر در انتخاب مکان سرقت شهرستان خوی، فصلنامه مطالعات پیشگیری از جرم، شماره ۱۳، ص ۴-۱۴٫
  • مظلومان، رضا. (۱۳۵۵)، جرم شناسی، جلد اول، چاپ اول، تهران، دانشگاه شهید بهشتی.
  • معین، محمد. (۱۳۶۳)، فرهنگ فارسی، جلد اول، چاپ ششم، تهران، نشر سپهر.
  • نجفی ابرندآبادی، علی حسین. (۱۳۷۹)، پیشگیری از بزه کاری و پلیس محلی، نشریه امنیت وزارت کشور، سال چهارم، شماره ۲۰و۱۹٫
  • نسل، غلامرضا. (۱۳۸۶)، اصول و مبانی نظریه فرصت جرم، فصل نامه حقوق دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، دوره ۳۷، شماره ۳، ص: ۳۲۰-۲۹۳٫
  • نوربها، رضا. (۱۳۷۷)، زمینه جرم شناسی، چاپ سوم، تهران، نشر گنج دانش.
  • ولیدی، محمدصالح. (۱۳۷۹)، حقوق جزای اختصاصی، جلد اول، تهران، انتشارات امیرکبیر.
  • ________________ (۱۳۸۴)، اصول ومبانی پیشگیری از وقوع جرم، انتشارات دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی.
  • هاتفی اردکانی، حسین. (۱۳۸۴)، پی جویی سرقت، تهران، انتشارات جهان جام جم.
  • یگانگی، اسماعیل. (۱۳۸۱)، مهاجرت بزرگ ایرانیان، تهران، انتشارات علم.

 

  1. Angels 1968, Disscurging Crime through City planning , university of California , Berkely center for planning and Development Research.
  2. Anselin,L.Cohen Cook, D.Gorr, W.and Tita, G. Spatial Analysis of Crime. In, Measurment and Analysis of Crime and justice. edited by David Duffee , Vol.4 of criminal justice , 2000
  3. . Brantingham , P.and Brantingham , P.(1990) Situational Crime Prevention in Practice:Canadian journal of Criminology jan.
  4. Brown , B and Altman , I , (1981) , Territoriality Defensible space and Residental Burglary: An environmental Analysis. journal of Environmental Psycology , 3.
  5. Cohen , L. and M.Felson. (1979) Social Change and Crime Rate Trends: ARoutine Activity approach , American sociological Review. Vo144.
  6. Clark , R, (1997) , Situational Crime Prevention: Successful case studies ,andedition , Harrow and Hoston , Newyork.
  7. Eck , j. and Weisburd , D.(1995) Crime Places in Crime theory , in Eck , j. andWeisburd , D.(Eds), Crime and place. Monsey , NY: Criminal justce press.
  8. Sherman , L. W and Gartin , P. R and Burger , M.(1989) , Hotspots of predatoryCrime , Routine Activities and The Criminology of place.
  9. Taylor , B.(1998) , crime and Place , National Institue of justice(NIJ). fram theworld wide web :http://www.Nij. com.
  10. weisburd , d. (1997) , Reorienting Crime Prevetion Research and Policy , fromthe Causes of Criminality to the context of Crime , Research Report.

پیوست و ضمایم:

بسمه تعالی
نمونه پرسشنامه خام مخصوص کارکنان پلیس پیشگیری و پلیس آگاهی استان

 

 

 

 


 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:31:00 ب.ظ ]




۳ – آفرینش خیر کثیر همراه با شر قلیل در خلقت انسان همراه با ذکر این نکته که دوری از آن شر قلیل در خلقت انسان اجتناب ناپذیر است.

۳ـ۲ـ۳٫ مرگ

 

۳ـ۲ـ۳ـ۱٫ واژه شناسی مرگ در قرآن

* توفّی:
قرآن کریم از مرگ با عنوان «توفی» یاد کرده است.
کلمه «توفی» به معنای گرفتن چیزی است به طور تمام و کامل، مثلاً وقتی میگویند: «توفیت حقی من فلان» و نیز «استوفیت حقی من فلان» معنایش این است که من تمام حقم را از فلانی گرفتم.[۳۳۰] کلمه توفّی به معنای این است که چیزی را به طور کامل دریافت کنی، مانند توفّی حق و توفّی قرض از بدهکار، که معنایش تا دینار آخر حق و طلب را گرفتن است.[۳۳۱]
«توفّی» (بر وزن ترقی) از ماده «وفی» به معنی تکمیل کردن چیزی است و اینکه عمل به عهد و پیمان را وفا میگویند به خاطر تکمیل کردن و به انجام رساندن آن است و نیز به همین دلیل اگر کسی طلب خود را به طور کامل از دیگری بگیرد، عرب میگوید: توفی دینه، «یعنی طلب خود را به طور کامل گرفت».
در آیات قرآن نیز توفی به معنی گرفتن، به طور مکرر به کار رفته است مانند «وَهُوَ الَّذِی یَتَوَفَّاکُم بِاللَّیْلِ وَیَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ …»[۳۳۲]؛ و اوست کسی که شبانگاه روح شما را به هنگام خواب میگیرد و آنچه را در روز به دست آوردهاید میداند.
در این آیه مساله خواب به عنوان توفی روح ذکر شده، درست است که واژه توفی گاهی به معنی مرگ آمده و متوفی به معنی مرده است ولی حتی در این گونه موارد نیز حقیقتا به معنی مرگ نیست بلکه به معنی تحویل گرفتن روح است.[۳۳۳]
* موت:
یکی دیگر از واژه هایی که در قرآن بر مرگ و مردن دلالت میکند واژه «موت» است. این واژه ۱۶۵ بار در ۱۴۳ آیه آمده است. مفردات با بررسی این واژه در برابر انواع حیات می گوید که موت دارای انواعی است:
۱- موت در برابر قوه نامیهای که در انسان و حیوان و گیاه موجود است مانند «یُحیَی الارضَ بَعدَ مَوتِها»[۳۳۴]؛ زمین را بعد از مرگش زنده میسازد.
۲- زوال قوه حافظه، مانند: «قالَت یلَیتَنی مِتُّ قَبلَ هذا وَ کُنتُ نَسیاً مَنسیاً»[۳۳۵]؛ گفت ای کاش پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش شده بودم.
۳- زوال قوه عاقله که همان جهالت است، مانند: «اَو مَن کانَ مَیّتاً فَاحیَیناهُ»[۳۳۶]؛ آیا کسی که مرده دل بود و زندهاش گردانیدیم …
۴- حزن و خوفی که مکدر و تیره کننده حیات است، مانند: «وَ یَاتیَهُ المَوتَ مِن کُلِّ مَکان وَ ما هُوَ بِمَیّت»[۳۳۷] ؛ و مرگ از هر جانبی به سویش میآید ولی نمیمیرد.
۵- خواب که مرگ خفیف است، «وَ هُوَ الَّذی یَتَوَفّاکُم بِالَلیلِ»[۳۳۸] و به خاطر همین خداوند تبارک و تعالی مرگ و خواب را به نام «توفی» نامگذاری کرده است.[۳۳۹]
این واژه در قرآن به معانی دیگر آمده که در ذیل به آن اشاره میشود:
* جدایی روح از بدن و جسد، مانند: «کُلُّ نَفسٍ ذائِقهُ المَوت»[۳۴۰]؛ هر جانداری چشنده طعم مرگ است.
* آب منی و نطفه (مراحل پیشین آفرینش انسان)، مانند: «کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَکُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْیَاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»[۳۴۱] ؛ چگونه خدا را منکرید با آنکه مردگانی بودید و شما را زنده کرد باز شما را میمیراند و باز زنده میکند.
* گمراهی بی ایمانی و کفر، مانند: «اِنَّکَ لاتُسمِعُ المَوتیَ»[۳۴۲]؛ البته تو مردگان را شنوا نمیگردانی.
* در مورد بتهای فاقد حرکت و جنبش که مورد پرستش واقع میشود، «اموات غیر احیاء»[۳۴۳] الفاظ دیگری در قرآن به کار رفته که بر مردن و مرگ دلالت میکنند مثل «هلک»[۳۴۴]، «صعق»[۳۴۵]، «قتل»[۳۴۶] ، «فنا»[۳۴۷] اما چون از ظرفیت رساله خارج است از آنها صرف نظر میکنیم.
مؤلف مقاییس الغه در مورد واژه موت میفرماید: «ذهاب القوه من الشی»؛ موت یعنی از دست رفتن قدرت و توان چیزی. بنابراین با توجه به این ریشه است که عرب در موارد خاموشی آتش و از کار افتادن زمین از قابلیت کشت و زرع و حتی در مورد خواب انسان، لفظ «موت» به کار میبرد، چون در همه اینها یک قدر مشترکی وجود دارد و آن این که قابلیت ها و توانها از میان میرود.[۳۴۸]

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۳ـ۲ـ۳ـ۲٫ حقیقت انسان

واژه انسان ۵۶ بار در قرآن ذکر شده که با مراجعه به آنها معلوم می شود مراد از آن فقط جسد ظاهری و همین صورت خاکی نیست بلکه باطن، استعدادها و عواطف و دیگر ابعاد وجودی او نیز منظور شده است. آیاتی که در توصیف انسان است برخی بیانگر بعد منفی و برخی بیانگر بعد مثبت انسان است. در آیاتی که انسان مذمت شده است، تعبیراتی از قبیل: ظلوم کفار (ابراهیم /۳۴)، عجول (اسرأ /۱۱)، قدر ناشناس (حج /۶۶)، بخیل (اسراء /۱۰۰)، نا امید (هود / ۹)، دشمن آشکار (نمل / ۴)، فراموش کننده (زمر / ۸)، حریص (معارج / ۱۹)، بی تاب (معارج / ۲۰)، طغیانگر (علق /۶) و زیانکار (عصر/ ۲) آمده است.
اما آیاتی که در مدح انسان است تعابیری از قبیل: تکریم (لقمان/ ۲۰)، تفضیل بر مخلوقات (اسراء/ ۷۰)، خلیفه الله (بقره/۳۰)، توانایی تسخیر جهان (لقمان/ ۲۰)، دمیده شدن روح الهی در او (حجر/ ۲۹)، شنوا و بینا بودن (انسان/ ۲)، توبه کننده (زمر/ ۸) و شاکر (انسان/ ۳) آمده است. با عنایت به این دو بعد از صفات انسانی بدست میآید که انسان غیر از جسم بعد دیگری دارد که منشاء این صفات است.
انسان در نگاه قرآن ترکیبی از روح و بدن است و اینکه مرگ پایان زندگی انسان نیست بلکه روزنه ای است به زندگی دیگر و روح پس از جدایی از بدن باقی است و زندگی خود را در جهان برتر ادامه میدهد. به عبارت دیگر مرگ دروازه فنا نیست بلکه دروازه ابدیت است و بشر از این دروازه به جهان ابدی که آن نیز برای خود فرازهایی دارد گام مینهد و پاسدار این دروازه فرشته مرگ است که دست انسان را میگیرد و او را به سرای دیگر روانه میکند.
مردن در منطق قرآنی تباهی نیست، صرف خراب شدن نیست، انهدام نیست بلکه مردن انتقال است و آن که میمیرد، در همان آنی که میمیرد از اینجا منتقل میشود به جای دیگر و در جای دیگر زنده است.[۳۴۹] اکثر حکمای اسلامی معتقدند که حقیقت انسان نه جسم است و نه جسمانی بلکه جوهری است مجرد از ماده و متعلق به بدن، آن هم تعلق تدبیری که با فساد و فنای بدن فانی نمیشود.
اگر خواهی خود را بشناسی، بدان که هر کسی را از دو چیز آفریدهاند: یکی این بدن ظاهر که آن را تن گویند و مرکب است از گوشت و پوست و استخوان و رگ و یکی دیگر «نفس» است که آن را روح و جان و عقل و دل نیز گویند و آن جوهری است مجرد از عالم ملکوت و درّی است بس گرانمایه از سنخ مجردات.[۳۵۰]
قول حق این است که انسان همان روح یا نفس اوست که ذاتا مجرد از ماده و علایق ماده است و غیر از بدن است اگر چه علاقه شدیدی به آن دارد و به اعتبار تجرد ذاتی آن، روح نامیده میشود و به اعتبار افعال و تحریکات، نفس و به اعتبار عقائد و تقلبات، قلب و به اعتبار مدرکات علمی، عقل نامیده میشود.[۳۵۱]
صدر المتألهین نیز انسان را مرکب از روح و جسم میداند و میگوید: جسم فانی و مادی است ولی روح یا نفس باقی و مجرد است از نظر وی حقیقت انسان همین نفس ناطقه است که صورت ذاتی او میباشد.[۳۵۲]

۳ـ۲ـ۳ـ۳٫ اثبات روح برای انسان

شکی نیست در اینکه در داخل این هیکل محسوس که ما آن را انسان مینامیم مبدئی برای حیات است که شعور و اراده آدمی مستند بدان است و خدای تعالی در آنجا که سخن از خلقت انسان به عنوان آدم دارد از این مبدأ تعبیر به روح و در بعضی موارد تعبیر به نفس نموده است. یک حقیقتی برای انسان وجود دارد که یک عمر به او میگفتیم تو، شما، جنابعالی و امثال اینها. آیاتی در قرآن وجود دارد که یک جوهر اصیلی را برای انسان اثبات میکند که انسانیت انسان به آن حقیقت اصیل است از جمله:
۱- «ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِیهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَهَ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُونَ»[۳۵۳]؛ آنگاه او را درست اندام کرد و از روح خویش در او دمید و برای شما گوش و دیدگان و دلها قرار دارد چه اندک سپاس میگزارید.
منظور از تسویه، همان خلقت اعضا اوست که او را به حد اعتدال، دور از افراط و تفریط آفریده، مقصود «سوی» در این آیه و دیگر آیات (سوره انفطار آیه ۷ و سوره اعلی آیه ۲) تکمیل خلقت جسمانی و پرداخت آفرینش ظاهری اوست. بعداً روح را که از نظر شرافت و والایی به حدی رسیده است که خدا، آن را به خود نسبت میدهد «من روحی» با تعبیر «نفخ» به کار برده یعنی خدا از روحی شریف و منسوب به خودش در او دمید. این روح غیر از بدن است. پس از نفخ روح موضوع شنیدن، دیدن، تدبر و تفکر را یادآور میشود و میگوید: «و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده …» هر چند در این جمله از اعضا نام میبرد ولی مقصود آثار آنهاست که همان شنیدن، دیدن و تفکر کردن است.
۲- « .. ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ»؛[۳۵۴] آنگاه جنین را در آفرینشی دیگر پدید آوردیم. آفرین بر خدا که بهترین آفرینندگان است.
این آفرینش دیگر در آیه که پس از تغییر و تحولاتی که در جنین روی میدهد، رخ مینماید، همان مرحله تعلق روح و دمیدن روح انسانی در کالبد اوست که در آیات دیگر آن را به نفخ روح بیان کرده است.
۳- « … وَ لَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِی غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلآئِکَهُ بَاسِطُواْ أَیْدِیهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَکُمُ»[۳۵۵]؛ و ای کاش ستمگران را در گردابهای مرگ می دیدی که فرشتگان به سوی آنها دستهایشان را گشودهاند و نهیب میزنند: جانهایتان را بیرون دهید.
این آیه به روشنی میرساند که جان گوهری است که گاهی با بدن همراه است و گاهی از آن بیرون است.
۴- «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»[۳۵۶]؛ چون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و او نیز آنها را دچار خود فراموشی کرد.
آیا می توان گفت که مقصود از نفس همان بدن است. زیرا آنچه که گروه عصیان گر هیچگاه آن را فراموش نمیکنند همان بدن و لذائذ زودگذر آن است، بلکه مقصود از یاد بردن روح انسانی است که به سعادت و خوشبختی نیاز کامل دارد. چون به نیازهای واقعی روح توجه ندارند مثل این است که آنرا فراموش کردهاند.
۵- «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ـ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا»[۳۵۷]؛ سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد سپس پلیدکاری و پرهیزگاریاش را به آن الهام کرد.
آیه حاکی است که انسان دارای گوهری است که دارای ادراک و تحرک است ادراک دارد زیرا به او الهام میشود، تحرک دارد زیرا مبدا یک رشته کارهایی است که مایه پرهیزگاری یا تبهکاری اوست.
هر انسانی ناخودآگاه اعضا بدن و حتی بدن خود را به واقعیت دیگری به نام من نسبت میدهد و میگویند: دست من، پای من، مغز من، قلب من و بدن من. یک چنین انتساب در حالت ناخودآگاهی حاکی است که هر فردی خود را به واقعیت دیگری به نام «من» بسته میداند که در پشت پرده شخصیت ظاهری و مادی او قرار گرفته است و همه اعضا و بدن خود را به آن نسبت میدهد اما در جایی که میگوید «نفس من» یا «روح من» یک چنین تعبیری از باب ضیق بیان است و اگر می گفت «روح» بی آنکه به «من» نسبت دهد، معلوم نمیشد که به روح چه کسی اشاره میکند.

۳ـ۲ـ۳ـ۴٫ آیات دال بر تجرّد نفس

تا اینجا از آیاتیکه گفته شد، به این نتیجه رسیدیم که شخصیت و حقیقت هر انسانی روح اوست حال آیاتی را که بر تجرّد روح یا نفس دلالت میکنند بیان میکنیم.
۱- «وَ عَلّمَ آدَمَ الاَسماءِ کُلّها»[۳۵۸]؛ و خدا همه معانی نامها را به آدم آموخت.
خدا انسان را خلیفه خودش بر روی زمین قرار داد و اگر آدم مستحق و لایق خلافت الهی شد به خاطر علم به اسماء بوده و خداوند مستخلِف این خلیفه است، کسی که در وجودش مسمّای به اسماء الحسنی و متّصف به صفات علیائی از صفات جمال و جلال است و آدم که خلیفه خدا بر روی زمین است مظهر تمام اسمای الهیه و فوق ملائکه بلکه فوق تمام موجودات عالم است. چون بدن جسمانی آدم نمیتواند مظهر اسمای الهی باشد معلوم میشود چیز دیگری در کار است که آن مجرّد میباشد و آن نفس است.[۳۵۹]
۲- «وَکَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ»[۳۶۰]؛ و اینگونه ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا از جمله یقین کنندگان باشد.
در این آیه ما ملکوت را به هر معنایی که بگیریم اثبات تجرد نفس انسانی میشود. در معنای اول، ملکوت را عبارت از «مرتبه اسماء و صفات» میگیریم، زیرا ملکوت مبالغه در مالکیّت است، مثل طاغوت که مبالغه در طغیان است، اگر این مرتبه بخواهد به حضرت ابراهیم ارائه شود باید حضرت با وجه الهی عالم نوعی سنخیت داشته باشد و این سنخیت محقق نمیشود مگر اینکه که در ایشان یک قوه الهیّه که فوق تمام موجودات حتی مجرّدات است وجود داشته باشد تا بتواند به واسطه آن تجلی مالکیتی حقّه حق را در همه موجودات حتی مجردات رویت کند. اما اگر ملکوت را به معنی «عالم ملک» بگیریم، میگوئیم: با تکیه به قوه جسمانی نمیشود در یک مدت کم این مقدار از عالم را به حضرت ابراهیم علیه السلام نشان داد. پس به ناچار یک قوه تجرّدی لازم است که به توسط آن برتمام عالم ملک احاطه حاصل شود.[۳۶۱]
۳- «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ ـ فِی کِتَابٍ مَّکْنُونٍ ـ لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»[۳۶۲]؛ این پیام قطعا قرآنی است ارجمند در کتابی نهفته که جز پاک شدگان بر آن دست نزنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:30:00 ب.ظ ]




باید گفت: که با وجود تصریح مواد ۳۶۳ و۳۶۴ قانون مدنی،در بیع خیاری در فاصله وقوع عقد تا سقوط یا انقضاء مدت خیار،مالکیّت متزلزلی برای بایع و مشتری وجود دارد و پس از انقضاء مدت خیار فسخ،مالکیّتِ متزلزل و غیر قطعی به مالکیت مستقر و قطعی تبدیل می گردد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

بند دوم: انتقال مالکیت در عقد بیع مؤجّل

برابر بند ۳ و۴ ماده ۳۶۲ قانون مدنی:”عقد بیع، بایع را به تسلیم مبیع و مشتری را به تأدیه ثمن ملزم می نماید.”بنابراین تسلیم مبیع و تأدیه ثمن از الزاماتی است که در عقد بیع برای بایع و مشتری ایجاد می گردد که هر کدام از آنها ملزم هستند بلافاصله پس از وقوع عقد بیع،مبیع و ثمن را تسلیم و تأدیه نمایند؛لکن متعاملین می توانند برای تسلیم مبیع یا تأدیه ثمن اجلی تعیین نمایند؛ امّا تعیین اجل نیز حسب ماده ۳۶۳ قانون مدنی که می گوید:”...وجود اجلی برای تسلیم مبیع یا تأدیه ثمن مانع انتقال نمی شود…” مانع از انتقال مالکیّت در زمان وقوع عقد نمی گردد.

بند سوم:انتقال مالکیّت در عقد بیع صرف

صرف در لغت به معنی صوت (صدا) می باشد و در اصطلاح فقهای امامیه صرف عبارت است از: “فروختن ثمنها یعنی طلا و نقره به مثل آن.”[۱۱۰]
بیع صرف علاوه بر دارا بودن شرائط صحت معامله،مشروط به آن است که قبض و اقباض در مجلس معامله واقع شود؛بنابراین اگر قبل از قبض و اقباض طرفین متفرق شوند، بیع باطل است و چنانچه بعضی از کالا قبض شود،معامله تنها در آن چه قبض شده صحیح و در آنچه قبض نشده باطل است و تفاوتی نمی کند که هریک از مبیع عین خارجی باشد یا کلّی فی الذمه.
ماده ۳۶۴ قانون مدنی نیز مقرّرنموده:”در بیعی که قبض شرط صحت است مثل بیع صرف انتقال ازحین حصول شرط است نه از حین وقوع بیع.”
با توجّه به ماده مزبور و با استنباط از نظر فقهاء نتیجه گرفته می شود، که در بیع صرف برای تسلیم مبیع و تأدیه ثمن نباید اجلی مقرّر گردد؛زیرا چنانچه طرفین قبل از قبض و اقباض متفرق شوند، بیع باطل است.

گفتار سوم:تسلیم مبیع

درخصوص تسلیم و چگونگی آن در گفتار اولِ مبحث دوم از فصل اول توضیحاتی داده شد. سؤالی که در این جا مطرح می گردد این است که چرا باید فروشنده مبیع را در اختیار مشتری قرار دهد؟ آیا چون دراثر عقد مبیع به ملکیت مشتری در می آید،فروشنده باید مبیع را در اختیار او قرار دهد؟در پاسخ به این سؤال گفته شده: خیر،چون مبیع در اثر عقد به ملکیّت مشتری در می آید، فروشنده ناچار به تسلیم آن نیست؛بلکه الزام فروشنده به تسلیم مبیع ریشه قراردادی دارد و ناشی از عقد بیع است.لکن، همانگونه که گفته شد: فروشنده وظیفه دارد مبیع را بگونه ای در اختیار مشتری قرار دهد که او بتواند آن طورکه می خواهد از آن استفاده نماید؛لذا لازم است که فروشنده اطلاعات لازم در خصوص مبیع را در اختیار مشتری قرار دهد. مضافاً این که به حکم مواد۳۶۷و۳۸۳ قانون مدنی، فروشنده مکلّف است علاوه بر تسلیم مال موضوع عقد،منافع مبیع و هم چنین توابع آن را در اختیار مشتری قرار دهد.حال باید ببینیم که منظور از منافع و توابع مبیع چیست؟

بند اول: منافع مبیع

منافع “که در لغت عربی مصالح گفته می شود.” و “نفع اعیان اموال”[۱۱۱] را گویند؛ مانند: شیر و پشم دامها”.حقوقدانان در تعریف آن اختلاف نظر شدیدی دارند:
الف-برخی[۱۱۲] آنرا چنین تعریف نموده اند:” مقصود از منفعت،ثمره است، که بتدریج از عین مال به دست می آید،بی آنکه ازعین مال بگونه ای محسوس بکاهد؛ خواه این ثمره عین مادّی باشد (مانند میوه درخت) یا وصفی که عین مال، از آن جهت قابل انتفاع است(مانند صلاحیّت حیوانات برای سواری، باربری، و خانه برای سکنا)”.
در تعریف فوق دو صفت اصلی وجود دارد:نخست آن که تدریجی است و دیگر آن که از عین نمی کاهد.
ب- و برخی[۱۱۳] نیز آن را به معنای: “عوائد اصل شناسانده اند.”
و نیز گفته شده[۱۱۴] که:”منفعت عبارت از مالی است که وجود محسوس و مادّی ندارد و معادل کاربرد و مصرف اشیاء دارای وجود مادّی و محسوس است.”
سؤالی که در این جا پیش می آید این است که آیا ثمره و حاصل که دو اصطلاح رایج در متون فقهی و حقوقی می باشند منفعت محسوب می گردند یا خیر؟
در فقه ما،ثمره و حاصل که معادل نماء و نتیجه است،مترادف هم محسوب می شوند و هر دو به معنای نماء و دارای وجود مادی، که از عین نمی کاهد می باشند و ماهیتاً غیر از منفعت هستند.لکن در حقوق، آن دو از مصادیق منفعت به شمار می آیند؛ امّا با یکدیگر مغایرت دارند؛به عبارتی ثمره قسمتی از منفعت به شمار می آید که دارای وجود مادی می باشد، امّا از عین اصلی نمی کاهد؛ مانند: میوه درخت.لکن حاصل نیز قسمتی از منفعت می باشد، امّا بر خلاف ثمره،از عین اصلی می کاهد. مانند:درخت بریده شده یک باغ.
قانون مدنی ایران نیز در ماده ۱۵ به تبعیّت از حقوق مدنی فرانسه دو اصطلاح ثمره و حاصل را در مقابل هم ذکر نموده و بین آن دو تفاوت گذارده است و مقرّرنموده که:”ثمره و حاصل،مادام که چیده یا درو نشده،غیر منقول است.اگر قسمتی از ان چیده یا درو شده باشد تنها آن قسمت منقول است.”
به نظر می رسد که نباید بین ثمره و حاصل تفاوتی گذارد و بهتر آن است که هر دورا یکی و از مصادیق منفعت دانست که از اصل عین نمی کاهد.مانند: میوه درخت.

بند دوم :توابع مبیع

توابع مبیع عبارت است از:”هر چه که عرفاً برای استفاده خریدار از مبیع،طرف حاجت باشد.مثلاً در بیع خانه انشعاب برق و گاز از توابع است؛ لکن امتیاز تلفن از توابع مبیع نیست.”
نیز گفته شده:[۱۱۵] “مقصود از توابع اشیایی است که برای استعمال و بهره برداری از مبیع ضرورت دارد.”
حسب ماده ۳۵۶ قانون مدنی که مقرّر نموده:“هر چیزی که بر حسب عرف و عادت جزء یا از توابع مبیع شمرده شود یا قرائن دلالت بر دخول آن در مبیع نماید،داخل در بیع و متعلق به مشتری است اگر چه در عقد صریحاً ذکر نشده باشد و اگر چه متعاملین جاهل بر عرف باشند.”
بنابراین، توابع ممکن است به حکم عرف،قرارداد یا قرائن جزء مبیع باشند؛لذا فروشنده ملزم است علاوه بر تحویل مبیع،توابع آن را نیز به مشتری تسلیم نماید. پس اگر اتومبیلی فروخته شود،جک و چرخ یدکی نیز جزء مبیع و فروشنده ملزم به تسلیم آن است.

گفتار چهارم:تأدیه ثمن

یکی دیگراز آثار عقد بیع صحیح برابر بند ۴ ماده ۳۶۲ قانون مدنی این است که مشتری ملزم به تأدیه ثمن می باشد.تعهد به پرداخت ثمن،ناشی از عقد بیع است و چنانچه در پرداخت آن تأخیری صورت گیرد، فروشنده می تواند الزام خریدار به پرداخت ثمن را از دادگاه بخواهد و حق فسخ بیع را ندارد؛ مگر در مورد خیار تفلیس و تأخیر ثمن.
لذا در ادامه این گفتار مطالبی در خصوص خیار تفلیس و تأخیر ثمن ارائه می گردد.

بند اول:خیار تفلیس

تفلیس یعنی صدور حکم افلاس در دادگاه، که با صدور این حکم،بایع که ثمن را از مشتری نگرفته است، حق رجوع به مبیع را دارد.[۱۱۶]
شایان ذکر است که مفَلَّس(بر وزن مثلث) را نباید با مفلِس(بر وزن معسر) که به فقیر گفته می شود را اشتباه کرد.[۱۱۷]
خیار تفلیس در شمار خیارات مذکور در ماده ۳۹۶ نیامده و فقط در ماده ۳۸۰ قانون مدنی ذکر گردیده است. به موجب ماده ۳۸۰ قانون مدنی:“در صورتی که مشتری مفلس شود و مبیع موجود باشد بایع حق استرداد آن را دارد و اگر مبیع هنوز تسلیم نشده باشد،می تواند از تسلیم آن امتناع کند.”
چون خیار تفلیس تنها در ماده ۳۸۰ قانون مدنی ذکر گردیده، از خیارات مختص بیع می باشد؛ ولی با توجّه به این که در ماده ۴۵۶ قانون مدنی خیارات مختص بیع (خیار مجلس،حیوان و تأخیر ثمن) ذکر گردیده،لذا خیار تفلیس ازخیارات مشترکه می باشد که در جمیع معاملات ممکن است موجود باشد.[۱۱۸]
برای خیار تفلیس شرایطی می باشد که عبارتند از:
“۱-مشتری پس از عقد بیع مفلس شده باشد،یعنی دادگاه در رأی خود تاریخ فلس مشتری را پس از زمان عقد معین نموده باشد.
۲-در صورتی که مبیع تسلیم مشتری نشده و یا آن که تسلیم شده، ولی عین آن نزد مشتری موجود است؛یعنی تلف و یا انتقال به غیر، داده نشده باشد؛فرقی نمی نماید که مبیع عین معیّن باشد و یا کلّی فی الذمه.
۳-در صورتی که ثمن به بایع تأدیه نشده باشد.
۴-در صورتی که ثمن کلّی فی الذمه باشد و الّا هرگاه پس از عقد مشتری مفلس گردد و ثمن عین معین باشد،طبق ماده ۳۶۳[۱۱۹] قانون مدنی بایع می تواند آن را از مشتری بخواهد؛ زیرا در اثر عقد، ثمن معیّن در ملکیّت بایع داخل می گردد.”[۱۲۰]

بند دوم:خیار تأخیر ثمن

برابر ماده ۴۰۲ قانون مدنی:“هرگاه مبیع عین خارجی و یا در حکم آن بوده و برای تأدیه ثمن یا تسلیم مبیع بین متبایعین اجلی معین نشده باشد،اگر سه روز از تاریخ بیع بگذرد و در این مدت نه بایع مبیع را تسلیم مشتری نماید و نه مشتری تمام ثمن را به بایع بدهد،بایع مختار در فسخ معامله می شود.”
بنابراین، علاوه بر امکان اجبار خریدار و استفاده از حق حبس،بایع می تواند از خیار تأخیر ثمن، برابر ماده ۴۰۲ قانون مدنی استفاده نماید. که این حق را در اصطلاح “خیار تأخیر ثمن”نامند.
در این جا فرضی را در نظر می گیریم که سه روز از تاریخ بیع گذشته و خریدار ثمن را تأدیه ننموده و فروشنده نیز از این حق استفاده نکرده باشد.
سؤالی که مطرح می گردد این است که آیا اگر خریدارآمادگی خویش را برای پرداخت ثمن اعلام نمود،فروشنده می تواند از خیار تأخیر ثمن استفاده نماید یا این که حق او ساقط می گردد؟
در پاسخ به این سؤال باید گفت: که بین فقهاء اختلاف نظر وجود دارد، عدّه ای بر این عقیده اند که خیار ساقط می گردد[۱۲۱] و عده ای دیگر بقای آن را صحیح می دانند[۱۲۲] و برخی هر دو احتمال را می دهند. [۱۲۳]
در این خصوص به نظرمی رسد که چون عقد بیع از عقود لازم است بنابراین نمی توان به آسانی آن را بهم زد مگربه وسیله خیارات یا اقاله. در خصوص استفاده از خیارات باید گفت: طرفین معامله زمانی به وسیله یکی از خیارات معامله را فسخ می نمایند که ضرری متوجّه آنها باشد؛ لکن در این مورد چون با تأدیه ثمن ضرری متوجه بایع نمی گردد؛ بنابراین بهتر است که خیار تأخیر ثمن ساقط گردد.

گفتار پنجم:ضمان دَرَک

دَرَک در لغت به معنی نهایت گودی چیزی و لحوق(ضمیمه شدن و تابع گردیدن) است.[۱۲۴]امّا در اصطلاح حقوقی یعنی: “تدارک و جبران زیانی که به حقوق عاقد رسیده است. چنانکه پس از بیع،معلوم شود که مبیع شخصی یا ثمن شخصی، ملک ناقل نبوده است(فضولی)، اگر مبیع بوده است برای تدارک مافات باید ثمن به مشتری رد شود.مسئولیت مدنی تدارک را، ضمان دَرَک گویند.”[۱۲۵]امّا مقصود از واژه “ضمان” در ترکیب ضمان دَرَک، ضمان معاوضی یا تکلیف به بازگرداندن ثمن است و معنی دَرَک ارتباط ملکیّت به شخصی غیر از فروشنده است.”[۱۲۶] قانونگذار ما ضمان دَرَک را از آثار بیع صحیح می داند و ویژه موردی است که مبیع یا جزئی از آن به ملک دیگری در آید و او معامله را تنفیذ نکند؛ در این مورد بایع باید تمام ثمن را به خریدار مسترد نماید.امّا چنانچه جزئی از مبیع مستحق للغیر در آید مشتری می تواند برابر ماده ۴۴۱ قانون مدنی نسبت به قسمتی که عقد بیع باطل است ثمن را مسترد دارد و نسبت به قسمت دیگر عقد را قبول نماید و یا عقد را فسخ و ثمن آن را مسترد کند. امّا در مورد حق ارتفاق و انتفاع برابر ماده ۵۳ قانون مدنی[۱۲۷] اینگونه است که اگر شخص ثالث حق انتفاع یا ارتفاق بر مبیع داشته باشد،بیع باطل نیست و فروشنده نیز خود به خود تکلیفی در رد ثمن ندارد.

مبحث سوم:احکام عقد بیع

در خصوص احکام عقد بیع در قسمتهای مختلف توضیح داده شده،که در این جا جهت جلوگیری از اطاله کلام از تکرار آنها صرفنظر،و به بیان مختصری از آن می پردازیم.
عقد بیع چنانکه از مفاد ماده ۳۳۸[۱۲۸] قانون مدنی استنباط می گردد عقدی معوّض یعنی دارای ثمن و مثمن می باشد، که هر یک عوض دیگری قرار می گیرد.
عقد بیع از عقود تملیکی می باشد و در صورتی که مبیع عین شخصی (خواه مشاع[۱۲۹] باشد و خواه مفروز[۱۳۰]) و یا در حکم آن(مقدار معین به طور کلی از شئ متساوی الاجزاء)باشد به وسیله عقد به مشتری منتقل می شود؛ اگر چه هنوز تسلیم او نشده و ثمن را هم بایع قبض نکرده باشد.
در تاریخ حقوق،تملیکی بودن عقد بیع سابقه طولانی ندارد و تملیکی بودن از مبتکرات سبز فایل است.در حقوق قدیم عقد بیع از عقود عهدی بود و به وسیله آن بایع تعهد می نمود که مبیع را به مشتری تملک نماید و تملیک به وسیله قبض بعمل می آمد؛ زیرا در جوامع اولیّه بین مالکیّت و تصرف فرقی گذارده نمی شد و هر کس هر چه را متصرف بود خود را مالک آن می دانست؛ولی بتدریج که اجتماع مرکزیت یافت و از قدرت فردی کاسته شد مالکیت مفهوم جداگانه ای پیدا کرد و از تصرف فرق گذارده شد.
لکن در صورتی که مبیع کلی باشد، بیع عقد عهدی است یعنی به وسیله آن بایع تعهد می نماید که مبیع را به مشتری تملیک نماید و عمل تملیک به وسیله قبض حاصل می شود. اما مفاد ماده ۳۳۸ قانون مدنی ناظر به مبیع شخصی است و مبیع کلی را در بر نمی گیرد.[۱۳۱]

بخش دوم: ایجاب،آثار و احکام مربوط به آن

همانگونه که در مقدّمه بدان اشاره شد، هر عمل حقوقی چه داخلی و چه در سطح بین المللی،یک ارتباط دو جانبه ای است که ابتدائاً می بایست میل به انجام آن عمل حقوقی از جانب یکی به سوی دیگری ابراز و پیشنهاد گردد. به عبارتی از ماده ۱۸۳قانون مدنی که مقرّر داشته: “عقد عبارتست از این که یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند دیگر تعهد بر امری نمایند و موررد قبول آنها باشد.” چنین استنباط می گردد که باید برای ایجاد تعهد کسی که متعهد می شود،قصد خود را اعلام و سپس طرف دیگری که متعهد له و منتفع از تعهد است،آن را قبول نماید.این اعلام تعهد را در اصطلاح حقوقی ایجاب و اعلام پذیرفتن را قبول نامند.
حال نظر به این که ایجاب و نیز قبول شرایط،آثار و احکام مختص به خود را دارند.لذا این بخش را با توضیحاتی در خصوص مفهوم،تعریف و شرایط تحقق و نفوذ ایجاب، آثار و احکام آن و در نهایت زوال ایجاب ادامه خواهیم داد.از این رو در فصل اول تعریف، شرایط تحقق و نفوذ ایجاب، در فصل دوم آثار و احکام ایجاب و در فصل سوم زوال ایجاب را مورد بررسی قرار می دهیم.

فصل اول:مفهوم،تعریف و شرایط تحقق و نفوذ ایجاب

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:30:00 ب.ظ ]




 

  • مشارکت آزادانه کارکنان
  • تضمین امنیت شغلی
  • استفاده از چرخه کیفیت از طریق بحث و بررسی مشکلات مؤثر در عملکرد کارخانه و محیط کار
  • تشویق کارکنان به رشد شغلی و توسعه مهارت ها در درون تیم کاری
  • دسترسی به آموزش مهارت ها
  • مشارکت گروه کاری در پیش بینی نیازهای شخصی، انتخاب اعضا و رهبر گروه
  • تشکیل جلسات دوره ای تیم کاری برای بحث پیرامون موضوعاتی چون کیفیت، زمانبندی امور، مسائل ایمنی محیط کار و سفارش های مشتریان

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

  • احساس مسئولیت نسبت به مسائل و مشکلات کارکنان (فرجوند، ۱۳۷۶)

 

۶) الگوی ارائه شده توسط مورتن[۶۶]
در مطالعه دیگری که توسط مورتن انجام شده است کیفیت زندگی کاری به شش قسمت عمده تقسیم بندی شده است که این موارد به اختصار عبارتند از:

    1. حقوق و مزایاکه باید بر اساس میزان دقت، توانایی و کوشش افراد در سازمان به آنان تعلق گیرد. چنانچه حقوق و مزایای تعلق گرفته شده ناکافی باشد ممکن است افراد به سازمان های دیگر روی آورند.
    2. جدول زمانی کارعوامل متعددی در این طبقه جای می گیرد؛ از قبیل: کار تمام وقت، کار پاره وقت، چهار روز کار در هفته، زمان کاری شناور، اوقات فراغت بین کار، مرخصی و تعطیلات. زمانی کاری شناور به افراد آزادی بیشتر و فرصت برای پرداختن به فعالیت های غیر کاری دهد. این عوامل در سال های اخیر اهمیت
      ویژه ای یافتند.
    3. ماهیت شغلی:چنانچه ساختار شغل متناسب با توانایی ها و استعداد فرد باشد در آن صورت احساس رضایت به وی دست می دهد.
    4. جنبه های فیزیکی شغلبه مرور زمان توجه فزاینده ای به بی حفاظ بودن کارگران در مقابل مواد شیمیایی خطرناک، مخاطرات ایمنی و سر و صدا در محیط کار معطوف می شود. در گذشته نسبت به زیان هایی که از بی توجهی به این عوامل ناشی می شد آگاهی اندک وجود داشت. چنانچه کارکنان در مدت زمان طولانی در محیطی که از نظر شرایط و ابزار کاری نامناسب است به کار گرفته شوند در آن صورت رضایت شغلی آنان کاهش می یابد.

    1. جنبه های نمادی شده داخل و خارج شغلعوامل داخلی شامل امنیت شغلی، امکانات رفاهی، رستوران، بهداشت محیط کار می باشد و عوامل خارجی شامل فرصت های تحصیلی، موانع شغلی یا اتحادیه ای برای رشد و پیشرفت، شرایط بازار کار و محدودیت های نژادی، جنس، سن و … می باشد.
    2. عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر زندگی کاریرضایت یا عدم رضایت شخص از زندگی ممکن است به محیط کار منتقل شود. مسائلی از قبیل ارتقاء سطح زندگی، هزینه های بالای مسکن، مشکلات انرژی، مشاجرات خانوادگی و آلودگی هوا باعث اضطراب و ناتوانی شده و در نهایت منجر به عدم رضایت می گردند. از طرف دیگر نزدیکی به مراکز فروش، امکانات تفریحی، غذاهای منجمد شده، موفقیت در آموزش های عمومی، وجود وسایل حمل و نقل خوب و کافی و دیگر امکانات رفاهی باعث آرامش و آسایش زندگی افراد شده و رضایت آنان را فراهم می آورد (فرجوند، ۱۳۷۶).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

بطور کلی می توان شاخص های مشترکی را که نشانگر کیفیت بالای زندگی کاری باشند به شرح زیر فهرست کرد:

    • وجود اعتماد در سازمان
    • حمایت مدیریت از شیوه های مشارکتی در سازمان
    • ایجاد زمینه های رشد و پرورش و فرصت های آموزش و توسعه
      مهارت های کارکنان
    • فراهم بودن بازخورد عملکرد
    • سرپرستی کمتر و تفویض اختیار بیشتر
    • کار گروهی در سازمان
    • ایمنی و سلامتی محیط کار
    • حقوق و مزایای کافی
    • توزیع عادلانه پاداش های سازمانی
    • کاهش اخبار و شایعات مربوط به اخراج
    • وجود آزادی نطق و بیان
    • غنی و با چالش بودن مشاغل
    • وجود گزینه های دیگری به جای اخراج
    • وجود ارتباطات باز
    • کاهش فشارهای شغلی
    • وجود سازمان های کارگری

در خاتمه باید خاطر نشان ساخت، مفاهیمی چون کیفیت زندگی کاری و مفاهیم مشابه ان نباید بدون در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد. اغلب نظریه ها و اصول در مرحله ی علوم اجتماعی زمانمند و مکانمند هستند وبر اساس نگرش اقتضایی و مدیریتی بومی در اعمال مدیریت نباید مقتضیات زمانی و مکانی به فراموشی سپرده شود. بنابراین کاربرد مفاهیم مورد اشاره نیاز به مطالعه و تحقیق و حصول اطمینان از اثربخشی آن ها در جوامع در حال توسعه دارد.
لذا با توجه به شاخص های ارائه شده که مربوط به کشورهای صنعتی می باشد، ضروری است که در سایر کشورها با پژوهش های علمی به شاخص های معرف کیفیت زندگی کاری دست یافت. بالاخص رفتار مردم در کشورهای در حال توسعه که در اکثر آن ها رفتارهای احساس و عاطفی از رفتارهای عقلانی پیش گرفته است. بنابراین لزوم این تحقیق در جامعه صنعتی کشور جهت افزایش کارایی و اثربخشی سیستم های سازمانی است و باعث توسعه خلاقیت ها و نوآوری ها و بهینه سازی کیفیت نظام کار، یا کیفیت زندگی کاری می گردد (سیاحی، ۱۳۷۷).
ضرورت و اهمیت برنامه های کیفیت زندگی کاری
توجهی که اکنون به کیفیت زندگی کاری می شود بازتابی است از اهمیتی که همگان برای آن قائلند. چنین می نماید که شمار بسیاری از کارکنان از کار خود ناراضی و در پی کاری معنی دارتر هستند. کارکنان در خواست دارند در پیامدهای اقتصادی و غیراقتصادی کارشان تغییراتی داده شود. اهمیت پاداش های غیر اقتصادی در مقایسه با اهمیت پاداش های اقتصادی هم اکنون افزایش یافته است. بویژه در نزد کارکنان که از آموزش و پرورش بالایی بهره مند هستند، چنین به نظر می رسد که نیاز شدیدی به بهتر کردن کیفیت زندگی کاری در بسیاری از کارکنان وجود دارد.
شماری از آگاهان بر این باورند که بعضی از رکورد بهره وری و کاهش کیفیت معمول در برخی از کشورها ناشی از کاستی های زندگی کاری و تغییر است که در علاقه مندی ها و
رجحان های کارکنان پدید آمده است و کارکنان در خواست دارند که در کارشان نظارت و دخالت بیشتر بیابند. هنگامی که با کارکنان با احترام رفتار شود و آنان فرصت بیان اندیشه های خود را داشته باشند و در تصمیم گیری ها بیشتر مشارکت کنند واکنش های مناسب و مطلوبی از خود نشان خواهند داد. تأکید بر عوامل ملموس و عینی زندگی در محیط کار، این نظریه را تقویت می کند که افزایش این عوامل، بهره وری منابع انسانی را افزایش می دهد. به تعبیری دیگر اگر توقع داشته باشیم که پرسنل یک سازمان وظایف محوله را بیشتر و بهتر انجام دهند باید حقوق و دستمزد، امکانات رفاهی، امنیت شغلی و مواردی از این قبیل را افزایش دهیم و در عین حال که این رابطه و توقع وجود دارد رابطه ی معکوس آن یعنی تأثیر علل بهره ور بودن بعنوان بخش از کیفیت زندگی کاری است (سیاحی، ۱۳۷۷).
به طور خلاصه کیفیت زندگی کاری از جمله مباحث مهمی است که در جهان امروز بخش عظیمی از وقت، بودجه و توجه صاحبنظران را به خود اختصاص داده است. در حالی که در گذشته فقط تأکید بر زندگی شخصی (غیر کاری) بوده است امروزه، بهبود کیفیت زندگی کاری یکی از
مهم ترین اهداف سازمان و کسانی که برای سازمان کار می کنند، می باشد. اگر یک کارگر واقعاً احساس کند که کیفیت زندگی کاریش بهبود یافته است، اعم از اینکه نتیجه ی عملکرد خودش باشد و یا سیاست هایی که از طرف سازمان در جهت افزایش بهره وری اتخاذ می شود، این مطلب به کارگر نیروی بیشتری در جهت انجام کارش می بخشد. نتیجه ی طبیعی این فرایند، ایجاد نیروی زندگی و جو فعال در داخل گروه یا سازمان است و در نهایت موجب افزایش بهره وری فراتر از نتایج مورد انتظار با توجه به استانداردهای تکنولوژیک یا تجهیزات می شود. همین مطلب خود موجب انگیزه بیشتر برای کار بهتر و در نتیجه کیفیت زندگی کاری بهتر می گردد. دست کم، سازمان به چهار دلیل زیر بایستی به کیفیت زندگی کاری اهمیت بدهد:

عکس مرتبط با اقتصاد

  1. کیفیت زندگی کاری بعنوان فرهنگی که سطح بالایی از تعهد متقابل را بین افراد و سازمان به وجود می آورد، به این معنا که افراد با اهداف سازمان و توسعه آن متعهد باشند و سازمان نیز به نیازهای افراد و بالندگی آنان متعهد باشد.
  2. کیفیت زندگی کاری بعنوان یک هدف که بهبود عملکرد سازمانی را از طریق ایجاد مشاغل و محیط های کاری راضی کننده تر و مؤثرتر برای افراد در کلیه سطوح سازمان فراهم می کند.
  3. کیفیت زندگی کاری بعنوان یک فرایند که موجبات تحقق اهداف را از طریق دخالت دادن و مشارکت فعال کلیه افراد سازمان فراهم می نماید.
  4. کیفیت زندگی کاری پدیده ای است که امروزه از مرز سازمان و شرکت فراتر
    می رود و اثرات آن در زندگی خصوصی فرد و خارج از سازمان نیز قابل مشاهده است (علامه، ۱۳۷۸).
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:29:00 ب.ظ ]




ب- سیاست جنایی قضایی

«سیاست جنایی قضایی» یعنی آن سیاست جنایی که در تصمیم و عملکرد دادگاه های دادگستری منعکس است. پس از آن که قانون گذار سیاست جنایی خود را در قالب قوانین و مقررات پیاده کرد این قوانین و پیام های قانون گذار، به صورت های متفاوتی درک و پذیرفته می شود. می توان گفت که “قانون به تبیین اصول و مبانی کلی نظام کیفری یک جامعه پرداخته و تفسیر و تطبیق آن را در موارد خاص به قضات محاکم واگذار نموده است.”[۱۲]
“در حقوق موادمخدر ایران سیاست جنایی قضایی رسالت مهمی را از جهت تبیین راهبرد های عملی نحوه ی پاسخ دهی به پدیده ی موادمخدر ایفا می کند.”[۱۳]

پایان نامه حقوق

ج- سیاست جنایی اجرایی (دولتی)

“قوای اجرایی هر مملکت یکی دیگر از مراجع اعمال سیاست جنایی است. نحوه ی برخورد قوه ی مجریه با مسئله ی انحراف و جرم و در واقع نحوه ی نظارت و اجرای قوانین قوه ی مقننه خود جایگاه مهمی در سیاست جنایی دارد که از آن به «سیاست جنایی اجرایی» یاد می شود.”[۱۴]
سیاست جنایی اجرایی، اعمال راهکار های اساسی و مؤثر پیرامون کاهش بزهکاری در جامعه به وسیله ی تصویب نامه و آیین نامه هایی که هریک از بدنه ی قوه ی مجریه بدان عمل می نمایند می باشد.
در زمینه ی مواد روان گردان می توان گفت تنظیم برنامه های مربوط به سیاست جنایی اجرایی طبق ماده ی ۳۳ مصوبه ی مبارزه با موادمخدر، با «ستاد مبارزه با موادمخدر» است. این ستاد که وابسته به نهاد ریاست جمهوری است، تنظیم برنامه های پیشگیری از اعتیاد و گسترش آن در جامعه و مبارزه با مواد روان گردان را به عهده دارد.

د- سیاست جنایی مشارکتی (مردمی)

با توجه به گسترش و رشد انواع بزهکاری و عدم کارایی ابزار های نظام کیفری، مشارکت و همکاری تمامی افراد جامعه برای پیشگیری و مقابله با پدیده ی مجرمانه لازم است. سیاست جنایی مشارکتی یعنی “سیاست جنایی توأم با شرکت وسیع جامعه، غیر از پلیس یا قوه ی قضائیه به منظور اعتبار بخشیدن بیشتر به یک طرح سیاست جنایی که به وسیله ی قوه ی مجریه و مقننه تهیه و تدوین می شود”.[۱۵] سیاست جنایی مشارکتی، کم هزینه ترین راه مقابله با پدیده ی مجرمانه است. در واقع شرکت دادن مردم در سیاست جنایی به این معناست که، پیشگیری و سرکوب بزهکاری از جمله اموری هستند که به همه ی افراد جامعه مربوط می شوند و اگر امر سرکوبی جرم را مرتبط با همه ی افراد جامعه بدانیم، خواهیم پذیرفت که تجربه های پیشگیری و سرکوبی نه تنها در تضاد با یکدیگر نیستند بلکه مکمل یکدیگرند “و نهاد های سرکوب گر مثل پلیس با شرکت مردم در سیاست جنایی دیگر انحصار سرکوبی و مجازات کردن را در اختیار ندارند و به علاوه این نهاد ها امروزه پیش گیرنده از بزهکاری نیز می باشند.”[۱۶]
در زمینه ی اعتیاد، نقش خانواده ها و NGOها و دیگر نهاد های مدنی مثل دانشگاه، مدرسه و صدا و سیما و … انکار ناپذیر است و در زمینه ی قاچاق مواد روان گردان ، همکاری مردم با پلیس و نیروی انتظامی می تواند راه گشا باشد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

– مبحث دوم: مفهوم اعتیاد و قاچاق

 

– گفتار اول: مفهوم اعتیاد

«اعتیاد»۱ در لغت به معنای عادت کردن، خو گرفتن، خو گر شدن و خود را وقف عاداتی نکوهیده کردن است. اعتیاد به مواد، از جنبه های گوناگون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و صاحب نظران علوم مختلف نیز از آن تعاریفی چند به دست داده اند که در ادامه به آن ها اشاره خواهد شد.
یکی از محققین “اعتیاد را تعلق یا تمایل غیرطبیعی و مداومی که برخی از افراد نسبت به موادمخدر پیدا می کنند تعریف کرده است.”[۱۷]
“از نظر فارماکولوژی، اعتیاد عبارت است از، حالت مقاومت اکتسابی که در نتیجه ی استعمال متمادی دارو در بدن حاصل می شود به گونه ای که استعمال مکرر دارو موجب کاسته شدن اثرات تدریجی می گردد و پس از مدتی شخص می تواند مقادیر سمّی دارو را بدون ناراحتی تحمل کند و در صورتی که دارو به بدن نرسد اختلالات جسمی و روانی موسوم به سندرم محرومیت بروز می کند.”[۱۸]
“در طب جدید به جای کلمه ی اعتیاد، «وابستگی دارویی»۲ به کار برده می شود که دارای مفهومی دقیق تر و صحیح تر است و معنای آن این است که انسان بر اثر کاربرد نوعی ماده ی شیمیایی از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی پیدا می کند به طوری که بر اثر دست یابی و مصرف دارو، احساس آرامش و لذت به او دست می دهد و در اثر نرسیدن دارو به خماری، درد های جسمانی و احساس ناراحتی و عدم تأمین دچار می شود.”[۱۹]
“و بالأخره سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۵۰ تعریفی از اعتیاد ارائه نموده که به لحاظ اهمیت عیناً نقل می گردد: «اعتیاد دارویی حالتی است که در اثر مصرف دوره ای یا مداوم یک ماده ی شیمیایی اعم از طبیعی یا مصنوعی که برای انسان یا جامعه مضر باشد ایجاد می گردد و ویژگی های آن به قرار زیر است:
۱- اشتیاق و یا نیاز اجباری به استفاده ی مداوم آن ماده و ظهور رفتاری اجباری برای پیدا کردن آن به هر وسیله.
۲- تمایل به افزودن به مقادیر مصرف به مرور زمان.
۳- پیدا شدن و وابستگی های جسمی و روانی بر اثر استفاده از آن ماده».
تعریف مذکور در سال ۱۹۷۵ به صورت زیر تصحیح شد: «اعتیاد را، وابستگی روانی به یک دارو بدون پدیده ی محرومیت و عادت و وابستگی جسمی و روانی همراه با پدیده ی محرومیت نامیده اند.”[۲۰]
با پیشرفت در تکنولوژی و علوم شیمی و فیزیک و سایر علوم، به تدریج به تعداد دارو های مخدره نظیر ال. اس. دی و آمفتامین ها افزوده شد. به طوری که تعداد آن ها بالغ بر ۲۵۰ نوع گردید و همین امر باعث شده که بسیاری از آن ها از شمول تعریف فوق خارج گردند. “به همین دلیل در سال ۱۹۶۴ کمیته ی کارشناسان سازمان بهداشت جهانی اصطلاح «وابستگی دارویی» را برای هر دو حالت فوق انتخاب کرد و چنین استدلال نمود که، یک بیمار ممکن است نسبت به داروی خاص وابستگی روانی پیدا کند در حالی که بیمار دیگر نسبت به همین دارو علاوه بر وابستگی روانی از لحاظ جسمانی نیز وابسته شود. کمیته ی مزبور وابستگی دارویی را حالتی ناشی از استعمال مکرر یک دارو به طور دوره ای یا مداوم می داند که خصوصیات آن بسته به ماده ی مورد استفاده متغیر است به همین لحاظ خواسته شده که نام «شیمیایی» مورد بحث در جلو عبارت «وابستگی دارویی» قید گردد.”[۲۱]
به هر حال “اعتیاد، وابستگی بیولوژیک و روانی یک موجود زنده است به ماده ای شیمیایی، یا کنش و منش یا پندار مخصوصی که در نتیجه ی کاربرد آن ماده ی شیمیایی و اعمال آن کنش، منش یا پندار ویژه موجود زنده ی معتاد احساس آرامش کرده و دوباره به حالت عادی خود باز می گردد”.[۲۲]
و اما معتاد: قربانی هر نوع وابستگی جسمی یا روانی به موادمخدر و روان گردان را گویند.
“از دیدگاه آسیب شناسی اجتماعی، معتاد کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به موادمخدر یا دارو شده یا به عبارتی دیگر قربانی هرنوع وابستگی دارویی و روانی به موادمخدر می شود.”[۲۳]
اما اعتیاد به مواد روان گردان و استعمال آن متفاوت هستند؛ استعمال مواد روان گردان ، به صورت تفنّنی و متناوب صورت می گیرد و وابستگی روانی و فیزیکی برای شخص به وجود نمی آورد اما در اعتیاد، شخص به طور مرتب مواد مصرف می کند و در اثر آن وابستگی روانی و جسمی ایجاد می شود.
اما در قوانین مختلف در مورد موادمخدر فانون مربوط به مواد روان گردان و همچنین قانون اخیر مصوب ۱۳۸۹ در کشور، و همچنین در کنوانسیون های مختلف بین المللی که ایران نیز به آن پیوسته نظیر کنوانسیون ۱۹۶۱ و ۱۹۷۱ و ۱۹۸۸ هیچ تعریفی از اعتیاد و معتاد نیامده است، که این می تواند یک نقص قانونی باشد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

– گفتار دوم: مفهوم قاچاق

 

الف- مفهوم لغوی

“«قاچاق» کلمه ای است ترکی به معنای برده و ربوده و در اصطلاح به معنای حمل و نقل و فروش اشیاء ممنوع بدون اجازه ی دولت است. «قاچاقچی» کسی است که مال التجاره ی ممنوع الورود یا ممنوع المعامله را بدون کسب اجازه از دولت و یا پرداختن گمرک وارد کند یا بفروشد یا آن کسی که کالا را از بیراهه بگذراند”.[۲۴]
در فرهنگ های لاتینی به جای این واژه از واژه ی «اسماگلینگ»۱ و «ترافیکینگ»۲ استفاده می کنند. در “فرهنگ حقوقی انگلیسی Black در مقابل واژه ی اول «وارد یا خارج کردن اقلام ممنوعه بدون پرداخت عوارض، وارد یا خارج کردن غیرقانونی اقلامی از کالا ها به کشور از کشوری دیگر» ذکر شده است.
در مقابل اصطلاح دوم، «قاچاق موادمخدر، تجارت و فعالیت بازرگانی در ارتباط با قاچاق موادمخدر و روان گردان» آمده است”.[۲۵]
هم چنین کلمات دیگری مانند” Trade، Transit وTransfer در این حوزه به کار می رود که به ترتیب، «عبور از یک نقطه به نقطه ی دیگر، حمل کالا و مسافر از محلی به محل دیگر، عبور، گذشتن»، «انتقال و واگذاری نقل و انتقالات مالکیت، احاله، فروش» و «تجارت، خرید و فروش کالا، مبادله ی کالا، بازرگانی» ذکر شده است”.[۲۶]
غیر از اصطلاح Traffiking سایر اصطلاحات به شکل عام و در مورد تمام کالا ها و اموال به کار می رود یعنی اموال موضوع آن ها اعم از موادمخدر و روان گردان و سایر اموال و اشیاء است و تنها اصطلاح مذکور است که مختص به موادمخدر و روان گردان می باشد. با آوردن کلمه ی Drug در کنار این واژه ی «دراگ ترافیکینگ»۳ می توان دقیقاً معنای قاچاق مواد مخدر که اعم از روان گردان هم هست را استخراج کرد.

ب- مفهوم حقوقی

 

ب- ۱- حقوق ایران

در قوانین، مفهوم روشنی از قاچاق وجود ندارد. در قانون مبارزه با مواد ۱۳۷۶ واصلاحی ۱۳۸۹ در ماده ی ۱۱: «قاچاق مسلحانه که مجازات آن اعدام است» و در ماده ی ۳۳ نیز که در مورد وظایف ستاد مبارزه با موادمخدر بحث می کند آورده است که: «به منظور مبارزه با قاچاق موادمخدر و روان گردان های صنعتی غیر دارویی از هر قبیل اعم از تولید، توزیع، خرید، فروش و …» بدون آن که تعریفی از قاچاق کرده باشد از لفظ قاچاق به طور مطلق استفاده کرده است. از نظر حقوقی عدم تعریف دقیق در مورد واژه ای که از آن در قانون جرم انگاری شده است و حتی مجازات های بسیار سنگینی از مجازات سلب حیات تا مجازات نقدی در نظر گرفته شده یک نقص قانونی است.
یکی از “حقوقدانان به تفصیل به این موضوع پرداخته اند که بیان می شود. به نظر می رسد برای تبیین قاچاق مذکور در ماده ی ۱۱ باید از سابقه ی قانون گذاری در مورد موادمخدر و رویه ی قضایی کمک گرفت. چون مفهوم مخالف ماده ی ۱۱ (قاچاق غیرمسلحانه ی موادمخدر) دارای آثاری است بدین توضیح که قاچاق موادمخدر اگر مسلحانه باشد، متضمن مجازات اعدام است و در غیر این صورت مجازات آن اعدام نیست. یعنی مسلحانه بودن قاچاق کیفیت مشرده محسوب می شود، هم چنین اگر برخی از عناوین مجرمانه مثل اخفاء و نگهداری داخل در مفهوم قاچاق نباشد، اخفاء را تعریف نکرده است. بنابراین برای تعریف آن باید به سایر مقررات مراجعه کرد. در قانون مجازات مرتکبین قاچاق مصوب ۱۳۱۲ بیان داشته اند: «منظور از قاچاق اشیاء ممنوع الورود یا ممنوع الصدور، وارد کردن اشیاء ممنوع الورود به خاک ایران در هر نقطه از مملکت که اشیاء مزبور کشف شود می باشد». بنابراین آن چه که مسلم است آن است که وارد یا صادر کردن موادمخدر ممنوعه موضوع مصوبه ی مبارزه با موادمخدر از مصادیق بارز مفهوم قاچاق موادمخدر ماده ی ۱۱ می باشد. اما در مورد کشف، ترانزیت، نگهداری، حمل، تولید، ساخت، توزیع، خرید و فروش، عرضه برای فروش، ارسال و اخفاء را نیز داخل در مفهوم قاچاق موادمخدر موضوع ماده ی ۱۱ دانست یا خیر؟
باید گفت که طبق قسمت آخر ماده ی ۴۵ قانون مجازات مرتکبین قاچاق موادمخدر مصوب ۱۳۱۲: «هرگاه ثابت شود که کالایی ممنوع الورود است در هر نقطه ای از کشور و دست هر کسی یافت شود کالای مزبور قاچاق تلقی می شود» و طبق قانون تغییر قسمت دوم ماده ی ۴۵ قانون مجازات مرتکبین قاچاق «اگر شخصی اشیاء ممنوع الورود را در داخل کشور برای تجارت یا کسب و با علم به این که ممنوعاً وارد شده، نقل و انتقال نموده یا واسطه ی آن امر شود، عمل وی قاچاق تلقی می شود» از این رو عمل شخصی که اقدام به (ترانزیت) موادمخدر می کند و شخصی که اقدام به (نقل و انتقال «حمل»)، موادمخدر می کند داخل در مفهوم قاچاق است. عمل (ارسال) را نیز می توان بر حسب مورد، داخل در مفهوم (حمل)، (وارد و صادر کردن) دانست.
برای تبیین مفهوم حقوقی قاچاق در رویه ی قضایی باید گفت رویه ی قضایی تعریف روشنی از قاچاق را ارائه نمی دهد. به این دلیل که در صدور آراء مربوط به جرایم موادمخدر آن ها را تحت عنوان های خاص و مستقل قانونی مورد توجه قرار می دهد. برای مثال در مورد اتهام حمل موادمخدر همین عنوان قانونی را مورد حکم قرار می دهد.
بنابراین به نظر می رسد که یک نیاز مبرم به توجه به مفهوم قاچاق موادمخدر و تعریف صریح و روشن از آن در رویه ی قضایی وجود دارد. اول، در مورد اجرای ماده ی ۲۸ قانون ۱۳۷۶ و اصلاحیه ی اخیر که اکنون مورد استفاده قرار می گیرد و هیچ تغییری نکرده است که مقرر داشته است: «در کلیه ی اموال حاصل از قاچاق به نفع دولت مصادره می شود». در این جا برای تصمیم گیری در مورد لزوم صدور حکم به مصادره ی اموال یا عدم لزوم آن تشخیص این که در چه مواردی عمل ارتکابی عنوان قاچاق دارد واجد اهمیت است. دوم، در صورتی که قاضی بخواهد فردی را به اتهام قاچاق مسلحانه ی موادمخدر محکوم نماید؛ زیرا مسلحانه بودن یک وصف مشرده است که باعث تشدید مجازات مرتکب می شود. به عبارتی قید مسلحانه بودن برای قاچاق جهت تشدید مجازات مرتکب است.”[۲۷]

ب- ۲- کنوانسیون های بین المللی[۲۸]

کنوانسیون واحده درباره ی موادمخدر مصوب ۱۹۶۱ و کنوانسیون مواد روان گردان ۱۹۷۳ و نیز کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با قاچاق موادمخدر و دارو های روان گردان مصوب ۱۹۸۸ در مقام تعریف اصطلاح قاچاق در مواردی از خود برآمده اند. در ماده ی ۱ کنوانسیون واحده ۱۹۶۱: «اصطلاح قاچاق یعنی کشت یا هر داد و ستد موادمخدر که بر خلاف هدف های این قرارداد انجام گیرد». در بند ۱ ماده ی ۳۶ که مربوط به مقررات کیفری این کنوانسیون است آورده: «۱٫ با رعایت قوانین اساسی خود هر طرف متعاهد مقررات لازم را تصویب خواهد کرد برای این که کشت، تولید، ساخت، استخراج، ترکیب، نگهداری، عرضه، به فروش گذاشتن، خرید، فروش، تحویل به هر عنوانی که باشد، دلالی، ارسال، صدور به طور ترانزیت، حمل و نقل، وارد کردن و صادر کردن موادمخدر بر خلاف مقررات این قرارداد …» را جزء اعمالی تلقی کرده است که دولت ها متعهد شده اند در مورد آن ها جرم انگاری کنند می توان گفت بر اساس کنوانسیون همه ی عناوین فوق الذکر به جز اخفا داخل در مفهوم قاچاق قرار می گیرند.
در کنوانسیون مواد روان گردان ۱۹۷۱ در بند (د) ماده ی ۱ آورده: «اصطلاح قاچاق یعنی ساخت و یا هر نوع داد و ستد مواد روان گردان که بر خلاف مفاد این کنوانسیون انجام گیرد».
بند (ز) ماده ی ۱ کنوانسیون ۱۹۸۸ نیز در مقام تعریف قاچاق؛ «قاچاق را به معنای جرایم مندرج در بند های ۱ و ۲ ماده ی ۳ این کنوانسیون تعریف کرده است. طبق بند ۱ و ۲ ماده ی ۳ کنوانسیون اعمال زیر جرم شناخته می شوند و دولت ها متعهد به جرم انگاری در این زمینه شده اند: «تولید، ساخت، تقطیر، تهیه، عرضه، عرضه برای فروش، توزیع، تحویل طبق هرگونه شرایطی، واسطه گری، ارسال به صورت ترانزیت، حمل و نقل، ورود یا صدور هرگونه موادمخدر یا داروی روان گردان بر خلاف مواد مندرج در کنوانسیون ۱۹۶۱ و اصلاحیه ی آن در سال ۱۹۷۲ یا کنوانسیون مواد روان گردان ۱۹۷۱، کشف خشخاش، بوته ی کوکا یا گیاه شاهدانه به منظور تولید موادمخدر بر خلاف مواد مندرج در کنوانسیون ۱۹۶۱ و اصلاحیه ی آن».
حال با توجه به تعریف قاچاق در کنوانسیون های یاد شده، آیا مفهوم قاچاق مندرج در این مواد می تواند مبنای تلقی اعمال مزبور به عنوان قاچاق در ایران باشد؟ “برای پاسخ به آن می توان گفت طبق ماده ۹ قانون مدنی کنوانسیون های بین المللی که دولت ایران به آن ها ملحق می شود پس از تصویب مجلس در حکم قانون داخلی می باشد ولی به نظر می رسد در حقوق ایران پذیرش این کنوانسیون ها، به معنای پذیرش تمام جزئیات آن ها نمی باشد و وقتی می توان به آن ها استناد کرد که در حقوق داخلی ایران منعکس شده باشند. لذا به نظر می رسد در حقوق ایران نمی توان مفهوم وسیعی از قاچاق به معنای مذکور در کنوانسیون های بین المللی ارائه داد و باید به همان مفهوم مضیق آن اکتفا نمود که با روح قوانین ایران سازگاری دارد.” [۲۹]
به نظر نگارنده قاچاق را می توان همان ورود، صدور، حمل و ترانزیت مواد به کشور دانست به این دلیل که اولاً از واژه ی قاچاق آنچه در بادی امر به ذهن متبادر می شود ورود و صدور مواد به داخل کشور است چیزی که فرهنگ فارسی و همچنین فرهنگ لاتین به آن صحه می گذارد. در تعریفی که از قاچاق در این فرهنگ ها ارائه شده همان وارد یا صادر کردن مواد به کشور بدون پرداخت عوارض است، ثانیاً اینکه جرایمی مانند تولید یا فروش یا تهیه یا عرضه مواد که در کنوانسیون های ۱۹۶۱، ۱۹۷۱ و۱۹۸۸ ذکر شده درقانون ما به طور جداگانه جرم انگاری شده و از طرفی در پرونده های قضایی افرادی که مرتکب جرایم ذکر شده می شود تحت همین عناوین برای مثال تولید مواد مجازات می شود و نه قاچاق مواد بنابراین هر چند در قانون ما تعریفی از قاچاق نیامده ولی می توان آن را شامل ورود، صدور، حمل و ترانزیت مواد دانست.

– مبحث سوم: تعاریف موادمخدر۱ و روان گردان۲ وتقسیمات مواد روان گردان

 

– گفتار اول: تعاریف

 

الف- تعریف حقوقی

قانون گذار در حوزه ی ملی (قانون ملی) و در حوزه ی بین المللی (اسناد بین المللی) به جای ارائه معیار در تعریف این مواد، درصدد احصای مصادیق آن برآمده است.

الف- ۱- تعاریف ملی موادمخدر و روان گردان

 

الف- ۱-۱- تعریف موادمخدر

حسب تبصره ی ماده ی ۱ قانون مبارزه با مواد مخدر اصلاحیه ی ۱۳۷۶: «منظور از مواد مخدر در این قانون کلیه ی موادی است که در تصویب نامه، راجع به فهرست مواد مخدر مصوب ۱۳۳۸ و اصلاحات بعدی آن احصاء یا توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان مخدر شناخته و اعلام می گردد».

الف- ۱-۲- تعریف مواد روان گردان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:28:00 ب.ظ ]




 

  • باور عمومی و کلی بر این است که برای کسب و اخذ یک نوع از خدمات (اجتماعی) باید به آن شخص پولی، فراتر از حدود مقرر در قانون بپردازد.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

 

  • یک سیستم غیر دمکراتیک یا یک سیستم سیاسی دمکراتیک اما ناکارآمد و غیر موثر حاکمیت دارد.(ربیعی،۱۳۸۳،۱۷)
  • یک رویه و سیستم کنترل و نظارت شدید بر رسانه ها و مطبوعات اعمال می شود درصورتی که می توان از آنها به عنوان یک اهرم نظارت عمومی بهره جست.
  • رشد اقتصادی ارقام پایینی را تجربه کرده و درآمد سرانه از روند مطلوبی برخوردار نیست.

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

  • هزینه های نظامی و پلیسی بالا و سنگین و هزینه های اجتماعی کم و پایین است.
  • نسبتهای بدهی فراتر از حد استانداردهای بدهیها بوده و مشخصات سهم بدهی های خارجی در تولید ناخالص داخلی بالاست.

 

بنابراین جای شگفتی نیست که اغلب پژوهشگرانی که روی پدیده فساد (سیاسی) مطالعه می کنند، در زمینه کشورهای جهان سوم و در حال گذار متخصص اند.(دلاپورتا،۱۳۷۵ ،۱۸)
مطالعات نشان می دهد که فساد در ابعاد و سطوح مختلف شامل فساد اداری، مالی، سیاسی و فساد «بالانشینان یقه سفید» و «حقوق بگیران گرسنه» از یکسو خود نتیجه توسعه نیافتگی و عقب ماندگی محسوب می شود و از سویی دیگر مانعی برای رسیدن به جامعه ای سالم و رشد یافته است. (ربیعی،۱۳۸۳ ،۲۱)
تجربه‏های به دست آمده از کشورهای مختلف نشانگر این است که فساد اداری امری پیچیده و متنوع است. از این رو مبارزه با آن نیز امری مستمر و پیچیده می باشد، در حقیقت فساد (چه در ابعاد اداری و چه در دیگر ابعاد) مانند عفونت است که اگر به اندام و پیکر جامعه راه یابد، آن را یکی پس از دیگری عفونی کرده و از کار می‏اندازد و چه بسا گسترش این عفونت کل پیکره جامعه را فاسد کند.
بدین ترتیب اصطلاح فساد اداری که آن را در برابر سلامت اداری به کار می‏برند، مدت زیادی است که مورد توجه اندیشمندان و صاحبنظران مختلف سازمانی قرار گرفته و آنها تلاش کرده اند با ارائه تعاریفی منطبق با اصول سازمانی در جهت رفع آن گام بردارند که وجه اشتراک اغلب تعاریف ارائه شده درباره فساد در دستگاه های دولتی را می‏توان مصادیقی همچون رشوه، اختلاس و سوء استفاده از موقعیت‏های شغلی، برای نفع شخصی، کلاهبرداری، پارتی بازی، بی عدالتی، باج خواهی، ایجاد نارضایتی برای ارباب رجوع (ذینفع) سرقت اموال و دارائی سازمان، فروش اطلاعات محرمانه سازمان به دیگران و نظایر آن چه بصورت فردی یا گروهی و سازمان یافته پدیدار می‏گردد، دانست.
عوامل و زمینه‏های گوناگونی وجود دارند که می‏تواند موجب پیدایش و گسترش و ترویج فساد اداری به صورت بالقوه و بالفعل شوند، بر مبنای این عوامل و زمینه‏ها می‏توان راه هایی را شناسائی کرد که اثر بیشتری در کاهش و حذف پدیده فساد اداری در سازمان دارند. اگر سازمان را به صورت یک سیستم در نظر بگیریم، این سیستم از خرده سیستم‏های گوناگون تشکیل شده است که یکی از مهمترین آنها خرده سیستم منابع انسانی است. بر همین اساس در مبارزه با پدیده فساد اداری، تمرکز بر روی عاملی که مستقیماً به همه سازمان مربوط می‏شود، می‏تواند تاثیر خاصی در کاهش فساد در سازمان داشته باشد. هر چند عوامل دیگری همچون فرهنگی – اجتماعی اقتصادی و… یقیناً می‏تواند در کاهش یا افزایش این معضل نقش موثری داشته باشند.
۲-۳-۶)مفهوم و تعریف فساد اداری[۵۰]
باید اشاره داشت که فساد اداری به واسطه نگرشها و الگوهای رفتاری مرتبط بهم ایجاد می شود که نه تنها می تواند از ساختار ملی نشات گیرد، بلکه ناشی از ساختار اجتماعی نیز می باشد. به عبارت دیگر فساد اداری از طریق نگرشهای فرهنگی مخرب و الگوهای رفتاری که به طور عمیق در قلب و ذهن کارگزاران خدمات عمومی و ارباب رجوع ریشه دارد، ناشی می شود. (کیدن[۵۱] ، ۲۰۰۰، ۶۲)
مفهوم فساد اداری را از جنبه‏ه ای مختلف می‏توان مورد توجه قرار داد. در تعریفی قانونی از فساد اداری که توسط تئو بولد (۱۹۹۰) ارائه گردیده است این نوع فساد را عبارت از استفاده غیر قانونی از اختیارات اداری، دولتی برای نفع شخصی می‏داند. چنین تعریفی هنگامی جامعیت می‏یابد که اولاً قوانین اداری کامل، واضح، عادلانه و فراگیر باشد و برای کلیه فعالیت‏های اداری و دولتی ضوابط دقیق را معرفی کنند.
فساد اداری، ابزاری نامشروع در برآوردن تقاضاهای نامشروع از نظام اداری است. فساد اداری که به آن فساد مالی سطح پایین یا سطح خیابانی گفته می شود، همان است که هر روز در برخورد با مدیران عمومی در بخش هایی مانند بیمارستان ها، مدارس، پلیس و گمرک و مواردی از این قبیل رخ می دهد . محققان معتقدند فساد زمانی نمایان می شود که مرز تعریف شده و مشخصی بین سیاست های اقتصادی کشور و تجارت های بخش خصوصی وجود نداشته باشد.( ربیعی ، آصف، ۱۳۹۱، ۴۸)
لیکن نباید فراموش کرد که در هر جامعه گروهی از افراد، نفوذ و قدرت سیاسی بالایی دارند و می‏توانند برای انتفاع شخصی قوانین را تغییر دهند. چنین رفتار هایی بر اساس تعریف قانون فساد، فساد تلقی نمی‏شود چون با نقض قانون همراه نیستند. ثانیاً از سوی دیگر امکان دارد در برخی موارد یک کارمند برای نفع رسانی به دوستان و اقوام از اختیارات خود سوء استفاده کند در حالی که هیچ نفع شخصی از این کار عایدش نشود. برخی از محققین برای رفع نقایص فوق معتقدند که فساد اداری را باید با توجه به دیدگاه های عمومی مردم تعریف کرده در این راستا اقدامی مصداق فساد می‏یابد که از دید مردم یک جامعه غیر اخلاقی و مضر تلقی شود. مشکل عمده‏ای که در این تعریف وجود دارد این است که غالباً دیدگاه همه مردم یکسان نیست. بر همین اساس تعریفی از فساد که در حقیقت به دسته بندی انواع فساد اداری از نگاه افکار عمومی جامعه پرداخته است توسط محقق علوم سیاسی هیدن همیر[۵۲] ارائه شده که عبارت از:
۱- فساد اداری سیاه: یعنی عملی که هم از نظر توده مردم و هم از نظرنخبگان سیاسی منفور است و عامل آن باید تنبیه شود، مثل دریافت رشوه برای نادیده گرفتن استاندارد هاو معیارهای ایمنی در احداث مسکن.
۲- فساد اداری خاکستری: یعنی کاری که از نظر اکثر نخبگان منفور است اما توده مردم در مورد آن بی تفاوت هستند.
۳- فساد اداری سفیدong>: یعنی کاری که ظاهراً مخالف قانون است اما اکثر اعضای جامعه نخبگان سیاسی و اکثر مردم عادی آن را آنقدر مضر و با اهمیت نمی‏دانند که خواستار تنبیه عامل آن باشند. مثل چشم پوشی از نقض مقرراتی که در اثر تغییرات اجتماعی ضرورت خود را از دست داده است.(حبیبی،۱۳۷۵، ۱۶)
در تعریفی دیگر فساد اداری عبارت است از استفاده نامشروع و غیر قانونی در اختیارات اداری و دولتی برای نفع شخص که دارای دو مشخصه می باشد.
۱- فساد اداری یک عمل یا اقدام منفی است.
۲- فساد اداری عملی است که دارای انگیزه بوده و این انگیزه یا فردی است و یا گروهی که منشأ آن منافع مادی یا غیر مادی می‏باشد.(محمد نبی،۱۳۸۰،۳۲)
ویتو تانزی صاحبنظر مباحث فساد در تعریف فساد اداری بر اساس نقش وابستگی های اجتماعی و خانوادگی درتصمیمات کارمندان متعقد است که مسئولان دولتی هرگز اجازه نمی دهند منافع شخصی یا علایق خانوادگی و اجتماعی بر روی تصمیمات اداری آنها تاثیر بگذارد اما در جهان واقعی هم مسئولان دولتی و هم اشخاص بخش خصوصی دراتخاذ تصمیمات حرفه ای خود تحت تاثیر روابط شخصی و خانوادگی قرار می گیرند. میزان تاثیراین عوامل بر تصمیمات اداری به خصوصیات فرهنگی هر جامعه بستگی دارد. او اظهار می دارد کارمندان یا مسئول دولتی هنگامی مرتکب فساد اداری می شود که در اتخاذ تصمیمات اداری تحت تاثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی و دوستی های اجتماعی قرارگرفته باشد، به عبارت دیگر فساد از نظر وی نقض اصل رفتار براساس حق بی طرفی و مبتنی بر ضابطه است، در این دیدگاه که مبتنی بر نقش دولت در اقتصاد می باشد چنین می انگارد که اصل بی طرفی و پرهیز از هرنوع غرض ورزی و جانبداری ناحق از این و آن مورد احترام مقامات و ماموران دولت است و در تصمیمات اقتصادی که شامل حال بیش از یک طرف می شود روابط شخصی نباید نقشی ایفا کند. فساد از نظر تانزی در بستر شرایطی که دولت ایجاد کرده است می روید ، شرایطی که دست بعضی از اشخاص را باز می گذارد تا موانع را دور بزنند یا بکوشند تا با دادن رشوه به کسانی که در راس برخی دستگاه های دولتی هستند امتیازاتی به دست آورند.(فرج پور،۱۳۸۳،۱۲)
مک مولن معتقد است که فساد اداری زمانی رخ می دهد که یک مامور دولت، در ازای انجام کاری که از انجام آن نهی شده است، وجه نقد و یا جنسی را به عنوان رشوه قبول کند.(الوانی،۱۳۷۹،۸۸)
ساموئل هانتینگتون نیز تصویر دیگری از فساد اداری ترسیم می کند. به گمان او فساد اداری به رفتار آن دسته از کارکنان بخش دولتی اطلاق می شود که برای منافع خصوصی خود، ضوابط پذیرفته شده را زیر پا می گذارد.(هانتینگتون،۱۳۷۰،۹۰)
آنچه درتمامی این تعاریف مشترک است، نوعی هنجار شکنی و تخطی از هنجارهای اخلاقی و قانونی در عملکردهای اداری و سازمانی است و از این روست که فساد اداری و تعریف آن تابعی از هنجارهای مورد قبول در هر جامعه و فرهنگ می شود.
تعریف منتخب محقق از فساد اداری؛ به هر عمل سوء اداری از دیدگاه مدیریتی که به نوعی بدور از نقش اصلی کارمند بوده و به دنبال خود نوعی ضرر و زیان به سازمان یا بخش عمومی را همراه دارد، فساد اداری اطلاق می گردد.
۲-۳-۷)انواع فساد اداری‏
هنگامی که از فساد در نظامهای اداری، قضائی و… یک کشور سخن به عمل می‏آید، فوراً عملکرد آن دسته از کارگزاران، کارمندان، قضات، مدیران و یا نمایندگان منتخب و… را به یاد می‏آوریم که بر خلاق قوانین و مقررات و تحت تاثیر روابط و علائق شخصی، خانوادگی و پیوندهای اجتماعی و سیاسی و در جهت منافع مستقیم و غیر مستقیم شخصی اعمالی را انجام می‏دهند به عبارت دیگر هر گونه رفتار اداری که مغایر با قوانین بوده و انگیزه ارتکاب آن نفع شخصی برای یک فرد و یا جمعی از افراد دارای منافع مشترک باشد، فساد است. این تعاریف خلاف هایی چون اختلاس، ارتشاء، کم کاری، تطمیع کارکنان، کند کاری، انتقال اطلاعات با هدف جلب منافع مادی نقدی و یا غیر نقدی برای خود، دوستان و خویشاوندان و همین طور ایجاد تبعیض میان ارباب رجوع به تناسب روابط اجتماعی، شکل ظاهری… را به یاد می‏آورد.
در ادامه به تقسیم بندی انواع و اقسام موارد فساد اداری می‏پردازیم.
فساد اداری اشکال گوناگونی داشته و قانون شکنی های متعددی را در رابطه با فعالیتهای مختلف دولت شامل می‏شود. نمونه‏های شناخته شده فساد اداری شامل اختلاس، ارتشاء سوء استفاده از اموال و امکانات دولتی، کم کاری، تبعیض بین ارباب رجوع، تسریع کار دوستان و آشنایان و.. می‏باشد. این موارد را تحت عنوان فساد ادرای غیر قانونی بر می‏شماریم. فساد هایی هم هستند که وجهه قانونی دارند. مواردی چون وضع قوانین تبعیض‏آمیز به نفع سیاستمداران قدرتمند و طبقات مورد لطف دولت و بخشیدن انحصارات دولتی به افراد نور چشمی و.. نیز از جمله فسادهای اداری قانونی است. ما در اینجا به اشکال و انواع فساد غیر قانونی که در سازمان‏های دولتی دیده می‏شود می‏پردازیم.
از یک دیدگاه فساد اداری می‏تواند از این منابع نشات گرفته باشد:
الف: از طرف رهبران سیاسی و مدیران عالی رتبه دولت
ب: از طرف کارمندان مشاغل در نظام اداری
ج: از طرف شاغلین در بخش خصوصی و شهروندان غیر شاغل.
گروه اول که سیاستمداران حکومت می‏باشند، گروه معدودی از افراد می‏باشند که قدرت سیاسی را در یک کشور در دست دارند و تصم
یمات مهم کشوری را در زمینه قانونگذاری، سیاست گذاری و تخصیص منابع اتخاذ می‏کنند. این افراد مانند سایر کارمندان دولت، نمایندگان مجلس و مسئولان عالی رتبه قوه قضائیه می‏باشند، هر چند این افراد مانند سایر کارمندان دولت حقوق و مزایای دولتی دریافت می‏کنند لکن از دو منظر با کارمندان معمولی تفاوت دارند.
۱- سیاستگذاران مستقیماً به بقای نظام سیاسی حاکم و قدرت سیاسی علاقمند هستند در حالی که کارمندان فقط مجری قانون هستند .
۲- سیاستگذاران قادرند مقررات و قوانین را تغییر دهند در حالی که کارمندان فقط مجری هستند.
گروه دوم کارمندان شاغل در نظام اداری می‏باشند که به صورت رسمی یا قرار دادی در استخدام ادارات، موسسات، نهادها و شرکت‏های دولتی هستند. این افراد وظایف مشخصی در چارچوب دستورالعمل‏ها و قوانین اداری محول می‏شوند و آنها کالا و خدمات دولتی را طبق رهنمودهای سیاستگذراران تهیه و به جامعه ارائه می‏دهند.
گروه سوم شاغلین در بخش خصوصی و شهروندان غیر فعال می‏باشد که این گروه قسمت اعظم جامعه را شامل می‏شوند.(حبیبی،۱۳۷۵،۲۴)
در روابط دولت با شهروندان انواع گوناگون فساد اداری را می‏توان محتمل دانست. برخی از مهمترین این فسادها به شرح زیر میباشد:
۱- فساد در ارائه کالاها و خدمات دولتی: دریافت کنندگان این کالاها و خدمات می‏توانند افراد حقیقی یا گروه های عمومی باشند که دولت در هر دو مورد می‏تواند در توزیع آنها و میزان دسترسی مردم به آنها تبعیض اعمال نماید. از آنجا که به طور غالب مقدار این کالاها و خدمات محدود است و دولت نیز به جای استفاده از قیمت‏های تعادلی به دلایل مختلف از قیمت‏های نازل‏تری برای فروش آنها استفاده می‏کند میزان تقاضا برای کالاهای و خدمات دولتی همواره بیشتر از عرضه آن است و در نتیجه به علت کمبود عرضه و افزایش تقاضا همواره زمینه‏هایی برای فساد اداری پیش می‏آید. مازاد تقاضا برای یک خدمت یا کالا به کارمندان اداری ارائه کننده آن خدمت یا کالا فرصت می‏دهد تا با تبعیض قائل شدن بین متقاضیان و حتی ایجاد تاخیرهای عمدی، به اخاذی و در خواست رشوه بپردازند.
۲- فساد در فروش اموال و املاک دولتی به شهروندان: بر اساس قانون، فروش اموال و املاک دولتی بایستی از طریق مزایده صورت گیرد. متقاضیان خرید اموال دولتی از طریق تبانی و همکاری کارمندان که مدیریت فروش را بر عهده دارند سعی می‏کنند قیمت معامله را تا حد امکان کاهش دهند.
۳- فساد در خریدهای دولتی از بخش خصوصی: ماموران خرید دستگاه های دولتی موظفند کالاهی مورد نیاز خود را از طریق مناقصه یعنی به ارزان‏ترین قیمت با توجه به کیفیت کالا خریداری نمایند، لکن ممکن است آنان و یا هر مسئول تصمیم گیرنده در مورد خرید و فروشنده برای گران فروشی به دولت با یکدیگر تبانی نمایند و فروشنده در قبال خرید به مأمور خرید درصدی از سود اضافی را به صورت رشوه یا پورسانت بپردازد.(حبیبی،۱۳۷۵،۳۳)
در مورد انواع فسادهای اداری مربوط به روابط و فعالیتهای گوناگون موجود در داخل مجموعه دولت (سازمانها) به طور خلاصه وار می‏توان به موارد زیر اشاره کرد.
۱- استفاده شخصی از وسایل و اموال دولتی: چنانچه در ادارات دولتی نظارت کافی وجود نداشته باشد کارمندان ممکن است از وسائل اداری نظیراتومبیل، نوشت‏افزار، لوازم صوتی و… که قابل استفاده برای نفع شخصی است سوء استفاده کنند و در نتیجه استهلاک کالاهای فوق تسریع و باعث افزایش هزینه‏ های دولت گردد.
۲- کم کاری، گزارش مأموریت کاذب، صرف وقت در اداره برای انجام کارهایی به غیر از وظیفه اصلی. این نوع تخلفات که معمولاً از آنها به تخلفات اداری یاد می‏شود بیشتر در بین کارمندان رده‏های میانی و پائینی دستگاه های اداری مشاهده می‏شود. معمولاً این نوع فساد اداری زمانی به وجود می‏آید که کارمندان از وضعیت شغلی خود رضایت کافی نداشته و در نتیجه از تعهد و وجدان کاری ضعیفی نسبت به سازمان و مسئولان رده بالای خود برخور دارند و در هر فرصتی که نظارت مسئولان ما فوق خود را ضعیف ببینند مرتکب چنین مفاسدی خواهند شد.
۳– سرقت مواد اولیه و مواد مصرفی متعلق به دولت (سازمان) توسط کارکنان. این موضوع در شرکت‏های دولتی و ادارات تهیه و توزیع کالا بیشتر از سایر ادارات و مؤسسات مصداق دارد. شرکت‏های دولتی که مستقیماً در امور تولیدی مشارکت دارند به تناسب محصولی که تولید می‏کنند انواع مواد اولیه را خریداری و نگهداری می‏کنند و چون بسیاری از این مواد دارای ارزش مبادله‏ای هستند زمینه وسوسه کارکنان ناسالم را برای سرقت بخشی از آنها به وجود می‏آورند.
۴- استفاده از امکانات نظام اداری برای پیشبرد اهداف سیاسی سیاستمداران و کارمندان عالی رتبه. در کشورهایی که نظام اداری نیز سیاسی شده باشد و انتصاب مسئولان ادارات نه بر اساس شایسته سالاری که بر اساس زدو بند های سیاسی انجام گرفته باشد اغلب دولتمردان دستگاه های اداری را برای انجام فعالیت‏های سیاسی که هیچ گونه ارتباطی با اهداف و وظایف قانونی آن ادارات ندارند مورد استفاده قرار می‏دهند.
۵– فساد قانونی برای انتفاع نخبگان سیاسی و کارمندان دولت. نمونه بارز این رفتار ایجاد انحصارهای قانونی برای شرکتهای خصوصی متعلق به سیاستمداران است. نمونه دیگر استفاده از اختیارات قانونی برای تبدیل اراضی عمومی به ار
اضی مسکونی یا صنعتی و سپس واگذاری قطعات تفکیک شده به سیاستمداران.
۶– فساد در توزیع حقوق و مزیا و فرصت‏های شغلی در بین کارمندان دولت (فساد استخدامی) قوانین اداری و استخدامی در بسیاری از کشورها حقوق و مزایا و ارتقای پست سازمانی را در چارچوب معیارها و شایستگی و سنوات خدمت میسر می‏سازد. چنانچه کارمندان مافوق هنگام اتخاذ تصمیم در این موارد، منافع شخصی و یا روابط دوستی و خویشاوندی را در نظر بگیرند فساد در توزیع چنین فرصت هایی رخ خواهد داد.
مدیران ارشد و نخبگان سیاسی در انتخاب روسای ادارات و پست‏های کلیدی قدرت مانور بسیاری زیادی دارند، در داخل هر اداره فرصت‏های زیادی برای انجام ماموریت‏های ویژه پیش می‏آید که برای مأمور مورد نظر مزایای گوناگونی را به همراه دارد. یکی از انواع فساد درون سازمانی تبعیض و زیر پا گذاشتن معیارهای شایستگی در توزیع این گونه فرصتهاست.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:28:00 ب.ظ ]




از دست دادن امتیازات سابق در اثر حذف سیستم های تعرفه های رجحانی سازمان ملل برای ممالک در حال توسعه و سهمیه بندی بازارها به نفع آنها در گذشته .
حذف محدودیت ها برای رقبای تجاری ممالک غیر عضو (رقبای تجاری ایران مانند ترکیه ، تونس ، هند ، پاکستان و مصر از امتیازاتی برخوردارند که یک کشور غیر عضو مانند ایران برخوردار نیست ).
بالا رفتن دیوار های تعرفه ای و محدودیت ها برای ممالک غیر عضو مثل ایران که ورود و رقابت در بازار های جهانی را تقریبا غیر ممکن ساخته است . ارزان فروشی و حتی مفت فروشی ، یعنی بد تر شدن رابطه مبادله به ضرر ایران ، تنها راه حفظ بازار های محدود شده باقیمانده است (پیام صادرات ، شماره ۴و ۳).
ضعف ها

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir
    1. ضعف ساختار تولید : یکی از عوامل اصلی عدم توسعه صادرات غیر نفتی مربوط به ساختار تولید در ایران است . بسیاری از صنایع که در حال فعالیت هستند از مزیت نسبی برخوردار نبوده و بر حسب شرایط خاص ایجاد شده اند کالای تولیدی از کیفیت بسیار پایینی نسبت به کالاهای مشابه خارجی برخوردارند از طرف دیگر قیمت تمام شده آنها به مراتب بالاتر از قیمت کالاهای خارجی است. نوع تکنولوژی به کار رفته تولید کالای ایرانی ، قدیمی و هزینه بر بوده و همچنین تولید کنندگان سلیقه های مشتریان را در جریان تولید مد نظر قرار نمی دهند به طوری که بعضی از این بنگاه ها حتی در بازار داخلی مشکل دارند چه برسد به بازار خارجی . همچنین ضعف بسته بندی و حمل و نقل ، مشکلات مالیاتی و …. باعث شده که ساختار تولید در ایران از پویایی خوبی برخوردار نباشد (آسیا ، ۶/۸/۱۳۸۱).
    2. عدم توجه به واردات در جهت افزایش تولید و بهره وری: برخی معتقدند که موتور رشد اقتصادی (با توجه به تجربه کشور های آسیای شرقی ) توسعه صادرات است ؛ اما واقعیت این است که نقش واردات در افزایش بهره وری کم تر از نقش صادرات نبوده است و اگر هم صادرات موتور رشد نامیده شده از آن جهت بوده است که زمینه افزایش واردات کالا های سرمایه ای و واسطه ای را فراهم آورده است که نتیجتا منحنی امکانات تولید اقتصاد را در طول زمان به نفع کالاهای تجاری و به ویژه صادراتی تغییر داده است (پژوهشنامه بازرگانی ، ش ۵۹ ،۲۴)، بنابر این ، ارزی که از صادرات به دست اگر در بخش های تجاری برای واردات کالاهای سرمایه ای و واسطه ای مورد استفاده قرار نگیرد ، نهایتا ممکن است که سطح تولید ناخالص ملی را افزایش دهد ، ولی دلیلی بر این که بتواند در بلند مدت رشد اقتصادی را افزایش دهد وجود ندارد. در این راستا کشور ایران نمی تواند در بلند مدت فقط به فکر صادرات مواد اولیه و کشاورزی باشد . زیرا این بخش ها نیاز های وارداتی چندانی ندارد و اگر فن آوری جدیدی وارد آنها نشود و فرایند افزایش بهره وری و تغییر منحنی امکانات تولید محقق نخواهد شد .

عکس مرتبط با اقتصاد

  1. فقدان دانش فنی و فن آوری پیشرفته و ابتکاری: یکی از مشخصات اقتصادی و صنعتی کشور های جهان سوم این است که فاقد فن آوری بومی اند و یا در صورت دارا بودن تکنولوژی آنها محدود به الگو گیری از خارج است ، بدون اینکه خود در تولید محصولات جدید و تنوع آن قدرت ابتکاری داشته باشند. فن آوری به دانش فنی و توان و تجربه استوار است . به همین دلیل دارندگان تکنولوژی برتر به حفظ و جلو گیری از انتقال آن مبادرت دارند . با توجه به محدود بودن منابع طبیعی و معدنی و مشکلات تهیه محصولات کشاورزی و نوسانات در امر صادرات کالاهای صنایع دستی و سنتی در دنیای امروز که تغییر و تحولات سریع در بازار های جهانی ، الگو های مصرف و سلیقه های مصرف کنندگان ایجاد می شود ، صدور محصولات صنعتی از تداوم و استواری بیشتری برخوردار است . اگر دولت بخواهد به صدور محصولات صنعتی کمک کند ، باید به ایجاد موسسات فنی و تجاری بپردازد و در صورت لزوم آنها را با یارانه های خود مساعدت کند (آسیا ، ۶/۸/۱۳۸۱).
  2. غیر کارا و غیر عملی بودن تحصیلات دانشگاهی: بایددر نحوه تدریس و تحصیلات دانشگاهی تجدید نظر شود ، دانشگاه باید کسانی به جامعه تحویل دهد که مجهز به علم روز بوده تا از تحصیلات آنان استفاده علمی و عملی صورت گیرد . افراد متخصص و کارگران ماهر از ضروریات رشد و توسعه هر کشور به خصوص در زمینه اقتصاد است . بطور کلی افراد توانمند و منابع انسانی متخصص و مجرب هستند که با بهره گرفتن از تواناییها ، استعدادها ، اطلاعات و دانش خویش ، رشد ، توسعه ، رفاه و رونق را در زندگی همنوعانشان ایجاد می کنند .
  3. سیستم اطلاع رسانی ضعیف: جامعه شناسی بازار یا بازاریابی می گوید که کالا را کی ؟ کجا ؟ و به چه کسی ؟ باید فروخت . صادر کنندگان ایرانی در آنسوی مرزها اطلاعات لازم و کافی درباره مشتریان و مصرف کنندگان ندارند در هر حال نداشتن اطلاعات از مشتری باعث ناکامی در فروش کالاهای تولیدی می شود (نشریه بانک صادرات ، ۱۳۸۰).
  4. مشکلات حمل و نقل :باید کالا در مناسبترین زمان ممکن بدست مشتری برسد ، وقتی کالا زمانی برسد که بازار آن کالا از گرما افتاده باشد یا مشتری دیگر نیازی به آن نداشته باشد یا وسایل حمل و نقل مناسب که کالا را سالم برساند وجود نداشته باشد ، قطعا آنها ایجاد مشکل می نمایند.
  5. مشکل نیروی انسانی متخصص :ساختار تولیدی بازار کشور نیاز به بازسازی دارد و این مهم را نیرو های متخصص انجام می دهند . طرز تفکر سنتی بازرگانی در دنیای امروز دیگر کار ساز نیست ، چرا که وقتی متخصص وجود داشته باشد دیگر سیستم تولید ، توزیع و بسته بندی هم مطابق با استانداردهای بین المللی می شود(نشریه بانک صادرات ، ۱۳۸۰).
  6. عدم برنامه ریزی صحیح صادرات غیر نفتی کشور :مساله عدم وجود برنامه ریزی گریبانگیر کل اقتصاد کشور بوده و مادامی که اقتصاد کشوری در کل و بخش صادرات آن به صورت خاص فاقد برنامه های بلند مدت ، میان مدت و حتی کوتاه مدت باشد مشکلات زیادی در برابر بخش صادرات آن بروز خواهد کرد . از سوی دیگر تصمیمات روزمره ، بلا تکلیفی ، بی ثباتی و نا هماهنگی بین قانون و مقررات صادرات و واردات با سایر بخش ها و امکانات کشور حاکی از بی برنامه گی است که سر در گمی و بلا تکلیفی صادر کنندگان را به دنبال دارد (نادری ، اخوی و حکیمی ۱۳۷۱).
  7. عدم سرمایه گذاری دولت در امر صادرات و تولیدات صادراتی :اهمیت دادن دولت به گسترش صادرات با سرمایه گذاری های لازم در این زمینه اثرات قابل توجهی بر رونق صادرات غیر نفتی خواهد داشت . از جمله مشکلات بارز و مشخص موجود فراراه صادرات غیر نفتی کشور ، عدم سرمایه گذاری های لازم دولت در امر صادرات و تولیدات صادراتی می باشد (نادری ، اخوی و حکیمی ، ۱۳۷۱).
  8. پایین بودن ارزش افزوده برخی از اقلام صادراتی :به طور کلی کالاهای صادراتی در مقایسه با کالاهای صنعتی از ارزش افزوده پایین تری برخوردار می باشند . کشور های جهان سوم اغلب یا صادر کننده محصولاتکشاورزی اند و یا صادر کننده مواد اولیه ، که در هر صورت دارای ارزش افزوده کمتری نسبت به مصنوعات کارخانه ای می باشند. این مسئله در مورد کشور ما نیز صادق است . برای نمونه یکی از اقلام عمده صادراتی ما انواع ماهیها می باشد که اغلب بعد از صید کارچندانی روی آن انجام نشده و صادر می گردد در صورتی که می توان با تبدیل آن به صورت کنسرو و غذا های متفاوت بر ارزش افزوده آنها افزود (نادری ، اخوی و حکیمی ، ۱۳۷۱).
  9. تقاضای داخلی و پایین بودن سطح تولید:نیاز های افرائ کشور معمولا یا از محل تولیدات داخلی تامین می شود و یا از محل واردات ، از سوی دیگر ، ممکن است تولیدات داخلی علاوه بر تامین تمام یا برخی از نیازهای داخلی به کشور های دیگر نیز صادرات شود. در واقع یک چنین گرایشی در نتیجه تقسیم بین المللی کار است که کشور ها بر اساس مزیت نسبی که دارند اقدام به صدور می نمایند و از این طریق بقیه مایحتاج خود را تامین می نمایند. به هر صورت در کشور ما از یک طرف تقاضای داخلی روند افزایشی داشته و از سوی دیگر سطح تولیدات در مواردی دارای روند کاهشی نیز بوده است.به هر حال با افزایش تقاضا و ثابت بودن سطح تولیدات داخلی به همان میزان طبیعی است که درسهم صادرات احتمالا از لحاظ قدر مطلق آن تغییری ایجاد نخواهد شد اما هنگامی که افزایش تقاضا ایجاد ؛ ولی تولید به این میزان افزایش نیافته و حتی کاهش داشته باشد ،صادرات (تمام یا بخشی از آن ) جذب تقاضای داخلی خواهد شد ، چرا که با بالا بودن تقاضای داخلی موجب می شود که صادر کنندگان با بهره گرفتن از فرصت ، کالاها را به قیمت مناسب در بازار داخلی به فروش رسانده و کسب سود نمایند و از صادر کردن صرف نظر کنند و در مجموع صادرات کاهش می یابد (نادری ، اخوی و حکیمی ، ۱۳۷۱).
  10. عدم امکانات ، تسهیلات و تشویق های کافی در امر صادرات :هدف اصلی غالب سیاست های تشویقی صادرات رسیدن به صادرات بیشتر می باشد ؛ اما باید دید ، آیا امکانات و سیاست های تشویقی صادرات ما توانستهاست به هدف خود برسد یا خیر ؟ تغییر و تحول سالانه سیاست های تشویقی صادرات ، خود می تواند دلیل محکمی بر ضعف اینگونه سیاست ها باشد، جرا که اگر سیاست های فوق از کارایی لازم برخوردار بود نیازی به تجدید نظر نداشت (منظور تجدید نظر سالانه و یا کمتر از یک سال می باشد ) ؛البته باید توجه داشت که نمی توان همیشه نتیجه نامناسب اجرای قانون و مقررات صادراتی را از خود قانون مزبور دانست بلکه ممکن است در نتیجه سیاست های ناهماهنگ اقتصادی باشد (نادری ، اخوی و حکیمی ، ۱۳۷۱).
  11. عدم آشنایی به مقررات گمرکی و ورود کالا به کشور های مختلف :بطور کلی قانون مقررات بازرگانی خارجیاثرات اساسی بر صادرات دارد . (چه قوانین و مقررات مربوط به کشور صادر کننده باشد و یا کشوری که کالا های فوق را وارد می کند ) عدم توجه یا کم اطلاعی از قوانین فوق میتواند خسارت زیادی به صادر کننده و کشور وی وارد سازد (نادری ، اخوی و حکیمی ، ۱۳۷۱).
  12. عدم شناخت بازارهای مصرف خارجی :در کشور هایی همچون کشور ما مشکل کمبود اطلاعات در خصوص تجارت جهانی وجود دارد . به عبارت دیگر اینکه چه بازاری دارای تقاضای چه نوع کالایی است و یا کالایی ، با کیفیت مشخص و قیمت مناسب در کدام بازار وجود دارد بخوبی مشخص نمی باشد که این امر خود می تواند موجب کاهش صادرات گردد(نادری ، اخوی و حکیمی،۱۳۷۱).
  13. بازاریابی و تبلیغات :امروز نقش بازاریابی و تبلیغات در فروش و کسب بازارهای جدید اهمیت بسزایی یافته است علاوه بر این تبلیغات و توسعه بازارها از طریق رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی نیز رشد زیادی یافته است که در این میان نام گذاری مناسب کالا ، نمایشگاههای بین المللی و نمایندگی های تجاری می توانند اثرات زیادی در بازاریابی و تبلیغات داشته باشند ؛ اما با کمال تاسف باید خاطر نشان ساخت که در کشورما اکثریت قریب به اتفاق مدیران بازرگانی از اصول علمی بازاریابی جدید اطلاع کاملی ندارند و یا در صورتی که اطلاع داشته باشند به دلیل فزونی تقاضا بر عرضه ، نیاز به استفاده از آن اصول را احساس نمی کنند (نادری ، اخوی و حکیمی،۱۳۷۱).
  14. بالا بودن قیمت کالاهای صادراتی :اغلب صادر کنندگان روی قیمت مانور می دهند و از این طریق به هدف خود که همان کسب سود بیشتر است می رسند. در کشور ما متاسفانه اغلب در گزارش هایی که در زمینه مشکلاتصادرات غیر نفتی ارائه شده است عامل قیمت در راس آنها قرار داشته است ، لذا به نظر می رسد که در این زمینه باید اقدامات مورد نیاز انجام گیرد(نادری ، اخوی و حکیمی،۱۳۷۱).
  15. عدم توجه به کیفیت کالا :موضوع کیفیت کالاهای صادراتی و رعایت آن از اهمیت خاصی برخوردار است و مساله کیفیت و رعایت استانداردها و کنترل کیفیتها در زمینه تولیدات صنعتی ، بسته بندی و صدور ، تقریبا تمام کالاهای صادراتی را شامل می شود که به هر حال عدم رعایت کیفیت و بی توجهی نسبتبه آن اثرات منفی بر صادرات غیر نفتی دارد (نادری ، اخوی و حکیمی،۱۳۷۱).
  16. ضعف امکانات حمل و نقل ، انبار ، بسته بندی و …:حمل و نقل به عنوان قوه محرکه صدور یا ورود کالا از جهت بازرگانی خارجی و جابجایی کالا از نظر بازرگانی داخلی می باشد ، بنابر این هر گونه نقصان و نارسایی در زمینه حمل و نقل مستقیما بر بازرگانی خارجی موثر می باشد . که در این زمینه در کشور ما ضعیف عمل شده است . همچنین انبار های کشور به اندازه کافی نیست ضمن اینکه فاقد امکانات و تجهیزات سرد خانه ای بوده و نمی تواند تسهیلات لازم را در اختیار صادرات قرار دهد . از سوی دیگر علی رغم اهمیت بسزای بسته بندی در موفقیت صادرات ، با کمال تاسف کشور ما از این حیث مشکلات زیادی دارد ، به عنوان اولین نکته ، کمبود تعداد واحد ها و کارخانجات بسته بندی می باشد ، همچنین کیفیت پایین بسته بندی از مشکلات دیگر گریبان گیر صادرات غیر نفتی در کشور ما می باشد (نادری ، اخوی و حکیمی،۱۳۷۱).
  17. عدم استفاده از علامت های تجاری و برنامه ریزی های بلند مدت :متاسفانه در ایران نه تنها از علامت های تجاری بین المللی استفاده نمی گردد ، بلکه مارک های داخلی هم هیچ گونه اقدامی جهت معرفی خود در بازارهای بین المللی نمی نمایند .مصرف کنندگان ، موقع خرید یا به علامتتجاری کالای مورد نظر توجه می نمایند و یا به کشور محل تولید آن کالا ، با توجه به اینکه کالاهای ایرانی همسطح کالاهای چینی و یا تایوانی و یا حتی در بعضی موارد پایین تر از آنها در بازارهای مصرف مطرح می باشند ، لذا مناسب است که تولید کنندگان قدرتمند ایرانی نسبت به معرفی علامت های تجاری خود در بازار های هدف که از پیش مطالعه و بررسی نموده اند اقدام نمایند .از علامت های تجاری ایران در زمینه پوشاک می توان به علامت های تجاری هاکوپیان ، ماکسیم و … اشاره نمود که موفق به حضور اثر بخش در بازارهای اروپایی شده اند (پیام صادرات ، شماره ۱، ۱۳۰).
  18. واسطه ها و شرکت های به اصطلاح صادراتی و وارداتی :اغلب کالا های ایرانی از طریق واسطه ها و شرکت های به اصطلاح صادراتی و وارداتی به بازار وارد می شوند . چون این شرکت ها به منافع آنی خود توجه بیشتری دارند تا منافع بلند مدت لذا این کالاها را به بد ترین صورت به فروش می رسانند . در نتیجه خریدار هیچ وقت انتظار خرید کالای ایرانی را به صورت آبرومند ندارد و فکر می کند که همیشه این کالاها را باید از دست فروش ها و یا بازار های شبانه خریداری نماید . به عنوان مثال علی رغم حضور بازرگانان ایرانی در بازار مالزی ، هنوز یک فروشگاه آبرومند (حتی کوچک ) که نسبت به فروش کالاهای ایرانی اقدام نماید وجود ندارد. یک شرکت مصری اقدام به تاسیس و راه اندازی بیش از ده فروشگاه در مراکز خرید مالزی ، با عنوان مصر کوچک نموده است که در آنها هر چند به صورت محدود نسبت به عرضه کالاهای مصری و بعضا خاور میانه اقدام می نماید . (پیام صادرات ، شماره ۱ ، ۱۳۱).
  19. رقابت های منفی بین بازرگانان ایرانی :رقابت های منفی بین بازرگانان ایرانی یکی از موانع گسترش صادرات کالاهای ایرانی می باشد . بر اثر این رقابت ها هم ارزش قیمتی کالاها پایین آمده و هم از کیفیت کالاها کاسته می شود و نتیجتا اعتماد مصرف کننده سلب می گردد (پیام صادرات ، شماره ۱ ، ۱۳۱).

۸-۲-۲ : تحولات صادرات غیر نفتی و واردات طی سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۸۲
صادرات غیر نفتی
ارزش صادرات کالاهای غیر نفتی طی سال های ۱۳۵۶ تا ۱۳۸۲ از ۵۲۳ میلیون دلار به ۵٫۶ میلیارد دلار افزایش یافته است و با توجه به شرایط جنگی تا سال ۱۳۶۸ کمتر به سیاست های صادراتی توجه شده و اغلب سیاست های اتخاذ شده در قالب سیاست های برنامه های توسعه بوده که به شرح ذیل است :
در سال ۱۳۶۸، سیاست صادراتی کشور با برخی تغییرات همراه بود . در این سال جهت جهت تشویق و توسعه صادرات غیر نفتی کشور برخی تسهیلات برای صادر کنندگان کالاهای صادراتی در نظر گرفته شد، نظیر :
افزایش اقلام کالاهای مشمول فهرست واردات در مقابل صادرات .
با ایجاد صندوق پشتیبانی ارزی صادرات ، امکان حمایت بیشتر از صادر کنندگان فراهم شد.
با حذف و تخفیف پیمان ارزی در مورد بسیاری از اقلام صنایع دستی و مواد معدنی ، زمینه های تشویق بیشتر در امر صادرات غیر نفتی فراهم شد .
جدول ۲-۲ موانع و راهکار های توسعه صادرات غیر نفتی در یک نگاه(دعایی ،۱۳۸۵)

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:27:00 ب.ظ ]




«فامّا علمه فی وقت قتله، فلم یأت فیه اثر علی التفصیل»[۴۹۹]، «فامّا علم الحسین† بانّ اهل الکوفه خاذلوه، فلسنا نقطع علی ذلک، اذ لا حجّه علیه من عقل ولا سمع»[۵۰۰].
در حالیکه ایشان در ادامه عبارت اول مینویسد: «ولو جاء فیه اثر لم یلزم ما ظنّه المستضعفون، اذ…».[۵۰۱]
و یا در ادامه عبارت مربوط به امام حسین† مینویسد:
«ولو کان عالماً بذلک لکان الجواب عنه ما قدمناه فی الجواب عن امیرالمؤمنین†…».[۵۰۲]
در این دو عبارت شیخ مفید با اشاره به مبنای خود در مسأله بیان میکند، که اگر روایتی نقل شود که در آن امام† از آگاهی خود از زمان مرگش خبر دهد، هیچ منعی برای پذیرش آن وجود ندارد و اشکالی که مستضعفین فکری و عقلی در این مورد مطرح میکنند، وارد نیست، سپس ایشان اقدام به پاسخگویی به اشکال و شبهه وارد شده در مورد علم ائمه‰ به زمان مرگشان میپردازند.
در واقع شیخ مفید درصدد بیان این مطلب است که علم اهل بیت‰ به زمان مرگشان، بحثی نقلی و منوط به وجود اثر و روایت است و هیچ تعارضی با مبانی عقلی و کلامی ندارد، و البته ایشان در کتاب دیگرش «الارشاد» این روایات را آورده است.[۵۰۳] از جمله در حدیثی که ایشان در مورد امیرالمؤمنین† نقل کرده، آمده است:
«انّ امیرالمؤمنین† قد سهر تلک اللیله فاکثر الخروج والنظر الی السماء وهو یقول: والله ما کَذِبتُ ولا کُذِّبتُ وانّها اللیله التی وُعِدتُ بها، ثم یعاود مضجعه، فلمّا طلع الفجر شدّ ازاره وخرج وهو یقول:

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

اشدد حیازیمک للموت فـانّ المــوت لاقیـک
ولا تجزع من المـوت اذا حــل بــوادیـــک

فلمّا خرج الی صحن داره، استقبله الإوَز فصحن فی وجهه، فجعلوا یطردونهن، فقال: دعوهنّ فانهنّ نوائع، ثم خرج فاصیب†».[۵۰۴]
بنابراین، عبارات ایشان در «المسائل العکبریه» نمیتواند مستندی باشد برای اینکه گفته شود شیخ مفید آگاهی امام علی و امام حسینƒ از زمان و کیفیت شهادتشان را نفی کرده است، نهایت چیزی که میتوان گفت، این است که احتمالاً در این مسأله برای ایشان قطع حاصل نشده است.
۳ / ۱۰
ما کان و ما یکون
روایاتی در بصائر و دیگر منابع حدیثی شیعه از جمله «کافی»[۵۰۵] نقل شده که در آنها اهل بیت‰ بر آگاهی خود از «ما کان و ما یکون» و یا «ما مضی و ما بقی الی یوم القیامه» خبر دادهاند. ظاهر عبارت نشان از گستردگی و وسعت این آگاهی دارد. در اغلب روایات، عبارت «ما کان و ما یکون» «آگاهی از آنچه بوده و آنچه خواهد بود» در کنار عباراتی چون «آگاهی از آسمانها و زمین» و «علم به بهشت و دوزخ» همراه شده است و به نظر میرسد ائمه‰ درصدد بیان گستره و محدوده وسیعی از آگاهی برای خود بودهاند و با کنار هم قرار دادن این عبارات میخواستند، احاطه علمی خود بر حقایق عالم را گوشزد کنند. جناب صفار در دو باب از جزء سوم کتاب خود مجموعاً (۹) روایت در این مورد نقل نموده است[۵۰۶]. و البته سه روایت دیگر نیز در جاهای مختلفی از کتاب آورده که به این موضوع اشاره دارند.[۵۰۷] در بیشتر روایاتی که صفار نقل کرده، منشا آگاهی اهل بیت‰ از «ما کان و ما یکون» قرآن معرفی شده است[۵۰۸] و ائمه‰ با اشاره به این که قرآن «تبیانا لکل شی» است، اذعان نمودهاند که علم به «ما کان و ما یکون» را از قرآن فرا گرفتهاند و همانگونه که قبلاً گفته شد، از جمله مبادی علوم اهل بیت‰ علم کامل و جامع آنان به تمامی ظواهر و بواطن قرآن است، بنابراین تمامی علوم و دانشهای موجود در قرآن برای اهل بیت‰ نیز روشن و آشکار است و البته در یکی از روایات منشأ این آگاهی وراثت از پیامبر اکرمˆ و تعلیم ایشان دانسته شده است[۵۰۹] که با آنچه گفته شد، قابل جمع است.
در برخی از منابع، روایتی نقل شده که در آن امیر المؤمنین† ضمن اذغان به آگاهی از «ما کان و ما هو کائن الی یوم القیامه» آن را در معرض محو و اثبات میداند، طبق بیان این روایت، آگاهی اهل بیت‰ از «ما کان و ما یکون» قطعی و حتمی نیست، چرا که امکان حصول بداء در مورد آن وجود دارد. در توحید صدوق به نقل از امام علی† چنین آمده است:
«ولولا آیه فی کتاب الله لاخبرتکم بما کان وبما یکون وما هو کائن الی یوم القیامه وهی هذه الآیه } N…éS™`ÙWTÿ JðS/@… †WÚ Sò:†W­WTÿ ñ$ŒYp‰T‘STÿWè ,ISâWŸTTÞYÆWè SQ×KR… gˆHTWTg|<Ö@… {<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۱۰]</span>.<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۱۱]</span><br style="box-sizing: border-box;” />مرحوم صدوق این روایت را در امالی نیز نقل کرده است<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۱۲]</span>. در احتجاج و اختصاص نیز عیناً از امیرالمؤمنین† نقل شده است.<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۱۳]</span> در تفسیر عیاشی روایت به امام زین العابدین† نسبت داده شده است<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۱۴]</span> و شاید به خاطر امکان حصول بداء بوده که در روایت صحیحی که کلینی در کافی نقل کرده<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۱۵]</span> و جناب صفار نیز در ص ۱۵۱ بصائر آن را با سند صحیح دیگری نقل کرده است، امام صادق† علم به «ما کان و ما یکون» را علم کامل و حقیقی نمیدانند، در بخشی از این روایت طولانی که ابو بصیر از امام صادق† نقل کرده، آمده است:<br style="box-sizing: border-box;” />«ثم سکت ساعه ثم قال: انّ عندنا علم ما کان وما هو کائن الی ان تقوم الساعه قال: قلت، جعلت فداک، هذا والله هو العلم، قال: انّه لعلم وما هو بذاک قال: قلت، جعلت فداک فایّ شی: هو العلم، قال: ما یحدث باللیل والنهار الأمر بعد الامر والشیء بعد الشیء الی یوم القیامه»<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۱۶]</span><br style="box-sizing: border-box;” />در توضیح این مطلب باید گفت، در روایات زیادی که از ائمه هدی‰ نقل شده<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۱۷]</span>، آن بزرگواران علم خود را به سه دسته تقسیم کردهاند:<br style="box-sizing: border-box;” />۱ـ علم به گذشته (ماکان)<br style="box-sizing: border-box;” />۲ـ علم به آینده (مایکون)<br style="box-sizing: border-box;” />۳ـ علم به اموری که پشت سرهم و پی در پی حادث میشود (ما یحدث باللیل والنهار)<br style="box-sizing: border-box;” />طبق این روایات اهل بیت‰ از امور و حوادث گذشته و آینده و هم از اموری که در هر لحظه حادث میشود، اطلاع دارند، اما علم کامل و حقیقی را علمی میدانند که مربوط به حوادث و رویدادهایی است که در عالم به طور مداوم به وقوع میپیوندد و در واقع این علم همانا اطلاع و آگاهی اهل بیت‰ از قضای حتمی الهی است که براساس روایات توسط الهام در زمان وقوع آن رویدادها به ایشان القاء میشود و یا اگر امام بخواهد میتواند از وقوع این حوادث مطلع شود. اما آگاهی از «ما کان و ما یکون» یا علم به گذشته، طبق احادیث علمی است که برای اهل بیت‰ تفسیر شده است و اطلاع از «ما یکون» نیز در معرض محو و اثبات قرار دارد.<br style="box-sizing: border-box;” />از نظر ثبوتی، آگاهی اهل بیت‰ از «ما کان و ما یکون» و نسبت دادن آن به ایشان، هیچ وجه غلوآمیزی ندارد و با هیچ یک از ملاکهای غلو تطابق و همخوانی ندارد، و در واقع بخشی از دانشهای ویژه اهل بیت‰ است که از سوی خداوند به آنان بخشیده شده است، البته با دقت و تأمّل در مبادی و دیگر جهات علوم اهل بیت‰ انتساب این آگاهی به آنان منطقی و قابل قبول خواهد بود، نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد آن است که انتساب «ما کان و ما یکون» به معنای انتساب علم نامحدود و یا مساوی انگاشتن علم اهل بیت‰ با علم الهی نیست، همانگونه که پیشتر معلوم شد، «ما کان و ما یکون» نیز محدودیتهای خاص خود را دارد از قبیل در معرض بداء بودن، و اساساً کیفیت و نحوۀ علوم اهل بیت‰ با علم الهی متفاوت میباشد.<br style="box-sizing: border-box;” />از نظر اثباتی، اولاً: این روایات در بسیاری از منابع معتبر نقل شده و تعداد قابل توجهی از آنها با سند<br style="box-sizing: border-box;” />صحیح روایت شدهاند، به عنوان نمونه از شش روایتی که صفار در ششمین باب از جزء سوم بصائر نقل کرده سه روایت (۱، ۳، ۵) از سند صحیح برخوردار هستند.<br style="box-sizing: border-box;” />ثانیاً: روایات مربوط به «ما کان و ما یکون» اختصاص به منابع حدیثی شیعه ندارد، بلکه در بسیاری از منابع مهم حدیثی اهل سنت، روایات زیادی در مورد علم به «ما کان و ما یکون» نقل شده است. از بررسی این روایات در منابع حدیثی اهل سنت، برمیآید که بحث احاطه علمی پیامبر اکرمˆ و علم ایشان به «ما کان و ما یکون» امری مسلم، قطعی و مورد توافق صحابه و محدثین بوده است، تا جایی که حتی رسول خداˆ بخشی از آگاهی خود از «ما کان و ما یکون» را به برخی از صحابه تعلیم دادهاند. سنن ترمذی که از صحاح سته اهل سنت<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۱۸]</span> است بابی دارد با عنوان «ما اخبر النبیˆ اصحابه بما هو کائن الی یوم القیامه»<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۱۹]</span> در این باب آمده است که پیامبر اکرمˆ به تعدادی از صحابه علم «ما کان و ما یکون» را آموختهاند:<br style="box-sizing: border-box;” />«عن حذیقه وأبی مریم وأبی زید بن اخطب والمغیره بن شعبه، أنّ النبیˆ حدثهم بما هو کائن الی ان تقوم الساعه»<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۲۰]</span><br style="box-sizing: border-box;” />نمونهای دیگر از منابع اهل سنت:<br style="box-sizing: border-box;” />«قال حذیفه بن الیمانی: والله انّی لأعلم الناس بکلّ فتنه هی کائنه فیما بینی وبین الساعه وما بی الاّ أن یکون رسول اللهˆ اسرّ الی فی ذلک شیئاً لم یحدثه غیری…».<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۲۱]</span><br style="box-sizing: border-box;” />در صحیح مسلم در بابی با عنوان «باب اخبار النبیˆ فیما یکون الی قیام الساعه» غیر از روایت فوق سه روایت دیگر نیز نقل شده است در یکی از این روایات آمده است:<br style="box-sizing: border-box;” />«حدثنی عمروبن اخطب: صلّی بنا رسول اللهˆ الفجر وصعد المنبر فخطبنا حتی حضرت العصر، فنزل فصلی، ثم صعد المنبر فخطبنا… فاخبرنا بما کان وبما هو کائن…».<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۲۲]</span><br style="box-sizing: border-box;” />اینگونه روایات را در منابع دیگری از اهل سنت میتوان مشاهده کرد.<span style="box-sizing: border-box; position: relative; font-size: 12px; line-height: 0; vertical-align: baseline; top: -0.5em;">[۵۲۳]</span><br style="box-sizing: border-box;” />طبق این روایات پیامبر اکرمˆ واجد «علم ما کان وما یکون» بودهاند و از صحابه هم کسانی بودهاند که مورد تعلیم قرار گرفته و به درجهای از این علم رسیدهاند، البته سخن این نیست که همۀ این روایات صحیح است و تمام کسانی که ادعا شده این علم را دارند، واقعاً واجد آن بودهاند؛ بلکه سخن ما در اصل برخورداری پیامبرˆ از علم ما کان و ما یکون است که مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است، طبق روایات اهل سنت، برخی از صحابه بخشی از این علم را از پیامبرˆ فرا گرفتهاند و طبق روایات شیعه بعد از پیامبرˆ اهل بیت ایشان واجد این علوم بودهاند.<br style="box-sizing: border-box;” />بررسی دلائل معارض با علم اهل بیت‰ به «ما کان و ما یکون»<br style="box-sizing: border-box;” />دلیل اول:<br style="box-sizing: border-box;” />آیۀ شریفه ] QWÜMX… WJð/@… ISâWŸÞYÆ SØ<ÕYÆ YàWƆJð©Ö@… SÓQX¥WÞTSTÿWè ð`~TWçÅ<Ö@… ñyVÕT`ÅWTÿWè †WÚ Á Y$z†Wš`¤VK‚ô@… †WÚWè ÷Y¤`ŸWTŽ c¨pTÉTWß …V¢†WQÚ ñˆY©<ÑWTŽ $…_ŸWçÆ †WÚWè ÷Y¤`ŸWTŽ =S¨pTÉWTß Jg÷VK†YŠ w³`¤KV… &ñ‹éSÙWTŽ QWÜMX… WJð/@… }y~YÕWÆ =S¤kY‰Wž [. [۵۲۴]
طبق این آیه اموری است که آگاهی از آن اختصاص به خداوند دارد و احدی غیر از او از آن آگاه نیست، این امور عبارتند از:
۱ـ علم الساعه (زمان وقوع قیامت)
۲ـ زمان نزول باران
۳ـ آگاهی از آنچه در رحم مادران است (جنسیت و…)
۴ـ آنچه در آینده برای فرد اتفاق میافتد
۵ـ آگاهی از مکان و زمان مرگ
در روایات نیز از زبان معصومین‰ مدلول آیه مورد تأکید قرار گرفته است، عن أبی اسامه عن أبی عبد الله†:
قال لی أبی: «ألا أُخبرک بخمسه لم یطلع الله علیها احداً من خلقه؟» قل: بلی، قال: «ان الله عنده علم الساعه وینزل الغیث ویعلم ما فی الارحام وما تدری نفس ماذا تکسب غدا وما تدری نفس بأی ارض تموت ان الله علیم خبیر»[۵۲۵]
و در بصائر الدرجات به نقل از اصبغ نباته آمده است:
«سمعت امیرالمؤمنین† یقول: ان لله علمین: علم استأثر به فی غیبه فلم یطلع علیه نبیّا من انبیائه ولا ملکا من ملائکته وذلـﻚ قول الله تعالی: ] ان الله عنده علم الساعه وینزله الغیث…[ وله علم قد اطلع علیه ملائکه فما اطلع علیه ملائکه فقد اطلع علیه محمداً وآله وما اطلع علیه محمداً فقد اطلعنی علیه، یعلمه الکبیر منّا والصغیر الی أن تقوم الساعه»[۵۲۶]
براساس مدلول آیه و تأکید روایات فقط خداوند از این امور آگاه است، حال چگونه ادعا میشود که اهل بیت‰ از ما کان و ما یکون اطلاع دارند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:26:00 ب.ظ ]




درخصوص قرارداد های فروش اقساطی از لحاظ نحوه تعهد دریافت کننده تسهیلات به خرید کالای سفارشی به دو شیوه تعهد بعمل می آید:
تعهد متقاضی تسهیلات در ضمن برگ درخواست انجام معامله فروش اقساطی.
تعهد متقاضی تسهیلات وام مسکن به خرید سهم الشرکه بانک،در ضمن قرارداد مشارکت مدنی تکمیل یا ساخت و ساز مسکن.
متن تعهد مندرج در برگ درخواست اولیه به شرح ذیل است:
«متعهد و ملتزم می شوم در صورت عدم انعقاد قرارداد فروش اقساطی و یا تخلف فروشنده که منجر به عدم تحویل ماشین آلات گردیده و نتیجتاً موجب تضرر بانک می شود،از تاریخ تأخیر یا تعلل در انجام تعهدات مالی و تا زمان انجام آن،خسارت وارده و هزینه های بانک را معادل نرخ سود معامله به علاوه ۶% که روزانه هر سه هزار ریال ــــ ریال است مجاناً از اموال خود به بانک تحویل نمایم.»
موارد قابل بحث در این رابطه از چند بعد قابل بررسی است:
اندراج تعهد به خرید کالای سفارشی در قالب عقد لازم یا جایز.
اندراج تعهد به خرید کالای سفارشی در قالب تعهد ابتدایی.
۴-۳-۳-۱ حکم فقهی جریمه تخلف
همانطور که در گفتار دوم مبحث نخست از فصل سوم گذشت در تحلیل مسأله عدم الزام متعهد به خرید کالای سفارشی دو احتمال وجود دارد:
احتمال نخست اینکه امام(ع)به این علت،وعده خرید را الزام آور ندانسته که فرض سؤال راوی مربوط به وعده ابتدائی بوده است نه تعهد قراردادی یا ضمن عقد لازم.که عبارت شیخ طوسی ظهور در این امر دارد، چرا که در فتوای وی اشاره ای به شرط یا تعهد از جانب سفارش دهنده نشده است، وغایت چیزی که می رساند مسأله وعده ابتدائی است.به علاوه این که عبارت شیخ مفید که واژه شرط را آورده است اشاره ای به ضمن عقد بودن آن ندارد.
اما احتمال دوم این بود که مراد امام(ع)مطلق تعهد به خرید بوده باشد ولو اینکه در قالب شرط ضمن عقد باشد.همانطور که نظر مخالف در سطور گذشته این احتمال را قائل شده است.
حال بنا بر احتمال نخست می توان الزام به وعده را به یکی از طرق و راهکارهای ذیل بر متعهد تحمیل نمود:
– راهکارشرط ضمن عقد
– راهکارتعهد سماوی
– راهکار تعهدات متقابل ابتدائی
بنابراین گر چه در عمل بسیار به ندرت اتفاق میافتد که متقاضی در انعقاد قرارداد فروش اقساطی دچار مشکل شود و معمولاًغالب قراردادها طبق روال معمول منعقد می شود،اما به هر حال مسأله مذکور-ولو در حد یک سوژه نوشتاری و نه عملی-با این سؤال روبروست که آیا بانکها مجاز به دریافت خسارت مذکور در برگ درخواست اولیه را دارد یا خیر؟مشکل اینجاست که برگ درخواست اولیه نه شرط ضمن عقد لازم است ونه مصداق تعهد متقابل است.البته قانون گذار ایران در ماده۵۱۵ قانون مدنی صریحا مطالبه خسارت ناشی از عدم انجام تعهد قراردادی یا تأخیر در انجام آن را به استناد”اتلاف و تسبیب”تجویز کرده است.متن قسمت اوّل ماده چنین است:«خواهان،حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارت ناشی از دادرسی یا تأخیر انجام تعهّد یا عدم انجام آن را که به علّت تقصیر خوانده نسبت به ادای حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یا خواهد شد،همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تأخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید».طبق این ماده و نیز ماده۱۰قانون مدنی خسارت تخلف از تعهد زمانی قابل مطالبه است که تعهد مذکور جنبه قراردادی داشته باشد چراکه صرف تعهد ابتدائی یک طرفه هم از نظر فقها وهم از نظر حقوق دانان ایران لازم الوفا نیست بنابراین اولا ماده ۱۰ مذکور صریحا به قرارداداشاره کرده است ثانیا ماده ۵۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی باید حمل بر وجود قرارداد یا تعهد طرفینی یا شرط ضمن عقد شود.بنابر این بانکها به استناد این ماده قادر هستند که خسارت مذکور را از طریق تعهد طرفینی یا شرط ضمن عقد،نزد مقامات قضائی مطالبه نمایند.البته بعضی از بانکها برای محکم کاری در این خصوص گاه طی عقد صلح با مشتری که یک قرارداد داخلی است مثلا یک کالایی را با مشتری مصالحه می کنند و طی آن از مشتری تعهد به انجام معامله فروش اقساطی را تحصیل می کنند وگاه نیز مثلا مبلغ ده هزار ریال را طی قرارداد داخلی به مشتری قرض داده و در ضمن آن به عنوان شرط ضمن عقد لازم تعهد به خرید مذکور را از وی می گیرند.که گرچه یک قرارداد فیما بین به شمار می آید وطبق ماده ۱۰ قانون مدنی معتبر است اما صوری بودن آن همواره محتمل است زیرا معمولا مشتریان نسبت به چنین قراردادهای داخلی با مبالغ ناچیز قصد واقعی ندارند و”العقود تابعه للقصود”!
بنابر این بانکها چاره ای جز اتخاذ عملی یکی از راهکارهای سه گانه پیش گفته برای الزام مشتریان به تعهد مذکور ندارند.
با توجه به متن قرارداد های فروش اقساطی لازم است بیان کنیم که بند مربوط به تأخیر تأدیه اقساط،جریمه تأخیر تأدیه را متعرض شده است ولی بند مربوط به کشف بکارگیری کالا در شغلی دیگر یا عدم فعالیت مشتری در شغل اعلام شده مربوط به خسارت تخلف است و از نوع خسارت تأخیر تأدیه نمی باشد و گر چه به لحاظ عنوان متفاوتند اما به لحاظ نتیجه و حکم فقهی،یکی هستند،اما خسارت تخلف داخل در شرط جزایی تهدیدی است.در حالی خسارت تأخیر،تهدید مالی به حساب نمی آید.
متن مربوط به جریمه دیرکرد به شرح ذیل است«درصورت عدم تصفیه کامل بدهی در سررسید به علت تأخیر در تأدیه بدهی ناشی از این قرارداد از تاریخ سررسید تا تاریخ تصفیه کامل بدهی مبلغی به ذمه خریدار تعلق خواهد گرفت از این رو خریدار

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

با امضای این قرارداد تعهد نمود،علاوه بر بدهی تأدیه نشده به ازای هر سه هزار ریال ــــ ریال در روز نسبت به بدهی مذکور بر حسب مفاد این قرارداد به بانک بپردازد.»
متن خسارت تخلف نیز به شرح ذیل است:
«چنانچه خلاف امر فوق برای بانک مکشوف و محرز شود و یا آن که خریدار مورد معامله را در غیر شغل اعلام شده مذکور مورد استفاده قرار دهد تخلف از مفاد قرارداد محسوب و موجب حال شدن کلیه مطالبات بانک موضوع این قرارداد می شود و در آن صورت بانک حق و اختیار دارد معامله را فسخ و به استناد این قرارداد نسبت به مطالبه و وصول مطالبات خود و ما به التفاوت سود مورد انتظار بانک در بخش اقتصادی مذکور با نرخ سود مورد انتظار بانک در بخش اقتصادی خارج از فعالیت تعیین شده در این ماده طبق تعرفه مصوب شورای پول و اعتبار به عنوان خسارت اقدام نماید و در هر صورت تشخیص و محاسبه میزان خسارت ناشی از تخلف خریدار طبق مفاد این ماده با بانک است.»
۴-۳-۳-۲ تعدیل جریمه یا خسارت تأخیر
ممکن است چنین بحث شود که آیا تخفیف یا افزایش مبلغ مندرج در شرط جزایی به عنوان خسارت یا جریمه،پس از تحقق مورد تخلف،امکان دارد و یا خیر؟

عکس مرتبط با اقتصاد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:25:00 ب.ظ ]
1 3